سکوت بلند تقوایی





سکوت بلند تقوایی

۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۴۴

«اگر همه جهان از ریش من درآویزند که من آن نگویم، من آن بگویم و حرف من بدان کس رسد که من خواسته باشم.»

شمس تبریزی

ناصر گفت و همه شنیدند سکوت او را در بهترین سال‌های خلاقیت او که در سکوت گذشت. ناصر تقوایی هنرمندی نفیس بود و می‌دانست چه بگوید و می‌دانست هیچ نگوید و چگونه بسازد؛ سنجیده، به‌قاعده و سختگیر. 

اما ما امروز غرور او را جشن می‌گیریم؛ تن ندادن، آن‌چنان‌که زیبنده هنر است و هنرمند که ستاره راهنمای سلیقه و شعور و شعر و آنچه هنر و فرهنگ می‌نامیمش، او سرنمون بود. دیدگاه او، هنر او، بزرگ‌منشی و بی‌نیازی او و حقیقت بزرگ انتخاب او از او ستاره‌ای ساخت ماندگار و عبرت‌آموز. او انتخاب می‌کرد و به احدی اجازه نمی‌داد در سلیقه و انتخابش سرک بکشد و اجازه دهد یا ندهد. او در سلیقه و فهم مردم از سینما و حتی در ادبیات حضور همیشگی خواهد داشت. 


تصویری از یک تراژدی 

محمود مشرف آزاد (م آزاد) شاعر بزرگی بود از همان محفل بزرگ آبادان با نام‌های بزرگ در فقر و بی‌خبری زندگی کرد و مرد. همسرش، پری، خبر را داد. من و سیمین به خانه آزاد رفتیم برای مشایعت. تصویر حیرت‌آوری بود از درگذشت شاعر و آنها که تابوت شاعر را از در خانه‌اش مشایعت کردند. هیچ‌کس نبود جز خانواده آزاد و من و سیمین و ناصر تقوایی، همین.

چگونه می‌توانم از مرضیه وفامهر (چه نام باشکوه و پرمعنایی!) حرفی نزنم که در سخت‌ترین و تاریک‌ترین روزگاری که بر ناصر تقوایی گذشت، کنار او بود و زندگی‌اش در کنار ناصر تعریف همان زنی بود که دختران و زنان ایرانی آن را در خیابان‌های ایران فریاد زده‌اند و می‌زنند…

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق