کوروش دیباج
روزنامهنگار
کوروش دیباج
۱۸ مهر ۱۴۰۴
اصفهان بدون زایندهرود؛ شهری بدون زندگی
اصفهان، که قرنها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زایندهرود و سازههای شگفتانگیزی است که روی آن بنا شدهاند. بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نهتنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینهساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماریای که امروز بخش مهمی از میراثفرهنگی جهانی محسوب میشود. پلهایی مانند سیوسهپل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پلها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان بهعنوان صحنههایی زنده از زندگی جمعی ثبت شدهاند. اما اکنون خشکی ممتد زایندهرود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پلهای تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراثفرهنگی، خشکی مداوم رودخانه میتواند نهتنها ساختار فیزیکی این پلها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. بهبهانه روز ملی زایندهرود ضمن مرور تاریخچه پلهای تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان میپردازیم.
کوروش دیباج
۱۴ مهر ۱۴۰۴
نصف جهان، نیمهجان؟
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
کوروش دیباج
۱۱ مهر ۱۴۰۴
پول نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند
اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بیپناه است. بنایی نیست که در گذر کوچههای بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانهها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشستهاند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. آنها از بحران و بنبست سخن گفتهاند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیشروی افکار عمومی و رسانهها این است: آیا اصفهان همچنان میتواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظارهگر مرگ تدریجی بزرگترین سرمایههای تاریخی خود باشد؟
کوروش دیباج
۴ مهر ۱۴۰۴
کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز
قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گرهگاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نامهایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمیشد. روایتها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقهاش «شکر اصفهانی» میگویند و نشانههای معماری موجود، لایههایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان میدهد. همین درهمتنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعینحال، مغفولترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
کوروش دیباج
۲۳ شهریور ۱۴۰۴
معمای اصفهان
محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهمترین کانون توجه در حوزه باستانشناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآنروست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجهگیری درباره آن، میتواند روایتهای تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازهترین اظهارنظرها، «علی شجاعیاصفهانی»، سرپرست هیئت باستانشناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعهای از منابع مکتوب تاریخی، بررسیهای زیرسطحی و دادههای میدانی تقویت میشود. او با اشاره به سفرنامه کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوشهای میدانی میداند و معتقد است چنین دادههایی میتوانند جایگاه کاخها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشنتر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنشها و نقدهای متعددی را در میان باستانشناسان و صاحبنظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهرهگیری از دیدگاه باستانشناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.
کوروش دیباج
۱۶ شهریور ۱۴۰۴
گنبد شیخ لطفالله جان سالم بدر میبرد؟
گنبد مسجد شیخ لطفالله اصفهان به عنوان یکی از برجستهترین شاهکارهای معماری ایرانی و جهانی شناخته میشود، اما مرمتهای انجامشده روی آن در سالهای اخیر به یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات میراثفرهنگی کشور بدل شده است. انتقادهای گسترده، از جمله اظهارنظر «مهدی طغیانی»، نماینده مردم اصفهان، در مجمع نمایندگان استان، که مرمت گنبد شیخ لطفالله و همچنین گنبد مسجدجامع عباسی را «افتضاح مرمتی کشور» دانست، نشاندهنده حساسیت بسیار بالا نسبت به شیوههای مرمت و کیفیت کار است. علاوهبراین، کارشناسان شناختهشده ملی مانند «مهدی حجت»، بنیانگذار سازمان میراثفرهنگی، نیز با اشاره به «اشکالات متعدد» در مرمت، تأکید کردند تصمیمگیریهای گذشته بدون مشورت کامل با هیئت کارشناسان خبره و بدون مطالعات جامع انجام شده است. این انتقادات در کنار اعتراضهای رسانهای و عمومی، فشار مضاعفی بر متولیان پروژه مرمت وارد کرده و بر اهمیت شفافیت، پایبندی به اصول علمی و مستندات تاریخی در مرمت آثار جهانی تأکید میکند. پروژه مرمت گنبد مسجد شیخ لطفالله در دوره اخیر، نهتنها تحت فشار فنی و مالی بلکه در بستر نقدهای تخصصی و عمومی قرار داشته است. «فریبا خطابخش»، مدیر پایگاه جهانی میدان نقشجهان، بههمراه «بهشاد حسینی»، ناظر مرمت گنبد مسجد شیخ لطفالله، در گفتوگو با «پیام ما» روند مرمت این اثر جهانی را تشریح کرده و توضیح دادهاند که آغاز مرمت نتیجه مجموعهای از شرایط اضطراری، محدودیت اعتبارات و ضرورتهای حفاظتی بوده است. گزارش پیش رو، با ارائه توضیحات فنی و مستند، تصویر کاملتری از وضعیت مرمت گنبد شیخ لطفالله، دلایل اقدامات انجامشده و چالشهای مالی و فنی پروژه ارائه میدهد.
کوروش دیباج
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند
تصور کنید رودخانهای که قرنها مظهر حیات، شادی و خاطرههای جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیدهاش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بیآب زایندهرود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامهریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراثفرهنگی و محیطزیست را برانگیخته و پرسشهای جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.
کوروش دیباج
۲۸ مرداد ۱۴۰۴
برجها خط آسمان زایندهرود را شکستند
زایندهرود، شاهرگ تاریخی اصفهان، امروز زیر سایه برجهای سر به فلک کشیده و دیوارهای شیشهای، نفسنفس میزند. هر طبقه اضافه، بخشی از هویت تاریخی شهر را فرو میبلعد و چشمانداز منحصربهفرد اصفهان را درهم میشکند. رودخانهای که روزگاری قلب حیات فرهنگی و اجتماعی شهر بود، اکنون در معرض تخریب تدریجی قرار دارد. خط آسمان تاریخی اصفهان در حال فروپاشی است و روند شتابان ساختوساز، هیچ نشانهای از توقف ندارد. هر مجوز بیرویه، زخمی تازه بر پیکره میراث طبیعی و فرهنگی شهر وارد میکند و فرصتی که برای حفظ هویت تاریخی باقی مانده، در حال تباهشدن است. این تهدید، هر شهروند و گردشگری را که به حریم زایندهرود میآید، به سکوتی پر از اضطراب و نگرانی میکشاند. این گزارش با هدف واکاوی دقیق برجسازیها در حریم زایندهرود و پیامدهای خطرناک آن برای هویت تاریخی اصفهان تهیه شده است. در ادامه، کارشناسان، معماران و مسئولان مرتبط، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیات تهدیدهای جاری را بیان میکنند و هشدارهای جدی خود را درباره نابودی میراث فرهنگی شهر مطرح میکنند.
