لسآنجلس پس از آتشسوزی؛ آیا این شهر توان بازسازی از دل خاکستر را دارد؟
پایداری از دل آتش
بادهای سانتا آنا با ویژگیهای خاص خود موجب گسترش آتشسوزیها در لسآنجلس شدند و حالا دانشمندان به پیشبینی دقیقتری برای مقابله با این پدیده در آینده رسیدهاند
۱۶ بهمن ۱۴۰۳، ۱۶:۲۹
باد، عنصری متغیر، نامرئی و هزارچهره از طبیعت است که بهراحتی نمیتوان آن را پیشبینی کرد. درواقع، بسیاری از بادهای بیرحمانهای که ماه گذشته لسآنجلس را درنوردید، با طلسم طولانیمدت خشکسالی پیشازآن همراه شد که حتی برای جنوب کالیفرنیا هم امری غیرعادی بود. «آریل کوهن»، کارشناس هواشناسی و مسئول «خدمات هواشناسی ملی» در لسآنجلس، به نیویورکتایمز میگوید: «این یک تلاقی منحصربهفرد از شرایط بود که تقریباً خیلی کم اتفاق میافتد.» بااینحال، دانشمندان میگویند حالا بهاندازه کافی درباره بادهای سانتا آنا میدانیم تا خود را برای آینده آماده کنیم. سانتا آنا بادهای بیابانی هستند که آتشسوزیهای گسترده ماه گذشته کالیفرنیا را به دیگ خروشانی از ویرانی تبدیل کردند. این بادها با یک الگوی مشخص شعلههای آتش را گسترش دادند. بهگفته دانشمندان بادهای سانتا آنا هر سال اغلب در طول ماههای سرد میوزند. این بادها از دالانهای بهخصوصی عبور میکنند، از درهها و در امتداد تپهها حرکت میکنند و هوای بیابان و زمینهای ناهموار را در هجوم بیپروای خود بهسمت دریا هدایت میکنند.
تغییر بافت شهری لسآنجلس
آتشسوزیهای گسترده برای بار دیگر میتوانند به تغییرات شهرسازی سرعت ببخشند. لندن پس از آتشسوزی بزرگ سال ۱۶۶۶ قوانین ایمنی شهرسازی را بازنویسی کرد، کوچهها پهنتر و ساختمانهای عمومی جدید مثل کلیسای گنبدی سنت پاول ساخته شدند. پس از آتشسوزی بزرگ ۱۸۷۱ در شیکاگو که قلب شهر را ویران کرد، این کلانشهر مدرن آمریکا با آسمانخراشهای نوظهور و چارچوبهای فلزی بازآفرینی شد.
آتشسوزیهای لسآنجلس فارغ از سختتر کردن قوانین پیچیده فعلی، احتمالاً نتیجهای غافلگیرکننده خواهد داشت. برای شروع لسآنجلس شهری متفاوت است، چون حول یک مرکز متمرکز نیست. آتشسوزیها مناطق پاسیفیک پلیسیدز و آلتادینا عمدتاً مناطق مسکونی محصور در بیشهزارهای قابلاحتراق تپههای لسآنجلس را ویران کردند. فراتر از اینکه این مناطق چگونه ساخته شدهاند، مشکل از مکانهایی است که این ساختوساز در آنها صورت گرفته است.
آتشسوزیهای اخیر در لسآنجلس موجب از بین رفتن بسیاری از آثار معماری برجسته شد و حالا تاریخ شهر که بهنظر بیپایان میآمد، در آتش خاکستر شد
اما خارج از محافل اقلیمی و شهرنشینی، بحث و جدل درباره دور کردن مردم از مسیر آسیب بهدلایل قابل درک انسانی در اولویت قرار ندارد و بیشتر تمرکزها بر بازگرداندن بیجاشدگان به جوامع پیشین خود است. «مایکل کیملمن»، خبرنگار و منتقد معماری، در نیویورکتایمز مینویسد: «ممکن است هر کسی نخواهد یا نتواند بازگردد، اما در گفتوگوهای کف خیابانهای آلتادینا، در اتاقهای نشیمن ملیبو و دیگر نقاط شهر کسی را ندیدهام که آرزوی بازگشت نداشته باشد.» جایگزین کردن خانههای ازدسترفته چالشبرانگیز و پرهزینه خواهد بود، اما بازسازی جوامع سختتر.
از آغاز سکونت در این منطقه، خطر هم به بخشی از زندگی مردم تبدیل شده است. تاریخ لسآنجلس همواره آتشسوزی، رانش گلولای، سیل، خشکسالی و زلزله را در دل خود داشته است. آنچه آتشسوزی اخیر را متفاوت میکند، این است که بادهای شدید و غیرمعمول سانتا آنا همراه با خشکسالی که کیلومترها را به خاکستر تبدیل کرد، اخگرها را از تپهها و درهها به زمینهای مسطح شهری پرتاب کرد؛ زمینهایی که معمولاً در برابر آتشسوزی آسیبپذیر تلقی نمیشدند. لسآنجلس یکی از متراکمترین شهرهای آمریکاست که از مجموعهای از محلههای متمایز، دورافتاده و از نظر فرهنگی ادغامشده تشکیل شده است. آغاز سکونت بسیاری از افراد در این مناطق به نسلها قبل و حتی خیلی قبلتر از ورود خودرو به خیابانها برمیگردد.
چنانچه «ویلیام دورل»، مورخ برجسته کالیفرنیا و رئیس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، میگوید: «وعده تاریخ لسآنجلس همیشه این بوده که شما میتوانید زندگی شهری داشته باشید با امکانات شهرهای بزرگ، اما در طبیعت وحشی.آتشسوزیها آشکارا بیش از هر زمان دیگری هزینه این وعده را نشان داده است.»
شهری با تاریخچه سوخته
«الکس راس» از سال ۱۹۹۶ بهعنوان منتقد موسیقی در مجله نیویوکر کار کرده است. او در گزارش اخیر خود درباره تاریخ پنهانی که در شعلههای لسآنجلس از بین رفتند، مینویسد: «لسآنجلس شهری بدون تاریخ است؛ این یکی از ماندگارترین کلیشهها درباره پرجمعیتترین شهر ایالت کالیفرنیاست. سال ۲۰۰۶ برنارد-هنری لوی در سفرنامه «سرگیجه آمریکایی» لسآنجلس را «شهری بدون تاریخ…که اصالت تاریخی آن چیزی بیش از افسوس بیپایان نیست» خطاب کرده بود.» یک دهه قبل از آن، «مایکل دییر»، جغرافیدان شهری، از «شهری بدون گذشته» صحبت کرده بود؛ شهری که «همواره ردپای فیزیکی شهرسازیهای گذشته را پاک کرده بود.». اگر به عقبتر و سال ۱۹۲۴ برویم، به نوشتههای «کلیتون همیلتون منتقد تئاتر، میرسیم که در گزارشی برای مجله «قرن» از عبارات کوچکانگارانه مشابهی برای توصیف لسآنجلس استفاده میکند و مینویسد این شهر «هیچ خاطرهای ندارد. چون هیچچیز بهیادماندنی ندارد.» بهگفته الکس راس، فرمول «شهر بدون گذشته» بهاندازهای قابلاحترام است که میتوان مجسمهای برای آن بسازید، اما آتشسوزیهایی که در اوایل ژانویه لسآنجلس را ویران کرد، دستکم برای مدت کوتاهی میتواند چنین کلیشههایی را از چرخه خارج کند. در پاسیفیک پلیسیدز، آلتادینا و ملیبو تاریخ در آتش سوخت و آسمان را تاریک کرد.
فهرست ساختمانهای ویرانشده که از سوی سازمان «حفاظت از منابع طبیعی لسآنجلس» و «یواسمدرنیست»، بزرگترین آرشیو دیجیتال از معماری مسکونی مدرن، نقشه ارواحی از گذشته را نشان میدهد که تاریخچه آنها به خیلی قبلتر از حافظه زنده برمیگردد. یکی از تلفات قابلتوجه، خانه «اندرو مکنلی» است که با سبک معماری ملکه آنی ویکتوریاییاش زمانی در باغهای مرکبات آلتادینا ایستاده بود. مکنلی، یکی از بنیانگذاران شرکت نقشهکشی «رند مکنلی» در سالهای ۱۸۸۰ بود. او علاقه بسیاری به جنوب کالیفرنیا داشت و به ارتقای شیدایی رونق املاک در آن دهه دامن زد. این خانه را «فردریک روئریگ»، معمار آمریکایی در سال ۱۸۸۷ طراحی کرده بود که شامل اتاق سیگار هشتضلعی ترکی که گفته میشود که در آن عناصر «نمایشگاه کلمبیایی جهان ۱۸۹۳» را که به آن نمایشگاه جهان شیکاگو نیز گفته میشود، به کار گرفته بود. چیدمان این نمایشگاه الگویی است که چندین معمار برجسته برای شهرسازی ارائه داده بودند و اصول طراحی آن براساس تقارن، توازن و شکوه و عظمت است. از خانه مکنلی حالا فقط سه شومینه مرتفع باقی مانده است.
الکس راس در روزهای اخیر در لسآنجلس گشتوگذار کرده است و با نگاهی به ویرانیها تلاش کرده حجم ویرانی را درک کند. راس مینویسد: «در دوران همهگیری کرونا، زمانی که درباره ریچارد نوترا، معمار مدرن مینوشتم، از خلوتی خیابان استفاده کردم تا دور شهر بچرخم و میراث غنی مدرن و خیرهکننده آن را پیدا کنم.» او فهرستی از چندصد خانه با طراحی ریچارد نوترا، آر.ام شیندلر، گرگوری آین، هارول همیلتون هریس، رافائل سوریانو و دیگر پیشگامان مدرنیسم تهیه کرده بود تا به آنها سر بزند. در میانه راه، راس به خانههای باشکوه تکطبقهای ساخته شرکت «گرین اند گرین»، خانههای ویلایی شبه اسپانیایی و نئوایتالیایی و خانههای شیک تکطبقهای موسوم به «مزرعهای» که دارای نمای بلند و نزدیک به زمین است و همچین، دیگر سازههای لسآنجلس نگاهی میاندازد. راس میگوید دهها خانه در پاسیفیک پلیسیدز که در این فهرست قرار داشتند، از بین رفتهاند.
لسآنجلس همواره با خطرات طبیعی چون آتشسوزیها دستوپنجه نرم کرده است و تاریخ این شهر گواهی است بر بقا و بازسازی آن پس از هر بحران طبیعی
معماری مسکونی جنوب کالیفرنیا مدتهاست که بهدلیل اقتباسگرایی آشفته و بیقانون آن مورد تمسخر قرار میگیرد. «ریچارد نوترا» هم بهنوبه خود از «طیفی از تکهها و جزئیاتی که از تمام طول و عرض جغرافیایی و تاریخی» جمعآوری شدهاند، ابراز تأسف کرده بود. اما این سبک ترکیبی در طول زمان منطق اتفاقی خود را پیدا کرده است. «خانه فریدمن» ساخته سال ۱۹۴۹ متعلق به «بندیک فریدمن»، نویسندهای که بعدها ریاضیدان شد و همسرش «ننسی فریدمن»، نویسندهای فمینیست بود که در منطقه پلیسدز بلاف بالای پارک ساحلی ویل راجرز قرار داشت. در آن طرف خیابان، خانه مورتنسن، ویلایی به سبک معماری «احیای استعمار اسپانیا» از سال ۱۹۲۹ با طاقهایی شاهانه زیرسقفی با کاشیهای قرمز مدیترانهایی نشسته بود. در ابتدا، شاید سازه قدیمیتر نگاه مشکوکی به سازه جدید داشت، اما در طول زمان هرکدام از این خانهها در طبقهبندی سبکهای کلاسیک قرار گرفتند. ولی هر دو سازه از بین رفتهاند. البته سازه نوترا کمی پایدارتر بود و بخشی از قاب فلزی خانه در برابر شعلههای آتش مقاومت کرده بود.
شاید بدترین خسارت به ملک «گرگوی آین» موسوم به «پارک پلند» در محدوده ثبتنشده آلتادینا وارد شده باشد. آین از شاگردان شیندلر و نوترا بود که به رادیکالیستها گرایش داشت و از همکاران خود برای نادیده گرفتن «مشکلات رایج معماری برای مردم عادی» انتقاد میکرد. پس از جنگ جهانی دوم نیاز شدید به مسکن باعث شد تا آین، مجتمعی از خانههای سرسبز و بههم چسبیده را تصور کند. او در ابتدا طرحی برای ساخت مجتمعی از ۶۰ خانه داشت، اما فقط ۲۸ خانه ساخته شدند که هر دو طرف خیابان «هایویوو» را اشغال کردند. الگوی متداول «مدرن اواسط قرن» این مجتمع (جنبش آمریکایی در طراحی داخلی، معماری و توسعه شهری از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۹ یعنی پس از جنگ جهانی دوم محبوبیت پیدا کرد) با دار و درختهایی محصور در فنسها، رنگارنگ شده بود. «گرت اکبو»، معمار، فضای سبز را با سپیدارهای لمباردی، درختان زیتون، اوکالیپتوسهای کوتاهقد و نخلهای بادبزنی مکزیکی طراحی کرده بود. خیابان «هایویوو» حالا ویرانهای بیش نیست. تمام خانهها یکی پس از دیگری فروریختهاند.
تاریخچه معماری لسآنجلس همچنین پروژههای ایدئالیستی را در دل خود دارد که هیچوقت اجرا نشدهاند. آین در دوران پس از جنگ بهدلیل ارتباطاتش با انجمنهای کمونیستی در لیست سیاه قرار گرفت و زمانی که محدودیتهای نژادپرستانه بر یکی از جاهطلبانهترین پروژههایش گذاشته شد که شامل ساخت مسکن اجتماعی در رسدا بود، او و همکارانش از سازش و مصالحه امتناع کردند. نوترا هم بهنوبه خود دید طرح ساخت مسکن برای خانوارهای کمدرآمد در الیزیان پارک برچسب توطئه سوسیالیستی به خود گرفته است.
الگوی رفتار در قبال مسکنسازی در لسآنجلس در سالهای اخیر بهنوعی متحول شده است. رسم ساخت خانههای تکخانوار جای خود را به قوانین سهلگیرانهتری در مورد ساخت سازههای متعدد در یک زمین داده است. بهگفته راس، برنامههای تحققنیافته آین و نوترا میتوانند الگویی برای بازسازیهای آینده باشند.
جدولبندی ویرانیها بهروشی که طبقه الیت معماران بیان میکنند، نشاندهنده حجم فاجعه نیست. هر خانه سوخته فارغ از اینکه نمای آن ناشناس باشد، آرشیو فردی، موزه شخصی و انبار تاریخی افراد است. «کیم کوپر» و «ریچادر اسکیو»، راهنمایان گردشگری و فعالان حفاظت از محیطزیست در یک بولتن خبری اینگونه مینویسند: «چه چیزی از دست دادیم؟ خیلی چیزها! سمبلها و مناظر، خانههای خانوادهها و آپارتمانها، کسبوکارهای کوچک و فضاها، کتابخانهها، موزهها، مدارس، کلیساها، مغازههای فروش سختافزار، کافیشاپها، استودیوهای هنری، سوپرمارکتها، کلبههای ماهیگیری و اسطبل اسبها، کتابها و عکسها و نقاشیها و ابژههای هنری، اشیای معمولی و غیرقابل جایگزین، خاطرههای عزیزان ازدسترفته، یادگاریهایی که اهمیت شخصی و شهرت جهانی دارند، کلکسیونهایی که در چندین دهه جمعآوری شده بودند، درختهای عظیم و گلدانهای بنسای، خودروهای کلاسیک و رادیوهای قدیمی، تخم شترمرغ و گویهای کریستالی و سکههای شانس، میلههای گلدوزی و چوبهای ماهیگیری. هرچه هست، حالا خاکسترهایشان به هوا میرود و با بادهای بیتوجه سانتا آنا جابهجا میشوند.»
الکس راس بهمدت چندین سال روی کتابی درباره یکی از مراحل قابلتوجه در تاریخ لسآنجلس کار کرده است: موج عظیمی از مهاجران فرهنگی آلمانیزبان، عمدتاً یهودی که در دهههای ۲۰، ۳۰ و ۴۰ میلادی در جنوب کالیفرنیا ساکن شدند و معماری، فیلم، موسیقی و ادبیات را بازسازی کردند. پشت درهایی که ظاهراً معمولی بهنظر میرسند ممکن است جایزه اسکار ارنست لوبیچ، کارگردان و بازیگر آلمانی-آمریکایی، عکسهای سفرهای فرد زینهمان، کارگردان اتریشی-آمریکایی یا کرنومتر مکس راینهارت باشند.
حالا شهر لسآنجلس با یک گزینه روبهروست: بازسازی شهر به جایی که عمدتاً آشناست یا گامی جسورانه برای تبدیل شدن بهعنوان کلانشهری جدید.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
لغزش زمین در یکی از تنگههای «سوادکوه»، بار دیگر تأثیر برداشت بیرویه از کوه و جادهسازی را نشان داد
صخرههای لــــرزان «ابوالقیـــــس»
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
روایتگری ملی پیامدهای زیستمحیطی جنگ یک ضرورت
دادستان مریوان:
با هرگونه تجاوز به حریم دریاچه زریوار برخورد میشود
عیسی امیدوار، نخستین جهانگرد ایرانی درگذشت
گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی
وزارت میراثفرهنگی اعلام کرد
رفع موانع اجرایی ۱۷۷ طرح سرمایهگذاری گردشگری با استفاده از ظرفیت ستاد تسهیل
رد نشت نفت ایران در پرونده لکههای خارک
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید