کوروش دیباج

کوروش دیباج

روزنامه‌نگار

قانون روی کاغذ؛ تخریب در میدان

کوروش دیباج

۸ آذر ۱۴۰۴

قانون روی کاغذ؛ تخریب در میدان

در سال‌های اخیر، شمار تخریب‌ها و تعرض‌ها به عرصه و حریم آثار تاریخی کشور، به‌ویژه در استان‌هایی چون اصفهان، فارس، خوزستان و کرمان، رشد نگران‌کننده‌ای داشته است. براساس داده‌های غیررسمی منتشرشده از سوی کارشناسان حقوقی و پژوهشگران میراث‌فرهنگی، تنها در بازه پنج‌ساله اخیر بیش از هزار مورد تخلف در قالب ساخت‌وساز غیرمجاز، حفاری غیرقانونی و تعرض به حریم آثار ملی به ثبت رسیده؛ آماری که تنها بخش آشکار ماجراست و بخش بزرگی از این تخلفات، هرگز گزارش یا پیگیری قضائی نمی‌شوند. این در شرایطی است که ایران از سال ۱۳۰۹ تاکنون یکی از جامع‌ترین نمونه‌ قوانین در زمینه میراث‌فرهنگی را در منطقه داشته است. هر چند این قانون نتوانسته در طول زمان به‌ روزرسانی شود اما سوال اینجاست آیا مشکل از ضعف قانون است یا از ناتوانی نهادهای متولی در اجرای آن؟ گزارش پیش‌ رو با واکاوی این موضوع از دید کارشناسان و صاحب‌نظران، می‌کوشد تصویری روشن از نسبت میان قانون، اجرا و اراده در نظام حقوقی حفاظت از آثار تاریخی ایران ارائه ‌دهد.
«ریسباف»؛ موزه‌ای میان رویا و اجرا

کوروش دیباج

۳۰ آبان ۱۴۰۴

«ریسباف»؛ موزه‌ای میان رویا و اجرا

اصفهان، شهری که به‌عنوان نگین هنر و معماری ایران شناخته می‌شود، این روزها میزبان یکی از چالش‌برانگیزترین پروژه‌های میراث‌فرهنگی کشور است؛ پروژه‌ای که می‌تواند چشم‌انداز گردشگری، اقتصاد فرهنگی و هویت تاریخی استان را متحول کند، اما هم‌‌زمان محل ابهام، نقد و حاشیه‌های متعدد بوده است. کارخانه قدیمی «ریسباف»، با سابقه‌ای نزدیک به یک قرن در صنعت نساجی، قرار است به بزرگ‌ترین موزه منطقه‌ای ایران تبدیل شود؛ طرحی ملی که با وعده مشارکت وزارت میراث‌فرهنگی، شهرداری و استانداری اصفهان تعریف شده است.
پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

کوروش دیباج

۹ آبان ۱۴۰۴

پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

ماجرای حریم باغ تاریخی فین کاشان، یکی از شناخته‌شده‌ترین باغ‌های ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر به صدر خبرها بازگشته است. پس از افشای نامه‌ای از سوی شهرداری کاشان خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی با درخواست بازنگری در حریم این باغ تاریخی، فعالان میراث‌فرهنگی نسبت به خطر کوچک‌شدن حریم ملی هشدار داده‌اند. در مقابل، مقام مسئول وزارت میراث‌فرهنگی صراحتاً هرگونه تغییر را رد کرده و تأکید دارد هیچ اصلاحی در محدوده قانونی این باغ انجام نشده است. این وضعیت، تصویری پیچیده از یکی از حساس‌ترین پرونده‌های میراثی کشور را پیش چشم کارشناسان قرار داده است؛ پرونده‌ای که در قلب آن، مفهومی بنیادین از حفاظت و توسعه شهری نهفته است و سؤالی که باز هم مطرح می‌شود: آیا می‌توان حریم آثار تاریخی را برای اجرای پروژه‌های شهری تغییر داد؟
ناقوس هم‌زیستی در «جلفای نو»

کوروش دیباج

۵ آبان ۱۴۰۴

ناقوس هم‌زیستی در «جلفای نو»

در پیچ‌وخم کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده «جلفای نو»، ناقوس «کلیسای وانک» آرام به صدا درمی‌آید. بوی چوب قدیمی و بخور در هوای خنک پاییزی می‌پیچد و صدای کودکی که در حیاط کلیسا بازی می‌کند، سکوت محله را می‌شکند. اصفهان در این هفته، به یاد می‌آورد که بخشی از هویتش از کوچه‌هایی آغاز شده که نه‌فقط خانه، که تاریخ‌اند. هفته فرهنگی ارامنه، فرصتی است برای بازخوانی گذشته‌ای که در دل همین محله شکل گرفته؛ گذشته‌ای که هنوز در صدای ناقوس‌ها، در تذهیب دیوارها، در چاپخانه‌های خاموش و در دل مردمی زنده تنفس می‌کند.
بهشت ایرانی جهنم می‌شود

کوروش دیباج

۲۰ مهر ۱۴۰۴

بهشت ایرانی جهنم می‌شود

در تاریخ ایران، باغ تنها فضایی برای آسایش یا تفریح نبوده؛ تصویری از نظم، عقلانیت و هماهنگی میان انسان و جهان است. باغ ایرانی تلاشی است برای بازآفرینی بهشت گمشده بر زمین؛ نظمی هندسی که در آن آب، گیاه، نور و بنا، استعاره‌ای از چهار عنصر خلقت‌اند. اما در روزگار ما، این میراث جهانی آرام‌آرام رنگ می‌بازد. شهرهای مدرن، با توسعه مهارنشدنی، ریشه باغ‌ها را می‌خشکانند و آنها را به تکه‌هایی از خاطره بدل می‌کنند. در اصفهان، که روزگاری به «شهر باغ‌ها» شهره بود، دیگر جز نامی از بسیاری از باغ‌های قاجاری و صفوی باقی نمانده است. در شیراز، باغ‌های تاریخی در سایه برج‌ها فرو رفته‌اند. در تهران، آخرین نفس‌های باغ‌های قاجاری شمیران میان ویلاهای لوکس و خیابان‌های آسفالته گم شده است. در این میان، پرسش اصلی آن است که چگونه میراثی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان «باغ ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، امروز تا این اندازه آسیب‌پذیر و بی‌دفاع مانده است؟
اصفهان بدون زاینده‌رود؛ شهری بدون زندگی

کوروش دیباج

۱۸ مهر ۱۴۰۴

اصفهان بدون زاینده‌رود؛ شهری بدون زندگی

اصفهان، که قرن‌ها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زاینده‌رود و سازه‌های شگفت‌انگیزی است که روی آن بنا شده‌اند. بزرگ‌ترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نه‌تنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینه‌ساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماری‌ای که امروز بخش مهمی از میراث‌‌فرهنگی جهانی محسوب می‌شود. پل‌هایی مانند سی‌وسه‌پل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پل‌ها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان به‌عنوان صحنه‌هایی زنده از زندگی جمعی ثبت شده‌اند. اما اکنون خشکی ممتد زاینده‌رود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پل‌های تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراث‌فرهنگی، خشکی مداوم رودخانه می‌تواند نه‌تنها ساختار فیزیکی این پل‌ها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. به‌بهانه روز ملی زاینده‌رود ضمن مرور تاریخچه پل‌های تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان می‌پردازیم.
نصف جهان، نیمه‌جان؟

کوروش دیباج

۱۴ مهر ۱۴۰۴

نصف جهان، نیمه‌جان؟

اصفهان، شهری که قرن‌ها در حافظه تاریخی ایران و جهان به‌عنوان «نصف جهان» شناخته می‌شود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبه‌روست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یک‌سو، میراثی سترگ از دوره‌های سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهام‌بخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژه‌های عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیم‌های مدیریتی، نگاه‌های کوتاه‌مدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربه‌های پرچالش میدان امام‌علی و پروژه ارگ جهان‌نما گرفته تا بحث‌های جدی پیرامون پل‌ها، مترو و ساخت‌وسازهای بی‌قاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفت‌وگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سال‌ها در حوزه میراث‌فرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاست‌های مدیریت شهری و آینده چشم‌انداز فرهنگی شهر بررسی می‌کند.
پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

کوروش دیباج

۱۱ مهر ۱۴۰۴

پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بی‌پناه است. بنایی نیست که در گذر کوچه‌های بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانه‌ها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشسته‌اند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها از بحران و بن‌بست سخن گفته‌اند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیش‌روی افکار عمومی و رسانه‌ها این است: آیا اصفهان همچنان می‌تواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظاره‌گر مرگ تدریجی بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی خود باشد؟