بایگانی

آناتومی تعلیق

«سعی کردم با فیلم‌دیدن خودم را سرگرم کنم»، «تمرکزی برای تماشای فیلم نداشتم»، «با پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی سریال‌ها را دنبال کردم»، «همه‌چیز شبیه همان فیلم‌هایی‌ست که دیده‌ام» و… . اینها برخی از پاسخ‌هایی‌ست که افراد مختلف داده‌اند. آن‌هم در روزهایی که امکان دانلود فیلم و دسترسی به سایت‌های اشتراک فیلم وجود ندارد و افراد یا فیلم‌هایی را که قبلاً دانلود کرده بودند، تماشا کردند یا فیلم‌ها را از طریق فلش و هارد باهم به اشتراک گذاشتند.

چه فیلم و سریال‌هایی پناهگاه شدند؟
«اندور» (Andor) یکی از این سریال‌هاست. این سریال که داستان آن پنج سال پیش از رویدادهای «روگ وان» و «جنگ ستارگان: امید نو» آغاز می‌شود، از گروهی از شخصیت‌ها بهره می‌برد تا چگونگی شکل‌گیری اتحاد شورشیان در برابر امپراتوری کهکشانی را به تصویر بکشد. یکی از این شخصیت‌ها «کاسیان اندور»، دزدی است که به یک انقلابی تبدیل می‌شود و درنهایت به شورشیان می‌پیوندد. این سریال روایتی از کوچه و خیابان‌های شهرهای ستم‌دیده را به تصویر می‌کشد و در روایت یک داستان سیاسی از نبرد بین خیر و شر سنگ تمام گذاشته است.
«ما خوش‌شانس بودیم» (We were the lucky ones) یکی دیگر از سریال‌های مربوط به جنگ جهانی دوم است. این سریال براساس داستان واقعی زنی است، که تاریخچه خانواده خود را در کتابی شرح می‌دهد. «کورک‌»ها خانواده‌ای یهودی هستند، که در شرق لهستان در شهر کوچکی به‌نام «رادوم» زندگی می‌کنند. افزایش یهودستیزی به‌دلیل نفوذ نازی‌ها این خانواده را مثل همه نگران می‌کند تا اینکه سربازها وارد شهرشان می‌شوند. این خانواده متحد، برای زنده‌ماندن از هم می‌پاشد، مخفی می‌شود و مجبور به فرار به شهرهای دیگر لهستان یا ترک کشور مادری خود می‌شوند. اگرچه «ما خوش‌شانس بودیم» روایتی از جنگ جهانی دوم را به‌تصویر می‌کشد، اما بی‌شباهت به دیگر روایت‌ها درباره وضعیت یهودیان در جنگ جهانی دوم نیست و نمونه‌های درخشانش را در فیلم‌های «فهرست شیندلر» (Schindler’s List) و «منطقه موردنظر» (The Zone of Interest) می‌توان یافت.
یک نفر دیگر در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید این روزها فیلم «سوفی شول: روزهای پایانی» (Sophie Scholl: The Final Days) را دیده است که داستان آخرین روزهای زندگی «سوفی شول»، عضو مشهور مقاومت دانشجویی ضدنازی، است. این فیلم با استفاده از سوابق تاریخی حبس او، شش روز آخر زندگی‌اش را بازآفرینی و یک پرسش اصلی را مطرح می‌کند: تا چه حد و اندازه‌ای می‌توانیم شجاع باشیم و برای آرمان‌هایمان ایستادگی کنیم؟ این فیلم برای اولین‌بار در پنجاه‌وپنجمین دوره جوایزه فیلم برلین به نمایش درآمد و «مارک روتموند» و «جولیا جنتش» به‌ترتیب برنده‌ خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری از این رویداد شدند. فیلم در هفتادوهشتمین دوره جوایز اسکار نیز نامزد بهترین فیلم خارجی زبان شد و توانست تحسین منتقدان را به‌همراه داشته باشد.
«آینه سیاه» (Black mirror) هم سریال دیگری است که پناهگاه و تجربه تماشایی یکی از مخاطبان خود شده و داستانش به شرایط این روزها نزدیک است. البته بیشتر به این دلیل که سریال گجت‌های جدیدی را در حوزه تکنولوژی معرفی می‌کند، اما در عصر دیجیتال تمام راه‌های ارتباطی و حتی ارسال اس‌ام‌اس در ایران مسدود بوده است. آینه سیاه سریالی در ژانر علمی-تخیلی است که تمرکز بر رابطه فناوری با انسان و تأثیر آن بر زندگی دارد.

قطع و وصلی پلتفرم‌های داخلی
عده‌ای هم در روزهای نبود اینترنت به پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی پناه برده‌اند: «اما مشکل اینجا بود که در حین سریال‌دیدن مدام همه‌چیز قطع و وصل می‌شد.»
مشابه تجربه یک نفر دیگر که او هم هنگام تماشای سریالی آن را نیمه‌کاره رها کرده است. برخی هم به سرویس آپارات رجوع و سریال‌های ایرانی را در آن تماشا کردند و عده‌ای دیگر هم در نبود اینترنت ناچار شدند تماشای سریالی که دنبال می‌کردند را به‌دلیل نبود امکان دانلود کنار بگذارند.
بعضی هم برای فرار از حال‌وهوای این روزها به تماشای انیمیشن پناه برده‌اند: «آنقدر تمرکز تماشای چیزی را نداشتم که نشستم تام‌وجری و پلنگ‌صورتی دیدم.» یک نفر دیگر هم توضیح می‌دهد که در روزهای قطعی اینترنت بیشتر تمرکز کتاب‌ خواندن داشته تا دیدن فیلم: «فقط توانستم انیمیشن سریالی «سامورایی چشم‌آبی» (Blue Eye Samurai) را ببینم.»
داستان این سریال ژاپنی هم یادآور دغدغه‌های آدمی در جهان امروز است؛ از پشت پا زدن یک زن خانه‌دار به زندگی معمولی‌اش گرفته تا تقابل میان خیر و شر و تبدیل‌شدن یک قهرمان فردی به قهرمان یک جمع.

خلأ قانونی برای حفاظت سریع

خردادماه امسال جنگ را داشتیم که باعث تخریب‌های گسترده در بخشی از مناطق چهارگانه شد. در سایر وضعیت‌های اضطراری و فورس‌ماژور هم دست‌‌اندازی‌هایی حتی از سوی مقامات محلی یا اجرای پروژه‌های مخرب محیط‌زیست را شاهد بودیم. برای این مسئله چه باید کرد؟
یکی از مشکلات بزرگ ما در وضعیت فورس‌ماژور، به سوءاستفاده‌هایی برمی‌گردد که در خلأ ارتباطات و قانون انجام می‌شود. حقیقت این است که تاکنون برای این شرایط قواعد و مقررات و سازوکار مشخصی تدوین نکرده‌ایم. بنابراین، برخورد و مدیریت سوءاستفاده‌ها و تخلف‌ها، به آینده که جامعه به وضعیت عادی بازگردد،‌ موکول می‌شود. این درحالی‌است که در بسیاری از کشورها برای وضعیت فورس‌ماژور و مواقع بحرانی گروه‌های مشخصی شکل‌ گرفته‌‌اند که تنها در آن شرایط فعال می‌شوند. در این جوامع براساس تقسیم کاری که صورت گرفته، گروه‌ها می‌دانند در زمان قطع کامل ارتباطات‌،‌ حوادث غیرمترقبه و… چه کاری باید انجام دهند،‌ چطور مسائل را پیگیری کنند و جلوی سوءاستفاده از وضعیت را بگیرند. در ایران بارها شاهد بوده‌ایم در شرایط اضطراری و در خلأ این قوانین، برخی از وضعیت سوءاستفاده و عرصه‌ای از اراضی ملی را تصرف کرده‌اند یا حصارکشی افتاده است.

در بهار امسال شاهد جنگ دوازده‌روزه بودیم که به تخریب برخی مناطق و محیط‌زیست منجر شد، مدیران محیط‌زیست هم از پدافند غیرعامل صحبت کردند. آیا کاری انجام شده است؟
ما در شبکه تشکل‌ها تلاش زیادی کردیم. مدیران محیط‌زیست هم قول‌های زیادی دادند، ولی درنهایت به نتیجه نرسید و مانند بسیاری از کارها مشمول مروز زمان شد. تا زمانی که ما سازوکار نداشته باشیم وا ز زاویه پدافند غیرعامل نبینیم مشکلات سر جای خود باقی می‌مانند.

در این شرایط که همچنان با قطع اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مواجه‌ایم و فضای سنگینی بر همه شهرها‌ حاکم است. شما توانسته‌اید کاری برای جلوگیری از تخلفات انجام دهید؟
ما از سازمان حفاظت محیط‌زیست دو بار درخواست کردیم در چنین شرایط و وضعیتی از شبکه تشکل‌ها کمک بگیرد. برای رسیدن به این هدف،‌ باید ساختار و سازوکار مدیریتی معینی تعریف شود که تقسیم کار در آن صورت بگیرد و امکان فعالیت در دوره‌های بحران را داشته باشد. ازآنجاکه این موضوع محقق نشده، تنها کاری که سازمان‌های مردم‌نهاد در این خلأ سازمان‌دهی انجام می‌دهند، این است که مانند همتایان خود در سایر کشورها کار دیده‌بانی،‌ ثبت و ضبط تخلفات را انجام دهند تا در زمان عادی شدن وضعیت به آنها رسیدگی شود. بااین‌حال، متأسفانه ما با این خطر مواجه‌ایم که اتفاقاتی بیفتد که غیرقابل‌جبران باشد. برای مثال، گزارش‌هایی از دپوی پسماند و آلاینده‌ها در حریم رودخانه‌‌ها یا بالادست منابع آبی داریم که سلامت عمومی را به خطر می‌اندازند و در شرایط عادی امکان دپوی آنها در این محل وجود نداشت و ندارد.

شما از همراهی بخش دولتی برای ترسیم چنین سازوکاری صحبت کردید. اما آیا فارغ از دولت این امکان در شبکه تشکل‌های محیط‌زیست وجود دارد که این تقسیم کار را انجام دهد و جلوی دست‌اندازی به مناطق را بگیرد؟
ما در ۳۱ استان شبکه استانی داریم. بین ۹۵ تا ۹۶ درصد تشکل‌های محیط‌زیستی هر استان عضوی از این شبکه‌ها هستند. بنابراین، هر جا مشکلی در راستای حفاظت و محیط‌زیست پیش بیاید، به ما اطلاع داده می‌شود. در کنار آن، گروه‌های مردمی و شهروندانی که عضو تشکل‌ها نیستند نیز امکان دسترسی به تشکل‌های استانی را دارند. با‌این‌حال، برای ورود به این حوزه ما نیازمند قانون هستیم. باید در قوانین،‌ مقررات و دستورالعمل‌ها به‌لحاظ قانونی به رسمیت شناخته شویم. در غیر این‌صورت با وجود انبوه گزارش‌‌های تخلف،‌ تنها نظاره‌گر خواهیم بود تا وضعیت عادی شود و بتوانیم اقدام قانونی انجام دهیم. متأسفانه در مواردی خسارت‌های واردشده به‌حدی است که امکان بازگشت به عقب وجود ندارد. همین موضوع، مسئله واگذاری مسئولیت را ضروری‌تر می‌کند تا در شرایط بحرانی،‌ تشکل‌ها بتوانند جلوی آسیب را بگیرند.

این روزها بحث برداشت درختان شکسته و افتاده از هیرکانی مطرح شده، چنین اقدامی‌ چه تبعات اجتماعی‌ دارد؟
پیش از ناآرامی‌ها جامعه و فعالان محیط‌زیست با این برداشت به‌شدت مخالفت کردند و اعتراض‌های گسترده باعث شد چنین برداشتی انجام نشود. متأسفانه در شرایط ملتهب بخشی از مدیران استانی تصمیم به اجرای چنین پرمناقشه‌ای گرفته‌اند که نشان‌دهنده بی‌تدبیری محض است. فارغ از محیط‌‌زیست، این مسئله تبعات اجتماعی سنگینی دارد. در شرایط اقتصادی کنونی که با ناآرامی‌هایی نیز همراه بوده، جامعه محلی شاهد است که برخی با مجوز، چوب‌های جنگل را منتقل می‌کنند. همین موضوع نارضایتی بیشتر را به‌همراه دارد. براساس قانون برنامه هفتم توسعه، برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل محل مناقشه است‌. بنابراین، مدیران استانی با اصرار بر این تصمیم باعث تنش بیشتر می‌شوند.

فراتر از این موضوع،‌ در موضوع تخریب محیط‌زیست چه گزارش‌هایی به شما رسیده است؟
ما گزارش‌هایی از دپو و انتقال پسماند در مناطق ممنوعه داشتیم. علاوه‌برآن، حصارکشی و تعرض به اراضی ملی هم اتفاق افتاده است. در کنار این موارد براساس اخبار منتشرشده در خبرگزاری‌های رسمی،‌ نشانه‌هایی از موافقت با پروژه‌های کلان مانند انتقال آب را هم شاهدیم که پیش‌تر به‌دلایل فنی و علمی جلوی آنها گرفته شده بود. متأسفانه برخی از وضعیت پیش‌آمده سوءاستفاده می‌کنند و مجوزهای انتقال آب را صادر می‌کنند؛ این مسئله خطرناک و رویه‌ای اشتباه است. دولت باید مراقبت کند در شرایطی که عدم اعتماد و بدبینی در جامعه وجود دارد با چنین تصمیماتی به آن دامن نزند. ما نیاز به یک الگوی مدیریتی مشارکت‌محور داریم تا فاصله‌ها را کم کنیم.

قرار است کدام مجوزهای انتقال آب صادر شود؟
براساس مشاهداتی که از اخبار رسمی و خبرگزاری‌ها داریم، یکی از آنها انتقال آب از یکی از سدهای ایذه و باغملک بود. همچنین، در همین محدوده زاگرس و کارون، به نظر می‌رسد مجوز دیگری هم قرار است صادر شود. ممکن است برخی بگویند این مجوزها محدودند و شامل پروژه‌های کلان نیستند که مسئله حادی ایجاد کنند. حرف ما این است که آیا در وضعیت عادی مدیران نمی‌توانستند چنین تصمیمی را بگیرند؟ و چرا در شرایطی که ارتباطات دچار اختلال جدی است، به چنین جمع‌بندی‌ رسیده‌اند؟ آیا چنین رویه‌ای فاصله و تنش ایجاد نمی‌کند و اعتماد را از بین نمی‌برد؟ ما معتقدیم تصمیماتی که پیوست اجتماعی آن لحاظ نشده، درنهایت به شکاف و افزایش تنش منجر می‌شود.

بازگشت بشقاب‌ها

بیش از ۲۶۰ ساعت است که اتصال ایران به اینترنت بین‌الملل قطع شده (در ۲۸ دی‌ماه فقط سرچ گوگل باز شد). این امر نه‌تنها در کار کسب‌وکارهای اینترنتی اختلال ایجاد می‌‎کند و خسارات مالی فراوانی به اقتصاد کشور می‌زند، بلکه جامعه را هم در بی‌خبری فرو می‌برد. مردمی که هر روز در معرض اخبار از رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی بودند، حالا نزدیک به دو هفته است که نمی‌توانند به اخبار دسترسی داشته باشند. «لیلا»، ۵۰ساله که همواره خواندن خبرها جزو برنامه‌های روزانه‌اش بود، می‌گوید: «من حتی نمی‌دانستم که می‌شود از اینترنت داخلی با دانستن آدرس دقیق سایت‌های خبری آنها را دنبال کنم.
متأسفانه در این مدت تنها منبع من خبرهای دهان به دهان بوده و برنامه‌ام این است که هرچه زودتر ماهواره‌ام را وصل کنم.» یکی از بیشترین مشکلات مردم در این مدت این بوده است که آنها توان راستی‌آزمایی اخبار را ندارند. از سوی دیگر، بیشتر خانواده‌ها حتی دسترسی به شبکه‌های خانگی برای سرگرمی و دیدن فیلم و سریال هم نداشتند و این برنامه‌ها با اختلال بسیار شدید آن‌هم بعد از چند روز قطعی کامل، در دسترس قرار گرفتند. بنابه گفته کاربران «فیلیمو»، «فیلم‌نت» و «مووی جوان» که هر سه از شبکه‌ها و سایت‌های داخلی هستند، این پلتفرم‌ها در هنگام پخش مدام قطع می‌شوند و برای مثال دیدن فیلمی یک‌ساعت و نیمه، تقریباً سه ساعت طول می‌کشد و درنهایت فرد بی‌خیال دیدن فیلم می‌شود و آن را رها می‌کند.

هزینه نصب ماهواره تا ۴۰ میلیون تومان
در این اوضاع و احوال روی آوردن بسیاری از مردم برای کسب اطلاعات از دنیای خارج و همچنین سرگرمی بیشتر به ماهواره، امری طبیعی و غیرقابل‌اجتناب است؛ ماهواره‌ای که در طی این سال‌ها به‌دلیل وجود اینترنت و دسترسی همگانی به منابع مختلف خبری و تفریحی و سرگرمی، دیگر نیازش در بین مردم آن‌چنان احساس نمی‌شد. اما با ادامه‌دار شدن این قطعی بی‌سابقه و فرورفتن کشور در تاریکی دیجیتال، اقبال به‌سمت ماهواره‌ها برگشته است.
در دور و اطراف خودمان، بین اعضای فامیل و آشنایان، همه کسانی را می‌شناسند که یا به‌تازگی ماهواره نصب کرده‌اند یا به‌دنبال نصب آن‌اند.
با کمی پرس‌وجو از افراد مطلع درباره نصب ماهواره متوجه شدیم هرچه قطعی اینترنت طولانی‌تر شده، درخواست مردم برای خرید و نصب ماهواره بیشتر و بیشتر شده و تعداد تماس با آنان افزایش یافته است. به‌طوری‌که بعضی از آنها دیگر حتی وقت استراحت ندارند و مدام از این خانه به خانه دیگر می‌روند. این تقاضای زیاد و غیرقابل‌پیش‌بینی موجب شده است تعداد تجهیزات مورد نیاز برای راه‌اندازی و اتصال ماهواره در بازار کم شود و به همان نسبت، قیمت‌ها در مقایسه با قبل بالاتر رود.
یکی از راه‌های دسترسی به ماهواره و نصاب آن، پرس‌وجو از دیگران و افراد قابل‌اعتماد است، اما حالا به‌سادگی در بعضی از پلتفرم‌های خریدوفروش هم می‌توان به این افراد دسترسی داشت. طی تماسی با تعدادی از این آگهی‌دهنده‌ها، بازه قیمتی هشت میلیونی برای ماهواره با کیفیتی پایین و تا ۴۰ میلیون تومان برای ماهواره‌هایی با کیفت بهتر، به دست آمد. هرچند در این میان، بازار کلاهبرداری هم در آن داغ شده است. در تماسی که با یکی از نصابان ماهواره داشتیم، او در ابتدای امر درخواست پنج میلیون تومان ودیعه کرد تا فردای آن روز تجهیزات موردنیاز را بیاورد و نصب کند!

جمع‌آوری ماهواره‌ها، دولت یا دزدها؟
تقریباً یک هفته پیش بود که خبر جمع‌آوری ماهواره‌ها در تهران و سایر استان‌های کشور دهان‌به‌دهان پیچید. با توجه به اوضاع اخیر و ناآرامی‌های کشور، انگار مردم نیز از دولت انتظار چنین کاری را داشتند و به همین دلیل به این افراد اجازه ورود دادند. اما واکنش سخنگوی دولت به این خبر متفاوت بود. «فاطمه مهاجرانی» در ۲۴ دی‌ماه اعلام کرد جمع‌آوری ماهواره‌ها اقدامی غیرقانونی است و از شهروندان خواست اگر با چنین موضوعی مواجه شدند با شماره‎های ۱۱۰، ۱۱۳ و ۱۱۴ تماس بگیرند و موضوع را به مراجع مرتبط اعلام کنند.
در گفت‌وگو با افرادی که به‌بهانه ماهواره وارد خانه‌شان شده بودند، فردی از شهر گنبد می‌گفت افرادی برای جمع‌آوری ماهواره وارد خانه ما شدند، از غفلت ما سوءاستفاده کردند و طلاهای ما را هم دزدیدند. چنان‌که به ‌نظر می‌رسد، جمع‌آوری ماهواره‌ها نه کار دولت که کار عده‎‌ای دزد باهوش و خلاق بوده است که توانسته‌اند از شرایط حاضر بیشترین استفاده را ببرند!

پارازیت در موج‌ها
هرچند از زمان قطع اینترنت و به‌خصوص در پنجشنبه‌شب، روی موج‌های ماهواره هم پارازیت ایجاد می‌شود و تصاویر به‌درستی به صفحه نمایشگر نمی‌رسند. پس‌ازآن هم در بعضی مناطق کانال‌های ماهواره مدام از دسترس خارج می‌شوند و افراد مجبورند روی موج جدیدی آن را دریافت کنند. به ‌نظر می‌رسد انداختن پارازیت روی ماهواره‌ها در عصر ارتباطات و دیجیتال راهکاری ازدورخارج‌شده است. بسیاری از کارشناسان ارتباطات که نمی‌خواهند مشخصاً نامشان آورده شود، معتقدند تنها جریان آزاد ارتباطات است که می‌تواند این اقبال را به ‌هم بزند. مردم در دنیای جدید نیاز به راستی‌آزمایی اخبار دارند، وقتی قدرت تصمیم‌گیری برای انتخاب سایت‌های خبری به آنها داده می‌شود، بی‌شک به‌سمت اخباری که خودشان دریافت می‌کنند و با واقعیت سنخیت بیشتری دارد، تمایل پیدا می‌کنند. تنها همین راهکار تاییدشده در دنیای جدید است که آینده‌ای بهتر برای ایران رقم می‌زند.

تحلیل در اتاق دربسته
یک کارشناس علوم ارتباطات درباره تأثیر ماهواره بر افراد و وضع جامعه به «پیام ما» می‌گوید: «اگر در اتاق دربسته‌ای قرار گیریم، درست است که بدن ما از آن اتاق بیرون نمی‌رود، اما فکر می‌تواند همه‌جا ‌برود. ذهن به‌طور طبیعی مدام قصه درست می‌کند و تحلیل می‌کند. حالا فرض کنیم کسی برای ما غذا می‌آورد و همراه آن اطلاعاتی، مانند بیرون الان روز است، می‌آورد. ما از آن به‌بعد براساس اطلاعاتی که آن فرد به ما داده است، عمل می‌کنیم. وقتی همه‌چیز بسته است، در عمل کنترل به دست کسی است که گاهی اوقات می‌تواند برای ما اطلاعات بیاورد. حالا در اینجا این اطلاعات توسط پروپاگاندای برخی رسانه‌ها به دست می‌رسد. آنها از پروپاگاندا برای به هم ریختن اعصاب جمعیت داخل ایران و افزایش فشار استفاده می‌کنند و این کار را به‌خوبی انجام می‌دهند.»
او از روند فعالیت صداوسیما طی این چند دهه، که مهم‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی بوده است، انتقاد می‌کند و می‌گوید: «در چند دهه اخیر به‌واسطه صداوسیما، سایر رسانه‌ها محدود شده و در عمل حتی روزنامه‌ها هم بسته می‌شوند. درواقع، در حال ‌حاضر همه‌چیز بسته است. اوضاع هم به جایی رسیده که صداوسیما دیگر مرجع اطلاع‌رسانی برای مردم نیست؛ زیرا رسانه قابل‌تحملی نیست. آن‌هم نه از این باب که محتوای ایدئولوژیک تولید می‌کند، بلکه حتی در وسط پخش برنامه‌هایش اختلال ایجاد می‌شود و اولیه‌ترین اصول برنامه‌سازی در آن رعایت نمی‌شود. از آن طرف، تمامی اخبار یک‌سویه است.»
او معتقد است در فرایند اطلاع‌رسانی هر تیری که رها می‌شود، دوستان دایره‌ای دور آن می‌کشند و معتقدند به هدف زده‌اند: «در اینجا چیزی به اسم اشتباه و عذرخواهی وجود ندارد. پس مسلم است مردم به شبکه‌ای پناه می‌برند که بسیار سوگیرانه است و اصلاً نمی‌توان به آن رسانه گفت. شاید بتوان این شبکه را ابزار پروپاگاندا نامید و اتفاقاً بسیار خوب کار می‌کند.»
این کارشناس ارتباطات ادامه می‌دهد: «موضوع اصلی آن است که ایران چه بستری فراهم کرده است. الان اگر بخواهم ایران اینترنشنال نگاه نکنم، پس چه نگاه کنم؟ در این وضعیتی که همسایه من تیر خورده است، چه تضمینی است برای فرزند من چنین اتفاقی نیفتد؟ پس من باید خبری از اوضاع داشته باشم؛ زیرا خبر در چنین مواقعی به ما آرامش می‌دهد.»
او ادامه می‌دهد: «این شبکه‌ها اعصاب مردم را خرد می‌کنند، این موضوع درست است. چنین شبکه‌ای کارش این است و دارد به‌درستی کار خودش را انجام می‌دهد. کسانی که کارشان را درست انجام نمی‌دهند، مسئولان داخل ایران هستند که نمی‌توانند این وضع را مدیریت کنند. حتی کسی نیست تا در برابر این مسائل، درست واکنش بدهد.»
او تعداد کشته‌شدگان این چندوقت را مثال می‌زند و می‌گوید آمار متفاوتی از ۱۲ هزار و ۱۴ هزار و ۲۰ هزار نفر وجود دارد: «وقتی صداوسیما نمی‌گوید چند نفر کشته شده‌اند، مسلم است از آن سر دنیا این آمار را می‌دهند. چه کسی می‌خواهد این را تعیین بکند؟ وقتی آمار رسمی ارائه نمی‌شود همین اتفاق رخ می‌دهد.»
این کارشناس ارتباطات درباره توقیف روزنامه هم‌میهن در ۲۸ دی‌ماه می‌گوید: «الان اینترنت بسته شده و مردم پای تلفن از هم می‌پرسند که ایران اینترنشنال چه گفت. در این اوضاع واقعاً باید روزنامه بسته شود؟ تعداد نسخه‌های این روزنامه زیر یک‌هزار یا حتی بگویید ۱۰ هزار است. اینها رفته‌اند و رسانه‌ای با کمترین تأثیر را بسته‌اند.»
او معتقد است انگار مسئولان راهنمای عملی دارند و براساس آن می‌گویند حالا که به اینجا رسیده‌ایم، باید یک روزنامه را توقیف کنیم. اگر قرار بود این راهکار جواب دهد، تا الان جواب داده بود.
او از اینکه ایران جزو معدود کشورهایی است که برای تأسیس مطبوعات به اجازه نیاز دارد، می‌گوید: «در هیچ‌جای دنیا برای تأسیس مطبوعات اجازه نمی‌گیرند. اصلاً الان در این زمان، دیگر کسی به روزنامه برای کسب اطلاعات مراجعه نمی‌کند. حتی مطبوعات جهان که چاپخانه دارند، از آن در حوزه‌های دیگر استفاده می‌کنند.»
این کارشناس از ماندن مسئولان در دهه ۶۰ می‌گوید و توضیح می‌دهد: «چنین کارهایی در دهه ۶۰ جواب می‌داد و آقایان الان هم گمان می‌کنند اوضاع به همان شکل است.
درحالی‌که این دوران هیچ شباهتی به آن زمان ندارد. مگر می‌توان با نقشه سال ۱۳۹۰ در تهران امروز آدرسی را پیدا کنید؟ پس چطور می‌خواهند با نقشه دهه ۶۰، اوضاع امروز را مدیریت کنند.
اصلاً بستن این روزنامه چه فایده‌ای دارد. ما با بلاهتی طرف هستیم که به‌جای اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی یک روزنامه را می‌بندد.»

کسب‌و‌کارهای زنان آفلاین شد

قطع شبکه جهانی اینترنت کار همه را مختل کرده است؛ ارتباط کاربران با یکدیگر، خدمات آنلاین، ارتباطات بین‌المللی، شرکت‌های بزرگ وابسته به اینترنت و البته کسب‌وکارهای خرد؛ آنلاین‌شاپ‌ها، آنها که نقاشی می‌فروشند، کسانی که خیاطی می‌کنند و دست‌سازه‌‌هایشان را در فضای مجازی معرفی می‌کنند، معلم‌ها، بلاگرها و خیلی‌های دیگر. اینستاگرام، تلگرام (که پیش از این هم بدون فیلترشکن در دسترس نبودند) و واتس‌اپ ویترین محصولات و خدمات آنها بود. حالا دست روی دست گذاشته‌اند و منتظرند کسی دوشاخ اینترنت را وصل کند. در این گزارش این روزهای کسانی را روایت می‌کنیم که معیشت و استقلال مالی‌شان به اینترنت وابسته است. به درخواست مصاحبه‌شونده‌ها فقط نام کوچکشان را آورده‌ایم.

پریسا: سرافکنده شدم
«پریسا»، معلم ابتدایی و مدرس زبان فارسی است؛ از ۱۲ سال پیش به مدرسه می‌رود و از ۱۳۹۸ در فضای مجازی به خارجی‌های علاقه‌مند به زبان، فارسی می‌آموزد. ارتباط اولیه‌اش با دانشجوها از طریق اینستاگرام است. آنجا خودش را معرفی می‌کند و درباره زبان فارسی حرف می‌زند. وقتی افراد علاقه‌مند به زبان فارسی در کلاس‌ها ثبت‌نام کردند، با تلگرام و واتس‌اپ با آنها ارتباط می‌گیرد و وقت کلاس‌ها را هماهنگ می‌کند. «قطع اینترنت ناگهانی بود و فکر نمی‌کردیم این همه ادامه پیدا کند. حالا زبان‌آموزهای من از طریق اخبار جهان متوجه ماجرا شده‌اند.» شاگردانش اهل سوئد، آلمان، قبرس، روسیه، اتریش و گینه‌اند.
«برای ما که با دانشجویان و زبان‌آموزان خارجی در ارتباط‌ایم، قطعی اینترنت معضل بزرگی است. یک‌جوری آدم را سرافکنده می‌کند. در کلاس‌ها مدام از ایران می‌گویم که چقدر خوب است، چقدر قشنگ است. بهشان می‌گویم ایران آن چیزی که در خبرها می‌گویند، نیست. می‌گویم که ما آزادی‌های زیادی داریم. اینها را می‌گویم که مشتاق شوند؛ چون خیلی مهم است درباره ایران بدانند. اما ناگهان با چنین اتفاقی آدم نمی‌داند چه توضیحی بدهد. اگر بگویند «مگر نگفتی آنجا همه‌چیز خوب است» چی؟ «این‌همه تعریف از کشورت، چی شد حالا؟» آدم خجالت می‌کشد. بالاخره اخبار را می‌بینند و نمی‌شود انکار کرد. آدم ناراحت و ناامید می‌شود.»
روز شنبه، ۲۷ دی، یکی‌دو ساعت اینترنت همراه وصل شد. پریسا در همین مدت کوتاه توانست با وی‌پی‌ان تلگرام را باز کنم. حتی توانست در اینستاگرام برای ۱۵هزار دنبال‌کننده‌اش استوری بگذارد که «اینترنت وصل شده و می‌توانیم از فردا کلاس را ادامه دهیم». حالا پشیمان است. «خیلی خوش‌خیال بودم. حتی نوشتم که نگران نباشید، می‌توانید به خانواده‌هایتان پیام دهید. اما دوباره اینترنت قطع شد. کاش چیزی نمی‌نوشتم.»
پریسا می‌گوید ادامه این وضعیت فشار مالی زیادی به کسانی چون او وارد می‌کند. «اگر این دو هفته کلاس‌ها برگزار می‌شد، تا الان ترم بچه‌ها تمام شده بود. برای بعضی ترم جدید شروع شده بود و تازه یک جلسه از درس گذشته بود. چند نفر هم داشتند ترم را تمام می‌کردند. بعضی افراد جدید پول داده‌اند برای آموزش و کلاس‌هایشان بلاتکلیف مانده است.»
همسر پریسا مهندس نرم‌افزار است و کارش بدون اینترنت لنگ مانده. «دارم می‌بینم به شرکتی که همسرم در آن کار می‌کند، چه ضربه‌ای وارد شده. حتی رئیسشان گفته اگر همین‌طور پیش برود و تا اواسط بهمن اینترنت قطع بماند، مجبور است تعدادی از نیروها را تعدیل کند. کارشان روی هواست.»
پریسا می‌گوید به‌جز کار آنلاینش، ارتباط با دانش‌آموزانش در پیام‌رسان داخلی «شاد» هم مختل شده است. «برای شاد محدودیت زمانی گذاشته‌اند و از ساعت ۸ تا ۴ عصر می‌توان در آن پیام داد. یعنی اگر بخواهم نکته‌ای را به بچه‌ها یا برای کلاس فردا یادآوری کنم، ممکن نیست. فکر کنید بخواهم به بچه‌ها بگویم فردا به هر دلیلی تعطیل شده، اما نمی‌توانم. همه‌چیز واقعاً عجیب است.»

الهه: همه می‌پرسند «چه کنیم؟»
مراجعان الهه چند روزی است که با او تماس می‌گیرند و می‌پرسند: «چه کنیم؟» او کارشناس تغذیه، یا آن‌طورکه مراجعانش می‌گویند «کوچ (راهنمای) سبک زندگی» است. الهه هم نمی‌داند چه کند.
«کار من آنلاین است. مشاوره تغذیه، تغییر سبک زندگی افراد، کمک به بهبود سلامت از همه جهات؛ هم کار پیشگیری، هم درمان. کارم این است که هر روز صبح که بیدار می‌شوم، پیام‌های مراجعین را چک می‌کنم. فرم کسانی را که تازه ثبت‌نام کرده‌اند، بررسی می‌کنم و وقت مشاوره تعیین می‌کنم. با پشتیبانی هماهنگ می‌شوم. بخشی از روز دستور غذایی جدید می‌نویسم و برای افراد می‌فرستم. بخشی از زمان به پاسخ‌دهی پیام‌ها و گزارش‌های غذایی و مشاوره می‌گذرد. اما در این مدت به‌خاطر استرس‌ها و غم جمعی، افراد تمایلی نداشتند تماس بگیرند تا بشود موشکافانه وضعیتشان را بررسی کرد. انگار از سلامت خود غافل شده‌اند. خیلی‌ها تماس گرفتند که ما عذاب وجدان داریم در این وضعیت بخواهیم فکر رژیم باشیم. از این گذشته، این‌طور نیست که بشود با مشاوره تلفنی رژیم دقیق داد و مقادیر دقیق غذا را کنترل کرد، باید بتوانم در پیام‌رسان‌ها تصویر و صدا بفرستم.»
مراجعان او از نظر اقتصادی، در سطح متوسط روبه‌بالای جامعه‌اند. این‌طورکه الهه می‌گویند بسیاری‌شان «مرفه»‌ یا ساکن کشورهای دیگرند، اما در این مدت حوصله ادامه نداشته‌اند. «چند سال پیش با قشر ضعیف جامعه کار می‌کردم. سال ۹۶ تا ۹۹ که تورم به میزان امروز نبود، در یک بیمارستان و یک کلینیک دولتی کار می‌کردم. کسانی که به آنجا مراجعه می‌کردند، مادران باردار بودند. فقر آهن داشتند و حتی پول خرید یک مکمل آهن نداشتند. آن‌قدر که به‌ناچار پول ویزیت را دریافت نمی‌کردیم تا بتواند مکمل بخرد. زن دیگری بود که پنج‌ماهه باردار بود و چون بچه وزن نگرفته بود، حتی متوجه نشده بود باردار است. مادر هفت‌ماهه دیگری از روستایی دورافتاده در همین وضعیت بود. او را اورژانسی فرستاده بودند که به تغذیه‌اش برسد. مطمئنم با توجه به تورم الان چنین مواردی خیلی بیشتر شده است.»
مراجعه‌کننده‌ها در این روزها چه تجربه‌ای داشتند؟ الهه می‌گوید: «ناامیدی. تعلیق و اضطراب باعث شده خیلی از مراجعینم به پرخوری عصبی روی بیاورند. از روزی که پیامک وصل شده، دارند وضعیتشان را اعلام می‌کنند. پیام می‌دهند و زنگ می‌زنند. مراجعینی که هر جلسه یک تا یک و نیم کیلو کاهش وزن داشتند، همه رو به افزایش بودند. نبود انگیزه باعث می‌شود آنها بگویند اصلاً چرا وزن کم کنم؟ آن‌هم در جامعه‌ای که همه غم دارند و آینده مبهم است و دورهمی‌ها و مراسم شادی خیلی کم شده. وقتی آدمی افسرده است، دیگر سلامتی برایش مهم نیست.»
او از سال ۱۴۰۰ کار آنلاین را شروع کرده و چندین بار قطعی اینترنت را تجربه کرده است. «شهریور ۱۴۰۱ اینترنت به‌شدت مختل شد، اما هنوز ایمیل در دسترس بود و می‌شد فایل، صدا و تصویر فرستاد. حتی در جنگ دوازده‌روزه با ایتا کار را دنبال می‌کردم. اما این‌سری فرق دارد. از غروب ۱۸ دی به مدت پنج روز تماسی نداشتم. ۹ روز پیامک قطع بود. هیچ راهی برای ارسال فایل وجود نداشته تا امروز. می‌دانم ایمیل ملی راه انداخته‌اند، اما خیلی از مراجعینم سنشان بالاست. چطوری به آنها توضیح دهم که اکانت بسازند و فایل دریافت کنند؟ به‌علاوه، در همین ایمیل ملی هم نمی‌شود صوت فرستاد.»
از ظهر یکشنبه این هفته ایتا وصل شده، اما او نتوانسته فایل‌های لازم راهنمایی و توضیح را برای مراجعانش بفرستد. «فقط می‌شود عکس فرستاد. من با این روند به مراجعانم رژیم نمی‌دهم. به‌ناچار فقط پیام دادم که اگر در این دوران وزنتان را نگه دارید، برد کرده‌اید. در بله هم نمی‌شود فایل آپلود کرد. مثل پیامک عمل می‌کند. مجبورم فقط احوالشان را بپرسم. برای اینکه دوره‌هایشان ناقص نماند از روزی که اینترنت قطع شده، دوره‌هایشان را محاسبه نکرده‌ام تا روزی که دوباره از نو شروع کنیم.»

رضوان: با ادامه این وضع، کارم از بین می‌رود
«رضوان» می‌گوید: «پیامک را تازه دو روز است باز کرده‌اند، اما مگر با پیامک می‌شود کار کرد؟» او صاحب یک آنلاین‌شاپ لوازم آرایشی است و از ۱۰ سال پیش از همین راه توانسته از لحاظ مالی مستقل شود. «وقتی کار در این فضا را شروع کردم، ارتباطم با مشتری‌ها در پیام‌رسان وایبر بود که فیلتر شد. کم‌کم وارد تلگرام و بعد اینستاگرام شدم، آنها را هم فیلتر کردند. این کار چون دیگر اجاره مغازه نمی‌خواهد، درآمد نسبتاً خوبی دارد؛ اما چالش‌هایش کم نیست. هر سری داریم تاوان مجازی بودن کارمان را می‌دهیم. تا الان چندین ‌بار اینترنت قطع شده و این‌بار از همیشه بدتر است.»
رضوان ۱۲۵ مشتری ثابت دارد که هر ماه از او خرید می‌کنند. این روزها از هیچ‌کدام از مشتری‌ها خبری نیست، نمی‌شود با آنها ارتباط گرفت.
روند کار او به این شکل است: «یک‌سری محصولات هستند که در دنیا وایرال (فراگیر) شده‌اند و فیدبک‌های (بازخوردهای) خوبی گرفته‌اند، اما در ایران به آنها دسترسی نداریم. مخصوصاً برندهای کره جنوبی، یا برندهای معروف آمریکایی و انگلیسی. اینها پرطرفدارند و کیفیتشان با محصولات داخلی قابل‌قیاس نیست. مشتری‌ها اینها را سفارش می‌دهند و یک‌سری لینک با خارج از کشور داریم که محصول را خریداری می‌کنند. من پول را برایشان واریز می‌کنم و آنها بار را می‌دهند به مسافرها، دانشجوها یا کسانی که برمی‌گردند ایران. الان پروازهای بین‌المللی خیلی کم شده و مسافری به آن‌صورت نیست که جنس‌ها را بیاورد. یک‌سری اجناس هم محصولاتی هستند که از شهرهای مرزی مثل وان خریداری می‌شوند. حتی آنها هم دیگر نمی‌توانند از لب مرز محصول وارد کنند و می‌گویند خیلی سخت شده.»
او روزهاست که با ادمین‌های خارج از کشور که در کره جنوبی، ترکیه، انگلیس هستند، ارتباطی ندارد. سفارش‌های مردم در این کشورها معطل مانده. تنها راه تماس با آنها تلگرام و واتس‌اپ بوده که از آغاز اعتراضات از دسترس خارج شده‌اند. «اوضاع خیلی بدی است. آنقدر استرس دارم و حالم بد است که شب‌ها خوابم نمی‌برد. در قبال مشتری‌ها مسئولیت دارم و نمی‌توانم جوابی بدهم.»
رضوان می‌گوید درآمدزایی‌اش به صفر رسیده. «من به این درآمد وابسته‌ام و از این طریق توانسته‌ام ادامه بدهم. اما فقط من نیستم. دوستی دارم که نقاشی‌هایش را به‌صورت آنلاین می‌فروشد و دوستان دیگری که کارشان مستقیماً به اینترنت وابسته است. همه همین وضعیت را دارند. نه سفارشی می‌توانند بگیرند، نه حتی اگر بتوانند حوصله کار دارند. در یک سال اخیر این دومین بار است که اینترنت قطع شده و این‌بار از جنگ هم سخت‌تر است. این‌سری با بقیه وقت‌ها قابل‌مقایسه نیست.»
صفحه اینستاگرام رضوان ۲۲ هزار و ۶۰۰ دنبال‌کننده دارد. تلگرام و واتس‌اپ هم پشتیبانی اینستاگرام است. او می‌گوید حاضر به استفاده از اپلیکیشن‌های داخلی نیست. «به‌هیچ‌عنوان کارم را به پیام‌رسان‌های داخلی منتقل نمی‌کنم. به‌خاطر اینکه مخاطبانم اصلاً از اپلیکیشن‌های داخلی و چیزی جز اینستاگرام و تلگرام استفاده نمی‌کنند. اگر حتی یک درصد مجبور به این کار شوم، فاجعه است. یعنی بعد از این‌همه سال دوباره باید از صفر شروع کنم. حتی نمی‌توانم چنین چیزی را تصور کنم. اگر اوضاع همین‌طور باقی بماند، بیزینس ما از بین می‌رود.»

خاموشی بیش از ۷۰۰ هزار کسب‌وکار اینستاگرامی
قطع دنباله‌دار اینترنت کسب‌و‌کارهای اینستاگرامی را به مرز نابودی کشانده است. دو هفته گذشته در تاریکی طی شده و اکنون برای ادامه حیات، اعتماد و امید فعالان این حوزه کمتر از هر زمان دیگری است. آنها در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ هم این تاریکی را تجربه کرده و بسیاری‌شان از این بازار خارج شدند. اگر قطعی ادامه یابد، اگر محدودیت پلتفرم‌ها برداشته نشود، چه بر سر آنها می‌آید؟ آیا کسانی مثل رضوان، الهه و پریسا، دوباره به چرخه کار برمی‌گردند؟
«پشوتن پورپزشک»، نایب‌رئیس اول اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی، به «پیام‌ما» می‌گوید آمارها از خروج کسب‌و‌کارها در اثر این دوره طولانی قطعی اینترنت هنوز به‌صورت قطعی مشخص نیست، اما می‌دانیم بیش از ۷۰۰ هزار کسب‌و‌کار فعال در اینستاگرام داریم که ۱۰۰ تا ۱۲۰ همت در سال درآمد ایجاد می‌کنند و هر هفته قطعی اینترنت خسارتی دو و نیم همتی به کشور ایجاد می‌کند. «خسارت دو و نیم همتی یعنی خسارت ازدست‌رفتن فروش این شبکه روزی ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیارد تومان است. افرادی که در این شبکه‌ها فعال‌اند باری بر روی دوش دولت ندارند. آنها به‌شکل شخصی فعالیت می‌کنند و از مدار خارج شدن هر کدام از آنها برای دولت و کشور خسارت است. ما می‌دانیم با وجود قطع اینترنت هر هفته ۱۰ هزار کسب‌و‌کار از مدار خارج شده و عملاً می‌میرند.»
او به بی‌اعتمادی این کسب‌و‌کارها و ازدست‌رفتن امیدهایشان هم اشاره می‌کند؛ به اینکه بسیاری از آنها با برگشت اینترنت هم دیگر فضا را برای ادامه حضور امن نمی‌بینند. «این کسب‌و‌کارها یک میلیون شغل مستقیم ایجاد کرده است. این آمار بسیار بالایی است. آماری که متأسفانه در برآوردهای رسمی دولتی هم آورده نمی‌شود و در نتیجه دولت به آن توجهی ندارد. اما بیکاری این تعداد کسب‌و‌کار یعنی بیکاری چند نفر؟ بیکاری چند خانوار؟»
پورپزشک عددهای دیگری پیش روی ما می‌گذارد: «بیش از ۶۵ درصد از این کسب‌و‌کارهای اینستاگرامی در شهرهایی غیر از پایتخت فعال‌اند و اغلب آنها توسط زنان اداره می‌شوند. ما در همه این سال‌ها و در همه بحران‌ها تلاش کردیم صدای این قشر را به گوش دولت برسانیم و بگوییم تا چه میزان حضور آنها برای اقتصاد کشور مهم است. هر هفته قطعی اینترنت ۳۰ تا ۴۰ هزار کسب‌و‌کار را از رده خارج می‌کند و بسیاری از آنها دیگر هرگز به چرخه کار بازنخواهند گشت.»
به‌گفته او، ازآنجاکه این کسب‌و‌کارها کالای اساسی نمی‌فروشند، بازگشتشان منوط به برگشت امنیت روانی به جامعه، آرامش و تمایل و توان خرید در مردم است. «تا زمانی‌که این شرایط مهیا نشود، نمی‌توان به فعالیت این کسب‌و‌کارها امید داشت.» آینده مبهم است. تا لحظه نگارش این گزارش ۲۶۰ ساعت از قطعی اینترنت گذشته است. خبرگزاری فارس نوشته: «شرایط ارتباطی به‌صورت مرحله‌به‌مرحله در حال بازگشت به وضعیت عادی است». فعلاً امکان ارسال پیامک فعال شده و دسترسی به ابزار جست‌وجوی گوگل ممکن شده است، اما بعد از این را نمی‌دانیم. اگر پلتفرم‌ها فعال نشدند، چه؟ پورپزشک می‌گوید: «حتی اگر این کسب‌و‌کارها بخواهند سایت داشته باشند هم باید از بستر اینستاگرام مخاطبانشان را از فعالیتشان آگاه کنند و به‌این‌ترتیب، مشکلشان حل نخواهد شد.»

آمار مجروحان همچنان نامعلوم

بیش از سه هفته از وقوع ناآرامی‌های اخیر در کشور می‌گذرد، نا آرامی‌هایی که شروع آن اعتراضات اقتصادی بود و در ادامه تغییر ماهیت داد و به خشونت کشیده شد. اگرچه این روزها آرامش بر کشور حکم‌فرما شده است، اما هنوز آمار مجروحان و کشته‌شدگان این ناآرامی‌ها مشخص نیست.

میزان بالای مجروحان از زبان یک نماینده مجلس
«ابراهیم عزیزی»، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی کشور، تعداد مجروحان این حوادث را بالا توصیف می‌کند و می‌گوید: «متأسفانه حجم مجروحان این حوادث بالاست؛ آمار ما قطعی نیست. برخی افراد دچار صدمه شده و به مراکز درمانی انتقال داده نشده و یا به هر دلیلی مراجعه نکرده‌اند؛ لذا نمی‌توان آمارها را قطعی گفت.»
عزیزی ادامه می‌دهد: «طبق گزارش‌های دریافتی، بیش از سه هزار و ۷۰۰ نفر دچار جراحت و آسیب‌دیدگی شده‌اند؛ این آمار رسمی است که مراکز انتظامی گزارش کرده‌اند. آمار مراجعه‌کنندگان به بیمارستان‌ها باید از طریق وزارت بهداشت اعلام شود. البته هزار و ۷۰۹ نفر به کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها مراجعه کرده‌اند و یا در صحنه مشاهده و گزارش شده است.» به‌گفته رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس سه هزار و ۷۰۹ نفر از نیروهای انتظامی و عناصر مؤثر بر نظم و امنیت هم آسیب ‌دیده‌اند.

سکوت وزارت بهداشت
به‌رغم گفته‌های این نماینده مجلس، نه وزارت بهداشت و نه هیچ مرجع دیگری هنوز آماری قطعی از مجروحان این حوادث را اعلام نکرده است و همچنان به سکوت خود در این رابطه ادامه می‌دهد. پیگیری‌های «پیام ما» از وزارت بهداشت نیز به جایی نرسیده است.
بااین‌حال، در روزهای اخیر معاون درمان وزیر بهداشت آماری از خسارت‌های حوزه درمان را اعلام کرد. به‌گفته «سجاد رضوی» در این حوادث حدود ۱۸۰ دستگاه آمبولاس و ۵۰ تکنیسین اورژانس آسیب دیده و مجروح شده‌اند. رضوی از ارائه آمار مجروحان خودداری و به این نکته بسنده می‌کند که مراکز درمانی خدمات خود را به‌صورت مطلوب انجام داده‌اند و طبق دستور وزیر بهداشت از هیچ‌یک از مصدومین فرانشیز دریافت نشده و رایگان درمان شده‌اند.

روایت یک مجروح
یکی از مصدومانی که در دو روز گذشته به یکی از مراکز درمانی مراجعه کرده است، به «پیام ما» می‌گوید: «در بیمارستان به من گفتند رایگان بودن خدمات مربوط به روزهای گذشته بوده است.»
این بیمار که به قصد دریافت دارو به یک داروخانه در غرب تهران مراجعه کرده و در مقابل داروخانه از ناحیه سر و گردن مصدوم شده است، درباره روند درمانی خود می‌گوید: «در زمان مراجعه به بیمارستان مشکلی برای من ایجاد نشد؛ اگرچه هزینه‌ها را آزاد پرداخت کردم و صرفاً در زمان پذیرش برخی فرم‌ها را پر کردم. بدون هیچ مشکلی خدمات درمانی را دریافت کردم و از بیمارستان خارج شدم.»
او می‌گوید: «اوایل می‌ترسیدم به بیمارستان مراجعه کنم، اما درنهایت مجبور شدم به بیمارستان بروم. خوشبختانه به‌لحاظ امنیتی مشکلی در حین مراجعه و پس از آن برای من به وجود نیامد.»

بازگشت مجروحان به مراکز درمانی
هنوز آماری قطعی از سوی وزارت بهداشت اعلام نشده است. بااین‌حال، به‌گفته برخی از نیروهای کادر درمانی پس از موج اولیه مجروحان این حوادث، برخی از مجروحان که درآن ایام به‌دلایل مختلف مراجعه نکرده بودند و همچنین عده‌ای که تنها به دریافت خدمات اولیه بسنده کرده بودند، به‌مرور متوجه بالا رفتن وخامت حالشان شدند و برای درمان مجبور به مراجعه به بیمارستان‌ها شدند.
پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران به «پیام ما» می‌گوید: «در حال حاضر مجروحانی در بیمارستان بستری هستند که وضعیت آنها همچنان ناپایدار است و بیمارستان از ترخیص آنها خودداری می‌کند. تعداد این افراد بسیار کم در حد سه تا چهار نفر است.»
او ادامه می‌دهد: «در روزهای اخیر، برخی از مجروحان که در زمان مراجعه به بیمارستان خدمات اولیه را دریافت کرده‌اند، اکنون برای تداوم روند درمانی خود با علائمی مانند عفونت در محل جراحت بازگشته‌اند. برخی دیگر نیز که پیش‌ازاین به هر دلیلی از مراجعه به بیمارستان خودداری می‌کردند نیز با عفونت و آسیب‌هایی که مزمن شده‌اند، در حال مراجعه برای دریافت خدمات درمانی هستند.»
او همچنین با بیان اینکه بسیاری از مجروحانی که در بیمارستان بستری می‌شدند، اوایل از انتقال خود به بخش عمومی می‌ترسیدند، گفت: «این افراد ترجیح می‌دادند در آی‌سی‌یو باقی بمانند؛ چراکه به‌زعم آنان کسی از نیروهای امنیتی به‌دلیل وخامت حال آنها به «آی‌سی‌یو» مراجعه نمی‌کند. اگرچه نه در بخش عمومی و نه در سایر بخش‌ها اتفاقی برای مجروحان رخ نداد.»
این پرستار از مغفول ماندن سایر بیماران در این روزها به‌دلیل ارجحیت رسیدگی به مجروحان این اعتراضات می‌گوید: «به نظر می‌رسد این بیماران در این وضعیت فراموش شده‌اند و عملاً رسیدگی به آنها به زمان دیگری موکول شده است.»
پزشکی که در چندین بیمارستان تهران کار می‌کند، در گفت‌وگو با «پیام ما»، سخنان این پرستار را تأیید می‌کند و از افزایش میزان مراجعان در روزهای اخیر خبر می‌دهد. به‌گفته او، این تعداد در روزهای اعتراضات از مراجعه به مراکز درمانی پرهیز می‌کردند، اما اکنون تا حدودی این ترس برطرف شده است.
به‌گفته این پزشک، عموم مجروحان این حوادث در بیمارستان‌های دولتی به‌صورت رایگان درمان می‌شود. او نیز تعداد مجروحان این حوادث را بالا ارزیابی می‌کند. به‌گفته او، در بیمارستان‌هایی که حضور داشته، مجروحان خدمت دریافت کرده و ترخیص شده‌اند.
هنوز اطلاعات دقیقی درباره اینکه برای مراجعه‌کنندگان مشکلی پیش آمده یا نه، وجود ندارد.
به‌رغم گفته‌های این دو کادر درمانی، پزشک دیگری از خلوت شدن اورژانس برخی مراکز درمانی از مجروحان این حوادث طی روزهای اخیر خبر می‌دهد. به‌گفته او، اکنون تنها مجروحانی در این مراکز هستند که در بخش‌ها بستری‌اند و روند و مراجعه این افراد حداقل در سه بیمارستان دولتی «فیروزگر»، «هفت تیر» و «حضرت رسول(ص)» تهران به اورژانس‌ها کاهش پیدا کرده است.
هر سه نفر این کادرهای درمانی همچون رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، آمارمراجعات به بیمارستان‌ها را، به‌ویژه در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، بالا توصیف می‌کنند، اما آنها نیز آماری در دست ندارند.

معرفی گلوله‌خوردگان به نیروی انتظامی
یکی دیگر از ارکان نظام سلامت که می‌تواند آمارهایی از مجروحان را در اختیار داشته باشد، سازمان نظام‌پزشکی است. بااین‌حال «علی سلحشور»، مدیرکل روابط‌عمومی سازمان نظام‌پزشکی، در گفت‌وگو با «پیام ما» بیان می‌کند: «سازمان نظام‌پزشکی در حال حاضر هیچ آماری از مجروحان ندارد. میزان مراجعه را هنوز هیچ بیمارستانی، نه دولتی و نه خصوصی، به ما اعلام نکرده است. بنابراین، هیچ آماری در این رابطه نداریم؛ اگرچه تمامی بیمارستان‌های خصوصی نیز مانند بیمارستان‌های دولتی در این مدت به تمامی بیماران اعم از مجروحان یا افراد دیگر خدمت ارائه داده‌اند.»
ترس از مراجعه به بیمارستان‌ها و معرفی شدن به نیروهای انتظامی و امنیتی از جمله دلایلی بود که برخی از مجروحان را از حضور به‌موقع در بیمارستان‌ها منع می‌کرد. این موضوع در تمامی روایت‌ها گفته شده؛ اعم از کادرهای درمانی و مجروحان. سلحشور دراین‌باره می‌گوید: «تمامی مراکز درمانی موظف بودند به مجروحان خدمت درمانی ارائه کنند، اما براساس ضوابط اگر فردی گلوله یا ساچمه خورده باشد، باید به نیروی انتظامی گزارش کنند. این ضوابط از قبل وجود داشته و مربوط به امروز نیست.»
به‌گفته این مقام سازمان نظام‌پزشکی، در طول این حواث پزشکی هیچ شکایتی علیه پزشکان یا مراکز درمانی درباره عدم ارائه خدمات به این افراد در سازمان نظام‌پزشکی ثبت نشده است.

آمار کشته‌شدگان را شعام و شاک اعلام می‌کنند
آمار کشته‌شدگان این حوادث هم همچون آمار مجروحان نامشخص است، در روزهای گذشته برخی از رسانه‌های خارجی آمارهای متفاوتی را اعلام کرده‌اند که این آمار از سوی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و پزشکی قانونی کذب خوانده شد.
عزیزی می‌گوید: «بدون شک آمارهای شنیده‌شده از رسانه‌های خارجی و بیگانه دروغ و در ادامه فریب‌کاری‌های دشمنان است؛ چون می‌خواهند افکار عمومی را فریب دهند. لذا قوه قضائیه، پزشکی قانونی و شاک(شورای امنیت کشور) وظیفه دارند آمارها را بیان کنند؛ آمارها بسیار کمتر از موارد مطرح‌شده است.»
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس همچنین اضافه می‌کند: «تعدادی از هموطنان ما در این تحولات کشته شده‌اند، برخی از این افراد واقعاً بیگناه بودند و نقشی در این ماجرا نداشتند. تعدادی هم در زمانی که به مقرهای نظامی، انتظامی و بسیج حمله کردند، مورد برخورد قرار گرفتند. دستگاه‌های مرتبط در حال تفکیک اینها و ارائه آمار نهایی کشته‌شدگان مرتبط هستند؛ آمار را شورای‌عالی امنیت ملی (شعام) و شورای امنیت کشور (شاک) ارائه می‌کند.»
به‌گزارش تسنیم، «عباس مسجدی آرانی»، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور، نیز با تکذیب ادعای این رسانه‌ها در مورد کشته شدن ۱۲ هزار نفر در جریان این حوادث اظهار می‌کند: «چیزی برای کتمان کردن نداریم و در سال‌های گذشته عملکرد خود در پزشکی قانونی را ثابت کرده‌ایم.»
رئیس پزشکی قانونی ادامه می‌دهد: «سالانه حدود ۹۰ هزار ارجاعی به مراکز پزشکی قانونی براساس دستور قضائی داریم. حدود ۱۵ هزار مورد مربوط به تهران است. این ارجاعات با شماره ۰۰۰۰۱ از اول فروردین شروع می‌شود و تا پایان اسفند به حدود ۱۵ هزار عدد متوفی می‌رسد که جواز دفن آنها در مرکز پزشکی قانونی کهریزک صادر شده است.»
مسجدی یادآور می‌شود: «این ادعاهایی که مطرح‌شده قطعاً کار خانواده جان‌باختگان نیست؛ چون خانواده‌ها به‌دلیل روحیه نامناسبی که داشتند، شرایط چنین کاری نداشتند. مشخص است که این کار هم جزو سناریوهایی است که برای این اغتشاشات آماده شده بود.»

تغییر در بودجه برخی نهادهای فرهنگی یا تزریق تورم؟

لایحه بودجه ۱۴۰۵ با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و اعترضات روزهای گذشته، همچنان با چالش‌ها و اماواگرهای بسیاری همراه است. اگر در روزهای قبل از اعتراضات مسئله حقوق کارمندان و کارکنان دولت و همچنین مالیات‌ها یکی از نقاط اختلاف مجلس و دولت بود، امروز این اختلاف در محل دیگری از این بودجه به چشم می‌خورد؛ بودجه نهادهای فرهنگی، بودجه‌ای که در سال‌های گذشته همواره انتقاد بخش زیادی از اقتصاددانان و فعالان سیاسی و اجتماعی را به‌همراه داشته است.

از اوایل دی‌ماه امسال که دولت لایحه بودجه ۱۴۰۵ را به مجلس ارسال کرد، ابتدا به نظر می‌رسید با توجه به سخنان رئیس‌جمهور در ماه‌های گذشته، بودجه این نهادها با کاهش روبه‌رو شود، اما در عمل نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه این بودجه با افزایش همراه بود. بااین‌حال، لایحه اولیه دولت از سوی کمیسیون تلفیق مجلس رد شد و دولت مجبور شد تغییراتی در آن انجام دهد و دوباره به مجلس ارسال کند. به‌رغم این اتفاق، تغییری در بودجه پیشنهادی دولت برای این نهادها نسبت به لایحه اولیه وجود نداشت و مجلس نیز کلیات آن را تصویب کرد. در روزهای اخیر و هم‌زمان با قطعی اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی شهروندان، برخی از نمایندگان مجلس از تغییر بودجه نهادهای فرهنگی و افزایش آن، بیشتر از آنچه دولت پیشنهاد داده بود، خبر دادند.


افزایش بودجه نهادهای فرهنگی در سال ۱۴۰۵

در لایحه پیشنهادی دولت، بودجه «سازمان صداوسیما» با ۳۳ هزار میلیارد تومان نسبت به سال گذشته ۲۰ درصد افزایش دارد. همچنین، بودجه «سازمان تبلیغات اسلامی» با ۳.۷ هزار میلیارد تومان ۲۵ درصد افزایش، «قرارگاه قرب بقیه‌الله» با ۲.۱ هزار میلیارد تومان ۱۲ درصد افزایش، «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» با ۲.۱ هزار میلیارد تومان ۸ درصد افزایش، «مؤسسه نشر آثار حضرت امام(ره)» با ۵۹۹ میلیارد تومان ۷۹ درصد افزایش، «سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی» با ۵۰۶ میلیارد تومان ۹ درصد افزایش، «شورای سیاستگذاری ائمه جمعه» با ۴۹۶ میلیارد تومان ۸۳ درصد افزایش، «سازمان اوقاف و امور خیریه» با ۳۹۶ میلیارد تومان ۱۷.۹ درصد افزایش، «سازمان حج و زیارت» با ۳۱۳ میلیارد تومان ۵۴۴ درصد افزایش، «مجمع جهانی اهل بیت(ع)» با ۲۵۹ میلیارد تومان ۶ درصد افزایش و مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با ۴۷ میلیارد تومان ۲۶ درصد افزایش را نسبت به سال گذشته داشته‌اند و تنها «حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی» با ۱.۳ هزار میلیارد تومان ۶ درصد کاهش بودجه را تجربه کرده است.

همچنین، بودجه پیشنهادی ۱۴۰۵ برای نهادهای حوزوی عموماً با افزایش همراه است؛ «مرکز خدمات حوزه‌های علمیه» با ۱۶.۴ هزار میلیارد تومان ۱۶ درصد افزایش، «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی» با ۳.۷ هزار میلیارد تومان ۱۷ درصد افزایش، «جامعه المصطفی العالمیه» با ۲.۱ هزار میلیارد تومان ۶ درصد افزایش، «شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران» با ۱۵ هزار میلیارد تومان یک درصد، «حمایت از مدارس علوم دینی اهل سنت» با ۱.۲ هزار میلیارد تومان ۱۶ درصد افزایش، «دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم» با ۹۹۶ میلیارد تومان ۹ درصد افزایش، «شورای‌عالی حوزه علمیه خراسان» با ۹۲۹ میلیارد تومان ۵ درصد افزایش و «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)» با ۴۴۱ میلیارد تومان ۹ درصد افزایش بودجه را نسبت به سال گذشته داشته‌اند، در این میان تنها بودجه «شورای‌عالی حوزه‌های علمیه» با ۵.۹ هزار میلیارد تومان بودجه در سال ۱۴۰۵ با ۱۹ درصد کاهش نسبت به سال گذشته مواجه شده است.


پیشنهاد افزایش بودجه نهادهای فرهنگی

اما  این اعداد و ارقام نمایندگان مجلس را راضی نکرده است. به‌گزارش مهر، «احمد راستینه»، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، گفته است: «یکی از موضوعات مهمی که کمیسیون فرهنگی بر آن تأکید کرد، بحث کاهش سهم فرهنگ از بودجه عمومی در بودجه ۱۴۰۵ است که متأسفانه از ۲.۸ در سال ۱۴۰۴ به ۲.۶ در سال ۱۴۰۵ کاهش پیدا کرده است که مورد نقد اعضای کمیسیون قرار گرفت.»

این انتقادات موجب شده است با رایزنی برخی از این نهادهای فرهنگی با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس احتمال افزایش بودجه آنها فراتر از آنچه در لایحه پیشنهادی دولت آمده است، وجود داشته باشد. «اسماعیل سیاوشی»، دبیر اول کمیسیون فرهنگی، با بیان اینکه دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۵ بودجه بخش فرهنگ را ۸۵ همت (۸۵ هزار میلیارد تومان) در نظر گرفته است، می‌گوید: «با پیگیری‌های انجام‌شده تلاش داریم این مبلغ را به‌اندازه سال قبل، یعنی ۱۳۰ همت، برسانیم.»

او همچنین در مورد آخرین وضعیت این افزایش بودجه به فارس گفته است: «در روز‌های گذشته مسئولین دستگاه‌های فرهنگی از جمله صداوسیما، حوزه‌های علمیه و… جهت گزارش‌دهی و استماع پیشنهادات به کمیسیون فرهنگی آمدند. پس از جمع‌بندی کمیسیون فرهنگی در جلسه امروز، قرار شد سه نفر از اعضای این کمیسیون که در کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۵ حضور دارند، جمع‌بندی نهایی را انجام دهند تا موضوع تخصیص میزان بودجه بخش فرهنگی، ابتدا در کمیسیون تلفیق تصویب و پس‌ازآن به صحن علنی مجلس ارجاع شود.»


تغییر فاحش در ماهیت کلیات بودجه

اگرچه این میزان افزایش بودجه فراتر از بودجه پیشنهاد دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۵ است؛ اما هنوز در مرحله پیشنهاد از سوی کمیسیون فرهنگی است و در کمیسیون تلفیق و صحن علنی مجلس بررسی و تصویب صورت نشده است. بااین‌حال، این اعداد و ارقام اعلام‌شده از سوی سیاوشی به‌معنی افزایش ۵۳ درصدی از میزان بودجه ارائه‌شده توسط دولت است که به‌گفته «احمد علوی»، استاد اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی، یک تغییر فاحش در کلیات بودجه محسوب می‌شود.

علوی در گفت‌وگو با «پیام ما»، با بیان اینکه وقتی کلیات بودجه از سوی مجلس تصویب می‌شود، نباید اعداد و ارقام آن تغییر چندانی کند، می‌گوید: «معمولاً اگر اعداد و ارقام در لایحه بودجه تغییر کند، ماهیت این لایحه تغییر پیدا می‌کند. افزایش ۵۳ درصدی، عدد بسیار فاحشی است و به‌معنای همین تغییر ماهیت بودجه است. در حال حاضر، کلیات بودجه توسط مجلس مصوب شده است و نهایت تغییرات آن باید جابه‌جایی ردیف‌ها باشد و اگر تغییری در اعداد و ارقام صورت گیرد، درنهایت باید بین ۱۰ تا ۱۵ درصد باشد.»


اقدام خطرناک و تورم‌زا

«حسین عبده تبریزی»، اقتصاد‌دان، احتمال تغییرات در اعداد و ارقام بودجه را خطرناک و تورم‌زا می‌داند و می‌گوید: «در ایران به نظر من حداقل پنج درصد، ۱۰ درصد ریسک چنین واقعه‌ای هست. پس به سیاستگذار باید هشدار داد ممکن است وارد یک چنین عرصه‌ای شوید. اگر مجلس مثل پارسال ارقام بزرگ وارد بودجه کند، تورم به ۶۰ درصد می‌خورد و دیگر نمی‌توان جمعش کرد.»

او می‌افزاید: «به‌محض اینکه مردم در یک وسعتی بخواهند تصمیم بگیرند اقتصاد را کاملاً دلاریزه بکنند و از ریال دل بکنند و از پول ملی‌شان دل بکنند، آنجا دیگر خیلی خطرناک است. آنجا دیگر زمان نیست که پنجاه، پنجاه بالا برود، رفتاری یکدفعه ول می‌کند. یکدفعه پرش صد درصد، ۲۰۰ درصد، ۵۰۰ درصد و هزار درصد کاملاً عادی است. پول بدون ارزش می‌شود.»


نهادهای فرهنگی یکبار برای همیشه خروجی عملیاتی ارائه دهند

عبده تبریزی آذرماه امسال هم به‌همراه ۱۸۰ نفر از اساتید اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه‌ها، پژوهشگران و کنشگران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور ضمن تأکید بر ضرورت انجام اصلاحات اقتصادی، انتقادات بسیاری به بودجه برخی از دستگاه‌ها مطرح کردند.

«مرتضی الویری»، «عباس آخوندی»،‌ «سیدجواد آغاجری»، «آلبرت بغزیان»، «پیروز حناچی»، «هادی خانیکی»، «فیاض زاهد»، «ولی‌الله سیف»، «وحید شقاقی»، «موسی غنی‌نژاد»، «اصغر فخریه‌کاشان»، «اکبر کمیجانی»، «بهروز ملکی»، «مسعود و فرهاد نیلی» و… به‌همراه عبده تبریزی در نامه خود نهادهای فرهنگی را فاقد هرگونه نقش و جایگاهی در ارائه خدمات عمومی دانسته و تأکید کرده بودند که دلیلی ندارد این نهادها از بودجه عمومی بهره‌مند شوند. شفاف‌سازی و کاهش بودجه سازمان‌ها و نهادهای موجود در نظام حکمرانی که خدمات آنها هیچ تناسبی با مبالغ کلان منظورشده ندارد، از جمله درخواست‌های تنظیم‌کنندگان این نامه بود.

علوی هم معتقد است: «تأمین بودجه‌های فرهنگی یا نهادهای فرهنگی برعهده نهادهایی گذاشته شود که درآمدزا هستند و در سر فصل مسئولیت و رسالت اجتماعی خود این بودجه‌ها را تأمین کنند.»

او به پیام ما می‌گوید: «اگر بخشی از مالیات‌ها به‌درستی به‌سوی بخش فرهنگی هدایت شوند، نیازی به بودجه عمومی دولتی نبوده و از این محل می‌توان بودجه‌های فرهنگی را تأمین کرد.»

علوی همچنین تأکید می‌کند: «یک بار برای همیشه باید از نهادهایی که به آنها بودجه‌های دولتی و عمومی تعلق پیدا می‌کند، باید خروجی عملیاتی گرفته شود و براساس این خروجی برای آنها بودجه تعریف کرد. مثلاً دولت باید بررسی کند که یک نهاد براساس بودجه‌های مصوب و اختصاص‌داده‌شده و همچنین سرمایه‌های موجودی که دارد، چه هدفی را به‌صورت واقعی برآورده کرده است. اگر تولید کتاب داشته است، باید ببیند براساس بودجه و سرمایه چه تیراژ کتابی چاپ کرده، چه مقدار از آنها به فروش رفته و چه میزان خوانده شده است.»

اقتصاد کشور توان اشتغال‌زایی ندارد

مرکز آمار کشور هرساله آماری را درباره وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور منتشر می‌کند. امسال نیز این مرکز این آمار را در تابستان ۱۴۰۴ و بار دیگر ویرایش آن را ۲۰ دی‌ماه منتشر کرد. در فصل یک این آمارنامه به‌نام «جمعیت و نیروی انسانی» جمعیت شاغل از ۲۲۵۲۵ هزار نفر (تقریباً ۲۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر) در سال ۱۳۹۶ به ۲۴۹۵۸ هزار نفر (تقریباً ۲۵ میلیون نفر) در تابستان ۱۴۰۴ رسیده است؛ البته در طی این سال‌ها جمعیت شاغل نوساناتی داشته و نسبت به بهار ۱۴۰۴ این عدد کاهشی بوده است. شاید در نگاه اول این افزایش حاکی از بهبود شرایط کاری در کشور به‌ نظر برسد، اما واقعیت چیز دیگری است.

افزایش تعداد شاغلان به‌شکل خام نباید این تصور را به ‌وجود آورد که الزاماً وضعیت اشتغال در کشور بهتر شده است. برای فهم اینکه چه نسبت از جمعیت فعال اقتصادی محسوب می‌شوند، باید به شاخص نرخ مشارکت اقتصادی پرداخت. نرخ مشارکت اقتصادی تعداد افراد شاغل و بیکارانی را که فعالانه به‌دنبال شغل می‌گردند، نشان می‌دهد.

اطلاعات موجود در این گزارش نرخ مشارکت اقتصادی را به‌طور کلی کاهشی نشان می‌دهد. در سال ۱۳۹۷ نرخ مشارکت برابر با ۴۴.۵ درصد بود که بالاترین میزان خود، در بازه سال ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۴ بوده‌ است. اما این عدد در تابستان ۱۴۰۴ به ۴۰.۸ درصد رسیده است که یکی از پایین‌ترین اعداد در این بازه زمانی است. این بدان معناست که با اینکه جمعیت افراد شاغل بیشتر شده، اما به نسبت جمعیت کلی که در سن کار قرار دارند، کاهش مشارکت اقتصادی و کاهش تعداد شاغلان یا افراد جویای شغل را داشته‌ایم. علاوه‌برآن، نرخ مشارکت اقتصادی زنان با ۱۳.۶ درصد به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر از نرخ مشارکت مردان با ۶۸.۱ درصد است.


زنان، غایب مشارکت اقتصادی

«زهرا کریمی»، کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه مازندران، درباره پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و همچنین پایین بودن سهم زنان در آن به «پیام ما» می‌گوید: «نرخ پایین مشارکت در ایران عمدتاً به‌خاطر نرخ پایین مشارکت زنان است. آمار نشان می‌دهد در بین یکصد زن بالای ۱۵ سال حدود ۱۴ نفر در بازار کار هستند. افراد با مدارک لیسانس و فوق‌لیسانس و حتی مجرد در محاسبات مرکز آمار خانه‌دار محسوب می‌شوند؛ زیرا اگر بگویند بیکارند از آنها پرسیده می‌شود در یک هفته گذشته فعالانه به‌دنبال کار بوده‌اند یا نه؟ اگر پاسخ دهند «کار کجا بود؟» بلافاصله غیرفعال یا خانه‌دار به حساب می‌آیند. علاوه‌برآن، در شهرهای کوچک و روستاها فرصت شغلی وجود ندارد و اگر زنان دنبال کار بگردند، کاری نمی‌یابند. پس عامل اصلی پایین بودن نرخ مشارکت در ایران، پایین بودن نرخ مشارکت زنان است. نرخ مشارکت پایین زنان هم ناشی از پویا نبودن اقتصاد ما است؛ یعنی اقتصاد ما توان ایجاد شغل زیادی ندارد.»

او معتقد است زنان بسیاری در بخش فروش اینترنتی کار می‌کنند و با قطع اینترنت از فعالیت اقتصادی بازمی‌مانند. همچنین، او از کمرنگ بودن نقش زنان در کارهای صنعتی می‌گوید: «سهم زنان در بخش صنعت اندک است. برای آنکه به‌طور سنتی زنان بیشتر در صنایع پوشاک صادراتی و الکترونیک کار می‌کنند. این درحالی‌است که صنعت پوشاک ما روزبه‌روز ضعیف‌تر شده و صنعت الکترونیک هم در کشور ما پا نگرفت.»


سرمایه‌گذاری کم، مانع استفاده از تمام منابع کشور می‌شود

کریمی مجموع عوامل اقتصادی و اجتماعی را در نظر می‌گیرد و می‌گوید: «زمانی‌که زن‌ها کار نمی‌کنند، سطح درآمد خانوارها پایین می‌آید. همچنین، این به معنی آن است که در کشور منابعی وجود دارد و از آن بهره‌ای برده نمی‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاری به‌اندازه کافی انجام نمی‌شود و توان تولیدی زنان از دست می‌رود. اگر این اقتصاد توان اشتغال‌زایی داشت، این مشکلات به‌ وجود نمی‌آمد.»

به گفته او اشتغال یکی از موضوعات مهم در جهان است اما نرخ مشارکت در ایران حتی در مقایسه با کشورهای منطقه هم پایین است.


نرخ بیکاری ۷ درصدی ناشی از فعالیت در شغل‌هایی با ارزش‌افزوده پایین

در گزارش مرکز آمار، نرخ بیکاری هم تقریباً روندی نزولی داشته است و از ۱۲.۴ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۷.۴ درصد در تابستان سال ۱۴۰۴ رسیده است. نرخ بیکاری در تعریف شامل کسانی می‌شود که شغلی ندارند، اما چهار هفته به‌طور فعال دنبال کار بوده‌اند. در اینجا نیز تفاوت تقریباً ۲.۵ برابری بین زنان (۱۵.۲ درصد) و مردان (۵.۸ درصد) دیده می‌شود؛ این یعنی شیوع بیکاری در بین زنان بیشتر است.

کریمی توضیح می‌دهد نرخ بیکاری به‌تنهایی چیزی را نشان نمی‌دهد: «فرض بگیریم کارگری که در کارخانه‌ای با دستگاه سی‌ان‌سی به‌طور تخصصی کار می‌کرده، در تعدیل نیرو، از کارخانه اخراج شود. او نمی‌تواند مدت زیادی بیکار بماند. کسانی چون او به همین دلیل از کارهایی با ارزش‌افزوده و بهره‌وری بالاتر به کارهای بی‌کیفیت و با ارزش‌افزوده پایین منتقل می‌شوند و بااین‌حال، همچنان جزو شاغلان محسوب می‌شوند؛ هرچند به کاری با ارزش‌افزوده پایین‌تر مشغول‌اند، مانند رانندگی اسنپ، دستفروشی و پیک موتوری. تراکم بالای سوپرمارکت‌ها، مغازه‌های فروش و تعمیر موبایل و دفاتر املاک هم مصداق دیگر این روند است.»


آمار بیکاری پنهان در ایران بالاست

او درباره بیکاری پنهان در کشور توضیح می‌دهد: «زمانی‌که زنان کارشان را از دست می‌دهند، از بازار کار خارج می‌شوند. یا بعد از فارغ‌التحصیلی و پیدا نکردن کار به بیکار پنهان تبدیل می‌شوند؛ یعنی در جست‌وجوی کار نیستند. آن ۷.۴ درصد، بیکاری آشکار را نشان می‌دهد؛ یعنی افرادی که مدام دنبال کار بوده‌اند. اما آماری از بیکاری پنهان نداریم. کشور ما بیکاری پنهان بالایی دارد.»

به‌گفته این کارشناس اقتصادی، درنهایت نکته مهم در گزارش مرکز آمار درباره وضعیت اقتصادی، رشد اقتصادی و بهره‌وری اقتصادی است که هردو در ایران وضعیت بدی دارند.


بخش خدمات ما ارزش زیادی به تولید ملی اضافه نمی‌کند

بخش دیگری از گزارش مرکز آمار به سهم بخش‌های مختلف در کل اشتغال کشور می‌پردازد. براین‌اساس، ۵۳.۱ درصد افراد در خدمات، ۳۲.۶ درصد در بخش صنعت و ۱۴.۲ درصد در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. درواقع، بیش از ۵۰ درصد شغل‌ها در دست بخش خدمات است و بیشترین سهم را در بین مشاغل کشور دارد.

کریمی درباره نسبت بیشتر شاغلان در بخش خدمات نسبت به صنعت و کشاورزی می‌گوید: «همه‌جای دنیا نسبت خدمات به کشاورزی و صنعت بسیار بیشتر است و جهان به‌سمت مشاغل خدماتی می‌رود. ولی مهم این است که این امر باید تولید ملی را افزایش دهد. اگر ۳۰۰ مغازه داشته باشیم که کالا میانشان دست‌به‌دست بشود؛ یعنی یکی به دیگری بفروشد و یکی از دیگری بخرد، تولیدی اضافه نمی‌شود. این اتفاقی است که در کشور ما افتاده. در کشورهای دیگر در هر کوچه ۱۰ سوپرمارکت نیست، یک سوپرمارکت است و در هر چند خیابان ممکن است کیوسکی باشد یا نباشد. اینها به تولید ملی اضافه نمی‌کنند و اگر نباشند هم اتفاق خاصی نمی‌افتد.»

دانش‌جویی در بن‌بست

«اینترنت قطع شده بود، اما سامانه‌ای که تعدادی از دانشجویان یکی از دانشکده‌های دانشگاه تهران قرار بود امتحان میان‌ترم خود را بگذرانند، متصل بود. استاد سؤالات را با آنها به اشتراک گذاشت، اما زمانی که دانشجوها خواستند پاسخ‌ها را برای او بفرستند، نتوانستند.» این را یکی از دانشجویان دانشگاه تهران به «پیام ما» می‌گوید که این روزها خودش و همه دوستانش از بلاتکلیفی کلافه‌اند: «الان همه دانشجویان تنش فکری دارند. آزمون جامع یکی از دوستانم که دانشجوی مقطع دکتری امیرکبیر است، به تعویق افتاده و نگران و سردرگم است. دانشجویان مقطع کارشناسی هم نمی‌دانند باید درس بخوانند یا نه.»

او می‌گوید ۲۳ دی‌ماه خوابگاه‌های دانشکده‌شان تخلیه شده: «البته در چنین شرایطی استثنائاتی هم هست و برای مقاطع بالاتر اگر استاد راهنما صحبت کند، دانشجو می‌تواند در خوابگاه بماند. بیشتر کسی دچار مشکل می‌شود که دانشجوی کارشناسی ارشد ترم پنجم است و در ترم شش به‌سختی به آنها خوابگاه می‌دهند؛ چراکه سنوات اضافی است و دانشگاه تهران خوابگاه نمی‌دهد. دانشجوی مقطع ارشد یا دکتری که در خوابگاه زندگی می‌کند، در این شرایط و با تخلیه فوری زندگی‌اش به‌ هم می‌ریزد.»

چالش دیگر آنها ارتباط با اساتیدی است که برای فرصت مطالعاتی به خارج از ایران می‌روند: «وقتی اینترنت بین‌الملل قطع می‌شود، هیچ راه ارتباطی با اساتیدمان که خارج از ایران هستند، نداریم. در همین هفته‌ها هم استاد ما ایران نبود که این اتفاقات افتاد.»

دانشجوی دیگری در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «پیام ما» از تجربه‌ای مشابه می‌گوید: «این روزها زمان فرجه‌هایمان است و کلاس درس نداریم. قرار بود امتحانات بیست‌ونهم دی‌ماه آغاز شود که حدود یک هفته به تعویق افتاد. اما بازهم مشخص نیست بعد از یک هفته برگزار خواهد شد یا نه.»

می‌گوید خود او هم این روزها تمرکز درس‌خواندن ندارد: «از طرف دیگر درس‌خواندن به اینترنت نیاز دارد؛ باید مقاله پیدا کنیم و بدون اینترنت امکان‌پذیر نیست. فکر می‌کنم در چنین شرایطی وضعیت همه دانشجویان مشابه است.»

بیست‌ودوم دی‌ماه بود که معاونت آموزشی دانشگاه تهران اعلام کرد تمامی خوابگاه‌های دوره کارشناسی از صبح ۲۳ دی‌ تا ۲ بهمن تعطیل است. معاونت آموزشی دانشگاه تهران در ادامه این اطلاعیه‌ اعلام کرد امتحانات پایان نیم‌سال اول سال تحصیلی به چهارم بهمن به تعویق افتاده است. همچنین، این دانشگاه گفته بود دانشجویان تحصیلات تکمیلی که برای انجام کارهای پایان‌نامه و یا رساله دکتری نیاز به خوابگاه دارند، درخواست کتبی خود را به اداره‌کل امور خوابگاه‌ها تحویل دهند.

معاونت آموزشی دانشگاه تهران در ادامه تأکید کرد «با توجه به شرایط موجود»، مقررات و ساعت ورود و خروج به خوابگاه توسط اداره‌کل امور خوابگاه‌ها تغییر می‌کند.

بعد از روز شنبه، ۲۷ دی‌ماه، و با فروکش‌کردن جو ناآرام در شهرها، دانشگاه‌های شهرهای مختلف در حال اعلام زمان بازگشایی دانشگاه‌ها و خوابگاه‌ها هستند. دانشگاه شیراز هم که جزو اولین دانشگاه‌هایی بود که تخلیه فوری خوابگاه‌ها را اعلام کرد، روز ۲۴ دی‌ماه از بازگشایی خوابگاه‌ها از صبح چهارشنبه، اول بهمن‌ماه، خبر داده است. این دانشگاه اعلام کرده امتحانات پایان‌ترم از روز شنبه، ۴ بهمن‌ماه، تا روز شنبه، ۱۸ بهمن‌ماه، به‌صورت حضوری برگزار خواهد شد.

معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هم در اطلاعیه‌ای اعلام کرده که تمامی خوابگاه‌های دانشجویی این دانشگاه از روز چهارشنبه، اول بهمن‌ماه، بازگشایی می‌شود.


قطع ارتباط با محققان و پروژه‌های بین‌المللی

یکی از اساتید در گفت‌وگو با «پیام ما» توضیح می‌دهد که طولانی‌شدن قطعی اینترنت، اساتید و دانشجویان را از چندین جنبه آزار می‌دهد: «این روزها فصل امتحانات هم‌زمان با این اتفاقات شده. جزوات دانشجویان در گروه‌های تلگرامی‌شان ذخیره شده بوده تا سر فرصت از آنها استفاده کنند. اگر در شرایط عادی بودیم در این ایام با هم تبادلاتی داشتند که در این وضعیت همه این دسترسی‌ها از بین رفته است. حتی به مقالات بین‌المللی هم دسترسی ندارند. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد به یکباره همه این دسترسی‌ها از بین برود و از قبل برای این روزها برنامه‌ریزی نکرده بودند.»

او به جابه‌جایی نامناسب زمان امتحانات اشاره می‌کند: «درست است دانشگاه‌ها زمان امتحانات را چند روز جابه‌جا کردند، اما زمان این جابه‌جایی زیاد نبوده. می‌دانم در دانشگاه‌های سطح یک در حد یکی‌دو روز بوده و الان به همین دلیل دانشجویان اضطراب زیادی دارند. علاوه‌براین، دانشجویان باید پروژه‌هایی را برای برخی دروس تحویل می‌دادند که باید از سایت‌‌ها و منابع مختلف استفاده کنند یا از شهرهای مختلف باهم در ارتباط باشند، اما چنین امکانی وجود ندارد.»

او می‌گوید این مشکلات جدا از چالش دانشجویان خوابگاهی است که رفت‌وآمدها، بلاتکلیفی مضاعفی برایشان ایجاد کرده است.

به‌گفته این استاد دانشگاه، برخی اساتید درخواست داده‌اند برای این ترم نمره‌بندی دروس تغییر کند: «گفته‌اند هم‌ وزن نمرات پایان‌ترم پایین‌تر بیاید، هم یا مهلت تحویل پروژه‌ها تغییر کند یا نمره‌اش بین کارهای دیگر دانشجویان تقسیم شود. این حداقل کاری است که از سوی دانشگاه‌ها می‌تواند انجام شود.»

او در ادامه به مشکلات اساتید با قطعی اینترنت اشاره می‌کند: «خود اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها هم مشکلات زیادی دارند؛ چراکه عمدتاً کارشان با اینترنت بین‌الملل است؛ از کارهای پژوهشی گرفته تا امورات درسی و ارتباط با دستیاران آموزشی. حتی قطعی پیام‌رسان‌های داخلی هم حداقل ارتباطات‌هایشان را از بین برده است. اگر نگویم صد درصد، شاید ۹۰ درصد کارهای اعضای هیئت علمی تعطیل شده است.»

او معتقد است این موضوع برای دو سه روز قابل‌تحمل است، اما ادامه آن به بیش از یک هفته چالش‌های زیادی را ایجاد کرده: «به‌ویژه اینکه اساتیدی درگیر پروژه‌های بین‌المللی با محققان بین‌المللی هستند و در مهلت مشخصی باید مقاله یا گزارشی ارسال می‌کردند که برایشان امکان‌پذیر نبوده. هیچ راهی هم وجود ندارد که به دانشگاه‌های بین‌المللی اعلام کنیم در چنین شرایطی هستیم.»

از دیدگاه او، تمام فعالیت دانشگاهیان با قطع‌شدن اینترنت مختل می‌شود: «نمی‌دانم می‌شود دانشگاه‌‌ها در چنین شرایطی اینترنت داشته باشند تا بتوانند کارهای حیاتی‌شان را انجام دهند؟ اما خب نمی‌توان این موضوع را این‌طور مطرح کرد؛ چراکه کار بسیاری از کسب‌وکارها هم به اینترنت وابسته است و بدون آن نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند.»


ازدست‌رفتن مرجعیت مستقل موضع‌گیری نهاد دانشگاه

در این شرایط بحران اجتماعی و شکل‌گیری اعتراضات در ایران، موضع‌گیری‌های اساتید و دانشجویان هیچ‌گاه برایشان بی‌دردسر نبوده است. دانشگاه که می‌تواند یک نهاد امن برای دانشجویان و اساتید باشد، در چنین شرایطی تبدیل به نهادی زیر ذره‌بین می‌شود که تمام مواضع افراد درگیر با این شرایط تحت نظر قرار می‌گیرد.

یکی دیگر از اساتید در گفت‌وگو با «پیام ما» از عواقب موضع‌گیری‌های دانشجویان و استادان می‌گوید: «از گذشته همیشه در این بحران‌ها دانشگاه نهادی بوده که عمدتاً هم اساتید و هم دانشجویان به‌طور مستقل موضع می‌گرفتند. منتها در چند وقت گذشته و به‌ویژه از اعتراضات سال ۱۴۰۱ به‌بعد، مواجهه آنها با نهادهای امنیتی یا خود نهاد دانشگاه، از مسئولین گرفته تا حراستی که افراد را به مراجع امنیتی ارجاع می‌دهند، زیاد شده. این هزینه‌ها سبب می‌شود افراد در این مواقع بحرانی روی امنیتی که نهاد دانشگاه می‌توانست برایشان داشته باشد، حساب نکنند.»

از دیدگاه او، نهاد دانشگاه همواره یک سپر امنیتی برای موضع‌گیری‌های مستقل بوده، ولی این امکان کاملاً از بین رفته است: «موضع‌گیری‌های اساتید و دانشگاه به‌شدت تحت‌نظر نهادهایی غیر از دانشگاه قرار می‌گیرد و افراد ترجیح می‌دهند آن هزینه را ندهند یا با عواقب موضع‌گیری مواجه نشوند. به همین دلیل، کاملاً در چنین مواردی سکوت می‌کنند و دانشگاه مرجعیت خود را برای موضع‌گیری مستقل از دست می‌دهد.»

او می‌گوید نظرات آنان در چنین شرایطی با برخورد مواجه می‌شود: «دانشجویان تعلیق یا اخراج می‌شوند و به کمیته‌های انضباطی فراخوانده می‌شود. اساتید هم با مسائل بروکراتیک مانند عدم تمدید قرارداد مواجه می‌شوند.»

او از وارد شدن افرادی خارج از نهاد دانشگاه به حلقه‌های تصمیم‌گیری اساسی می‌گوید: «به‌عنوان مثال، شنیده‌ام برای تمدید قرارداد اساتید یا تبدیل وضعیت آنها سه نفر از اصلی‌ترین رأی‌دهندگان خارج از نهاد دانشگاهی هستند. درواقع، تمامی اینها فعالیت اساتید را در مواقع این‌چنینی و موضع‌گیری رصد می‌کنند. می‌دانیم اکثر موضع‌گیری‌های اعتراضی موردپسند چنین نهادهایی نیست و اگر استادی چنین مواضعی داشته باشد، دچار مشکل می‌شود.»

به‌گفته او، اما مشکل به اینجا ختم نمی‌شود: «ممکن است استاد دانشگاهی که سال‌هاست در دانشگاه تدریس می‌کند و شغل دیگری هم ندارد، با اخراج مواجه شود. پس همه اینها سبب می‌شود اساتید از عواقب موضع‌گیری خودشان به‌سادگی بترسند.»

حال همه ما خوب است،‌ اما تو باور مکن

خبرنگار محیط‌زیست بودن این روزها آسان نیست. از پنجشنبه، ۱۸ دی‌ماه، که دکمه قطع اینترنت زده شد‌، تا امروز که این یادداشت نوشته می‌شود،‌ جامعه درگیر زخم‌های خود است. آنچه هر روز می‌بینم خونریزی ناشی از یک خراش کوچک نیست؛ جراحتی است بزرگ. در این زمانه چگونه می‌شود از طبیعت نوشت؟

چند ماه قبل یعنی در خردادماه که موشک‌‌ها در تهران فروآمدند هم همین بحث مطرح بود. اینکه چه جای نوشتن از محیط‌زیست است؟ آن روز ما از تبعات جنگ بر محیط‌زیست می‌نوشتیم. اینکه آب و خاک و طبیعت در پی جنگ تخریب می‌شوند و آثار این تخریب بر تن طبیعت ایران باقی خواهد ماند،‌ چونان زخمی بر تن پیکری که خود پیش از این نیز نای چندانی نداشت.

حالا در میانه این وضعیت جدید چه می‌شود نوشت؟ این‌بار چطور به طبیعت بپردازیم که سال‌ها بعد آیندگان بدانند در همین زمانه هم نگران طبیعتی هستیم که قرار است به امانت به آنها تحویل دهیم.

همچنان‌که روح و روانمان سابیده شده‌، خسته از خواب بیدار می‌شویم، به این فکر می‌کنیم مبادا امروز درختی در هیرکانی و زاگرس قطع شود، متخلفی اوضاع را مساعد دست‌اندازی ببیند‌، پروژه‌ای که اجرای آن به تخریب گسترده منجر می‌شود،‌ مجوز بگیرد و…

به‌عنوان خبرنگار محیط‌زیست به این فکر می‌کنم که مهم است نوشتن از طبیعت‌، اوضاع حفاظتگران و چشم‌اندازی که برای محیط‌زیست وجود دارد. می‌‌بینم که هر سه اوضاع خوبی ندارند، من هم.

 

حفاظت لغزان

با قطع سراسری اینترنت،‌ جست‌وجو و یافتن تاریخچه درباره اظهارنظر مسئولان درباره پایش آنلاین دشوار است. بااین‌حال، مروری بر اخبار پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست نشان می‌دهد تنها در سه ماه اخیر مسئولان مختلف بارها دراین‌باره صحبت کرده‌اند. استاندار اردبیل ۲۷ آبان‌ماه در آیین افتتاح و بهره‌برداری مرکز پایش هوشمند محیط‌زیست کشور اعلام کرد سامانه پایش آنلاین رودخانه ارس راه‌اندازی و به‌روز می‌شود.

یک روز بعد، یعنی در ۲۸ آبان، خبر دیگری این‌بار به‌نقل از «حمید ظهرابی»، معاون محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، منتشر شد. این مقام مسئول در نشست کمیته مشورتی هوشمندسازی سازمان حفاظت محیط‌زیست بر اهمیت شتاب‌بخشی به فرایند هوشمندسازی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در پایش، مدیریت و حفاظت از مناطق حساس کشور تأکید کرد و خواستار تمرکز ویژه بر مناطق بحرانی همچون پارک ملی گلستان و تندوره شد.

نهم آذرماه شاهد افتتاح مرکز پایش هوشمند محیط‌زیست بودیم. در جلسه‌ای که به همین منظور تشکیل شد، معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: «با راه‌اندازی مرکز پایش هوشمند علاوه‌بر آنکه رصد خیلی دقیق‌تری بر اتفاقات محیط‌زیست اتفاق خواهد افتاد، آمادگی داریم براساس شاخص‌هایی که با هماهنگی دستگاه‌های اجرایی و متخصصین سازمان حفاظت محیط‌زیست تبیین می‌شود، برنامه‌های عملیاتی برای بهبود چالش‌ها و جلوگیری از تشدید آن ارائه دهیم.


اینترنت،‌ ضرورت هوشمندسازی

«احمد رادمان»، رئیس پارک ملی گلستان، درباره آنچه تحت عنوان هوشمندسازی و پایش آنلاین در پارک ملی گلستان اتفاق افتاده، می‌گوید: «دو هفته پیش نامه‌ای به پژوهشکده محیط‌زیست زده شده است. همچنین، کتابچه‌ای تهیه شده که در آن مناطق پرخطر و… را مشخص کرده‌ایم.»

به‌گفته او، در گذشته هم برای چهار نقطه از پارک ملی گلستان دوربین خریداری شده بود که همچنان فعال نیستند. او می‌افزاید: «بااین‌حال، تمام این موارد تنها زمانی قابل اجراست که دسترسی به اینترنت فراهم باشد.»


پایش آنلاین،‌ ضربه دوم به حفاظت

یک منبع آگاه با اشاره به اینکه دوربین‌های پارک ملی گلستان در سال ۱۳۹۶ تهیه شدند تا کار کنترل جاده را انجام دهند، می‌گوید: «ما در بحث پایش آنلاین با دو بحث مواجه‌ایم؛‌ کارایی این شیوه و اتصال به اینترنت.»

او اضافه می‌کند: «تصور مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست این است که با دوربین‌گذاری، نیازی به گشت نداریم. درحالی‌که پایش آنلاین نقش مکمل در حفاظت را دارد و نمی‌تواند جایگزین گشت‌های محیطبانی شود.»

این منبع اگاه با اشاره به اینکه شغل محیطبانی به دستگیری متخلفان و شکارچیان غیرمجاز خلاصه نمی‌شود‌، می‌گوید: «محیطبانان قرار است کار پایش را در ابعاد مختلف انجام دهند، به‌عنوان مثال با دیدن لاشه ممکن است متوجه بیماری شوند و…، ولی زمانی که ما این موضوع را در دوربین‌گذاری خلاصه می‌کنیم، عملاً تنها یک وجه را برجسته کرده‌ایم.»

او سطح دربرگیری پایش‌های آنلاین را هم چالش دوم می‌داند. به‌گفته او، این دوربین‌ها و… تنها می‌توانند بخش‌های محدودی از مناطق را پوشش دهند. به‌علاوه، مشکل خراب شدن دوربین‌ها هم مطرح است. «تجربه نشان می‌دهد با بروز هر مشکلی باید شش ماه معطل ماند و همین باعث رها شدن مناطق می‌شود.»

به‌گفته این منبع آگاه،‌ اگر پایش آنلاین به این معنا باشد که محیطبان کار اپراتوری را انجام دهد،‌ عملاً حفاظت بیشتر آسیب می‌‌بیند. او می‌گوید: «دوربین،‌ پهپاد و… به عنوان مکمل می‌توانند به کار گرفته شوند. در حال حاضر با همین رویه ۲۴ و ۴۸ ساعت که برای شیفت‌بندی اعمال کرده‌اند، حفاظت به‌اندازه کافی آسیب دیده و نباید با آنلاین کردن پایش به این شکل،‌ ضربه دومی به ‌آن زد. »

حتی اگر پایش آنلاین را هم داشته باشیم، در شرایطی که اینترنت می‌تواند دچار اختلال شود و یا با قطع سراسری آن مواجه‌ می‌شویم، چه می‌شود کرد؟ این منبع آگاه می‌گوید: «قطعاً اگر اینترنت قطع شود، دچار مشکل دیگری می‌شویم. در این شرایط مناطق به یکباره رها می‌شود و نتایج زحمات سال‌‌های سال محیطبان به یکباره بر باد می‌رود.»

قطع یکباره اینترنت در ایران باعث اختلال در بسیاری از فعالیت‌ها شده است. در این شرایط صاحبان برخی کسب‌‌وکارها حاضر شده‌اند بلیت‌های بین ۳۰ تا ۹۵ میلیون تومانی به استانبول تهیه کنند تا بتوانند به اینترنت دسترسی داشته باشند. بااین‌حال، وقتی پای حفاظت در میان باشد، چنین امکان‌هایی از دست می‌رود. مناطق را نمی‌توان در چمدان گذاشت و به جای دیگری منتقل کرد. ازاین‌روست که پایش آنلاین و سخن گفتن از هوشمندسازی نمی‌‌تواند جایگزین گشت‌زنی شود.

گردشگری بدترین شرایط ممکن را دارد

گردشگری باز هم با یک بحران دیگر مواجه شده و قطعی اینترنت، آن‌هم در شرایطی که معدود مسافرانی تصمیم سفر به ایران داشتند، شرایط را به چند ماه پیش بازگرداند. ارزیابی شما از وضعیت موجود چیست؟

این روزها نه‌تنها صنوف گردشگری، که شرایط همه صنوف، شرایط بسیار بدی است. به همین دلیل نارضایتی‌هایی به وجود آمد و اعتراضات شروع شد. اعتراضات به‌حقی هم بود و داشت مسیر خوبی را می‌رفت، تا جایی که مقامات اعلام کردند حرف معترضان باید شنیده شود. اما روند به‌شکلی پیش رفت که باعث شد صدای بسیاری از صنوف خاموش شود. در انجمن ما مطالبات صنفی همواره مطرح بوده و سعی کردیم بدون وارد شدن به جریانات سیاسی مطالبات را پیگیری کنیم. می‌توانم بگویم اصناف مختلف بخش گردشگری در حال حاضر بدترین شرایط ممکن را دارند. اما متأسفانه حتی در این شرایط بد هم دولت نیامد کاری را که شدنی است، به طریقی انجام دهد که برخی دفاتر خدمات مسافرتی کمتر آسیب ببینند. البته این نکته را بگویم که من در تمام این سال‌ها منتقد صنفی بودم و قصور دستگاه‌ها را بیان کرده‌ام. در روزهای اخیر هر بار با وزیر گردشگری تماس گرفتم و مشکلی را مطرح کردم، بلافاصله پیگیری کردند و در این شرایط ما را تنها نگذاشتند. برای اینکه فعالیت بین‌المللی دفاتر انجام شود، از وزارت گردشگری درخواست کردیم شرایطی مهیا کنند که دفاتر بتوانند به اینترنت دسترسی پیدا کنند و کارهای ضروری‌شان را انجام دهند، از نهادهای مربوطه پیگیری کردند و فضایی را در وزارتخانه فراهم کردند که تعدادی از دفاتر بتوانند از امکانات استفاده کنند. وزیر گردشگری به ما قول دادند مشکل اینترنت دفاتر خدمات مسافرتی کلاً حل می شود و ظاهراً قرار است مشکل اینترنت ظرف چند روز آینده به‌کلی حل شود.

 

این مسئله به تاب‌آوری بخش گردشگری برمی‌گردد، از آبان ۹۸ که برای اولین‌بار اینترنت قطع شد، این موضوع مطرح بود که یک جایگزین یا راهکاری برای شرایط مشابه بعدی در نظر گرفته شود. اما این اتفاق در این سال‌ها نیفتاد و هر بار با قطعی اینترنت دوباره همان مشکلات و آسیب‌ها تکرار شد. شما پیگیر نبودید یا دستگاه‌ها همکاری نکردند؟

ما به‌دنبال این هستیم که یک سامانه مستقل برای گردشگری ایجاد کنیم که در شرایط مشابه بتوانیم از بروز آسیب‌های جدی به گردشگری جلوگیری کنیم. از زمان کرونا غیر از آسیب‌هایی که کرونا به گردشگری زد، بیش از ۵۰ درصد متخصصان و سرمایه انسانی گردشگری را از دست دادیم و هنوز هم نتوانستیم جایگزینی برای آنها داشته باشیم. متأسفانه بعد از جنگ دوازده‌روزه هم شرایطی پیش آمد که تیشه به ریشه گردشگری ایران زد. امیدواریم بتوانیم شرایطی را مهیا کنیم که در بحران‌های بعدی اینقدر آسیب متوجه فعالان گردشگری نباشد. اما این موضوع فقط به تلاش ما مربوط نیست، دولت باید پیشنهادات و راهکارها را از ما بپذیرد و راه تحقق آنها را هموار کند. در این چند روز با متخصصان بسیاری در حوزه آی‌تی تماس گرفتم، به یک راهکار اجرایی خواهیم رسید، اما نهادهایی مثل سازمان تنظیمات مقررات و دیگر نهادهای مربوطه باید این پیشنهادات را بپذیرند تا اجرایی شود. باید باور کنند ما دنبال خبط و خطا نیستیم، دنبال زیاده‌خواهی هم نیستیم، ما به این مملکت علاقه داریم و اگر پیشنهادی می‌دهیم، برای پیشرفت کشور است. در این سال‌ها در توان دولت نبود کاری انجام دهد، اگر بود از ۹۸ تا الان کاری انجام شده بود. اما مسئله این است که اصلاً دغدغه این موضوع را ندارند که بخواهند کاری کنند. حتی در اداره امور محوله به خودشان هم مانده‌اند. در این شرایط اگر بخش خصوصی پیشنهادی می‌دهد، حداقل بپذیرند و فضا را فراهم کنند که بخش خصوصی اقدامی انجام دهد. من می‌توانم بستری فراهم کنم که در شرایط مشابه آسیب کمتری به گردشگری وارد شود؛ من به‌عنوان نماینده بخش خصوصی گردشگری در تلاش برای رسیدن به یک راهکار اصولی در این زمینه هستم، اما به نتیجه رسیدن آن منوط به همکاری دولت است.


در روزهای اخیر در کنار مسائل مربوط به قطعی اینترنت، شاهد افزایش غیرمنطقی نرخ بلیت هواپیما هم بودیم. چرا هر بار در شرایط بحرانی این اتفاق تکرار می‌شود؟

این روزها یکی از اعتراضات جدی من به وزارت راه و سازمان هواپیمایی کشوری بود. بخشی از فعالیت دفاتر مربوط به صدور بلیت ایرلاین‌های داخلی و خارجی است. این اتفاق در سیستمی به‌نام «آمادئوس» که بستری است که همه دنیا دارند روی آن فروششان را انجام می‌دهند، صورت می‌گیرد. سیستم آمادئوس یک پلتفرم جهانی است که در صنعت گردشگری فعالیت می‌کند. این سیستم به همکاری بین فروشندگان خدمات گردشگری (مثل هتل‌ها، هواپیماها و اجاره خودرو) و دفاتر و نمایندگی‌های گردشگری (آنلاین و آفلاین) کمک می‌کند تا خدمات به‌خوبی ارائه و توزیع شوند. در ایران متولی اصلی این سیستم «ایران‌ایر» است. اما در زمان قطعی اینترنت، ایران‌ایر حتی کوچک‌ترین اقدامی در این زمینه انجام نداد. من از طریق وزارت گردشگری اقدام کردم و در وزارتخانه امکانی برای دسترسی به اینترنت برای تعدادی از دفاتر فراهم شد که بتوانند کارشان را در زمان قطعی اینترنت انجام دهند. اما متولی کار وزارت راه و سازمان هواپیمایی کشوری و به‌طور خاص ایران‌ایر است که به سیستم آمادئوس دسترسی دارد. باید امکان فروش بلیت برای تمام دفاتر فراهم شود؛ نه‌فقط تعدادی پلتفرم خاص. وقتی ارائه در فضایی محدود باشد، تقاضا در آن فضای محدود افزایش پیدا می‌کند و قیمت غیرمنطقی می‌شود. ایران‌ایر نتوانسته وظایف خود را در بستر وب‌سایت به‌درستی انجام دهد، متولی کاری شده‌ که هیچ ارزشی برای ذی‌نفعان آن قائل نیست، نه تلفن‌ها را پاسخ می‌دهند و نه به شرایط رسیدگی می‌کنند. چرا باید بلیت تهران-استانبول ۸۰-۹۰ میلیون تومان باشد؟ بلیت تهران-دبی ۶۰ میلیون تومان؟ علتش همین بی‌کفایتی است. بستر را بین چند دفتر و پلتفرم محدود کرده‌اند و فقط آنها اجازه فروش بلیت دارند.

دفاتر ما در این شرایط گرفتارند و نمی‌توانند کاری انجام دهند. خواست ما هم خواسته نامعقولی نیست. ایران‌ایر متولی آمادئوس است و بایست شرایط را برای تمام دفاتر فراهم می‌کرد که دسترسی به فروش داشته باشند. الان ایرلاین‌های خارجی فعال‌اند، ایرلاین‌های داخلی در مسیرهای خارجی نیز فعال‌اند، دفاتر چطور باید بلیت اینها را بفروشند بدون دسترسی به اینترنت؟ از فرصت قطعی اینترنت استفاده کردند که امکان فروش را محدود کنند به چند پلتفرم و دفتر خاص. همان چیزی که من سال‌هاست به آن انتقاد دارم. همین مسئله باعث افزایش قیمت بلیت می‌شود. در مقاطعی قیمت واقعی بلیت هفت میلیون بود، اما تا ۸۰ میلیون فروخته می‌شد و دلیلش همین وضعیت است. حرف ما این است که اگر قرار بر قطعی اینترنت است، بر بستر همین اینترنت ملی فضا را مهیا کنند که همه دفاتر بتوانند بلیت بفروشند. این کار غیرممکن نیست. اما وزارت راه و سازمان هواپیمایی و ایران‌ایر قصور جدی دارند در انجام وظایفشان. باید بیایند در این شرایط از مردم عذرخواهی کنند؛ کارشان نابخشودنی است.


در شرایط بحرانی تمرکز بر آسیب‌هایی است که بر به یک بخش وارد می‌شود، اما گاهی در این شرایط بی‌توجهی به فرصت‌ها باعث می‌شود فرصت‌های خوبی از دست برود. شاید نمایشگاه فیتور اسپانیا می‌توانست فرصت مناسبی برای گردشگری ایران باشد که فکر می‌کنم امسال و با توجه به شرایط داخلی کشور، از دست رفت. امسال بخش خصوصی در این نمایشگاه شرکت می‌کند؟ نظر شما در مورد حضور ایران در شرایط فعلی در این نمایشگاه چیست؟

نمایشگاه فیتور اواخر هفته در اسپانیا آغاز می‌شود. تعدادی از دفاتر مسافرتی و شرکت‌های ایرانی هم در آن حضور خواهند داشت. هفته گذشته در کانون اتومبیلرانی قرعه‌کشی غرفه‌ها برای حدود ۱۸ دفتر که از قبل برای حضور در نمایشگاه ثبت‌نام کرده بودند، انجام شد. بله، ما در نمایشگاه حضور داریم، تمام اقدامات انجام ‌شده، ویزاها صادر شده و هزینه‌ها تأمین شده، اما اینکه توقع داشته باشیم دستاورد و آورده‌ای از این نمایشگاه داشته باشیم، به‌ نظر من منتفی است. به‌تجربه می‌گویم دستاوردی ندارد؛ چون کشورهایی در نمایشگاه شرکت کرده‌اند که ایران در بلک‌لیست سفرشان قرار دارد؛ مشخص است که قرار نیست به ایران بیایند. شاید تنها نکته مثبت این حضور این باشد که پرچم ایران در نمایشگاه باشد و دوستان ما تجربه حضور در این رویداد مهم جهانی را داشته باشند.

معتقدم در شرایط موجود حضور در نمایشگاه فیتور و حتی نمایشگاه گردشگری تهران کاری بیهوده است و دستاوردی نخواهد داشت. با توجه به شرایط موجود الان برای اینکه بتوانیم برای نوروز کاری کنیم، دیر شده؛ شرایط طوری است که نمی‌شود توقع داشت چرخ گردشگری دوباره و به‌سرعت به گردش دربیاید. برای نمایشگاه گردشگری تهران پیشنهاد من این است که تاریخ برگزاری نمایشگاه به اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت موکول شود تا شاید بتوانیم برای تابستان برنامه‌ای داشته باشیم.


به‌عنوان کسی که سال‌ها با مسائل بخش خصوصی گردشگری مواجه بودید. در شرایط موجود چه چشم‌اندازی برای گردشگری متصور هستید؟

مسئله این است که امروز گردشگری دیگر تصمیم‌گیرنده نیست. شرایط در این بخش به‌‌گونه‌ای‌است که مدام پسرفت داریم. حتی اگر از چند سال گذشته و اتفاقات آن چشم‌پوشی کنیم؛ از جنگ دوازده‌روزه به‌بعد گردشگری ایران روی خوش ندیده است. ما تلاشمان را می‌کنیم و مأمور به تکلیف هستیم. به آینده هم امید داریم. فکر می‌کنم اگر مسئولان ما دلسوز مردم باشند، می‌شود امیدوار ماند. مسئولان بهتر است حرف و مطالبه صنوف را بشنوند و حق صنوف را ادا کنند. این کار شدنی است. این‌طور نیست که نشود مسائل را حل کرد. می‌شود کار را از رانت‌خوارها و کاسبان تحریم بگیرند و بدهند دست مردم؛ مردم کارها را بهتر انجام می‌دهند.

من هنوز امید به آینده گردشگری دارم و فکر می‌کنم اگر متولیان دولتی این حوزه درست رفتار کنند، وضعیت بهتر می‌شود. من در تمام این سال‌ها مطالبات صنفی فراوانی داشتم که حتی یک موردش شخصی نبوده، همه از روی دلسوزی برای این کشور بوده؛ اما متأسفانه دولت فقط شنیده و هیچ کاری نکرده. بارها گفتیم مالیات به ناحق کمر گردشگری را خرد می‌کند. بیمه گردنکشی می‌کند، ایرلاین‌ها جور دیگری لطمه می‌زنند، اما کسی نشنید و کاری نکرد. حرف‌های ما دلسوزانه و کارشناسی است؛ وقتی می‌شنوند و کاری نمی‌کنند، لطمه آن را مردم خوردند. در مورد بازار سفر در ماه‌های آینده فکر می‌کنم به نوروز امیدی نیست؛ اما برای تابستان امیدوارم با اینکه فعالان گردشگری امسال آسیب‌های بسیار سنگینی را تجربه کرده‌اند، در تابستان آینده شرایطی پیش بیاید که این لطمات جبران شود.

 

چند قطره sms ته لیوان‌های خالی!

یک دوستی داریم، همیشه و در هر ماجرایی تأکید می‌کند آدم باید نیمه پر لیوان را نگاه کند. البته نه اینکه دقیقاً همین جمله را بگوید، اما وقتی کسی در تحریریه از موضوعی انتقاد می‌کند، دوست و همکار عزیز با صدایی رسا می‌گوید: «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» این یعنی ای کسانی که انتقاد می‌کنید، شما دارید نیمه خالی لیوان را می‌بینید و از نیمه پر آن غافل شده‌اید!

همین نهیب «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» باعث می‌شود منتقد یا منتقدان سعی کنند نوع نگاهشان را تغییر بدهند و سعی در دیدن نیمه پر لیوان داشته باشند. اگرچه شاید اوضاع این ماه‌ها و این سال‌های مملکت به‌گونه‌ای‌است که کمتر بتوان در حوزه‌های مختلف لیوانی با نیمه پر پیدا کرد، اما به‌هرحال تا همین هفته پیش، می‌شد هفته‌ای یا ماهی چند لیوان با نیمه پر پیدا کرد برای ادامه دادن و امیدوار بودن.

اما روز پنجشنبه هفته گذشته در یک ساعتی تمام راه‌های ارتباطی داخلی-داخلی و داخلی-خارجی به‌طور کامل قطع شد. وقتی می‌گویم به‌طور کامل، نه اینکه اینترنت ملی شده باشد و یا فیلترشکن‌ها از کار افتاده باشند، نه خیر! نه‌تنها اینترنت داخلی و ملی قطع شد، که حتی تماس تلفنی و سیستم پیام کوتاه یا همان که ما به آن می‌گوییم sms و فرهنگستان ادب فارسی اسمش را گذاشت «پیامک» هم قطع شد!

دقیقاً از همان ساعت قطع شدن تمام راه‌های ارتباطی داخلی و خارجی، صدای دوستمان را در سرم می‎شنوم که درباره نیمه خالی لیوان نهیب می‌زد یعنی حواستان به نیمه پر لیوان باشد!

از همان ساعت من در همه لیوان‌هایی که به ذهنم می‌رسید، دنبال اینترنت ملی گشتم. شما بگویید دریغ از یک قطره اینترنت! لیوان پیام‌رسان‌های داخلی را با دقت بررسی کردم. حتی لیوان بله و ایتا و سروش و بقیه پیام‌رسان‌هایی که در سال‌های گذشته هزاران میلیارد تومان از بودجه مردم خرجشان شده بود که در مواقع ضروری و قطعی اینترنت به کارمان بیایند هم خالی خالی بود! خشک خشک! لیوان پیامک را هم برداشتم و با دقت نگاه کردم. خالی بود، خالی‌تر از همیشه! حتی sms بانک هم قطع بود. در عین ناباوری حتی از قبض‌های همراه اول و ایرانسل هم که برای پنج هزار تومان ناقابل، با sms گوشی آدم را سوراخ می‌کردند هم خبری نبود!

تا همین چند ساعت پیش که بعد از بیش از ۲۰۰ ساعت، نوتیفیکیشن sms یکی از دوستانم را روی صفحه گوشی دیدم! آه از آن لحظه! آه از آن دقیقه و ثانیه. اولش که باورم نمی‌شد. چند بار پلک زدم، چند ضربه‌ای البته آرام به صورتم زدم. بیدار بودم و آنچه روی گوشی می‌دیدم، یک sms واقعی بود. نه از بانک و وزارت کشور و وزارت اطلاعات و پلیس و نهادهایی ازاین‌دست؛ یک sms واقعی، از دوست واقعی.

اشتباه نمی‌کردم، این اشک شوق بود که در چشمانم حلقه زده بود. بعد از حدود ۲۰۰ ساعت، یک راه ارتباطی غیر از تماس تلفنی با دیگران باز شده بود. حالا می‌شد با sms هم از حال دوست و آشنا با خبر شد. حس خوب و شیرینی بود. حس ارتباط با دیگری از طریق پیامک. حسی که شاید اگرچه همه ما سال‌ها پیش آن را تجربه کرده بودیم، اما یادمان رفته بود همین sms زدن خودش نعمتی بود که ما بعد از ظهور اینترنت غربی و پیام‌رسان‌های غرب‌زده‌، فراموشش کرده بودیم.

اینجا بود که باز یاد صحبت‌های دوست و همکارم افتادم. ته لیوان ارتباطی کشورحالا می‌شد آبی پیدا کرد. شاید نمی‌شود از این چند قطره آب به‌عنوان «نیمه پر لیوان» یاد کرد، اما بعد از ۲۰۰ ساعت بی‌خبری و لیوان‌های خالی‌ می‌شد به همین چند قطره sms ته لیوان دلخوش کرد.