گزارش میدانی پیام ما از سه سال بیتوجهی شهرداری تهران به شهرک دانشگاه که باعث شده اهالی بهشکل خودگران زبالههایشان را پاکسازی کنند و سیستم مالی شفاف و گزارش عملکرد داوطلبانه راه بیندازند
داستان «خودگردانی شورایی» یک شهرک
اهالی شهرک دانشگاه در خلأ خدمات شهرداری و عدم همراهی آبفا، زبالههای این شهرک را جمعآوری و فضای سبزش را آبیاری کردند
۲۲ دی ۱۴۰۳، ۱۵:۰۰
شهرداری تهران چندسالی است که به اهالی شهرک دانشگاه در غرب تهران خدمات ارائه نمیدهد. اهالی میگویند شهرداری طرح نوسازی شهرک دارد و اهالی به آن رضایت ندارند. سه سال از آخرینباری که شهرداری محوطه و خیابانها را پاکسازی کرده، گذشته است و حالا ۱۰۳ روز است که جمعی از اهالی خودشان دستبهکار شده و ۹۰ درصد شهرک را پاکسازی کردهاند؛ تاکنون یکهزار کامیون زباله از شهرک خارج شده است. چاه آب مخصوص آبیاری فضای سبز شهرک مسدود شده و مسیر آب بهسمت خارج از شهرک هدایت شده است. خرید منبع آب و پرکردن آن از سوی اهالی راهحل جایگزین کمبود آب برای فضای سبز است. اهالی میگویند از تلاش برای محیط آرام زندگیشان خسته نخواهند شد و به تبدیل کردن شهرک آرام و خلوت شهرک دانشگاه به مکانی پرازدحام رضایت نخواهد داد. تشکل کوچک «همیاران فضای سبز شهرک دانشگاه» حالا شکل و شمایل کار خود را پیدا کرده است و با حمایت شبکهای متشکل از صدها عضو کار میکند و بعد ۱۰۳ روز تلاش که از جمعآوری زباله شروع شد، حالا به ساختاری شفاف در امور مالی داوطلبانه و گزارش عملکرد هم رسیده است. مثل هر رویداد مشارکتی دیگر در حوزه محیطزیست، نقش پررنگ زنان در پاکسازی محیط زندگی مردم شهرک دانشگاه مشهود است.
در شهرک دانشگاه هیچچیز آنطورکه انتظار میرود، بهنظر نمیرسد. در مسیر رفتن به خانهای که میزبانان انتظارمان را میکشند، همه گذرها تمیز است و خبری از زباله نیست. زمستان مانند هر جای دیگری بر محوطه و خیابانهای این شهرک هم خانه کرده است. اما همهجا، نسبت به جایی که سه سال از خدمات شهرداری محروم شده، بسیار تمیزتر است؛ حتی تمیزتر از کوچه و خیابانهای شهر تهران. انگار آدمهایی که برای پاکیزگی شهرک دانشگاه تلاش میکنند، حتی فیلترهای سیگار را هم جا نمیگذارند. بلوکهای مسکونی کوچک و کمارتفاع است و آسمان تهران که از قضای روزگار یکی از روزهای پاکش را میگذارند، بالای سر ساختمانهای کوتاه، آبی روشن پهن شده است با لکههای کوچکی از ابر سفید.
قصه آدمهای شهرک
در خانه «خانم احمدی» گروه کوچکی از اهالی میزبان ما هستند. چهار خانم و سه آقا. آدمهایی که کارستان شهرک را راه انداختهاند و در ۱۰۳ روز فعالیت، بعد از گذشت سه سال از آخرین روزی که شهرداری تهران این محدوده را هم در حوزه مشمول خدمات شهری حساب میکرد و زبالههای شهرک را جابهجا و فضای سبز و محوطه آنان را تمیز میکرد، خودشان یکهزار کامیون زباله انباشتشده طی این سه سال را از محوطه پاکسازی و آن را جابهجا کردهاند. کاری کارستان که برای زنان همراه حالا دستهای پینهبسته و درد کمر و گردن باقی گذاشته، اما از آن با لبخند، غرور و افتخار صحبت میکنند.
در میانه صحبتها و تعارفهای اولیه متوجه میشویم میتوان «مینا کوهی» را بهعنوان آغازگر این پویش فرض کرد. زنی بالای ۵۰ سال با موهای جوگندمی و صورتی ساده و بیآرایش. زنی که خودش میگوید از شرایط بغرنج زندگی در میان انباشت زبالهها به ستوه آمده و تصمیم گرفته کاری کند: «ماجرای شهرک دانشگاه از سال ۱۳۴۸ شروع شد. این تاریخ زمانی است که اوراق به کارکنان شهرک دانشگاه فروخته شده است. در سال ۵۴ کلنگ آن توسط هویدا زده شد، اما پیشتر و از زمان قاجار این اراضی وقف بود. موضوعی که باعث شده است مردم با هم متحد شوند و اجازه ندهند که باتوجهبه عملکرد شهرداری، شهرک از بین برود، همین موضوع زمین است. شهرداری روی این زمین دست گذاشت و به آن خدمات نداد.»
او توضیح میدهد: «اولویت اقدام شهرداری این بود که چاههای آب شهرک را با هماهنگی شورا یا هیئتمدیره تملک کردند. از مردم میخواستند که شهرک را نوسازی یا بازسازی کنند و این درصورتیاست که خانههای شهرک دانشگاه فرسوده نیستند. آنها میخواهند مردم خانههایشان را تحویل دهند و بهجای این بلوکهای مسکونی برای دو هزار و ۷۰۰ واحد که وضعیت موجود است، بلوکهایی با واحدهای بیشتر و درحقیقت تراکم بیشتر ساخته شود. مردم نمیخواهند این اتفاق بیفتد. ما دو دوره شورایاری داشتیم و همه امور را انجام میدادیم، اما این شورایاری منحل شد.»
بهنظر میرسد پیچیدگی ماجرا میان ساکنان شهرک دانشگاه و شهرداری از همین پیشنهاد شکل میگیرد و اینکه باتوجهبه وجود یک سند بر عرصه باید همه ساکنان به انجام نوسازی شهرک رضایت دهند. کوهی تعریف میکند: «الان میگویند قرار است اسناد را جدا کنند تا شهرداری بتواند اقدام خودش را انجام دهد. درصورت تفکیک سند دیگر نیازی به رضایت همگانی نیست. به همین دلیل، شهرداری خدماتدهی به شهرک را کنار گذاشت. اقدام دیگری که انجام شد، انحراف لولههای آب چاههایی بود که برای آبیاری فضای سبز شهرک استفاده میشد. چاههای آب در اختیار آبفا قرار دارد، اما یکی از این چاهها در اختیار شهرداری منطقه ۲۱ برای آبیاری فضای سبز شهرک قرار گرفته است. آبفا ناخواسته مدرکی در مورد آب فضای سبز به ما داد. روزی ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار لیتر آب از شهرک خارج میشود. شهرداری اما جوابی در مورد چاه به ما نداد. فقط در اعتراض به اینکه شهرداری برای نظافت و پاکسازی شهرک اقدامی انجام نمیدهد، گفتند نیرو میدهند تا این پاکسازی انجام شود.»
کوهی میگوید سه ماه هم برای تحقق این وعده صبر کردند و اما پاسخ شهرداری بعد از گذشت این زمان این جمله صریح بود که «خدماتی ارائه نمیدهیم.»
کوهی مانند دوستانش میگوید بهانههای متعددی از سوی شهرداری، مانند نداشتن هیئتمدیره، محصور بودن شهرک و موضوعاتی مانند آن مطرح میشود که ساکنان شهرک را همچنان در این وضعیت نگه میدارند تا بلکه به تخلیه شهرک رضایت دهند.
فاضلاب چالشی دیگر
«آقای کاشانی» جوانتر از سایر میزبانان ماست. پدر او نیز در همین شهرک زندگی میکند: «در شهرک دانشگاه ممکن است بسیاری از امکانات و دسترسیها بهخاطر فاصله از شهر وجود نداشته است. ما میدانیم خانههایمان بر زمینهای باارزشی ساخته شده است و شهرداری هم این را میداند. اما برای ما موضوع زمین نیست. موضوع آرامشی است که در سالهای زندگی در این مکان به دست آوردهایم. شهرداری فکر میکند اگر امروز به نتیجه نرسد، با ندادن خدمات درنهایت ۱۰ سال دیگر میتوانند مردم را ناچار به ترک اینجا کنند. ما عاشق فضای سبز و خیابانهای خلوتمان هستیم و شهرداری میگوید همه اینها را رها کنیم و اینجا را تبدیل به شهرکی شلوغ و پرازدحام کنیم؛ مانند آنچه در تهران انجام داده است.»
در زمان بازدید از شهرک، حدود ۱۲ روز بود که چاه فاضلاب بالا زده بود و اهالی میگویند با وجود تماسهای مکرر خبری از شرکت آبفا نشده است
او ادامه میدهد: «الان بیش از ۱۲روز است که فاضلاب در نقاطی از شهرک بالا زده است، اما هیچ دستگاهی برای آن اقدامی انجام نمیدهد. کنار میدان میوه و ترهبار میتوانید با چشم خود ببینید که فاضلاب بالا زده است. ما در فیشهای آب داریم پول مدیریت فاضلاب را پرداخت میکنیم، اما کسی به ما خدمات آن را نمیدهد. دفعه اول هم نیست که این اتفاق میافتد. پیشتر جلوی ساختمان یکی از مدارس شهرک فاضلاب بالا زده بود.»
شگرد شهرداری زاکانی: آزار و اذیت بهجای خدمترسانی
در گروه میزبانان ما همه اتفاق نظر دارند که شهرداری میخواهد با ندادن خدمات مردم را وادار به ترک شهرک کند. نتیجهای که اهالی را به اقدام عملی برای جبران خلأ خدمات شهری متقاعد کرد. اهالی میگویند حتی اگر بخواهند شهرک را ترک کنند چه تضمینی وجود دارد که شهرداری بر تعهداتش بماند. یکی از اهالی شهرک که علاقهای به انتشار نامش ندارد، میگوید: «در بهترین حالت میخواهند خانههای ما را مثلاً متری ۲۰ میلیون تومان بخرند و بعد از چند سال یک خانه نیمهکاره را متری ۸۰ میلیون تومان به ما بفروشند.»
گروه همیاران فضای سبز میگویند نگرانی از اینکه خانههایشان را به شهرداری بفروشند و دیگر هرگز صاحب خانهای نشوند یا ناچار به زندگی در فضایی پرازدحام شوند، آنها را بر آن داشت تا تسلیم فشارها نشوند
«شیرین کریمی» یکی دیگر از زنان این مجموعه میگوید: «این احساس نگرانی بسیار زیاد باعث شد خودمان اقدام کنیم. سرمایه مادی و معنوی ما در این شهرک است. حال که اینجا ساکنیم، نمیتوانیم در مورد محیطزیستمان بگوییم که آن را امروز متوقف کنیم و برای فردا بگذاریم. چیزی از این واجبتر وجود ندارد. مگر میشود در محیطی آلوده و پر از مسمومیت زندگی کرد؟ برای ما مسئلهای واجبتر از این وجود ندارد. الان که با شما صحبت میکنیم ۱۰۳روز است که خودمان اقدام به پاکسازی شهرک کردهایم و فکر میکنم زبالههای شهرک را که مربوط به بیش از سه سال است، از محوطه بیرون کشیدیم.»
کریمی ادامه میدهد: «یکهزار کامیون زباله جمعآوری کردیم و به بیرون از شهرک انتقال دادیم. خودمان زبالهها را تا خروجی شهرک جابهجا میکردیم و بعد شهرداری میآمد و زبالهها را از خروجی شهرک میبرد. آخرینباری که زنگ زدیم به رانندههای حمل زباله خودشان ذوقزده شده بودند که بالاخره تمام شد. دستهای خانم کوهی زخم شده بود و دور همه انگشتهایش چسب پیچیده بود. همه اعضای خانوادهاش هم کمک میکردند. ما همین تعداد نیستیم. برخی از اهالی شهرک هم وقتی روزهای اول دیدند که ما مشغول کار هستیم، آمدند برای کمک.»
آنها تعریف میکنند که بارها برای رفع این مشکلات تلاش و تجمع کردهاند و تصاویرشان از تجمع جلوی شهرداری و آبفا را نشانمان میدهند و میگویند: «ما نه بیکار بودیم، نه سلامت، نه خوشی زده بود زیر دلمان. چون در این سالها گوش شنوایی وجود نداشت، ناچار شدیم آستین بالا بزنیم.»
همیاران فضای سبز
کریمی با بیان اینکه کمکم نوعی تقسیم کار براساس تواناییهای اعضای شهرک شکل گرفت، توضیح میدهد: «دیگر دیدیم که نمیشود. به همت خانم کوهی گروهی بهنام همیاران فضای سبز تشکیل شد. براساس برنامهریزی در این گروه، ما پنج نفر حتماً در ساعات پاکسازی حضور داشتیم. گاهی دوستان دیگری از شهرک هم به ما اضافه میشدند.»
خانم کوهی هم یکبار دیگر به این گفتوگو اضافه میشود: «از ۲۶ شهریور شهرداری با هدف منحرف کردن مطالبات بحق ما درباره بازپسگیری آب شهرک دانشگاه، وعده اختصاص نیروی انسانی بهمنظور کمک به پاکسازی شهرک از زبالهها را داد. گفتند به شما نیرو میدهیم تا شهرک را جهادی تمیز کنید. اما این نیروها فقط چهار روز اول را منظم آمدند. تا ۱۰ روز هم یک روز در میان آمدند. بعد از این ۱۰ روز دیگر جواب ما را هم نمیدادند. آبفا هم دیگر جواب تلفنهای ما را نداد.»
کریمی ادامه میدهد: «ما ابزار کار تهیه کردیم. دستکش و فرغون و شنکش و خلاصه ادوات مورد نیاز را خریدیم و شروع کردیم. البته اهالی کمکهای مالی انجام دادند. در گروه ۴۰۰ عضو حضور دارند که هرکدام به فراخور برای خرید امکانات پول دادند.»
سازوکار شفاف
«شفافیت» در مورد مسائل مالی گویی برای این گروه دارای اهمیت بسیار بالایی بود. فردی که مسئولیت امور مالی و مدیریت این بخش را بهعهده داشت، توضیح میدهد: «همه ورودیهای مالی و هزینهکرد را در یک فایل اکسل وارد میکنیم و بلافاصله پس از واریز هر مبلغ یا هزینه، مهم نیست کم باشد یا زیاد، گزارش آن را به اعضای گروه ارائه میکنیم. همه آدمهایی که یک ریال هم پول داده باشند، باید بدانند مبلغ پرداختیشان صرف چه کاری شده است.»
همراه این گروه از دوستان از خانه خانم احمدی بیرون میآییم و در محوطه شهرک قدم میزنیم. بهگفته خود آنان، تا روز حضور ما در شهرک حدود ۹۰ درصد از محوطه پاکسازی شده است. با چشم هم میتوان مناطق پاکسازیشده را از مناطقی که هنوز انبوهی از زباله را میزبانی میکنند، تشخیص داد. در مسیر عبوری، درختان قطعشده زیادی را میبینیم که اهالی میگویند شهرداری بهبهانه خشک شدن آنها را قطع میکند: «شهرداری هیچکاری به کار شهرک ندارد، فقط میآید و برخی درختان را که عمدتاً قطور هستند، قطع میکند و میرود.»
در مسیر به همان چاه فاضلابی برمیخوریم که بالا آمده و در خیابان جاری است. کمی آنسوتر هم کانالی از فاضلاب است که بهسمتی خارج از شهرک هدایت میشود. اهالی میگویند آبفا با احداث تصفیهخانهای برای شهرک که بشود آب استاندارد آن را برای آبیاری فضای سبز هم استفاده کرد، مخالفت کرده است. در میان درختان قطعشده اما درختانی هستند که یک تکه کاغذ شمارهگذاریشده با چسب نواری رویشان گذاشته شده است. خانم کوهی منبع آبی را نشان میدهد و میگوید: «این منبع را خریدم و اینجا نصب کردیم. همه اهالی آب میخرند و آن را پر میکنند؛ بعد برای آبیاری از آن استفاده میکنیم. برای اینکه یادمان نرود مثلاً دیروز یا هفته گذشته به چه درختانی آب دادیم، نوهام روی آنها شماره میگذارد. همه اینجا تلاش میکنند به هر قیمتی درختان را نگه دارند. اما کسی از دستگاههای دولتی با ما همراهی نمیکند؛ فقط چون این زمینها را میخواهند.»
نه شهرداری و نه آبفای منطقه ۲۱ هیچکدام پاسخی در مورد مسائل این شهرک ارائه نمیدهند. اهالی اما فکر میکنند خودشان از عهده امور شهرک برمیآیند و حاضر نیستند برای دریافت خدمات، زمینها و خانههایشان را معاوضه کنند. در زمان خروج از شهرک بنرهایی که از سوی گروه «همیاران فضای سبز شهرک» در خیابانها نصب شده است، به چشم میآید. بنرهایی که از اهالی میخواهند «لطفاً زبالههای خود را در محوطه نریزید.»
با وجود تلاش این گروه اما گاهی در میان شمشادها هم پلاستیکهای زباله به چشم میخورد که از طبقه بالای ساختمان به محوطه پرت شده است. همراهان میگویند: «گروهی از مردم اینطور به شهرداری واکنش نشان میدهند. اگر متولی رسیدگی به امور کارش را انجام نمیدهد، آنها هم سر لجاجت را باز میکنند.»
یک دعوای سیاسی اصیل
احسان خواجهای جامعهشناس است. او میگوید: «الگوی شهرک دانشگاه موضوع بسیار جالبی است؛ برای اینکه ما ناکارآمدی ساختار شهری را ببینیم. ما در برههای از تاریخ شهردای را وارد ایران کردهایم. شهرداری ذاتاً نهادی دموکراتیک است. در بسیاری از کشورها همین شوراهای شهری و ساختار مدیریت شهری الگوی اداره دموکراتیک حکومت بوده است. ما این ساختار را وارد کردهایم، اما این موضوع را همچنان در نظر نمیگیریم که ذینفعان ما شهروندان ما هستند. اتفاقی که در اینجا رخ میدهد، همین اتفاقی است که میتوانیم در الگوهای توسعه از بالا بهویژه در مورد توسعه جامعه محلی نیز ببینیم. این موضوع را فارغ از پیشینه قانونی آن منطقه میگویم. با هر پیشینهای که وجود دارد، در حال حاضر مسئله این است که گروهی در آن شهرک زندگی میکنند و حق دارند سهم خودشان را بخواهند. این سهم الزاماً اقتصادی نیست. مشابه آنچه در شهرک دانشگاه رخ داده است، فقط میتواند در جوامعی اتفاق بیفتد که شکلگیری نهادهای مدیریت شهری کامل انجام نشده است. ما دچار این ضعف هستیم که نه سازوکارهایمان درست شکل گرفته است و نه منافع همه ذینفعان را در نظر میگیریم. بهشکل مشخص این مثال بین آنچه شهروند حق و منافع خودش میداند با آنچه شهرداری آن را منافع شهروند میداند، تفاوت و تضاد است.»
او ادامه میدهد: «مسئله مهم دیگر این است که در ایران نهادها تلاش میکنند قدرت خودشان را بهواسطه چنین رفتارهایی تقویت کنند. کار این گروه مقاومت مدنی و یک دعوای بسیار حقیقی است که آدمها برای پیروزی در آن تلاش میکنند که آن قدرت را پس بگیرند. من فکر میکنم این یک دعوای اصیل سیاسی است و اتفاقاً دعوای بسیار مهمی و واقعی است.»
در مورد این موضوع که در این دعوا چرا گروهی خودشان را در خط مقدم قرار دادهاند و گروهی هم ته خط ایستادهاند یا کارشکنی میکنند، محل بحث مهمی نیست؛ چراکه این یک خصلت عمومی است. شاید در تجربه شهرک دانشگاه اینکه بخواهیم فکر کنیم از آن تهخطیها هم انسانهای متعهدتری بسازیم، کمی زود است. در مورد اینکه آدمها چطور تغییر را باور میکنند، پارامترهای متفاوتی وجود دارد.
برچسب ها:
توسعه، جامعه، جامعه محلی، حمل زباله، شهر تهران، شهرداری تهران، فاضلاب، محیطزیست، مدیریت شهری، مدیریت فاضلاب
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
نجات کوهنورد نهاوندی
پیام رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مناسبت روز جهانی پرندگان مهاجر؛
تأکید بر حفاظت از زیستگاهها و آسمانی امن برای پرندگان
گونه نادر «عقرب چنگال پهن» در دشت الهآباد قزوین شناسایی شد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




علیرضا
باید افرین گفت به این انسانهای ازاده . این دیدگاه که در برابر ندادن امکانات از جانب قدرتهای بالادستی، دست روی دست نگذاشتند و شروع به ایجاد تغییر کردند ، جای تقدیر دارد و نیاز به تکثیر.