بایگانی مطالب نشریه
لزوم برخورد قانونی با اقدامی غیرقانونی
لزوم برخورد قانونی با اقدامی غیرقانونی
یادداشتی از کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار و سهتار
در کشورهای توسعه یافته دنیا همواره نام هنرمندان را در کنار نام بزرگان علم، فرهنگ و دانش، در خیابانها و مکانهای مهم، میدانهای اصلی شهرها، اتوبانها، ساختمانهای بزرگ و مهم- چه از جهت سیاسی و چه معماری- و دانشگاههای گوناگون گذاشته و به آن افتخار میکنند. کنسرواتوار چایکوفسکی، شوبرت هال، آلبرت هال از این دست نامگذاریها در دیگر کشورهای جهان هستند. آنچه که یک کشور، فرهنگ و پیشینه آن را در طول سالیان سال میسازد و قدر و منزلت آن را افزایش میدهد؛ ارزش فرهنگی مردمان آن است. دانستن این مطلب مهم است که یک کشور تا چه میزان مردمان فرهنگی، دانشمند و بزرگ را در دامن خود پرورش و جای داده است. این نامگذاریها یعنی زندهکردن خاطرات و نام این عزیزان، احترام به فرهنگ و هنر یک کشور و مردمی که به آن هنرمند علاقمند هستند. نامگذاری خیابانی بزرگ به نام یکی از استادان بزرگ عرصه آواز معاصر ایرانی اقدام بسیار کم و کوچکی است و ما انتظار داریم مکانهای مهمتر و حتی اتوبانهای بزرگتری به یاد محمدرضا شجریان، این استاد بزرگ تاریخی آواز و موسیقی ایرانی- که چندی پیش از دنیا رفت- نامگذاری شود. زمانیکه عدهای سرخود و بدون مجوز و هیچگونه اجازه قانونی به خود اجازه میدهند، آنچه شورای شهر تهران تصویب کرده و به صورت قانونی صورت گرفته است را نقص کنند، باید به حال شورای شهر و کسانی که از قانونمداری دم میزنند، تاسف خورد. متاسفانه در اینگونه موارد هیچ گونه برخورد قانونی با متخلفان نمیشود و همین آنها را جریتر میکند. این است که با خیال راحت، دست به هر اقدام خلاف قانونی که حاکی از نبودن اندیشه است، می زنند. متاسفانه این تصمیمات هیجانی و به دور از عقل و منطق با تحریک عدهای انجام شده و در طول این سالها به منافع کشور لطمه زده است. همه کسانی که برای اندیشهورزی، اندیشیدن و فرهنگ و هنر ارزش و جایگاهی بزرگ قائل هستند از چنین اقدامی متاثر شدهاند. معتقدم باید با این اقدام غیرقانونی و متخلفانی که با فرهنگ مخالف هستند، برخورد قاطعی شود تا دیگر اجازه تکرار حرکات اینچینی را پیدا نکنند و قطعا برخورد نکردن با چنین افراد و اقداماتی باعث به وجود آمدن دو دستگیها و شکاف بیشتر در جامعه ایران خواهد شد.
فرسایش خاک گریبان بوشهررا گرفته است
هشدار رئیس مجمع نمایندگان استان بوشهر درباره مدیریت سیلاب
فرسایش خاک گریبان بوشهر را گرفته است
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان بوشهر: برای مطالعات جامع و کامل حوزه آبخیزداری شهرستان گناوه ۴۰۰ میلیون تومان اعتبار نیاز داریم.
|پیام ما| از مهمترین معضلات شهرستان بوشهر که چند سالی است مکررا در رسانهها مطرح میشود، مساله فرسایش خاک است. مسالهای که به زعم نماینده مردم بوشهر باید با اجرای پروژههای آبخیزداری جلوی آن گرفته شود. پیشتر از عبدالکریم جمیری، سال گذشته، غلامرضا منتظری، مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان بوشهر اعلام کرده بود که کانون فرسایشی به وسعت ۴۵۴ هزار هکتار به سبب فقر، شوری خاک و پوشش گیاهی نامناسب در اراضی منابع طبیعی استان بوشهر ایجاد شده است. با این حال در نشست دیروز رئیس مجمع نمایندگان استان بوشهر با مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری این استان تصمیمات تازهای برای رفع فرسایش خاک این استان گرفته شد.
به گزارش ایسنا، عبدالکریم جمیری در نشستی با مدیرکل منابعطبیعی و آبخیزداری استان بوشهر درباره ضرورت اجرای طرحهای آبخیزداری گفته و عنوان کرده: نیاز به آیندهنگری در اجرای طرحهای آبخیزداری وجود دارد، با این حال مطالعات مناسبی برای طرحهای آبخیزداری در شمال استان صورت نگرفته است.
باتوجه به بارش بارانهای شدید و برداشت بیش از اندازه از منابع زیرزمینی، برای مدیریت سیلاب و تقویت سفرههای آب زیرزمینی باید در حوزه آبخیزداری استان فعالیتهای اساسی صورت بگیرد و ما نیز آمادگی آن را داریم تا در این خصوص کمک کنیم.
نماینده مردم بوشهر همچنین با اشاره به مساله فرسایش خاک در این استان گفت: یکی از معضلات شهرستانهای شمالی استان بحث فرسایش خاک است که باید با اجرای پروژههای آبخیزداری جلوی این امر گرفته و فرسایش کنترل شود. با وجود همه تلاشهایی که در حوزه آبخیزداری در شمال استان انجام شده است، مشکلات و کمبودهای زیادی وجود دارد که باید گامهای جدیتری در این خصوص برداشته شود. جمیری همچنین اشاره کرده که تنها ۳۶ درصد از مساحت شهرستان گناوه و ۳۸ درصد از مساحت شهرستان دیلم تاکنون مطالعه شده که لازم است برای مطالعات جامع و کامل بودجه مناسبی تخصیص داده شود.
سد شهید دلواری و مشکلات اراضی پایین دست
به گفته او از روستاهای شهرستان گناوه گرفته تا انتهای دیلم اراضی کشاورزی بسیاری وجودی دارد که نیاز به آب کشاورزی دارند و سالیان زیادی برای بهرهمندی از آب سد چمشیر منتظر ماندند اما علیرغم این انتظارات، طرح متوقف مانده و به سرانجام نرسیده است.
جمیری همچنین ادامه داده که زمینه انجام یک سری اقدامات کوچک و کم هزینه در منطقه وجود دارد که باتوجه به مطالعات صورت گرفته و توقعات مردم و کشاورزان منطقه انتظار میرود تصمیمات جدیتری در این خصوص اتخاذ شود.
رئیس مجمع نمایندگان استان بوشهر به تاثیر درههای فصلی و حاصلخیزی دیم هم اشاره کرده و گفته: درههای فصلی شهری باعث آبیاری و حاصلخیزی اراضی دیم پایین دست میشوند اگر این طرحها اجرایی شود مراتع کنار دستی آباد اما مراتع پایین دستی دیم، کم آب و معترض میشوند که با یک مدیریت صحیح باید از بروز همچین مشکلاتی جلوگیری شود.
او در خصوص مشکلات طرح آبخیزداری درهامیری دیلم نیز گفته که اگر طرح از لحاظ اجرایی و کارشناسی مشکل دارد حتما باید بازنگری و اصلاح شود تا به مراتع دیم پایین دست صدمهای وارد نشود، در کنار آن باید به میزان سهم کشاورزان از روانآبهای فصلی در پایین دست و در مجاورت اجرای این طرح توجه شود.
عبدالکریم جمیری در ادامه این نشست، با بیان اینکه باید با برنامهریزی صحیح و آیندهنگری در اجرای طرحهای آبخیزداری مانع از تخریب منابعطبیعی و محیطزیست شد، اذعان کرد: با احداث سد شهید رئیسعلی دلواری اراضی پایین دستی حله دچار مشکل شدهاند، اگر مطالعات درستی انجام میشد و طرحهای آبرسانی پایین دستی به درستی اجرا میشد شاهد این مشکلات نبودیم.
فقر و شوری خاک، کانون بحران فرسایش ایجاد کرده است
مدیرکل منابعطبیعی و آبخیزداری استان بوشهر اما در این نشست اظهاراتی درباره فرسایش خاک عنوان کرد، اظهارات حکایت از این دارد که بسیاری از مناطق در این استان دچار مشکلاتی حاشیهای شدند. او گفت: ۸۰ درصد اراضی استان بوشهر متعلق به منابعطبیعی است که در بسیاری از مناطق دچار مشکلاتی است.
غلامرضا منتظری گفت: یک میلیون و هشتصد هزار هکتار از اراضی استان بوشهر ملی است، طبق ماده ۲ قانون حفاظت از منابعطبیعی، اولویت و رکن اصلی ما حفاظت از اراضی و منابعطبیعی است و احیا و توسعه و بهرهبرداری در جایگاههای اهمیتی بعد قرار گرفته است.
او با بیان اینکه در سال گذشته با اعتباری بالغ بر ۶۱ میلیارد تومان در استان بوشهر قریب به ۱۰۰ سازه آبخیزداری ساخته شده است، تاکید کرد: شهرستان گناوه سال گذشته در درهبهمنیاری مبلغ یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان هزینه شده است، یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هم به دره امیری در شهرستان دیلم اختصاص داده شد که متاسفانه پیمانکار کار خود را نتوانست انجام و به پایان برساند.
منتظری همچنین با اشاره به سامان پروژه درهامیری گفت: درهامیری یک سازه آبی است که گنجایش ذخیرهسازی ۵ میلیون متر مکعب آب را در خود دارد که اراضی اطراف خود را تبدیل به کشت آبی کند، که پیمانکار سال گذشته انتخاب شد اما پیمانکار بسیار ضعیف بود.
به گفته مدیرکل منابعطبیعی و آبخیزداری استان بوشهر، برای مطالعات جامع و کامل حوزه آبخیزداری شهرستان گناوه ۴۰۰ میلیون تومان اعتبار نیاز است.
او البته خرداد سال گذشته نیز درباره علت ایجاد کانونهای بحران فرسایش در بوشهر به تسنیم گفته بود: فقر، شوری خاک و پوشش گیاهی نامناسب سبب ایجاد کانونهای بحران فرسایشی در این استان شده است.
شرکت اتوبوسرانی معیشت کارگران را در نظر نگرفته
رانندگان اتوبوسرانی به مصائب کار در زمانه کرونا اعتراض کردند
شرکت اتوبوسرانی معیشت کارگران را در نظر نگرفته
رانندگان اتوبوسرانی شرکت واحد عادت کردند که همیشه حقوق و دستمزد معوقه داشته باشند. عادت کردند که دریافت اضافه کارشان عقب بیفتد، تسهیلات دریافت نکنند. در زمانه کرونا به رغم تعطیلی بعضی صنوف، رانندگان اتوبوس مجبور به ادامه کار شدند، درحالیکه کمتر کسی به نقش آنها توجه کرده بود. رانندگان اتوبوس در تاریخ 24 آذرماه به شهردار تهران و رئیس شورای شهر تهران نامههایی جداگانه نوشتهاند که نسخهای از آن به دست خبرنگار «پیامما» رسیده است، در این نامه عنوان شده که مدیریت شرکت واحد اتوبوسرانی هیچگونه تهمیدانی برای کمک به معیشت کارگران در نظر نداشته و با دستور کار کاهشی هزینههای شرکت واحد، باعث تعویق مطالبات به حق کارگران شده و برای آنها مشکلات معیشتی فراوان به بار آورده است. آنها همچنین با اشاره به رانندگان اتوبوسرانی که به کرونا مبتلا شدند و بر اثر این ویروس جان باختند، از ریاست شورای شهر خواسته تا با رفع نگاه تبعیض آمیز میان کارکنان شهرداری، آنها نیز از امکانات معیشتی، بهداشتی و درمانی بهرهمند شوند.
در این نامه همچنین به عدم اجرای بازنگری طرح طبقه بندی که سالها معوق مانده، متوقف شدن تسهیلات بلاعوض مسکن، عدم تحویل لباس فرم، کفش، واریز نامنظم و با تاخیر حقوق و دستمزد و پرداخت نشدن پاداش عدم تصادفات رانندگان اشاره شده است.
به FATF نپیوستیم، بار واکسن نرسید
سخنگوی دولت از دشواری انتقال پول به سازمان جهانی بهداشت گفت
به FATF نپیوستیم، بار واکسن نرسید
احمد مجتهد، کارشناس اقتصادی: پیوستن به FATF برای اقتصاد ایران شرط لازم است اما برای رونق اقتصادی کافی نیست.
| پیام ما | چند ساعت بعد از اینکه علی مطهری نماینده سابق مجلس در حساب توییتری خود از ابطال سهمیه واکسن در اثر حضور ایران در لیست سیاه FATF خبر داد و نوشت: «به خاطر این که در لیست سیاه FATF قرار داریم نتوانستیم پنجاه میلیون دلار مبلغ سهمیه ایران از واکسن کرونای سازمان جهانی بهداشت برای هشت میلیون ایرانی را منتقل کنیم و سهمیه ایران باطل شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام باید پاسخگو باشد» علی ربیعی سخنگوی دولت نیز از تاثیر این موضوع بر روند خرید واکسن کرونا گفت: «نپیوستن به FATF آثار خود را در تراکنشهای مالی نشان داده است، در انتقال پول به سازمان بهداشت جهانی مشکلاتی ایجاد کردند» چند سالی است که موضوع پیوستن ایران به این گروه بینالمللی اقدام مالی محل بحث بین موافقان و مخالفان این موضوع است. خرید واکسن کرونا باز هم پیوستن به FATF را تبدیل به تیتر رسانهها کرده است.
در چند روز گذشته داغ شدن هشتگ #واکسن_بخرید در شبکههای اجتماعی نشان از طرح جدی مطالبه مردمی برای خرید واکسن کرونا دارد. مطالبهای به حق که تامین آن علاوه بر خواست دولت و متولیان امور، نیاز به فراهم آوردن شرایطی و رفع موانعی دارد. موضوعی که بسیاری از مسئولان در مجلس و دولت نیز در روزهای اخیر به آن واکنش نشان داده و اظهار نظرهایی در این رابطه داشتند. از جمله اظهارات علی مطهری که در حساب توییتر او منتشر شد. مطهری از باطل شدن سهمیه واکسن ایران خبر داد، علی ربیعی چند ساعت بعد در خصوص برخی اظهارات درباره مشکلات نپیوستن به FATF برای خرید واکسن و نقلوانتقال پول گفت: «در مورد واکسن قبلاً همکاران من در وزارت بهداشت توضیحات مفصلی ارائه دادند اما در مورد انتقال پول بنابر قوانین تحریم و قواعد FATF چندین مرحله امکان انتقال پول با مشکل مواجه شد و با موانعی روبهرو بودیم. به طور کلی نپیوستن به FATF و در لیست سیاه قرار گرفتن آثار خود را بر تراکنشهای مالی و تامین مالی نشان داده است و حتی در مواقعی هم که تحریم مانع نمیشود متاسفانه FATF این بهانه را ایجاد میکند. قبلا دولت دیدگاه خود را در این زمینه اعلام کرده بود و امیدواریم با راهگشایی که رهبر معظم انقلاب برای امکان بررسی مجدد در مجمع تشخیص مصلحت نظام فراهم کردند، بتوانیم در این زمینه جلساتی داشته باشیم و آنچه که به مصلحت کشور است را تأمین کنیم» او هفته گذشته هم خبر از دستور رهبری برای رسیدگی به لوایح مرتبط با FATF داده بود.
سخنگوی دولت درباره برنامه دولت برای خرید این واکسن و زمان آغاز واکسیناسیون کرونا گفت: «خرید واکسن در جلسات ستاد کرونا و هیات دولت در حال پیگیری است.
بخشی از علت این که به سرانجام نرسید واقعا ناشی از فشارهای تحریم و از طرف دیگر مشکلات انتقال پول بود. پولی که باید به سازمان بهداشت جهانی پرداخت میشد در انتقال آن مشکل ایجاد کردند. اما ما قراردادمان با سازمان بهداشتی پابرجا است. اخیرا هم تصمیم گرفتیم به هر ترتیبی که شده این خرید را حتی با ریسک پرداخت بالای پول انجام دهیم» شاید بتوان گفت حالا که پای واکسن کرونا و سلامتی و جان مردم در میان است، مخالفان باید به تجدید نظر در اصرار بر مخالفت با FATF فکر کنند.
علاوه بر موضوع خرید واکسن و موانعی که نپیوستن به FATF در ایران ایجاد کرده است، در سالهای اخیر کارشناسان اقتصادی از تبعات مخالفت با این امر سخن گفتهاند و درباره آن هشدار دادهاند. در روزهای اخیر هم که باز موضوع پیوستن به این گروه مالی بینالمللی مطرح شده است، صاحبنظران حوزه اقتصاد اظهاراتی در این زمینه داشتند. از جمله احمد مجتهد، رئیس اسبق پژوهشکده پولی و بانکی که به ایرنا گفته است: «پیوستن به FATF و تصویب لوایح چهارگانه مربوط به آن برای اقتصاد ایران شرط لازمی است اما به تنهایی برای ایجاد رشد و رونق اقتصادی کافی نخواهند بود. ما برای آنکه اقتصاد ایران از شرایط فعلی خارج شده و به سمت رونق حرکت کند باید بتوانیم از لیست سیاه FATF خارج شویم تا پس از آن بتوانیم مبادلات بینالمللی داشته باشیم. البته مغلطهای که برخی از مخالفان پیوستن ایران به این سازمان بین المللی مطرح میکنند، این است که انتظار دارند با پیوستن به این معاهده، رونق اقتصادی هم ایجاد بشود و چون این اتفاق نمیافتد، پیوستن به آن را بیهوده توصیف میکنند»
مجتهد معتقد است: «FATF و معاهدات بینالمللی دیگر چون آن، از جمله WTO (سازمان تجارت جهانی)، همگی بسترهایی هستند که امکان مراودات بینالمللی را برای اقتصاد کشورها فراهم میکنند. به بیانی دیگر، استخرهایی هستند که به شناگران فرصت و امکان شنا در آن را میدهند. طبیعتا وجود استخر به معنای مهارت شناگر نخواهد بود و اگر ما میخواهیم شاهد رونق و رشد اقتصادی باشیم، علاوه بر حفظ امکان شنا در استخر، باید مهارتهای شناگری خود را هم افزایش دهیم. بنابراین پیوستن به FATF و تصویب لوایح چهارگانهای که دولت به مجلس تقدیم کرده بود، به منزله شروط لازم برای رونق اقتصادی کشور است. اما تحقق این مهم نیاز به شروط کافی دیگری دارد» اما مخالفان این موضوع میگویند در شرایطی که ایران در تحریم به سر میبرد پیوستن به FATF منطقی به نظر نمیرسد، از جمله محمد ابراهیم رضایی، رئیس کمیته هستهای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که معتقد است: «ما اگر به FATF بپیوندیم کشورهای دیگر میتوانند هر نوع نقلوانتقالات پولی و بانکی ما را رصد کنند که این خود به ضرر ما است. ما در حال حاضر تحت تحریم ۱۰۰ درصد بانکی هستیم، لذا تسهیل ارتباطات بانکی در شرایط تحریمی برای ما فایدهای نخواهد داشت پس با پیوستن به FATF اتفاق جدیدی نمیافتد بلکه آنها انرژی گذاشته تا اقدامات دیگری را علیه ما انجام دهند.»
ایران در حال حاضر در لیست سیاه FATF قرار دارد. گروه ویژه اقدام مالی در این لیست نام کشورهایی را قرار میدهد که به عقیده او در نبرد جهانی علیه پولشویی و تأمین مالی تروریسم همکاری نمیکنند، و به آنها لقب «کشورها یا قلمروهای غیر همکاری کننده» میدهد.
مجتهد در خصوص مضرات قرار گرفتن در لیست سیاه FATF میگوید: «این که بزرگترین مشکل بینالمللی امروز اقتصاد ایران را تحریمهای یکجانبه و ظالمانه دولت آمریکا علیه ایران میدانند، حرف درستی است و با خروج از لیست سیاه FATF در شرایط این تحریمها تفاوت ویژهای ایجاد نمیشود، اما باید توجه داشته باشیم که در همین شرایط تحریمی فعالان اقتصادی ایرانی میتوانستند با برخی بانکهای چینی، روسی و حتی ترکیهای مراودات مالی داشته باشند و با قرار گرفتن در لیست سیاه FATF این امکان از صادرکنندگان و واردکنندگان گرفته شد. اتفاقی که روند تجاری ایران را با خلل جدی دیگری مواجه ساخت.» مجتهد در گفتو گو با ایرنا همچنین درباره دلایل مخالفان پیوستن به FATF در ایران گفت: «این افراد به نوعی اقتصاد خودبسنده فکر میکنند، به این معنا که فضای تولیدی و اقتصادی داخلی کشور به گونهای شود که هرگونه ارتباط و وابستگی بنیادین به خارج مرزها از میان برود. این اعتقاد در حالی مطرح میشود و پیگیری شده است که واقعیت اقتصادهای کشورهای مختلف در سراسر جهان نشان میدهد امکان ایجاد چنین فضای بسته اقتصادی برای هیچ کشوری وجود نداشته و نخواهد داشت. حتی کره شمالی هم مروادات اقتصادی با چین دارد. اقتصاد ایران در ماههای گذشته رشد منفی داشته، این مسئله عوامل مختلفی دارد که از جمله آنها میتوان به منفی بودن نرخ سرمایهگذاری در داخل کشور اشاره کرد که تحت تاثیر تحریمها علیه ایران و عدم امکان ورود تکنولوژیهای جدید ایجاد شده است. در این شرایط برخی فکر میکنند ما میتوانیم تکنولوژی را خودمان ایجاد کنیم. البته که امکان ساخت در داخل وجود دارد، اما متاسفانه این تکنولوژیها عموما بسیار عقبتر از سطح دنیاست و بهرهوری بسیار کمتری دارند. مسئلهای که در صنعت پتروشیمی به وضوح شاهد آن هستیم. پتروشیمیهایی که کاملا با اتکا به داخل ساخته میشوند به دلیل عقب بودن از تکنولوژیهای روز دنیا، علاوه بر آنکه نسبت به نرم جهانی هزینه بسیار بیشتری را بر اقتصاد کشور تحمیل میکنند، در نهایت هم فقط میتوانند مواداولیه پتروشیمی را تولید کنند.
بنابراین امروز کشور ما فقط صادرکننده مواد اولیه پتروشیمی هست که ارزش افزوده کمی برای برای اقتصاد کشور ایجاد کرده است.
حتی اگر تحریمهای آمریکا علیه ایران همچنان باقی بماند، خروج ایران از لیست سیاه FATF، برای تجار و بازرگانان ایرانی امکان مراودات مالی بیشتر و کم هزینهتر را با کشورهایی مانند چین و روسیه فراهم میکند،.علاوه بر این بسیاری از بانکهای کوچک جهانی هم که مراودات چندانی با آمریکا ندارند، تمایل به پذیرش ریسک ارتباط با ایران را دارند و خروج از لیست سیاه میتواند این فرصت را به اقتصاد کشور تا مراودات خود را در سراسر جهان افزایش دهد» گروه ویژه اقدام مالی FATF در نشست خود در اسفند ماه سال گذشته نام ایران را در لیست سیاه خود قرار داد. و حالا در بحران جهانی کرونا حضور ایران در این لیست یکی از موانعی است که در راه خرید واکسن کرونا سر برآورده و بیش از هر زمان دیگری تبعات ملموس برای مردم دارد.
خانه بازمانده خاندان تاجران چای کلکته در تبریز سرانجام مرمت میشود
غبارروبی از چهره «کلکتهچی»
شهردار منطقه 8 تبریز: با توجه به فرسودگی دیوارها، ستونها و تخریب بخش وسیعی از خانه کلکتهچی، استحکامبخشی و پایدارسازی مطابق طرح و نقشه سابق این آغاز شده است.
|پیام ما| خبر رسیده که قرار است مرمتگران به بنبست کلکتهچی بروند. یعنی بروند به محله راستهکوچه، آنجا که سه خانه تاریخی دیگر نای ایستادن ندارند و به شانه هم تکیه کردهاند. این خانهها که بازمانده دوران قاجار و پهلوی اول هستند، چند قدم تا ویرانی فاصله دارند اما حالا خبر رسیده که قرار است مرمتگران به بنبست کلکتهچی بروند و از میان آن سه خانه، غبار را از چهره «کلکتهچی» بروبند، مرمتش کنند و به زندگی بازگردانند. این بنای با معماری اواخر قاجار و اوایل پهلوی درست در مرکز شهر و بافت تاریخی تبریز است و در نزدیکی خانه مشروطه. اما این اولین بار نیست که وعده مرمتش را میدهند.
آخرین بار دستور «آغاز فوری» عملیات مرمت خانه تاریخی کلکتهچی را یک سال پیش داده بودند. اما قید فوریت در این سالها باز هم از زبان مسئولان شهری مطرح شده بود. مثلا یک بار دیگر در بهمن 94 صادق نجفی، شهردار وقت منطقه هشت، از مرمت و احیای خانه تاریخی کلکتهچی «طی روزهای آتی» خبر داده و گفته بود: «با پایان یافتن برنامه مرمت، شاهد تعریف کاربری جدید متناسب با شان تاریخی و فرهنگی این خانه خواهیم بود.» این اظهارات مربوط به زمان خرید این بنا از سوی شهرداری منطقه هشت است. شهرداری تبریز خانه را خرید و برای مدتها رهایش کرد و ستونها و دیوارهای خانه صد ساله دوام نیاوردند و فرسوده شدند. بعد از تملک خانه باز هم فعالان و دوستداران میراثفرهنگی هشدار دادند که این خانه ویرانه شده و باید به دادش رسید. تا اینکه چند روز پیش شهردار منطقه هشت تبریز گفت عملیات مرمتی و استحکامبخشی خانه تاریخی کلکتهچی مطابق نقشهها و طرح اولیه این خانه آغاز میشود. یعنی سرانجام خانه خاندان کلکتهچی که در کار تجارت چای بودند، روز خوش خواهددید.
این ویرانه که از سه بنای همسایهاش سستتر است، روزی خانهای زیبا بود. خانهای که شاید این بار شبیه گذشته شود. با دو حیاط اندرونی و بیرونی؛ حیاط اندرونیاش در ضلع جنوبی و حیاط بیرونیاش در ضلع شمالی. با ایوانی ستوندار در ضلع جنوبی که بر ارسیهای خانه سایه انداخته است. دو رشته راهپله حیاط بیرونی را به راهروهای جانبی و بنا وصل میکند و ضلع شرقی حیاط اندرونی یک طنبی کوچک و چهار اتاق دارد. حیاط بیرونی دو حوض سنگی دارد که شاید دوباره احیا شوند. زیرزمین خانه کلکتهچی هم حوضخانه دارد. سقف حوضخانه کادربندی شکیلی دارد و گچبریها، سرستونهای زیبای گچی، ارسیهای نمای جنوبی و آجرکارینما و هرههای دیوار هم بر شکوه بنا افزودهاند.
ایسنا در گزارشی درباره این خانه نوشته است: «کمتر شهری را سراغ داریم که هر گذر آن، روایت خاص خودش را داشته باشد؛ کوچههای تبریز هر یک سند هویتی محسوب میشوند که با وجود دست درازی مدرنیسم به گلوی تاریخ آنها، هنوز نشانههایی از بزرگانی که در این مناطق زندگی کردهاند را در خود دارند، خواه با نصب تابلویی بر سر کوچه و خواه با بقایایی از یک بنای باشکوه، اما تخریب شده؛ بنبست کلکتهچی یکی از این کوچههاست که سه خانه تاریخی متعلق به این خاندان در آن قرار دارد، اما یکی از خانهها که گفته میشود با ارزشترین آنها بود، به فروش رفته است.»
حاج زینالعابدین، بزرگ خاندان کلکتهچی، چهار فرزند پسر به نامهای محمد، حسینقلی، علیمحمد و محمدباقر و دختری به نام خدیجه داشت، این خاندان به کار تجارت چای، بافت فرش و ریسندگی، مشغول و بانی کارهای خیر زیادی مانند احداث کتابخانه و مدرسه بودند.
به گفته نوادگان خاندان کلکتهچی، تعدادی از اعضای این خاندان برای تجارت چای به شهر کلکته و دارجیلینگ سفر میکردند، این خاندان همچنین یکی از بزرگترین کارخانجات ریسندگی و بافندگی را در محله کوی فیروز کنونی در تبریز احداث کرده بودند و فرشهای اهدایی این خاندان به بارگاه امام حسین (ع) و مسجد کلکتهچی هم دلیلی بر این ادعا است.
مرحوم حاج محمدعلی کلکتهچی در ایجاد پرورشگاه پسران و دختران و تیمارستان تبریز نقش داشته و ساخت کتابخانه مسجد جامع تبریز و بعضی از قسمتهای مسجد و لولهکشی مسجد گوهرشاد نیز از جمله اقدامات خیرخواهانه مرحوم حاج محمد باقر کلکتهچی، است؛ مسجد کلکتهچی در راسته کوچه (میدانویجویه) واقع شده است که مربوط به دوران قاجار بوده و از دیگر آثار بر جای مانده از کلکتهچیها به شمار میرود.
بر اساس اظهارات و ادعای محمد رحیم کلکتهچی، از دیگر نوادگان این خاندان و نوه حاج محمدباقر کلکتهچی، خانهای که شهرداری آن را خریده و تصمیم به مرمت آن گرفته به نام او و برادرش، یعقوب است و در این خصوص به ایسنا میگوید: پدربزرگم در سال ۴۰ از دنیا رفت و این خانه به ما رسید، شهردار منطقه ۸ تبریز پیشنهاد مرمت مجموعه را به ما دادند، با توجه به اینکه مرمت از عهده ما ساخته نبود، مرمت خانه را به عنوان باقیاتالصالحات مستقیما به شهرداری سپردیم تا خانه زمانی به مقصد گردشگری، تبدیل شود.
او که تجربه ۵۰ سال زندگی در خانه کلکتهچی را دارد، از روزهای پررونق این خانه یاد کرده و اتاقهایی را که در آن زندگی کردهاند را نشان میدهد و میگوید: «این خانه متعلق به تبریز است، خانه خواهان زیادی داشت، اما تصمیم گرفتیم آن را به شهرداری بسپاریم.»
او میگوید: «این خانه با حدود ۷۰۰ متر مربع از سال ۷۶ خالی از سکنه شد، اما اشیایی داخل آن بود.»
گفته میشود بخشی از اسناد و اشیای موجود در خانه طی چند سال گذشته و به دنبال رها شدن، به سرقت رفته است. طرح مرمت خانه کلکتهچی به تازگی برای تایید اداره کل میراثفرهنگی آذربایجان شرقی ارسال شده است.
کارشناس مرمت بناها و بافتها تاریخی شهرداری تبریز با بیان اینکه خانه کلکتهچی در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی ساخته شده است به ایسنا، میگوید: «این مجموعه متشکل از سه خانه قدیمی در محله راسته کوچه در بنبست کلکتهچی واقع شده است، آجرکاری و گچکاریهای بینظیر خانه کلکتهچی در هر طبقه دیده میشود و تلفیقی از این دو هنر زیبا در نماسازی این بنا به کار رفته است.» الناز سیاسی میافزاید: «خانه کلکتهچی در دور اول شهرداری آقای علی مدبر خریداری شده، اما پس از آن هیچ طرح مرمتی و عملیات صحیح مرمتی انجام نشده است، اما طرح مرمتی بنا پس از انتصاب مجدد آقای مدبر به عنوان شهردار منطقه ۸ تبریز با پیگیری مکرر و همت او، آماده شد و عملیات مرمتی آن، آغاز شده است.»
به گفته کارشناس مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در حال حاضر طرح مرمت و رفع آسیب از طبقه دوم خانه کلکتهچی آغاز شده و مرمت ادامه خواهد داشت.
شهردار منطقه ۸ تبریز نیز با اشاره به تداوم عملیات مرمتی و استحکامبخشی خانه تاریخی کلکتهچی مطابق نقشهها و طرح اولیه این خانه، میگوید: «با توجه به فرسودگی دیوارها، ستونها و تخریب بخش وسیعی از خانه تاریخی کلکته چی، به منظور احیای دوباره این خانه تاریخی، شهرداری منطقه هشت تبریز با حمایتهای شهردار کلانشهر تبریز عملیات استحکام بخشی و پایدارسازی این خانه تاریخی را مطابق طرح و نقشه سابق این خانه، آغاز کرده و تمام قسمتهای تخریب شده خانه، احیا و بازسازی میشود.»
علی مدبر حرفهایش را اینطور به پایان میبرد: «چندین سال قبل با وجود محدودیت مالی منطقه تمام توان خود را برای تملک این خانه تاریخی بهکار بسته و توانستیم مانع تخریب خانه کلکتهچی شویم، متاسفانه به دلیل عدم مرمت و نگهداری مناسب، وضعیت این خانه تاریخی نامناسب بود که فورا عملیات مرمتی این خانه تاریخی را طی ماه اخیر آغاز کردهایم و بهزودی شاهد احیا و بازسازی خانه کلکتهچی خواهیم بود.»
توان رئیس جمهور شدن را در خودم نمیبینم
محمد جواد ظریف در گفتوگو با شبکه طلوع افغانستان:
توان رئیس جمهور شدن را در خودم نمیبینم
همه گروههای افغان باید در مورد آینده افغانستان تصمیم بگیرند.
محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به سوالی درباره احتمال نامزدیاش در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری، به صراحت این احتمال را رد کرد. به گزارش ایرنا، ظریف در گفتوگو با خبرنگار شبکه تلویزیونی” طلوع نیوز ” افغانستان به سوالات مجری این رسانه در مورد روابط ایران و افغانستان و برخی موضوعات مهم مرتبط بین دو کشور پاسخ گفت.
وزیر خارجه ایران در پاسخ مجری که پرسید “با روی کار آمدن دولت بایدن، انتظار دارید که برجام برخواهد گشت یا مذاکرات از سر گرفته میشود؟” گفت: ما معتقدیم سیاستی که آمریکا در دوران آقای ترامپ دنبال کرد-سیاست فشار حداکثری- به اهداف خودش نرسید. این به معنای این نیست که به ما فشار اقتصادی نیاوردهاند، به مردم ما فشار نیاوردهاند. چرا! مردم ما را حتی از واکسن کرونا محروم کردند. اما نتوانستند به اهدافشان برسند. آقای بایدن یا خود آقای ترامپ اگر میفهمیدند که این سیاستشان غلط است، باید سیاست را کنار بگذارند. آمریکا بهعنوان عضو ملل متحد و عضو شورای امنیت موظف است قطعنامه شماره ۲۲۳۱ را اجرا کند و آن یعنی اینکه باید تحریمها را بردارد. ایران هم اعلام کرده که اگر امریکا تحریمها را بردارد، ما بتوانیم نفتمان را بفروشیم، پولهایمان را بتوانیم برگردانیم- آن وقت هست که ما به تعهدات برجامیمان برمیگردیم. شرایط برمیگردد به سمت شرایط عادی. ظریف در پاسخ این سوال مجری که “خوشبین هستید به آمدن بایدن؟ ” گفت: من نه خوشبینم نه بدبین. این یک تصمیمی است که آنها باید بگیرند. اگر آنها چنین تصمیمی گرفتند، همانطور که عرض کردم، بیانیه در برابر بیانیه، اقدام در برابر اقدام. آنها نمیتوانند یک بیانیه بدهند ولی تحریمها سر جایش باشند و توقع داشته باشند ما اقدام بکنیم. بیانیه بدهند ما هم بیانیه میدهیم، اقدام بکنند ما هم اقدام میکنیم. ظریف در پاسخ این سوال مجری که “تا شش ماه دیگر ایران شاهد انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود، آیا نامزد این انتخابات هستید یا خیر؟” گفت: این جواب، کوتاهترین جواب سوال شما خواهد بود؛ قطعاً خیر. من توان خودم را میدانم و آن کار را در توان خود نمیبینم.
سیاست ایران در برابر افغانستان تغییر نکرده
وزیر امور خارجه ایران درباره نقش ایران در برنامه صلح افغانستان گفت: ایران حامی دولت و مردم افغانستان است و میگوید که همه گروههای افغان باید در مورد آینده این کشور تصمیم بگیرند و این سیاست نظام و دولت ایران در قبال افغانستان است. ظریف تأکید کرد: نقش شهید سردار سلیمانی در برقراری و ایجاد نظام دموکراسی در افغانستان در کنفرانس «بن» اگر از من بیشتر نبود، کمتر هم نبود. ظریف در پاسخ مجری این شبکه تلویزیونی که پرسید «آیا افغانستان یک کشور اشغال شده توسط آمریکاست؟» گفت: ما افغانستان را یک کشور مستقل میدانیم که در طول نزدیک به ۱۹ سال گذشته از کنفرانس «بن» در سال ۲۰۰۱ تاکنون دستاوردهای زیادی در حوزه دموکراسی، حقوق مردم، حقوق زنان و حقوق اقلیتها داشته است. او افزود: مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خودشان در افغانستان یک واقعیت هست و باید این واقعیت را به رسمیت بشناسیم. اینها اتفاقاتی است که افتاده، ما همواره با حضور نیروهای خارجی در منطقه مخالف بودیم.
ظریف در پاسخ این سوال که “آیا پس از شهادت سردار سلیمانی سیاست ایران در برابر افغانستان تغییر کرده است؟” گفت: سیاست ما هیچگاه در برابر افغانستان تغییر نکرده است، ما همیشه حامی دولت و مردم افغانستان هستیم و معتقدیم باید همه گروههای افغانی در مورد آیندهی افغانستان تصمیم بگیرند و این سیاست، سیاست نظام هست نه سیاست بنده بود، نه سیاست مرحوم شهید سلیمانی.
البته این را باید تاکید بکنم که نقش شهید سلیمانی در برقراری دموکراسی در افغانستان در کنفرانس «بن»، اگر از من بیشتر نبود، کمتر هم نبود.
وزیر خارجه کشورمان در پاسخ این سوال که “شما پس از ترور( سردار ) قاسم سلیمانی گفتید که امریکا باید از منطقه بیرون رود” گفت: ما همیشه این را گفتهایم. گفتهایم ترور شهید سلیمانی خروج امریکا از منطقه را تسریع کرد کما اینکه دیدیم در عراق، پارلمان عراق رأی داد به ضرورت خروج نیروهای آمریکایی.
او افزود: در افغانستان ما معتقد به خروج قانونمند و حسابشده نیروهای خارجی هستیم. براساس خواست مردم افغانستان و با تحویل مسئولانهی مسئولیتهای امنیتی به نیروهای افغانی نه به شکلی که حالا آمریکاییها خودشان بروند با طالبان مذاکره کنند. ظریف در پاسخ این سوال که “آیا فکر نمیکنید حضور آمریکا در افغانستان به امنیت ملی ایران هم کمک کرده است؟” گفت: فکر نمیکنیم.
ما این برداشت را نداریم. حضور خارجی در هر جایی باعث میشود احساسات داخلی ایجاد شود که این احساسات داخلی را تندروها و افراطگرایان از آن استفاده میکنند برای اهداف تروریستی. این یک واقعیت بوده، ما در عراق دیدیم، ابومصعب زرقاوی در عراق بعد از این ایجاد شد. حضور آمریکا در افغانستان باعث جریحهدار شدن احساسات گروههایی در افغانستان شد که توسط داعش، توسط القاعده و توسط تحریک طالبان مورد سواستفاده قرار گرفت.
ایران با دولت رسمی افغانستان ارتباط دارد
وزیر خارجه ایران در ادامه گفتوگو، در پاسخ مجری این برنامه که گفت ” شما در زمان طالبان که هشت همکار شما را در مزارشریف به همراه یک خبرنگار کشتند ،سفارت نداشتید، اما در ۲۰ سال گذشته در افغانستان نقش فعالی دارید” اعلام کرد: ما در زمان طالبان با دولت مرحوم استاد ربانی رابطه داشتیم که سازمان ملل متحد دولت استاد ربانی را بهعنوان دولت رسمی افغانستان میشناخت و ما هم با آن دولت رابطه داشتیم و در افغانستان بسیار فعالانه با اتحاد شمال یعنی با دولت قانونی افغانستان همکاری میکردیم. ظریف افزود: ما با دکتر عبدالله که آن زمان وزیر خارجه دولت بود، رابطه تنگاتنگ داشتیم. من قبل از اینکه به کنفرانس بن بروم، در تهران با آقای دکتر عبدالله ملاقات کردم و نظرات دولت قانونی افغانستان را از آقای دکتر عبدالله شنیدم و بر اساس آن به کنفرانس بن رفتم. لذا رابطه ما با دولت قانونی افغانستان همواره بوده و در ۲۰ سال گذشته هم خوشحالیم که دولت قانونی افغانستان براساس یک مبنای دموکراتیک و رعایت حقوق مردم تشکیل شد، همواره نقش فعالی را داشتیم چه در کنفرانس بن، چه در کنفرانس توکیو و چه در افتتاح راه آهن خواف-هرات که آخرین دستاورد ما از این روابط بود.
مدیر مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیطزیست درباره سوزاندن مازوت و افزایش آلودگی هوا در شرایط شیوع کرونا میگوید
وزارتنفت متهم مازوتسوزی
فیلترهای جاذب دوده فقط در ۵۰ اتوبوس شهر تهران نصب شده و حتی سال گذشته ردیف اعتباری مربوط به نصب فیلتر جاذب دوده توسط شورای شهر حذف شد.
فروغ فکری | نیمه دوم سال برای همه آنها که در کلانشهرها زندگی میکنند، نیمه تاریکی است؛ پر از دود و آلودگی. در تمام این سالها بارها و بارها از دلایل آلودگی هوا گفته شده و هربار هم متهمان جدیدی به فهرست آلودهکنندگان اضافه شده است. در روزهای آلوده گذشته هم صحبت از سوزاندن مازوت به میان آمد و محمدمهدی میرزایی قمی، مدیر مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیطزیست در واکنش به انتقادات مطرح شده گفت که با وجود مخالفت سازمان به عنوان نهاد ناظر، «مراجع ذیربط» در «شرایط فعلی کشور و بحرانهای به وجود آمده»، استفاده از سوخت مازوت را «در بعضی از مواقع» اجتنابناپذیر دانستهاند. او حالا به «پیام ما» میگوید: «به وزارت نفت تاکید شده که سوخت استاندارد در اختیار وزارت نیرو قرار دهد اما تاکنون این امر محقق نشده است. ما حتی میگوییم استفاده از مازوتی که سولفور سوختش پایین است قابل تحمل است اما مازوتی که در حال حاضر استفاده میشود سهونیم درصد است.» همزمان در حالی که آلودگی هوای تهران به دهمین روز رسیده، محیط زیست تهران استفاده از مازوت را در صنایع این شهر رد کرده است. همه اینها در حالی است که به گفته میرزایی، امسال با همهگیری کرونا، شرایط حادتر از سالهای گذشته است. الگوهای حملونقل تغییر کرده و استفاده از خودروهای شخصی بیشتر شده. مدیر مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم معتقد است هرچند در حال حاضر خلاف نظر بسیاری، استانداردهای سوخت خودرو مناسب است اما آنچه به آن بیتوجهی شده استفاده نکردن از فیلترهای جاذب دوده در اتوبوسهاست، تا جایی که این فیلترها تنها در ۵۰ اتوبوس شهر تهران نصب شده و حتی سال گذشته ردیف اعتباری مربوط به نصب فیلتر جاذب دوده توسط شورای شهر حذف شده است.
آقای میرزایی! در هفتههای گذشته با وجود محدودیت رفت و آمدها اما همچنان آلودگی ادامه داشته است، حتی در روزهای تعطیل. دلیل این روند که سبب گلایه بسیار هم شده، چیست؟
یکی از راهکارهایی که هر سال توصیه میکردیم و در سطح افکار عمومی هم روی آن مانور داده میشد، استفاده بیشتر از حملونقل عمومی بود اما امسال به دلیل شیوع کرونا الگوهای ترافیکی تغییر کرد و بر اساس دستورالعمل وزارت بهداشت استفاده حداقلی از سیستم حملونقل عمومی توصیه شد و در نتیجه شاهد این هستیم که استفاده از مترو حدود ۵۰ درصد کاهش داشته و شمار مسافران بیآرتی به نصف رسیده. کاهش مسافران به معنای از بین رفتنشان نیست بلکه این افراد به سیستم حملونقل فردی منتقل شدهاند. البته توصیهها مطابق با اتفاقی است که در جهان روی داده و خلاف نیست و لاجرم مردم مجبور به استفاده از خودروی شخصی شدهاند و در نتیجه این روند، الگوهای ما برعکس شده است. ما که برای کاهش آلودگی هوا استفادهنکردن از خودروی شخصی را توصیه میکردیم، شاهدیم که چطور با شیوع کرونا خودروهای شخصی به واسطه شیوع ویروس کرونا بیشتر شده. در نتیجه افزایش آلودگی هوا هم بیشتر شده است.
آیا همین هم دلیل آن بوده که تابستان امسال ازن بیشتری به نسبت قبل در هوا وجود داشت؟
بله. یکی از عوامل اصلی همین بوده. ازن آلایندهای ثانویه ناشی از ناکس است و با تابش نور خورشید و بر اثر فعلو انفعالات مختلف پدیدار میشود. تغییر الگوی ترافیکی در تابستان هم از جمله دلایل اصلی وجود ازن بود. این است که نمیتوانیم بگوییم چون کرونا و قرنطینه بوده باید آلودگی هوا کم شود؛ چه بسا بیشتر هم شده است. این در حالی است که میدانیم رابطه مستقیمی هم بین شیوع ویروس کرونا و آلودگی هوا وجود دارد.
بر اساس مطالعات انجام شده در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا که دانشگاه هاروارد آن را منتشر کرده است، اعلام شده که افزایش یک واحد ذرات معلق پیام ۲.۵ باعث افزایش هشت درصدی قربانیهای کرونا میشود.
با این شرایط پیشبینی شما برای زمستان امسال چیست؟
اگر نتوانیم آلودگی هوا را کاهش دهیم یا کنترل کنیم، اثرات زیادی بر روی کرونا هم خواهد داشت و هشت درصد مرگومیر را افزایش میدهد. امسال شاهد شرایط حادتری هستیم. آنچه آلودگی شش ماهه دوم سال را رقم میزند، وسایل نقلیه دیزلی و موتورسیکلتها هستند. به همین خاطر اگر بخواهیم راهکاری داشته باشیم و الویتبندی کنیم بهتر است روی وسایل سنگین و موتورسیکلتها تمرکز کنیم. به همین خاطر از سالهای گذشته بر همین موضوع تمرکز کردهایم. راهکار مشخص است و همه کشورهای توسعهیافته دنیا زمانی با این مسئله درگیر بودهاند.
درباره موتورسیکلتها انتقاداتی مطرح است، از جمله اینکه جمعآوری موتورها با جدیت انجام نمیشود. در واقع صحبت همکاری نهادهای دیگر است. مشکل از کجاست؟
سازمان محیطزیست نهاد اجرایی نیست و نظارتی است و وظایف ما هم در قانون فقط در همین حد قرار دارد و در بحث اجرا سازمانهای مرتبط باید عمل کنند و درباره موتورسیکلتها هم این وظیفه برعهده وزارت صنعت، معدن و تجارت است اما متاسفانه هیچ اتفاق مثبتی درباره آن نیفتاده است. لازم است که دولت در سطح ملی اعتبارات لازم را تامین کند.
از سویی بحثهایی درباره استفاده از موتورهای برقی هم وجود داشت. این طرح به کجا رسید؟
با افزایش قیمت دلار قیمت موتورسیکلت هم افزایش داشته. قیمت موتورهای برقی هم یکونیم تا دو برابر قیمت موتورهای عادی است و قیمت تمامشده آنها بیشتر مربوط به باتری است. به همین دلیل دولت باید پا پیش بگذارد. در شهرهای شانگهای و پکن چین غیر از موتورسیکلت برقی هیچ موتور دیگری اجازه تردد ندارد چرا که دولت کمک کرده، وام داده و مردم خریدند. یک طرف مسئله مادی است و طرف دیگر مهیاکردن زیرساخت. پیشنهاد ما این بود که تاکسیهای شهر تهران برقی شوند اما زیرساختش فراهم نیست.
در جلسههای پیشین کارگروه کاهش آلودگی هوای استانداری، تصویب شد که نصب فیلتر دوده برای اتوبوسها عملیاتی شود. آیا این وعده عملی شده است؟
این امر یکی از تکالیف وزارت کشور بود که سازمان شهرداریها و دهیاریها از جمله زیرمجموعههایش هستند اما متاسفانه شاهدیم هیچ اقدامی انجام نگرفته. نصب فیلتر دوده در شهر تهران فقط برای ۵۰ دستگاه اتوبوس انجام شده. یعنی در کل کشور همین تعداد اتوبوس مجهز به فیلترهای جاذب دوده هستند. این در حالی است که میدانیم فیلترهای جاذب دوده قابلیت نصب ذرات معلق تا ۹۹ درصد را دارند. الان به دلیل تحریم، افزایش قیمت اتوبوسها و … امکان اجرا نیست. هرچند نیاز به واردات هم نیست و شرکتهای دانشبنیان داخلی این کار را انجام میدهند. ما یا باید اتوبوسهای فرسوده را از رده خارج کنیم و اتوبوسهای جدید وارد ناوگان کنیم یا اینکه ناوگان فعلی را بازسازی کنیم که منظور نصب همین فیلترهاست. استفاده از فیلترها در سایر کشورها موفقیتآمیز بوده اما در سازمان شهرداریها اصلا مورد توجه قرار نگرفته و در شهرداری تهران و شورای شهر هم به این امر بسیار بیتوجهی کردهاند. حتی سال گذشته شورای شهر ردیف اعتباری مربوط به نصب فیلتر جاذب دوده را حذف کرد. در حال حاضر هم شهرداری و معاونت حملونقل ترافیک تعدادی اتوبوس دارند که پلاک ملی ندارند و پلیس راهور به آنها اعلام کرده که اگر میخواهند تردد کنند، باید پلاک بگیرند و پیششرط گرفتن پلاک دریافت مجوز محیطزیست است. ما هم اعلام کردیم باید فیلتر جاذب دوده داشته باشند اما همچنان اصرار دارند که بدون نصب فیلترها پلاک بگیرند و مخالفت کردیم.
فارغ از بحث موتورسیکلتها و خودروهای سنگین، ضعف سیستماتیک در مواجهه با خودروسازهای عادی هم از جمله دیگر انتقادات در موضوع آلودگی هواست. در این حوزه سازمان محیطزیست آیا فعالیت جدیدی انجام داده؟
چالش بسیار وجود داشته و خواهد داشت اما استفاده از استانداردهای یورو ۵ به صورت کامل اجرایی شده و هیچ خودروسازی نبوده که محصولاتش را با استاندارد یورو ۴ برای سال ۹۹ عرضه کند و مجوز بگیرد. در این میان فقط یک مصوبه برای ۵ هزار تاکسی با استاندارد یورو ۴ داشتیم که بابت نوسازی ناوگان تاکسیرانی ارائه شد و تنها این تعداد خودروی دوگانهسوز با استاندارد پایینتر وارد خیابانها شدند و البته میزان آلایندگی این خودروهای دوگانهسوز کمتر بود و چون قرار بود جایگزین تاکسیهای فرسوده با عمر بالای ۱۵ سال شوند، قابل قبول بود. در واقع چون تاکسیهای قدیمی وضعیت بدتری داشتند، به اینها مجوز داده شد. بحث نظارتی در دو بخش است. یکی در بخش تولید خودرو و دیگری در بخش پس از تولید. در بخش تولید داشتن استاندارد یورو ۵ عملیاتی شد و بعد از تولید مسئله COP (نظارت بعد تولید) مطرح است که آیا خودروی تولیدی همان شرایطی را دارد که خودروساز اعلام کرده؟ قطعات آلایندگی تعویض نشده و آیا کارکرد لازم را دارد؟ این کار هم به صورت تصادفی و بدون اطلاع انجام میشود. به آزمایشگاه میفرستیم و اگر استاندارد لازم را نداشت اخطار میدهیم و در صورت بیتوجهی خط تولید پلمب میشود. این کار از سال ۹۸ با جدیت انجام شده و در حال عملیاتیشدن است.
به ارتباط بنزین و آلودگی هوا بپردازیم. مقاومت خودروسازان درباره تغییر استاندارد هم از چالشهای مدام سازمان محیط زیست در یکی دو سال اخیر بوده است. آیا سوختی که در کشور توزیع میشود استاندارد است یا اینکه شایعهها و انتقادات درباره کیفیت سوخت و ارتباط آلودگی صحت دارد؟
به غیر از موضوع کیفیت سوخت، آنچه مطرح میشود موضوع آلایندگی یورو ۵ است. یکی از دلایلی که خودروسازان برای بالا نبردن استاندارد از یورو۴ به یورو۵ مطرح میکردند، موضوع سوخت بود و میگفتند در حال حاضر سوخت بنزین یورو۵ در کشور نیست و تا وقتی نباشد نمیتوانیم استاندارد شویم. اما از نظر ما اگر خودرویی استاندارد آلایندگیاش یورو ۵ باشد، میتواند با سوخت یورو ۴ هم تردد کند. بدون اینکه مشکلی داشته باشد و آلایندگیاش افزایش پیدا کند. این در حالی است که اکثر کشورهای پیشرفته دنیا که یورو ۶ هستند بین استاندارد سوخت و استاندارد آلایندگیشان تفاوت وجود دارد. به این معنا که ابتدا استاندارد آلایندگی تدوین شده و بعد سوخت به آن رسیده و این با توجه به نوع خودروها به موتور صدمهای نمیزند. در کشور ما سوخت یورو۴ در کلانشهرها توزیع میشود که با نظارت سازمان ملی استاندارد، این سوخت استاندارد است. نظارت بر سوخت را هم سازمان استاندارد و محیطزیست انجام میدهد. این استانداردها ۲۰ فاکتور دارند که نظارت بر چهار فاکتور آن بر عهده سازمان محیطزیست است و ۱۶ فاکتور دیگر را سازمان استاندارد انجام میدهد. مسئله سوخت برای خودروها، مسئله سختی نیست اما برای نیروگاهها ماجرا متفاوت است.
ما در دو سال اخیر پیگیریهای بسیاری داشتیم و حساسیتها در افکار عمومی و مسئولان اجرایی از اعتبار و ارزش بیشتری برخوردار شده است. دیگر از آن وضعیت سختِ گذشته تا حدی بیرون آمدهایم. برای نمونه در زمینه سوخت از ۷-۸ هزار پیپیام به زیر ۲۰۰ پیپیام رسیدهایم. هرچند استاندارد یورو۴ میگوید برای سوخت باید حتما ۵۰ پیپیام باشد اما با این حال رسیدن به همان رقم ۲۰۰ هم کار آسانی نبوده و نشان میدهد که در این سالها چقدر کار انجام گرفته. هرچند باید به میزان استاندارد برسیم. این در حالی است که قدرت خودروسازان در کشور زیاد است. زمانی میخواستیم پیکان را از رده خارج کنیم اما چندین و چند بار این اتفاق عملیاتی نشد و بعد از سالها توانستیم از رده خارج کنیم. یورو ۵ امسال به خاطر همین حساسیتها عملیاتی شد.
به سوخت نیروگاهها اشاره کردید. مازوتی که به عنوان سوخت نیروگاهها استفاده میشود، همیشه در فصول سرد سال دردسرساز بوده. چطور برای این امر در این سالها کاری انجام نگرفته؟
منابع ثابت تولید آلایندگی ما در نیروگاهها، پتروشیمیها، پالایشگاهها است. یکی از مشکلات در فصل سرد، تزریق سوخت مایع به نیروگاههاست. اکثر اوقات هم گازوئیل نیست و نفت کوره یا مازوت تزریق میکنند. علت را هم در این میدانند که در فصل سرد مصرف گاز خانگی زیاد است و در تزریق سوخت گازی مشکل داریم چرا که اولویت با تامین گاز خانگی است و به دلیل تحریمها، اولویت بعدی با صادرات است. این است که نمیتوانند به نیروگاهها گاز تزریق کنند و آنها به نفت کوره یا مازوت روی میآورند. هرچند پیگیری کردیم و مکاتبات بسیاری با وزارت نفت داشتیم.
از طرف دیگر بخشی از ماجرا مرتبط با مسائل کلان سیاسی و اجتماعی است و نمیشود فقط از بعد محیطزیست به آن نگاه کرد. این موضوع در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفت اما مسائل دست به دست هم داده و آلودگی تشدید شده است و اگر بخواهیم آلودگی نداشته باشیم، نباید اجازه استفاده از مازوت در نیروگاهها و کارخانههایمان داده شود. به این ترتیب در منابع ثابت هم سوخت غیراستاندارد استفاده میشود. برای حل این مشکل هم دو ماده قانونی داریم که تکالیفی را برای وزارت نفت و نیرو مشخص کرده و به وزارت نفت تاکید شده که سوخت استاندارد در اختیار وزارت نیرو قرار دهد اما تاکنون این امر محقق نشده است. ما حتی میگوییم استفاده از مازوتی که سولفور سوختش پایین است قابل تحمل است اما مازوتی که در حال حاضر استفاده میشود سهونیم درصد است. در حالی که در شرایط استاندارد باید زیر یک درصد باشد. وزارت نیرو هم مکلف شده که اگر سوخت استاندارد در دسترسش نبود موظف است فیلترهای کاهش آلایندگی را بر روی دودکشها نصب کند اما هیچیک از این دو وعده عملی نشده است. هرکدام از وزارتخانهها وظیفه را بر عهده دیگری میگذارند و این چرخه معیوب در حال تکرار است.
البته اینطور که به نظر میرسد ما در زمینه قانونگذاری مشکلی نداریم. قانون هوای پاک هم از جمله قوانین کامل کشور است اما در زمینه عملیاتی شدن مشکلات بسیار زیاد است.
قانون هوای پاک سال ۹۶ ابلاغ شد و پیش از این هم قوانینی داشتیم و تمام احکام قبلی در آن تجمیع و در قالب این قانون ابلاغ شد. ما برای عملیاتیشدن این قانون سامانه نظارتی هوای پاک را به وجود آوردیم که وظایف تمامی دستگاههای اجرایی در آن هویداست. درصد پیشرفت و میزان فعالیتهایشان مشخص است. ما این گزارش را هر سه ماه یک بار برای نهادهای نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارسال میکنیم. سازمان محیطزیست وسعت عمل ندارد و دستگاههای اجرایی بر اساس گزارشهای ما باید وارد عمل شوند. دوستان در این سازمانها باید پیگیر شده و وارد عمل شوند و این وظیفه این نهادهای نظارتی است و از جهت تضییع حقوق عامه هم قوه قضاییه باید وارد عمل شود. سازمان محیط زیست تلاش کرده و باقی ماجرا در دست دیگر نهادها و سازمانهاست.
درنهایت شرایط آلودگی هوای امسال را چطور پیشبینی میکنید؟
امسال، به خاطر شرایط خاصی که در آن هستیم سال آلودهتری خواهیم داشت. هم به واسطه کرونا و هم تحریمها و تخصیص نیافتن اعتبارات لازم، سختتر خواهد بود و با توجه به اینکه پارسال آلودگی کاهش یافت، امسال شاهد چنین اتفاقی نخواهیم بود. ما برای سال ۹۹ با توجه به دستورالعملهای جهانی شاخصها را سختگیرانهتر کردیم و همین هم دلیلی بود که روزهای آلوده بیشتری در آمار باشد اما در مقایسه با همان استاندارد قبلی وضعیت بهتری را تجربه کردیم.
وضعیت در شهرهای دیگر چطور است و نظارتها آنجا چه وضعیتی دارد؟
در زمستان کلانشهرهایی که نیروگاه و پالایشگاه دارند و از سوخت مازوت استفاده میکنند وضعیتشان حاد است؛ مانند اراک، اصفهان یا مشهد. اما درباره آلودگی هوا، کلانشهری که اولویت دارد، تهران است.
آیا با وجود افزایش حجم تردد خودروها و آلایندهها میتوان به کنترل آلودگی هوا امیدوار بود؟
من بسیار امیدوار هستم و به دلیل ادامه پیگیریها و نظارتها آینده را روشن میبینم. ما توانستیم از ظرفیت مدیریت سازمان برای اعمال قانون استفاده کنیم اما نیاز است همه دستگاهها و ارگانها دست به دست یکدیگر بدهند و از این موقعیت گذر کنند و بدانند این چرخدندهها بدون همراهی کار نمیکند.
هوا آلوده است. شهروندان تهران و تعدادی دیگر از کلانشهرها هر روز خبر آلودگی را از رادیو و تلویزیون، نشریات و شبکههای اجتماعی میشنوند و میخوانند و حیران ماندهاند که سرانجام آلودگی کی تمام میشود؟ سه سال است که در این مملکت قانون هوای پاک تصویب و به اجرا گذاشته شده اما گویی این قانون هم کنار قوانینی قرار گرفته است که قرار نیست با تصویبشان گرهای گشوده شود. مثلا در این قانون مشخص شده بود که شهرداریها باید برای خودروهای ناوگان حمل و نقل عمومی فیلتر جاذب دوده بخرند. اما دیدیم که در یکی دو سال اخیر همین شورای شهر تهران که اعضایش از آلودگی هوا دلگیرند و انگشت اتهام را به سوی سازمان حفاظت محیط زیست نشانه گرفتهاند؛ به خرید فیلتر دوده رای ندادند. حتی آقای علیخانی، عضو شورای شهر طرفداران خرید فیلتر جاذب دوده را به همدستی با دلالها متهم کرده بود. بگذریم. همین قانون هوای پاک تکلیف معاینه فنی خودروها و تکالیف دیگر را هم مشخص کرده اما کدام یک درست و حسابی اجرا شده؟ سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان ناظر چه کرده؟ اصلا زورش به وزارت نفت و نیرو میچربد که در نیروگاهها مازوت نسوزانند؟ تحریمها و تنگناهای مالی هم که طرح تعویض خودروهای فرسوده را به کلی به حاشیه رانده است. تعیین روشهای تامین مالی جایگزین برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده هم که چون کاری دشوار است؛ کسی به آن تن نمیدهد. مقابله با آلودگی هوا یک آزمون دشوار برای همکاری بین دستگاهی است. آزمونی که تاکنون هیچ دستگاهی در آن نمره قبولی نگرفته. برای اینکه این همکاری به نتیجه برسد خیلی عوامل دخیل است. دستگاههای دولتی و نهادهای عمومی مانند شورای شهر و شهرداری باید گوش شنوا داشته باشند، باید که پارامترهای اقتصادی اجرای قانون به خوبی تحلیل شود و البته باید سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان بازوی نظارتی از گفتاردرمانی به کنشگری تغییر رویه دهد.
سازمان محیط زیست: شورای شهر نباید محفلی سیاسی باشد
انتقاد اعضای شورای شهر تهران از سازمان حفاظت محیط زیست بابت آلودگی هوا واکنش این سازمان را در پی داشت
سازمان محیط زیست: شورای شهر نباید محفلی سیاسی باشد
تجریشی، معاون سازمان حفاظت محیط زیست: شورا برای بازسازی و نوسازی اتوبوسها بر اساس قانون هوای پاک چه کرده است؟
یک استاد دانشگاه: اگر سازمان حفاظت از محیط زیست اجازه استفاده از مازوت را داده باید توضیحات علمی دهد نه مدیریتی و سیاسی
سوگل دانائی | «سازمان حفاظت از محیط زیست هیچ وقت پاسخگو نیست به دغدغههای نمایندگان در پارلمان محلی توجه نکرده و هیچ وقت پاسخ نداده است. اما توقع داریم که به انتظار از مردم برای کاهش آلودگی پایان دهند.» این شاید عصاره تذکری بود که روز یکشنبه آخرین روز پاییز در صحن علنی شورای شهر به سازمان حفاظت از محیط زیست داده شد. زهرا نژاد بهرام، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران در ادامه این تذکر ریه تهرانیها را به انباری تشبیه کرد که مملو از مازوت شده است و تنفس هوای پایتخت را برای آنها دشوار کرده است. تذکری که بعد از آن با تذکر آرش میلانی، دیگر عضو هیات رییسه شورای شهر تهران درباره پدیده «مه دود» همراه شد. به گفته میلانی هفته گذشته شاخص آلودگی هوای تهران به 150 رسیده و این یعنی شاخص ناسالم برای همه گروههای حساس. به رغم اینکه اعضای شورای شهر به عنوان بخشی از بدنه مدیریت شهری پاسخگوی آلودگی هوای تهران باشند، به یک باره توپ را به زمین سازمان حفاظت از محیط زیست روانه کردند تا مسئولان این سازمان درباره ارتباط میان استفاده از مازوت در نیروگاهها و آلودگی هوای پایتخت صحبت کند. سازمان محیط زیست هم پاسخ مدیریت شهری را داد.
عیسی کلانتری، رییس سازمان حفاظت از محیط زیست سال گذشته درباره استفاده از مازوت گفته بود: «از آنجایی که ظرفیت پالایشگاهها از مازوت پر شده و به واسطه تحریمهای بین المللی کسی خریدارشان نیست، مجبور هستیم تن بدهیم که این مازوتها را در شهرها بسوزانند.» زهرا نژاد بهرام با استفاده از همین اظهار نظر که مدتی است دست به دست کردن آن آغاز شده است، سازمان محیط زیست را متهم به چشم پوشی در برابر استفاده از مازوت کرد و محکوم به عدم جوابگویی دربرابر تذکرات شورای شهر تهران: «آلایندگی ناشی از مازوت میزان مرگومیر ناشی از کرونا را تا ۶ برابر افزایش میدهد و سوالی که وجود دارد این است که چرا جای ساخت و ایجاد انبارهای جدید برای نگهداری مازوت، از ریههای شهروندان به عنوان انبار مازوت استفاده میشود؟»
آلودگی هوا مسئله سیاسی نیست
مسعود تجریشی، معاون سازمان حفاظت از محیط زیست کشور اما دیروز از شورای شهر تهران انتقاد کرد. او اعلام کرد که این سازمان همواره پاسخگوی دغدغهها در برابر آلودگی هوا بوده و برنامههایی برای دستگاههای اجرایی کشور تبیین کرده است. او همچنین درباره نحوه اطلاعرسانی از آخرین وضعیت و اقدامات صورت گرفته در برابر آلودگی هوای پایتخت به شورای شهریها پیشنهادی هم داده بود: شورای شهر تهران بهراحتی میتواند با پیگیری از اداره کل محیط زیست استان تهران، محیط زیست شهرداری تهران و یا حتی شرکت کنترل کیفیت هوا از برنامههای ما برای کنترل آلودگی هوا مطلع شود. بههرحال تاکید بر این است که شورای شهر متشکل از نمایندگان منتخب مردم است و نباید محفلی سیاسی باشد. از سوی دیگر مسئله آلودگی هوا نیز موضوعی مردمی است و نباید با آن برخوردهای سیاسی شود.
تجریشی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اقدامات سازمان حفاظت از محیط زیست برای کاهش آلودگی هوا در کشور گفت: این سازمان با همکاری دستگاههای مختلفی از جمله شهرداریها، وزارت کشور، وزارت نیرو و… سیاهه انتشار آلودگی شهر تهران و چند کلانشهر دیگر کشور را تدوین، وظایف دستگاههای مختلف را در جهت کاهش آلودگی هوا مشخص، میزان اثربخشی برنامههای مختلف و بودجههای مورد نیاز را تعیین کرده است.
شورا برای کاهش آلودگی هوا چه کرده است؟
معاون سازمان محیط زیست معتقد است سازمانش فراتر از مسئولیتهای قانونی خود برای مدیریت آلودگی هوا عمل کرده و نقش او تنها یک نقش نظارتی بوده است، او ادامه داده: ما مسئولیت خود را بسیار سنگین میدانیم و سلامت مردم برای ما مهم است. خوب است که اعضای شورای شهر بهعنوان نمایندگان مردم اعلام کنند که در چند سال اخیر چه اقدامی برای کاهش آلودگی هوای پایتخت انجام دادهاند؟
او در ادامه اینبار با انتقاد از شورای شهر تهران و عملکرد این سازمان در قبال کنترل آلایندهها گفت: آیا شورای شهر تهران بودجهای را برای نصب فیلتر دوده روی اتوبوسها اختصاص داده است؟ برنامه این شورا برای بازسازی و نوسازی اتوبوسهای تهران بر اساس قانون هوای پاک، تاکنون چه بوده است؟ او در ادامه موکدا تنها نقش نظارتی را برای سازمان حفاظت از محیط زیست برمیشمارد و ادامه داد: در زمینه اجرای قانون هوای پاک سازمان حفاظت محیط زیست ناظر است و باید گزارش دهد که دستگاههای مختلف چه اقداماتی را در راستای اجرای این قانون انجام دادهاند. از اینرو سامانهای را طراحی و تمام شاخصهای عملکرد برای دستگاه مختلف در زمینه اجرای قانون هوای پاک را در آن قرار داده و امتیازبندی کردهایم.
تجریشی در ادامه با اشاره به عدم عملکرد دیگر سازمانها به عدم عملکرد صداوسیما پرداخت و گفت: صدا و سیما که وظیفه مهمی در جهت آموزش و فرهنگسازی دارد، در این زمینه مشارکتی نکرده است. حتی ما مجدد به این سازمان نامه زده و از آنها پرسیدهایم که در راستای وظایف قانونی خود چه اقداماتی انجام دادهاید.
تجریشی اما درباره پرسش اصلی شورای شهریها درباره استفاده از مازوت روز یکشنبه به پیام ما توضیحاتی ارائه کرده بود: «در سال 98 کرمانشاه و همدان، نزدیک 60 تا 70 درصد نیروگاههایشان با گازوئیل و مازوت ارائه شده در حالی که سال 97 به عکس پارسال، 60 تا 70 درصد سوختشان گاز بوده است. اتفاقی که الان میافتد و سال به سال بدتر میشود این است: در هر شهر و روستا گازرسانی در حال انجام است و این یعنی مصرف گاز افزایش پیدا میکند. خطوط لوله فرسوده و نشتی آنها باعث میشود تلفات گاز بیشتر شود. از طرفی انرژی بسیار با بهرهبری بالا استفاده نمیشود چون قیمت گاز در ایران ارزان است. همینها باعث میشود هر سال که بگذرد نیاز به گاز افزایش پیدا کند. به همین دلیل در نهایت وقتی به زمستان میرسیم، چون باید گاز را در تمام کشور پخش کرد، ظرفیت پخشکردن نداریم. پس برای اینکه مردم در خانه گرمایش داشته باشد، دولت مجبور میشود گاز و برق بعضی صنایع را درست در زمان وارونگی دما قطع کند و گاز را به مصرف خانگی بدهد که این باز هم تولید آلاینده میکند. بنابراین به جای اینکه گاز به آن شهر بدهد، گازوئیل و مازوت میدهد. درست در همان زمانی که نباید این کار را کرد، به جای اینکه به مردم بگوییم لباس بیشتر بپوشند، فقط میگوییم در مصرف گاز صرفهجویی کنید.» ناهید خداکرمی دیگر عضو شورای شهر تهران نیز روز گذشته به روزآروز گفته بود که «چون ظرفیت پالایشگاهها از مازوت پر شده و بابت تحریم کسی نمیخردشان؛ مجبورند مازوت را در شهرها بسوزانند.»
مازوت، ذرات معلق تولید میکند
با این وجود اما همچنان پرسش اصلی یعنی میزان تاثیر مازوت به آلودگی هوا بر سر جای خود باقیست. اظهار نظرهای متناقض و متفاوت است. با اینکه بسیاری از کارشناسان مانند داریوش گل علیزاده معاون مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگویی با مهر آلودگی روزهای اخیر را به منابع خودرویی مانند محدود کرده دانسته است اما مجید شفیع پور، رییس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران در گفتوگویی با پیام ما از تاثیرات مخرب مازوت و تولید آلایندههایی نظیر اکسید گوگرد و ذرات آلاینده گفته است: «تصویر شفاف و روشن است، مازوت از مقدار گوگرد بالا و ناخالصیهای سوخت و ازت محلول برخوردار است هنگام احتراق سه آلاینده تولید میکند، این آلایندهها عبارتند از اکسیدهای گوگرد، اکسیدهای ازت و از همه مهمتر ذرات معلق همانی که به شکل دوده مشاهده میشود.» او ادامه میدهد: «آلاینده مسئول آلودگی هوای تهران ذرات معلق است و سپس اکسید گوگرد و سپس گاز مونواکسید کربن و اکسید ازت است.» به زعم شفیع پور، دو اکسید ازت و گوگرد در مواقع سرد سال در مجاورت رطوبت، تولید باران اسیدی کنند و این باران اثرات مخربی هم در نمای ساختمان، از بین بردن سطوح معابر و برهم زدن پی اچ خاک دارد: «بنابراین از منظر مقایسهای مادامی که گاز طبیعی در کارخانه سولفورزدایی میشود در اختیار داشته باشیم نباید از مازوت استفاده کرد.» او این بحث که مسئولان سازمان محیط زیست گفتهاند به دلیل تحریمها ناچار به استفاده از مازوت هستند را نمیپذیرد: «من به عنوان یک عضو از جامعه علمی پذیرا نیستم که ما ناچار به استفاده از مازوت هستیم زیرا استفاده از گاز طبیعی در مشعلها فراوان است، اگر در شبکه گاز طبیعی به اندازه کافی نداریم و آن هم ندرتا در زمستانهای بسیار سرد ناچار به استفاده از مازوت هستیم، بحثی جداست اما تحریم و عدم امکان استفاده از گاز طبیعی نمیتواند پایه علمی و حقیقی داشته باشد و بیشتر یک دلیل مدیریتی است.» به گفته او اگر سازمان حفاظت از محیط زیست اجازه استفاده از مازوت را داده باشد اجازه انتشار آلاینده بیش از حد متعارف را مجاز دانسته است و اگر شورا تقاضای پاسخگویی دارد، طبیعتا سازمان باید توضیحات علمی دهد نه مدیریتی و سیاسی.
نام استادان مینیاتور در«گنجینه زنده بشری»
همزمان با ثبت هنر نگارگری ایران در فهرست جهانی یونسکو انجام شد
نام استادان مینیاتور در«گنجینه زنده بشری»
محمود فرشچیان، مجید مهرگان، مهین افشانپور، اردشیر مجرد تاکستانی و محمدباقر آقامیری در فهرست یونسکو جای گرفتند.
نام محمود فرشچیان، مجید مهرگان، مهین افشانپور، اردشیر مجرد تاکستانی و محمدباقر آقامیری؛ پیشکسوتان مینیاتور، در فهرست «گنجینه زنده بشری» یونسکو ثبت شد. این کار همزمان با ثبت جهانی هنر نگارگری ایران (مینیاتور) انجام شد.
ثبت جهانی نگارگری در روزهای پایانی پاییز ۹۹ در جامعه هنردوست ایران، موجی از غرور و افتخار را به همراه داشت؛ ایرانیان که همواره در جهان به هنرمندی و هنرپروری شهره هستند، این بار هنری را در مجموعه آثار ناملموس جهان به ثبت رساندند که هر بینندهای را مجذوب و به تحسین وامیدارد، آثاری که شأن و منزلت جهانی دارند و خالقان آن از اعصار دور تا دوران معاصر، مهر اعتباری بر هنر ایرانیان است.
هفته گذشته (۲۶ آذر ۱۳۹۹- ۲۰۲۰) هنر نگارگری (مینیاتور) در پروندهای مشترک میان ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان و ازبکستان در پانزدهمین کمیته جهانی میراث ناملموس یونسکو در فهرست میراث جهانی ناملموس بشری قرار گرفت و به عنوان پانزدهمین میراث ناملموس ایران در یونسکو ثبت شد.
در کنار این رویداد مهم اتفاق دیگری هم روی داد و پنج استاد پیشکسوت این هنر اصیل به عنوان گنجینه زنده بشری یونسکو ثبت شدند.
عبدالمجید شریفزاده مدیر گروه پژوهشی هنرهای سنتی کشور پژوهشگاه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی که مسئولیت پژوهش و تدوین مستندات پرونده نگارگری را بر عهده داشته است، به ایسنا گفت: «آنچه به عنوان نگارگری (مینیاتور) مطرح میشود پایه و اساس آن در ایران است و به همین دلیل در کنار ثبت جهانی نگارگری و مینیاتور در فهرست میراث ناملموس یونسکو، استاد محمود فرشچیان، استاد مجیدمهرگان، استاد مهین افشانپور، استاد اردشیر مجردتاکستانی و استاد محمدباقر آقامیری به عنوان گنجینههای زنده بشری، ثبت شدند.»
او بر ضر ورت حمایت از هنرمندان پیشکسوت به عنوان گنجینههای ارزشمند تاکید کرد و افزود: «باید شرایط فعالیت این اساتید فراهم شود تا بتوانند این هنرهای ارزشمند را زنده نگه داشته و سینهبهسینه به عنوان یک میراث پاسداری کنند تا نسل به نسل به آیندگان برسد. برای حفاظت از آثار فرهنگی ناملموس مانند نگارگری، در وهله اول باید پیشکسوتان و نگارگران را شناسایی کرد، ارج بگذاریم و تقدیر کنیم، با بهترین روشها که فقط هم مادی و مالی نیست، آنها را مورد حمایت قرار دهیم، و مهمتر اینکه باید شرایط آموزش هنر و تخصص آنها را به صورت مستقیم «استاد– شاگردی» مهیا کنیم.»
نام دیگر پیشکسوتان نگارگری به گنجینه اضافه شوند
شریفزاده گفت: «وقتی یونسکو از پیشکسوتان هنرمند به عنوان گنجینه زنده بشری یاد میکند یعنی آنچه از گذشته تاریخی یک هنر در سینه یک هنرمند باقیمانده و آنها حامل این گنجینه هستند باید شرایط مهیا شود تا آن را به شاگردان خود منتقل کند.»
به گفته او اکنون همین تعداد از استادان نگارگری به عنوان گنجینه ثبت زنده بشری شدهاند، اما کافی نیست. هنوز استادان دیگری هستند که باید به این مجموعه اضافه شوند؛ پیشکسوتانی که در تراز همین پنج استاد هستند.
موزه نگارگری نداریم
به گفته شریفزاده استادانی که نامشان در گنجینه زنده بشری ثبت شده هماکنون در ایران هستند، هرچند استاد فرشچیان به خارج از کشور در رفت و آمد است اما باید شرایط آموزش برای این پیشکسوتان مهیا شود.
«باید شرایط معرفی خود آنها، آثارشان و حفاظت آثارشان که شاهکارهای مینیاتور جهان محسوب میشود باید فراهم شود. استاد فرشچیان در این هنر شاخص هستند و در مجموعه سعدآباد تهران هم برای آثار ایشان موزه دایر شده است، آثار سایر اساتید هم باید گردآوری شود.»
مدیر گروه پژوهشی هنرهای سنتی پژوهشگاه میراثفرهنگی به اهمیت ثبت جهانی نگارگری اشاره کرد و گفت: «اکنون زمان آن رسیده که در کشور «موزه نگارگری» داشته باشیم، باید از همین پنج استاد شروع کنیم و آثار آنها را خریداری کنیم و در یک موزه اختصاصی با عنوان نگارگری نگهداری و به نمایش بگذاریم. این مسیر باید برای سایر اساتید نگارگری ادامه داشته باشد و تا گنجینه هنری کشور به صورت پیوسته تغذیه شود.»
خانه «کلارا آبکار» مرکز نگارگری میشود
شریفزاده با بیان اینکه هنوز مکان اختصاصی برای آموزش نگارگری وجود ندارد، گفت: «با همکاری مدیرکل میراثفرهنگی استان تهران مقدمات این کار انجام شده است و با حمایت و پیشنهاد او خانه مرحوم کلاراآبکار را که از نگارگران پیشکسوت بودند، پیشتر خریده شده و قرار است به عنوان مرکز آموزش شود. قول دادهاند این خانه در اختیار پژوهشکده قرار بگیرد تا به عنوان مرکز آموزش نگارگری راهاندازی شود.»
او همچنین از تبدیل شدن خانه مرحوم استاد بهزاد در تهران به مکان اداری ابراز تاسف کرد و افزود: «خانه استاد بهزاد قرار بود فضایی آموزشی برای نگارگری باشد. امیدوارم اکنون که هنر نگارگری جهانی شده است خانه استاد بهزاد که از اساتید شهیر نگارگری معاصر ایران است به موزه نگارگری و مرکز آموزش تبدیل شود.»
بعد از کرونا پاسداشت هنر نگارگری را برگزار میکنیم
شریفزاده تاکید کرد: «کتاب پنج استاد نگارگری باید تدوین شود هم زندگینامه اساتید و هم آثارشان منتشر و معرفی شود و اگر از کرونا و شرایط سخت آن بگذریم باید در یک شرایط مناسب یک آیین باشکوه و شایسته هم برای ثبت جهانی نگارگری و هم تجلیل از پیشکسوتان گنجینه زنده بشری برگزار کنیم، این اقدامات الگوسازی است و البته باید حمایت و پشتیبانیهای مالی هم از نگارگری و نگارگران انجام شود.»
مدیر گروه پژوهشی هنرهای سنتی گفت: «برخی از این هنرمندان درآمد ماهانه و ثابتی برای گذران زندگی ندارند و تمام زمان و زندگی خود را برای خلق اثر و حفظ این هنر گذاشتهاند؛ و بیشترآنها محجوب و شکیبا با تعداد محدود هنرجو و یا با فروش آثار، زندگی میگذرانند، این هنرمند باید کاملا تحت حمایت قرار بگیرد.» او با اشاره به ضرورت و اهمیت دیپلماسی فرهنگی و جایگاه هنر در روابط ملتها و دولتها گفت: «دولتمردان ما به عنوان نماینده یک ملت بزرگ با فرهنگی غنی باید وقتی در مجامع و محافل بینالمللی حضور پیدا میکنند و تا حرکتی را انجام دهد و در منطقه جریانسازی و گفتمانسازی کنند باید این هنرمندان را در کنار خود داشته باشند، حضور این افراد در کنار مسئولان و مقامات، پشتوانه فرهنگی ایجاد میکند.
این اساتید باید در هر مراسم فرهنگی در صدر باشند، احترام و تجلیل شوند همان کاری که در بیشتر کشورهای جهان برای گنجینههای زنده بشری خود میکنند به پیشکسوت خود بها میدهند.» او تاکید کرد: «برای پاسداری خوب از میراث ناملموس کشور باید علاوه بر آموزش و ترویج هنر سنتی، باید از آثار فاخر و شاخص هنری حفاظت و از خود هنرمندان و خالقان آثار به روش شایسته حمایت و تجلیل شود.»
ستون خیمه «نگارگری»
در ایران است
مدیر گروه پژوهشی هنرهای سنتی پژوهشگاه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ثبت جهانی نگارگری (مینیاتور) به عنوان پانزدهمین میراث ناملموس ایران در یونسکو را یک رویداد بسیار مهم و ارزشمند نه در کشور بلکه در جغرافیای فرهنگی ایران دانست و گفت: «اگر چه سابقه این هنر بسیار طولانی است و به پیش از اسلام بر می گردد، اما آنچه ما به عنوان نگارگری میشناسیم بعد از دوره اسلامی شروع می شود و قدمت آن به چند صد سال قبل میرسد.»
شریفزاده ایران را یکی از مهمترین پایههای شکلگیری نگارگری در منطقه دانست و افزود: «وقتی جغرافیای فرهنگی ایران را بررسی میکنیم، وقتی از مکتب هرات یا بلخ و مکتب تیموری صحبت به میان میآید که «شاهنامه بایسنقری تیموری» در مجموعه جهانی کاخ گلستان تهران نگهداری میشود، همه اینها نشان میدهد ستون خیمه هنر نگارگری در ایران است و چتر آن باز و در این منطقه گسترده شده است.» شریفزاده به پراکندگی و گسترش نگارگری در منطقه اشاره کرد و افزود: از یک طرف در پرونده ثبت نگارگری با جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان مشترک هستیم و از آن طرف کشورهایی مانند افغانستان،ترکمنستان و هند را در کنار خود داریم و باید کمک کنیم به این پرونده ملحق شوند و زیر این چتر فرهنگی قرار بگیرند.
خوشنویسی
در مسیر جهانی شدن
شریفزاده درباره ثبت جهانی هنر خوشنویسی در میراثفرهنگی ناملموس یونسکو، گفت: «بخش پژوهشی و تدوین پرونده هنر خوشنویسی با عنوان «فعالیتهای پاسدارانه از هنر خوشنویسی ایران» در قالب یک پرونده مستقل و ملی در پژوهشکده هنرهای سنتی آمادهسازی، نهایی و برای ثبت جهانی به عنوان میراث فرهنگی ناملموس به یونسکو ارسال شده است، تا سایر کشورها هم بتوانند از اقدامات و برنامههای پاسدارانه ایران برای حفظ خوشنویسی خودشان الگوبرداری و استفاده کنند و امیدواریم در سال ۲۰۲۱ در یونسکو ثبت شود.»
انرژی های تجدیدپذیر، فرزند نارس برنامه ششم
ظرفیت ایجاد انرژیهای تجدیدپذیر به نصف اهداف هم نرسید
انرژی های تجدیدپذیر، فرزند نارس برنامه ششم
ظرفیت انرژی تجدید پذیر به جای ۵۰۰۰ مگاوات ۸۵۰ مگاوات است.
| پیام ما | سال 1400 آخرین سال اجرای برنامه ششم توسعه است، برنامه ای که در آن بر گسترش نیروگاه های انرژی تجدید پذیر و پاک تاکید شده بود اما اکنون با نزدیک شدن به سال پایانی اجرا این برنامه به نظر میرسد که حتی به نیمی از اهداف تعیین شده برای ایجاد ظرفیت در انرژی های تجدید پذیر هم نمیرسیم.
بر اساس ماده ۵۰ قانون ششم توسعه، دولت مکلف است سهم نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک را با اولویت سرمایهگذاری بخش غیردولتی (داخلی و خارجی) با حداکثر استفاده از ظرفیت داخلی تا پایان اجرای قانون برنامه یعنی سال 1400 به حداقل 5 درصد ظرفیت برق کشور برساند.
اما عضو اتاق بازرگانی تهران گفته است که عملکرد برنامه ششم توسعه نشان میدهد که ایران نتوانسته به اهداف خود در حوزه انرژیهایتجدیدپذیر دست یابد.
حمیدرضا صالحی در گفت و گو با ایسنا اشاره کرده است که برآوردهای فعلی نشان میدهد فاصلهای قابل توجه با هدفگذاریهای انجام شده وجود دارد «در حال حاضر ظرفیت برق نصب شده در کشور به ۸۵ هزار مگاوات رسیده که البته نسبت به هدفگذاری ۱۰۰ هزار مگاواتی هنوز فاصله دارد. پنج درصد از این انرژی یعنی ۳۴۰۰ مگاوات برق باید از طریق انرژی تجدیدپذیر تامین میشد و این در حالی است که عدد فعلی تنها ۸۵۰ مگاوات است.
اگر بنا بود طبق برنامه ششم توسعه عمل میشد، باید ظرفیت انرژیتجدیدپذیر کشور به ۵۰۰۰ مگاوات میرسید و سالانه ۱۰۰۰ مگاوات برق جدید به این شبکه تزریق میشد.»
صالحی همچنین به اهمیت سرمایهگذاری و چالشهای آن در این زمینه اشاره کرد«در حال حاضر یکی از چالش ها برای سرمایه گذاری، موضوع تعدیل نرخ ارز است که در سرمایهگذاری اهمیت بالایی دارد. مسئله دیگر قیمت اصلاح شده خرید تضمینی برق است. برای مثال یک سامانه کوچک ۵ کیلوواتی در یک خانه که آبان سال گذشته ۵۰ میلیون تومان هزینه داشت بهای آن در سال جاری به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده اما قیمت خرید برق آن دو برابر نشده و هنوز همان ۹۰۰ تومان محاسبه میشود.
در شرایطی که صحبت از کاهش تحریمها وجود دارد، ایران باید تلاش کند به جای بازگشت به فروش نفت خام، برنامهریزی کلانی در حوزه تولید انرژی با ارزش افزوده بالاتر و صادرات محصولاتی در این حوزه را در دستور کار قرار دهد که استفاده از ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر اهمیت فراوانی دارد.»
همانطور که قانون ششم توسعه و این عضو اتاق بازرگانی به مشارکت بخش خصوصی در این زمینه اشاره میکنند، رضا اردکانیان، وزیر نیرو هم گفتهاست:«حمایت از بخش خصوصی برای توسعه کاربرد انرژیهایتجدیدپذیر (۱۰۰ درصد نیروگاههای تجدیدپذیر ایران از سوی مشارکت مردمی و سرمایهگذاری بخش خصوصی در حال انجام است)، عقد قرارداد خرید تضمینی برق تجدیدپذیر با شرایط مناسب، حمایت از تولیدکنندگان با هدف انتقال و بومیسازی فنآوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، حمایت از مراکز تحقیقاتیبرای توسعه برنامههای تحقیقاتی برای فنآوریهای رقابتپذیر و فراهمکردن زمینه دسترسی به برق پایدار در مناطق دورافتاده و روستاها از جمله اقداماتی است که برای گسترش انرژیهای تجدیدپذیر باید صورت بگیرد.»
اما این اظهارنظرها و تاکیدات بر استفاده از مشارکت بخش خصوصی و حمایت از این بخش برای گسترش نیروگاهها و تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر در حالی انجام میشود که هفته پیش مصطفی رجبیمشهدی، سخنگوی صنعت برق از بدهی هنگفت ۵۰ هزار میلیارد تومانی به تولیدکنندگان برق و سازندگان و پیمانکاران این صنعت خبر دادهاست.
فاصله 4 هزار مگاواتی با هدف
اگر بنا بود طبق برنامه ششم توسعه عمل میشد، باید ظرفیت انرژی تجدیدپذیر کشور به ۵۰۰۰ مگاوات میرسید در حالی است که عدد فعلی تنها ۸۵۰ مگاوات است که این مقدار توسط بیش از ۱۶۰ شرکت فعال در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر تامین میشود.
البته وزیر نیرو در آذرماه سال جاری اشاره کردهاست که ۲۶۰ مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر دیگر در حال ساخت در کشور است و پیشبینی میشود اکثر آنها تا پایان فعالیت دولت دوازدهم به بهرهبرداری برسد.
حتی در صورت تحقق کامل این مقدار باز هم تولید برق از انرژیهای تجدیدپذیر به مقدار 1110 مگاوات میرسد که با هدفگذاری 5 هزار مگاواتی برنامه توسعه فاصله چشمگیری دارد.
باد، ظرفیت مغفول
زیستتوده، انرژی آبی، انرژی بادی، انرژی خورشیدی، انرژی زمینگرمایی، و سوختهای زیستی از جمله منابع انرژیهایتجدیدپذیر هستند.
در ایران یکی از ظرفیتهای چشمگیر و مهمی که با استفاده از آن میتوان در راستای گسترش انرژیهای تجدیدپذیر قدم برداشت، باد است.
محمد ساتکین رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر در مورد این مساله گفتهاست: «فقط در حوزه شرقی ایران، کشور ما بزرگترین حوزه بادخیز جهان را دارد که ضریب ظرفیت آن بالای ۴۰ درصد بوده و این بینظیر است.
بخش زیادی از این حوزه بادخیز در افغانستان قرار دارد و حدود 15 هزار مگاوات شناسایی شده اما 75 هزار مگاوات در خاک ایران است. پتانسیل ایران در حوزه باد بینظیر است.
ما سه کانال بسیار ویژه در شرق ایران داریم که بخشی از آن در قسمت شمال زابل با نام میل نادر وجود دارد که منطقهای ارزشمند از نظر بادی به شمار میرود و پیشبینی میکنیم بیش از 2 تا سه هزار مگاوات قابلیت احداث نیروگاه بادی در آن وجود داشته باشد و در حال توسعه هستیم.
برای ساماندهی هزار مگاوات در این منطقه کار انتقال خط 400 کیلوولت به آن انجام شده است. این منطقه تحت تاثیر بادهای 120 روزه سیستان قرار دارد.
کانال دوم یعنی کانال خواف هم یکی از بینظیرترین بادهای جهان را دارد و در این منطقه هم بیش از هزار مگاوات قابلیت توسعه وجود دارد. فقط به خاطر زمین و معادن آهن، مشکلاتی در گرفتن زمین آن وجود دارد. کانال دیگر درح است که در آن عملیات اجرایی پروژه ای 50 مگاواتی بادی هم آغاز شده که شروع پروژه ای بزرگ با ظرفیت چند هزار مگاواتی است.»
مخالفان طرح تنفس جنگل، با دست گذاشتن روی افزایش قاچاق چوب به دنبال شروع بهرهبرداری از جنگلاند. سه سال از توقف بهرهبرداری چوب از جنگلهای شمال میگذرد. قرار بود این طرح ده ساله باشد اما به سال چهارم نرسیده خبر رسیده که طرحهایی جایگزین برای بهرهبرداری در نظر گرفته شده. حالا موافقان طرح تنفس هم کنار مخالفان ایستادهاند. آنها میگویند این بار به جای قاچاق چوب با کامیون، درختان بریده را با پراید و موتور از جنگل خارج میکنند. صحبت از این است که منافع جوامع محلی در طرح تنفس دیده نشده؛ افرادی که در کنار بهرهبرداران با قطع درختان و فروش چوب کسب درآمد میکردند. بحث بر سر یک طرح جایگزین است. طرحی که گفته میشود به بدنه چوبی جنگل معطوف شده و عنوان مدیریت پایدار جنگل را دارد اما کنشگران هیچ اطلاعی از جزئیات آن ندارند و نگرانند که زمانی در اختیارشان قرار گیرد که کار از کار گذشته باشد.
طرح بهرهبرداری از جنگل ممکن است برگردد. همین موضوع تشکلهای محیطزیستی را از سراسر کشور به نشست هماندیشی با معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور واداشت. دو ماه است که خبرهایی درباره اعطای مجوز برداشت ۳میلیون مترمکعب از درختان شکسته و افتاده در قالب طرحهای پرورشی و بهداشتی دست به دست میشود و گفته میشود که این مجوزها از سوی سازمان جنگلها صادر شده است. در این نشست که تا عصر روز یکشنبه ادامه داشت، نزدیک به 40 نفر شرکت داشتند؛ هشت نفر در سالن جلسات سازمان جنگلها حاضر شدند و الباقی به صورت مجازی به نشست پیوستند. نمایندگان سمنها (سازمانهای مردمنهاد) از ساعت 12 و نیم به انتظار نشسته بودند تا درکنار طرح تنفس که موضوع اصلی جلسه بود، چالشهای مناطق خود را با معاون وزیر در میان بگذارند. بعد از دو ساعت انتظار، نشست شروع شد و تاخیر معاون وزیر جهاد کشاورزی باعث شد تشکلها وقت کمتری برای طرح موضوعات داشته باشند، هر نفر سه دقیقه. در این جلسه به عکس بینظمی مقامات دولتی، کنشگران برای طرح بهتر موضوعات، وقت خود را به یکدیگر میدانند تا با یک هماهنگی دقیق موضوعات مطرح شود.
برداشت 30 هزار مترمکعب از جنگل برای صنایع چوبی
6 نفر از کنشگران وقتشان را به حنیف رضا گلزار، کارشناس ارشد خاک و آب دادند. صحبتهای گلزار پیرامون دو محور طرح تنفس و نامه معاون وزیر به سازمان برنامه و بودجه بود. نامهای که از دید او به جای اینکه به حقوق قانونی جنگل تاکید کند، نگاهی اقتصادی به جنگل داشته است: «شما در این نامه راه فرار در مقابل دولت گذاشتید. تاکید شده که 30 هزار مترمکعب از جنگل برای پاسخ به نیاز صنایع چوبی برداشت شود.» بنا به گفتههای گلزار در این نامه نوشته شده که 30 هزار مترمکعب از درختان جنگل به بهانه کسب درآمد برای حفاظت قطع شود. او در انتقاد به این موضوع خطاب به معاون وزیر جهاد کشاورزی، گفت: «در شرح وظایف سازمان جنگلها تامین نیاز سلولزی صنایع چوب مطرح نشده. مشکل دیگری نبود که شما مطالبهگری کنید؟» او صحبتهایش را این گونه ادامه داد: «قرار نیست درآمدی از جنگل کسب و برای حفاظت استفاده شود. در تمام دنیا نگاه اقتصادی به جنگل حتی با موضوع حفاظتی رد شده است.» این کارشناسارشد آب و خاک که از موافقان جدی طرح تنفس جنگلها بود درباره این طرح گفت: «تنها دستاورد دولت در حوزه محیطزیست، قانون تنفس جنگلهای شمال بود. پیش از اجراییشدن این قانون، جنگلی داشتیم که دهها گرفتاری داشت به اضافه برداشت یک میلیون مترمکعب چوب از جنگل. بعد از این قانون تمام گرفتاریها و چالشها باقی ماند، منهای برداشت یک میلیون مترمکعب چوب در سال. بنابراین قانون تنفس یک بر صفر جنگلهای هیرکانی را جلو انداخت.» گلزار با بیان اینکه پایه نگاه تنفس به جنگل، فرصت دادن به جنگل نه برای بهسازی و برداشت دوباره بلکه برای حفاظت بوده است، گفت: «60سال جنگل را در اختیار نگاه بِبُرو بِبَر بوده و بعد از 60 سال هنوز میزان برداشت چوب از جنگل مشخص نیست. حتی مشخص نیست که در طی این سالها این پول کجا رفته و در چه جایی هزینه شده است.» او معتقد است که دوره تنفس حداقل بالای 10 سال به طول میانجامد و باید پاسخ روشنی به این پرسشها داده شود و مسائل حقوقی آن دنبال شود.
آمار افزایش قاچاق چوب مستند نیست
گلزار در بخش دیگری از صحبتهایش به مستند نبودن آمار افزایش قاچاق چوب اشاره کرد و گفت: «افزایش کشفیات و قاچاق در هم آمیخته شده است. قاچاق در زمان قانونی بودن بهرهبرداری از جنگل هم وجود داشت ولی این چوب، مازاد برداشت شناخته میشد نه قاچاق.» او تاکید کرد که نمیتوان افزایش تعداد کشفیات چوب قاچاق را به مثابه قاچاق بیشتر چوب در دوران تنفس دانست. تنظیم طرح جایگزین بدون مشارکت فعالان محیطزیستی، انتقاد اصلی فعالان بود. بیشتر شرکتکنندگان در نشست از این موضوع گلایه کردند و سیاوش آقاخانی، نماینده سازمانهای مردمنهاد کشور در تدوین برنامه ششم توسعه و رحیم ملکنیا به طور خاص به همین موضوع پرداختند. آقاخانی با بیان اینکه سازمان فقط شعار مشارکت با فعالان محیطزیستی را میدهد، گفت: «بار دیگر سازمان در حال تهیه طرح جایگزین جنگل است و این بار نیز طرح جایگزین بدون مشارکت سازمانهای مردمنهاد تهیه شده است. طرح از عنوان مدیریت پایدار جنگل استفاده کرده اما معطوف شده به بدنه چوبی جنگل.» رحیم ملکنیا هم گفت: «طرح جایگزین چندین بار مطرح شد و هر بار سازمان گفت نسخه اولیه است و باید چکشکاری شود. هر چند دیر شده اما طرحی که فعالان در یک وبینار به ما ارائه کردند نشان میداد که این طرح زمینه را برای تهدید بیشتر جنگل فراهم میکند. تیمی که این طرح را آماده کردهاند، مفهوم آمایش جنگل را به خوبی درک نکرده و زمینه را برای کاربریهای مختلف اعم از صنعت، معدن، مسکن و حتی شیلات دیده است.» موضع فعالان محیطزیستی در برخورد با طرح تنفس یکپارچه نبود. بعضی از فعالان همچون جواد یعقوبزاده از افزایش چند برابری قاچاق چوب به واسطه این طرح و حتی خروج چوب با موتور و پراید از منطقه خبر دادند. موردی که محمدرضا پاداش، فعال محیطزیستی استان گلستان نیز بر آن صحه گذاشت.
برای حفاظت از جنگل با بهرهبرداران قرارداد بستند
مسعود منصور، معاون وزیر جهادکشاورزی و رئیس سازمان جنگلها برای پاسخگوی به منتقدان به شرح موقعیت سازمان در زمان انتصابش پرداخت: «ما 110 قرارداد بهرهبرداری از حدود 560 هکتار از عرصههای جنگلی داشتیم. وقتی قانون توقف بهرهبردای ابلاغ شد، قانون گفت طی سه سال با این افراد تعیین تکلیف کنید. این تعیین تکلیف به دو صورت بود؛ اینکه تمدید قراردادی صورت نگیرد و با افرادی که مهلت قراردادشان تمام نشده، تسویه حساب شود.» به گفته منصور هیچ تمدید قراردادی در این بازه زمانی صورت نگرفته اما با این افراد هم تسویه نشده و بار مالیاش بر دوش سازمان مانده است: «تا الان این قراردادها تعیین تکلیف نشده و ادعای طلبکاری چند صد میلیاردی هم وجود دارد. بار قراردادی که 4 سال پیش فسخ شده و تسویه نشده بر دوش من است.» بنا بر گفتههای معاون وزیر جهادکشاورزی هیچ ابزاری برای تسویه این بدهی در نظر گرفته نشده و درباره طرح جایگزینی که چهار سال پیش مطرح شده بود هم هنوز آییننامهای وجود ندارد. معاون وزیر جهاد کشاورزی پیش از توضیح اقدامات صورت گرفته در زمان انتصابش تاکید کرد که او هم مخالف بهرهبرداری از چوبهای جنگل است. بعد هم از طرح تفصیلی گفت که بعد از چهار سال هنوز تکمیل نشده است: «سازمان قراردادی برای مطالعات نیمه تفصیلی بسته است که سه میلیون هکتار مرتع و جنگل را شامل میشود. این مطالعات بعد از چهار سال از طرح توقف بهرهبرداری 60 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.» منصور مکالماتش با سازمان را این گونه شرح میدهد: «گفتیم گام بعدی چیست؟ گفتند باید طرح نیمه تفصیلی تبدیل شود به مطالعات تفصیلی و اجرایی. گفتیم باشد. اما بازه زمانی آن را سه تا پنج سال اعلام کردند. از طرفی سازمان قراردادهای بهرهبرداری را تبدیل کرده بود به قراردادهای حفاظتی و بیشتر هم با همان افرادی که تا چهار سال پیش، از جنگل بهرهبرداری میکردند.» او مدعی است که این قراردادها با ترک تشریفات و مناقصه بوده اما خود نیز منتقد این موضوع است: «انعقاد قراردادهای حفاظتی که هیچ تعهدی هم برای این شرکتها ندارد 170 یا 180 میلیارد تومان بار مالی داشت و واقعیت این است که حفاظتشده یا نشده نیاز به گفتن من و شما ندارد.»
پرداخت 300 میلیارد تومان برای مطالعات تفصیلی
به گفته او مطالعات تفصیلی و اجرایی هم 300 تا 350 میلیارد تومان هزینه داشته است. هزینههایی که هنوز هیچ کدام ثمرهای نداشته است. منصور با طرح این پرسش که آیا باید جنگل را خالی میکردیم و به دست این شرکتها میدادم تا طرح حفاظتی انجام دهند؟ شرح مکالماتش با سازمان را ادامه داد:«گفتند برای هرگونه اقدامی باید طرح جایگزین انجام شود. گفتم چهار سال گذشته و ما نمیتوانیم چهار، پنج سال دیگر هم به همین کیفیت جنگل را اداره کنیم. برای همین هم تکلیف کردم تا پایان سال طرح تفصیلی تمام شود و برای 104 حوضه آبخیز مطالعات نیمهتفصیلی به هر اداره کل ابلاغ شود.» به گفته منصور در این طرح که به ادارت ابلاغ شده هیچ کاربری برای جنگل تعریف نشده است. او در ادامه گفت: «شرکت الف قراردادی با ما دارد و 40 میلیارد هم برای حفاظت از جنگل از ما پول میگیرد اما گفتیم که به موازات کارهای حفاظتی این شرکتها ادارات نیز مدل مدیریتی حضورشان را اعلام کنند و به عنوان ناظر در جنگل حضور داشته باشند.» رئیس سازمان جنگلها، درباره اینکه نامه سازمان به رئیس سازمان برنامه و بودجه از دید فعالان محیطزیستی، با نگاه اقتصادی به جنگل بوده است، گفت: «زراعت چوب نه وظیفه ما است و نه ما تکلیفی در تامین صنایع چوب و سلولزی داریم ولی واقعیت است. هر عاملی که موجب کاهش حجم تخریب شود مطلوب است. مطمئنا یکی از زراعتهای مفید زراعت چوب است یعنی حداقل از دیگر زراعتها بهتر است. بیش از 50 درصد این 30 هزار هکتاری که گذاشتیم اراضی مستثنیات غیرملک است.» او با بیان اینکه این نامه باید به طور کامل دیده شود گفت: «این نامه پاسخی است به درخواست سازمان برنامه و بودجه که از ما خواسته بود درباره طرح جایگزین پاسخ دهیم. توضیح دادیم که طرح تفصیلی و نیمهتفصیلی هنوز به اتمام نرسیده ومیتوانیم دو رویکرد داشته باشیم. رویکرد اول صبر کردن تا تکمیل این مطالعات است و رویکرد دوم این است که تا تکمیل طرحها جنگل را براساس طرح دیگری مدیریت کنیم.»
60 درصد پارکهای جنگلی بدون طرح و مجری است
به گفته منصور 60 درصد پارکهای جنگلی بدون طرح و مجری است و تنها 11 صندوق منابعطبیعی در طی این سالها تشکیل شده و به مدت سه سال هیچ صندوقی در این سازمان شکل نگرفته است. منصور صحبتهایش را با این پرسشها ادامه داد: «طرح کاداستر در چه وضعی است؟ چند هزار نیروی حفاظتی به اسم حفاظت در سیستم ما مشغول به کارند؟ چند نفر واقعا کار حفاظت انجام میدهند و محل ماموریتشان کجا است؟ ماشینهایی که خریداری شده چقدر در امر حفاظت استفاده شده است؟» رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور خودش پاسخی برای این پرسشها نداشت.
