صدف سرداری
روزنامهنگار
صدف سرداری
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
افشاگران جعلی زیر ذرهبین کاریکاتورها
همه افشاگریها قهرمانانه نیستند. افشاگری، زمانی که در مسیر حقیقت و عدالت باشد، از شریفترین کارکردهای رسانه است؛ اما همه آنچه بهنام افشاگری در فضای مجازی منتشر میشود، الزاماً در خدمت حقیقت نیست. در بسیاری از موارد، با پدیدهای بهنام «باجنیوز» روبهرو هستیم؛ جریانی که با ترکیب اطلاعات واقعی و دروغین، بهجای روشنگری، بهدنبال باجخواهی از چهرهها، مدیران یا نهادهاست که حقیقت را قربانی منافع خود میکند. به همین منظور، اولین جشنواره کاریکاتوری با نام «باجنیوزها» امسال برگزار شد و ۶۷ هنرمند کاریکاتوریست از سراسر ایران در این جشنواره شرکت کردند. در اختتامیه این جشنواره در ۲۴ شهریورماه در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران، سخنرانان از باجنیوزها و عوامل شکلگیری آن گفتند و در پایان، جوایز نفرات برگزیده و شایستگان تقدیر اهدا شد.
صدف سرداری
۱۲ شهریور ۱۴۰۴
شهرداری علیه کنسرت خیابانی
حاشیههای اجرای «همایون شجریان» در میدان «آزادی»
صدف سرداری
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
داستان خبرنگاران یک روستای دورافتاده ساحلی
با وجود هجوم بیوقفه شبکههای اجتماعی و فضای مجازی که دنیای اطلاعات را در لحظه در دسترس قرار دادهاند، هنوز هم روزنامهها در گوشهوکنار جهان، بهعنوان رسانههای مرجع و صدای واقعی مردم باقی ماندهاند. مثل روستای ساحلی سوناتالای غربی در بنگلادش، جایی که روزنامهای دستنویس بهنام «اندارمانیک» به سردبیری «حسن»، کارگر روزمزد و خیاط محلی، منتشر میشود. این روزنامه با وجود سختیها و کمبود امکانات دیجیتال، داستانهای واقعی مردم محروم و مبارزهشان با بحرانهای اقلیمی را با قلمی صمیمی و دستنویس روایت میکند و امید را به جامعهای فراموششده میآورد. این گزارش روایتی است از یک روز این روزنامه که «الجزیره» آن را منتشر کرده است.
صدف سرداری
۴ شهریور ۱۴۰۴
شهرداری آفت درختان پایتخت
«شهرداری کف جویها را سنگ کرد و به درختها آب نرسید»، «موشها به درختان آسیب زدند و درختها از بین رفت»، «خشک شدهاند، میشکنند، از ترس افتادنشان قطع میکنند». اینها حدسهای مغازهدارن خیابان فلسطین جنوبی تهران درباره قطع ادامهدار درختان است. آنها هر روز شاهد کمتر شدن درختان و بیشتر شدن گودالهای عمیق داخل جویها هستند، اما هیچکس نمیداند این اتفاق دقیقاً چه دلیلی دارد. هرچند که روابطعمومی شهرداری منطقه ۱۱ تهران در چهاردهم تیرماه ۱۴۰۴ اعلام کرد این اقدام بهدلیل «درخواستهای مردمی» برای «پاکسازی درختان آفتزده» در حال انجام است، اما یک کارشناس محیطزیست به «پیام ما» میگوید این یک ادعای مطرحشده از سوی شهرداری است و باید گزارش مکتوب درباره آزمایشهای انجامشده منتشر شود، نه اینکه صرفاً به یک ادعای شفاهی بسنده کنند.
صدف سرداری
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
پسلرزههای کودتا بر حقوق زنان
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمیتوان فقط یک تغییر قدرت سیاسی دانست؛ بلکه بازتابی پیچیده از نقشها و کنشهای پنهان و آشکار زنان در دل تحولات تاریخی ایران بود. در این دوره زنان در دو جبهه متفاوت حضور داشتند؛ آنانی که یکی با قدرتهای پشتپرده کودتا همسو شدند و دیگری در صفوف جنبش ملیشدن نفت، برای آزادی و برابری مبارزه کردند. هرچند که پس از جنبش مشروطه و حضور مهم زنان در پشت صحنههای سیاسی، این نقش به محاق رفت و کودتای ۲۸ مرداد تأثیر منفی بر راه دستیابی به حقوق بنیادینشان گذاشت. «سیمین کاظمی»، جامعهشناس، در گفتوگو با «پیام ما» ابعاد کمتردیدهشده را بازخوانی میکند و توضیح میدهد که چگونه این نقشها بر تجربه سیاسی و اجتماعی زنان در دهههای بعد تأثیر گذاشته است. امروزه نیز، با وجود میل روبهرشد زنان به حضور فعال در جامعه و عرصههای سیاسی، موانع ساختاری و دیدگاههای محافظهکارانه نظام سیاسی، مسیر دستیابی به برابری واقعی را دشوار کرده است؛ همانطورکه کاظمی میگوید: «هنوز به مؤلفههای مهمتر برابری جنسیتی نرسیدهایم.»
صدف سرداری
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
زن پرنفوذی که در تاریخ ناپدید شد
درباره نقش ملکه اعتضادی در کودتای ۲۸ مرداد
صدف سرداری
۲۰ مرداد ۱۴۰۴
کافهدرمانی زیر آسمان جنگی
کافههای شهرهای مختلف در روزهای پرتنش جنگ دوازدهروزه، پناهگاههایی شدند برای آدمهایی که زیر صدای پدافند و اخبار آشفته، دنبال جایی برای گفتوگو بودند. در آن روزها، درهای معدودی از کافهها در تهران و شهرهای دیگر باز ماند تا بیشتر از یک کسبوکار، نقش تکیهگاههای روحی را بازی کنند و نقطههایی برای اتصال دوباره آدمها و جایی برای همدلی شوند. در همین روزها بود که جمعی از هنرمندان به پیشنهاد «جمشید بایرامی»، عکاس، در میدان «شعاع» تهران جمع میشدند و نام گعده خود را گذاشتند «کافه جمشید»؛ جایی بیسقف و ساده، با یک فلاسک چای و زیلو، که در آن میشد برای لحظاتی صداها را نشنید و استرس را به تأخیر انداخت. انگار حرفزدن کنار یکدیگر در کافهها یا آن شبهکافه زیر درختان میدان شعاع بهانهای شده بود برای زندهماندن و عبور از آن لحظات.
صدف سرداری
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
اعتراض انجمن اوتیسم به مجسمههای بدقواره
وقتی هنر قرار است روایتگر هویت یک شهر باشد، چگونه میتواند به موضوعی جنجالی و دردسرساز تبدیل شود؟ در روزهای اخیر تصاویری از مجسمههایی بدقواره در امکان شهرهای مختلف بهخصوص رشت منتشر شده که بحث و نقدهای زیادی را برانگیخته و سوالهای جدی درباره نحوه طراحی و اجرای این پروژهها مطرح کردهاند. پس از سیل نقدهای مختلف، گفته شد که این مجسمهها کار کودکان اوتیسم است که در فضای شهری نصب شده اما انجمن اوتیسم طی بیانیهای اعلام کرد اجرای ناشیانه چنین پروژههایی، نهتنها کمکی به پذیرش اجتماعی افراد دارای اوتیسم نمیکند، بلکه آنان را در معرض استهزا و آسیبهای روحی و روانی بیشتری قرار میدهد. البته که برخی از شهرسازان هم معتقدند این مجسمهها کار کودکان اوتیسم نمیتواند باشد و تنها یک بهانه برای توجیه است.
