سطلهای زباله روستایی، محلی برای آزمون و خطا
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۷:۱۹
در روزهای پایانی سال ۱۴۰۳، استانداری گیلان در یک ابلاغ دستوری، براساس صورتجلسه کارگروه پسماند استان، خواستار «جانمایی سطلهای زباله در سطح روستاها» و «همچنین موارد مربوط به آموزش تفکیک از مبدأ در روستا» شده است. این درحالیاست که سه سال پیش، با یک دستور و ابلاغیه مشابه، این سطلها از روستاها جمعآوری شده بود. مدیریت پسماند استان، بدون در نظر گرفتن تبعات این تصمیمات، سطلهای زباله روستایی را به محلی برای آزمون و خطا، بدون یادگیری و انباشت تجربه و دانش تبدیل کرده است و حالا مخاطرات جدید و پرسشهای قدیمی در پیشِ روی این استان است.
سطلهای زباله روستایی از سال ۱۳۸۹ با دستور استانداری و الزام و اجبار دهیاران، در روستاها نصب شده بود و در طی این سالها در هر بخش و ناحیهای، جمعآوری و انتقال پسماندها به معضلی اساسی تبدیل شده بود و هرگز شیوه موفقی، لااقل در روستاها، نبود. در سال ۱۴۰۱، که بار دیگر اعتراضات در محل ورودی دفنگاه سراوان اوج گرفت و اینبار ساکنان پیرامون دفنگاه اقدام به بستن ورودی آن کردند و درخواست خود را، عدم ورود زباله و نه نصب زبالهسوز، عنوان کردند. این اعتراضات پس از ۲۰ روز با زخمی شدن پنج نفر از نیروی پلیس و بازداشت تعدادی از معترضان پایان یافت. پس از این اعتراضات، به دستور استاندار گیلان، انتقال زباله از روستاهای پیرامون و برخی شهرها ممنوع شد. این امر، بحرانی سراسری در بیش از ۲۲۰ روستای تابعه را ایجاد کرد که بدون هیچ برنامه و آموزش، ناچار به حذف سطلهای زباله شدند. همچنین، بیش از سه هزار روستای استان که به مقصد محلهای دفن دیگری زباله خود را انتقال میدادند، با حذف بودجه مدیریت پسماند مواجه شدند تا از خرید سطلها و انتقال زباله جلوگیری شود.
پیشتر در دولت دوازدهم، طرحهایی با عنوان «مدیریت پسماند روستایی» در استان گیلان پیشنهاد و از سوی سازمان شهرداریها و دهیاریها نیز ابلاغ شده بود تا مدیریت پسماندهای روستایی با تأکید بر اجرای پروژه حذف پسماند تر از چرخه انتقال به دست دهیاران انجام شود. یکی از گامهای نهایی در این الگوی ابلاغی و پیشنهادی، حذف سطلهای زباله ۶۶۰ لیتری از روستاها و جایگزینی آن با سطلهای تفکیکشده محدود بود، اما در این دولت اجرایی نشد. در دولت سیزدهم، این شیوه دستوری برای حذف سطلهای زباله، هیچیک از آن تدابیر، شروط و ملاحظات را شامل نمیشد، از تمامی ِبدنه آن طرح و الگوی پیشنهادی، تنها یک ابلاغیه لازمالاجرا برجای مانده بود که با حذف بودجه مدیریت پسماند در روستاها نیز همراه شد.
اجرای این دستورات، در مراحل ابتدایی، چیزی جز خشم و آشفتگی در مدیریت روستایی بههمراه نداشت. این اقدامات از سوی روستاییان بهمنزله حذف امکانات روستایی درک میشد، آنها معتقد بودند وقتی در شهرها مردم میتوانند این آسودگی و راحتی را تجربه کنند که زبالههایشان بهسادگی در سطلهای زباله بیندازند و از محل تولید زباله دور کنند، چرا آنها نباید این رفاه را داشته باشند؟ در چنین درک و تفسیری، پاسخ به حذف سطلهای زباله، پراکندگی زباله در همهجای شهرها و روستاها بود. آلودگی محیطهای طبیعی و جادهها و سراسر مکانهای روستایی در استان، به بیشترین حد خود رسید و با حضور مسافران و گردشگران تشدید میشد.
در چنین شرایط دشواری، بسیاری از دهیاران و ساکنین روستاها تلاش کردند خود را با این وضعیت تحمیلی تطبیق دهند، ازآنجاکه دیگر سطل و انتقالی وجود نداشت و آلودگی همه فضاهای عمومی روستاها و جادهها را در برگرفته بود، آنها چارهای جز ساختن یک سیستم مدیریت پسماند جدید برای خود نداشتند.
در پاییز سال گذشته (۱۴۰۳)، برای آموزش پسماند روستایی به دهیاران، جلساتی با دهیاران هر ۱۷ شهرستان استان گیلان داشتم. این جلسات بیش از آنکه آموزش من به دهیاران باشد، به شنیدن حرفهای آنها و انتقال تجربیات از هر دو طرف گذشت. دهیاران از سختی مواجه با این تصمیم ناگهانی میگفتند و اینکه در ماههای اول چطور اعتراضات به آنها انتقال مییافت و چطور مردم خشمگین در مقابل دهیاریها و حتی خانه دهیاران زبالههای خود را تخلیه میکردند. آنها هم با حذف بخشی از بودجه مواجه شده بودند و هم ناچار بودند برای رفع این آلودگیها کاری بکنند. دهیاران خودشان دستبهکار شده بودند و یا کارگرانی را با خود همراه کرده بودند تا بتوانند زبالهها را جمع کنند. بنرهایی نیز نصب شد که در آنها پیامهایی با این مضمون انتقال مییافت: «به دستور استانداری سطلها حذف شده است و حالا ناچاریم زبالهها را تفکیک و زبالههای تر را حذف کنیم». بهتدریج اعتراضات جای خود را به خشم و سپس ناامیدی از توانِ مدیریت پسماند از سوی نهادهای استانی میداد.
در این وضعیت، یک بدیل واضح در پیش رو بود. حالا تجربه روستاهایی که از ابتدا سطلهای زباله را نصب نکرده بودند یا طی سالهای گذشته برای حذف سطلهای زباله اقدام کرده بودند، اهمیت یافته بود. در این روستاها مردم آموزش دیده بودند زبالههای تر را در خانهها دفن کنند یا بهصورت پشته در بخشی از باغ و حیاط جمع کنند تا به کمک طبیعت مرطوب گیلان تبدیل به کود آلی شود، زبالههای خشک باارزش را بفروشند و زبالههای خشک غیرقابلفروش و زبالههای بهداشتی و عفونی را بسوزانند. این شیوهها درواقع فراخوانی برای بازگشت به شیوههای پیش از نصب سطلها در روستاها بود و کمابیش با اقبال مردم مواجه شد. بخشی از روستاییان که موافق این شیوهها نبودند یا توان انجام این فعالیتها را نداشتند، با حمایت دهیاران زبالهها را به شیوههای دیگری دفع میکردند. مثلاً از در خانههایشان جمع میشد یا کارگرانی که به نظافت روستا میپرداختند، این زبالهها را نیز جمعآوری میکردند. هنوز آلودگی در بخشهای زیادی از این روستاها وجود داشت، اما اکنون بسیار کمتر از قبل شده بود و یک موفقیت بزرگ هم بهدست آمده بود؛ دیگر زبالهای از روستا جمعآوری و منتقل نمیشد.
ارزش این دستاورد برای روستاییان و بهویژه برای دهیاران در این بود که اولاً لازم نبود برای انتقال زباله، هزینههای روبهافزایش ورودی دفنگاه و ماشینهای حمل زباله را به تعاونی دهیاران بپردازند و دوماً، محلهای تجمیع زباله پیرامون سطلهای روستا که با تجمیع آلودگیها به معضلی جدی تبدیل شده بود، دیگر وجود نداشت. در مقابل این دستاوردها، آنها تنها بایست زبالههایی را که در سطح روستا پراکنده میشد، جمعآوری میکردند و میسوزاندند. خود این امر بدون داشتن بودجهای برای ایجاد امکانات مورد نیاز و نهادهای حمایتکننده در بخش آموزش و فرهنگسازی چالشی بود که تلاش دهیاران را با سختیهای زیادی روبهرو میکرد.
حالا سه سال از آن دستور و اجرای بیبرنامه برداشتن سطلهای روستایی گذشته است. بسیاری از روستاهای استان موفق به تغییر در شیوه مدیریت پسماند روستایی شدهاند و دیگران تلاشهای زیادی در این راستا کردهاند، حالا در تصمیمی بسیار عجیب و ناگهانی بار دیگر، استانداری گیلان در یک ابلاغ دستوری، خواستار بازگرداندن سطلهای سابق به روستاها شده است. بخشداران نیز با برگزاری جلساتی از دهیاران خواستهاند سطلها را بازگردانند، اما اکنون دیگر دهیاران مایل به انجام این کار نیستند. اصلیترین دلایلی که براساس گفتههای دهیاران، در این جلسات مطرح شده، شامل این موارد است: اول اینکه بسیاری از دهیاران در همان ماهها و سالهای اول پس از اجرای دستور حذف سطلهای زباله، آنها را فروختهاند و حالا جایگزین کردن دوباره اینها، هزینههای بسیاری برایشان دارد و معلوم نیست دوباره چه دستوری از بالا برای تغییر این سطلها بیاید. دوم اینکه دهیاران معتقدند مراحل سخت و دشوار تطبیق با شرایط بدون سطل را از سر گذراندهاند و حالا چشمانداز دیگری پیش روی آنها قرار دارد که آنها را به استقلال بیشتری میرساند. آنها حاضر نیستند با نصب دوباره سطلها به وضعیت ناگوار و ناپایدار پیشین بازگردند؛ مهمترین بخش این بازگشت مربوط به ایجاد انتظار انتقال زباله در میان مردم روستاست که بهسختی با عادتهای جدید جایگزین شده است. سومین موضوعی که در این جلسات مطرح شده، ابراز نگرانی از وضعیت مقاصد دفن است، از دهیاران محدوده سراوان خواسته شده تا زبالههای خود را به کارخانه کودآلی تحویل دهند، اما دهیاران بهخوبی میدانند بخش بزرگی از این زباله به سراوان منتقل میشود و دوباره با اعتراضات مردمی، ممکن است دستور توقف انتقال زباله بازگردد. اعتراضات دهیاران باعث شده است بخشداران از آنها بخواهند با بازگرداندن تنها یکی-دو سطل زباله در فضاهای جادهای به این انتظار پاسخ گویند. یا سطلهای تفکیکشده در روستاها نصب کنند که دهیاران با ارجاع به تجربههای پیشین معتقدند این سطلها نیز با زباله مسافران و ساکنین روستاهای پیرامون پر میشود و آنها همچنان دغدغه رسیدگی به این حجم زباله را خواهند داشت.
این واقعیت که ۵۰ درصد جمعیت استان گیلان ساکن روستاها هستند و حداقل ۴۰ درصد از پسماند استان را تولید میکنند، به این معناست که تغییر در چنین سیاستهایی بهمنزله افزایش ناگهانی پسماندهای منتقلشده به محلهای دفن یا پردازش استان خواهد بود. این امر بهمنزله تکرار اعتراضات ۱۴۰۱ در سراوان در نقاط متعددی از استان است. اگر برنامهریزی جدیدی برای ساماندهی و افزایش ظرفیت مقاصد حمل زباله نشده باشد، فاجعه پیشِ رو بهزودی منجر به صدور بخشنامه بعدی برای توقف انتقال میشود.
این دستورات در سه سال گذشته که بار اول به ایجاد مشکلات عدیده برای دهیاران و بهداشت محیط روستاییان منجر شد و اینبار به نادیده انگاشتن تلاشهای آنان برای ساماندهی پسماند خواهد انجامید، باید از منظر سیاستگذاری و سیاستپژوهی مورد ارزیابی قرار گیرد. نبود برنامه و چشماندازی که هر یک از این دستورات را بتوان براساس آنها ردیابی کرد، مهمترین نقطهضعفی است که میتوان برشمرد. حال آنکه همزمان با دستور استانداری گیلان مبنیبر بازگرداندن سطلهای زباله به روستاها، استانداری مازندران دستور به حذف سطلهای پسماند روستایی این استان داده است تا از طریق آموزش روستاییان بتوان برای حل مسئله اقدام کرد. این بدان معناست که تجربههای سیاستی به الگوهای مدیریتی تبدیل نمیشود بلکه تلاش میشود نمونههای موفق بهصورت دستورالعملهای بدون پیشنیازهای مشارکتی درآید و اجرای آنها به دهیارانی محول شود که در همین وضعیت موجود نیز با مشکلات و مسائل بسیاری دستبهگریبان هستند.
دستورالعملها بهشکل ناقص ابلاغ میشوند. با فرض اینکه حذف سطلهای زباله، دستیابی به هدف حذف پسماند تر از محیطهای روستایی را دنبال میکند، باید علاوهبر وجود راهنما و دستورالعملهای مبتنیبر برنامه و بودجه مشخص، راههایی برای حذف پسماندهای غیرقابلبازیافت و بهداشتی نیز پیش پای دهیاران گذاشته شود. درحالیکه از سوی دیگر، جرمانگاری سوزاندن زبالهها از سوی سازمان محیطزیست تبدیل به هشدارهای قضائی میشود، این پرسش که دهیاران باید با باقیمانده زبالهها چه کنند، بیپاسخ میماند.
ارزیابی راهکارها نیاز به ارزیابی برنامهها دارد و ارزیابی برنامهها نیازمند بررسی چشماندازهای سیاستی است که براساس اهداف مشخصی تدوین شده است. بدون وجود این برنامهها و چشماندازها، راهکارهای ابلاغی عقیم میماند و هر روی سکه دستورات ابلاغی برای حذف یا برگرداندن سطلهای روستایی، تیری بر پیکر نحیف مدیریت پسماند روستایی است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید