بایگانی
کشور ایران دارای اقلیم خشک و نیمهخشک و متوسط بارش ۲۵۰ میلیمتر است که این میزان بارش حدود یکسوم متوسط جهانی است. از نظر توزیع مکانی و زمانی بارش کشور، شرایط مطلوبی در راستای تقویت منابع آبی و دسترسی مناسب به منابع آبی در سطح کشور فراهم نیست؛ بهطوریکه میزان بارش در مناطق کویری حدود ۴۶ میلیمتر است، درحالیکه این رقم در استانهای شمالی کشور به بیش از ۱۴۰۰ میلیمتر افزایش مییابد و از نظر زمانی نیز ۵ درصد بارش کشور در تابستان دریافت میشود و چندان کمکی در تأمین آب کشتهای تابستانه و دائمی نمیکند. از طرفی متوسط بارش کشور در گذر زمان رو به کاهش بوده است؛ بهطوریکه میانگین بارش ۵۳ساله کشور حدود ۲۵۰ میلیمتر است، درحالیکه میانگین ۱۳ساله اخیر به ۲۳۲ میلیمتر کاهش یافته است.»
شرکت مدیریت منابع آب ایران در گزارشی نوشت: «در کنار روند کاهشی بارش کشور، متأسفانه روند افزایشی دما باعث افزایش تبخیر و کاهش سهم بارشهای مؤثر بوده است و شرایط مذکور در کنار تغییرات فاکتورهای اجتماعی و اقتصادی در طول سالیان گذشته و همچنین، عدم اتخاذ تصمیمات متناسب و سازگار با شرایط کمآبی باعث عدم تغذیه مناسب و افت تراز آب زیرزمینی شده است و همین امر باعث محدودیت منابع آب در دسترس میشود. براساس آخرین آمار موجود، تعداد محدودههای مطالعاتی ممنوعه و ممنوعه بحرانی کشور به ۴۲۱ محدوده رسیده است. روند نزولی آبخوانها باعث وقوع کسری مخزن شدید شده است که براساس متوسط ۲۰ سال اخیر، مقدار کسری مخزن سالانه حدود ۴.۴ میلیارد مترمکعب است.»
براساس این گزارش باتوجهبه آنچه در بخش مصارف آب کشور شاهد هستیم، بهطور سالانه حدود ۹۸ میلیارد مترمکعب آب در سطح کشور مصرف میشود که بخش عمده آن حدود ۹۰ درصد در بخش کشاورزی است و بهدلیل عدم بهرهگیری از ظرفیتهای قانونی و عدم پایبندی دستگاههای متولی به اصول اسناد بالادستی کشور در حوزه مدیریت مصرف بهینه آب کشاورزی و افزایش بهرهوری آب کشاورزی (بهویژه اصول مدیریت مشارکتی و تحویل حجمی آب)، آب با بهرهوری بسیار پایین در این بخش مصرف میشود؛ بهنوعی که سرانه مصرف آب در سطح کشور بالا رفته و مقایسه میزان مصارف در سطح کشور با حجم آب تجدیدپذیر کشور، حاکی از آن است که براساس استاندارد شاخص کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل، ایران در شرایط بحران شدید از نظر منابع آبی قرار دارد: «از طرفی پیشبینیهای بلندمدت اقلیمی حاکی از این است که ایران از نظر تغییراقلیم بهسمت تشدید تنشهای آبی بلندمدت حرکت میکند و در این شرایط نهتنها تنش آبی بخشهایی از جامعه را بهطور گسترده درگیر خواهد کرد بلکه منابع آبی نیز بهمرور رو به کاهش میرود و تجدیدپذیری صورت نمیپذیرد. لذا بهمنظور جلوگیری از تشدید بحران و صیانت از منابع آب تجدیدپذیر، اقدامات گستردهای لازم است که باید در قالب یک برنامه آمایش آبمحور دنبال شود و قطعاً رمز موفقیت در این زمینه مشارکت مردم و پرهیز از رفتارهای اسرافگرایانه در بخش آب است.»
خاموشی از روز گذشته یک بار دیگر به برق مدیرعامل شرکت مادرتخصصی توانیر میگوید در روزهای نخست سال ۱۴۰۴ مصرف برق کشور بهشکل بیسابقهای نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و همین موضوع باعث شده ناگزیر از اعمال خاموشی به مشترکان، آنهم در نیمه فروردین، شوند. «مصطفی رجبی مشهدی» با پوزش از شهروندان بهخاطر محدودیتهای ایجادشده گفت: «از شهروندان میخواهیم دمای کولرهای خود را روی عدد ۲۵ درجه تنظیم کنند و با کاهش مصرف برق در ساعات اوج، به پایداری شبکه کمک کنند.»
وبسایت خبری وزارت نیرو بهنقل از «مصطفی رجبی مشهدی» نوشت: «بهدلیل تداوم خشکسالی، امکان استفاده حداکثری از ظرفیت نیروگاههای برقابی را در سال جاری نداریم و میزان تولید این نیروگاههای برقابی نسبت به سال گذشته به حدود یکسوم کاهش یافته است. برخی تعمیرات اساسی نیروگاهها که باید در سال گذشته انجام میشد، بهدلیل محدودیتهای پیشآمده در حوزه تأمین سوخت به سال جاری موکول شد و باتوجهبه اینکه حدود ۳۰ درصد نیروگاههای کشور دارای عمر بالا هستند، لازم است تعمیرات اساسی پیش از ورود به اوج بار درباره آنها صورت بگیرد.»
افزایش مصرف
بهگفته او، نیروگاه اتمی بوشهر نیز بهعلت انجام عملیات تعویض سوخت از مدار خارج شده و این موضوع منجر به کاهش تولید برق در روزهای حساس پیش رو شده است: «مصرف برق در روزهای آغازین سال جاری بیش از شش درصد افزایش یافته که این میزان رشد در این بازه زمانی بسیار قابلتوجه و بیسابقه است.»
مدیرعامل توانیر از از صنایع بزرگ درخواست کرد با وارد مدار کردن نیروگاههایی که در اختیار دارند، از شبکه برق پشتیبانی کنند تا بخشی از بار مصرفی کشور پوشش داده شود
مدیرعامل توانیر همچنین با درخواست از صنایع بزرگ کشور برای وارد مدار کردن نیروگاههای خود و کمک به شبکه سراسری برق، اضافه کرد: «از صنایع بزرگ درخواست داریم با وارد مدار کردن نیروگاههایی که در اختیار دارند، از شبکه سراسری برق پشتیبانی کنند تا بخشی از بار مصرفی کشور در این شرایط خاص پوشش داده شود. بهدلیل برخی محدودیتها، فرصت اطلاعرسانی گسترده پیش از آغاز برنامههای مدیریت مصرف فراهم نشد که بابت آن از مردم عزیز پوزش میطلبیم. در روزهای آینده، تمام همکاران ما در صنعت برق بسیج خواهند شد تا با همکاری و همراهی مردم، شرایط شبکه مدیریت شود و برق پایدار در سراسر کشور تأمین شود.»
شرکت نیروگاههای برق حرارتی و شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران آمار دقیقی از نیروگاههایی که از مدار خارج شدهاند، ارائه نمیدهند و عنوان میکنند این آمار فقط در اختیار شرکت مدیریت شبکه قرار دارد. اما این شرکت نیز پاسخی ارائه نمیدهد. یک منبع آگاه از شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران به پیامما میگوید مدیریت سدهای برقابی به طور کامل در اختیار این شرکت نیست و تصمیمگیری در مورد آن برعهده مدیریت تخصیص و مصارف در شرکت مدیریت منابع آب کشور است. بااینحال، مطابق با دستورالعمل این مجموعه برخی نیروگاههای برقابی نه بهدلیل خشکسالی بلکه بهدلیل ذخیره آب برای کشت تابستانه از مدار خارج شدهاند.
این منبع آگاه سدهای کارون ۴ و گتوند را بهعنوان دو نمونه از سدهایی که ذخیره آب در آنها برای بخش کشاورزی نگهداشته شده است، نام میبرد.
کسی پاسخ نمیدهد
در تماس پیامما با شرکت مدیریت منابع آب کشور قرار شد اطلاعات بهروز از وضعیت تخصیصهای آب کشور در سدهای برقابی به این رسانه ارائه شود.
همزمان با این اتفاقات روز گذشته وزیر نیرو نیز در گردهمایی مدیریت مصرف برق در اوج بار ۱۴۰۴ با حضور مدیران برق کشور بدون اشاره به این شرایط اعلام کرد در فصل گرم سال ۳۵ هزار مگاوات به تقاضای برق کشور توسط کولرها و سامانههای برودتی افزوده میشود که از کل مصرف برق چند کشور همسایه بیشتر است.
شرکتهای برق حرارتی و توسعه منابع آب و نیروی ایران اطلاعات دقیقی از آخرین وضعیت نیروگاههای تحت مدیریت آن ارائه نمیدهند. شرکت مدیریت شبکه برق ایران نیز پاسخی به تماسهای پیامما نمیدهد
بهگفته «عباس علیآبادی» آموزشی توجیهی مدیریت مصرف برق جهت گذر از دوره اوج بار ۱۴۰۴، به میزبانی شرکت برق منطقهای تهران و بهمدت چهار روز در حال برگزاری است. او گفت: «صنعت برق کشور در فصل سرد سال بهدلیل محدودیت در تأمین سوخت با مشکلات بسیاری مواجه شد که یکی از مهمترین این مشکلات، کاهش بازه زمانی تعمیرات اساسی و دورهای نیروگاهها بود. در حال حاضر، با افزایش نا دما در نقاط مختلف کشور که تا فصل تابستان به اوج خود خواهد رسید، ناترازی بزرگی میان ظرفیت تولید و مصرف برق کشور بهوجود آمده است و در اوج بار سال جاری پیشبینی میشود تقاضای برق کشور به ۸۵ هزار مگاوات برسد، درحالیکه در بهترین حالت ظرفیت تولید برق کشور تنها ۶۵ هزار مگاوات خواهد بود و این به معنای آن است که ناترازی برق در سال جاری از ۲۰ هزار مگاوات عبور میکند. برای حل این چالشها، وزارت نیرو اقدامات متعددی در دستورکار دارد که از جمله آنها میتوان به رفع محدودیتها و ارتقای توان نیروگاههای حرارتی، افزایش ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر، احداث نیروگاههای جدید و تکمیل واحدهای نیروگاهی ناتمام اشاره کرد.»
افزایش سرمایهگذاری
او ادامه داد: «در پی آن هستیم که با کمک مردم و جذب سرمایههای بخش خصوصی، سرمایهگذاری در صنعت برق را افزایش دهیم و مشکلات موجود در حوزه تأمین مالی پروژهها را با سودآور کردن و اصلاح اقتصادی این صنعت برای سرمایهگذاران و کاهش ریسک سرمایهگذاری حل کنیم. در صنعت برق، بخش خصوصی باید در یک فضای شفاف با خود و نه با دولت رقابت کند. دولت تنها در چارچوب الگوی مصرف و در یک بازار قاعدهمند، برق را تولید و توزیع خواهد کرد و مصارف مازاد برق مشترکان با تعرفههای غیریارانهای و توسط بخش خصوصی تأمین خواهد شد.»
وزیر نیرو در ادامه گفت: «شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالاست و این موضوع لزوم مدیریت و بهینهسازی مصرف را به یک ضرورت تبدیل کرده است. در بسیاری از کشورهای اروپایی، نسبت به ایران شدت مصرف انرژی بسیار پایینتر است و این درحالیاست که تولید ناخالص داخلی در این کشورها همواره روند صعودی دارد. طبق بررسیها، در فصل گرم سال جدید حدود ۳۵ هزار مگاوات از تقاضای مصرف برق کشور به سامانههای برودتی اختصاص دارد که این رقم بهتنهایی از مجموع مصرف برق چند کشور همسایه بیشتر است.»
علیآبادی به اقدامات مدیریتی وزارت نیرو برای بهینهسازی مصرف برق در فصل گرم اشاره کرد و گفت: «وزارت نیرو ۳۶ بسته مدیریتی برای مدیریت و بهینهسازی مصرف برق در فصل گرم سال جاری تنظیم کرده است و با استفاده از ابزارهای مختلف مانند کنتورهای هوشمند و پایش مستمر، هدفگذاری کرده که میزان تقاضای مصرف برق را حدود ۱۰ هزار مگاوات کاهش دهد. یکی از مشکلات بزرگ صنعت برق در حال حاضر فعالیتهای غیرقانونی و غیرمجاز برای مصرف برق، بهویژه در حوزه استخراج غیرمجاز رمزارز است. این فعالیتها خسارت سنگینی به شبکه برق وارد میکنند و باید با همکاری دستگاههای مختلف، نسبت به مقابله با آنها اقدام شود.»
بهنظر میرسد موضوع تأمین برق کشور در پنجمین سال خشکسالی به وضعیت پیچیدهتری نیز رسیده است. وضعیتی که چشمانداز حل آن روشن نیست.
از دوخت لباسهای شخصی تا طراحی لباسهای هنرمندان
چطور وارد حرفه طراحی لباس شدید؟
من تحصیلات دانشگاهی در این زمینه ندارم، اما ازآنجاکه علاقه زیادی به این رشته داشتم، دورههای مختلفی را گذراندهام. بهعنوانمثال در زمینه مجسمهسازی و سایر هنرها دورههایی را گذراندهام که در کار طراحی لباس به من کمک کرده و حالا حدود ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت میکنم. شروع کار من از طراحی لباس برای خودم بود. بهطور خاص، به لباسهایی که در مهمانیها و رویدادها میپوشیدم، علاقه داشتم و خودم برای خودم لباس میدوختم. بعدها شروع به کار در حوزههایی مانند گلسازی و سفره عقد کردم. در آن کار پیشرفت زیادی داشتم و دیزاینهای منحصربهفردی برای سفرههای عقد طراحی میکردم. بعد از آن بهدلیل علاقه شخصی شروع به طراحی لباس کردم و بعدها دوباره به خیاطی علاقه پیدا کردم و دستبهکار دوختودوز شدم و از آن زمان تصمیم گرفتم در این زمینه حرفهایتر عمل کنم.

لباسهایی که برای خودم آمده میکردم در مهمانیها و محافل مورد توجه قرار میگرفت و برخی از دوستانم از من میخواستند برایشان لباسهای خاص طراحی کنم. کمکم کارم بیشتر شد تا حدی که مجبور شدم یک خیاط برای اجرای طراحیهایم استخدام کنم.
پروژهها یکی پس از دیگری میآمدند. طراحیهای من بیشتر از قبل بر تن مشتریها دیده میشد. در همین زمان چند کالکشن هم طراحی کردم که طراحیهای مدرن و پارچههای سنتی داشت و سروصدای زیادی به پا کرد. میتوانم بگویم نقطهعطف زندگی هنری من در حوزه طراحی لباس از همین زمان رقم خورد.
چطور وارد حوزه استایلیست شدن برای هنرمندان شدید؟
حدود ۱۲ سال پیش خانم اندیشه فولادوند به من معرفی شد و برای اولینبار برای او کار کردم. ایشان از قبل چند طراحی از کارهای من دیده و نظرش جلب شده بود. بعد از آن برای هنرمندان دیگری مانند خانم پرستو صالحی و بهنام بانی لباس طراحی کردم. کارهای من بهدلیل رنگهای خاص و طراحیهای متفاوت بسیار جلبتوجه کرد. نعیمه نظامدوست هنرمند دیگری بود که برای او کارهای متفاوتی طراحی کردم که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
آیا تجربه خاصی در زمینه طراحی لباس برای هنرمندان دارید؟
یکی از کارهای خاصی که انجام دادم، طراحی لباس برای بهنام بانی بود که روی کت او پرچم ایران با نگین کار کردم و این کار بسیار سروصدا کرد. همچنین، لباسهایی که برای بهنوش بختیاری و برخی هنرمندان در جشن حافظ طراحی کردم هم بازتاب زیادی داشت.
آیا در زمینه طراحی لباس پایدار هم کار کردهاید؟
بله، در مورد مد پایدار هم فعالیتهایی داشتم. برای مثال پیشنهاد داده بودم که لباسهای قدیمی مردم در خیریهها جمعآوری شوند و با استفاده از این لباسها پارچههای جدید برای طراحی لباسهای جدید ساخته شوند. در پروژههای خودم نیز همیشه تلاش کردهام که بهجای استفاده از پارچههای گرانقیمت، از موادی که در دسترس است و بهدور ریختن آنها نیاز نیست، استفاده کنم. البته باید در نظر داشته باشیم که تحقق مد پایدار بدون همکاری مصرفکننده معنی نمیدهد. طراحان با اطلاع از تأثیرات محیطزیستی و ارائه راهنماهایی برای نگهداری درست از لباسها، مشتریان را به انتخابهای درستتر تشویق میکنند. این آگاهیبخشی میتواند شامل کمپینهای اجتماعی، کارگاههای آموزشی و حتی برنامههای انگیزشی برای بازگرداندن لباسهای قدیمی باشد.
در حال حاضر در ایران، دبی یا ترکیه کار میکنید؟
در حال حاضر هم در ایران و هم در اروپا مشغول به کار هستم. بیشتر کارهایم در ایران و با استفاده از مواد و متریالهای ایرانی انجام میشود. اما بهدلیل اینکه گاهی مواد خاصی باید از خارج از ایران تهیه شوند، برای برخی از پروژهها به خارج از ایران سفر میکنم.
در حال حاضر چه پروژههایی در دست دارید؟
در حال حاضر یک کالکشن بلوچ آماده کردهام که هنوز رونمایی نشده است. همچنین، یک کالکشن با پارچه قلمکار اصفهان دارم که در حال تولید محتوا برای آن هستم. همچنین، پروژههای زیادی با هنرمندان مختلف در حال انجام است.
به علاقهمندان به رشته طراحی لباس چه توصیهای دارید؟
بهنظرم مهمترین چیز در این کار، علاقه و تجربه است. البته آموزشهای عملی و دورههای مختلف به شما کمک میکنند، اما هیچچیز جای خلاقیت و علاقه شخصی را نمیگیرد. هر فرد میتواند از تجربیات خود برای خلق آثار جدید و متفاوت استفاده کند.
استایلینگ؛ هنری فراتر از ستکردن لباسها
استایلینگ تنها به آراستگی ظاهر مربوط نمیشود، بلکه شیوهای برای بیان شخصیت، هویت و پیام درونی انسان یا برند است؛ بدون نیاز به کلام. در جهانی که تصویر بیش از همیشه معنا دارد، استایلیست کسی است که میتواند این تصویر را بسازد و هدایت کند.
تا چند سال پیش، زمانی که صحبت از «استایل» به میان میآمد، ذهن بسیاری از افراد تنها بهسمت برندهای مشهور و ظاهر آراسته میرفت. آنها که بیشتر دراینباره میدانستند، استایلینگ را فقط هنر ست کردن لباس میدانستند که در میان هنرمندان موضوعی رایج است. اما امروز، استایلینگ بهعنوان یک رشته تخصصی با زیرشاخههای گوناگون شناخته میشود که هر یک مسیر شغلی و دنیای خاص خود را دارد. در این گزارش، به معرفی کلی این حوزه و شاخههای مختلف آن میپردازیم تا تصویری جامع از دنیای استایلینگ ارائه شود. اگر تابهحال برایتان سؤال بوده که یک استایلیست دقیقاً چه کاری انجام میدهد، این مطلب برای شماست.
استایلیست یک قصهگوست
استایلینگ صرفاً انتخاب لباس یا ترکیب رنگها نیست بلکه فرآیند خلق یک تصویر هماهنگ و هدفمند از ظاهر یک فرد یا یک برند؛ با در نظر گرفتن هویت، مخاطب، فضای مورد نظر و پیامی که قرار است منتقل شود، است. استایلیست درواقع یک قصهگو است، با این تفاوت که بهجای کلمات، از عناصر بصری مانند پارچه، رنگ، فرم و جزئیات ظاهری بهره میگیرد تا داستانی را روایت کند.
این رشته در مرز میان هنر، جامعهشناسی، روانشناسی و بازاریابی قرار دارد؛ چراکه استایل، فراتر از زیبایی ظاهری، حامل پیام است. برای نمونه، استایلی با سبک مینیمال ممکن است حسی از اعتماد، دقت و حرفهایگری القا کند، درحالیکه استایل ماکسیمال، میتواند بیانگر خلاقیت، جسارت و پویایی باشد. استایلینگ مانند چتری گسترده، حوزههای تخصصی متعددی را در بر میگیرد.
فشن استایلینگ (Fashion Styling)
در این شاخه، استایلیستها عمدتاً با مجلات مد، کمپینهای تبلیغاتی، برندهای پوشاک و مدلها همکاری میکنند. وظیفه آنها هماهنگسازی ظاهر مدلها برای جلسات عکاسی، فشنشوها یا تبلیغات برندهاست. فشن استایلیست باید به ترندهای روز تسلط داشته و توانایی کار تیمی با طراح لباس، عکاس و کارگردان هنری را دارا باشد. خلاقیت و جسارت، مهمترین سرمایه در این حوزه است.
پرسونال استایلینگ (Personal Styling)
این حوزه تمرکز بیشتری بر فرد دارد. استایلیست با بررسی ویژگیهای ظاهری فرد (مانند فرم اندام و رنگ پوست)، سبک زندگی و بودجه، به او در یافتن استایلی مناسب و شخصی کمک میکند. این نوع از استایلینگ، بیشتر با عنوان «مشاوره استایل» شناخته میشود و گاه شامل بازطراحی کامل کمد لباس یا همراهی فرد در خرید نیز میشود.
استایلینگ سلبریتیها (Celebrity Styling)
این شاخه، یکی از پرچالشترین و البته پرجاذبهترین زمینههای کاری است. استایلیست سلبریتی، مسئول طراحی ظاهر بازیگران، خوانندگان و چهرههای مشهور در رویدادهایی چون فرش قرمز، برنامههای تلویزیونی و حتی موقعیتهای روزمره است. دقت بالا، درک فضای رسانهای و تسلط بر سلیقه عمومی، از الزامات این مسیر هستند.
استایلینگ صحنه (Costume Styling)
برای علاقهمندان به سینما و تئاتر، این شاخه بسیار جذاب است. استایلیست صحنه با کارگردان و طراح صحنه همکاری میکند تا لباسهایی طراحی و انتخاب کند که با فضای داستان، ویژگیهای شخصیتها و دوره زمانی روایت همخوانی داشته باشند. در برخی موارد نیاز به طراحی و دوخت لباسها از ابتدا وجود دارد.
استایلینگ تجاری (Commercial Styling)
این نوع استایلینگ بیشتر در خدمت تبلیغات و بازاریابی بصری قرار دارد. وظیفه استایلیست در این بخش، نمایش جذاب و هدفمند یک محصول یا برند است.خواه این محصول لباس باشد یا لوازم جانبی. گاهی این فعالیت در قالب طراحی ویترین فروشگاهها، که با عنوان «ویژوال مرچندایزینگ» نیز شناخته میشود، انجام میگیرد.
استایلیست مدیر زمان است
برای فعالیت حرفهای در حوزه استایلینگ، برخورداری از مجموعهای از توانمندیها ضروری است که داشتن دید دقیق نسبت به رنگها، فرم و ترکیب آنها، آشنایی با ترندهای روز مد و درک فرهنگ عمومی، توانایی برقراری ارتباط مؤثر با طیف متنوعی از افراد (مشتری، طراح، عکاس و…) از مهمترین آنهاست. علاوهبرآن، مهارت در مدیریت زمان، پروژه و بودجه، تسلط بر نرمافزارهای طراحی (در برخی زیرشاخهها)، توانایی تصمیمگیری و حل مسئله در شرایط غیرمنتظره (برای مثال، آسیبدیدن لباس درست پیش از عکاسی) و تجربه عملی نیز در این رشته اهمیت فراوان دارد. کارآموزی در پروژههای کوچک، همکاری با برندهای نوپا یا اجرای پروژههای شخصی، میتوانند گامهای ابتدایی مؤثری برای ورود به این مسیر باشند.
بازار کار استایلینگ چگونه است؟
بازار کار این رشته بسته به کشور، زبان، شبکه ارتباطات و توانمندیهای فردی متفاوت است. بااینحال، با رشد شبکههای اجتماعی، برندهای بومی و علاقهمندی بیشتر مردم به استایل شخصی، نیاز به استایلیست در حال افزایش است.
بسیاری از استایلیستها بهصورت فریلنسر فعالیت میکنند، برخی با آژانسهای تبلیغاتی یا برندهای خاص همکاری دارند و گروهی نیز برند شخصی خود را راهاندازی میکنند. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، داشتن سبک منحصربهفرد، ذوق بصری و پشتکار است.
اگر از توجه به جزئیات لذت میبرید، خلاق هستید و از تعامل با انسانها انرژی میگیرید، استایلینگ میتواند برای شما نهتنها یک مسیر شغلی، بلکه یک سبک زندگی و ابزاری برای تأثیرگذاری باشد. برای ورود به این عرصه جذاب از دنیای مد و فشن گزارشات بعدی ما را از استاسلیستهای معروف ایرانی و جهانی دنبال کنید.
وقتی بازار جهانی تبریز در آتش سوخت و در فاصلهای کوتاه میدان حسنآباد تهران طعمه شعلههای آتش شد، بسیاری از مسئولان درباره توجه به موضوع ایمنی در محدوده بازارهای تاریخی سخن گفتند. همان روزها آمارهای نهچندان دقیقی هم درباره بناهای تاریخی موجود در محدوده بازار تهران که تبدیل به انبار کالا شدهاند و یا در معرض خطر قرار دارند، تهیه شد تا به قول مدیران شهری «برنامهای برای ساماندهی آنها» تهیه شود، که نشد. حسنآباد فراموش شد و بازار تاریخی تهران و تبریز و سمنان و اصفهان و شیراز و … هم به روال قبل به کار خود ادامه دادند و حتی به دودگرفتگیهای بعد از حادثه در دالانها و زیر گنبدهای بازار عادت کردند؛ اما کاری برای ایمنسازی بازار و رهایی از شر سیمهای بههمتنیده برق و حجرههای پر از کالای بدون تجهیزات اطفای حریق نکردند و گویی با نادیده گرفتن حقیقت روشنی که پیش چشمشان است، به استقبال فاجعه میروند.
توجه به نکات ایمنی در هیاهوی بازار گم شده است
«جلال ملکی»، سخنگوی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، در آخرین اظهارات خود درباره وضعیت بازارهای تاریخی تهران هشدار داده و گفته است: «در بازارهای قدیمی تهران بسیاری از نکات ایمنی رعایت نمیشود و این مسائل باعث میشود در حوادث مختلفی مثل حریق، امدادرسانی با مشکل مواجه شود. در این محدوده هنگام بروز حوادثی مثل حریق، آتشنشانان برای کمک به افراد و اطفای حریق با مشکلات زیادی مواجه شدند. معابر در محدوده بازار بسیار باریک هستند و عملاً امکان تردد خودروهای حریق که بزرگ هستند، وجود ندارد. ما این مشکلات را با استفاده از لولههای بسیار بلند و خرید خودروهای کمعرضتر، تا حدی حل کردهایم؛ اما باز هم شاهد هستیم برخی از این کوچهها و خیابانها حتی کمتر از یک متر عرض دارند که کار ما را بسیار سخت میکنند.» اما نکته دیگری که ملکی بر آن تأکید دارد، مسئله تغییر کاربریها و بیتوجهی به ایمنی در بناهای تاریخی بازار است.
بسیاری از اماکن اطراف بازار تهران قبلاً مسکونی بودهاند، اما با تغییر کاربریهای غیرمجاز و غیرقانونی، به انبار، کارگاه یا مغازه تبدیل شدهاند و تغییرات بسیاری در سیستم برق، گاز، آب و حتی دیوارها انجام شده است که هرکدام از اینها میتواند بسیار خطرناک باشد
این بناها نهتنها مورد بیتوجهی جدی میراث فرهنگی قرار دارند و برنامهای برای حفاظت از آنها وجود ندارد، بعد از تغییر کاربری هم وضعیت نامناسبی پیدا میکنند و فضاهای ایمنی برای نگهداری کالا نیستند و تبدیل به منشأ خطر میشوند. بهگفته ملکی: «یکی از مسائل مهمی که با آن مواجهیم، تغییر کاربریهاست. بسیاری از اماکن اطراف بازار تهران قبلاً مسکونی بودهاند، اما با تغییر کاربریهای غیرمجاز و غیرقانونی، به انبار، کارگاه یا مغازه تبدیل شدهاند و تغییرات بسیاری در سیستم برق، گاز، آب و حتی دیوارها انجام شده است که هرکدام از اینها میتواند بسیار خطرناک باشد. در اکثر این اماکن از داخل حیاط تا تمام اتاقها، تا چندین متر کالا و کارتن میچینند. علاوهبراین، شکل شیروانی برخی اماکن نیز بسیار خطرناک است و متأسفانه زیر تمام سقفها کالاها چیده شدهاند. متأسفانه حالت چیدن وسایل و کالاها روی یکدیگر را نیز بهصورت غیرایمن انجام میدهند که درصورت ایجاد کوچکترین جرقهای، تمام وسایل در معرض خطر قرار میگیرد.»
یکی از مهمترین نکات در سخنان او موضوع سیمکشیهای برق است، مسئلهای که بدون کنکاش و حتی داشتن نگاه کارشناسی و تخصصی میتوان به بحرانی بودن وضعیت و بیسامانی شرایط آن در دالانهای بازار پی برد. ملکی تأکید دارد: «اکثر سیمکشیهای برق در بازار بسیار قدیمی هستند و حتی عمر بیش از ۵۰ سال دارند که هر لحظه ممکن است دچار جرقه و اتصالی شوند و اتفاقات ناگواری را رقم بزنند.» او درباره رعایت نکات ایمنی در بازارها و انبارها گفت: «در اغلب مواقع هیچ نوع خاموشکننده یا سیستم اعلام و اطفای حریقی در این مراکز وجود ندارد و اگر در چند مغازه تجهیزاتی وجود داشته باشد، افراد استفاده از آنها را بلد نیستند و یا تعداد خاموشکنندههای موجود، برای این حجم از وسایل، کافی نیست»
ستون فقرات شهر در خطر است
بازارها در شهرهای تاریخی ایران از عصر صفوی و قاجار و در مواردی پیشتر از آن بهجا ماندهاند و هنوز هم ستون فقرات کلانشهرها محسوب میشوند. مسئله ایمنی و همچنین اتخاذ تدابیری برای حفاظت از این مجموعهها موضوع تازهای نیست و بارها در مقاطع مختلف در مورد آن هشدار داده شده است، اما تعدد متولیان توجه به مقوله ایمنی در این محدودهها باعث شده هریک توپ را به زمین دیگری بیندازند. چندی پیش رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران بر ضرورت نگاه حاکمیتی به مقوله ایمنسازی بازار تأکید کرد و گفت: «منطقه ۱۲ در معرض ریسکهایی چون زلزله، فروریزش، قنات و بافت فرسوده قرار دارد و بازار تهران یکی از کلیدیترین موضوعات این منطقه از نظر مدیریت بحران است. باید نگاهی حاکمیتی با حضور نمایندگان وزارت میراث به ایمنسازی بازار وجود داشته باشد. مطرح شدن محدودیتهای میراثفرهنگی در امر ایمنسازی بازار تهران در هیئت دولت میتواند راهگشا باشد».
پیش از تعطیلات نوروز هم «ناصر امانی»، عضو شورای شهر تهران، درباره ایمنی بازار تهران هشدار داده و با بیان اینکه بازار تهران نیازمند طرح جامع ویژه است، گفته بود: «باید پیوستهای فرهنگی و اجتماعی هم در این طرح لحاظ شود». اما همچنان تا لحظه وقوع یک حادثه هیچیک از این اظهارنظرها و هشدارها جدی گرفته نمیشود. همانطورکه جلال ملکی درباره وضعیت ایمنی در پایتخت گفته است: «از مسئولان گرفته تا مردم عادی هنوز هیچکس به باور ایمنی نرسیده و درواقع فرهنگ و باور ایمنی هنوز در کشور ما جا نیفتاده است و فقط بعد از حوادث بحرانی، یک تبی در جامعه راه میافتد و خیلی زود خاموش میشود. آموزش ایمنی و فرهنگسازی هنوز اولویت ما نشده. بنابراین، نمیتوان از افراد انتظار داشت به ایمنی بهاندازه سایر مسائل اهمیت دهند.» تأمین ایمنی در بازارهای تاریخی، نیازمند ارادهای چندجانبه از سوی مدیران شهری مسئولان وزارت میراثفرهنگی و کسبه است، اما شکلگیری این اراده بدون آگاهی از اهمیت این مجموعههای منسجم و درهمتنیده که بخش مهمی از تاریخ شهرها را روایت میکنند، امکانپذیر نیست.
انتشار جدول خاموشیها در سال ۱۴۰۴
پس از قطعی برق در تابستان، پاییز و زمستان سال گذشته، خاموشیهای برنامهریزیشده دوباره در فروردین ۱۴۰۴ سراسر کشور را فرا گرفته است.
در حالی که کشور بهطور معمول با چالشهای انرژی در فصلهای گرم سال روبهرو است، این بار خاموشیهای برنامهریزیشده به فروردین ۱۴۰۴ کشیده شده است.
جدول قطع برق فروردین ۱۴۰۴
طبق جدول منتشر شده از سوی توانیر، قطعی برق در سراسر کشور از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۲۳:۳۰ شب ادامه دارد. خاموشیها به صورت دورهای و در هر بار به مدت یک ساعت و نیم اجرا میشود. در اینجا، جدول خاموشیهای برنامهریزیشده برای این ماه آورده شده است:

لزوم بازنگری در سیاستهای آبی کشور
تنشهای آبی میان دو استان کویری یزد و اصفهان بار دیگر به اوج خود رسیده است. تخریب خط لوله انتقال آب زایندهرود به یزد توسط کشاورزان اصفهانی، اختلافات دیرینه بر سر منابع آبی را به کانون توجه افکار عمومی و رسانهها بازگردانده است. درحالیکه کشاورزان اصفهانی از خشکسالی، نابودی زمینهای کشاورزی و بیتوجهی دولت به حقابه تاریخی خود سخن میگویند، مردم یزد، ساکنان استانی در دل کویر، این آب را حیاتی و قطع آن را تهدیدی برای زندگی روزمره خود قلمداد میکنند.
اصفهانیها با استناد به اینکه زایندهرود شریان حیاتی کشاورزی و حیات شهری خود است، انتقال آب را نادیده گرفتن حق طبیعی و تاریخی خود میدانند. خشکسالیهای پیاپی و فرونشست زمین در این استان، ادعای آنها را تقویت کرده و گروهی از کشاورزان را به اقدامات اعتراضی برای حفظ منابع باقیمانده واداشته است. در مقابل، یزدیها با تأکید بر نیاز ضروری به آب شرب، انتقال آب به یزد را منطبق بر مصوبات قانونی دانسته و قطع آن را خطری برای زندگی روزمره و سلامت عمومی خود میدانند.
این دوگانگی، اما، تنها نوک کوه یخ بحران عمیقتر و گستردهتری است. بحران آب ایران نه حاصل اختلاف میان مردم، بلکه نتیجه سوءمدیریت منابع آبی در دهههای گذشته است. زایندهرود، که روزگاری منبع حیات در مرکز ایران بود، اکنون بهدلیل مدیریت نادرست، برداشت بیرویه و عدم اجرای سیاستهای پایدار، در وضعیت بحرانی قرار دارد. تصمیمهای مقطعی و انتقالهای غیرکارشناسی آب، بدون توجه به ظرفیتهای اکوسیستم و نیازهای جامع، تنشهای منطقهای را تشدید کرده است. بهجای تأکید بر سهمخواهیهای محلی، باید با نگاهی ملی و علمی به بحران آب نگریست و راهکارهایی ارائه داد که منافع همه را تأمین کند.
راهحل این بحران در اصلاح الگوی مصرف آب، توسعه روشهای نوین آبیاری، کاهش کشت محصولات پرمصرف و استفاده از فناوریهای مدیریت مصرف نهفته است. همچنین، سرمایهگذاری در منابع جایگزین مانند بازچرخانی آبهای مصرفی میتواند فشار بر منابع سنتی را کاهش دهد. عدالت در توزیع آب باید بهگونهای باشد که هم حقابه کشاورزان محفوظ بماند و هم آب شرب مردم تأمین شود و این امر نیازمند برنامهریزی بلندمدت و پرهیز از تصمیمگیریهای شتابزده است. حل این بحران نیازمند گفتوگو مستمر بین مسئولان و ذینفعان محلی است، زیرا سیاستهای یکجانبه و تصمیمگیریهای پشت درهای بسته، تنها شکافها را عمیقتر خواهد کرد.
تا زمانی که نگاه منطقهای بر سیاستگذاریهای کلان کشور غالب باشد، این بحرانها ادامه خواهند داشت. زمان آن رسیده است که بهجای رقابت بر سر منابع محدود، برای حفظ و مدیریت پایدار آنها متحد شویم. راه نجات، نه در تخریب لولهها، که در بازنگری در سیاستهای کلان آب کشور است. ایران، برای بقا، نیازمند یک سیاست آبی پایدار و عدالتمحور است.
وینسنت را همه اطرافیانش از لبخند و انرژی مثبتش میشناسند. اما دوستان نزدیکش مثل من، سختکوشیها و خروج حرفهای از سختترین شرایط را مهمترین خصیصه او میدانند. من و ونیسنت یکدیگر را در سال ۲۰۱۷ و در مجال یک همایش بینالمللی در ایتالیا پیدا کردیم. همکاران او نام یک فرد را برای کمک به یوزپلنگ آسیایی بر زبان داشتند؛ وینسنت ون در مرو، مدیر پروژه فراجمعیت یوزپلنگ؛ اسمی که امروز بر زبان بسیاری از حفاظتگران جهان جاری شده است. در اولین گفتوگو با وینسنت وقتی از تلاشهایمان برای یوزپلنگ در ایران و وضعیت جمعیت بسیار شکننده آن میگفتم، ناگهان برقی در چشمانش نمایان شد. گویی کلید نجات را در دستانش دارد. گفت که باید از نزدیکببینی فراجمعیت یوزپلنگ چگونه این گونه را نجات خواهد داد. وینسنت حرف تا عملش بسیار سریع بود. کمتر از یکماه بعد من را به چندین ذخیرهگاه نیمهطبیعی یوزپلنگ در آفریقای جنوبی برد و در زندهگیری و انتقال چندین یوزپلنگ همراهم کرد. این مسیر همواره ادامه یافت و تا امروز من را درگیر حفاظت از زیرگونههای مختلف یوزپلنگ در مناطق مختلف آفریقا و آسیا کرده است.
همان سال ۲۰۱۷، وینسنت نیز برای دیدن آخرین زیستگاههای یوزپلنگ آسیایی دو مرتبه به ایران آمد. وینسنت بهخوبی وضعیت و شرایط متفاوت کشورهای دنیا را میفهمید و همیشه پیگیر اخبار دنیا بود. این نقطهقوتی بود که در کمتر از ۱۰ سال، پروژههای فراجمعیت را در بسیاری از کشورهای دنیا گسترش داد؛ زیرا برمبنای نسخهپیچی مشابه به مسائل نگاه نمیکرد و همواره درک درستی از شرایط سیاسی اقتصادی و اجتماعی هر کشور داشت. در آن سالها و مخصوصاً از سال ۲۰۱۹ که میزبان معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست در آفریقای جنوبی بود، وینسنت داوطلبانه و حتی با هزینههای زیادی از خود، در بسیاری از برنامهریزیها و اقدامات مرتبط به حفاظت یوزپلنگ در ایران مشارکت داشت. وینسنت حتی تا لحظه خاموشی هرجا که توانست نهتنها به یوزپلنگ در ایران که در تمام نقاط آفریقا و آسیا کمک رساند. من دردها و رنجهایی را که برای هر پروژه کشید، از نزدیک تجربه کردم. یوزپلنگ در تمام دنیا نقطه سیاسی اقدامات حفاظتی است. در تمام سالهایی که وینسنت برای حفاظت از یوزپلنگ کوشید، بسیاری از انتقادها در بستر سیاست بود، برمبنای منطق و اصول علمیپیش نرفت و بارها وینسنت و همراهانش مثل من آسیب دیدیم. اما او مثل یک کوه دوباره میایستاد و پل جدیدی برای نجات میساخت. متأسفانه، ارتقای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران و رؤیاهای بزرگ وینسنت و من نیز بر اثر همین سیاستبازیها، کارشکنیها و تمامیتخواهیها تا به امروز آنطورکه پیشبینی میکردیم، پیش نرفت. هرچند از او یاد گرفتیم که هرگز ناامید نشویم و محکمتر ادامه دهیم.
او به من و بسیاری دیگر از حفاظتگران آموخت که با سختکوشی، مثبتاندیشی و تلاش میتوان رؤیاهای حفاظتی را به نتیجه رساند. ما در صدد طراحی و اجرای بزرگترین پروژه معرفی مجدد یوزپلنگ در دنیا بودیم که عمر وینسنت مجال دیدن این رؤیای بزرگ را نیافت. اما بهزودی با انتقال حدود ۲۰ یوزپلنگ از فراجمعیتهای آفریقای جنوبی به یک زیستگاه بدون فنس در موزامبیک با یاد او و در راه او، قدم برمیداریم. میراث وینسنت تربیت حفاظتگرانی است که تا ابد در مسیر طبیعت و نجات گونههای در خطر انقراض گام برمیدارند.
حفاظت از یوز و امدادرسانی به مسافران نوروزی
در این طرح حدود هفتاد نفر از گروههای سنی مختلف، از هفتساله تا ۶۰ساله، از شهرها و استانهای مختلف کشور نظیر مشهد، اصفهان، تهران، کرج، بندرعباس، سیرجان، شاهرود، اسفراین، نیشابور، خوزستان، گیلان، سمنان، بابل، یزد، شیراز، بجستان، مهولات، آباده، جاجرم، پرند، شیروان و دیگر شهرها شرکت داشتند که نشاندهنده استقبال گسترده از این طرح بود که نسبت به سال گذشته افزایش مشارکت چشمگیری داشت.
دستاوردهای طرح پایش جادهای کریدور یوز آسیایی
۱. نقشآفرینی مردم در حفاظت
مشارکت، حضور و تعهد داوطلبان از سراسر کشور نمادی از نمایش خواست و علاقه مردم در حفظ یوز آسیایی است. مردمی که از نقش خود طبق اصل پنجاهم قانون اساسی آگاه هستند و برای حفظ محیطزیست همواره یک گام جلوتر از مسئولین و دولتمردان هستند.
۲. تقویت مطالبهگری
این حضور و مطالبه عمومی تأکیدی است بر مسئولیت دولتمردان تا به وظایف خود برای حفظ یوز این سرمایه بیتکرار عمل کنند.
۳. آگاهیبخشی و آموزش
آشنایی عمومی با یوز و چالشهای حفاظت از آن، نقشی کلیدی در توسعه فرهنگ محیطزیستی دارد.
۴. آشنایی شرکتکنندگان با چالشهای محیطبانی و شرایط منطقه
برداشت بسیاری از افراد از شغل محیطبانی صرفاً همان عکسهای حیاتوحش و گوشههایی از تلاش آنان در فضای مجازی است، اما این فقط یک برش از واقعیت ماجرا و سختیهای این شغل است. افراد در مدت حضور با شرایط واقعی و عملیاتی محیطبانان آشنا خواهند شد.
۵. فرصتی برای تبادل تجربه
این پویش بستری شد برای تعامل، گفتوگو و هماندیشی میان طبیعتدوستان، فعالان، متخصصان و مردم علاقهمند از سراسر کشور. در طول سال چنین فرصتی کمتر پیش میآید تا افراد طبیعتدوست، فعالان محیطزیست، کارشناسان این رشته و متخصصان از تمام کشور دور هم جمع شوند و به تبادل تجربه بپردازند.
۶. آگاهسازی برای جلوگیری از تصادف حیاتوحش
در تعطیلات سال نو بهواسطه حضور داوطلبان و برنامههای آگاهیرسانی، نهتنها شاهد تصادف یوز نبودیم بلکه تلفات سایر گونهها نیز در این جاده اتفاق نیفتاد.
۷. امدادرسانی به مسافران
در این بازه زمانی دوستداران محیطزیست به کسانی که در این جاده دچار مشکل شده بودند نیز کمک کردند. بهاینترتیب، امدادرسانی جزو دستاوردهای ثانویه این طرح بود. بهعنوان مثال، یک خودروی شاهین با چهار سرنشین (شامل پدر و مادر و دو فرزند) حوالی صبح در نزدیکی میامی در لاین سرعت جاده چپ کرده بود، بهطوریکه امکان تصادف ثانویه وجود داشت. ما با تجهیزاتی که داشتیم، فضا را امن کردیم تا نیروهای اورژانس به محل برسند و کار خروج مجروحان را انجام دهند. همچنین، تعدادی خودرو سوختشان تمام شده بود و ما در حین پایش به آنها سوخت رساندیم و یا به رانندگان ماشینهایی که دچار نقص فنی شده بود، در حد توان کمک و مشکلشان را برطرف کردیم.
مشکلات و چالشهای منطقه حفاظتشده توران
۱. کمبود شدید نیروی انسانی
در حال حاضر، تعداد نیروهای محیطبان موجود جوابگوی حفاظت از این منطقه وسیع و گسترده ۱.۴ میلیون هکتاری نیست و برای حفاظت مؤثر این کمبود نیرو باید سریعاً جبران شود.
۲. کمبود تجهیزات و پایین بودن سطح حقوق
کمبود خودرو، موتورسیکلت و حقوق پایین محیطبانان و همیاران محیطزیست از چالشهای جدی است و ضروری است بهسرعت چارهاندیشی شود.
۳. حضور دام و خشکسالی
حدود ۱۰ هزار شتر و ۲۴ هزار رأس گوسفند در منطقه حضور دارند که در تعارض با حیاتوحش منطقه هستند.
دامداران که باید گلههای گوسفند خود را تا پانزدهم فروردین از منطقه خارج کنند، معمولاً این کار را تا انتهای فروردین به تأخیر میاندازند و حضور همزمان آنها آسیبهای جبرانناپذیری را بهخصوص به نوزادان حیاتوحش وارد میکند.
حضور مستمر و پرشمار گلههای شتر نیز در منطقه آسیبزاست و این حیوان رقیب جدی حیاتوحش و گونههای علفخوار بهخصوص در مصرف منابع آبی و آبشخورها است.
تداوم خشکسالی در سالهای گذشته نیز بر روی جمعیت علفخواران تأثیر مستقیم داشته است.
۴. کاهش طعمه طبیعی:
طی یک دهه سال گذشته، جمعیت طعمههای یوز کاهش چشمگیری داشته است. در حال حاضر، تنها حدود ۵۰۰ رأس آهو در کل منطقه توران باقی مانده و وضعیت سایر طعمههای یوز نیز نگرانکننده است.
۵. مهاجرت علفخواران
کمبود غذا و خشکسالی باعث مهاجرت گونههای علفخوار به استان خراسانشمالی و شهرستان شاهرود شده است.
۶. مشکلات زیرساختی
در حال حاضر، تنها پنج کیلومتر از این محور دارای روشنایی است و فقط سه کیلومتر این محور فنسکشی انجام شده است. تکمیل روشنایی جاده قطعاً تأثیر چشمگیری در کاهش تلفات جاده خواهد داشت.
۷. توسعه معادن
صدور مجوز معادن و فعالیت آنها در منطقه میتواند زیستگاه را بیشازپیش تهدید کند.
جمعبندی
حتی اگر جاده بهطور کامل ایمنسازی شود و تلفات جادهای به صفر برسد، بدون حفاظت و احیای زیستگاه و تأمین شرایط مناسب برای بقا، یوز آسیایی محکوم به انقراض است.
بقای این گونه، وابسته به مدیریت خردمندانه و حمایت مالی مقامات و مسئولان ارشد کشور، همراهی مردم، حمایت مسئولان استانی و اقدامی فراتر از شعارهای محیطزیستی است.
یادی از همراهان و زحمتکشان منطقه:بدون همراهی، تعامل و همدلی برخی افراد، اجرای موفق این طرح ممکن نبود. جا دارد از «سعید یوسفپور»، مدیرکل حفاظت محیطزیست استان سمنان، و همچنین ریاست پارک ملی توران «مجید عجمی»، معاون ایشان «روحاله یوسفی»، «حسین عجم»، «بلال صحراگرد»، «عبدالصالح گری» و «سیدمهدی فاضلی» از پاسگاه عباسآباد، بهصورت ویژه قدردانی شود.
نوروز امسال، خیابانهای شهرهای مختلف ایران میزبان نمایشهای خیابانی متعددی بود. اجراهایی که در مکانهای عمومی، پارکها، بوستانها و حتی محوطههای تاریخی برگزار شد، فرصتی را فراهم آورد تا مردم در میان جشنهای نوروزی، طعم شیرین هنر نمایش را نیز تجربه کنند. این رخدادهای فرهنگی، علاوه بر ایجاد لحظاتی شاد برای شهروندان و گردشگران، به حفظ و ترویج هنرهای نمایشی کمک کرده و صنعت گردشگری فرهنگی را تقویت نمودند.
جشنوارههای نمایشی نوروزی؛ از خیابان تا صحنههای تئاتر
در تهران، کاروانهای شادی نوروزی با اجراهای متنوع نمایشی به استقبال سال نو رفتند. این اجراها که از ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳ آغاز شده بود، جلوهای متفاوت از نوروز را در پایتخت رقم زد.
نمایش خیابانی و آیینی سنتی «نوروز و نغمههای سیاه» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا (فرهاد) نارنجی در مجموعه تاریخی زندیه شیراز از تاریخ ۵ تا ۱۵ فروردین اجرا شد. این نمایش که بیش از ۲۰۰ بار به اجرا درآمد، با استقبال گسترده گردشگران مواجه شد. در اهواز نیز، تئاتر خیابانی «شهر من» به همت اداره توسعه فرهنگ شهروندی در بوستانهای مختلف اجرا شد و پیامهایی مرتبط با فرهنگ شهروندی و محیط زیست را در قالب نمایش به مخاطبان منتقل کرد.
تأثیر اجراهای خیابانی بر جذب گردشگران
تئاتر خیابانی، برخلاف نمایشهای صحنهای که نیاز به بلیت و سالن دارد، در فضای عمومی و برای همه اقشار جامعه قابل دسترس است. این ویژگی باعث میشود که حتی افرادی که پیش از این با هنر نمایش ارتباط نداشتهاند، جذب آن شوند. در نوروز که بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی از اماکن تاریخی و طبیعی بازدید میکنند، میتوانند از چنین اجراهایی نیز لذت ببرند.
از جمله نکات مهم این اجراها، پیوند میان فرهنگ بومی و هنر نمایش بود. برای مثال، در برخی از نمایشهای خیابانی از موسیقی محلی و داستانهای فولکلور استفاده شد. چنین اقداماتی نه فقط جنبهای جدید از فرهنگ ایرانی را به نمایش میگذارند، بلکه در جذب گردشگران به اماکن تاریخی و فرهنگی هم میتوانند مفید باشند.
احیای هنرهای نمایشی از طریق تئاتر خیابانی
اجرای نمایشهای خیابانی موجب تقویت ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان میشود و به زندهنگهداشتن هنر نمایش نیز کمک میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای تئاتر خیابانی، تعامل مستقیم با مخاطب است. این نمایشها برخلاف تئاترهای صحنهای که در سالن اجرا میشوند، فضایی پویا و زنده دارند که در آن تماشاگران میتوانند در روند اجرا شرکت کنند. چنین رویکردی به احیای تئاتر و افزایش علاقه مردم به این هنر کمک شایانی میکند.
البته این روند هنوز با چالشهایی روبهرو است؛ نبود حمایتهای مالی کافی، عدم وجود زیرساختهای مناسب و نبود برنامهریزی منسجم از جمله موانعی هستند که تئاتر خیابانی را تهدید میکنند. اگرچه استقبال عمومی از این نمایشها معمولاً مثبت است، اما ادامه این مسیر به توجه جدی مسئولان فرهنگی نیاز دارد. در واقع باید نهادهای فرهنگی و سازمانهای گردشگری برنامهریزیهای بلندمدتی برای اجرای تئاترهای خیابانی در سایر مناسبتهای ملی و مذهبی داشته باشند. برگزاری جشنوارههای نمایش خیابانی در شهرهای مختلف، حمایت از گروههای نمایشی و اختصاص فضاهای عمومی به این اجراها، میتواند به تقویت این جریان فرهنگی کمک کند.
آینده نمایشهای خیابانی در ایران، به میزان توجه مسئولان و سرمایهگذاریهای فرهنگی وابسته است. اگر این چالشها مدیریت شوند، میتوان امیدوار بود که این سبک از نمایش، جایگاه پررنگتری در هنر ایران پیدا کند.
زایندهرود: تشدید تعارض ذینفعان
از دهههای گذشته، تخصیص آب در ایران تابعی از منطق مهندسی-مدیریتی بوده است. در این الگو، آب بهمثابه منبعی تکنیکی فهم میشود میتوان با سدسازی، تونلکشی، و تخصیص اداری آن را مدیریت کرد. در این ساختار، ذینفعان واقعی، یعنی کسانی که بهطور مستقیم با آب زندگی میکنند -مانند کشاورزان سنتی اصفهان- به حاشیه رانده شدهاند. درعوض، تخصیصهای کلان برای شرب و صنعت بدون توجه به ظرفیت طبیعی و حقوق تاریخی انجام شده است. همین امر باعث شده است در فقدان گفتوگو، شفافیت، و سازوکارهای بازخورد، تعارضها به اشکال پرتنش بروز پیدا کنند.
در شرایطی که حکمرانی منابع طبیعی بر مبنای ساختارهای دموکراتیک شکل نگرفته باشد، تعارض میان ذینفعان نهتنها امری محتمل، بلکه گریزناپذیر است. نمونه بحران آب در حوضه زایندهرود گویای این وضعیت است؛ جایی که تصمیمگیری از بالا و غیاب مشارکت منصفانه ذینفعان موجب شده است گروههایی چون کشاورزان، ساکنان شهری و مصرفکنندگان صنعتی در برابر یکدیگر قرار گیرند، نه در کنار یکدیگر.
تجربه زایندهرود نشان میدهد حتی اگر منابع فیزیکی آب کم نباشند، ضعف در حکمرانی میتواند بحران تولید کند. در سالهای اخیر، کشاورزان اصفهانی که دارای حقابه تاریخی از زایندهرود هستند، در فصل کشت هیچ آبی دریافت نکردهاند، درحالیکه آب به مصارف صنعتی در استانهای دیگر و همچنین آب شرب شهرهایی چون یزد تخصیص یافته است. همین نابرابری در تخصیص -و عدم شفافیت در تصمیمگیری- به اعتراضاتی دامن زده که در مواردی منجر به قطع لولههای انتقال آب از اصفهان به یزد شده است. چنین کنشهایی، صرفنظر از درستی یا نادرستیشان، نشانهای از فقدان سازوکارهای قانونی و مشارکتی برای حل تعارض هستند.
در ادبیات حکمرانی منابع، «دموکراتیزهکردن مدیریت منابع طبیعی» بهمعنای بهرسمیت شناختن حقوق متنوع ذینفعان، مشارکت در تصمیمگیری و پاسخگویی نهادهای دولتی است. در غیاب این اصول، سیاستهای متمرکز و رانتی موجب تولید نارضایتی مزمن و بیاعتمادی نهادی میشوند. وقتی کشاورز اصفهانی احساس میکند حقوق تاریخیاش نادیده گرفته شده است و مسیرهای قانونی برای مطالبهگری بستهاند، اعتراض بدل به تنها ابزار باقیمانده میشود.
فراتر از بحران زایندهرود، این مسئله بازتابی از یک وضعیت ساختاری است. در غیاب سازوکارهای توزیع عادلانه منابع، ظرفیت گفتوگو میان گروههای اجتماعی بهشدت کاهش مییابد. کشاورز، کارگر کارخانه، شهروند یزدی یا دانشآموز تهرانی، همگی مصرفکنندگان این منبع مشترکاند، اما ساختار سیاسی حاکم، آنها را در موضع رقابت و دشمنی قرار داده است، نه گفتوگو و همیاری. نتیجه، فروپاشی سرمایه اجتماعی، افزایش تخاصمات منطقهای و شکلگیری ادراک تبعیض در میان گروههای مختلف است.
برای گذار از این وضعیت، نخست باید به بازتعریف مفهوم آب نهفقط بهعنوان منبع فیزیکی، بلکه بهمثابه امری سیاسی، اجتماعی و حقوقی پرداخت. دوم، ضروری است که نهادهای محلی، انجمنهای صنفی و نمایندگان ذینفعان در تصمیمگیریهای کلان نقش داشته باشند. بدون حکمرانی دموکراتیک، حتی اگر منابع آبی از دریا هم منتقل شود، بحران به شکل دیگری بازتولید خواهد شد.
اضافهبرداشتهای بیرویه از حوضه زایندهرود آنهم پس از چندسال پیاپی خشکسالی کشور و طرحهای انتقال آبی که یکی از پس از دیگری هرکدام بهدلیل تأمین تقاضاهای بخشهای مختلف صنعت و شرب و کشاورزی و ادعای سه استان درگیر مبنیبر سهم اندک از آبی که لایتناهی نبود و نیست، موجب شد عاقبت دعوا بالا گیرد و به خسارت مالی و مشکلات برای شهروندان منجر شود. شکستن و قطع لوله انتقال آب به یزد نهفقط هزینه تعمیر دوباره را روی دست دولت گذاشت بلکه برای چندروز متوالی مشکلات زیادی برای شهروندان یزد ایجاد کرد.
همه حق دارند
«عباس» اهل یزد است و سه فرزند دارد که حالا مانند او در خانه نشستهاند تا با وصل دوباره آب یکی سر کار و دیگری به دانشگاه برگردد. عباس گلایه میکند که قطع آبی که برای آشامیدن و امور بهداشتی مردم مصرف میشود، منصفانه نیست و از استان همسایه انتظار چنین کاری را ندارد: «همه هموطن هستیم و باید شرایط زندگی هم را درک کنیم. نمیشود بگوییم رودخانه مال یک استان است. اینها همه سرمایههای ملی ماست. ما حالا با آب جیرهبندی سر میکنیم و در این چندروز که اتفاقاً گرم هم است، شرایط سختی را تجربه میکنیم. این کار درستی در حق هموطن نبود و نیست.»
«زهرا ایزدی» هم یکی دیگر شهروندان یزد است که میگوید هم فرزند نوزاد دارد و هم مادری که در بستر بیماری است و در این روزهای بیآبی برای رسیدگی به هر دوی آنان دچار مشکل شده است؛ چراکه همواره باید نگران پایان آب ذخیره و نرسیدن آب باشد: «خیلی غیرمنتظره بود. آنهم در روزهای اول سال که مصرف آب بیشتر است. من تنها آدمی نیستم که فرزند خردسال دارم یا نوزاد دارد یا یک مادر مریض دارم. ما هم میفهمیم که اگر آب نباشد، برای همه سخت است. برای آن کشاورز هم که شش ماه-۹ ماه از سال را آب ندارد، هم حتماً خیلی سخت است؛ چون کسبوکارش از بین میرود، زندگی و درآمدش در خطر قرار میگیرد، اما نباید این مشکل را از چشم مردم دیگری ببینند. نباید فشار بیآبی و کمآبی را بر سر ما خالی کنند. این کار درست نیست.»
زهرا و عباس حق دارند. در حال گذراندن روزهای سختی هستند که برایش آماده نبودند. اما صحبتهای کشاورزان اصفهان هم شنیدنی است. آنها هم میگویند قطرهای آب از آنچه حقابه قانونیشان است، دریافت نکردهاند. باران هم که نیامده و این سال زراعی و آبی را قرار است با ضرر و زیان قابلتوجهی به پایان برسانند. «مجتبی حسینی» یکی از این کشاورزان است: «میگویند عصبانی نباشید. چطور نباشیم؟ قطرهای آب به ما ندادند. تمام محصول این منطقه دارد از دست میرود. کشاورز باید چگونه زندگیاش را تأمین کند؟ این مسئله هم موضوع امروز و دیروز نیست که بگویید کمی صبر کنید، درست میشود. در بالادست و استان چهارمحالوبختیاری همه دارند هر چقدر که میخواهند آب برداشت میکنند، برای همه مصارف غیرشرب در یزد بهویژه برای صنعت این استان هم آب میبرند، اما به کشاورز اصفهانی که میرسند میگویند آب نداریم! برندارید! نمیدهیم.»
تعمیر خط لوله، رهاسازی آب
در پی این اتفاق اما بهنظر میرسد دولت تلاش کرده است اقدامات عاجلی برای رفع تنش انجام دهد. «محمدرضا بابایی»، استاندار یزد، میگوید عملیات بازسازی ایستگاهها آغاز شده و عزم جدی ما بر مرمت خسارتهای وارده به خط انتقال آب به استان است.
استاندار یزد: عملیات بازسازی ایستگاه شماره ۴ آغاز شده است. به ایستگاه شماره ۴ خسارت سنگینی وارد شده است، عملیات مربوط به مرمت و بازسازی ایستگاه شماره ۳ بهزودی آغاز میشود
او که در زمان گفتوگو با «پیامما» در حال بازدید از منطقه بود، توضیح میدهد که خسارتهای قابلتوجهی به ایستگاههای ۳ و ۴ پمپاژ آب شرب انتقالی به استان یزد وارد شده و آب انتقالی به یزد قطع شده است: «ما هم از وزارت نیرو انتظار داریم مطالبات مردم منطقه شرق اصفهان و سایر استانها را بیشازپیش بررسی کند و تدابیر لازم را بیندیشد. اگر مطالبات آنها بحق باشد، باید مورد توجه قرار گیرد. در حال حاضر، عملیات بازسازی ایستگاه شماره ۴ آغاز شده است و باتوجهبه پیشرفت بسیار خوب پروژه، بهزودی وارد مدار میشود. متأسفانه به ایستگاه شماره ۴ خسارت سنگینی وارد شده است. عملیات مربوط به مرمت و بازسازی ایستگاه شماره ۳ بهزودی آغاز میشود، اما فرآیند بازسازی آن زمانبر خواهد بود.»
همزمان اما استاندار اصفهان هم اعلام کرد سد زایندهرود از ساعت ۱۲ (بامداد ۱۴ فروردین) برای کشت پاییزه کشاورزان بازگشایی میشود. «مهدی جمالینژاد» در گفتوگو با شبکه اصفهان اعلام کرد: «در پی بارندگیهای اخیر و رایزنیهای فشرده مدیریت استان با مقامات ملی و مشورتهای کارشناسی آبی ذیربط مقرر شد از امشب آب رودخانه زایندهرود جهت بهرهمندی هماستانیهای عزیز و کشاورزان زحمتکش بازگشایی شود. با تشکر از سعه صدر و صبوری کشاورزان خدوم و فهیم استان، از زحمات و تدابیر رئیسجمهور و دولت وفاق بهویژه وزیر محترم کشور و معاونان قدردانی میکنم و امیدوارم با الطاف و عنایات باری تعالی، شاهد نزول رحمت الهی در روزهای پیش رو باشیم.»
در ساعاتی که این گزارش تنظیم میشد اما خبر میرسد که آب زایندهرود به شهر اصفهان رسید. براساس آنچه خبرگزاری مهر منتشر کرد آب زایندهرود ساعت ۱۴ و ۲۵ دقیقه ظهر جمعه به بستر رودخانه در پارک جنگلی ناژوان شهر اصفهان رسید.
جزئیاتی از سوی متولیان آبمنطقهای اصفهان درباره چگونگی رهاسازی و توزیع آب برای نوبت دوم آبیاری کشت پاییزه کشاورزان غرب و شرق اصفهان بهطور رسمی اعلام نشده است، اما آنطورکه نمایندگان کشاورزان اصفهان میگویند به ایشان اعلام کردند بهمدت ۱۰ روز و بهمیزان حدود ۶۵ تا ۷۰ میلیون مترمکعب آب از سد زایندهرود رهاسازی میشود.
«حسین وحیدا»، رئیس اتاق اصناف کشاورزان اصفهان، نیز میگوید: «۲۰ هزار هکتار از اراضی شهرستان اصفهان و شرق این خطه شامل (کوهپایه، هرند، زیار و ورزنه) پاییز سال گذشته زیر کشت گندم و جو رفت و بخشی از این کشت نیز کشت ریشهای مانند یونجه و بالغبر دو هزار و ۵۰۰ هکتار آن باغ درختان پسته است.»
استخوان لای زخم
تنش شکلگرفته اگرچه با خسارت بالا اما بهشکل موقت رفع شد. بااینحال، سخنگوی صنعت آب کشور به «پیامما» میگوید در حوضه زایندهرود نمیتوان استخوان را لای زخم نگهداشت و باید برای جلوگیری از تشدید مشکلات مردم که هرکدام بهنوعی محق هستند، اقداماتی مهم و راهگشا انجام داد. «عیسی بزرگزاده» میگوید: « تمام شاخصهای زیستبومی نشان میدهند حوضه زایندهرود بارگذاری اضافی قابلملاحظهای در بخش آب دارد و مصارف از منابع پیشی گرفته است. اصلیترین راهحل پیش رو رفع این ناترازی از طریق حذف اضافه بارگذاری آب است.»
بزرگزاده توضیح میدهد: «دو راه برای حوضه زایندهرود متصور است. یکی راهکارهای فوری و آنی برای تسهیم منصفانه و عادلانه آب و براساس اولویتبندیهای قانونی. دوم راهکار بلندمدت که تنها با حذف اضافه بارگذاری میسر میشود. برنامه وزارت نیرو برای حذف اضافه بارگذاری آبی در بخش صنایع، استفاده از آبهای نامتعارف مانند پسابها و آب دریا و بازچرخانی آب است. در بخش شرب و بهداشت، مدیریت مصرف ۲۵ درصدی با استفاده از تجهیزات بهروز و کارآمد در ساختمانها و نیز تغییر رفتار شهروندان بدمصرف و پرمصرف است. در بخش کشاورزی نیز این برنامه شامل مقابله با برداشتهای غیرمجاز در هر دو بخش آبهای سطحی و زیرزمینی و نیز کاهش بارگذاریهای آبی برای توسعه اراضی باغی و زراعی در حد توان اکولوژیکی حوضه است.»
بزرگزاده میگوید میتوان ایدههای مختلفی را در این زمینه پیگیری کرد، مانند کاهش سطوح باغی و اراضی از طریق پیشبینی معیشت جایگزین. اما ازآنجاکه این امر، موضوعی پیچیده و چندبعدی است، باید هم از اظهارنظرهای سریع خودداری کرد و هم موضوع را در ابعاد دقیق فنی و اجتماعی بررسی کرد.
برداشتهای ناگفته
یک اقدام از سر ناچاری یا استیصال گروهی در اصفهان موجب تعطیلی یک استان شد. اتفاقی که ناگزیر معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور را نیز ناچار به مداخله کرد. «علی اکبر پورجمشیدیان» در سفر به یزد و شورای تأمین این استان گفت: «موضوع آب انتقالی به استان یزد بهطور کامل مورد بررسی قرار گرفته و در این استان فقط و تماماً برای شرب مردم استان استفاده میشود و بخش صنعت از منابع آب با کیفیت پایین موجود در منطقه بهره میبرند، طرح مباحثی مانند استفاده از آب انتقالی برای کشاورزی یا صنعت معقول نیست.
بهگفته او و بهگزارش ایرنا، آب انتقالی از کوهرنگ متعلق به سه استان است و نیاز ضروری شرب مردم در اولویت قرار دارد و تلاش میکنیم مشکلی در زمینه تأمین آب شرب ایجاد نشود: «البته در سراسر منطقه و کشور بهدلیل کاهش بارشها در زمینه آب کمبود داریم و مردم باید همواره صرفهجویی را سرلوحه کار خود قرار دهند تا کمآبی در کشور مدیریت شود و به وزارت نیرو هم فرصت دهیم تا مشکل تأمین آب را حل کنند. در بحث ایجاد امنیت این مسیر، موضوع در اولین جلسه شورای امنیت کشور مطرح و مطابق تصمیمات آن جلسه درباره امنیت مسیر تصمیمگیری میشود.»
پورجمشیدیان ادامه داد: «در مرحله اول برای رفع نیاز ضروری مردم استان به آب تا چهار روز آینده یک ایستگاه به مدار بازمیگردد و یک ایستگاه هم که تعمیرات آن زمانبر خواهد بود، مسئولان پیگیر رفع مشکلات آن هستند. با مسئولان اصفهان نیز جلسهای برگزار شده است تا در این مسیر مشکلی برای تأمین آب شرب مردم استان یزد پیش نیاید.»
اما این همه ماجرای برداشت آب از حوضه زایندهرود نیست. در مورد استان یزد نیز روایت انتقال آب به همین میزان برداشت ختم نمیشود. پروژه انتقال آب به یزد در دهه ۶۰ شمسی طراحی و در سالهای بعد اجرایی شد. این طرح شامل احداث خط لولهای به طول حدود ۳۳۰ کیلومتر است که آب را از سرشاخههای زایندهرود (منطقه کوهرنگ در چهارمحالوبختیاری) به یزد منتقل میکند. در ابتدا، تخصیص آب حدود ۷۸ میلیون مترمکعب در سال برای شرب و صنعت بود که بعداً به ۹۸ میلیون مترمکعب افزایش یافت. امروزه، بیش از ۹۰ درصد این آب برای تأمین آب آشامیدنی یزد و مابقی برای صنایع استفاده میشود. این پروژه توسط شرکت آبمنطقهای یزد و با همکاری وزارت نیرو مدیریت و اجرا شده است.
موافقان این انتقال آب میگویند این پروژه توانسته نیاز آب آشامیدنی جمعیت قابلتوجهی در یزد، استانی کویری با منابع آبی محدود، را برطرف کند و از مهاجرت اجباری یا بحران انسانی جلوگیری کند. بخشی از آب انتقالی به صنایع کلیدی یزد (مثل فولاد و کاشیسازی) اختصاص یافته که به رشد اقتصادی منطقه کمک کرده است. بااینحال، مخالفان این انتقال آب میگویند رشد صنعت در یزد و فهرستی بلند از صنایع آببر مستقر در این استان خشک و کویری ایران نشان میدهد جانمایی صنایع در آن بهویژه برپایه آب زایندهرود، میتواند این چالش و چالشهای اجتماعی آب در این بخش را تشدید کند.
همچنین، طبق تابلوی منابع و مصارف که در جلسه سیزدهم شورایعالی آب مصوب شد، کل آبی که دولت با سرمایه خودش تأمین و به حوزه زایندهرود وارد کرده است، معادل ۳۸۴ میلیون مترمکعب است. ولی آبی که از سال ۴۷ بهبعد تخصیص داده است، معادل ۱۹۷۶ میلیون مترمکعب است؛ یعنی پنجبرابر تخصیص داده است.
