بایگانی مطالب برچسب: مدیریت تالاب

حقابه‌های کاغذی، تالاب‌های خشکیده

بحران تالاب‌ها و دریاچه‌های ایران سال‌هاست که به یکی از جدی‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی کشور بدل شده است. همگان می‌دانیم که ریشه‌های اصلی این بحران را باید در توسعه ناپایدار، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب و خاک و مدیریت بخشی و منفصل منابع‌طبیعی جست‌وجو کرد؛ الگویی که در تضاد با اصول توسعه پایدار و حفاظت از اکوسیستم‌های حساس آبی عمل کرده است. بااین‌حال، در کنار این عوامل بیرونی، یک بُعد کمتردیده‌شده نیز وجود دارد: چالش‌های نهادی و موانع درون‌سازمانی نهاد متولی محیط‌زیست، یعنی سازمان حفاظت محیط‌زیست. نهادی که اگرچه وظیفه سیاستگذاری، نظارت و پیگیری وضعیت محیط‌زیست کشور را برعهده دارد، اما ساختار درونی آن با وظایف و مسئولیت‌های رو به گسترش هم‌راستا نیست و نیازمند بازنگری اساسی است. این مطلب، نگاهی دارد به برخی از مهم‌ترین موانع ساختاری درون این سازمان که بر توان آن در ایفای نقش مؤثر در بازسازی اکوسیستم‌های تالابی کشور سایه افکنده‌ است؛ با این هدف که اصلاح ساختار، هم‌پای اصلاح سیاست‌های توسعه، در اولویت قرار گیرد.

زنان؛ از میدان تا مدیریت محیط‌زیست

«مردانه شمردن کار حفاظت صرفاً با خلاصه کردن حوزه فعالیت آن به کوهپیمایی، ساده‌انگارانه است.» رئیس اداره امور حیات‌وحش اداره‌کل محیط‌زیست فارس این جمله را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «زنان در محیط طبیعی، هم در فعالیت‌های میدانی و هم در بخش اداری و تصمیم‌گیری اثرگذار هستند.» «لیلا جولایی» متولد سال ۱۳۵۶ است. در مقطع کارشناسی در رشته زیست‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز و در مقطع ارشد در رشته محیط‌زیست گرایش تنوع‌زیستی علوم تحقیقات خوزستان تحصیل کرد. آن زمان، موقعیت‌های شغلی پیش رویش ارتباطی با رشته تحصیلی‌‌اش نداشت. سه سال بعد از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی، سازمان حفاظت محیط‌زیست آزمونی سراسری در کشور برگزار کرد. رشته زیست‌شناسی هم در فراخوان درج شده بود. او در این آزمون که در آن زمان به‌صورت کتبی و مصاحبه حضوری بود، شرکت کرد و پذیرفته شد. از سال ۸۳ در سازمان حفاظت‌ محیط‌زیست مشغول به کار است. جولایی را با سلامت اقتصادی، کار حرفه‌ای‌، ارتباط مستمر با تشکل‌ها و تلاش حداکثری برای حفاظت می‌شناسند. همین موضوع باعث شد سراغ او برویم و درباره اولویت‌های حفاظت در استان فارس و چالش‌های پیش روی ا‌و، به‌عنوان زنی که در حوزه محیط‌طبیعی در یک سازمان دولتی کار می‌کند، بپرسیم.

چین الگوی موفق شهرهای اسفنجی

|پیام ما| پانزدهمين نشست اجلاس جهانی كنوانسيون رامسر در شهر «ویکتوریا فالز» کشور زیمبابوه در حالی روز جمعه، سوم مرداد، شروع به کار کرد و تا ۹ مرداد ادامه دارد که در آن جایزه قهرمان جوان تالاب‌های جهان به «ایمان ابراهیمی»، حفاظت‌گر پرندگان، داده خواهد شد و همچنین «احمدرضا لاهیجان‌زاده»، معاون محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست که در رأس هیئتی کارشناسی در این نشست حضور دارد، به‌عنوان «نایب‌رئیس کنفرانس» انتخاب شده است. این کنوانسیون بیش از نیم‌قرن قبل در شهر رامسر و تنها با حضور ۱۷ کشور شکل گرفت، حالا بیش از ۱۷۰ عضو دارد و در تلاش است تا با کمک‌های فنی و مشورتی راهی برای حفاظت از تالاب‌ها و شهرهای تالابی جهان بیابد.

زمان طلایی نجات کانون‌های بحرانی از دست می‌رود

|پیام‌ما| جمعی از فعالان آب و محیط‌زیست سیستان‌وبلوچستان به «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور، نامه‌ای سرگشاده نوشته و در‌ آن نسبت به وضعیت شکننده و بحران‌های محیط‌زیستی سیستان‌وبلوچستان به‌ویژه منطقه سیستان هشدار داده‌اند و درخواست اقدامی عملی کردند. نامه‌ای که در آن از وضعیت محیط‌زیست این استان به‌ویژه تالاب هامون و پیامدهای تصمیم‌های دولت برای آن، ابزار نگرانی می‌کنند. این نامه هشدار می‌دهد: «تالاب بین‌المللی هامون منشأ غالب کانون‌های گردوغبار منطقه سیستان، ولایت‌های جنوب غربی افغانستان و ایالت بلوچستان پاکستان محسوب می‌شود. توده‌های گردوغبار با توجه به باد غالب منطقه، از جنوب ولایت فراه و ولایت نیمروز برخاسته و پس از ترکیب‌شدن با قریب به ۱۵۰ هزار هکتار خاستگاه‌های داخلی گردوغبار، شرایط آخرالزمانی را به سیستان تحمیل می‌کند.»

تالاب انزلی صاحب ندارد

پنج وزارتخانه و دو سازمان باید وظایفشان را درست انجام دهند تا تالاب انزلی زنده بماند. بااین‌حال، عدم هماهنگی و نبود یک نهاد مجری و ناظر واحد موجب شده است این دستگاه‌ها نتوانند به‌طور مؤثر و هم‌زمان اقدامات لازم را برای احیای تالاب انجام دهند. در غیاب این نهاد مجری، سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزارت نیرو، وزارت جهادکشاورزی،‌ وزارت راه‌و‌شهرسازی،‌ سازمان بنادر و دریانوردی، وزارت کشور و شهرداری توپ را به زمین دیگری می‌اندازند و در این میانه، تالاب انزلی است که در بحران دست‌وپا می‌زند.

مرگ تدریجی خلیج گرگان

به‌نظر می‌رسد ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالاب‌های کشور دارد خلیج گرگان را برای عبور از بدترین شرایطی که ممکن است طی ۲۵ سال آینده با آن روبه‌رو شود، آماده می‌کند. درحالی‌که پیشتر لایروبی کانال آشوراده به‌عنوان راه علاج خلیج گرگان معرفی می‌شد و اعتباری در حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برای آن صرف شد، اما حالا دولت می‌گوید این اقدام کافی نبوده است. بنابر آنچه معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان و مدیرکل حفاظت محیط‌زیست این استان به «پیام‌ما» می‌گویند و براساس آنچه در سال ۱۳۹۹ تکلیف شده است، حالا باید اقدام‌های دیگری هم بر خلیج انجام شود. بهمن امسال معاون اول رئیس‌جمهوری مصوبه انجام مطالعه برای پمپاژ‌ آب از دریای خزر به خلیج را امضا کرد. پمپاژی که گویا قرار است از دو منطقه، یکی در شرق و دیگری در غرب خزر، انجام شود. گرچه مجری این طرح وزارت نیرو خواهد بود، اما مطالعات آب از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست انجام می‌شود. طبق آخرین داده‌های موجود، خزر تا ۲۵ سال آینده به تراز ۳۳- خواهد رسید؛ ترازی که پیشتر آن را تجربه نکرده‎‌ایم. این کاهش تراز می‌تواند تمام پهنه ۵۱ هزار هکتاری خلیج گرگان را خشک و آن را به یک کانون نمکی تبدیل کند. اعتبار پیش‌بینی‌شده برای علاج خلیج گرگان عددی در حدود ۲.۳ هزار میلیارد تومان است.

سودای مسکن‌سازی در تالاب «خانمیرزا»

سه چشمه در منطقه‌اند؛ یکی آب سرد،‌ دومی‌ ولرم و سومی‌ گرم! آب هرکدام بخشی از زمین‌های کشاورزی را مشروب می‌کند؛ آن‌هم تنها برای چهار ماه!‌ هشت ماه دیگر آب هدر می‌رود. «محمد حسن‌زاده» فعال محیط‌زیست، می‌گوید که آب باید صرف مشروب‌شدن تالاب خانمیرزا شود. سعید یوسف‌پور مدیرکل محیط‌زیست استان چهارمحال‌وبختیاری هم معتقد است آب را می‌شود به تالاب رساند و آن را احیاء کرد،. در مقابل «خدایار باقری» مدیرکل راه و شهرسازی چهارمحال‌وبختیاری می‌گوید: دربارۀ کدام تالاب حرف می‌زنید؟ نه در اسناد‌ بین‌المللی، نه در اسناد ملی و نه در اسناد استانی تالاب خانمیرزا وجود ندارد!

رد ادعای «سلاجقه» دربارۀ دریاچۀ ارومیه

|پیام ما| اختلاف‌نظر کارشناسان با رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست بر سر وضعیت دریاچهٔ ارومیه ادامه دارد. در تازه‌ترین اظهارنظرها، «علی سلاجقه» رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، کاهش تراز دریاچۀ ارومیه را تکذیب کرده و گفته است: «آماری که در فضای مجازی توسط مدعیان حامی محیط‌زیست پخش می‌شود، کذب محض بوده و تراز دریاچه نسبت‌به ۱۶ خردادماه سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است.» اما آیا آن‌چنان‌که سلاجقه مدعی است، ادعای کاهش تراز دریاچه دروغ بوده است؟