بایگانی مطالب نشریه
ردپای تغییر اقلیم در سیلاب خوزستان
فرماندار ماهشهر: پیشبینی هواشناسی حداکثر 80 میلیمتر بارندگی بود اما 176 میلیمتر آب جمع شد
ردپای تغییر اقلیم در سیلاب خوزستان
رییس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران: به جز بارشها بسیاری از مشکلات اقلیمی کلان شهرها هم از نشانههای تغییر اقلیم است.
خوزستان که سالیان طولانی با خشکسالی دست و پنجه نرم میکرد، حالا مدتیاست که در باران غرق میشود. فروردین سال گذشته و آذر امسال اهواز، آبادان و بخشهایی از ماهشهر را آب برد. شهروندان این شهرها در فیلمهایی که در رسانههای محلی دست به دست میشود، دیالوگی مشترک را تکرار میکنند: «خانه ما زیر آب است، زندگی ما زیر آب است.» زنان و مردان ماهشهری بیش از باقی شهروندان جنوب این روزها با معضل آبگرفتگی روبهرویند. چندی پیش آنها در تجمعی مسئولان شهری را خطاب قرار میدادند و از آنها درخواست کمک داشتند. دو عامل سبب آبگرفتگی در شهرهای جنوبی شده است، نخست نبود شبکه یکپارچه فاضلاب شهری و دیگری نبود شبکه جمع آوری آبهای سطحی. مسئولان بارها درباره فقدان این دو مساله صحبت کردند و بودجه را عامل عقب افتادگی دانستند. مسئله اساسیتری اما این روزها از چشمها مخفی مانده است، عاملی که در گذشته نبوده این روزها سروکلهاش پیدا شده و باعث این میزان خسارت شده است. پرسش مشخص این است؛ عامل بارندگی شدید، رگباری و کوتاه مدت در جنوبی که سالها خشک بوده چیست؟
پاسخ به پرسش را شاید بتوان از میان گفتوگوهای مسئولان جست، چندی پیش مدیرعامل شبکه آبفا و عضو شورای شهر آبادان از مدل متفاوت بارشها گفته بودند، بارشهایی که مکرر نیستند. آسمان در چند ساعت شدید و ممتد میبارد و همین باعث فقدان جمعآوری درست آبهای سطحی در شهرهایی میشود که نه به سیستم جمعآوری آب سطحی مجهزند و نه شبکه یکپارچه فاضلاب دارند. محسن بیرانوند، فرماندار شهر ماهشهر روز پنجشنبه در نشست خبری اعلام کرده بود که مقصر آبگرفتگیهای اخیر مسئولان حوزه شهری و سازمان هواشناسی است که اطلاع نداده قرار است، بارندگی با این میزان رخ دهد. او در این نشست خبری اعلام کرد: «به ما نگفته بودند که قرار است بارندگی به این شدت و میزان باشد. ضمن اینکه بنده از قبل به ستاد مقابله با بحران بندر امام هشدار داده بودم، ولی خرابی پمپهای مکش آب و عدم لایروبی برخی کانالهای انتقال آب، باعث به وجود آمدند این بحران شد.» هواشناسی اما به سرعت در گفتوگو با یکی از رسانهها این ادعا را رد میکند و اعلام میکند که از پیش هشدارهای لازم برای بارندگی در ماهشهر داده شده بود. فرماندار ماهشهر اما روز گذشته در گفتوگو پیامما درباره این تناقض، ادعای دیگری را مطرح کرد: «هواشناسی، در جلسه ستاد بحران پیشبینی کرده بود که طبق مدل آمریکایی، این شهر حدود 80 میلی متر بارندگی خواهد داشت و طبق مدل اروپایی هم حدود 40 میلی متر بارندگی پیش بینی میشود.» او میگوید پیش بینیها مقداری مابین این دو عدد بودند و تخمین زده میشد که احتمالا بارندگی مقداری معادل 60 تا 70 میلی متر باشد. بیرانوند اما میگوید، علی رغم همه این صحبتها اما میزان بارندگی حدود 176 میلی متر بود.
بینظمی اقلیمی در کشور
پرسش همچنان بر سر جای خود باقیست، مسئولان از پیشبینیهای غلط سازمان هواشناسی میگویند اما هنوز کسی علت بارش را نمیداند. سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور در گزارشی که به تازگی منتشر کرده است، وضعیت بارشهای آذر 99 را با فروردین 98 مقایسه کرده و از آن نتیجه گرفته که بارندگی در فروردین 98 از نشانههایی بینظمی اقلیمی است: «آخرین سیلاب بزرگی که در استان خوزستان اتفاق افتاد، در فروردین سال 1398 بود که یک بینظمی اقلیمی در سراسر ایران رخ داده بود و در استانهای مجاور خوزستان چون لرستان هم این بارندگی شدید بوده است به طوری که با هدایت آبهای بالادست به پایین دست و بالا آمدن آب رودخانههای دز، کرخه و کارون و طغیان آنها و سرریز شدن سدها شاهد سیل عظیمی در استان بودیم. و این موضوع زمانی اتفاق افتاد که حجم زیادی از بارندگی در مدت کوتاهی اتفاق افتاد و مخازن سدها نیز تحمل این حجم از بارش را نداشتند.»
بارشها از نشانههای تغییر اقلیم است
مجید شفیع پور، استاد دانشگاه و رییس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران اما پاسخ روشنی برای پرسش دارد. او بارندگی آذر 99 را نیز شاهدی بر تغییر اقلیم در این استان میداند و به «پیامما» میگوید: «شدت بارش و فرکانس بارش نسبت به نرمال 30 سال اخیر از اثرات تغییر اقلیم است.» او میگوید طبق آمار ارائه شده، میانگین بارش حدود 2 و نیم برابر میزان پیشبینی شده است که آن را میتوان از نشانهها اثر پذیری از گرمایش جهانی و تغییر اقلیم دانست.
شفیع پور میگوید بارشها تنها نشانه تغییر اقلیم نیستند و بسیاری از مشکلات اقلیمی که این روزها کلانشهرها با آن دست و پنجه نرم میکنند هم از نشانههای تغییر اقلیمی هستند که به آنها کمتر توجه میشود، شاهد دیگری بر این مدعا سوختن جنگلها، دشتها و مرغزارها در طول سال است. به عقیده این استاد دانشگاه در وهله اول لازم است که بپذیریم که کشور ما در غرب آسیا کشوری آسیب پذیر از منظر گرمایش جهانی است: «معمولا برای آمادگی مواجهه با این رخدادها و سازگاری و تاب آوری کشورها، برنامههایی برای تاب آوری اقلیمی تدوین میکنند اما اکنون چند سالی است که به نظر میرسد، مسئولان به جای اینکه تلاش لازم برای تاب آوری کشور داشته باشند و بپذیرند که کشور ما در این حوزه آسیب پذیر است، دیدگاههای گوناگونی مبنی بر اینکه این پدیدهها غیر منتظره نیستند را استوار میکنند، در صورتی که موضوع تغییر اقلیم بایستی در کشور ما به عنوان اولویت یک برنامهریزان در کشور قرار بگیرد.»
چه باید کرد؟
برای کاهش اثر سو این تغییر اقلیم در منطقهای مانند خوزستان در مبحث سیل اما چه باید کرد؟ شفیع پور میگوید، تاکنون در کشور تلاش یکپارچه و حرکتی جمعی برای تاب آور سازی شهرها نه از سوی متولیان شهری و نه در سطوح بالاتر دیده نشده است در حالی که تاب آور سازی یک الزامی است که انتخابی به همراه ندارد: «باید از تجارب بین المللی کشورهایی که تاکنون متاثر از پدیده تغییر اقلیم شدند، استفاده کرد، در همین مساله سیل یک مجموعه اقداماتی نیاز است، شاید بتوان بخشی از آب را برای احیای رودخانه فصلی احیا کرد و بخشی را به سمت تالابها برد و بخش دیگر را برای آبیاری موسمی مورد استفاده قرار داد و بخشی دیگر را به تصفیه خانه منتقل کرد.» موقعیت جغرافیایی و پستی و بلندی زمین یا حتی پوشش گیاهی منطقه نیز چند عاملی هستند که به زعم او میتوانند معیار مناسبی برای تصمیمسازی باشند.هرچند که فرماندار ماهشهر ادعا میکند که آبگرفتگی در بیشتر مناطق بندر امام خمینی فروکش کرده اما تصاویر زیادی در فضای مجازی از بحران اقلیمی در شهرها حکایت دارد، بحرانی که به نظر میرسد ممکن است بیش از پیش هم مشاهده شود، چنانچه شفیع پور میگوید باید بیش از این منتظر رخدادهای ناشی از تغییر اقلیم در شهرها بود.
افزایش قیمت و نبود امنیت شغلی هنرمندان صنایع دستی را به مهاجرت واداشته است
فرار دستها
سه هنرمند صنایع دستی در گفتوگو با «پیام ما» میگویند تصمیمشان به ترک وطن به دلیل گرانی مواد اولیه، بیتوجهی به تولیدات هنری و کپیشدن کارهایشان است.
کبریا حسینزاده | دستهایشان قدرت جادویی دارد. یکی از چوب خشکیده، ظرفهایی ساخته که پشت ویترین موزه صنایع دستی جزایر قناری جای گرفته و دیگری از خاک سرد، انارها و پستههای سفالی خلق کرده که خارجیها طالبش هستند. یکی دیگر هم نقاشیهایی روی فلز میکشد که فقط یک بار خلق میشوند. هر کدام برای جایگاه فعلیشان سالها تلاش کردهاند اما یا مجبور به مهاجرت شدهاند یا در حال جمعکردن کولهبارشان برای رفتن هستند.
بعضیشان هیچوقت به مهاجرت فکر نمیکردند اما وقتی چشمانداز آیندهشان را تاریک دیدند، با هزار اما و اگر یا همهچیز را گذاشتند و رفتند یا تصمیم به رفتن گرفتند. آنها میدانند که باید از صفر شروع کنند، میدانند که برای آنها در غربت فرش قرمز هم نمیاندازند اما برای رفتنشان دلیل دارند. آنچه میخوانید صحبتهای چند هنرمند صنایعدستی است که پرونده هنری آنها بهانه مهاجرتشان شده است.
روایت کیوان؛ کپی کردن دلم را شکست
کیوان فهری خالق معروف انارها و پستههای سرامیکی است که از طریق رزومه هنریاش برای مهاجرت اقدام کرد و حدود سه سال است که ساکن کانادا شده است. او کارگاه تولیدی سفال و سرامیک دارد و به شاگردان خارجی بسیاری آموزش میدهد و در حال حاضر هم از کارش راضی است.
او تصمیم نداشت مهاجرت کند اما با توجه به اوضاع اجتماعی و اقتصادی پیش آمده، تصمیم گرفت ایران را ترک کند زیرا که به گفته خودش هنرمندان همیشه این دلواپسی را دارند که آیا میتوانند در جایی با خلق هنر فردایی بهتر داشته باشند و زندگیشان را اداره کنند؟ به همین دلیل کسانی مثل او همیشه برای زندگی در محیطی دیگر، یک دریچه میسازند.
فهری هم برای مهاجرت دلیل دارد: «زمانی که این کار را انجام دادم بهترین درآمد را داشتم اما اختلاف طبقاتی، معیشت مردم و تفاوت قیمتها را نمیتوان کتمان کرد. بعد از معروفشدن انارهای سرامیکی، هنرمندان دیگر آن را کپی کردند و دلم شکست از اینکه برای هنرمند خالق یک اثر، قانون یا حقی برای کپیرایت وجود ندارد. این بسیار آزارم میداد. وقتی برای عرضه طرح کپی به گالریدار اعتراض میکردم، میگفت: «مگر در ایران حق کپی رایت وجود دارد؟» در حالی که معتقدم حتی اگر قانونی هم در این زمینه وجود نداشته باشد، این گالریدارها و هنرمندان هستند که باید فرهنگسازی کنند. در غیر این صورت هر چقدر که یک هنرمند دست به خلاقیت بزند، باز هم امنیت شغلی ندارد. از طرفی نوسان قیمتها هم احساس نبود امنیت شغلی را تشدید میکرد و هنرمند همیشه این سوالها را با خودش مطرح میکرد که آیا قیمتها تا سال آینده به همین شکل باقی میماند؟ آیا مواد اولیه ثبات قیمت دارد؟ شاید باورتان نشود اما بدون اغراق در این سه سال، بیش از 600 پیام درباره چگونگی مهاجرتم به کانادا داشتم و سوال همیشگی هنرمندان ساکن ایران این است «ما هم میخواهیم مهاجرت کنیم. چه کار کنیم؟» چرا باید شرایط طوری باشد که همکارانم آنقدر زیاد به مهاجرت تمایل نشان دهند؟ چرا یک هنرمند سالم باید مجبور شود در اوج شکوفایی کاریاش کوله بارش را جمع کند و از وطنش بیرون بزند و از همه مهمتر ثمره تمام تلاشهایش را به کشور دیگری ببرد؟ به عبارتی تمام افرادی که در ایران میتوانند سازنده باشند و آثارشان را با کیفیت بالایی تولید کنند و الگوی دیگران باشند تصمیم به مهاجرت میگیرند در حالی که افراد کپیکار که خلاقیتی ندارند در ایران میمانند.»
این هنرمند به تجربههای کاریش و رعایت حق کپی رایت در کانادا هم اشاره میکند: «موضوع در کانادا فرهنگی است و اگر فردی اثر یک هنرمند دیگر را کپی کند مصداق دزدی است، تبعات بدی برای او دارد و حتی گالری دارها هم با او کار نمیکنند. دولت کانادا کارگاه هنرمند کپیکار را تعطیل میکند.»
نگاه کردن از داخل ایران به خارج همیشه آرمانی بوده و بارها هنرمندان داخلی این جمله معروف را به زبان آوردهاند: «میرویم جایی که قدر هنر را بیشتر بدانند». آیا واقعا در خارج از ایران برای هنر ایرانی ارزش قائل هستند؟ کیوان فهری اینطور جواب میدهد: «خارج از کشور برای هنر حرفهای ایران ارزش قائل هستند.» او پرویز تناولی، مجسمهساز را مثال میزند که موزه آقاخان در تورنتو «صدها هزار دلار» برای خرید آثار او میپردازد. « این نشان میدهد که همه دنیا متوجه ارزش هنر حرفهای است. چرا؟ چون این هنرمند رزومه دارد به همین دلیل هم مجسمه ساختهشده به دست او، در محوطه موزه لندن قرار گرفته است. وقتی زحمت بکشید و صاحب برند و عنوان شوید در هر نقطه دنیا جای دارید.»
این هنرمند در 45 سالگی تصمیم به مهاجرت گرفت. سنی که کمتر کسی ترجیح میداد ریسک کند. حالا هنرش را در کانادا آموزش میدهد و در این سالها شاگردهای بسیاری تربیت کرده است: «دولت اینجا به افرادی که ایدهای دارند کمک زیادی میکند، وام دولتی بدون بازگشت میدهد که در واقع نوعی جایزه محسوب میشود. افرادی که ایده دارند، پروپوزال مینویسند و ارائه میدهند. داوران مربوطه بعد از بررسی جزئیات آن و بنا بر ایده ارائه شده، مبلغی به عنوان وام در نظر میگیرند. این وام از 5 هزار دلار شروع میشود. بسیاری از هنرجویانم با وام دولتی هنر سفال و سرامیک را یاد گرفتند.»
فهری درباره حمایتهای دولت کانادا از هنرمندان در دوران شیوع کرونا هم میگوید: «به طور کلی تمام کسانی که «پی آر» کارت یا اقامت دائم کانادا دارند و مالیات پرداخت میکنند، زمانی که اتفاقی برایشان بیفتد مطابق با درآمد سالانهشاند و میزان مالیاتی که میپردازند، در دوران بیکاری حدود دو هزار دلار از دولت میگیرند. کمکهای دیگر دولتی شامل تخفیف پول آب و برق هم میشود. همچنین دولت در دوران کرونا وبسایتی راهاندازی کرد که برای هنرمندان هیچ هزینهای ندارد و آنان میتوانند کارهایشان را به صورت آنلاین بفروشند، هرچند فروش آثار هنری در شرایط شیوع کرونا در همه جای دنیا تحت تاثیر قرار گرفته و بیشتر افراد جامعه به فکر تامین نیازهای اولیه خود هستند.»
روایت یاسر؛ میخواهم بروم
یاسر یامی، هنرمند فعال در حوزه خراطی و معرق چوب هم چند سالی است به فکر مهاجرت افتاده. حتی یک بار با شماره یکی از پیامکهای تبلیغاتی مهاجرتی تماس گرفت و از طریق رزومه کاریاش برای مهاجرت به کانادا اقدام کرد اما آن شرکت کلاهبردار از آب درآمد و بعد از گرفتن مبلغی پروندهاش را رها کرد و بعد از انصراف هم پولش را برنگرداند.
یامی متولد سال ۱۳۶۰ و فارغالتحصیل رشته عمران است. او 16 ساله بود که کارش را شروع کرد و از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ بر معرق چوب تمرکز کرد. رفتهرفته پیشرفت کرد و در سال ۱۳۹۵ به عنوان تنها نماینده آسیا به نمایشگاه صنایعدستی سه قاره اروپا، آفریقا و آمریکا که در شهر تنهریف (جزایر قناری اسپانیا) برگزار شد، دعوت و در حال حاضر نمونه کارهایش در موزه صنایعدستی این جزیره نگهداری میشود. یامی تا کنون چند نشان ملی گرفته و در رقابت بینالمللی صنایعدستی از سوی شورای جهانی (WCC) در سال ۱۳۹۳ کشور چین موفق به دریافت نشان نقره شد.
او بارها در نمایشگاههای مختلف خارجی شرکت کرده و با فرهنگهای گوناگون از نزدیک آشنا شده و در تمام این مدت به مهاجرت فکر نمیکرد تا اینکه مسائل اقتصادی باعث شد تصمیم به رفتن بگیرد اما با مشکل روبرو شد. «وقتی میبینی در جایی که زندگی میکنی که هیچ ثبات اقتصادی وجود ندارد قطعا به فکر مهاجرت میافتی. من کشور آمریکا را انتخاب کردم اما بعد به اروپا هم راضی شدم؛ با اینکه میدانم این روزها اروپا هم وضعیت چندان خوبی ندارد و باید برای پول درآوردن حسابی کار کرد.» او چند روز پیش برای خرید دو «مُغار» چهار میلیون و 500 هزار تومن هزینه کرد، به عبارتی 120 پوند. «این رقم برای کسانی که میخواهند کارگاهشان را تجهیز کنند بالاست. افرادی که قبل از این برای آموزش میآمدند میتوانستند با هشت میلیون تومان یک کارگاه را تجهیز کنند اما امروز واقعا نمیدانم قیمت تجهیز یک کارگاه چقدر آب میخورد. همیشه از کار و زندگی در کشورم راضی بودم و هیچ وقت ناشکر نیستم. زمانی که دلار 1000 تومان بود ماهی 10 میلیون تومان در میآوردم و حالا ماهی 40 میلیون تومان. اما با وضعیت قیمت دلار و گرانی همین درآمد هم جوابگو نیست. یک وقتی اره مویی برقی 150 هزار تومان میخریدم اما امروز قیمتش 12 میلیون تومان شده. یعنی یک جنس 120 برابر افزایش قیمت داشته.» این اعداد انگیزه یامی را برای مهاجرت بیشتر کرد. «با شرکتی به اسم «یونیکن» که مرتب پیامک تبلیغاتی مهاجرتی میفرستاد، تماس گرفتم. من از سه سال پیش و چند نفر از دوستان و همکارانم از چهار سال پیش اقدام کردیم.» سرِ شرکت آنقدر شلوغ بود که هر نیم ساعت وقت میداد و میگفت «ما شما را بدون مدرک آیلتس راهی کانادا میکنیم». یامی مدارکش را داد و در جواب گفتند: «ما برای خیلیها رزومهسازی میکنیم اما رزومه کاریتان خوب است. کار مهاجرت شما یک سال و نیم تا دو سال انجام خواهد شد.»
وقتی قیمت دلار هشت هزار تومان بود، او نصف هزینه مربوط به کار یعنی 18 میلیون و 600 هزار تومان را در چهار قسط به شرکت مربوطه پرداخت کرد. او این مبلغ را به ریال پرداخته اما یکی از دوستانش تمام هزینه کار را به دلار پرداخت کرده و با وجود اینکه چهار سال از اقدامش گذشته هنوز پروندهاش باز است و نتیجهای نگرفته.
یامی باقی ماجرا را اینطور روایت میکند: «چند ماهی از پرداخت پول گذشت اما دیدم هیچ خبری نیست و فقط برای دریافت قسطهای بعدی تماس میگیرند. یک بار با خانمی که پشتیبانم بود تماس گرفتم و گله کردم که چرا تماسی نمیگیرند و مرا در جریان مراحل کاری قرار نمیدهند و او پاسخ سربالا داد.» به گفته یامی این شرکت با کلاهبرداری از هنرمندان صنایعدستی پول میگیرد و از اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان تهران هم مجوز فعالیت گردشگری گرفته است. «بعد از چند بار پیگیری، با آقایی که دکتر صدایش میکردند صحبت کردم و خواستم پولم را پس بدهند، چون با خبر بودم که برای هیچ کدام از هنرمندان متقاضی مهاجرت کاری انجام نداده بودند. در نهایت گفتند «نمیتوانیم پول شما را برگردانیم و در عوض خدمات دیگری میدهیم. مثلا میتوانیم برای شما ویزای توریستی بگیریم.» که من قبول نکردم. باز گفتند به جایش به اعضای خانواده یا دوستانم خدمات میدهند. اما چطور ممکن بود وقتی کار خودم را انجام نداده بودند؟ در نهایت گفتند که یه قرارداد جدید مینویسند که دیگر قرار نیست پولی بدهید و هر وقت کار تمام شد، مابقی هزینه را پرداخت کنید. بعد هم قرارداد قبلی را پاره کردند و یک قرارداد جدید نوشتن که هیچ اشاره ای به پولی که به آنها داده بودم، نشده بود و بندهایی اضافه کردند که هیچکدام به نفعم نبود.» یامی بار دیگر برای پس گرفتن پول درخواست کرد اما الان یک سال گذشته و هیچ خبری نشده. «شرکت همچنان فعالیت میکند و معلوم نیست چند هنرمند دیگر مثل من را گرفتار کرده.»
این هنرمند با آگاهی به سختیهای مهاجرت، درباره تصمیم به رفتن با دوست هنرمندش که 40 سال پیش مهاجرت کرده مشورت کرده و از او شنیده که با رفتن به آنجا به هر حال شهروند درجه چندم به حساب میآیم. دوست هنرمندش تعریف کرده که یک بار زنی از او اثری خریده و بعد از مدتی که دوباره سر زده، گفته که «نمیدانستم ایرانی هستید، وگرنه چیزی از شما نمیخریدم.»
روایت نیما؛
باید از صفر شروع کنم
نیما نصیری، هنرمند دیگری است که حدود 15 سال در حوزه مینا، نگارگری و نقاشی ایرانی فعالیت میکند و مدتی است تصمیم به مهاجرت گرفته. اما کرونا برنامهریزیهایش را عقب انداخته است. میناهایی که او روی فلز خلق میکند، خلاف طرحهایی است که در میدان نقش جهان اصفهان دیده میشود. خلاقیت و بهروزرسانی، کارهایش را متمایز از هنرمندان دیگر کرده و برای به دست آوردن جایگاه متفاوتش گاهی یک شبانه روز کار کرده است. این هنرمند در سال 2010 نشان یونسکو و در سال 2012 مهر اصالت یونسکو را دریافت کرده و دارای مدرک درجه دو هنری است.
او حدود 6 سال پیش با توجه به سابقه بیمه مربوط به هنرمندان، حضور در نمایشگاههای مختلف داخلی و خارجی و تدریس، وکیل گرفت و از طریق هنرش برای مهاجرت اقدام کرده است.
این هنرمند در حال حاضر کارهایش را در صفحه شخصی اینستاگرامش عرضه میکند؛ کارهایی که تجاری و بازاری نیست و به صورت انبوه تولید نمیشود بلکه متقاضیان خاص دارد. او هم مثل هنرمندان دیگر از نبود ثبات اقتصادی و بازار گلایه میکند: «در بازار کمبود مواد اولیه نداریم اما قیمتها عجیب و غریبند. زمانی نه چندان دور با 350 هزار تومن، کلی جنس از بازار تهیه میکردم اما حالا با همان قیمت فقط میتوانم دو تا بشقاب بخرم. طبیعتا این تغییر، بر قیمت تمامشده کارم تاثیر میگذارد. حالا که قدرت خرید مردم پایین آمده، صنایعدستی دیگر جایگاهی ندارد. این روزها همه در فکر نان شباند، مگر اینکه کسی صنایعدستی را به عنوان هدیه انتخاب کند یا از قشر مرفه جامعه باشه. اما علت اصلی مهاجرت من فراتر از شرایط اقتصادی است. برای کارم در ایران چشماندازی نمیبینم. هرچه تلاش کردم متوجه شدم برای ما یک سقف رشد وجود دارد و نمیتوانیم فراتر از اون پیش برویم. از طرفی هر روز صبح با آشفتگی و یک اتفاق جدید از خواب بیدار میشویم. البته متوجهم که ما ایرانیها هر جای دنیا که برویم درگیر این موضوع هستیم.»
نصیری به دشواریهای مهاجرت آگاه است و درباره این کار با هنرمندان دیگری که مهاجرت کردهاند، مشورت کرده است: «میدانم در کانادا کسی برایم فرش قرمز نینداخته و باید از صفر شروع کنم. باید دوباره تلاش کنم تا بتوانم خودم را معرفی کنم. میدانم که کار در غربت آسان نیست.» او هنرمندانی با تحصیلات هنری میشناسد که بعد از مهاجرت به کشورهای دیگر کار هنری یا صنایعدستی را کنار گذاشتهاند. خودش هم هنوز یقین ندارد که بعد از مهاجرت، در حوزه هنریاش فعالیت کند. « تا آنجا که میدانم کسی در رشته میناکاری به صورت حرفهای تو کانادا فعالیت نمیکند اما از نظر روحی خودم را آماده کردهام که اگر در سالهای ابتدایی با مشکل روبرو شدم و نتوانستم شرایط لازم را فراهم کنم، بروم سراغ کارهای دیگر.»
افزایش بودجه محیط زیست حریفی نابرابر برای تورم
لایحه بودجه سال 1400 نشان از افزایش بودجه در بخشهای مربوط به محیط زیست از جمله بودجه حمایت از محیطبانان دارد، اما این افزایش در زمانی رخ دادهاست که با توجه به تورم و افزایش قیمتها سبب ایجاد تغییرات چشمگیری در حفاظت از محیط زیست کشور نمیشود. لایحه بودجه سال 1400 در روزهای گذشته از سوی دولت به مجلس ارائه شد و در انتظار نظر و تصویب نمایندگان است.
بودجه بخش محیطزیست همواره یکی از چالش برانگیزترین بخشهای این لایحه است و پرداختن دقیق به آن تنها به بررسی بودجه سازمان حفاظت محیطزیست محدود نمیشود و ملزم به بررسی بخشهای مختلف بودجه از جمله بخشهای مرتبط با وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و … و همچنین هدایت بودجه به سمت بهبود وضعیت محیطزیست است.
افزایش بودجه
براساس لایحه بودجه سال 1400 برای حمایت از محیطبانان حدود 108 میلیارد و 297 میلیون تومان بودجه تعیین شده که حدود 4 برابر بودجه سال 1399 است. همچنین برای تجهیزات و افزایش توان فیزیکی محیطبانان بیش از 39 میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده که بیش از 4 برابر سال قبل است.
با توجه به کمبود شدید تجهیزات محیطبانان همانند نبود خودروهای کافی و مناسب و همچنین مشکل پرداخت هزینه سوخت این خودروها و همینطور تعداد محدود محیطبانان و مشکلات معیشتی و رفاهی آنها به نظر میرسد این بخش یکی از خوشحالکنندهترین بندهای لایحه بودجه باشد، اما این در حالی است که با افزایش تورم و افزایش قیمتها در سال جاری، افزایش 4 برابری بودجه چندان چشمگیر نخواهد بود، چرا که این افزایش بودجه باید همزمان حریف کمبودهای گذشته و افزایش تورم کنونی باشد.
بودجه سازمان حفاظت محیطزیست در لایحه پیشنهادی دولت هم نسبت به سال 99 حدود 590 میلیارد تومان نسبت به سال 1399 افزایش داشته و به رقم 1228 میلیارد تومان رسیدهاست.مجید عباسپور، رئیس انجمن متخصصان محیطزیست و عضو هیات علمی پژوهشکده انرژی، محیطزیست و آب دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با پیام ما در مورد این افزایش بودجه میگوید:«این افزایش بودجه اتفاق شگفتآوری نیست، متاسفانه با توجه به افزایش تورم و همچنین افزایش حقوق کارمندان و کارکنان دولت، این افزایش بودجه سبب نمیشود که تحول و بهبودی در وضعیت محیطزیست کشور ایجاد شود.»
چالشهای تصویب عوارض آلایندگی
بر اساس لایحه بودجه 1400 همانند سال گذشته 35 درصد از عوارض آلایندگی به سازمان حفاظت محیطزیست (صندوق ملی محیطزیست) اختصاص پیدا میکند تا صرف اعطای تسهیلات و حمایتهای مالی برای کاهش آلودگیهای زیست محیطی و جلوگیری از تخریب محیطزیست شود.
عباسپور معتقد است که تصویب این بخش در مجلس چالشساز خواهد شد: «بر اساس صحبتها و ارتباطاتی که با نمایندگان داشتیم، بخشی از نمایندگان موافق نیستند که این بودجه به طور مستقیم به سازمان حفاظت محیطزیست داده شود و معتقدند که این بودجه همانند سال 1398 به قبل باید به استانها تعلق بگیرد تا از طریق فرمانداریها و شهرداریها در زمینه کاهش آلودگی صرف شود. اگر این بند از بودجه تصویب نشود، نگرانیهایی در مورد نحوه صرف این بودجه وجود خواهد داشت چرا که پیش از این هم با توجه به اولویت این دستگاهها و عملکرد آنها ،این بودجه آنطور که باید در زمینه محیطزیست صرف نمیشد بنابراین امیدواریم در مجلس این قسمت از بودجه بدون تغییر مصوب شود.»
آلودگی هوا
بررسی لایحه بودجه سال 1400 نشان میدهد برای اجرای قانون هوای پاک حدود 850 میلیون تومان از محل صندوق ملی محیطزیست برداشت میشود و این جدای از بودجههایی است که به طور کلی برای مدیریت و پایش آلایندهها در نظر گرفته شده است. بخشی از مردم و فعالان حوزه محیطزیست با توجه به بحران آلودگی هوا که به معضلی غیرقابل حل در شهرهای بزرگ ایران تبدیل شدهاست، انتظار دارند بودجهای متناسب با این معضل و اثرات مخرب آن بر انسانها، محیطزیست و … در نظر گرفتهشود.
رئیس انجمن متخصصان محیطزیست کشور در مورد این مساله توضیح میدهد: «بررسی وضعیت آلودگی هوا نشان میدهد که بخش مهمی از آلودگی هوا مربوط به صنعت حملونقل است و سپس مراکز صنعتی و همینطور بخشهای مرتبط با وزارت نفت و … به همین خاطر انتظار اختصاص بودجه قابل توجه برای حل مساله آلودگی هوا به سازمان محیطزیست مشکلی را حل نمیکند. اما اگر قانون بودجه بتواند اختیاراتی به یک مجموعه، همانند شورای عالی حفاظت محیطزیست در این زمینه بدهد ایجاد هماهنگی و تصمیمگیری در این مجموعه میتواند در کاهش این معضل بسیار موثر باشد.»
باید توجه کنیم که واردات خودروهای استاندارد و هیبریدی، موتورهای برقی، توسعه حملونقل عمومی، تکنولوژیهای به روز سبز و … که تاثیر مستقیمی بر آلودگی هوا دارند با افزایش قیمت ارز و تحریمها، هر روز دستنیافتنیتر میشوند و این مساله حل معضل آلودگی هوا را هم دشوارتر میکنند.
دانشکده و پژوهشکده محیطزیست
دانشکده محیطزیست و همینطور پژوهشکده محیطزیست هم در لایحه بودجه سهم دارند. بر اساس لایحه بودجه سال 1400 بودجه دانشکده محیطزیست 28 میلیارد و 128 میلیون تومان و بودجه پژوهشکده محیطزیست حدود 9 میلیارد و 140 میلیون تومان است.عضو هیات امنای دانشکده محیطزیست در مورد بودجه این دو نهاد میگوید: «بودجه در نظر گرفته شده برای پژوهشکده محیطزیست بسیار کم است. قرار نیست پژوهشکده مجری اقدامات پژوهشی باشد اما باید یک ستاد قوی و توانمند برای اموری همانند نظارت بر پژوهشهای ارجاع داده شده معاونتها و بخشهای مختلف سازمان حفاظت محیطزیست به دانشگاهها و موسسات پژوهشیباشد، بنابراین باید هیات علمی قوی در این پژوهشکده مستقر باشد.اما دانشکده محیطزیست، همانطور که در ابتدا مرکزی آموزشی برای تکنسینها و محیطبانان بود باید به به مرکزی برای همین کار تبدیل شود، چرا که ما در دانشگاههای مختلف کشور دانشکدههای خوب محیطزیست داریم و این در حالی است که در زمینه مراکز آموزش محیطبان و تکنسینهایی برای بخشهای مختلف محیطزیست از جمله مسائل مربوط به حیات وحش نیازمند اقدامات بیشتری هستیم بنابراین بودجه دانشکده محیطزیست باید معطوف به این مسئله باشد .»
تخلفات درآمد زا
اگرچه محیطزیست به صورت غیر مستقیم در بخشهایی همانند گردشگری برای دولت درآمدزا است و همچنین سرمایه ملی محسوب میشود و پایداری و حفاظت از آن از بسیاری خسارتها و هزینهها جلوگیری میکند اما در بخشدرآمدهای دولت در لایحه بودجه بخشی به منظور درآمدزایی از طریق تخلفات محیطزیستی در نظر گرفتهشده است. لایحه بودجه پیشبینی کردهاست که دولت در سال 1400، 8 میلیارد و 500 میلیون تومان از محل جرائم و خسارات زیست محیطی درآمد داشته باشد.
سرمایهگذار پروژه تنگتکاب از سه خبرنگار و یک فعال محیط زیست شکایت کرد
جنجال دوباره در تنگ تکاب
داسمه، وکیل دادگستری: پروژه تنگه تکاب وجاهت قانونی ندارد.
فاطمه باباخانی | جاده پیاپی پیچ میخورد، در سمت راست که نگاه میاندازیم شعلههای نفت است که زبانه میکشند و ردی از ستارهها بر جای نمیگذارند. همچنان پیش میرویم تا به سد آریوبرزن میرسیم و از آنجا به منطقه حفاظتشده تنگه تکاب. همراهمان از تلف شدن توله پلنگی در این منطقه میگوید. رد و نشان بولدوزرها پابرجاست و ما خودمان را به روستا میرسانیم. مرد روستایی با عصا و با احتیاط گام برمیدارد. حرف به پروژه تنگه تکاب میرسد. مرد از موافقان و متنفذان روستاست. به همراهمان که از مخالفان است میگوید نامش را میداند و خانهاش را هم. همراه ما دست دخترش را انگار که سفتتر میفشارد و چینی بر ابرویش مینشیند. میگوید از راه قانونی کار را دنبال میکند. از این دیدار دو سال میگذرد و از آن زمان تاکنون پروژه تنگه تکاب به یکی از پروژههای پرسروصدای محیطزیستی در ایران تبدیل و گزارشهای متعددی هم درباره آن منتشر شده است. آخرین خبر درباره این پروژه شکایت «فرخ کدخدا» سرمایهگذار از سه خبرنگار و یک فعال محیطزیست است؛ علی چاروسایی و فردین آذریان، مدیر و خبرنگار «خورنا»، احسان موحدنیا خبرنگار «بهبهان ما» و «عبدالصاحب عبودی» دبیر انجمن جمعیت حامیان محیط زیست و نماینده سازمانهای مردمنهاد بهبهان.
محمد داسمه، دبیر کمیته حقوقی شورای هماهنگی تشکلهای محیط زیستی و منابع طبیعی استان خوزستان درباره محتوای این گزارش میگوید: «عبودی در گفتوگوی خود با این خبرگزاری با مبنای حقوقی سخن نگفته اما این به معنای آن نیست که تخلفی صورت نگرفته است. او در صحبتهایش هکتاری سه میلیون در واگذاری اراضی ملی بیان کرده است. در صورتی که این رقم در کمیسیون تقویم اراضی زراعی و باقی بوده است.»
در آن زمان و پس از آن یکی از مقامات سیاسی در استان خوزستان روی قیمتگذاری فشار آورد اما پس از شکایت دادستان متری 1200 تومان باطل شد و طبق صورتجلسه سازمان بازرسی کشور و به متری 5 هزار تومان رسید. حال محاسبه کنید در 32 هکتار که 320 هزار متر مربع می شود اختلاف به یک میلیارد و دویست و شانزده میلیون تومان میرسد. با این حال تاکنون سرمایهگذار مابه التفاوت را پرداخت نکرده و به خزانه دولت واریز نکرده است. چرا تاکنون این اتفاق نیفتاده؟ آیا چون طرح موافق نظر استاندار است؟
چه مطالبی باعث این شکایت شده است؟ در گزارشی که در خورنا منتشر شده آمده است: «در تحقیقاتی که اخیراً توسط خبرنگار خبرگزاری خورنا در گفتوگو با اهالی مطلع به عمل آمده، مشخص شد که ظاهراً حدود ۹۶ هکتار از اراضی منطقۀ تنگ تکاب بهبهان، دارای مالکان قانونی است؛ اما تخلف از اینجا شروع میشود که چند سال پیش، تعدادی از این مالکان بهصورت غیرمجاز اقدام به فروش ۳۳ هکتار از محدودههای اراضی ملی با قیمت ۹۹ میلیون تومان به شخصی با نام «فرخ کدخدا» میکنند. عبدالصاحب عبودی در ابتدای گفتوگو با خورنا بیان کرد که این مناطق، بیبروبرگرد جزو مایملک دولتی است و در رسته اموال ملی تعریف میشوند. با چه مجوز و روند قانونی، این اراضی دولتی بایست به یک شخصِ حقیقی واگذار شود؟!»
داسمه درباره محتوای این گزارش میگوید: «عبودی در گفتوگوی خود با این خبرگزاری با مبنای حقوقی سخن نگفته اما این به معنای آن نیست که تخلفی صورت گرفته است. او در صحبتهایش متری سه هزار تومان در تقسیم اراضی زراعی و باغی را به اشتباه با موضوع واگذاری اراضی ملی به قیمت 1200 تومان اشتباه گرفته. اما نکته مهم این است که در این پروژه ما شاهد یک قیمتگذاری غیرواقعی بودهایم. این اراضی زمانی به قیمت متری 1200 تومان فروش رفتهاند که قیمت واقعی آنها 300 هزار تومان بود.»
در آن زمان و پس از آن مقام عالی سیاسی در استان خوزستان روی قیمتگذاری فشار آورد اما پس از شکایت دادستان متری 1200 تومان باطل شد و طبق صورتجلسه سازمان بازرسی کشور و به متری 5 هزار تومان رسید. حال محاسبه کنید در 32 هکتار که 320 هزار متر مربع می شود اختلاف به یک میلیارد و دویست و شانزده میلیون تومان میرسد. با این حال تاکنون سرمایهگذار مابه التفاوت را پرداخت نکرده و به خزانه دولت واریز نکرده است. چرا تاکنون این اتفاق نیفتاده؟ آیا چون طرح موافق نظر استاندار است؟
این وکیل دادگستری اضافه میکند: «بر مبنای اسناد معاون قضایی دادستان کل کشور، دادستان کهگیلویهوبویراحمد، دادستان بهبهان، شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و کارشناس رسمی دادگستری پروژه غیرقانونی است و در دادگاه آنها را متهم خواهم کرد. در نهایت اینکه تکلیف این پروژه در دادسرای کارکنان دولت و پروندههای عیسی کلانتری مشخص میشود.»عبدالصاحب عبودی هم در این باره به «پیامما» می گوید: «این شکایت بر اساس مصاحبهای بود که با خورنا انجام دادم. فرخ کدخدا سرمایهگذار پروژه شاگرد من بود و من پیش از این گفتوگو هم بارها از او خواستم امکانی برای صحبت با هم داشته باشیم که متاسفانه توجهی به این موضوع نشد. به او پیغام دادم که میتوان با کمترین تخریب محیطزیست هم پروژهای را اجرا کرد اما کدخدا این موضوع را در نظر نگرفت تا اینکه با این شکایت مواجه شدم و باید دید دادگاه درباره آن چه تصمیمی میگیرد.»
احسان موحدنیا از خبرنگاران «بهبهان ما» هم در گفتوگو با «پیام ما» با بیان اینکه آنچه در این رسانه انجام شده تنها بازنشر گزارش «خورنا» بوده، عنوان میکند: «متنی در یکی از خبرگزاریهای استانی منتشر شده بود و ما هم این متن را با رعایت تمام اصول حرفه ای بازنشر کردیم، یعنی حتی با اینکه در خورنا اسم آقای کدخدا آمده بود ما به ذکر حروف ابتدایی نام و نام خانوادگی بسنده کردیم اما ناگهان متوجه شدیم از ما و خبرگزاری استانی به اتهام نشر اکاذیب شکایت شده است.»
او میگوید که پیش از شکایت هیچ تماسی مبنی بر اصلاح گزارش صورت نگرفته و تنها با ارسال یک پیامک متوجه شده که از او و دو خبرنگار دیگر شکایت شده است.موحدنیا دکتری ریاضی دارد و استاد دانشگاه است. به گفته خودش مسئولیت اجتماعی و علاقهمندی به حوزه خبر او را به این حوزه کشانده و برای رسانهشان مجوزهای لازم را از وزارت ارشاد دریافت کردهاند. او میگوید که تجربه زیادی در حوزه خبرنگاری محیطزیست ندارد و به تازگی مشغول رصد خبرهایی بود که درباره تنگه تکاب منتشر میشود. گزارشی که آنها در «بهبهان ما» بازنشر کردند در استان خوزستان بارها و بارها چرخیده و اغلب مردم آن را خواندهاند و حالا او در حال جمعآوری دادهها برای مراجعه به دادگاه است، هر چند که خودش میگوید تصورش این بود که ابتدا پرونده به شورای حل اختلاف میرود.
شکایت سرمایهگذاران از خبررسانی سابقه دارد
شکایت از خبرنگاران موضوع تازهای نیست. بارها و بارها شرکتها و یا حتی سازمانهای دولتی از خبرنگاران حوزه محیطزیست شکایت کردهاند و در نهایت هیچکدام از این شکایتها به بازداشت یا زندانی شدن این خبرنگاران منجر نشده است. فشار اجتماعی بر کسانی که از خبرنگاران این حوزه شکایت میکنند بسیار بالاست و احتمالا سرمایهگذار تنگه تکاب هم با پخش خبر شکایت با این موضوع مواجه شده است. آنچه فرخ کدخدا و حامیانش باید انجام دهند به نظر میرسد به جای شکایت ارسال اصلاحیه باشد یا تکذیبه برای رسانهای که گزارش در آن منتشر شده زیرا شکایتهای اینچنینی نه تنها به حق بودن پروژه را نشان نمیدهد بلکه به نوعی تخریب آن محسوب میشود.
ببر باغ وحش ارم تلف شد
ببر دو رگهای که پنج سال پیش به باغ وحش ارم آورده بودند، تلف شد. خبر تلف شدن این ببر در حالی منتشر شده که ماجرا درست یک روز قبل از این به اداره محیط زیست اعلام شده بود و زخمی شدن ببر روز یکشنبه هفته قبل اتفاق افتاد. بعد از مرگ یک شامپانزه جوان در این مجموعه که در تبلیغات به عنوان یکی از مجموعههای استاندارد حیات وحش معرفی میشود، این بار هم جایگاه غیراستاندارد سبب مرگ یک ببر شد.
روز گذشته رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان تهران خبر داد که بنا بر اعلام مدیریت باغ وحش پارک ارم، ماده ببر این باغ وحش صبح امروز جمعه ۱۴ آذرماه تلف شده است.
فاطمه برنا توضیح داد: «بعد از ظهر روز گذشته مسئولان باغ وحش ارم طی تماس تلفنی خبر زخمی شدن ببر ماده این باغ وحش را در نزاع با ببر نر به محیط زیست تهران اعلام کردند.» او ادامه داد: «متاسفانه این ببر ماده امروز در باغ وحش ارم تلف شده و اقدامات درمانی در چند روز گذشته برای مداوای آن نتیجهای در بر نداشته است.»
به گفته او بنا بر گزارش اولیه ارسالی باغ وحش که ساعتی پیش به محیطزیست رسیده این ماده ببر به علت پارگی کامل نای و پارگی طولی مری و خفگی در اثر پنومونی استنشاقی به دلیل صدمه فیزیکی نزاع با ببر نر تلف شده است.
معاون مدیرکل و رئیس اداره محیطزیست شهر تهران با بیان اینکه در آخرین بازدید دورهای کارشناسان این اداره از باغ وحش ارم، حیوانات این باغ وحش سالم و در وضعیت خوبی بودند، گفت: «در بخشی از گزارش ارسالی باغ وحش آمده است که ببر نر در روز یکشنبه ۹ آذرماه پس از شکستن و تخریب حصار مجاور محل نگهداری ببر ماده وارد محدوده نگهداری این حیوان شده و به نزاع با آن پرداخته است.»
برنا در ادامه گفت: «بررسیها در این خصوص از سوی محیط زیست استان تهران انجام و نتایج حاصله اعلام میشود اما در گام اول، نظارت ناکافی مجموعه باغ وحش یکی از دلایل این اتفاق میتواند باشد.»
او در پایان لازم دانست مدیران باغ وحشها درباره محل نگهداری حیواناتی که باید به طور کلی یا در فصولی از سال از هم جدا باشند، اقدام جدیتری انجام گیرد.
«بایدن» با پایان دادن به جنگ اقتصادی حسن نیت نشان دهد
«بایدن» با پایان دادن به جنگ اقتصادی حسن نیت نشان دهد
رئیسجمهور منتخب آمریکا گفت که سخت است بگوید ترور محسن فخریزاده، چه میزان تعاملات او با ایران را پیچیده خواهد کرد. به گزارش ایسنا، این اولین اظهار نظر جو بایدن در واکنش به ترور شهید محسن فخریزاده، دانشمند هستهای و دفاعی ایران است . بر اساس گزارش العالم، رئیسجمهور منتخب آمریکا روز جمعه در گفتوگو با سیانان گفت: سخت است که بگوید این ترور چه میزان تعاملات او با تهران را پیچیده خواهد کرد. بایدن با انتقاد از سیاستهای ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا در قبال ایران از جمله خروج از برجام در سال ۲۰۱۸، گفت: نقطه پایانی این است که ما به ایران اجازه دستیابی به تسلیحات اتمی ندهیم. او (ترامپ) از (توافق) خارج شد تا چیز سختتری بهدست بیاورد، [ولی] چه کاری انجام دادند؟ آنها (دولت ترامپ) توانمندی (ایران) برای داشتن مواد اتمی را افزایش دادند. آنها (ایران) در حال حرکت به سمت توانایی داشتن میزان کافی مواد برای ساخت سلاح اتمی هستند و البته مسئله موشکی هم که هست. رئیسجمهور منتخب آمریکا در ادامه افزود: با تمام این چیزها، بهنظرم بسیار سخت خواهد بود. اما یک چیز را میدانم. ما نمیتوانیم این کار را تنها انجام دهیم. به همین دلیل است که باید بخشی از گروه بزرگتری باشیم تا نه تنها با ایران بلکه با روسیه و چین و بسیاری از مسائل دیگر مقابله کنیم. به گزارش ایسنا، اظهارات بایدن در حالی مطرح میشود که محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان روز پنجشنبه در توییتی نوشت که ایران در صورتی که دولت بایدن حسن نیت خود را با پیروی از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نشان دهد، از گامهای مغایر با برجام بازمیگردد.
ظریف ادامه داد: ایران در ۱۵ گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی حسن نیت خود را ثابت کرده است. دولت بایدن باید حسن نیت خود را با پیروی کامل از قطعنامه ۲۲۳۱ و پایان دادن به جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایرانیان نشان دهد. در آن زمان ایران از اقدامات جبرانی خود ذیل برجام بازمیگردد. ظریف همچنین روز پنجشنبه در نشست گفتوگوهای مدیترانهای درباره این که دولت جو بایدن رئیس جمهور منتخب آمریکا گفته است تصمیم دارد به توافق هستهای بازگردد اما همچنین میخواهد درباره دیگر مسائل مانند برنامه موشکی ایران و نقش آن در منطقه مذاکراتی داشته باشد و آیا ایران حاضر به مشارکت در این مذاکرات است، گفت: آمریکا از برجام خارج شد اما از سازمان ملل خارج نشده است. به عنوان عضوی از سازمان ملل و شورای امنیت مسئولیتهایی دارد. آمریکا باید به عنوان عضو دائمی شورای امنیت به قطعنامه ۲۲۳۱ پایبند باشد. دولت آمریکا به خاطر این که دولت ترامپ رژیمی دغلکار بوده است تا حد زیادی از این قطعنامه تخطی کرده است. اگر دولت بایدن هم میخواهد رژیمی دغلکار باشد، میتواند برای اجرای تعهداتش به دنبال مذاکره باشد. آمریکا تحت این قطعنامه تعهداتی دارد که باید اجرا کند و در موقعیتی نیست که برای آن شرط تعیین کند. آمریکا باید تخطی از قوانین بینالمللی را متوقف کند. این به مذاکره احتیاج ندارد.
وزیر امور خارجه کشورمان در ادامه گفت: ما درباره توافقی که پیش از این بر سرش مذاکره کردهایم، مذاکره نخواهیم کرد. این توافق یک بده و بستان بود. این طور نبود که یک طرف مطالبه کند و طرف دیگر اجابت کند. موضوع این است که اروپا و آمریکا محدودیتهایی ۲۰ به علاوه ۱۰ ساله میخواستند. ایران مذاکره را بر سر هیچ محدودیتی آغاز کرد و جایی در این بین به توافق رسیدیم. این موضوع دو سال مذاکره بود و دیگر درباره آن مذاکره نخواهد شد و تمام. این نشانه عدم سوء نیت است. موضوع موشکها و امنیت منطقه کاملا از طرف همه کنار گذاشته شدند نه به خاطر این که آنها امتیازی انحصاری به ایران دادند، بلکه به خاطر این بود که آنها حاضر نبودند رفتار مخرب خودشان را در این زمینهها کنار بگذارند. به مسئله تسلیحات توجه کنید. سال گذشته، میزان سلاحی که غرب به منطقه خلیج فارس فروخت، بیش از هر جای دیگری بود. بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار تسلیحات به این منطقه فروخته شد. آیا غرب آماده متوقف کردن این رفتار مخرب است؟ غرب از جنگ یمن حمایت کرد، غرب از الحاق مناطق حمایت کرد، نه به طور رسمی در واقع از الحاق سرزمینهای فلسطینی حمایت کرد، غرب از تروریسم اسرائیلی حمایت کرد. چرا اسرائیل علیه ایران اقدامات تروریستی انجام میدهد؟ از جمله ترور دانشمند هستهای ما در هفته گذشته در داخل ایران که با محکومیت غرب همراه نبود. آیا غرب آماده متوقف کردن رفتار مخربش در منطقه ما هست؟ از آنجا که آنها آماده کنار آمدن با این نیستند، تصمیم گرفتیم آن موضوعات را کنار بگذاریم.
او ادامه داد: ما باور داریم که حساسیتهای ملی بسیار جدی هستند. اقدام تروریستی علیه دکتر فخریزاده یکی از بزرگترین دانشمندان ما یک اقدام خصومت بینالمللی بود که باید محکوم میشد. ما هنوز منتظر هستیم اروپا به ویژه تروئیکا(آلمان، فرانسه و انگلیس) آن را محکوم کنند. قدردان این هستیم که برخی این کار را کردند اما تروئیکا یک اقدام تروریستی واضح را علیه ایران محکوم نکرد. این موقعیت ما است. یک مصوبه در مجلس است که ما از آن رضایت نداشتیم و به وضوح گفتیم. اما مانند هر دموکراسی دیگری وقتی این طرح تمام روندهای قانونیاش را طی کند، به قانون تبدیل میشود و وظیفهای برای دولت میشود که آن را اجرا کند و ما آن را اجرا خواهیم کرد چون قانون کشور است. این قانون بازگشتناپذیر نیست. عنوان این مصوبه احیای حقوق ایران و اطمینان حاصل کردن از لغو تحریمها است. اروپا و آمریکا میتوانند به پایبندی به برجام بازگردند و (در آن صورت) نه تنها این قانون اجرا نخواهد شد، بلکه اقداماتی که ما طبق پاراگراف ۳۶ برجام انجام دادیم به حالت قبل بازخواهد گشت. ما به پایبندی کامل بازخواهیم گشت. چاره کار بسیار آسان است و در برجام مقرر شده است؛ به پایبندی کامل بازگردید، روابط اقتصای ایران را با بقیه جهان عادیسازی کنید و شرایط جدید اعمال نکنید، درخواستهای غیرمعقول نداشته باشید و به محض این که این کار را انجام دهید، ما هم به پایبندی کامل بازمیگردیم.
درباره چرایی مهاجرت هنرمندان صنایع دستی
درباره چرایی مهاجرت هنرمندان صنایع دستی
یادداشتی از هیاس حسینی کارشناس صنایع دستی و هنرمند فعال در حوزه شیشهگری
در حال حاضر ما شاهد دو نوع مهاجرت در هنرمندان صنایع دستی هستیم. مهاجرتی که به قصد کسب علم و دانش است و فرد بعد از فارغالتحصیلی به کشور خودش بر میگردد اما مهاجرتی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم به نوعی فرار محسوب میشود. واقعیت این است که هنرمندان و هنروران جزء آخرین گروهی هستند که اقدام به مهاجرت میکنند زیرا برای آنها فرهنگ، آداب و رسوم کشورشان بسیار ارزشمند است و دوست دارند با توجه به ارزشهایی که در فرهنگشان وجود دارد یک اثر هنری را خلق کنند به همین دلیل مهاجرت برای این قشر بسیار دشوار است.
اما زمانی که مهاجرت میکنند در مرحله اول از فرهنگ خود جدا میشوند و از طرفی باید خود را با شرایط جدیدی مثل زبان و فرهنگی متفاوت تطبیق دهند و به عبارتی با دیاسپورای فرهنگی روبرو می شوند. به همین دلیل شروع دوباره کار برایشان بسیار سخت است. معمولا این قشر بعد از مهاجرت نمیتوانند خود را آن طور که باید و شاید با شرایط وفق دهند.
اما چه موضوعی باعث میشود که هنرمندان و هنروران صنایع دستی تصمیم به مهاجرت بگیرند؟ متاسفانه در چند دهه اخیر نهادهای مربوطه که یکی از آنها دانشگاه و دیگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است توجه زیادی به قشر هنرمند ندارند.
دانشگاهها به مکانهایی تبدیل شده که افراد در آن مدرک فقط میگیرند و هنروران و هنرمندان در آن جایگاهی برای آموزش ندارند، در حالی که این موقعیت برای افرادی که اطلاعات کافی درباره جامعهشناسی و نقد هنر ندارند، فراهم است و همزمان چند کلاس را مدیریت میکنند.
از طرفی هنرمندان با وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی طرف هستند در حالی که متاسفانه دیده شده در سالهای گذشته این وزارتخانه به پایینترین قشر صنایع دستی توجه کرده است؛ افرادی که بیشتر صنعتگر و خواستار حداقلها مثل غرفه رایگان هستند. وقتی هنرمند درجه یک میبیند وزارت میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی مطالبات او را در نظر نمیگیرد، دلزده میشود. این وزارتخانه حتی درجهبندی درستی برای هنرمندان در نظر نمیگیرد، بینالی در این حوزه برگزار نمیکند، حتی تعریف درستی از صنایع دستی ندارد و در واقعیت مدیران فعال در حوزه صنایع دستی بیشتر دغدغه شخصی دارند.
وقتی هنرمند همه این شرایط را کنار هم میگذارد چارهای جز رفتن نمیبیند.
برای مثال در کشوری مثل آلمان هر کسی هنرمند یا هنرور نمیشود زیرا باید مراحل بسیار سختی را پشت سر بگذارد تا به درجه هنرمندی برسد به همین دلیل وقتی یک هنرمند به سفارتخانه ها مراجعه میکند متوجه میشود که خیلی راحتتر از افراد عادی میتواند ویزا دریافت کند.
وقتی هنرمند متوجه میشود در کشورهای دیگر بدون واسطه میتواند در فستیوالهای مختلف شرکت کند و اسپانسر پیدا کند به رفتن ترغیب میشود. در حالی که در کشور ما حتی بخش خصوصی هم آنطور که باید رشد نکرده تا بتوانند بازارهای جدیدی برای هنر و صنایع دستی ایجاد کنند زیرا در واقع این فستیوالها هستند که میتوانند موقعیتهای جدید و بسیاری برای هنروران و هنرمندان به وجود بیاورند. زمانی که بازارچهها و نمایشگاههای سطح پایین صنایع دستی جای فستیوالها و بینالها را میگیرند آیا راه دیگری به جز مهاجرت برای یک هنرمند درجه یک که اثری را در سطح بالا خلق میکند، باقی میماند؟
حیات خوزستان در گرو حیات تالابها
حیات خوزستان در گرو حیات تالابها
یادداشتی از شبنم قنواتیزاده مدیر انجمن زیست محیطی دیدهبان جلگه سبز خوزستان
مشکل ریزگردها در خوزستان در دو حوزه کانونهای و خارجی ایران مطرح است. این میان خطر بیماریزایی و ماندگاری ریزدگردهای برآمده از کانونهای داخلی بسیار بیشتر است. مهمترین علت ریزگردها در منشا داخلی خشکی تالابهای فصلی است. سدهای زیادی در استان احداث شده که آب با توقف در مخازن آنها به رودخانهها نمیرسد و آورد طبیعی رودخانه را دچار اختلال میکند. از سوی دیگر بحث انتقال آب از سرشاخه رودهای استان به فلات مرکزی سبب کاستن از حجم آب رودخانه و تشدید وضعیت بحرانی کانونها شده است.
در سال 95 درباره کانونهای داخلی ریزگرد نسخههای اشتباهی پیچیده شد؛ مثل طرحهای نهالکاری برای پر کردن بستر تالابها در حالی که این بسترها باید با آب پر شود. این طرح موفق نبود و نهالکاری در مناطقی انجام شد که با تانکر آبیاری میشد و دست آخر با خشکی روبرو شد. این وضعیت تا سال 97 و قبل از افزایش بارندگیها تغییری نکرد. تا اینکه بارشهای خوبی که در سطح استان داشتیم، گفتههای فعالان و کارشناسان محیط زیست را درباره اهمیت حل مشکل آب و مرطوبسازی و در نتیجه تثبیت خاک در کانونها اثبات کرد. خوزستان در طول سال 96 فقط 7 روز هوای پاک داشت و امسال هم البته چند روزی غبارآلود بود. حالا تصور کنید در استان صنعتی خوزستان آلایندهها در کنار ریزگردها چه وضعیتی را رقم میزند و تا چه میزان برای سلامت شهروندان مضر است.
هورالعظیم هم شرایط چندان خوبی ندارد و اینطور نیست که مثلا گفته می شود آب دارد. در حال حاضر حوضچه 4 و 5 آن به طور کامل خشک شده است. از زمان عملیات اکتشاف نفتی در هورالعظیم، این تالاب به 5 حوضچه تقسیم شد تا بنا بر نظر کارشناسان وزارت نفت هزینه برداشت نفت یک چهارم شود در حالی که این تالاب مثل جنگلهای آمازون ریه های تنفسی منطقه است؛ نه فقط برای خوزستان، شهرهای اطراف یا ایران بلکه در کل خاورمیانه مهم است.
به اعتقاد من در درجه نخست، وزارت نفت عامل نابودی محیط زیست استان خوزستان است و پس از آن وزارت نیرو.
به هر ترتیب با جادهکشی و تبدیل تالاب به چند حوضچه آن را خشک کردند و در حال حاضر تنها حوضچههای یک، دو و سه وضع خوبی دارند، آن هم به وسیله تغذیه از بخشی از رودخانه کرخه. البته آلایندههای نفتی و پساب طرح نیشکر دهخدا هم به این بخش وارد می شود و بارها هشدار داده شد که این کار یعنی نابودی کامل تالابی که مقصد پرندگان مهاجر است و در نتیجه نابودی حیات وحش. با این همه ورود پساب همچنان ادامه دارد.
ایجاد کمربندی سبز برای اهواز یکی از اقداماتی بود که برای مقابله با ریزگردها با مشارکت چند استان در پیش گرفته شد و اجرای آن بر عهده شهرداری بود اگر چه در سالهای پیش توجهی به اجرای آن نشد اما در چند ماه اخیر جدیتر دنبال میشود.
نسخه دیگری که باز به اشتباه پیچیده شد، مسئله مالچپاشی نفتی برای ریزگردها بود. چندی پیش پس از ارسال مالچها به آزمایشگاه معتمد محیطزیست، مضر بودن آن برای سلامت انسانها و حیاتوحش و سرطانزا بودن آن تایید شد.
کارشناس رسمی دادگستری هم اعلام کرد که این مالچها برای سلامتی شدیدا مضر است. طی پیگیریهای حقوقی در نهایت قرار است نتیجه آزمایشگاه را برای وزارت بهداشت ارسال کنیم تا به عنوان مدعی سلامت مردم وارد عمل شوند. امسال البته توقف یک ساله مالچ پاشی در کل کشور اعلام شد نه به این دلیل که مسولان متوجه اشتباهشان شده باشد، بلکه قصد دارند مطالعاتشان را به سود مالچپاشی تکمیل کنند، چرا که مالچپاشی سود کلانی برای وزارت نفت و اداره کل منابع طبیعی دارد.
به طور کلی نسخههای اشتباه باعث هدر رفتن هزینههای کشور میشود آن هم در شرایطی که همیشه افراد سودجویی وجود دارند، مثلا در نبود نظارت و توجه به تامین و پرداخت حقابه تالابها، برخی در عرصه این تالابها کشاورزی میکنند. تامین حقابه محیطزیستی تالاب هورالعظیم از مهمترین مسائل استان است و وزارت نیرو و سازمان آب و برق باید آن را تامین کنند.
با این همه سازمان محیط زیست قدرت کافی برای نظارت ندارد، شاید اگر وزارتخانه محیط زیست داشتیم این اتفاقات پیش نمیآمد.
وضعیت تهران از شنبه نارنجی میشود
فرمانده عملیات مدیریت مقابله با بیماری کرونا در کلانشهر تهران با تاکید بر شرایط ناپایدار و شکننده استان تهران در خصوص بیماری کووید ۱۹ گفت: باید با متانت حساب شده و با برنامه لایه بندی شده حرکت کنیم.
به گزارش ایسنا، دکتر علیرضا زالی در پایان جلسه ستاد فرماندهی عملیات مدیریت بیماری کرونا در تهران در جمع خبرنگاران گفت: تقلیل آمار در استان تهران مربوط به اعمال محدودیتهای طرح هوشمند مدیریت کرونا نیست اما باید از همه مردم تهران که همکاری و تعامل شهروندی بسیار مناسبی در اجرای این طرح داشتند قدردانی کنم. او افزود: آثار محدودیتهای اعمال شده در ریتم شهری قابل مشاهده است. به شکلی که تا حدود ۳۰ درصد تراکم در شهر کاهش پیدا کرده و ۳۰ درصد نیز شاهد کاهش تراکم در حمل و نقل عمومی هستیم. او تاکید کرد: ۱۴۵ هزار بازدید توسط تیمهای تلفیقی در حوزه نظارت انجام شده که در پی آن مشخص شده بیش از ۹۰ درصد اصناف همکاری مناسبی را در اعمال محدودیتها داشتهاند. همچنین ۳۳ هزار خودرو ممنوعیت ورود به تهران برای آنها اعمال شده و ۲۵ هزار خودرو نیز اعمال محدودیت تردد شبانه برای آنها انجام شده است. فرمانده عملیات مدیریت مقابله با بیماری کرونا در کلانشهر تهران با تاکید بر اینکه شرایط استان تهران ناپایدار و شکننده است افزود: باید با متانت حساب شده و با برنامه لایهبندی شده حرکت کنیم. تهران از روز شنبه در وضعیت نارنجی است اما برخی محدودیتها همچون جلوگیری از برگزاری مراسم آئینی و محدودیت حضور کارمندان در ادارات و همچنین منع تردد شبانه ادامه خواهد داشت. البته تعدادی از محدودیتها کاسته خواهند شد.
مجلس و شورای نگهبان در اقدامی ضربتی و چند ساعته طرح ضدبرجامی را به نتیجه رساندند
دست مجلس بالای دست دولت
درحالی که تصویب طرح اقدام راهبردی توسط مجلس شورای اسلامی از ابتدا همراه با جنجال بود حال روز گذشته این طرح در ابتدا توسط شورای نگهبان رد و سپس توسط مجلس اصلاح و در نهایت توسط شورای نگهبان تایید شد. عباسعلی کدخدایی روز چهارشنبه در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی ایرنا اظهار داشت: شورای نگهبان در جلسه صبح روز گذشته به ماده ۶ این طرح ایراد گرفت و آن را به مجلس ارجاع داد که مجلس ایراد را رفع کرد و به شورای نگهبان فرستاد.
کدخدایی افزود: شورای نگهبان در جلسه عصر روز چهارشنبه این طرح را مغایر با شرع و قانون اساسی ندانست و آن را تایید کرد.
او اظهار داشت: اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری نامهای درباره مخالفت دولت با ایران طرح به شورا ارائه کرده است. در ادامه نیز رئیس مجلس شورای اسلامی مصوبه مجلس در مورد «اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از حقوق ملت ایران» را به رئیسجمهور ابلاغ کرد.
این طرح درحالی روز گذشته تاییدیه خود را از شورای نگهبان گرفت که تمامی اعضای هیات دولت به نوعی مخالفت خود را با این طرح اعلام کردند.
همچنین در این باره معاون اول رییسجمهور مصوبه روز سه شنبه مجلس با عنوان«طرح راهبردی برای کاهش تحریمها» را به لحاظ قانون اساسی، دخالت در اختیارات شورای عالی امنیت ملی و دخالت در قوه مجریه خواند و از تنظیم نامه دولت به آیتاللهجنتی در این مساله خبر داد. معاون اول رییس جمهوری یادآور شد: بحث هستهای بیش از دو دهه است که در دستور کار جمهوری اسلامی است و مسائل پیرامونی بسیار زیادی داشته است. تدبیری که رهبر انقلاب بر اساس قانون اساسی انجام دادند این بوده است که مدیریت بحث هستهای را به شورای عالی امنیت ملی واگذار کردند چرا که یکی از مهمترین مسائل امنیت ملی کشور است.
جهانگیری ادامه داد: در دنیا بر اساس یک برداشت اشتباهی، مسأله هستهای کشور را تبدیل به یک مسأله مهم کردند و سازمانهای مختلف و کشورهایی در جهان مدعی آن شدند. پس لازم بود که در ایران این موضوع از یک جا مدیریت شود که در اختیار شورای عالی امنیت ملی قرار گرفت و حتی ما هم به عنوان دولت در حد گزارشاتی که به ما داده میشد در جریان قرار میگرفتیم.
او با بیان اینکه دولت در تصمیمگیری در این زمینه هیچ دخالتی نمیکند تا نظام یک تصمیم واحد داشته باشد، تصریح کرد: مصوبات شورای عالی امنیت ملی هم بعد از آن که به تایید رهبر انقلاب میرسد، لازم الاجرا میشود. پس این یک موضوع مهم حیاتی است و اینکه مجلس به آن وارد شده است از این منظر به نظر ما مصلحت نیست خصوصاً اینکه پس از سال ۱۳۹۷ آمریکاییها از برجام خارج شدند و فشارهای اقتصادی سنگینی بر کشور وارد کردند و به تعبیر خود فشار حداکثری وارد کردند و جمهوری اسلامی راهبردی که رهبر انقلاب به عنوان مقاومت را در برابر فشار در نظر گرفتند را پیاده کردند.
معاون اول رئیس جمهوری یادآور شد: مردم ایران خیلی بزرگوار هستند و بزرگوارانه این شرایط را تحمل کردند و جای آن دارد که تک تک مسئولان ارشد کشور در مقابل ملت ایران سر تعظیم فرود آورند و دست ملت ایران را ببوسند. این ملت بیش از دو ونیم سال مقاومت کردند و با مقاومت خود فرصتی در اختیار مسئولان کشور قرار دادند تا فشار حداکثری را به شکست کشانند. جهانگیری یادآور شد: مکرر از زبان مقامات غربیها شنیدیم که فشار حداکثری به بنبست خورده است. آنها دنبال فروپاشی کشور بودند اما با وجود فشارهایی که به مردم تحمیل شد ما اقتصاد را تا الان سرپا نگه داشتیم و فکر میکنم در مقطعی که مناسب باشد برای گفتن این دوره ۲ ساله، فشاری که به مردم وارد شد و مدیریتی که برای آن اعمال کردیم، حرفهای زیادی هست که گفته شود.رئیس دفتر روحانی با اشاره به بحث و بررسی مصوبه مجلس برای کاهش تعهدات هستهای کشور با عنوان«طرح راهبردی برای کاهش تحریمها» در جلسه دولت، گفت: این مصوبه موجب نگرانی اعضای دولت شده است.محمود واعظی در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در جلسه دولت مقداری از وقتمان صرف بحثی که در مجلس در رابطه با طرحی در زمینه مسئله هستهای تصویب شد، گذشت.او افزود: اکثر اعضای دولت نگرانیهایی داشتند زیرا با بخشهای ذیربط مشورت نشده بود که ممکن است در نحوه اجرا مشکل ایجاد کند و در روابط خارجی ما مشکلاتی به وجود بیاورد. حتی رییس جمهور هم با بیان اینکه گمانهزنیهایی که ممکن است در رسانهها مطرح شود که عدم حضور امروز من در مجلس شورای اسلامی به خاطر مصوبه مجلس شورای اسلامی است، تصریح کرد: البته دولت با آن مصوبه موافق نیست و آن را برای روند فعالیتهای دیپلماتیک مضر میداند، اما نرفتن به مجلس صرفا به دلیل پروتکلهای بهداشتی و نه مساله دیگر بوده است.
گزارشی از حضور افراد سودجو که شبانه درختهای جنگلی در اهواز را قطع میکنند
درختان «الباجی» غیب میشوند
الهایی، فعال محیطزیست: کشتارگاه نزدیک روستای الباجی که سالهاست برای منطقه مشکل ایجاد کرده، مجوز دفن پسماند در جنگل الباجی را گرفته است.
فروغ فکری | صدای ارههای بنزینی مدتهااست در گوش اهالی روستای الباجی است. آنها که شانه به شانه جنگل دستکاشت الباجی زندگی میکنند حالا مدتی است شاهد ویرانی و بریدهشدن تن درختان جنگلاند. پاییز پارسال هم درختان زیادی جانشان را به افراد سودجو تسلیم کردند اما امسال با گران شدن زغال، سخت شدن وضعیت معیشتی و از سویی کم بودن نیروهای جنگلبانی تخریب جنگل شدت گرفته است.
«صگوری» که بیش از سی سال است دامهایش را برای چرا به این منطقه میآورد، بارها و بارها مردانی را دیده که با ماشین شخصی و نیسان آمدهاند؛ درختان را بریده و بار زدهاند. «چند باری جلو رفتم و گفتم نکنید. اینجا را ویران نکنید که اگر ویران شود کل زندگی روستاهای اطراف ویران میشود. این درختان برای تثبیت شنهای روان کاشته شده. اگر اینها را ببرید باز هم شن روان راه میافتد.» او را تهدید کردند. حالا او و سه هزار خانوار روستای الباجی، روزهایشان با ترس دزدی و تهدید میگذرد و شبهایشان با صدای اَرههایی که درختان را میبرند. «ویرانی عظیم است. چه بگویم به شما؟ باورتان نمیشود چقدر درخت بریدهاند. میترسیم حرفی بزنیم. درگیر شوند. شغل ما دامداری است. بریدن این جنگلها خوراک دامهایمان را گرفته و از طرفی ما نگران آینده و روان شدن شنها هستیم.» او نمیخواهد بار دیگر مجبور به کوچ اجباری شود. نه او و نه دیگر اهالی منطقه. آنها پنج دهه است که به خاطر همین جنگل توانستهاند در این روستا بمانند و حالا از دست رفتن جنگل، از دست رفتن روستا و خانههایشان است. «صدایمان را نمیخواهند بشنوند. فاصله ما تا اهواز ۱۵ کیلومتر است. بارها تماس گرفتیم. اگر میخواستند کاری کنند، میکردند. چطور در تهران مطلع شدید اما اینها نمیدانند؟»
عبدالسید باجی، عضو شورای روستای الباجی هم با صگوری همنظر است. او هم میگوید بارها تماس گرفتهاند و پیگیری کردهاند و بینتیجه بوده و حالا بعد از پیگیریهای متعدد منتظر نظر بخشداری هستند. «این منطقه بسیار مهم است. هم نزدیک اهواز است و هم جادهای ترانزیتی میان روستای ما و جنگل قرار دارد و به همین دلیل به راحتی درختان را بار میزنند و میبرند. این اتفاق در نیمه دوم سال زیاد است چون در تابستانها ماسهها اجازه رفتن نمیدهند.» باجی میگوید به غیر روستای آنها، روستاهای بروایه و حلاف هم درگیر این وضعیت هستند اما مشکل اصلی برای روستای الباجی است چرا که جاده ترانزیتی اهواز-اندیمشک کنارشان است و کار را برای افراد سودجو راحتتر میکند. «هیچ نظارت و رسیدگی درستی نیست. جنگلبان این منطقه فاصله زیادی با ما دارد و کمتر به این سمت میآید. برای همین دست سودجویان باز است. از سوی دیگر آخر هفتهها مردم برای تفریح به این جنگل میآیند و به خاطر نبود محافظ و آموزش آنها هم عامل دیگر ویرانی جنگل شدهاند.»
عضو شورای شهر الباجی مناطق بسیاری از جنگل را دیده که حالا دیگر با خاک یکسان شده و نه خبری از درختان است و نه اثری از دزدها. گستردگی منطقه ویران شده آنقدر زیاد بوده که آنها از سازمانهای متولی بخواهند فکری به حالش کند اما پاسخی نگرفتهاند. باجی میگوید سالهای قبل وضعیت بهتر بود. چند جنگلبان بودند که وضعیت جنگل برایشان بسیار مهم بود اما آنها بازنشسته شدند. «فکر میکنم پیش از این منطقه چهار جنگلبان داشت. نظارت بهتر بود اما حالا؟ هر روز سختتر از قبل است.»
۹۵۰ هکتار از جنگل در دست غیر
جنگل الباجی اوایل دهه چهل شمسی تاسیس شد. زمانی که زندگی برای اهالی منطقه به دلیل وجود گسترده تپههای شن روان سخت شده بود، این جنگل دستکاشت احداث شد تا روستاییان مجبور به ترک خانه و زندگیشان نشوند. اهالی روستای الباجی پیش از این زمان، سه بار مجبور به ترک روستایشان شده بودند و شنهای روان عاملی بود تا آنها با کوچشان بخواهند از شر تپههای شنی که ارتفاع آنها به ۷۰ متر میرسید رها شوند. جنگل الباجی برای دههها وضعیت را تغییر داد و زندگی روستاییان اطراف با حضور این جنگل دستکاشت و درختان گز کاشتهشده در آن و مالچپاشی آرام گرفت. جواد الهایی، فعال محیطزیست که سالهاست اتفاقات منطقه را رصد میکند میگوید این وضعیت از چند سال گذشته رو به وخامت گذاشت و دستبرد و برداشت غیرمنطقی وضعیت را سخت کرد و الان هم که به دلیل اعلام تنفس به جنگلهای شمال و کمبود چوب، سودجویان را به بریدن چوبهای این جنگل واداشته. «این جنگل ۱۱ هزار هکتار وسعت دارد که متاسفانه به دخل و تصرفهای انسانی مشکلات زیادی برایش ایجاد شده. نمونهاش تصرف ۷۵۰ هکتار در بخشی از آن و ۲۰۰ هکتار دیگر از جنگل توسط چند نفر و دریافت سند از مراجع ذیربط است. چطور ممکن است داخل جنگلی با این اهمیت سند به فرد خاصی داده شود؟» الهایی میگوید این جنگل از جمله جنگلهای مهم و راهبردی است که به دلیل نزدیکیاش به کلانشهر اهواز اهمیت دوچندانی هم دارد و همین هم سبب شده که او و سایر فعالان منطقه از سال ۹۶ بارها و بارها به سازمان محیطزیست و منابع طبیعی مراجعه کرده و تخریبهای موجود را گزارش کنند. «هربار به ما گفتند قرقبان ندارند و بودجه اندک است. از سال ۹۲ تعداد قرقبانان کم شده و حالا هم که وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است، جان جنگل در خطر است.»
آنطور که این فعال محیطزیست به «پیامما» میگوید در حدود سه تا چهار هکتار از درختان این منطقه تخریب شده است و جلساتی که از سال گذشته با منابع طبیعی داشتهاند هم تاکنون بینتیجه بوده است. «جنگل الباجی بسیار وسیع است و مردم محلی و اطراف به دلیل ناامن بودن به داخلش نمیروند مگر در روزهای جمعه که جمعیت زیاد میشود و میتوان رفت. همین هم دست خلافکاران را باز گذاشته تا در روزهای هفته به جنگل آسیب برسانند.» او میگوید اگر منابع طبیعی و محیطزیست در این زمینه جدی باشد به راحتی میشود این مشکل را حل کرد. چرا که چند جاده اصلی در این جنگل هست که اگر برای آنها قرقبان گذاشته شود؛ با کمک جامعه محلی و بسیج میتوان مانع این تخریبها شد. «کشتارگاه نزدیک الباجی که سالهاست برای منطقه مشکل ایجاد کرده هم مجوز دفن پسماندش در این جنگل را گرفته و با وجود آنکه چندباری از دفن این پسماند عکس و فیلم گرفتیم اما نتوانستیم کاری از پیش ببریم.»
برای او حفظ جان جنگلی که حدود ۶۰ سال از عمرش میگذرد از همه چیز مهمتر است و معتقد است منابع طبیعی باید جلسهای با جامعه محلی بگذارد و این مشکل را حل کند. «این جنگل گلوگاه اهواز و کل منطقه است. باید با تمام توان حفظش کرد.»
قطع درختان مربوط به گذشته است
«نه رد میکنیم؛ نه تایید.» این پاسخی است که عزیز قلاوند، فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی خوزستان به بریده شدن درختان جنگل میدهد و تاکید میکند که مشکل به بزرگی و وسعتی که گفته میشود نیست. او به «پیامما» میگوید مسئله بزرگنمایی شده و بریدن درختان مربوط به سنوات گذشته است و این درختان به مرور زمان و دلایل گوناگون اعم از خشک شدن و آبگرفتگی از بین رفتهاند. «درختان و جنگل چه طبیعی و چه دستکاشت برای ما مهم است اما ماجرا بزرگنمایی شده. ما در این مطنقه دو نیروی شرکتی برای حفاظت داریم که حد نصابی است که تعیین شده و بیش از این نمیتوانیم.» قلاوند میگوید یک نفر نیروی ثابت بوده و نفر دیگر هم به تازگی اضافه شده است اما قطعی درختان را نمیپذیرد و میگوید بعضی برای برداشت شاخههای خشک میآیند و این حتی به نفع منابع طبیعی است چرا که باعث پاکسازی جنگل شود. او حتی صحبتهای محلیها را نمیپذیرد، کسانی که شبها صدای ارههای بزرگ را میشنوند و روزها ویرانی جنگل را به چشم میبینند.«کارهای مفید زیادی انجام شده. پیمانکار گرفتیم تا شاخههای خشک را از بین ببرد و شاید این پیمانکار در حین زدن شاخههای خشک برخی شاخههای دیگر را هرس کرده باشد. ما در این مدت کار کورههای غیرمجاز ساخت زغال را هم متوقف کردهایم.» محلیها اما میگویند صدایشان به جایی نمیرسد. بارها و بارها با مشاهده بریدن درختان با شمارههای سازمان منابع طبیعی و محیطزیست تماس گرفته و پاسخی نگرفتهاند و حالا تنها ماندهاند و ناظر ویرانی جنگلاند و بعد هم ویرانی خانههایشان؛ خانههایی که با تخریب جنگل در معرض ماسهها قرار خواهند گرفت و اهالی پس از ۵۰ سال بار دیگر مجبور به کوچ اجباری میشوند.
دعوت از متخصصان محیط زیست برای بررسی علت مرگ نهنگها
در نامه به معاون رئیس جمهور درخواست شد
دعوت از متخصصان محیط زیست برای بررسی علت مرگ نهنگها
پس از مشاهده دومین لاشه نهنگ در سواحل کیش، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش در نامهای خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، خواستار اعزام گروهی از متخصصان این سازمان برای بررسی علت این رخداد شد.
در نامه غلامحسین مظفری به عیسی کلانتری آمده است: «طی دو هفته گذشته، لاشه دو نهنگ در سواحل جزیره کیش رویت شد، که پدیدار شدن لاشه دومین نهنگ در فاصله کمتر از پانزده روز، موجب نگرانی فعالان و علاقمندان محیط زیست شده است.»
مظفری با تاکید بر اهمیت بررسی جوانب مختلف وقوع این پدیده کم سابقه در جزیره کیش تاکید کرده است: «با عنایت به نامعلوم بودن علت مرگ دو نهنگ در فاصله زمانی کم و همچنین نگرانی دوستداران محیط زیست خواهشمند است نسبت به اعزام گروهی از کارشناسان و متخصصان جهت بررسی علل این پدیده در اسرع وقت اقدام لازم صورت گیرد.»
ظهر سهشنبه، لاشه دومین نهنگ به فاصله کمتر از 10 روز از به گل نشستن نهنگ قبلی در ساحل مارینای جزیره کیش مشاهده شد. این نهنگ از نوع «برودی» بود و 14 متر طول داشت. این نهنگ که طبق تخمین محیطبانان در ساحل پر تردد شرقی به گل مینشست، به گفته رئیس اداره محیط زیست منطقه آزاد کیش برای پیشگیری از انتشار بوی نامطبوع و رفاه حال ساکنان و گردشگران، به ساحل خلوتی انتقال یافت. نهنگ پیشین هم از همین گونه بود، بیشتر از 14 متر طول داشت و در ساحل شلوغ سیمرغ به گل نشست. نگهداشتن نهنگ دوم در آب در حالی است که نهنگ پیشین را بدون انجام آزمایش در ساحل دفن کردند.
مریم محمدی با اشاره به نامعلوم بودن علت مرگ نهنگ گفت: «با توجه به اینکه دفن لاشه در خاک بر کیفیت و مقاومت استخوانهای نهنگ تاثیر منفی دارد، این بار و با حمایت بخش خصوصی اسکلت نهنگ در آب از لاشه جدا شده و در ساحل به هم وصل می شود تا جهت استفادههای آموزشی و پژوهشی به موزه پژوهشکده دریایی کیش منتقل شود. در این روش مشکل تولید بوی نامطبوع به واسطه دفن لاشه کامل در سواحل ماسه ای نیز برطرف می شود.» او البته گفته بود که بناست گروهی از متخصصان آزمایشهای لازم را روی این لاشه انجام دهند.
