کوروش دیباج

کوروش دیباج

روزنامه‌نگار

چهارشنبه‌سوری؛ جشنی که بود، آیینی که نیست

کوروش دیباج

۲۷ اسفند ۱۴۰۳

چهارشنبه‌سوری؛ جشنی که بود، آیینی که نیست

چهارشنبه‌سوری، جشن کهنی که قرن‌ها در فرهنگ ایرانیان جا داشته، امروزه بیشتر با ترقه‌ها و آتش‌بازی‌های پرخطر شناخته می‌شود تا آیین‌های سنتی آن. در گذشته، مراسمی همچون کوزه‌شکنی، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و گره‌گشایی بخشی جدایی‌ناپذیر از این جشن بودند، اما این رسوم اکنون یا به‌کلی از یاد رفته‌اند یا تنها در برخی مناطق روستایی اجرا می‌شوند. چرا این آیین‌ها به فراموشی سپرده شده‌اند؟ آیا امکان احیای آنها وجود دارد؟ این پرسش‌ها را با سه کارشناس در حوزه‌های میراث فرهنگی، مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی مطرح کرده‌ایم.
نوروز در گذر تاریخ

کوروش دیباج

۲۵ اسفند ۱۴۰۳

نوروز در گذر تاریخ

نوروز، فراتر از یک آیین سنتی، بازتابی از هویت، فرهنگ و تاریخ ایرانیان است. این جشن کهن نه‌تنها نمادی از تجدید طبیعت و آغاز سال نو است، بلکه در گذر قرن‌ها به یک عنصر بنیادین در ساختار اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی ایران تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که چگونه نوروز توانسته است با وجود تغییرات تاریخی، تهاجمات فرهنگی و دگرگونی‌های اجتماعی، همچنان زنده بماند و به یکی از معدود جشن‌هایی تبدیل شود که مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردیده است؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در لایه‌های مختلف تاریخ ایران جست‌وجو کرد؛ از سنگ‌نوشته‌های هخامنشیان در تخت‌جمشید، که ردپای آیین‌های نوروزی را در تشریفات درباری ثبت کرده‌اند، تا متون کهن زرتشتی که به فلسفه این جشن اشاره دارند. شاهنامه فردوسی، آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، و حتی گزارش‌های مورخان عرب و یونانی، همگی گواهی بر دیرینگی و اهمیت این آیین هستند.
فرونشست و فرار مسئولیت

کوروش دیباج

۱۱ اسفند ۱۴۰۳

فرونشست و فرار مسئولیت

پدیده فرونشست زمین در اصفهان که به‌ویژه در سال‌های اخیر به‌شدت گسترش یافته است، یکی از بزرگترین تهدیدها برای میراث تاریخی و فرهنگی این شهر کهن محسوب می‌شود. این پدیده، که به‌دلیل کاهش شدید منابع آب زیرزمینی و برداشت بی‌رویه از چاه‌ها به وجود آمده، نه‌تنها به آسیب‌های زیست‌محیطی منجر شده، بلکه آثار تاریخی اصفهان را نیز در معرض خطر جدی قرار داده است. اصفهان به‌دلیل دارا بودن آثار تاریخی فراوان از دوران صفویه تا قاجار، یک مقصد بی‌بدیل در عرصه میراث فرهنگی جهانی است، اما در پی بحران فرونشست، این آثار ارزشمند در آستانه تخریب قرار دارند.
تمرکززدایی و تفویض اختیارات به استان‌ها

کوروش دیباج

۱۹ بهمن ۱۴۰۳

تمرکززدایی و تفویض اختیارات به استان‌ها

اصفهان با ۲۲ هزار اثر تاریخی، از مهمترین کانون‌های تمدنی و فرهنگی ایران به‌شمار می‌رود و به‌دلیل موقعیت ویژه‌اش، همواره در سیاستگذاری‌های کلان میراث‌فرهنگی و گردشگری کشور نقش محوری داشته است. سفر اخیر «سیدرضا صالحی امیری»، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور، به این استان در راستای بررسی چالش‌ها، ظرفیت‌ها و آینده گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. در این سفر که با حضور مقامات استانی و ملی همراه بود، وزیر میراث‌فرهنگی در مراسم‌های مختلف از جمله آیین بهره‌برداری از ۲۰ پروژه مرمتی بناهای تاریخی تخت فولاد، رونمایی از اسناد مالکیت مجموعه باغ‌موزه چهلستون و کارخانه ریسباف و نشست با فعالان گردشگری در اتاق بازرگانی اصفهان، به بیان راهبردهای این وزارتخانه و برنامه‌های آینده پرداخت. در ادامه، مهمترین محورهای این سفر و سخنان وزیر بررسی می‌شود.
ابیانه؛ یک امضا تا جهانی شدن

کوروش دیباج

۱۴ بهمن ۱۴۰۳

ابیانه؛ یک امضا تا جهانی شدن

ابیانه، روستای سرخ‌پوش ایران، با قدمتی بیش از هزار و ۸۰۰ سال (برخی قدمت آن را بیش از چهار هزار سال تخمین زده‌اند)، یکی از شاخص‌ترین مناطق تاریخی کشور به‌شمار می‌رود. این روستا که در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته، سال‌هاست که در انتظار ثبت جهانی در یونسکو است. اما با وجود پیگیری‌های مکرر، همچنان موانعی در مسیر این ثبت وجود دارد که روند آن را با چالش‌هایی مواجه کرده است. باتوجه‌به اهمیت این روستا از منظر فرهنگی، تاریخی و گردشگری، ثبت جهانی آن می‌تواند تحولی مهم در حفظ بافت سنتی و توسعه پایدار منطقه ایجاد کند. اما آیا مشکلات زیرساختی و تغییرات ناهمگون در فضای روستا، مانعی جدی در این مسیر محسوب می‌شود؟ گزارش پیش رو، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و دیدگاه‌های کارشناسان، مسئولان و مردم محلی را درباره این چالش‌ها منعکس می‌کند.
اصفهان در نبرد میان تاریخ و توسعه

کوروش دیباج

۷ بهمن ۱۴۰۳

اصفهان در نبرد میان تاریخ و توسعه

در کشوری که تاریخ و هویت فرهنگی آن به‌طور مستقیم با آثار باستانی و شواهد تاریخی پیوند خورده است، بی‌توجهی به میراث فرهنگی در پروژه‌های شهری همچنان یکی از بزرگترین فجایع مدیریتی به‌شمار می‌آید. درحالی‌که کشورهای پیشرفته دنیا به‌ویژه در حوزه باستان‌شناسی شهری، از این علوم به‌عنوان ابزاری برای حفظ هویت، جذب گردشگر و تقویت اقتصاد خود استفاده می‌کنند، ایران همچنان در مسیر توسعه شهری خود، بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی را قربانی پیشرفت‌های کوتاه‌مدت می‌کند. چنین بی‌توجهی‌هایی، نه‌تنها به تخریب هویت ملی می‌انجامد، بلکه فرصتی عظیم برای بهره‌برداری از این میراث ارزشمند را از دست می‌دهد. در اصفهان، که روزگاری پر از آثار تاریخی و فرهنگی بوده، پروژه‌هایی همچون مترو و میدان امام علی در چند سال اخیر به معضلی برای جامعه باستان‌شناسی و میراث فرهنگی تبدیل شده‌اند. در این پروژه‌ها، شواهد باستانی فراوانی از دست رفته‌اند؛ شواهدی که می‌توانستند نه‌تنها به شناخت و درک بهتر از تاریخ این شهر بیفزایند، بلکه به ابزاری برای حفظ و معرفی هویت اصفهان به جهانیان تبدیل شوند. اعتراضات جامعه باستان‌شناسی در برابر این پروژه‌ها، صدای فروخورده‌ای است که در مقابل فشارهای اقتصادی و سیاسی غالب می‌شود و به‌نظر می‌رسد هیچ‌گونه اراده‌ای برای تغییر نگرش‌ها و درک صحیح از اهمیت این آثار در میان تصمیم‌گیران وجود ندارد. در گفت‌وگویی با «علی شجاعی اصفهانی»، دکترای باستان‌شناسی دوران اسلامی و عضو هیئت‌علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان، به بررسی این فجایع و چالش‌های موجود در حفاظت از باستان‌شناسی شهری پرداخته‌ایم.
باخت به تاریخ

کوروش دیباج

۱۷ دی ۱۴۰۳

باخت به تاریخ

در سال‌های اخیر، پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وسازهای کلان در ایران رشد چشمگیری داشته‌اند، اما این رشد و توسعه در بسیاری از موارد با تخریب و آسیب‌های جدی به بافت‌های تاریخی و میراث فرهنگی همراه بوده است. تخریب بناهای تاریخی در بسیاری از شهرهای کشور به یکی از بحران‌های جدی تبدیل شده است که درصورت بی‌توجهی به آن، هویت فرهنگی و تاریخی این مناطق به‌طور کامل از بین خواهد رفت. تهران، اصفهان، شیراز و دیگر شهرهای تاریخی کشور شاهد این آسیب‌ها بوده‌اند که به‌دلیل بی‌توجهی به مسائل حفاظتی، خسارت‌های جبران‌ناپذیری را بر میراث فرهنگی تحمیل کرده است. در این گزارش، باتوجه‌به اهمیت و فجایع حاصل از پروژه‌های عمرانی، به گفت‌وگو با سه کارشناس برجسته در این حوزه پرداخته‌ایم تا نظرات آنان را درباره وضعیت کنونی و آسیب‌های جدی که این پروژه‌ها به بافت‌های تاریخی وارد کرده‌اند، بررسی کنیم.
نقده‌دوزی؛ هنری کهن از دل تاریخ هخامنشیان تا لبه فراموشی

کوروش دیباج

۱۲ دی ۱۴۰۳

نقده‌دوزی؛ هنری کهن از دل تاریخ هخامنشیان تا لبه فراموشی

در تاریخ باشکوه ایران‌زمین، هنرها و صنایع‌دستی جایگاه ویژه‌ای دارند، گویی هر نخ و هر گره داستانی از فرهنگ، عشق و هویت این سرزمین را روایت می‌کند. یکی از ظریف‌ترین و اصیل‌ترین این هنرها، «نقده‌دوزی» است؛ هنری که بسان شعری بی‌کلام، بر تاروپود پارچه نقش می‌بندد و جلوه‌ای از شکوه و جلال را به نمایش می‌گذارد. قرن‌هاست که نقده‌دوزی با درخشش نخ‌های زرین و سیمین خود، از لباس‌های فاخر گرفته تا تزئینات آیینی و ملی را زینت‌بخش زندگی ایرانیان کرده است. اما در جهان امروز، جایی که زندگی مدرن با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رود، این هنر فاخر نیز در معرض فراموشی قرار گرفته است. کاهش تعداد هنرمندان ماهر، کمبود حمایت‌های لازم، و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی هنر نقده‌دوزی، خطر خاموشی چراغ این هنر را بیش‌ازپیش نزدیک کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید فرزندان این سرزمین دیگر نتوانند شکوه خیره‌کننده این هنر را لمس کنند و از داستان‌های سرشار از زندگی که در هر نقش و طرح نهفته است، بهره‌مند شوند. در این میان، شنیدن صدای هنرمندانی که همچنان با عشق و تلاش در این مسیر قدم می‌زنند، برای حفظ و احیای این هنر ضروری است. «محبوبه پورقدیری»، از برجسته‌ترین چهره‌های نقده‌دوزی معاصر اصفهان، در گفت‌وگویی صمیمانه با پیام ما، از زیبایی‌ها، دشواری‌ها و امیدهای خود برای آینده این هنر سخن گفته است. همراه ما باشید تا از نگاه او، به دنیای باشکوه نقده‌دوزی سفر کنیم.