رابطه افول جایگاه روابط عمومی‌ها و گسترش قدرت رسانه‌های باجگیر





رابطه افول جایگاه روابط عمومی‌ها و گسترش قدرت رسانه‌های باجگیر

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۳:۵۰

رسانه‌های باج‌گیر در سال‌های اخیر به‌عنوان رسانه‌هایی با اهداف اقتصادی خاص، عمدتاً در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، به چالش جدی برای نهادهای دولتی و خصوصی تبدیل شده‌اند. این رسانه‌ها معمولاً با استفاده از اطلاعات ناقص یا تحریف‌شده، از نهادها و سازمان‌ها باج می‌گیرند. این پدیده در بسیاری از موارد با حمایت‌های نه‌چندان شفاف برخی حوزه‌های روابط عمومی‌ها در نهادهای مختلف همراه است. این نوشته به بررسی نقش برخی روابط عمومی‌ها در شکل‌گیری و گسترش این «شبه رسانه‌»ها در ایران و تأثیر آن‌ها بر فضای اقتصادی و اجتماعی کشور پرداخته است.

مقدمه

شبه‌رسانه‌ها یا شبکه‌های خبری باج‌گیر عمدتاً با تهدید به افشای اطلاعات منفی یا تخریب اعتبار سازمان‌ها، به ویژه نهادهای دولتی و بخش‌های اقتصادی، برای دریافت پول یا امتیاز مبادرت می‌کنند. در این میان، روابط عمومی‌ها که به‌طور ذاتی وظیفه مدیریت ارتباطات و پاسخگویی به رسانه‌ها را برعهده دارند، نقش ویژه‌ای در تقویت یا پیشگیری از رشد چنین پدیده‌ مخربی ایفا می‌کنند. لکن در ایران، روابط عمومی برخی مراکز و نهادها به‌جای آنکه بر شفاف‌سازی و پاسخگویی تمرکز کنند، به‌طور خواسته یا ناخودآگاه در جهت تقویت و فربه سازی این شبه رسانه‌ها عمل کرده‌اند.

 

تئوری‌های معطوف به رسانه‌های باج‌گیر

رسانه‌های باج‌گیر به‌طور کلی شبه رسانه‌هایی هستند که از اطلاعات نادرست یا تحریف‌شده برای تولید ترس و ناامنی و سپس تهدید به افشاگری استفاده می‌کنند تا از این طریق باج اقتصادی دریافت کنند. در این زمینه، نظریه «اقتصاد سیاسی رسانه‌ها» و نظریه «سلطه رسانه‌ها» می‌توانند به‌عنوان چارچوب نظری مقاله مورد استفاده قرار گیرد. طبق نظریه اقتصاد سیاسی، رسانه‌ها ابزاری برای حفظ منافع اقتصادی گروه‌های خاص در جامعه هستند و در بسیاری از موارد، این رسانه‌ها برای منافع شخصی یا سیاسی به انتشار اطلاعات غیرواقعی یا دستکاری شده و مغرضانه اقدام می‌کنند (Herman & Chomsky, 1988).

 

نسبت ناکارآمدی نهاد روابط عمومی و گسترش رسانه‌های باج‌گیر

1- عدم پاسخگویی به رسانه‌ها و همراهی و مماشات با باج‌خواهی

روابط عمومی‌ها به‌ویژه در نهادهای دولتی، در برخی موارد به‌جای پاسخگویی شفاف به رسانه‌ها، برای جلوگیری از انتشار اطلاعات یا انتقادهای منفی، به دادوستد نامعقول مالی روی می‌آورند و به پرداخت‌های غیرقانونی یا تخصیص امتیازات ویژه به شبه رسانه‌ها یا رسانه‌های فاقد هویت مبادرت می‌کنند. این شیوه، که علی‌الظاهر نزد برخی از متولیان حوزه روابط عمومی به‌عنوان یک استراتژی موقت برای عبور از چالش و بحران انگاشته می‌شود، در صحنه عمل به تغذیه و نیرومندسازی رسانه‌های باج‌گیر منجر می‌شود.

طبق یک گزارش مستندی که روزنامه شرق منتشر کرد، برخی روابط عمومی‌ها برای جلوگیری از انتشار اخبار منفی و به اصطلاح حفظ وجهه سازمان، به پرداخت ارقام کلان حق سکوت به شبه رسانه‌هایی اقدام کرده‌اند که انحرافی بزرگ در عملکرد این نهادهای ارتباطی محسوب می‌شود (شرق، ۱۴۰۱).

2- یارگیری از شبه رسانه‌ها به جای تعامل با رسانه‌های حرفه‌ای

مطالعات تحقیقی و میدانی حاکی از این است که در سال‌های اخیر برخی از مراکز روابط عمومی‌ در قالب یک راهبرد عجیب و خطرناک به یارگیری و نوعی ائتلاف سازی با مشارکت شبه‌رسانه‌ها روی آورده‌اند. بر پایه این تحقیقات، مراکز مذکور این رویه را برای خلاصی و یا به زعم خویش«خنثی سازی» جریان نقد و پرسشگری  رسانه‌های مستقل در پیش گرفته‌اند. این داد و ستد میان رسانه‌های باجگیر با برخی حوزه‌های روابط عمومی در سالهای اخیر صورت آشکار پیدا کرده و در قالب اعطای امتیازات و رانت ویژه مالی یا خبری از سوی برخی روابط عمومی‌ها به شبه رسانه‌ها دنبال می‌شود.

3- رشد مناسبات ناسالم در خلاء و غیبت نهادهای نظارتی

آنچه مشهود است، پدیده باج‌نیوزها در هرم روابط عمومی‌ها و ساختارهای مدیریتی در سکوت و بی‌تفاوتی مراجع نظارتی رشد و تکوین پیدا می‌کند. در حال حاضر نه تنها نشانی از نقش آفرینی نهادهای نظارتی و حقوقی در رصد عملکرد مخرب شبه رسانه‌ها به چشم نمی‌خورد بلکه سازوکار روشنی برای ارزیابی مناسبات روابط عمومی‌ها با این بازیگران سیاه عرصه خبر و اطلاعات وجود ندارد. طبیعی است که فقدان نظارت بر نهادهایی که نقش گلوگاه ارتباطی نظام مدیریتی با بدنه جامعه را برعهده دارند، سرمنشأ بسیاری از مفاسد است.

 

عوارض رشد رسانه‌های باج‌گیر بر محیط اقتصادی

رشد و قدرت‌یابی شبه رسانه‌ها یا کانون‌های سوداگر در عرصه خبر و اطلاعات، مجموعه‌ای از پیامدها و عوارض بر عرصه‌های مختلف اقتصادی جامعه برجای می‌گذارد که می‌توان به اجمال موارد ذیل را برشمرد:

۱-پدیده پول‌پاشی و حیف و میل سرمایه‌های ملی

آمار و مستندات منتشر شده از بده-بستان مالی میان شبکه بزرگ باج‌نیوزها با کانون‌های قدرت اقتصادی و مدیریتی حاکی از این است که ارقام و مبالغ هنگفتی در سال‌های اخیر در این زمینه رد و بدل شده است. اتفاق خطرناکتر این است که این دادوستدهای مالی که در گذشته شکل پنهان و پراکنده داشت اکنون جنبه سازمان‌یافته و فراگیر یافته است.

اگر پدیده باج‌نیوزها و شبه‌رسانه‌ها اکنون به یک بازیگر بزرگ و دارای سازمان و ساختار تبدیل شده است، علت و دلیلی جز این ندارد، که بخش عمده‌ای از بودجه بنگاه‌ها و کانون‌های بزرگ اقتصادی و هلدینگ‌ها به سمت این جریان‌ها سرازیر شده است.

۲- چوب حراج بر سرمایه اجتماعی

تحقیقاً شبه‌رسانه‌ها و شبکه‌های باج‌گیر خبری، قاتل و دشمن شماره یک رسانه‌های اصیل هستند. همه شواهد و قرائن حاکی از این است که در سال‌های اخیر  نسبت و ارتباط عمیق میان منحنی رشد «شبه رسانه‌ها» با نمودار افول اعتبار رسانه‌های اصیل برقرار شده است به گونه‌ای که هر اندازه بر نفوذ و نقش‌آفرینی شبکه سودجویان خبری افزوده شده ، از بار تأثیرگذاری رسانه‌های حرفه‌ای کاسته شده است. خطرناکترین وضعیت این است که بخشی از افکار عمومی و تیم مدیران،  شبه رسانه‌ها و بازیگران سودجو را نماینده و نماد رسانه در کشور می‌پندارند. شاید اتفاقی تلخ‌تر از این برای رسانه‌های اصیل نباشد که در یک فضای تراژیک وقتی سخن از رسانه به میان بیاید نگاه مدیران یا افکار عمومی جامعه ناخودآگاه به سمت شبه‌رسانه‌ها سوق پیدا کند و شبکه‌های باج‌نیوز را «رسانه»بپندارند.

۳- وارونه سازی واقعیات اقتصاد جامعه

اولین و شاید مهم‌ترین عارضه رشد و غلبه باج‌نیوزها بر فضای اقتصادی جامعه این است که آنها حقایق سیاست‌ها، رویدادها و چشم‌اندازهای اقتصادی کشور را تحریف و تصویری کاملا مغشوش و وارونه به افکار عمومی ارائه می‌کنند.

نتیجه‌گیری

نهاد روابط عمومی در خط مقدم مواجهه با شبه رسانه‌ها و جریان‌های سودجو قرار دارد. این نهادها به طور ذاتی مأموریت و مسئولیت خطیر در حراست از مرزهای شفافیت‌، پاسخگویی و کارآمدی نظام مدیریتی در دو عرصه عمومی و بخش خصوصی را بر دوش می‌کشند. لکن در عصر ارتباطات و با رشد سرسام‌آور رسانه‌های دیجیتال، نهاد روابط عمومی در برزخ دو نقش «سازنده و آلاینده» در تقاطع مناسبات کانونهای مدیریتی با حوزه رسانه‌ها قرار دارند. ضعف و ناکارآمدی حوزه روابط عمومی در صحنه عمل به افزایش نفوذ و سلطه شبه‌رسانه‌ها و شبکه‌ باج‌نیوزها می‌انجامد. بنابراین‌ اولین شرط و پیش‌نیاز مهار و مواجهه با باج‌خواهی رسانه‌ای، توانمندسازی و کارآمدسازی نهاد روابط عمومی است. بر این مبنا می‌توان به راهکارها و پیشنهاداتی نظیر؛ تدوین منشور و نظامنامه حرفه‌ای و اخلاقی، تقویت مکانیسم‌های علمی ارزشیابی و نظارت بر روابط عمومی‌ها و شفاف‌سازی هزینه کرد منابع مالی اندیشید.

 

منابع

  1. Herman, E. S., & Chomsky, N. (1988). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. Pantheon Books.
  2. روزنامه شرق، شماره ۸۸۲۷، تیر ۱۴۰۱.
  3. شعار سال،خرداد ۱۴۰۰.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *