کوروش دیباج
روزنامهنگار
کوروش دیباج
۷ بهمن ۱۴۰۳
اصفهان در نبرد میان تاریخ و توسعه
در کشوری که تاریخ و هویت فرهنگی آن بهطور مستقیم با آثار باستانی و شواهد تاریخی پیوند خورده است، بیتوجهی به میراث فرهنگی در پروژههای شهری همچنان یکی از بزرگترین فجایع مدیریتی بهشمار میآید. درحالیکه کشورهای پیشرفته دنیا بهویژه در حوزه باستانشناسی شهری، از این علوم بهعنوان ابزاری برای حفظ هویت، جذب گردشگر و تقویت اقتصاد خود استفاده میکنند، ایران همچنان در مسیر توسعه شهری خود، بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی را قربانی پیشرفتهای کوتاهمدت میکند. چنین بیتوجهیهایی، نهتنها به تخریب هویت ملی میانجامد، بلکه فرصتی عظیم برای بهرهبرداری از این میراث ارزشمند را از دست میدهد. در اصفهان، که روزگاری پر از آثار تاریخی و فرهنگی بوده، پروژههایی همچون مترو و میدان امام علی در چند سال اخیر به معضلی برای جامعه باستانشناسی و میراث فرهنگی تبدیل شدهاند. در این پروژهها، شواهد باستانی فراوانی از دست رفتهاند؛ شواهدی که میتوانستند نهتنها به شناخت و درک بهتر از تاریخ این شهر بیفزایند، بلکه به ابزاری برای حفظ و معرفی هویت اصفهان به جهانیان تبدیل شوند. اعتراضات جامعه باستانشناسی در برابر این پروژهها، صدای فروخوردهای است که در مقابل فشارهای اقتصادی و سیاسی غالب میشود و بهنظر میرسد هیچگونه ارادهای برای تغییر نگرشها و درک صحیح از اهمیت این آثار در میان تصمیمگیران وجود ندارد. در گفتوگویی با «علی شجاعی اصفهانی»، دکترای باستانشناسی دوران اسلامی و عضو هیئتعلمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان، به بررسی این فجایع و چالشهای موجود در حفاظت از باستانشناسی شهری پرداختهایم.
کوروش دیباج
۱۷ دی ۱۴۰۳
باخت به تاریخ
در سالهای اخیر، پروژههای عمرانی و ساختوسازهای کلان در ایران رشد چشمگیری داشتهاند، اما این رشد و توسعه در بسیاری از موارد با تخریب و آسیبهای جدی به بافتهای تاریخی و میراث فرهنگی همراه بوده است. تخریب بناهای تاریخی در بسیاری از شهرهای کشور به یکی از بحرانهای جدی تبدیل شده است که درصورت بیتوجهی به آن، هویت فرهنگی و تاریخی این مناطق بهطور کامل از بین خواهد رفت. تهران، اصفهان، شیراز و دیگر شهرهای تاریخی کشور شاهد این آسیبها بودهاند که بهدلیل بیتوجهی به مسائل حفاظتی، خسارتهای جبرانناپذیری را بر میراث فرهنگی تحمیل کرده است. در این گزارش، باتوجهبه اهمیت و فجایع حاصل از پروژههای عمرانی، به گفتوگو با سه کارشناس برجسته در این حوزه پرداختهایم تا نظرات آنان را درباره وضعیت کنونی و آسیبهای جدی که این پروژهها به بافتهای تاریخی وارد کردهاند، بررسی کنیم.
کوروش دیباج
۱۲ دی ۱۴۰۳
نقدهدوزی؛ هنری کهن از دل تاریخ هخامنشیان تا لبه فراموشی
در تاریخ باشکوه ایرانزمین، هنرها و صنایعدستی جایگاه ویژهای دارند، گویی هر نخ و هر گره داستانی از فرهنگ، عشق و هویت این سرزمین را روایت میکند. یکی از ظریفترین و اصیلترین این هنرها، «نقدهدوزی» است؛ هنری که بسان شعری بیکلام، بر تاروپود پارچه نقش میبندد و جلوهای از شکوه و جلال را به نمایش میگذارد. قرنهاست که نقدهدوزی با درخشش نخهای زرین و سیمین خود، از لباسهای فاخر گرفته تا تزئینات آیینی و ملی را زینتبخش زندگی ایرانیان کرده است. اما در جهان امروز، جایی که زندگی مدرن با سرعتی سرسامآور پیش میرود، این هنر فاخر نیز در معرض فراموشی قرار گرفته است. کاهش تعداد هنرمندان ماهر، کمبود حمایتهای لازم، و بیتوجهی به ارزشهای فرهنگی هنر نقدهدوزی، خطر خاموشی چراغ این هنر را بیشازپیش نزدیک کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید فرزندان این سرزمین دیگر نتوانند شکوه خیرهکننده این هنر را لمس کنند و از داستانهای سرشار از زندگی که در هر نقش و طرح نهفته است، بهرهمند شوند. در این میان، شنیدن صدای هنرمندانی که همچنان با عشق و تلاش در این مسیر قدم میزنند، برای حفظ و احیای این هنر ضروری است. «محبوبه پورقدیری»، از برجستهترین چهرههای نقدهدوزی معاصر اصفهان، در گفتوگویی صمیمانه با پیام ما، از زیباییها، دشواریها و امیدهای خود برای آینده این هنر سخن گفته است. همراه ما باشید تا از نگاه او، به دنیای باشکوه نقدهدوزی سفر کنیم.
کوروش دیباج
۹ دی ۱۴۰۳
سیاستهای اشتباه، تهدیدی برای میراث تاریخی ایران
ایران بهعنوان یکی از کهنترین تمدنهای جهان، هزاران اثر تاریخی و فرهنگی را در دل خود جای داده است، اما چهار دهه اخیر، دورهای فاجعهبار برای میراث معماری و بافتهای تاریخی کشور بوده است. از نابودی خانههای تاریخی در یزد و کاشان گرفته تا تخریب بیرحمانه بافت تاریخی شیراز و تهران، این روند شتابزده به سود پروژههای عمرانی و توسعه شهری، هویتی بیبدیل را در خطر نابودی قرار داده است.
کوروش دیباج
۳ دی ۱۴۰۳
جلفا: کریسمس به سبک ایرانی
زمستان که میرسد محله جلفای اصفهان چهرهای دیگر به خود میگیرد؛ محلهای که نهفقط مقصدی برای قدم زدن در تاریخ بلکه یکی از خاصترین مقاصد گردشگری زمستانی ایران بهشمار میرود. خیابانهای چراغانیشده، کلیساهای تاریخی، و بازارچههای رنگارنگ جلفا هرساله در آستانه ولادت حضرت مسیح و آغاز سال نو میلادی، گردشگران داخلی و خارجی را به این نقطه از اصفهان میکشاند.
کوروش دیباج
۳۰ آذر ۱۴۰۳
نوسازی بیحساب در نصف جهان
شهر اصفهان، با عنوان نصف جهان، همواره بهواسطه آثار تاریخی منحصربهفرد خود، نهتنها در ایران بلکه در جهان شناختهشده است. میدان نقشجهان، مسجد جامع، پلهای تاریخی و خانههای قدیمی که هریک روایتگر تاریخ و فرهنگ این سرزمین هستند، در محدوده بافت تاریخی این کلانشهر جای گرفتهاند. این بافت تاریخی حدود ۱۵۰۰ هکتار از شهر اصفهان را در بر میگیرد و در طول دهههای گذشته، به عنوان قلب تپنده میراث فرهنگی این شهر شناخته میشده است. بااینحال، اخیراً خبرهایی مبنیبر بازنگری در محدوده بافت تاریخی اصفهان از سوی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان منتشر شده است. مسئولان شهری اعلام کردهاند مناطقی که «دیگر ارزش تاریخی ندارند»، از محدوده بافت خارج خواهند شد. این تصمیم که با هدف تسهیل در نوسازی بافتهای فرسوده و رونق ساختوساز مطرح شده، نگرانیهایی در بین کارشناسان میراث فرهنگی و فعالان این حوزه ایجاد کرده است.
کوروش دیباج
۲۹ آذر ۱۴۰۳
زایندهرود؛ رودی که خشکید و گردشگران را با خود برد
زایندهرود، شریان حیاتی و نگین تاریخی اصفهان، امروز به نمادی از بحرانهای زیستمحیطی و مدیریتی تبدیل شده است. این رودخانه که روزگاری با جریان دائمی خود، هویت فرهنگی و برند گردشگری اصفهان را در سطح ملی و بینالمللی میساخت، حالا در سکوت و خشکی فرو رفته و چهرهای بیروح از شهر به نمایش گذاشته است.
کوروش دیباج
۲۸ آذر ۱۴۰۳
پارچههای قلمکار، روایتگر تاریخ
در دل تاریخ فرهنگ ایران، اصفهان همواره جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است؛ شهری که با هنرهای دستیاش شناخته میشود و در میان این هنرها، «قلمکار» همیشه درخشیده است. این هنر اصیل، بهعنوان نمادی از ذوق و دقت ایرانی، نهتنها تاریخ کهن اصفهان بلکه جانمایه فرهنگ و سنتهای آن شهر را به دوش میکشد. خانواده عطریان، با چند صد سال سابقه در هنر قلمکار، نهتنها میراثدار این هنر سنتی هستند بلکه بهنوعی حافظ اصالت و کیفیت قلمکار اصفهان بهشمار میروند. در گفتوگوی «پیام ما» با استاد «محمد عطریان» وارث این میراث گرانبها و فرزند هنرمند نامآور قلمکار اصفهان، مرحوم استاد «حاج نصرالله عطریان»، به بازخوانی تاریخچه این هنر و فرازونشیبهایی که این خاندان در طول سالها تجربه کرده است، پرداختهایم. آنچه در این مصاحبه میخوانید، نهتنها از سرگذشت هنری یک خانواده بلکه از عشق و تعهد به حفظ هنر ایرانی سخن میگوید.
