صدف سرداری

صدف سرداری

روزنامه‌نگار

آشفتگی در آینه هنر

صدف سرداری

۱۳ دی ۱۴۰۴

آشفتگی در آینه هنر

سال ۲۰۲۵ برای فرهنگ و هنر جهان، سال امیدهای بزرگ نبود؛ سالی بود که در آن هنر کمتر از ساختن آینده گفت و بیشتر به ثبت اضطراب‌های اکنون و بازگشت‌های ناخواسته به گذشته پرداخت. جهانی که زیر فشار بحران‌های اقتصادی، اقتدارگرایی سیاسی، جنگ روایت‌ها و شتاب سرسام‌آور فناوری نفس می‌کشید، این آشفتگی را بی‌واسطه در آینه هنر دید. آثار هنری این سال، پر بودند از نشانه‌ها، استعاره‌ها و واکنش‌ها؛ از توالت طلایی ۱۲ میلیون‌دلاری که به نمادی از فروپاشی اخلاقی بدل شد، تا اجراهای بدنی و آیینی که فریادی علیه فراموشی جسم و تاریخ بودند. فرهنگ در ۲۰۲۵، بیش از هر چیز، از بقا، مقاومت و تکرار سخن گفت؛ گویی مرگ هنر نه یک پایان، بلکه نیروی محرک آن شده بود.
بازپس‌گیری شهر با هنر غیررسمی

صدف سرداری

۹ دی ۱۴۰۴

بازپس‌گیری شهر با هنر غیررسمی

فضای عمومی همیشه فقط محل عبور، تماشا یا مصرف نبوده است؛ جایی بوده برای دیده‌شدن، اعتراض‌کردن و ساختن معنا. خیابان، میدان و دیوارها در طول تاریخ به بستر کنش‌های مدنی و سیاسی بدل شده‌اند؛ از نخستین حکاکی‌های اعتراضی قرن هجدهم گرفته تا پوسترها، گرافیتی‌ها و مداخلات شهری امروز. هنر غیررسمی و هنر اعتراضی دقیقاً در همین فضاها و در دل زیست روزمره و در تماس مستقیم با شهر و بدن‌های ساکن آن شکل گرفته‌اند. پیش از عصر دیجیتال، چاپ و تصویرسازی با قابلیت تکثیر بالا، پیام‌های اعتراضی را منتقل می‌کردند و همراه با روایت‌های شفاهی، داستانی از قدرت، خشونت و مقاومت می‌ساختند. امروز ابزارها تغییر کرده‌اند، اما منطق کنش باقی است: مداخله در فضا برای بازگرداندن صدا به کسانی که حذف شده‌اند. در این میان، زیست شهری به عرصه‌ای تعیین‌کننده برای مقاومت خلاقانه تبدیل شده است. شهر نه‌فقط پس‌زمینه هنر، بلکه میدان اصلی آن است. انجمن علمی مطالعات شهری دانشگاه تهران با همکاری گروه جامعه‌شناسی شهر روز یکشنبه، هفتم دی‌ماه، نشستی با موضوع «هنر غیر رسمی: عرصه‌ مقاومت خلاقانه در زیست شهری» برگزار کرد. در این نشست که دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میزبان آن بود «پوریا جهانشاد»، پژوهشگر مطالعات انتقادی شهر، از زیست شهری به میدان مقاومت خلاقانه صحبت کرد.
ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!

صدف سرداری

۷ دی ۱۴۰۴

ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!

شاپور ساسانی نماد بی‌برنامگی شد!

صدف سرداری

۶ دی ۱۴۰۴

شاپور ساسانی نماد بی‌برنامگی شد!

مجسمه شاپور ساسانی بعد از برگزاری رونمایی و کنسرت خیابانی برای آن در میدان انقلاب، تبلیغات گسترده شهرداری در سطح شهر و راه‌اندازی کمپین «مقابل ایرانیان زانو بزنید»، حالا سر از پارکینگ موتوری شهرداری منطقه ۹ درآورده است. شهرداری تهران اعلام کرده بود این مجسمه به‌طور موقت در میدان انقلاب به نمایش درآمده و جانمایی نهایی آن در محدوده فرودگاه مهرآباد است. بعد از انتقاداتی که به نحوه ساخت این مجسمه وارد شده بود، حالا با انتشار تصاویر سرگردانی آن، این پرسش مطرح شده که چرا مدیریت شهری تهران پس از تبلیغات این مجسمه را رها کرده است. معاونت فرهنگی و هنری سازمان زیباسازی شهرداری تهران به «پیام ما» می‌گوید این پارکینگ به‌عنوان یک فضای باز نزدیک‌ترین محل به مهرآباد برای نگهداری مجسمه بوده است.
زمین سوخته

صدف سرداری

۶ دی ۱۴۰۴

زمین سوخته

ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظه‌ای که «احمد محمود»، خالق رمان‌های «زمین سوخته» و «همسایه‌ها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شده‌اند، عینک روی میز است، عصا تکیه‌ داده به دیوار و دمپایی‌ها جفت‌وجور شده‌اند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانه‌ای که سال‌ها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی می‌شود و نه توان نگهداری‌اش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» می‌گوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی می‌تواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاک‌شدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.
خانه «احمد محمود» را برای فروش می‌گذارم

صدف سرداری

۳ دی ۱۴۰۴

خانه «احمد محمود» را برای فروش می‌گذارم

خانه «احمد محمود»، نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران و خالق رمان‌هایی ماندگار چون «همسایه‌ها» و «زمین سوخته»، سال‌هاست رو به فرسایش و ویرانی است. «پیام ما» در نودوچهارمین سالروز تولد این نویسنده مشهور ایرانی، به تاریخ ۴ دی، به سراغ این خانه رفت، اما «بابک اعطا»، پسرش که در این خانه زندگی و از آن نگهداری می‌کند، می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم از پس هزینه‌ها بربیایم. باید این خانه را بفروشم.»
موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟

صدف سرداری

۲۸ آذر ۱۴۰۴

موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟

در خانه پلاک ۹۴ خیابان ظهیرالاسلام همیشه بسته است. خانه‌ای که برای «ابوالحسن صبا»، هنرمند برجسته تاریخ موسیقی ایران، بود و همسرش آن را در دهه ۵۰ تبدیل به موزه کرد و جزو اولین خانه‌های تهران شد که کارکرد موزه به خود می‌گیرد. اما در بر همین پاشنه نچرخید و این موزه با فرازونشیب‌های زیادی همراه شد. اوایل دهه ۸۰ زمانی که «علی مرادخانی» عهده‌دار مدیریت مرکز موسیقی وزارت فرهنگ بود، مرمت و بازسازی خانه صبا با مسئولیت «رضا موسوی» انجام شد، اما بعد از رفتن مرادخانی از وزارت ارشاد، این خانه شد روحی سرگردان میان ساختمان‌های دیگر؛ با دری بسته که کسی نمی‌داند داخلش چه می‌گذرد و چه بر سر وسایل آمده و نیامده؛ هرچند که مدیر روابط‌عمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ به «پیام ما» می‌گوید به‌دنبال تخصیص اعتبار برای بازسازی و بازگشایی موزه هستند. به مناسبت ۲۹ آذرماه و سالروز درگذشت ابوالحسن صبا مروری داشتیم بر سرنوشت این موزه و چرایی تعطیلی آن.
اعجوبه در باشگاه مشت‌زنی

صدف سرداری

۲۵ آذر ۱۴۰۴

اعجوبه در باشگاه مشت‌زنی

«علیرضا رئیس‌دانایی» در مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» می‌گوید حتی بازنویسی از روی کتاب‌هایی که «ذبیح‌الله منصوری» ترجمه و اقتباس کرده، کار دشواری است. منصوری بیش از هزار عنوان داستان و مقاله و کتاب نوشته است، اما شمار آثار او با تجمیع نوشته‌هایی که با نام مستعار منتشر کرده، بسیار بیشتر به‌نظر می‌رسد. مترجم و روزنامه‌نگار مرموزی که بی‌وقفه در طول شش دهه می‌نوشت و همواره ترجمه‌هایش به‌‌دلیل تغییراتی که خودش در متون می‌داد، محل مناقشه بود. از طرف دیگر، نسل‌های زیادی با آثار او کتابخوان شده‌اند و منصوری را اسطوره فرهنگی می‌نامند. طیف گوناگون آثارش هم محل بحث است؛ چراکه از حوزه پزشکی و پیشگویی تا نوشته‌های مذهبی و داستانی را در برمی‌گرفت. «اسماعیل جمشیدی»، روزنامه‌نگار، در دهه‌های مختلف با منصوری مصاحبه کرده که در کتابی با عنوان «دیدار با ذبیح‌الله منصوری» منتشر شده است. این کتاب و مصاحبه‌های جمشیدی هسته اصلی مستند «مشت‌زنی در رینگ ترجمه» را شکل می‌دهد. با «حنیف شهپرراد» کارگردان این مستند که در نوزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمد، گفت‌وگو کردیم. او از دوگانه شخصیت منصوری و اهمیت آثارش به «پیام ما» می‌گوید. مردی که در مصاحبه‌هایش خودش را قهرمان بوکس معرفی می‌کرد، بی‌آنکه سندی از این قهرمانی وجود داشته باشد.