بایگانی مطالب نشریه
نام محیط زیستیها در تهران ماندگار شد
نام «مهلقا ملاح» قرار است تا ابد روی تابلوی خیابانی در محدوده ولیعصر تهران بماند. زنی که از او به عنوان مادر محیط زیست ایران یاد میشود، قرار است روی تابلوهای ورودی و خروجی خیابان کامران بنشیند. آنطور که اعضای شورای شهر تهران تصویب کردند، نام «هنریک مجنونیان» هم بر خیابان سیزدهم میرزای شیرازی ثبت میشود. چهرههای سرشناس محیط زیستی که حتی اگر نامشان روی خیابانها و کوچههای این شهر هم نمینشست بر ذهن دوستدارانشان ثبت دائمی شده بود.مه لقا ملاح امروز 103 ساله است، او بنیانگذار سازمان مردم نهاد، جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست است. آنطور که خودش میگوید یک کتاب او را علاقهمند به محیط زیست کرده است. بارها این خاطره از او، نقل شده است که گفته: «در کتابخانه دانشگاه با کتابی درباره محیط زیست روبهرو شدم که تاثیر عمیقی بر زندگیام گذاشت. از تمام سفارتخانهها خواستم که اطلاعات محیط زیست کشورشان را در اختیارم قرار دهند. مدام مطالعه و تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم باید برای اقدام جمعی دست به کار شویم. دوست داشتم فرهنگ حفاظت از محیط زیست را به مردم بیاموزم.» در دانشگاه تهران جامعهشناسی خوانده و برای تحصیل در مقطع دکترا به سوربن پاریس رفته. او در سال 47 و بعد از بازگشتش به تهران رئیس کتابخانه موسسه تحقیقات روانشناسی و پس از بازنشستگی، تمام وقت خود را برای محیط زیست وقف کرد. آنطور که روزنامه شرق نوشته، او سال 56 او تمایل خود را برای تحقیق و بررسی درباره موضوع آلودگی هوای شهر تهران اعلام کرد. نتیجه اولین اقدامات او که بر اثر اصرار و ممارست فراوان حاصل گشت انتقال کارخانه سیمان تهران از داخل شهر به آبیک قزوین و گازسوز کردن کارخانههای آجرپزی بود. او به شرق گفته که در جریان یکی از تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که تهران در یک چاله قرار گرفته است. «از آن طرف در اطراف تهران دو رودخانه بزرگ جاجرود و کرج وجود دارد که آبش را به این چاله کشاندهاند. در خود چاله تهران ۳۰۰ قنات وجود داشت. اینها همه مشخصات شهر تهران است. بر همین اساس هم هست که باید دلیل آلودگی شهر تهران را پیدا کرد. در واقع در این چاله در قسمت شمالی و جنوبی آن کوه قرار دارد. تنها یک راه میماند که از طرف غرب باد شهریار بیاید. اما متاسفانه تمامی کارخانههای آلوده کننده هوای تهران در همین قسمت قرار دارند. از آن طرف کسانی هم که این کارخانهها را به ایران فروختهاند، کارخانههای مستعمل و آلودهکننده هوا را به ایران فروختهاند؛ در نتیجه بادی که از شهریار میآید نمیتواند آلودگیها را از تهران خارج کند و در نتیجه سیکل گردشی این آلودگی در تهران تثبیت شده است. از آن طرف با اقدامات نادرستی همچون تخریب تمامی باغهای شمیرانات و ساخت برج این امر تشدید هم شده است. اینها مسائلی بود که ما همان زمان به آنها رسیده بودیم. در واقع در آن سالها من هم به صورت تئوریک و هم به صورت تجربی، در محیط زیست ورود پیدا کرده بودم و این موضوع دغدغه اصلیام شده بود.»
یکی از اقدامات تاثیرگذار ملاح تبدیل زبالههایش به کمپوست بود. آنطور که بعضی رسانهها مانند خبرگزاری مهر نوشته است، او چند سالی است که کمترین زباله را تولید کرده است. شاهدان زندگی ملاح میگویند که آنها زبالههایشان را داخل گودالی در حیاط میریزند که تبدیل به کود میشود. «زمانیکه همسرم زنده بود، بیشتر رسیدگی میکرد اما حالا با نبود او و بالارفتن سن و سخت شدن راه رفتنم، خودم نمیتوانم این کار را بکنم و سرایدار زباله را در محل مربوطه میریزد. هنوز هم از بطریهای پلاستیکی استفاده نمیکنیم. قبلترها که خودم برای خرید میرفتم ساک پارچهای میبردم تا برای حفظ محیط زیست گام بردارم. همه را برای این کار تشویق میکردم. همواره توصیه میکنم، برای خرید کیسه پارچهای ببرند و از تخریب حریصانه محیط زیست خودداری کنند تا نسل آینده هم بتوانند از این میراث بهرهمند شوند.»
استاد و فعال مولف
هنریک مجنونیان دیگر چهره محیط زیستی ایران است که نامش در تهران روی خیابانی مینشیند. او، نویسنده، مترجم و فعال محیط زیست ارمنیتبار بود که در سال ۱۳۳۰ در ارومیه متولد شد، او 15 مرداد امسال درگذشت. مجنونیان از سال 54 عضو هیات علمی و استادیار آموزشکده محیط زیست بود. به گواه گزارش سایت خبری اسکان نیوز، او در کنار تدریس، به عنوان کارشناس، مدتی طولانی با سازمان حفاظت محیط زیست کار میکرده و در انتخاب و توسعه شبکه مناطق حفاظت شده کشور نقش مؤثری داشت. «بسیاری از راهبردها و ابتکارات حفاظت و مدیریت مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی کشور در سه دهه گذشته به وسیله او ترویج پیدا کرد. حاصل زندگی مجنونیان نزدیک به ۵۷ کتاب در سطوح مختلف تخصصی–ترویجی به صورت تالیف یا ترجمه به جا مانده است؛ کتابهایی که در زمینه حفاظت و مدیریت پارکهای ملی و مناطق حفاظت شده و پناهگاههای حیات وحش و شاخصهای انتخاب این مناطق، سالهاست به صورت کتب درسی و کمک درسی در دانشگاههای کشور مورد تدریس و استفاده قرار میگیرد.» کتابهایش در زمینه انتخاب، حفاظت و مدیریت پارکهای ملی، مناطق حفاظت شده است. از آثار او میتوان به «جغرافیای جانوری جهان»، «تالابها: طبقهبندی و حفاظت تالابها»، «طبیعت را حفظ کنیم (منابع زیستی استان هرمزگان)»، «طرح مدیریت پارکهای ملی (پارکداری)» و … اشاره کرد. حمید میرزاده، روزنامهنگار و فعال محیط زیست مهمترین شاخصه در آثار او را ادبیات فنی حفاظت از محیط زیست دانسته بود: «مهمترین شاخصه در آثار ایشان ادبیات فنی حفاظت از محیط زیست بود. خصوصا ترجمههایی که از کتابها و دستورالعملهای اتحادیه جهانی حفاظت داشتند، ایشان ادبیات جهانی حفاظت را خیلی خوب ترجمه کردند و به دست ما رساندند. به جز یکی دو نفر که تلاش خوبی داشتند، آقای مجنونیان دیگر تکرار نشدند. به سختی میتوان متن بسیار فنی و علمی را در حوزه محیط زیست و خصوصا حفاظت از طبیعت پیدا کرد که آقای مجنونیان مترجم یا نویسنده اول آن نبوده باشند.»
تهیه «راهبرد حفاظت از تنوع زیستی»، «نخستین گزارش ملی ایران به کنفرانس ریو» و «تهیه و تدوین دستورالعملهای لازمالاجرای طرحریزی اکوسیستمهای خشکی – ساحلی و دریایی» از دیگر کارهای قابل استناد و ماندگار مجنونیان است. او سال 1380 برنده جایزه ملی محیط زیست ایران شد و برای دومین بار در سال 87 برنده این جایزه شد. اینبار به دلیل چاپ و نشر کتابهای انتخاب و مدیریت مناطق حفاظت شده ساحلی – دریایی و بدعتگذاری طرحهای مدیریت در عرصه خشکی – ساحلی و دریایی در کشور طی ۳۳ سال خدمت رسمی. روزنامه آلیک روزنامه رسمی ارامنه در ایران، افتخارات او را اینگونه دسته بندی کرده است:
– برنده جایزه ملی محیط زیست ایران در سال ۱۳۸۰ و ۱۳۸۷
– در سال ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ دو سال پیاپی به عنوان استاد برگزیده سازمانهای غیر دولتی
– دو بار معرفی و نامزدی برای دریافت جایزه سلطان قابوس یونسکو، از سوی سازمان حفاظت محیط زیست، در سال های ۱۹۹۷ و ۲۰۰۹ برای نشر وسیع اطلاعات زیست محیطی و چاپ ۵۴ کتاب در ۳۳ سال خدمت رسمی
– چهره ماندگار سبز ایران در سال ۱۳۸۹
به گزارش روزنامه «پیامما»، دیروز اعضای شورای شهر تهران به نامگذاری خیابان کامران در خیابان ولیعصر به نام دکتر مهلقا ملاح، خیابان سیزدهم در میرزای شیرازی به نام دکتر هنریک مجنونیان، خیابان زیبا به کامبیز بهرام سلطانی، میدان اول شهرک قائم به نام جنگلبان، میدان دوم شهرک قائم به محیطبان، رای مثبت دادند.
سود اقتصادی زیستگاههای طبیعی بیشتر از کشاورزی است
مزایای اقتصادیِ حفاظت از مناطق غنیِ طبیعی، مثل تالابها و جنگلها، بیش از منافعی است که ممکن است از طریق استفاده از زمینها برای استخراج منابع، حاصل شود. این نتیجه بزرگترین مطالعهای است که تاکنون بر روی ارزش حفاظت از محیط زیست در مناطق خاص انجام شده است.دانشمندان با بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات 24 منطقه در شش قاره دریافتند که «خدمات اکوسیستم»، مثل ذخیره کربنی و جلوگیری از سیلاب که به واسطه محافظت از محیط زیست حاصل میشود، بیشتر از سرمایههای ساخت دست انسان است که از طریق استفاده از زمینها برای فعالیتهای جنگلداری یا کشاورزی و کشت غلات، نیشکر، چای یا کاکائو حاصل میشود. «خدمات اکوسیستم» یعنی همه مزایای متنوع و متعددی که از طریق محیط طبیعی و اکوسیستمهای سالم برای انسان فراهم میشود.
به گزارش گاردین، این مطالعه که از توسط دانشگاهیان دانشگاه کمبریج و انجمن سلطنتی حمایت از پرندگان انجام شده، نشان میدهد که دستکاری و تغییر بیشتر طبیعت برای استفادههای انسانی، میتواند هزینه بیشتری نسبت به منافع آن برای اجتماع داشته باشد؛ اما این هزینههای «سرمایههای طبیعی» اغلب از سوی سیاستگذاران و تصمیمگیرندهها نادیده گرفته میشود.
نتایج این مطالعه، مطابق با یافتههای یک بررسی مهم است که ماه گذشته توسط پروفسور «سِر پارتا داسگوپتا»، اقتصاددان دانشگاه کمبریج منتشر شد و هشدار میداد که عدم توجه اقتصاد به تهی کردن منابع دنیای طبیعی، سیاره زمین را در معرض «خطر شدید» قرار داده است. حالا در مطالعه اخیر، دانشمندان طی 50 سال، ارزش خالص سالانه مکانهای منتخب را در دو حالت بررسی کردهاند؛ حالت اول اینکه این مناطق «متمرکز بر طبیعت» باقی میماندند و حالت دوم، حالت جایگزینِ «غیر طبیعی». آنها ارزش هر تُن کربن را برای جامعه جهانی، 31 دلار محاسبه کردند؛ محاسبهای که به نظر میرسد کاملا محافظهکارانه باشد.
نتایج حاصل شده جالب بود: بر اساس این مقاله که در مجله طبیعت پایدار منتشر شده، بیش از 70 درصد مناطق غنیِ طبیعی و 100 درصد مناطق جنگلی اگر به همان شکل زیستگاههای طبیعی باقی میماندند، سود اقتصادی بیشتری از آنها برای مردم آن مناطق حاصل میشد، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به حالت جایگزینِ غیرطبیعی داشتند. این یعنی اگر حتی مردم این مناطق فقط به فکر پول و منافع اقتصادی – و نه حفظ محیط زیست- بودند، باز هم حفاظت و نگهداری از این زیستگاههای طبیعی به لحاظ اقتصادی برایشان سودمندتر بود.
محققان دریافتند که ارزش هر هکتار نمکزاری به نام «هسکت اوت مارش» در شهر «لنکاشایر» در انگلستان، فقط به لحاظ کاهش انتشار کربن، 2 هزار دلار بود که با درنظر گرفتن همین عدد و بدون محاسبه سایر ارزشهای اقتصادی و طبیعی آن، بسیار بیشتر از پولی بود که ممکن بود با کشاورزی و پرورش حیوانات از آن حاصل شود. این در حالی است که محققان میگویند، بسیاری از خدمات اکوسیستمی، یا مزایای دیگری که به لحاظ اقتصادی یا زیست محیطی برای انسانها حاصل میشود، به راحتی قابل محاسبه نیست و به این معنا، نتایج حاصل شده از محاسبه منافع اقتصادی، بسیار محافظهکارانه و دست پایین در نظر گرفته شده است.
نویسنده ارشد این مقاله، دکتر «ریچارد برادبری»، رئیس تحقیقات زیست محیطی در انجمن سلطنتی حمایت از پرندگان و عضو افتخاری در دانشگاه کمبریج میگوید: «به عنوان یک محقق در زمینه حفاظت از محیط زیست، باید کاملا از پیشداوریهای احتمالی خود، آگاه و در تجزیه و تحلیل دادهها تا حد امکان بیطرف باشید. با این حال من هنوز از نتایجی که تا این اندازه به نفع حفاظت و احیای محیط زیست حاصل شده، بسیار متعجبم.»
تجزیه و تحلیلها این فرض را دارند که میزان کاهش کربن را به درستی محاسبه کردهاند، اما حتی بدون در نظر گرفتن مقدار کربن، این مکانهای طبیعی اگر همین حالا هم به حال خود رها شوند، 42 درصد ارزش خود را نسبت به حالتی که اگر به حال خود رها میشدند، دارند. دکتر «کلوین په» از دانشگاه ساوثهمپتون و یکی از همکاران در نگارش این مقاله میگوید: «مردم عمدتا برای بدست آوردن منافع مالی از طبیعت استفاده میکنند. با این وجود، تقریبا نیمی از مواردی که ما مطالعه کردیم نشان داد که بهرهبرداریهای ناشی از فعالیتهای انسانی، به جای آنکه ارزش اقتصادی را افزایش دهند، باعث کاهش آن شدهاند.»
تبدیل زمینهای طبیعی به زمینهای کشاورزی گاهی با کمک یارانههای دولتی صورت میگیرد که تولید محصولاتی را ترغیب میکند که هزینه خود را هم درنمیآورند. تا حدودی به همین دلیل است که سیاست کشاورزی انگلیس پس از برگزیت، به سمت سیستم جدیدِ «مدیریت زیست محیطی زمین» در حرکت است؛ سیستمی که به کشاورزان بابت خدمات زیست محیطی زمینهایشان یارانه پرداخت میکند.
نویسندگان و محققان این پژوهش میگویند که نباید از مطالعه آنها برای کنار گذاشتن گسترده زمینهای تحت سلطه انسانها استفاده شود اما میگویند که این مطالعه نشان میدهد که در نحوه برخورد با سرمایههای طبیعی، ما باید درسهایی بیاموزیم. دکتر برادبری میگوید: «ما خدمات اکوسیستمی را که در بازار سرمایه توجهی به آنها نمیشود، به راحتی رد میکنیم اما دوست دارم که مردم، تصمیمات اقتصادیشان را بر اساس اطلاعاتی نظیر همین تحقیقات بگیرند، [نه آنچه که بازار از آنها طلب میکند].»
محققان برای محاسبه ارزش پولی زمین بسته به اینکه کدام خدمات اکوسیستمی را ارائه داده، از سیستمی به نام TESSA استفاده کردند. این کلمه مخفف «ارزیابی سایت مبتنی بر خدمات اکوسیستم» است. برخی از سایتها به اندازه 10 هکتار و برخی دیگر هزاران هکتار بودند. بیشتر سایتهای مورد مطالعه، جنگلها و تالابها بودند اما زیستگاههایی مانند علفزارها و تپههای شنی هم مورد مطالعه قرار گرفتند.
دکتر «الکساندر لیس»، بومشناس گرمسیری در دانشگاه متروپولیتن منچستر که در این مطالعه حضور داشت میگوید که «تحلیل جهانی و قدرتمند» این مقاله، یادآوری ارزش فضاهای بکر و دستنخورده این سیاره است. او میگوید: «پیامدهای این سیاست روشن است: مالکیت زمین امتیازی است که مسئولیت زیادی به همراه دارد. ما باید مدیریت مبتنی بر طبیعت را با یارانهها یا پرداخت خدمات اکوسیستمی تشویق کنیم و در عین حال، کسانی را که زمینهایشان را به صورت غیرپایدار مدیریت میکنند، با مالیات و اِعمال محدودیتها، جریمه کنیم.پروفسور «بِن گروم»، یک اقتصاددان تنوع زیستی در دانشگاه اکستر میگوید که انتخاب سایتهای مورد مطالعه، کاملا تصادفی بوده و ممکن است که نتایج حاصل شده، نمایانگر مزایای اقتصادی محافظت از سایتهای طبیعی به طور کلی نباشد. او گفته است: «سخن من فراخوانی برای تجزیه و تحلیل بیشتر اینگونه فعالیتهای مداخلهگرانه در طبیعت است، نه انتقاد از این مطالعه که در سختترین مناطق، که دادههای زیادی وجود ندارد، بهترین نتایج را گرفته است.» گروم اضافه کرده است: «این مقاله روشن میکند که پرداختن به این موضوعاتی که از نظرها پنهان مانده، به لحاظ خدمات اکوسیستم محلی و جهانی، تا چه اندازه مهم و باارزش است.
چهار ماه حبس برای چهل ثانیه مصاحبه
پس از انتشار گسترده ویدئویی کوتاه از مصاحبه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در شبکههای اجتماعی، عیسی کلانتری در دادگاه بدوی به ۴ ماه حبس تعزیری و منع عضویت در احزاب و گروههای سیاسی به مدت دو سال محکوم شد. این ویدئوی 40 ثانیهای که در آن به رهبری امام خمینی(ره) در پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم پهلوی اشاره شده، سبب واکنشهای مختلف شد و جنجالی رسانهای ساخت. کلانتری در همان روزهای ابتدایی پیش از این پخش چهل ثانیه از یک مصاحبه دوساعته را موجب «سوبرداشت» از کلیت مطلب دانسته و از بیان آن مطلب درباره انقلاب اسلامی عذرخواهی کرده بود. حکم دیروز اما در حالی صادر شد که پیش از این روزنامه کیهان با وجود عذرخواهیهای کلانتری، به این ماجرا دامن زده و در مطلبی با عنوان «ضرورت عزل و محاکمه عنصر نفوذی در مدیریت سازمان محیط زیست»، خواهان برخورد با معاون رئیسجمهور شده بود.بحثها و حاشیهها درباره 40 ثانیه از مصاحبه دو ساعته رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از اوایل آذر آغاز شد؛ وقتی فیلمی کوتاه از گفتوگوی بلند عیسی کلانتری در فضای مجازی منتشر شد که در آن به رهبری امام خمینی(ره) در پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم پهلوی اشاره میکرد. این مساله باعث شد کلانتری در روز 15 آذر به دادسرای کارکنان دولت احضار شود و در نهایت دیروز حکم اولیه درباره اتهام او صادر شود. اینطور که تسنیم نوشته، با اتمام رسیدگی به پرونده اتهامات عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی، عیسی کلانتری به اتهام توهین به بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به صورت بدوی به ۴ ماه حبس تعزیری و منع عضویت در احزاب و گروهها سیاسی و اجتماعی به مدت ۲ سال محکوم شده است. او همچنین به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی نیز به پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی در شعبه 1058 دادگاه کیفری محکوم شده است.
واکنش تند کیهان و اظهارنظرهای دیگر
پس از بازتاب گسترده این ویدئوی تقطیعشده، بعضی رسانهها به این ماجرا دامن زدند. کیهان در مطلبى با تیتر «ضرورت عزل و محاکمه عنصر نفوذی در مدیریت سازمان محیط زیست» نوشت: «رئیس سازمان محیط زیست، پس از گماشتن یک جاسوس آمریکایی به معاونت این سازمان ـ که به فرار او ختم شد ـ کار را به جسارت علیه ساحت امام خمینی(ره) رسانده است….با وجود این که چند روز از انتشار ویدئوی این اظهارات موهن میگذرد، هنوز دولت نسبت به این هتاکی عذرخواهی نکرده و او را عزل نکرده است. ضمن این که دستگاه قضایی نیز در این باره کوتاهی کرده و حال آن که او باید بازخواست و مواخذه شود. دستگاههای امنیتی باید ضمن تحقیق در این باره بررسی کنند که رگ و ریشه این سخنان، به کجا برمیگردد و او با کدام باند ضد انقلاب در ارتباط است؟» با وجود واکنش تند کیهان اما، حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خواستار در واکنشی نرمتر تنها خواستار عذرخواهی شده و گفته بود: «متاسفانه این اظهار نسنجیده نتیجه بیتوجهی – چند باره – ایشان به سوالات جهتدار بعضی از رسانهها و کانالهایی است که به قصد افزایش مخاطب و یا هر انگیزه دیگری فضا را برای اظهارنظرهای غیرتخصصی و عوامپسند فراهم میسازد.»
نظر غلامعلی رجایی از نزدیکان مرحوم آیتاللههاشمی رفسنجانی هم نزدیک به انصاری بود: «حرف مناسبی زده نشده و به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی اهانت شده و ایشان به عنوان برادر یک شهید و یک دولتمرد، دل بسیاری را به درد آورده است. به نظر من بهتر است در قدم اول عذرخواهی کند. سخنان دکتر کلانتری به دلیل نامناسب بودنِ تعبیری که ایشان در مورد امام به کار گرفته بازتاب خاص خودش را داشته است. من در پی این نیستم که به نقد آن سخن بیپایه بپردازم اما معتقدم ایشان از روی آگاهی چنین حرفی که جنبه اهانت به حضرت امام داشته را به زبان نیاورده است.»
عذرخواهی کلانتری
این در حالی است که در پی واکنشهای بسیار به انتشار این ویدئو، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در روز هشتم آذر، متنی منتشر و بابت برداشت اشتباه از سخنانش عذرخواهی کرد. در متن توضیح کلانتری آمده بود: «برای من مشخص نیست در این برهه زمانی، پخش چهل ثانیه از مصاحبه دو ساعته مربوط به سه سال قبل، به نحوی باعث سوبرداشت از کلیت مطلبی شود که در آن مصاحبه عرض کردم و این موضوع با چه هدفی صورت گرفته است. در توضیح عرض میکنم اینکه آمریکا و شوروی سابق و حتی اسراییل، همواره سعی در دخالت و هدایت تحولات مهم دنیا از جمله انقلاب اسلامی داشته و دارند بر کسی پوشیده نیست؛ منظور من این بود که رهبری حضرت امام (ره) اجازه نداد، آمریکا میوه انقلاب اسلامی را به نفع خود بچیند و همچنان هم تلاش برای ضربه زدن به جسم و روح انقلاب اسلامی و ایران توسط قدرت های امروز دنیا و دشمنان ما ادامه دارد. ضمن اینکه، شهادت برادر پرتلاش محسن فخریزاده را تسلیت عرض کرده، این جنایت بزرگ را محکوم می کنم و از خداوند بزرگ خواستارم مسببان آن را به جزایی درخور برساند، برنامه ریزی برای تبدیل تضارب آرا و نظرات سیاسی به اختلافات بین مسئولان و سلب اعتماد مردم از آنان را از جمله این موارد می دانم. به نظر میرسد طی ماه های آینده و با توجه به تحولات سیاسی حادث شده، شاهد تشدید این تفرقه افکنیها باشیم. در هر حال، دوستانی که نسخه تقطیع شده مصاحبه مذکور را ملاحظه کرده و مکدر شده اند، اگر آن را بهطور کامل ملاحظه فرمایند، قطعا مفهوم سخن و منظور صحیح اینجانب از عباراتی که استفاده شده به ذهنشان متبادر خواهد شد تا بهتر و دقیق تر بتوانند در مورد تعهد و ارادت خالص اینجانب نسبت به حضرت امام خمینی (ره) قضاوت فرمایند.»
کلانتری یادداشتش را اینطور به پایان برده بود: «لازم به ذکر است که بنده، مقلد حضرت امام بوده ام و در سال ۱۳۶۰ بر اساس وظیفه ملی و شرعی نسبت به ایشان، انقلاب اسلامی و شهدا تصمیم گرفتم از آمریکا به ایران بازگردم و در خدمت مردم و کشورم باشم و تا زمانی که نیاز است این خدمت را ادامه خواهم داد؛ نه منتی بر کسی داشته، نه اصراری برای مسئولیت، که خود نیک میدانم چه وظیفهای در خدمت به این نظام مقدس و مردم کشورم دارم. در پایان اگر مشاهده کلیپ ۴۰ ثانیهای و تقطیع شده از مصاحبه دو ساعته مربوط به سال ۱۳۹۶ با لغزش کلامی پیشآمده، موجب تکدّر خاطر دوستداران حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی شده است، از این موضوع عذرخواهی میکنم.»
با وجود این عذرخواهی اما بازنشر این ویدئو و اظهارات جنجالی درباره آن سرانجام سبب شد در نیمه آذر رئیس سازمان محیط زیست به شعبه هفتم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. تسنیم همان روز نوشته بود: «کلانتری به شعبه هفتم دادسرای کارکنان دولت احضار و در خصوص توهین به بنیانگذار انقلاب اسلامی تفهیم اتهام گردید و با قرار تامین آزاد شد.» او یک روز بعد در 16 آذر انتشار مصاحبه تقطیع شده خود در فضای مجازی را شیطنت برخی رسانهها دانست و به ایرنا توضیح داد: «دادستانی درباره مصاحبه تقطیع شده من سوالاتی داشت و من نیز با حضور در دادسرا به آنها پاسخ دادم.
آنها فکر کردند که به ساحت حضرت امام (ره) توهین شده اما اگر همه مصاحبه را گوش کنید به این نتیجه می رسید که چنین چیزی نبوده، این منطقی نیست تا از ۲۰ یا ۴۰ ثانیه یک مصاحبه دو ساعته نتیجهگیری شود.» معاون رئیسجمهور همچنین در پاسخ به اینکه گویا با قرار وثیقه آزاد شدهاید، گفت: «بالاخره آنها باید بررسی کنند و این زمانبر است. به طور کلی مشکل حادی نبود و بالاخره بخشهای اجتماعی مسئول باید عکسالعمل نشان دهند.» معاون رئیسجمهور چنین کارهایی را شیطنت برخی رسانهها دانسته و گفته بود: «شما همه دو ساعت مصاحبه را گوش کنید، بعد من همه مسئولیت آن را میپذیریم.»
یک بام و چند هوای محدودیتهای گردشگری
استان خوزستان روزهای خوبی را نمیگذراند. بسیاری از شهرهای این استان در وضعیت قرمز کرونایی هستند و چند روز پیش ورود و خروج از محدوده این استان ممنوع اعلام شد. اما اگر به چند ماه پیش بازگردیم و اخبار مربوط به خوزستان را مرور کنیم، با هشدارهایی در خصوص باز بودن مرزهای این استان -و به طور کلی مرزهای غربی کشور- و ورود اتباع عراقی از طریق این مرزها به کشور روبهرو میشویم. هشدارهایی که به آنها توجهی نشد. اغلب این افراد که از مرزهای غربی و به ویژه خوزستان وارد کشور میشوند، برای جراحیهای زیبایی یا درمانهای مربوط به باروری و… راهی شیراز و یزد میشوند و این مسئله باعث اعتراض فعالان گردشگری به ویژه در یزد شده است. آنها میگویند اگر بنا بر اعمال محدودیت ورود گردشگران است، این محدودیت چرا شامل حال گردشگران سلامت که وارد کشور میشوند، نشده است؟دیروز سعید نمکی برای چندمین بار در یک هفته گذشته درباره سفرهای نوروزی هشدار داد و گفت: «به هیچوجه موافق سفر در تعطیلات نوروز نیستیم، التماس میکنیم، مردم حتی اگر راهها باز باشد هم به مسافرت نروند، اگر خوزستان جدیدی شکل بگیرد، نمیتوانم تابآوری نظام سلامت را تضمین کنم.» این اظهارات در حالی خبر از وخامت اوضاع دارد که در سوی دیگر میدان مسئولان وزارت گردشگری برای پر کردن تمام خلاهای حضورشان در یک سال و نیم گذشته، در تلاشند تا سفرهای نوروزی انجام شود. تا شاید آنچه که نتوانستند از پس آن برآیند، مردم به عهده بگیرند و خسارات اصناف گردشگری با انجام سفرهای نوروزی تا حدودی جبران شود. شاید اگر وزارت گردشگری در یک سال و نیم گذشته حضور موثر در این حوزه داشت و همتی برای حمایت از فعالان گردشگری نشان میداد، حالا اصنافی که یک سال و نیم رکود را پشت سر گذاشتند، چشم به راه رسیدن مسافران نوروزی نبودند. فعالان گردشگری بارها در اظهارات خود تصریح کردهاند که هیچ حمایتی از دولت دریافت نکردهاند. وزیر گردشگری هم که غایب بزرگ این عرصه است. و حالا تمام اصناف این حوزه در انتظار مسافران نوروزی هستند تا شاید ذرهای از خساراتشان در پی وقایع متعدد یک سال و نیم گذشته جبران شود.
علاوه بر اختلاف نظری که درباره سفرهای نوروزی بین وزارت بهداشت و وزارت گردشگری وجود دارد، سیاستهای دوگانه در صدور ویزا برای گردشگران ورودی هم محل انتقاد بسیاری از فعالان گردشگری است. آنها میگویند اگر گردشگر عامل انتقال ویروس است، چرا گردشگر سلامت وارد کشور میشود و گردشگری تفریحی یا فرهنگی اجازه ورود ندارد؟ البته فعالان حوزه گردشگری سلامت هم از دوگانگی سیاستگذاری در بخش دیگری از گردشگری گله دارند و میگویند چرا به ورود گردشگران سلامت انتقاد میکنید اما برای تورهای خروجی به ارمنستان و ترکیه و آذربایجان تبلیغات گسترده صورت میگیرد. این نابسامانی و التهابی که بین فعالان گردشگری در بخشهای مختلف وجود دارد، همه ریشه در یک چیز دارد: ناکارآمدی متولیان امر گردشگری و عدم حمایت دولت از زیان دیدگان بخش گردشگری در یک سال و نیم گذشته.
سعید نمکی بعد از به صدا درآمدن زنگ خطر در شادگان و بعد هم خوزستان اعلام کرد: «کانون اصلی گرفتاری ما در خوزستان با ویروس جهش یافته، مسافرانی بودند که از کشور همسایه عراق میآمدند.» او روزهای اول اسفند هم به باز بودن مرزهای غربی کشور انتقاد کرده و گفته بود: «اعلام کرده بودیم مرزها را ببندید، هنوز یکی از مرزهای خوزستان باز است.
کسانی که پروتکلها را رعایت نکردند و مرزها را با وجود دستور رئیسجمهوری نبستند، آتش جدید را برافروختند. من وزیر خبر ندارم در این سرزمین چه کسی از کجا وارد یا خرج میشود، چگونه میتوانم بحران را مدیریت کنم»
هر چند آن روزها نمکی به برگزاری دورهمیها و رعایت نکردن پروتکلها در خوزستان انتقاد داشت، اما باز بودن مرزها و رفتوآمدهای صورت گرفته، جوانب دیگری هم دارد. بسیاری از گردشگران سلامت از مرزهای خوزستان و ایلام وارد کشور میشوند. آنها برای درمان به شهرهای شیراز و یزد و اصفهان و مراکز درمانی این شهرها مراجعه میکنند. گزارشهای رسیده از مراکز درمانی یزد نشان میدهد که نه تنها این میهمانان ناخوانده که برای درمان وارد کشور میشوند، اعتقادی به رعایت پروتکلها ندارند که بعضی مراکز هم قصد صرف نظر از درآمد حاصل از ورود آنها با هدف درمان را ندارند.
امیر ناصر طباطبایی رئیس جامعه هتلداران یزد در جلسهای با حضور معاون اول رئیسجمهور، گلهمندانه خطاب به جهانگیری گفت: «اگر وزارت بهداشت با هرگونه سفر مخالف است، چرا برای گردشگران سلامت که منافعی هم برای این وزارتخانه دارد، ویزا صادر میشود؟» طباطبایی در گفتوگو با ایسنا هم از برخوردهای سلیقهای با گردشگری انتقاد کرده و گفته: «اگر گردشگری و سفر از عوامل شیوع کروناست پس چطور صدور ویزای سلامت تاکنون لغو نشده است؟ آیا گردشگری که برای سفر از خودرو شخصی استفاده میکند و در فضای ایزوله خانوادگی قرار دارد، نسبت به گردشگری که برای سفر از هواپیما یا قطار استفاده میکنند، بیشتر است؟» سید مصطفی فاطمی مدیرکل میراثفرهنگی یزد هم با اشاره به اینکه در سال جاری 700 گردشگر ورودی به یزد سفر کردهاند و عمدتاً سفرشان به منظور درمان و تجارت بوده گفت: «این سوال مطرح است که آیا خطر سفر خارجیهای بیمار که برای درمان به ایران و یزد سفر میکنند نسبت به ورود خارجیهایی که برای تفریح به ایران سفر میکنند، بیشتر است؟» البته این انتقادات به ورود گردشگران سلامت در حالی مطرح است که فعالان این حوزه هم از آسیبهای کرونا در امان نبودهاند و گفته میشود بالغ بر نیمی از دفاتری که در زمینه ارائه خدمات در حوزه گردشگری سلامت فعال بودند، تعطیل شدهاند.
از طرفی مسئولان بخش درمان معتقدند وقتی بیمار به مرکزی برای درمان مراجعه میکند آنها موظف به ارائه خدمات هستند، ابراهیم سلمانی سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در خصوص اعمال محدودیت برای مراجعان غیربومی با توجه به شیوع بیماری به ایسنا گفته است: «بخش سلامت استان موظف به ارائه خدمات به هر نوع مسافر و مراجعهکنندهای فارغ از رنگ پوست، ظاهر و ملیت است. بعضی از مراکز تست پی.سی.آر را الزامی میدانند، اما افراد در صورت منفی شدن این تست نیز میتوانند ناقل باشند و برخی نیز از تبسنج استفاده میکنند اما در مجموع خدمات به هر بیماری که مراجعه کند، ارائه میشود.» او معتقد است هر نوع محدودیتی باید از ورودی شهر اعمال شود و میگوید: «اگر قرار است خدماتی به بیماران غیربومی ارائه نشود لازم است که در این زمینه ورودیهای شهر بسته شوند، در غیر این صورت محدودیتی برای ارائه خدمات درمانی به این بیماران وجود ندارد» سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی شاید خبر از شیوه پذیرش گردشگران سلامت ندارد، کسانی که از کشورهای همسایه برای درمان وارد کشور میشوند، ماهها قبل برنامهریزی کرده و اقدامات مربوط به پذیرش آنها انجام میشود، آنها بیماران اورژانسی نیستند که به یکباره راهی مرکز درمانی شوند.
هرچند آمار اعلام شده از سوی وزارت گردشگری چندان قابل استناد نیست، اما بر اساس اعلام معاون گردشگری از زمان شیوع کرونا در کشور تا پایان مرداد ماه سال جاری، حدود 262 هزار مسافر خارجی وارد کشور شدهاند. گردشگری دنیا در حال بازگشت به شرایط نرمال است، بزرگترین نمایشگاه گردشگری دنیا ITB برلین که سال گذشته به دلیل همزمانی با آغاز پاندمی کرونا تعطیل شد، این روزها در شرف آغاز است. در ایران اما مسئولان حوزه گردشگری در حال فرافکنی و توجیه قصور خود در حمایت از فعالان بخش گردشگری هستند، در آخرین اظهارات معاون گردشگری کشور اعلام کرده است: «برای ارائه تسهیلات گردشگری سختیهایی در برخی بانکها و واحدها وجود داشته و به صورت سلیقهای عمل شده است.
البته وثیقهها و تضمینهایی که برای دریافت تسهیلات لازم است، به مراتب نسبت به زمانهای عادی که یک فرد یا بنگاه با مراجعه به بانک درخواست وام دارد، سادهتر در نظر گرفته شده» و وزیر وزارتخانه نوپای گردشگری هم تسهیلات ارائه شده به این حوزه را برشمرده و گفته است: «در پروژههای بزرگ و هتلسازی از محل صندوق توسعه ملی وام ریالی ارزان قیمت به سرمایه گذاران دادیم. هر سرمایهگذاری که 30 درصد آورده داشته باشد 70 درصد دیگر را دولت از طریق وام تامین میکند. در کسب و کارهای کوچک مانند بومگردیها یک هزار میلیارد تومان از محل منابع اشتغال روستایی کمک کردیم.
وزارتخانه هم تسهیلات ارزان قیمت در اختیار داشت که این منابع را هم پرداخت کردیم.» و این شیوهای است که متولیان اصلی بخش گردشگری در کشور برای حمایت از زیان دیدگان در پیش گرفتهاند. در سوی دیگر داستان فعالان بخش خصوصی هستند که هر بار مجال صحبت داشته باشند، یک جمله را تکرار میکنند: «دولت هیچ حمایتی از بخش گردشگری نکرده است»
دور تا دور کوه ثبت ملی خواجه را آسفالت کردند و جاده را تا 30متر به سمت بالا پیش بردند. جادهسازی در کوهی رخ داده که 5 اثر تاریخی مربوط به اشکانیان و ساسانیان در دل خود جای داده و به کوه رستم یا اوشیدا هم معروف است. پیش از اینکه این طرح از میراث فرهنگی مجوز بگیرد، نماینده زابل خیلی زود توانست از دولت ردیف بودجه و قیر رایگان دریافت کند و عملیات دو هفته پیش آغاز شد اما 10روز بعد از شروع کار، باستانشناسان و اعضای کمیته جلوی جادهسازی ایستادند. با این همه طولی نکشید که عملیات ساخت این جاده بار دیگر از سر گرفته شود، حالا به بهانه توسعه گردشگری، میراث باستانی تهدید میشود، مدیر میراث فرهنگی سیستانوبلوچستان میگوید به دنبال مجوز است و فعالان میراث فرهنگی نگراناند که ساخت این جاده زمینه تخریب بیشتر آثار باستانی تنها بلندی هامون را فراهم کند.کوه خواجه در شهریور 1310 به شماره 54 در فهرست آثار ملی ثبت شد و یکی از گزینههای ثبت جهانی بود. هر چند که به دلیل استقرار یک پایگاه نظامی در زمان دولت خاتمی، این گزینه از روی میز مدیران میراث برداشته شد. کامبیز مشتاق گوهری، مدیر پیشین میراثفرهنگی این استان به «پیام ما» می گوید: «یک پایگاه نظامی، بعد از ترور دیپلمات ایران در مزارشریف و به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان روی تنها ناهمواری دشت سیستان احداث شد. با وجود اتمام شرایط اضطرار اما نه تنها این پایگاه جمعآوری نشد بلکه پایگاه سپاه نیز در کنار آن ساخته شد.» این شروعی بود برای ورود وسایل نقلیه به این محدوده باستانی. حالا سالهاست که این منطقه محل تفریح شده و مردم محلی هم موتورهایشان را روی گورهای تاریخی پارک میکنند. محمد سرگزی، نماینده زابل هم با شعار توسعه گردشگری دنبال ایجاد جاده آسفالته در این محدوده تاریخی است.
کمتر از یک هفته قبل بعضی از کارمندان و باستانشناسان اداره کل میراث و یگان حفاظت محیط زیست جلوی ماشینهای حفاری را گرفتند. بخشی از ماشینها توقیف شد و همراهان نیز از محل رانده شدند. یک منبع آگاه به «پیام ما» میگوید: «این جادهکشی دو هفته است که بدون مجوز میراثفرهنگی شروع شده. دو روز بعد از توقیف ماشینآلات حفاری توسط باستانشناسان و نیروهای یگان حفاظت، مدیر میراث شهرستان جلوی کار را گرفت.» به گفته او این اقدام در نتیجه فشارهای یکی از نمایندگان مجلس بوده است.
«جادهکشی با هماهنگی میراث بود»
علیرضا جلالزایی، مدیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان به «پیام ما» میگوید که هیچ توقفی در کار نبوده است: «توقف به معنی ناهماهنگی است ولی هیچ ناهماهنگی در کار نبوده است و رئیس شهرستان هامون این اداره پیگیر این مسئله بوده است. سرحدی مدیر پایگاه کوه خواجه نیز از همان روز اول در جریان این مسئله بوده و همه اقدامات با هماهنگی این اداره صورت گرفته است.»
درحالی جلالزایی مدعی هماهنگی و موافقت اجزای این اداره با این جادهسازی است که 6 روز قبل، حسین سرحدی، مدیر پایگاه ملی کوه خواجه به ایرنا گفته بود که هیچ نظر خواهی در این رابطه از میراثفرهنگی نشده است: «ایجاد جاده دسترسی به بالای کوه خواجه در عرصه کوه است و بالای کوه هم آثار تاریخی زیادی وجود دارد که با افزایش تردد خودرو این آثار نابود میشود.» او گفته بود که این جاده هیچ سودی برای رونق گردشگری ندارد و باید هر چه سریعتر متوقف شود.
نماینده سیستان: 4 میلیارد تومان برای کوهخواجه اعتبار گرفتم، میراثفرهنگی چه کرد؟
پس از این اظهار نظر بود که محمد سرگزی، نماینده مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی خواستار ارائه عملکرد این سازمان شده بود: «مجموعه کوه خواجه به یک خرابه تبدیل شده و هیچ اقدامی برای آن انجام نشده است. میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اقدامات انجام شده در محوطه تاریخی و گردشگری کوه خواجه را برای مردم توضیح دهد تا مردم تصمیمگیری کنند تا این مجموعه برای بهبود دسترسی گردشگری چه اقداماتی انجام داده است.»سرگزی در تشریح علت دخالتهای خود در این پروژه گفته بود: «من به عنوان نماینده مردم و طی مطالبه عمومی به این موضوع وارد شدم و اعتبار چهار میلیارد تومان و قیر رایگان را برای این پروژه گرفتهام در حالی که تاکنون میراثفرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعتباری برای کوه خواجه اختصاص نداده است.»
ادامه این تنشها سبب شد که چند روز قبل ماشینآلات توقیف و طرح متوقف شود. یکی از باستانشناسان این مجموعه که نمیخواهد نامش عنوان شود به «پیامما» میگوید: «با دستور مدیر سازمان، عملیات از سر گرفته شد و به ما گفتند که قرار است این موضوع در تهران بررسی شود.» به گفته او بر مبنای نامهای از حراست، هیچ یک از اعضا اجازه مصاحبه ندارند. سرحدی، مدیر کل پایگاه جهانی لوت نیز که پیش از این مخالفت خود را با اجرای این پروژه ابراز کرده بود حالا به «پیام ما» میگوید: «بنده اجازه مصاحبه در این رابطه ندارم و هر گونه صحبتی در این مورد باید از سمت سازمان صورت گیرد.» این در حالی است که هماهنگی لازم برای این گفتوگو با سرحدی پیش از این از سمت روابط عمومی وزارتخانه میراثفرهنگی و اداره کل میراث استان صورت گرفته بود.
توقف روی قبرهای اشکانی
کل مسیر جادهکشی نزدیک به هزار و 200متر است که حالا 200متر آن را آسفالت کردهاند. فعالان میراثفرهنگی میگویند که کل محدوده در حریم کوه خواجه است و در نهایت این اقدام منجر به آسیب بیشتر به بناهای تاریخی میشود. کامبیز مشتاق گوهری، مدیرکل پیشین میراثفرهنگی استان سیستانوبلوچستان درباره تبعات این جادهکشی به «پیام ما» میگوید: «همین الان هم به واسطه باز بودن مسیر و عبور و مرور با موتور آنجا پر شده از زباله و مردم حوالی این آثار تاریخی چادر میزنند و پیک نیک برگزار میکنند. وقتی جاده هم باشد مردم به راحتی با ماشین و موتور به بالا دسترسی پیدا میکنند و خودرو و موتورهای خود را در کنار آثار تاریخی پارک میکنند.»
کوه اوشیدا و گردشگری بیرویه
کوهخواجه (اوشیدا) در فاصله 30 کیلومتری جنوب غربی شهر زابل قرار دارد. این کوه سیاه رنگ به واسطه آثاری چون مجموعه کاخها، قلعه کهک کهزاد، قلعه چهلدختر، قلعه سرسنگ، آرامگاه خواجه غلطان، ساختمان پیر گندم بریان و خانه شیطان تختجمشید خشت و گلی ایران نام گرفته است.روایات زرتشتیان حاکی از آن است که در این کوه سوشانا (سوشیانت) نجاتدهنده آیین مزدیسنا ظهور پیدا میکند. برخی دیگر اما معتقدند که قبر رستم دستان در بالای این کوه قرار دارد. هر چه هست این کوه نزد سه دین اسلام، مسیحیت و زرتشت مقدس است. همین تقدس نیز منجر شده از زمان اشکانیان مردههایشان را در این محدوده دفن کنند. گورهای قدیمی که حالا به واسطه حضور بیضابطه گردشگران تخریب هم شده است.کوه خواجه به لحاظ موقعیت جغرافیایی همچون جزیرهای است که دور تا دور آن دریاچه هامون است. هامونی که حالا بخش اعظمش خشک شده اما هنوز بخشی از چالههایش پر آب و در فصولی از سال پاتوق گردشگران است.
عایدی اوشیدا اما از گردشگری بیرویه فقط ویرانی بوده است. گوهری میگوید: «همه این گردشگران روی گورهای تاریخی موتورهای خود را پارک میکنند. بسیاری از گورهای تاریخی در آن نقطه تخریب شده و فضای مناسب آنجا از دست رفته است.»
احداث پارکینگ برای کنترل گردشگران
پیش از این سرگزی، نماینده زابل گفته بود که اداره میراثفرهنگی برای کنترل گردشگران، در محدوده کوه اوشیدا پارکینگ بسازد. گوهری در واکنش به احداث پارکینگ در دل محدوده تاریخی اوشیدا میگوید: «مگرمیشود در حریم یک مجموعه تاریخی پارکینگ درست کرد، کجای دنیا با آثار تاریخی خود چنین میکنند؟ آنجا یک فضای چند متری است که تمامش گور است. بخش اعظم این محدوده را هم که پاسگاهها برداشتند، دیگر جایی نمانده که چیزی احداث شود.»آسفالت اکنون تا 200 متری حریم این مجموعه پیش آمده است. جلالزایی، مدیر میراثفرهنگی این استان در توجیه این اقدام میگوید: «در نشستی که دو روز گذشته در شورای راهبردی تشکیل شد به ما گفته شد که این جاده قبلا هم آسفالت بوده و تنها آسفالت را تجدید کردهاند.» به گفته او این جاده قبل از تعیین حریم در آن محدوده ایجاد شده است.
او در پاسخ به چرایی انجام عملیات جادهکشی با وجود نداشتن مجوز شورای راهبردی میراث میگوید: «دغدغه فعالان میراثفرهنگی این است که طرح براساس برنامه باشد که ما هم همین را میگوییم و در حال پیگیری هستیم تا سریعتر مجوزات لازم صادر شود.»به گفته او طرح این موضوع در دو، سه روز آینده در بازدید گروهی از باستانشناسان و معماران از محل مورد نظر تهیه و برای دریافت مجوز به تهران ارسال میشود.
«درآمدزایی با جادهسازی،عوامفریبی است»
قرار است به اسم توسعه گردشگری در حریم مجموعهای جادهکشی شود که پایهاش بر گردشگری فرهنگی استوار است. گوهری در این رابطه میگوید: «صحبت نماینده مجلس در مورد درآمدزایی از طریق توسعه گردشگری عوامفریبی است. واقعیت این است که حتی در ایام نوروز هم هتلهای این محدوده خالی از گردشگر خارجی است و اکثر گردشگران آن محدوده داخلیاند و با چادر در آن محل اقامت میکنند. در چنین شرایطی تنها وظیفه ما حفاظت از این آثار و مدیریت حضور گردشگران است.»
در آینده نزدیک دولت آمریکا سیاست درست را تشخیص میدهد
علی ربیعی، سخنگوی دولت گفت: به کاخ سفید توصیه میکنیم بی قید و شرط به برجام بازگردند و بیش از این راه دیپلماسی را دشوار نکنند. به گزارش ایسنا، علی ربیعی در نشست خبری خود در ارتباط با موضوع ایران و برجام گفت: بدون شک برجام بزرگترین اتفاق سیاسی در دهههای اخیر و یک دستاورد ملی بوده که هرچند به دلیل آنکه دیوانهای سنگی به چاه انداخت و از برجام خارج شد، انتفاع مردم ما از لغو تحریمها را به تعویق انداخت، اما اطمینان داریم که بزودی این اختلال به پایان خواهد رسید و دولت آمریکا به راه درستی که آن را ترک کرده بازخواهد گشت.
ربیعی گفت: امروز کشورهای زیادی با حسن نیت در حال تلاش برای احیای برجام هستند. اطمینان داریم که در آیندهای نزدیک این هدف محقق خواهد شد .او افزود: برجام تنها راهی است که تامین کننده صلح در جهان و تضمین کننده منافع همه کشورهاست؛ برجام، یک مصوبه قانونی بینالمللی است و آمریکا چارهای جز تن دادن به قانون ندارد.
ربیعی خطاب به دولت آمریکا گفت: از همین جا مجددا به کاخ سفید توصیه میکنیم همان طور که رئیس جمهور قبلی آمریکا به یکباره از برجام خارج شد، بی قید و شرط به برجام بازگردند و بیشتر از این، راه را برای دیپلماسی سخت و پیچیده نکنند. باید یادآوری کنم که در 4 سال گذشته ما راه دپپلماسی را باز نگه داشتیم، نه آنها و امروز کسی که باید اولین قدم را در راه دیپلماسی بردارد آنهاهستند نه ما.
آمریکا در موضعی نیست شرط تعیین کند
سخنگوی دولت در بخش دیگر سخنانش در خصوص اظهارات برخی از مقامات آمریکا درباره برجام و استنباط نبودن اراده برای لغو تحریمها گفت:اگر این مواضع طرف آمریکایی برای مصرف داخلی آمریکاست درباره آن نظری نداریم اما اگر مواضع سیاست خارجی دولت جدید آمریکاست، از نظر ما اشتباه و ناشی از مشورتهای گمراه کننده است.
او ادامه داد: آمریکا در موضعی نیست که برای انجام تعهدات بینالمللی خود شرط تعیین کند. برخلاف آمریکا که از بازگشت به برجام طفره میرود ایران آماده است که هرچه سریعتر و همگام با دیگر اعضای برجام و آمریکا به همه تعهداتش عمل کند. مطابق سیاست ابلاغ شده و قطعی مقام معظم رهبری، تنها راه احیای برجام لغو تحریمها و بازگشت همه طرفها به انجام کامل تعهداتشان است. اگر آمریکا به راهی غیر از این میاندیشد، تنها زمان ارزشمندی را تلف میکند که میتواند منافع دو کشور را به جلو پیش ببرد، البته در نهایت فکر میکنم که در آینده نزدیک دولت آمریکا توانایی تشخیص سیاست درست را بدست خواهد آورد.
ایران آماده تبادل زندانیان با آمریکاست
ربیعی با اشاره به توافقات احتمالی با ایالات متحده در مورد برجام و تبادل زندانیان نیز گفت: ما از هر ابتکار دیپلماتیکی که بتواند این روند را تسریع کند استقبال میکنیم. جامعه بینالمللی منتظر است که صداقت شعار دولت آمریکا یعنی «بازگشت آمریکا به جهان» را با بازگشت آمریکا به برجام ارزیابی کند.
او ادامه داد: درباره تبادل زندانیان نکته تازهای وجود ندارد؛ قبلا هم موضع ایران را وزیر امور خارجه بیان کرده اند، همه زندانیان را آمادهایم تبادل کنیم. اگر تاکنون این اتفاق تا الان نیفتاده به خاطر عدم آمادگی دولت امریکا بوده است.
مدعیان دور زدن تحریمها نتوانستند حتی یک بشکه نفت بفروشند
ربیعی در پاسخ به پرسشی دیگر در مورد فروش نفت در دوران تحریم، گفت: چند سال اخیر فضای روانی کشور مملو هست از این اتهامات بی اساس و نگرانی آور از سوی کسانی که هیچگاه از حرفهایشان هیچ کس حساب کشی نمیکند. به همین دلیل وزارت نفت اعلام کرد هرکس مدعی است میتواند نفت بفروشد بیاید قرارداد ببندد و هر میزان نفت که میخواهد ببرد؛ پس از این اعلام آمادگی وزارت نفت مدعیان یکی پس از دیگری جا زدند. او ادامه داد: تمام اینها در حالی بود که وزارت نفت با حوصله و درایت مشغول ایجاد و شناسایی کانالهای جدید فروش نفت بود که این تلاشها به ثمر نشست و دولت موفق شد علاوه بر فروش نفت اجازه ندهد حتی یک دلار از پول نفت ناپدید شود؛ یعنی همان اتفاقی که در زمان برخی مدعیان دور زدن تحریمها روی داد. او تاکید کرد: ما با قاطعیت تمام اعلام میکنیم که هیچ یک از مدعیان دور زدن تحریم نتوانستند حتی یک بشکه نفت بفروشند و تمام عملیات فروش نفت در شرایط تحریمی توسط دولت و وزارت نفت صورت گرفت.
درباره برجام و غیر آن با آمریکا تماس نداشته و نداریم
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته است که هیچ تماس مستقیم و غیرمستقیمی با آمریکا در ارتباط با موضوعات برجامی و غیربرجامی نداشته و نداریم. به گزارش ایسنا، سعید خطیبزاده دیروز در نشست خبری خود در پاسخ به سوالی در خصوص نامه وزیر خارجه آمریکا به رئیسجمهور افغانستان و پیشنهاد تشکیل سازوکاری در ارتباط با موضوع افغانستان با حضور ایران، آمریکا و چند کشور دیگر در قالب سازمان ملل گفت: ما هیچ تماس مستقیم و غیرمستقیمی با آمریکا در مورد موضوعات برجامی و یا غیربرجامی نداشته و نداریم.
خطیبزاده همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه در روزهای اخیر بعضا شاهد اظهارنظرهایی از سوی برخی از افراد در عرصه سیاست خارجی کشور بودهایم و این اظهارنظرها بعضا باعث ایجاد هزینههایی برای کشور و دستگاه دیپلماسی شده است، گفت: همه باید اجازه دهند که سیاست خارجی کشور در مسیر حرفهای خود حرکت کند.
او در پاسخ به سوالی در مورد سفر وزیر خارجه ایرلند به تهران و برخی از اظهارنظرها مبنی بر اینکه در جریان این تماسها سیگنالهایی بین ایران و آمریکا رد و بدل شده، تاکید کرد: موضوع ایران و آمریکا موضوع پالس و ارسال سیگنال نیست بلکه در واقع موضوع اجرای موثر مفاد قطعنامه 2231 سازمان ملل و رفع موثر تحریمها از سوی آمریکا است و اینها احتیاج به پالس، سیگنال و گمانهزنی ندارد.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین گفت آنچه که امروز اتحادیه اروپا برای ایفای نقش خود با عنوان نقش هماهنگ کننده انجام میدهد را ما با حسن نیت میبینیم ولی بر این موضوع تاکید داریم که اروپاییها در کنار آمریکا به تعهدات خود در مورد برجام عمل نکردهاند.
خطیبزاده همچنین گفت: آمریکاییها هنوز قدم اول را نیز برنداشته اند و همان طور که پیش از این گفتهایم آنها باید اقدام به رفع موثر تحریمها علیه ملت ایران کنند. آنها هنوز اقدامی در این زمینه حتی بر روی کاغذ هم انجام ندادهاند.
وعده روحانی برای تامین بودجه مرمت
رئیسجمهور گفت: سال آینده سال غلبه بر ویروس و رونق مشاغل خواهد بود. البته نه اول سال. اما به مرور واکسن خارجی وارد میشود و به بازار میآید و واکسن داخلی توزیع میشود. او همچنین از سال 1400 به عنوان سال رونق مشاغل و سال غلبه بر ویروس کرونا نام برد و گفت که سال ۱۴۰۰ از آن سالهایی است که خداوند رحمت خود را بر این مردم نازل میکند و میتوانیم پردههایی را که باعث آزار این مردم شده است، کنار بزنیم. او همچنین قول داد که طرحهای مرمت بناهای تاریخی تامین اعتبار شود.حجتالاسلام حسن روحانی در جریان بهرهبرداری از ۲۷۲۱ طرح ملی گفت: امروز یک طرح بسیار مهم گندلهسازی که طرح بسیار مهمی هم بود با ارزش ۹ هزار میلیارد تومان به افتتاح رسید که کار بسیار عظیمی بود که در این چند سال به افتتاح رسید. در زمینه بهزیستی کار خوبی با کمک و همت مردم و داوطلبان انجام گرفت و ۲۴۰۰ مرکز رونمایی و افتتاح شد.
به گزارش ایسنا، او افزود: با خدماتی که به خانوادهها و مردم داده میشود، حدود ۵ میلیون نفر تحت پوشش این خدمات قرار میگیرند. اینکه در یک روز میتوانیم ۲۴۰۰ مرکز مثبت زندگی را افتتاح کنیم کار بسیار عظیم اجتماعی است. برای همه خانوادههایی که برای توانمندی و آگاهسازی نیاز به کمک دارند باید اقدام کنیم تا رنج مردم کاهش پیدا کند و همه آنهایی که به توانبخشی نیاز دارند بتوانند توان خود را از خداوند و بعد از آن از مردم و مسئولان بگیرند.
روحانی گفت: میراثفرهنگی یک سند است. هر چقدر کتاب بخوانیم که تمدن ایران گذشته چگونه بوده است و هزاران جلد کتاب بخوانیم، اگر یک سر به اصفهان بزنیم و میدان نقش جهان را ببینیم بیش از خواندن کتاب دلالت دارد و سخن میگوید که چه دانشمندان و معماران و طراحان خوبی توانستند با بهترین مصالح، زیباترین ساختمانها را برای ما بسازند.
او ادامه داد: علاوه بر زیبایی این ساختمانها، آدم احساس غرور میکند، از اینکه میفهمد ایرانی است و ایرانیان ما پنج قرن و 10 قرن قبل این آثار را به وجود آورند و حتی میتواند امروز برای معماری شرقی، اسلامی و ایرانی ما الهامبخش باشد. خانههای زیبایی که مرمت و احیا میشود اولا باعث ماندگاری نام صاحب خانه میشود و برای استان یا شهر جاذبه گردشگری ایجاد میکند. خود آن مکانها میتواند محل بهرهبرداری قرار گیرد و به موزه و چایخانه یا بوم گردی و هتل زیبا تبدیل شود.
روحانی اظهار کرد: هتلهای بسیار گران قیمتی در اسپانیا هست که قرنها قبل به دست مسلمانان ساخته شده است. در نهایت ما از این مکانها میتوانیم هم بهرهمندی اقتصادی و هم بهرهمندی اجتماعی و فرهنگی کنیم. گردشگری کار عظیم و بزرگی است و وزارت گردشگری میتواند نقش مهمی در گردشگری داشته باشد.
روحانی افزود: گردشگری کار بسیار مهمی است. گردشگری در دولت تدبیر و امید دو برابر شد. این یک سال گذشته سال سختی برای گردشگری، هتلداران و همه آنهایی که خدمات گردشگری انجام میدهند، بود.
روحانی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع کرونا اشاره کرد و گفت که سال آینده سال غلبه بر ویروس و رونق همه مشاغل خواهد بود. او ادامه داد: البته نه اول سال. اما به مرور واکسن خارجی وارد میشود و به بازار میآید و واکسن داخلی توزیع میشود. عدهای که مبتلا شدند و از این بیماری گذشتند به طور طبیعی واکسینه شدند و عدهای که نگرفتند واکسینه میشوند. روحانی تاکید کرد: دولت همه تلاش خود را به کار میگیرد و بخش گردشگری روزهای بهتری خواهد داشت.
روحانی در بخشی از این مراسم افتتاحیه گفت: بسیار برای ما خوشحال کننده است که یکی از بزرگترین کارخانههای گندلهسازی کشور امروز افتتاح میشود. کارخانهای که ظرفیت ۵ میلیون تن گندله آهن دارد و کارخانه بسیار مهمی است و با کمترین ضایعات میتواند در زنجیره تولید فولاد قرار گیرد.
او درباره طرحهای افتتاح شده توسط سازمان بهزیستی، نیز تصریح کرد: کار بسیار ارزشمند و مردمی در حال انجام است. امیدواریم سازمان بهزیستی هم بهترین هماهنگی و همکاری را داشته باشد.
رئیسجمهور در ارتباط با تلاشهای وزارت میراثفرهنگی و گردشگری نیز گفت: مراکز فرهنگی و آثار تمدنی ایران برای ما بسیار مهم است. این به معنای اهمیت علم و هنر ایرانیان در طول تاریخ است. این بناها یکی از آثار و ثمرات همان مناسبات علمی، ریاضی، اجتماعی و طراحی بسیار خوب در گذشته بوده است.
او با بیان اینکه «آثاری در ایران عزیز ما هست که موجب افتخار ما است» گفت: این آثار نشان میداده که در قرنها پیش ایرانیان چگونه میزیستند و چگونه میاندیشیدند و چگونه ایران مهد علم، دانش، هنر و فرهنگ بوده است. اینجا قول میدهم هر طرح مرمتی داشته باشید که تا پایان دولت بتوانید آن را تکمیل کنید، بودجهاش را تامین میکنیم تا با سرعت بیشتری در پایان امسال و آغاز سال ۱۴۰۰ انجام گیرد. مزارعی که در ترکمنصحرا و قسمتهای دیگر استان لرستان وجود دارد، بسیار برای ما و مردم ارزشمند است.
او ادامه داد: از اینکه امروز شاهد هستیم ۷ اثر بسیار مهم تاریخی ما در شهر همدان احیا و مرمت میشود بسیار خوشحال کننده است. همدان مرکز بسیار مهمی با جاذبههای بسیار فراوان طبیعی و تاریخی است و هر اقدامی در این استانها که میتواند جاذبه این استانها را برای گردشگری داخلی و خارجی افزایش دهد برای ما بسیار مهم است.
او در ادامه این مراسم خاطرنشان کرد: بسیار خوشحالیم که امروز پنجاه و پنجمین افتتاح بزرگ در سال ۱۳۹۹ بود و توانستیم همه هفتههای امسال را برای افتتاحهای بسیار مهم اختصاص دهیم و بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان طرح و پروژه افتتاح شده است.
روحانی گفت: این افتتاحها موجب اشتغال ۱۳ هزار نفر میشود، برای ما بسیار مهم است که در بخشهای مختلف مانند بخش فولاد این افتتاحها صورت گرفته است. این دولت اقدامات بسیار مهم در توسعه زنجیره فولاد داشته و این زنجیره تقریبا در طول ۸ سال عمر دولت به حدود دو برابر رسیده است.
رئیسجمهور گفت: خیلی مهم است که ۸ سال را با کل تاریخ کشور مقایسه میکنیم و کارهای بسیار عظیمی که از نظر کنسانتره، گندله و نهایت شمش فولاد شده باعث شده است که از خام فروشی جلوگیری شود. ارزش این معادن بزرگ و صنایع معدنی ما باعث شده است که ارزآوری بسیار خوبی در شرایط این سه سال که سال تحریم و سختی بوده است، داشته باشد.
او ابراز امیدواری کرد: انشاالله سال ۱۴۰۰ از آن سالهایی است که خداوند رحمت خود را بر این مردم نازل میکند. میتوانیم پردههایی که باعث آزار این مردم شده است را کنار بزنیم و مردم ما هم در بیماری کرونا و هم جنگ اقتصادی موفقیتهای بزرگی بدست خواهند آورد.
ذخایر سدهای تهران رضایتبخش نیست
مدیر دفتر بهرهبرداری و نگهداری از تاسیسات آبی و برقآبی شرکت آب منطقهای تهران با اشاره به کاهش 64 میلیون مترمکعبی حجم ذخایر سدهای پنجگانه گفت: در حال حاضر مجموع ذخیره سدهای پنجگانه تهران ۵۶۷ میلیون مترمکعب است که در مقایسه با روز مشابه سال گذشته که ۶۳۱ میلیون مترمکعب بود ۶۴ میلیون مترمکعب کاهش ذخیره داریم. به گزارش ایلنا شهریاری با اشاره به میزان ذخایر سدها به تفکیک افزود: از ابتدای سال آبی (اول مهرماه- تاکنون) ۳۷۹ میلیون مترمکعب آب به دریاچه سدهای پنجگانه تهران وارد شده که این میزان در مقایسه با ۳۹۶ میلیون مترمکعب سال گذشته ۴ درصد کاهش را نشان میدهد. شهریاری یکی از دلایل کاهش میزان آورد را کم شدن نزولات و ریزشهای جوی دانست و گفت: از ابتدای سال آبی امسال تاکنون ۱۹۱ میلیمتر بارش در سطح استان داشتیم که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال آبی گذشته که ۲۵۲ میلیمتر بوده ۲۴ درصد کاهش را نشان میدهد.
او با اشاره به کاهش چشمگیر بارندگی در اسفند ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل خاطرنشان کرد: سال گذشته در ۱۶ روز اسفند ماه ۸۵ میلیمتر بارندگی داشتیم در حالی که امسال این میزان بارش به ۵٫۲ میلیمتر رسیده است و این یعنی بیش از ۹۰ درصد کاهش بارندگی داشتهایم که همین موضوع بر روی روانآبها اثر گذاشته و میزان آب ورودی به سدها کم شده و بر همین اساس شاهد کاهش ۶۴ میلیون مترمکعبی ذخیره آب در مخازن سدها هستیم. شرایط کرونایی حاکم در کشور و استان تهران روند رو به رشد مصرف آب را به سیستم تامین و انتقال آب تحمیل کرده است که بخشی از آن را در کاهش حجم مخازن سدهای پنجگانه تهران شاهد هستیم.
شهریاری درباره احتمال قطعی آب با توجه به کاهش بارندگی و افزایش مصرف توضیح داد: ما اکنون به لحاظ ذخیره آبی با کاهش ۶۴ میلیون مترمکعبی مواجه هستیم، البته هنوز به فصل آبگیری سد و بارشهای انتهای اسفند امیدواریم، شاید در فروردین و اردیبهشت ماه شرایط باثباتتری به لحاظ بارشهای بهاری و آبگیری سدها داشته باشیم. با توجه به ظرفیت ذخیره سدها و پیشبینیهایی که صورت گرفته مشکل جدی در تامین آب شرب تابستان سال آتی و پیک مصرف نداشته باشیم، اما ممکن است سال آبی آینده چالشیتر از امسال باشد.
سرنوشتش از همان روز اول با مذهب گره خورد و جایش در مساجد، خانقاهها، کنیسهها و حتی کلیساها بود. آنقدر پنجه را محکم به جانش میکوبیدند تا با «سرو»، «زلفک»، «چیتی»، «پرتتوره»، «چشمبلبلی»، «پیله»، «رکنهدونی» و «پنجشیر» نقش بگیرد، آن هم با نخ پنبه و رنگهای سفید و نیلی. شاید زندگی در فضای معنوی عمرش را به بیشتر از 600 سال هم رسانده، گاهی مجبور میشدند جانِ نامیرایش را در زمینهای کشاورزی دفن کنند تا کود شود یا آتش به جانش بیندازند تا خاکستر شود. میگویند یکی از میراثیترین زیراندازهاست. سه لایه بافته میشود، یعنی سه لایه نخ روی هم قرار میگیرد و حالش وقتی بهتر است که بیشتر پا بخورد. پلاس هم به آن میگفتند اما حالا همه به اسم «زیلو» میشناسندش؛ زیرانداز گیاهی دستساختهای که در سادگی خلاصه میشود.در زیلو روح انسانی میدمیدند و برای فضاهای مذهبی تربیتش میکردند. واحد شمارش آن فرد است و وقتی میخواهند بفروشندش، وزنش میکنند. وقتی نوزاد پسری به دنیا میآمده، یک درخت توت هم جان میگرفته تا با فرزند پسر رشد کند و بزرگ شود. عمر درخت همزمان با نوجوانی پسر به پایان میرسیده تا یک دار زیلو برپا شود و رسم زیلوبافی برقرار باشد، این رسم میبدیهای قدیم بوده. خمیدگی خاص درخت توت کار را برای ساخت دارِ زیلو راحتتر میکرده و شکل بهتر و مقاومت زیادی برای این کار داشته. چون این دستبافته با انرژی زیادی شکل میگیرد، بیشترِ بافندههای آن هم مرد بودند. بافنده باید برای یک زیلوی ششمتری بین 13 تا 15 کیلومتر در عرض دستبافته برود و بیاید و 1200 کیلو را جابجا کند.
شاید به همین دلیل بافندهها بدنهای ورزیدهای داشته و دارند. ساختار این دستبافته ویژه و پیچیده است. بافندهها و قدیمیها به ابزاری که با آن زیلو را میبافند دستگاه میگویند، دستگاهی که محاسبات خاص خودش را دارد. همه دستگاههای بافندگی دو ردیف تار دارند اما دستگاه زیلوبافی سه ردیف تار دارد و به همین دلیل هم بافته محکم و ماندگاری دارد و به آن فرش دو رو میگویند، هر دو طرفش هم قابل استفاده است و میتوان رویش کارهای هنری زیادی انجام دارد از جمله نوشتن.
زمانی میبد 20 هزار جمعیت داشته و در آن روزی 6 هزار کیلو زیلو بافته میشده اما حالا اوضاع فرق کرده، گرچه جمعیت شهر بیشتر شده اما بافندهها محدودند و هنوز هم قدیمیهایی که بالا 60 سال عمر دارند، پای کار ایستادهاند و معتقدند پول کمی که از این کار در میآورند حلال است و پر برکت. حالا جوانترها حوصله کارهای سخت و پیچیده را ندارند و ترجیح میدهند در کارخانههای کاشی و سرامیک اطراف شهر کار کنند. شاید اگر بیمهای برایشان در نظر میگرفتند بیشتر به سنت پدرانشان دلبستگی نشان میدادند.
این روزها 10 نفر از بهترین بافندههای میبد در تعاونی شهر در رفت و آمدند. دستبافتههایشان را روی موتور میاندازند و برای کارِ 8 ساعته روانه میشوند. زیلوهای بیت رهبری و حسینه امام خمینی (ره) هم از دل همین کارگاه به تهران میرسند.
داستان زندگی زیلو به رنج گره خورده و فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. زیلوبافی بعد از انقلاب به پایینترین حد خود در میبد میرسد. دهههای 50 تا 60 کارخانههای فرش ماشینی و موکت در کشور جان میگیرند و طبع و سلیقه مردم هم عوض میشود و در سالهایی که میگذرد، زیلوبافی فراموش و کار بافندهها کم رونق میشود. این دستبافتههای گیاهی آنقدر بیحرمت میشوند که حتی روی آنها فرشهای مصنوعی و موکت پهن میکنند.
آن روزها عبدالعظیم پویا، محقق و نویسنده میبدی در حوزه تاریخ و میراثفرهنگی که در فرانسه جامعهشناسی میخوانده، بعد از پایان تحصیلات به وطنش ایران برمیگردد و بیحرمتی به هنر سنتی شهرش را طاقت نمیآورد. دست به کار میشود و با همراهی استاد مرحوم حبیب باغستانی یکی از بافندههای قدیمی و آقای فلاح فرماندار وقت میبد و برخی دیگر گروهی تشکیل میدهد و 8 سالِ تمام مساجد، خانقاه، کنیسه و کلیساها را میگردند تا قدیمیترین زیلوها را شناسایی و جمعآوری کنند. اما از آنجایی که زیلوها به این اماکن مذهبی وقف شده بودند و همه آنها وقفنامه داشتند، متولیان زیر بارِ بخشیدن زیلوها نمیروند. استاد پویا از مقام معظم رهبری استفتا میگیرد و اجازه کار صادر و منجر به جمعآوری قدیمیترین و خاصترین زیلوهای ایران و شکلگیری موزه زیلو میشود.
گرچه هنوز هم بسیاری از زیلوهای ارزشمند در اماکن مذهبی پهن هستند و بسیاری از متولیان به دلیل مشکلات شرعی جلوی انتقال این زیراندازها به موزه را حتی با وجود اجازه رهبری ندادند، زیرا در وقفنامههای زیلو تاکید شده که این بافتهها از محل موردنظر بیرون برده نشوند و اگر چنین شود خلافکننده ملعون است و به لعنت ابدی گرفتار میشود. به همین دلیل بسیاری از زیلوها همچنان فقط با عذر شرعی و شرط تطهیر جابجا میشوند یا در انبارها خاک میخورند.
سختگیریهای اهل محل و اجازه ندادن آنان برای خارج نشدن زیلوها از مساجد خاطرات زیادی برای استاد پویا به جا گذاشته است. او تعریف میکند: «گاهی زیلوها از مساجد دزدیده یا جابجا میشدند و ما بدون آنکه بخواهیم در نقش این افراد فرو رفته بودیم. هربار که برای جابجایی زیلوها به مشکل بر میخوردیم، مرحوم باغستانی به شوخی این شعر را به زبان محلی زمزمه میکرد: سه کَسن (سه نفریم)، پلاس مسجد میکَشن( پلاس مسجد را میدزدند)، اگر بگویم میکُشن (اگر آنها را لو بدهیم ممکن است کشته شوند)، اگر نگوییم میکَشن (اگر هم معرفیشان نکنیم زیلوها را میبرند)».
شناسایی زیلوهای تاریخی هشت سال زمان میبرد و در این مدت زیراندازهای تاریخی در فرمانداری میبد نگه داشته میشدند تا ساختمان تاریخی کاروانسرای میبد مرمت شود. سرانجام موزه زیلو در سال 1380 تاسیس میشود و این زیرانداز با کمک سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری ثبت ملی و بعدتر ثبت جغرافیایی و در نهایت سال 1397 ثبت جهانی میشود.
زمانی که زیلوهای تاریخیِ موزه در معرض نمایش قرار گرفتند، هزاران بازدید کننده با فرشهایی بازمانده از قرنها پیش آشنا شدند. با وجود مشکلات بسیاری که موزه زیلو دارد حدود 60 زیلو از دوره تیموری تا دوران معاصر در آن نگهداری میشود. یکی از خوشبافتترین زیلوهای موزه مربوط به سال 1233 با نقوشی باستانی است که این نقوش روی سفالینههای پیش از تاریخ هم وجود داشتهاند مثل نقش سرو که درخت مقدس آیین مهر است و بعدها وارد آیین زرتشتی و اسلام میشود و با رونق ادیان مختلف تطبیق پیدا میکند تا زنده بماند.
بیش از 10 زیلو با امضای بافنده و از دوره صفویه در موزه نگهداری میشود. یکی از این زیلوها به دستور مسما آغا فصیح، بنت آقا حسین ابن حاجی محمد رکنآبادی در سنه 1101 وقف مسجد رکنآباد میبد شده است.
قدیمها به زنانی که دارای جایگاه اجتماعی ویژه بودند آغا میگفتند. «مختار زمان میبدی» جزئیات زیلو را همراه این شعر حزین لاهیجی به بهترین شکلِ تایپوگرافی بر زیلو ثبت کرده است: «غرض نقشی ست کز ما باز ماند/ که هستی را نمیبینم بقایی/ مگر صاحبدلی روزی به رحمت/ کند در حق درویشان دعایی»
تاریخیترین و یکی از ویژهترین زیلوهای موزه هم مربوط به دوره تیموری است که خلاف زیلوهای دیگر با سه رنگ بافته شده. در عرض زیلو فقط میتوان از دو رنگ استفاده کرد و تا کنون کسی متوجه نشده که چگونه سه رنگ آبی، سفید و قرمز در عرض این زیرانداز استفاده شده است، آن هم به این شکل منظم. وقفنامه این زیلو در سه نقطه نوشته شده و میتوان بعد از گذشت 600 سال از زمان بافت آن متوجه شد برای چه بخشی از یک مکان مذهبی بافته شده و حتی به کجا جابجا شده است. تنها زیلوی به جا ماندهها از کلیسایی در یزد که حالا تخریب شده هم در موزه نگهداری میشوند. زیلوهایی که وقف کلیسا بودند و قدمت چندانی ندارند و حدس زده میشود واقف این زیلوها یک فرانسوی بوده و بافنده آن یک مسلمان که اسمش را در وقفنامه ثبت نکرده است و در کنار نقش خروس (نماد فرانسه)، شیر (نماد ایران) و به احترام آیین مسیحیت نقش صلیب را هم چهار بار تکرار کرده است. همین نشانههاست که عنوان شهر گفتوگوی ادیان را به یزد داده است. ادیان مختلف با صلح در کنار هم زندگی میکنند و گواهش همین دستبافته است.
از وقتی کرونا بلای جان بسیاری از انسانها شده، درهای موزه زیلوهای تاریخی میبد هم بسته شده است. برخی از بافندههای قدیمی هم کرونا گرفتهاند و بعد از درمان به کارشان برگشتهاند تا پنجههایشان را برای ادامه زندگی یکی از میراثیترین فرشهای دنیا محکمتر بکوبند.
درخواست استمهال برای رسیدگی قضایی به پرونده جمعیت امام علی(ع)
معاون پژوهش و ترویج قانون اساسی معاونت حقوقی رئیسجمهور اعلام کرد که این معاونت در جلساتی که موضوع درخواست انحلال جمعیت امام علی (ع) در دستور آن قرار داشته، حضور نداشته و پس از اطلاع از این تصمیم طی مکاتبات و مذاکرات پیاپی، راهکار حقوقی به وزارت کشور و رئیسجمهور و هیات دولت ارائه و جهت ایجاد فرصت اجرا، پیشنهاد استرداد و یا دستکم استمهال در رسیدگی قضایی را داد. به گزارش ایسنا، بیژن عباسی، معاون پژوهش و ترویج قانون اساسی معاونت حقوقی رئیسجمهور درخصوص درخواست انحلال جمعیت امام علی (ع) توضیح داد: دستیاری حقوق شهروندی و نمایندگی معاونت حقوقی در شورای ملی توسعه و حمایت از تشکلهای مردم نهاد مستقر در وزارت کشور، به معاونت پژوهش و ترویج قانون اساسی که مسئولیت آن به عهده اینجانب است، تفویض شده است. در جلسه تیر و مرداد ماه سال جاری شورای مورد اشاره که به بررسی موضوع انحلال جمعیت امام علی (ع) پرداخته، دعوتنامهای از سوی معاونت حقوقی رئیسجمهور دریافت نشده است. او ادامه داد: معاونت حقوقی موضوع شرکت در جلسات را پیگیری و درخواست ارسال دعوتنامه و حضور در جلسات نموده که سرانجام در شهریور ماه این امر میسر شده است. البته چون تصمیمات شورا به اکثریت است و نظر مخالف معاونت مانع از اتخاذ تصمیم نیست. عباسی گفت: بنابراین معاونت حقوقی، در جلسات شورای فوق که موضوع درخواست انحلال جمعیت در دستور آن قرار داشته، حضور نداشته و پس از اطلاع از این تصمیم طی مکاتبات و مذاکرات پیاپی، راهکار حقوقی به وزارت کشور و رئیسجمهور محترم و هیأت دولت ارائه و جهت ایجاد فرصت اجرا، پیشنهاد استرداد و یا دستکم استمهال در رسیدگی قضایی را داده است. بدین ترتیب، اعلامات دایر بر موافقت معاونت حقوقی رئیسجمهور با درخواست انحلال جمعیت خلاف واقع و بیپایه است. او افزود: معاونت حقوقی حسب وظیفه خود پس از طرح مشکلات حقوقی در خصوص سازمان مردمنهاد و حتی دیگر اشخاص حقوقی، در وهله اول به دنبال یافتن راهکار حقوقی برای رفع اشکالات مطروحه است و قویّاً معتقد است که از بین رفتن نهادها باید آخرین و دور از دسترسترین اقدام باشد و پیش از آن، همه تلاشها باید معطوف به راهکارهای اصلاحی ناظر به حفظ و بقای نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باشد.
یمی از وجودمان را آب فراگرفته است و نیم دیگر آن از آسمان است. این را زنان و دخترانی در صفحه اینستاگرامشان نوشتند که برای رسیدن به عدالت اقلیمی تلاش میکنند. زنان و دختران جوانی از سراسر دنیا که تنها یک دغدغه مشترک دارند:« مبارزه با بحران اقلیمی زمین.» آنها بارها پشت تریبون فریاد زدند، تظاهرات کردند و علیه حاکمان بیتوجه به محیط زیست فریاد کشیدند، کتاب نوشتند، مقاله چاپ کردند، گفتوگو کردند و گاهی به همین دلیل مجرم شناخته شدند. آنها میگویند بحران اقلیمی این روزها مساله فمنیستهاست. آنها ۸ مارس، روز جهانی زن را مغتنم شمردند و در فضای مجازی خود از تاثیراتی که میتوانند در کاهش آلودگی زمین داشته باشند، گفتند. از اینکه اگر دنیا به دست زنان بیفتد، از آلودگیاش کم میشود؟ دختران و زنان از برنامه جهانی «جمعهها برای آینده» که یک جنبش دانشآموزی بود، کنشگری خود را آغاز کردند. از سن ۱۷ یا ۱۸ سالگی فهمیدند که گرم شدن ناگهانی هوا، آلودگی، ذوب شدن یخهای قطبی، بالا آمدن آب دریاها نشانههایی از مساله بحران آبوهوایی است. روزهای پایان هفته با آنهایی که دغدغه مشترک داشتند به گفتوگو نشستند و گاهی حتی تلاش کردند تا رهبران سیاسی کشورشان را هوشیار کنند. این زنان داوطلب این روزها بیشتر از هرزمانی با هر رسانهای که در اختیار دارند، میکوشند تا درباره تغییر اقلیم شفافسازی کنند.
مبارزه با فرکینگ
یکی از این کنشگران، نیکی بکر(Nicki Becker)است. دختری جوان اهل آرژانتین که چندی پیش در اجلاس جهانی آبوهوای سازمان ملل به عنوان نماینده آرژانتین سخنرانی کرد. نیکی به سبب فعالیتهای محیط زیستیاش در مندوزا به این اجلاس دعوت شده بود. او در بخشی از سخنرانی خود به Fracking اشاره کرد. روشی برای برداشت نفت و گاز که به آن «شکست هیدرولیکی» هم گفته میشود. مسالهای که به گفته بسیاری از فعالان محیط زیست کسی جز بکر نمیتوانست درباره آن صحبت کند و اغلب کشورها به دلیل سیاستهای ترامپ رئیسجمهور سابق ایالات متحده در برابر آن سکوت کرده بودند.
پای فرکینگ اما بعدها به مناظره دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا، یعنی جو بایدن و دونالد ترامپ باز شد. این روش با اینکه باعث افزایش سطح اشتغال و کاهش قیمت حاملهای انرژی در آمریکا شده بود اما اثرات محیط زیستی شدیدی به بار میآورد، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مقالهای درباره این روش نوشتهاند: «علاوه بر مصرف بالای آب در فرآیند فرکینگ، آب باقیمانده از فرآیند حفاری به طور بالقوه آلاینده آبهای سطحی و زیرسطحی خواهد بود، در ابتدا انتقال مجدد این آب به عمق زمین، در جایی خارج از محدوده سفرههای آب زیرزمینی، تنها راهحل امن برای خلاصی از اثرات زیست محیطی نامطلوب آن به نظر میرسید اما عملیاتی شدن این راهحل باعث رانش زمین در برخی مناطق و ایجاد زلزله شد! (نظیر زلزله نوامبر ۲۰۱۱ در پراگ اوکلاهما) ذخیرهسازی یا تصفیه این آب نیز به دلیل وجود برخی ترکیبات سرطانزا نظیر بنزن، بسیار پرهزینه و ناایمن است. در این بین مشاهده آلودگی در چاههای آب خانگی در مناطق مسکونی نزدیک سایتهای حفاری، خاطرات تلخ و ترسناک بحران آبی شهر فلینت در ایالت میشیگان را برای مردم آمریکا زنده کرد؛ فاجعهای که منجر به مرگ تعدادی زیادی از شهروندان و وقوع بحران اقتصادی در شهر شد. از دیگر سو اتفاقاتی مثل فوران چاههای گاز در فرآیند استخراج نیز، باعث آزادسازی حجم زیادی از گاز متان به عنوان یک گاز گلخانهای به شدت آلاینده در هوا میشود.» بکر در سخنرانیش به تمام این اثرات اشاره کرد، او هنوز هم فرکینگ را رها نکرده و در صفحه مجازی خود تصاویری از تبعات این روش منتشر کرده است. او همچنین بنیانگذار لیگ عدالت اقلیمی در آرژانتین نیز است.
جهان سبز فیلیپین
میتزی جونل تن (Mitzi Jonelle Tan) دیگر کنشگر و فعال محیط زیست است. او ۲۲ ساله و اهل فیلیپین است و این روزها ساکن کلانشهر مترو مانیل است. فیلیپین یکی از آسیبپذیرترین کشورها در حوزه تغییرات آبوهوایی است. میتزی در بیوگرافیاش خاطرات جالبی از نحوه علاقهمند شدنش به طبیعت نوشته. شاید جالبترین آن خاطره ۹ سالگیاش باشد، وقتی از گازهای گلخانهای شنیده بود و در خیابان جلوی غریبهها را میگرفت تا با آنها درباره اثرات گازهای گلخانهای در آینده زمین صحبت کند. بزرگترها خاطره دیگری هم از او دارند، بعد از طوفانهای سهمگین در فیلیپین هربار که او ویرانه بر جای مانده از خانههای تخریب شده را میدید، اشک میریخت. اشکهایی که امروز به نیروی محرکه او در مسیر فعالیتش تبدیل شدند. او فعالیت رسمی کنشگرانه خودش را از سال ۲۰۱۷ آغاز کرد. با یکی از رهبران گروه بومی لوماد( گروه مسلمان و باستانی فیلیپین) گفتوگو کرد. او به میتزی درباره روشهای مبارزه خودشان برای حفاظت از جنگلها گفته بود و میتزی دریافته بود برای کنشگری محیط زیست به جمع نیاز است. او در سال ۲۰۱۹ با جمعی از جوانان رویداد جمعهها برای آینده گفتوگو کرد و از همان زمان تاکنون تلاش کرده تا در مسیر رسیدن به جهانی سبز با رهبران گفتوگو و به مردم آگاهیرسانی کند.
حیوانات مستحق بحران نیستند
نکبویه هیلدا (Nakabuye Hilda) دیگر مبارز بحران اقلیمی است و عضو گروه جهانی Friday For Future. او اهل اوگانداست. او در اینستاگرامش یکی در میان تصویری از خودش تصویری با یک مقوای کاغذی منتشر کرده. مقوایی که روی آن نوشته شده، «مبارزه برای هر بحران اقلیمی.» علاقه مندی اصلی او اما به حیات وحش است از همین روست که تصاویری از حیوانات بومی آفریقا هم در صفحه اینستاگرامش دارد و از تاثیرات بحران اقلیمی روی آنها نوشته است، آخرین پست او جمعی شامپانزه در جنگل بوگوماست: «آنها مستحق این نیستند که از بحرانی که خودشان در آن نقشی نداشتند، آسیب ببینند.» هشتگ ما را هم به شمار بیاورید، ابداع اوست. زیر تمام پستهای صفحات مجازیاش آن را نوشته و از مردم خواسته تا حیوانات و جنگلها را مانند انسانها بشمارند.
۲۳ سالهی مدافع توافق پاریس
لئونی برمر، (Leonie Bremer) فعال محیط زیست دیگری در آلمان است. او ۲۳ سال دارد و ساکن کلن است. در صفحه اینستاگرام، خودش را مدافع حقوق حیوانات معرفی کرده و همواره از انفعال حاکمان سیاسی در موضوع بحران آبوهوایی شکایت میکند. او در یک برنامه تلویزیونی گفته که از نظرش در آینده مناطق از نظر داشتن بحران اقلیمی چند دستهاند:« خاکستری وجود ندارد، یا بقا هست، یا بقا نیست. »لئونی که در دانشگاه در رشته انرژیهای تجدیدپذیر درس خوانده، بارها درباره توافق پاریس نیز سخنرانی کرده و گفته که «سازشها منجر به انطباق با توافقنامه پاریس ننمیشود.» لئونی ماه پیش همزمان با دستگیر شدن دیشا راوی، تصویری از او را نیز منتشر کرده بود. راوی فعال محیط زیست جوانی در هند است که اوایل اسفندماه در جریان اعتراض کشاورزان به قوانین جدید دستگیر شد. لئونی همانند بسیاری دیگر از فعالان جوان محیط زیست به این دستگیری اعتراض کرده بودند و با هشتگی خواستار آزادی او از زندان شدند.
