بی‌رسانه، بی‌دفاع؛ ایران در جنگ روایت تنهاست

چرا حضور رسانه‌های بین‌المللی در ایرانِ امروز حیاتی است؟





بی‌رسانه، بی‌دفاع؛ ایران در جنگ روایت تنهاست

۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۳۱

اگر امروز دوربینی نباشد، فردا حقیقتی نخواهد بود. جهان براساس روایت شکل می‌گیرد و تنها آن‌کس شنیده می‌شود که دیده شده باشد. درهای ایران به روی رسانه‌های جهانی بسته است و در غیاب تصویر، روایت‌ها به‌نفع آن‌سوی میدان نوشته می‌شوند. اسرائیل موشک می‌زند و هم‌زمان، تصویرش را به جهان مخابره می‌کند. ایران اما قربانی می‌دهد بی‌ آنکه جهان چهره‌ آن قربانی را به چشم دیده باشد.

در جهانی که «روایت» تعیین می‌کند چه کسی مظلوم است و چه کسی متجاوز، نبود رسانه‌های معتبر خارجی در ایران یعنی واگذاری سلاح روایت به دست دشمن. امروز دوربین خبرنگار خارجی فقط یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست، بخشی از پدافند ملی ماست. دری که باز نشود، صدایی از آن بیرون نمی‌آید.

 

روایت، پدافندی که باید جدی بگیریم

رسانه تنها ابزاری برای اطلاع‌رسانی نیست؛ در سیاست و جنگ‌ امروز، رسانه بخشی از نبرد است. روایت‌ها افکار عمومی را شکل می‌دهند، تصمیم‌های سیاسی را می‌سازند و گاه نتیجه‌ یک بحران را تعیین می‌کنند. اسرائیل این را خوب می‌داند. دفتر خبرگزاری‌های  CNN، BBC، AP  و رسانه‌های دیگر بین‌المللی در اسرائیل نه‌تنها فعال هستند، بلکه زیر حمایت نظام سیاسی این کشور به کار خود ادامه می‌دهند.

هر گلوله‌ای که به‌سمت سرزمین‌های اشغالی می‌رود، بلافاصله در قالب عکس، مصاحبه و گزارش منتشر می‌شود. خبرنگاران بین‌المللی با جلیقه‌های ضدگلوله روی پشت‌بام‌ها هستند، در نزدیکی پناهگاه‌ها، در بیمارستان‌ها. آنها روایت را همان‌جا می‌سازند که اتفاق افتاده است.

در مقابل، برای مخاطب خارجی، ایران تصویری خاکستری و نامرئی دارد. نه دوربین‌هایی که روایت را مستند کنند، نه خبرنگارانی که در جهان اعتبار حرفه‌ای داشته باشند. رسانه‌های داخلی محدودند و به دلایل احتمالا امنیتی درهای کشور را به روی خبرنگاران خارجی بسته‌ایم. این شکاف، همان‌قدر خطرناک است که شکاف در پدافند هوایی.

 

چرا باید ایران درهایش را باز کند؟

مشروعیت‌بخشی به روایت ملی: مادامی‌که روایت یک‌سویه و کنترل‌شده باشد، در جهان شنیده نمی‌شود. رسانه‌های مستقل بین‌المللی به روایت‌های محلی اعتبار می‌دهند؛ حضور آنها به‌معنای پذیرش مسئولیت و شفافیت است، حتی در شرایط بحرانی.

برای ثبت حقیقت، پیش از تحریف: در نبود خبرنگاران مستقل، روایت از سوی رسانه‌هایی شکل می‌گیرد که ممکن است از نظر سیاسی با ایران هم‌سو نباشند. نتیجه؟ تحریف واقعیت. اگر امروز هیچ تصویر مستندی از حمله موشکی نتانیاهو به مراکز غیرنظامی منتشر نشود، فردا انکار آن ساده خواهد بود.

برای نجات افکار عمومی جهانی: حتی در زمانه‌ هوش مصنوعی و توییتر، روایت معتبر همچنان از لنز CNN و رویترز عبور می‌کند. اگر مردم جهان تصویری از قربانیان، آسیب‌دیدگان یا ترس شهروندان عادی ایران نبینند، همدلی جهانی شکل نمی‌گیرد. حضور خبرنگار خارجی، تنها روزنه برای عبور از دیوارهای سیاسی و تحریم رسانه‌ای است.

 

تجربه‌ کشورهای دیگر؛ روایت سرنوشت را تغییر داد

اوکراین: دوربین‌ها به‌اندازه سلاح اهمیت داشتند. از نخستین روزهای حمله روسیه، دولت اوکراین نه‌تنها درهای کشور را به روی خبرنگاران باز کرد، بلکه برای آنها تسهیلات امنیتی فراهم کرد. خبرنگاران از سراسر جهان، از CNN گرفته تا الجزیره، اجازه داشتند در خطوط مقدم مستقر شوند، با پناهجویان مصاحبه کنند و تصویر واقعیت را مخابره کنند.

این تصمیم، اوکراین را در موقعیت اخلاقی برتر قرار داد. روایت جنگ اوکراین در قلب افکار عمومی جهان نشست، حمایت سیاسی و نظامی گسترده‌ای برای این کشور به‌دنبال آورد و حتی چهره رئیس‌جمهور آن را از یک چهره داخلی، به رهبری جهانی تبدیل کرد.

 

یمن: روایتی که نبود. در سوی دیگر، یمن قرار دارد. جنگی که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، هزاران قربانی گرفت، زیرساخت‌ها را نابود کرد و یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن را رقم زد. اما جهان، به‌ندرت تصویری واقعی از آن دید. دلیلش چه بود؟ بسته بودن فضا به روی خبرنگاران خارجی و کنترل شدید روایت‌ها.

نبود روایت مستقل از یمن، باعث شد این بحران هرگز در سطح افکار عمومی جهان، همانند اوکراین یا فلسطین، دیده و شنیده نشود. مردم تصویر روشنی از آن نداشتند و دولت‌ها هم زیر فشار جدی قرار نگرفتند. این یعنی فاجعه در سکوت کامل ادامه پیدا کرد.

 

افغانستان: چرخش تصویر با باز شدن درها. در دوره‌ای که رسانه‌ها اجازه یافتند از درون افغانستان تحت حاکمیت طالبان گزارش تهیه کنند، ناگهان روایت جهانی تغییر کرد. آنچه پیش‌تر با تحلیل‌های ژئوپلتیک فهمیده می‌شد، حالا با تصویر دخترکی که از مدرسه محروم مانده، یا خانواده‌ای که نانی برای خوردن ندارد، بازنمایی شد. همین تصاویر، مبنای سیاستگذاری‌های بین‌المللی شد. حضور رسانه چرخشی در سیاست جهانی به‌وجود آورد.

 

ایران، در دل یک روایت‌سازی خطرناک

اسرائیل در روزهای اخیر، در برنامه‌ای حساب‌شده و هم‌زمان با عملیات نظامی، فضای رسانه‌ای را مدیریت کرده است؛ از تصاویر خبرنگاران غربی در پناهگاه‌های اسرائیلی گرفته تا مصاحبه‌های لحظه‌ای با شهروندان وحشت‌زده. حتی کوچکترین حمله به یک منطقه خالی از سکنه در تل‌آویو، ده‌ها تصویر و تحلیل در رسانه‌های بزرگ جهان تولید کرده است.

در سوی مقابل، ایران سکوت کرده است. تصاویر قربانیان ایرانی به‌ندرت به جهان مخابره می‌شود و اگر هم بشود، به‌دلیل نبود منبع مستقل و تأیید حرفه‌ای، در رسانه‌های جهانی جدی گرفته نمی‌شود. نتیجه؟ حمله‌ای که باید محکوم شود، تبدیل به روایتی خاکستری شده است که مخاطب جهانی نمی‌داند چه موضعی در برابرش بگیرد.

 

اعتماد به واقعیت امروز؛ چیزی برای پنهان کردن نیست

ایران، اگر می‌خواهد روایت جنگ و حمله به خاکش را در حافظه جهانی به‌عنوان یک «تجاوز آشکار» ثبت شود، باید اجازه دهد چشم‌هایی بی‌طرف، اما حاضر در میدان، آن را ببینند. روایت را نمی‌توان صرفاً با توییت یا بیانیه شکل داد و ماندگار کرد. تصویر، صدا و لمس، میدان نیاز دارد. باید روزنامه‌نگارانی وارد کشور شوند که بتوانند به آنچه دیده‌اند، شهادت بدهند. در جهانی که روایت بر واقعیت پیشی گرفته، حضور دوربین و خبرنگار، بخشی از پدافند ملی است که نباید دست‌کم گرفته شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق