بایگانی

ورم کردن پساب زیر پوست «اینچه»

سمت شرقی مسیر آق‌قلا به اینچه‌‌برون یک لکه آبی به چشم می‌‌خورد؛‌ تالاب اینچه! روی این نقطه آب که زوم کنید و همین‌طور جلو بروید‌، در حاشیه جنوب‌غربی چند ساختمان می‌بینید که کنار آن نام یک شرکت درج شده‌؛‌ کانسار خزر! همان شرکتی که قرار بود کار اکوتوریسم و گردشگری پایدار و در راستای طبیعت در «آشوراده» را انجام دهد، اما سال‌هاست با اداره‌کل محیط‌زیست استان بر سر آلودگی تالاب اینچه درگیر است. حالا محیط‌زیست و منابع‌طبیعی استان می‌گویند شکایتشان را به‌واسطه بی‌توجهی شرکت، به دستگاه قضائی ارجاع داده‌اند.

سال‌ها قبل از آنکه پای کانسار خزر به حوالی جاده آق‌قلا و اینچه‌برون باز شود، تالاب اینچه بسته به بارندگی‌های هرساله تغییر مساحت می‌داد. پس از آنکه شرکت در منطقه جا خوش کرد و پساب‌هایش را به‌سمت تالاب فرستاد،‌ سال‌به‌سال علی‌رغم کوچک شدن تالاب،‌ پهنه آبی گسترش یافت و مراتع را هم با آب آلوده درگیر کرد. به‌گفته «محمدرضا کنعانی»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان تالاب اینچه، در گذشته به‌صورت فصلی آب داشت. دلیل آن‌هم مشخص است؛ اغلب تالاب‌ها به حوزه‌های آبی مختلف وصل می‌شوند، اما تالاب اینچه فاقد رودخانه دائمی است که مستقیماً به آن منتهی شود. «رواناب‌هایی که در منطقه وجود دارند، آب را به تالاب می‌آوردند. براساس تصاویر ماهواره‌ای، این پهنه آبی در برخی سال‌ها حتی تا خشک شدن پیش رفته یا در سال‌های پرآبی در حد ۲۵۰ تا ۳۰۰ هکتار آب داشته است.»

کنعانی: سال ۸۷ مجوزی برای فرآوری شورابه‌های فسیلی صادر شد، اما برخلاف شرطی که در مجوز ذکر شده بود (که اجازه تخلیه پرتاب به تالاب اینچه داده نمی‌شد)، از سال ۸۷ تا کنون تخلیه پساب به تالاب ادامه دارد

اینچه به‌دلیل وجود آرتیمیا (گونه شاخص تالاب) برای پرندگان آبزی که برای زمستان‌گذاری به این منطقه می‌آیند، اهمیت دارد. بااین‌حال، از سال ۱۳۸۷ تخریب تدریجی تالاب شرایط زیست را برای همه زیستمندان دشوار کرده است. «سال ۸۷ مجوزی برای فرآوری شورابه‌های فسیلی صادر شد، اما برخلاف شرطی که در مجوز ذکر شده بود (که اجازه تخلیه پرتاب به تالاب اینچه داده نمی‌شد)، از سال ۸۷ تاکنون، تخلیه پساب به تالاب ادامه دارد.»

تخلیه پساب به اینچه به‌گفته کنعانی باعث تخریب اکولوژیک تالاب شده است و از عملکرد طبیعی آن کاسته. ضمن اینکه به کاهش مساحت پهنه آبی تالاب منجر شده است. «طبق اعلام وزارت نیرو، پهنه تالاب ۳۱۰ هکتار بوده، درحالی‌که پهنه آبی موجود به‌واسطه ورود پساب به یک‌هزار هکتار افزایش یافته است. این وضعیت به‌طور عمده اراضی مرتعی اطراف تالاب را تحت‌تأثیر قرار داده و عملاً یک سد باطله یک‌هزار هکتاری به‌وجود آورده است. از این یک‌هزار هکتار، ۳۱۰ هکتار به‌طور قانونی ماهیت تالاب دارند و ۶۹۰ هکتار باقیمانده به اراضی مرتعی تعلق دارد که آسیب دیده‌اند.»

یک‌دهه پس از تخلیه پساب یعنی در سال ۱۳۹۷ پیگیری‌هایی برای اصلاح شرایط آغاز و کانسار خزر ملزم شد تا برنامه مدیریت محیط‌زیستی و روش‌های بهینه‌سازی پساب را تدوین کند. «تزریق پساب‌ها به اعماق زمین به‌عنوان راهکار پیشنهاد این برنامه توسط شرکت «شوراب ید گلستان» از سال ۹۸ اجرایی شد. چهار سال بعد، یعنی از سال ۱۴۰۲، شرکت مذکور به‌طور کامل پساب‌ها را به اعماق زمین تزریق کرده است. بااین‌حال، شرکت کانسار خزر همچنان به تخلیه پساب‌ها به تالاب اینچه ادامه می‌دهد.»

کنعانی: ابتدا باید تخلیه پساب‌ها متوقف و در ادامه رسوبات بستر تالاب جمع‌آوری و پاکسازی شوند. در گام سوم نیز جریانات تالاب که در جنوب و شرق آن آسیب دیده‌اند باید به وضعیت سابق بازگردند تا آبگیری مجدد از رواناب‌های منطقه ممکن شود

محیط‌زیست بارها از کانسار خزر خواسته مانند شرکت شوراب ید گلستان، پساب‌ها را به اعماق زمین تزریق کند و هیچ تخلیه پسابی به تالاب اینچه انجام ندهد؛ هرچند این خواسته تاکنون اجرا نشده است. «ما در اداره‌کل محیط‌زیست گلستان به‌همراه اداره‌کل جهادکشاورزی و منابع‌طبیعی استان مطالعات احیای تالاب را انجام داده‌ایم. نتایج این مطالعات نشان می‌دهند ابتدا باید تخلیه پساب‌ها متوقف و در ادامه رسوبات بستر تالاب جمع‌آوری و امحا شوند. در گام سوم نیز جریانات تالاب در جنوب و شرق باید به وضعیت سابق بازگردند تا آبگیری مجدد از رواناب‌های منطقه ممکن شود.»

آیا محیط‌زیست باتوجه‌به اجرا نشدن خواسته‌هایش به دستگاه قضائی مراجعه کرده است؟ پاسخ کنعانی به این پرسش «آری» است. «باتوجه‌به اینکه شرکت کانسار خزر اقدامات لازم را انجام نداده، خسارات واردشده به تالاب محاسبه و پرونده‌ای در مرجع قضائی در حال رسیدگی است. خواسته‌های این پرونده شامل توقف تخلیه پساب‌ها، رفع آلودگی‌ها و محاسبه خسارات است. البته، طبق قانون حفاظت از خاک، سازمان جهادکشاورزی و منابع‌طبیعی مسئول احیای اراضی مرتعی و جبران خسارات ناشی از تخریب هستند.»

آیا مساحت این پهنه آبی پس از کاهش تخلیه پساب کاهش داشته؟ از نظر کنعانی کاهش با انجام تعهدات کانسار خزر اتفاق می‌افتد. «از سال ۱۴۰۲ سایت «شوراب ید گلستان» که جزو واحدهای همکار کانسار خزر است، راه‌اندازی شد، آنها ۱۲ حلقه چاه تزریق زده‌اند و در حال حاضر ۱۴۰ لیتر پساب در ثانیه را به اعماق زمین تزریق می‌کنند. از نظر ما، این واحد آلایندگی ندارد. اما همچنان کانسار خزر آلایندگی دارد و باید به تعهداتش عمل کند.»

 

پرونده تخلف را تنظیم کرده‌ایم

«حمید سلامتی»، مدیرکل منابع‌طبیعی و آبخیزداری استان گلستان، نیز درباره اقدامات این اداره برای جلوگیری از ورود پساب به اینچه و تخریب بیشتر مراتع از شکایت به دستگاه قضا خبر می‌دهد: «از‌آنجاکه مراتع تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند‌، من هم پرونده تخلفی را تنظیم و به دادگاه ارائه کرده‌ام.»

دوم دی‌ماه ۱۴۰۲ زمانی‌که «علی سلاجقه»، ریاست سازمان حفاظت محیط‌زیست، را برعهده داشت‌، در سفر به استان گلستان از شرکت کانسار خزر و تالاب اینچه بازدید کرد. آن زمان او اعلام کرد بخشی از پساب کارخانه کانسار خزر به مقدار ۲۴۰ لیتر بر ثانیه همچنان به تالاب اینچه وارد می‌شود که باید هرچه سریعتر در یک بازه زمانی مشخص ساماندهی شود.

به‌گفته او، معمولاً کانسارهای این منطقه با آلودگی‌های عناصر سنگین همراه هستند و اگر این عناصر سنگین در منابع آب و خاک تزریق شود، تنوع زیستی منطقه را با مشکل مواجه می‌کنند و زمانی که هم بارش‌ها کافی نباشد و بستر تالاب خشک باشد، برخاستن این عناصر که پیش‌تر وارد تالاب شده، خطر این گردوغبار را افزایش می‌دهد. «حدود هشت چاه تزریق در این مجموعه وجود دارد که این پساب ۱۶۰ لیتری جذب می‌کند. از نظر ریالی نیز حدود ۲۰۰ میلیارد تومان هزینه کرده‌اند که از نظر ما اقدامات مثبتی است. اما در بحث ۲۴۰ لیتر بر ثانیه باقی مانده، مجموعه کانسار خزر باید هرچه سریعتر کارش را انجام دهد. متأسفانه این مقدار اکنون به تالاب اینچه رهاسازی می‌شود که باید هرچه سریعتر در یک بازه زمانی مشخص ساماندهی شود که باتوجه‌به رویکردی که اکنون در سرمایه‌گذار می‌بینم، با استفاده از روش‌های علمی این کار نیز به‌زودی انجام خواهد شد.»

از دی ۱۴۰۲ بیش از یک سال گذشته اما «به‌زودی» مدنظر رئیس سابق سازمان حفاظت محیط‌زیست محقق نشده و کانسار خزر همچنان به تعهدات خود عمل نکرده و همین موضوع باعث شده است دو اداره‌کل متولی در حوزه حفاظت از طبیعت به مراجع قضائی مراجعه کنند،‌ شاید شرکت ناچار به انجام تعهداتش شود.

 

طبل، بوق و عروسک در نمایشگاه گردشگری چه دردی را درمان می‌کنند؟

نمایشگاه‌های گردشگری در سراسر جهان، ویترین صنعت سفر و مهمترین بستر برای تعامل میان فعالان این حوزه، سرمایه‌گذاران و گردشگران بالقوه محسوب می‌شوند. اما آنچه در نمایشگاه‌های گردشگری ایران شاهد هستیم، فاصله‌ای معنادار با استانداردهای جهانی دارد. متأسفانه، به‌جای تمرکز بر توسعه اقتصادی، عقد قراردادهای همکاری و معرفی ظرفیت‌های واقعی گردشگری کشور، نمایشگاه‌ها به جشنواره‌ای از برنامه‌های عوام‌پسند تبدیل شده‌اند.

 

معیارهای موفقیت در نمایشگاه‌های گردشگری بین‌المللی

در نمایشگاه‌های معتبر جهانی مانند ITB برلین، WTM لندن و FITUR مادرید، چند عامل کلیدی موفقیت نمایشگاه را تضمین می‌کنند: ۱. تمرکز بر تعاملات تجاری (B2B): در این نمایشگاه‌ها، مذاکرات حرفه‌ای بین سرمایه‌گذاران، هتل‌داران، ایرلاین‌ها، تورگردانان و مقامات گردشگری کشورها برقرار می‌شود و به امضای قراردادهای همکاری منجر می‌شود. ۲. برگزاری نشست‌های تخصصی و آموزشی: در پنل‌های تخصصی، کارشناسان برجسته صنعت گردشگری درباره آینده سفر، دیجیتال مارکتینگ، گردشگری پایدار و تکنولوژی‌های نوین سخنرانی می‌کنند. ۳. معرفی نوآوری و فناوری‌های جدید: در نمایشگاه‌های موفق، استارتاپ‌های گردشگری، فناوری‌های مبتنی‌بر هوش مصنوعی، واقعیت‌افزوده (AR/VR) و سیستم‌های رزرواسیون هوشمند معرفی می‌شوند. ۴. ارائه تجربه‌های واقعی و فرهنگی، نه صرفاً سرگرمی: به‌جای نمایش‌های سطحی، بر معرفی مستند و علمی میراث فرهنگی، گردشگری تاریخی و اکوتوریسم تمرکز می‌شود.

 

چالش‌های نمایشگاه‌های گردشگری در ایران

در مقابل، نمایشگاه‌های گردشگری ایران بیشتر شبیه یک «جشنواره محلی» شده‌اند تا یک رویداد حرفه‌ای. چند مشکل اساسی در این نمایشگاه‌ها مشاهده می‌شود: ۱. جای خالی مذاکرات تجاری و قراردادهای همکاری: درحالی‌که هدف اصلی نمایشگاه باید جذب سرمایه‌گذار و توسعه گردشگری باشد، بیشتر غرفه‌ها فقط به نمایش نمادین و پذیرایی از بازدیدکنندگان عمومی مشغول‌اند. ۲. غلبه برنامه‌های عوام‌پسند بر محتوای تخصصی: بوق و طبل، عروسک‌گردانی، نمایش‌های آیینی و جنگ شادی شاید جمعیت را جذب کنند، اما کمکی به توسعه گردشگری حرفه‌ای نمی‌کنند. ۳. ضعف در معرفی نوآوری‌ها و فناوری‌های گردشگری: در نمایشگاه‌های معتبر جهانی، گردشگری دیجیتال، پلتفرم‌های هوشمند، بلاک‌چین در سفر، و واقعیت مجازی نقش پررنگی دارند، اما در ایران هنوز چنین مفاهیمی جایگاه چندانی در نمایشگاه‌ها ندارند. ۴. نبود پوشش بین‌المللی و رسانه‌ای قوی. در رویدادهای موفق جهانی، خبرنگاران و رسانه‌های تخصصی گردشگری از سراسر دنیا حضور دارند، اما نمایشگاه‌های ایران از نظر رسانه‌ای هنوز به سطح بین‌المللی نرسیده‌اند.

 

راهکارهایی برای بهبود نمایشگاه‌های گردشگری در ایران

برای اینکه نمایشگاه‌های گردشگری ایران به استانداردهای جهانی نزدیک شوند و تأثیر اقتصادی داشته باشند، باید تغییرات اساسی در نحوه برگزاری آنها صورت گیرد: ۱. ایجاد فضای رسمی برای مذاکرات B2B و عقد قراردادهای همکاری، ۲. برگزاری پنل‌های تخصصی با حضور کارشناسان صنعت گردشگری، ۳.حمایت از استارتاپ‌های گردشگری و معرفی فناوری‌های جدید در صنعت سفر، ۴. تولید محتوای حرفه‌ای و علمی برای معرفی واقعی ظرفیت‌های گردشگری ایران، ۵. جذب سرمایه‌گذار خارجی و ارائه بسته‌های سرمایه‌گذاری در گردشگری.

درنهایت، نمایشگاه گردشگری اگر به‌درستی برگزار شود، می‌تواند به رونق اقتصادی و توسعه پایدار صنعت گردشگری کمک کند. اما اگر نمایشگاه‌ها صرفاً به محلی برای اجرای برنامه‌های سرگرمی و شوهای نمایشی تبدیل شوند، نه‌تنها تأثیری بر رشد گردشگری نخواهند داشت بلکه اعتبار ایران در عرصه بین‌المللی را نیز کاهش خواهند داد. اکنون زمان آن رسیده است مسئولان برگزاری نمایشگاه‌های گردشگری، از نمایشگاه‌های معتبر جهانی الگو بگیرند و نمایشگاه‌های ایران را از یک رویداد تفریحی به بستری برای توسعه صنعت گردشگری تبدیل کنند.

از هیاهوی رسانه‌ای تا تحلیل علمی

در روزهای اخیر، انتشار گزارش‌هایی درباره وقوع تعرض‌های جنسی در محیط‌های درمانی و سایر بخش‌های جامعه نگرانی‌های گسترده‌ای ایجاد کرده است. این موارد، هرچند هولناک و محکوم شدنی هستند، اما نباید منجر به کلی‌گویی و تعمیم این رفتارها به یک صنف یا گروه خاص شود. در هر قشر و طبقه‌ای، افراد شرافتمند و در مقابل، کسانی که دچار انحرافات اخلاقی و رفتاری هستند، وجود دارند. بنابراین، برای درک صحیح این پدیده‌ها و یافتن راهکارهای پیشگیری، ضروری است که با نگاهی علمی به بررسی عوامل زمینه‌ساز چنین رفتارهایی در جامعه بپردازیم.

یکی از مهمترین دلایل بروز ناهنجاری‌های اخلاقی و رفتاری در جامعه، شرایط اجتماعی و فرهنگی آن است. افزایش فشارهای اقتصادی، نبود آموزش‌های کافی در زمینه مهارت‌های زندگی، ضعف در تربیت اخلاقی، گسترش فرهنگ خشونت و نبود نظارت‌های مؤثر، همگی می‌توانند زمینه‌ساز رفتارهای ناهنجار شوند. در جوامعی که فضای گفت‌وگو و آموزش‌های جنسی سالم نادیده گرفته می‌شود، آسیب‌های اجتماعی ازجمله آزار جنسی، سوءاستفاده از قدرت و بی‌اعتمادی عمومی بیشتر می‌شود.

علاوه‌بر عوامل اجتماعی، مشکلات روانشناختی و فردی نیز نقش مهمی در این مسئله دارند. بسیاری از افرادی که مرتکب رفتارهای غیراخلاقی می‌شوند، دچار مشکلات روانی مانند اختلالات شخصیت، انحرافات جنسی، پرخاشگری کنترل‌نشده یا آسیب‌های دوران کودکی هستند. در جوامعی که سلامت روان به‌درستی موردتوجه قرار نمی‌گیرد، احتمال بروز چنین رفتارهایی افزایش می‌یابد. افراد بیمار یا دارای مشکلات درمان‌نشده ممکن است در موقعیت‌هایی که قدرت و اختیار دارند، از آن سوءاستفاده کنند.

از سوی دیگر، ضعف در دستگاه‌های نظارتی و قضائی نیز به این معضل دامن می‌زند. عدم برخورد قاطع با مجرمان، نبود قوانین شفاف و سختگیرانه و ضعف در نظارت‌های مستمر، به افراد فرصت‌طلب این امکان را می‌دهد که بدون واهمه از مجازات، مرتکب چنین اعمالی شوند. دستگاه‌های قضایی و نظارتی اگر با قاطعیت و دقت عمل نکنند، باعث ایجاد احساس بی‌عدالتی و ناامنی در جامعه خواهند شد.

نقش رسانه‌ها و فضای مجازی در این میان بسیار پررنگ است. رسانه‌ها می‌توانند در اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی مؤثر باشند، اما در برخی مواقع باعث ایجاد هیجان‌های کاذب، تعمیم‌های نادرست و حتی تضعیف اعتماد عمومی می‌شوند. انتشار گسترده اخبار بدون تحلیل دقیق، می‌تواند باعث شود که کل یک صنف یا گروه اجتماعی زیر سؤال برود. این امر نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند بلکه موجب بی‌اعتمادی عمومی و خدشه‌دار شدن اعتبار افراد شرافتمند در همان صنف می‌شود.

برای کاهش این نوع رفتارهای ناهنجار، راهکارهای اساسی متعددی وجود دارد. آموزش صحیح و آگاهی‌بخشی، از مهمترین این راهکارهاست. باید مهارت‌های زندگی، آگاهی درباره حقوق فردی و اجتماعی و مباحث مربوط به سلامت روان و کنترل خشم در نظام آموزشی گنجانده شود. همچنین، تقویت دستگاه‌های نظارتی و قضائی، اجرای قوانین سختگیرانه، نظارت مستمر بر محیط‌های کاری و درمانی و ایجاد فضایی امن برای گزارش موارد تخلف ضروری است. توجه به سلامت روان نیز یکی دیگر از راهکارهای کلیدی است. باید امکان مشاوره و درمان برای افرادی که مشکلات روانی دارند، فراهم شود تا قبل از تبدیل‌شدن به یک معضل اجتماعی، تحت‌درمان قرار گیرند. درنهایت، اصلاح فرهنگ عمومی، ترویج اخلاق اجتماعی، گسترش فرهنگ گفت‌وگو و کاهش تابوهای مرتبط با مسائل جنسی و اخلاقی، می‌تواند به افراد کمک کند تا در فضایی سالم و آگاهانه رفتار کنند.

وقوع ناهنجاری‌های اجتماعی، نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر در ساختار فرهنگی، اجتماعی و روانی جامعه است. به‌جای برخوردهای هیجانی و کلی‌گویی، باید این پدیده‌ها را از ریشه بررسی کرد و به‌دنبال راهکارهای اساسی بود. جامعه‌ای که برای آموزش، سلامت روان، نظارت قانونی و اخلاق عمومی ارزش قائل باشد، می‌تواند به‌تدریج میزان این رفتارهای ناهنجار را کاهش دهد.

جادوی درمان در سرزمین آفتاب

پیش‌همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در گردشگری پزشکی ایران هفته گذشته با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، استاندار خوزستان، نمایندگان مجلس، سخنگوی وزارت امور خارجه و جمعی از سفرا و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برگزار شد. این همایش درحالی تلاش دارد مسئولان و متولیان بخش خصوصی گردشگری سلامت را گرد هم آورد که سال‌هاست درباره تولی‌گری این حوزه میان چند وزارتخانه اختلاف‌نظر وجود دارد. در پیش‌همایشی که در تهران برگزار شد نیز جای وزرای گردشگری و بهداشت که کلیدی‌ترین نقش را در این حوزه دارند، خالی بود. هرچند نمایندگانی از این وزارتخانه‌ها برای تبیین سیاست‌های مربوطه حضور داشتند، بااین‌همه نباید فراموش کرد که مهمترین پیش‌شرط توجه بخش دولتی به حوزه گردشگری پزشکی و افزایش توان جذب سرمایه در این حوزه، تعامل سازنده و حضور اثرگذار متولیان این حوزه در کنار یکدیگر است.

 

استراتژی‌های دولت در تقویت گردشگری سلامت

در نشستی که هفته گذشته برگزار شد، «احمد میدری» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به برنامه‌های دولت برای توسعه گردشگری سلامت و استفاده از ظرفیت‌های پزشکی ایران تأکید کرد. او با تأکید بر اینکه دولت تصمیم دارد موانع تجاری، اداری و قانونی ورود گردشگران پزشکی را کاهش دهد تا روند ورود بیماران خارجی سریع‌تر و راحت‌تر صورت گیرد، گفت: «ظرفیت‌های پزشکی ایران، به‌ویژه در زمینه‌هایی چون پیوند اعضا و جراحی‌های پیشرفته، از جمله نقاط قوت کشور به‌شمار می‌رود و باید به‌طور هدفمند از این ظرفیت‌ها بهره‌برداری شود.» وزیر رفاه معتقد است: «با سرمایه‌گذاری مناسب، کاهش موانع تجاری و اداری و مشارکت فعال بخش خصوصی، می‌توانیم گردشگری سلامت را به یکی از محورهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل کنیم.» او همچنین از گسترش ارتباطات با کشورهای همسایه به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و درمانی صحبت کرد و این همایش را فرصتی برای توسعه این روابط دانست.

میدری در بخشی از سخنانش اشاره کرد دولت برنامه‌ای جدی برای توسعه روابط بین‌المللی و گسترش همکاری با کشورهای منطقه دارد. او تأکید کرد گردشگری سلامت، نه‌تنها یک فرصت اقتصادی است بلکه به تقویت دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در سطح جهانی هم کمک می‌کند. باتوجه‌به توانمندی‌های پزشکی ایران، به‌ویژه در حوزه‌های خاصی مانند درمان ناباروری، جراحی‌های قلب و ارتوپدی، می‌توان با برگزاری همایش‌هایی مشابه، ایران را به مقصد اصلی گردشگران سلامت در منطقه تبدیل کرد.

وزیر رفاه بر توسعه زیرساخت‌های گردشگری سلامت در مناطق مرزی ایران، به‌ویژه خرمشهر و آبادان، تأکید کرد. میدری با اشاره به همکاری گسترده بخش خصوصی، به‌خصوص صندوق بازنشستگی تأمین اجتماعی، گفت مشارکت فعال این بخش می‌تواند زمینه‌ساز رشد و توسعه سریع‌تر گردشگری سلامت در کشور شود.

 

خرمشهر و آبادان در حال حاضر مقصد عمده گردشگران سلامت هستند

«علیرضا تابش»، مدیرعامل هگتا، در سخنرانی خود در این مراسم به اهمیت گردشگری سلامت در توسعه اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی پرداخت و گفت: «در جهان امروز، به‌ویژه در منطقه غرب آسیا، گفتمان‌های متعددی با هدف ایجاد ثبات و توسعه پایدار شکل گرفته‌اند. از ائتلاف‌های امنیت‌محور که بر مسائل نظامی و امنیتی تمرکز دارند، تا ائتلاف‌های رفاه‌محور که به بهبود کیفیت زندگی می‌پردازند. اما امروز، ما در حال ورود به یک مرحله جدید از همکاری‌های منطقه‌ای هستیم که آن را «ائتلاف سلامت‌محور» می‌نامیم که با هدف ارتقای سلامت عمومی، توسعه زیرساخت‌های بهداشتی و درمانی و بهبود دسترسی به خدمات درمانی در سطح منطقه شکل می‌گیرد. این همکاری‌ها شامل تبادل دانش و فناوری، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های درمانی و ایجاد زیرساخت‌های بهداشتی مدرن خواهد بود. یکی از مهمترین پیامدهای این ائتلاف، افزایش تاب‌آوری کشورهای منطقه در برابر بحران‌های بهداشتی و شیوع بیماری‌های همه‌گیر است. همچنین، این همکاری‌ها می‌تواند به توسعه پایدار و افزایش کیفیت زندگی شهروندان منطقه کمک کند. بدون شک، سلامت عمومی یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار است و این ائتلاف می‌تواند نقشی کلیدی در تحقق این هدف ایفا کند.» او در ادامه سخنانش به ظرفیت‌های موجود در ایران و به‌طور ویژه استان خوزستان اشاره کرد و گفت: «ایران با برخورداری از زیرساخت‌های پیشرفته پزشکی، کادر درمانی متخصص و هزینه‌های رقابتی درمان، یکی از مقاصد مهم گردشگری پزشکی در منطقه محسوب می‌شود. شهرهایی مانند تهران، مشهد، شیراز، تبریز و اصفهان به‌دلیل بیمارستان‌های مجهز و استانداردهای بالا، پذیرای بیماران خارجی بسیاری هستند. استان خوزستان، نیز طی سال‌های اخیر، میزبان گردشگران عراقی بوده که با هدف درمان، وارد کشور می‌شوند و بر ماست که این فرصت را قدر بدانیم و ضمن بسترسازی و توسعه زیرساخت‌ها، ظرفیت‌های لازم را برای ارائه خدمات مطلوب ایجاد کنیم و از این راه، ضمن توسعه اشتغالزایی برای جامعه محلی، گفتمان صلح و دوستی بین دو کشور را عمق بیشتری ببخشیم.»

در ادامه این برنامه «ارسطو یاری‌حصار»، دبیر این همایش، به اهمیت گردشگری پزشکی به‌عنوان یکی از پویاترین و سودآورترین صنایع جهانی پرداخت و گفت: «آمارها نشان می‌دهند به‌طور متوسط سالانه ۵۰ هزار بیمار خارجی برای دریافت خدمات درمانی وارد خوزستان می‌شوند.» او چهار هدف کلیدی این همایش را ایجاد تعامل بین بخش دولتی و خصوصی در حوزه گردشگری پزشکی، توسعه زیرساخت‌های گردشگری پزشکی در استان خوزستان، به‌ویژه در شهرهای خرمشهر و آبادان، ایجاد شبکه‌های همکاری بین ایران و کشورهای همسایه برای جذب گردشگران پزشکی و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تدوین پروژه‌های عمرانی و فنی در حوزه گردشگری سلامت، عنوان کرد. به‌گفته او، مهمترین خروجی‌ مورد انتظار از همایشی که اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار می‌شود، تدوین سند چشم‌انداز گردشگری پزشکی تا سال ۱۴۱۴ است. براین‌اساس، برنامه‌های اجرایی و عملیاتی برای توسعه گردشگری سلامت انجام می‌شود، همچنین تعریف چارچوب‌های همکاری بین نهادهای مختلف دولتی و خصوصی صورت می‌پذیرد. او در ادامه با اشاره خروجی‌های دیگر این همایش از جمله تعریف بسته‌های سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری پزشکی، سلامت و درمان و درنهایت جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای توسعه زیرساخت‌های پزشکی و گردشگری اشاره کرد.

شاید بهتر باشد برای حفظ سرمایه‌های انسانی متخصص در حوزه پزشکی و همچنین کوتاه کردن دست دلالان از یکی از پردرآمدترین اشکال گردشگری در کشور نیز سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی دقیقی صورت گیرد

هرچند به‌گفته سخنرانان و مسئولان حاضر در این همایش، ایران ظرفیت‌های بسیاری در حوزه گردشگری سلامت دارد، اما درعین‌حال مخاطرات بسیاری این ظرفیت را تهدید می‌کند و باعث می‌شود ترکیه در منطقه خاورمیانه نبض این بازار را به‌ دست گیرد. موج مهاجرت کادر پزشکی و متخصصانی که آمار خروجشان از کشور هر روز در حال افزایش است و همچنین روند رو‌به‌رشد فعالیت دلالان در عرصه گردشگری پزشکی مواردی بود که در پیش‌همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری چندان مورد اشاره قرار نگرفت. شاید بهتر باشد برای حفظ سرمایه‌های انسانی متخصص در حوزه پزشکی و همچنین کوتاه کردن دست دلالان از این حوزه که یکی از پردرآمدترین اشکال گردشگری است نیز سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی دقیقی صورت گیرد. اهمیت توجه به این آسیب‌ها و تلاش در جهت رفع آنها اگر بیشتر از اهمیت توسعه زیرساخت‌های گردشگری پزشکی در شهرهای خرمشهر و آبادان، با تمام آسیب‌های به‌جا‌مانده از جنگ بر تن و چهره‌شان، نباشد، کمتر نیست. 

۹ شنبه ناقابل

دروس تک‌زنگ یا تک‌ساعت موجود در برنامه هفتگی دبیرستان‌ها و نیز دروس موجود در برنامه هفتگی شناور دوره ابتدایی، یعنی دروسی که توسط معلم ثابت کلاس تدریس نمی‌شوند، وضعیت جالبی دارند. فرض کنید دبیری در کلاس هفتم، درس تفکر و پژوهش را به‌مدت دو ساعت در هفته و شنبه‌ها تدریس می‌کند یا معلمی تدریس یک‌‌ درس‌ تک‌زنگ یا یک-دوساعته پایه ششم در دوره ابتدایی را در شنبه‌ها برعهده‌ دارد. معمولاً معلمان این قبیل کلاس‌ها طی سال ۳۰ بار با این کلاس‌ها کار دارند و البته ممکن است دو-سه نوبت هم به‌دلایل گوناگون و منطقی، این کلاس‌ها به تعطیلی بخورد. ولی اکنون که در انتهای بهمن‌ماه هستیم و بیش از نیمی از سال سپری شده است، تاکنون در تهران ۹ بار شنبه‌ها به تعطیلی کشانده شده است. یعنی از ۳۰ نوبت تدریس برنامه درسی پیش‌بینی‌شده برای این دروس، ۹ نوبت سوخته و تنها ۲۱ نوبت باقی مانده است. درواقع، اگر هیچ تعطیلی ناخواسته دیگری رخ ندهد، معلم مجبور است همان برنامه درسی را که برای‌ تدریس در ۳۰ جلسه در نظر گرفته شده است، در ۲۱ جلسه به اتمام برساند. این‌ ماجرا برای دروس دوزنگه و سه‌زنگه(یک‌ جلسه شنبه‌ها و یک یا دو جلسه روزهای دیگر) نیز صدق می‌کند. خواهش می‌کنم نگویید مدرسه که تعطیل می‌شود، تدریس که تعطیل نمی‌شود و آموزش غیرحضوری یا آنلاین جای آن را می‌گیرد. شوخی که نداریم و همه با کیفیت روش‌های تدریس غیرحضوری و تجهیزات و پلتفرم‌های موجود و میزان آشنایی معلمان با چگونگی تدریس در فضاهای مجازی آشنا هستیم. به این موارد اضافه کنید نابرابری موجود در دسترسی همه دانش‌آموزان به اینترنت و برق و نیز تجهیزات لازم مانند تلفن همراه، کامپیوتر، لپ‌تاپ و …، حضور پدران و مادران در هنگام یادگیری الکترونیکی نزد فرزندان خود و ده‌ها مشکل دیگر موجود در زمینه آموزش غیرحضوری را. به‌این‌ترتیب، ضمن اینکه کیفیت آموزش و از آن مهمتر تربیت و یادگیری مهارت‌های جنبی مدرسه‌ای را زیر مسلخ برده‌ایم، بر بی‌عدالتی آموزش و از آن پردامنه‌تر بی‌عدالتی اجتماعی دامن زده‌ایم. مسئولان همه‌چیزدان کشور! بس است دیگر، به تعطیلات الکی پایان دهید و بیشتر از این عدالت را سر نبرید!‌

کالبدشکافی جان و نان

خبرکوتاه بود اما دردناک و جانسوز. جوانی ۱۹ساله که به قصد کسب علم و دانش به ام‌القرای اسلام و پایتخت ایران آمده بود، جان خود را به تکه‌نانی باخت! ماجرای قتل جوان شهرستانی موجب غم و اندوه شهروندان کشور شده است. با وجود آنکه در طول سال، شاید صدها پدیده کیف‌قاپی یا سرقت از شهروندان تهرانی صورت می‌گیرد، اما قتل او از منظر انسان‌گرایانه و جامعه‌شناختی تأثیر عمیقی بر قلب و روح افکار عمومی گذاشته است.

بنابراین، بررسی پدیده مرگ تلخ و ناگوار او از منظر افکار عمومی واجد نکات ذیل است: ۱- وزارت علوم در میان ده‌ها واحد درسی به‌دردنخور و فاقد اهمیت کاربردی، بد نیست در هنگامه چالش جامعه برای کسب نان و حفظ جان، واحد درسی (حفظ جان) برای آموزش دانشجویان در مقابل «روایت جان و نان» سارقان و اشرار تهیه کند تا به‌طور اجباری به آنها آموزش دهد که درصورت مواجهه با جرایم خشن و زورگیران، حفظ جان بر نان مرجح شود‌! ۲- شهروندان تهرانی در آزمون انسان‌گرایانه با وجود رفتارهای مثبت در گذشته، این‌بار به‌دلیل کم‌توجهی به ناله‌های انسانی زخم‌خورده به‌دلیل عدم کمک فوری برای حفظ جان شهروند شهرستانی، نمره مردودی گرفتند. ای کاش تصاویر دوربین مداربسته را نمایش نمی‌دادند تا نامردمی رانندگان عبوری بیش‌ازاین عریان نشود. تصاویر دوربین مداربسته نشان می‌دهد اتومبیل‌های عبوری در بزرگراه جلال‌ آل‌احمد، آن‌چنان به دانشجوی زخمی و دردمند توجهی نشان نمی‌دهند. ۳ـ شهروندان تهرانی سهم خود از مالیات و بودجه ملی را می‌پردازند تا بلکه امنیت نیمه‌جانی در کلانشهر کسب کنند. بنابراین، وظیفه نیروهای امنیتی و انتظامی است که گشت‌های موتوری ورزیده‌ای در حوالی خوابگاه‌های دانشجویی تهران مستقر کنند تا از بروز حوادث تلخ این‌چنینی جلوگیری شود. طبعاً برچیدن نیروهای امنیتی از سطح شهر و استقرار آنها در حوالی دانشگاه تهران برای جلوگیری از فراخوان تجمع معترضان حصر، فرصت خوبی را در اختیار سارقان و زورگیران تهرانی قرارداده است. هرچند اگر آمار زورگیری و سرقت در روز ۲۵ بهمن از طریق مرکز اطلاع‌رسانی پلیس منتشر شود، ناامنی موجود در کلانشهر تهران، در چنین روزی برای شهروندان قابل‌تأمل خواهد بود. بی‌گمان اغلب دانشجویان شهرستانی به‌خاطر علم‌آموزی و کسب‌وکار وسایل آموزشی از قبیل لپ‌تاپ و موبایل کاربردی را به‌طور روزانه همراه کوله‌پشتی با خود حمل می‌کنند که از نظر مالی برای آنان ارزش دوچندانی دارد. بنابراین، شاید یک دلیل زخم خوردن که در دوربین مداربسته مکتوم است، مقاومت دانشجوی شهرستانی در مقابل سارقان زورگیر بوده که متأسفانه زخم کاری را به او وارد کردند. ۴- شتابزدگی در «روایت قتل علی‌محمد خالقی درمیان» و نه «امیر محمد خالقی» که خود قاری قرآن و مداح مشهدی است، از طریق برخی رسانه‌های مکتوب و مجازی نشان داد که چه تعداد افراد غیرحرفه‌ای در رسانه‌های ایران مشغول به کار هستند که اصلاً توجهی به اطلاعیه‌های رسمی وزارت علوم و دانشگاه تهران ندارند و اسم جعلی دیگری را در متن خبر خود لحاظ کرده‌اند. ۵- روایت قتل فجیع علی‌محمد خالقی درمیان که از شهروندان استان خراسان‌جنوبی مایه نگرانی و تأسف بسیار خانواده‌های ایرانی شد، به‌خصوص خانواده‌هایی که هم‌اینک دانشجویانی در کلانشهر تهران دارند و این خبر ناخواسته نگرانی‌هایی را در بین آنان دامن می‌زند. مرگ دلخراش یک جوان ۱۹ساله، موج ناامنی روانی در جامعه را رقم زد. بنابراین پلیس، نهادهای امنیتی و قوه قضائیه باید در اسرع‌وقت پیگیر دستگیری و محاکمه سارقان و زورگیران ناجوانمرد باشند تا به‌ترتیبی امنیت روانی جامعه حفظ شود. در طول هفته شاید ده‌ها مورد سرقت و زورگیری منجر به ضرب و جرح و فوت شهروندان صورت گیرد، اما اهمیت این ماجرا موجب نگرانی خانواده‌ها و جامعه دانشگاهی است که باید هرچه سریع‌تر برای پیشگیری از فجایع آتی شهروندان راهکارهایی اندیشیده شود. ۶- حالا می‌توان متوجه شد که افزایش نرخ دلار و تورم حاصل از آن چه تبعات اجتماعی و اقتصادی به‌دنبال دارد. بنابراین، وظیفه دولت است که با متولیان افزایش نرخ دلار در دولت برخورد کند تا دیگر وزیر اقتصاد با شنیدن نرخ افزایش ارز مدعی نشود وظیفه او حفظ ارزش پول ملی نیست. در یک نگاه جامعه‌شناختی رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، دولت، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و شهروندان تهرانی و رسانه‌ها در بروز این قتل دردناک از منظری مقصرند.

کافی است هریک از این سازمان‌ها و اشخاص حقیقی و حقوقی وظایف نهادی خود را یک‌بار دیگر مرور کنند تا به کنه قصور و تقصیر خود در ماجرای قتل پی ببرند. چالش نان و جان، روایت جانکاهی است که هر قدر مردمان فقیر در یافتن قوت لایموتشان ناتوان‌تر باشند، جان شهروندان بی‌گناه ایرانی بیشتر در معرض خطر است. پس نباید گفت تحریم‌ها، افزایش نرخ دلار و قس‌علی‌هذا اعتباری ندارند.

هنگامه جیره‌بندی آب

طبق آخرین گزارش وزارت نیرو، سال آبی جاری یکی از خشک‌ترین سال‌های آبی در نیم‌قرن اخیر بوده و با رکورد کاهش ۵۰ درصدی بارش نسبت به متوسط سالیانه کشور، در ماه‌های آینده شرایط سختی را درصورت ادامه کاهش نزولات جوی، پیش روی کشور در سال ۱۴۰۴ خواهد گذاشت. استان تهران نیز از این وضعیت مستثنا نبود و با بارش ۷۵ میلی‌متر از ابتدای سال آبی تاکنون به‌نحوی است که کاهش بارش در این استان نسبت به متوسط ۵۷ سال اخیر به‌میزان ۴۰ درصد رسیده است. باتوجه‌به اینکه تهران به‌عنوان پایتخت کشور چنانچه به‌علت کمبود آب شرب به مرحله جیره‌بندی وارد شود، به‌ناچار شرایط بحرانی توزیع آب شرب را باید در تهران اعلام کرد، ضروری است که دولت چهاردهم از هم‌اکنون اقدامات پدافندی ویژه‌ای برای کاهش اثرات خشکسالی در تهران برنامه‌ریزی و سپس اجرا کند تا خسارت ناشی از محدودیت تأمین آب شرب به حداقل برسد.

آخرین اطلاعات از ذخایر پنج سد مخزنی تأمین‌کننده قسمتی از آب شرب تهران نشان می‌دهد از مجموع حجم یک‌هزار و ۵۰۰ میلیون مترمکعبی پنج سد لتیان، ماملو، لار، کرج و طالقان تنها حجمی معادل ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب در مخازن این سدها موجود است و باتوجه‌به ادامه کاهش شدید نزولات جوی، احتمال افزایش حجم آب این مخازن با توجه افزایش مصرف آب در آستانه نوروز و خانه‌تکانی‌های شهروندان بسیار کم است. در این رابطه، اگر حجم مفید آب قابل‌استفاده در مخازن پنج سد را برای انتقال به تصفیه‌خانه‌های آب شرب تهران و کرج حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب در نظر گرفته شود و چنانچه وضعیت بارش‌ها نیز به همین منوال ادامه یابد و سال آبی خشک ۱۴۰۳-۱۴۰۴ تحقق یابد، به‌طور قطع تا ابتدای تابستان ۱۴۰۴ بیشتر نمی‌توان به مخازن آب این سدها یا منابع آب سطحی متکی بود و باید در تابستان ۱۴۰۴ به‌طور کامل بر منابع آب زیرزمینی و استفاده از چاه‌های تأمین آب شرب متکی شد که این به‌دلیل محدودیت‌های تعداد چاه و همچنین محدودیت در منابع آب زیرزمینی درنتیجه شرایط دشواری که احتمالاً به جیره‌بندی آب منجر خواهد شد، دور از انتظار نیست. ولی اینکه چگونه می‌توان با کمترین آسیب به شهروندان تهران و کرج از نظر تأمین آب شرب، تابستان و پاییز ۱۴۰۴ را سپری کرد، موضوعاتی به شرح زیر قابل‌بررسی است:

– بیش از ۲۲۰ میلیون مترمکعب از منابع آب زیرزمینی برای آبیاری فضای سبز تهران مصرف می‌شود، برای حفظ منابع آب زیرزمینی و نگهداری آن برای مصرف شهروندان، باید به‌طور کامل آبیاری چمن، درختان و پارک‌ها که ذیل بهره‌برداری شهرداری تهران قرار دارد، قطع شود.

– در محدوده ورامین در شرق تا هشتگرد در غرب کرج که ذیل تأمین آب سدهای کرج، لتیان، ماملو و طالقان است و جمعیت ۱۸میلیون نفری را شامل می‌شود، بیش از ۲۰۰ دانشگاه، ۱۰ هزار کارگاه کوچک و بزرگ، ۴۰ شهرک صنعتی، نیم میلیون واحد صنفی، مؤسسه، سازمان‌ و دستگاه‌ دولتی وجود دارد که غالباً بدون مدیریت مصرف آب نسبت به شست‌وشو یا آبیاری فضای سبز مجموعه‌ها از سامانه آب شرب شهر تهران استفاده می‌کنند. این روند باید قطع شود و بیشتر از پساب‌ها  استفاده کرد.

– آگاهی‌رسانی عمومی از صداوسیما و انتشار بروشور و تبلیغات برای سطوح مختلف جامعه اجتناب‌ناپذیر است.

توافق‌زدایی

غول‌های فسیلی و حمایت‌های سنگین از دونالد ترامپ

براساس تحلیل جدید گروه ارتباطات راهبردی(Climate Power)، متحدان بیگ اویل (Big Oil) تنها در سه ماه اول سال ۲۰۲۴ بیش از ۶.۴ میلیون دلار به کمیته جمع‌آوری کمک‌های مالی برای دونالد ترامپ تزریق کرده‌اند. از مدیران شرکت‌های سهام خصوصی گرفته تا سرمایه‌گذاران و فعالان ضد حفاظت از محیط‌زیست، همگی سعی کرده‌اند ترامپ را در مسیر رسیدن به پیروزی در انتخابات، حمایت کنند. این موضوع بر کسی پوشیده نیست که غول‌های صنعت نفت و گاز و سوخت‌های فسیلی آمریکا، کمپین ترامپ را تقویت مالی کرده‌اند. ترامپ نیز بدون هیچ تعارف و ابایی، چک‌های کلان آنها را پذیرفته است. البته این اولین‌باری نیست که ترامپ مورد حمایت فعالان حوزه نفت و گاز قرار می‌گیرد. در دور نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، بیش از یک‌هزار و ۵۰۰ شرکت و شخص فعال در این حوزه، در مجموع ۱۰۷ میلیون دلار به کمیته تحلیف ریاست‌جمهوری ترامپ کمک کردند. این رقم بیش از دو برابر ۵۳ میلیون دلاری است که برای مراسم تحلیف رئیس‌جمهور باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ ،که در آن تاریخ رکوردشکن بود، جمع‌آوری شد.

در دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، تلاش سیستماتیک او در راستای لغو محدودیت‌ها در توسعه نفت، گاز و زغال‌سنگ و کاهش برنامه‌های مربوط به مبارزه با تغییرقلیم نشان داد رئیس‌جمهور آمریکا، در ازای کمک‌های دریافتی، حاضر به فدا کردن محیط‌زیست است. ترامپ در دور اول ریاست‌جمهوری خود، فقط چهار روز پس از حضور در کاخ سفید، به بررسی‌های زیست‌محیطی خط لوله داکوتا اکسس پایان داد و راه را برای توسعه ضد محیط‌زیستی این خط لوله نفتی باز کرد؛ اقدامی که با اعتراضات گسترده فعالان محیط‌زیست همراه شد و ناگفته پیداست که این اعتراض‌ها به‌جایی نرسید. اکنون و با گذشت هشت سال از آن تاریخ، اگرچه ترامپ برنامه رسمی خود در قبال محیط‌زیست را منتشر نکرده است، اما برخی معتقدند ترامپ نسبت به بار قبل نه‌تنها تغییر نکرده بلکه شاید حتی تندروتر شده باشد.

ترامپ در هشت سال اخیر تغییر موضع داده است؟

طی چهار سال نخست ریاست‌جمهوری، دولت ترامپ عمده سیاست‌های اقلیمی را لغو کرد و بسیاری از قوانین مربوط به هوای پاک، آب، حیات‌وحش و مواد شیمیایی سمی را به حالت تعلیق در آورد. براساس تحقیقات دانشکده حقوق هاروارد و دانشکده حقوق کلمبیا، نزدیک به صد قانون زیست‌محیطی توسط ترامپ لغو و بیش از ده‌ها عقبگرد احتمالی دیگر تا پایان دوره ریاست‌جمهوری او در راه بوده است که ترامپ موفق نشده به سرانجام برساند. بخش عمده‌ای از تعلیق‌های انجام‌شده در دوران ترامپ، مرتبط با محدودیت‌های دوران اوباما در مورد انتشار دی‌اکسیدکربن بود. همچنین، ترامپ حفاظت از بیش از نیمی از تالاب‌های ایالات متحده و محدودیت انتشار جیوه از نیروگاه‌ها را پس گرفت. ترامپ در سال ۲۰۱۷ (کمتر از شش ماه پس از اولین ریاست‌جمهوری خود)،  رسماً اعلام کرد ایالات متحده را از توافقنامه پاریس خارج می‌کند (توافق بین‌المللی سال ۲۰۱۵ که تقریباً همه کشورها به‌عنوان تعهدی برای تلاش برای حفظ افزایش دما و سایر تأثیرات تغیراقلیم امضا کردند).

آیا ترامپ تغییر موضع داده است؟ شاید پاسخ این سؤال را بتوان بسیار سریع و ساده داد: ترامپ، پس از مراسم تحلیف، فرمان‌هایی اجرایی برای کاهش مقررات زیست‌محیطی و خروج از معاهده بین‌المللی پاریس امضا کرد. او همچنین با امضای فرمانی اجرایی‌ به وزارت انرژی اجازه داد بازبینی درخواست‌ها برای تأیید مجوز صادرات گاز طبیعی مایع را هرچه زودتر از سر بگیرد. او در فرمان اجرایی جداگانه‌ای نیز وضعیت اضطراری ملی در حوزه انرژی اعلام کرد. ترامپ همچنین دستوری اجرایی برای توقف تمام پروژه‌های فدرال برای نیروگاه‌های بادی فراساحلی و توقف هرگونه اجاره زمین برای پروژه‌های مزارع بادی ساحلی و خارج از ساحل امضا کرد.

اما ماجرا صرفاً به صدور فرمان‌های علنی محدود نشده است. پورتال بررسی وضعیت تغییراقلیم در وب‌سایت‌های وزارت دفاع آمریکا، وزارت امور خارجه و کاخ سفید حذف شده است. بخش کامل «اقلیم و پایداری» که توسط وزارت حمل‌ونقل آمریکا ارائه می‌شد نیز ناپدید شده است، با رهبری جدید این وزارتخانه دستور حذف هرگونه سیاست، دستورالعمل یا بودجه که به هر طریقی به تغییراقلیم یا اثرات گازهای گلخانه‌ای اشاره دارد یا مرتبط می‌شود، به‌طور کامل حذف شده است. برخی از پژوهشگران آمریکایی نیز می‌گویند تحقیقاتشان در این حوزه ها از وب‌سایت‌های دولت فدرال ناپدید شده‌اند. منتقدان می‌گویند این اقدامات درک عمومی از بحرا‌ن‌های زیست‌محیطی را خفه می‌کند و نقشه ترامپ برای تغییر افکار عمومی از مخاطرات زیست‌محیطی کلید خورده است.

باتوجه‌به همه اینها و البته باتوجه‌به اینکه هنوز دونالد ترامپ در ابتدای مسیر ریاست‌جمهوری دوم خود است، می‌توان گفت او به رفتارهای پیشین خود در حوزه بی‌اعتنایی به محیط‌زیست پایبند است و احتمالاً این رفتارها تا پایان سال چهارم ریاست‌جمهوری او ادامه خواهد داشت.

شهروندان تاوان چه سیاست‌هایی را می‌دهند؟

«جدول قطعی برق تهران امروز ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ و فردا منتشر شده است و طبق جدول زمانبندی‌شده شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ ساعات قطع احتمالی اعمال خواهد شد. تمامی ظرفیت‌های فنی و کارشناسی این شرکت به‌منظور جلوگیری از بروز خاموشی به‌ کار گرفته شده است. بااین‌حال، ازآنجاکه موفقیت در این مهم جز با همکاری همه‌جانبه مشترکان امکانپذیر نیست، درصورت بروز هرگونه مشکل در تأمین برق پایتخت به‌منظور جلوگیری از بروز مشکلات بیشتر، طبق جدول ارائه‌شده، اقدام به اعمال خاموشی و قطعی برق خواهد شد. به اطلاع شهروندان می‌رساند علت قرار گرفتن برخی از آدرس‌ها در چند گروه مختلف خاموشی، وجود بیش از یک منبع تأمین برق در نشانی مذکور است.»

این خبری است که در وب‌سایت‌های خبری روز گذشته منتشر شده است. بااین‌حال، روابط‌عمومی شرکت توانیر به «پیام‌ما» اعلام کرده که بعید است این خبر صحت داشته باشد، اما آنها نیز این خبر را دیده‌اند که در حال بازنشر است و در مورد خاموشی پایتخت باید حوزه تهران بزرگ اظهارنظر کند. اما روابط‌عمومی شرکت توزیع برق در حوزه تهران بزرگ پاسخی به «پیام‌ما» نمی‌دهد.

این موضوع اما همه ماجرای قطع برق در کشور نیست. درحالی‌که به‌نظر می‌رسید زمستان امسال ماجرای قطع برق تمام شده است و تهران شاهد تداوم خاموشی‌ها نبود، چندین شهر کشور همچنان با خاموشی‌های زمان‌بندی‌شده دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

همه شهرهای استان اصفهان و حتی مرکز این استان با وجود استفاده از مازوت در نیروگاه اصفهان همچنان با قطع برق زمان‌بندی‌شده، هم در بخش شهری و خانگی و هم صنایع، روبه‌رو هستند. شهروندان از شهرهای استان‌های اردبیل، اصفهان، کرمان و کردستان به پیام‌ما اعلام کرده‌اند که برنامه قطع زمان‌بندی‌شده برق یک‌بار دیگر اعلام شده و در آستانه عید نوروز کشور همچنان با قطع برق رو‌به‌‎روست.

روابط‌عمومی شرکت توانیر ایران به پیام‌ما اعلام کرده است در مورد اصفهان قطع برق همچنان ادامه دارد و شهروندان برای اطلاع از ساعات و نوبت قطع برق می‌توانند از طریق اپلیکیشن بله اطلاعات کسب کنند. همچنین، در مورد سایر نقاط کشور این خاموشی‌ها فقط به‌‌دلیل ورود موج سرما در کشور و بالا رفتن مصرف گاز اتفاق افتاده است و پس از آن رفع خواهد شد.

به‌نظر می‌رسد سرد شدن هوا و افزایش مصرف گاز خانگی یک‌بار دیگر سوخت‌رسانی به نیروگاه‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده است. در شرایطی سهم مصرف گاز بخش خانگی به ۷۸ درصد رسیده که طبق اعلام سازمان هواشناسی، موج جدید بارشی که ۲۳ استان را در برمی‌گیرد، از فردا وارد کشور خواهد شد.

ایلنا روز گذشته به‌نقل از «سعید توکلی»، معاون وزیر نفت، نوشت: «پایداری شبکه گاز کشور هم‌اکنون نیازمند تدابیر ویژه‌ای است تا از تأثیرات منفی این شرایط جوی جلوگیری شود. طی ۲۴ ساعت گذشته مصرف گاز در بخش‌ خانگی، تجاری و صنایع جزء، حدود ۷۵ درصد از کل گاز تولیدی کشور را به خود اختصاص داده است، با‌توجه‌به افزایش مصرف گاز نسبت به سال گذشته در همین روز که نزدیک به ۱۲۰ میلیون مترمکعب افزایش مصرف در بخش‌ خانگی، تجاری و صنایع جزء را نشان می‌دهد، از تمامی هموطنان عزیز درخواست دارم با رعایت دمای رفاه در منازل (۱۸ تا ۲۱ درجه سانتی‌گراد)، پوشیدن لباس‌های گرم، پوشاندن دریچه‌های کولر، استفاده از درزگیرها و پیوستن به پویش «دو درجه کمتر»، ما را همراهی کنند تا همانند همیشه، از این دوره سرما و یخبندان نیز به سلامت عبور کنیم.»

معاون وزیر نفت: مدیریت مصرف کمک می‌کند تا بتوانیم گاز بیشتری به نیروگاه‌ها و بخش مولد تحویل دهیم که منجر به استفاده کمتر نیروگاه‌ها از سوخت مایع و درنتیجه، کاهش آلودگی هوا می‌شود

به‌گفته توکلی، فقط در روز شنبه ۸۷۰ میلیون مترمکعب گازطبیعی تولید و به شبکه سراسری تحویل شد: «تخصیص حدود ۷۵ درصدی از این مقدار به بخش‌ خانگی و تجاری کارشناسان را بر آن داشت تا بار دیگر هشدار ‌دهند که عبور آرام از فصل سرما در گروی مدیریت مصرف و همکاری مردم با برنامه‌های بهینه‌سازی است. مدیریت مصرف از سوی هموطنان به ما کمک می‌کند تا بتوانیم گاز بیشتری به نیروگاه‌ها و بخش مولد تحویل دهیم که این مهم منجر به استفاده کمتر نیروگاه‌ها از سوخت مایع و درنتیجه، کاهش آلودگی هوا می‌شود. با این برودت هوا که بیشتر در شمال و شمال‌غرب کشور شاهد آن هستیم، احتمال افزایش مصرف گاز در بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء تا حدود ۷۰۰ میلیون مترمکعب نیز وجود دارد. بدون شک با رعایت نکات ساده‌ای که ذکر شد، می‌توانیم ضمن کمک به کاهش آلودگی هوا و بهبود عملکرد شبکه گازرسانی کشور، گاز بیشتری را در اختیار نیروگاه‌ها قرار دهیم و از مصرف بیشتر سوخت‌های مایع جلوگیری کنیم.»

زمین از نگاه هناس

زمین سبز برای همه

امروز جهان ما بیش از هر وقت دیگری به افراد آگاه، مسئول و مهربان نیاز دارد تا درک درستی از دنیای معاصر و نیازهای آن داشته باشند. افرادی که بتوانند خودخواهی و فردگرایی خود را مهار کنند و خود را جزء کوچکی از این جهان بدانند و در مسیر محافظت از زمین و سایر موجودات زنده گام بردارند. در این بین، هنر به‌عنوان ابزاری قدرتمند می‌تواند تأثیر شگرفی بر بینش و رفتار جوامع داشته باشد. هنر دریچه‌ای برای جذب مشارکت اجتماعی برای خلق زمینی سبز و آباد است. ما به‌اندازه توان، تخصص و عشقی که داشتیم تلاش کردیم زیست آگاهانه و مسئولانه‌ای داشته باشیم و دیگران را به این سمت ترغیب کنیم. «هناس» با رویکردی پژوهش‌محور سعی دارد به‌عنوان پژوه‌ای متفاوت و متمایز در ایران، نسبت به خطری که محیط‌زیست را تهدید می‌کند، الهام‌بخش طراحان و تولیدکنندگان پوشاک باشد. چیا جبری و خاتون شهبازی، که مادر و دختر و بنیانگذاران استارتاپ هناس هستند، بر مبنای دغدغه‌ای که نسبت به مصرف‌گرایی و ایجاد آینده‌ای هراس‌انگیز برای طبیعت و آیندگان دارند، کالکشن‌های متفاوتی طراحی کرده‌اند. اما هناس با تمرکز بر خلق خلاقانه (از نیستی به هستی) و زیست مسئولانه (زمین سبز برای همه) بیان قاطع‌تر و جامع‌تری دارد. مد پایدار اقداماتی را که اثرات زیست‌محیطی را به حداقل می‌رساند، مانند کاهش مصرف آب، استفاده از مواد سازگار با محیط‌زیست و اتخاذ فرایندهای تولید پایدار، عدالت اجتماعی را در اولویت قرار می‌دهد. به مد پایدار، مد اخلاقی یا مد آهسته هم گفته می‌شود.

 

«هناس» چطور متولد شد‌

چیا جبری درباره اینکه هناس چگونه متولد شد، می‌گوید: هناس حاصل سال‌های دغدغه من در مورد زیست مسئولانه است. چندین کالکشن مد پایدار را طی ۱۰ سال گذشته طراحی و رونمایی کردم، اما کرونا و تأثیر آن در جهان و وقفه‌ای که در زندگی و کار ایجاد شد، فرصتی را فراهم کرد تا عمیق‌تر به ارتباط مد و محیط‌زیست فکر کنم. پیشینه این پیوند را باید در فرهنگ پوشش اقوام ایرانی جست‌وجو کرد؛ جایی که لباس تنها کالایی برای مصرف و صرفاً پوشش نیست. لباس اقوام ایرانی جغرافیایی دارد که زادگاه رنگ و طرح و حتی آیین پوشش هر قومی را مشخص می‌کند. حاصل هم‌زیستی اقوام با طبیعت نقش‌مایه‌ای است که سرپنجه زنان هنرمند در انواع پوشش تنیده و لباس آنان را از رخت تن به اثری هنری بدل کرده است. امروز اما فست‌فشن‌ها به‌عنوان ترویج‌دهنده مصرف‌گرایی نه‌تنها بلای جان طبیعت شده‌اند که فرهنگ و هویت ملی، قومی و فردی انسان‌ها را نشانه گرفته‌اند. در این بین، ما در مقابل آینده فرزندانمان مسئول هستیم و باید بتوانیم متعهدانه زمین سبز، هوای پاک و آب سالم را به‌عنوان میراثی ماندگار، برای آنها حفظ کنیم. هنر، خلاقیت و زندگی مسئولانه جوهر اصلی هناس برای حفظ محیط‌زیست و پوششی هنرمندانه است.

او با اشاره به اینکه پیشینه توجه و احترام به طبیعت در ایران یا همان مد پایدار به بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال می‌رسد، می‌گوید: استفاده صحیح و بهینه از منابع طبیعی و آیین‌های شکرگزاری در صفحه تقویم ایرانیان جای دارد. یکی از مشخصات فرهنگ پوشش اقوام ایرانی استفاده از هنرهای دستی و بومی در طراحی و تولید پوشاک است. استفاده بهینه از مواد اولیه بومی و تبدیل آن به یک اثر هنری که به ارث می‌رسد و بارها کاربرد آن تغییر می‌کند. بینش اقوام ایرانی هم‌زیستی و احترام به طبیعت و عدم مصرف‌گرایی است. مد پایدار نیز بازگشتی به زندگی مسئولانه است. من فکر می‌کنم باتوجه‌به پیشینه ایرانیان، گرایش آنها به مد پایدار قابل‌توجه خواهد بود.

 مد آهسته یا فست‌فشن؟ مسئله این است!

«در هناس ما با ضایعات پارچه‌ها انواع لباس (لباس اجتماع، میهمانی، لباس روزمره) انواع کیف، انواع اکسسوری، فرنیچر، تابلو، مجسمه و … تولید می‌کنیم. ویژگی اصلی این محصولات از لحاظ هنری این است که آنها از صدها تکه جدا از هم به یک کل منسجم تبدیل شدند که در کنار هم هارمونی چشم‌نواز هنری دارند و هر یک از محصولات تک‌نسخه هستند. چیدمان صدها تکه پارچه در کنار هم نیازمند خلاقیت و تفکر دیزاین است. آنچه فست‌فشن‌ها به دنیا پیشنهاد می‌دهند پوشش تکراری است که هزاران نفر در دنیا همان را می‌پوشند، اما مد پایدار به‌دلیل نوع تولید و طراحی آن همواره افراد را شگفت‌زده می‌کند و خلاقیت در آن بسیار مشهود است. هر انسانی هویت مستقلی دارد و شبیه کس دیگری نیست، فست‌فشن‌ها اصرار دارند با نادیده گرفتن هویت فردی و ترویج مصرف‌گرایی بازارهای بزرگتری را تصاحب کنند. به‌نظرم هنر و خلاقیت ابزار بسیار مناسبی برای توسعه پایدار است که با در نظر گرفتن فرهنگ هر جامعه می‌تواند افراد بیشتری را به خود جذب کند.» جبری با اشاره به اینکه ویژگی محصولات در بخش توسعه پایدار به این صورت است که از سوزاندن منسوجات و تبدیل آنها به کربن جلوگیری می‌کند، ادامه می‌دهد: «همان‌طورکه می‌دانید صنعت مد دومین آلاینده محیط‌زیست و یکی از پرمصرف‌ترین صنایع در بخش آب است. در استارتاپ هناس تاکنون حداقل ۹۰۰ هزار لیتر آب ذخیره شده است. در هناس پارچه‌هایی که به نیستی می‌رفتند، حداقل پنج سال به عمر آنها اضافه شد و به هستی و زندگی بازگشتند. بخش دیگری که در توسعه پایدار مدنظر بود، ایجاد فرصت‌های آموزش و اشتغال پایدار برای زنان است که اهمیت بسیار زیادی دارد. در هناس کار خلاقانه‌ای که انجام دادیم، باتوجه‌به سبد محصولی متنوع و نوع متفاوت طراحی و تولید، گروه‌های متفاوت شغلی رده‌بندی و ایجاد شده است که قابلیت بسیار بالایی در اشتغالزایی دارد. یکی از محورهای اصلی هناس، تولید و مصرف مسئولانه است. ضمن صفر شدن مواد اولیه برای تولید، خرید محصولات هناس به‌معنای پایان ارتباط مشتری نیست. ضمن آگاه‌سازی مشتریان از مضرات مصرف‌گرایی و خساراتی که مد به محیط‌زیست وارد می‌کند، از آنها درخواست می‌شود هر زمان که محصول را نخواستند، آن را به شخص دیگری هدیه کنند یا به هناس بازگردانند و با تخفیف محصول دیگری را خریداری کنند یا به کالای تزئینی و یا مصرفی دیگر تبدیل کنند.»

جبری در حال حاضر ضمن تولید کالاهای سبز به مهارت‌آموزی و اشتغالزایی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و خلاقانه و فعالیت‌های ترویجی می‌پردازد. در این کارگاه‌ها ضمن اطلاع‌رسانی درباره مد و محیط‌زیست راهکارهای متفاوتی برای طولانی کردن عمر پوشاک و منسوجات به شرکت‌کنندگان ارائه می‌شود و کودکان و زنان و افراد تأثیرگذار مخاطبین اصلی این کارگاه‌ها هستند. یکی از اهداف مهم هناس جذب مشارکت اجتماعی برای حل چالش مد و محیط‌زیست است. «استارتاپ هناس حاصل چهار سال تحقیق و طراحی و تولید در بخش مد پایدار بود که بیش از ۱۵۰ دست لباس، اکسسوری و کیف تولید شد. تصور مردم از تولید با ضایعات پارچه‌ها در حد کوسن و لحاف بود و به‌هیچ‌عنوان تصور نمی‌کردند که هناس چیدمانی هنرمندانه و غافلگیرکننده دارد. چیدمان چشم‌نواز و خلاقانه صدها تکه‌پارچه در کنار هم و استیتمنت هناس که در مورد مسئولیت همه ما در قبال محیطزیست بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت. بیش دو هزار نفر از نمایشگاه هناس بازدید کردند. در حاشیه نمایشگاه کارگاه خلاقانه تولید تابلوهای هنری بسیار مورد استقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت و بسیار شگفت‌زده شدند. ما قبلاً هم تجربه ارائه ایده‌های نو و خاص را در جشنواره سی‌پال یا نمایشگاه‌های دیگر داشتیم. یکی از عوامل مؤثر در ایجاد بینشی نو در مخاطب برقراری ارتباط از طریق مفاهیم است. پرفورمنس هناس مفاهیم مهمی را در مورد الزام نگرش متفاوت و کنشگری اجتماعی را در بازدیدکنند‌گان بیدار کرد. آنها با دیدن کوهی از ضایعات پارچه و ساک‌های بزرگ خرید متوجه تأثیرات مخرب مصرف‌گرایی شدند.»

ایران کشوری در راه توسعه پایدار

خاتون شهبازی که ستون دیگر برپایی «هناس» است، درباره اینکه تفاوت «هناس» با سایر فعالیت‌های مد پایدار در دنیا چیست؟ می‌گوید: «به‌نظر من موضوع توسعه و مد پایدار هرچند که شاخص‌های مهمی را در بر می‌گیرد، اما در خیلی از کشورها با همان چارچوب قابل‌اجرا و پیشبرد نیست. اگر بخواهیم متعهدانه و هوشمندانه اهداف توسعه پایدار را پیش ببریم، باید بتوانیم به نسبت اقتصاد، فرهنگ، زیرساخت‌ها و قوانین کشور پلن مناسبی را تدوین و اجرا کنیم. آنچه سازمان‌های بین‌المللی و بنیانگذاران مد پایدار پیشنهاد داده‌اند، الزاماً در همه کشورها قابل‌اجرا نیست. در ایران هم چالش‌های متفاوتی وجود دارد که به راه‌حل خلاقانه نیازمند است تا بتوان گام مؤثری در توسعه پایدار برداشت. در کنار فست‌فشن‌ها و موجودی‌های فروخته‌نشده که تنها دو مورد از چالش‌های اساسی صنعت پوشاک در دنیاست، طبق تحقیقاتی که در ایران انجام دادیم، متوجه شدیم ضایعات پارچه‌های کارگاه‌های تولیدی کوچک حداقل ۱۲ میلیون کیلو در سال است. بیش از ۹۰ درصد این ضایعات سوزانده می‌شوند و در تولید کربن و آلودگی هوا تأثیر زیادی می‌گذارند. این عدد فاجعه بزرگی است. تخمین زده می‌شود سالیانه بیش از ۱۰ درصد از گازهای گلخانه‌ای در اثر سوزاندن ضایعات پارچه‌ها در هوا منتشر می‌شود. تفاوت «هناس» در درک این چالش و ارائه راهکارهای خلاقانه برای تعدیل آن است.»

 شهبازی با اشاره به اینکه در هناس به راه‌حل کاربردی‌ای فکر شده که با اهداف توسعه پایدار و شرایط ایران هم‌سو و منطبق باشد، می‌گوید: «تحقیقات میدانی و مستند ما یک‌سال طول کشید. هدف ما بررسی چالش‌های ایران به‌عنوان کشوری درحال‌توسعه به نسبت سایر کشورها بود. درک عمیق تفاوت فرصت‌ها و تهدیدها نکته متمایز استارتاپ هناس است. جمع‌آوری ضایعات پارچه‌ها از مبدأ، طراحی و بازتولید چندین گروه کالا با ضایعات پارچه، ایجاد مشاغل جدید و پایدار، انجام مسئولیت اجتماعی و جذب مشارکت‌های اجتماعی، تأسیس اولین مرکز تسهیلگری مد و محیط‌زیست ایران، راهکارهای خلاقانه هناس با نگاهی متفاوت است.»

تقدیر ویژه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی مد فجر از هناس

اولین نمایشگاه مد و توسعه پایدار در فرهنگسرای نیاوران در دی‌ماه ۱۴۰۲ برگزار و فرصت رونمایی از هناس فراهم شد. هناس در دوازدهمین جشنواره بین‌المللی مد فجر مورد تقدیر ویژه قرار گرفت. ضمن آن نامینیت شدن هناس در سازمان جهانی مالکیت فکری در سال ۲۰۲۴ دستاورد بین‌المللی پراهمیتی است. بعد از تقدیر بنیاد ایرانشناسی هناس، در رویداد بین‌المللی بریکس از بین یک‌هزار طرح با حضور ۳۰ کشور به مرحله نیمه‌نهایی راه پیدا کرد. به‌تازگی دانشگاه صلح و پایداری هیروشیمای ژاپن به‌عنوان یک پروژه مؤثر در بخش حفظ محیط‌زیست و ایجاد اشتغال و جذب مشارکت‌های اجتماعی در رسانه‌های تخصصی خود، هناس را معرفی کرده است. شایان ذکر است «جانا» اولین جایزه نوآوری اجتماعی ایران، هناس را به‌عنوان یکی از ۱۰ طرح نوآورانه ملی از بین ۸۴۰ طرح انتخاب کرد. جایزه ملی نوآوری به طرح‌هایی اختصاص دارد که به حل چالش‌های اجتماعی و کارآفرینی می‌پردازند و بسیار ارزشمند است.

 شهبازی می‌گوید: باتوجه‌به افزایش جمعیت زمین به ۱۰ میلیارد نفر تا ۲۰۵۰ و نیازهای اساسی آنها که پوشاک بخش عمده‌ای از آن است، قطعاً نمی‌توان مانع تولید فست‌فشن‌ها شد. درعین‌حال، فست‌فشن‌ها باید رفتار عادلانه و مسئولانه‌ای نسبت به نیروی انسانی و محیط‌زیست داشته باشند. سبک زندگی پایدار باید جایگزین فست شود. زندگی پایدار یعنی درک اینکه چگونه انتخاب‌های سبک زندگی ما بر دنیای اطرافمان تأثیر می‌گذارد و همه ما باید راه‌هایی برای زندگی بهتر پیدا کنیم، هم به‌صورت فردی، هم اجتماعی و هم سازمانی. رشد نسل جوان جامعه از دغدغه‌های اصلی ما محسوب می‌شود، یکی از اهداف مهم هناس ایجاد فرصت‌هایی برای مهارت‌آموزی و تربیت جوانان است. آنها می‌توانند ضمن آموزش، ایده‌های خلاقانه خود را پرورش دهند و ما به رشد و تحقق این ایده‌ها بسیار اهمیت می‌دهیم و تا رسیدن به نتایج مؤثر آنها را همراهی می‌کنیم. ارائه معرفی‌نامه از دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی یا اساتید یکی از پل‌های ارتباطی با مؤسسه چیامد است.

بلاگرهای سفر، هم ناجی هم مخرب

حضور و نقش بلاگرها در گردشگری نیاز به آسیب‌شناسی جدی دارد. در برخی از کشورها، بلاگرها و اینفلوئنسرها ملزم به رعایت اصول اخلاقی و استانداردهایی برای جلوگیری از تخریب محیط‌زیست و فرهنگ محلی هستند. در مواردی اینفلوئنسرها آموزش‌های ویژه‌ای در زمینه گردشگری مسئولانه دریافت می‌کنند تا در معرفی مقاصدی که ظرفیت پذیرش گردشگر انبوه را ندارند، احتیاط بیشتری داشته باشند. اما این موضوع در ایران به‌دلیل نبود دانش عمومی نسبت به ضرورت حفظ منابع طبیعی و میراث فرهنگی، منجر به بروز آسیب‌های بسیاری شده است. در‌حالی‌که بلاگرها می‌توانند از اثرگذاری خود برای رونق گردشگری و حتی مدیریت مقاصد گردشگری به متولیان این حوزه کمک کنند، حضور و فعالیتشان در شبکه‌های اجتماعی از حضور مسئولانه و آگاهانه فاصله قابل‌توجهی پیدا کرده و مسئولیت این امر متوجه متولیان گردشگری است که دانش و آگاهی لازم را در اختیار عموم جامعه که بلاگرها هم جزیی از آن هستند، قرار نداده‌اند. با این‌همه فعالیت اینفلوئنسرهای سفر می‌تواند فرصتی برای ترویج شکل صحیح و مسئولانه سفر در جامعه باشد، فرصتی که نباید با اعمال نظارت‌های سلبی و محدودیت‌های غیرضروری برای آنها از بین برود.

روز شنبه نخستین گام برای ایجاد فضای تعاملی میان اینفلوئنسرها، فعالان بخش خصوصی و مسئولان دولتی برداشته شد و جمعی از اسنفلوئنسرهای سفر در نشستی به تبادل تجربیات و طرح مسائل و محدودیت‌های فعالیتشان در بخش گردشگری ایران پرداختند. آنها از اینکه از سوی متولیان امر گردشگری به رسمیت شناخته نمی‌شوند و با محدودیت‌هایی در فعالیت‌های خود مواجهند، گله داشتند. اما مهمترین مشکلی که به آن اشاره داشتند، موضوع فیلترینگ و مسائلی است که به‌تبع آن در فعالیت آنها ایجاد می‌شود. فعالان بخش خصوصی و مسئولان دولتی هم در مقابل به اهمیت تولید محتوای مسئولانه از سوی آنها تأکید کردند و وعده دادند زمینه را برای ارائه دوره‌های آموزشی و افزایش دانش و حساسیت نسبت به مقاصد گردشگری و معرفی آنها توسط بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر فراهم کنند. این نشست با حضور مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، رئیس انجمن صنفی دفاتر مسافرتی ایران، رئیس جامعه اقامتگاه‌های بومگردی، رئیس انجمن راهنمایان گردشگری کشور و رئیس گروه گردشگری ژیوار برگزار شد. در این نشست، بیش از ۴۰ بلاگر و اینفلوئنسر سفر و نمایندگان رسانه‌های تخصصی گردشگری هم حضور داشتند. برخی از اینفلوئنسرهای حاضر در این نشست به لزوم حمایت از سوی بخش خصوصی و دولتی برای انجام سفرهایی که با هدف معرفی جاذبه‌ها صورت می‌گیرد، اشاره کردند که رئیس جامعه اقامتگاه‌های بومگردی و رئیس گروه گردشگری ژیوار قول‌هایی برای حمایت در حوزه اقامت و تأمین بلیت سفرها به آنها دادند.

«پرهام جانفشان»، مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، در این نشست با تأکید بر اینکه این وزارتخانه به اینفلوئنسرها و بلاگرهای سفر به‌عنوان همکاران خود در توسعه گردشگری نگاه می‌کند، گفت: «ترویج سفر مسئولانه یکی از وظایف بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر است تا با آموزش به مردم جاذبه‌های طبیعی ایران حفظ شود. متأسفانه هجوم گردشگران به برخی مناطقی که بلاگرهای سفر معرفی کرده‌اند، منجر به از بین رفتن برخی نقاط طبیعی ایران شده است. به همین دلیل، وزارت میراث‌فرهنگی موظف به آموزش است.» مشاور وزیر میراث‌فرهنگی در سخنانش بر لزوم آموزش بلاگرها و اینفلوئنسرها برای ترویج سفر مسئولانه و حفظ جاذبه‌های طبیعی کشور تأکید کرد و گفت: «اینفلوئنسرها باید به‌شکل مسئولانه به معرفی گردشگری پایدار بپردازند تا از آسیب به محیط‌زیست جلوگیری شود.» او به نقش اثرگذار فعالان بخش گردشگری در شبکه‌های اجتماعی در رفع ایران‌هراسی اشاره کرد و گفت: «در سفر اخیر به چین متوجه شدم حتی بسیاری از چینی‌ها از سفر به ایران هراس دارند و پرسش آنها این است که ایران امن است یا درگیر جنگ است؛ آنها به‌رغم تبلیغاتی که ایران برای جذب گردشگران چینی انجام داده، از سفر به ایران می‌ترسند. استفاده از شبکه‌های مجازی و ابزارهای نوین یکی از راه‌هایی است که بتوانیم به مردم دنیا این پاسخ را بدهیم که ایران کشوری امن و با فرهنگ و تمدن گرانبهای چندین هزارساله است.»

«محسن قادری»، رئیس گروه گردشگری ژیوار، در این نشست بر اهمیت استفاده از بلاگرها و اینفلوئنسرها برای ترویج گردشگری ایران تأکید کرد و با اشاره به موفقیت امارات در برندسازی گردشگری با حضور تنها ۱۵ بلاگر، گفت: «ایران هم می‌تواند از اینفلوئنسرها برای معرفی جاذبه‌های گردشگری خود بهره‌برداری کند.» او به نقش مهم سینما در ترویج گردشگری اشاره کرد و گفت مجموعه تحت مدیریتش با حمایت از ساخت یک فیلم‌ بلند با محوریت معرفی جاذبه‌های فرهنگی و آداب و رسوم منطقه کردستان، سعی دارد در زمینه تولید محتوای حرفه‌ای در گردشگری اقدام کند.  

گردشگری یک صنعت ماجراجویانه است و گردشگری بدون هیجان و ماجراجویی معنا پیدا نمی‌کند و لذت کار بلاگرها و اینفلوئنسرها هم در ماجراجویی است و اینکه بخواهند دولت کاری برایشان انجام دهد، به نتیجه نمی‌رسد

«حرمت‌الله رفیعی»، رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، در مورد اظهارات برخی از حاضران مبنی‌بر حمایت‌های دولتی گفت: «تا زمانی که ما به‌عنوان فعالان بخش خصوصی نگاهمان به دولت باشد و به‌دنبال این باشیم که دولت دست نوازش بر سر ما بکشد، حکایت بچه سرمایه‌داری است که به پول پدرش می‌نازد و به هیچ‌جا نمی‌رسد. گردشگری یک صنعت ماجراجویانه است و گردشگری بدون هیجان و ماجراجویی معنا پیدا نمی‌کند و لذت کار بلاگرها و اینفلوئنسرها هم در ماجراجویی است و اینکه بخواهند دولت کاری برایشان انجام دهد، به نتیجه نمی‌رسد.»

«محسن حاجی سعید»، رئیس انجمن راهنمایان گردشگری کشور، پیشنهاد داد بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر یک تشکل غیردولتی برای دفاع از حقوق خود ایجاد کنند تا بتوانند صدای قوی‌تری در مواجهه با مشکلات موجود در سیستم دولتی داشته باشند. او همچنین بر لزوم همکاری بیشتر بلاگرها و راهنمایان گردشگری کشور تأکید کرد و قول داد فضایی را در مجموعه تحت مدیریت خود برای ارائه آموزش‌های لازم از سوی راهنمایان تخصصی گردشگری به فعالان شبکه‌های اجتماعی این حوزه فراهم کند.

«یاور عبیری»، رئیس جامعه اقامتگاه‌های بومگردی ایران، نیز در پایان با تأکید بر اینکه اقامتگاه‌های بومگردی را بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر به جامعه معرفی کردند و باعث جا افتادن فرهنگ اقامت در این مجموعه‌ها شدند، اعلام کرد جامعه اقامتگاه‌های بومگردی آماده است تا اسپانسر بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر برای معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران باشد.

در نخستین نشست مشترک فعالان شبکه‌های اجتماعی در حوزه گردشگری با متولیان مجرب این حوزه در بخش خصوصی و دولتی، بسیاری نکات مغفول ماند، از جمله ضرورت تولید محتوای مسئولانه که تنها اشاره‌ای کوتاه به آن شد، اما اهمیت این موضوع بر هیچ‌یک از حاضران این نشست پوشیده نیست؛ البته به‌گفته برگزارکننده این جلسه در نشست‌های بعدی به‌شکلی تخصصی‌تر به این مسائل هم پرداخته خواهد شد.

گردشگری و صلح درونی

بهمن و نمایشگاهی دیگر، جشنواره‌ای از تلاش استان‌ها برای معرفی توانمندی‌ها و توان گردشگری، فرهنگی و صنایع‌دستی اقوام رنگین ایران‌زمین و البته میهمانی فعالان صنعت گردشگری از هتل‌ها و بومگردی‌ها گرفته تا شرکت‌های خدمات مسافرتی و کانون‌ها و انجمن‌های صنفی و حرفه‌ای و اجتماعات کوچکی از علاقه‌مندان مختلف این صنعت مانند دانشجویان و فراگیران علمی صنعت گردشگری، چه لبخندهایی که از راه دور به دست و روبوسی و خوش‌و‌بش‌های صنفی و تعریف خاطرات مشترک سفرها و نشست‌ها و رویدادهای گذشته به‌دنبال دارد.

اما ای کاش ۲۷ بهمن یک روز پس از این جشنواره و نمایشگاه هم روحیه و رویکرد این چهار روز را داشتیم، ای کاش در رفتار صنفی و سازمانی یک میلی‌متر بعد از منافع خودمان فکر منافع همکاران و هم‌صنف‌های خودمان در تمام عرصه‌های صنعت بودیم. مگر نه اینکه ماده ۹ منشور جهانی اخلاق گردشگری اشاره به حقوق کارکنان و کارآفرینان صنعت گردشگری دارد؟ پس چرا ما راه را برای نیروهای جوان، مستعد و کارآمد در آینده این صنعت باز نمی‌کنیم؟ چرا برای برند، کسب‌وکار و تلاش سایر همکاران خارج از سازمان و شرکت خود ارزش قائل نمی‌شویم؟ چرا باور نداریم صنعت گردشگری یک زنجیر به‌هم‌تنیده از انواع امکانات در حوزه راه و حمل‌ونقل، پذیرایی، اقامت، جاذبه‌ها و انواع خدمات چون بیمه و ویزا و … است و اگر یک حلقه از این زنجیر ضعیف شود، اصل زنجیر تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد؟!

چرا در حمایت از شخص میهمان که برخی او را فقط یک مشتری می‌بینند، تلاش نمی‌کنیم؟ متعهد باشیم به آنچه وعده داده‌ایم. با ریزه‌کاری مکارانه قرارداد سفر را تنظیم می‌کنیم و مهمان را که حبیب خدا است، از سفری که از پیش، هزار وعده داده‌ایم محروم می‌کنیم؟

این چرایی‌ها در دفتر ارزیابی و بازرسی وزارت میراث باید بررسی شود و هزار چرایی دیگر. چرا چشمان‌مان فقط به‌دنبال دلار و یورو است؟ با‌توجه‌به گستره جغرافیای ایران، تنوع اقوام و طبیعت و هزاران نقش‌ونگار طبیعی و معماری و فرهنگی توجهات و تمرکز اولیه را در این شرایط تاریخی و تحریمات و ایران‌هراسی کاذب روی گردشگری داخلی و ایجاد تسهیلات، نظارت‌های پایدار و قوی و توسعه زیرساخت‌های گردشگری معطوف نمی‌کنیم ؟

این سؤالات را باید در ذهن مرور کرد و باور داشت دروازه صلح و آرامش جهانی از کوچه پس‌کوچه‌های گردشگری، که همانا شناخت و آگاهی و احترام به اقوام و ملت‌ها است، می‌گذرد و رمز اتحاد و دلبستگی بیشتر ملت ایران و داشتن تعهد ملی به این آب و خاک، شناخت از ماهیت جغرافیایی و فرهنگی وطن است که تن است.

بیایید طرحی نو دراندازیم و هرکدام در هر بخش صنعت کار را براساس اصول «منشور جهانی اخلاق گردشگری» و «سوگندنامه جهانگردی» و استانداردهای اکوتوریسم و توجه به عرف جامعه محلی اصولی و ارزشمند انجام دهیم تا دستانمان روی زانوی خودمان باشد و چرخه صنعت گردشگری خصوصاً در بخش داخلی را با رویکردی مهمان‌نوازانه‌، اخلاق‌مدار، متعهدانه و عاشقانه به گردش درآوریم و لذت ببریم از خاطره‌سازی.