بررسی نظام فردمحور و چالش‌های حضور زنان در عرصه حفاظت در گفت‌وگو با «لیلا جولایی»

زنان؛ از میدان تا مدیریت محیط‌زیست

سیستم اداری ما در کشور فردمحور است و چندان از نظام راهبردی مشخصی پیروی نمی‌کند. حتی در دوره‌هایی حفاظت سیر قهقرایی داشته است





زنان؛ از میدان تا مدیریت محیط‌زیست

۲۱ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۰۰

«مردانه شمردن کار حفاظت صرفاً با خلاصه کردن حوزه فعالیت آن به کوهپیمایی، ساده‌انگارانه است.» رئیس اداره امور حیات‌وحش اداره‌کل محیط‌زیست فارس این جمله را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «زنان در محیط طبیعی، هم در فعالیت‌های میدانی و هم در بخش اداری و تصمیم‌گیری اثرگذار هستند.» «لیلا جولایی» متولد سال ۱۳۵۶ است. در مقطع کارشناسی در رشته زیست‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز و در مقطع ارشد در رشته محیط‌زیست گرایش تنوع‌زیستی علوم تحقیقات خوزستان تحصیل کرد. آن زمان، موقعیت‌های شغلی پیش رویش ارتباطی با رشته تحصیلی‌‌اش نداشت. سه سال بعد از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی، سازمان حفاظت محیط‌زیست آزمونی سراسری در کشور برگزار کرد. رشته زیست‌شناسی هم در فراخوان درج شده بود. او در این آزمون که در آن زمان به‌صورت کتبی و مصاحبه حضوری بود، شرکت کرد و پذیرفته شد. از سال ۸۳ در سازمان حفاظت‌ محیط‌زیست مشغول به کار است. جولایی را با سلامت اقتصادی، کار حرفه‌ای‌، ارتباط مستمر با تشکل‌ها و تلاش حداکثری برای حفاظت می‌شناسند. همین موضوع باعث شد سراغ او برویم و درباره اولویت‌های حفاظت در استان فارس و چالش‌های پیش روی ا‌و، به‌عنوان زنی که در حوزه محیط‌طبیعی در یک سازمان دولتی کار می‌کند، بپرسیم.

چرا محیط‌ طبیعی را انتخاب کردید؟ چند سال است که در این حوزه فعالیت می‌کنید؟

 محیط طبیعی حوزه‌ای مرتبط با علاقه‌مندی و رشته تحصیلی‌ام بود. اولین روزی که خودم را به کارگزینی اداره معرفی کردم و توضیحاتی از شرح وظایف محیط طبیعی و انسانی شنیدم، از خانم کارگزین درخواست کردم در بخش محیط طبیعی کار کنم و ایشان هم همراهی کردند. الان ۲۱ سال و ۵ ماه است که در محیط طبیعی فارس مشغول به کار هستم.


مجموعه ادارات محیط‌زیست استان فارس چند مدیر زن دارد؟ و این زنان بیشتر در کدام حوزه‌ها فعالیت می‌کنند؟ چند کارشناس زن داریم در مقابل؟

زنان در اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست در بخش‌های مختلف مدیریتی اعم از رئیس شهرستان و رئیس و کارشناس مسئول ادارات داخلی مشغول به‌کار هستند.


استان فارس دارای مناطق چهارگانه گسترده و متنوع است. وضعیت کدام‌یک به نظرتان سخت‌تر، پیچیده‌تر و حفاظت از آن دشوارتر است و برای این منطقه چه کاری باید انجام شود؟

به‌نظر من، موضوع حفاظت در پارک ملی بمو پیچیده‌تر و دشوارتر از سایر مناطق است. زیستگاه‌های اطراف پارک ملی بمو تغییر کاربری پیدا کرده‌اند و بخشی از زیستگاه عملاً تخریب شده و شکل طبیعی آن از بین رفته است. همچنین، جمعیت حیات‌وحش محصورشده در میان این تغییر کاربری‌ها که دیگر راهی به زیستگاه‌های اطراف ندارد، به‌شدت مورد تهدید شکار غیرمجاز است. با وجود این تهدیدات، غنای گونه‌ای بمو در همسایگی کلانشهر شیراز بی‌نظیر است و باید حفاظت شود. اولین قدم برای حفاظت از این منطقه این است که ارزش‌های واقعی پارک ملی بمو و نقش آن در ادامه حیات شهر شیراز و زرقان برای تصمیم‌گیران و ذی‌نفعان ملموس شود. اگر به‌دنبال حفاظت پایدار از این منطقه هستیم، باید سایر ذی‌نفعان اعم از دولتی و غیردولتی در حفاظت پارک سهیم شوند و نقش خود را به‌درستی ایفا کنند. به‌نظر من، باید پروژه‌ای اجتماعی-مشارکتیِ حفاظت‌محور برای این منطقه تعریف کرد و کار را با کمک یک تیم تسهیلگر حرفه‌ای پیش برد و مشکلات پارک را به‌طور اصولی حل کرد. این موضوع دغدغه تیم مدیریتی اداره‌کل نیز  است،‌ هر چند کار ساده‌ای نیست.

یکی دیگر از دغدغه‌های من موضوع گونه گورخر آسیایی در پارک ملی قطرویه است. ما در این منطقه بزرگترین جمعیت گونه در حال انقراض گور آسیایی را داریم. باید بتوانیم با حفاظت کریدورهای مهاجرتی این گونه در تعامل با استان‌های یزد و کرمان به گسترش زیستگاه‌های مطلوب و پراکنش گونه در این زیستگاه‌ها کمک و این گونه را از یک فضای جزیره‌ای خارج کنیم. با این راهکار از فشار این جمعیت بر مراتع پارک ملی قطرویه و تعارض گونه با کشاورزان کاسته می‌شود و به مفهوم واقعی گونه را حفظ می‌کنیم.

 

آیا ایده‌ای که برای احیای این منطقه دارید، در اداره‌کل جدی گرفته شده؟ چالش‌های پیش روی آن چه بوده است؟

تلاش‌هایی برای شکل‌گیری کمیته مدیریت پارک در سال‌های گذشته انجام شد، اما متأسفانه پارک ملی بمو همیشه در میانه‌ بحران است و به تصمیمات آنی نیاز دارد. برای تهیه برنامه‌ مدیریتی منطقه‌ای گورخر آسیایی در قطرویه پیشنهادی به سازمان ارسال شده است که مدیرکل‌ محیط‌زیست استان، خانم تاج‌گردون، از آن حمایت کرده‌اند؛ امیدوارم به‌زودی به نتیجه برسد.

 

مدیر چه پروژه‌ها و طرح‌هایی در استان بوده‌اید و مشکلات پیش روی آن چه بود؟

پروژه‌ها در اداره‌کل به‌صورت تیمی ‌و کار جمعی انجام می‌شود و فردمحور نیست. یکی از این طرح‌ها که در آن مشارکت داشته‌ام، تدوین برنامه مدیریت تالاب بختگان بود. فرایند تدوین این طرح براساس یک کار گروهی منسجم انجام شد و گام‌به‌گام و با مرور منابع پیش می‌رفت که برای من تجربه دلچسبی بود. تغییرات مدیریتی در سطح استان معمولاً از چالش‌های پیش روی طرح‌های مدیریتی مشارکتی است که باعث کند شدن اجرای برنامه‌ها می‌شود.

 

شما از جمله کارشناسان زن در سازمان هستید که حضور پررنگی در مناطق دارید. چطور توانستید در این سیستم رفت‌وآمدهایتان را حفظ کنید؟

این از خوش‌شانسی من بود که در مدت خدمتم مشکلی از طرف مسئولین مافوقم برای حضور در مناطق نداشتم و برعکس وقتی اشتیاق من را برای حضور در منطقه و  فعالیت‌های میدانی دیدند، تشویق و حمایت شدم. آقای ظهرابی که در حال حاضر معاون محیط طبیعی سازمان هستند، در آن زمان معاون محیط طبیعی فارس بودند و این فرصت را به من دادند که در پایش مناطق و فعالیت‌های مختلف، از سرشماری حیات‌وحش گرفته تا پروژه‌های مشارکتی، شرکت داشته باشم و این روند بعدها نیز ادامه پیدا کرد.

 

آیا در سرکشی  و بازدید از این مناطق به دلیل زن بودن دچار مشکلی شده‌اید؟

 در گذشته بعضی رفتارها این حس را القا می‌کرد که شما به‌عنوان یک کارشناس محیط طبیعی نادیده گرفته می‌شوید. مثلاً تجهیزاتی که برای کار میدانی خریداری می‌شد، مردانه بود و به زنان شاغل در محیط طبیعی نیز همان تجهیزات را تحویل می‌دادند. به‌مرور زمان، حضور زنان در این بخش به رسمیت شناخته شد و تلاش شد حتی امکانات پاسگاه‌ها نیز بنا به نیاز و رفاه زنان فراهم شود.

 

شما به این شناخته می‌شوید که ارتباطتان را با تشکل‌های تخصصی حیات‌وحش حفظ کرده‌اید،‌ حتی زمانی که مدیران اعتقادی به این مقوله نداشتند‌، دلیل اهمیت داشتن این موضوع از نظر شما چه بود و  آیا این رویه‌تان دردسرهایی هم برای شما ایجاد کرد؟

وقتی بخشی از نیروی جوان و کارآمد و علاقه‌مند بیرون از سازمان مشغول فعالیت هستند، چرا در راه حفاظت از حیات‌وحش از آنها حمایت نکنیم.؛ هر کدام از این بچه‌ها می‌توانند به‌جای ما، کارشناس شاغل در این سازمان باشند. من تلاشم را می‌کنم آدم‌ها را به‌هم وصل کنم تا در کنار هم فعالیت مؤثرتری داشته باشند و اگر از دستم بر بیاید، فرصتی را برای اینکه در مسیر علاقه‌شان حرکت کنند و تجربه کسب کنند، فراهم کنم. پس حتی اگر دردسری هم داشته باشد، به نتیجه‌اش می‌ارزد.


مدیران زیادی به اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست فارس آمده و رفته‌اند و شما شاهد تغییرات و اتفاقات زیادی بوده‌اید. چقدر این تغییر و تحول‌ها کار حفاظت را با اختلال مواجه می‌کرد یا آن را پیش می‌برد؟

متأسفانه سیستم اداری ما در کشور فردمحور است و چندان از نظام راهبردی مشخصی پیروی نمی‌کند. این‌طور می‌شود که در هر دوره‌ای، اولویت‌ها تغییر می‌کند. در دوره‌ای خیلی از فعالیت‌ها مسکوت می‌ماند و به‌اصطلاح کار می‌خوابد و در دوره‌ای سیستم به تکاپو می‌افتد. این کاملاً به رویکرد مدیران بستگی دارد. دوره‌هایی بود که حفاظت سیر قهقرایی داشت و متأسفانه جبران آن هم کار ساده‌ای نیست. یک مدیر می‌تواند با مهارتی که دارد قابلیت‌های نیروی انسانی خود را شکوفا کند و در مقابل آن، مدیرانی هستند که با تصمیم‌های اشتباه باعث سرخوردگی و بی‌انگیزگی افراد شوند.


چطور می‌توان فرصت‌های برابر برای زنان و مردان لااقل در سازمان حفاظت محیط‌زیست ایجاد کرد؟

راهی نیست مگر اینکه ملاک انتخاب و به‌کارگیری افراد متخصص، باتجربه و شایسته‌ای باشد که ارزیابی دقیقی درباره عملکردشان صورت گرفته. این دیدگاه زنانه–مردانه، به‌ویژه در بخش محیط طبیعی پررنگ‌تر است. به‌رغم حضور فعال زنان در بخش محیط طبیعی سازمان، مردانه شمردن کار حفاظت صرفاً با خلاصه کردن حوزه فعالیت آن به کوهپیمایی، ساده‌انگارانه است. زنان در محیط طبیعی هم در فعالیت‌های میدانی و هم در بخش اداری و تصمیم‌گیری اثرگذار هستند.

نکته دیگر اینکه ارتقای شغلی برای زنان به‌مراتب دشوارتر از مردان است. بنا به نگاه جامعه مردسالار گاهی قرار گرفتن زنان در پست‌های مدیریتی پذیرفتنی نیست و یک زن در جایگاه مدیریتی باید چندبرابر یک مرد توان بگذارد تا صرفاً شایستگی خود را نشان دهد. با مقایسه‌ آمار مدیران کل مرد و زن در استان‌ها، می‌توان به این دیدگاه پی برد. ما نمی‌توانیم توانایی بخشی از جامعه را به‌صرف جنسیت نادیده بگیریم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *