درباره زخم‌هایی که پس از جنگ، سر باز کرده است

بس دل و دیده که در خون جگر خواهد بود





بس دل و دیده که در خون جگر خواهد بود

۶ تیر ۱۴۰۴، ۱۵:۵۸

جنگ تمام شد، اما زخم‌ها تازه سر باز کرده است. جنگ تمام شد و ما به خان‌و‌مان خود بازگشتیم و زندگی روزانه و روزمره را از سر گرفتیم و برای رفع و دفع زهرهایش دوباره دور هم می‌نشینیم و با دوستان و خانواده گپ می‌زنیم و خود را خالی می‌کنیم و برای بازگشت به روند و روال معمول زیست آماده می‌شویم.

اما این چند روزِ پس از خاموشی شعله‌های آتش جنگ، مدام به خون‌های بی‌گناهِ ریخته‌شده و خانواده‌های عزیزازدست‌داده و آدم‌های قطع‌‌عضوشده و خانه‌های بی‌سببْ آوارشده و ماشین‌های بی‌دلیلْ نابودشده و مغازه‌ها یا کسب‌وکارهای بی‌علتْ ازبین‌‌رفته فکر می‌کنم. به آنانی که از حالا، به‌دنبال پادزهرِ پس از زده‌شدنِ سوت پایان جنگ می‌گردند و می‌چرخند. به مردمی که پس از آتش‌بس باید در پی مرهم و التیام باشند. فراموش که نمی‌توانند بکنند و اصلاً مگر می‌شود غم‌هایی چنین سترگ و بزرگ را از یاد برد. خانواده‌ای که عزیزش که برای کار معمول یا امرار معاش از خانه بیرون رفته را از کف داده و چندروز منتظر پیکرش مانده یا تکه‌تکه‌شده تحویلش گرفته. کسی که چشمی یا دستی یا پایی یا همه را در پی انفجار یا سقوط آوار باخته. فردی که خانه یا ماشین یا محل کسبش را دیگر ندارد. ضرر و زیان مالی جبرانش دشوار است و شاید حالاحالاها نتوان ترمیم و تلافی‌اش کرد، اما فقدان دوست یا خانواده خودِ خودِ خسران است و درمان‌ناپذیر، و با بحران روحی و روانی ناشی از آن سخت می‌توان کنار آمد.

این‌روزها به همه آنان باید بیندیشیم. ما اگر چیزی از دست ندادیم و تنها درگیر و گرفتارِ ترس و هراسِ ناشی از صداهای مهیب انفجار و بمباران هستیم، اما آنان روزگاری دیگر را تجربه می‌کنند و از سر می‌گذرانند. درد ما به‌هرروی تمام می‌شود، اما رنج آنها تازه آغاز شده است.

زیادی به حال خود دلخوش نباشیم و حال آنان را ببینیم و کاش اگر دستمان می‌رسد و می‌توانیم، در کنار داغ جان‌کاهشان باشیم.

«تیتر – مصراعی سروده سیف فرغانی»

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *