مروری بر اقدامات خیرخواهانه بنگاه‌های اقتصادی در چارچوب مسئولیت اجتماعی شرکتی و تأثیر آن بر جامعه و توسعه پایدار

نمایش خیرخواهی

تخلیط دو مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی و فعالیت‌های خیرخواهانه هر دوی این مفاهیم را را از مسیر درست منحرف می‌کند





نمایش خیرخواهی

۴ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۰۲

خیرخواهی و فعالیت خیرخواهانه از دیرباز در فرهنگ جامعه ایرانی رواج داشته و دارد، فعالیتی که فعالین اقتصادی و تجار در آن پیشرو و پیشتاز بوده‌اند. اکنون با رشد صنعت و ارتباطات اقتصادی بین‌المللی، جامعه ایرانی با مفاهیم مدرنی روبه‌رو می‌شود که هیچ شناختی از آنها ندارد و این ناآگاهی موجب شده است، مفاهیم مدرن را با مفاهیم سنتی خود خلط کند و ملغمه‌ای بسازد که نه مسیرش مشخص است و نه هدفش. شواهد نشان می‌دهد فعالیت خیرخواهانه و مسئولیت اجتماعی شرکتی دو مفهوم سنتی و مدرنی هستند که در کشور ما شدیداً درهم آمیخته‌اند و از اصل و بنیاد خود دور شده‌اند. این درهم‌آمیزی چنان با سرعت و جدیت در حال افزایش است که بیم آن می‌رود که هر دوی این مفاهیم توسعه‌دهنده و نیک به عوامل شر بدل شوند.

مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR: Corporate Social Responsibility) مفهومی جدید است که با حضور صنعت و با گذر زمان در جوامع صنعتی ایجاد شد. این مفهوم که برای ما تقریباً وارداتی و جدید است، از حدود ۱۵ سال پیش همراه با مباحث مدیریت سازمانی و تجاری به جامعه ما راه یافته است.
ازآنجاکه همیشه مفاهیم جدید و وارداتی تحت‌تأثیر و زیر سایه مفاهیم کهن هر ملت و سرزمینی قرار می‌‌گیرند و دچار دگردیسی می‌شوند، مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی نیز از بدو ورود به ایران با کار خیر که قدمتی کهن در فرهنگ و جامعه ایرانی دارد، خلط شد. بررسی اخبار و گزارش‌های CSR شرکت‌ها نشان می‌دهد درحال حاضر خیریه و مسئولیت اجتماعی شرکتی در کشور ما به‌شکل عجیبی درهم‌ تنیده و ادغام‌ شده‌‌اند.

 

مسئولیت اجتماعی شرکتی و خیریه تفاوت بنیادی دارند
مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) خاستگاه اقتصادی دارد و بر محور منفعت ایجاد شده است و هدفش توسعه و پایداری شرکت و محیط فعالیت آن است. این مفهوم که ره‌آورد جوامع صنعتی است؛ خرد خرد و با آزمون و خطاهای بسیار و از دل تعاملات میان مدیران بنگاه‌های اقتصادی، کارکنان، جامعه و محیط پیرامونی حاصل شده است. جوامع صنعتی در جریان آزمون و خطاها به ذهنیتی رسیده‌اند که CSR را با تمام باید و نبایدهای اکنونی‌اش می‌شناسند. این جوامع برآنند که بنگاه‌های اقتصادی نه‌تنها نسبت به محیطی که در آن فعالیت می‌کنند، مسئولیت دارند و باید پاسخگوی تأثیرات خود بر کارکنان، محیط‌‌زیست، جامعه، اقتصاد و فرهنگ بومی و … باشند که برای توسعه و پایداری خود ملزم‌اند حفاظت و کمک به توسعه محیط پیرامونی را در سیاست‌ها و برنامه‌های اصلی و بالادستی خود قرار دهند؛ چراکه بقای بنگاه اقتصادی به بقای محل فعالیت آنها وابسته است.

 

حال آنکه فعالیت‌های خیریه و بشردوستانه خاستگاه فرهنگی دارد و بر محور اخلاق بنا شده است و هدفش دستگیری و کاستن آلام بشر است. خیرخواهی و بشردوستی برآمده از تمدن و تعاملات انسانی است. در فرهنگ ایرانی همیشه خیرخواهی و دستگیری جایگاهی ویژه و ارزشمند داشته و دارد، ضمن اینکه افراد خیر نیز همواره مورد تقدیر و احترام بوده و هستند. در این فرهنگ، کمک به هم‌نوع نه برای منافع شخصی اعم از بهره اقتصادی و اجتماعی که به صرف یاری‌رسانی و دستگیری مورد تقدیر و احترام است و چنانچه منفعت شخصی در آن دخیل شود، ریاکاری است و غیراخلاقی.

 

تغییر مفاهیم نتیجه تغییر بنیادهای اجتماعی
درعین‌حال که خیرخواهی و دستگیری از افراد ضعیف جایگاهی متعالی در فرهنگ ما داشته است، اما دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که افراد توانمند را وامدار افراد ضعیف‌تر می‌داند و گفته می‌شود «هیچ فقیرى در دنیا گرسنگى نمى‎کشد، مگر اینکه ثروتمندى حق او را نداده باشد». این دیدگاه فرد توانمند را صرفاً به‌واسطه توانمند بودنش وامدار بقیه می‌داند. به‌نظر می‌رسد در گذار فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی، دیگر فعالیت‌های خیریه، فعالیتی داوطلبانه نیست و به الزامی اجتماعی بدل شده است که فرد متمول ناگزیر است برای پذیرش اجتماعی و مصونیت از بدنامی به آن تن دهد.
با ظهور بنگاه‌های اقتصادی به‌عنوان شخصیت‌های متمول و توانمند جدید، همین انتظار و رویکرد بر تعامل و ارتباط بین این شخصیت‌های مدرن و نوظهور با جامعه ایرانی سایه افکنده است. بر این اساس، همگان از مردم محلی و بومی گرفته تا مؤسسات مردم‌نهاد و خیریه‌ها و حتی دولت و نظام حکمرانی، بنگاه‌های اقتصادی را وامدار خود می‌دانند و سهم‌خواهی، نه با دید مشارکتی که با دید تسویه دین بنگاه‌ها، دنبال می‌شود.

 

باید توجه داشت، مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی بر این مبناست که شرکت مسئول تأثیرات خود است و براساس منطقی روشن و اقتصادی، بنگاه‌ها به‌واسطه منفعت خود موظفند برای حفظ تعادل اقتصادی و اجتماعی هستند در قبال تأثیرات منفی خود، رفتارهایی برای جبران داشته باشند. منتها رفتارهایی که مبتنی بر رشد پایدار است و به پایداری و توسعه بنگاه اقتصادی و محیط فعالیت آن یاری می‌رساند.
به‌گفته طاهره خارستانی، مشاور مدیریت پایدار و مسئولانه سازمان، «جمله کلیدی در تعریف مسئولیت اجتماعی شرکتی این است که مسئولیت اجتماعی شرکتی نه صرفاً یک امر اجتماعی، نه یک امر محیط‌‌زیستی، نه یک امر خیرخواهانه و نه یک امر مرتبط با معافیت‌های مالیاتی و… است، بلکه به‌معنای مدیریت یکپارچه آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط‌‌زیستی تصمیمات و فعالیت‌های یک کسب‌وکار است.»
اما متأسفانه با سیطره فرهنگ جامعه بر مفاهیم نوین، اکنون مسئولیت اجتماعی شرکتی بهانه‌ای شده است برای سهم‌خواهی‌های بی‌بنیاد و فشار بر بنگاه‌های اقتصادی برای مشارکت در برنامه‌هایی که نه‌تنها به توسعه و پایداری منجر نمی‌شوند که توجیه اقتصادی نیز ندارند؛ فعالیت‌های موقتی و مسکن‌مانندی چون توزیع ارزاق، لوازم‌التحریر و جهیزیه در بین نیازمندان و یا ساخت مدرسه و راه‌سازی که بدون ارزیابی‌ تبعات اجتماعی و اقتصادی انجام می‌شود. نتیجه چنین فعالیت‌هایی چنان است که همچنان جوامع میزبان صنایع بزرگ با فقر و عدم وجود امکانات دست به گریبانند.
از طرف دیگر، بنگاه‌های اقتصادی با بهره‌برداری از جایگاه فعالیت‌های خیرخواهانه در ارتقای موقعیت اجتماعی، این فعالیت‌ها را صرفاً برای به‌دست آوردن خوشنامی و پذیرش در جامعه، بدون توجه نتایجی که می‌توانند داشته باشند، در دستورکار خود قرار می‌دهند. درواقع، فعالیت‌های خیریه این شرکت‌ها بیشتر در جهت تبلیغات و وجهه‌سازی است تا انجام مسئولیت اجتماعی شرکتی.

 

تبلیغاتی شدن فعالیت‌های خیریه
نگاه تبلیغاتی بنگاه‌های اقتصادی به فعالیت‌های خیریه‌ای نیز تبعات منفی بسیار دارد. وقتی فعالیت‌های خیرخواهانه که ذاتاً انسانی و اخلاقی هستند، به ابزار تبلیغ و وجهه‌سازی بدل می‌شوند، عمق خود را از دست می‌دهند و تنها به وسیله‌ای برای خوشنامی بانی این فعالیت‌ها تبدیل می‌شوند.
«شیما وزوایی»، فعال در سازمانهای مردم‌نهاد، درباره تخلیط مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) و خیریه می‌گوید: واقعیت این است که این موضوع عمیق و پیچیده است و آسیب‌های قابل‌توجهی در جامعه ایران وجود دارد. البته این آسیب‌ها مختص ایران نیست و در دیگر کشورها نیز مشابه این چالش‌ها وجود دارد. بسیاری از شرکت‌ها به‌جای توجه به تغییرات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی که در راستای توسعه پایدار باید رعایت کنند، تنها به جنبه‌های تبلیغاتی توجه دارند. به‌عنوان مثال، کمک‌های خیریه‌ای که این شرکت‌ها انجام می‌دهند، معمولاً به دو دلیل است: نخست، برای ایجاد یک برندینگ مثبت و دوم، به دلیل مزایای مالیاتی که از این طریق به دست می‌آورند. این نوع اقدامات در واقع نوعی تبلیغات مسئولانه محسوب می‌شود.
درواقع می‌توان کسب اعتبار و خوشنامی از سازمان‌های غیردولتی و نهادهای مدنی را یکی از مشکلات همکاری بنگاه‌های اقتصادی با این سازمان‌ها دانست. بنگاه اقتصادی با کمک مالی به این مؤسسات تصویری معقول و پذیرفتنی از برند خود ارائه می‌دهد، بدون اینکه تغییرات واقعی در شرکت یا سیاست‌هایش رخ داده باشد. به‌عنوان مثال، شرکت‌های آلاینده بسیاری هستند که ممکن است به سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌زیستی کمک مالی می‌کنند و انتشار خبر این کمک‌ها سعی دارند وجهه مثبتی از خود ایجاد کنند.
وزوایی می‌گوید: «با این شرایط، برندها به‌راحتی می‌توانند به‌عنوان حامیان محیط‌زیست یا حقوق زنان شناخته شوند، درحالی‌که هیچ اقدام مؤثری برای کاهش شکاف‌های جنسیتی یا مبارزه با آزار جنسی درون سازمان خود انجام نمی‌دهند. این روند به تبلیغاتی تبدیل شده که بیشتر به رنگ و لعاب ظاهری می‌پردازد تا به تغییرات بنیادین در ساختار اقتصادی و اجتماعی.»
چالش‌های تأمین مالی نهادهای نیکوکار و سازمان‌های مدنی
به‌نظر می‌رسد وابستگی و نیاز مالی ساز‌مان‌های مدنی و نیکوکاری اصلی‌ترین دلیل همکاری این نهادها با بنگاه‌های اقتصادی است. نهادهای نیکوکار و سازمان‌های مدنی به‌دلیل مشکلات متعدد اقتصادی اکنون، با چالش‌های جدی در تأمین مالی مواجه هستند و به‌دلیل این مشکل قدرت چانه‌زنی‌شان را در برابر بنگاه‌های اقتصادی از دست داده‌اند. وزوایی در این مورد می‌گوید: در شرایطی که اقتصاد به‌شدت ضعیف است، تعداد اهداکنندگان نیز کاهش می‌یابد. این وضعیت باعث می‌شود که بسیاری از نهادها تنها به‌دنبال بنگاه‌هایی باشند که آنها را در تأمین منابع مالی یاری می‌رسانند و دیگر فعالیت‌ها و تأثیرات این بنگاه‌ها را نادیده بگیرند.

 

درحقیقت کمبود منابع مالی سازمان‌های مردم‌نهاد را در موقعیتی قرار داده است که کمتر به معیارها و اعتبار اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی حامی توجه کنند. وزوایی معتقد است: «این وضعیت به‌نوعی تعامل دوگانه منجر شده است که نتیجه همکاری برای هیچ‌کدام از طرفین مهم نیست؛ نه برای شرکت‌ها و نه برای سازمان‌های خیریه. آنچه اهمیت دارد، تنها تبادل مالی بین این دو طرف است.» این فعال مدنی می‌افزاید: اکنون سازمان‌های مدنی به‌جای تمرکز بر فعالیت‌ها و اهداف خود، بیشتر به این می‌اندیشند که کدام فعالیتشان بیشتر مورد حمایت مالی بنگاه‌های اقتصادی قرار می‌گیرد.
بر این اساس، آنچه در حال رخ دادن است، نه حمایت مالی بنگاه‌های اقتصادی از فعالیت‌های سازمان‌های مدنی و نیکوکاری که سیطره قدرت بنگاه‌های اقتصادی بر فعالیت‌های این سازمان‌هاست. درواقع، تعامل سازمان‌های مدنی با بنگاه‌های اقتصادی آنها را ابزار تبلیغاتی این بنگاه‌ها تقلیل می‌دهد و قدرت انتخاب و آزادی فعالیت را از آنها می‌گیرد.
حال باتوجه‌به آسیب‌های فراوان تخلیط خیریه و مسئولیت اجتماعی شرکتی، این سؤال پیش می‌آید که چه باید کرد و چگونه می‌توان این دو مفهوم را که در ذات خود مثبت و سازنده هستند، از انحراف و تخریب بازداشت؟

 

بازیابی صحیح خیریه و مسئولیت اجتماعی شرکتی
آذر صائمیان، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی فناوری و نوآوری و تجاری‌سازی ایران: در ارزیابی‌های جهانی، اگر برای کل اقدامات مسئولیت اجتماعی شرکتی هزار امتیاز در نظر بگیریم، در خوشبینانه‌ترین حالت، تنها ۱۰۰ تا ۱۵۰ امتیاز به کمک‌های بشردوستانه اختصاص دارد



چنانکه مطرح شد تخلیط فعالیت خیرخواهانه و مسئولیت اجتماعی شرکتی که در چند سال اخیر در کشور ما شدت گرفته، به‌نفع هیچ‌کدام از این مفاهیم نیست و نیاز به تغییر دارد. کارشناسان و متخصصان زیادی به این روند معکوس اذعان دارند و معتقدند باید این روند شکسته شود و وضعیت اصلاح شود.
به‌گفته «آذر صائمیان»، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی فناوری و نوآوری و تجاری‌سازی ایران، در ارزیابی‌های جهانی، اگر برای کل اقدامات مسئولیت اجتماعی شرکتی هزار امتیاز در نظر بگیریم، در خوشبینانه‌ترین حالت، تنها ۱۰۰ تا ۱۵۰ امتیاز به کمک‌های بشردوستانه اختصاص دارد. در حوزه مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی باید به مباحث مرتبط با رفاه اقتصادی، توسعه اقتصادی، رفاه مردم و امنیت و مسائل زیست‌محیطی توجه ویژه‌ای داشته باشیم. اگر سیاستگذاری‌های ما در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی براساس پایداری باشد، مناطق و اقشار محروم نیز به‌طور طبیعی سهمی از توسعه اقتصادی خواهند داشت.
«حسن فروزان‌فرد»، رئیس کمیسیون حکمرانی اتاق تهران، معتقد است: استانداردها اولویت‌بندی‌ها را به‌درستی تعیین می‌کنند. آنها می‌گویند ابتدا باید قوانین و مقررات بررسی و رعایت شوند. همچنین، موضوعاتی مانند خیریه نیز در جایگاه مناسب خود دیده شده‌اند. اگر استاندارد به‌عنوان معیار اصلی گفت‌وگوهای ما در حوزه مسئولیت‌های اجتماعی قرار گیرد، بسیاری از مشکلات برطرف خواهد شد.
به‌نظر می‌رسد ارزیابی‌های مدون با استانداردهای مدون و مشخص می‌تواند محدودیت‌های برای بنگاه‌های اقتصادی ایجاد کند و چرخه معیوب تبلیغات و وجهه‌سازی برپایه اقدامات خیریه‌ای را با مشکلاتی همراه سازد. همچنین، اگر همکاری این بنگاه‌ها با سازمان‌های مردم‌نهاد براساس ارزیابی اصولی و براساس میزان صحت و دقت فعالیت‌های مدنی و خیرخواهانه این سازمان‌ها سنجیده شود، در نظم‌دهی به فعالیت‌های خیرخواهانه و بشردوستانه و اصلاح رویه آنها مؤثر خواهد بود.

 

تعیین استانداردها و ارزیابی‌های دقیق، می‌تواند چرخه معیوب تعامل و مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه‌ها با بنگاه‌های اقتصادی را بشکند و آنها را به مسیر درست خود بازگرداند و همچنین از هدررفت منابع مالی‌ جلوگیری کند.

 

البته نباید از اهمیت تأثیر جامعه مدنی بر اصلاح رویه‌ها و ساختارها غافل شد. وزوایی، فعال مدنی، معتقد است برای اصلاح باید به گفت‌وگو و نقد پرداخت؛ نه گفت‌وگو به‌معنای انتقاد که گفت‌وگو به‌معنای فرصتی برای بررسی و بازنگری در مسئولیت‌های اجتماعی و فعالیت‌های خیریه. او ضمن اشاره به اینکه «نهادهای اجتماعی با انگیزه‌های اجتماعی به فعالیت می‌پردازند و نه با هدف سودسازی»، تأکید می‌کند: فعالین مدنی و اجتماعی همواره باید به این نکته توجه داشته باشد که چه کسانی از این فعالیت‌ها بیشترین سود را می‌برند یا نفع بیشتری کسب می‌کنند. اگر افراد به معیارهای توسعه پایدار و ارزیابی‌های انتقادی بازگردند، ممکن است راهی برای بهبود وضعیت فراهم شود.

 

وزوایی تأکید می‌کند: این وضعیت باید تغییر کند و لازم است که داده‌ها و اطلاعات به‌طور شفاف‌تری در دسترس قرار گیرند. جامعه باید بتواند بفهمد که منابع مالی از کجا تأمین می‌شود و مالیات‌ها به کدام شرکت‌ها تعلق دارد. این موضوع ارتباطی به افزایش نظارت دولت ندارد، بلکه نیاز به شفافیتی دارد که به جامعه این امکان را بدهد تا بر فرایندها نظارت کند. وزوایی می‌افزاید: نظارت و کنترل بخشی از وجود جامعه مدنی است و قرار نبود که این جامعه به سازمان‌های بی‌صدایی تبدیل شوند که صرفاً به دولت یا بخش خصوصی خدمت کنند. این تقسیم‌بندی‌ها بیشتر به پنهان‌کاری منجر می‌شود، درحالی‌که واقعیت این است که هیچ‌کدام از این بخش‌ها مسئولیت‌پذیری واقعی ندارند.

 

اما کارشناسان و متخصصان مسئولیت اجتماعی شرکتی، تأکید دارند اصطلاح مسئولیت اجتماعی در برابرنهاد فارسی Corporate Social Responsibility منجر به برداشت‌های اشتباهی شده است که عموماً مسئولیت اجتماعی شرکتی با مسئولیت اجتماعی فردی یکی گرفته می‌شود.

 

مسئولیت اجتماعی شرکتی متفاوت از مسئولیت اجتماعی فردی است
مسئولیت اجتماعی شرکتی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این مفهوم، مفهومی استراتژیک و عملیاتی است و صرفاً اخلاقی و بشردوستانه نیست. «محمود اولیایی»، رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی شرکتی اتاق بازرگانی ایران معتقد است ما مسئولیت اجتماعی را به اشتباه به‌عنوان مسئولیت اجتماعی فردی و اقداماتی که خیرین انجام می‌دهند، تفسیر کرده‌ایم. او می‌گوید: «متأسفانه، بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی در کشور ما، فعالیت‌های خیریه‌ای خود را با مسئولیت اجتماعی بنگاهی یکسان می‌دانند و این امر موجب خلط مبحث شده است. فرض کنید که من یک بنگاه‌دار هستم و در بخش خصوصی فعالیت می‌کنم، اگر بخواهم بخشی از سود خود را به امور خیریه، مانند آموزش یا حمایت از کودکان کار و محیط‌زیست، اختصاص دهم، این عمل درواقع مسئولیت اجتماعی فردی من است، نه مسئولیت اجتماعی شرکتی.»

 

مسئولیت بنگاه‌های اقتصادی، تولید مسئولانه است؛ تولیدی که با توسعه و پایداری همراه باشد. بنگاه‌های اقتصادی باید بر مبنای اصول اقتصادی و پایداری عمل کنند که البته این اصول منفعت همگانی را در چی دارند. درحالی‌که مسئولیت فردی بر اصول اخلاقی و انسانی بنیان شده‌ است.

 

در حوزه مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی باید به مباحث مرتبط با رفاه اقتصادی، توسعه اقتصادی، رفاه مردم و امنیت و مسائل زیست‌محیطی توجه ویژه‌ای داشته باشیم. اگر سیاستگذاری‌های ما در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی براساس پایداری باشد، مناطق و اقشار محروم نیز به‌طور طبیعی از توسعه اقتصادی بهره‌مند خواهند شد.

شاید بتوان گفت در سایه عدم شناخت درست جامعه ایرانی از مفهوم اقتصاد، بنگاه اقتصادی و فعالیت اقتصادی، تولید و شرکت، مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی نیز دچار سوءبرداشت‌های عدیده‌ شده است. روشن است که جامعه‌ای که با اصول مدیریت، صنعت و اقتصاد ناآشناست، نمی‌تواند به شناخت درستی از مفاهیم زیرمجموعه آنها دست یابد. شاید اصلاح ساختار مدیریت اقتصادی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی، آگهی‌بخشی به مردم و جامعه، اصلاح ساختارهای مدنی و گفت‌وگو و اندیشه درباره آنچه در حال وقوع است، بتواند نجات‌بخش باشد.
درنهایت به‌نظر می‌رسد چرخه معیوب خیریه‌سازی از مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی، به‌نفع هیچ‌کس نیست و ادامه این روند، حاصلی جز هدررفت منابع مالی و تخریب مفاهیم اخلاقی ندارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *