بحران آب پایتخت و فرصت بازنگری و تغییر

تهران؛ سرمایه آبی خود را خورده است؟





تهران؛ سرمایه آبی خود را خورده است؟

۴ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۲۹

در روزهایی که گرمای طاقت‌فرسا، گنبد خود را روی تهران بنا کرده و دمای هوا از مرز ۴۰ درجه عبور کرده، این شهر نگران تأمین آب و روزهای پیش روی خود شده است. شیرهای آب اما با فشاری کم و صدایی ضعیف‌تر از همیشه می‌چکند و خبرها همه از مهر و آبان نگران‌کننده در این شهر می‌گویند. صدای آب، این‌بار یک هشدار جدی با خود دارد، اینکه تهران، پایتخت کم‌تحمل ایران، این روزها به ته خط آبی رسیده است. پشت سدهای نیمه‌خالی، خشکسالی پنج‌ساله‌ای ایستاده که با بی‌سابقه‌ترین کاهش ورودی آب به سدهای پایتخت گره خورده؛ اما شاید همه ماجرا فقط درباره آسمان بی‌باران نباشد. این بحران، قصه‌ای عمیق‌تر دارد: قصه فرسودگی حکمرانی آب، و مصرف‌گرایی بی‌حساب آبی که سرنوشت یک شهر را با اضطراب و نگرانی همراه کرده است.

میانگین بارندگی سالانه در تهران حدود ۲۴۰ میلی‌متر است و گاه‌گاهی تا ۳۸۰ میلی‌متر هم می‌رسد، اما از مهر سال گذشته تا امروز، تنها ۱۵۶ میلی‌متر بارش ثبت شده؛ یعنی ۳۱ درصد کمتر از پارسال و ۴۲ درصد پایین‌تر از میانگین نیم‌قرن گذشته. این یعنی پنج سال خشکسالی پیاپی، خشکی مستمر و بادوام، بدون بازسازی منابع آب سطحی و زیرزمینی.

در چنین شرایطی، سدهای اصلی تهران یعنی کرج، لار، لتیان و ماملو که منابع تأمین آب شرب بیش از ۱۰ میلیون شهرنشین‌اند، اکنون مجموعاً حدود ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب در پشت خود دارند؛ کمتر از یک‌سوم متوسط بلندمدت آنها. این درحالی‌است که سال گذشته در همین زمان، این سدها حدود ۳۷۰ میلیون مترمکعب آب داشتند و در دوره‌های نرمال، عدد ۵۷۰ میلیون مترمکعب هم تجربه شده است. افت وحشتناک ذخیره آب در این سدها، نه‌تنها رکورددار کاهش است، بلکه زنگ خطری جدی برای امنیت آبی پایتخت به‌شمار می‌رود.


چرا این اتفاق افتاده است؟

این یک بحران چندوجهی است و عمیق. نخست، اقلیم خشک و ناپایدار تهران است که در یک دهه اخیر با گرم‌شدن زمین، گرم‌تر و خشک‌تر شده است. دوم، توسعه افسارگسیخته شهری، بدون توجه به توان بوم‌شناختی منطقه و سوم، حکمرانی آبی‌ که بیش‌ازحد «سازه‌محور» و «عرضه‌محور» بوده و کمتر به مدیریت تقاضا و تغییر رفتار توجه کرده است.

در شعاع ۲۵۰ کیلومتری پایتخت، تقریباً هر منبع آبی‌ای که وجود داشته، مهار شده؛ یا با سد یا با طرح انتقال آب. در عوض، توجهی به مصرف‌ بی‌قاعده‌ در بخش خانگی، کاهش هدررفت و آب به‌حساب‌نیامده، گسترش بسیار زیاد مصرف‌کننده آب در شهرک‌های اقماری و اولویت ندادن به تجهیزات مصرف بهینه آب نشده است. تهران هر سال چیزی حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب مصرف می‌کند. شبکه پنجاه‌ساله فرسوده‌اش با اختلاف ارتفاع ۹۰۰ متری بین شمال و جنوب، در فشار بالا آب زیادی را هدر می‌دهد. درنتیجه، امروز کاهش فشار آب در شبکه نه یک انتخاب، که یک تصمیم ناگزیر فنی برای کنترل نشت و مصرف است.


از آسمان نبارید؛ در زمین چه کردیم؟

تهران در سال‌های اخیر، مثل یک کسب‌وکار بی‌درآمد، از سرمایه خورده است. این سرمایه، همان منابع زیرزمینی و پشت سدهایی بود که حالا ته کشیده‌اند. کاهش بی‌سابقه ورودی سدها در بهار امسال -برای مثال، ۹۲ درصد کمتر از نرمال در اردیبهشت- نشان داد که دیگر نمی‌توان منتظر معجزه باران ماند. پاییز آینده، یعنی آبان و آذر، اولین امید جدی برای بارش است. پس تا آن زمان، هر قطره باید حساب‌شده مصرف شود.


بحران، فقط کم‌آبی نیست

مسئله فقط فیزیکی و جغرافیایی و اقلیمی نیست؛ این یک بحران اجتماعی و حکمرانی است. ساختار تصمیم‌گیری در حوزه آب طی چهار دهه گذشته، بیشتر به ساخت تأسیسات و انتقال آب از گوشه‌وکنار تهران فکر کرده تا کنترل تقاضا و اصلاح رفتار مصرفی. سیاستگذاری‌های نادرست در حوزه تأمین آب سکونتگاه‌های جدید به هر قیمت، تجهیزات پرمصرف، فراموشی مدیریت تقاضا و نبود سیاست‌های مؤثر تشویقی برای صرفه‌جویی، راه را بر عبور از بحران بسته است.

از نگاه جامعه‌شناسی، آب فقط یک ماده حیاتی نیست؛ بخشی از قرارداد اجتماعی میان دولت و شهروندان است. وقتی آب هست، دولت مقبولیت دارد. وقتی آب کم می‌شود، فشار اجتماعی، نارضایتی، انتقاد و واگرایی گسترش می‌یابد. در چنین شرایطی، کاهش فشار آب در شبکه می‌تواند به‌راحتی به نارضایتی عمومی دامن بزند، مگر آنکه با روایت‌سازی، آموزش و مشارکت شهروندان همراه شود.


چه باید کرد؟

برای شرایط بحرانی کنونی راهکار هست، ولی ساده نیست. اول، باید بپذیریم که دوران وفور آب در تهران تمام شده است. تهران دیگر توان توسعه‌ جمعیت‌پذیر ندارد و باید ظرفیت پذیرش جمعیت و مهاجر را بازتعریف کند. دوم، کاهش مصرف در داخل شهر بالاخص در بخش مسکونی یعنی شرب و بهداشت، در کوتاه‌مدت تنها راه کنترل بحران است. نوسازی شبکه، مدیریت هوشمند فشار آب، کنترل نشت، اصلاح تعرفه‌ها و آموزش مصرف بهینه راهکاری میان‌مدت به حساب می‌آید.

سوم و شاید مهم‌تر از همه، بازسازی رابطه دولت با شهروندان برپایه مشارکت در تصمیمات آبی است. شهروندی که در جریان کم‌آبی باشد و نقشش را بداند، با مسئولیت‌پذیری بیشتری رفتار می‌کند. این یعنی بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای، آموزشی و فرهنگی در سطح ملی و محلی.

در مجموع باید گفت امسال منابع آب تهران به ته رسیده، نه‌فقط از نظر سدها، که از منظر سبک زندگی، الگوی مصرف و مدیریت آب. این بحران، فرصت بازنگری و تغییر است: از سازه‌محوری به تقاضامحوری؛ از مصرف بی‌حساب به صرفه‌جویی هوشمندانه. آینده آبی پایتخت، نه در آسمان، که در رفتار ماست چه در حوزه سیاستگذار و چه مردم. حالا وقت آن است که از مصرف درست آب، یک فضیلت و یک رفتار بهنجار جمعی بسازیم، نه یک عادت بی‌پاسخ.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی