روایتی از کودکی افغانستانی در ایران که قربانی خشونت، بیهویتی و بیقانونی است
کودکی میان دو مرز
۱۱ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۰۶
عبدالله، کودکی است که پس از آزارهای شدید از سوی پدرش، با جراحاتی جدی از بیمارستان رسول اکرم به یک مرکز نگهداری منتقل شد. با اینکه پزشکی قانونی آزارهای جسمی و جنسی را تأیید کرده، نداشتن مدارک هویتیِ پدر، مانع از پیگیری قضایی شده است. حالا در حالیکه دو نهاد مسئول هردو خواستار رد مرز کودکاند، مددکاران اجتماعی از واگذاری کودک به پدر یا بازگرداندنش به افغانستان، بهدلیل نبود همراه امن و شرایط نامساعد کشور، سر باز زدهاند.
عبدالله وقتی به ما رسید، شش ساله بود. از بیمارستان رسول اکرم منتقل شد، با آثار سقوط از ارتفاع، بدن زخمی، و روانی پر از ترس. کودک، قربانی پدری بود که او را نهتنها بهشدت کتک میزد، بلکه بارها گاز گرفته بود تا جایی که بیهوش شود. گزارش پزشکی قانونی، هم آسیبهای جسمی را تأیید کرده، هم تعرض جنسی را.
پدرش معلوم است. او را میشناسیم. بارها برای تحویل گرفتن فرزندش مراجعه کرده و پیگیر است. اما هیچ مدرک شناسایی ندارد. نه شناسنامه، نه کارت اقامت و نه هیچ سند دیگری. همین نبود مدرک، باعث شده نه بتوان روند قضایی برای دریافت دیه را پیش برد، نه بتوان حکم قانونی برای عدم صلاحیت پدر گرفت.
در این میان، مادر عبدالله مدتهاست از ترس خشونت، فرار کرده و او هم بیمدرک و ناپیداست. حالا در خلأ قانونیِ حمایت از کودک، دو نهاد مسئول هر دو بر رد مرز کودک تأکید دارند. میگویند چون تبعه افغانستان است، باید از ایران خارج شود؛ حتی اگر به پدر بازگردد. اما ما مقاومت کردهایم. نه از سر مخالفت با قانون، بلکه از سر مسئولیت انسانی.
عبدالله نه همراه امنی دارد، نه افغانستان در وضعیت سیاسی و اجتماعیایست که بتوان کودکی آسیبدیده را بیپناه در آن رها کرد. از نگاه ما، بازگرداندن او به آن سرنوشت، شکل دیگری از خشونت است.
در این میان، مسأله فقط خشونتهای گذشته نیست. عبدالله امروز هم با تبعیض دستوپنجه نرم میکند. با وجود پیگیریهای بسیار، هنوز موفق به دریافت کد یکتای کودک نشدهایم. همین یعنی عبدالله نمیتواند به مدرسه برود، دفترچه بیمه ندارد، و از بسیاری از حقوق اولیهی کودکان محروم است.
برای اولین بار، در تلاشیم راهی متفاوت تعریف کنیم. با همکاری یکی از فعالان اجتماعی افغانستان، در حال طراحی یک مسیر امن هستیم تا کودک در نقطهای مشخص در خاک افغانستان، نه به خانواده بلکه به یک مرکز شبهخانواده تحویل داده شود.
اما راه آسان نیست. نه قانونی برایش وجود دارد، نه تجربهای پیش از این. همه نیروهای مرزی افغانستان هماکنون درگیر بیش از ۱۰ هزار کودک رد مرز شدهاند. ما تلاش میکنیم در میان این آشوب، برای عبدالله راهی متفاوت بسازیم؛ پلی میان کشورها، برای حفظ امنیت کودک.
عبدالله، کودک هیچکس نیست. او نمایندهی هزاران کودکیست که قربانی بیهویتی، تبعیض، و خلاهای قانونیاند. صدای او را بشنویم، پیش از آنکه دوباره خاموش شود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید