گفت‌وگو با مرتضی شعبانی، مربی بین‌المللی کنفدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری؛

ایران؛ مقصدی که معادل ۱۰ کشور است

درحالی‌که گردشگران حرفه‌ای معتقدند بازدید از جاذبه‌های ایران به‌اندازه سفر به ۱۰ کشور دنیا ارزش دارد، اما سیاست‌گذاری‌های نادرست، کمبود زیرساخت‌ها و نگاه محدودکننده به گردشگری خارجی، مانع توسعه این صنعت شده است





ایران؛ مقصدی که معادل ۱۰ کشور است

۲۵ بهمن ۱۴۰۳، ۹:۵۵

صنعت گردشگری ایران، با وجود ظرفیت‌های غنی تاریخی، فرهنگی و طبیعی، هنوز نتوانسته جایگاه شایسته خود را در میان مقاصد گردشگری جهانی پیدا کند. مرتضی شعبانی، راهنمای بین‌المللی گردشگری، مربی بین‌المللی کنفدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری و عضو کنفدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری در گفت‌وگو با پیام ما معتقد است که مشکلات این حوزه از سطح چالش فراتر رفته و به بحران تبدیل شده است. او بر این باور است که با برنامه‌ریزی اصولی، می‌توان گردشگری را به عاملی برای عبور از بحران‌های اقتصادی کشور تبدیل کرد. درحالی‌که گردشگران حرفه‌ای معتقدند بازدید از جاذبه‌های ایران به‌اندازه سفر به ۱۰ کشور دنیا ارزش دارد، اما سیاست‌گذاری‌های نادرست، کمبود زیرساخت‌ها و نگاه محدودکننده به گردشگری خارجی، مانع توسعه این صنعت شده است. به گفته او، گردشگری نه‌تنها می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک کند، بلکه با معرفی فرهنگ و تاریخ ایران به جهانیان، نقش مهمی در تعاملات بین‌المللی ایفا خواهد کرد.

چه چالش‌هایی در توسعه گردشگری در ایران وجود دارد؟
در مورد چالش‌ها و فرصت‌های گردشگری به نظر من، ما با مشکلات بیشتری از چالش روبرو هستیم. باید کمی عقب‌تر برویم و در سیاست‌گذاری‌ها به دنبال ریشه مشکل باشیم. در سیاست‌های کلان کشور و راهبردهای اساسی کشور در اصل گردشگری هرچند در شعار بدان پرداخته می‌شود؛ اما در عمل جزو اولویت‌های کشور محسوب نمی‌شود. بسیاری از مسئولین می‌گویند که گردشگری برای ما اهمیت دارد، صنعت سبز و پاک است. ولی در عمل چون اعتقاد به آن نیست که این صنعت اولویت‌های کشور باید باشد، بنابراین در بدنه و زیرمجموعه دولت هم آن پشتیبانی و آن نگاه ویژه به گردشگری اتفاق نمی‌افتد. مشکل اصلی گردشگری در سیاست‌گذاری و عمل به آنهاست.

 

اگر نگاهی به گردشگری در سطح جهان و حتی کشورهای منطقه بیندازیم، می‌بینیم که کشورهایی که به لحاظ جاذبه‌های تاریخی و طبیعی اصلاً قابل‌مقایسه با پتانسیل کشور ما نیستند، با ایجاد زیرساخت‌های گردشگری، توانستند درصد زیادی از گردشگران را جذب کنند و در این میان ایران بااین‌همه جاذبه و تنوع اقلیمی، تنوع قومی و زبان‌ها و گویش‌ها و تنوع فرهنگی، تنوع طبیعی، تنوع پوشش گیاهی، جانوری، می‌توانیم، خیلی بیش از این گردشگر جذب کنیم و ذی‌نفعان جامعه از آن بهره ببرند. گردشگرهای حرفه‌ای اذعان دارند که دیدن جاذبه‌های ایران، برابری می‌کند با اینکه، شما از ۱۰ کشور دیدنی دنیا، دیدن کرده باشید. این امر نشان‌دهنده تنوع و پهناوری کشور است، و جاذبه‌های مختلف از نگاه گردشگران را در خودش دارد. اما موانع توسعه گردشگری ایران، همان‌طور که عرض کردم، در درجه اول همان مبحث سیاست‌گذاری‌هاست، در نگاه دوم محدودیت‌هایی که به گردشگری ما اعمال می‌شود. به لحاظ مسائل فرهنگی، مذهبی، حضور اتباع بیگانه به‌عنوان گردشگر به کشور می‌آیند خیلی پذیرفته شده نیست. با اینکه می‌گویند ما کشور مهمان‌نوازی هستیم و در طول تاریخ با بیگانه‌ها در تماس بودیم، اما چون به لحاظ تاریخی، تبعات فرهنگی، سیاسی را برای ما داشته است. به طور خیلی درونی در سیاست‌های کشور ما همیشه با تردید و ملاحظه با حضور گردشگران روبرو می‌شویم. بخش فرهنگی، مذهبی باید این باز تعریف و آموزش وجود داشته باشد که وقتی یک خارجی به منطقه شما می‌آید، به این معنی نیست که می‌خواهد اصول و ارزش‌ها و باورهای شما را تغییر دهد یا متحول بکند.

 

نگاه سنتی که در گذشته بود، امروزه دیگر باتوجه‌به شیوه‌های ارتباطی جدید، فضای مجازی و ماهواره‌ها، با محدودکردن فیزیکی و ارتباطی آن هدف حاصل نمی‌شود، بنابراین باید توجیه بشوند، در خصوص نگاه جدید گردشگری و اجازه بدهند که اتفاقات خوبی بیفتد. حتی الان در شهر قم که شهری مذهبی است، شما می‌بینید که در حوزه گردشگری دارند کار می‌کنند.

 

ما باید زیرساخت‌هایمان را تقویت کنیم. ما به میزان کافی هتل بر اساس استاندارهای جهانی نداریم. خودمان را برای پذیرایی از جامعه مقاصد گردشگری کشور آماده نکرده‌ایم. از لحاظ آکادمیک هم در دانشگاه‌ها دوره‌های لیسانس گردشگری تا دکتری، بیشتر به مباحث نظری پرداخته می‌شود و به مباحث کاربردی در صنعت گردشگری پرداخته نمی‌شود
مشکل دیگر اینکه انسجام خوبی بین فعال مؤسسات گردشگری وجود ندارد. در این صنعت باید زنجیره پشتیبان، زنجیره تأمین در بخش‌های مختلف به وجود بیاید و مکمل همدیگر باشند. شما نگاه کنید همین بحث تشکل گردشگری که به موازی داریم. انجمن راهنمایان، جامعه راهنمایان داریم. هر یک دیگری را قبول ندارد و همین‌طور هتلداران اینها را قبول ندارند. هرکسی می‌خواهد دیگری را خنثی کند. اگر این انرژی رقابت‌های ناسالم از بین برود، می‌توانیم به جلو حرکت کنیم.

 

یکی دیگر از چالش‌های مهم گردشگری این است که سازماندهی خوبی ندارد که باز برمی‌گردد به همان ساختار سیاست‌گذاری‌های وزارت فرهنگ میراث‌فرهنگی گردشگری و صنایع‌دستی یک ملغمه‌ای که از بخش‌های مختلف به همدیگر چسبیده و خاطر اینکه پشتوانه کارشناسی قوی ندارد، ایده‌های خوب و در واقع کار کارشناسی که باید انجام شود، صورت نمی‌گیرد.

 

علاوه بر این‌ها، در حال حاضر نیروی انسانی کارآمد و باانگیزه به‌قدر کافی در وزارتخانه نیست، و همکاری بین دستگاه‌های و تشکل‌های دخیل در گردشگری ضعیف است. وقتی در فرایند خدمات‌رسانی به گردشگر هر کدام از بخش‌های درگیر، مارکتینگ، ترانسپورت، اقامت، لیدری و… لنگ بزند، در نهایت کار درست پیش نمی‌رود و خدمات درست ارائه نمی‌شود.

بحث فرهنگ‌سازی در جامعه مهم است. ما چقدر در جوامع بومی خودمان به معرفی جاذبه‌ها پرداخته‌ایم که مردم بومی ارزش منابع و جاذبه‌های خود را بدانند

موضوع دیگر، نگاه مردم خودمان به ورود گردشگر خارجی است؛ بنابراین بحث فرهنگ‌سازی در جامعه مهم است. ما چقدر در جوامع بومی خودمان به معرفی جاذبه‌ها پرداخته‌ایم که مردم بومی ارزش منابع و جاذبه‌های خود را بدانند. باید بروشور و فیلم‌های تبلیغاتی و آموزشی تهیه کنیم از جاذبه‌های مناطق مختلف کشور و آنها را به مردم بومی و گردشگران معرفی کنیم. ما باید محصولات فرهنگی در حوزه گردشگری تولید کنیم. با اینکه می‌گویند ما کشور مهمان‌نوازی هستیم و در طول تاریخ با بیگانه‌ها در تماس بودیم، اما چون به لحاظ تاریخی، تبعات فرهنگی، سیاسی را برای ما داشته است. به طور خیلی درونی در سیاست‌های کشور ما همیشه با تردید و ملاحظه با حضور گردشگران روبه‌رو می‌شویم.

 

آیا الگوهای گردشگری مردم در سال‌های اخیر تغییر کرده است؟

گردشگری در کشور ما به این شکلی که الان هست، تا دهه ۸۰ وجود نداشت. مفهوم سفر گروهی وجود نداشت. اینکه شما به آژانسی مراجعه کنید و بخواهید دسته‌جمعی به مقصدی سفر کنید پدیده قدیمی در کشور ما نیست. پدیده سفرهای گروهی کم‌کم در طبقه متوسط رشد کرده است و عده‌ای هم به‌صورت گروهی به خارج از کشور سفر می‌کنند. اما این پدیده امروزه درحال‌رشد است. این امر منجر به شناخت مناطق مختلف کشور شد، تا چند دهه پیش کسی به سیستان و بلوچستان یا کردستان سفر نمی‌کرد، اما امروزه به واسطه رشد گردشگری جاذبه‌های این مناطق به مردم معرفی شده است. اما همین رشد گردشگری اگر یا برنامه‌ریزی همراه نباشد می‌تواند منجر به آسیب‌های محیط زیستی به منطقه شود.

 

اگر به ظرفیت برد مناطق توجه نشود، برنامه‌ریزی و ضمانت اجرایی وجود نداشته باشد، حضور گردشگر انبوه به منطقه آسیب می‌رساند. برای توسعه گردشگری ابتدا باید پتانسیل‌های کشور را به مردم شناساند، مثلاً در سفری به شوش یک راننده بومی به من گفت چرا برای دیدن تل خاک به اینجا آمده‌ای؟ ما به مردم نیاموختیم زیر این تل خاک، تاریخ ۷۰۰۰ساله بشر نهفته است. ارزش فضا را برای مروم روشن نساختیم. اگر مردم با این مسائل آشنا شوند خودشان برای حفظ آنها داوطلب می‌شوند.

 

ما چه فرصت‌ها و تهدیدهایی در سطح جهانی در امر توسعه گردشگری داریم؟؛

اغلب کسانی که به ایران سفر می‌کنند افرادی هستند که به جاذبه‌های فرهنگی علاقمندند، ما پتانسیل‌های فراوان فرهنگی در کشور داریم. باید روی آنها تمرکز کنیم

تا وقتی اقتصادمان به پشتوانه نفت اداره می‌شود لزومی به توسعه گردشگری نمی‌بینیم سیاست‌های ما تأثیر مستقیم بر گردشگری ما گذارد. البته رسانه‌های خارجی هم از فرصت استفاده می‌کنند و یک تصویر جنگ‌طلبانه از ایران ارائه می‌دهند و به‌نوعی ایران‌هراسی را بین مردم جوامع دیگر رواج می‌دهند. اغلب کسانی که به ایران سفر می‌کنند افرادی هستند که به جاذبه‌های فرهنگی علاقمندند، ما پتانسیل‌های فراوان فرهنگی در کشور داریم. باید روی آنها تمرکز کنیم. مثلاً دانشگاه‌هایی در دنیا هستند که کورس‌های آموزش زبان فارسی دارند، ما می‌توانیم از طریق نمایندگی‌های وزارت خارجه با آنها هماهنگی انجام دهیم و این دانشجویان را برای آشنایی بافرهنگ و جاذبه‌های ایران به کشورمان دعوت کنیم. این اصلاً کار سختی نیست، ما رایزنی فرهنگی در کشورهای مختلف داریم. دفتر تبلیغات اسلامی می‌توان از توان همه آنها استفاده کنیم. ما می‌توانیم از بلاگرهای خارجی دعوت کنیم که به زبان خودشان، جاذبه‌های ایران را معرفی کنند، این‌ها اصلاً کارهای عجیب و سختی نیست فقط نیاز به برنامه دارد.

 

آیا گردشگری می‌تواند عاملی در جهت شکل‌گیری تحولات اجتماعی باشد؟
در مطالعه تاریخ می‌بینیم که گردشگران ایرانی در سفر به اروپا دیدن تحولات فرهنگی اروپا، با نوشتن سفرنامه و شروع نهضت ترجمه سبب ایجاد تحولات اجتماعی فرهنگی سیاسی در ایران شدند، بنابراین شکل‌گیری گردشگری در ایران سابقه طولانی دارد و تغییرات مهمی را هم منجر شده است. با رشد گردشگری پول وارد سفره مردم می‌شود و گردشگری باعث بالارفتن کیفیت زندگی مردم، پایین آمدن جرایم و توسعه پایدار کشور می‌شود. استفاده درست از منابعی که اگر به‌خوبی از آنها استفاده شود، پایان‌پذیر نیستند، آلاینده نیستند، منجر به توسعه می‌شود. اگر خودمان برای برنامه‌ریزی توانمندی لازم را نداریم اگر کارشناسان خارجی استفاده کنیم. کاری که کشورهای عربی کردند و نتیجه هم گرفتند. این اعتقاد به خودکفایی در دنیای امروز بی‌معناست. با ارتباط مؤثر و دیپلماسی قوی با دنیا می‌توان پیشرفت کرد.

شرایط و جایگاه راهنمایان گردشگری را در صنعت گردشگری چگونه ارزیابی می‌کنید؟

راهنماها در گردشگری نقش بسیار باارزشی دارند، تمام آنچه یک گردشگر باید از یک بنا یا محوطه باستانی و درباره فرهنگ ما بداند را راهنما به گردشگر منتقل می‌کند. همین‌طور رفتار و برخورد او با گردشگر در میزان دلپذیر شدن سفر برای فرد، بسیار تعیین‌کننده است.

امروزه در آموزشگاه‌ها این فرایند آموزش راهنماها در حال انجام است و واقعاً هم سود زیادی ندارد این کار. خیلی‌ها به دلیل علاقه‌شان پای آموزش ایستاده‌اند. اما آیا به بازآموزی مدرسان فکر شده است؟ در حال حاضر چهارده هزار راهنما کارت‌دار، داریم. آیا برای اینها بازار کار وجود دارد؟ شاید تعداد راهنماهای فعال و پرکار در حال حاضر کمتر از انگشتان یک‌دست است.

ما باید با نهادهای بین‌المللی ارتباط بگیریم، هم برای توسعه گردشگری و هم برای آموزش راهنمایان بر اساس استاندارهای جهانی، برای ایجاد فضایی برای حضور گردشگر. در حال حاضر یک تعداد مشخصی راهنما هستند که تورهای مهم را برگزار می‌کنند، در هر سایتی که می‌روی آنها را می‌بینی. چون گردشگری محدود است، یک زمانی در دوره آقای خاتمی یا بعد از برجام به‌قدری استقبال از گردشگری ما زیاد بود که نه‌تنها همه راهنماها سرکار بودند، بلکه از دانشجویان زبان‌های خارجی برای ترجمه و راهنما بودن دعوت به کار می‌شد. این نشانه تأثیر سیاست‌گذاری‌ها بر رشد گردشگری است.

 

آیا امروزه که این تورهای طبیعت‌گردی بدون مجوز رسمی درحال‌رشد است، تا چه حد برای طبیعت مقصد آسیب‌زا است؟
ما بارها همه‌جا درباره مضرات این‌گونه سفرها صحبت کردیم. متأسفانه امروزه این سفرها در حال گسترش هستند که اصلاً نمی‌توان عنوان گردشگری را به آنها اطلاق کرد. اینکه در هر نقطه‌ای آتش روشن کنی، فضای طبیعی را پاکوب کنی، به سکوت و آرامش طبیعت آسیب بزنی که مکان برای حیات و تولیدمثل حیوانات ناامن شود، برداشتن صدف از سواحل که محل زندگی و تخم‌گذاری موجودات دریایی است،
برداشتن خاک خصوصاً خاک هرمز، در طی قرن‌ها این خاک ایجاد شده، هر کسی بیاید از این خاک بردارد، بعد از مدتی از این فضا چه باقی می‌ماند؟ و بسیاری آسیب‌های دیگر، این به‌هیچ‌وجه بااصالت گردشگری همخوانی ندارد. باید با وضع قوانین و آموزش این موضوع را رفع کرد. ایجاد سیاست در تشویق سرمایه‌گذاران در امر گردشگری است، در همه زیرساخت‌ها، وقتی سرمایه‌گذار مطمئن باشد که سرمایه‌اش برمی‌گردد، به‌راحتی در همه بخش‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، ما سال‌هاست می‌گوییم یکی از مشکلات ما کمبود سرویس بهداشتی بین‌راهی است و آنهایی هم که هستند بهداشتی نیستند، درحالی‌که اگر در راه مجموعه‌های اقامتی ایجاد شود، مسافر انواع خدمات را می‌گیرد، خرید می‌کند، پول خرج می‌کند، در عوض آن مجموعه هم سرویس بهداشتی با استاندارد بهداشتی در اختیار او قرار می‌دهد. ما به‌طورکلی حرف از گردشگری مسئولانه می‌زنیم، اما در عمل رفتارمان در مدیریت مسئولانه نیست و از استانداردهای جهان عقبیم.

 

آیا به نظر شما تورهای مجازی می‌تواند در ایران گزینه مناسبی باشد؟
به نظر من تورهای مجازی با این شکلی که تعریف کرده‌ایم در ایران بیشتر به شوخی شبیه است و در کشور ما تور مجازی نمی‌تواند پاسخگوی نیاز ما باشد. ما نیاز به گردشگر سرمایه داریم و تور مجازی برای صنعت گردشگری ما سودمند نیست. ما در گذشته برای رفع معضلات حضور مسافران در کشور، تصمیمات و برنامه‌ریزی‌های هوشمندانه می‌گرفتیم. چون جاده‌های ما ناامن بود، راهزن زیاد بود و کاروان‌های مسیر راه ابریشم را غارت می‌کردند و افراد را می‌کشتند، حکومت‌ها تصمیم به ساخت کاروان‌سراها گرفتند، در یک‌میزان فاصله مشخصی در راه، این کاروان‌سراها ساخته می‌شد که کاروان‌ها در آن توقف می‌کردند و امنیت و نیازهایشان برآورده می‌شد. این یک پروژه عظیم در ایران قدیم بوده برای حفظ امنیت کاروانیان و رونق تجارت در کشور. حتی از بازمانده‌های تاریخی برج‌هایی را می‌بینیم که با چه دقت و ظرافتی در مسیر راه‌ها ساخته می‌شدند برای علامت‌گذاری در راه‌ها که کاروان‌ها مسیر را گم نکنند. اینها برنامه‌ریزی و دید توسعه‌طلبانه برای مملکت بوده است، با همه نقدهایی که ممکن است در هر دوره‌ای بر سیاست‌ها وجود داشته باشد که موضوع بحث ما نیست. به‌طورکلی ما نیاز به دید نقادانه در نحوه تفکر مدیریتی‌مان داریم. ما باوجود پتانسیل‌هایی که داریم، سرزمین چهارفصلی که تقریباً اکثر اقلیم‌های دنیا را داریم، می‌توانیم جایگاه بسیار بالایی در سهم گردشگری جهانی داشته باشیم و کشور را به سمت گردشگری پایدار و توسعه پایدار هدایت کنیم، با حرکت به سمت تخصص‌گرایی.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *