بایگانی مطالب نشریه
تلاش میکنیم خوزستانیها از آب باکیفیت استفاده کنند
مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور گفت: برای ماههای آینده حتی اگر بارش نداشته باشیم، تلاش میکنیم تا مردم در خوزستان با مشکل کاهش کیفیت آب مواجه نشوند و از آب شرب با کیفیت استفاده کنند. به گزارش ایسنا حمیدرضا جانباز گفت: امسال پیشبینی میشود که بارشها دیرهنگام اتفاق میافتد و همچنین شاهد افزایش درجه حرارت بیشتر از متوسط میانگین خواهیم بود. در خوزستان عمده سامانههای تامین آب در بخش کشاورزی و شرب، وابسته به بارش بالادست است. اکنون وضعیت سدها از نظر ذخیره، وضعیت مناسبی نیست و همه در تلاش هستند تا مقدار و کیفیت آب را برای خوزستان مدیریت کنند تا به ویژه در بحث شرب، کمترین مشکل را داشته باشیم. در حال برنامهریزی هستیم تا با مدیریت مصرف در حوزه کشاورزی و همچنین بخش شرب، مشکلات را در پاییز به حداقل برسانیم. در بخش آب شرب سعی ما بر این است که بیشترین آب انتقالی از غدیر به نقاط جمعیتی خوزستان منتقل شود. همچنین به دنبال آن هستیم که تعدادی از روستاها که مستقیما از کارون آب برداشت میکنند را به کمک روشهایی، آب با کیفیت برای آنها تامین کنیم.
جانباز با اشاره به آخرین وضعیت طرح فاضلاب اهواز ادامه داد: طرح فاضلاب اهواز در سه محور مهم و عمده در حال بررسی و بخش عمدهای از کار توسط قرار سازندگی خاتم در حال انجام است و در بحث گرفتگیهای فاضلاب نیز سعی شده در نقاطی که مردم بیشتر در مضیقه هستند، کار در اولویت قرار بگیرد.
اشتباه محاسباتی درباره واکسیناسیون
اسفند 98 بود که نخستین بیمار مبتلا به کرونا در ایران شناسایی شد. ایران آن روزها درگیر انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی بود و کسی توجهی به این ویروس نمیکرد. صداوسیما از نبود کرونا در قم گزارشها تهیه میکرد و از فضای گرم انتخابات میگفت. برخی رسانهها نیز یکی پس از دیگری در رد شیوع کرونا در ایران مینوشتند اما فاجعه خیلی زود از راه رسید و ایران پیکهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم را یکی پس از دیگری تجربه کرد و شاهد از دست رفتن حدود 120 هزار جان عزیز بود.
جنجال بزرگتر اما ماجرای واکسن بود. ایران به مراتب دیرتر از سایر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه واکسیناسیون کرونا را آغاز کرد. تاخیری چند ماهه که فریاد اعتراض شهروندان و فعالان اجتماعی و سیاسی را به هوا بلند کرد. به رغم همه تاخیرها و ممنوعیتهای داخلی وضع شده در زمینه واردات واکسن، در دولت سید ابراهیم رئیسی، واکسنهای ثبت سفارش شده در دولت حسن روحانی وارد کشور شد و روند واکسیناسیون سرعت به نسبت خوبی پیدا کرد. اما در روزهای اخیر برخی اظهارنظرهای شتابزده مسئولان دولتی نه با آمار و ارقام اعلامی از سوی آنان همخوانی لازم را دارد و نه با اظهارات کارشناسان مستقل. گویی که مسئولان دولت برای پیروزی در نبردی کرونایی عجله دارند.
ماجرای ارائه آمارهای بهزعم کارشناسان خلاف واقع اعلامی از سوی مسئولان دولت سیزدهم، زمانی جنجالیتر از گذشته شد که وزیر بهداشت و درمان نیز به ارائه آن پرداخت. بهرام عیناللهی، سیام شهریورماه در اظهار نظری عجیب اعلام کرد که حدود 50 درصد ایرانیان در مقابله با کرونا واکسینه شدهاند.
رقمی که در نگاه اول هم با واقعیت همخوانی نداشت و به همین واسطه وزارت بهداشت را با انتقادات تند و تیز مواجه کرد. همسویان با وزیر بهداشت و دولت سیزدهم اما بیکار نماندند و با یادآوری مجموع واکسنهای تزریق شده در ایران تا آن زمان، گفتههای عیناللهی را تایید کردند. اقدامی که رئیسی در قامت رئیس دولت سیزدهم را نیز بر آن داشت تا با اتکا به سبک جدید ارائه آمار، روز گذشته از واکسیناسیون 70 درصدی ایرانیان تا چند روز آینده بگوید. رئیس دولت سیزدهم در جریان اظهارات خود در مراسم آغاز سال تحصیلی جدید که خبرگزاری ایسنا اقدام به انتشار آن کرده، با تاکید بر لزوم بازگشایی مدارس همزمان با رعایت پروتکلهای بهداشتی در شرایطی گفت «تا چند روز آینده ۷۰ درصد جامعه واکسینه میشوند» که براساس آمار اعلامی وزارت بهداشت، تا سوم مهرماه فقط و فقط 15 میلیون ایرانی 2 دز واکسن کرونا را دریافت کردهاند. این یعنی فقط و فقط حدود 20 درصد ایرانیان مقابل کرونا واکسینه شدهاند و اگر قرار بر پذیرش اظهارات رئیسی باشد، باید ظرف چند روز آینده برای نیل به عدد 70 درصدی اعلامی، 56 میلیون ایرانی 2 دز واکسن خود را دریافت کنند که با در نظر گرفتن سرعت واکسیناسیون در ایران از یک سو و البته میزان واکسنهای وارداتی از سوی دیگر، امری بعید و دور از ذهن به نظر میرسد.
نکته قابل توجه آنکه رئیسی در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا نیز رسیدن به آمار 70 درصدی در واکسیناسیون ایرانیان را تکرار کرده و با تاکید بر لزوم برنامهریزی برای بازگشت به حالت اولیه، گفته است: «امروز به نقطهای رسیدهایم که به جای اعمال محدودیتهای جدید باید درباره رفع محدودیتها برنامهریزی و تصمیمگیری کنیم، اما باید مراقب باشیم که در اجرای دقیق شیوهنامههای بهداشتی سستی ایجاد نشود.» اینکه واکسیناسیون حدود 16 میلیون ایرانی نقطه مطلوب دولت به شمار میرود یا خیر، مشخص نیست ولی از قرار معلوم دولت سیزدهم در بازگشایی کسب و کارها و رفع محدودیت های اعمال شده جدی است چنانکه رئیسی در بخش دیگری از اظهارات تاکید کرد: «با تلاشهای ارزشمند انجام شده برای واکسینه کردن سراسری به ۵۰ میلیون رسیدهایم و لازم است برای کسب و کارها مطابق شرایط جدید برنامهریزی شود.» آنچه اما در این مسیر میتواند رئیسی و یارانش را برای دستیابی به عدد 70 درصدی اعلامی یاری کند، همان توجیه رسانههای اصولگرا و فعالان مجازی آنان است؛ نگاه به مجموع واکسنهای تزریق شده به جای کسانی که 2 دز دریافت کردهاند. در حقیقت رئیسی و تیم رسانه ای و درمانیاش تغییری کوچک را در معنای واژگان ایجاد کردهاند و به جای کسانی که 2 دز واکسن را دریافت کرده اند، به 49 میلیون نفری اشاره میکنند که نشانگر افرادی است که دز اول و دوم واکسن را دریافت کردهاند حال آنکه بر اساس تعاریف سازمان بهداشت جهانی، افراد واکسینه شده در مقابل کرونا کسانی هستند که 2 دز واکسن خود را دریافت کرده باشند اما از قرار معلوم در ایران و به لطف تاخیرهای سیاسی صورت گرفته در واردات واکسن، راهی نیست جز تغییر در معنای واژگان. اقدامی مسبوق به سابقه که در اعلام تعداد بیکاران نیز صورت گرفته بود و میزان ساعت کار کردن افراد در هفته برای شاغل خواندن آنان چند ساعتی کمتر شده بود.
سکوت سیاسی کمیسیون
نخستین نهاد حاکمیتی که طبیعتا میتواند به تصحیح یا حتی تکذیب آمار اعلامی از سوی رئیس دولت سیزدهم و وزرایش بپردازد، مجلس شورای اسلامی و در این مورد خاص، کمیسیون بهداشت و درمان است ولی مجلس یازدهم و کمیسیوناش از قرار معلوم نه تنها قصد این اقدام را ندارند بلکه به رغم پذیرش تلویحی ایرادهای وارده به آمار ارائه شده از سوی رئیس دولت، سکوت را به اظهارنظر ترجیح میدهند. زهرا شیخی، سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس یکی از این افراد است. او در جریان گفتوگوی خود با خبرنگار روزنامه «پیامما»، تلویحا نقدهای وارده به اظهارات رئیسی را پذیرفت ولی ترجیح داد اظهارنظر نکند و با اتکا به جملاتی چون «از رئیسی بپرسید» و «او رئیسجمهوری است و حتما میداند چطور میخواهد این آمار را محقق کند»، از گفتوگو درباره این مهم شانه خالی کرد. اقدامی که از سوی 3 تن از اعضای این کمیسیون نیز صورت گرفت. حتی یکی از این افراد که نخواست نامش اعلام شود، تاکید کرد که «در شرایط فعلی زمان انتقاد از دولت نیست». اینکه سکوت سیاسی پارلمان تا چه زمانی ادامه خواهد یافت، مشخص نیست ولی از قرار معلوم در روزهای آتی این سکوت به سازمان نظام پزشکی هم کشیده میشود.
انتخابات رئیس کل سازمان نظام پزشکی قرار است نهم مهرماه در شرایطی برگزار شود که ریاست این سازمان در حال حاضر بر عهده محمدرضا ظفرقندی اصلاحطلب است و با توجه به تغییرات ایجاد شده در ساختار سیاسی ایران و قدرتگیری اصولگرایان، چهرههای نزدیک به دولت شانسهای اول ریاست این سازمان به شمار میروند و به زعم فعالان این عرصه، این تغییرات به معنی افزایش همسوییها با آمار و ارقام اعلامی از سوی مسئولان دولتی است. همه این موارد در کنار هم میتواند از ورود به عصری جدید در ارائه آمار و ارقام را حکایت کند. عصری که در آن برخوردها با فعالان سیاسی و مدنی مستقل که قصد شکایت قانونی یا رد ادعاهای مسئولان را داشته باشند، تشدید میشود و در عوض مسئولان و حامیانشان اقدام به خوانش آمار بر اساس سلیقه یا تفاسیر شخصی و بعضا جریانی میکنند.
آتشِ گلستان را باران خاموش میکند
|پیامما| حوالی ظهر روز پنجشنبه هفته گذشته جنگلهای محدوده یانه سر، رادکان و درازنو در کردکوی دچار حریق شدند. هواشناسی گلستان در روزهای اخیر با اعلام افزایش دما، نسبت به احتمال آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی هشدار داده بود و در نهایت آتش به جان جنگل خورد و تا زمان نوشته شدن این گزارش هم هنوز در ارتفاعات شعلهها زبانه میکشند.
روز گذشته بالگردی برای خاموش کردن آتش به منطقه رفت اما موفقیت چندانی نداشت و رسول حسام، مدیرکل مدیریت بحران استانداری گلستان گفت که در صورت مهیا بودن شرایط سه فروند بالگرد برای مشارکت در عملیات اطفای حریق جنگلهای کردکوی از شنبه به این استان ارسال میشوند. «دهها دستگاه خودروی آتش نشانی، تراکتورهای آب پاش، ادوات راهداری و خودرو های کمک دار در منطقه جنگلی کردکوی حضور دارند و بیش از ۱۰۰ نیروی تازه نفس از دستگاههای مختلف تا بامداد فردا به نیروهای حاضر در عملیات افزود میشوند.» بالگردها اما امکان پرواز نداشتند. مه غلیظ مانع اصلی حضور آنها برای خاموش کردن آتش شد و الهه موسوی، خبرنگار حوزه محیط زیست که در منطقه حضور دارد هم به «پیام ما» میگوید مه آنچنان غلیظ بوده که امکان پرواز آنها ممکن نشده است «آنها ساعات محدودی پرواز میکنند و بعد از هربار آب ریختن باید برای آبگیری برگردند و همین هم زمانبر است. در حال حاضر به دلیل وضعیت جوی آنها در فرودگاه گرگان مستقر هستند و شرایط پرواز وجود ندارد.» او میگوید حالا آتشسوزی به سومین روز خود نزدیک میشود و تنها امید این است که همین ابرها و مه، با بارش باران همراه شوند و آتش در ارتفاعات خاموش شود «شرایط در منطقه واقعا سخت است. وزش باد شدید است و آتشسوزی هم گسترده بوده است. همین هم باعث شد تا تعدادی از نیروها مصدوم شوند و به دلیل دود ناشی از آتش خفگی ایجاد شود.»
موسوی همچنان بر کمبود امکانات تاکید میکند و میگوید از میان صد نیروی حاضر در منطقه حداقل 50 نفرشان با دستان خالی درحال خاموش کردن آتش هستند و این مشکل به دلیل صعب العبور بودن راهها هم بیش از پیش خود را نشان داده است. عبدالرحیم لطفی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان هم با اشاره به کمبود تجهیزات فردی به علت تعدد حریقها در استان گفت: «از طریق سازمان جنگلها، از ۴ استان همجوار استان درخواست شده تا تجهیزات فردی برای مقابله با حریق را به استان گلستان ارسال کنند.»
تعارض منافع، عامل آتشسوزی
هنوز از میزان دقیق خسارات و تلفات اطلاع دقیقی در دست نیست اما منطقه حفاظت شده جهاننما به گفته یکی از محیط بانان که نخواست نامش در این گزارش بیاید مدت کمی است که طعمه حریق میشود و پیش از این شاهد آتش زدنهایی از این دست در این مناطق نبودند. او می گوید یکی از دلایل این اتفاق تعارض منافع ایجاد شده میان جامعه محلی با رئیس جدید منابع طبیعی کردکوی است و به دلیل برخوردهای بعضا ناشایست انجام گرفته، عدهای برای انتقامگیری ممکن است تصمیم به چنین کاری گرفته باشند «من سالهاست در این منطقه شاهد آتش، آنهم در این ابعاد نبودهام. این آتش را در شرق و غرب برپا کردهاند و همین هم باعث شده امکان رسیدگی و خاموش کردن توسط نیروهای موجود کم باشد. اینکار با تصمیم و فکر اتفاق افتاده و باز هم همان ناراحتی جامعه محلی از برخوردهای نادرست میتواند یکی از دلایلش باشد.»او به آتشسوزی شهریور ماه در این منطقه هم اشاره میکند و میگوید این تعارض منافع در حدود چند ماه است که شکل گرفته و در همین مدت اندک هم شاهد آتشهای بزرگ بودهایم «در آتشی که شهریورماه بهجان منطقه جهاننما افتاد، گفتند 150 هکتار از بین رفته اما نقشههای توپوگرافی از سوختن حدود 300 هکتار خبر میدهد که این برای ما بسیار ناراحتکننده است».
این فعال حوزه میگوید آنچه ما را بیشتر از گذشته نگران کرده این است که در چندین سال گذشته فقط دو تا سه مورد آتشسوزی و آن هم به صورت نقطهای و محدود داشتیم و حالا در مدتی به این کوتاهی شاهد دو آتش بزرگ، آن هم در عرصههای جنگلی اُرس و شاخه زاد هستیم که ارسها برایمان از اهمیت زیادی برخوردارند.» وجود دلایل انسانی برای این آتشسوزی، دلیلی بود که روز گذشته رئیس کل دادگستری گلستان دستور ویژه برای شناسایی و برخورد با عاملان آتشسوزی جنگلهای درازنو کردکوی را صادر کند.
حیدر آسیابی در این خصوص گفت: «دادستان کردکوی ماموریت دارد موضوع آتشسوزی جنگلهای منطقه حفاظتشده جهان نما و منطقه درازنو را به صورت ویژه بررسی و عاملان آن را شناسایی کند و عوامل انسانی این آتشسوزیها شناسایی و در اسرع وقت بهسزای عمل خود میرسانند.»به گفته او جنگلهای هیرکانی، گنجینه و میراث کهن کشور است و آتشسوزی گسترده جنگل های منطقه حفاظت شده جهان نما در کمتر از یک ماه، جای تاسف دارد.
گلستان، دومین منطقه پر آتش کشور
عصر دیروز آخرین خبرهای رسمی از منطقه را مسعود منصور، رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری داد. به گفته او در نتیجه تلاش گسترده نیروهای مردمی و امدادی با بهرهگیری از حداکثر توان ممکن، سطح آتش ارتفاعات جنگلی زرشکچال درازنوی کردکوی نسبت به روزگذشته حدود ۸۰ درصد کمتر شد. او به دلایل آتشسوزی در منطقه هم پرداخت و گفت که با توجه به دستگیری باند قاچاق چوب در منطقه به احتمال زیاد عامل انسانی بروز این حادثه است. «منطقه از طریق دوربین های نظارتی در حال پایش است تا عوامل بروز آتشسوزی شناسایی و معرفی شوند.» به گفته منصور سال قبل ۲ هزار و ۶۶۲ مورد با سطح ۳۹ هزار و ۵۰۰ هکتار آتشسوزی در عرصههای منابع طبیعی کشور ثبت شد که امسال از لحاظ تعداد و سطح با ۴۵ درصد کاهش به هزار و ۴۶۰ مورد با سطح ۲۳ هزار هکتار کاهش یافته است. «استان فارس با ۵۲۹ مورد و سطح ۱۴ هزار و ۸۰۰ هکتار شاهد بیشترین آتشسوزی بود و گلستان با ۱۹۹ مورد و ۱۰ هزار و ۷۰۰ هکتار رتبه دوم کشور را به خود اختصاص داد.» تا روز گذشته تعداد تیمهای امدادی مستقر در منطقه هم زیاد بود و به گفته فرهاد میقانی، مدیرعامل هلالاحمر گلستان، هفت تیم امدادی شامل ۱۸ نیروی عملیاتی از شعبه کردکوی، پایگاههای امداد و نجات درازنو، بندرترکمن، آققلا به همراه تیم مرکز استان و واکنش سریع برای پشتیبانی امدادی نیروهای عملیات اطفای حریق در محل حادثه مستقر شدند. «پنج نفر از نیروهای عملیات اطفای حریق مصدوم شدند که یک مرد ۳۰ ساله به دلیل ترومای پای راست به بیمارستان امیرالمومنین کردکوی اعزام و سایر مصدومان با صدمه جزئی به صورت سرپایی مداوا شدند».گلستان ۴۵۲ هزار هکتار عرصه جنگلی و ۸۶۲ هزار هکتار عرصه مرتعی دارد که جزو مناطق پرخطر از نظر وقوع آتشسوزی هستند و گردشگران، دامداران و حاشیهنشینان جنگلها و مراتع نقش بسزایی در حفظ و نگهداری این نعمت خدادادی دارند. خشکسالیهای امسال موجب شد تا ریسک وقوع حریق در زیستگاههای استان افزایش یابد و حالا فعالان محلی از تعارض منافع و عمدی بودن آتشسوزیها میگویند. نکتهای که باید مسئولان محلی به آن توجه کنند و به دنبال راهی برای همراه کردن جامعه محلی با خود برآیند.
بیش از 20 خانه تاریخی در بافت قدیم شهر شوشتر در حال ویرانیاند. خانهها نه با کلنگ و تیشه، بلکه با آب و فاضلاب روان که محصول لولههای مستهلک و شکستهاند رو به نابودی گذاشتهاند. این خانهها بیش از 20 سال است که با چنین مشکلی روبهروهستند و با وجود شکایتهای فراوان میراث فرهنگی از آبفا و سایر سازمانهای مسئول، تاکنون کسی پاسخی به این ویرانی نداده است. حالا اما آب و فاضلاب روان شده از لولههای شکسته به «مجموعه آبشارها و آسیابهای آبی» رسیده و دیواره غربی این مجموعه که جزو آثار ثبت جهانی است، وضعیت بحرانی دارد و تکهای از آن کنده شده است.
شوشتر، شهری احاطه شده با آب است و در گذر سالیان متمادی، آب نقش تعیین کنندهای در زیست ساکنان این شهر داشته. نمونه بیبدیل حضور آب در این شهر هم «سازههای آبی تاریخی شوشتر» است که سال 88 در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این سازه، مجموعهای بههم پیوسته از ۱۳ اثر تاریخی شامل پلها، بندها، آسیابها، آبشارها، کانالهای دست کند و تونلهای عظیم هدایت آب است که در ارتباط با یکدیگر کار میکنند و در دوران هخامنشیان تا ساسانیان، برای بهرهگیری بیشتر از آب ساخته شدهاند و حالا لولههای ویران شهری به یکی از این 13 اثر تاریخی، یعنی مجموعه آبشارها و آسیابهای آبی آسیب زده است. محمدرضا بهادری، مدیر پایگاه جهانی شوشتر به «پیام ما» می گوید اتفاقی که شاهدش هستیم مربوط به این اواخر نیست و سالهاست به دلیل کهنه بودن لولههای آب شاهد تخریب هستیم «آسیابها و آبشارها چون در بخش مرکزی شهر قرار دارد و در ارتباط با لولههاست دچار مشکلات عمیقی است و از ابتدای امسال به واسطه افزایش نشتی آب وضعیتش رو به وخامت گذاشته است.» او میگوید این رطوبت مستمر بوده و حالا در قسمتهایی از این منطقه نگرانیهایی ایجاد کرده است و آنها بارها از مسئولان تقاضای رسیدگی داشتهاند «قرار است در هفته آینده جلسهای با حضور مسئولان متولی در ستاد بحران فرمانداری تشکیل شود و فکری اساسی به حال اثر ثبت شده جهانی شود.»
علی محمد چهارمحالی، رئیس اداره میراثفرهنگی و صنایع دستی شوشتر هم که سالها پیگیر حل مشکل آب و فاضلاب شهر بوده حالا به ستوه آمده و به «پیام ما» میگوید «این وضعیت بیش از بیست سال است که خانههای تاریخی ما را نابود کرده و حالا هم در حال نابودی اثر ثبت جهانی است. زیر میدان آسیابها و آبشارها که میدان مهم شهر است وضعیت بسیار مخرب است و این وضع خطر جانی دارد. در این منطقه ما شاهد حضور گردشگران داخلی و خارجی هستیم و ریزش به دلیل رطوبت ممکن است جان بسیاری را تهدید کند.»
او میگوید بارها و بارها به مسئولان مختلف شهری مراجعه کرده و هیچکس پاسخگوی وضع فعلی نیست. میراثفرهنگی در نهایت از سازمان آبفا شکایت کرده و حالا در حکمی که آمده اعلام شده «این اتفاق با غرض نبوده است.» چهارمحالی میگوید میدانیم غرضی در این کار نیست اما چطور میشود شاهد ویرانی خشت به خشت اثر تاریخی شهر باشیم و چیزی نگوییم؟ چطور میشود ببینم در این بیآبی و وضعیت وخیم تنشزا، حجم بزرگی از آب تصفیه شده به دل زمین نفوذ میکند و برای کسی مهم نباشد؟
شواداونها در هم شکستهاند
اغلب خانههای تاریخی شوشتر، فضایی در زیرزمین دارند با نام شبستان که عمقی در حدود چهار متر از کف حیاط دارد و بعد از آن «شوادون» است که به فضائی نسبتاً عمیق و دستکند گفته میشود. این مکان در زیر بیشتر خانههای قدیم شوشتر قرار دارد و در گذشته و حتی حال، مردم برای فرار از گرمای طاقت فرسای تابستان به آنها پناه میبردند. حالا بر اثر فرسودگی شبکه آب و عبور وسایل سنگین از روی آن، بخش زیادی از آب شهری در عمق زمین نفوذ کرده که در این میان شوادونهای بسیاری از خانههای تاریخی پر آب شده.
نفوذ آب به دیوارههای برخی شوادونها که جنس صخره آن گل رس است، آنها را آسیبپذیرتر کرده و بر اثر فرآیند تر و خشک شدن مکرر، ریزشهای فراوانی هم در آنها اتفاق افتاده. تعداد خانههای تاریخی که شوادانهایشان یا ریخته و یا در حال ریزش است کم نیستند و چهارمحالی میگوید در تمام سالهای گذشته وقتی از ویرانی این خانهها به دلیل مشکل شبکه آب حرف زدهایم گفتهاند سفرههای آب زیرزمینی است «دلایلی که برای سلب مسئولیت عنوان میکنند اصلا ممکن نیست. این شوادانها سالیان سال است اینطور بودهاند و هیچ آبی هم از سفرههای زیرزمینی باعث نابودی آنها نشده اما چند سال بعد از لولهکشی و مستهلک شدن لولهها شاهد این اتفاق بودهایم.»
آنها از سال 92 مکاتبات را با آبفا و سایر ارگانها به صورت جدی شروع کردند اما عملا هیچ اتفاقی نیفتاد «بعد از واکنش ما، چند روزی بیل مکانیکی را میآورند برای اینکه بگویند کار انجام میشود. همین کارها هم به بافت تاریخی آسیب رسانده و در نهایت هیچ نتیجهای هم نداشته.»
چهارمحالی از خانه تاریخی ساداتی، خانه رحیمی، کجباف و مشارزاده نام میبرد که همگی درگیر همین مشکلند و از خانه تاریخی ابریشم کار میگوید که به واسطه این کار بخش اندرونی کاملا تخریب شده. همچنین خانه معین التجار و جزایری که خانههای بازمانده از دوران صفویه هستند هم در خطر ریزش قرار دارند «خانه تاریخی سید صدرالدین امام، بازمانده از دوران قاجار است و حالا شوادان آن پر آب است و نکته مهم این است که فاصله این شوادون با مناره مسجد محل بیست متر است و اگر آسیب ایجاد شود، نه تنها این اثر تاریخی قابل مرمت نخواهد بود بلکه حتما خسارت جانی هم دربر خواهد داشت.»
او همچنین به خانه تاریخی بنی هاشمی اشاره میکند. خانهای که بنا بر اسناد تاریخی زمانیکه نادرشاه به شوشتر میآمده، آنجا ساکن میشده و حالا این خانه در خود فرو ریخته و هیچکس هم پاسخگو نیست «هر آجری که از خانههای تاریخی میافتد، دیگر نه قابل مرمت است و نه میتوان به روز اول برگردانده شود. از دست دادن این تعداد خانه تاریخی برای ما درد بزرگی است اما هیچکس در تمام این سالها پاسخگوی این وضعیت نبوده است. این در حالی است که میدانیم همه این ریزشها علاوه بر تخریب تاریخ تمدن کشور، می تواند خطر جانی هم داشته باشد و جان مردم در معرض خطر است.»
علاوه بر خانههایی که چهارمحالی به آنها اشاره کرد، خانه تاریخی طبیب شوشتری (هتل سنتی طبیب)، خانه تاریخی نجاتیان، خانه تاریخی سرابی (هتل سنتی سرابی)، خانه تاریخی ساداتی، خانه تاریخی سمندی، خانه تاریخی قناد، خانه تاریخی شرافتمند، بقعه سیدمحمد بازار، خانه تاریخی معینفر، خانه تاریخی داروئی و چندین خانه دیگر در معرض تخریب جدی قرار دارند.
به اعتبارات ملی نیازمندیم
طول لولههای آب در بافت تاریخی، آنطور که رستم عبدالله پور، رئیس آب و فاضلاب شهرستان شوشتر به «پیام ما» میگوید در حدود 90 کیلومتر است. به گفته او همین طولانی بودن مسیر لولهها از سویی و از سوی دیگر قرار گرفتن این لولهها در بافتی تاریخی با کوچه و خیابانهای باریک کار اصلاح و بهبود اوضاع را سخت کرده است «من در حدود یک سال است که مدیر این بخش شدهام و تاکنون بارها و بارها مردم و سازمانهای مختلف چون میراث نسبت به ترکیدگی لولهها معترض بودند. ما هم کار اصلاح را شروع کردهایم و حتی در بسیاری از موارد توانستهایم موفق باشیم اما همچنان پیشرفت دقیقی رخ نداده است.» او میگوید کلاف لوله صد و ده متری در یک هفته پنج میلیون گران شده و پیمانکاران حاضر نیستند با این شرایط وارد چنین کاری شوند و همین هم مشکلی بر مشکلات دیگر اضافه کرده است «یکی دیگر از موارد این است که کوچهها تاریخی و باریک است و تجهیزات جدید امکان رفتن به آنجا را ندارد. در نتیجه کار باید دستی و با کارگران و بیل و کلنگهایشان انجام گیرد که همین هم باعث کندی بیش از پیش اصلاح شبکه آب در شوشتر شده است.»
عبداللهپور میگوید شهر شوشتر مانند کاسهای وارونه است و جنس خاک، خصوصا در بافت قدیم باعث شده که اگر شکستگی در لولهها ایجاد شود، آب به جای آنکه به بیرون بیاید، به درون خاک نفوذ میکند. در نتیجه تشخیص ترکیدگی لولهها هم از جمله سختیهایی است که با آن روبهرو هستیم «در حال حاضر حدود 12 کیلومتر از شبکه آب را اصلاح کردهایم و برای پایش و تشخیص نقاط ترکیدگی، دستگاههای نشتیاب آوردهایم و همچنین به دلیل وضعیت آب و هوایی این منطقه از پایش ماهوارهای هم استفاده میکنیم.»
رئیس آب و فاضلاب شهرستان شوشتر تاکید میکند که برای حل مشکل شهری چون شوشتر که تعداد خانههای میراثی و آثار باستانی جهانی دارد، به اعتبارات ملی نیازمندیم و با بودجههای استانی نمیتوان این مشکل را حل کرد «مدتهاست درخواست اعتبار دادیم و اصلاح آب و فاضلاب کوچههای فرعی در خیابان مسجد جامع هم برای مناقصه گذاشته شده است. از سویی برای انجام اصلاحات نیاز به قطع آب بوده که در فصل گرم سال ممکن نیست و حالا با شروع فصل سرد سال امیدواریم کار با جدیت بیشتری پیگیری شود.»
او درنهایت میگوید امیدوار است اعتبارات تامین شود و در آیندهای نزدیک شاهد پیشرفت خوبی در اصلاح شکستگی و بازسازی لولههای قدیمی باشند. اما آنچه او نمیگوید این است که در مدت پیش رو و با وجود کند بودن روند اصلاح لولهها، باید شاهد از دست رفتن چند شوادون و خانه تاریخی در شوشتر بود و در نهایت آب و فاضلاب روان در شهر ممکن است به چند نفر از اهالی شوشتر آسیب برساند.
آلایندگی چراغ خاموش صنایع در خوزستان
به همان شدت که آثار منفی سد گتوندعلیا در خوزستان برای مدافعان محیط زیست اهمیت دارد، سایر آلایندهها و مراکزی که نسبت به آلودهسازی آب رودخانهها اقدام میکنند، مهم و قابل رصد و پیگیری است. امروزه فرآیندهای گوناگون صنعتی همراه با تولیدات متنوع و گسترده مواد و ترکیبات، آلودگیهای متعددی را ایجاد میکند، به طوری که شناسایی آلایندههای محیط زیستی ناشی از فعالیت واحدهای صنعتی به ویژه در قسمت منابع آب ضرورت پیدا کرده است. زمانی رودخانه دز به عنوان یکی از منابع تعدیل کیفیت رودخانه کارون پس از اتصال به آن در محل بند قیر به حساب میآمد. لیکن هم اکنون آمارها نشان میدهند شرایط به نفع کارون آلوده نسبت به دز در حال تغییر است.
پسابهای کشاورزی و مواد آلاینده صنایع در مسیر، موجب شده که آستانه شوری در انتهای رودخانه دز به بیش از سه هزار واحد برسد. با کاهش دبی عبوری رودخانه دز، این میزان به ارقام بالاتر نیز خواهد رسید. در طول رودخانه کارون نیز سایر صنایع آلوده کننده وجود دارند که همافزایی تخریبی ایجاد میکند. اثر این آلایندهها فقط بر شوری آب خلاصه نمیشود بلکه سایر عناصر نامطلوب در آب را افزایش داده و احتمالا بسیاری از آنها در حدی بالاتر از استانداردهای لازم قرار دارند. آب شیرین رودخانهها منبع اصلی تامین آب شرب خوزستان محسوب شده که سلامت، کیفیت و بهداشت آن بسیار حائز اهمیت است. باید به استانداردهای موجود اشاره کرد که برخی شاخصهای آنها نسبت به سایر استانداردهای جهانی کشورهای مرجع متفاوت بوده و ارقامی بالاتر را شامل میشوند. چنانچه برای شاخصهای کیفیت آب، استانداردهای اروپا را در نظر بگیریم، در رتبهبندی کیفی آب شاهد سقوط هستیم. منصفانه است بگوییم در برخی شاخصها نیز گاهی ما حداقل بر حسب قانون سختگیرانهتر چک لیستهای لازم را تدوین کردهایم. صنایع آلاینده که به شکلی پیوسته در حال تزریق آلودگی به آب هستند باید برای شرایط خود چارهای بیندیشند. تلفیق آب و هوای آلوده بدون شک بیماریهای خاص را در استان خوزستان افزایش داده است. درباره این موضوع به شکل دقیق باید بخش بهداشت و درمان استان اظهار نظر کند. اما منطق و عقل میگوید بدون تردید این نابسامانیها بر سلامت جامعه خوزستانی اثر مخرب و نامطلوب داشته است. وضع قوانین سختگیرانه در کنار رعایت بدون ارفاق در اعمال استانداردها، حداقل کاری است که باید در نظر گرفته شود. در سیستم یکپارچه تعدیل کیفی آب، نقش و تکلیف هر سازمان در اصلاح فرآیندهای بهبود کیفی تدوین و اقدامات قابل احصاء برای آنها برای رصد برنامهها ابلاغ میشود. برای تغییر شرایط، موعظه و توصیه دیگر چارهساز نیست. خشکسالیها و کمبود آبی فرصتی است که نشان میدهد این منابع آلودهکننده چگونه نقشی ناسازگار و مخرب ایفا میکنند. به هر شکل در تب تالاب و گتوندعلیا، نباید از صنایعی که با چراغ خاموش از خورموسی تا انتهای کارون را آلوده میسازند، غافل ماند.
تکرار تجربه شکست خورده عربستان در ایران
«فوران امید از اعماق زمین» این عنوانی بود که برخی رسانهها برای خبر اکتشاف آب ژرف در سیستانوبلوچستان انتخاب کردند. موضوعی که در افکار عمومی هم بازتاب بسیاری داشت. اما بسیاری از کارشناسان حوزه هیدرولوژی را نگران کرد. مقاومتها ثمر نداشت و پروژه استخراج آب ژرف در سیستان آغاز شد. حالا هم دولت جدید تاکید بسیار بر بهرهبرداری از این آبها دارد. وزیر نیرو معتقد است: «باید منابع تأمین آب را متنوع کنیم و علاوه بر تأمین آب از دریا، میتوانیم از منابع آب ژرف استفاده کنیم» محرابیان در پاسخ به کسانی که معتقدند کیفیت این آب برای استفاده در کشاورزی مناسب نیست، میگوید: « ایسی آب حدود ۱۲ هزار است که با تصفیه ساده میتوان از آب استفاده کرد و نرخ تمام شده آن نسبت به خطوط انتقال در برخی موارد، بسیار کمتر است» به نظر میرسد عزمی جدی برای تخلیه منابع استراتژیک آب کشور وجود دارد. اما در همین نزدیکی، تجربهای شکست خورده در این زمینه وجود دارد: عربستان.
نزدیک به یک دهه گذشته است از زمانی که تصاویر هوایی از زمینهای کشاورزی عربستان در دل کویر خشک و بیآب و علف بسیاری را شگفت زده کرد و شهرهایی مثل طبرحل و تبوک و حائل در شمال عربستان را تبدیل به یک الگوی به ظاهر موفق در حوزه کشاورزی در این کشور کرد. دایرههای سبز رنگی -که شعاع آنها از 800 متر تا 3 کیلومتر میرسد- در میان کویر که در آنها محصولاتی مثل ذرت، گندم، یونجه پرورش پیدا میکرد. محصولاتی که عربستان را تبدیل به بزرگترین صادر کننده گندم کرد. روش کشاورزی عربستان خیلی زود به همسایه او «مغرب» و کشورهای آفریقایی هم صادر شد و مزارع دایرهای در زمینهای تشنه یکی پس از دیگری شکل گرفت. اما چگونه این مزارع توانست بخشی از شعار خودکفایی سیاستمداران عربستان را محقق کند؟ به چه قیمتی؟ آب مورد نیاز برای سبز ماندن این مزارع مدور از کجا تامین میشد؟ حالا رویکرد دولت عربستان به این سیاست چیست؟
عربستان برای تامین آب مورد نیاز این مزارع از حدود سه دهه قبل به استحصال آبهای ژرف (فسیلی) روی آورده بود. آبهایی که مربوط به قرنهای گذشتهای بود که این سرزمین اقلیمی متفاوت داشت و وضعیت بارندگی در آن شرایط دیگری داشت. استحصال آبهای ژرف که بسیاری از آن با عنوان «آبهای استراتژیک» یاد میکنند، برای استفاده کشاورزی، اشتباهی بود که عربستان چند سال پس از سر دادن شعار خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی و رسیدن به صادرات در مورد بعضی محصولات، به آن اعتراف کرد. انوش نوریاسفندیاری، دبیر اندیشکده تدبیر آب ایران درباره تجربه عربستان در زمینه استخراج آبهای ژرف و استفاده از آن در کشاورزی به «پیام ما» میگوید: «دولت عربستان امروز دیگر پیگیر این ماجرا نیست. و به عنوان یک کار اشتباه از آن جریان یاد میکند. مهمترین مسئله در این راهبرد، ناپایداری آن بود که هزینههای بسیار گزافی را به این کشور تحمیل کرد. گزارشهای منتشر شده در آن مقطع نشان میداد عربستان برای تولید هر تن گندم 1200 دلار برای تامین آب هزینه میکرد. با احتساب این مبلغ قیمت تمام شده گندم برای این کشور بسیار بالا بود و با قیمت جهانی گندم فاصله معناداری داشت. اما عربستان این کار را انجام میداد تا فقط شعار خودکفایی بدهد. با این همه بعد از مدتی آن را کنار گذاشتند. تصاویر و اطلاعاتی که امروز در مورد این نوع از کشاورزی در عربستان میبینید مربوط به دوران پیش از بیان اشتباهات است. به عبارتی اطلاعات قدیمی است. اطلاعات جدید این است که این سیاستها در عربستان تغییر کرده است»
نوریاسفندیاری با تاکید بر اینکه آبهای فسیلی منابع محدودی هستند که باید برای استفادههای استراتژیک در آینده حفظ شوند در مورد تجربه ایران و کشف و استخراج آبهای ژرف در سیستان میگوید: «در ایران مخازن هنوز به وسعتی که در عربستان بود شناخته نشدهاند. اطلاعاتی هم که در مورد سیستانوبلوچستان منتشر میشود، از سوی مسئولان اصلاح شده است. معاون آب و آبفای وزارت نیرو در دولت قبل اطلاعات صحیح را در اختیار رسانه ها قرار داد. و اعلام کرد میزان این آب قابل توجه نیست و علاوه بر آن آب کیفیت مناسبی ندارد و دمای بسیار بالایی دارد و اصلا با نمونه عربستان قابل قیاس نیست»
تجربه عربستان در زمینه استخراج آبهای ژرف به عنوان تجربهای غلط که هم به منابع استراتژیک و هم به محیط زیست این سرزمین آسیب زده است، امروز پیش روی مدیرانی است که بدون فراهم کردن زیرساختها و محاسبه هزینههای بهرهبرداری از این آبها تنها به رفع مشکل امروز کشور در زمینه آب میاندیشند و به هر قیمتی در پی رفع آن هستند، ولو با هزینههای گزاف و از دست دادن منابع استراتژیک. اما مدیران فعلی وزارت نیرو، موضوع دیگری را هم سرلوحه برنامههای خود قرار داده و مصرانه معتقدند تنها راه برون رفت از بحران آب در بسیاری از استانها استفاده از آب دریاست.
دبیر اندیشکده تدبیر آب ایران درباره این سیاست که با طرح این استدلال به جد دنبال میشود که کشورهای حاشیه خلیج فارس از این منابع بهرهبرداری میکنند، ما هم باید سهم خود را از این منابع برداشت کنیم، معتقد است: «این منابع بسیار ناپایدار هستند. بهرهبرداری از آنها هزینههای بسیار بالایی دارد. امکانات مالی مورد نیاز برای این بهرهبرداری وجود ندارد. به عبارتی دولت الان این امکانات را به لحاظ مالی ندارد که یارانه بدهد. تازه اگر هم این امکان را داشت و این یارانه را تخصیص میداد، موضوع ناپایدار بودن این منابع مطرح بود. ما این موضوع را باید در چارچوب توسعه پایدار و موازین توسعه پایدار ببینیم. اقداماتی که انجام میدهیم باید با این موازین سازگار باشد. مورد اول در توسعه پایدار این است که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه، دوم اینکه به لحاظ اجتماعی بتواند معیارهای انصاف و عدالت را تامین کند، و سوم اینکه برای اکوسیستمها و محیط زیست خطرات عمدهای نداشته باشد. از لحاظ هر سه این موارد، هر دو این راه حلها که به آنها اشاره کردیم زیر سوال هستند. چون مدیریت تقاضا کار سختی است، تصمیمگیران ما علاقه دارند کارهای راحتتر و نمایشی انجام دهند. اغلب هم این کارها ناتمام باقی میماند و به عنوان یک تجربه ناکام روی دست مدیران بعدی خواهد ماند»
نوریاسفندیاری در ادامه در خصوص تاکیدی که برخی مدیران و کارشناسان و نمایندگان مجلس بر این موضوع دارند که تنها راهکار برای رفع بحران استانهای مرکزی و جنوبی کشور، شیرینسازی و انتقال آب دریاست، به موضوع مدیریت منابع آب اشاره کرده و میگوید: «در مقایسه با میزان آبی که ما در حال مصرف میکنیم، ارقامی که از این پروژهها استحصال میشود بسیار محدود هستند.
ما با این میزان مصرف آب، چه گلی توانستم به سر محیط زیست و اقتصاد و وضعیت معیشت اقشار محروم جامعه بزنیم که حالا میخواهیم این مقدار محدود آب که هزینههای بالایی هم دارد، منتقل کنیم که بخواهیم کمبودها را جبران کنیم. طبیعی است که باید به پیوستگی مدیریت توجه کنیم. مدیریتی که در مورد 100 میلیارد مترمکعب آب، چنین پیامدهای منفی محیط زیستی و اقتصادی داشته، اگر دو میلیارد و سه میلیارد مترمکعب آب اضافهتر –آنهم با این هزینههای گزاف- در اختیار داشته باشد، همان کاری را میکند که با آن صد میلیارد مترمکعب آب کرد.
معتقدم تا بنیانهای حکمرانی را در آب اصلاح نشود، این اقدامات عمدتا نمایشی و برای منحرف کردن اذهان عمومی از مسائل اصلی تلقی میشود» نزدیک به 50 سال طول کشید تا عربستان که از سویی منابع آب در اعماق زمین را بیرون میکشید و از سویی آبهای دریا را برای مصارف مختلف طی فرایندی قابل استفاده (شیرین) میکرد، به اشتباه خود پی ببرد و این سیاست را متوقف کند. اما ما در جایی ایستادهایم که عربستان در اواخر قرن 19 ایستاده بود.
صدور مجوز برداشت از سفرههای آب زیرزمینی برای عبور از بحران کمآبی و دست اندازی به منابع دریا برای تامین آب در مناطق خشک و کمبارش، موضوعی که هم آینده کشور را تهدید میکند و هم امروز آنرا. شیرینسازی آب دریا هر چند از سوی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس تبلیغ میشود و در ظاهر مشکل آب کشورهای خشک جنوب خلیج فارس را حل کرده است، اما کمتر در مورد آثار و تبعات محیط زیستی این اقدامات سخن به میان میآید. همانطور که وقتی مسئولان و نمایندگان اعلام میکنند: «مردم در استان …. خواستار انتقال آب از دریای عمان/ خلیج فارس/ دریای خزر هستند تا از بحران آب عبور کنند» سخنی از اعتراض فعالان محیط زیست در مورد این اقدامات و انتقادات کارشناسان در خصوص اجرای این سیاستها سخنی به زبان آورده نمیشود.
خواب آشفته «زرند» در جوار صنایع آلاینده
| پیام ما | زرند در استان کرمان با کارخانهها و معادن احاطه شده است. کارخانههای زغالسازی و فولادسازی در سالهای اخیر آلایندگی بسیاری را تحمیل تن جنوب شرق استان کرمان کردهاند. آنطور که فعالان محلی شهر میگویند، دو کارخانه کک 600 و 800 هزار تنی در 7 کیلومتری شهر و یک کارخانه فولاد هم در 10 کیلومتری شهر قرار دارند. علاوهبر این آمار، دادههای سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان هم نشان میدهد که تا پایان خرداد سال 99 در شهر زرند حدود 66 معدن به بهرهبرداری رسیدهاند. هرچند که مردم شهر و فعالان محلی معتقدند، معادن و صنایع، زرند را اشباع کردهاند اما به نظر میرسد که مسئولان بر ازدیاد استقرار صنایع در این شهر اصرار دارند. اصراری که نگرانی مدیرکل محیط زیست استان کرمان را هم در پی داشته است.
دعوای مردم و فعالان صنعت و معدن در شهر زرند، دعوای تازهای نیست. از اواسط دهه هشتاد که این کارخانهها در حریم شهر افتتاح شدند، اهالی روستاهای زرند و شهر زرند هر از چندگاهی به آلودگیهایی ناشی از کارخانه فولاد و کک و زغالسازی، اعتراض میکنند. اعتراضاتی که گاهی راهی هم به رسانههای رسمی پیدا کرده است و از جانب مسئولان نیز دنبال شده است. اول بار زرندیها در ابتدای دهه 90 به انتشار بوی آزاردهنده کارخانههای کک سازی و قطران در حومه شهر اعتراض کرده بودند و اعلام کردند که آلایندگی این کارخانهها روزبهروز بیشتر میشود. گزارش دیگری در سال 93 در خبرگزاری ایسنا منتشر شد که نشان میداد؛ گازها و بخارات سمی و غبارهای خطرناک خارج شده از کارخانه قطران و زغالسازی در شهر موجب آزردگی خاطر ساکنان مجاور این کارخانهها شده است.
یک کارشناس بیماریشناسی گیاهان نیز در همان تاریخ در گفتوگو با یکی از رسانهها ادعا کرد که اثرات مخرب کارخانههای کک سازی و قطران زرند، میتوانند به زمینهای کشاورزی و پستهکاری در حاشیه شهرها نیز آسیب وارد کنند. جمالیزاده گفته بود: «یکی از مهمترین فلزات سنگین آلایندگی کارخانه قطران زرند عنصر سرب است که مسمومیت آن برای انسان، حیوان و گیاه کاملا شناخته شده است این مسمومیت در اثر احتراق بهصورت سرب معدنی خارج شده و آلودگی زیادی ایجاد میکند. سرب از طریق آلودگی هوا در سطح خاک تجمع پیدا میکند و به دلیل وجود ذرات سرب در هوا سرعت و جهت باد میتواند در انتقال سرب و آلوده کردن اراضی پایین دستی به خصوص منابع پستهخیز منطقه بهشت وحدت خیلی موثر باشد.» این کارخانهها اما در سالهای اخیر سبب ایجاد اشتغال در منطقه نیز شدند و به نوعی توسعه ایجاد کردند. توسعهای ناموزون که به نظر میرسد قرار است در آیندهای نزدیک ادامه پیدا کند. مسالهای که مرجان شاکری، مدیرکل محیط زیست استان کرمان چندی پیش نسبت به آن ابراز نگرانی کرد.
او حالا در گفتوگو با روزنامه پیامما میگوید با اینکه استقرار این صنایع و کارخانهها توسعه ایجاد میکنند و سبب ایجاد اشتغال نیز میشوند اما میتواند هزینههای دوچندانی برای محیط زیست و سلامت انسانها در درازمدت شود: «ما از حد استاندارد آلودگی در شهر حرف میزنیم و این به معنای بدون آلودگی نیست.» او میگوید برای استاندارد خروجی، اثرات تجمعی آلایندهها بر زندگی مردم اهمیت دارد: «ما باید بدانیم که وقتی یک معدن یا یک صنعتی ایجاد میکنیم، چه قدر هزینه ایجاد کرده و از آن چه قدر درآمد کسب میکنیم، چقدر شغل ایجاد شده و این شغلها آیا نصیب افراد بومی میشود یا غیربومی.» او در میانه صحبتش از اقتصاد محیط زیست صحبت میکند، حلقه مفقودهای که تنها مختص شهرستان زرند نیست و شهرهای دیگر هم از نداشتن آن رنج میبرند، مسالهای که باید آورده و هزینههای ایجاد یک معدن یا صنعت در شهر را برای محیط زیست مشخص کند: «برای احداث مثلا یک معدن تازه باید برههای تامل کرد و نگاه روبهجلو داشت و پرسید که اگر من یک معدن ایجاد کردم، چه تاثیری میتواند در کشاورزی پایین دست داشته باشد، آیا این معدنکاوی میتواند در کیفیت منابع آبی تغییراتی ایجاد کند؟ یا تاثیر انفجار این معادن در حوزه اکولوژیک منطقه چگونه خواهد بود.» با این وجود تاکنون پژوهشی درباره میزان تاثیرات این آلایندههای تجمیعی بر سلامت و کیفیت زندگی مردم شهر زرند از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صورت نگرفته است.
با اینکه مشخص نیست اصرار بر استقرار صنایع از جانب چه گروه و دستهای بر استقرار دوباره صنایع در ززند شکل گرفته است اما عقیده شاکری تنها دستگاهی که میتواند با زیاد شدن و رشد ناهمگون صنایع در اطراف شهر مقابله کند، محیط زیست است: «مردم شهر میگویند از بوی کارخانه کک آزار میبینند» او میگوید بااینکه محیط زیست شاخصی برای استاندارد بو ندارد اما قابل درک است که استشمام هرروزه بویی که حاصل از خنک شدن کک است چه تاثیری میتواند در سلامت روان افراد در دراز مدت داشته باشد.
سعیدی، یک فعال محیط زیست هم در شهر زرند در گفتوگو با روزنامه پیامما از اثرات مخرب این معادن و صنایع ابراز نگرانی میکند و میگوید با اینکه کارخانهها فاصلههای 7 تا 10 کیلومتری از شهر دارند اما بازهم در حریم شهر محسوب میشوند: «در بسیاری از روستاهای اطراف این معادن ساکنان بیماریهای مختلفی مبتلا شدند حالا اگر تعداد این صنایع بیشتر شود، چه بر سر سلامت مردم میآید؟»
پنج دریاچه خاورمیانه در حال مرگ
درجه حرارت و سومدیریت به ناامنی آب کمک کرده و میتواند منجر به بحران زیست محیطی شود. خاورمیانه در خط مقدم بحران جهانی آب و هوایی قرار دارد و درجه حرارت این ناحیه در برخی از مناطق از مرز 50 درجه سانتیگراد عبور میکند. دمای بالا همراه با خشکسالیهای متوالی، الگوهای بارش نامنظم و سومدیریت محیط زیست، خطر جبرانناپذیری را بر مناظر طبیعی و ساختارهای جغرافیای خاورمیانه بهوجود آورده است. مهمترین آنها دریاچههای منطقه هستند که بهدلیل ترکیبی از اثرات مانند جریان کم آبهای سطحی و تبخیر از سطح دریاچهها در حال کوچک شدن هستند. برنامهریزی ضعیف زیست محیطی، مانند تغییر مسیر آب از نهرها و رودخانههایی که دریاچهها را تغذیه میکنند نیز بر سطح آب تاثیر داشته است. عواقب آن محدود به کمبود آب نیست. بلکه شامل تاثیرات مخرب بر معیشت و افزایش شوری میشود. که باعث میشود ماهیها و دیگر آبزیان در دریاچهها نتوانند زنده بمانند. با افزایش جمعیت در سراسر خاورمیانه و افزایش تقاضا برای آب شیرین و منابع غذایی، سرنوشت دریاچههای این منطقه میتواند پیامدهای چشمگیری داشته باشد. وبسایت «آخرین اخبار محیط زیستی جهان» به نقل از «میدل ایست آی» (Middle East Eye) به این دریاچههای تهدید شده پرداخته است.
دریاچه ارومیه، ایران
زمانی بزرگترین دریاچه خاورمیانه بود. بیشتر وسعت دریاچه ارومیه ایران به اراضی نمکزار تبدیل شده است. دریاچه آب شور، واقع در شمال غربی ایران، زمان یکی از برجستهترین جاذبه های گردشگری ایران بوده و امرار معاش خانوارهای محلی را برعهده داشته است. این در حالی است که امروزه ساختمانهای متروکه و قایقهای فرسوده دریاچه را احاطه کردهاند. به گفته مقامات رسمی ایران، حجم دریاچه از سال 1990 به نصف رسیده است و تغییرات آبوهوایی باعث کوچک شدن حوضه آب آن و افزایش شوری آب باقی مانده شده است. سطح بالای نمک باعث شده است زمینهای اطراف دریاچه برای تولید کشاورزی نامناسب باشد و بیش از پیش بر مشکلات مردم محلی بیفزاید. به گفته رسانههای ایرانی، این دریاچه زمانی محل زندگی حدود 60 هزار فلامینگو بود. تنها در سه ماهه اول سال 2021 بهدلیل بارندگی کمتر از حد انتظار، سطح آب 30 سانتی متر کاهش یافته است. همچنین ساخت 43 سد در رودخانههای حوضه دریاچه ارومیه باعث شده است که یک عنصر دستساز در کاهش سطح آب این دریاچه موثر باشد. به نظر میرسد امنیت آبی به یک موضوع مهم در ایران تبدیل شده است. کمبود آب به جرقهای برای اعتراضات گسترده در جنوب غربی – استان خوزستان – در تابستان 2021 منجر شد.
دریاچه توز، ترکیه
ترکیه ممکن است به زودی یکی از بزرگترین دریاچههای خود را از دست بدهد. زیرا خشکسالیهای متوالی بر سطح آب دریاچه توز اثر گذاشته است. به گفته پروفسور ایکمل ارلات، دریاچه توز که در استان مرکزی قونیه واقع شده است، در هفت ماهه اول سال 2021 دچار خشکسالی بی وقفه شده است. ارلات به رسانههای محلی گفت که افزایش دما و استفاده از آب برای آبیاری نیز در کاهش آب این دریاچه موثر بوده است. کوچک شدن دریاچه، جان حیات وحش منطقه را نیز تهدید میکند. هزاران فلامینگو بهدلیل غیرقابل زیست شدن این زیستگاه تلف شده اند. محققان هشدار دادهاند که اگر اقدمی برای حفاظت از محیط زیست منطقه انجام نشود، شرایط بدتر میشوند.
دریای مرده
دریای مرده به خاطر شوری زیاد که به شناگران کمک میکند تا غوطهور بمانند و خواص غنی از مواد معدنی بین گردشگران معروف است. برخی معتقدند آب دریای مرده دارای خواص درمانی است. در حالی که برخی دیگر آن را بهدلیل حضور تاریخی در کتاب مقدس مورد احترام میشمارند. بحر المیت بین اردن، اسرائیل و کرانه باختری اشغالی محصور شده است. دریای مرده، مانند دیگر دریاچههای این فهرست، بهدلیل ترکیبی از عوامل بشر و محیط زیست در حال کوچک شدن است. اسرائیل با اشغال فلسطین، از دهه 1960 جریانهای ورودی به دریای مرده را -رودخانهها و نهرها – بهمنظور رفع نیاز خود به آب منحرف کرده است. کارشناسان همچنین معتقدند که بهرهبرداری از آب دریاچه برای استخراج مواد معدنی به کاهش سطح آب کمک کرده است. مواد معدنی در دریای مرده اغلب در محصولات بهداشتی و آرایشی استفاده میشود. سطح دریاچه از دهه 1960 حدود یک سوم کاهش یافته است، برآوردها نشان میدهد که سطح آب بیش از یک متر در سال کاهش مییابد. با پایین آمدن سطح آب، چالهها شروع به نمایان شدن کردهاند. چشم انداز منطقه آسیب دیده است و راه رفتن بر روی اراضی به دلیل چالهها برای مردم ناامن شده است.
دریاچه میل، عراق
دریاچه میل عراق، که به آن دریاچه رزاره نیز گفته میشود، در غرب کربلا واقع شده است و زمانی هزاران نفر را برای سفرهای روزانه جذب میکرد. با این حال، دریاچه پس از خشک شدن بخش قابل توجهی از آن شبیه زمین متروکه شده است.
دریاچه میل که از رودخانه فرات، بارش و آبهای زیرزمینی تغذیه میشود، به امرار معاش ساکنان منطقه نیز کمی کمک کند. اما با از بین رفتن آن، اقتصاد محلی شروع به کوچک شدن کرده و گردشگری بهطور ویژه تحت تاثیر قرار گرفته است. دریاچه هم اکنون مملو از اجساد ماهیها و قایقهای ماهیگیری رها شده است و تعداد گردشگران به تدریج کاهش یافته است. سیاستهای منطقهای آب به کاهش سطح آب دریاچه کمک کرده است. بسیاری از این سیاستها دلیل کاهش جریان رودخانه فرات است که به نوبه خود ناشی از ساخت سدهای بیشتر در بالادست این رودخانه در ترکیه است. به گفته عون طائب، یکی از اعضای هیات مشورتی وزارت منابع آب عراق، در دهه 1990، وزارت کشاورزی عراق تلاش کرد پروژهای را برای پرورش ماهیهای دریایی راهاندازی کند. اما کار ناموفق بود و نشان میداد که دریاچه مرده است. مقامهای رسمی عراق همچنین اعلام کردهاند که کوچک شدن دریاچه بهدلیل خشکسالیهای متوالی بوده است که عراق در سالهای اخیر تجربه کرده است و میتواند تا سال 2026 ادامه یابد. تلاش برای نجات دریاچه با میزان قابل توجه آلودگی موجود در آن پیچیدهتر میشود.
دریاچه وان، ترکیه
دریاچه وان یکی از بزرگترین دریاچههای ترکیه است. موقعیت این دریاچه در میان کوههای شرق آناتولی به آن کمک کرده است که به یک مقصد گردشگری تبدیل شود. بهعنوان دریاچهای نمکی، آب آن برای آبیاری و مصرف انسان مفید نیست. اما با این وجود افزایش دما به کاهش سطح آن کمک کرده است. دانشمندان هشدار دادهاند که این دریاچه بدلیل آثار گرمایش زمین با تهدید جدی روبهروست. زیرا میزان تبخیر در دریاچه در حال حاضر سه برابر میزان بارش است. کارشناسان معتقدند که اگر الگوهای فعلی ادامه یابد، دریاچه همچنان کوچک میشود و در نهایت بطور کامل خشک میشود.
اعتراض به کیفیت آب آشامیدنی شهر سنندج
کارزاری با نام اعتراض به کیفیت آب آشامیدنی شهر سنندج در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #آب_سالم_حق_سنندج پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور ایران، جناب آقای رئیسی آمده است: «مدت زمان طولانی است که در شهر سنندج فاجعهای رخ داده و آن، کیفیت به شدت پایین آب آشامیدنی این شهر است. در سالهای نهچندان دور، آب این شهر از بهترین آبها از نظر کیفیت، طعم، بو و شاخص کیفیت آب بود اما متاسفانه به دلیل سوء مدیریت مدیران منطقه آبوفاضلاب و عدم پاسخگویی از جانب این عزیزان، شاهد این هستیم که متاسفانه آب آشامیدنی شهر سنندج به یکی از بدترین آبهای کشور تبدیل شده و شاخص کیفیت پایین آب این شهر مردم مظلوم این شهر را دچار مشکلات بسیاری کرده و هیچ مسئول و ارگانی وظایف خود را در قبال سلامت مردم بر عهده نمیگیرد. باید به استحضار شما ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برسانیم که مردم ناچار به تهیه آب از چشمهها و آبهای جاری شدهاند و بعضاً با خرید آب معدنی نیاز روزانه خود را تأمین میکنند. در سال ۱۴۰۰ واقعا جای تعجب است که مردم ما محروم از اولین نیاز زندگی خود هستند.» امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «بهبود کیفیت آب آشامیدنی سنندج» شوند.
این کارزار از ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۲۲ مهر ۱۴۰۰ ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای پرمخاطب بوده و از سوی بیش از 14 هزار و ۲۶۸ نفر امضا شده است.
۵ تابستان اخیر پایتخت آلوده بود
هوای تابستان، امسال تهران، حتی یک روز هم پاک نبود. براساس اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، ایستگاههای پایش آلایندههای هوا در 93 روز تابستان، تنها 71 روز هوای قابل قبول ثبت کردند. تهران در تابستان امسال 21 روز هوای ناسالم برای گروههای حساس داشته است. همچنین در این بازه زمانی، یک روز هم هوای ناسالم برای تمام گروهها ثبت شده است. اطلاعاتی که با میزان آلودگی هوا در تابستان سال 99 و سال 98 هم مشابهتهایی دارد.
آلاینده شاخص در تابستانهای تهران، ازن است. تابستان امسال هم ازن در بیشترین میزان ممکن در هوای تهران تولید و استنشاق شد. براساس اطلاعاتی که شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در سایت خود منتشر کرده است، ازن 17 روز هوای تهران را ناپاک کرده بود. ذرات معلق کوچکتر از 2.5 میکرون نیز 9 روز هوای تهران را آلوده به خود کردند. شاخص آلایندگی ازن در روز 18 تیرماه روی عدد 162 مانده است. تنها روزی که هوای تهران برای تمام گروهها ناسالم شناسایی شده است. افزایش آلاینده ازن از اواخر خرداد تا انتهای تابستان در سال جاری پیشبینی شده بود. چنانکه آرش حسینی میلانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای پنجم نیز در گفتوگو با روزنامه «پیامما» این هشدار را داده بود و گفته بود: «امسال به دلیل شرایط اقلیمی و خشکی حاکم و کاهش ۴۰ درصدی بارندگی ممکن است در اواخر فصل بهار و تابستان شاهد آلایندگی گرد و غبار آلودگی ناشی از ازن حتی بیشتر از سال گذشته باشیم.» ازن آلاینده فصول گرم سال براثر احتراق ناقص خودروهای بنزینسوز، بخارات بنزین که از پمپ بنزینها خارج میشوند از جمله ترکیبات NOX هستند که در ساعات اوج تابش خورشید با چند فرآیند شیمیایی تبدیل به ازن میشوند. میلانی در این باره گفته بود: «شروع فصل گرما و ادامه بحث ورود و خروج ماشینها باعث مشاهده این پدیده میشود.» ازن اما آلایندهای موقتی است، یعنی معمولا در ساعات میانی روز غلظت بالایی دارد و هرچه به سمت شب میرویم با خنک شدن دما از میزان آن کاسته میشود.
ازن تابستانها در تهران میتازد
بررسیهای روزنامه «پیامما» نشان میدهد که تهران در تابستان سال 99 هم هوای پاک نداشته است. براساس دادههای ایستگاههای کنترل کیفیت هوا، تهرانیها در این تاریخ تنها 56 روز هوای قابل قبول استشمام کردند. هوای تهران 35 روز ناسالم برای گروههای حساس ثبت شده و تهران 2 روز هوای ناسالم برای تمام گروهها داشته است. میزان آلاینده ازن در هوا در 29 تیرماه سال گذشته روی شاخص 161 و یکم مرداد ماه 151 ثبت شده است. ازن در تابستان 99 هم آلاینده غالب بوده و 36 روز هوای ناپاک برای شهروندان تهران ایجاد کرده است. این اطلاعات تقریبا در تابستان سال 98 نیز تکرار شده است. تابستان دو سال گذشته نیز هوای تهران اصلا پاک نبوده است. در تهران در این تاریخ 75 روز وضعیت هوا قابل قبول بوده است. همچنین وضعیت هوا 17 روز برای گروههای حساس ناسالم یک روز هم برای تمام گروهها ناسالم گزارش شده است. 10 تیر سال 98 روزی که هوا در وضعیت ناسالم برای تمام گروهها قرار گرفت، شاخص آلاینده ازن عدد 160 را نشان میداد. تابستان سال 97 اما اوضاع اندکی متفاوتتر است. شاخصها در سالی که هنوز کرونا وجود نداشت، وضعیت هوای تهران را در 80 روز قابل قبول ثبت کردند و در مقابل تهرانیها در آن تاریخ تنها 13 روز هوای ناسالم برای گروههای حساس داشتهاند. آلاینده ازن در آن تاریخ هم آلاینده غالب بوده و در بعضی روزهای روی اعدادی بالاتر از 100 ایستاده و هوای شهر را ناسالم کرده است. در سال 96 نیز آلودگی هوای تهران در تابستان وضعیتی نسبتا مشابه با سال 97 داشته است. با این تفاوت که در این تاریخ هم شهروندان پایتخت هوای پاک استشمام نکردند، همچنین وضعیت هوا در این زمان 81 روز قابل قبول و 12 روز ناسالم برای همه گروهها توصیف شده است. در آن تاریخ هم آلاینده غالب ازن بوده اما هیچگاه روی شاخصی بالاتر از 128 نایستاده است. برای تحلیل این دادهها میتوان چند سناریو را مورد بررسی قرار داد. اطلاعاتی که نشان میدهد تهران دست کم 5 تابستان بدون هوای پاک را میگذراند و روزهای ناسالم هوا در سالهای منتهی به کرونا بیشتر شده یا دست کم آلاینده ازن بیشتر از قبل استشمام شده است. حسین شهیدزاده، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، تابستان سال گذشته در گفتوگویی با فارس اعلام کرد که بررسی وضعیت آلایندگی هوا از ابتدای سال 99 با سال 98 و سالهای قبلترش متفاوت بوده است و این مساله شاید خودش دلیلی برای تفاوتهای آماری سامانه کنترل کیفیت هوای تهران باشد. او مدعی شد که شرکت کنترل کیفیت هوای تهران روش تازهای برای محاسبه و پایش هوای شهر در نظر گرفته است که بر این اساس روزهای ناسالم و ناپاک افزایش پیدا کردند: «با روش محاسباتی جدید آمار کاملاً متفاوت است و امسال 15 روز هوای پاک داشتهایم و اگر همین روش برای سال گذشته در نظر گرفته شود سال 98 پایتخت فقط 4 روز هوای پاک داشته است. بنابر این چون روش محاسبه تغییر کرده اعداد بالاتری را در کیفیت هوای تهران تجربه کردهایم و شاخصهای بالا تنها به دلیل سنجشهای سختگیرانه است.» از طرف دیگر کارشناسان، شیوع کرونا را در افزایش آلودگی هوا موثر دانستهاند و یکی از توجیهات آن هم اقبال کم به وسایل نقلیه عمومی و در عوض استفاده از وسایل نقلیه شخصی است. چنانکه محمد صادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران، فروردین امسال، براساس پژوهشی پیرامون تاثیر همه گیری کرونا بر کیفیت هوا به ایسنا گفته بود که آلاینده دیاکسیدنیتروژن که یکی از آلایندههای پیشساز ازن است، کاهش پیدا کرده است اما به جای آن: «در کشور ما، در دوران همهگیری کرونا، برخلاف اغلب کشورها، با افزایش غلظت آلایندهها روبهرو بودیم. علت این امر این بوده است که ما قرنطینه کامل نداشتیم بلکه برای دورههای زمانی قرنطینه جزئی اعمال کردیم. هنگامی که قرنطینه به صورت جزئی باشد، مردم از وسایل حملونقل عمومی استفادهی کمتری میکنند و بیشتر با خودروهای شخصی تردد میکنند و در نهایت میزان انتشار آلایندههای هوا ناشی از منابع متحرک افزایش مییابد.
علاوه بر این، نتایج این مطالعه نشان داد غلظت آلاینده ازن هوا در دنیا افزایش پیدا کرده است که علت اصلی آن کاهش میزان انتشار اکسیدهای نیتروژن و دیگر آلایندههای پیش ساز ازن بوده است.» برای کاهش آلاینده ازن راهکارهایی هم در شهر تهران اجرایی شده بود. مدیران شهری، کاهش تقاضای سفر متناسب با شرایط آلایندگی یا افزایش محدودیت در مناطق پرتردد را از دیگر راهکارهای کاهش ازن در پایتخت میدانستند. میلانی همچنین طرح «کهاب» را از دیگر راهکارهای موثر برای کاهش آلاینده ازن خطاب کرده بود، طرحی که میتواند بخارات ناشی از بنزین در جایگاههای سوخت رسانی را کاهش دهد. او در گفتوگوی دیگری با پیام ما اعلام کرده بود: «وزارت نفت طرحی قدیمی به نام کهاب دارد که در آن طرح موظف است نازلهای پمپ بنزین را مجهز به سیستم حفاظتی کند تا میزان انتشار بخار را از آنها کاهش دهد، این طرح هم از جمله طرحهایی بوده که مشمول مرور زمان شده و به سبب کمبود بودجه به تعویق افتاده است.» گویی مساله آلودگی هوا تهران در تهران تمام شدنی نیست. ساکنان پایتخت 5 سال است که هوای پاک در تابستان تهران استشمام نکردهاند. این وضعیت دست کم امسال در پاییز و زمستان که فصل وارونگی دما است؛ بیشتر میشود.
حقابه دریاچه در زمینهای کشاورزی
پیام ما | سال آبی 1399-1400 به پایان رسید. سالی سخت که با کلیدواژههایی مثل کمآبی، تنش آبی، کمبارشی، تنشهای اجتماعی بر سر آب و… گره خورده بود. حالا پاییزی آغاز شده که پیشبینیها در مورد وضعیت بارندگی در آن چندان خوشبینانه نیست و در مواردی برخی کارشناسان شرایطی سختتر از سال پیش را در سال آبی 1400-1401 پیشبینی میکنند. در همین شرایط هفته گذشته مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی را در خصوص تنش آبی در شهرهای مختلف ایران منتشر کرد. موضوعی که تبدیل به خبری روزانه در کشور شده بود. اما نکته حائز اهمیت در این گزارش که به ابعاد مختلف تنش آبی پرداخته است، این بود که در اطلاعات مربوط به کمترین و بیشترین کاهش بارندگی در حوضههای آبریز، آمده است: « در سال آبی جاری تاکنون در کل کشور نسبت به متوسط دراز مدت 52 ساله، 36 درصد کاهش بارندگی وجود دارد که از این میان بیشترین کاهش مربوط به حوضههای آبریز مرزی شرق و قرهقوم و کمترین کاهش مربوط به حوضههای آبریز دریاچه ارومیه و دریای خزر است» با این حال حوضه آبریز دریاچه ارومیه هم در سالی که گذشت، وضعیت نگرانکنندهای داشت و سیاستهای جدیدی در این حوضه در حال اجراست که به نظر میرسد با سیاستهای گذشته در مورد احیای دریاچه ارومیه فاصله دارد.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در مورد وضعیت تنش آبی در کشور نشان میدهد دو حوضه آبریز دریای خزر و دریاچه ارومیه کمترین کاهش بارش را در مقایسه با حوضههای دیگر داشتند. اما در میان سخنان مدیران استانی زمزمههایی از کاهش حقابه دریاچه ارومیه و انتقال آب از ارس به گوش میرسد. واضح است که مسئله خشکسالی در کشور موضوعی جدی است و بر اساس مطالعات صورت گرفته تمام شهرها و استانهای ایران متاثر از این پدیده هستند. اما آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، مدیریت منابع آبی است. محمدباقر هنربر مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی چندی پیش با تاکید بر وجود تنش آبی در استان اعلام کرده بود: «باید الزامات پدافند غیرعامل در تمامی حوزه ها به خصوص تامین آب شرب برای استفاده جایگزین مورد توجه ویژه قرار گیرد. به همین منظور به جد پیگیر پروژه انتقال آب ارس به تبریز هستیم و ضروری است در تمامی حوزه ها به فکر راهکارهای جایگزین باشیم تا مشکلات را احصا کرد.» از سویی دیگر جواد محمدی، معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت آب منطقهای آذربایجان غربی با تاکید بر اینکه امسال تغییر اقلیم و نحوه بارشها موجب شد قسمتی از نیازهای کشاورزی و زیست محیطی استان را کاهش دهیم، گفت: «سال جاری باید ۶۲۰ میلیونمترمکعب آب وارد دریاچه ارومیه میشد که تنها تاکنون توانستیم ۲۵۰ میلیون را به دریاچه هدایت کنیم و مابقی آب را برای بخش کشاورزی ذخیره کردیم.» محمدی در حالی بر کاهش حقابه دریاچه ارومیه و ذخیره کردن آب برای کشاورزی تاکید میکند که یاسر رهبردین مدیرعامل شرکت آب منطقهای آذربایجان غربی از کاهش ۵۸ سانتی متری تراز دریاچه ارومیه خبر داده و میگوید: «دریاچه ارومیه ۳ میلیارد و ۸۹۰ میلیون مترمکعب آب دارد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته که ۵ میلیارد و ۸۳۰ میلیون مترمکعب آب داشت، حجم آب دریاچه یک میلیارد و ۹۴۰ میلیون مترمکعب کاهش داشته است». کاهش میزان بارشها شاید یکی از مهمترین دلایل بروز این اتفاق باشد، اما اظهارات دیگری نیز از سوی مسئولان استانی مطرح میشود که این تصور را ایجاد کرده است که سیاستهای کلان در زمینه احیای دریاچه ارومیه در حال تغییر است. این تغییر سیاستها تنها در تخصیص حقابه خلاصه نمیشود. مدتی است که زمزمههایی مبنی بر اتمام سدهای نیمهکاره در حوضه آبریز دریاچه ارومیه شنیده میشود. موضوعی که بیشتر به کابوسی میماند که گویی قرار است به کلی پروژههای احیای دریاچه ارومیه را بیاثر کند. مدافعان اتمام این پروژهها معتقدند ساخت این سدها کشاورزی منطقه را نجات خواهد داد. زمزمههایی که ابتدا از مجلس بلند شد و حالا اظهارات مسئولان استانداری بر آن صحه گذارده و به نظر میرسد به جد پیگیر تحقق آن هستند. آیدین رحمانی معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی اوایل شهریورماه با اشاره به اهمیت ساخت سد نازلو گفت: «این سد اهمیتی حیاتی در تامین آب آینده این کلانشهر و روستاهای اطراف و همچنین پدافند غیرعامل دارد. این سد در راستای تامین آب شرب شهرستان ارومیه اهمیت بسیاری دارد و نباید از این ظرفیت بیبهره باشیم. باید زمینهای فراهم شود تا از همه ظرفیتهای آبی آذربایجان غربی به ویژه در شهر ارومیه برای تامین آب پایدار استفاده کنیم» این در حالی است که تمامی طرحهای سدسازی در دست مطالعه و اجرایی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه از جمله «نازلو»، «باراندوز»، «شهرچای»، «سیمینهرود»، «لیلان» و… بر اساس قانونی که در سال 1393 مصوب شد، توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه متوقف شده بود. سدهایی که به اعتقاد کارشناسان این پروژه میتوانست موجب آسیب بیشتر به دریاچه ارومیه شود. حالا با طرح موضوع از سرگیری احداث این سدها، باز هم یک سالی میشود که نگرانیهایی در خصوص وخامت وضعیت دریاچه ارومیه با آبگیری این سدها ایجاد شده است. رویکردی که با توجیه تامین آب شرب، حل تنش آبی در استان و تامین آب کشاورزی توسط برخی مسئولان و نمایندگان مجلس در حال پیگیری است، میتواند تلاش چند ساله و صرف بودجههای کلان ملی برای احیای دریاچه ارومیه را بیاثر کند. هر چند برخی مدیران از جمله مدیرعامل شرکت آب منطقهای آذربایجان غربی معتقدند: «بنا به مطالعات انجام یافته از سوی دفتر مطالعات شرکت آب منطقهای و ستاد احیای دریاچه ارومیه سدهای استان تنها 7 درصد در خشکی آن تاثیر داشتهاند و 93 درصد مابقی مربوط به تغییر رژیم بارشها، تغییرات اقلیمی، تغییر الگوی کشت و همچنین افزایش سطح زیر کشت در این حوضه است که متاسفانه مغفول ماندهاند» در حالی که کارشناسان محیط زیست از جمله اسماعیل کهرم معتقدند: «راهکار جلوگیری از خشک شدن دریاچه ارومیه توقف سدسازی است. روی هر ۱۴ رودخانه دریاچه ارومیه چند سد و بند انحرافی ساختند. سیستم سدهای کنونی به گونهای است که آب را منحرف میکنند تا به دریاچه برسد در حالی که با این روش آبی به دریاچه نمیرسد، تبخیر میشود و از بین میرود» با مرور این اظهارات و سیاستهایی که برای عبور از بحران آب شرب در برخی استانها در پیش گرفته میشود و تبعات بلند مدت و محیط زیستی آنها چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، شاید لازم باشد به این اظهارات کارشناسی در گزارش منتشر شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس رجوع کنیم که تنش آبی را تنها منتج از کاهش بارش، که نتیجه برخی سومدیریتها و ضعف در زیرساختهای برخی استانها عنوان کرده و آورده است: «موضوع تنش آب شرب را بهطور کامل نمیتوان به کاهش بارندگی مرتبط دانست، زیرا در سالهایی که بارندگی بیش از نرمال بوده است –سالهای 1398 و 1399- هم شهرهای متعددی تحت تنش آب شرب قرار داشتهاند. این امر نشان از وجود چالش در زیرساختهای تامین آب شرب و مدیریت آنها دارد. در این راستا باید گفت مطلوب بودن بارندگیها و پر بودن مخازن سدها لزوما به معنی وضعیت مطلوب تامین آب شرب در کشور نخواهد بود زیرا علاوه بر موجودیت آب، وجود زیرساختهای مربوط ازجمله خطوط آبرسانی و انتقال، مخازن، تصفیهخانهها و بهطورکلی شبکه توزیع مناسب در تامین آب شرب موثر بوده و وجود مشکلاتی در زیرساختها، تأمین آب شرب با کیفیت مناسب را با محدودیت مواجه خواهد ساخت. بنابراین مطلوب بودن وضعیت بارندگی لزوما به معنای وضعیت مطلوب آب شرب نخواهد بود و در این زمینه باید وضعیت زیرساختها و محدودیتهای موجود را نیز در نظر داشت» بر اساس آمار در حوضه آبریز دریاچه ارومیه 36 سد احداث و 22 سد به بهرهبرداری رسیده است. از سال گذشته که زمزمههای از سرگیری پروژههای سدسازی به ویژه دو سد نازلو و باراندوز از دولت و مجلس و استانداری به گوش رسید بسیاری از فعالان محیط زیست ابراز نگرانی کردند. حالا اما گویا با تکیه بر موضوع تنش آبی -که بر اساس آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس در این حوضه به حد بحران نرسیده است- برخی مسئولان به دنبال اتمام پروژههایی هستند که همچنان کارشناسان ستاد احیای دریاچه ارومیه، آنها را یکی از عوامل خشک شدن بزرگترین دریاچه داخلی ایران میدانند. دریاچهای که به زبان آمار هم از عمق آب موجود در آن کاسته شده و هم از وسعت آن.
شهابسنگ، عامل ویرانی شهر قوم لوط
پیام ما | حفاریهای جدید باستانشناسی در شهر تلالحمام واقع در غرب اردن کنونی نشان میدهد یک حادثه کیهانی باعث شده است تا حدود ۳۶۵۰ سال پیش این شهر ساحلی در نزدیکی دریای مرده بهطور کامل نابود شود. محققان تخمین میزنند انفجار این شهابسنگ قدرت تخریبی معادل ۱۰۰۰ برابر قویتر از بمب اتمی هیروشیما ایجاد کرده است.
آنطور که یورونیوز مینویسد؛ تجزیه و تحلیل شواهد برجای مانده در ویرانههای تپه باستانی تلالحمام نشان میدهد یک شهابسنگ به عرض تقریباً ۵۰ متر در ارتفاع ۴ کیلومتر بالاتر از سطح زمین منفجر شده است و پس از یک نور خیرهکننده، موجی از گرمای ۲ هزار درجه ایجاد کرده است.
حالا تحقیقات دانشمندان درباره سرنوشت این قوم به نتایج جالبی رسیده و در نشریه مطالعات علمی «نیچر» منتشر شده و براساس این تحقیق، حرارت ایجاد شده به حدی بوده است که بلافاصله بدنههای چوبی خانهها را سوزانده و اشیا فلزی مانند شمشیر، نیزه و حتی سازههای سفالی و آجری را ذوب کرده است. با این حال این همه تخریب نبوده، چند ثانیه بعد یک موج شوک انفجار عظیم از راه رسیده و همه چیز از جمله مجموعه کاخ ۵ طبقه با دیواری مستحکم به ضخامت ۴ متر را ویران کرده است.
تلالحمام، بزرگترین شهر تمدن دنیای باستان در جنوب شام
شهر تلالحمام با مساحتی ده برابر بزرگتر از اورشلیم در طول عصر برنز میانی برای حدود دو هزار سال بزرگترین شهر تمدن دنیای باستان در جنوب شام محسوب میشد، با این حال به یکباره از میان رفت و برای بیش از ۶۰۰ سال بدون سکنه باقی ماند.
کاوشهای اولیه باستانشناسی وجود مواد غیرمعمول نظیر سفالهای ذوبشده، ذغالسنگ، آجر «حبابدار»، دانههای سوخته و خاکستر حجمی از تخریب عظیم را نشان میداد. پژوهشگران نخست با تجزیه و تحلیلهای رسوبات و لایههای خاک مواردی همچون جنگ، آتشسوزی، فوران آتشفشانی و زمینلرزه را بررسی و رد کردند و گفتند هیچکدام از این رویدادها نمیتواند گرمایی مشابه ایجاد کند. تا اینکه سرانجام بیل مکانیکی کاوشگران تکه سنگهای کوارتز را در محل پیدا کرد که نشانهای از یک اتفاق شدید و درجه حرارت ناگهانی بالا حاصل از برخورد کیهانی بود.
دکتر جیمز کنت، استاد زمینشناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا در آمریکا، میگوید: «ما سنگهای کوارتزی در این ناحیه یافتیم که با فشارهای شدیدی ضربه دیدهاند و این بسیار عجیب است. چرا که سنگ کوارتز یکی از سختترین مواد معدنی است و ضربهزدن به آن بسیار دشوار است.»
محاسبات تیم ۲۱ نفره کارشناسان نشان داد این انفجار نمیتوانسته حاصل از برخورد سیارک بوده باشد، چرا که دهانه برخوردی در محل وجود ندارد، بلکه انفجار ناشی از یک جرم آسمانی نظیر شهابسنگ بوده است. دانشمندان میگویند انفجار، سطوح خارجی گلدانهای سفالی را ذوب کرده و آجرها و اسکلت انسانهای نزدیک به محل حادثه «تکهتکه» شدهاند. دانشمندان معتقدند تلالحمام همان سدوم، یا شهر قوم لوط، است که مطابق روایات کتاب مقدس به دلیل «اعمال غیراخلاقی» ساکنانش مشمول غضب خدا شد و گزارش ویران شدنش در سفر پیدایش تورات آمده است. کنت که در این تحقیق با فیلیپ سیلویا، استاد باستانشناسی کتب مقدس در دانشگاه ساوتوست ترینیتی آمریکا همکار بوده میگوید: «همه مشاهدات ذکر شده در سفر پیدایش عهد عتیق با یک ضربه هوایی مطابقت دارد.»
او اضافه میکند: «هرچند با اطمینان صددرصد علمی نمیتوان گفت که شهر ویران شده همان شهر سدوم عهد عتیق است، با این حال توصیف شاهدان عینی از این حادثه فاجعهبار در ۳۶۰۰ سال پیش احتمالاً به یک سنت شفاهی تبدیل شده و در قالب یک گزارش مکتوب در کتاب مقدس تورات در مورد نابودی قوم لوط آمده است.»
تپه به شورهزار بدل شد
ناحیه تلالحمام به لحاظ خاک منطقهای حاصلخیز محسوب میشد، با این حال محققان که از سال ۲۰۰۵ در تپهای در این ناحیه مشغول حفاری و تحقیق هستند نمیدانستند چرا ناگهان این منطقه در دورهای از تاریخ خود به شورهزار تبدیل شده است؟
باستانشناسان اکنون میگویند احتمالاً انفجار شهابسنگ و حرارت فوقالعاده زیاد ایجاد شده، سطح عظیمی از آب شور دریای مرده را بخار کرده و به روی دره پاشیده است و یا نمکهای ساحلی دریا را بلند کرده و به روی شهر ریخته است. سواحل دریای مرده هماینک نیز مملو از نمک هستند.
در پی این اتفاق غلظت نمک خاک به میزان «غیر عادی» افزایش یافته و کشاورزی در شعاعی ۲۵ کیلومتری غیرممکن شده است. در پی این حادثه دهها هزار تن از ساکنان نواحی اطراف مهاجرت کردند و پس از آن ۶۰۰ سال طول کشید تا بارندگیها در این ناحیه بیابانی نمک را از مزارع بشورد و این منطقه بار دیگر بتواند مورد زراعت قرار گیرد.
در روایت کتاب مقدس ذکر شده که به لوط پیامبر دستور داده شد از شهر خارج شود و پشت سر خود را نگاه نکند اما همسر لوط لحظهای درنگ کرد و به «ستونی از نمک» تبدیل شد در حالی که «آتش و گوگرد از آسمان میبارید و دود غلیظ از شهر بلند بود.»
زمین، میزبان شهابها
در این اما برخی میگویند چنین اتفاقی ممکن نیست و این تحقیقات چندان متقن نیست.
انسیه عرفانی، دکترای اختر فیزیک و استاد دانشگاه اما به «پیامما» میگوید برخورد شهابسنگها به زمین ماجرایی جدید نیست و زمین بارها شاهد برخوردی بوده است « آثار برخورد شهابسنگ زیاد است و میتوان به دره معروفی در عمان اشاره کرد که در اثر برخورد شهابسنگ در چند هزار سال پیش به وجود آمده و یا گودالی در آمریکا که آن هم از تبعات برخورد شهابسنگهاست. حتی در سالهای اخیر هم شاهد برخورد شهابسنگ با زمین بودهایم. نمونهاش در فنلاند و روسیه است. اما این شهابها قدرت چندانی نداشتند و نتوانستند ویرانی ایجاد کنند.» به گفته این پژوهشگر درباره از بین رفتن این شهر و قوم باید اطلاعات موجود با دقت بررسی شود چرا که شهابسنگها چگالی متفاوتی از سنگهای زمینی دارند و برخوردشان با زمین و تبعات ناشی از آن کاملا مشخص است «ما در دورههای بسیاری شاهد برخورد شهاب بودهایم و نمونه بزرگ آن از بین رفتن دایناسورهاست که گفته میشود به دلیل برخورد شهابسنگ بوده. همچنین باید بدانیم شهابهای بسیاری در همین لحظه به جو زمین برخورد میکنند و میسوزند و هرگز هم به زمین نمیرسند.»
