مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی نقش مدارس در فقرزدایی را بررسی کرده است

آموزش، سرمایه‌ای برای عبور از فقر





آموزش، سرمایه‌ای برای عبور از فقر

۲۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۵۰

|پیام ما| آموزش به‌عنوان کلید رهایی از چرخه فقر شناخته می‌شود، اما دستیابی به عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری برای کودکان فقیر همواره با چالش‌های عمیقی همراه بوده است. بااین‌حال، دسترسی به آموزش باکیفیت برای کودکان خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه در مناطق محروم، همواره با موانع ساختاری و فرهنگی متعددی روبه‌رو بوده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «فقرزدایی مدرسه‌محور» به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان از مدارس به‌عنوان پایگاه‌های اجتماعی برای شناسایی، حمایت و توانمندسازی کودکان فقیر و خانواده‌های آنان استفاده کرد؛ آن‌هم در شرایطی که روﻧﺪ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ در ﺳﺎلﻫﺎى ﭘﺎﻳﺎن دﻫﻪ ٩٠ در ایران ﺷﻴﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮى ﮔﺮﻓﺘﻪ و در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪود ﻳک‌ﺳﻮم ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﺸﻮر زﻳﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ.

ﻛﻮدﻛﺎن ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎى ﻓﻘﻴﺮ ﺑﻴﺶ از دﻳﮕﺮ ﻛﻮدﻛﺎن در ﻣﻌﺮض ﺗﺮک ﺗﺤﺼﻴﻞ و ﺑﺎزﻣﺎﻧﺪگی از ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش خود به این موضوع اشاره می‌کند از ﺧﻼل اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺣﻤﺎیتی میﺗﻮان اﻳﻦ ﻛﻮدﻛﺎن و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎى آﻧﻬﺎ را ﺗﺮﻏﻴﺐ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر در ﻣﺪرﺳﻪ ﻛﺮد، اﻣﺎ ﺣﻀﻮر در ﻛﻼس درس ﺑﻪ‌ﺗﻨﻬﺎیی نمی‌ﺗﻮاﻧﺪ در ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻴﺰان ﻓﻘﺮ ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻛﻴﻔﻴﺖ آﻣﻮزش در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن عاملی ﻣﻬﻢ و ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬار اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع ﻋﺪاﻟﺖ آﻣﻮزشی ﮔﺮه ﺧﻮرده اﺳﺖ. به این معنا که از طریق ﻣﺪرﺳﻪ می‌ﺗﻮان ﺑﻪ ﻛﻮدﻛﺎن و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎى آﻧﻬﺎ دﺳﺘﺮسی ﭘﻴﺪا ﻛﺮد و ﺧﺪﻣﺎت ﺣﻤﺎیتی ﻣﻮردﻧﻴﺎز را ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اراﺋﻪ داد ﺗﺎ از ﻳﻚﺳﻮ، ﺟﻠﻮى ﺑﺎزﻣﺎﻧﺪگی از ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻛﻮدﻛﺎن ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد و ازﺳﻮى دﻳﮕﺮ، آﻣﻮزش ﺑﺎﻛﻴﻔﻴﺖ و دﻳﮕﺮ ﺧﺪﻣﺎت ﺣﻤﺎیتی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺸﺎوره ﺑﻪ آﻧﻬﺎ و ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎﻳﺸﺎن اراﺋﻪ ﺷﻮد ﺗﺎ از اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺘﻮان ﭼﺮﺧﻪ ﻓﻘﺮ اﻳﻦ ﻛﻮدﻛﺎن را ﺷﻜﺴﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ را از ﻓﻘﻴﺮﺗﺮ ﺷﺪن در آﻳﻨﺪه ﻧﺠﺎت داد.

در بخش خلاصه مدیریتی این پژوهش آمده است ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ دوﻟﺖﻫﺎ ﺑﺮاى رﻫﺎیی از ﻓﻘﺮ در آﻳﻨﺪه، ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ روى آﻣﻮزش ﻛﻮدﻛﺎن ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬارى ﻛﻨﻨﺪ: «اﻳﻦ در ﺷﺮایطی اﺳﺖ ﻛﻪ در راﺑﻄﻪاى ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ، اﻓﺮاد ﻓﻘﻴﺮ اﻣﻜﺎن دﺳﺘﺮسی ﻛﻤﺘﺮى ﺑﻪ آﻣﻮزش، ﺑﻪوﻳﮋه آﻣﻮزش ﺑﺎﻛﻴﻔﻴﺖ، دارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ نمی‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ از ﻓﻘﺮ رﻫﺎ ﺷﻮﻧﺪ و آﻣﻮزش را ﺑﻪﻋﻨﻮان راهی ﺑﺮاى ﻧﺠﺎت ﺧﻮد ﺑﻪ‌ﻛﺎر ﮔﻴﺮﻧﺪ.»


ظرفیت ۱۰۵ هزار مدرسه در ایران؛ فرصت خوبی برای فقرزدایی

ﻃﺒﻖ آﺧﺮﻳﻦ ﮔﺰارش ﭘﺎﻳﺶ ﻓﻘﺮ ﻣﺮﻛﺰ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎى ﻣﺠﻠﺲ، روﻧﺪ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ در ﺳﺎلﻫﺎى ﭘﺎﻳﺎن دﻫﻪ ۹۰ ﺷﻴﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮى ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪود ﻳﻚﺳﻮم ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﺸﻮر زﻳﺮ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ﻗﺮار دارﻧﺪ: «اﻓﺰاﻳﺶ ﺷﻜﺎف ﻃﺒﻘﺎتی و ﻣﺤﺮوﻣﻴﺖ نسبی میﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮوز ﻧﺎرﺿﺎیتیﻫﺎ و ﻧﺎآرامیﻫﺎیی در ﻣﻴﺎن ﻃﺒﻘﻪ ﻓﺮودﺳﺖ ﺷﻮد و ازﺳﻮى دﻳﮕﺮ، آﺳﻴﺐﻫﺎى اﺟﺘﻤﺎعی ﻓﺮاوانی را ﺑﻪ‌دﻧﺒﺎل ﺑﻴﺎورد. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻧﺸﺎن می‌دﻫﻨﺪ ﻣﻘﻮﻟﻪ رﻓﺎه و ﺗﺄﻣﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎعی ﺑﻪﺧﺼﻮص در ﻛﺸﻮرﻫﺎى درﺣﺎل‌ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﻤﭽﻮن اﻳﺮان، از وﻇﺎﻳﻒ اﺻلی دوﻟﺖﻫﺎ برای دستیابی ﺑﻪ رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺤﺴﻮب می‌ﺷﻮد.»

از ﻣﻴﺎن ﺣﻮزهﻫﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ وﺿﻌﻴﺖ ﻓﻘﺮ و ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮى، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﺴﻴﺎرى ﺑﺮﻧﻘﺶ ﻛﻠﻴﺪى آﻣﻮزش و ﻧﻈﺎم آﻣﻮزشی در ﻛﺎﻫﺶ ﻓﻘﺮ و ﺑﻪﺧﺼﻮصﺟﻠﻮﮔﻴﺮى از ﺑﻴﻦنسلی ﺷﺪن ﻓﻘﺮ ﺗﺄﻛﻴﺪ میﻛﻨﻨﺪ: «ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه، در ﺳﻨﺪ ﺗﺤﻮل ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ آﻣﻮزش‌وﭘﺮورش، ﻣﺪرﺳﻪ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﺮﻛﺰ ﻛﺎﻧﻮن ﻣﺤﻠﻪ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺗﺤﻘﻖ ﻧﻘﺶ ﻣﺤﻮرى ﻣﺪرﺳﻪ ﻫﻢزﻣﺎن و در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻬﺎدﻫﺎى ﻣﺤﻠﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺴﺎﺟﺪ و… ﺑﻪﻋﻨﻮان یکی از اﻫﺪاف ﻋﻤﻠﻴﺎتی ﺳﻨﺪ ﺗﺤﻮل (بند «۷») آﻣﺪه اﺳﺖ.»

نویسندگان به این موضوع اشاره می‌کنند اﻳﺮان داراى ﺑﻴﺶ از ۱۰۵ ﻫﺰار ﻣﺪرﺳﻪ اﺳﺖ و اﻳﻦ ﮔﺴﺘﺮدگی ﻧﻬﺎدى ﻇﺮﻓﻴﺖ مهمی ﺑﺮاى ﺳﻴﺎﺳﺘﮕﺬارى در ﻫﺮ ﺣﻮزه‌اى ازﺟﻤﻠﻪ ﻓﻘﺮزدایی اﺳﺖ. 


آموزش می‌تواند ۱۷۱ میلیون نفر را از فقر شدید نجات دهد

پژوهش «فقرزدایی مدرسه‌محور» اشاره می‌‌کند آﻣﻮزش، اﻏﻠﺐ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮاﺑﺮى‌ﺳﺎز ﺑﺰرگ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ میﺷﻮد؛ زﻳﺮا می‌ﺗﻮاﻧﺪ درى را ﺑﻪ روى ﻣﺸﺎﻏﻞ، ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻬﺎرتﻫﺎیی ﺑﺎز ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮد ﻛﻤﻚ میﻛﻨﺪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻛﻨﺪ: «درواﻗﻊ، ﻃﺒﻖ ﮔﺰارش ﻳﻮﻧﺴﻜﻮ، اﮔﺮﻫﻤﻪ داﻧﺶآﻣﻮزان در ﻛﺸﻮرﻫﺎى ﻛﻢدرآﻣﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﻬﺎرتﻫﺎى اوﻟﻴﻪ ﺧﻮاﻧﺪن را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻧﻪ ﻫﻴﭻ‌ﭼﻴﺰ دﻳﮕﺮى، ﺣﺪود ۱۷۱ ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻧﻔﺮ می‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ از ﻓﻘﺮ ﺷﺪﻳﺪ ﻧﺠﺎت ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻨﺪ. اﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﺑﺰرگساﻻن ﺗﺤﺼﻴﻼت ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ را ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﻨﻨﺪ، میﺗﻮاﻧﻴﻢ ﻧﺮخ ﻓﻘﺮ ﺟﻬﺎنی را ﺑﻪ ﺑﻴﺶ از ﻧﺼﻒ ﻛﺎﻫﺶ دﻫﻴﻢ.»

این گزارش اضافه می‌کند در ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ﺟﻬﺎن، ۲۵۸ ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻳﺎ ۱۷ درﺻﺪ از ﻛﻮدﻛﺎن، ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن و ﺟﻮاﻧﺎن ﺟﻬﺎن ﺗﺤﺼﻴﻞ نمی‌ﻛﻨﻨﺪ: «اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ در ﻛﺸﻮرﻫﺎى درﺣﺎلﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ: ۳۱ درﺻﺪ در ﺟﻨﻮب ﺻﺤﺮاى آﻓﺮﻳﻘﺎ و ۲۱ درﺻﺪ در آﺳﻴﺎى ﻣﺮﻛﺰى، در ﻣﻘﺎﺑﻞ ۳ درﺻﺪ در اروﭘﺎ و آﻣﺮﻳﻜﺎى ﺷﻤﺎلی. ﺑﺮاى ﻣﺜﺎل، ﺑﺮاى داﻧﺶآﻣﻮزان ۱۵ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺮزیلی ۷۵ ﺳﺎل ﻃﻮل میﻛﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻧﻤﺮات ﻛﺸﻮرﻫﺎى ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪﺗﺮ در رﻳﺎﺿﻴﺎت و ﻧﺮخ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ فعلی‌ﺷﺎن در ﺧﻮاﻧﺪن، ﺑﻴﺶ از ۲۶۰ ﺳﺎل ﻃﻮل میﻛﺸﺪ تا ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺑﺮﺳﻨﺪ. در ﻣﻘﺎﺑﻞ، در ﻣﻜﺰیک ۸۰ درﺻﺪ از ﻛﻮدﻛﺎن ﺑﻮمی در ﭘﺎﻳﺎن دوره اﺑﺘﺪایی ﺑﻪ ﺳﻄﻮح ﭘﺎﻳﻪ در ﺧﻮاﻧﺪن و رﻳﺎضی دﺳﺖ نمی‌ﻳﺎﺑﻨﺪ و ﻧﻤﺮه ﺑﺴﻴﺎر ﻛﻤﺘﺮى از ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ داﻧﺶآﻣﻮزان دﺑﺴﺘﺎنی میﮔﻴﺮﻧﺪ.»

ﻓﻘﺮ، ﺗﻘﺎﺿﺎ را ﺑﺮاى آﻣﻮزش و ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻛﺎﻫﺶ می‌دﻫﺪ و میﺗﻮان ﮔﻔﺖ ارﺗﺒﺎط ﻣﻴﺎن آﻣﻮزش و ﻓﻘﺮ، ارﺗﺒﺎطی دوﺳﻮﻳﻪ اﺳﺖ: «در اﻳﺮان، ﻣﻄﺎﻟﻌات ﻧﺸﺎن می‌دﻫﺪ ﺣﺪود ۵۰ درﺻﺪ از ﺑﺎزﻣﺎﻧﺪگی از ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻛﻮدﻛﺎن ﺗﻌﻠﻴﻢﭘﺬﻳﺮ در اﻳﺮان ﺑﻪﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ و ﻏﻴﺮﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ وﺿﻌﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎدى ﺧﺎﻧﻮار ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ.»


استفاده از یارانه‌های نقدی مشروط (CCT)

برنامه‌های یارانه نقدی مشروط (CCT) در کشورهای مختلف به‌عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مبارزه با فقر به‌ویژه در حوزه آموزش و سلامت کودکان شناخته شده‌اند. در این برنامه‌ها، خانوارهای فقیر در ازای انجام برخی اقدامات مانند ثبت‌نام فرزندان در مدرسه یا مراجعه به خدمات بهداشتی، مبالغی نقدی دریافت می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند این سیاست‌ها منجر به افزایش نرخ ثبت‌نام، بهبود حضور دانش‌آموزان و تا حدی کاهش فقر شده‌اند، اما همچنان با چالش‌هایی در بهبود کیفیت آموزش و یادگیری مواجه‌اند.

نویسندگان اشاره کرده‌اند هدف اصلی این برنامه‌ها، ترغیب خانواده‌های کم‌درآمد به سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی فرزندان‌شان است. پرداخت‌های مشروط نه‌تنها مصرف خانوارها را افزایش داده و فقر را کاهش داده‌اند، بلکه باعث افزایش چشمگیر در ثبت‌نام دانش‌آموزان، خصوصاً در مناطق روستایی شده‌اند. بااین‌حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که این افزایش ثبت‌نام لزوماً منجر به بهبود نتایج یادگیری نشده است. همچنین، استفاده از خدمات بهداشتی نیز افزایش یافته، اما همیشه به بهبود وضعیت تغذیه یا سلامت کودکان نینجامیده است. بنابراین، برای بهره‌برداری کامل از ظرفیت این برنامه‌ها، لازم است آنها با سیاست‌های مکمل در جهت ارتقای کیفیت آموزش و خدمات بهداشتی ترکیب شوند.


برنامه موفق کلمبیا با یارانه‌های نقدی مشروط

یکی از مطالعات موردی درباره کلمبیا انجام شده است. برنامه CCT در کلمبیا یکی از نمونه‌های برجسته در سطح جهانی به‌شمار می‌رود. این برنامه که ابتدا در سال ۲۰۰۱ آغاز شد، شامل پرداخت نقدی به خانواده‌های فقیر دارای فرزند بود، مشروط به انجام معاینات بهداشتی برای کودکان زیر هفت سال و حضور ۸۰ درصدی در مدرسه. اثرات مثبت آن بر ثبت‌نام در مدارس، به‌ویژه در مقاطع متوسطه و مناطق روستایی، چشمگیر بود. مثلاً حضور نوجوانان روستایی در مدارس ۱۷.۵ درصد و در مناطق شهری ۷.۸ درصد افزایش یافت. همچنین، در کودکان ۸ تا ۱۱ سال نیز به‌ترتیب در شهرها ۳.۴ و در روستاها ۶.۱ درصد رشد ثبت‌نام مشاهده شد.

با گذشت زمان، این برنامه بهبود یافت و در سه فاز گسترش پیدا کرد. در فاز نخست، شهرهای کوچک تحت پوشش قرار گرفتند و یارانه‌ها به تفکیک مقاطع تحصیلی تعیین شدند. در فاز دوم (۲۰۰۷)، شهرهای بزرگ نیز وارد برنامه شدند و یارانه آموزش ابتدایی برای مناطق شهری حذف شد، چراکه ارزیابی‌ها نشان داد اثر چشمگیری بر ثبت‌نام ابتدایی در این مناطق نداشته است. درعوض، مبلغ یارانه تغذیه برای کودکان افزایش یافت و ساختار پرداخت‌ها به‌گونه‌ای طراحی شد که با هر پایه تحصیلی افزایش یابد تا انگیزه ادامه تحصیل در دبیرستان‌ها تقویت شود.

در فاز سوم که از سال ۲۰۱۲ آغاز شد و نسخه فعلی برنامه محسوب می‌شود، پرداخت‌ها با توجه به شرایط منطقه‌ای تنظیم شده‌اند و خانواده‌هایی که در مناطق فقیرتر زندگی می‌کنند، یارانه بیشتری دریافت می‌کنند. همچنین، تمام کودکان در سن مدرسه مشمول یارانه تحصیلی شده‌اند و حتی کودکان پنج‌ساله درصورت ثبت‌نام در پیش‌دبستانی نیز از این مزایا بهره‌مند می‌شوند.

به‌طورکلی، تجربه کلمبیا نشان می‌دهد طراحی دقیق و تدریجی، هدف‌گیری گروه‌های آسیب‌پذیر و هماهنگی با سایر سیاست‌های اجتماعی می‌تواند منجر به موفقیت قابل‌توجه در ارتقای دسترسی آموزشی و بهبود زندگی گروه‌های فقیر جامعه شود.


شیوه‌های فقرزدایی در مدارس

نویسندگان به سه شیوه فقرزدایی مدرسه‌محور اشاره می‌کنند که «ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎى ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺸﺮوط از ﺧﺎﻧﻮار ﻛﻮدک» یکی از آنهاست: «اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﭘﻮل ﻧﻘﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﻛﻮدﻛﺎن ﭘﺮداﺧﺖ می‌ﻛﻨﻨﺪ، درﺻﻮرتیﻛﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺮخی ﺷﺮوط ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻀﻮر ﻛﻮدک در ﻛﻼس درس ﻳﺎ ﺑﺮرسی ﺳﻼﻣﺖ ﻛﻮدک ﺑﻪﺻﻮرت ﻣﻨﻈﻢ را اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ.»

«ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﺪارس ﺑﺎ ﻓﻘﺮ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﻣﺪارس ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺑﺎﻻ از ﻃﺮﻳﻖ ارﺗﻘﺎ و ﺑﻬﺒﻮد ﻛﻴﻔﻴﺖ آﻣﻮزش در ﻣﺪرﺳﻪ» یکی از موارد دیگر است: «اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪﺟﺎى آﻧﻜﻪ ﺑﺮ ﺣﻀﻮر ﺻﺮف ﻛﻮدﻛﺎن در ﻣﺪرﺳﻪ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻛﻴﻔﻴﺖ آﻣﻮزش ﻛﻮدک و ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﻴﺖ ﻛﻮدﻛﺎن ﻓﻘﻴﺮ و ﺣﺘﻲ ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎﻳﺸﺎن در اﺑﻌﺎد ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺗﺄﻛﻴﺪ دارد. در اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از روشﻫﺎى ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﺮاى ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﻴﺖ آﻣﻮزشی ﻛﻮدﻛﺎن ﻓﻘﻴﺮ و ﺑﻬﺒﻮد ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎﻧﻮاده آﻧﻬﺎ اﺳﺘﻔﺎده می‌ﺷﻮد.

مورد سومی که نویسندگان به آن می‌پردازند، «ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎﻟﺴﺎخی» است که در ﻣﺆﺳﺴﻪ «ﭘﺮﻳﺜﺎم» در ﻫﻨﺪ اﻧﺠﺎم می‌ﺷﻮد: «در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎﻟﺴﺎخی در ﻫﺮ ﻛﻼس درس، ﺑﻴﺴﺖ داﻧﺶآﻣﻮزى ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻛﻤﻚدرسی ﻧﻴﺎز دارﻧﺪ، ﺷﻨﺎﺳﺎیی می‌ﺷﻮﻧﺪ و آﻧﻬﺎ را ﻧﺰد ﺑﺎﻟﺴﺎخی، زن ﺟﻮانی از ﻣﺤﻠﻪ، می‌ﻓﺮﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ در درسﻫﺎیی ﻛﻪ ﺿﻌﻴﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ.»

نویسندگان نتیجه‌گیری کرده‌اند اهمیت آموزش کودکان خانواده‌های فقیر و حاشیه‌ای مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا آموزش باکیفیت می‌تواند آنان را از فقر نجات دهد و به مبارزه موفق با فقر در جامعه کمک کند. معمولاً حمایت‌های اجتماعی شامل خدماتی مانند حضور کودکان در مدرسه و ارائه خدمات سلامت و تغذیه است، اما صرف این حمایت‌ها کافی نیست و باید آموزش مهارت‌های ویژه با کیفیت در کنار آنها ارائه شود. کشورهای مختلف راه‌حل‌های متعددی برای رفع ضعف آموزشی کودکان فقیر به‌کار گرفته‌اند، از جمله حمایت مشروط از دانش‌آموزان و خانواده‌ها، به‌گونه‌ای‌که کودکان حداقل سلامت و توان لازم برای تحصیل را داشته باشند. نمونه موفقی از این روش‌ها، مدارس با فقر بالا و عملکرد بالا در آمریکا و انگلستان است که با ایجاد فضای خاص آموزشی، ارتباط نزدیک با خانواده‌ها و فعالیت‌های متنوع تلاش می‌کنند کیفیت آموزش کودکان فقیر را ارتقا دهند. بنابراین، برای انتخاب روش‌های آموزشی مناسب در ایران، لازم است وضعیت فقر و رابطه آن با آموزش بررسی شود و عملکرد روش‌های پیشین و نوین به‌دقت ارزیابی شود تا نقاط ضعف رفع و روش‌های کارآمد توسعه یابند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه