انکار واقعیت، سرآغاز بی‌اعتمادی





انکار واقعیت، سرآغاز بی‌اعتمادی

۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۰

 «اسنپ‌بک شکست خواهد خورد»، «این تپانچه خالی است»، «فعال شدن مکانیزم ماشه اثری بر اقتصاد ندارد»؛ اینها تنها بخشی از موضع‌گیری‌هایی است که طی هفته‌های گذشته از زبان برخی مقامات کشور بارها و بارها تکرار شده است. جملاتی که هدفشان چیزی جز کم‌اهمیت جلوه دادن بازگشت تحریم‌ها و مرگ برجام نیست. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا واقعاً مکانیزم ماشه بی‌اثر است؟ یا مسئولان ترجیح می‌دهند بخشی از واقعیت را پنهان کنند تا التهاب جامعه فروکش کند؟

اگر این مکانیزم هیچ اثری بر اقتصاد و معیشت مردم ندارد، پس چرا سال‌ها برای مذاکره و رسیدن به برجام وقت و هزینه کشور صرف شد؟ چرا دیپلمات‌های ایرانی از این کشور به آن کشور رفتند، ساعت‌ها پای میز مذاکره نشستند و انرژی بسیاری برای توافق گذاشتند؟ اگر همه‌چیز «تپانچه خالی» بود، اساساً آغاز این مسیر چه توجیهی داشت؟ آیا همه آن سال‌ها اتلاف وقت و منابع ملی بود؟ این تناقض آشکار نشان می‌دهد ادعای بی‌اثر بودن مکانیزم ماشه بیشتر به شعاری سیاسی شبیه است تا تحلیلی واقعی.

البته آرام نگه‌داشتن جامعه در روزهای پرالتهاب سیاست خارجی ضروری است. درحالی‌که سایه جنگ از هر زمانی بیشتر بر سر کشور و مردم سنگینی می‌کند، طبیعی است مسئولان نخواهند با سخنان هیجانی بازار و فضای اقتصادی را متشنج‌تر کنند. اما مرز باریکی میان مدیریت فضا و تحریف واقعیت وجود دارد. زمانی که برخی مقامات بااطمینان از بی‌اثر بودن تحریم‌ها سخن می‌گویند، مردم این پرسش را بحق مطرح می‌کنند که پس آثار ملموس سال‌های گذشته چه بود؟ مگر نه اینکه همان قطعنامه‌هایی که روزی «کاغذپاره» خوانده شدند، اقتصاد ایران را زمین‌گیر کردند و زندگی عادی مردم را تحت‌الشعاع قرار دادند؟

مشکل آنجاست که برخی مسئولان گویی دچار فراموشی گزینشی شده‌اند. آنان یا نمی‌خواهند به یاد بیاورند یا ترجیح می‌دهند به روی خود نیاورند که تحریم‌های شورای امنیت چه پیامدهایی برای کشور داشت. اما حافظه مردم پاک نشده است. جامعه به‌خوبی به یاد دارد چگونه محدودیت‌ها، درآمدهای نفتی را کاهش داد، تجارت خارجی را فلج کرد و کوچک‌ترین فعالیت اقتصادی را پرهزینه و پرریسک ساخت. این تجربه تاریخی هنوز زنده است و نمی‌توان با چند جمله کلیشه‌ای آن را نادیده گرفت.

نکته تأسف‌بارتر آن است که گویی برخی تصمیم‌گیران فکر می‌کنند مردم نیز دچار فراموشی‌اند. درحالی‌که در عصر شبکه‌های اجتماعی و جریان آزاد اطلاعات، دسترسی به اخبار و تحلیل‌ها تنها چند ثانیه زمان می‌برد. جامعه امروز با نسل‌های قبل تفاوت دارد؛ شهروندان دیگر تنها شنونده روایت رسمی نیستند، بلکه منابع مختلف خبری و کارشناسی را دنبال می‌کنند و خود قدرت مقایسه و تحلیل دارند. پنهان‌کاری و کوچک‌نمایی مشکلات نه‌تنها دیگر کارساز نیست، بلکه نتیجه‌ای معکوس دارد: بی‌اعتمادی گسترده‌تر.

بی‌اعتمادی همان زخمی است که سال‌هاست رابطه مردم و حاکمیت را می‌آزارد. وقتی برخی مسئولان واقعیت‌ها را کتمان می‌کنند یا به‌گونه‌ای سخن می‌گویند که گویی همه‌چیز تحت کنترل است، درحالی‌که زندگی روزمره مردم چیز دیگری می‌گوید، شکاف بی‌اعتمادی عمیق‌تر می‌شود. مردم، بیش از هر چیز، صداقت می‌خواهند. حتی اگر شرایط دشوار باشد، حتی اگر تحریم‌ها بازگردند و فشار اقتصادی افزایش یابد، شنیدن حقیقت از زبان مسئولان می‌تواند بخشی از سنگینی بحران را کم کند.

اما تکرار جملاتی مانند «اثر ندارد»، «بیشتر جنگ روانی است»، «مشکلی ایجاد نخواهد شد» نه‌تنها امیدآفرین نیست، بلکه نوعی بی‌اعتنایی به حافظه و تجربه تاریخی مردم کشور است. جامعه انتظار ندارد مسئولان معجزه کنند یا همه مشکلات را یک‌شبه حل کنند؛ آنچه انتظار دارد، صراحت و شفافیت در بیان واقعیت‌هاست.

اکنون که نشانه‌های بازگشت تحریم‌های سازمان ملل آشکار است، شاید زمان آن رسیده که رویکرد صادقانه‌تری در پیش گرفته شود. پنهان کردن واقعیت‌ها به‌بهانه آرام‌سازی جامعه درنهایت به هزینه‌ای سنگین‌تر منجر خواهد شد. چه‌بسا اگر سال‌ها پیش درباره آثار واقعی تحریم‌ها با مردم صادقانه‌تر سخن گفته می‌شد، امروز اعتماد عمومی آسیب کمتری دیده بود.

مشکلات کشور به هر دلیلی که به‌وجود آمده باشد -چه به‌‌دلیل تحریم‌ها، چه به‌‌دلیل سوءمدیریت داخلی یا ترکیبی از هر دو- یک حقیقت انکارناپذیر است: اثرات بازگشت قطعنامه‌ها و فعال شدن مکانیزم ماشه بار دیگر بر دوش مردم سنگینی خواهد کرد. مسئولان، به‌جای انکار و تحقیر این تهدید، بهتر است با شجاعت بیشتری واقعیت را با مردم در میان بگذارند.

راه عبور از بحران، نه در شعارهای بی‌پایه و کوچک‌نمایی مشکلات، که در پذیرش واقعیت و همراه کردن مردم با حقیقت است. جامعه‌ای که در جریان امور قرار بگیرد، هرچند تحت فشار، اما همراهی خواهد کرد. اما مردمی که احساس کنند چیزی از آنان پنهان می‌شود، نه‌تنها همراهی نخواهند کرد بلکه فاصله‌شان از مسئولان بیشتر خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن