کشاورزی بی‌رویه و غیرکارشناسی بلای جان تخت‌جمشید

خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد





خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد

۴ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۳۸

|پیام ما| «کشاورزی و دامپروری گسترده و تداوم کشت برنج و ذرت، برداشت آب از منابع زیرزمینی به میزان بسیار زیاد موجب فرونشست‌هایی در فاصله ۱۰ متری نقش‌رستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تخت‌جمشید شده است که به‌صورت شکاف‌های عظیم قابل‌مشاهده هستند.» این سخنان «مهدی زارع» که در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث فرهنگی» مطرح شده است، خبر تازه‌ای نیست. بی‌توجهی مسئولان نسبت به این سخنان نیز تازگی ندارد. وضعیت فرونشست در دشت مرودشت سال‌هاست مرز بحران را گذرانده، اما هنوز چاه‌های غیرمجاز و کشاورزی بی‌ضابطه در این دشت، جان مرودشت را می‌مکد و آن را از درون تهی می‌کند. این روند نه‌تنها منجر به مرگ این دشت حاصلخیز می‌شود و به‌گفته زارع: «بر تحریک گسل‌های فعال تأثیرگذار است»، بلکه تمام نشانه‌های تمدنی بی‌نظیر آن را برای همیشه از بین خواهد برد.

«حمید فدایی»، عضو هیئت‌علمی پژوهشکده حفاظت و مرمت، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره اینکه چرا مرودشت به این شرایط رسیده و چه کاری می‌توان برای نجات آثار تاریخی و باستانی موجود در این دشت انجام داد، می‌گوید: «من یک آمار قدیمی دارم که مربوط به دهه ۹۰ است. زمانی است که ما اولین آثار فرونشست را در مرودشت دیدیم، چیزی حدود ۱۶ هزار چاه در این منطقه حفر شده بود که نیمی از آنها غیرمجاز بودند و همان زمان هم زنگ خطر محسوب می‌شدند. همین امروز نه‌تنها تعداد این چاه‌ها کمتر نشده است که بیشتر هم شده‌. برای مدیریت این مسئله که بخش عمده آن به برداشت‌های خارج از عرف از منابع آب زیرزمینی مربوط است، باید بتوانیم کشاورزی منطقه را مدیریت کنیم و مسئله تغییر الگوی کشت را پیش ببریم. ما تمام دشت را سوراخ سوراخ کرده‌ایم و آب را بیرون کشیده‌ایم. در همین مرودشت چاهی که ۲۰ سال قبل در ۳۰متری به آب می‌رسید، الان در عمق بالای ۳۰۰ متر به آب می‌رسد. تا پنج-شش سال قبل زمین‌هایی که در آنها شالیکاری و گندم‌کاری می‌شد با تخت‌جمشید فاصله داشت، الان تا نزدیکی حریم تخت‌جمشید رسیده‌اند.
این نشان می‌دهد ما تهدیدی را که پیش آمده و بسیار جدی است، باور نداریم.» فدایی معتقد است برای اینکه بتوانیم به راهکار مطلوبی برای مواجهه با تأثیرات تغییراقلیم و فرونشست بر میراث‌فرهنگی کشور برسیم، لازم است تحقیقات دقیق و اصولی در مورد شکل آسیب‌ها و روش‌های مقابله با آنها در آثار تاریخی و باستانی مرودشت صورت گیرد: «ما هنوز در زمینه تحقیقات عقب هستیم و نمی‌توانیم وارد فاز راهکار شویم، باید به‌سرعت مطالعات دقیق‌تری را آغاز کنیم و از نظرات صاحب‌نظران حوزه‌های مختلف در این زمینه استفاده کنیم؛ چون این بحران نیاز به یک دانش میان بخشی دارد.»
فدایی درباره ضرورت تحقیقات در این زمینه می‌گوید: «ما در موضوع حفاظت معتقدیم که گام اول، مطالعه و شناخت است. بدون آگاهی نسبت به ابعاد مسئله، درمانی که می‌خواهیم تجویز کنیم، یک درمان فراگیر و تأثیرگذار نخواهد بود. در ارتباط با محوطه‌ها، می‌دانیم که یک حریم برای آنها تعریف شده است و عرصه‌ای دارند. این حریم غالباً منظری است؛ یعنی سطح زمین در نظر گرفته شده است. ما مداخلات روی زمین، از جمله احداث کارخانه یا ساخت‌وسازهای دیگر را رصد می‌کنیم. اما در شرایط فعلی، دغدغه‌های جدیدی مطرح شده‌اند. کارشناسان می‌گویند در کنار این حریم منظری، باید حریم آبی و هیدرولوژیکی هم در نظر گرفته شود. اما ما هنوز مقیاس این حریم را نمی‌دانیم. معیارها و پهنه‌ آن مشخص نیست؛ زیرا زیر سطح زمین قرار دارد و قابل رؤیت مستقیم نیست. ما زمانی می‌توانیم تأثیرات این حریم را بر میراث‌فرهنگی کاهش دهیم یا مدیریت کنیم که شناخت دقیقی از آن داشته باشیم. تا زمانی که این شناخت حاصل نشود، واقعاً مدیریت این مسئله بسیار دشوار خواهد بود.»

فدایی درباره موضوع فرونشست و لزوم بررسی دقیق عوامل آن نیز می‌گوید: «حتی در مورد مناطقی که دچار فرونشست شده‌اند و در کنار آنها آثار تاریخی قرار دارد، همچنان با ابهام مواجه هستیم. نمونه بارز آن، نقش‌رستم است. در این منطقه، بنایی با عنوان «کعبه زرتشت» وجود دارد. ترک‌ها و شکستگی‌هایی که بر اثر فرونشست ایجاد شده‌اند، در حال حرکت هستند و از نزدیکی این بنای تاریخی عبور می‌کنند. ما هنوز به‌درستی نمی‌دانیم این پدیده چقدر می‌تواند بر بنا تأثیر بگذارد تا بتوانیم تصمیم بگیریم که چه نوع مداخله‌ای لازم است. پیش‌نیاز هرگونه اقدام، مطالعه و پایش دقیق است. بخشی از این مطالعات آغاز شده است، اما ازآنجاکه این مسئله یک دانش میان‌رشته‌ای محسوب می‌شود و متخصصان میراث‌فرهنگی به‌تنهایی دانش کامل آن را ندارند؛ لازم است از ظرفیت‌های علمی دیگر حوزه‌ها، بهره‌برداری شود. در آن‌صورت است که با یک شناخت دقیق، خواهیم دانست چه اقدامی باید انجام داد؛ مثلاً آیا نیاز به مقاوم‌سازی پی‌ها وجود دارد یا باید برای تبعات خشکسالی برنامه‌ریزی کنیم. چرا که تبعات خشکسالی فقط در ترک‌ها و فرونشست‌ها خلاصه نمی‌شود. در آینده ممکن است با پدیده‌هایی مانند گردوغبار، بحران ریزگردها و ذرات معلق نیز مواجه شویم که اینها نیز تأثیرات خاص خود را دارند. این آلاینده‌های طبیعی، در کنار آلاینده‌های صنعتی، آثار تاریخی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.»

لزوم تهیه اطلس فرونشست آثار تاریخی
یکی از راه‌های رسیدن به یک شناخت دقیق در مورد این بحران پیش‌رونده، داشتن شناخت از وضعیت فرونشست است؛ همان نکته‌ای که «معصومه آمیغ‌پی»، رئیس اداره ترازیابی سازمان نقشه‌برداری کشور، در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث‌فرهنگی» که در پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری برگزار شد، به آن اشاره کرد. او از تهیه اطلس‌ فرونشست برای مناطق مختلف کشور توسط سازمان نقشه‌برداری خبر داد و پیشنهاد تهیه اطلس فرونشست آثار تاریخی ملی و جهانی ایران را مطرح کرد تا با کمک این اطلس آثار در معرض تهدید شناسایی و اقدامات حفاظتی لازم برای آنها انجام شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ