کوروش دیباج

کوروش دیباج

روزنامه‌نگار

ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

کوروش دیباج

۲ خرداد ۱۴۰۴

ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

چه کسی دروازه‌های نقش‌جهان را به روی خودروهای دیپلمات‌ها گشود؟
رؤیای روایت تاریخ در خیابان‌های شهر

کوروش دیباج

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

رؤیای روایت تاریخ در خیابان‌های شهر

در شهرهایی با لایه‌های تاریخی متراکم، باستان‌شناسی نه در دل کوه‌ها و بیابان‌ها، بلکه در پیاده‌روها، خیابان‌ها، خانه‌ها و کوچه‌ها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواری‌های معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستان‌شناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیت‌هایی عظیم برای خوانش تازه‌ای از شهر و هویت شهری فراهم می‌آورد. در این گزارش به‌بهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستان‌شناس به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا این ایده را واکاوی کنیم.
سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

کوروش دیباج

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

در سرزمینی که سنگ‌ها به زبان می‌آیند، سکوتِ گورستان‌ها گاه رساتر از تمام فریادهای تاریخ است. سنگ‌ مزارها، این طومارهای فراموش‌شده، نه‌فقط نشانه‌ای از مرگ، بلکه سندی از زیستن‌اند؛ تکه‌هایی از حافظه یک ملت که بر جان صخره‌ها حک شده‌اند. اما چه تلخ که امروز این حافظه به فراموشی سپرده‌شده، زیر خروارها غفلت، خاکستر بی‌توجهی و آوار توسعه‌گرایی بی‌ریشه مدفون می‌شود. در حاشیه شهرها، زیر آسفالت خیابان‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم، نه‌تنها استخوان‌ها، که ردپای تاریخ، زبان، هنر و خرده‌فرهنگ‌هایی آرام گرفته‌اند که هیچ‌گاه به‌درستی خوانده نشدند. قاچاق بی‌وقفه سنگ‌ مزارها، حذف بی‌سروصدای نمادهای هنری و جایگزینی خطوط هویتی با نشانه‌های بی‌معنا، همه و همه نشانه‌های یک فاجعه‌اند؛ فاجعه‌ای که در آن، سندها می‌میرند و حافظه تاریخی ایران، بی‌آنکه کسی خبر شود، دفن می‌شود. در این میان، روایت عکاس و مستندنگاری چون «مهدی تمیزی» گویی تلنگری است بر این غفلت بزرگ؛ او که سال‌هاست میان سنگ‌های فراموش‌شده قدم می‌زند، واژه‌ها را از دل سنگ‌ها بیرون می‌کشد، جنایت خاموش تاریخ را ثبت می‌کند و از مرثیه‌ای سخن می‌گوید که با چشم، نه، با دل باید خواند. سخنان او در نشست «مزار به‌مثابه سند» به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، روایتی است از اسناد بی‌صدا، گنجینه‌هایی در معرض فراموشی و تاریخی که اگر نجنبیم، بی‌برگ و بی‌نام خواهد ماند. در ادامه، متن کامل سخنان او را بخوانید؛ روایتی بی‌پرده از واقعیت‌هایی که شاید فردا دیگر برای شنیدنشان خیلی دیر باشد.
زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

کوروش دیباج

۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

اصفهان را شهر هنر و تاریخ می‌دانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسش‌هایی جدی پیرامون وضعیت میراث‌فرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشی‌های امروز هم‌خوان است؟ و مهم‌تر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سال‌های اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایت‌های فرهنگی و غفلت از ظرفیت‌های مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراث‌فرهنگی شده است. اصفهان، باآن‌همه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بی‌توجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حال‌آنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، به‌سرعت از حافظهٔ زنده به موزه‌ای خاموش بدل می‌شوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفته‌ای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحب‌نظر برجسته در حوزه‌های عکاسی مستند، باستان‌شناسی و بافت و بناهای تاریخی رفته‌ایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعین‌حال دغدغه‌مند به شهری است که همچنان میراثش نفس می‌کشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.
«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

کوروش دیباج

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

بافت‌های تاریخی ایران، گنجینه‌ای از هویت فرهنگی و تمدنی‌اند که در طول تاریخ، روایتگر سبک زندگی، باورها و ارزش‌های جوامع شهری بوده‌اند. این کوچه‌ها و بناهای کهن، با وجود معماری چشم‌نواز و داستان‌های پنهان در دل خشت‌هایشان، امروزه بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی و تخریب قرار گرفته‌اند. تغییر الگوهای زندگی شهری، مهاجرت جمعیت بومی و عدم توجه کافی به نیازهای روزمره این محلات، بسیاری از آنها را به فضاهایی متروک و بی‌روح تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان به این بافت‌های ارزشمند حیات دوباره بخشید؟
معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

کوروش دیباج

۲۷ فروردین ۱۴۰۴

معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، فرصتی‌ است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشته‌ای که آینده را شکل می‌دهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بین‌المللی مطرح می‌شود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی می‌تواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آن‌گونه که باید از این گنجینه بی‌همتا صیانت کرده‌ایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعه‌ای بی‌هویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بی‌ضمانت است؟
نوروز سرد صنایع‌دستی در داغی دلار

کوروش دیباج

۲۵ فروردین ۱۴۰۴

نوروز سرد صنایع‌دستی در داغی دلار

نوروز همواره یکی از اصلی‌ترین فصل‌های فروش برای فعالان صنایع‌دستی در سراسر کشور بوده است. اما نوروز ۱۴۰۴ با آنچه انتظار می‌رفت، فاصله‌ای چشمگیر داشت. با وجود افزایش چشمگیر سفرهای نوروزی، بسیاری از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایع‌دستی که به‌شکل ثابت در فروشگاه‌های دائمی خود فعالیت می‌کنند، از کاهش محسوس فروش در مقایسه با سال‌های قبل خبر می‌دهند. آنها می‌گویند مشتری هست، اما خرید نیست. گزارش حاضر حاصل گفت‌وگو با شش نفر از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایع‌دستی در رسته‌های متنوع از نقاط مختلف کشور است. گفت‌وگوهایی که پرده از دغدغه‌هایی مشترک و ساختاری برمی‌دارد؛ از نبود حمایت اصولی گرفته تا سیاستگذاری‌هایی که در عمل به زیان فعالان ثابت این حوزه تمام شده است.
خطر سقوط دوباره سلجوقیان

کوروش دیباج

۱۹ فروردین ۱۴۰۴

خطر سقوط دوباره سلجوقیان

در قلب فلات ایران، جایی که تاریخ در گوشه‌گوشه شهر نفس می‌کشد، اصفهان با گنجینه‌ای از یادگارهای هزارساله، به خواب رفته است؛ خوابی نگران‌کننده در برابر لرزشی که شاید فردا از راه برسد. زلزله تهدیدی که سال‌ها از آن به‌عنوان «خطر بالقوه» یاد شده، اکنون نه یک احتمال بلکه یک واقعیت گریزناپذیر است. سکوت در برابر این خطر، به‌معنای پذیرش تدریجی مرگ هویتی است که در سنگ‌به‌سنگ مساجد، بازارها، کاروانسراها و مناره‌ها تنیده شده است. در روزهای آغاز سال نو، خبر تلخ فروریختن کاروانسرای تاریخی شهرستان نطنز اصفهان در اثر زلزله، بار دیگر زنگ هشدار را برای میراث تاریخی ایران به صدا درآورد. با تخریب سردر این کاروانسرا که جزو آثار ثبت ملی ایران است، چشم‌ها دوباره به اصفهان دوخته شد که با ۳۳ شهر تاریخی، ده‌ها بنای ثبت ملی و جهانی و صدها اثر آسیب‌پذیر روی لبه ناپایدار ناشی از فرونشست، خاک ضعیف و بی‌توجهی مدیریتی در حال لغزیدن‌ است. این گزارش که حاصل گفت‌وگو با کارشناسان برجسته حوزه مرمت و ژئوتکنیک لرزه‌ای است، تلاش دارد پیش از آنکه فاجعه‌ای غیرقابل‌جبران رخ دهد، واقعیتی تلخ را بیان کند و آن اینکه: بناهای تاریخی اصفهان نه‌فقط مستعد آسیب هستند، بلکه بسیاری از آن‌ها در برابر زلزله، عملاً هیچ مقاومتی ندارند.