بایگانی مطالب نشریه
ناامیدی در برابرش سپر انداخته بود
صبح بیست و هفتم فروردین ماه 1401 دکتر خدیجه کاترین رضوی درگذشت. این خبر موجی از اندوه را در میان دوستداران، کارشناسان و اساتید محیطزیست به همراه آورد. کاترین رضوی از سال 1358 که موسسه «سنستا» را به همراه محمدتقی فرور همسرش تاسیس کرد، همواره حضوری فعال در این عرصه داشت و توانست در حوزه کشاورزی پایدار و حقوق جامعه بومی و محلی گامهای بلندی را بردارد. در دومین روز فقدانش از گروهی از کارشناسان و فعالان حوزه رسانه و محیطزیست خواستیم از کاترین و دستاوردهایش برایمان بنویسند.
| حمیدرضا میرزاده |
| روزنامهنگار محیط زیست |
قوت قلب همهمان بود
آرام نمینشست. انگار ماموریت شخصیاش، مبارزه بود؛ مبارزه با آنچه «نابودی زندگی» میدانست.
«فکر میکنند در این چند روزی که روی صندلی ریاست نشستهاند، میتوانند تصمیمهایی بگیرند که طبیعت را نابود کنند و تا چند نسل آینده، چوب ندانمکاریهای آنها را بخورد…» این را بارها به زبان آورده بود. آنجایی که تصمیمهای عجیب و غریب پشت درهای بسته گرفته میشد و ما -مردم- اگر بخت یاریمان میکرد، در جریان قرار میگرفتیم! فرقی نمیکرد تصمیم برای ساخت یک سد باشد، یا واردات و تولید محصولات کشاورزی تراریخته، یا طرحی عمرانی در جایی نامناسب، «کاترین» برای همهشان میجنگید. نه از سر دلخوشی یا «مبارزه برای مبارزه»، از ترسی که از آینده سرزمین و زندگی نسل بعد داشت پا به میدان میگذاشت.
«خسته نمیشوم» تکیه کلامش بود و درست همان لحظه که همه ناامید بودند، کسی بود که بدون کمترین نشانهای از خستگی و ناامیدی پیش میرفت.
همسرش «تقی فرور» که رفت، دیدمش. خودش که باید صاحب عزا باشد، قوت قلب همه بود. یک عمل جراحی سخت را پشت سر گذاشته بود و به وضوح وزن کم کرده بود. چند روز بعد در یک تماس تلفنی برای پیگیری موضوع محصولات تراریخته با هم گپی زدیم. صدایش چنان انرژی داشت که هیچکس فکر نمیکرد به تازگی غم از دست دادن شریک زندگیاش را از سر گذرانده. با جدیت ادامه داد تا همین دو هفته قبل که پیگیر ماجرای پتروشیمی میانکاله بود. نمیدانم رفتارش در برابر پزشک معالجش هم همانطور بود که با ما بود؟ از کاترین با آن روحیه بعید نبود. کسی که نه مشکلات کار، نه کمبودهای مالی، نه غم از دست دادن عزیزان و نه تهدید و ارعاب باعث نمیشد پا پس بکشد، حتما رنج بیماری برایش چیزی نبود که خم به ابرو بیاورد. و لابد چقدر کار پزشکش دشوار بوده که نمیتوانسته به سادگی از چهرهاش، درونش را بخواند.
کاترین رضوی نه تنها یک فعال محیط زیست شاخص و صاحب سبک بود، بلکه برای من یک فمینیست تمام عیار هم بود. هیچوقت نامش زیر سایه نام بلند آوازه همسرش نماند، همواره برای توانمندی زنان جامعه جنگید و زنانی همچون خودش را تربیت کرد که خستگیناپذیر برای تداوم زندگی مبارزه کنند.او قوت قلب همهمان بود.
| مژگان جمشیدی |
| روزنامهنگار محیط زیست |
ما برندهایم
” با هم هستیم و برندهایم” این اسم رمز زندهیاد دکتر کاترین رضوی است و آخرین پیامیکه چند روز پیش از اینکه در بیمارستان بستری و آسمانی شود، دریافت کردم. به یاد ندارم در تمام این 25 سالی که از نزدیک با او آشنا شدم حتی یکبار ناامیدیاش را از بهبود اوضاع محیط زیست کشور و یا حتی بیماریاش به زبان آورده و بذر یاس و ناامیدی پاشیده پاشد. راز موفقیت این زن توانمند و همسرش زنده یاد دکتر محمدتقی فرور که عمری را برای حفاظت از محیط زیست ایران صرف کردند شور و اشتیاق، امید و عشق بی پایانشان به مردم بومیبرای حفظ طبیعت بود.
گویی یک روح بودند در دو بدن! از همان نخستین روزهای پس از انقلاب و برگشت به ایران با تاسیس موسسه محیط زیست و توسعه پایدار سنستا، زمینه را برای فعالیت دیگر کارشناسان محیط زیست و تحقق توسعه پایدار با آموزش محیط زیست و برنامهریزی مشارکتی در جوامع روستایی فراهم کردند. با اینکه بیشتر عمرشان در بین مردم بومی و جوامع محلی و در روستاهای دور افتاده کشور گذشت اما با شرکت در نشستهای بینالمللی، از هر فرصتی برای جذب اعتبارات بینالمللی و کمک به پیشبرد پروژههای محیط زیستی در دورافتادهترین نقاط ایران بهره میبردند.
این دو خیلی قبل تر از آنکه، محیط زیست و توسعه پایدار مفاهیمیشناخته شده در ایران و جهان باشد با شرکت در نخستین کنفرانس جهانی محیط زیست در استکهلم سوئد در سال 1972 و در کنار معدود چهرههای ایرانی حافظ محیط زیست در این اجلاس، تلاش برای تحقق توسعه پایدار و اتخاذ تصمیمات مرتبط به آن حتی در خارج از مرزهای ایران را آغاز کرده بودند. گویی طبیعت، جزیی لاینفک از زندگی شان باشد همه عمرشان را صرف آموزش و برنامه ریزی مشارکتی با مردم در جهت حفظ منابع طبیعی کردند.بعد از درگذشت محمد تقی فرور، مسئولیت کاترین شاید بسیار سختتر شد. مدیریت موسسه سنستا، و پذیرش مسئولیت ستاد مردمینجات آشوراده (سمنا) و در عین حال مبارزه سخت با بیماری مهلک سرطان، عملا دیگر وقتی برای او باقی نگذاشته بود. با این حال در ستاد مردمی نجات آشوراده همیشه اولین نفر بود که در جلسات حاضر میشد و برای هرگونه پیگیری و شرکت در جلسات و چانهزنیهای کارشناسی حاضر بود. دفتر سنستا در مرکز شهر تهران، همیشه به روی فعالان محیط زیست باز بود و عملا هم دفتر سنستا بود و هم دفتر و محل برگزاری جلسات ستاد مردمینجات آشوراده!
وقتی پیشنهاد شکایت از سازمان حفاظت محیط زیست به دستگاه قضایی مطرح شد، اولین کسی بود که برای پیگیری شکایت اعلام آمادگی کرد. بعد از مدتی بازپرس پرونده دستور کارشناسی داد و سمنا میبایست هزینه کارشناس رسمیدادگستری را برای اثبات دادخواست اش پرداخت میکرد. تقریبا رقم قابل توجهی بود و قرار شد هر از کدام اعضای شورای مرکزی سمنا، مبلغی برای این کار اختصاص دهیم. تا اینکه یک روز تعطیل، تلفنم زنگ خورد و کاترین پشت خط با همان شور و اشتیاق همیشگی گفت: “وقتی نیت پاک باشد همین میشود که خدای آشوراده و دکتر فرور، هزینه کارشناس را جور کرد !” و توضیح داد وقتی یکی از لباسهای مرحوم دکتر فرور را بعد از مدتها از فوتش میخواسته بشوید، قبل از شستشو، دست در جیب کت میکند و میبیند چند صد دلار مچاله شده توی جیب لباس است!
بی شک اگر حمایتهای مادی و معنوی او برای دفاع از آشوراده نبود شاید به سختی امکان توقف ساخت و ساز در این جزیره حفاظت شده با پیگیریهای قضایی محقق میشد.اما روزی که کلنگ پتروشیمیمیانکاله توسط وزیر کشور در نیمه اسفند ماه سال گذشته به زمین خورد با اندوهی فراوان و یاسی که همه وجودم را بعد از دو دهه تلاش برای میانکاله و آشوراده فرا گرفته بود، در حال رانندگی بودم که کاترین زنگ زد. گفت: “میدونی این خبر من را یاد چه چیزی انداخت؟”
بی اختیار اشکهایم سرازیر شد و بغضم از مرور خاطرات مشترک ترکید. گفت: “ما همه با هم هستیم، همانطور که 10 سال پیش با همسر مرحومت یاسر و بچههای سازمانهای مردم نهاد رفتیم مجلس و موفق شدیم جلوی ساخت پالایشگاه میانکاله را بگیریم، این بار هم جلوی ساخت پتروشیمی را میگیریم.”
گفتم: ” احساس خستگی مضاعف میکنم انگار هرچه کاشتیم از یبن رفته و تازه برگشتیم سر نقطه صفر! ” کاترین با وجودی که مجددا بیماریاش پیشرفت کرده بود گفت: “ما چارهای جز مطالبهگری نداریم، ناامید نمیشویم و ادامه میدهیم، پیروز میشویم و جشن میگیریم” ازم قول گرفت که در کار رسانهای برای میانکاله همکاری کنم و یاس و ناامیدی را کنار بگذارم. روزی که دستور موقت توقف عملیات پتروشیمیمیانکاله توسط دادستانی صادر شد فقط امیدوار بودم که این خبر را شنیده باشد. این بار فراتر از آن چیزی که او فکر میکرد “ما همه با هم شدیم” و مطالبه کردیم و ولو موقتا، اما موفق شدیم.بدون شک فقدان او و همسرش ضایعهای بزرگ برای جامعه محیط زیست ایران است و دیگر تکرار نمیشوند، اما بذر امید و عشقی که او در تمام این سالها با کار در کنار فعالان محیط زیستی و مردم بومی به زمین کاشت، گویی میرود تا به درختی تنومند تبدیل شود. مهم نیست اگر تک درخت باشد تا چند درخت محدود، مهم این است که این درخت ریشهدار است و امید به رویش جوانههای جدید، بسیار.
| ناهید نقیزاده |
| متخصص توسعه و برنامه ریزی مشارکت|
اشکهایم امان نمیدهد
کاترین عزیزم، دوست و رفیق مهربانم، رئیس مهربان و متواضع من، خواهر من، مادر من، گویی کائنات اینطور مقدر کرد که دوباره دردِ از دست دادن عزیزی مهربان را به کام من تازه کند و صبرم را محک بزند. آخر ما سنگ صبور هم بودیم، میدانم که اشک ریختن را دوست نداشتی، اما اشکهایم امان نمیدهد، میدانم هیچ ترسی از رفتن نداشتی، اما ترس تنها ماندن ما، طبیعت و تمام یارانت را داشتی! چه کوچ نابههنگام و بدون بازگشتی را انتخاب کردی. همانگونه که یادمان دادی با جسارت و پرصلابت راهت را ادامه خواهیم داد!کاترین عزیزم، به یاد آخرین دیدارمان که همدیگر را به امید داشتن سالی پر از سلامتی، برکت و شادی به آغوش کشیدیم، هستم. کاش دوباره می توانستم مثل آن روز تو را به آغوش بکشم و دوباره بگویم چقدر دوستت دارم. به من گفتی پیش طبیبی میروی که مثل مرحوم پدرت طبیبی متعهد، مردمدار، مهربان و با اخلاق باشد و به قسمنامه طبابتش خیانت نکند، گفتنی اخلاق مهربان، تعهد، تخصص و مردمی بودن طبیبان است که می تواند به مریضها صبر و آرامش دهد و آنها را با عشق و تخصص درمان کند. کاترین نازنینم تو خود کوهی از تخصص، دانش، تعهد، مهربانی، صبر، پشتکار و تلاش بودی، تا بتوانی از هر لحظه زندگیات در حفظ این مرز و بوم و طبیعت آن گام برداری، آگاهی ببخشی، توانافزایی کنی، یاد بدهی و خدمت کنی. تو کسی بودی که با مثال «مورچه» صبر، پشتکار و تلاش را با ظرافتی مهربانه به من و خیلیهای دیگر آموختی.کاترین عزیزم، چقدر امیدوارانه دنبال درمان و التیام زخمهای بیپایانِ وارد شده بر پیکرِ نحیف و بیدفاع طبیعت در جایجای کشور بودی! گویی دشت و دمن و کوه و دریا و جنگل و بیابان زخم خورده و آسیبدیده هم میدانستند دلسوز عاشق آنها کیست و سفره دل میگشودند و با تو حرف میزدند تا فریادگر سکوت آنها باشی! چقدر به فکر آینده و سلامت فرزندان این مرز و بوم در 50 سال آینده بودی! چه بیمحابا و خستگیناپذیر تلاش میکردی! و در هر شرایطی به فکر تربیت، حساس کردن و بیدار کردن وجدان انسانها در حفظ مادر زمین و هر آنچه در آن هست، بودی. ایمان داشتی که از پای نباید نشست و نباید سکوت کرد! کاترین نازنینم حال که کوچ ابدی را انتخاب کردی، آرام بخواب و خستگی تلاشهای بیوفقهات را از تن به در کن، تمام کائنات جهان هستی و طبیعت با توست! ما با تو هستیم و راهت را ادامه خواهیم داد!در خلاء دنیایی بدون تو، مثل یک عاشق سرگردان، دلتنگ دیدار و هم صحبتی با تو هستم، باور دارم که از فلسفه وجودیات در من دمیدهای و صبر کردن را به من آموختی، اما کاسه صبر من در نبود تو لبریز شد، رفیق نازنینم بیصبرانه دلتنگت هستم. از تمام کائنات و از آنچه در آسمانها و زمین است صبر و بردباری طلب میکنم. کاترین عزیزم، آرام بخواب، یاد و نام تو و تلاش بی پایانت تا ابد مانا و جاوید خواهد ماند. کاترین نازنین و مهربانم روحت شاد و در آرامش ابدی، و راهت پر رهرو!
| هادی کیادلیری |
| دانشیار، گروه جنگل، مرتع و آبخیزداری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی |
ایران کاترین را از یاد نخواهد برد
خبر درگذشت خانم کاترین رضوی برای جامعه علمیدغدغهمند محیطزیست و پایداری این سرزمین ، خبری شوکآور و متاثرکننده بود. ما افرادی مانند خانم رضوی را کم داریم و متاسفانه با از دست دادن هر کدام از تعدادشان کاسته می شود. کسانی که عاشقانه به این سرزمین نگاه و حتی درآخرین لحظات عمر همچنان پرانرژی و سخت تلاش میکنند این سرزمین را پایدار نگه دارند. خوشبختانه نتیجه اعمال این عزیزان در جامعه ساری و جاری است و نتیجه کارشان به حیاتشان ختم نمیشود. خانم دکتر رضوی تلاش زیادی داشت تا اطلاعات محیط زیستیمان را تبدیل به رفتار محیط زیستی کنیم به طوری که نتیجه عملی خود را در جامعه داشته باشد. او به مدیریت جامعه نگر اعتقاد داشت و معتقد بود به توسعه پایدار نمیرسیم مگر مشارکت مردمیرا لحاظ کنیم. او به جامعه بومی و محلی به عنوان منبع ثروت عظیم مینگریست، کسانی که الگویی برای حل معضلات دارند.
خانم دکتر رضوی همراه با همسرشان دکتر تقی فرور در این زمینه تلاش زیادی کردند که نتیجه مثبتی را برای این کشور به همراه داشت. در دوره کوتاهی که با او برخورد داشتم، فهمیدم که او یک انسان دلسوز ، پایند به اخلاق و مسئولیت پذیر است. مسئولیت پذیری او با آگاهی همراه بود و از هیمن رو به مطالبه گریهای ختم میشد. در بحث آشوراده و تراریخته و .. انرژی فراوانی گذاشت تا مسئولان و مردم را آگاه کنیم، تلاشی که شایسته قدردانی است. به نظر من انسان میتواند علم و دانش کسب کند اما انسان توسعهیافتهای نباشد در مقابل انسانهایی را داریم که در کسب علم خلاصه نمیشوند بلکه جنبههای مختلف را در وجود خود پرورش میدهند. من خانم کاترین رضوی را به عنوان یک انسان توسعهیافته میدیدم. او خصوصیتی داشت که به من انتقال میداد و آن مادر بودن بود. کاترین رضوی مادری بود که برای طبیعت دل میسوزاند و این دلسوزی با آنچه تنها بر اساس علم انجام میدهید متفاوت است. کاترین رضوی گرچه کارش علمی بود اما در عین حال کارش با احساس سرشار بود و هر جا میدید تخصصی ندارد از کارشناسان آن حوزه کمک میگرفت.
در آخرین تماس قبل از عید که با من داشت علیرغم اینکه به سختی بیمار بود با انرژی زیادی که همیشه در او بود، میگفت حال من خوب است. میدانستم این جمله را به این خاطر میگوید که صحبت ما به گفتوگو درباره سلامتی او خلاصه نشود، کاترین رضوی حال طبیعت را به سلامت خود ارجح میدانست و در این مسیر پشیمانی نداشت. او مرا را یاد شعر مولانا میانداخت:
گر پشیمانی بر او عیبی کند
اول آتش بر پشیمانی زند
کاترین رضوی آنقدر عاشق راهی بود که انتخاب کرده بود که برایش از جان ایثار میکرد و آن را در حد انجام وظیفه نمیدانست. در آخرین تماس با انرژی و صلابت و امید من و دیگران را تهییج میکرد که نباید از پا بیفتیم. این مولفهها در شخصیت کاترین رضوی بسیار باارزش است. ما نیاز داریم امثال او را بیشتر داشته باشیم، تا ادامه مسیر دهیم، خسته نشویم و کم نیاوریم.
در مباحث مشارکت مردمی مسیر درست را در او میدیدم. متاسفانه رفتار غالب در ایران این است که کارشناسان و متولیان از بالا به پایین به جامعه محلی نگاه کرده و تصورشان این است که گویی لطف میکنند آنها را در مدیریت شریک میدانند. خانم دکتر رضوی چنین نگرشی نداشت بلکه به واقع معتقد بود ما به مردم و دانش آنها احتیاج داریم. چنین نگاهی باعث میشد مردم را همسنگ خود بداند، آنها را از انفعال خارج کند و مردم هدف و مجری پروژه باشند. با چنین نگاهی است که مردم بردگان توسعه نیستند بلکه وسیله و هدف آن هستند. قطعا این سرزمین کاترین رضوی را از یاد نخواهد برد.
بیانیه موسسه سنستا در سوگ کاترین رضوی
کوچ ابدی؛ طبیعت ایران مادری مهربان و دلسوز را از دست داد
خانم دکتر خدیجه کاترین رضوی، همسر مرحوم دکتر محمدتقی فرور، از میان ما کوچ کرد و از عالم خاکی پرکشید. دوستداران و فعالان محیطزیست و حفظ طبیعت و جامعه بومی و محلی ایران یکی از عالمترین و صادقترین یاوران و فعالان خود را از دست دادند.خانم دکتر خدیجه کاترین رضوی، در تیر ماه 1323 چشم به جهان گشود. ایشان به همراه همسرشان مرحوم آقای دکتر محمدتقی فرور، یکی از فعالان و تسهیلگران بهنام، معاون مدیر و کارشناس توسعه مشارکتی یکی از مهمترین طرحهای توسعه روستایی ایران (طرح توسعه منطقهایِ سلسله «الشتر» سلسله- دهه 50 شمسی)، و پس از آن در دهه 60 شمسی، بنیانگذار موسسه توسعه پایدار و محیطزیست (CENESTA) بودند.شادروان خانم دکتر کاترین رضوی، لیسانس بیولوژی از دانشگاه ملی تهران، «دهه 40 شمسی»، لیسانس آموزش و فیزیولوژی و فوقلیسانس اقتصاد از دانشگاه کانِ فرانسه «دهه 50 شمسی»، و دکتری علوم اجتماعی و توسعه روستایی از دانشگاه سوربن فرانسه، پاریس (مرکز بینالمللی تحقیقات محیطزیست و توسعه) بود. ایشان در بیش از 4 دهه کار تخصصی خود، با تسلط بر چند زبان (فرانسه، فارسی، ترکی، انگلیسی و عربی)، به عنوان مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره موسسه «سنستا» یکی از پیشروها و جزو فعالان برتر عرصه ملی و بینالمللی در حفظ طبیعت و توانافزایی جوامع بومی و محلی و ارتقاء نقش این جوامع در این امر بودند.
تلاشهای ارزنده ایشان در سطوح ملی و بینالمللی، چه به جهت تربیت انسانهای علاقمند به حفظ طبیعت، و چه حساسسازی و بیدار کردن وجدان انسانها برای اقدام عملی در حفظ «مادر زمین» و تنوع زیست-فرهنگی، و دستیابی به توسعه پایدار جامعه بنیاد، بهخصوص با محوریت جوامع «روستایی»، «عشایری»، «کشاورزان خرد»، «جنگلنشینان»، «جوامع ساحلی-دریایی» هیچگاه فراموش نمیشود.
خانم دکتر خدیجه کاترین رضوی، یکی از دلسوزان بی ادعایی بودند که عاشقانه برای حفظ این مرز و بوم تلاش کردند. ایشان راهبر و مسئول بسیاری از طرحها و برنامههای موسسه سنستا در «همزیستی با کویر»، «برجسته کردن و استفاده از دانش بومی در مقابله با بیابانزایی و تخریب سرزمین»، «ترویج فنآوریهای بومی و سازگار با محیطزیست»، «دفاع و حمایتگری از حقوق جوامع بومی و محلی بهخصوص عشایر کوچنده»، و «حفظ و به رسمیت شناساندن قلمروهای زندگی عشایر کوچنده»، «امنیت و حاکمیت غذایی»، «مردمی کردن نظام تحقیقات کشاورزی»، «کشاورزی زیستی»، «کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی»، «مدیریت تلفیقی آفات»، «بهنژادی مشارکتی گیاهان زراعی» و «بهنژادی تکاملی گیاهان زراعی»، و از مبارزان قاطع در ارتقا آگاهی عموم در «مضرات استفاده از محصولات دستکاری شده ژنتیکی» بودند.
همه ما به عنوان دوستان، آشنایان، همکاران و جامعه محیط زیستی ایران، نام افتخارآفرین ایشان را به عنوان «مادر طبیعت»، که نقش مهمی در انتشار دانش و ارتقا آگاهی اقشار مختلف جامعه در حفظ این مرز و بوم داشتند، در قلبمان حک خواهیم کرد. روحشان شاد وراهشان پر رهرو!
| الهه موسوی |
| روزنامهنگار محیط زیست |
به یاد کاترین رضوی
می گفت حق نداریم نا امید شویم !
همین اسفندماه بود؛ فردای سفر رییس جمهور به گلستان و ماجرای تلخ آشوراده. تلفنم زنگ زد؛ نامش روی گوشی بود. به سرعت جواب دادم. حتی احوالپرسی نکرد. با صدایی نگران گفت:« تو می گی با اینها چیکار کنیم؟ چند ساله داریم دور خودمان می چرخیم. برای آشوراده حکم دادستانی را گرفتیم. باز رفتیم سر خانه اول.» تا آمدم جوابی بدهم با صدایی که کمی جان گرفته بود گفت:« اما نگران نباش؛ درستش می کنیم. نباید ناامید شد. ما حق نداریم ناامید شویم! نمی گذاریم آشوراده را نابود کنند.»
فردای آن روز دوباره تماس گرفت؛ برای پیگیری بحث شکایت. گفت دیشب تا صبح نخوابیدم و با وکیل و بقیه حرف می زدم. دنبال انجمنی مجوز دار بود تا بتواند شکایت را ثبت کند. پرسیدم: مگر انجمن خودتان مجوز ندارد؟ گفت: مجوز ما را تمدید نکرده اند! اینرا با صدایی شکسته گفت. نمی دانم “سمنا” را گفت یا “سنستا” ؛ تعجب اما نکردم؛ خودم این تجربه را داشتم. در دولت قبل 3 سال در نوبت ثبت انجمن بودیم و در نهایت گفتند “مدارکتان گم شده و باید دوباره برای ثبت اقدام کنید”. اما غمگین شدم و حیفم آمد از او که برای وطن و سرزمینش اینجا مانده بود و حالا حتی مجوز فعالیت مدنی نداشت؛ او که “موسسه توسعه پایدار و محیط زیست” را همراه با همسرش محمدتقی فرور شش ماه پس از انقلاب یعنی در سال 1358 راه انداخته بود.
او اما برای نجات سرزمینش منتظر هیچ مجوزی نبود. فردای آن روز من زنگ زدم. گوشی را دیر برداشت. گفت سر دردش ادامه دار شده و اذیتش می کند. گفتم دکتر رفته اید؟ گفت: من خوبم؛ انجمن چی شد؟ پیدا کردی کسی را ؟ دوباره روی مراجعه به پزشک و حفظ آرامش، اصرار کردم. گفت از بی خوابی است و فکر و خیال آشوراده؛ نگران نباش؛ من خوبم! تو بگو چه کردی؟
نگرانش بودم. با توجه به سابقه بیماری که داشت ادامه سردردها علامت خوبی نبود. حتی حس کردم انگار خودش هم نگران شده. روزهای بعد چند بار زنگ زدم گوشی را برنداشت. ظاهرا سر دردش ادامه دار شده بود و دخترش تصمیم گرفته بود او را برای معالجه و آرامش، نزد خود به خارج از ایران ببرد.
امروز وقتی خبر را شنیدم یاد آن سال افتادم و اولین بار که در نشستی در وزارت جهاد کشاورزی دیدمش؛ پیش از آن اسمش را به عنوان یکی از مخالفان و منتقدان سرسخت “تراریخت”ها شنیده بودم. سال 1386 بود و اوج بحث های مربوط به “محصولات تراژن” یا همان “تراریخت”. آن روزها کمتر کسی با این واژه ها آشنا بود. نه از فضای مجازی خبری بود و نه محیط زیست مثل امروز به حوزه عمومی راه پیدا کرده بود. او آنسوی میز درست مقابل بهزاد قره یاضی مرد اول تراژن ها در ایران نشسته بود؛ با شجاعت و شور و اشتیاق و دلسوزانه و البته مستند در برابر موافقان تراژن صحبت می کرد. نشست که تمام شد جلو رفتم و از سخنانی که ایراد کرده بود تشکر کردم. این شد آغاز یک دوستی و البته استاد و شاگردی.
از او بسیار آموختم. از شجاعت بی نظیرش؛ از اینکه هیچوقت ناامید نمی شد و از اینکه می گفت باید همه با هم این مشکل و دیگر مسائل محیط زیست را حل کنیم. او جنبش محیط زیست را یک پیکره می دید و سعی داشت یکپارچگی این پیکره را حفظ کند.
یکی از نقاط بزرگ تفاوت او و همسرش با بسیاری از دیگر متخصصان و کنشگران محیط زیست این بود که در راه رسیدن به توسعه پایدار، “جامعه محلی” را بزرگ ترین اهرم می دانست. او و دکتر فرور گام های ارزشمندی را برای توانمندسازی و آگاهی جامعه محلی به ویژه عشایر ایران برداشتند. آنها هرگز در مبحث “حفاظت” آدم هایی را که در محیط های طبیعی زندگی می کنند فراموش نکردند و “حفاظت مشارکتی” را خیلی سال پیش و قبل از برنامه های جهانی، تمرین و پیاده کرده و آموزش دادند.
هنوز صدای گرمش در گوشم است: ” نباید نا امید شد؛ من خوبم؛ این را با هم درستش می کنیم، نباید عقب نشینی کرد. آشوراده را نمی دهیم خرابش کنند؛ میانکاله را نمی گذاریم ویران کنند! ”
آقای قالیباف وظایف مجلس چه میشود ؟
تکیه زدن محمدباقر قالیباف بر صندلی ریاست قوه مقننه این فرصت را در اختیار او قرار داده تا درباره همه چیز اظهار نظر کند. گلهمندی از مخالفتهایی که مانع از تسریع و اجرای پروژه احداث پتروشیمی میانکاله شد تا اظهارنظرهایی سیاسی و بینالمللی. او دیروز نیز نطق داشت و در بخشی از سخنان خود که سعی میکرد جای جای آن را به سخنان رهبر انقلاب اسلامی مستند کند، گفت: گرانی اقلام اصلی معیشت و رفاه مردم نکته مهمی است و درست است که ریشه گرانیها در تورم ناشی از عملکرد دولتهای پیشین است، اما این مساله وظیفه دستگاههای مربوطه را در کنترل قیمت ها نفی نمیکند و امیدوارم تلاش های شبانه روزی آنها در مهار زدن بر افسار گرانی ها هر چه سریعتر به نتیجه برسد و نگرانی های مردم در تامین معیشت برطرف شود.
فارغ از اینکه تا چه حد همه آنها که در به وجود آمدن وضع موجود از جمله دولتمردان پیشین پاسخگوی کردهها و تصمیمهای خود هستند بهتر آن است که به امروز و حال حاضر برسیم. در وضعیت حساس کنونی که محمدباقر قالیباف مسئولیت ریاست قوه مقننه را برعهده گرفته است. آیا وظیفه او صرفاً تکیه زدن بر صندلی ریاست و انواعی از اظهارنظرهاست یا دستکم باید بتواند روند و جریان امور در مجلس شورای اسلامی را مدیریت و راهبری کند؟ برای قوه قانونگذاری چه وظایفی تعریف شده است که رئیس آن باید بتواند همه افکار، سلیقهها و روحیات مختلفی که در مجلس جمع شدهاند را در مسیر آن وظایف قراردهد؟ دو وظیفه حیاتی و مهم «قانونگذاری» و «نظارت بر حسن اجرای قانون» چیزی است که محمدباقر قالیباف باید تمام هم و غم خود را برای هدایت همکارانش در صحن به سوی هرچه بهتر شدن آن بگمارد. وقتی شاهدیم که مجلس یازدهم از زمان روی کار آمدنش تا به حال وعدههایی داده که به عناوین مختلف از عمل به آن شانه خالی کرده این پرسش در ذهن پررنگتر میشود که آیا وظیفه رییسمجلس صرفاً به ارائه نطقها و خردهگیری از گذشتگان و رها کردن وضع موجود به ویژه در مجموعه تابعه خود محدود میشود.کارنامه مجلس در ورود به قانونگذاری تحت عنوان «طرح صیانت از کاربران فضای مجازی» که منجر به بروز نارضایتی در اذهان عمومی و مردم شد را چگونه میتوان ارزیابی کرد. رئیس مجلس تا چه اندازه در پیشگیری از بروز این نارضایتی و تحمیل خواستهای که صرفاً دیدگاه اقلیت را تأمین میکردُ تلاش کرد؟ اینک نیز سر و صدایی به پا کردهاند که شفافیتی به وسعت سه قوه تصویب کردهاند. باید از آقای رئیس مجلس یازدهم پرسید شما قوانینی که پیشتر در ایران و در همین چهار دهه مجلس شورای اسلامی به تصویب و تایید رسیده را با خبرید. مثلاً آیا میدانید در مجلس هشتم قانون دسترسی آزاد به اطلاعات تصویب و اجرایی شده است و اینک همه دستگاههای اجرایی باید مطابق با آن شفافیت داشته باشند. آیا مجموعه تحت ریاست شما اینک به امری تکراری که پیشتر بسیار برای آن وقت و هزینه شده مبادرت نکرده است؟ به زعم همکاران خودتان که دیدگاههایشان به شما نزدیکتر است نوبت دادن به طرح کنونی پشت عنوان بزرگ «شفافیت» برای شانه خالی کردن از به صحن آوردن طرح شفافیت رای نمایندگان است. دستکم از شما به عنوان رئیس قوه مقننه انتظار این بود که اشراف میداشتید و به همکارانتان متذکر میشدید که از سال ۱۳۹۲ تا کنون دبیرخانه دائمی دسترسی آزاد به اطلاعات به طور مرتب نمره شفافیت به دستگاههای اجرایی میدهد و اگر کمکاری در شفافبودن حادث شده ناشی از ضعف کسانی است که وظیفه نظارتی بر عهده داشتهاند. چه کسانی وظیفه نظارت بر حسن اجرای قانون را برعهده دارند؟ آقای قالیباف! وظیفه نمایندگان مجلس صرفاً تصویب طرحهایی رانتزا نظیر آنچه درباره قیر رقم زدند نیست. بهتر آن بود که همکارانتان را به نظارت بر حسن اجرای قانون دسترسی آزاد به اطلاعات توصیه میکردید و از تصویب قانون جدید باز میداشتید که هم اتلاف وقت به عنوان گرانترین سرمایه انسانی است و هم اتلاف بیتالمال است. شاید بهتر بود این جمله را از ذهن میگذراندید که شفافیت را خود و همکارانتان شروع میکردید و به وظیفه خود یعنی نظارت بر حسن اجرای قانون همت میگماشتید؛ به این ترتیب دیگری نیازی به قانون و مصوبه جدید و صرف انرژی از بیتالمال هم نبود.
مجلس یازدهم دو فوریت طرحی را به تصویب رساند که به تعبیر محمد باقریبناب با نام شفافیت مصوبه گرفته ولی کلاهگذاشتن بر سر مردم است. بیش از دو سوم نمایندگان مجلس به دو فوریت طرح شفافیت قوای سه گانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها رای مثبت دادند. مخالفان طرح جدید مجلس تأکید کردهاند با اصل «شفافیت»موافقند ولی آنچه اینک مصوب شده راه به جای دیگری میبرد. خانه ملت عنوان «شفافیتی به وسعت تمامی قوا»را برای تیتر آنچه در بیست و هشتمین روز فروردین در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید برگزیده است. خبرگزاری خانه ملت در نقدهایی که بهاین مصوبه مجلس آمده به سخنان محمود احمدیبیغش نماینده شازند و از مخالفان تصویب دوفوریت این طرح اشاره کرد که گفته ۲۵ طرح دو فوریتی دیگر در نوبت رسیدگی قرار داشتند چرا فوریت این طرح باید به تصویب میرسید؟
شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات خواستهای است که سالهاست پیگیری میشود. مجلس هشتم آن را به تصویب رساند و دولت محموداحمدینژاد نیز آن را ابلاغ کرد. اما آییننامه اجرایی آن معطل ماند تا دولت یازدهم بر سر کار آمد.بنابراین پیش از اینکه نمایندگان مجلس یازدهم بخواهند بسترساز شفافیت عملیات دستگاههای اجرایی باشند قانون آن تصویب و آییننامه آن نیز تدوین شده بود.اما آنچه نمایندگان مجلس یازدهم به مردم وعده عملیکردن آن را داده بودند «طرح شفافیت در آرا نمایندگان»بود که مدتهاست در نوبت رسیدگی قرار دارد.حالا در حالی بهارستاننشینان خوشحال از تسری شفافیت به همه قوا را میدهند که هنوز حاضر نشدهاند به «شفافیت در آرا خود» رأی بدهند.
مجلس یازدهم و وعدهای که فراموشش کرد
طرح شفافیت آرای نمایندگان یکی از اولین طرحهایی بود که در مجلس یازدهم مطرح شد، اما کلیات آن در صحن علنی رد و به کمیسیون آییننامه داخلی مجلس ارجاع شد تا پیشنهادات جدید نمایندگان هم در آن طرح گنجانده شود و طرحی پختهتر به صحن مجلس بازگردد.
پیشتر مالک شریعتی از نمایندههای تهران در مجلس یازدهم در توضیح چگونگی تدوین طرح شفافیت پیش از آغاز به کار رسمی مجلس یازدهم گفته بود: «بنده از جمله طراحان اصلی این طرح بودم.۱۷۶ نفر طرح را روز اول امضا کردند و این طرح نیز از اولین طرحهای مجلس بود.وقتی خواستیم آن را ثبت کنیم مشورت کردیم که آیا آن را به عنوان طرح عادی بدهیم یا یک فوریتی یا دو فوریتی؟ دوستان گفتند در حال حاضر هیچ طرحی در دستور کار مجلس نیست و شفافیت نیز چون طرح مهمی است، بهتر است کارشناسی شود؛ پس آن را عادی به مجلس تقدیم کردیم و انتظار داشتیم خیلی سریع بررسی شود، اما یک دفعه حجم بسیار زیادی از طرحها در دستور کار مجلس قرار گرفت و این طرح خیلی عقب افتاد ».
در نهایت ۱۵آذر۱۴۰۰ این طرح به رای گذاشته شد و نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ۱۵۳ رای موافق، ۶۳ رای مخالف و ۱۲ رأی ممتنع از مجموع ۲۳۴ نماینده حاضر در جلسه علنی با کلیات طرح شفافیت آرای نمایندگان مخالفت کردند. (تصویب این طرح به دو سوم آرا نیاز داشت).
۱۶ آذر همان سال نیز مجلس یازدهم نشستی غیرعلنی درباره طرح شفافیت آرا نمایندگان برگزار کرد تا برای بررسی و نهایی کردن آن به جمع بندی برسد.سید نظامالدین موسوی در این باره گفته بود که طرح شفافیت آرا برای تعمیم شفافیت به دستگاههای دیگر کشور و جامعتر شدن محتوای آن، به کمیسیون آیین نامه داخلی رفته.البته پیشتر هم کلیات طرح شفافیت آرا در صحن علنی رد شد و انتقادهای بسیاری را از سوی افکار عمومی در پی داشت.پس از رد کلیات این طرح در مجلس یازدهم، عدهای از نمایندگان درخواست کردند تا شفافیت آرا نمایندگان دوباره در دستور کار قرار بگیرد.
ماجرای شفافیت در آرای نمایندگان به مجلس دهم و پیشنهاد یکی از نمایندگان فهرست امید از تهران برمیگردد.میتوان «محمدجواد فتحی»را اولین نمایندهای دانست که وعده شفافیت آرا را مطرح کرده بود.خود او در این باره گفته:پنج ماه از زمانی که ایده نخستین آن به ذهنم رسید، روی طرح کار کردم تا ابعاد حقوقی این طرح شفاف باشد، البته در کشورهای دیگر هم شفافیت آرا متداول است؛ معتقدم هر نمایندهای باید مسئولیت رای خودش را برعهده بگیرد، مجلس تاریک خانه نیست که آرا در حالت محرمانه باقی بماند.
با این حال یک فوریت طرح شفافیت آرا نمایندگان، نخستین بار ۱۴ شهریور سال ۹۷ در جلسه علنی مجلس دهم به رای گذاشته شد، اما در نهایت با ۵۹ رای موافق، ۱۰۸ رای مخالف و پنج رای ممتنع از مجموع ۱۹۴ نماینده حاضر در مجلس وقت با آن مخالفت شد.این طرح در حالی رد شد که اندکی قبل از آن، اکثر نمایندگان مجلس در رسانهها از آن حمایت کرده بودند.
شفافیت همه قوا برای کمرنگکردن شفافیت آرای نمایندگان
براساس گزارش خبرگزاری خانه ملت بیش از دو سوم نمایندگان مجلس به دو فوریت طرح شفافیت قوای سه گانه و دستگاه های اجرایی و سایر نهادها رای مثبت دادند.
احد آزادیخواه که به عنوان نماینده متقاضیان دو فوریت بررسی این طرح، دلایل آنها را مطرح می کرد گفت که مردم خواستار شفافیت از همه دستگاهها هستند و میخواهند بدانند پول و بودجه های تصویب شده کجاست که این صرفا با شفافیت در مجلس حاصل نمی شود لذا مجلس انقلابی یک بار برای همیشه قصد دارد شفافیت را در تمامی دستگاه ها، تعیین تکلیف کند.
عبدالعلی رحیمی مظفری به عنوان نخستین موافق با بررسی دو فوریت این طرح، عدم شفافیت را مسبب حل نشدن مشکلات مردم و رفت و آمد مداوم آنها در سیستم اداری دانست و گفت که مجلس در حال حاضر نیز شفاف ترین ارگان نظام است و امروز باید به دنبال تصویب قانونی باشیم که همه دستگاه ها را شفاف کند.احسان ارکانی نماینده نیشابور نیز اهمیت مصوبات هیأت وزیران را به اندازه اهمیت مصوبات مجلس دانست و عنوان کرد که تصمیمات دولت که برای اجرای قوانین و هزینه کرد بودجه است به خصوص در حوزه میزان یارانه، تعرفه واردات، کالاهای مشمول تعرفه واردات، مصوبات سفرهای استانی، چگونگی توزیع اعتبارات و بودجه در شهرستان ها شفاف و گویا نیست یا در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای واردات خودرو تصمیم می گیرند در حالی که مردم از استدلال آنها بی خبرند.این نماینده همچنین بر این اعتقاد بود که شفافیت مذاکرات مجلس در قانون اساسی امری تأکید بوده و حسی نیست از این رو همه دستگاه های سرنوشت ساز باید شفاف باشند.
انتقاد مخالفان چه بود؟
آنچه از رفتار مخالفان تصویب دو فوریت این طرح در مجلس شنیده شده بیشتر بر این فرض صحه میگذارد که مجلس برای آنکه از زیر بار شفافیت آرای خود شانه خالی کند این طرح را زودتر نوبت رسیدگی داده تا همه دستگاهها را به چالش بکشاند.
روحالله نجابت نماینده مردم شیراز که در ابتدای سخنان خود تاکید کرد با شفافیت مخالفتی نداشته و تمام آرای او به طرح ها و لوایح در مجلس، روی وبگاه شخصی او قابل دسترس است، به خبرگزاری خانه ملت گفته است :در حال حاضر باید از قانونگذاری جدید خودداری کرده و طبق فرمایش رهبری به سمت تنقیح قوانین رفت.او همچنین قانون دسترسی آزاد به اطلاعات را قانونی فراقوهای دانست که میتوان با رفع ایرادات، از آن برای شفافیت دستگاهها استفاده کرد.
از سوی دیگر محمود احمدیبیغش نماینده شازند نیز با تأکید بر اینکه با شفافیت مخالفت نداشته و صرفا به شیوه آن انتقاد دارد گفت که 25طرح دیگر در نوبت بررسی دو فوریت بودند که باید پیش از این رسیدگی میشدند. او همچنین خواسته مردم را صداقت مسئولان و نمایندگان و اعلام هزینههای تبلیغاتی و پشت پرده ها دانست و خواستار رسیدگی به طرح پیشین مجلس در این زمینه شد.
در همین حال علی خضریان دیگر نماینده مجلس یازدهم نیز در توییتر خود در شیوه برخورد همکارانش با این موضوع نوشت: در حالی که طرح شفافیت آرای نمایندگانبه دنبال ایجاد ساز و کاری برای پاسخ به یک مطالبه اجتماعی در مجلساست، خروج این طرح از دستور با شعار شفافیت برای قوای سهگانه با عنایت به اصل ۶۹ قانون اساسیکه مجلس مکلف به انتشار علنی مذاکرات است، را بیصداقتی با مردم میدانم و رای ندادم.
او در ادامه توییتی دیگر نوشته و افزوده : بیش از ۱.۵ سال است طرح شفافیت آرای نمایندگانکه مطالبهای مشخص و واضح است در پیچ و خم در دستور قرار گرفتن مجلسگیر کرده و حالا طرحی با بیان یکسری حرفهای کلی و مبهم، در کمتر از یک هفته از ثبت در قالب دو فوریتبه صحن مجلس میآید تا از مطالبه به حق مردم به نوعی فرار شود.
در همین حال محمد باقری بناب تعبیر سنگینتری برای اقدام مجلس یازدهم برگزید و به خبرگزاری موج گفت:طرح فعلی شفافیت آرای نمایندگان در واقع اصلاح برخی از مواد آیین نامه داخلی مجلس است که برخی آن را به نام شفافیت مطرح میکنند، در حالی که این موضوع به نوعی کلاه گذاشتن بر سر مردم است و کار درستی نیست.
او با بیان اینکه با طرح فعلی شفافیت آرا نمایندگان مخالف هستم، گفت:آنچه که اکنون تحت عنوان طرح شفافیت در دستور کار نمایندگان قرار گرفته مورد تایید و نظر بنده و برخی از نمایندگان نیست چرا که بر این باور هستیم که طرح موجود، مشکلاتی را ایجاد میکند.
این نماینده مردم در مجلس یازدهم، با بیان اینکه با اصل شفافیت موافق هستم، تاکید کرد: متاسفانه در طرح فعلی، آنچه که دغدغه مردم در حوزه شفافیت است، لحاظ نشده است چرا که جامعه به دنبال آن است که آرای مجلسیها در حوزه انتخاب هیات رئیسه، اعضای کمیسیون ها، استیضاح ها و رای اعتماد وزرا مشخص شود، در حالی که در طرح مذکور اصلا چنین موضوعاتی وجود ندارد.
باقریبناب همچنین افزود: استدلال نمایندگان موافق طرح فعلی شفافیت آرا، این است که روشن شدن آرای نمایندگان در موارد مذکور باید به صورت مخفی باشد، در حالی که این موارد خلاف انتظارات مردم است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه روشن شدن همه جانبه آرای نمایندگان باعث میشود وزن گروههای سیاسی در مجلس شفافیت بیشتری پیدا کند، گفت: ما به دنبال آن هستیم که انتخاب هیات رئیسه مجلس یا استیضاح وزرا و موارد این چنینی مشمول شفافیت شود، اینکه نمایندگان چه آرایی نسبت به برخی طرحها و لوایح دارند، شاید چندان حائز اهمیت نباشد.
پناهندگان محیط زیست محصول شرایط اقلیمی جدید
|پیام ما| خیزش گردوغبار گسترده در سال جدید، به معضل متفاوتی بدل شده است. اگر تا پیش از این شهرهای جنوبی و برخی از مناطق شرق و غرب درگیر غبار بودند، حالا در دو هفته گذشته چند روزی اکثر استانهای کشور را غبار پوشاند و تیرگیاش حتی به استانهای شمالی رسید. آنطور که علیمحمد طهماسبی، مدیر ستاد مقابله با گردوغبار سازمان حفاظت محیطزیست هفته گذشته به «پیام ما» گفت جلسهای با حضور کشورهای سوریه و عراق برای مقابله با این پدیده در خارج از مرزها برگزار میشود و از سویی جلسات مداومی هم با ریاست رئیس سازمان محیط زیست برگزار خواهد شد که دیروز دومین جلسه از سری جلسات «ستاد ملی سیاست گذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گردوغبار» بود. جلسهای که در آن علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با انتقاد از وضع فعلی گفت که آمارها نشان میدهد که از ۵ استان کشور بیش از ۵۰۰ هزار نفر به علت کمآبی و نامساعد بودن شرایط محیط زیستی به استانهای شمالی کشور مهاجرت کردند. او از واژه «دگردیسی طبیعی» و «پناهندگی محیط زیستی» برای توصیف شرایط کشور نام برد و تاکید کرد که این شرایط خوشایند نیست و برای مقابله با آن باید برنامه عمل داشته باشیم.
آنطور که سلاجقه در این نشست گفته، در دو سال گذشته مخاطرات گوناگونی در کشور شناسایی و مشخص شد که ۵۱ مخاطره طبیعی در ایران وجود دارد که ۱۱ مخاطره در دستور اصلی کارها قرار گرفت که یکی از آنها پدیده گردوغبار است. نکته دیگری که او در صحبتهایش بر آن تاکید کرد این بود که تغییر اقلیم اتفاق افتاده است و کشور باید بر مبنای این شرایط مدیریت شود و دولت باید تغییر اقلیم را به رسمیت بشناسد. او گفت: «حتی به رئیسجمهور نامه زدیم که نام «شورای عالی محیط زیست» به «شورای عالی محیط زیست و تغییر اقلیم» تغییر نام یابد. چرا که تغییر اقلیم تمام مسائل ما را تحت تاثیر قرار داده است، مسئله دگردیسی گونهها در کشور در حال رخ دادن است و قطعا به مرور فرهنگ ما را هم تحت تاثیر قرار میدهد.»
از جمله نکات مورد توجه در صحبتهای سلاجقه، توجه به معضل کمآبی در کشور بود. به گفته او و با توجه به شرایط جوی و میزان بارش در کشور کانونهای گردوغباری در حال افزایش هستند چون دیگر آبی در کشور وجود ندارد. «وقتی تالابی خشک شود به کانون گردوغبار تبدیل میشود بنابراین وزارت نیرو مکلف است تا حقابه تالابها در سه شرایط ترسالی، خشکسالی و نرمال تامین کند.»
آماده آموزش کشورهای همسایه هستیم
معاون رئیسجمهوری با تاکید بر اینکه گردوغبار معضلی است که از کشورهای عراق، افغانستان و سوریه وارد کشور می شود گفت: «تا کنون مذاکرات زیادی با دولتهای این کشورها داشتیم اما باید با جدیت بیشتری کار را دنبال کنیم تا نتیجه محسوس حاصل شود. به نظر من به جای دادن پول بیاییم روی کانونهای گردوغبار این کشورها کار کنیم و حتی آمادگی داریم به کارشناسان این کشورها آموزش بدهیم. تلاش میکنیم در اولین فرصت نشستی با سفرا و وزیر محیطزیست کشور عراق داشته باشیم.»
به گفته او گردوغباری که از ۲۰ فروردین ماه کشور را درگیر کرده است موجب خسارات زیادی در بخشهای مختلف از جمله سلامت شده است بنابراین دولت مکلف است تا هر چه سریعتر مشکل را حل کند. «در داخل کشور هم ایجاد بانک اطلاعاتی یک ضرورت اساسی است، باید وظایف دستگاههای دولتی در زمینه مقابله با گردوغبار مشخص شود، سازمان محیط زیست به عنوان یک دستگاه حاکمیتی دستگاههای دیگر را بازخواست میکند و گزارش کارشان را به دولت ارائه میدهد.»
8 کانون گردوغبار خاورمیانه
از جمله دیگر حاضران در این نشست، علیمحمد طهماسبی، دبیر ستاد مقابله به گردوغبار کشور بود. او با بیان اینکه در مجموع ۸ کانون گردوغبار در خاورمیانه شناسایی شده که با وزش باد به سمت کشور ما هدایت میشوند گفت: «کانون اول در عربستان، کانون دوم در امارات، کانون سوم شمال عربستان، کانون چهارم جنوب عراق، کانون پنجم شمال عراق، کانون ششم ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و کانون هفتم و هشتم افغانستان و پاکستان و بخشی هم در ایران است. این کانونها بخشهای مختلف کشور را تحت تاثیر پدیده گردوغبار قرار میدهند و مشکلات زیادی به وجود میآورند.»
او با تاکید بر اینکه از کانونهای داخلی هم نباید غافل شد گفت: «در گردوغبار اخیر در تهران ۳۰ درصد منشا خارجی و ۷۰ درصد داخلی بود. منطقهای میان سوریه و عراق منشا اصلی گردوغبار هستند، طبق بررسیهای صورت گرفته مجموع مساحت زمینهای فرسایشپذیر در منطقه (پتانسیل غبارخیزی) ۲۷۹ میلیون هکتار است که از این میزان حدود ۱۰۳ میلیون هکتار غبارخیزی شدید دارد که سالانه چندین هزار تن گردوغبار به هوا بلند میکنند.»
طهماسبی با بیان اینکه چون کشورهای همسایه پای کار نمیآیند به ناچار روش خود را تغییر دادیم و برنامه عمل ملی برای کشور تهیه کردیم که برای امضا به وزارت خارجه ارسال کردهایم، گفت: «دو مسئله وجود دارد یکی اینکه باید ساختار منسجمی که تمام کشورها به آن متعهد باشند ذیل یک نهاد بینالمللی شکل گیرد که تاکنون نبود و آن را در برنامه عمل تبیین کردیم، دوم ساز و کار منابع مالی است باید یک مکانیزم مالی مستقل و مشخص در تفاهمنامهها مشخص شود که تاکنون آن را نداشتیم یعنی معلوم نبود پول این تفاهمنامهها از کجا باید تامین شود بنابراین مجبوریم یک صندوق مالی با استفاده از کمکهای مالی بینالمللی ایجاد کنیم.»
کاهش ۸۸ درصدی بارش و افزایش ۲.۵ درجهای دمای هوا
همان زمان که در سازمان محیط زیست جلسه برای مواجه با این معضل در حال برگزاری بود، نمایندگان مجلس هم آرام ننشستند و یک عضو هیئت رئیسه مجلس یازدهم از تذکر کتبی نماینده کردکوی و ۳۸ نماینده دیگر در انتقاد از عملکرد سازمان حفاظت از محیط زیست در برابر خیزش گردوغبار خبر داد. عبدالجلال ایری، نماینده کردکوی و ۳۸ نفر از نمایندگان خطاب به وزیر نیرو پرسیدند که «چرا در اجرای ماده ۱۹ قانون هوای پاک مبنی بر افزایش سالانه حداقل ۳۰ درصد از ظرفیت مورد نیاز برق کشور از انرژیهای تجدیدپذیر اقدامات لازم انجام نگرفته است؟» آنها همچنان در انتقاد به عملکرد سازمان محیط زیست از رئیس جمهور پرسیدند که علت برخورد منفعلانه سازمان حفاظت از محیط زیست جهت مقابله پدیده گردوغبار در کشور با وجود تمام بسترهای قانونی مناسب چیست؟
در این میان اما جلسه ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گردوغبار حاضران دیگری هم داشت که یکی از آنها صادق ضیاییان، رئیس مرکز ملی پیش بینی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی بود. او با تاکید بر اینکه از ابتدای سال زراعی نسبت به سال گذشته تا کنون ۲۹ درصد کاهش بارندگی داشتیم گفت: «در فروردین امسال نسبت به سال گذشته تاکنون ۸۸ درصد کاهش بارندگی داشتیم. همچنین استانهای ایلام، لرستان و کرمانشاه کمترین بارش را داشتند و پیشبینی میشود در اردیبهشت هم بارشها زیر نرمال باشد و نمیتواند شرایط کم بارشی را جبران کند. از لحاظ دمایی هم از ابتدای فروردین تاکنون ۲، ۵ درجه افزایش دما داشتیم که موجب تبخیر نیز میشود و از ابتدای سال زراعی تاکنون در بلندمدت ۱/۴ افزایش دما داشتهایم.»
به تفاهمنامه دو جانبه با همسایهها اکتفا نکنیم
از سوی دیگر، وحید جعفریان، مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی در گفتوگوی دیروز خود با ایسنا، با تاکید بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماسی برای مقابله با گردوغبار گفته است: «یکی از مهمترین ابزارهایی که به دیپلماسی گردوغبار کمک میکند، استفاده بهتر از کنوانسیون محیط زیستی است.»
او با بیان اینکه در حوزه فعالیتهای اجرایی در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری آموختهها و تجارب بسیاری وجود دارد که میتواند برای مدیریت این پدیده در اختیار سایر کشورها قرار گیرد و اگر بتوانیم در قالب منطقهای و با نقش آفرینی کنوانسیونهای محیط زیستی موضوع را تبیین و پدیده گردوغبار را مدیریت کنیم، به دستگاه دیپلماسی و وزارت امور خارجه برای تبیین یک برنامه بهتر و قویتر کمک خواهیم کرد.
او به موضوع کنترل گردوغبار به عنوان یک اقدام منطقهای بین کشورهای چین، ژاپن، کرهجنوبی و مغولستان و با نقشآفرینی کنوانسیون بیابانزدایی صورت گرفته است، اشاره کرده و گفت که این تجربه میتواند به عنوان یک تجربه موفق مورد توجه قرار گیرد. «مسئله مهم تقویت جایگاه دیپلماسی در این حوزهها است. با توجه اینکه ترکیه در این حوزه نقشآفرینی میکند پس نباید از لیست برنامهریزی منطقهای حذف شود و تنها به یک تفاهمنامه دو جانبه بین ایران و عراق و یا ایران و سوریه اکتفا کنیم.»
درخواست حذف شرکتهای پیمانکاری از قرارداد نیروهای کار
کارزاری با نام درخواست حذف شرکتهای پیمانکاری از قرارداد نیروهای کار در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #حمایت_از_کارگران_حجمی پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیسجمهوری اسلامی ایران و رئیس مجلس شورای اسلامی آمده است: «اینجانبان امضاکنندگان این کارزار، به دلایل زیر درخواست حذف شرکتهای پیمانکاری از قرارداد نیروهای کار را داریم: یک) شرکتهای پیمانکاری مصداق بارز بردهداری مدرن هستند و به روشی نوین از کارگران سواستفاده میکنند.دو) اگر کمیسیونی را که این شرکتهای پیمانکاری از قراردادها دریافت میکنند بین کارگران و خود کارفرما که همان دولت است تقسیم شود، بهطور قابلملاحظهای در بودجه کشور صرفهجویی میشود و هم کارگران راضی و خشنود میشود و هم دعای خیرشان بدرقه عمرتان میشود.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «حذف واسطه از قراردادهای نیروهای کار» شوند.
این کارزار از ۱۶ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از ۶ هزار و ۷۰۰ نفر امضا شده است.
بحران غذا بر اثر گرانی و کمبود نهادههای تولید
با بالا گرفتن جنگ میان اوکراین و روسیه بحران تامین مواد غذایی در جهان هر روز بغرنجتر میشود. روسای بانک جهانی (WBG)، صندوق بین المللی پول (IMF)، برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) و سازمان تجارت جهانی (WTO) خواستار اقدام فوری در زمینه امنیت غذایی شدهاند.
جنگ در اوکراین شوک بزرگی به بازارهای جهانی وارد کرده و اکنون کشورهای جهان با بحران عمیقتری مواجه شدهاند: کمبود غذا. روزنامه گاردین حدود یک ماه پیش از قول سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد هشدار داده بود که جهان با بحران غذایی بالقوه مواجه است، قیمتها افزایش مییابد و میلیونها نفر در خطر گرسنگی شدید هستند، زیرا جنگ در اوکراین منابع اصلی را تهدید میکند.
ماکسیمو تورو، اقتصاددان ارشد فائو، گفته بود که قیمت مواد غذایی قبل از حمله روسیه به اوکراین به دلیل تأثیرات همهگیری کووید-19 بالا رفته است. او هشدار داد که فشار اضافی جنگ میتواند سیستم غذایی جهانی را به فاجعه تبدیل کند.
اکنون در جریان جنگ میان روسیه و اوکراین سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد یکی از نهادهایی است که خواستار حفاظت از امنیت غذایی شدهاند.
چهارشنبه گذشته بود که دیوید مالپاس، رئیس بانک جهانی، کریستالینا جورجیوا، مدیر عامل اجرایی صندوق بین المللی پول، دیوید بیزلی، مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا و نگوزی اوکونجو-ایویلا، مدیر کل سازمان تجارت جهانی، بیانیه مشترک زیر را منتشر کردند:
«جهان با چندین بحران به لرزه درآمده است. پیامدهای جنگ در اوکراین به همهگیری کووید-19 میافزاید که اکنون وارد سومین سال خود شده است، در حالی که تغییرات آب و هوایی و افزایش شکنندگی و درگیریها، آسیبهای دائمی را برای مردم در سراسر جهان به وجود میآورد. افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی و کمبود عرضه باعث افزایش فشار بر خانوارها در سراسر جهان شده و میلیونها نفر را به فقر سوق میدهد. این تهدید برای فقیرترین کشورها که سهم بسیار زیادی از واردات مواد غذایی دارند، بسیار بالاست اما آسیبپذیری در کشورهای با درآمد متوسط که میزبان اکثر فقیران جهان هستند، به سرعت در حال افزایش است. برآوردهای بانک جهانی هشدار میدهد که به ازای هر یک درصد افزایش قیمت مواد غذایی، 10 میلیون نفر در سراسر جهان در فقر شدید قرار میگیرند.»
آنها هشدار دادهاند که افزایش قیمت مواد غذایی با افزایش چشمگیر قیمت گاز طبیعی( یک عنصر کلیدی کود نیتروژندار) تشدید میشود. در بیانیه این چهار نهاد مهم تاکید شده که افزایش قیمت کود به همراه کاهش قابل توجه عرضه جهانی آن، بر تولید مواد غذایی در اکثر کشورها از جمله تولیدکنندگان و صادرکنندگان عمده که به شدت به واردات کود متکی هستند، پیامدهای مهمی دارد: «افزایش قیمت مواد غذایی و صدمات عرضه میتواند به تنشهای اجتماعی در بسیاری از کشورهای آسیبدیده دامن بزند، بهویژه کشورهایی که در حال حاضر شکننده هستند یا تحت تأثیر درگیری قرار گرفتهاند.»
این نهادها از جامعه بینالمللی تقاضا کردهاند که فوراً با اقدامات هماهنگ اعم از تأمین مواد غذایی اضطراری، حمایت مالی، افزایش تولید کشاورزی و تجارت آزاد از کشورهای آسیبپذیر حمایت کنند: «ما متعهد هستیم که با ترکیبی از تخصص و منابع مالی خود، به سرعت سیاست و حمایت مالی خود را برای کمک به کشورهای آسیبپذیر و خانوارها و همچنین افزایش تولیدات کشاورزی داخلی در کشورهای آسیبدیده و عرضه به آنها افزایش دهیم. ما میتوانیم فشارهای تراز پرداختها را کاهش دهیم و با همه کشورها برای باز نگه داشتن جریانهای تجاری همکاری کنیم. علاوه بر این، ما نظارت خود را بر آسیبپذیریهای غذایی بیشتر تقویت میکنیم و به سرعت توصیههای سیاستی چند وجهی خود را به کشورهای آسیبدیده با هدایت مزایای نسبی نهادهای مربوطه خود گسترش میدهیم.»
این نهادها همچنین از جامعه بینالمللی تقاضا کردهاند با تامین نیازهای مالی فوری، از جمله از طریق کمکهای بلاعوض، به کشورهای آسیبپذیر کمک کنند. آنها گفتهاند این کمکها باید شامل تامین مالی منابع غذایی ضروری، تامین شبکههای ایمنی برای رفع نیازهای فقرا و برای کشاورزان کوچکی باشد که با قیمت نهادههای بالاتر مواجه هستند: «ما همچنین از همه کشورها میخواهیم که تجارت را باز نگه دارند و از اقدامات محدودکننده مانند ممنوعیت صادرات مواد غذایی یا کود که درد و رنج آسیبپذیرترین افراد را تشدید میکند، اجتناب کنند. مهم است که محدودیتهای صادراتی بر خرید مواد غذایی بشردوستانه توسط برنامه جهانی غذای سازمان ملل اعمال نشود.»
بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، برنامه جهانی غذا و سازمان تجارت جهانی خواستار حمایت فوری از کشورهایی شدهاند که از امنیت غذایی برخوردار نیستند: «ما آماده همکاری با شرکای چندجانبه و دوجانبه خود برای کمک به کشورها برای رسیدگی به این بحران فوری هستیم.»
مخالفت با افزایش تعرفههای اینترنت
کارزاری با نام مخالفت با افزایش تعرفههای اینترنت در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #نه_به_افزایش_تعرفه_اینترنت پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیسجمهوری اسلامی ایران و وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات آمده است: «کیفیت اینترنت در ایران همواره در پایینترین ردههای استاندارد جهانی و حتی پایینتر از کشورهای همسایه که اوضاع بسمانی هم ندارند قرار داشته است. در این میان دولتها همیشه از فراهمسازی اینترنت باکیفیت و ارزان سخن گفتهاند که هیچگاه نتوانستهاند به این مهم جامه عمل بپوشانند. حالا با وجود این وضعیت، متاسفانه زمزمههایی از افزایش افسارگسیخته تعرفههای اینترنت به گوش میرسد و بعضی از شرکتها همین حالا نرخ اینترنت ثابت خود را به شکل ناعادلانهای افزایش دادهاند، همچنین اپراتورهای همراه اول و ایرانسل نیز با حذف بستههای محبوب، افزایش قیمت را کلید زدهاند.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «رسیدگی به وضعیت اینترنت کشور» شوند.
این کارزار از ۲۰ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از ۱۸ هزار و ۹۸۰ نفر امضا شده است.
برای مدیریت پسماند هم قرارگاه زدند
پسماند در شمال کشور، به یک بحران تبدیل شده است. متخصصان محیط زیست میگویند جنگلهای شمال کشور زیر حجم زباله دفن شدهاند، معضلی که داد اهالی شهرهای شمال کشور را نیز درآورده است. مدتی پیش اهالی سراوان گیلان تجمع کردند و اجازه رفتن ماشینهای حمل زباله به جنگلهای سراوان را ندادند. اهالی میگفتند سراوان غرق در زباله است و معضل تا پایان سال ۱۴۰۱ هم برطرف نمیشود. شماری از کنشگران شهری نیز مدتی پیش کارزاری به راهانداختند و در آن خواستار رسیدگی به وضعیت زبالههای شمال کشور شدند. با این حال به نظر میرسد، مسئولان قرارگاهی برای تعیین تکلیف زباله تشکیل دادند، قرارگاهی که اولویت آن تکمیل زبالهسوز ساری در شش ماه و مهندسی و به نتیجهرسیدن زبالهسوز سراوان رشت است.
بعد از تشکیل قرارگاه اجتماعی، مسکن، ایمنی، حمل و نقل، مسکن و بهداشت در شهرداری تهران حالا قرارگاهی در سطح ملی تشکیل شده است. قرارگاهی که صحبت آن از آبان پارسال مطرح بود؛ قرارگاه پسماند. مشاور وزیر کشور آبان پارسال گفته بود که با تشکیل این قرارگاه شاهد بهبود کمی و کیفی مدیریت پسماند و همچنین حوزه حمل و نقل ترافیک در سطح کشور خواهیم بود.
مجید طهوری تاکید کرده بود مدیریت زنجیره پسماند باید اقتصادی و جذاب برای بخش خصوصی باشد تا مجبور نباشیم از بودجههای محدود دولتی برای مدیریت این حوزه و تصدیگری دولت تداوم یابد برای اقتصادی شدن حوزه مدیریت پسماند نشستهای متعددی طی هفتههای اخیر انجام شده و در این راستا نسبت به همسویی و همگرایی شرکت فعال بخش خصوصی در عرصه مدیریت پسماند مورد توجه بوده است.
او گفته بود: تفکیک از مبدأ، یک تکلیف مهم قانونی است که عملیاتی شدن آن سبب بهبود کل فرآیند و اقتصادیتر شدن بخش پسماند میشود؛ ارتقای فناوری در بخش دفع پسماند نیز از رویکردها و اولویتهای وزارت کشور در دوره جدید با سرمایهگذاری بخش خصوصی است. غنی و بهینه کردن کود کمپوست برای افزایش جذابیت برای بخش خصوصی و کشاورزان نیز باید توسط سازمانهای مدیریت پسماند در کنار ارتقای فناوریهای زبالهسوزی جدی گرفته شود.
مدتی بعد، مهدی جمالینژاد، رئیس سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور نیز با تاکید بر اینکه پسماند یکی از معضلات اساسی کشور است گفت قرارگاه پسماند قادر است بسیاری از مشکلات و نگرانیهای مردم را در این حوزه برطرف کند. او همچنین گفت اعتبار محدود دولت اشاره و با بیان اینکه اتفاقات خوبی در دولت و مجلس در حال شکل گیری است، در آستانه تحویل لایحه بودجه به مجلس هستیم و تمام تلاش ما این است توزیع عادلانه به همراه دستگاهها داشته باشیم.
ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری اواخر سال گذشته به وزیر کشور گفت مدیریت پسماند باید در دولت مسئول رسمی در دولت داشته باشد و در اولویت سازمان برنامه و بودجه باشد. همان روزها، قرارگاه عملیاتی پسماندهای عادی به ریاست وزیر کشور به منظور برنامهریزی و ایجاد سازوکار لازم برای برون رفت از شرایط نابسامان پسماندها، تشکیل شد. حسن پسندیده، مدیرکل دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست نیز از تصویب سیاستهای مرتبط با حکمرانی مدیریت پسماندهای عادی در کارگروه ملی مدیریت پسماندها و ابلاغ آن به وزارت کشور برای اجرا خبر داد.
او ۲۶ اسفند به رسانهها خبر داد که کارگروه ملی مدیریت پسماندها در ۱۸ اسفند تشکیل شده و سیاستهای مرتبط با حکمرانی مدیریت پسماندهای عادی را در ۱۲ بخش به عنوان نقشه راه قرارگاه تصویب و به وزارت کشور برای اجرا ابلاغ کرد. این نقشه راه بخشهای ۱۲گانه سیاستهای مرتبط با حکمرانی مدیریت پسماند عادی را شرح داده بود و شامل مواردی مانند: تعیین سازوکار لازم به منظور اجرای قانون مدیریت پسماندها در کشور با مشارکت و همکاری همه سازمانها و دستگاههای اجرایی ذیربط و اشخاص حقیقی و حقوقی و ذینفعان به منظور مدیریت بهینه پسماندها، ایجاد نظام و ساختار یکپارچه ملی مدیریت پسماندهای عادی در کشور، مدیریت جامع، هماهنگ و نظاممند با افزایش ظرفیتها و توانمندیهای حقوقی و تقویت ساختار سازمانی مناسب، حمایت و تشویق سرمایهگذاریها و مشارکت بخشهای غیردولتی و خصوصی و فناوری های سازگار با محیطزیست و استفاده از ظرفیتهای صندوق نوآوری و شکوفایی و صندوق ملی محیط زیست، تدوین برنامه منطقه بندی مدیریت پسماندها با تأکید بر کاهش تعداد مراکز دفن پسماند و ساماندهی محلهای دفن غیربهداشتی موجود در کشور، بهکارگیری ظرفیتهای شرکتهای دانش بنیان برای ارتقا و بهبود روند مدیریت پسماندها در کشور و بومیسازی فناوری های موردنیاز، ارتقای مطالعات و تحقیقات علمی و بهرهمندی از فناوریهای نوین، تجارب سازنده بومی در زمینه مدیریت پسماندها و بهکارگیری توان تخصصی مراکز علمی و دانشگاهی، اجرای طرحهای جامع مدیریت پسماندها با اولویت کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ مبتنی بر هوشمندسازی جریان مدیریت پسماندها از مبدأ تا مقصد، بهرهگیری از سامانههای آموزشی، شبکههای اجتماعی، رسانههای جمعی بهمنظور ارتقای دانش، اطلاعرسانی مطلوب و ارتقای مشارکت عمومی در مدیریت بهینه پسماندها، تقویت فعالیتهای بین بخشی، سازمانهای مردمنهاد و گسترش مشارکتهای تخصصی با ذینفعان در حوزه فعالیتهای مرتبط، توسعه و حمایت صنایع بازیافت و ایجاد شهرکهای صنعتی بازیافت و تبدیل پسماند و نهادینهسازی چرخه اقتصادی مدیریت پسماندها با مشارکت نهادها و ذینفعان مربوط، توسعه و تأمین ناوگان و تجهیزات متناسب با مدیریت پسماندهای شهری و روستایی بود.
به گزارش خبرگزاریها، قرارگاه پسماند در کشور با دو اولویت اساسی آغاز به کار کرده است، یکی تکمیل زبالهسوز ساری ظرف شش ماه که رئیس جمهوری برای آن ضربالاجل تعیین کرده است و دیگری مدیریت زباله سوز سراوان رشت. با این حال چهارشنبه هفته گذشته علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در جمع نمایندگان وزارتخانهها و دستگاههای ذینفع در کارگروه مدیریت پسماند بر عملیاتی شدن وظایف دستگاهها تاکید کرد. او با بیان اینکه وضعیت پسماند کشور در شان نظام جمهوری اسلامی ایران نیست و امروز بار این تکلیف برعهده ما است و از این به بعد مسئولان اجازه نخواهد داد در محیط زیست، محیط کسبوکار و محیطی که فرزندان ما رشد می کنند شاهد همچین شرایطی باشیم، گفت: متاسفانه در حوزه پسماند شبکههای غیرقانونی و زیرزمینی در کشور تشکیل شده است و در حال فعالیت هستند که وضعیت مناسبی ندارد و باید ساماندهی شود. او تاکید کرد که عدم تولید پسماند میبایست در دستور کار وزارتخانهها و دستگاههای ذینفع قرار گیرد و در این زمینه فرهنگ سازی شود و طرحهای تفکیک پسماند از مبداء توسط خانوارها مدنظر قرار گیرد. او شهرداری مشهد را الگویی برای مدیریت پسماند کشور معرفی کرد و تاکید کرد: ۷۵ درصد سرمایه کشور دفن میشود. با ارزش افزوده ای که در شهرداری مشهد اتفاق می افتد و رویکرد نوینی که در شهرداری مشهد دنبال می شود سرمایهگذاران خوبی پای کارآمدند که هم به لحاظ اشتغالزایی و هم به لحاظ درآمدزایی برای کشور بسیار ارزنده است و دستگاهها در حوزه پسماند با پیگیری ها میتوانند خودگردان عمل کنند.
مساله پسماند در شمال کشور که این روزها بهانهای برای تشکیل قرارگاه پسماند در سطح ملی هم شده است، همواره دغدغه مسئولان شهری و مردم محلی بوده است. مسعود تجریشی، معاون سابق محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست کشور سال ۹۷ گفته بود برای مدیریت پسماند در شمال کشور حداقل چهار هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است. او از نمایندگان خواسته بود تا در فصل بودجه به موضوع پسماند استانهای شمالی توجه ویژهای نشان دهند. او همچنین سال ۹۸ با اشاره به اینکه موضوع جمع آوری پسماندها در حوزه شهری بر عهده وزارت کشور است، گفت: هم اکنون شمال کشور به دلیل حجم زیاد پسماند در یک وضعیت نابسامانی قرار دارد و ما باید از وزارت نیرو ما به تفاوت هزینه سوزاندن زبالهها را به عنوان پول برق دریافت کنیم، اما وزارت نیرو برای پرداخت هزینه زیر بار نمیرود.
مخالفت با پتروشیمی میانکاله پرده از دعوای سیاسی برمیدارد
مخالفت با احداث پتروشیمی در میانکاله پس از دستور دولت و قوهقضائیه و ادامه فعالیت مجری این طرح پرسشهای مختلفی را در اذهان مطرح کرده بود اما با موضعگیری رئیسمجلس، استاندار مازندران و نماینده آمل در مجلس شورای اسلامی و سپس خائن خواندن مخالفان توسط امامجمعه بهشهر وارد موقعیت جدیدی شد.
رسانههای دولت و مجلس حالا بر سر ماجرای احداث پتروشیمی میانکاله روبهروی هم ایستادهاند و پیکان انتقاد به سوی یکدیگر کشاندهاند. این موضعگیریها در کنار موضعگیری امامجمعه بهشهر، استاندار مازندران و نماینده آمل که اساساً میانکاله در حوزه انتخابیهاش واقع نشده! ولی رئیس مجمع نمایندگان استان مازندران است نشان از وضعیتی دارد که دیگر موضوع مخالفت با احداث پتروشیمی میانکاله نیست و پای روابط سیاسی در میان است.
دیروز خبرگزاری خانه ملت به گزارشی از روزنامه ایران که با عنوان «همه مقصران میانکاله»منتشر شده بود پاسخ داده بود. این در حالی است که روز جمعه خبرگزاری برنا که یک رسانه دولتی است به رابطه مستقیم فردی به نام «عبدالله عبدی»به عنوان یک ابربدهکار بانکی و پروژه ساخت پتروشیمی میانکاله پرداخت.
این خبر در حالی منتشر شد که محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نتوانست در مواجهه با اقدام دولت و قوه قضائیه در توقف پروژه احداث پتروشیمی میانکاله صبوری از خود بروز دهد و پشت تریبون در صحن لب به انتقاد گشود.او روز چهارشنبه در جلسه علنی گفت:در بیست روز گذشته در یک سرمایه گذاری که مسیر اداری حل شده و تا بالاترین سطوح رفته و در دولت مجوز گرفته و زمین به او واگذار شده و چند ده میلیارد سرمایه گذاری کرده، بعد یکی پیدا میشود و می گوید که فلان موضوع دوباره بررسی شود و کار متوقف میشود.این چه معنی دارد؟ کدام سرمایه گذار در چنین شرایطی می آید همه مراحل را طی می کند و بعد بگوییم کار متوقف شود؟ اگر مشکلی بوده چرا زمین پروژه را به نام او کرده اید؟ چرا سند به او دادید؟ جریان هایی بحث را به صورت سیاسی دنبال می کنند.
چیزی پس از این اظهارنظر نبود که نماینده آمل و رئیس مجمع نمایندگان استان مازندران، استاندار مازندران و امامجمعه بهشهر هم به انتقاد از مخالفت با احداث پتروشیمی میانکاله پرداختند.این در حالی بود که روز جمعه ۲۶ فروردین در محل برگزاری نماز جمعه بهشهر برای حمایت از احداث پتروشیمی یاد شده از نمازگزاران امضا جمع میشد.
رضاحاجیپور نماینده آمل و لاریجان با انتقاد از آنچه بر سر راه احداث پتروشیمی میانکاله قرار گرفت گفت: اگر بحث ساخت پتروشیمی به هر دلیل مدیریت نشود این پیام را برای دیگر سرمایه گذاران دارد که مازندران استان مناسبی برای کارآفرینی نیست.
او با بیان اینکه پتروشیمی از جمله صنایعی است که زنجیره تولید ایجاد میکنند این فرصت را باید غنیمت بشماریم و آن را به راحتی از دست ندهیم.
پس از این امام جمعه بهشهر در حالی که قوه قضائیه برغیرقانونی بودن این پروژه تأکید کرده بود و دولت نیز جلوی اجرای آن را گرفته بود پا را فراتر نهاد و گفت:مخالفان پتروشیمی میانکاله «خائن و مخالف رهبری»هستند.
حجهالاسلام جباری پتروشیمی را یک «صنعت سبز» خواند و تأکید کرد: «این صنعت آلودگی ندارد»اما «مخالفان بهصورت مخفیانه مانند شبپره در فضاهای مجازی باب مخالفت گذاشتند.همه کشور به این پروژه امید بستند.اینها با حرف ولی امر مسلمین مخالفند.»
اما مجلسیهایی که از استان مازندران با اجرای پتروشیمی میانکاله موافقند محدود به حاجیپور یا قالیباف نمیشود. علی بابایی کارنامی نماینده مردم ساری و میاندورود در مجلس نیز در حساب توئیتری خود در حمایت از ساخت مجتمع پتروشیمی میانکاله نوشت: موضوع محیط زیست قطعا حائز اهمیت است، اما معیشت و اقتصاد استانهای شمالی نباید فراموش شود و راهحل، توقف توسعه و اشتغال نیست.
سخنان استاندار و واکنش هنرمندان
موضعگیری سیدمحمود حسینیپور استاندار مازندران که با خبرنگار صداوسیما سخن گفته بود در شبکههای اجتماعی واکنشهای مختلفی را به همراه داشت. اما دو بازیگر کنشگر یعنی «رضا کیانیان» و «پرویز پرستویی»با انتشار متنی در حساب اینستاگرامی خود نسبت به اظهارنظر این مدیر عالی دولت در مازندران انتقاد کردند.
استاندار مازندران با دفاع از پروژه پتروشیمی میانکاله گفته بود:هنرمندان در مساله پتروشیمی میانکاله اصلا اطلاع ندارند. سند داریم که محیط زیست مجوز داده است.محیط زیست میگوید تحت فشار قرار گرفته؛ تحت فشار چه کسی هستید؟ پشت صحنه برخی سلبریتیها وNGOها، فساد، رانت و پول است.
پرویز پرستویی در صفحه اینستاگرام خود پستی منتشر کرده و در آن به انتقاد از موضعگیری استاندار مازندران و امامجمعه بهشهر پرداخته است .او در ابتدای نوشتهاش خطاب به استاندار مازندران آورده : «صحبت از تخصص کردید دستمریزاد به شما. ما هنرمندیم و تخصص در خصوص محیط زیست نداریم و به قول شما در حرفه خودمان تا سناریویی را نخوانیم انتخاب نمیکنیم، کاملا فرمایشات شما درست، ولی وقتی سناریویی را هم میپذیریم حتما مطالعه میکنیم، تحقیق میکنیم و تلاش میکنیم و حتی اگر لازم باشد، مابه ازای عینی نقش را هم پیدا کنیم و سعی میکنیم تا نقش را باور پذیر کنیم.ما عروسک خیمهشببازی نیستیم.بنده به رزومه شما مراجعه کردم، فوق لیسانس حقوق عمومی با ۲۵ ماه سابقه حضور در جبهه و ۲۳ جابجایی در استانداری مازندران داشتید ولی در هیچ جا قید تخصص شما در محیط زیست عنوان نشده است».
او سپس نوشته است : «وقتی رئیسجمهور مملکت شما را به سمت استانداری انتخاب کردند و در میانکاله حضور پیدا کرده و تاکید بر این داشتند که بایستی جلوی اینکار گرفته شود،وقتی قوه قضائیه تاکید بر، برچیده شدن این بساط دارند وقتی رهبر مملکت تاکید بر حفظ محیط زیست دارند، شما چرا تافته جدا بافته شدید؟ دستور از که میگیرید؟»
دیگر هنرمندی که به سخنان استاندار مازندران واکنش نشان داده «رضا کیانیان»است که او نیز در حساب اینستاگرامی خود نوشت: «شما سؤال کردید آیا سلبریتیها در مورد محیط زیست تخصص دارند؟ من به شما پاسخ می دهم خیر . تخصص نداریم. ولی به آنها که تخصص دارند و دلشان به حال سرزمینمان میسوزد اعتماد داریم. ما طی سالها کوششهای متخصصان مورد نظر شما را دیدهایم .تقریباً تمام دریاچههای ایران خشک شدهاند. رودخانهها یا خشک شدند و یا به شکل حقیری درآمدهاند.آبهای زیرزمینی نابود شده و باعث فرونشستهای حیرت انگیز در شهرهای بزرگ و صحرا ها شدند.
او پس از مرور بخش دیگری از معضلاتی که برای محیط زیست رقم خورده در متن خود آورده است : «آقای استاندار حالا دوست دارید با این پتروشیمی زیستگاه بسیاری از پرندگان بومی و مهاجر را به خطر بیاندازند؟ آیا پسابهای شیمیایی را میخواهند دفن کنند یا به دریا بفرستند؟»
طرح نیروگاه مجازی برای عبور از پیک مصرف اجرا میشود
امسال فصل گرم سال از همین فروردین شروع شده است، به طوری که برخی شروع به راه انداختن وسایل سرمایشی و سرویس کردن کولرهایشان کردهاند. طولانی شدن فصل گرم به معنای مصرف بیشتر برق است، به ویژه از نیمه خرداد تا نیمه شهریور که شاهد بیشترین میزان مصرف برق در کشور هستیم، عدم توان تامین این میزان انرژی سال هاست که به خاموشی های گسترده در تابستان منجر شده و یا تغییر ساعات اداری در برخی استانهای گرمسیری را به دنبال داشته است. «پیام ما» در گفتوگو با مصطفی رجبی مشهدی سخنگوی صنعت برق از او درباره تابستان 1401 و برنامههایی که برای تامین برق مصرفکنندگان پیشبینیشده است پرسید.
یکی از گلایههایی که مردم خوزستان و سایر استانهای گرمسیر در سالهای گذشته داشتند این بود که تعطیل کردن ادارات در دقیقه نود به آنها اعلام میشد. آیا امسال استانداران توجیه هستند و برای آنها جلسهای تا پیش از رسیدن به 15 خرداد (آغاز پیک تابستانی مصرف برق) گذاشته میشود تا شاهد اختلالهایی مشابه سالیان قبل نباشیم؟
تغییر ساعت کار از اختیارات وزارت کشور و استانداران است. در ماههای گرم با توجه به اینکه تغییر ساعت کار در استانهای گرمسیر در کاهش مصرف برق تاثیر دارد، این تغییر از سوی استاندار ابلاغ شده و از طریق جراید و رسانههای استانی اطلاع رسانی میشود. بنابراین شکل کار به این گونه نیست که برای یک روز بخواهند این کار را بکنند. چنانچه در این زمینه اطلاعرسانیها درست باشد با معضل خاصی روبهرو نمیشویم.
یکی دیگر از دلایلی که به افزایش مصرف برق در کشور منجر میشود استخراج رمزارزها است، نسبت به سال گذشته چقدر این موضوع مهار شده است یا اینکه امسال هم با این معضل روبهرو خواهیم بود؟
وظیفه وزارت نیرو این است برای کسانی که از طریق مجاز بخواهند در زمینه رمزارزها فعالیت کنند از طریق روال قانونی مجوزها را از وزارت صمت بگیرد و در ادامه فعالان این حوزه تابع مقررات وزارت نیرو باشند. اما از آنجا که قیمت برق یارانهای است افرادی به نیت سودجویی از شبکههای سراسری برق بهره میگیرند تا بتوانند منافع شخصی و فردی خود را تامین کنند. چنین رفتارهایی پایمال کردن حقوق سایر مشترکان و مردم است که برخورد قضایی با آنها را ایجاب میکند. در همین راستا هم وزارت نیرو پیگیری میکند تا همانطور که تاکنون تعدادی از فعالان غیرمجاز این حوزه را جمعآوری کرده است جلوی ادامه فعالیت بقیه را هم بگیرد. میزان مصرفی که این استخراجکنندگان رمزارز به شکل غیرقانونی داشتند معادل یک نیروگاه هزار مگاواتی بود و خوشبختانه وزارت نیرو با روشهای خاص خود آنها را شناسایی و از ادامه فعالیتشان جلوگیری کرد. با این حال در برخورد با چنین خاطیانی تنها دریافت خسارت سنگین اکتفا نمیکند و بایستی مراجع قضایی درباره آنها تصمیمهای دیگری هم بگیرند.
در ایران هر سال چیزی حدود 10 درصد افزایش مصرف در حوزه برق را داریم.
با توجه به اینکه تحریمها و شرایط اقتصادی امکان ساخت نیروگاه جدید را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است، امسال برای تامین نیاز برق در زمان اوج بار قرار است چه کاری انجام شود؟
در حال حاضر ما برنامههایی برای افزایش تولید داریم. مدیرعامل شرکت برق حرارتی هم در گفتههای خود تاکید کرده است که رکورد خوبی را در سال 1401 برای احداث نیروگاه حرارتی میزنند و امیدواریم چهار هزار و 200 مگاوات نیروگاه حرارتی را به ظرفیت تولید برق کشور اضافه کنیم تا چالشهای ما در این حوزه برطرف شود.
طرح نیروگاه مجازی در این دولت به کجا رسیده است و آیا همچنان دنبال میشود؟
منظور از نیروگاه مجازی این است که ما با مدیریت مصرف بخشی از ناترازی تولید و مصرف را جبران کنیم. در این شرایط استفاده از مولدینی که در اختیار صنایع قرار دارند، تغییر ساعت پیک مصرف و سایر برنامهها جزو مواردی است که دولت فعلی دنبال میکند تا بتواند مصرف برق را تحت کنترل و مدیریت خود درآورد. همچنین واحدهایی که که در این زمینه همراهی داشته باشند از مشوقهای وزارت نیرو بهرهمند میشوند.
از ابتدای بهمن سال 1400 تعرفه برق افزایش پیدا کرد آیا در این بازه زمانی شاهد بودیم که تغییری در میزان مصرف برق هم اتفاق بیفتد به طوری که تاثیر آن را در تابستان مشاهده کنیم؟
با توجه به اینکه زمان زیادی از این تغییر تعرفه نمیگذرد شاید معیار خوبی برای تحلیل میزان مصرف برق نباشد. در این بازه زمانی به شکل بسیار محدود شاهد بودیم مشترکانی که پیشتر جزو مشترکان پرمصرف بودند میزان مصرف خود را کاهش دادند اما اینکه آیا میتوان این امر را به افزایش تعرفه نسبت داد یا آن را مرتبط با درجه حرارت هوا در این بازه زمانی دانست مشخص نیست. به هر حال اگر زمان بیشتری بگذرد و در کنار آن ما اطلاعرسانی بهتری داشته باشیم میتوانیم مردم را متقاعد به کاهش مصرف کنیم. افزایش تعرفه در واقع با همین هدف صورت گرفته تا مشترکان پرمصرف ترغیب شوند میزان مصرفشان را مدیریت کنند. با این کاهش و مدیریت برق توسط شهروندان تامین آن برای همگان با چالش کمتری توسط دولت همراه خواهد بود. ضمن اینکه تعداد مشترکانی که زیر الگو و دارای کاهش مصرف هستند افزایش می یابد.
در تابستان امسال به نظر شما کدام مناطق جزو مناطق بحرانی ما در حوزه تامین برق خواهند بود؟
در سال جاری شرایط به گونهای برنامهریزی شده است تا بتوانیم در تابستان عمده مناطق را تحت پایش داشته باشیم و پایداری در شبکه برق برقرار شود، از این رو نمیتوان گفت مناطقی است که وضعیت بهتری در مقابل سایر نقاط دارند و پایش شبکه سراسری انجام میشود.
|پیام ما| «مادرم فرانسوی بود و با این حال در پنج، شش سالگی کشورم را به من شناساند.» خدیجه کاترین رضوی، که دیروز در 78 سالگی از میان ما رفت، به گفته خودش از سن پایین ایران را میشناخت و بعدها برای شناخت جزئیات زندگی مردم بومی و حفاظت از محیط زیستش تلاش بسیار کرد. او به همراه همسرش محمدتقی فرور، که دکترای اکولوژی داشت و از بنیانگذاران سازمان حفاظت محیط زیست ایران بود، موسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) را شش ماه بعد از انقلاب اسلامی به راه انداختند. آنها در این سازمان مردمنهاد غیرانتفاعی، فعالیتهایشان را بر پایه توسعه پایدار جوامع محلی و مردمان بومی بر اساس فرهنگ، هویت و زیستبوم خودشان و دفاع از حقوق مردمان بومی، استوار کردند. کاترین رضوی دیروز در حالی چهره در نقاب خاک کشید که آثار تلاشهایش باقی است و حالا جامعه محیط زیست کشور داغدار یکی دیگر از دلسوزان خود است.
«زندگی ما در تابستان با دیدن ایلات ترکاشوند و لر میگذشت. هر روستایی آثار خودش را داشت، قنات و طبیعت منحصر به فرد. همه چیز سر جای خودش بود.» آنطور که او درباره خودش و در مستند «درخت مشکلات» میگوید اهل همدان بود و از مادری فرانسوی. مادری که ایران را به او شناساند و او بعدها از روستاییان یاد گرفت که هر چیز باید سر جای خودش باشد تا نظم طبیعت حفظ شود. همین سر جای خود بودن چیزها در روستاها و جوامع بومی عاملی شد تا او از جمله علاقهمندان این حوزه شود. کاترین رضوی، لیسانس بیولوژی خود را در سال 1347 از دانشگاه تهران دریافت کرد و بعد از آن هم مدرک آموزش و فیزیولوژی را از دانشگاه د کائن فرانسه گرفت. فوق لیسانس او در رشته اقتصاد و مدیریت بازرگانی از موسسه گسشن Gestion فرانسه بود و البته دکترایش در رشته علوم اجتماعی و توسعه روستایی را هم در سال 1364 از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرد. بعدها آشناییاش با محمدتقی فرور، مرد استوار محیط زیست ایران هم در گسترش این حس بیاثر نبود. فرور که سال 1396، از میان ما رفت، دکترای بومشناسیاش را از آمریکا گرفته بود؛ جایی که تجربیات بسیاری به او آموخت و البته به او یاد داد که «علم اصلی نزد ریشسفیدان و بومیان هر منطقه است. برای همین هم به دنبال تحقیق و کشف فجایعی افتادم که تکنولوژی غربی با جهان سوم کرده بود. در نهایت به ایران برگشتم و برای تبدیل سازمان شکاربانی و صید به محیط زیست در کنار دیگران تلاش کردم.»
موسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) را اما این زوج شش ماه بعد از انقلاب به راه انداختند، در خانهای بازمانده از پدر کاترین و همانجا هم شد محل تحقیقات گسترده درباره جامعه بومی ایران، خصوصا ایلات کشور. تحقیق درباره چگونگی حفظ جامعه محلی، یاد گرفتن از آنها. کمک و حمایت از آنها و …. مشکلات و موانع اما زیاد شد. کاترین در بخش دیگری از مستند «درخت مشکلات» میگوید: «انتظار داشتیم مستقل باشیم. با هویت خودمان. فقط استقلال میخواستیم. اما بعد از چند سال گفتم اینجا نمیمانم. چند سال بعد از انقلاب از ایران رفتیم. دو سال در سودان بودیم.»
آن زمان فرور، در سازمان ملل متحد هم فعال بود و به همین بهانه از کشور خارج شدند اما به همراه کاترین و دختر 12 سالهشان به میان بومیان رفتند. کاترین درباره آن روزها میگوید: «ماه اول نزدیک بود بمیرم. گرم بود. دکتر و دخترم سرحال بودند و در نهایت تجربه انسانی خوبی بود. اما تاب دوری را نیاوردم و برگشتیم.» سال 1368 به ایران برگشتند و فعالیت «سنستا» با جدیت از سر گرفته شد. «ما از روش «درخت مشکلات» در تعامل با بومیان و عشایر استفاده میکنیم. به آنها میگوییم مشکلاتی که دارید مانند درخت است. بعضی مشکلات ریشهای و عمیق است و برخی دیگر مانند شاخه و برگ هستند. باید مشکلات را روی کاغذ بنویسید و برایشان چارهاندیشی کنیم.»
رضوی میگفت در سالهای کار، سعی میکردند تا همه تصمیمگیران را سر میز بیاورند؛ مردم بومی، دولتیها و سازمانهای مردم نهاد. «ما میدانستیم که راهحل در دست جامعه بومی است. باید برای حل مشکل و پیدا کردن راهحل فقط از آنها حمایت میشد. چرا که رسیدن به توسعه پایدار در گرو توسعه جامعه بومی است.»
کاترین در بخش دیگری از این مستند میپرسد افراد دولتی کیستند؟ «خیلی وقتها دوست و فامیل ما هستند اما آن میز حس عجیبی به آنها داده. برخی از آنها آدمهایی خوب و مردمداری هستند که بعد از رفتن پشت میز عوض میشوند. فردی چون گاندی در دنیا بسیار کم است که تا آخر خودش بماند.»
حامی آشوراده
و مخالف طرحهای مخرب
از جمله تخصصهای رضوی، حاکمیت غذایی و کشاورزی زیستی شامل برنامههای مدیریت بیولوژیکی آفات و اصلاح مشارکتی و تکاملی بذر، همزیستی با کویر و مقابله با بیابانزایی، کوچ و توسعه، فنآوریهای سازگار با محیط زیست، ارتقای آگاهیهای عمومی در مواردی همچون اثرات ساخت سازهها و سدهای بزرگ بر محیط زیست، استفاده از محصولات دستکاریشده ژنتیکی و دفاع از حقوق جوامع بومی و محلی بخصوص عشایر کوچنده بود.
او در سالهای فعالیتش، مدیر پروژههای مختلفی از جمله پروژه مشارکت سازمانهای مردمنهاد در برنامه ملی مقابله با بیابانزایی، مدیر پروژه طرح توسعه ناحیهای در سه استان محروم ایران «هرمزگان، کهگیلویهوبویراحمد و کردستان» با مشارکت جوامع و مقامات محلی مناطق هدف. هماهنگکننده طرح اصلاح مشارکتی بذر در ایران، همکار در ارزیابی اثرات محیطزیستی کاهش مصرف سموم در سه استان شمالی کشور، وزارت کشاورزی و موارد بسیار دیگری بود که در این متن نمیگنجد.
او همچنین از جمله کسانی بود که برای نجات جزیره آشوراده از ساخت و ساز تلاش بسیاری کرد. رضوی دبیر کل ستاد مردمی نجات آشوراده بود در گفتوگویی تصویری درباره این جزیره دریای خزر که آماج حمله برای ساخت و ساز و راه انداختن طرح گردشگری است گفته بود: « اصرارها برای طرح گردشگری آشوراده شکبرانگیز است. این پولها به جیب محلیها نخواهدرفت و گول زدن بومیان است. ما از نظر بینالمللی موظفیم مناطق خودشان تصمیم جدید گرفتند تا گردشگری خشنی را وارد کشور کنند. دلم میسوزد که دیگر نتوانیم آخرین فک خزری یا پرندگان مهاجر در آشوراده را ببینیم. باید مثل تخم چشممان از آنجا حفاظت کنیم. دستاندازی به مناطق حفاظتشده با شعار اشتغال مردم بومی فریبی بیش نیست.»حفاظتشده خود را تا ۱۷ الی ۲۰ درصد اضافه کنیم ولی چیزی که مرا متاسف میکند این است که هر روز تلاش میکنند منطقهای از حفاظت خارج شود. بیماری مزمنی بهوجود آمده که باید همه چیزمان را به گردشگری تبدیل کنیم! موضوعی که مرا آزار میدهد به عنوان یک شهروند این است که میبینیم هر روز صبح که بیدار میشویم میبینیم در اتاقهای بسته برای او در بخش دیگری از صحبتهایش این اتفاق را «بیمیراثی» خوانده بود و پرسیده بود که قرار است چه میراثی برای آیندگان برجا بگذاریم؟ «بسیاری از نقاط حساس کشور درگیر پروژههای پتروشیمی، گردشگری و… است.» کاترین رضوی همچنین چندی پیش در گفتوگویی با «پیام ما» درباره آشوراده گفته بود: «این منطقه ظرفیت بازدید روزانه 500 نفر را ندارد. ما مخالف هر طرح مرتبط با گردشگری در این منطقه هستیم. چرا که این محیط برای حفظ پرندگان مهاجر و فکها نیاز به محیط آرام و ساکت دارد نه سازه. من هنوز هم نمیفهمم که چطور سازمان حفاظت محیط زیست به این طرح مجور داده است چرا که برای یک گردشگری اصولی این منطقه میزبان تعداد محدودی گردشگر خواهد بود که آن هم نیاز به سازه ندارد.»
برای کاترین رضوی، که سالها با نهادهای بینالمللی کار کرد و نماینده سازمانهای غیردولتی کشورهای آسیای غربی و مرکزی، شبکه جهانی سازمانهای غیردولتی و جهانی محیط زیست از سال 2000 تا 2008 بود و علاوه بر آن رابط منطقهای سازمانهای غیردولتی غرب آسیا، کنوانسیون مقابله با بیابانزایی از سال 1380 تاکنون بود، الگوی مدیریت منابع طبیعی و حفظ آن، الگویی بومی بود. او و محمدتقی فرور، هر دو فقر یک کشور را در این میدانستند که نظام مدیریت خودش را بر منابع طبیعیاش نداشته باشد. او در بخش پایانی مستند درخت مشکلات میگوید یکی از معلمانش شیخ عطار است با داستان منطقالطیر؛ داستانی که در آن همه مرغان به راه میافتند و در نهایت یک سیمرغ میماند که هدفش آن بالاست، نقطهای در اوج.
قیمت انرژیهای بادی و خورشیدی در بازارهای مهم جهانی در عرض یک سال حدودا 30 درصد افزایش داشته است. گزارش اخیر وبسایت LevelTen Energy علت این افزایش قیمت را آشفتگیهای زنجیره تامین و چالشهای افزایش قیمت میداند. از افزایش قیمت حملونقل گرفته تا قطعات و نیروی انسانی. LevelTen Energy، پلتفرم آنلاینی است که زیرساختهای گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را فراهم میکند تا خریداران این انرژیهای پاک بتوانند ابزار و خدمات مورد نیاز خود را از مشاوران و فروشندگان دریافت کنند.
اختلالات اقتصادی، لجستیکی و افزایش قیمت نیروی انسانی
شاخصهای فصلی LevelTen Energy که شرایط «قراردادهای خرید نیرو» یا PPA را دنبال میکند نشان میدهند که سال گذشته قیمت قراردادهای امضا شده انرژیهای تجدیدپذیر در آمریکا شمالی 28.5 درصد و در اروپا 27.5 درصد افزایش داشتهاند.
بررسیهای سه ماه اول سال نشان میدهد که قیمتها در آمریکای شمالی به تنهایی 9.7 درصد و در اروپا 8.6 درصد افزایش داشتهاند. اختلالات اقتصادی، لجستیکی و بازار نیروی انسانی در دوران همهگیری کرونا از زمان حمله روسیه به اوکراین بدتر شده و حاصل تلاش یک دهه کاهش قیمت بخش انرژیهای تجدیدپذیر را بر هم زده است. در واقع جنگ اوکراین باعث بالاتر رفتن قیمت گاز طبیعی شد که از سال گذشته اروپا را با بحران انرژی روبهرو کرده بود.
افزایش قیمت مانع نمیشود
درخواست سازمان ملل برای سرعت بخشیدن به مرحله گذار به انرژیهای پاک به منظور جلوگیری از وقوع بدترین رخدادهای ناشی از گرمتر شدن اقلیم و افزایش قیمت انرژیهای پاک میتوانست میزان تقاضا برای آن را کاهش دهد. به گزارش رویترز، راب کولیر، معاون بازار انرژی لولتن در گفتوگویی اعلام کرد: «ما همچنان باید تخته گاز بریم جلو.»
معلوم نیست که با وجود چالشهای بالا گرفته در آمریکای شمالی، قانونگذاران آمریکایی برای تاسیسات انرژی تجدیدپذیر معافیتهای مالیاتی قائل میشوند یا نه؛ قانونی که جزو برنامههای تغییر اقلیم جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا بود. پیمانکاران همچنین نگرانند که تحقیقات وزارت تجارت آمریکا که امسال آغاز شد، منجر شود روی پنلهای خورشیدی وارداتی از آسیا تعرفه گذاشته شده و در نتیجه قیمتها افزایش یابند.
ریگان فار، مدیر اجرایی شرکت سولار سیلیکون رنچ در گفتوگویی میگوید: «فعلا در زنجیره تامین مشکلاتی حل نشدنی وجود دارد.»
جنگ مشکلی غیرقابل تحمل در بازار پرتنش انرژی
حمله روسیه به اوکراین و تداوم جنگ باعث شده دولتهای اروپایی سعی کنند وابستگی به گاز طبیعی روسیه را کاهش دهند. اسکار پرز، یکی از مشارکتکنندگان شرکت اسپانیایی مدیریت سرمایه و انرژی تجدیدپذیر Q-Energy میگوید که جنگ، مشکلی غیرقابل تحمل در بازاری است که هماکنون تنشهای قیمتی بسیاری دارد.
گراهام پرایس، تحلیلگر شرکت سرمایهگذاری بانکی ریموند جیمز است. پرایس معتقد است که قیمت بالای انرژیهای تجدیدپذیر در اروپا در کنار سیاستهای تهاجمی اقلیمی این قاره باید جذابیت فناوریهای گرانقیمتتر مانند هیدروژن و زیستسوختها را افزایش دهد.
لولتن میگوید که جهش قیمت تا اینجای کار میزان تقاضا را کاهش نداده. در نظرسنجی که این کمپانی از 21 مشاور انرژی و توسعه پایدار انجام داده نشان میدهد 75 درصد از خریداران همچنان به برنامههای تدارکاتی خود پایبندند و یا سرعت اجرای آن را بالاتر بردهاند.
لوییگی ساکو، رئیس قراردادهای PPA در شرکت ایتالیایی Falck Renewables میگوید که «موضوع تقاضا نیست. تقاضا وجود دارد اما تامین آنها در برخی بازارها دچار مشکل شده است».
رهایی از وابستگی به گاز روسیه
یکی از عواملی که خریداران را به سمت انرژیهای تجدیدپذیر سوق میدهد افزایش قیمت سوختهای فسیلی است. ریگان فار میگوید که گزینه آماده برای تولید انرژیهای تجدیدپذیر فعلا گاز است و قیمت گاز نیز 100 درصد رشد کرده. فار میگوید: «پس زهر خود را انتخاب کنید».
برخلاف نگرانیها و تزلزل بازار انرژی، توسعهدهندگان و خریداران میگویند که همچنان گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را دنبال میکنند. این درخواست در کشورهایی که به گاز طبیعی روسیه وابستگی دارند، بیشتر است.
جنگ اوکراین، آخرین بحرانی است که بازارهای انرژیهای تجدیدپذیر اروپا را به لرزش درآورده. قیمت قراردادهای PPA 8.6درصد افزایش داشته که به 57 یورو به ازای هر مگاوات ساعت رسیده. بر اساس شاخص قیمت در سه ماه اول سال که قیمتهای پیشنهادیها صدها قرارداد خورشیدی و بادی را در بازار انرژی تحلیل میکند، هر سال قیمت این قراردادها 27.5 درصد رشد کردهاند.
متعهد ماندن کشورها به اهداف سبز
در واکنش به نوسان قیمت انرژی، تقاضا برای قراردادهای انرژیهای تجدیدپذیر جهش بزرگی پیدا کرد چون علاوه بر تامین انرژیهای پاک میتوان از این قراردادها به عنوان ابزاری برای ثابت کردن قیمت الکتریسیته استفاده کرد. نظرسنجی لولتن از شرکتهای پیشرو در زمینه مشاوره پایداری انرژی نشان میدهد که خریداران انرژی بر خلاف شرایط متغیر بازار، به اهداف خود در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر پایبند میمانند. 55 درصد از این شرکتها گفتهاند که مشتریهایشان مثل خریداران مقیاس کاربردی انرژیهای تجدیدپذیر به زمانبندی خود متعهد ماندهاند و 20 درصد از آنها زمان آن را جلوتر انداختهاند.
از سوی دیگر اشتهای سیریناپذیر خریداران قراردادهای PPA تعادل میان عرضه و تقاضا را بر هم زده است؛ تقاضا برای تجدیدپذیرها و کند بودن میزان عرضه تولیدکنندگان. تولیدکنندگان به دلیل چالشهای زنجیره تامین، قوانین و ارتباطات متقابل نمیتوانند با سرعت کافی نیروگاههای جدید خورشیدی و بادی بسازند. این موانع توسعه انرژیهای پاک در برخی از بازارهای اروپایی حادتر است.
ایتالیا بالاترین میزان قرارداد انرژیهای تجدیدپذیر را دارد
بیشترین سهم از قراردادهای PPA اروپا در بازار انرژی لولتن 27 درصد و متعلق به ایتالیاست. روند طولانی و طاقتفرسای صدور مجوز کار را برای تولیدکنندگان سخت کرده است. آنها نمیتوانند با سرعت کافی پاسخگوی این میزان تقاضا باشند. قانونگذاران ایتالیایی روند بازبینی محیط زیستی را تغییر دادند تا سرعت آن را بالا ببرند اما دیدن آثار آن در بازار زمانبر است. قراردادهای خورشیدی ایتالیاییها هر سال 23 درصد افزایش قیمت دارد و هماکنون 51.5 یورو در مگاوات ساعت است.
در آلمان نیز صدور مجوز برای پروژههای نیروگاههای بادی ممکن است 5 سال طول بکشد. برای توسعه این نیروگاهها وسعت بسیار محدودی از زمین وجود دارد. اما قانونگذاران آلمانی 2 درصد از زمین را برای اجرای این پروژهها در نظر گرفتهاند.
در اسپانیا نیز بیش از 73 گیگاوات از پروژههای خورشیدی قرار است ساخته و به شبکه متصل شوند اما تنها 18.6 درصد از این پروژهها مجوز محیط زیستی و ساختوساز را گرفتهاند.
