راحیل حسینیان
روزنامه نگار
راحیل حسینیان
۲۹ فروردین ۱۴۰۳
نمنمدوزی با مهرههای رنگارنگ
یکی از هنرهای بومی سرزمین ما سوزندوزی است که بیشتر آن را با سوزندوزی بلوچ میشناسیم. اما سوزندوزی فقط به سوزندوزی بلوچی محدود نمیشود و شهرهای دیگر مانند اصفهان، کردستان، سمنان، بندرعباس و هنرمندان ترکمن و سایر استانها نیز آن را دنبال میکنند. این هنر وقتی به استان قزوین میرسد، سبک خودش را دارد و اسمش میشود «نمنمدوزی»؛ هنری که از دوران اوجش فاصله گرفته و برای احیا نیاز به آموزش دارد.
راحیل حسینیان
۱۵ فروردین ۱۴۰۳
ملیله دیگر نمیدرخشد
فرقی نمیکند که فلز سرد و سخت دستشان بدهی یا الیاف نرم ابریشمین. هنرمندان صنایعدستی بهخوبی میدانستند که چطور باید به اشیای بیجان روح ببخشند. آن را زیبا کنند و در زندگی روزمره استفاده کنند. نمونهاش همین صنعت ملیلهسازی است که بهگواه تاریخ در کشور ما قدمت دارد. هنری که از قافلهٔ سراشیبی هنرهای صنایعدستی جا نمانده و هر چند ثبت ملی شده، اما رمقی برای ادامهدادن ندارد چه برسد به اینکه مانند گذشته جلوهگری کند.
راحیل حسینیان
۲۳ اسفند ۱۴۰۲
کاشیهای رنگپریده
کاشیهای فیروزهای، لاجوردی و آبی در بناهای باشکوه ایرانی از شوش و تختجمشید تا مسجد کبود تبریز و مسجد جامع اصفهان هنر زبانزد ایرانیان است که بعد از ظهور اسلام در گوشهوکنار این مرزوبوم به غایت خود رسیده و درخشیده است. بااینحال، هنر کاشیکاری ایرانی یا همان کاشی هفترنگ در مهد شکوفاییاش، حال خوشی ندارد و در ورطهٔ فراموشی افتاده است.
راحیل حسینیان
۱۶ اسفند ۱۴۰۲
ترمه؛ هنری به قدمت هفت قرن
انواع و اقسام دستبافتهها جزو هنرهای دستی کهن ایرانی است. روزگاری که مردم با حوصله و صبوری پای دستگاههای بافندگی یا دار قالی مینشستند، گذشته است و حالا دستگاههای بافندگی انواع و اقسام پارچهها را در چشمبههمزدنی میبافد و پارچههای دستبافت یکی پس از دیگری فراموش میشوند. یکی از قدیمیترین پارچههای ایرانی هم از گزند فراموشی در این مسیر در امان نمانده، ترمهبافی است؛ هنری که قدمتش به دوران صفوی میرسد و حالا برای یافتن کارگاههای آن و استادکاران زیردستش باید ذرهبین به دست گرفت.
راحیل حسینیان
۱۰ اسفند ۱۴۰۲
دستبافتهٔ کویر در سراشیبی فراموشی
همزیستی با کویر و اقلیم گرموخشک روستاها و آبادیهای مرکز کشور سبک زندگی خاص خودش را به وجود آورد؛ از شیوهٔ خوردوخوراک تا هنرهای دستی. اهالی باذوق کویر برای همسو شدن با محیط پیرامون پارچههای پنبهای بافتند تا از آفتاب سوزان در امان بمانند؛ هنری که به استناد پژوهشها قدمتش به دورهٔ ایلخانی میرسد، حالا در سراشیبی فراموشی ایستاده؛ هنر «کرباسبافی».
راحیل حسینیان
۲ اسفند ۱۴۰۲
چموشهایی که از پا درآمدند
گوشهنشین موزهها شده است و گاهی هم در تزئین سفرهخانههای سنتی نقش بازی میکند. «چموش» یا همان پایافزار سنتی گیلهمردان و گیلهزنان حالا دیگر مشتری ندارد. این پاپوش سنتی که روزگاری برای خودش رونقی داشت و هنرمندان به دوخت این کفش تمامچرمی مشغول بودند، حالا به سرنوشت کلاش (پاپوش سنتی کردستان) دچار شده و یکی از هنرهای دستی در آستانهٔ فراموشی است.
راحیل حسینیان
۲۵ بهمن ۱۴۰۲
خداحافظی با زیور زنان عشایر سنگسر
استفاده از زیورآلات برای تزئین لباسها با دستساختههای فلزی، یکی از ویژگیهای اقوام است و در گذشتههای دور ریشه دارد. ساخت زیورآلات با الهام از نقوش هندسی و عناصر طبیعی، هنر خاصی است که عشایر ایل سنگسر استان سمنان در کنار سایر هنرهای دستی خود از جمله بافندگی حسابی در آن تبحر داشتند. «چنگوم» که حالا حتی نامش هم غریبه است، جز در چند کارگاه خانگی درست نمیشود و در آستانهٔ فراموشی قرار دارد.
راحیل حسینیان
۲۲ بهمن ۱۴۰۲
آینهدانی که به خاطرهها پیوست
هنرهای دستی عشایر که یکی پس از دیگری رو به فراموشی میروند، کم نیستند. نمونهاش «نیچیتبافی» یا «گچمهبافی» که پیشتر به آن پرداختهایم. ظرافت و هنر عشایر در صنایعدستی بهقدری است که برای نگهداری از وسایل کوچک و ارزشمند مثل آینه و قرآن، دستبافتهٔ خاصی داشتند و «چنتهبافی» هم بر همین اساس شکل گرفت.
