بایگانی مطالب نشریه

موزه‌ای برای کرونا

در نشست هفته ترویج علم به وزارت بهداشت پیشنهاد شد

موزه‌ای برای کرونا

رئیس ایکوم ایران: اگر در کشور موزه‌ای داشتیم که به تاریخ پاندمی‌ها در ایران می‌پرداخت، اقدامات دولت منجر به خسارت کمتری می‌شد و برای مهار بیماری آزمون و خطا نمی‌کردیم.

مرضیه قاضی زاده | هر نهاد، یک موزه. رئیس کمیته ملی موزه‌ها معتقد است تمامی مراکز چه دانشگاه و چه کارخانه‌ها و باشگاه‌های ورزشی باید موزه مختص به خود داشته باشند. از نگاه احمد محیط طباطبایی موزه پر کننده اوقات فراغت نیست، بلکه برنامه‌ای آموزشی است که باید در برنامه درسی گنجانده شود. در نشست مجازی که صبح دیروز برگزار شد او تاکید کرد که اگر نگاه موزه‌ای وجود داشت در مدیریت بیماری همه‌گیر کرونا تا این حد متوسل به آزمون و خطا نمی‌شدیم. در این نشست پیشنهاد شد موزه‌ای برای اپیدمی کرونا اختصاص داده شود و این موضوع با وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا در میان گذاشته شود.

نشست ترویجی موزه‌ها و ترویج علم روز گذشته به صورت مجازی برگزار شد. احمد محیط طباطبایی در این نشست همزمان با نهمین سال هفته ترویج علم حضور یافت تا تمام قد از نقش موزه‌ها در توسعه کشور دفاع کند.

«موزه عادی‌ترین سطح از توسعه یافتگی کشورها‌است.» این جمله نقطه اوج صحبت‌های رئیس ایکوم ایران بود. طباطبایی معتقد است تعداد موزه‌ها و جایگاه موزه در تعاملات و گرایش‌های آدم‌ها نشان‌دهنده توسعه‌یافتگی یک کشور است. به این معنا که هر قدر تعداد موزه‌های یک کشور بیشتر باشد، مردم  وقت بیشتری برای بازدید از موزه بگذارند و درباره آن گفت‌و‌گو کنند، یک کشور توسعه‌یافته‌تر است. از نگاه او موزه نباید محدود به چند مرکز باشد. طباطبایی معتقد است که تمامی نهادها، موسسات ورزشی، خدماتی و حتی کارخانه‌ها باید موزه داشته باشند؛نمونه‌اش کارخانه بنز. می‌گوید وقتی شرکت بنز موزه دارد هم گذشته خود را منتقل کرده و هم به نوعی جایگاه خود را در اتوموبیل‌سازی تثبیت کرده است. رئیس ایکوم ایران معتقد است با این رویکرد علم و دیدگاه‌های چنین شرکتی به درستی به دیگران منتقل شده است. او در تشریح جایگاه موزه این را هم اضافه می‌کند که نمی‌شود یک دانشگاه در یک رشته فعالیت کند و موزه نداشته باشد: «همه نهادها از موزه برای این‌که مخاطب بداند آن نهاد چه جایگاهی دارد، استفاده می‌کنند. این یک امر بدیهی است. نمی‌شود که یک دانشگاه و رشته علمی در کشور باشد اما موزه نداشته باشد.»

از نگاه عضو شورای فنی اداره کل میراث‌فرهنگی استان تهران موزه دیگر فقط به عنوان ابزار پرکننده اوقات فراغت مطرح نیست، حداقل در کشورهای اروپایی: «موزه جدای از مکانی تفریحی، مکانی آموزشی است. مکانی که آموزش را به شکل غیررسمی به مخاطب ارائه می‌دهد. امروز سعی می‌شود موزه‌ها را براساس روایت بهتر رتبه‌بندی کنند. با ایجاد چنین موزه‌هایی می‌خواهند فرم تعاملی را ارتقا دهند.»

محیط‌طباطبایی شکل روایت موزه‌ها را با پارک‌های علم و فناوری و خانه‌های علم‌و‌دانش که همه از دید او از واجبات شبکه آموزشی یک کشور است، متفاوت می‌داند. او می‌گوید موزه‌ها عادی‌ترین سطح فرهنگی و آموزشی است و پایه همه چیز است.

موزه وارد برنامه‌ درسی شود

محیط‌طباطبایی اساسا با ماندن در گذشته مخالف است. از نگاه او موزه گذرگاه ورود به آینده است. او معتقد است تا وقتی که ما درک صحیحی از گذشته نداشته باشیم نمی‌توانیم به مرحله بالاتر برسیم و برای روشن شدن موضوع مثالی از ریاضیات و هندسه می‌زند. «کسی می‌تواند یک مرحله در ریاضیات بالاتر رود که بداند شیوه رسیدن به یک فرمول ریاضی چه بوده. کسی که درک کرده باشد این فرمول به چه دلیلی شکل گرفته و پاسخگوی چه احتیاجی است. رک‌و راست اینکه تا وقتی گذشته یک چیز به درستی درک نشود پیشرفت غیرممکن است.» عضو شورای فنی اداره کل میراث‌فرهنگی استان تهران می‌گوید اول باید گذشته درک شود و بعد پله بعدی ساخته شود. او ادامه می‌دهد: «ممکن است تمام معادلات ریاضی را بدانید اما نمی‌توانید قدمی رو به جلو بردارید. فقط کسی قدمی به جلو بر می‌دارد که بداند گذشته چه بوده و سیر آن را درک کرده باشد.» همین گزاره از نگاه او دلیل اصلی ایجاد موزه‌هااست. «موزه آنچه را که مورد حفاظت است به دیگران منتقل می‌کند. با دیدن موزه با شیوه اندیشیدن گذشته آشنا می‌شوید. متوجه می‌شوید که در گذشته برای چه چیز آب را به زیرزمین می‌بردند و فلسفه ایجاد قنات چه بوده است. آن وقت است که می‌توانید یک گام به جلو بردارید و با استفاده از تجربه قدیم بهتر عمل کنید.»

محیط طباطبایی تاکید می‌کند که موزه برای ماندن در گذشته نیست، بلکه برای حرکت بهتر در آینده است: «کسی که به کودک و آینده فکر می‌کند گذشته، را حفظ می‌کند.» از نگاه رئیس کمیته ملی موزه‌ها کسانی که با میراث و گذشته ارتباطی ندارند، با آینده نیز بیگانه است. او معتقد است که این افراد صرفا در زمان حال مانده‌اند و به مسائل امروز می‌نگرند.

صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: «کسی که از میراث فرهنگی حمایت می‌کند و یا کسی که موزه‌ها را به شکل قابل دسترس در اختیار مخاطبان جوان و کودک قرار می‌دهد، می‌تواند با درک بهتری، آینده بشر را ترسیم کند.» 

محیط‌طباطبایی موزه را از آموزش جدا نمی‌داند. از نگاه او موزه تکمیل‌کننده آموزش است. به این معنی که هر دانشگاه و موسسه آموزشی باید از طریق موزه آموزش‌های خود را منتقل کند. طباطبایی منتقد اصلی نگاه صرفا تفرجی به موزه‌هااست. نگاهی که عملا باعث شده بازدید از موزه در قالب یک بخش فوق برنامه باشد نه یک برنامه درسی: «وقتی وزارت آموزش و پرورش در برنامه درسی‌اش موزه را راه نمی‌دهد، موزه یک تفرج تعریف می‌شود. با این نگاه قطعا برنامه‌ای کاربردی ایجاد نمی‌شود.»این قسمت صحبت‌های او مورد توجه مخاطبان نشست مجازی هم قرار گرفت. یکی از پرسش‌ها به این موضوع اختصاص داشت که چرا موزه‌ها نیز همانند دانشگاه‌ها سهمی در تولید علم و پژوهش ندارند.

موزه چه نقشی در نهادهای کشور دارد؟

موزه‌ها در نهادهای کشور چه نقشی دارند؟ سیف‌الله جلیلی، رییس موزه ملی علوم و فناوری ایران در این نشست به این سوال پاسخ داد: «مسئله مهم جایگاه موزه در نهادهای ذیربط است. مهم این است که چگونه نهادها با پدیده موزه مواجه می‌شوند و چقدر برای آن ارزش قائل‌هستند.» او برای توضیح بیشتر موزه ایران باستان را مثال زد و گفت: «این موزه با مراکز علمی دنیا ارتباط برقرار می‌کند و تولید علم را وظیفه خود می‌داند.»

پیشنهادی برای ستاد ملی مقابله با کرونا

بخش دیگری از این نشست مجازی به این موضوع اختصاص داشت که موزه‌ای برای اپیدمی کرونا در کشور ایجاد شود. موزه‌ای که می‌تواند در قالب موزه پزشکی برای دانشجویان و یا بازدید عموم باشد. اکرم قدیمی، دبیر این نشست مسئول پیگیری این موضوع شد و قرار شد این پیشنهاد به وزارت بهداشت و ستاد مقابله با کرونا ارائه شود.رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران در ادامه گفت که یکی از مهمترین دلایل اشتباهات در مدیریت بیماری کرونا، توجه نکردن به گذشته است. «اگر در کشور موزه‌ای داشتیم که به گذشته اپیدمی در ایران می‌پرداخت، قطعا اقدامات دولت منجر به خسارت کمتری می‌شد. باید بدانیم در گذشته برای آنفولانزا مردم چگونه عمل کردند و از تجربه درست و غلط آدم‌های گذشته استفاده کنیم. وقتی نگاه موزه‌ای وجود ندارد، ما نمی‌دانیم چه کنیم و برای مهار بیماری از روش آزمون و‌خطا استفاده می‌کنیم.»

 

حفر چاه بیخ گوش باغ ملی

حفر دو چاه در نزدیکی باغ ملی، فعالان میراث فرهنگی را درباره سرنوشت این بنا نگران کرده است

حفر چاه بیخ گوش باغ ملی

شهردار منطقه 12: حفر چاه باعث ضعف ساختمان و فرونشست زمین نمی‌شود.

سرپرست معاون میراث فرهنگی استان تهران: شهرداری در ابتدا ما را مطلع نکرده بود.

در نزدیکی باغ ملی چاه حفر کردند. چاهی که قرار است آب‌های سطحی ناشی از بارندگی را جمع آوری کند. فعالان میراث فرهنگی اما از حضور این چاه احساس نگرانی می‌کنند. آن‌ها گمان می‌کنند که این چاه که در حریم این بنا حفر شده است، باعث فرونشست زمین شود یا حتی باعث ضعف اسکلت بنا می‌شود. شهردار منطقه اما برای این اقدام توجیهی می‌آورد، توجیهی که میراث فرهنگی هم آن را رد نمی‌کند و آن را در حال حاضر ضروری‌ترین اقدام می‌خواند.

اردیبهشت سال 97، میدان مشق در منطقه 12 تهران دریاچه شد. آب تا پله‌های بنای فاخر متعلق به دوران قاجاریه بالا آمده بود. مشکل در آن دوره گرفتگی چاه‌های جذبی بود که برای دفع آب ایجاد شده بودند. علی اکبر نصرآبادی، مدیر وقت موزه پست همان سال به روزنامه اعتماد گفته بود که تعداد دریچه‌های آب رو در محوطه میدان مشق کم است و شبکه‌های خروجی آب هم به شکلی طراحی نشدند که توان خارج کردن آب را داشته باشند: « ضمن این‌که در ضلع جنوبی سر در باغ ملی دو دریچه خروجی برای آب تعبیه شده اما حفاظ این دریچه‌ها به سرقت رفته بودند و مدت‌ها پیش زباله در آن جمع شده بود و همین عامل باعث شده تا آبگرفتگی رخ دهد.» پیمان محسنی شهردار وقت منطقه 12 در گفت‌وگوی دیگری درباره این‌که چرا آبرو و چاه‌های بیشتری در منطقه حفر نمی‌شود، اعلام کرده بود که :«در محدوده‌ای مثل میدان مشق نمی‌توانیم، تعداد زیاد چاه حفر کنیم زیرا حفر چاه باعث ضعف ساختمان‌ها می‌شود و معبر را هم دچار ضعف می‌کند.»

روی حفر چاه مطالعه کرده بودیم

حالا دو سال و چند ماه بعد از اتفاقی که خواب میدان مشق را به کابوس بدل کرده بود، همان اقدامی انجام شد که در آن زمان عامل ضعف ساختمان عنوان می‌شد. در روزهای اخیر دو چاه در نزدیکی باغ ملی حفر کردند.

براساس گزارشی که در سایت میراث خبر آمده است، هر دو چاه حدود 11 متر عمق داشتند و چاه دوم با فاصله 5 متری از سر در باغ ملی احداث شده است. علی‌محمد سعادتی، شهردار منطقه 12 اما برای حفر این دو چاه را توجیه می‌کند و آن‌ها را کارشناسی شده می‌خواند، او به «پیام‌ما» «این چاه باعث ضعف و فرونشست نمی‌شود زیرا برای آن کار فنی انجام شده و مطالعاتی هم داشته است و عملا برای بارش‌های فصلی اضطراری مورد استفاده قرار می‌گیرد.» او می‌گوید سال گذشته هم بارش باران باعث شده بود تا قدری آب جمع شدگی در محوطه به وجود بیاید و شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی هم نمی‌توانست برای دفع آب کاملا پاسخگو باشد از همین رو این چاه‌ها حفر شد تا: «آب در محوطه جمع‌آوری نشود و به لایه‌های پایین‌تر منتقل شود و آسیبی به محوطه وارد نکند.»

چاه بهترین حالت ممکن نیست اما ضروریست

مرتضی ادیب‌زاده، سرپرست معاون میراث فرهنگی استان تهران به «پیام‌ما» می‌گوید که شاید این چاه بهترین حالت ممکن نباشد اما در حال حاضر ضروری است چون جمع شدن آب و هدایت نکردن آن به بیرون به پایه‌ها آسیب می‌رساند و از دریچه ناکش وارد راهروی حفاظت پیرامون جرس‌ها شود. اما می‌گوید شهرداری در مدت اخیر چاه‌های تازه را بدون اطلاع میراث فرهنگی میراث فرهنگی حفر کرده بود. همین دلیل هم بهانه‌ای شد تا آبان ماه پروژه متوقف شود و چگونگی حفر چاه از میراث‌فرهنگی استعلام شود: «بعد از آن اتفاق ما بازدید کردیم و ایرادی در ساختار و جانمایی آن ندیدند زیرا در نزدیکی دو چاه قدیمی ساخته شده است.

از میان آن دو چاه یکی به پایان رسیده و اتفاق بدی هم نیست اما باید میراث‌فرهنگی در جریان قرار داده می‌شد.» او با اشاره به چاه‌های جذبی که مداوم دچار گرفتگی می‌شدند، هم می‌گوید که چاه جذبی برای دفع آب‌های سطحی در محوطه وجود داشت اما به دلیل گرفتگی چاه‌های پیاده رو و عدم نظارت مستمر شهرداری معمولا آن‌ها به محفظه خوبی برای دفع آب نبودند: «آب در چاه‌های حفر شده در پایین به صورت تی شکل به طرفین هدایت می‌شوند و در عمق 15 متری دفع می‌شوند، اما این چاه‌ها هم نیازمند پایش مستمرند زیرا کوچکترین گرفتگی باعث جمع شدن آب می‌شود و آسیب می‌شود.» او همچنین معتقد است که در زمان مرمت و احیای بنا، دورتادور جرس‌ها کانال ناکش با عمقی بیش از دو نیم متر برای دفع رطوبت ایجاد شده است و رطوبتی از سمت دیواره‌ها نمی‌آید اما نیاز است: «در آینده چاره اندیشی شود تا تمام آب‌های سطحی وصل شود به شبکه فاضلاب شهری یعنی آب اضافه به بافت خاک در لایه‌های پایین وارد نشود.»

آب‌شستگی و آبگرفتگی دو آسیب مهم به بناهای تاریخی

جمع‌آوری آب‌های سطحی در بناهای تاریخی که از قضا در شهرهای نفوذ‌ناپذیر ساخته شدند اما یکی از نگرانی‌هایی است که همواره ذهن دوستداران میراث‌فرهنگی را به خود مشغول کرده است. اسکندر مختاری، مرمتگر و استاد دانشگاه معتقد است که جمع‌آوری آب‌های سطحی در هر بنای تاریخی به ویژگی‌های بنا وابسته است: «بعضی از بناها این ظرفیت را دارند که بتوان آب‌های سطحی را از آن‌ها دور کرد و بعضی این ظرفیت را ندارند.» او می‌گوید درباره ارگ بم یکی از گرفتاری‌های همیشگی همین مساله جمع‌آوری آب‌ها سطحی بود، او که زمانی سرپرست کاوش‌ها بود بعد از بارندگی حفر حدود 20 حلقه چاه را پیش‌بینی کرده بود: «تا وقتی که بارش رخ می‌دهد، آب در یک نقطه‌ای انبار نشود و به سمت چاه‌هایی که از قبل پیش بینی شده، بروند، ما چاه را در نقاط خط القعر قرار دادیم تا به سمت نقاط زیرین زمین منتقل شود.»

او می‌گوید که دو معضل در چند قدمی بناهای تاریخی قرار دارند، یکی آبشستگی و دیگری آبگرفتگی، برای آبشستگی باید عایق در نظر گرفت و برای آبگرفتگی هم امکانی برای دفع آب: «در بناهایی که محوطه باستانی دارند هم اغلب این مشکل جمع‌آوری آب وجود دارد، که باید شیب ایجاد شود و آب از محوطه به بیرون هدایت شود، اما به مرور زمان ممکن است این شیب‌ها بر اثر اقدامات عمرانی تخریب شده باشند و آب وارد بنا شود، که این مساله هم نیازمند مراقبت مداوم است.»

نزدیکی‌های میدان مشق و سردر باغ ملی حالا دو حلقه چاه حفر کردند.

به زعم مرمت کاران این بنا، چاه‌ها در همان مکانی حفر شدند که پیشتر هم برای حضورشان پیش‌بینی شده بود. مسئولان شهرداری و میراث فرهنگی ادعا می‌کنند که چاه‌ها کاربردیند و مشکلی برای بنا ایجاد نمی‌کنند. حرفی که شاید زمان شاهد خوبی برای اثبات با حتی نقض ادعایی باشد که بنای طراحی شده جعفر خان کاشانی را نشانه گرفته است.

قطع 20 درخت در بیمارستان مسیح دانشوری تهران

قطع 20 درخت در بیمارستان مسیح دانشوری تهران

شهرداری منطقه یک: بیمارستان جریمه شد.

بخشی از درختان قسمت‌های جنوبی بیمارستان مسیح دانشوری را بدون سر و صدا قطع کردند. اقدامی که از یک ماه گذشته آغاز شده و شهردار ناحیه 6 منطقه یک، علت آن را عملیاتی عمرانی می‌دانست.

درختان در آن زمان حدود 5 اصله تخمین زده شده بودند. درختانی که به گزارش خبرگزاری مهر، غیرمثمر بودند مانند عرعر، صنوبر و بید. شهرداری منطقه یک عملیات را در آن زمان متوقف کرد. در روزهای اخیر اما دوباره خبر قطع درختان در رسانه‌ها پیچید، یکی از کارشناسان محیط‌زیست در شهرداری که نخواست نامش فاش شود، به «پیام‌ما» گفته بود که شهرداری قطع درختان را دارای مجوز کمیسیون دانسته و اعلام کرده که تنها سر آن‌ها بریده شده است و درخت بری به طور کامل نبوده است.

گزارش قطع درختان اما به گوش شورای شهری‌ها رسیده است، زهرا صدر اعظم نوری، رییس کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران به خبرنگار«پیام‌ما» می‌گوید که قرار است برای مشخص کردن ابعاد ماجرا از این بیمارستان بازدید میدانی داشته باشد. او می‌گوید طبق بررسی‌هایی که تاکنون داشته به نظر می‌رسد که عمده درختان قطع شده آیلان بودند: «عمده درختان قطع شده، درختان عرعر بودند که این درختان خیلی هم برای شهر تهران مفید نیستند و گاهی آسیب هم به شهر وارد می‌کنند، بنابراین اگر تنها این درختان قطع شده باشند، ارزش چندانی ندارند، با این حال ما بازدید میدانی خواهیم داشت تا بتوانیم دقیقا ابعاد ماجرا را پیدا کنیم.» آرش میلانی، دیگر عضو شورای شهر تهران و عضو کمیسیون محیط زیست شورا اما تایید می‌کند که سر درختان بریده نشده و قطع درخت رخ داده، اقدامی که یک‌بار البته متوقف شده است.این‌که به جای درختان قطع شده قرار است چه چیزی بنشیند را هنوز کسی نمی‌داند، آرش میلانی به «پیام‌ما» می‌گوید، شنیده‌ها حاکی از احداث پارکینگ برای اورژانس است. نوری نیز می‌گوید که قطع درختان عموما برای توسعه و ایجاد اقدامات عمرانی است. اما این‌که قرار است این عمران در سطح کوچک باشد یا بزرگ را کسی هنوز نمی‌داند. نوری درباره بحث مجوز درخت‌بری که از سوی شهرداری عنوان شده است، نیز می‌گوید که همه چیز بستگی به مساحت زمینی دارد که درختان قطع شده در آن قرار داشتند.

«باید دید که قطع درخت در چه مساحتی است، اگر زیر 2 هزار متر باشد، شهرداری منطقه درباره آن اظهار نظر می‌کند و اگر در مساحت بالاتری باشد، کمیسیون اصلی ماده 7 باید نظر دهد.»شهرداری منطقه یک هم اما درباره این مساله توضیحاتی دارد و به «پیام ما» خبر می‌دهد که بیمارستان جریمه شده است.

محمدرضا پارسیان، مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه یک به «پیام‌ما» می‌گوید که بیمارستان برای توسعه بخش کرونایی به صورت ضربتی اقدام به قطع حدود 20 اصله درخت عرعر کرده بود: «موضوع به کمیسیون ماده 7 ارجاع داده شد و تعیین جریمه هم شده است.»جریمه کاشت سه برابر مقدار بن‌های قطع شده است، که مسئولین بیمارستان بایستی در فصل مناسب نسبت به آن اقدام کنند.

انتقاد از عدم اجرای مصوبه نام‌گذاری خیابان شجریان

انتقاد از عدم اجرای مصوبه  نام‌گذاری خیابان شجریان

رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران روز گذشته در جریان صحن علنی شورا به عدم اجرای برخی مصوبات نام‌گذاری مانند نام‌گذاری  خیابانی به نام محمدرضا شجریان، از سوی شهرداری تهران انتقاد کرد. به گزارش روزنامه«پیام ما»، محمدجواد حق شناس طی تذکری اعلام کرد: یکی از مشکلاتی که در خصوص اجرای قانون در حوزه شهرداری تهران وجود دارد، آن است که شورای اسلامی شهر تهران با تمام تلاش و کار کارشناسی و پیگیری، زحمت تهیه طرح‌ها و لوایح را متحمل شده و نهایتا مصوبه‌ای جهت اجرا ابلاغ می‌شود، اما متأسفانه شهرداری تهران نسبت به اجرای این مصوبات بی‌توجهی می‌کند؛ به طوری‌که مصوبات شورای اسلامی شهر تهران پس از گذشت حدود یک سال همچنان ابلاغ نمی‌شود.

این عضو شورای شهر با اشاره مصوبه نام‌گذاری خیابانی به نام محمدرضا شجریان گفت: به عنوان نمونه مصوبه‌ای در تاریخ 27/1/98 به شماره ابلاغی 89-2510 تصویب می‌شود و رئیس شورا در تاریخ 19/ 07/ 99 مجددا مصوبه را ابلاغ کرده اما شهرداری تهران تا به امروز آن را اجرا نکرده است. رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران بیان کرد: این سوال از ریاست شورای اسلامی شهر تهران و نیز شهردار تهران مطرح است که نقش ما اعضای شورا که در این جایگاه حضور داریم و با تلاش مصوبه‌ای را که مطالبه میلیون‌ها ایرانی است را ابلاغ می‌کنیم اما به تشخیص آقای شهردار این مصوبه اجرا نمی‌شود، چیست؟ این موضوع باید روشن شود که با وجود پیگیری‌های فراوان و نیز صحبت تلفنی آقای هاشمی با شهردار محترم جهت اجرای مصوبه ابلاغ شده، چه اقدامی باید صورت گیرد که مشکل عدم تمکین در این حوزه تعیین تکلیف شود؟ بعد از این تذکر بود که غلامحسین محمدی، رییس مرکز ارتباطات شهرداری تهران در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرد که  مصوبه شورا برای شهرداری تهران توسط شهردار تهران برای اجرا به واحدهای ذیربط ابلاغ شده است. او همچنین تاکید کرد: در حال حاضر شهرداری تهران در حال تدارک اجرای این مصوبه است و به زودی تابلوی خیابان استاد شجریان نصب می‌شود.

«مدیریت بحران» دوباره غافلگیر شد

آخرین وضعیت آبگرفتگی در معابر و خانه‌های خوزستان

«مدیریت بحران» دوباره غافلگیر شد 

فرماندار اهواز: بین 400 تا 500 خانه دچار آبگرفتگی شدند 

عضو شورای شهر اهواز: چرا به شهروندان درباره وقوع آبگرفتگی از قبل هشدار نداده بودند

«پیام ما» همزمان با بارندگی‌های یک هفته اخیر در خوزستان، بسیاری از معابر شهر دچار آبگرفتگی شدند. هرچند که مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب به «پیام ما» گفته بود که این آبگرفتگی‌ها نسبت به سال گذشته کمتر بودند و آب در بسیاری از مناطق اهواز همان دقایق اولیه پس از باران فروکش کرده بود اما تصاویر و ویدیوهای شهروندان در فضای مجازی عکس این مساله را نشان می‌دهد. باران یک هفته اخیر در ماهشهر، شادگان، اهواز و نقاطی از آبادان روی سطح خیابان‌ها سرریز شده و آن‌طور که مسئولان می‌گویند، خساراتی هم در پی داشته. «پیام ما» دیروز در گزارشی درباره علل این آبگرفتگی تکرار شونده سال‌های اخیر، گزارش داده بود، به زعم مسئولان مشکل در عدم ایجاد شبکه فاضلاب مدرن شهری و عدم برنامه ریزی دقیق و مدون برای جمع آوری آب‌های سطحی است.

برآوردها در نخستین روزهای بارندگی نشان می‌دهد که حدود 400 تا 500 خانه در اهواز دچار آبگرفتگی شدند. فرماندار اهواز درباره خیابان‌های دچار آبگرفتگی به ایسنا گفته است: «در پی بارندگی‌های اخیر اکثر آبگرفتگی مناطق اهواز به جزء منطقه کمپلوی شمالی و جنوبی رفع شده است، هر کاری که به ذهن مردم برای رفع آبگرفتگی خیابان زکی‌زاده در کپلوی شمالی می‌رسید، انجام دادند اما تاکنون مشکل این خیابان رفع نشده است. همچنین آبگرفتگی در خیابان فرحانی و الهادی ادامه دارد.» او درباره آخرین خسارات بارندگی در اهواز نیز گفته است: «در پی بارندگی‌های اخیر بیش از ۸۰ درصد معابر اهواز دچار آبگرفتگی شدند. طبق برآورد اولیه ۴۰۰ تا ۵۰۰ منزل دچار آبگرفتگی شده‌اند، در حال حاضر در خیابان زکی‌زاده و انتهای خیابان الهادی تنها خودروهای شاسی بلند امکان تردد دارند. بیشتر ساکنان این دو منطقه، منازل خود را ترک کرده‌اند.» علی خدادادی، مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان نیز درباره آخرین وضعیت امدادرسانی در این استان گفته است که 15 شهرستان در استان دچار آبگرفتگی شدند اما همچنان عملیات امدادرسانی به خانواده‌ها ادامه دارد و در 4 روز گذشته به بیش از 15 هزار نفر در استان امدادرسانی شده است: «در این عملیات امدادرسانی، ۲۴۵ امدادگر و نجاتگر داوطلب جمعیت هلال‌احمر خوزستان، در طول سه شبانه‌روز به بیش از ۵ هزار نفر امدادرسانی کرده‌اند.» خدادادی با اشاره به افزایش تعداد اسکان یافتگان در مراکز اسکان اضطراری، گفته است که تاکنون ۵۵۲ نفر در مراکز اسکان اضطراری این جمعیت اسکان یافته‌اند.

شهردار اهواز: غافلگیر نشدیم

یکی از دلایلی که منجر به آبگرفتگی روزهای اخیر در شهری مانند اهواز شده بود، مساله جمع آوری آب‌های سطحی در شهر بود. اعضای شورای شهر خوزستان اشاره کرده بودند که شهرداری توان عملیات اجرایی را ندارد را به دلیل مباحث بودجه‌ای ندارند. شهردار اهواز اما دیروز در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به آبگرفتگی‌های روزهای اخیر گفته است که انتظار چنین وضعیتی را در این شهر داشته است، موسی شاعری گفته است: «شبکه فاضلاب اهواز جوابگوی حجم این بارش نیست. از طرف دیگر سال‌ها در خشکسالی بودیم و کاری انجام نشده بود.» او همچنین گفته است که با مشاهده این وضعیت دچار غافلگیری نشده است زیرا انتظار چنین وضعیتی را داشته است: «آنچه می‌توانستیم انجام دهیم و ما را تکلیف کرده بودند، اجرای طرح ضربتی جمع‌آوری آب‌های سطحی بود که بیش از ۹۰ درصد طرح اجرا شد. نتیجه اجرای این طرح این بود که امسال در بسیاری از نقاطی که سال گذشته با بارش کمتر آب وارد منازل مردم شده بود، این اتفاق نیفتاد. همچنین زمان ماندن آب در معابر کمتر بود.»

عضو شورای شهر: چرا از قبل به مردم اعلام نشد که شهرها را آب بر می‌دارد؟

محمد جعفر فلسفی، عضو شورای اهواز هم روز گذشته تقصیرها را متوجه مدیریت بحران دانسته است او در این باره به ایسنا گفته بود: «آبگرفتگی در سه سال پیاپی موید ایراد در مدیریت‌ها به‌ویژه در زمان بحران است. باوجود آغاز بارندگی‌ها اما طرح اضطراری جمع‌آوری آب‌های سطحی که توسط اعضای شورای شهر و با مشارکت کارشناسان شهرداری و آبفا تهیه شد، هنوز تکمیل نشده است. اگر طرح اضطراری جمع‌آوری آب‌های سطحی به درستی و کامل اجرا می‌شد، آیا شاهد این وضعیت می‌شدیم؟ قطعا اگر این طرح درست اجرا می‌شد حداقل بحران تا این حد و به این گستردگی رخ نمی‌داد. به طور مثال چرا موضوع لایروبی جدی گرفته نمی‌شود یا ایستگاه‌های پمپاژ کلیدی مثل پیچ‌وار و زیرگذر کوی علوی همچنان با مشکل مواجه هستند؟» فلسفی همچنین  ادامه داده است: «باید این اتفاقات پیش‌بینی و تلاش‌های مناسب و صحیح برای رفع این مشکلات انجام می‌شد. شهردار اهواز باید در هر هفته چندین جلسه در خصوص آب‌های سطحی تشکیل می‌داد و مدیریت این امر مهم را عهده‌دار می‌شد اما مشاهده می‌شود که شهردار اهواز یک ماه پیش معاون خدمات شهری شهرداری را تغییر داد، سرپرست فعلی معاونت خدمات شهری شهرداری اهواز فاقد اطلاعات و تجربه لازم در این حوزه است و در این شرایط در حال کسب تجربه در معاونت خدمات شهری شهرداری اهواز است. اگر شهردار در آستانه بارندگی قصد تغییر معاون خدمات شهری خود را دارد، باید دلایل زیادی برای این امر داشته باشد.» فلسفی اما به مساله عدم هشدار به مردم در خصوص آبگرفتگی هم اشاره کرده است و تلویحا عدم غافلگیری شهردار را نپذیرفته، او گفته است: «باتوجه به اینکه احتمال آبگرفتگی وجود داشت باید از قبل وضعیت آبگرفتگی مناطق را به مردم اطلاع می‌دادند تا مردم مناطقی که منازل‌شان زیر آب می‌رود در جریان امر قرار گیرند و خود را از هر جهت آماده کنند. همچنین در زمان اوج بارندگی از تردد خودداری کنند اما متاسفانه شاهد گرفتار شدن خودروها در پی آبگرفتگی‌ها بودیم.»

شهرها را عایق و نفوذ‌ناپذیر ساختیم

پرسش اساسی چرا هرساله خوزستان دچار آبگرفتگی می‌شود، همچنان بدون جواب مانده است، مدیر کل دفتر کنترل سیلاب و آبخوان‌داری سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری اما درباره علت جاری شدن روان‌آب‌ها در برخی مناطق کشور گفته است که این اتفاق رخ می‌دهد چون شهرهای ما به‌صورت شهرهایی عایق و نفوذناپذیر ساخته شده‌اند.

ابوالقاسم حسین پور تاکید کرده:«عوامل متعددی در این امر دخیل هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به دخل و تصرف‌ در رود دره‌ها، کانال‌های زهکشی و بی‌توجهی به شیب شهر اشاره کرد. از سوی دیگر شهرهای ما به‌صورت شهرهایی عایق و نفوذناپذیر ایجاد شده‌اند این درحالی‌است که ضرورت شهرسازی‌ با مدل‌های غیر عایق و نفوذپذیر روزبه‌روز بیشتر می‌شود. برای مثال سنگ‌فرش کردن پیاده‌روها، موزاییک کردن حیاط خانه‌ها و برخی اماکن شهری و استفاده از آسفالت‌های نفوذناپذیر در سطح خیابان‌ها ازجمله مواردی هستند که شهرها را تبدیل به شهرهای عایق می‌کنند.»

او البته پیشنهادی هم به شهرها دارد: «پیشنهاد می‌کنیم که برای مدیریت سیلاب‌های شهری به سمت ساخت شهرهای نفوذپذیر حرکت کنیم، در بالادست شهرها، اجرای پروژه‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری کمک بسیار زیادی به کنترل شدت سیل خواهد کرد. خوشبختانه پروژه‌های کنترل سیل در بسیاری از شهرهای جنوبی ما بیش از ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارند. براساس آخرین گزارش‌ها طی بارش‌های اخیر پروژه‌های آبخیزداری در استان‌های خوزستان، کهگیلویه‌وبویراحمد، بوشهر، لرستان، چهارمحال و بختیاری و ایلام بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد آبگیری شده است.»

گزارش‌های هواشناسی نشان می‌دهد که از ظهر دیروز سامانه‌های بارشی از سمت جنوب غربی وارد کشور می‌شود و استان خوزستان را هم درگیر بارش‌های پراکنده می‌کند، بارشی که احتمالا بازهم شهرهای خوزستان را با آبگرفتگی مواجهه می‌کند اما باید دید این‌بار شهردارانی که غافلگیر نشدند، چه اقدامی برای مواجهه با آبگرفتگی در شهرها انجام می‌دهند.

 

تاریخ «چگاسفلی» زیر پا له می‌شود

جا‌به‌جایی روستایی که روی عرصه تاریخی بهبهان ساخته شده، در بی‌توجهی میراث فرهنگی به بن‌بست خورده است

تاریخ «چگاسفلی» زیر پا له می‌شود

سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی چگاسفلی:  \هر ثانیه حضور مردم و روستا در چگاسفلی تخریب بخشی از تاریخ را به همراه دارد.

میراث شش هزار ساله «تُل چگاسفلی» با طرح بهسازی روستایی در معرض تخریب قرار گرفته است. خانه‌سازی در عرصه این محوطه تاریخی از دهه چهل آغاز شد و اکنون 31 خانه روی عرصه محوطه شکل گرفته است. در ماه‌های گذشته طرح ثبت جهانی این محوطه مطرح شده و از سال‌ها پیش طرح جابه‌جایی این روستا در بهبهان به دلیل بروکراسی اداری و بی‌توجهی مسئولان میراث‌فرهنگی خوزستان بی‌نتیجه مانده است.

محوطه تاریخی چگاسفلی از قدیمی‌ترین و مهمترین میراث بازمانده در بهبهان است. ایلنا در گزارشی نوشته است که از تابستان ۱۳۹۴ تاکنون، چهار کتاب، چندین مقاله داخلی و خارجی، شش سمینار در سطح ملی و بین‌المللی، سه نمایشگاه و کارگاه‌های آموزشی درباره یافته‌ها و اهمیت چگاسفلی برگزار شده است. حتی به دلیل اهمیت چگاسفلی پیگیری‌هایی برای ثبت جهانی آن نیز انجام شد. بعضی کارشناسان و باستان‌شناسان معتقدند چگاسفلی نمونه شش هزار ساله «منظری قدسی» است که امروزه هم نظیر آن را به‌خوبی می‌توان سراغ گرفت چرا که گورستان عظیم چگاسفلی در زمره اولین گورستان‌های بشری است که نشان می‌دهد اجساد اقوام مختلف ساکن در نواحی اطراف در شش هزار سال پیش به این مکان آئینی آورده و دفن شده است. برای اولین بار قبور با معماری دقیقی از آجر ساخته شده‌اند که در بعد تاریخی‌ آن اولین نمونه شناخته شده است. با این همه یکی از عوامل اصلی که مانع تشکیل پرونده ثبت جهانی چگاسفلی می‌شود، روستایی است که همگان درباره لزوم جابه‌جایی آن تاکید دارند. ضمن آن‌که این روزها به دلیل انجام بهسازی‌های متعدد در روستا دست‌اندازی‌های مختلف در محوطه باستانی چگاسفلی در حال وقوع است.خرداد ماه سال جاری بود که احسان شیخ بارانی، مدیر پایگاه میراث فرهنگی ارجان و چگاسفلی با بیان این‌که طی دهه‌های گذشته تجاوزها و تخریب‌هایی در این محوطه‌های باستانی توسط نهادها و شرکت‌های مختلف انجام شده است، از برپایی جلسه حل اختلاف در این خصوص با حضور برخی نهادهای حقوقی، ادارات و مدیران شرکت‌ها خبر داد. این نشست‌ها برای جلوگیری از تخریب‌ها در عرصه محوطه باستانی ارجان و چگاسفلی برپا شده بود. «از آنجا که حدود چند دهه است که شرکت‌های پیش‌گفته در عرصه ارجان و چگاسفلی تخریب‌های متعددی را به بهانه‌های مختلف از جمله برداشت معادن، ساخت‌ساز و یا بهسازی کانال‌های زهکشی صورت می‌دهند، بسیاری از رشته قنات‌ها در این عرصه و عرصه تل چگاسفلی تا مرز نابودی پیش رفته بودند. از این رو راهکارهایی برای جلوگیری از تخریب‌های بیشتر این دو محوطه باستانی ارائه و مقرر شد به منظور اجرای هرگونه پروژه، از پایگاه میراث فرهنگی ارجان و چگاسفلی استعلام گرفته شود.» اما اکنون بعد از گذشت حدود ۶ ماه از آن جلسه همچنان تخریب‌ها در محوطه چگاسفلی ادامه دارد. چنان‌که چندی پیش عباس مقدم (سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی چگاسفلی) در نامه سرگشاده به استاندار خوزستان خواستار حفاظت و حراست از این محوطه تاریخی شد. حتی یوسف مجیدزاده، باستان‌شناس پیشکسوت و کاوشگر محوطه تاریخی جیرفت نیز در دو نامه به فاصله‌ چند روز، خطاب به محمدحسن طالبیان، معاون میراث‌فرهنگی درخواستِ توجه و حفاظت بیشتر از این محوطه تاریخی را مطرح کرد و آورده است: «بی‌تردید محوطه چگاسفلی با گورستانی غنی به وسعت حدود ۸۰۰ در ۲۰۰۰ متر که مقدم در گزارش خود در جزییات به آن پرداخته است، اسکان‌گاهی وسیع بوده و به دلیل ویژگی‌های یگانه‌اش در برابر غارت سودجویانه (مانند آن‌چه سال‌ها پیش در جیرفت با آن مواجه بودیم) بسیار آسیب‌پذیر است.»احسان شیخ بارانی، مدیر پایگاه میراث فرهنگی ارجان و چگاسفلی در این خصوص به ایلنا گفت: «قرار بود در محوطه چگاسفلی جدول‌کشی انجام شود که با پیگیری‌ها توانستیم آن را متوقف کنیم چراکه کشیدن‌ جدول در محوطه باستانی خلاف مقررات و قوانین عرصه و حریم است که مصوب شده.»او همچنین از رصد فعالیت برخی سودجویان خبر داد که ممکن است به هوای انجام فعالیت‌های اقتصادی قصد حضور در عرصه و حریم چگاسفلی را داشته باشند و گفت: «تذکر‌های لازم به این افراد داده شده اما با توجه به این‌که هنوز جرمی صورت نگرفته، نمی‌توانیم کسی را متهم کنیم. دغدغه باستان‌شناسان برای حفظ و حراست از تپه باستانی چگاسفلی کاملاً درست است. 

با این وجود سعی ما نیز بر آن است تا از این مجموعه حفاظت کنیم. اهالی روستای چگاسفلی بیش از چهار دهه پیش در این محوطه استقرار یافته‌اند و اکنون طرح بهسازی روستا برای این محوطه باستانی مشکل‌زا شده با این وجود مانع آن شده‌ایم. معتقد هستیم، بهترین راه، جابه‌جایی روستاست.»مدیر پایگاه میراث فرهنگی ارجان و چگاسفلی‌ با اشاره به آن که حدود یک سال پیش طرح جابجایی روستا از محوطه چگاسفلی ارائه شده است، گفت: «این طرح توسط تیم عباس مقدم، باستان‌شناس و سرپرست کاوش در چگاسفلی تهیه و ارائه شد تا روستا به محوطه خارج از عرصه و حریم چگاسفلی منتقل شود. اما این مهم در روند بروکراسی اداری مانده است و هنوز محقق نشده. البته این مهم در اولویت فعالیت‌های میراث فرهنگی و پایگاه ملی چگاسفلی قرار دارد. یکی از کارهایی که باید برای تهیه پرونده ثبت جهانی انجام دهیم جابجایی روستا است. این امر نیازمند تامین اعتبارات برای خرید اراضی است تا بتوانیم روستا را جابجا کنیم.»او با تاکید بر این‌که حفاری غیرمجاز در تپه باستانی چگاسفلی انجام نمی‌شود، تصریح کرد: «هرچند ممکن است احتمال انجام حفاری‌های غیرمجاز در این محوطه داده شود اما در حال حاضر پایگاه میراث فرهنگی ارجان و چگاسفلی برای حفاظت و نگهداری از محوطه چگاسفلی یگان حفاظت مستمر در منطقه مستقر کرده است. این در حالی است که در گذشته حفاظت و حضور یگان حفاظت میراث فرهنگی در این محوطه به صورت مستمر نبود، چرا که دفتر پایگاه میراث فرهنگی در بهبهان مستقر است که حدود ۵۰ کیلومتر با چگاسفلی فاصله دارد از این رو بازدید یگان حفاظت از چگاسفلی در طول هفته یک یا دو بار انجام می‌شد اما این روزها سعی شده است تا بازدید و حضور یگان حفاظت به صورت مستمر انجام شود.»شیخ بارانی یادآور شد: «تپه چگاسفلی در روستا قرار دارد و کسی نمی‌تواند از بیرون روستا برای حفاری غیرمجاز به این محوطه بیاید ضمن آن‌که مردم روستا نیز چنین کاری را انجام نمی‌دهند. درعین حال با انجام کارهای جدید سعی شده تا دغدغه باستان‌شناسان درباره حفظ و حراست از چگاسفلی محقق شود.»او درباره آخرین وضعیت فصل کاوش در محوطه باستانی چگاسفلی نیز گفت: «در حال حاضر به دلیل شیوع ویروس کرونا پنجمین فصل کاوش در این محوطه متوقف شده است اما به محض از بین رفتن کرونا و ایجاد امکان برای انجام فعالیت‌های کاوش در محوطه فصل جدید توسط عباس مقدم پی گرفته می‌شود. اعتبارات لازم توسط پژوهشکده میراث فرهنگی و گردشگری تامین می‌شود و معمولاً  مشکلی در این خصوص وجود ندارد.»عباس مقدم، سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی چگاسفلی نیز در خصوص آخرین وضعیت محوطه باستانی چگاسفلی به ایلنا گفت: «خواسته‌هایی مبنی بر انجام کانال‌کشی و انتقال آب‌های سطحی و فاضلاب در روستای چگاسفلی وجود دارد و محلی‌ها در صدد جدول‌کشی هستند. شاید در حال حاضر به دلیل وضعیت موجود و ایجاد محدودیت‌های کرونایی و تامین اعتبارات کار متوقف شده باشد اما این مهم در شورای فنی خوزستان مطرح شد و هنوز رای در این خصوص صادر نشده است. در واقع می‌توان گفت هنوز به صورت قطعی جلوی فعالیت بهسازی روستا گرفته نشده است.»مقدم در ادامه به این موضوع اشاره کرد که هرچند ممکن است نیت برای جابجایی  روستا وجود داشته باشد اما مهم عملکرد است. در سال ۹۴ لزوم انتقال روستا به صورت مکتوب مطرح و صورت جلسات و امضاهای متعدد در این خصوص رد و بدل شد اما تاکنون هیچ اتفاقی نیفتاده است. برای انجام چنین کاری باید تمام زنجیره‌های موثر در آن به یکدیگر متصل باشند. هرچند استاندار، معاونان و سایر مسئولان استان خوزستان علاقه‌مند هستند که همکاری‌های لازم در خصوص جابجایی روستا چگاسفلی انجام شود اما در نهایت پیگیری این مهم در دست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان است. آن‌گونه که مشخص است  با حضور مدیریت جدید در اداره کل میراث خوزستان جابجایی روستای چگاسفلی به سایه رانده شده است و از اهمیت آن کاسته شده.  این در حالی است که این مهم باید اولویت نخست این اداره‌کل باشد.این باستان‌شناس در پایان گفت:‌ «ضوابط عرصه و حریم به صراحت عنوان می‌کند عبور و مرور ماشین‌های سنگین و لودر بر روی عرصه ممنوع است. وقتی شاهد حضور روستا در محوطه چگاسفلی هستیم قطعاً ماشین‌های روستاییان از تراکتور گرفته تا سایر وسایل در این محوطه تردد دارند. با توجه به آن که لایه‌های باستانی این محوطه بسیار کم عمق هستند، هر لحظه که مردم بر روی محوطه باستانی چگاسفلی حضور داشته باشند سبب تخریب می‌شود. هر ثانیه حضور مردم و روستا در چگاسفلی تخریب بخشی از تاریخ را به همراه دارد. هرچه بتوانیم جلوی تخریب را زودتر بگیریم به نفع حفظ داشته‌های تاریخی‌امان خواهد بود.»

پردیسان خالی از حیوانات

با ادامه مشکل مالکیت سایت حیات وحش پردیسان بجنورد، حیوانات این مجموعه به بخش خصوصی واگذار می‌شود 

پردیسان خالی از حیوانات

مدیرکل محیط زیست استان خراسان شمالی:بابا امان محیط مناسبی برای تکثیر و پرورش نیست.

مرضیه قاضی زاده | کار واگذاری و انتقال 20 قوچ و میش سایت پردیسان بجنورد به مرکزی خصوصی به اتمام رسیده است. محیط زیست گفته در صورت رعایت شرایط، قوچ و میش‌های پرورش داده شده برای «پاسخ به ذائقه افراد به گوشت وحوش»، عرضه می‌شوند. سرمایه‌گذار متعهد شده پول را پرداخت کند اما معلوم نیست چقدر؛ نه قیمت مشخص است، نه مکان دقیق انتقال حیوانات. با این همه ابهام قرار است در مراحل بعدی تعداد بیشتری قوچ و میش به این مرکز خصوصی واگذار شود. موضوع فقط همین نیست. در هفته‌های قبل هم 22 مرال از این سایت به یک شرکت خصوصی در شوقان جاجرم واگذار شد. مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان شمالی گفته دلیل این واگذاری‌ها این است که شرایط نگهداری وحوش در پارک پردیسان بجنورد نامناسب است و این کار برای ساماندهی پارک «بابا امان» وضعیت انجام می‌شود.

 روند واگذاری حیوانات از سال 96 آغاز شده است. علاوه بر 20 قوچ و میش واگذار شده، در هفته‌های گذشته 22 گوزن مرال هم از سایت پردیسان بجنورد برای نگهداری و تکثیر به شرکتی خصوصی واگذار شد. اداره محیط زیست خراسان شمالی اعلام کرد که سرمایه‌گذار تعهد داده که این حیوانات را رهاسازی، دو رگ‌گیری و کشتار نکند، حتی در سن پیری. اما در عین حال اگر بتواند جمعیت گوزن‌های تحویل‌گرفته را به تعداد قابل توجهی تکثیر دهد، می‌تواند «برای تامین پروتئین بازار یا شکارگاه» مجوزهای جدید بگیرد.

بهانه دست متخلفان شکار می‌دهند

علی کشمیری، فعال حقوق حیوانات از مخالفان این نوع از واگذاری است.  او به «پیام ما» می‌گوید: «با این اقدام مرز بین تخلف و غیرتخلف غیرقابل تشخیص می‌شود و زمینه کشتار بیشتر حیات وحش فراهم می‌شود.» مهدی اله‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خراسان شمالی اما به «پیام ما» می‌گوید هنوز مجوزی برای کشتار 20 قوچ و میش واگذار شده صادر نشده. به گفته او کشتار فقط یکی از آیتم‌های موجود است: «هیچ کجا در حوزه حیات وحش بحث کشتار را مطرح نمی‌کنیم. واحدهای تکثیر و پرورش خصوصی بر اساس دستورالعمل‌های پایگاه حفاظت محیط زیست کار می‌کنند. هدف‌های دیگری هم در این کار مطرح است؛ مثل حفاظت و تفرج. اما مسلم است که تولید پروتئین هم یکی از این گزینه‌ها است.»کشمیری معتقد است که سازمان حفاظت محیط زیست رسالت و ماموریت خود را فراموش کرده و به سمت دیگری گام برداشته است.» او این واگذاری را سرآغازی برای دیگر تخلفاتی می‌داند که سازمان توان مقابله با آن‌ها را ندارد: «فرض کنید که من یک رستوران‌دار باشم و یک قوچ را از مرکز پرورش با فاکتور می‌خرم و در رستورانم می‌فروشم. فردا هم سه، چهار قوچ دیگر را از گوشت فروش‌ها می‌خرم. چه کسی می‌خواهد بفهمد گوشتی که دارد آن‌جا توزیع می‌شود از یک مرکز پرورش خریداری شده یا شکار غیرمجاز است؟» از نگاه کشمیری قدم بعدی شکارهای بیشتر و غیرمجاز است: «همین الان متخلفان شکار بهانه دستشان است و می‌گویند سازمان 200 مجوز شکار را در سال می‌فروشد که بخش عمده‌ای از آن نصیب شکارچی خارجی می‌شود. وقتی جوامع محلی می‌بینند که جور حفاظت را می‌کشند و آن وقت فردی دیگر با داشتن مجوز از آن منطقه بهره‌برداری می‌کند، به شکار غیرمجاز رو می‌آورند.»

به اعتقاد این فعال حقوق حیوانات مجوز کشتار قوچ و میش بهانه‌ای روی بهانه‌های دیگر است: «من در مرز مناطق حفاظت شده با روستاییان زیادی صحبت کردم. می‌گویند چطور دولت پول می‌گیرد و مجوز کشتن می‌دهد؟ پس ما که پول نداریم خودمان سهممان را شکار می‌کنیم‌. نه سازمان قدرت و امکانات جلوگیری را دارد و نه واقعا این تعداد اندک محیط‌بان جواب‌گوی حفاظت از این مناطق است. عواقب این واگذاری‌ها بسیار گسترده‌تر از آن 20 قوچ و میشی است که واگذار شده‌اند.»

سازمان ناظر بر همه امور است

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خراسان شمالی اما نظر دیگری دارد. او می‌گوید سازمان توانایی تشخیص گوشت شکار از گوشت پرورش داده شده را دارد و هیچ تخلفی رخ نمی‌دهد: «‌سازمان محیط‌زیست بر تمام موارد نظارت دارد. ما همین الان هم واحدهای تولید و تکثیر بلدرچین و کبک داریم. این‌طور نیست که نتوانیم تشخیص دهیم که این گوشت کبک پرورشی است یا وحشی.» به گفته او هیچکس در حوزه حیات وحش به کشتار به عنوان تنها هدف نگاه نمی‌کند: «اگر کسی بخواهد به عرصه حیات وحش به دید تولید پروتئین نگاه کند، سمت دام اهلی می‌رود. چرا که ضریب تولیدش بیشتر است تا این‌که بخواهد فقط قوچ و میش را برای کشتار پرورش دهد.» 

اله‌پور می‌گوید سازمان محیط زیست بر تمامی مراحل نظارت دارد و کل پروسه قانونی است: «به طور قطع کسانی که مجوز تکثیر و پرورش می‌گیرند، تحت نظارت سازمان‌اند و همکاران ما از واحدهای پرورشی چه در حوزه کبک و چه سایر حیوانات نظارت دارند.»  به گفته او بخش خصوصی در کنار کشتار بر تولید موالید، نگهداری، حفاظت و گردشگری تمرکز دارد.

مراحل واگذاری شفاف نیست

 واگذاری قوچ و میش‌های پارک پردیسان بجنورد مسئله تازه‌ای نیست. پیش از این قرار بود مارال‌های این پارک برای تکثیر به بخش خصوصی واگذار شوند. حمید کشمیری، مدیر‌عامل سازمان مردم نهاد دوستداران طبیعت سبز کره زمین به «پیام ما» می‌گوید: «این مسئله با مخالفت دوستداران محیط زیست مواجه شد و جلوی کار گرفته شد چرا که می‌خواستند، یک کار غیر اصولی انجام دهند.» آنچه اعتراض فعالان محیط زیستی را برانگیخته، شفاف نبودن فرایند واگذاری‌ها است. نه مکان نگهداری مشخص شده و نه  نحوه واگذاری. حتی مشخص نیست که چه تعداد از این قوچ و میش‌ها کشتار می‌شوند.

مشکل مالکیت سایت پردیسان باقی است 

سال 86 بود که اداره محیط‌زیست استان خراسان شمالی حدود 50 هکتار از زمین‌های پارک پردیسان در بوستان «بابا امان» بجنورد را از شهرداری گرفت و دورش را فنس‌کشی کرد. در مراسم کلنگ‌زنی فاطمه جوادی، رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست هم حضور داشت و تعدادی گوزن زرد، آهو، مرال و کل و بز در این عرصه رهاسازی شد. اما همان زمان راه و شهرسازی اعلام کرد که مالکیت این زمین مشخص نیست و این واگذاری محمل و جایگاه قانونی ندارد. سه سال پیش مدیر کل وقت محیط زیست استان گفت که نامشخص بودن مالکیت زمین عرصه‌های پارک پردیسان، سرمایه‌گذاران را فراری داده است. بعد از گذشت این سال‌ها مشکل مالکیت هنوز باقی است. آخرین بار اردیبهشت امسال محمد خالقی، مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان بجنورد به ایرنا گفت: «قرار بود ۳۰۰ هکتار زمین به حفاظت محیط زیست تحویل داده شود اما تاکنون محقق نشده است، مالکیت زمین با مشکل روبه‌رو است. البته با پیگیری‌های انجام شده، تلاش داریم تا ۳۰۰ هکتار زمین، واگذار شود.»

حالا مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان خراسان شمالی می‌گوید، نگهداری این مجموعه یک دردسر است: «مجموعه‌ای که در منطقه «بابا امان» بجنورد داریم را از گذشته‌های دور به ارث بردیم. انواع گونه‌ها آن‌جا زندگی می‌کنند و خیلی وقت‌ها درگیری‌های بین این گونه‌ها حادثه آفرین است. با این شیوه نمی‌توانیم مدیریت صحیحی برای حفاظت گونه‌ها داشته باشیم.» در بهار چهار آهو، ۲۰ مرال، ۴۰ قوچ و میش، ۲ بز، قلاده گرگ و شماری پرنده شکاری از جمله عقاب طلایی، سارگپه و دلیجه در این عرصه نگهداری می‌شد. اله‌پور می‌گوید «بابا امان» محیط مناسبی برای تکثیر و پرورش نیست اما پاسخ روشنی هم درباره محیط جدید نگهداری قوچ و میش‌های منتقل شده نمی‌دهد: «فعلا بحث تحویل‌دهی و حفاظت و حمایت را داریم. ولی به هر حال این مرکز برنامه دارد تا بتواند عرصه‌ای را بگیرد و در محیط طبیعی از این گونه‌ها حفاظت کند یا در فضای موجود حداقل محیط را برای این گونه فراهم کند.» به گفته او چون مجموعه پارک پردیسان بجنورد خاص یک گونه نبوده این واگذاری‌ها انجام شده است: «این مجموعه تخصصی نیست. در واقع عملا یک نوع تیمارگاه است و جای تکثیر و پروش ندارد. گونه‌های با زیستگاه متفاوت در یک محدوده نگهدار می‌شوند. ما داخل یک محدوده هم مرال داریم و هم قوچ و میش و کل و بز. هر کدام از این گونه‌ها زیستگاه منحصر به فرد خودشان را دارند و با هم نمی‌توانند در یک جا زندگی کنند.»

پرورش حیوانات توسط بخش خصوصی مخالفان سرسختی دارد. بعضی از فعالان محیط زیستی انگیزه‌های سودآوری این بخش را آغاز راه تخلف می‌دانند و بعضی دیگر از نحوه پرورش گلایه دارند.علی کریمی، فعال محیط‌زیست خراسان شمالی به «پیام‌ما» می‌گوید: «اگر هدف حفاظت باشد، باید حیوانات در زیستگاه خود حفاظت شوند. این‌که حیوانات را در محیط بسته حفاظت و تکثیر کنیم ارزش اکولوژیکی ندارد و بعد هم اگر قرار باشد حیوانات را شکار کنند، فضا را برای تخلفات بیشتر فراهم می‌کنند.»علی کشمیری هم می‌گوید: «واقعیت این است که بخش خصوصی نظم ندارد و برای هر هزار تومان هزینه باید توجیه اقتصادی داشته باشد. چرا باید بخش خصوصی تقاضای خرید 20 راس قوچ و میش را داشته باشد آن هم صرفا برای نگهداری و حفاظت؟»

مجلس نمی‌تواند به موضوع برجام وارد شود

سخنگوی دولت در واکنش به مصوبه برجامی مجلس:

مجلس نمی‌تواند به موضوع برجام وارد شود

روز گذشته مجلس به طرف‌های برجام، یک ماه فرصت عمل به تعهدات داد.

امیر رجبی | تقابل مجلس  و دولت تمامی ندارد. این اولین موضوعی نیست که دولت با مجلس بر سر آن اختلاف نظر دارند. اما روز گذشته این تقابل و موازی کاری دو قوه رنگ بیشتری به خود گرفت. در حالی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تصویب ماده ۶ طرح راهبردی برای لغو تحریم‌ها، به طرف‌های برجام یک ماه فرصت دادند تا به تعهدات خود عمل کنند اما سخنگوی دولت معتقد است تصمیم‌گیری درباره برجام و فعالیت‌های هسته‌ای از اختیارات شورای عالی امنیت ملی است و مجلس حق ورود ندارد.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در بررسی جزئیات طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها در نوبت بعداز ظهر سه‌شنبه ماده ۶  این طرح را بررسی و تصویب کردند. بر این اساس و با تصویب این ماده؛ دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است در صورت عدم اجرای کامل تعهدات کشورهای متعاهد طرف از جمله کشورهای ۱+۴ ( آلمان، فرانسه، انگلستان، چین و روسیه) توافق هسته‌ای در قبال ایران و عادی نشدن روابط کامل بانکی و عدم رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فرآورده‌های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش، یک ماه پس از تصویب این قانون در مجلس شورای اسلامی، نظارت‌های فراتر از پادمان از جمله اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند.

بر اساس تبصره این ماده نیز منظور از دولت در این قانون حسب مورد قوه‌مجریه، هیأت وزیران و کلیه دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط است.

پیش از ظهر روز گذشته و در بررسی جریان ماده ۶ «الیاس نادران» نماینده مردم تهران در پیشنهادی عنوان کرد که فرصت ۲ ماهه که در طرح ذکر شده به یک ماه کاهش یابد.

او گفت: براساس این پیشنهاد به طرف‌های برجامی یک ماه فرصت داده می‌شود تا تحریم‌های بانکی و نفتی ایران را به طور کامل برطرف کنند و در صورت عدم تحقق این موضوع دولت موظف است یک ماه پس از تصویب این قانون اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند و همه نظارت‌های فراتر از پادمان نیز متوقف می‌شود.

نماینده مردم تهران یادآورشد: عده‌ای با انتقال اطلاعات به دشمن، به نظام و منافع مردم ضربه زده‌اند که با کاهش زمان این طرح می‌توان از این موضوع جلوگیری کرد. البته این فرصت یک ماهه برای راستی‌آزمایی از رفع کامل تحریم‌های بانکی و نفتی است.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی همچنین‌در مصوبه‌ای برای مستنکفین از اجرای مصوبه «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» مجازات تعیین کردند.

مجلس نمی تواند در موضوع برجام وارد شود

سخنگوی دولت با بیان این‌که تصمیم‌گیری درباره برجام و فعالیت‌های هسته‌ای از اختیارات شورای عالی امنیت ملی است و مجلس حق ورود ندارد اظهار امیدواری کرد که این مساله در بررسی مصوبه روز (سه شنبه )مجلس در شورای نگهبان مورد توجه قرار گیرد.

ربیعی در پاسخ به پرسشی درباره طرح نمایندگان مجلس شورای اسلامی مبنی بر اقدام فوری برای لغو تحریم‌ها گفت: در جلسه روز یک‌شنبه دولت جناب آقای امیری معاون پارلمانی رییس جمهور طرح نمایندگان محترم را در دولت مطرح کردند. اعضای محترم دولت در رابطه با موضوع بحث و بررسی کردند.

او ادامه داد: به نظر دولت، موضوع از اختیارات شورای عالی امنیت ملی است و مسئولیت هرگونه تصمیم درباره برجام و برنامه‌های هسته‌ای براساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی فراقوه‌ای بوده است، هیچ نهاد و قوه‌ای به تنهایی نمی‌تواند خارج از این چارچوب اقدام کند و به نظر می‌رسد مجلس هم نمی‌تواند در این موضوعات وارد شود و قطعا شورای نگهبان در مورد این طرح به این موارد توجه خواهد کرد و به محدودیت‌های قانونی، ملاحظات و مصلحت‌های ملی توجه می‌شود.ربیعی گفت: آنچه در عنوان طرح نمایندگان محترم آمده، برداشتن تحریم‌ها است. انباشت اورانیوم با غنای ۲۰ درصد و همینطور عدم اجرای پروتکل الحاقی منجر به دائمی شدن تحریم‌ها می‌شود، در این‌صورت به مذاکرات هسته‌ای و برجام نیازی نمی‌بود. ما قبل از برجام، پروتکل الحاقی را اجرا نمی‌کردیم و صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در اختیار داشتیم اما همچنان ذیل سخت ترین تحریم‌های چندجانبه شورای امنیت سازمان ملل متحد بودیم. بنابراین اگر هدف از طرح آن‌طور که در عنوان آن آمده اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها باشد، بر اساس تجربه‌های پیشین، این طرح شامل کیفیت غنی سازی و عدم اجرای پروتکل الحاقی، کمکی به لغو تحریم‌ها نمی‌کند.

ربیعی یادآور شد: امروز بیش از ۳ تن اورانیوم غنی شده در اختیار داریم و ماهانه بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده تولید می‌کنیم که این میزان تقریبا و حدودا با ظرفیت تولید کشور قبل از برجام برابری می‌کند. بنابراین برجام تاثیری بر حجم و کمیت عددی اورانیوم غنی شده هم نداشته است. به این ترتیب، هیچ‌گونه جای نگرانی نیست. امیدواریم هر تصمیمی گرفته می‌شود، همه جوانب آن سنجیده شود. سخنگوی دولت در خصوص علت تاخیر در برگزاری جلسات شورای عالی هماهنگی اقتصادی قوا نیز گفت: در مواردی که نیاز به تصمیم‌گیری فراتر از قوه مجریه داشتیم جلسات شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی تشکیل می‌شد که در دو سال گذشته این شورا هر کجا که لازم بود ۵۰ جلسه برگزار کرده است، در ماه‌های فروردین و اردیبهشت به دلیل شرایط کرونا تعداد جلسات کمتر شد و با توجه دستور کارهایی که داریم، جلسه برگزار می‌شود. او ادامه داد: جلسات شورای هماهنگی قوا بر حسب فرمان مقام معظم رهبری در موقع ضرورت و برای اخذ تصمیمات فراقوه ای و انجام هماهنگی‌های مقتضی بین قوا در حوزه اقتصادی، تشکیل می‌شود و جلسه اخیر آن هم در هفته گذشته در محضر معظم له برگزار شد. اینکه تاخیر در برگزاری جلسات این شورا به شائبه‌های سیاسی ربط داده شود درست نیست. متاسفانه عده‌ای عادت کرده‌اند همه پدیده‌های جامعه و کشور را از نگاه سیاسی تحلیل می‌کنند در حالی که این‌طور نیست و اگر اختلافی در این جلسات هم بوده، اختلاف نظر کارشناسی بوده و اختلاف سیاسی نیست و دبیرخانه این شورا و جلسات فعال است.

 

 

 

دومین نهنگ مرده به ساحل آمد

دومین نهنگ مرده به ساحل آمد

عضو پروژه حفاظت از پستانداران دریایی: هنوز نمی‌دانیم علت مرگ این نهنگ 14 متری چیست.

مهتاب جودکی |  لاشه دومین نهنگ در ساحل مارینای کیش به گل نشست. درست 10 روز پیش در ساحل سیمرغ یک نهنگ مرده پیدا شد، لاشه آن بدون انجام آزمایش دفن شد و دلیل مرگ آن مشخص نشد. بعد از 16 سال این اولین نهنگی بود که در کیش به گل می‌نشست و ظهر دیروز، امواج لاشه نهنگ دیگری از گونه «برودی» را به ساحل آوردند. پیگیری‌های «پیام ما» نشان می‌دهد هنوز علت مرگ این نهنگ 14 متری مشخص نشده و به عکس دفعه پیش که جابه‌جایی با بیل مکانیکی فک نهنگ شکسته بود، این بار قرار است برای سالم‌ماندن اسکلت، کار جداسازی استخوان‌ها در آب انجام شود.

بعد از کشف نهنگ‌های مرده در ساحل، اولین کار بازرسی فیزیکی است. بعد آزمایش‌هایی برای بررسی سایر علائم از جمله تاثیر آلودگی در کشته‌شدن نهنگ‌ها صورت می‌گیرد. 

علت دقیق مرگ نهنگی که کمتر از دو هفته پیش در ساحل سیمرغ پیدا شد، هیچوقت معلوم نشد اما گفته شد که آلودگی دریا، برخورد با شناورها و گیر کردن در تور صیادان به مرگ این حیوانات منجر می‌شود. نازنین محسنیان، کارشناس اکولوژی دریا و عضو پروژه حفاظت از پستانداران دریایی که روز گذشته برای بررسی لاشه به ساحل مارینا رفته بود، به «پیام ما» می‌گوید: «ما هنوز نمی‌دانیم دلیل مرگ این نهنگ چه بوده، چون هیچ اثری از ضربه و آسیب روی آن نبود. ترجیح می‌دهیم قبل از صحبت درباره علت مرگ، نظر چند متخصص را بپرسیم. لاشه‌ تازه بود و به نظر می‌رسید که زمان زیادی از مرگش نگذشته است. فقط زبانش باد کرده بود که با ایجاد یک شیار مواد آن را خالی کردیم. توانستیم لاشه را اندازه‌گیری کنیم و از زوایای مختلف از آن عکس بگیریم. این نهنگ از گونه برودی بود و 14 متر طول داشت.» او اینها را می‌گوید و تعریف می‌کند که وقتی گروه با قایق در حال کشیدن لاشه به سوی ساحل بود، جلوی آنها را گرفتند. «نگذاشتند لاشه را به ساحل بیاوریم، گفتند باید روی آب بماند تا صبح چهارشنبه گروهی اسکلت آن را جدا کنند. گویا با محیط زیست هم هماهنگ بودند.» از صحبت‌‌های مریم محمدی، رئیس اداره محیط زیست سازمان منطقه آزاد کیش به نظر می‌رسد که این بار کار جداسازی لاشه را به پیمانکار سپرده‌اند: « با توجه به اینکه دفن لاشه در خاک برکیفیت و مقاومت استخوان‌های نهنگ تاثیر منفی دارد، این بار، با حمایت بخش خصوصی اسکلت نهنگ در آب از لاشه جدا شده و در ساحل به هم وصل می‌شود تا جهت استفاده‌های آموزشی و پژوهشی به موزه پژوهشکده دریایی کیش منتقل شود.» 

در تصاویر منتشر شده از نهنگ مرده هم پیداست که لاشه با کمک یک لنگر، روی آب‌های کم عمق ساحل ثابت مانده است. اینطور که محمدی گفته برای جداسازی لاشه از اسکلت نهنگ در دریا، سه‌شنبه شب گروهی متشکل از متخصصان حیات وحش وارد جزیره کیش شده‌اند و عملیات صبح چهارشنبه انجام خواهد شد. 

رئیس اداره محیط زیست کیش گفته که درباره علت مرگ نهنگ هنوز اطلاعاتی در دست نیست و «پس از انجام بررسی‌های اولیه و نمونه‌برداری، گونه و علت احتمالی مشخص خواهد شد.» نهنگی که دوم آذر در ساحل سیمرغ کیش پیدا شد را بدون انجام آزمایش دفن کردند. محمدی آن زمان گفته بود چون حدود پنج روز از مرگ این نهنگ می‌گذشت، لاشه دچار فساد شده و هیچ ضایعه‌ای نداشت، نمونه‌برداری ممکن نشد و علت دقیق مرگ هم معلوم نشد. عضو پروژه حفاظت از پستانداران دریایی هم همان زمان به «پیام ما» گفته بود که شلوغی جمعیتی که در ساحل سیمرغ دور لاشه را گرفته بودند، نگذاشت که بررسی‌ها برای یافتن علت مرگ به درستی انجام شود.

رئیس اداره محیط زیست سازمان منطقه آزاد کیش گفته که ساعت 14 و 30 دقیقه از نزدیک‌شدن این لاشه به ساحل شرقی مطلع شده و چون این بار هم مثل دفعه پیش محل به گل نشستن نهنگ ساحلی پرتردد بوده، برای جلوگیری از انتشار بوی نامطبوع لاشه را به ساحلی خلوت انتقال داده‌اند. 

پیش از این حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان به «پیام ما» گفته بود که عامل اصلی مرگ نهنگ‌ها آسیب دیدگی در اثر برخورد با شناورهای خلیج فارس است: «ما نهنگ‌های به گل نشسته نداریم. نهنگی نداریم که سالم بیاید و در اثر جزر و مد یا شرایط خاص به گل بنشیند. بیشتر نهنگ‌هایی که به ساحل آمدند، به نحوی آسیب دیدند و در اثر  برخورد با شناورهای خلیج فارس و دریای عمان این اتفاق افتاده است.»

به گفته او این موارد انگشت‌شمار است و سازمان برنامه خاصی برای مقابله با این موضوع ندارد. گروه حاضر که لاشه نهنگ مرده را بررسی می‌کرد، شاید تنها گروه فعال در حفاظت از پستانداران دریایی است. آن‌ها بر حفاظت و آموزش تمرکز دارند و سال 89 شبکه ملی امداد و نجات پستانداران دریایی را به راه انداختند و در سواحل جنوبی به گروه‌های محیط زیستی و مردم محلی آموزش داده‌اند که وقتی نهنگی به گل نشست، چه کنند. این سومین نهنگ مرده‌ای است که در طول 16 سال گذشته در کیش به ساحل رسیده اما چنین اتفاقی در سواحل دیگر بیشتر رخ می‌دهد و ساحل جاسک از پرخبرترین سواحل است. با این همه سازمان حفاظت محیط زیست چندان علاقمند به کمک در این حوزه نیست و حتی آمار دقیقی از موقعیت مکانی و جمعیت نهنگ‌های دریای جنوب وجود ندارد. به گفته محسنیان حتی گروه‌های فعال امکانات ساده را هم در اختیار ندراند؛ مثل تسمه‌های حمل دلفین و نهنگ یا برانکاردهای مخصوص حمل این حیوانات.

به گفته مدیر کل محیط زیست استان هرمرگان هم برنامه‌های سازمان برای آموزش در این حوزه در حد بروشور و کلاس‌های آموزشی مجازی بوده است: «ما امسال یک آموزش را به صورت کلی و مجازی دادیم و از اعضای تعاونی‌ها دعوت کردیم که این آموزش‌ها را انتقال دهند. بروشورهای آموزشی را با کمک شیلات بین لنج‌ها هم توزیع کردیم تا بدانند در زمان صید چه مهارت‌هایی را لحاظ کنند.» دلیل مرگ نهنگ‌ها در کیش هنوز معلوم نیست اما در این چند ساله آسیب فیزیکی در اثر برخورد پروانه کشتی بیشترین دلیل مرگ نهنگ‌ها در سواحل جنوبی کشور بوده است

 

 

حفاظت، از الزامات توسعه است

حفاظت، از الزامات توسعه است

یادداشتی از علیرضا محمدی عضو هیئت علمی گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی جیرفت

انتخاب کارآمد و مدیریت مناطق حفاظت شده یکی از مهمترین راهکارها برای حفاظت پایدار از تنوع زیستی در برابر تخریب‌های شتاب زده بشر است. این تخریب‌ها بر اثر توسعه ناپایدار، ایجاد بدون ملاحظه شبکه‌های جاده‌ای، گسترش زمین‌های کشاورزی و تخریب جنگل‌ها در سراسر کشور به وجود آمده است. تمام الگوهای مناطق حفاظت شده در دنیا هم تنها برای حفظ تنوع زیست محیطی و رسیدن به توسعه پایدار است. شبکه مناطق حفاظت شده کشور، بر مبنای حفاظت از گونه‌های بزرگ جثه و شکاری مثل خرس، قوچ، میش و پلنگ و یوزپلنگ تعریف شده است، 

در صورتی که امروزه در دنیا به سمت برنامه ریزی سیستماتیک در این زمینه حرکت کرده‌اند تا مناطق انتخاب شده، کل گونه‌های حیات وحش را پوشش بدهد. 

حدود 11 درصد از وسعت کشور را مناطق حفاظت شده به خود اختصاص داده است اما طبق کنوانسیون‌های بین المللی همه کشورها باید تا سال 2020 به 17 درصد مساحت کشور برسند. 

کشور ما برای رسیده به این نقطه 6 درصد کم دارد و ما باید شبکه حفاظت شده کشور را برای افزایش کارایی حفاظت از تنوع زیستی، به صورت سیستماتیک گسترش دهیم. اما متاسفانه درک درستی از ارزیابی پراکنش حیات وحش و گونه‌های مختلف گیاهی وجود ندارد،  به‌ویژه درباره خزندگان و کوچک جثه‌ها دچار کمبود اطلاعات هستیم، بنابراین لازم است علاوه بر رفع کاستی شبکه‌های محیط زیستی حفاظتی، سطح حفاظت را با کمترین هزینه افزایش دهیم.  در معرفی مناطق حفاظت شده جدید نیز باید پس از جمع‌آوری اطلاعات گونه‌های جانوری، مکان‌های مناسب را برای آن‌ها تعیین کنیم و اهداف حفاظتی نیز بر اساس آن تعیین شود. 

کشورهای اروپایی در این زمینه، بر اساس اطلاعات جامعی که از فون و فلور مناطق مختلف کشورشان دارند، حرکت می‌کنند اما در کشور ما پراکنش بسیاری از دوزیستان در معرض خطر و بسیاری از گونه‌های جانوری نادر، خارج از مناطق اتفاق می‌افتد. اگر بخواهیم طبق کنوانسیون‌های جهانی پیش برویم؛ باید به این مسئله توجه کنیم.

یکی از معضلات دیگر در مناطق حفاظت شده فعلی، عدم حفاظت از کریدورهای زیست‌گاهی است به ویژه کریدورهای زیست‌گاهی گونه‌های در معرض انقراض. 

این کریدورها، اغلب خارج از منطقه حفاظت شده قرار دارد، بنابراین نیاز است که به ارتباطات بین شبکه‌ای توجه شود و مناطق انتخاب شده برای حفاظت، به هم نزدیک باشند. 

تحقیقات سال 97 در دانشگاه تهران از توسعه شبکه مناطق حفاظتی نشان می‌دهد که به طور متوسط کمتر از 13 درصد زیستگاه‌های جانوران داخل مناطق فعلی است و در خارج از مناطق، پتانسیل بالایی برای حضور گونه‌های جانوری وجود دارد بنابراین لزوم افزایش کارآمد حفاظت تنوع محیط زیستی بر می‌گردد به این که «مناطق را با چه الگویی انتخاب می کنیم.» 

مشاهدات نشان می‌دهد که بسیاری از مناطق حساس حفاظت شده که گونه‌های در معرض خطر دارند، توسط جاده‌ها محصور شده‌اند

و حتی مرز برخی از این مناطق با جاده مشخص شده است و تنها 30 درصد از مناطق چنین شرایطی را ندارند. به عنوان مثال احداث جاده اصفهان به شیراز از چند سال گذشته در حال انجام است؛ جاده‌ای که فقط یک ساعت و نیمه مسافت را کم می‌کند اما در طول مسیر از قلب جنگل‌های بلوط زاگرس، حتی از درون و حاشیه استان فارس عبور می‌کند و اثرات بدی بر منطقه می‌گذارد. ارزیابی اثرات توسعه‌ای برای بسیاری از طرح‌ها، انجام می‌شود اما به ارزیابی بوم شناختی توجه نمی‌شود، در واقع فقط ارزیابی اقتصادی و اجتماعی طرح‌ها را در نظر می‌گیرند.   در صورتی که حفاظت، یکی از الزامات توسعه است. وقتی جاده‌ای ساخته می‌شود، باید نقطه‌ای هم برای عبور حیات وحش در نظر گرفته شود؛ در غیر اینصورت باعث افزایش تصادفات جاده‌ای می‌شود. با توجه به کمبود محیط‌بان، کمبود منابع و بودجه محدودی که سازمان محیط زیست دارد، مناطقی هم که برای حفاظت انتخاب می‌شود، باید در برابر هزینه کم، کارایی بالایی داشته باشد. 

نیاز است که سازمان حفاظت از محیط زیست، با دعوت از متخصصان در این زمینه و جمع بندی مطالعات جامع، مناطق را برای حفاظت و ایجاد تنوع زیستی انتخاب کند.

آیا هنوز یخچال‌های طبیعی در ایران وجود دارند؟

آیا هنوز  یخچال‌های طبیعی در ایران وجود دارند؟

یادداشتی از مهدی زارع زلزله‌شناس و رئیس شاخه زمین‌شناسی فرهنگستان علوم

یخچال‌های طبیعی در ارتفاعات بالای 3800 متر در کوه‌های البرز در شمال ایران و کوه‌های زاگرس در جنوب غربی کشور در چند نقطه به صورت پراکنده گزارش می‌شوند.

با توجه به قرار گرفتن ایران در مرکز نوار خشک، که از شمال آفریقا در غرب تا آسیای مرکزی در شرق ادامه دارد و همچنین به دلیل توپوگرافی بسیار خاص ایران و گرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی یخچال‌های طبیعی بسیار محدود شده‌اند. خط برف فرضی در ابتدای سده بیست‌ویکم برای ایران به صورت تقریبی 4000 متر در  ایران ارزیابی می شود.

این در حالی است که ارتفاع کوه‌های ایران فقط در چند مکان به بیش از 4000 متر می‌رسند.

با در نظر گرفتن ترکیبی از خط برف و توپوگرافی متوجه می شویم که یخچال‌های طبیعی و توده‌های یخی در ایران بسیار نادر هستند.

به طور کلی یخچال‌های طبیعی ممکن است به عنوان توده‌های یخی تعریف شوند که در حالت ایده‌آل، تحت اثر نیروی جاذبه به آرامی در شیب‌ها از بالای خط برف فرضی حرکت می‌کنند.

آنها مدیون بارش برفی هستند که تحت فشار به یخ دانه‌ای تبدیل می‌شوند یا در ادامه فشار برای مدت زمان طولانی و در ژرفای زیاد لایه‌ها، به یخ زلال تبدیل می‌شوند. یخچال‌های طبیعی از مبدأ برف ممکن است به زیر خط برف گسترش پیدا کنند و اشکال معمولی به شکل زبانه ای را تشکیل دهند که مشخصه بسیاری از مناطق کوهستانی مرتفع در جهان است.

در البرز  یخچال طبیعی در نزدیکی علم کوه (4840 متر) در تخت سلیمان،  در غرب البرز مرکزی یافت می‎‌شود .

یک زبانه یخچالی و هشت تا ده میدان یخی کوچک  به صورت یخچال های کوچک دایره ای (سیرک یخچالی) در علم کوه وجود دارند.

در سده اخیر  مساحت کل یخچال‌ها حدود 20 کیلومتر مربع کوچک شده است.

طول بزرگترین یخچال طبیعی تخت سلیمان به نام سرچال 7 کیلومتر بوده  است که سطح آن با بقایای سنگ پوشیده شده است. در کوه‌های شرقی البرز مرکزی، دو یخچال کوچک در قله دماوند واقع است. در کوه‌های زاگرس نیز  پنج یخچال وجود دارد که بزرگترین آنها حدود 500 متر عرض دارد و ارتفاع آنها حدود 150 متر است. این منطقه دارای هفت یخچال طبیعی است که در دامنه شمالی، قله‌های شرقی و غربی واقع شده است. در دوران پلیستوسن (دوره کواترنری از حدود دو میلیون سال قبل تا 11 هزار سال قبل، و تا پایان آخرین عصر یخ) یخبندان در ایران بسیار گسترده‌تر بود.

در آن زمان خط برف آب و هوایی 600 تا 1100 متر کمتر از سطح فعلی برآورد می‌شود.  درجه حرارت  4 تا 5 درجه سانتیگراد کمتر و نسبت بارش به تبخیر بیشتر  بوده است.  قبل از سال 1930 اتفاق نظر در این بود که یخچال‌های طبیعی در ایران وجود ندارد. اولین اروپایی که حضور یخچال‌های طبیعی در کوههای البرز را تشخیص داد، داگلاس بوسک کوهنورد انگلیسی در سال 1933 بود که یخچال تخت سلیمان را گزارش داد.

هانس بوبک، جغرافیدان اتریشی با جدیت کارهای بوسک را ادامه داد و سفرهای زیادی را در سراسر ایران انجام داد. او مطالعاتی را در مورد میزان یخچال‌های معاصر انجام داد و نتایج مطالعات  خود را منتشر کرد.

در طی 90 سال گذشته و از ابتدای دهه 1930 ، اندازه یخچال‌های طبیعی، ایران کاهش یافته است اما هنوز هم در همان چهار منطقه اصلی واقع شده است:  علم کوه و تخت سلیمان در غرب البرز، و دماوند در شرق البرز مرکزی، سبلان آذربایجان در شمال غرب و زردکوه، زاگرس در جنوب غرب ایران. در  چندین نقطه دیگر از جمله کوه‌های لاله زار و جوپار کرمان در ارتفاع بیش از  3000 متر نشانه‌هایی از یخچال‌هایی که قبلا موجود بوده دیده می‌شود.

حداقل بارندگی سالانه در کوهپایه جنوب البرز  از 20 تا 30 سانتی متر در سال در تهران،  تا 30 تا 50 سانتی متر در سال در میانه البرز و  تا 150 سانتی متر در سال  در دشت‌های مازندران در شمال رشته کوه‌های البرز  متغیر است. بادهای غالب از جنوب و تابش شدید خورشید ، مانع جمع شدن برف در دامنه‌های رو به جنوب می شود. در نتیجه، مقادیر بیشتر از برف و یخچال‌های طبیعی و تکه‌های برف در دامنه‌های رو به شمال، شمال شرق و شمال غرب البرز جمع می شود. انباشت زیاد برف، موجب امکان سقوط بهمن‌های مهم و مخرب می‌شود.

غرب استان آذربایجان غربی در ایران و استان‌های اربیل و سلیمانیه در عراق همزمان با منطقه‌ای کوهستانی با خط الراس شمال به جنوب است که کوه قندیل نامیده می‌شود. بر اساس تحقیقات زنده یاد مهندس منوچهر پدرامی تنها یک قسمت از کوه قندیل در کنار رودخانه زاب کوچک قابل دسترسی است. فرسایش دلیل اصلی تعیین سطح مناطق تحت پوشش یخچال‌های طبیعی است.

شرایط اقلیمی امروز ایران و به ویژه مساله گرم شدن زمین و تغییر اقلیم علت شکل‌های بسیار خاص یخچال‌های طبیعی، توده‌های یخی و پدیده‌های یخبندان است.  ویژگی‌های کلی آنها را عبارتند از (1) تمرکز منطقه‌ای در مکان‌های بسیار کم  (  (2 مشاهده شدن  به صورت اشکال ابتدایی یخچالی و (3) ترکیب پیچیده  پدیده‌های یخچالی و  حاشیه-یخچالی.  یخچال‌های قابل مشاهده همچنان در سه منطقه عمومی  در ایران وجود دارند:  رشته کوههای البرز، آتشفشان های شمال غربی ایران و رشته کوه‌های زاگرس.

زندگی روی آب

آبگرفتگی ناشی از بارندگی باز هم برای خوزستانی ها دردسرساز شد

زندگی روی آب

مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب خوزستان: سازمان برنامه هنوز معادل ریالی اعتبارصندوق توسعه ملی برای حل مشکل فاضلاب را پرداخت نکرده است.

خوزستان باز هم در باران غرق شد. برای چندمین بار در سال‌های اخیر آب باران به خانه‌های مسکونی، مراکز تجاری و حتی بیمارستان‌ها راه پیدا کرد. آب تا کمر خانه‌ها و خیابان‌ها رسیده، شهرداری مطابق با ماده 55 قانون مدیریت شهری موظف به ایجاد معابری برای دفع آب سطحی است، اداره آب و فاضلاب هم باید برای جلوگیری از آبگرفتگی از ورود فاضلاب به کانال‌ها جلوگیری کند، در این چهار روز که باران بارید اما هر سازمان علتی برای مقصر ندانستن خودش پیدا کرده است. یکی توان مالی ندارد و دیگری متولی اصلی را خودش نمی‌داند.

مدیر کل مدیریت بحران خوزستان به رسانه‌ها گفته است، بیشترین آب‌گرفتگی در مناطقی از اهواز و ماهشهر و امیدیه مشاهده شده است. البته دو روز پیش همزمان با وقوع بارندگی‌های سیل آسا، سیلاب خیابان‌های شهر آبادان را هم نشانه گرفته بود و آب روان در سطح شهر جاری بود. امید بن‌عباس، مدیر کل مدیریت بحران استانداری خوزستان در آخرین آمارهایی که به خبرگزاری ایسنا ارائه داده، اعلام کرد که در حال حاضر وضعیت آبگرفتگی در شهر چمران نسبت به بندر امام(ره) بهتر است و بخش زیادی از آب از شهر چمران خارج شده است. تجهیزات مورد نیاز توسط شرکت ملی حفاری و دستگاه‌های اجرایی در اختیار این شهر قرار گرفت تا آب با سرعت تخلیه شود.» او درباره آخرین وضعیت آبگرفتگی در شهر اهواز نیز گفته بود: «به جز منطقه ۶ و ۸ و بخشی از منطقه ۴، در سایر نقاط شهر اهواز مورد خاصی از آبگرفتگی در معابر اصلی نداریم و در سایر نقاط تنها آبگرفتگی کاسه‌ای وجود دارد.»

میزان نقاط بحرانی بیشتر می‌شد اگر …

این نخستین بار نیست که خوزستان را آب بر می‌دارد، استانی که سال‌ها درگیر خشکسالی بود، حالا مدتی است که باران‌های سیل‌آسا را تاب ندارد، هم در سیل دو سال گذشته و هم در اتفاق کنونی دلایل مختلفی برای این بی‌تابی عنوان شده است. از جمله جای خالی نظام مدیریت و جمع‌آوری آب‌های سطحی که درباره‌اش حرف زیاد زده شده است. عبدالزهرا سنواتی، رئیس شورای شهر اهواز بر این نظر است که برای حل بحران آبگرفتگی در این مقطع زمانی نباید پاسکاری کرد. او به ایسنا می‌گوید: « مشکل فاضلاب و آب‌های سطحی اهواز یک مشکل دیرینه است، شرکت آبفا در حد توان و بودجه عادی خود حتی قدرت نگهداشت شبکه فعلی خود را ندارد. زمانی که در شرایط تابستانه و بدون بارندگی ۴۰۰ خیابان اهواز گرفتگی و پس‌زدگی فاضلاب دارند، در ایام بارندگی چه انتظاری باید از این شرکت داشته باشیم؟»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش شهرداری را هم مبرا دانسته و گفته: «علی‌رغم وجود انتقادات به عملکرد شهرداری اما این نهاد عمومی غیردولتی در قالب طرح مصوب شورا و در چارچوب بودجه مصوب خود عملکرد خوبی داشته و شهرداری برای بیش از ۲۰ پروژه که به آن متعهد شده بود بدون دریافت یک ‌ریال از دولت و از جیب مردم به کمک آبفا آمد. اگر این تلاش‌های مدیریت شهری و زحمات مجموعه آبفا در طول این مدت نبود، میزان نقاط بحرانی و مانده آب‌ها و ورود آب به منازل از سال گذشته هم بیشتر می‌شد.»

شهرداری بیش از این در توانش نیست

فاضلاب و شبکه جمع آوری آب‌های سطحی در شهر آبادان هم متهم اصلی سیل روزهای اخیرند. اواخر آبان ماه بود که قرارگاه خاتم الانبیا(ص) با مشارکت سازمان منطقه آزاد اروند، تفاهم‌نامه اجرای چند پروژه عمران شهری را امضا کردند که به گفته یکی از اعضای شورای شهر آبادان، یکی از این پروژه‎‌ها به شرکت آب و فاضلاب مربوط است، آرش بهفر، عضو شورای شهر آبادان به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «کارهای اجرایی باید به منطقه آزاد واگذار شود، چون شهرداری توان ندارد.» او می‌گوید، شهرداری در زمان ورود او به شورای شهر حدود 2000 نفر نیرو داشته که تاکنون 300 نفر را بازنشسته کردند و فرد جدیدی را هم استخدام نکردند تا بتوانند مشکلات مالی را برطرف کنند.«اما همین مساله حقوق و دستمزدها هزینه‌های بالایی برای شهرداری دارد.»

بهفر البته علت دیگری را هم برای آبگرفتگی در معابر آبادان عنوان می‌کند، علتی که او، آن را برای حجم گسترده آب در خیابان‌ها مکفی می‌داند: «مثلا در شهری مانند تهران بارندگی سبک است، باران نم‌نم و ملایم می‌زند اما در آبادان باران به شدت می‌بارد و همین باعث می‌شود که خروج آب به سرعت اتفاق نمی‌افتد و پمپ‌ها هم با حداکثر توان کار می‌کنند.»

عضو شورای شهر آبادان اما اوضاع شهر در محاصره آب‌های سطحی را تحت کنترل می‌داند:«آب در اکثر مناطق آبادان فروکش کرده ما نسبت به سایر شهرستان‌های استان بهتر عمل کردیم و در بیشتر مناطق آب را تخلیه کردیم.»

او در میانه‌های صحبتش به اتصال فاضلاب به سیستم دفع آب‌های سطحی هم به عنوان یکی از عوامل کندی در تخلیه آب‌های سطحی اشاره می‌کند، سیستم آب‌های سطحی منظور کانال‌هایی است که باید در اغلب روزهای سال خشک باشند و فقط در زمانه بارندگی پر آب باشند اما اینگونه نیستند، همان‌طور که به گواه اویس ترابی، مهندس عمران آب در تهران نیز شرایط مشابه است و کانال‌ها عموم اوقات پر آب‌هستند چون فاضلاب به آن‌ها متصل است.

تقصیر آب و فاضلاب نیست

صادق حقیقی‌پور، مدیرعامل آبفای خوزستان اما شرکت آب و فاضلاب را مقصر این آبگرفتگی‌ها نمی‌داند، او به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «آب و فاضلاب وظیفه جمع کردن فاضلاب خانه‌ها را دارد نه جمع‌آوری آب‌های سطحی.» او که آب باران را مهمان ناخوانده‌ای برای شبکه آب و فاضلاب شهری می‌داند، ادامه می‌دهد: «متولی اصلی جمع آوری آب‌های سطحی شهرداری است، شبکه آب و فاضلاب ناچار است منهول‌هایی که اصلا برای آب باران نیستند را برای باران باز کند، همین می‌شود که باران وارد لوله‌های فاضلاب می‌شود و دیگر هم جا برای خود فاضلاب نیست و آن وقت آب و فاضلاب متهم می‌شود.»

شبکه فاضلاب شهری اگر در خوزستان به صورت اصولی و کامل هم تجهیز شود به عقیده مدیر عامل آبفا نمی‌تواند تاثیر قطعی در جلوگیری از آبگرفتگی معابر داشته باشد: «افق ما برای اجرای کامل شبکه فاضلاب شهری، برای سال 1425 است و این ربطی هم به رفع مشکل آبگرفتگی ندارد، آقایان می‌گویند اگر شبکه فاضلاب بود، بهتر می‌توانستند برای مقابله با آب‌های سطحی اقدام کنند. اگر شبکه یکپارچه هم ایجاد شود، افق ما این است که شبکه فاضلاب حدود 460 هزار متر مکعب ظرفیت داشته باشد، از دیروز تا الان حدود 10 میلیون متر مکعب باران آمده و یعنی بالاتر از ظرفیت پس مشخص است که حتی شبکه فاضلاب هم کاری از پیش نمی‌برد، در ثانی در ایران تنها حدود 300 شهر هستند که شبکه مدرن فاضلاب را دارند.»

سال گذشته اما رهبری، اعتباری برای رفع مشکل فاضلاب که مشکل دیرینه برای شهری مانند اهواز است، دادند. اعتباری که قرار بود از صندوق توسعه پرداخت شود. با این پول قرار است پیمانکار پروژه که قرارگاه خاتم است، شبکه فاضلاب اهواز را تکمیل کند.  حقیقی‌پور می‌گوید: «اعتباری که مقام معظم رهبری تعیین کرده بودند، حدود 50 میلیون یورو بود، که بعد سازمان ملی برنامه و بودجه معادل آن را حدود 570  میلیارد تومان تعیین کرد، البته ما نفهمیدیم که این مقدار به چه نرخ یورویی محاسبه شد، این درحالی است که تکمیل کل طرح فاضلاب اهواز حدود 4 هزار میلیارد تومان بودجه می‌خواهد، این پول معادل هم هنوز پرداخت نشده است.»او نسخه شفابخش برای جلوگیری از آبگرفتگی را ایجاد شبکه جمع‌آوری آب‌های سطحی می‌داند، شبکه‌ای که ایجاد آن خودش حدود 10 هزار میلیارد تومان هزینه برای شهرداری دارد: «امسال البته برای انجام حدود 56 پروژه کوتاه مدت با شهرداری اهواز به تفاهم رسیدیم همین هم شد که امسال باتوجه به شدت بارندگی اما وضعیت بسیار خوبی داشتیم و اقداماتی نظیر ایجاد پمپ و … اجرا شد همین هم شد که نقاط کمی دچار آبگرفتگی شدند و تردد مردم هم دچار مشکل نشد، تنها منطقه 6 کوی علوی بود که آبگرفتگی شدیدی در آن مشاهده شد.»مرد جوانی میان خانه‌ای که تا کمرش را آب گرفته نشسته است، وسایلش را به گوشه‌ای رانده، زنی میانسال روبه دوربین می‌گوید زندگی کردن در آب مشکل است. دختر بچه‌ای عروسکش را نشان می‌دهد که خیس آب شده. صدای قدم‌های شهروندان خوزستان در فیلم‌هایی که از آبگرفتگی ارسال کردند، پیداست، انگار نه انگار که خانه است، با رودخانه کم عمق تقاوتی ندارد. مقصر باران باشد، آبفا یا شهرداری تفاوتی ندارد، تصاویر تکرار می‌شوند و چهره مردم در عکس‌ها و ویدیوها تکرار. خوزستان را هربار آب می‌گیرد، بدون آن‌که کسی تقصیراتش را بپذیرد.