کوروش دیباج

کوروش دیباج

روزنامه‌نگار

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

کوروش دیباج

۲۰ خرداد ۱۴۰۴

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

اصفهان، شهری که آوازه‌اش با کاشی و قلم‌زنی و مینا گره خورده، سال‌هاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایع‌دستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایع‌دستی» عنوان‌هایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایع‌دستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایت‌هایی نهفته است که کمتر شنیده شده‌اند؛ روایت‌هایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.
غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد

کوروش دیباج

۱۶ خرداد ۱۴۰۴

غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد

ماجرا از حفاری اداره برق در گذر تاریخی چهارباغ پایین اصفهان آغاز شد؛ جایی که پیمانکار بدون استعلام از اداره‌کل میراث‌فرهنگی، اقدام به کندن زمین کرد و طبق گزارش‌های منتشرشده، احتمال کشف اسکلت‌های انسانی در محدوده‌ای که روزگاری گورستان تاریخی «آب‌بخشان» نام داشت، مطرح و سپس تأیید شد. این اتفاق بار دیگر پرسشی مهم را پیش روی متولیان میراث‌فرهنگی کشور گذاشت: چرا در کشوری با پیشینه چندهزارساله هنوز نقشه دقیقی از لایه‌های مدفون شهرهای تاریخی وجود ندارد؟ این پرسش نه‌فقط مسئله‌ای محلی بلکه بحرانی ملی است که با هر کلنگ عمرانی، احتمال تخریب تاریخ را در دل خود دارد. «سید روح‌الله سیدالعسگری»، معاون میراث‌فرهنگی استان اصفهان، در گفت‌وگو با رسانه‌ها تأکید کرده است «هیچ‌گونه استعلامی از میراث‌فرهنگی انجام نشده بود و عملیات به‌محض اطلاع، متوقف شد». اما پرسش اینجاست: حتی اگر استعلام هم انجام شود، بر چه اساسی می‌توان لایه‌های پنهان در دل زمین را شناسایی کرد، وقتی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؟
حرف‌هایی که ستون‌های چهلستون لرزاند

کوروش دیباج

۱۱ خرداد ۱۴۰۴

حرف‌هایی که ستون‌های چهلستون لرزاند

هفته میراث‌فرهنگی در اصفهان امسال نه با تجلیل از حافظان گذشته، که با یک جنجال بر سر سرنوشت میراث، به پایان رسید. در مراسمی که به‌مناسبت هفته میراث‌فرهنگی در باغ‌موزه چهلستون برگزار شد، امام‌جمعه اصفهان سخنانی بر زبان آورد که نه‌تنها موجی از واکنش‌های کارشناسان، متخصصان مرمت، باستان‌شناسان و کنشگران حوزه میراث را به‌دنبال داشت، بلکه فضای مجازی را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. «آیت‌الله سیدیوسف طباطبایی‌نژاد» در این مراسم گفت: «هزار خانه تاریخی نمی‌خواهیم، ۱۰ یا ۲۰ تا را نگه دارید. اگر پنجره‌ای خراب شد، آن را دور بیندازید و یک پنجره نو بسازید.» او همچنین درباره ستون‌های چوبی چهلستون گفت که بهتر است آنها را روغن بمالند یا رنگ کنند. این سخنان که بدون پشتوانه تخصصی و خارج از ادبیات فنی مرمت آثار تاریخی بیان شد، واکنش‌های گسترده‌ای از سوی متخصصان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی این اظهارات را «فرمان تخریب میراث» تعبیر کردند و از نقش غیرکارشناسی در سیاستگذاری میراث‌فرهنگی ابراز نگرانی کردند. در این گزارش، چند تن از کارشناسان حوزه مرمت، معماری، احیای خانه‌های تاریخی و جامعه‌شناسی شهری در گفت‌وگو با «پیام ما» پاسخی علمی، مستدل و کارشناسی به این سخنان داده‌اند.
ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

کوروش دیباج

۲ خرداد ۱۴۰۴

ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

چه کسی دروازه‌های نقش‌جهان را به روی خودروهای دیپلمات‌ها گشود؟
رؤیای روایت تاریخ در خیابان‌های شهر

کوروش دیباج

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

رؤیای روایت تاریخ در خیابان‌های شهر

در شهرهایی با لایه‌های تاریخی متراکم، باستان‌شناسی نه در دل کوه‌ها و بیابان‌ها، بلکه در پیاده‌روها، خیابان‌ها، خانه‌ها و کوچه‌ها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواری‌های معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستان‌شناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیت‌هایی عظیم برای خوانش تازه‌ای از شهر و هویت شهری فراهم می‌آورد. در این گزارش به‌بهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستان‌شناس به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا این ایده را واکاوی کنیم.
سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

کوروش دیباج

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

در سرزمینی که سنگ‌ها به زبان می‌آیند، سکوتِ گورستان‌ها گاه رساتر از تمام فریادهای تاریخ است. سنگ‌ مزارها، این طومارهای فراموش‌شده، نه‌فقط نشانه‌ای از مرگ، بلکه سندی از زیستن‌اند؛ تکه‌هایی از حافظه یک ملت که بر جان صخره‌ها حک شده‌اند. اما چه تلخ که امروز این حافظه به فراموشی سپرده‌شده، زیر خروارها غفلت، خاکستر بی‌توجهی و آوار توسعه‌گرایی بی‌ریشه مدفون می‌شود. در حاشیه شهرها، زیر آسفالت خیابان‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم، نه‌تنها استخوان‌ها، که ردپای تاریخ، زبان، هنر و خرده‌فرهنگ‌هایی آرام گرفته‌اند که هیچ‌گاه به‌درستی خوانده نشدند. قاچاق بی‌وقفه سنگ‌ مزارها، حذف بی‌سروصدای نمادهای هنری و جایگزینی خطوط هویتی با نشانه‌های بی‌معنا، همه و همه نشانه‌های یک فاجعه‌اند؛ فاجعه‌ای که در آن، سندها می‌میرند و حافظه تاریخی ایران، بی‌آنکه کسی خبر شود، دفن می‌شود. در این میان، روایت عکاس و مستندنگاری چون «مهدی تمیزی» گویی تلنگری است بر این غفلت بزرگ؛ او که سال‌هاست میان سنگ‌های فراموش‌شده قدم می‌زند، واژه‌ها را از دل سنگ‌ها بیرون می‌کشد، جنایت خاموش تاریخ را ثبت می‌کند و از مرثیه‌ای سخن می‌گوید که با چشم، نه، با دل باید خواند. سخنان او در نشست «مزار به‌مثابه سند» به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، روایتی است از اسناد بی‌صدا، گنجینه‌هایی در معرض فراموشی و تاریخی که اگر نجنبیم، بی‌برگ و بی‌نام خواهد ماند. در ادامه، متن کامل سخنان او را بخوانید؛ روایتی بی‌پرده از واقعیت‌هایی که شاید فردا دیگر برای شنیدنشان خیلی دیر باشد.
زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

کوروش دیباج

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

اصفهان را شهر هنر و تاریخ می‌دانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسش‌هایی جدی پیرامون وضعیت میراث‌فرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشی‌های امروز هم‌خوان است؟ و مهم‌تر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سال‌های اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایت‌های فرهنگی و غفلت از ظرفیت‌های مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراث‌فرهنگی شده است. اصفهان، باآن‌همه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بی‌توجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حال‌آنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، به‌سرعت از حافظهٔ زنده به موزه‌ای خاموش بدل می‌شوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفته‌ای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحب‌نظر برجسته در حوزه‌های عکاسی مستند، باستان‌شناسی و بافت و بناهای تاریخی رفته‌ایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعین‌حال دغدغه‌مند به شهری است که همچنان میراثش نفس می‌کشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.
«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

کوروش دیباج

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

بافت‌های تاریخی ایران، گنجینه‌ای از هویت فرهنگی و تمدنی‌اند که در طول تاریخ، روایتگر سبک زندگی، باورها و ارزش‌های جوامع شهری بوده‌اند. این کوچه‌ها و بناهای کهن، با وجود معماری چشم‌نواز و داستان‌های پنهان در دل خشت‌هایشان، امروزه بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی و تخریب قرار گرفته‌اند. تغییر الگوهای زندگی شهری، مهاجرت جمعیت بومی و عدم توجه کافی به نیازهای روزمره این محلات، بسیاری از آنها را به فضاهایی متروک و بی‌روح تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان به این بافت‌های ارزشمند حیات دوباره بخشید؟