کوروش دیباج

کوروش دیباج

روزنامه‌نگار

کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز

کوروش دیباج

۴ مهر ۱۴۰۴

کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز

قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گره‌گاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نام‌هایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمی‌شد. روایت‌ها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقه‌اش «شکر اصفهانی» می‌گویند و نشانه‌های معماری موجود، لایه‌هایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان می‌دهد. همین درهم‌تنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعین‌حال، مغفول‌ترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
معمای اصفهان

کوروش دیباج

۲۳ شهریور ۱۴۰۴

معمای اصفهان

محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهم‌ترین کانون‌ توجه در حوزه باستان‌شناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآن‌روست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجه‌گیری درباره آن، می‌تواند روایت‌های تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، «علی شجاعی‌اصفهانی»، سرپرست هیئت باستان‌شناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعه‌ای از منابع مکتوب تاریخی، بررسی‌های زیرسطحی و داده‌های میدانی تقویت می‌شود. او با اشاره به سفرنامه‌ کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت‌ پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوش‌های میدانی می‌داند و معتقد است چنین داده‌هایی می‌توانند جایگاه کاخ‌ها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشن‌تر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنش‌ها و نقدهای متعددی را در میان باستان‌شناسان و صاحب‌نظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهره‌گیری از دیدگاه‌ باستان‌شناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.
گنبد شیخ لطف‌الله جان سالم بدر می‌برد؟

کوروش دیباج

۱۶ شهریور ۱۴۰۴

گنبد شیخ لطف‌الله جان سالم بدر می‌برد؟

گنبد مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان به عنوان یکی از برجسته‌ترین شاهکارهای معماری ایرانی و جهانی شناخته می‌شود، اما مرمت‌های انجام‌شده روی آن در سال‌های اخیر به یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات میراث‌فرهنگی کشور بدل شده است. انتقادهای گسترده، از جمله اظهارنظر «مهدی طغیانی»، نماینده مردم اصفهان، در مجمع نمایندگان استان، که مرمت گنبد شیخ لطف‌الله و همچنین گنبد مسجدجامع عباسی را «افتضاح مرمتی کشور» دانست، نشان‌دهنده حساسیت بسیار بالا نسبت به شیوه‌های مرمت و کیفیت کار است. علاوه‌بر‌این، کارشناسان شناخته‌شده ملی مانند «مهدی حجت»، بنیانگذار سازمان میراث‌فرهنگی، نیز با اشاره به «اشکالات متعدد» در مرمت، تأکید کردند تصمیم‌گیری‌های گذشته بدون مشورت کامل با هیئت کارشناسان خبره و بدون مطالعات جامع انجام شده است. این انتقادات در کنار اعتراض‌های رسانه‌ای و عمومی، فشار مضاعفی بر متولیان پروژه مرمت وارد کرده و بر اهمیت شفافیت، پایبندی به اصول علمی و مستندات تاریخی در مرمت آثار جهانی تأکید می‌کند. پروژه مرمت گنبد مسجد شیخ لطف‌الله در دوره اخیر، نه‌تنها تحت فشار فنی و مالی بلکه در بستر نقدهای تخصصی و عمومی قرار داشته است. «فریبا خطابخش»، مدیر پایگاه جهانی میدان نقش‌جهان، به‌همراه «بهشاد حسینی»، ناظر مرمت گنبد مسجد شیخ لطف‌الله، در گفت‌وگو با «پیام ما» روند مرمت این اثر جهانی را تشریح کرده و توضیح داده‌اند که آغاز مرمت نتیجه مجموعه‌ای از شرایط اضطراری، محدودیت اعتبارات و ضرورت‌های حفاظتی بوده است. گزارش پیش‌ رو، با ارائه توضیحات فنی و مستند، تصویر کامل‌تری از وضعیت مرمت گنبد شیخ لطف‌الله، دلایل اقدامات انجام‌شده و چالش‌های مالی و فنی پروژه ارائه می‌دهد.
جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند

کوروش دیباج

۱۴ شهریور ۱۴۰۴

جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند

تصور کنید رودخانه‌ای که قرن‌ها مظهر حیات، شادی و خاطره‌های جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیده‌اش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بی‌آب زاینده‌رود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامه‌ریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراث‌فرهنگی و محیط‌زیست را برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.
برج‌ها خط آسمان زاینده‌رود را شکستند

کوروش دیباج

۲۸ مرداد ۱۴۰۴

برج‌ها خط آسمان زاینده‌رود را شکستند

زاینده‌رود، شاهرگ تاریخی اصفهان، امروز زیر سایه برج‌های سر به فلک کشیده و دیوارهای شیشه‌ای، نفس‌نفس می‌زند. هر طبقه اضافه، بخشی از هویت تاریخی شهر را فرو می‌بلعد و چشم‌انداز منحصربه‌فرد اصفهان را درهم می‌شکند. رودخانه‌ای که روزگاری قلب حیات فرهنگی و اجتماعی شهر بود، اکنون در معرض تخریب تدریجی قرار دارد. خط آسمان تاریخی اصفهان در حال فروپاشی است و روند شتابان ساخت‌وساز، هیچ نشانه‌ای از توقف ندارد. هر مجوز بی‌رویه، زخمی تازه بر پیکره میراث طبیعی و فرهنگی شهر وارد می‌کند و فرصتی که برای حفظ هویت تاریخی باقی مانده، در حال تباه‌شدن است. این تهدید، هر شهروند و گردشگری را که به حریم زاینده‌رود می‌آید، به سکوتی پر از اضطراب و نگرانی می‌کشاند. این گزارش با هدف واکاوی دقیق برج‌سازی‌ها در حریم زاینده‌رود و پیامدهای خطرناک آن برای هویت تاریخی اصفهان تهیه شده است. در ادامه، کارشناسان، معماران و مسئولان مرتبط، در گفت‌وگو با «پیام ما» جزئیات تهدیدهای جاری را بیان می‌کنند و هشدارهای جدی خود را درباره نابودی میراث فرهنگی شهر مطرح می‌کنند.
صنایع دستی در برنامه حاضر است در میدان نه!

کوروش دیباج

۱۳ مرداد ۱۴۰۴

صنایع دستی در برنامه حاضر است در میدان نه!

باگذشت نزدیک به یک سال از فعالیت دولت چهاردهم، حوزه صنایع‌دستی کشور هنوز با پرسش‌هایی بنیادین مواجه است: سهم واقعی این حوزه در برنامه‌ریزی‌های کلان کجاست؟ چه نسبتی میان سیاست‌های رسمی و زیست هنرمندان در میدان وجود دارد؟ آیا از مرحله شعارهای حمایتی عبور کرده‌ایم یا هنوز در دام تصدی‌گری دولتی و کلی‌گویی گرفتار مانده‌ایم؟ «مریم جلالی» معاون صنایع‌دستی کشور در گفت‌وگو با «پیام ما» از چهار ابرپروژه تحولی سخن می‌گوید؛ پروژه‌هایی که قرار است مسیر «معاصرسازی»، «حکمرانی داده‌محور»، «خصوصی‌سازی واقعی» و «صادرات‌محور شدن» صنایع‌دستی را هموار کنند. بااین‌حال، آنچه در میدان دیده می‌شود، همچنان ناهمگونی در سیاست‌گذاری، ضعف در زیرساخت داده، فقدان نظام‌نامه حمایت شفاف، و مهم‌تر از همه، تکرار انتزاعی مفاهیمی است که تاکنون منجر به بهبود وضعیت هنرمندان نشده‌اند. جلالی همچنین به سند پنج‌ساله صنایع‌دستی، تلاش برای تثبیت جایگاه این حوزه در برنامه هفتم توسعه، و نیز پیوند صنایع‌دستی با اقتصاد خلاق اشاره می‌کند؛ اما سؤالی که همچنان باقی است، این است که: این اسناد و راهبردها تا چه اندازه قابلیت اجرا دارند و چگونه می‌توانند به نجات صنایعی که نفسشان به شماره افتاده کمک کنند؟ آیا نظام سیاست‌گذاری صنایع‌دستی در ایران، واقعاً در حال گذار از نگاه نمایشی و رویدادمحور به یک حکمرانی مشارکتی و مسئله‌محور است؟ آیا صدای هنرمندان از حاشیه به متن تصمیم‌سازی راه یافته است؟ و آیا می‌توان به ایجاد زنجیره ارزش پایدار در این حوزه امید بست؟ این‌ها پرسش‌هایی است که تلاش کرده‌ایم در گفت‌وگو با معاون صنایع‌دستی، پاسخی برای آن‌ها بیابیم.
بی‌پناه در شهر بی‌پناهگاه

کوروش دیباج

۵ مرداد ۱۴۰۴

بی‌پناه در شهر بی‌پناهگاه

تجربه تاریخی ایران از هشت سال جنگ تحمیلی عراق و تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی طی دوازده روز اخیر، بار دیگر اهمیت زیرساخت‌های دفاع شهری و ضرورت آمادگی شهرها برای مواجهه با بحران‌های نظامی را به صدر اولویت‌های حوزه مدیریت شهری و شهرسازی کشور بازگردانده است. در روزهای پرالتهاب اخیر که حملات موشکی، شهرهای کشور را در وضعیت آماده‌باش قرار داد، غیبت پناهگاه‌های عمومی استاندارد و نبود طراحی‌های ایمن در بسیاری از مناطق شهری، به‌ویژه کلانشهرهایی همچون اصفهان، به‌وضوح احساس شد.
شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان

کوروش دیباج

۲۲ تیر ۱۴۰۴

شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان

در سه روز گذشته، سحرگاهان بیل‌های مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهن‌ترین بافت‌های تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطه‌ای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستان‌شناسی، منجر به تخریب لایه‌هایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب می‌شود. منطقه‌ای که به‌گفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگی‌های طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. این‌بار خاکی جابه‌جا شد که به‌گفته «علیرضا جعفری‌زند»، نه‌فقط خشت و آجر بلکه تاریخ آل‌بویه، پیش‌ازآن و پس‌ازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، به‌وضوح نشانه‌ای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراث‌فرهنگی استان نامیده می‌شود. از سکوت‌های مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایه‌هایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانه‌هایی‌ است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچ‌گاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستین‌بار در آستانه متروک‌شدن حافظه‌اش قرار گرفته است. در پی واکنش‌ها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارش‌های واصل‌شده مبنی‌بر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرض‌کنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. به‌نظر می‌رسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمی‌کنند که این موضوع بسیار نگران‌کننده است و به‌طور قطع، دادستانی با این ترک فعل‌ها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی می‌کند: «محسن جاوری» باستان‌شناس و مسئول سابق کاوش‌های میدان عتیق، «علیرضا جعفری‌زند» حقوق‌دان و پژوهشگر میراث‌فرهنگی و «امیر کرم‌زاده» مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه می‌خوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، هم‌زمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آن‌هم در یکی از حساس‌ترین هسته‌های باستان‌شناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهن‌ها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب می‌تواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی می‌تواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟