خبرنگاران محیط‌زیست چگونه گزارش‌هایشان را منتشر می‌کنند؟

در قلب بحران

خبرنگاران محیط‌زیست در ایران با تهدیدات شخصی، خشونت‌های فیزیکی، موانع دسترسی به اطلاعات و پنهان‌کاری‌های نهادهای دولتی و خصوصی روبه‌رو هستند که به سختی‌های کار خبری در این حوزه دامن می‌زند





در قلب بحران

۲۸ آذر ۱۴۰۳، ۱۰:۱۱

هفت ماه پیش، خبرنگار «گاردین»، با ارجاع به نتایج یک تحقیق گزارشی منتشر کرد که نشان می‌داد نزدیک به نیمی از خبرنگارانی که بحران‌های مرتبط با آب‌وهوا را پوشش می‌دهند تهدید شده‌اند. در این تحقیق که بر اساس نظرسنجی از ۸۴۲ روزنامه‌نگار و سردبیر از ۳۱ کشور انجام شده، ۳۹ درصد از شرکت‌کنندگان گفته‌اند گاهی یا مرتب مورد تهدید قرار می‌گیرند (۴ تن از هر ده نفر)، یازده درصد نیز اعلام کرده‌اند مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته‌اند. در ایران مانند بسیاری از امور ممنوعه آمار مشخصی دراین‌رابطه وجود ندارد. تنها در گفت‌وگوهای میان‌فردی یا متن‌های منتشرشده توسط خبرنگاران محیط‌زیست در شبکه‌های اجتماعی از ایجاد موانع برای تهیه خبر تا شکایت‌های گاه‌به‌گاه نهادهای دولتی و خصوصی شنیده و دیده می‌شود. موانع کار خبر در حوزه محیط‌زیست تنها به تهدید و تطمیع خلاصه نمی‌شود و بسیار است؛ مواردی که وقتی به شهرهای دور از مرکز و کوچک می‌رسد چندین برابر بزرگ‌تر می‌شود.

اخبار معمولاً درباره عرصه محیط‌زیست، مدیران، کارشناسان و کنشگران آن شفاف است؛ اما به تهیه‌کنندگان خبر که می‌رسد رنگ می‌بازد. در میان رویدادهای محیط‌زیست کمتر حرفی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران این عرصه به میان می‌آید درحالی‌که پوشش اخبار چالش‌های مختلفی برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

زدوبندهای پشت پرده
اصغر پارسایی که در رشته محیط‌زیست و برنامه‌ریزی بحران‌های طبیعی تحصیل‌کرده ده سال است در حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی در شهرستان‌های ممسنی و رستم، کار خبری و پژوهشی انجام می‌دهد. مناسبات محلی، مخدوش بودن اطلاعات از سوی مردم بومی و حتی مسئولان ادارات شهرستان از مهم‌ترین چالش‌های خبرنگاری در این عرصه است که این خبرنگار به آن اشاره می‌کند. او می‌گوید این مسئله باعث شده اخبار محیط‌زیست شهرهای کوچک توسط رسانه‌های تهران پیگیری شود: «معمولاً در پیگیری اخبار با مسئولان چه در سطح استان چه در شهرستان با پاسخگویی مناسبی همراه نیستیم و کمتر امکان ارتباط مؤثر وجود دارد. یکی از دلایل اثرگذار در این مورد، لابی‌های پشت پرده در ادارات با متخلفان حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی است که منجر به ایجاد اختلال در روند زندگی عادی خبرنگاران این حوزه در شهرستان و استان می‌شود.»

اصغر پارسایی: معمولاً در پیگیری اخبار با مسئولان چه در سطح استان چه در شهرستان با پاسخگویی مناسبی همراه نیستیم و کمتر امکان ارتباط مؤثر وجود دارد. یکی از دلایل اثرگذار در این مورد، لابی‌های پشت پرده در ادارات با متخلفان حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی است که منجر به ایجاد اختلال در روند زندگی عادی خبرنگاران این حوزه در شهرستان و استان می‌شود

نبود حمایت و عزم حفاظت
هر چند به نظر می‌رسد این زدوبندهای پنهانی نشات گرفته از بافت اجتماعی و زندگی در شهرهای کوچک است اما اصغر پارسایی معتقد است نبود عزم جدی برای محافظت از محیط‌زیست و منابع طبیعی بازیگر اصلی این ماجراست. او تجربه تلخی از پیگیری یک پرونده قاچاق چوب دارد: «سال ۹۷ موضوع سریالی قاچاق چوب را پیگیری می‌کردم، شبانه موتورسیکلتم را آتش زدند، واحد دامداری که داشتم چندبار مورد سرقت قرار گرفت. هیچ مسئول یا نهادی، نه با من همکاری کرد، نه تمایل داشت همکاری کند. یکی دو بار هم که موفق شدیم متخلفان قاچاق چوب و زغال را به اداره منابع طبیعی تحویل بدهیم نتایج پرونده‌ها مبهم ماند.»

سختی‌هایی که منجر به ایجاد اختلال در روند زندگی عادی خبرنگاران این حوزه شده در شهرستان‌ها و استان‌ها به دلیل دوری از مرکز پررنگ‌تر می‌شود. مهناز همتی خبرنگار خبرگزاری مهر در استان سمنان است. او رابطه تهدید و قدرت سازمان یا فرد مورد انتقاد را دوسویه می‌داند و می‌گوید بارها از حضورش در ادارات، شرکت‌ها و صنایع جلوگیری کردند چرا که در گزارش‌هایش از عملکرد آن‌ها نقد کرده است: «وقتی خبرنگار زن باشی و شرکت تخریب‌کننده محیط‌زیست مذکور هم قدر و قلدر باشد ابتدا از در رشوه وارد می‌شوند وقتی می‌بینند حاضر به همکاری نیستی تهدید می‌کنند. من این را تجربه کردم.»
عدم حمایت از جمله دشواری‌های کار خبر است. این خبرنگار که یک دهه است اخبار محیط‌زیست را پیگیری می‌کند بزرگ‌ترین چالش را سازمان حفاظت از محیط‌زیست می‌داند که به‌عنوان اولین متولی حفاظت از این عرصه حامی خبرنگاران منتقد نیست: «مدیران ضعیف محلی حاضر به مصاحبه نیستند، از خبرنگاران راهنمایی نمی‌خواهند و با تصمیم‌های غلط عرصه را به طبیعت تنگ می‌کنند.»

جواد حیدریان: سازمان محیط‌زیست از لحاظ اداری و بودجه ساختار ضعیفی دارد و به این دلیل در بسیاری از مسائل که لازم است ورود و سوژه را بررسی کنید عمدتاً به بن‌بست می‌خورید و می‌بینید که ردپای نهادها و ارگان‌های دیگری وجود دارد که آنها دست بالا را در این موضوع دارند. این یک واقعیت است که محیط‌زیست در استان‌ها به‌شدت ضعیف است. مانند یک سازمان طفیلی که اهمیتی ندارد

موضوعی که جواد حیدریان روزنامه‌نگار شناخته شده محیط‌زیست هم به آن اشاره دارد. به باور او به دلیل ساختار اداری ضعیف این سازمان در موضوعات مرتبط با عرصه محیط‌زیست این نهادهای دیگر هستند که دست بالا را دارند: «سازمان محیط‌زیست از لحاظ اداری و بودجه ساختار ضعیفی دارد و به این دلیل در بسیاری از مسائل که لازم است ورود و سوژه را بررسی کنید عمدتاً به بن‌بست می‌خورید و می‌بینید که ردپای نهادها و ارگان‌های دیگری وجود دارد که آنها دست بالا را در این موضوع دارند. این یک واقعیت است که محیط‌زیست در استان‌ها به‌شدت ضعیف است. مانند یک سازمان طفیلی که اهمیتی ندارد. به همین خاطر عمدتاً مدیران سازمان و کارشناسان آن مانند کنشگران یا خبرنگاران عرصه محیط‌زیست هستند.»

 

اشتباه بزرگ تداخل نقش‌ها
روزنامه‌نگاران محیط‌زیست می‌گویند برای نوشتن در این حوزه اغلب با همان مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند که دیگر حوزه‌های خبری هم با آن دست به گریبان‌اند؛ فقدان شفافیت و دسترسی به داده‌ها. مسئله‌ای که حیدریان هم از آن می‌گوید هر چند تأکید می‌کند صرف نوشتن در حوزه محیط‌زیست منجر به تهدید خبرنگاران نمی‌شود و روزنامه‌نگاری محیط‌زیست در ایران شباهتی به کشورهایی که روزنامه‌نگاران در آن تهدید می‌شوند، ندارد: «در محیط‌زیست هیچ آمار قطعی وجود ندارد. این مشکل در بقیه حوزه‌های خبری هم وجود دارد. این مسئله از نبود شفافیت در ساختار اداری کشور می‌آید. تصور نمی‌کنم روزنامه‌نگاری محیط‌زیست در ایران شباهتی به دیگر کشورهایی داشته باشد که در آن تهدیداتی علیه روزنامه‌نگاران این حوزه وجود دارد. این، به این معنی نیست که مشکلاتی وجود ندارد. از سوی یک نهاد امنیتی از خود من خواسته شد دیگر درباره دریاچه ارومیه چیزی ننویسم. یکبار در یک منطقه حفاظت شده به‌محض آنکه من را شناختند و فهمیدند خبرنگارم اجازه ادامه کار ندادند. به نظرم این مسائل موضوعاتی شخصی و ناشی از سوءمدیریت مدیران ما است. لااقل من مشکلی نداشته‌ام ممکن است برای بقیه پیش آمده باشد. ضمن اینکه باید یک فصل ممیزی بین روزنامه‌نگاری محیط‌زیست و کنشگری در این حوزه قائل بود. یکی از اشتباهات مهلک ما در حوزه محیط‌زیست این است که کنشگر حوزه‌ای خبرنگار آن حوزه هم می‌شود. از نظر حقوقی، نگاه کنشگر با نگاه روزنامه‌نگار باید متفاوت باشد. وقتی این دو نقش یکی می‌شود مشکل به وجود می‌آید. از نظر حقوقی مشکلات و موانعی در مسیر روزنامه‌نگاری ما وجود دارد که روزنامه‌نگاران محیط‌زیست هم از آن رنج می‌برند. معتقدم صرفاً به دلیل روزنامه‌نگار محیط‌زیست تهدید خاصی متوجه من نبوده، حتی کمتر از حوزه‌های دیگر بوده. به دلیل انتشار توییت‌های سیاسی و اجتماعی پرونده داشتم و بارها احضار و حتی محکوم شدم؛ اما در حوزه محیط‌زیست کمتر کسی سراغ من آمده با اینکه درباره بحران‌های این حوزه و نقد آن نوشته‌ام.»

 

چالش بزرگ امنیتی‌شدن
هرچند قوانین آزادی‌هایی به رسانه‌ها داده؛ اما گاهی سلیقه‌ها و نظرات شخصی افراد از قانون پرزورترند. امنیتی‌شدن از مهم‌ترین مسائلی است که نه‌تنها کارشناسان محیط‌زیست که روزنامه‌نگاران این عرصه نیز با آن مواجه‌اند. این مواجه آمار و ارقام را محرمانه و غیرشفاف می‌کند و چالش بزرگ‌تر آغاز می‌شود. الهه موسوی روزنامه‌نگار قدیمی محیط‌زیست و منابع طبیعی معتقد است وقتی در حکمرانی این مسئله اتفاق می‌افتد مدیران هم ناگزیر از پنهان‌کردن هستند و شفاف‌سازی و مطالبه‌گری مخدوش می‌شود: «هر اتفاقی که در حوزه محیط‌زیست می‌افتد به‌صورت مستقیم با نان و آب و نفس مردم گره خورده است. آب و هوا و خاک سالم تحت تولی‌گری محیط‌زیست است، سال‌هاست دست روی هر موضوعی می‌گذاریم امنیتی می‌شود. برای نوشتن درباره آلودگی هوا، نوشتن از جنگل و حتی نوشتن از آلودگی یک کارخانه باید به نهادهای امنیتی پاسخ‌دهی، جالب این است که ما قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات داریم که به‌صراحت اعلام می‌کند دو مبحث محیط‌زیست و بهداشت به دلیل آنکه به طور مستقیم با سلامت مردم ارتباط دارد جزو مسائل محرمانه نیست و باید کاملاً شفاف باشد. بااین‌حال می‌بینیم متأسفانه چقدر این حوزه امنیتی شده. ما محیط‌زیستی‌های بسیاری داریم که در سال‌های اخیر به دلیل مطالبه‌گری احضار و حتی زندانی شدند. اگر این نگاه امنیتی نباشد هم جریان گردش آزاد اطلاعات و اخبار درست پیش می‌رود و هم مطالبه‌گری تعطیل نمی‌شود.»

او از سفرهای مطبوعاتی هم به عنوان یکی از مسائل جدی این حوزه نام می‌برد: «شاید گفته شود این مسئله در همه حوزه‌ها مطرح است، اما در حوزه محیط‌زیست به دلیل آنکه خبرنگار باید در عرصه وارد شود تا مسائل منطقه را از نزدیک ببیند و شناسایی کند، سفر مهم است. نبود این سفرها اثر نامطلوبی روی کار ما گذاشته است. من هر جایی می‌روم تا گزارش تحقیقی تهیه کنم با هزینه خودم می‌روم یک خبرنگار مگر چقدر درآمد دارد که بتواند از پس هزینه سفرهای مختلف بربیاید، آن هم اگر بتواند زمان خالی بین کارهایش بیابد. یک زمانی سازمان‌های متولی مثل محیط‌زیست و منابع طبیعی این امکان را به صورت دائمی داشتند. نشست‌های خبری و سفرهای مطبوعاتی باب بود، شفاف‌سازی صورت می‌گرفت و خبرنگار می‌توانست بداند اصل ماجرا چیست.»

از محدودیت برای نوشتن تا حذف خبرنگار
نادره وائلی‌زاده ۱۵ سال است درباره مسائل آب و محیط‌زیست خوزستان می‌نویسد. این روزنامه‌نگار علاوه بر مسئله دستمزد و هزینه‌های تهیه گزارش، محدودیت‌های شغل خبرنگاری در ایران، نداشتن امنیت شغلی، نداشتن کارت خبرنگاری و معرفی‌نامه به‌ویژه برای خبرنگاران آزاد و نبود آموزش‌های مستمر را از موانع پیش پای خبرنگاران در حوزه محیط‌زیست می‌داند: «محدودیت در انتشار برخی گزارش‌ها هم مانع است. خبرگزاری‌های دولتی در خوزستان بخصوص در سه سال گذشته اجازه انتشار برخی گزارش‌های انتقادی را به خبرنگاران محیط‌زیست نمی‌دهند، این مسئله در تجمع‌های اعتراضی حتی برای تجمع‌های صنفی و محیط‌زیستی، صدق می‌کند. امنیتی‌کردن حوزه، شفاف نبودن اطلاع‌رسانی، عدم پاسخگویی قبل و بعد از انتشار گزارش‌ها باعث می‌شود گزارش‌ها کارایی لازم را نداشته باشد، بی‌نتیجه بماند و پیگیری نشود. این موارد باعث شده که متناسب با اهمیت حوزه محیط‌زیست تولید محتوا صورت نگیرد، تا آنجا بگویم که بیشتر خبرنگاران محیط زیستی که من می‌شناسم به‌خاطر علاقه‌مندی خودشان در این حوزه فعالیت می‌کنند.»

نادره وائلی‌زاده: امنیتی‌کردن حوزه، شفاف نبودن اطلاع‌رسانی، عدم پاسخگویی قبل و بعد از انتشار گزارش‌ها باعث می‌شود گزارش‌ها کارایی لازم را نداشته باشد، بی‌نتیجه بماند و پیگیری نشود

او از دلایلی می‌گوید که سبب می‌شود خبرنگار با همه علاقه‌مندی سوژه‌اش را رها کند: «یکی پیش‌آمدن رویدادهایی که در اولویت قرار می‌گیرند. دیگری عدم دسترسی به محل رویداد به دلیل نبود وسیله ایاب‌وذهاب یا نداشتن راهنما یا عدم صدور مجوز برای ورود به آن محل است؛ باتوجه‌به اینکه بخش زیادی از رویدادهای محیط‌زیستی در تالاب‌ها یا مناطق حفاظت شده رخ می‌دهد که دسترسی به آنها برای خبرنگاران دشوار است و نیاز به هماهنگی دارد. مثلاً شرکت‌های نفتی اجازه تهیه گزارش از کارهایشان در هورالعظیم را نمی‌دهند و ورود به تأسیسات نفتی در اطراف اهواز و سدها هم ممنوع است. حذف خبرنگار مستقل از نشست‌ها و برنامه‌های محیط‌زیستی بارها اتفاق افتاده. حتی حضور در برنامه‌های اداره کل خوزستان محدود به خبرگزاری‌های دولتی است.»

ضعف رسانه در شهرهای کوچک و دور از تهران هم از سختی‌هایی است که وائلی‌زاده آن را مانع جدی برای نوشتن و از عومل غفلت از بحران‌های محیط‌زیستی این مناطق می‌شمارد: «دسترسی به مدیران سازمان برای خبرنگاران شهرستانی دشوارتر است. مشغله کاری مدیران و عدم هماهنگی برای مصاحبه، نداشتن دسترسی مستقیم به مدیران و شروطی مثل معرفینامه کتبی، دسترسی را سخت‌تر کرده است. اینها باعث می‌شود بسیار از مشکلات محیط زیستی استان‌ها نگفته باقی بماند. تا آنجا که حتی در نشست‌های خبری مدیران سازمان و یا سفرهای استانی دولت‌ها نیز این مسائل فرصتی برای طرح پیدا نمی‌کند و طبعا هیچوقت جزو مسائل تراز اول نخواهد بود.»
خبرنگاران و روزنامه‌نگاران محیط‌زیست برای آنکه این عرصه و نوشتن از آن فراموش نشود در چند سنگر با چالش‌های جدی در حال مبارزه‌اند. مسائلی که از سوژه‌ای به سوژه دیگر منتقل می‌شوند و سختی روزنامه‌نگاری محیط‌زیست را دوچندان می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *