صدف سرداری

صدف سرداری

روزنامه‌نگار

«ایران» در آتش

صدف سرداری

۲۳ آذر ۱۴۰۴

«ایران» در آتش

یکی از کارگرانی که با خودش چرخ‌دستی حمل می‌کند، با دهانش بوق می‌زند؛ صدایش در هیاهوی ماشین‌ها و موتورها گم می‌شود. کوتاه نمی‌آید، باز هم بوق‌ می‌زند و دور می‌شود. ماشین‌های آتش‌نشانی جلوی سینما «ایران» ترافیک را بیشتر کرده‌اند. یکی می‌گوید: «انبار علیرضا و عموحسن سوخت.» تاریخ اما شاهد است دومین سینمای دائمی تاریخ ایران آتش گرفته بی‌اینکه قدر ببیند و با خودش هزاران خاطره را سوزانده. خاطره صف‌های طولانی برای دیدن فیلم «طوفان در شهر ما» و حضور «راج کاپو» در افتتاحیه اکران فیلم «آقای ۴۲۰». خاطره یک چای مجانی در ازای یک بلیت.
روایت یک جنگل زخمی

صدف سرداری

۲۱ آذر ۱۴۰۴

روایت یک جنگل زخمی

حالا آتشی که به جان «الیت» افتاد، آرام و خاموش‌شده به‌نظر می‌رسد؛ آتشی که شنبه، دهم آبان، در یکی از یال‌های جنگل «وشتاز» زبانه کشید و بخش زیادی از پیکره هیرکانی را سوزاند. منابع‌طبیعی همان روزها خبر اطفای حریق را اعلام کرد، اما زیر خاکستر هنوز جان داغی پنهان بود؛ جانی که دو هفته بعد، در شامگاه ۲۴ آبان، با وزیدن بادی ناگهانی دوباره بیدار شد و در یک شب یال‌ها و دره‌های تازه‌ای را در بر گرفت. منطقه حفاظت‌شده چهارباغ شعله‌ور شد و کسی نمی‌دانست گونه‌های جانوری این منطقه چه سرنوشتی دارند. در چنین روزهایی، روایت مستندسازانی چون «علی احمدی‌زرین‌کلایی» معنای دیگری پیدا می‌کند؛ کسی که ۱۰ سال میان مه و باران و برگ‌های بلند هیرکانی ایستاد تا «گنجینه‌های هیرکانی» را بسازد و پرندگان نایابی چون هما و گونه‌های دیگر مانند پلنگ و توله‌هایش را به تصویر بکشد. جنگلی که او روایت کرده بود، امروز زخمی است؛ زخمی از ترکیب بحران اقلیمی و کمبود تجهیزات و نیروی انسانی برای حفاظت.
قصه قهر شاپور با سیلک

صدف سرداری

۱۸ آذر ۱۴۰۴

قصه قهر شاپور با سیلک

سهم «صادق ملک شهمیرزادی» از سال‌ها کاوش باستان‌شناسی و تدریس، نه قدردانی درخوری بود و نه حتی اتاقی در دانشگاه. مرگش هم در سال ۱۳۹۹ و در روزهای کرونا همانقدر مظلومانه بود که سال‌های پایانی عمر هشتادساله‌اش گذشت. پژوهشگری که نخستین تحلیل‌های انسان‌شناسانه را وارد باستان‌شناسی ایران کرد، از «مارلیک» تا «سیلک» لایه‌های پنهان تاریخ را آشکار ساخت و صدها دانشجو تربیت کرد، اما در تمام این سال‌ها در حد یک استادیار ماند و بارها نادیده گرفته شد و نخواست از کسی مقامی بالاتر طلب کند. با وجود این بی‌مهری‌ها، شهمیرزادی راه خود را ادامه داد؛ با وسواس علمی، تعهد حرفه‌ای و ایمان عمیق به میراث‌فرهنگی. تا جایی که منش و کردار او در نسل باستان‌شناسانی که تربیت کرد، دیده می‌شود و اقدامات باستان‌شناسی‌اش همچنان معتبر و سند است.
چی بخونم جوونیم رفته، صدام رفته دیگه

صدف سرداری

۱۶ آذر ۱۴۰۴

چی بخونم جوونیم رفته، صدام رفته دیگه

درباره خداحافظی «کوروش یغمایی»، پدر راک ایران
مستندهایی برای بیداری زمین

صدف سرداری

۱۱ آذر ۱۴۰۴

مستندهایی برای بیداری زمین

نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» فرصتی برای بازنمایی دغدغه‌های محیط‌زیستی فراهم کرده است. در بخش مستندهای نیمه‌بلند، آثاری به نمایش درمی‌آیند که دغدغه‌ها و هشدارهای محیط‌زیستی را به مخاطب منتقل می‌کنند. این مستندها از جنگل‌های دست‌کاشت کرمان تا خاک‌های آلوده خاورمیانه و زیست‌بوم پرندگان حرا، روایت‌هایی زنده از محافظت از زمین و مقابله با بحران‌های طبیعی و انسانی ارائه می‌کنند.
همه آنچه در شوش نیست، در لوور هست

صدف سرداری

۸ آذر ۱۴۰۴

همه آنچه در شوش نیست، در لوور هست

مستند «دیولافوا» روایتگر یکی از حساس‌ترین و پرچالش‌ترین دوره‌های تاریخ شوش است؛ زمانی که ناآگاهی، نبود نظارت و آزمندی کاوشگران خارجی، راه را برای خروج بخشی از میراث ایران گشود. این روایت به کارگردانی «پژمان مظاهری‌پور» نشان می‌دهد چگونه تپه‌های شوش زیر پتک‌های مخرب، غارت شد و آثار به‌دست‌آمده اکنون در موزه لوور فرانسه نگهداری می‌شوند.
توفیق زنانه

صدف سرداری

۸ آذر ۱۴۰۴

توفیق زنانه

  «خانم هیچ می‌دانی شما می‌شوی اولین زن کاریکاتوریست مطبوعاتی ایران؟» پروین کرمانی آن‌قدر جوان بود که به این جمله «حسن توفیق»، صاحب‌امتیاز مجله طنز «توفیق»، فکر نمی‌کرد. بعدها که رسانه‌ها برای مصاحبه و گفت‌وگو سراغش می‌رفتند این جمله را تکرار می‌کردند و آنجا بود که متوجه شد واقعاً اولین زن کاریکاتوریست مطبوعات است. متولد سال ۱۳۲۹ است. بعد از توفیق با مجلات دیگر از جمله «گل‌آقا» و «زن روز» کار کرد. آن‌طور که خودش می‌گوید سبک‌کاری «کامبیز درمبخش» را دنبال می‌کند و پیرو استفاده از خطوط کم در طراحی است. پروین کرمانی را در جشنواره کاریکاتور باج‌نیوزها ملاقات کردم. این دیدار به یک گفت‌وگو ختم شد تا از مسیری که طی کرده و دلیل سال‌های دورشدن از کاریکاتور بگوید.
خستا نبوسی می جان جانانا

صدف سرداری

۷ آذر ۱۴۰۴

خستا نبوسی می جان جانانا

ناصر مسعودی، از چهره‌های برجسته موسیقی گیلان و از آخرین بازماندگان نسل طلایی برنامه «گلها»، پنجشنبه ۶ آذر در ۹۰سالگی در رشت درگذشت. او که با بیش از ۵۰۰ اثر در موسیقی محلی و دستگاهی شناخته می‌شد، برای چندین دهه از مهم‌ترین صداهای مرجع گیلان به‌ شمار می‌رفت. درگذشت مسعودی یکی از مؤثرترین صداهای موسیقی ناحیه‌ای ایران را خاموش کرد.