نگاهی به وضعیت میراث‌ فرهنگی ایران در سالی که گذشت

کلیدواژه‌های تکراری؛ بحران‌های پایدار





کلیدواژه‌های تکراری؛ بحران‌های پایدار

۲۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۹:۳۶

میراث‌ فرهنگی ایران در یک سال گذشته مثل تمام سال‌های اخیر، روزهای پرماجرایی را از سر گذراند. ماجراهایی که نه‌تنها یک اثر تاریخی و یا بنایی ارزشمند را تحت‌تأثیر قرار داده بود، که هویت ملی و فرهنگی یک سرزمین را هدف قرار داده بود. ماجراهایی حول محور تخریب، تاراج، آسیب و بسیاری از همیت کلیدواژه‌ها که سال‌هاست تکرار می‌شوند و گویی قرار نیست این روند در جایی از زمان متوقف شود و بالاخره روزی برسد که رسانه‌ها به سراغ اخبار خوب میراث فرهنگی بروند. در سال جاری حفاران غیرمجاز به‌سیاق سال‌های اخیر مشغول فعالیتی مستمر و پیگیر و جدی بودند. استمرار، پیگیری و جدیت، همان مفاهیمی که اگر در میان مدیران میراث‌فرهنگی نهادینه می‌شد، به یقین وضعیت آثار و بناهای ارزشمند ایران به‌مراتب مطلوب‌تر بود. اما تجربه نشان داده است متخلفان جدیت بیشتری برا تخریب و تاراج دارند تا حافظان برای حفاظت و احیا.

 

فرونشست زمین هم جزو کلیدواژه‌های پرتکرار امسال بود. کلیدواژه‌ای که نه تازگی دارد و نه محدود به حوزه میراث فرهنگی است. امسال اما هشدار کارشناسان نشان از پایداری یک بحران و خطری جدی برای آثار جهانی ایران به‌ویژه آثار موجود در دشت مرودشت و اصفهان دارد. نشانه‌های فرونشست حالا دیگر چیزی نیست که بشود آن را پنهان کرد. شکاف‌های عمیق به چندقدمی کعبه زرتشت و نقش‌رستم رسیده‌اند و چهره میدان نقش‌جهان را مخدوش کرده‌اند. در دارابگرد وضع وخیم‌تر از آن است که شکاف‌ها از بحرانی شدن وضعیت بگویند، فروچاله‌های عمیق این شهر ارزشمند باستانی را احاطه کرده‌اند و کسی برای نجات آن کاری نمی‌کند. وزیر میراث‌فرهنگی معتقد است وزارتخانه متبوعش به‌تنهایی توان مقابله با این پدیده پیش‌رونده را ندارد، محققان و پژوهشگران اما باور دارند که هنوز هم می‌شود کاری کرد. آنها معتقدند ۱۵ سال پیش وقتی نشانه‌های فرونشست محدود بود و آسیب‌ها به‌مراتب کمتر، کارهای بیشتری می‌شد برای حفظ آثار جهانی ایران کرد. حالا هم اگر باز تعلل شود، معلوم نیست سال دیگر با وضعیت برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و کاهش بارش‌ها و تبعات تغییراقلیم، چه به سر آثار تمدنی ارزشمند و بی‌نظیر ایران خواهد آمد. سیاست متولیان اما همان تعلل است، آنها تا لحظه وقوع فاجعه دست‌دست می‌کنند و گوش بر هشدارها می‌بندند. این سیاق تازه‌ای نیست.

 

شاید این هم طنز تلخ روزگار است که در دوران تاراج میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین توسط حفاران غیرمجاز و شکافته شدن زمین زیر پای این آثار، حراج‌های پشت سر هم خبرساز می‌شوند و به تعبیری چوب حراج بر آثار تاریخی ایران زده می‌شود. امسال وزارت میراث‌فرهنگی بالاخره به‌شکلی رسمی به موضوع خریدوفروش آثار تاریخی ورود کرد و مجوز حراج را به یک شرکت خصوصی داد تا بتواند آثار تاریخی متعلق به دوره‌های مختلف را چکش بزند. هرچند مسئولان بر «مجاز» بودن خریدوفروش این آثار بر مبنای قانون تأکید داشتند، اما هنوز بعد از گذشت مدت‌ها ابهامات مربوط به این حراج‌ها به قوت خود باقی است.

 

موضوع حرایم بناها و بافت‌های تاریخی نیز یکی دیگر از کلیدواژه‌های پرتکرار سالی که گذشت، بود. موضوعی که نخستین‌بار در جلسه رأی اعتماد وزیر میراث‌فرهنگی قولش داده شد و خیلی زود جزو نخستین پروژه‌هایی بود که در دولت چهاردهم با کوچک شدن بافت تاریخی گرگان کلید خورد. واکنش‌ها به اخبار مربوط به این موضوع فراتر از واکنش‌های کارشناسی بود و می‌شد در میان عموم مردم هم موج مخالفت نسبت به این مسئله را مشاهده کرد. به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر تا حد قابل‌توجهی افکار عمومی هم به‌رغم وجود مشکلات معیشتی، دغدغه حفاظت از میراث فرهنگی را پیدا کرده است و چه اتفاقی مهمتر از این در حوزه میراث فرهنگی، آن‌هم در شرایطی که بسیاری از سوداگران در شبکه‌های اجتماعی راه و رسم تخریب و تاراج میراث فرهنگی را آموزش می‌دهند.

 

میراث فرهنگی ارزشمند ایران، امروز و در شرایطی که بی‌تدبیری‌های سالیان سایه بر سرش انداخته و بی‌توجهی‌های امروز تیشه به ریشه‌اش می‌زند، نیازمند توجه و تلاش برای حفاظت است و این حفاظت در کلام و شعار محقق نمی‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *