بایگانی مطالب نشریه
تغییر ماموریت برای مدیریت سگهای ولگرد
| پیام ما | معاون خدمات شهری شهرداری تهران مدتی پیش اعلام کرد که ماموریت ساماندهی سگهای ولگرد به سازمان مدیریت پسماند واگذار شده است. این وظیفه پیشتر به عهده شرکت ساماندهی صنایع مشاغل بود. شورای پنجمیها با این توجیه که ساماندهی و جمعآوری سگهای ولگرد با ماموریتهای اصلی این شرکت تفاوت قابل توجهی دارد، این ماموریت را به حوزه پسماند شهرداری تهران منتقل کردند. بررسیها نشان میدهد که ساماندهی سگهای ولگرد که میتوان آن را یکی از چالشهای تازه محیط زیست شهری دانست در شهرهای دیگر کشور نیز به عهده سازمان مدیریت پسماند شهرداریهاست. با این وجود چالشهای فعلی مدیریت پسماند پایتخت، کارشناسان محیط زیست را از وظیفه تازه این سازمان نگران کرده است.
ابتلای دو نفر در ماههای گذشته به بیماری هاری در تهران باردیگر سیاستهای کنترل سگهای ولگرد را در شهر را زیر سوال برد. همان روزها دعوایی میان طرفداران حقوق حیوانات و کارشناسان حیات وحش در فضای مجازی ایجاد شد. جنجالی همیشگی که میان دو گروهی که خبررسانیها را کذب و مجوزی برای کشتار حیوانات میدانند و گروه دیگری که معتقدند بیماری ویروسی هاری برخلاف باور عمومی ریشهکن نشده و همچنان میتواند باعث مرگومیر شود، مرگ و میری که تنها راه آن کنترل جمعیت حیوانات بلاصاحب گوشتخواری است که میتوانند منتقل کننده بیماری هاری باشند. سال 87 وزارت کشور دستورالعملی برای کنترل جمعیت سگهای ولگرد داشت، دستورالعملی که مهمترین وجه آن عقیمسازی سگهای ولگرد بود. این وجه در سالهای اخیر در بعضی شهرهای کشور به درستی اجرا نشد و یکی از دلایل آن تناقض میان گروه دوستداران حیات وحش و حیوانات است. در تهران ماجرا قدری متفاوت است.
خبرگزاری ایلنا دیماه سال گذشته، گفتوگویی با متولی سابق سگهای ولگرد در تهران یعنی مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل سیار داشت. قدرتالله محمدی آن زمان به ایلنا گفته بود، تاکنون متوسط دو هزار سگ عقیمسازی شدهاند اما این چرخه در گردش است و از جاهای دیگر حیوانات وارد شهر تهران میشوند. از هفته گذشته قراری را گذاشتیم که هر سال واکسن هاری را به همهی سگهایی که در اختیار داریم و زنده گیری میشوند به صورت دائم تزریق شود تا اگر شهروندی دچار گازگرفتگی شد خطر جانی برای او نداشته باشد. او حدس زده بود که در یک پروژه سه ساله عقیمسازی همه سگهای بلاصاحب در تهران انجام میشود.
به گفته قدرتالله محمدی، احتمالا بیش از 5هزار سگ بلاصاحب در تهران وجود نداشته باشد.
ماموریت ساماندهی سگهای ولگرد از شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل به سازمان پسماند در دوره گذشته کلید خورد و سال گذشته از سوی معاون خدمات شهری شهرداری تهران اعلام شد. موضوعی که فعالان شهری را نگران وظایف روی زمین مانده سازمان پسماند در حوزه زبالههای تهران میکند. با این حال بعضی کارشناسان نیز معتقدند که ساماندهی پسماند میتواند تاثیری در کاهش جمعیت سگهای ولگردی که از آنها تغذیه میکنند نیز داشته باشد.
محمدمهدی عزیزی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند در گفتوگو با «پیام ما» نگاه دیگری به مساله دارد. او معتقد است که وظیفه مدیریت جمعیت سگهای بلاصاحب در شهرهای دیگر ایران نیز بر عهده سازمان مدیریت پسماند است با این حال او معتقد است که ماموریتی که به سازمان واگذاری شده، علیرغم فعالیتهای دیگر سازمان باید انجام شود. او تاکید میکند: «مجموعه و شهروندان در جریانند که این موضوع دو بعد دارد، یک بعد آن نارضایتی شهروندان از رهاشدگی سگهای بلاصاحب در سطح شهر است و بعد دیگر آن افرادی است که حامی حیواناتند. ما به دو طرف احترام میگذاریم و سعی میکنیم تا برای آن برنامه مدونی داشته باشیم، مشکلاتی وجود دارد و نمیتوان آن را کتمان کرد اما برای سال 1401 برای آن برنامهریزی میکنیم.
دو دستگی میان نظرات
او درباره مشکلاتی که تاکنون برای مدیریت جمعیت سگهای ولگرد مشخص شده است نیز میگوید: دوستان جمعیت حامیان حیوانات از نحوه نگهداری و جمعآوری نارضایتیهایی داشتند. از سوی دیگر تعداد سگهای رها شده در سطح شهر و محل نقاهتگاههایی که اکنون وجود دارد و ظرفیت نگهداری، از جمله این مشکلات است. باید با وزارت بهداشت و حامیان حیوانات جلسهای بگذاریم و بهترین مسیر را انتخاب کنیم.
نقاهتگاه تازه نداریم
آنطور که مسئولان پیشین شهرداری گفتهاند، نقاهتگاهی در چیتگر با ظرفیت نگهداری ۴۰۰ سگ وجود دارد، این نقاهتگاه را حامیان حیوانات مدیریت میکنند. درباره نقاهتگاه سرخه حصار نیز که با ظرفیت نگهداری حدود ۴۰۰ سگ آماده افتتاح است در اطلاعیه ای اعلام شد که حامیان حیوانات درصورتی که دارای NGO ثبت شده هستند میتوانند این نقاهتگاه را مدیریت کنند. علاوه بر این یک نقاهتگاه دیگر نیز در آرادکوه وجود دارد. عزیزی میگوید ایجاد نقاهتگاه تازه برای سگهای بلاصاحب را در دستور کار ندارد: «میتوانیم با برنامهریزی مدون و دستورالعمل وزارت کشور و دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی به نظرم میتوانیم مولد بودن را کنترل کنیم.»
عزیزی در پاسخ به این پرسش که آیا یوتانایز سگهای بلاصاحب براساس دستورالعمل وزارت کشور در دستور کار سازمان است یا نه نیز تاکید کرد: بحث یوتانایز، برای سگهایی مطرح میشود که مریضی دارند، هاری دارند و شرایط و بیماری خاصی دارند که به نظرم هم افکار عمومی را جریحهدار میکند و شرایط را سخت میکند. به نظرم ما در حوزه درمان باید پیشگیری را مدنظر قرار دهیم.
رهاسازی سگهای بدون صاحب بعد از عقیم شدن در سالهای اخیر نارضایتیهایی میان فعالان محیط زیست در پی داشت، آنطور که رسانهها روایت کردند. رهاسازی جزو مواردی است که در دستورالعمل وزارت کشور به آن اشارهای نشده است. عزیزی در اینباره میگوید: رهاسازی باید با هماهنگی محیط زیست صورت بگیرد، آنها هم اعتراضاتی در این قضیه داشتند، هم در سطح شرق و شمال تهران. گفته میشود که گونههای دیگر جانوران در معرض خطر قرار میگیرند، ما در این خصوص هم باید با محیط زیست صحبت کنیم و اگر شرایطی برای ما مهیا کنند حتما این اتقاق میافتد.
|پیام ما| از یک هفته قبل تا امروز، اهالی روستای سراوان در استان گیلان، هنوز پای حرف خود ماندهاند و به هیچ یک از ماشینهای حمل زباله اجازه گذر و رسیدن به سایت زباله سراوان را ندادهاند. آنها بیش از سه دهه است که درگیر این سایت زباله و دل جنگلاند و تاکنون هم صحبتها و جلسات مسئولان به جز وعده و وعید برایشان چیزی نداشته. اهالی سراوان در صحبتهایی که چند روز گذشته با «پیام ما» داشتند گفتند از وعده خستهاند و دیگر اجازه نمیدهند زباله به دل جنگل ریخته شود و اینبار مصمماند. ماجرای جانمایی سایت جدید زباله و آوردن دستگاه زبالهسوز هم تاکنون بینتیجه مانده است. این درحالی است که فرمانداری گیلان به سراوانیها قول داده بود تا پایان آبان سال 98 مشکل این سایت حل شود و دیگر زبالهای به این منطقه نیاید. اما آنطور که محلیها میگویند با رایزنی و گرفتن مزایا توسط برخی از اعضای شورای قبل روستای سراوان این قول عملی نشد و قرار شد تا پایان سال 1401 این سایت ساماندهی شود. اما مردم میگویند این بار هم وعده است و دیگر خودشان نمیگذارند هیچ ماشینی برای ریختن زباله به دل جنگل برود.
تجمع و ایستادگی مردم سراوان در هفته گذشته بالاخره عاملی شد تا برخی از مسئولان نسبت به آن واکنش نشان دهند. فرماندار رشت، دیروز با حضور در این منطقه از مردم خواست تا برای حل مشکل صبوری کنند. حمیدرضا امام پناهی به ایرنا گفت: «دیشب از طرف استاندار برای دومین بار برای شنیدن حرفهای مردم سراوان رشت در منطقه حضور یافتم و دغدغه مردم را از نزدیک شنیدیم. از مردم خواستیم تا نمایندهای را برای برگزاری جلسهای در استانداری با حضور کارشناسان و مدیران مربوطه انتخاب کنند که البته تاکنون نمایندهای معرفی نشد.» او در ادامه گفت که مسئولان گذشته در سنوات قبل وعدههایی را برای حل مشکل سراوان به مردم منطقه دادهاند که عدم تحقق آنها امروز منجر به بیاعتمادی مردم شده است.
او با اشاره به بازدید احمد وحیدی، وزیر کشور در سفر هیات دولت به گیلان در بهمن 1400 از محل دفن زباله و با توجه به تاکیدات او که باید ۲ کار اساسی برای رفع مشکل انجام شود، افزود: «ابتدا اینکه ظرفیت شرکت کودآلی از ۲۵۰ تن به هزار تن برسد و تفکیک انجام شود ضمن اینکه با راهاندازی زبالهسوز دفن زباله را نداشته باشیم.»
این در حالی است که اسفند پارسال و بعد از سفر هیئت دولت به این منطقه، اسدالله عباسی، استاندار گیلان گفته بود: «از همین فردا برای رفع مشکل دفن زباله در سراوان رشت حرکت جهادی باید صورت گیرد.» او همچنین تاکید کرده بود که «هر چه در توان دارید به کار گیرید، صاحبان اندیشه و ایده را برای رفع مشکل فراخوان دهید، ضمن اینکه به دنبال پهنه و گزینههای دیگری برای دفن زباله نباشیم تا دردسرهای دیگر پیش نیاید» اما نه کاری جهادی انجام گرفت و نه از جانمایی مکان جدید خبری شد.
پروژه زبالهسوز سراوان هم تاکنون و بر اساس گفته مسئولان فقط 20 درصد پیشرفت داشته و این در حالی است که پروژه راهاندازی زباله سوز در ساری همزمان با رشت کلید خورد و حالا به بهرهبرداری رسیده است.
مردم سراوان در حالی برای چندمین بار دست به تجمع اعتراضی زدهاند که قد زبالههای جمع شده در جنگل به صد متر رسیده و آنها سالهاست از بیماریهای پوستی و گوارشی عجیبی رنج میبرند. از سوی دیگر در حالی رسیدگی به وضعیت سراوان از آبان 98 به پایان سال 1401 موکول شده که عدهای از مردم این روستا، دلیل آن را توافق غیراخلاقی تعدادی از اعضای روستای سراوان با مسئولان میدانند. آنها میگویند در عوض گرفتن امتیازاتی برای معدن موجود در منطقه که معدنی کوهی بود و با این امتیازات برداشت از رودخانه سفیدرود که برای این معدن غیرقانونی است عملی شد، کار رسیدگی به سایت زباله سراوان به تعویق افتاده است.
اهالی سراوان حالا هر شب مراسم افطاری در ورودی سایت برگزار میکنند و اهالی روستا در کنار افرادی که برای جلوگیری از عبور ماشینهای حمل زباله آنجا نگهبانی میدهند.
واگذاری زمین به پتروشیمی مشروط بود
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در پاسخ به پرسش خبرنگار «پیام ما» در این باره که چرا مدیرکل منابع طبیعی استان مازندران با وجود آنکه از سال 92 طرح مرتعداری برای مراتع حسینآباد وجود داشته،این حق را منکر شده است؟ و انکار این حق آیا به معنای تخلف نیست و نباید با او از سوی مدیران بالادستی برخورد شود؟ می گوید: هر فرد دولتی اعم از کارمند یا مدیر چنانچه تخلفی انجام دهد باید به آن رسیدگی شود. در این مورد هم مطابق سایر موارد، باید حقوق عرفی دامداران با داشتن پروانه چرا یا طرح مرتعداری تادیه شود.
مسعود منصور در مراسم ارسال تجهیزات حفاظتی صیانت از جنگلها و مراتع به ادارات کل منابع طبیعی سراسر کشور که روز دوشنبه ۲۹ فروردین با حضور مدیران سازمان منابع طبیعی در محل این سازمان برگزار شد، بیان می کند: ما اگر حقوق عرفی دامداران را میگرفتیم مرتعدار دیگر حقی بر منطقه نداشت. در این حالت اگر واگذاری به نتیجه نمیرسید حق مرتعدار ضایع میشد بنابراین ما تصمیم گرفتیم زمانی حقوق عرفی را به آنها بدهیم که این واگذاری به اجرا رسیده باشد. زیرا اگر حق عرفی را قبل از اتمام فرآیند واگذاری بگیریم حق مکتسبه برای کسی که حق عرفی را واگذار کرده ایجاد میشود.
این مقام مسئول در پاسخ به این پرسش که اگر واگذاری به شکل کامل انجام نشده بود، چطور ماشینها در منطقه کار میکردند، عنوان میکند: مهم این است که در حال حاضر به دستور رئیسجمهور و مقامات قضایی و سازمان منابع طبیعی تا زمانی که ارزیابی محیط زیستی اخذ نشود طرح متوقف میماند. زمانی که محیط زیست موافقت کرد و فرآیند واگذاری نهایی شد طبق قانون حقوق دامداران تادیه میشود، در غیر اینصورت دامداران از همان عرصه استفاده میکنند.
او در پاسخ به پرسش یک خبرنگار که رئیس مجلس از سند زدن این اراضی نام برده است و آیا اصولا امکان واگذاری مرتع به این شکل وجود دارد یا خیر میگوید: فارغ از میانکاله ، به موجب قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی انتقال مالکیت عرصه ممنوع است. حتی آنجا که رسما منعی وجود نداشته باشد مالکیت در اختیار دولت میماند و عرصه بهرهبرداری میشود . این یک بحث کلی است بنابراین در این مورد که احداثی هم صورت نگرفته عرصه تحت عنوان اراضی ملی است.
منصور میافزاید: علاوه بر آن ما در قانون مصادیقی داریم که واگذاری عرصه بر اساس غیرقانونی است و در موارد دیگر با طی شدن فرآیند واگذاری قانونی خواهد بود. علاوه بر این باید در نظر داشت که مرجع واگذاری اراضی منابع طبیعی نیست و از سال 85 این وظیفه در اختیار جهاد کشاورزی و امور اراضی قرار گرفته است. در سازمان منابع طبیعی ما در این باره که فرآیند واگذاری برای زمین طی بشود یا خیر موافقت یا مخالفت خود را اعلام میکنیم. موافقت با واگذاری هم زمانی صورت میگیرد که همه موافقتهای اصولی اخذ و 13 استعلام گرفته شوند که یکی از مهمترین و الزامآورترین آنها محیط زیست است و تا زمانی که سازمان حفاظت محیط زیست موافقت خود را اعلام نکرده باشد واگذاری از نظر ما قطعی تلقی نمیشود.
منصور همچنین در پاسخ به پرسش خبرنگار «پیام ما» که برخی کارشناسان معتقدند بین اجرای طرح تنفس و افزایش قاچاق چوب ارتباط معناداری وجود دارد، میگوید: من موافق طرح تنفس هستم و توقف بهرهبرداری از جنگلهای هیرکانی جزو سیاستهای اصلی سازمان منابع طبیعی است که در برنامه هفتم هم پیگیری میشود.
او میافزاید: درباره تاثیرپذیری مقوله قاچاق چوب از طرح تنفس باید گفت تمام پدیدههای اجتماعی از هم تاثیر میپذیرند. در عین حال ما در تلاش هستیم با توسعه زراعت چوب و برداشت از این چوبها، تزریق چوبهای بازداشتی به صنایع چوب و پیگیری حل مشکل واردات چوب این چالش را به حداقل برسانیم. تا پیش از اجرای طرح تنفس مصوب 550 هزار متر مکعب بهرهبرداری از جنگلها را شاهد بودیم که در حال حاضر بیش از این میزان را از طریق زراعت چوب، چوبهای بازداشتی و .. تزریق کردهایم تا این خلا را جبران کنیم.
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع ریزگردها پرداخته و عنوان میکند: در خوزستان و ایلام بسیاری از کانونهای بحرانی مهار شده است، به این ترتیب احتمال کمتری دارد که منشا داخلی ریزگردها فعال شوند. در حوزه منشا خارجی هم کارگروه مقابله با ریزگرد با محوریت سازمان محیط زیست در روزهای اخیر جلساتی را برگزار کرده است. همچنین در جلسهای که با رئیس جمهور به اتفاق وزیر جهاد کشاورزی داشتیم در این باره صحبت شد که دیپلماسی ما فعالتر عمل کند و با کشورهای همسایه توافقاتی داشته باشیم.
در این جلسه منصور همچنین درباره تجهیزات ارسالی به استانها میگوید: با توجه به اینکه امسال به عنوان سال تولید، دانش بنیان و اشتغال آفرین معرفی شده باید بگویم ما ۱۴ پروژه دانش بنیان را هدفگذاری کردیم که دو مورد آن در زمینه حفاظت است که اطلاعرسانی میشود. بنابراین در کنار کارهای فناورانه و نوآورانه که در خصوص حفاظت باید انجام دهیم، ابزارهای مورد نیاز حفاظت و اطفای حریق در دستور کار است که استانها باید تجهیز شود.
به گزارش خبرنگار ایلنا او میافزاید: پیگیری کردیم و بیش از ۲۳ هزار قلم کالا با ارزش حدود ۴۰۰ میلیارد ریال برای همه استانهای کشور تهیه شده و وضعیت توزیع آن بر حسب میزان مرتع و جنگل و حریق متفاوت است.
منصور ادامه میدهد: این تجهیزات ظرف امروز تا هفته آینده به استانها ارسال میشود. بخشی از این تجهیزات دوربینهایی است که در مناطق بحرانی نصب میشود و ما از طریق مانیتورینگ سازمان در استانها مناطق بحرانی را رصد می کنیم. همچنین تعدادی موتور سیکلت برای مناطق صعبالعبور در اختیار ماموران و پاسگاههای حفاظت ما قرار میگیرد.
او می افزاید: دمندههای اطفای حریق، انواع لباس هم برای پرسنل ستادی و ماموران حفاظتی و کفش و کلاه مناسب هم تهیه کردیم و در واقع همکاران را به فناوریهای نو مجهز می کنیم و هم تجهیزات مورد نیاز برای عملیات میدانی را فراهم می کنیم و امیدواریم حاصل این کارها مراقبت و حفاظت بهتر از منابع و سرمایههای طبیعی باشد که به عنوان ثروت بین نسلی حفاظت از آن وظیفه اصلی سازمان ماست و از طرفی حفظ این سرمایه ها یک فرهنگ عمومی و رسالت همگانی است.
منصور در مورد مسئله آتشسوزی عمدی و غیرعمدی جنگلها و فرهنگسازی دراین زمینه بیان میکند: بیش از ۸۵ درصد از حریق ها عامل انسانی دارد. از عوامل انسانی ۹۰ تا ۹۵ درصد غیر عمد است و متاسفانه بین ۵ تا ۱۰ درصد حریق انسانی با رویکرد عمدی است. کارهای ترویجی و آموزشی در دست اقدام بوده و سال قبل هم انجام شد. هم کارگاههای مختلفی برای عواملی که در اطفای حریق کمک میکنند انجام دادیم و هم بروشورهایی در تعطیلات نوروز بین مردم و مسافران توزیع شد. همچنین کارهای دیدبانی پیشگیری از اطفای حریق مورد توجه قرارگرفته و با اینکه سال ۱۴۰۰ خشکسالی داشتیم تعداد حریق نسبت به سال ۱۳۹۹ کاهش داشتیم و امیدواریم این روند کاهشی با توجه به اقدامات ترویجی باز هم در ۱۴۰۱ کمتر از ۱۴۰۰ شود.
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در مورد سطح حریق در سال ۱۴۰۰ میگوید: سال ۱۴۰۰ حدود ۱۳ هزار هکتار درگیر حریق شد ولی خوشبختانه خیلی سریع اطفا شد.در حریق ها میزان تخریب متفاوت است. نکته مهم اینکه تمام نقاطی که سال ۱۳۹۹ حریق در حوزه جنگل داشتیم، در سال ۱۴۰۰ جزو برنامههای احیا و جنگلکاری قرار گرفت تا به صورت آسیب دیده باقی نماند.
اهمیت مشارکت افراد مشهور در مسائل محیط زیستی
فرهنگ ما واقعاً به افراد مشهور متکی است و البته بسیاری از مردم به مشاهیر یا همانطور که در فارسی هم زیاد به کار برده میشود «سلبریتیها» اعتماد دارند. آنها در فروش محصولات از خمیر دندان گرفته تا لوازم آرایشی با شرکتهای تجاری همکاری میکنند و ما به آنها اعتماد و باور داریم. بنابراین، وقتی یک سلبریتی در مورد مسائل محیط زیستی فعال میشود، چنانچه صادق و قابل باور باشند و موضعگیریها را بر اساس رویکرد علمی دنبال کند اتفاق خوبی است. مساله محیط زیست حساسیت و اهمیت ویژهای در سطح ملی دارد. اگر منابع طبیعی را در خشکی و دریاها در 100 تا 200 سال از بین ببریم، باید باور کنیم که انقراض ششم زمین در پیش خواهد بود.
سرکار خانم هدیه تهرانی، بازیگر و فعال اجتماعی، سیزدهم فروردینماه ۱۴۰۱ با حضور در تالاب میانکاله به کارزار مخالفت با احداث پتروشیمی در نزدیکی تالاب میانکاله پیوست.
این بازیگر سینما با در دست گرفتن تابلوی «نه به پتروشیمی میانکاله» مخالفت خود را با این طرح نشان داد. او که از حامیان محیط زیست و حیوانات است در ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ نیز به حمایت از حقوق حیوانات پرداخته بود. این بازیگر ۴۹ ساله در فعالیتهایی مانند کمک به سیلزدگان، زلزلهزدگان، جمعآوری زباله از طبیعت و … نیز حضور داشته است. با این حال استاندار مازندران در بیست و هفت فروردین 1401 با کنایه به اقدام هدیه تهرانی و سایر هنرمندان گفت: «هنرمندان در مساله پتروشیمی میانکاله اصلا اطلاع ندارند. پشت صحنه برخی اقدامات فساد، رانت و پول است! چه کسی به او خط داده است؟»اگر سلبریتیها واقعاً و عمیقاً به هدفی که نام و قدرت خود را پشت آن گذاشتهاند اهمیت دهند، می توانند اثر مثبتی بر آن هدف داشته باشند.سلبریتی مناسب به روش درست کار میکند. اما باید واقعاً باور داشته باشد و واقعاً برای محیط زیست کار کند، و نه اینکه فقط به عنوان چهره ای زیبا و خوش خوش قیافه ظاهر شود و دغدغه ای کلی در مورد محیط زیست مطرح کند.اثربخشی افراد مشهور در حفاظت از محیط زیست مطالعه شده و مشخص شده است که تأیید افراد مشهور می تواند اثرهای مثبت و منفی بر دیدگاه افراد نسبت به یک سازمان و یا یک مساله داشته باشد. مشهورها واقعاً قدرتمند هستند. آنها بر خلاف بسیاری از افراد دیگر، پلتفرمهایی برای به گوش رساندن سخن خود دارند. سلبریتیها اغلب به تصویر عمومی خود اهمیت میدهند و شرکتهایی با نام آنها تجارت می کنند، که منبع درآمد این مشاهیر هم هست.سلبریتیها میتوانند در پیامهای محیط زیستی با قرار دادن نامشان در آن موضوع و جذب مخاطبان گستردهتر، زندگی تازهای بدهند.مشارکت سلبریتیها آگاهی را افزایش میدهد. افراد مشهوری مانند لئوناردو دی کاپریو برای حفاظت و احیای محیط تبلیغ و پول اهدا میکنند. او همچنین بنیاد لئوناردو دی کاپریو را ایجاد کرده که به حفاظت از اقیانوسها و حیات دریایی اختصاص دارد. بر اساس وب سایت بنیادش، او بر ابتکاراتی مانند حفاظت از صخرههای مرجانی، سواحل، حفظ ماهیگیری، حفاظت از کوسهها و مناطق حفاظت شده دریایی قطب شمال تمرکز دارد. او حتی ابتکاری به نام ” Oceans 5 ” با هدف حفاظت از هر پنج اقیانوس در سراسر جهان دارد.تد دانسون از کمدینهای معروف دهه 80 و اوایل دهه 90 و همچنین جک جانسون موسیقیدان حرفهای در همین بازه زمانی، نیز از هنرمندان فعال در عرصه محیط زیست هستند.
دانسون اخیراً برای سخنرانی در گردهمایی «بدون حفاری جدید نفتی در فراساحل» در کالیفرنیا دعوت شد و همزمان اقدام به توسعه سازمان محیط زیست غیرانتفاعی خود کرد که اکنون به طور گسترده با نام Oceana شناخته میشود.
نمونههای زیادی از افراد مشهور وجود دارد که قبل از اینکه مشهور باشند این کار را انجام دادهاند و سپس همچنان از پلتفرم هنری و نخبگی خود سود جسته و صدای خود برای انتشار یک پیام خوب محیط زیستی استفاده میکنند.
با ظهور رسانههای اجتماعی و چشمانداز دیجیتالی جدید، دامنه اثرپذیری از افراد مشهور در زمینه های محیطی و بشردوستانه گسترش یافته است زیرا توانایی افراد مشهور برای مشارکت یا حمایت به صورت عمومی به آسانی شمارهگیری در تلفنهای هوشمند با صفحه لمسی شده است. رسانههای اجتماعی واقعاً سهولت دسترسی افراد مشهور را برای مشارکت و تأثیرگذاری از هر کجای جهان که هستند، تغییر داده است.
چیزی که واقعاً تعیین کمیت آن دشوار است، نتیجه مستقیم تأیید افراد مشهور بر اهداف محیط زیستی است. وقتی هنرمندی مانند لئوناردو دی کاپریو در سطح جهانی در پویشی وارد می شود، مسلما اثر زیادی دارد. البته تایید اثر افراد مشهور بر نحوه توجه مردم به اهداف محیط زیستی دشوار است. مشهورها باید پویش هایی را تقویت کنند که درست و قانونی و علمی باشد. طبیعتا افراد مشهوری که تصور میشود از موضوعی برای بهبود یا ارتقای شخصی خود استفاده میکنند یا ممکن است برای مشارکتشان پول دریافت کنند، ارجح نیستند. مهم است که افراد مشهور الگوی خوبی باشند.
حمایت سلبریتیها از اهداف محیط زیستی در دهههای اخیر رشد چشمگیری داشته است. این گسترش به دلایلی مانند گسترده شدن اخبار مربوط به مخاطرات تغییرات اقلیمی مربوط است. این مشاهیر طیف وسیعی از حامیان محیط زیستی را به موضوع جذب کردهاند. درست و منطقی آن است که دولتمردان نیز قدردان حمایتهای مشاهیر هنری و فرهنگی از اهداف محیط زیستی باشند. بدیهی است که این مشاهیر متخصصان علم محیط زیست نیستند ولی اگر مداخله آنها در جهت درست و علمی است، حتما فایده این فعالیتشان بسیار بیش از اشکالات احتمالی است.
فاش شدن فیشهای حقوقی را از مقام معظم رهبری استفتا کنیم
رئیس شورای شهر مشهد درباره شفافیت حقوق مدیران شهرداری گفت: موضوع فاش شدن فیشهای حقوقی را از مقام معظم رهبری استفتا میکنیم که آیا این حقوقی که افراد برابر قانون میگیرند اگر فاش شود، حریم خصوصی آنها گفته میشود یا خیر؟
حسن موحدیان در جمع خبرنگاران در خصوص شفافیت حقوق مدیران شهرداری گفت: عدهای انقلت آوردهاند و میگویند که فیشهای حقوقی حریم خصوصی است. شورا میتواند قانونی یا غیرقانونی بودن دریافت این حقوقها را بررسی کند که در این زمینه گفتیم حقوقها را به صورت محرمانه برای ما بفرستند تا بررسی کنیم.
او افزود: ما میگوییم که موضوع فاش شدن فیشهای حقوقی را از مقام معظم رهبری استفتا کنیم که آیا این حقوقی که افراد برابر قانون میگیرند، اگر فاش شود، حریم خصوصی آنها گفته میشود یا خیر. اگر گفتند نمیشود دوباره طرح آورده و اقدام میکنیم، اگر هم گفتند که حریم خصوصی میشود، موضوع تمام میشود.
رئیس شورای شهر مشهد در پاسخ به این سوال که شفافسازی حقوق مدیران در برخی شهرها انجام شده، گفت: در شیراز بهای خدمات را بالای ۲۵ درصد بردند، اما فرمانداری آنجا مخالفت نکرده در حالی که اینجا فرمانداری مخالفت کرده و گفته افزایش بها بالای ۲۵ درصد را تایید نمیکنیم؛ این موضوع یک سوال شرعی است و استفتا میکنیم.
او درخصوص اینکه این استفتا چگونه انجام میشود؟ ادامه داد: این موضوع بحث فردی نیست که از هر مجتهدی بتوانیم استعلام کنیم. این موضوع حاکمیتی است و حاکمیت با مقام معظم رهبری است . اینجا بحث حاکمیتی است و در مسائل حاکمیتی نیز تنها حاکم حضرت آقا است؛ به عنوان مثال اگر حضرت آقا حکم دهد که فردا عید فطر است، هیچکدام از مراجع نمیتوانند دخالت کنند.
موحدیان درباره میزان حقوق خود عنوان کرد: بنده از بازنشستگی ۱۲ میلیون تومان حقوق میگیرم و از شورا برای ۶۰ ساعت حق الجلسه ۲۰ میلیون تومان میگیرم.
تبعات تسهیل مجوزهای محیط زیستی
آسان کردن مراحل دریافت مجوز برای راهاندازی کسب و کار جدید، حالا مدتی است که به طور گسترده در کلام دولتیها دیده میشود و مانور عمدهای برای آن به راه افتاده. پای این ماجرا اما به محیط زیست هم رسیده و هفته گذشته و در شصتمین جلسه هیئت مقرراتزدایی و بهبود محیط کسبوکار، درباره عناوین، شرایط، مدارک، زمان و هزینه صدور مجوزهای سازمان حفاظت محیط زیست هم تصمیمگیری شد. بر این اساس سازمان حفاظت محیط زیست درگاه تخصصی برخی مجوزهای مربوطه را تشکیل و مراحل اتصال به درگاه ملی مجوزهای کشور و پیادهسازی سرویسهای مربوطه را در دستور کار قرار داد و قرار شد تا در فاز بعدی و در جهت افزایش شفافیت و بهبود محیط کسب و کار، الکترونیکی کردن استعلامها با سایر دستگاههای اجرایی بر بستر شبکه ملی اطلاعات اجرایی شود. در این میان هشت عنوان مجوز نام برده شد که قرار است در آیندهای نزدیک مجوزهای ایجاد آن از سوی سازمان محیط زیست با سهولت بیشتری صادر شود. مجوز احداث کارگاه تاکسیدرمی، مجوز صدور گواهینامه آزمایشگاه معتمد، مجوز تاسیس موزه و نمایشگاه تاریخ طبیعی، مجوز تاسیس تکثیر و پرورش پستانداران و پرندگان وحشی در اسارت، پروانه بهره برداری، تکثیر و پرورش پستانداران و پرندگان وحشی در اسارت، مجوز احداث مراکز تکثیر و پرورش خزندگان و دوزیستان، پروانه بهره برداری از مراکز تکثیر و پرورش خزندگان و دوزیستان و مجوز دفع مواد قابل تخلیه در دریا از جمله این موارد است. مواردی که حالا در میان فعالان این حوزه موافقان و مخالفانی دارد. کسانیکه میگویند تسهیل ارائه مجوز میتواند به ضرر حیات وحش و محیط زیست باشد و افرادی که این سهولت را چندان مضر نمیدانند. ما در پرسش از چند فعال، نظرشان را در اینباره پرسیدهایم که در ادامه میخوانید:
| حمید میرزاده |
| روزنامهنگار و کارشناس محیط زیست |
سهولت در اعطای مجوز اشتباه نیست
سازمان حفاظت از محیط زیست در طول سالیان گذشته هم این مجوزها را صادر میکرد و در نتیجه نمیتوان صدور این مجوزها را اتفاقی جدید دانست. تنها اتفاق جدید این است که محوزها الکترونیکی شدهاند و صدور آنها میتواند با آسانی و سرعت بیشتری اتفاق بیفتد که این در نوع خود اتفاق بدی نیست. ممکن است این شائبه به وجود بیاید که ممکن است در صورت سهولت صدور مجوز، تعداد آنها افزایش یابد اما این هم چندان عملی نیست. چرا که برای مثال در مورد کاری مثل تاکسیدرمی، راهاندازی کارگاه جدید ارتباط مستقیمی با پروانه شکار، خصوصا پروانههای خارجی دارد. این در حالی است که بسیاری از بسیاری از کارگاهها در سالهای اخیر از کمبود کار نالیدهاند چرا که مجوز شکار محدود بوده. در موارد دیگر تاکسیدرمی درباره حیوانات تصادف کرده یا حیوانات خانگی که از دست رفتهاند هم انجام میگیرد اما اکثر این کارگاهها کار غیرقانونی انجام نمیدهند. از سوی دیگر ما با پدیده تکثیر و پرورش گونههای مختلف مانند کبک و قوچ و میش و مرال و … روبهروییم که این هم به دلیل کاهش قیمت گوشت این گونهها و شکار غیرمجاز است. اما اگر این نگرانی وجود دارد که با راحت شدن ارائه مجوز، تعداد این کارها زیاد میشود، باید گفت این نگرانی به جا نیست. چرا که وقتی بازار هر شغلی اشباع شود، میتواند اهرم کنترلی برای افراد صنف باشد.در نهایت باید بگویم ممکن است بعضی از کارها خوشایند بخشی از جامعه نباشند اما واقعیت را نباید نادیده گرفت و از سویی از بحث نظارت نباید غافل شد. اگر نظارت به جا و با دقت باشد بسیاری از فسادهایی که شاهد آن هستیم رخ نخواهد داد. درنتیجه نمیتوان سهولت در اعطای مجوز را اشتباه دانست.
| سپهر سلیمی |
| فعال حقوق حیوانات |
افزایش قاچاق و دزدی حیات وحش پیامد سهولت در مجوز
این طرح بسیار آسیبزاست و میتواند تشکیل مراکزی که نظارتی بر روی آنها وجود ندارد را تسهیل کند. افزایش این مراکز در نبود نظارت دقیق میتواند پوششی برای قاچاق حیات وحش باشد که یکی از تجارتهای سیاه و کثیف دنیاست و در ایران هم با آن درگیر هستیم. کافی است به وضعیت باغوحشها و باغ پرندگان و سایر مراکز کشور نگاهی بیندازیم. این وضع بغرنج برای 80 مرکزی که مثلا مجوز دارند و بر آنها نظارت میشود خود نشاندهنده این است که نباید مراکز جدید و با سهولت در این عرصه راهاندازی شوند.
این مراکز همچنین ممکن است پوششی شوند برای گونههایی که از طبیعت دزدیده شدهاند و در این مراکز فروخته شوند. شکار و صید از طبیعت همواره آسانتر از بهتر کردن شرایط نگهداری در موزه تاریخ طبیعی و حتی کارگاه تاکسیدرمی است؛ در نتیجه متخصصان این امر باید بگویند که اساسا چقدر به مراکزی از این دست نیاز است؟ قرار است حیوانات این مراکز از کجا تامین شود و به چه دلیلی قرار است موزه تاسیس شود؟
مورد دیگر تکثیر و بهرهبرداری از پرندگان، پستانداران و سایر حیات وحش است. ما هیچ آماری از توله حیواناتی که در مراکز تحت نظارتمان به دنیا میآیند نداریم. مدیر دفتر حیات وحش سازمان محیط زیست، چند سال قبل اعلام کرد که 105 یا 106 شیر در ایران وجود دارد اما اگر نصف اینها ماده باشند و سالی دو توله به دنیا بیاورند، حساب کنید چند توله میشود، این حیوانات کجا هستند؟ هیچ آماری از توله حیات وحش متولد شده در این مراکز وجود ندارد وقتی هنوز کنترلی روی مراکز عمومی نیست، در مراکزی که پشت درهای بسته میخواهند تکثیر کنند چه خواهد گذشت؟ این اتفاق، ضد حقوق حیوانات است و باعث تشدید تکثیر میشود تا توله این حیوانات به باغها، منازل شخصی، باغوحشهای خصوصی و …. بروند.
| علی کشمیری |
| فعال محیط زیست |
محیط زیست توانایی نظارت مجموعههای فعلی را ندارد
اعطای مجوزها برای تکثیر حیات وحش، بر اساس دستورالعملهای پیشین است. اما آنچه این میان نگرانکننده است، ناتوانی سازمان حفاظت محیط زیست در نظارت بر مراکزی است که تاسیس میشوند. یک مثال خیلی بارز درباره آسانسازی صدور مجوزها، مزرعه پرورش کروکودیل مشهد است که چند سالی برای مجوز درگیر بودند چون هم فاصلهشان تا سکونتگاههای انسانی استاندارد نبود و هم آب لولهکشی نداشتند. اما آنها با توجه به اهرمهای فشار محیط زیست را تحت فشار قرار دادند و مجوز بهرهبرداری را دریافت کردند. در حال حاضر این دغدغه وجود دارد که بعضی افراد از شعار اشتغالزایی سواستفاده کنند، مثل آنچه در احداث پتروشیمی مازندران در نزدیکی میانکاله رخ داد. این نگرانی نیز وجود دارند که با آسانسازی دریافت مجوزها، چشمشان را بر ایرادها ببندند و مجوزها را سریعتر بدهند.
اینها در حالی است که ماهیت این مصوبهها هم نگرانکننده است چرا که صدور مجوز برای پرورش ببر، به افزایش مشاغل پولساز مرتبط با آن میافزاید، مشاغلی که البته قشر خاصی به دنبال آن میروند. از سوی دیگر همین حالا نظارتها بر مراکز فعلی دقیق و کامل نیست. باغ وحش شیراز در حال حاضر بزرگترین مرکز پرورش و تولید بچهشیر است، حتی در دنیا. پرورش پستانداران در تمام مراحل سودآور است. همین حالا قیمت بچه ببر یا شیر از 150 تا 200 میلیون تومان است. آنهایی که به فروش میرسند، مربی میخواهند و مربیها هم افراد خاصی هستند که اجازه ورود افراد دیگر به حرفهشان را نمیدهند و کارشان به نوعی انحصاری است. آنها دست کم جلسهای 400 هزار تومان برای تربیت ببر و شیر میگیرند. دامپزشکان هم درآمد دیگری ایجاد میکنند. پس از مرگ حیوان هم قیمت فروش تاکسیدرمی از قمیت حیوان زنده کمتر نیست. در واقع چرخهای به گردش درمیآید که برای افراد خاصی درآمدزایی میکند که پشت شعار اشتغالزایی پنهان شدهاند.
سازمان حفاظت محیط زیست از پس نظارت 53 ردیف باغ وحشی که وجود دارد و حدود 40 مجموعه بدون مجوز برنمیآید. مثل باغ وحش خصوصی حسن رعیت که هنوز نامش در فهرست سازمان است اما کسی بازدیدی از آن ندارد یا دلفیناریوم برج میلاد که بیخ گوش سازمان بود و تخلف میکرد. مزرعه کروکودیل مشهد که این همه خبرساز بود و مجوز هم دارد، خبر داده که میخواهد پنگوئن بیاورد. با این اوصاف سازمان دیگر حتی قادر به کنترل مراکز خصوصی نیست چرا که نیرو و زیرساخت لازم برای بازدید و سرکشی ندارد و سرکشیهای دیرهنگام هم اثربخش نیست.
نظارت را بیشتر کنید تا آسیبشناسی و اصلاح روندها صورت گیرد
رییس قوه قضائیه از مسئولان این قوه خواست بر نظارتهای خود بر زیرمجموعهها چه به صورت میدانی و چه به صورت سیستمی بیفزایند تا در خلال این نظارتها، روندها و فرایندها مورد آسیبشناسی قرار گیرند و مشکلات و موانع برای هرچه مطلوبتر شدن ارائه خدمات قضایی به مردم، برطرف شوند.
رئیس قوه قضائیه گفت:واحدهای اجرای احکام نیازمند پشتیبانی و حمایت بیشتر هستند تا در اجرا و پیادهسازی عدالت هیچگونه خللی ایجاد نشود.
به گزارش ایسنا ، حجتالاسلام والمسلمین محسنیاژهای در نشست شورای عالی قوه قضائیه ضمن تبریک و تهنیت میلاد باسعادت امام حسن مجتبی (ع)به بیان نکاتی در باب زندگی و زمانه این امام همام و مواجهه ایشان با منافقان، شیطانصفتان و کوتهفکران پرداخت و به در پیش بودن لیالی قدر و ارزش و فضیلت این شبها اشاره کرد.
رئیس دستگاه قضا همچنین به دیدار سهشنبه گذشته کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری و بیانات حکیمانه و کاربردی معظمله در حوزههای مختلف اشاره کرد و به معاونت راهبردی قوه قضائیه دستور داد که آن بخش از توصیههای کاربردی اخیر رهبر انقلاب که به نحوی از انحاء مرتبط با مسئولان و کارکنان قضایی بهویژه در حیطههای اخلاقی است را در قالب دستورالعمل جهت نصبالعین بودن تدوین کند.
این مقام ارشد کشورمان همچنین با گرامیداشت روز ارتش، به نقش مؤثر این نیرو و به طور کلی همه نیروهای مسلح کشور در ایجاد اقتدار، قدرت بازدارندگی، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور با تبعیّت از فرماندهی معظم کل قوا اشاره کرد و ارتش و نیروهای مسلح کشور را متشکل از نیروها و عناصری مؤمن و دارای روحیه جهادی دانست که در زمانهای جنگ و صلح پیوسته در حال خدمترسانی به مردم هستند.
محسنی اژهای در ادامه نشست امروز شورای عالی قوه قضائیه به بازدید ۴ ساعت و سی دقیقهای پنجشنبه هفته گذشته خود از تمامی شعب دادگستری و دادسرای شهرستان اسلامشهر اشاره کرد و با مفید و مؤثر دانستن این قبیل بازدیدها در امر آسیبشناسی روندها و فرآیندها و شناسایی مشکلات و کمبودهای مراکز قضایی، دستورات مشخصی را برای مرتفع کردن برخی مشکلات و معضلات احصاء شده در واحدهای قضایی صادر کرد.
ضرورت تقویت دادسراها از جهات مختلف اعم از تجهیز نیروی انسانی و امکانات؛ این نخستین دستور رئیس قوه قضائیه در جریان نشست اخیر بود؛ رئیس قوه قضائیه در همین زمینه با بیان اینکه دادسراها در صف اول مبارزه با جرائم هستند به نقش این واحدهای قضایی در رسیدگی و مقابله با جرائم و انجام تحقیقات مرتبط با پروندههای کیفری اشاره کرد و نقش دادسراها را در اتقان آراء محاکم و رضایتمندی مردم بسیار حائز اهمیت دانست.
رئیس قوه قضائیه همچنین بر ضرورت تقویت شعب اجرای احکام نیز تاکید کرد و واحدهای اجرای احکام را بخشهایی دانست که تلاشهای صورت گرفته در مراجع قضایی اعم از دادسرا، دادگاه بدوی و تجدیدنظر و دیوانعالی را به ثمر مینشانند لذا نیازمند پشتیبانی و حمایت بیشتر هستند تا در اجرا و پیادهسازی عدالت هیچگونه خللی ایجاد نشود.
رئیس قوه قضائیه در ادامه به مقوله مهم چینش و توزیع و تخصیص نیروها در مراکز قضایی به نحوی که بیشترین بهرهوری و کارآمدی در واحدهای قضایی حاصل شود اشاره کرد و در همین زمینه، آسیبشناسی خود در بازدید اخیر از شعب دادگستری و دادسرای شهرستان اسلامشهر را مدنظر قرار داد و نامتعادل بودن چینش نیروها در برخی مراجع قضایی را دارای پیامدهای نامطلوب دانست و در این راستا مشخصاً خطاب به رئیس کل دادگستری تهران دستوراتی را صادر کرد.
محسنی اژهای در نشست خود با اعضای شورای عالی قوه قضائیه به مسئولان عالی قضایی دستور داد که بر نظارتهای خود بر زیرمجموعهها چه به صورت میدانی و چه به صورت سیستمی بیفزایند تا در خلال این نظارتها، روندها و فرایندها مورد آسیبشناسی قرار گیرند و مشکلات و موانع برای هرچه مطلوبتر شدن ارائه خدمات قضایی به مردم، برطرف شوند.
رئیس قوه قضائیه ضمن قدردانی از زحمات شاهرخیان معاون مالی و پشتیبانی دستگاه قضا به او دستور داد که با همکاری معاونت راهبردی، گامهای بیشتری را برای برطرف کردن مسائل و مشکلات واحدها و کارکنان قضایی بردارند و به صورت زمانبندی شده، ضمن تعیین شاخصها و اولویتهایی مشخص، از تمامی مراکز قضایی کشور با کمک همکارانشان در معاونت مالی و پشتیبانی بازدید میدانی به عمل آورند تا آشنایی بیشتری با تنگناها و مشکلات واحدها و کارکنان قضایی پیدا کنند.
رئیس قوه قضائیه در همین راستا به معاون منابع انسانی قوه قضائیه نیز دستور داد که با انجام بازدیدهای مستمر میدانی از مراکز قضایی ضمن بررسی نحوه چینش و توزیع نیروها در واحدهای قضایی نسبت به رفع نیازها و مسائل کارکنان دستگاه قضا در حوزههای مختلف از جمله مسائل آموزشی، اقدامات مقتضی را ترتیب دهد.
اما یکی از برنامهها و سیاستهای اصلی دستگاه قضایی در دوره جدید که مورد تاکید مؤکد حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای است و در سند تحول قضایی نیز بدان تصریح شده «کوتاه کردن فرآیندهای دادرسی»است؛ در همین زمینه، رئیس قوه قضائیه در جریان نشست امروز به معاونت راهبردی دستگاه قضا دستور داد که در راستای تسهیل و تسریع دسترسی مردم به عدالت نسبت به اتخاذ تدابیر برای کاهش فرآیند رسیدگی به پروندههای قضایی، اقدامات بیشتری را در دستور کار قرار دهد.
رئیس قوه قضائیه در همین زمینه مشخصاً به بازدید اخیر خود از دادگستری و دادسرای شهرستان اسلامشهر اشاره کرد و نسبت به معطل ماندن فرایندی پروندهها در یک مرجع قضایی و عدم ارجاع به موقع آنها به مراجع بعدی تذکر داد و این موضوع را از عوامل اطاله دادرسی دانست.
رئیس قوه قضائیه در پایان بخش نخست نشست شورای عالی قوه قضائیه با عنایت به آسیبشناسی صورت گرفته در جریان بازدید اخیر خود از دادگستری و دادسرای اسلامشهر به رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات دستگاه قضا دستور داد ضمن برنامهریزی جهت انجام بازدیدهای مستمر از مراکز قضایی و احصاء مشکلات ناظر بر فرایندهای الکترونیکی در واحدهای قضایی، با همکاری معاونتهای «راهبردی»و «منابع انسانی»نسبت به تجهیز زیرساختها و آموزش نیروها برای ارسال سیستمی اوراق قضایی اقدامات لازم را ترتیب دهد.
در بخش دوم نشست شورای عالی قوه قضائیه، کاظمیفرد رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه نیز در این جلسه با اشاره به تکلیف قانونی برای تمامی دستگاهها در زمینه راهاندازی پنجره واحد خدمات هوشمند، اظهار کرد:قوه قضائیه به منظور تحقق اهداف «قوه قضائیه هوشمند»و ارائه خدمات الکترونیکی به افراد جامعه و کاهش مراجعات مردمی، تا کنون پنجره واحد خدمات قضایی را در درگاه ملی قوه قضائیه با ۲۰ خدمت قضایی راهاندازی کرده و این خدمات با استفاده از شناسه ثنا قابل دسترسی هستند.
او افزود:مردم با استفاده از درگاه ملی قوه قضائیه میتوانند بدون مراجعه حضوری، از خدماتی نظیر «پیگیری پرونده»،«ابلاغ الکترونیکی»،«شرکت در جلسات رسیدگی مجازی»و سایر ارتباطات با دستگاه قضایی بهرهمند شوند.
کاظمیفرد با اشاره به راهاندازی خدمات الکترونیکی «دادخواست از راه دور بدوی»و «دادخواست تجدیدنظر دیوان عدالت اداری»در سال گذشته، عنوان کرد:مردم برای ارائه این دو دادخواست، به جز هزینههای قانونی هیچ هزینه دیگری را پرداخت نمیکنند.
رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه با بیان اینکه تمام تلاش این مرکز بر آن است که پنجره واحد خدمات قضایی را تا هفته قوه قضائیه تکمیل کند، گفت:تکمیل پنجره واحد خدمات قضایی و تبدیل آن به پنجره واحد قوه قضائیه، نیازمند آن است که خدمات الکترونیکی تمامی سازمانهای تابعه قوه قضائیه، ثنا پایه شود.
کاظمیفرد همچنین گفت: «بهرهمندی حداکثری از فناوریهای نوین و دانشبنیان»،«گسترش خدمات الکترونیک قضایی»و «تسهیل دسترسی مردم به عدالت»،«اجرای سند تحول قضایی»،«شکلدهی به زیست بوم قوه قضائیه در بستر فناوری به همراه تعامل حداکثری با سایر نهادها»، مهمترین اولویتهای مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه در سال ۱۴۰۱ هستند.
حجتالاسلام والمسلمین مظفری رئیس دیوان عدالت اداری نیز در این جلسه با اشاره به نتایج مثبت ۳۰ جلسه این دیوان با دستگاهها و وزارتخانههای مختلف که طی سال گذشته در معاونت پیشگیری برگزار شد، اظهار کرد:به عنوان مثال، در نتیجه برگزاری ۸ جلسه دیوان عدالت اداری با تامین اجتماعی، بخشنامهای صادر شد که این بخشنامه علاوه بر آنکه موجب کاهش ورودی پرونده به دیوان عدالت اداری میشود، بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ فقره پرونده دیوان عدالت اداری که برای آنها رای صادر شده است را ظرف چند ماه آینده مختومه میکند.
معاون اول رئیسجمهور در جلسه انتقال آب
نهمین جلسه انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی به ریاست معاون اول رییس جمهور برگزار و بر تامین آب مورد نیاز صنایع و مصرف شرب استان های با تنش آبی به ویژه سیستان و بلوچستان از دریا تاکید شد.
به گزارش ایسنا، محمد مخبر در این جلسه با اشاره به اراده و عزم قاطع و جدی دولت برای حل مشکل آب درکشور به ویژه از طریق طرح شیرینسازی و انتقال آب دریا تصریح کرد:برگزاری ۹ جلسه در شش ماه گذشته پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم برای طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی نشانگر اولویت و اهمیت اساسی حل مشکل آب کشور در این دولت است.معاون اول رییس جمهور حل مشکل تنش آبی در کشور و همچنین اجرای انتقال آب از دریا به فلات مرکزی و تامین آب مورد نیاز صنایع را اقدام ماندگار و یادگار دولت سیزدهم برای نسلهای کنونی و آتی کشور عنوان کرد و گفت:برگزاری جلسات منظم در کنار اقدامات عملیاتی و اجرایی برای تاسیس ایستگاههای آب شیرین کن و پمپاژ آب و همچنین طراحی و کارگزاری خطوط انتقال آب به فلات مرکزی ایران در این دولت پیشرفت قابل توجهی داشته است.او در این نشست تاکید کرد:امیدواریم تا پایان دولت سیزدهم حل مشکل آب شرب بهداشتی و همچنین مورد نیاز صنعت کشور از طریق شیرین سازی و انتقال آب دریا نهایی شود.مخبر با اشاره به اینکه مسئله آب در آینده یک اولویت و نقش اساسی در معادلات منطقهای و جهانی خواهد داشت، گفت:در حال حاضر هیچ اولویتی مهمتر از مسئله آب در کشور وجود ندارد که باید شرکتهای سرمایهگذاری بخش خصوصی و دولتی با هم افزایی و همکاری روز افزون مشکل تامین آب در کشور را حل کنند.او همچنین سخنانش را اینگونه ادامه داد :قابل قبول نیست که کشوری همانند ایران که در شمال و جنوب از نعمت خدادادی دریا برخوردار است، در نواحی مرکزی با مشکلات کم آبی و در عین حال مراکز تجمع جمعیتی مواجه باشد که باید با اعمال مدیریت صحیح و تخصیص بهینه آب این مشکلات هر چه زودتر برطرف شود.معاون اول رئیس جمهور همچنین از وزارت نیرو خواست تا در پروژه های انتقال آب به فلات مرکزی ایران علاوه بر تامین نیازهای شرب و صنعت، به بخش کشاورزی نیز توجه کرده و در صورت امکان تخصیصهای لازم در نظر گرفته شود.وزیر نیرو نیز در این جلسه با اشاره به پیشرفتهای قابل توجه و بسیار زیاد طرحهای آب شیرین کن و طراحی و پیشرفت ۵ خط انتقال آب دریا به فلات مرکزی و همچنین اجرا، تکمیل و طراحی ایستگاه های پمپاژ آب در دولت سیزدهم گفت:طرح های نهایی شده و قابل بهرهبرداری در سال جاری و با همت وزارت نیرو در دولت سیزدهم بیش از میانگین و معادل کل طرحهای اجرا شده در گذشته خواهد بود که با بهره برداری کامل از ظرفیت ایستگاه های آب شیرین کن در بندرعباس و چابهار تا ۵۰۰ هزار متر مکعب به ظرفیت آب شیرین سازی شده در سال جاری اضافه میشود.او با اشاره به اهمیت تامین آب مورد نیاز صنعت ادامه داد:با اجرایی و نهایی شدن طرحهای انتقال آب میزان سرانه آب بخش صنعت سه برابر میشود که خوشبختانه این بخش استقبال خوبی از تامین آب پایدار انتقالی از دریا داشته است.در این جلسه که وزرای نیرو و صنعت، معدن و تجارت و همچنین مدیران شرکتهای سرمایهگذاری و مسئولان دستگاههای مربوطه در حوزه صنعت و آب حضور داشتند، وزارت نیرو گزارشی از طرح جامع تامین آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی ایران ارائه کرد.در ادامه این جلسه گزارشی از سیمای منابع آب و سرانه آب کشور، آب قابل برنامه ریزی برای مصارف مختلف (کشاورزی، شرب، صنعت و فضای سبز) از منابع آب تجدید پذیر، مصرف فعلی و نیاز آتی شرب و بهداشت با لحاظ نمکزدایی از دریا، مقایسه وضع موجود پساب تصفیهخانه های فاضلاب شهری، مصرف فعلی و تامین نیاز آتی صنعت و برداشت آب از دریا جهت مصارف صنعتی کشور، طرح نمک زدایی از دریا، مجوزهای مورد نیاز و همکاری و هماهنگی دستگاههای مربوطه و حمایتهای مورد نیاز جهت تسریع و تسهیل اجرای پروژههای انتقال آب از دریا ارائه شد.در این جلسه در خصوص پتانسیل بازتخصیص آب در بخش صنعت و تامین آب مورد نیاز کنونی و آتی این بخش تاکید شد که با پتانسیل جایگزینی با آب دریا و همچنین پساب تصفیه خانه ها علاوه بر تامین نیاز صنعت، به تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی، کاهش فرونشست زمین و توجه به محیط زیست کمک شایان توجهی می شود.همچنین گزارشی از سیمای کلی طرحهای توسعهای وزارت نیرو برای حل مشکل تنش آبی و تامین آب کشور ارائه و عنوان شد که بالغ بر ۵۷۰ طرح در دست اجرا شامل سد سازی، شبکه آبیاری، زهکشی و ایجاد تاسیسات فاضلاب شهری با اعتبار ۷۴۰ هزار میلیارد تومان و همچنین ۳۳۶ طرح اولویت دار بخش آب و آبفا تا پایان دولت سیزدهم با اعتباری بالغ بر ۲۹۰ هزار میلیارد تومان علاوه بر پروژه انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی آغاز به کار کرده و در حال انجام فعالیت های مقدماتی است.در این جلسه همچنین گزارشی از میزان پیشرفت لولهگذاری خطوط انتقال آب و همچنین میزان آب تحویل داده شده از محل شیرین سازی به بخش صنعت تا کنون ارائه و تاکید شد که پس از دستور معاون اول رئیس جمهور برای اختصاص اعتبارات مورد نیاز، عملیات اجرایی خطوط دوم و سوم انتقال آب از محل ایستگاه های شیرین سازی و همچنین اجرای ایستگاه های پمپاژ آب به فلات مرکزی با کمک سرمایه گذاران اجرایی شده است.
حقوق کودکان بر بدنشان را به رسمیت بشناسید
در پی انتشار ویدیویی که یکی از مسئولان مدارس را در حال قیچی زدن بر موهای کودکان نشان میدهد، واکنشهای متفاوتی را مشاهده کردیم. اگر چه این اقدام توسط سخنگوی آموزش و پرورش تخلف اعلام شده است، لازم به ذکر است که به کارگیری چنین شیوههایی در مدارس به یک فرد بر نمیگردد و نشاندهنده رویکرد برخی مسئولان آموزش و پرورش نسبت به کودکان است. این رویکرد کودکان را به عنوان انسانهای مستقل به رسمیت نمیشناسد و با نگاه از بالا به پایین برای همه چیز کودکان تصمیم میگیرد و بدون توجه به نظر آنان، آن را اجرا میکند. با توجه به صدها گزارش تجاوز به حریم خصوصی کودکان، دهها گزارش تجاوز جنسی به کودکان، از مراجع صالح قضایی درخواست رسیدگی به چنین مواردی را داریم. از آنجا که ناقضین حقوق کودک به دادگاهها فراخوانده نمیشوند و کودکان حق شکایت ندارند، مجرمان به کار خود ادامه میدهند و نهایتا از این مدرسه و منطقه به مدرسه و منطقه دیگری منتقل میشوند.
اصلاح این رویکرد در آموزش و پرورشوآموزش حقوق کودک به همه دست اندرکاران در آموزشوپرورش، مدیران، معاونان و معلمان ضرورت و نیازی جدی است. چنین برخوردی با کودکانی که بیش از دو سال است به علت شیوع کرونا از محیط اجتماعی مدرسه محروم بودهاند و با مشکلات عدیده روبهرو شدهاند، خشونت عریان علیه کودکان است و با توجه به ماده نوزدهم پیمان نامه حقوق کودک که دولت را متعهد به حمایت از کودک در برابر کلیه اشکال خشونت جسمی، یا روانی و هر نوع آزار کرده است قابل پیگیری قضایی توسط مدعی العموم است.
به جای جداسازی جنسیتی به فکر مناسبسازی شهر باشید
ایجاد فضاهای تک جنسیتی مادر و کودک در بوستانهای شهرداری تهران و حصارکشی در پارکها در روزهای اخیر واکنش فعالان شهری را در پی داشته است. جامعهشناسان میگویند اجرای این سیاستها و بازگشت حصار به پارکها تنها امنیت موقت در بوستانها ایجاد میکند و فعالان حقوق زن میگویند این نگاه سبب طرد زنان از فضاهای عمومی شهر میشود. در آن سوی ماجرا، مدافعان فضاهای تک جنسیتی و طرفدار اتاقهای مادر و کودک ایستادند، آنها میگویند این اتاقها لازمه فضاهای عمومی هستند اما نه با این کیفیت که امروزه در تهران اجرا میشوند. آنها میگویند این اتاقها از استانداردهای ملی و جهانی فاصله زیادی دارند. کنشگران شهری در روزهای اخیر نامهای خطاب به اعضای شورای شهر تهران نوشتند و از آنها خواستند تا در اجرای این تصمیم در شهر تهران تجدید نظر کنند.
طرح شهرداری تهران برای پارکها هنوز مبهم است. مسئولان شهرداری میگویند ایجاد فضاهای مادر و کودک برای ۲۷ پارک به صورت پایلوت ایجاد شده است. آقامیری، عضو شورای شهر تهران از حصار کشی پارکهای تهران خبر میدهد و سخنگوی شهرداری میگوید ایجاد فضاهای مادر و کودک به معنای فضاهای سرپوشیده نیست. با این حال ایجاد فضاهای تک جنسیتی فعالان شهری و کنشگران را نگران کرده است. بیش از ۱۳۰ نفر از فعالان شهری و رسانهای شهرسازان و جامعهشناسان در روزهای گذشته نامهای به اعضای شورای شهر تهران نوشتند. در این نامه که افرادی چون: ترانه یلدا، محمدرضا حائری، کریم آسایش، محمدرضا جلایی پور، مهرناز عطاران، زهرا مالکی، زهرا نژادبهرام، ونوس عامری، فروغ افشاری، مرجان مرتضوی و … آن را امضا کردند، به عدم دسترسی مردم محله به بوستانها اشاره شده و آمده است: «به تازگی برنامهای در شهرداری تهران در حال اجراست تحت عنوان«بوستان مادر و کودک» که در عمل به تک جنسیتیسازی برخی بوستانها و حصارکشی آنها انجامیده است که بسیاری از این موارد بوستانهای محلی هستند و ساکنان محلات را برای بهرهمندی از دسترسی به پارک دچار مشکل کرده است و آنها را ناگزیر ساخته که به سایر محلات رجوع کنند.»
امضا کنندگان این نامه در بخش دیگری از آن تاکید کردند: «این طرح که فاقد برنامه مدون اعلامی و بدون مصوبه شورای شهر است و در خصوص آن اظهارات متناقضی حتی از سوی برخی اعضای شورای شهر مطرح میشود نظیر زنانه و مردانه سازی کامل پارکها، تخصیص فضای جداگانه برای مادر و کودک در 352 بوستان (در روایتی دیگر 200 بوستان)، تک جنسیتی سازی 40 بوستان، نگرانیهایی را برای فعالان محلی و شهری، فعالان جنبش زنان و فعالان حوزه کودک ایجاد کرده است.»
در بخش دیگر این نامه نگرانیها تشریح شده است، به گفته امضاکنندگان این نامه، ایجاد این فضاها بدون پشتوانه علمی و استاندارد میتواند «سبب لطمه به بهرهمندی ساکنان محلات از سرانههای فضای سبز و امکانات تفریحی، مشکلات در خصوص برنامههای خانوادهها برای استفاده از پارکها(برای مثال استفاده پدر و فرزند یا پدربزرگ و نوه یا برادر و خواهر یا زوجهای جوان یا پدربزرگها و مادربزرگها از پارک)، تحریف و کژکاردی نقش بوستانها بهویژه بوستانهای محلی به عنوان پاتوقهای عمومی و تقلیل آن به صرف کارکرد خدماتی و سلب نقش اجتماعی آنها، تشدید ناامنی در فضاهای شهری برای زنان به نام صیانت از امنیت آنها به دلیل اتخاذ رویکرد جداسازی و پذیرش ناامنی عمومی به جای اتخاذ رویکرد شهر امن و مناسب سازی، ترویج نگرش سنتی به زنان در قالب مادرِ خانه دار و نادیده انگاری زنان مجرد و زنان شاغل و زنان فاقد فرزند، تأثیر منفی بر اجتماعی شدن کودکان و… شود.»
در ادامه این بیانیه به فقدان برنامه مدون برای اجرای سیاست تازه شهرداری تهران اشاره شده است، موضوعی که تذکر یکی از اعضای شورای شهر تهران نیز بود. «با پایینترین کیفیت در اجرا، اقدامات سلیقهای و نادیده گرفتن ضوابط شهر دوستدار کودک، مواجه هستیم که کیفیت استفاده از بوستانها را برای گروه هدف این برنامه یعنی مادران و کودکان هم کاهش میدهد.»
امضاکنندگان این نامه در ادامه با تأکید بر لزوم احترام به حق انتخاب برای همه در خصوص سبک زندگی و حق به فضاهای شهری از جمله بوستانها، خواهان چند موضوع شدند: «در درجه نخست به جای رویکرد جداسازی جنسیتی، رویکرد مناسب سازی شهر و بوستانها برای زنان و کودکان مبنای برنامهریزی و سیاستگذاری شهری قرار گیرد. دوم، به جای تغییر و تفکیک در بوستانهای عمومی، نسبت به بهرهمندی از ظرفیت موجود بوستانهای زنان و سایر فضاهای زنانه نظیر شهربانوها و شهردختها برای متقاضیان اقدام شود و سوم، در صورت وجود ملاحظات خاصی برای فضاهای ویژه مادر و کودک جهت ارائه خدمات متناسب با آن نه براساس جداسازی جنسیتی، این برنامه با لحاظ اصول محدود سازی آن به تعدادی از پارکهای با مقیاس شهری دارای ظرفیت و تخصیص فضا در آنها، اجرای کامل ضوابط شهر دوستدار کودک، بهرهمندی از چارچوبها و توصیههای اداره کل بانوان جهت طراحی مناسب برای زنان، در قالب طرح یا لایحهای شفاف در شورای اسلامی شهر تهران تصویب شود.»
کاترین هم رفت. کاترین عزیز ما که فریادگر زمین پاک، طبیعت سبز و معیشت پایدار جوامع بومی بود. کاترینِ خستگیناپذیر، پرتلاش، باورمند و عاشق. کاترینِ ما که همراه با عشایر کوچرو، عرصههای مرتعی ییلاق و قشلاق را در همهجای ایران گامبهگام پیموده بود؛ با شاهسونها، بختیاریها، قشقاییها، عشایر بویراحمدی، کردهای کردستان، عربهای خوزستان و سالهای طولانی در میان جوامع بومی آفریقا.
خانم دکتر «خدیجه کاترین رضوی» که مدیریت اولین سازمان غیردولتی را بعد از پیروزی انقلاب به برعهده داشت، به همراه شخصیت شناخته شده محیط زیست جهانی دکتر «محمدتقی فرور»، موسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) را به کانونی برای تربیت صدها تسهیلگر و متخصص حوزه اجتماعی و توسعه پایدار و مجری دهها طرح زیستمحیطی، حیات وحش، معیشت پایدار، فقرزدایی، مقابله با بیابانزایی و تخریب سرزمین، امنیت و حاکمیت غذایی، پایدارسازی ساختار اجتماعی و توانافزایی جوامع محلی به ویژه عشایر کوچرو تبدیل کرد. همه ما در طول این سالها، سنستا را «کانون» صدا میزدیم و امروز به جرات میتوان گفت که از تسهیلگران شناختهشده کشور کسی را نمیتوان یافت که در طول سالهای فعالیتش ارتباطی با کانون نداشته باشد.کاترین حفاظت از محیط زیست را جزء لاینفک زندگی جوامع محلی بهویژه عشایر و از فرآیند توسعه پایدار میدانست. او تمام مظاهر فرهنگی جوامع بومی را دوست داشت و آن را نماد هویت جوامع میدانست؛ دانش بومی، آداب و سنتهایشان را ارج مینهاد و برای شکوفا شدن آنها و کارکردشان در زندگی اجتماعی جوامع محلی میکوشید. کاترین انسان را شایسته برخورداری از هویت فرهنگی، معیشت پایدار و زندگی سالمِ هماهنگ با طبیعت میدانست. در مدت 25 سالی که با کاترین آشنا بودم، او را ذرهای به دور از این باورها ندیدم.آخرین بار شب عید امسال زنگ زد. تا جواب دادم، با صدای پرانرژی و امیدبخش همیشگیاش گفت: «خیلی خوشحالم نوروزی جان. خوشحالم که هستی توی پروژه. تورو خدا نذارین این طرح را هم مثل اونای دیگه خراب کنن. میبینی که درست نمیشه. هر کاری میکنیم نمیشه. اما امیدمون رو از دست نمیدیم. عقبنشینی نمیکنیم» مثل همیشه مستقیم رفته بود سر اصل موضوع.اول متوجه نشدم در مورد چه چیزی حرف میزند تا اینکه اسم دشتِ سیستان را بر زبان آورد. تازه فهمیدم که خوشحالیاش بخاطر خبری بوده که من به همراه یکی دو عکس از کارگاه مشارکتی با روستاییان دشتِ سیستان در صفحه اینستاگرامم به اشتراک گذاشته بودم و نوشته بودم که تسهیلگری یکی از پروژههای UNDP در سیستان را بر عهده دارم. کلی حرف زدیم. از آرزو و امیدهایش گفت. باز هم نگران عشایر و جوامع محلی و منابع طبیعی کشور بود. باز هم از معیشت پایدار و تشکلهای توسعه پایدار عشایر کوچرو حرف زد. تنها حسی که نمیشد از آهنگ صدایش و از کلام دلنشینش گرفت بیماریاش بود. طوری حرف میزد انگار تمام امیدهای دنیا و عشق به زندگی را یکجا در دل خود جمع کرده است. چقدر خوشحال شدم که گویا بر بیماریاش غلبه کرده و اینطور پرانرژی صحبت میکند. پیشنهاد کرد «ماهی یک بار همه بچههای قدیمی را در کانون جمع کنیم و دورهمی داشته باشیم.» با انرژی صحبت میکرد، اما الان میفهم که خودش میدانست زمان زیادی ندارد. انگار با پیشنهاد قرار دورهمی ماهانه در کانون، میخواست به ما گوشزد کند که «کانون را فراموش نکنید. هنوز خیلی کارها باقی مانده که انجام نشده. آرزوها و باورهای ما را از یاد نبرید. به آنها عمل کنید»کاترین عزیز ما، «جیران»اش را تنها گذاشت و به بیپایانگی عشق پیوست. هر چند در جریان بیماریاش قرار داشتیم، ولی آخرین تماسش و عشق و علاقه پایانناپذیرش به باورهای سبزش، امیدوارمان کرده بود که به زندگی برگشته است.
حیف که میسر نشد. یادش گرامی و سبز باد.
نفس تالاب شادگان به شماره افتاده. این گزاره را میشود از این جمله مجتبی ذوالجودی، معاونت محیط زیست دریایی و تالابها سازمان حفاظت محیط زیست دریافت که تنها یک پانزدهم حقابهاش از سد مارون ۱ اختصاص یافته و تا تابستان خشک میشود. دیدگاه ذوالجودی به سد مارون ۲ اما متفاوت از فعالان محیط زیست و جوامع محلی است. هر اندازه که منتقدان این پروژه آن را تیر خلاص بر گلوی تالاب شادگان میبینند، ذوالجودی این سد را نجاتدهنده شادگان میبیند و از آن دفاع میکند. او در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «سد مارون ۲ تاثیر خاصی روی ورودی آب به شادگان ندارد و میتوانیم با جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز، آب بیشتری را وارد شادگان کنیم.»
به گفته او موافقت اولیه برای این سد اخذ شده و در مجموع دیدگاه سازمان نسبت به مارون ۲ مثبت است. در این گفت وگو که در دفتر مدیر کل محیط زیست استان کرمان انجام شد، به موضوعاتی چون وضعیت نابسامان تالابها، اختصاص کمتر از ۴۰ درصد حقابه تالابها و اقدامات انجام شده برای سند خوردن تالابها به نام سازمان محیط زیست پرداخته شد. او همچنین اشارهای به گرد و غبار این روزهای کشور داشت. ذوالجودی که سابقه معاون پژوهشی سازمان هواشناسی کشور و رئیس پژوهشکده هواشناسی را دارد میگوید اگرچه غبار اخیر از کشورهای همسایه برخاسته اما با توجه به کمبارشی و نبود حقابه تابستان پیش رو پرغبار خواهد بود.
آقای ذوالجودی! سال گذشته قرار بود تالاب شادگان از فهرست مونترو خارج شود اما حالا از ساخت سد مارون ۲ بر سرشاخهها آن خبر میرسد، آن هم در شرایطی که این تالاب حتی موفق به دریافت حقابهاش از سد مارون ۱ هم نشد. موضع سازمان محیط زیست در رابطه با این سد چیست؟
زمانی که مارون ۱ افتتاح شد، قرار بود حجم مشخصی از آب به تالاب شادگان برسد که یکی از مهمترین تالابهاست، متاسفانه اما با توجه به شرایطی که وجود دارد این مهم اتفاق نمیافتد. این طور نیست که وزارت نیرو نخواهد، اما برداشتهایی که در مسیر وجود دارد باعث شده تا یک دهم یا یک پانزدهم حقابه شادگان از مارون ۱ به این تالاب برسد.
میزان دقیق حقابه شادگان چقدر است و عملا چقدر به این تالاب میرسد؟
۷۰۰ تا ۸۰۰میلیون میلیون مترمکعب در سال باید میرسید اما الان ۷ تا ۸میلیون مترمکعب آب به شادگان میرسد. درست است که بارندگی نسبت به سال قبل بهتر بود اما چون هنوز به اندازه کافی بارندگی نیست، شادگان به این آب محتاج است.
با این اوصاف سد مارون ۲ با این تالاب چه میکند؟
شاید این در ذهن بیاید که حالا که مارون ۱ را داریم و آب به این صورت به شادگان میرسد، اگر مارون ۲ ساخته شود چه بر سر شادگان خواهد آمد اما به نظر میآید که سد مارون ۲ چندان بر شادگان تاثیرگذار نیست. کارشناسان خارج از سازمان محیط زیست میگویند که حجم سد ۱۳۰ میلیون مترمکعب است، یعنی حدود یک بیستم مارون ۱. درباره مارون ۲ بیشتر مسائل اجتماعی مطرح است.
منشا آبی که وارد خوزستان میشود در کهگیلویه و بویراحمد است و به نوعی برای اینکه بتوانند برداشت آب را برای مردم کهگیلویه نظاممند کنند، میخواهند سد مارون ۲ را داشته باشند تا آب به صورت حسابشده در اختیار کشاورزی و صنایع لازم در کهگیلویه قرار گیرد و آن برداشتهای غیرمجازی که در مسیر اتفاق میافتد، کنترل شود. در سازمان حفاظت از محیط زیست عزیزانی که درگیر این امر بودند گزارش دادند و برنامههایشان را گفتند و یک موافقت اولیه هم شده است. در واقع ارزیابی اولیه را با توجه به توجیهاتی که صورت گرفته، سازمان پذیرفته است.
این پروژه ردیف اعتبار گرفته است؟ این موافقت اولیه شما به معنای اخذ مجوز محیط زیست برای این پروژه است؟
به صورت کلی بله. طرح ارزیابی پذیرفته شده و قرار شده با دقت بیشتری مطالعات روی آن صورت گیرد و سوالات کارشناسان سازمان حفاظت از محیط زیست را پاسخ دهند. اگر همکاران ما توجیه شوند، مجوز نهایی داده میشود.
اما در کل نظر سازمان مثبت است چرا که تاثیر خاصی بر ورودی آب به شادگان ندارد و میتوانیم با جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز، آب بیشتری را وارد شادگان کنیم. بنابراین اگر به سوالات ما پاسخ درستی داده شود ما این مجوز را خواهیم داد تا به صورت مدیریتشده این کار انجام شود، با این تضمین که برای شادگان بهتر باشد، هر چند که الان شادگان وضعیت خوبی ندارد.
چند درصد تالاب شادگان خشک شده است؟ فکر میکنید با ادامه این روند، شادگان تا چند وقت دیگر به کانون ریزگرد تبدیل میشود؟
فکر میکنم حدود ۸۶ درصدش نم دارد و مابقی خشک شده است. تالابهای خوزستان شرایط خوبی ندارند و در حال حاضر فقط ۴۰ درصد نیاز آبی شادگان تامین شده است. اگر شرایط تامین حقابه به همین صورت باشد، در تابستان شرایط سختی خواهیم داشت و خشک شدن نسبی تالابها و خیزش ریزگردها از تبعات این روند است.
یعنی تا تابستان شادگان به صورت کامل خشک خواهد شد؟
بله، اگر مدیریت تالاب به همین نحو باشد. باید بپذیریم که در شرایط خشکسالی هستیم و هر چند بارندگی نسبت به سال گذشته بهتر شده اما به هر حال ما چند سال است که دچار خشکسالی هستیم و مدیریت منابع آب دچار مشکل است. بالاخره وزارت نیرو برای اینکه بخواهد حقابه را اختصاص دهد باید با دقت خاصی اختصاص دهد، مضاف بر اینکه برداشتهای غیرمجاز کشاورزی و صنعت همچنان وجود دارد و نمیتوان به صورت کامل این موارد را کنترل کرد.
ظرفیت سدهای کشور به نیم رسیده و اکثریت تالابهای کشورمان دچار مشکل میشوند، باید همدلی و همراهی از سمت مردم باشد تا بتوانیم این شرایط سخت را پشت سر بگذاریم.
در نیم قرن گذشته ۶۰ درصد تالابهای دنیا از بین رفته است. به طور صریح بفرمایید این زوال در ایران به چه میزان است و چقدر از تالابهای ما به کانون ریزگرد تبدیل شدند؟
این آمار در ایران بیشتر از ۶۰ درصد است. ما تالابهای زیادی داشتیم که البته بیشترشان هم فصلی بودند اما خشک شدند و میتوانند به عنوان کانون گرد و غبار باشند.
از طرف دیگر حدود ۲۳ درصد از تالاب ثبتشده در کنوانسیون رامسر در فهرست مونترو است و شادگان یکی از آنهاست. برای بهبود وضعیت این تالاب چه اقداماتی صورت گرفته است؟
سازمان حفاظت محیط زیست وظایفی چون پایش مستمر را به عهده دارد که این پایشها هم به صورت هوایی و هم به صورت آنلاین انجام میشود. مرتب هم جلساتی با تصمیم گیران درباره حقابهها داریم و سایر موارد را هم دنبال میکنیم. کاری که وزارت نیرو انجام میدهد تعیین حقابههاست که در کمیته ملی حفاظت و احیای تالابهای دولت مصوب و تکالیفی را برای ارگانهای مختلف گذاشتند.
یکی از این تکالیف این بود که حقابهها برای تمامی تالابها تعیین شود و سازمان حفاظت از محیط زیست با کمک شرکتهای دانش بنیان و دانشگاهها این امر را انجام داده است.
بنابراین حقابه همه تالابهای تعیین شده؟
همه نه ولی برای تالابهای اصلی که شادگان هم جزو آنهاست، این عدد را مشخص کردیم و از سمت رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ابلاغ شده و وزارت نیرو مکلف است این حقابه را برای احیای شادگان تامین کند.
بخش غالبی از تالابهای ما مثل هامون، شادگان، بختگان، پریشان و بسیاری تالابهای دیگر نیاز آبیشان تامین نشده و عملا کارکرد خود را به عنوان یک زیستگاه از دست دادند. فارغ از ملاحظات سازمان شما فکر میکنید، چند درصد از حقابه تالابها اختصاص پیدا کرده؟
واقعیت این است که صد درصد یا درصد بالا را برای هیچ کدامشان نداریم. ما شرایط خشکسالی را داشتیم و وزارت نیرو با توجه به محدودیتهایی که داشته نتوانسته این حقابه را اختصاص دهد. اگر بخواهم به صورت متوسط به شما عرض کنم برای دریاچه ارومیه که نسبت به سایر نقاط از بارندگی بهتری هم برخوردار بوده است، خوشبینانه بخواهم بگویم ۴۰درصد حقابهاش اختصاص یافته است.
از این جمله میتوانم برداشت کنم که میزان حقابه سایر تالابها حتی ۴۰درصد هم تامین نشده؟
بله بدتر از ارومیه است. یک مقدار از محل حقابههای رودخانه باید تامین شود و بخشی هم از محل صرفهجویی در بخش کشاورزی؛ اینها به تاخیر افتاده و باید با حمایت و همدلی مردم این کار را دنبال کرد.
در مورد حقابهها بهتر است اینطور بگویم که به طور متوسط درصد بسیار کمی از آن چه باید؛ حتی از نصف کمتر هم به تالابها اختصاص یافته که قسمتی از آن به کمبارشی و قسمت عمدهای هم به بخش مدیریت آب در کشاورزی برمیگردد.
چند درصد از تالابهای شناختهشده کانون ریزگرد هستند؟
هورالعظیم الان شرایط سختی را دارد و سایر تالابهای خوزستان هم شرایط بدی دارند و هامون هم شرایط بسیار سختی دارد.
تالابی هم داریم که شرایط خوبی داشته باشد؟!
تالاب جازموریان الحمدالله شرایط خوبی دارد. البته حال جازموریان هم به طور نسبی خوب است.
این تالاب را هم که سیل نجات داد و در واقعیت هیچ عملیات احیایی انجام نشد!
به هر حال خلقت تالابها نیز توسط خدا بوده و یکی از مخاطراتی که وجود دارد سیل است. بالاخره سیل یک سوپاپ اطمینان برای کشور ماست و ای کاش بهتر به آن میرسیدیم و قطعا سازمان محیط زیست با قدرت این اقدام را انجام خواهد داد.
بعد از جنجال انتقال سند مالکیت تالاب انزلی به وزارت نیرو، واگذاری مالکیت تالابها در مرداد سال گذشته لغو شد و قرار شد اسناد تالابها به نام سازمانهای محیط زیست و جنگلها صادر شود. این ماجرا در چه مرحلهای قرارداد؟
این مناطق حفاظتشده هستند و به نام منابع طبیعی و هرجایی که باشد، نظارت بر آنها با محیط زیست است. ما به دنبال این نیستیم که سند به نام ما بخورد یا خیر؛ هر چند که این اتفاق میتواند مهم باشد. کار نظارت بر تالابها با محیط زیست است و تاثیرگذاری قوانین کشور از طریق این سازمان انجام میشود.
تاکنون تالابی به نام محیط زیست سند خورده است؟
دقیقا نمیدانم.
آقای ذوالجودی شما سابقه زیادی هم در سازمان هواشناسی دارید. ارزیابی شما از علت گرد و غبارهای اخیر در کشور چیست؟
بیشتر منشا گرد و غبار اخیر ما کشورهای خارج از ایران و مرزهای خارجی بوده است. این منشا میتواند سوریه و به طور خاص عراق باشد ولی این کشورها تحت تاثیر سیاستهای مدیریت منابع آب ترکیه و سدسازیها، تالابهایشان خشکیده است. اگر همراهی و همکاری بین ترکیه و این کشورها بود این مورد به حداقل میرسید. این موضوع چه در مرزهای شرقی و چه در مرزهای غربی باید با دیپلماسی حل شود و همکاری وزارت امور خارجه را میطلبد. باید رایزنی با کشورهای همسایه داشته باشیم که کمتر دچار این آسیب شویم. اگرچه بارندگی مهم است ولی میتوان سهم بیشتر این وضعیت را به مدیریت اختصاص داد. نمیتوانیم بگوییم فقط تغییر اقلیم سبب این گردوغبار شده. اگر تغییر اقلیمی هم اتفاق افتاده، ما انسانها مقصر هستیم.
به هر حال این مکاتبات را باید وزارت امور خارجه انجام دهد اما پیشتر دفتر محیط زیستی در وزارت امور خارجه فعال بود که تعطیل شده است. با توجه به اینکه اگر مذاکرات صورت میگرفت محیط زیست در جریان بوده، آخرین وضعیت به چه شکل است؟
این برنامههای وزارت امور خارجه است. ولی درباره سازمان حفاظت از محیط زیست طبق دستور رئیس سازمان، نشست وزرای کشورهای اطراف ایران در دستور کار روابط بینالملل قرار گرفته و ما دنبال این هستیم که به زودی این نشست انجام شود.
این نشست با حضور چه کشورهایی خواهد بود؟
تا امروز حدود ۱۲ تا ۱۴کشور مد نظر بوده و ممکن است تعداد بیشتر شود. در این نشست وزرای محیط زیست کشورها شرکت خواهند داشت و یکسری تعهدات و تفاهمنامههایی باید ایجاد شود. این مورد جزو کارهای ضروری است که در کوتاهترین زمان ممکن باید اتفاق بیفتد و امیدواریم نتایج خوبی به دنبال داشته باشد.
امسال در شروع فصل بهار شاهد ریزگردها هستیم. با این وضعیت میتوان برداشت کرد که در تابستان با وجود کاهش بارندگی، وضعیت بدتر هم خواهد شد؟
بله احتمالش هست. باید واقعیت را قبول کنیم. این احتمال وجود دارد که درصد روزهایی که با گرد و غبار دست و پنجه نرم میکنیم، بیشتر شود. مطالعات و سوابق این را نشان میدهد. پیشبینی ما این است که روزهای زیادی هم تحت تاثیر آلودگی هوا خواهیم بود ولی امیدوارم که شرایطی فراهم شود که این پیشبینی غلط از آب در بیاید.
