بایگانی مطالب نشریه

یاد «کاترین» با ما می‌ماند

«کاترین رفت» این پیام که می‌آید یعنی کاترین این بار راهی را رفته که برگشتنی از آن در کار نیست. کاترین رضوی مدیرعامل موسسه سنستا بود،‌ موسسه‌ای که پیش از هر چیز نامش با جامعه بومی و عشایری گره خورده است. موسسه‌ای که آن را تقی فرور و کاترین رضوی تاسیس کردند و تا به آخر در آن ماندند، کار کردند، برای محیط‌زیست جنگیدند و در آرزوی بهتر شدن آن در همین خاک آرام گرفتند.‌کاترین رضوی را اولین بار سال 1393 دیدم، آن وقت‌ها در تدارک برگزاری جشنواره‌ای برای حفاظت از جنگل ابر بودیم. سنستا نام بزرگی در حوزه حفاظت با همراهی جامعه محلی بود که در کنار نامش حرف‌هایی هم درباره‌اش زده می‌شد،‌ مثل اینکه سنستا جامعه بسته‌ای است،‌ از سنستا و فعالیت‌هایش نمی‌شود سر درآورد و… ما چند علاقه‌مند به محیط‌زیست و کارآموز این حوزه بودیم که در بهار 93 در آن خانه قدیمی در تقاطع خیابان فروردین و آذربایجان را زدیم.

آنجا با تقی فرور و کاترین رضوی آشنا شدیم و از خودمان گفتیم. در همان جشنواره سنستا همراه ما شد. از آن سال تا زمان مرگ دکتر فرور، رفت‌‌وآمدهای ما به موسسه تداوم داشت. دکتر فرور رفت، پس از آن «غنیمت‌» در پرواز اوکراینی جان باخت. علی مهاجرت کرد‌، کاترین بیمار شد و کرونا آمد،‌ من دورادور پیگیر حال کاترین بودم‌، از بی‌معرفتی من بود. کاترین هرازگاهی تماس می‌گرفت و در این باره حرف می‌زد که کجا را باید نجات داد. می‌‌گفت که مسئولان حواس‌شان نیست با پروژه‌هایی که در حال اجرا هستند به این سرزمین صدمه می‌زنند. کاترین با شور و حرارت حرف می‌زد و می‌گفت باید بجنگیم،‌ باید جلوی آنها بایستیم و… من این طرف خط خسته از جنگیدن بودم،‌ به حرف‌هایش گوش می‌دادم و کاترین همچنان از این می گفت که ما در ایران چه سرمایه‌هایی داریم که باید قدر آنها را بدانیم.
آخرین بار درباره آشوراده تماس گرفت و شماره‌ای خواست. پس از آن از کاترین بی‌خبر بودم اما مطمئن از اینکه حالش خوب است،‌چندان سراغی هم نمی‌گرفتم. دیروز خبر آمد که کاترین دیگر در میان ما نیست،‌ این خبر مرا یاد روز خاکسپاری تقی فرور همسرش انداخت. آن روز که اعضای سنستا و از جمله غنیمت با صدای بلند می‌گریستند و کاترین گوشه‌ای دورتر زیر درختی ایستاده بود. من و کاترین ایستاده بودیم و او با آرامش از تقی‌اش می‌‌گفت که چه چیز را دوست دارد و چه چیز را دوست ندارد‌، یاد همان روز می‌‌افتم که در آغوشش گرفتم و او تنها یک جمله گفت «تقی رفت». یاد آن جشنواره جنگل ابر که در خانه محلی نشسته بود و پاهایش را دراز کرده و تقی فرور سر روی پایش گذاشت‌، یاد آن شب که قرار بود در یک مستند درباره جنگل ابر حرف بزنند،‌ یاد کاترین می‌افتم که گاه تند می‌شد‌، او عاشق این سرزمین بود و به همراه تقی به همه جای ایران سفر می‌کرد. کاترین در مراسم‌های تقی سیاه نپوشید و ترجیح داد مراسم یادبودی برای او برگزار کند‌. می‌گفت باید هر کاری از دست‌مان برمی‌آید برای ایران انجام دهیم. امروز خبر آمد که کاترین هم رفت،‌ او برای همیشه رفت و دیگر بازنمی‌گردد. این آخرین سفر کاترین بود. او در مبارزه‌اش با بیماری سپر انداخت. با این‌همه یاد او‌، یاد زنی با روسری نخی به سر که شمال تا جنوب،‌ شرق تا غرب این کشور را سفر کرد،‌ زنی که دنیا را دید و ترجیح داد ایران بماند،‌ زنی که عشایر،‌ کویرنشینان‌، جنگل‌نشینان و ایران را دوست داشت، با ما می‌ماند. یادت گرامی کاترین.

تشدید پدیده گردوغبار در ۳ماه آینده

معاون توسعه و پیش‌بینی اداره کل هواشناسی استان اصفهان گفت: بهاری گرم و کم‌بارش در انتظار این استان و به ویژه سرچشمه‌های آبی زاینده‌رود است.
نوید حاجی‌بابایی با بیان اینکه بسیاری از مناطق استان اصفهان در فروردین‌ ۱۴۰۱ تاکنون بارشی دریافت نکردند، به مهر گفت: در روزهای پایانی فروردین و در ماه اردیبهشت بهبود نسبی بارش‌ها را انتظار داریم. بارش‌ها در نیمه شرق و شمال استان مطلوب پیش‌بینی می‌شود و رگبار و رعد و برق شدید به ویژه در اردستان، کاشان، نطنز و نائین، خروش سیلاب‌های محلی را به همراه خواهد داشت.
او در عین حال گفت: به‌رغم بهبود بارش‌های استان در اردیبهشت نسبت به ماه فروردین اما میزان بارندگی‌ها کمتر از شرایط طبیعی خواهد بود.
حاجی‌بابایی ادامه داد: بر پایه آخرین الگوهای هواشناسی بهار کم‌بارشی را در استان اصفهان و به ویژه سرچشمه‌های آبی زاینده‌رود پیش‌بینی می‌کنیم که این شرایط تشدید خشکسالی استان را به دنبال خواهد داشت.‌
او با بیان اینکه میانگین دمایی استان در بهار امسال بین یک تا سه درجه سانتی‌گراد بالاتر از شرایط طبیعی این فصل خواهد بود، ابراز داشت: این امر سبب افزایش تبخیر فراتر از شرایط عادی در استان خواهد شد و این در حالی است که طبق تصاویر ماهواره‌ای، استان ذخیره و پوشش برف مناسبی نیز ندارد.
حاجی‌بابایی میانگین بارشی استان اصفهان را از ابتدای سال آبی (مهر ماه ۱۴۰۰) تاکنون را ۹۸ میلی‌متر اعلام کرد و افزود: این میزان بارندگی در مقایسه با سال گذشته تغییری نشان نمی‌دهد اما اصفهان نسبت به بلند‌مدت ۲۶ درصد کاهش بارندگی دارد.
او با بیان اینکه میزان بارش‌ها در کوهرنگ سرچشمه اصلی حوضه زاینده‌رود از ابتدای سال آبی تاکنون 1153 میلیمتر بوده است، اضافه کرد: بارش‌ها در سرشاخه حوضه زاینده‌رود نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۰ درصد افزایش و در مقایسه با بلندمدت حدود پنج درصد کاهش نشان می‌دهد.
حاجی‌بابایی عنوان کرد: به‌رغم بارش‌های مطلوب در اسفند ماه سال گذشته در منابع آبی استان به ویژه کوهرنگ، اما باید توجه داشت که سال آبی ۱۳۹۹- ۱۴۰۰ سال بسیار بسیار بدی به لحاظ بارشی بود و بارندگی زمستان پارسال نتوانست کمبود منابع آبی را جبران کند.
او با اشاره به اینکه شرق و مرکز استان اصفهان بیش از ۵۰ درصد کاهش بارندگی دارد، تصریح کرد: ۹۵ درصد از پهنه استان همچنان درگیر خشکسالی کوتاه‌مدت تا بلند‌مدت است.
حاجی‌بابایی ادامه داد: اصفهان از جمله استان‌هایی است که در مقایسه با خوزستان، خرم آباد، ایلام و کرمانشاه کمتر درگیر ریزگردها با منشأ خارجی شده است. عمده درگیری استان با ریزگردها از منشأ کانون‌های داخلی است و با توجه به شرایط امسال نواحی شرقی بسیار مستعد است و احتمال خیزش گردوخاک در اصفهان در سه ماه پیش رو بسیار زیاد است.

تکرار تجربه شکست خورده دستور به بازار

افزایش روز افزون قیمت کالاها در روزهای اخیر بار دیگر موضوع گرانی به صدر اخبار آورده است. در این شرایط مسئولان دولت سیزدهم هم به سیاق دولت‌های گذشته می‌کوشند با صدور «دستور» بازار را کنترل کنند. اما تجربه نشان داده که بازار دستورپذیر نیستو موضوعی که اقتصاددانان بارها بر آن تاکید کرده‌اند. در این شرایط بود که دستور معاون وزیر صنعت برای کاهش قیمت کالاها با واکنش گسترده و بعضا طنزآمیز کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد.

چهارشنبه هفته گذشته بود که رئیس جمهوری در نشست هیات دولت بر لزوم شناسایی پشت پرده‌ها گرانی تاکید کرد. ابراهیم رئیسی گفته بود: نباید اجازه داد برخی افراد با گرانفروشی و سوداگری به مردم اجحاف و آنها را ناامید کنند. رئیسی «گرانی بی‌قاعده» را غیرقابل توجیه دانسته و گفته بود: «اینکه یک شرکت یا کارخانه بخش خصوصی بخواهد به‌صورت ناگهانی قیمت کالای خود را افزایش دهد، غیرقابل پذیرش است». در پی این سخنان بود که شامگاه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۱ بار دیگر از سوی «عباس تابش» معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در اظهار نظری عجیب خواهان کاهش قیمت کالاها شد. او گفت: «هرگونه افزایش قیمت کالایی که امسال صورت گرفته است همین امشب اصلاح شود و به قیمت سال قبل برگردد».
این نخستین بار نیست که دولتمردان تلاش می کنند با صدور دستور جلوی افزایش قیمت کالاها را بگیرند. اسفند گذشته و در آستانه نوروز حجم قابل توجهی از این دستورها صادر شد. نمونه این دستورهایی که در عمل، معیار و منطقی برای اجرا نداشته دستور رئیس‌جمهور برای کاهش فقر مطلق بود. به ویژه آنکه مفهومی چون «فقر مطلق» و ابعاد مختلفی که دارد با صرف عملیات ضربتی و طی دو هفته یعنی ۱۴ روز امکان‌پذیر نیست.
نیمه اسفند۱۴۰۰ و در حالی که مراسم واگذاری ۸هزار و ۷۰۰ واحد مسکونی به مددجویان توسط رییس‌جمهور در حال اجرا بود با بیان اینکه دولت امکانات کافی برای ریشه کن کردن فقر مطلق را دارد و با یک کار جهادی و یک برنامه‌ریزی مناسب می‌توانیم به نتیجه برسیم، گفت: «از استانداران انتظار داریم نسبت به ریشه‌کن کردن فقر مطلق از تمام ظرفیت‌ها استفاده کنند و اجازه ندهند این موضوع به سال ۱۴۰۱ برسد.»
در همان روزهای اسفند چند اظهارنظر دیگر هم دراین‌زمینه مطرح شد. مثلاً در ۹اسفند۱۴۰۰ رئیس‌جمهور با تأکید بر لزوم تلاش برای جلوگیری از تحمیل هزینه‌های بیشتر به مردم، از دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط خواست برای جلوگیری از دلال‌بازی و رشد قیمت‌ها به ویژه در روزهای پایانی سال اقدامات و تدابیر لازم و فوری را به کار گیرند. در این میان به نظر می‌رسد عواملی چون آثار سوءتحریم‌ها، کسری بودجه و… نادیده گرفته می‌شوند.
روز پنج‌شنبه یک روز پس از اظهار نظر معاون وزارت صنعت، صحبت از قیمت ۱۹۹میلیون تومانی پراید ۱۱۱ در بازار خرید و فروش شد.
سعید مؤتمنی، رئیس اتحادیه صنف نمایشگاه‌داران و فروشندگان خودرو تهران، با اشاره به عوامل مؤثر در افزایش قیمت خودرو در روزهای اخیر، به خبرگزاری فارس گفت: «تقاضا برای خودروهای مدل ۱۴۰۱ بیشتر است و این موضوع باعث افزایش حدود بیست میلیون تومانی قیمت این خودروها شده است.»
او همچنین تأکید کرده «افزایش قیمت خودرو در روزهای اخیر دلایل متعددی دارد و یکی از دلایل آن کاهش عرضه خودرو از سوی خودروسازان به بازار است.»
« عبدالناصر همتی» رییس‌کل اسبق بانک مرکزی در صفحه شخصی خود در توییتر درباره وضعیت رو به رشد گرانی‌ها نوشت‌: اعلام حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و دارو در ابتدای سال، محاسبه حقوق گمرکی و نرخ دلار در بودجه با نرخ ETS، تداوم نقدینگی با اضافه برداشت ریپو بی‌سابقه ( در ابعاد ۲۰۰ هزار میلیارد تومان) بانک‌ها، رشد نرخ دلار از اول سال و رشد جهانی قیمت‌ها همگی توضیح دهنده تداوم تورم روی پرده است.
شاید باید به فهرست همتی کسری شدید بودجه در سال جاری و تداوم تحریم‌ها و عدم تعیین تکلیف برجام را نیز افزود چرا که به واسطه موارد اخیر تغییری در روند اقتصاد ایران رخ نداده است.
در همین حال عباس عبدی یکی از کسانی است که پیشتر نیز به دستورات کاهش قیمت‌ها توسط دولت سیزدهم واکنش نشان داده بود. او در آبان ۱۴۰۰ در توییتر خود نوشته بود: تا هنگامی که حواس حکومت به قیمت‌گذاری این کالا و آن خدمات است نمی‌تواند به تولید و اشتغال و سرمایه‌گذاری بپردازد.راه حل، کشیدن دندانِ فاسدِ قیمت‌گذاری از دهان دولت است.
از سوی دیگر آن‌ها که تریبون‌های سیاسی دارند از جمله ائمه جمعه نیز مرتب بر این موضوع تأکید دارند که دولت برخوردی جدی با گران‌فروشی‌ها و نابسامانی‌های بازار داشته باشد بی‌آنکه به ریشه گرانی و افزایش قیمت‌ها توجه داشته باشند.
برای نمونه حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمدعلی آل‌هاشم امام جمعه تبریز در خطبه‌های نماز جمعه این شهر گفت: از دولت و رئیس‌جمهوری می‌خواهیم برخوردی جدی با گران‌فروشی ها و نابسامانی‌های بازار داشته باشد.
انتقاد گسترده از برخورد دستوری با بازار موجب شد تا رئیس‌جمهوری در اظهار نظری تازه به موضوع گرانی‌ها واکنشی متفاوت نشان دهد.
رئیسی در اظهار نظر جدیدش چهار سال تورم را عامل اصلی گرانی‌ها دانست و تاکید کرد دولت تا حدی توانسته جلوی آن را بگیرد و نرخ رشد تورم در ما‌های آتی کمتر می‌شود.
او با تأکید بر اینکه کسی حق ندارد از تورم ساختاری موجود برای تأمین اغراض شخصی یا گروهی سواستفاده کند، افزود: دولت هم سیاست‌های پولی مالی را اصلاح، و هم با گران‌فروشی مبارزه می‌کند.
رئیس جمهور، دستور مهار اسب سرکش تورم را برنامه اصلی معیشتی دولت در ۸ ماه گذشته عنوان کرد و ادامه داد: چهار سال تورم بالای ۴۰ درصد و رشدهای اقتصادی منفی یا نزدیک به صفر، به قدرت خرید مردم به ویژه قشرهای ضعیف آسیب‌های جدی زده است؛ بنابراین فوری‌ترین دستور کار دولت به جلوگیری از سیل تورم و تلاش برای بهبود قدرت خرید خانوار اختصاص پیدا کرد.
رئیسی افزود: اتخاذ تصمیمات مهم پولی و مالی در این مدت موجب شد که نرخ تورم دوازده ماهه از حدود ۶۰ درصد در شهریور ۱۴۰۰ به ۴۶ درصد در اسفند ۱۴۰۰ رسیده؛ یعنی بیش از ۱۳ واحد درصد کاهش داشته است.
او با بیان اینکه اقدامات انجام شده توسط دولت به این معنی نیست که در این مدت قیمت کالاها و خدمات افزایش نداشته است، تصریح کرد: موفقیت دولت این است که ظرف هشت ماه توانسته تا حدی جلوی سیل تورمی گذشته را بگیرد.
رئیس جمهور با تأکید بر اینکه هنوز سیل تورم و خرابی آن به‌طور کامل متوقف نشده است، افزود: ما در دولت سیزدهم نشان دادیم که می‌توانیم سرعت تورم را کم و در ماه‌های آینده نیز ان‌شاءالله کمتر و کمتر کنیم تا به تدریج اقتصاد ملی بتواند از زیر آوار تورمی کمر راست کند.
رئیس‌‌جمهور تلاش نهادهای نظارتی برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها را نتیجه‌بخش دانست و گفت: این اقدامات در مواردی توانسته دست‌های پشت‌ پرده در ایجاد فشار گرانی به مردم را شناسایی و اقدامات مخرب آنها در بازار را خنثی کند.
رئیسی همچنین تاکید کرد: دولت اقدامات موثر در هر دو بخش، یعنی تداوم اصلاح سیاست‌های پولی – مالی، و مبارزه با گران‌فروشی را انشاءالله با جدیت پیگیری خواهد کرد تا بتوانیم فشار گرانی بر معیشت مردم عزیز را به تدریج کم و کمتر کنیم.

جاده، تپه«گردی» را دو نیم کرد

مدیران میراث فرهنگی در خوابند؛ تپه تاریخی دیگری برای ساخت جاده زیر لودر رفت و هم‌سرنوشت تپه پوئینک شد. این بار برای احداث باند دوم جاده زابل-زاهدان به جان تپه «گردی» زخم زدند و جاده را درست از میان محوطه باستانی کشیدند؛ تپه‌ای که ۵کیلومتر مانده به شهر سوخته است و هنوز مورد کاوش قرار نگرفته بود. ۶ روز بعد از رسانه‌ای شدن این خبر مدیرکل میراث فرهنگی این شهرستان در اظهاراتی متناقض، ابتدا این مورد را شایعه می‌خواند و بعد احتمال اجرای عملیات شبانه را مطرح می‌کند و بار دیگر از جلوگیری از انجام عملیات و توقف جاده‌کشی می‌گوید. خبر جاده‌کشی از دل میراث ثبت ملی ۲۰ فروردین ماه رسانه‌ای شد اما چندان به چشم نیامد. حسین مرادی، سرپرست هیات کاوش نجات‌بخشی تپه گردی گفته بود که شرکت پیمانکار باند دوم جاده زابل زاهدان را از وسط این محوطه باستانی کشیده؛ به نوعی که نه تنها محوطه را تخریب کرده بلکه سبب شده تا محوطه باستانی که هنوز کاوش‌های باستان‌شناسی در آن صورت نگرفته به چند بخش تقسیم شود. حجم تخریب به حدی است که عملا می‌توان گفت تپه گردی نه تنها از فهرست آثار ثبت ملی بلکه از ایران محو شده است: «لایه‌های باستانی این بخش به طول کامل تخریب شده و لایه‌های دو بخش دیگر که در اطراف این بخش باقی مانده، باید هر چه زودتر مورد کاوش نجات‌بخشی قرار گیرد تا قبل از تخریب کامل بتوانیم مطالعاتی درباره این بخش و لایه‌های باستانی آن داشته باشیم. البته با توجه به وضعیت موجود می‌توان گفت در حدود ۷۰ درصد این تپه باستانی تخریب شده است.»
بررسی آمار 411 طرح بدون مجوز در لایحه بودجه 1401 نشان می‌دهد، جاده‌ای که از روی محوطه تاریخی گذشته، یکی از همین طرح‌های بدون مجوز است. در بین طرح‌های توسعه‌ای در این محدوده جغرافیایی می‌توان به بزرگراه زاهدان – زابل به طول 230 کیلومتر رسید که زیر نظر شرکت مادر تخصصی ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور ساخته می‌شود.
جاده‌کشی یک ماه و نیم قبل از عید انجام شد
اگر چه این اتفاق یک هفته قبل رسانه‌ای شده اما به سه ماه قبل بر می‌گردد. کامبیز مشتاق گوهری، فعال میراث فرهنگی و مدیرکل اسبق میراث سیستان و بلوچستان دراین‌باره به «پیام ما» می‌گوید: «اولین نفر سعادتیان، رئیس پایگاه جهانی شهر سوخته در طی بازدیدهای روزانه خود در بهمن‌ماه از ماجرا مطلع شده که در مسیر حرکت خط دوم یک ترانشه خاکبرداری به یک محوطه باستانی برخورد کرده که متعلق به چند دوره تاریخی است و آثار و اشیا و محوطه کاملا هویدا بوده است و قبلا هم ثبت ملی شده است.» بعد از این حسین مرادی و سایر فعالان میراث فرهنگی نیز در جریان این امر قرار گرفته و از پیمانکار می‌خواند که کار متوقف شود.
حتی برای رفع خطر هم صبر نکردند
آنطور که گوهری توضیح می‌دهد قبل از این عملیات، هیچ اطلاعی به مسئولان میراث فرهنگی داده نشده و از آن‌ها خواسته نشده تا مسیری را تعیین کنند. از سوی دیگر به گفته او فشارها به حدی بوده که حرف از تغییر مسیر جاده ناممکن بوده: «به پیمانکار گفته شد که ما نمی‌خواهیم مسیر را تغییر دهید، فقط اجازه دهید این راه را رفع خطر کنیم، نجات اضطراری انجام دهیم و آثار تاریخی که در این محل وجود دارد را کاوش کنیم.» بعد از این اقدام درخواست نجات اضطراری از پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور صورت گرفت. مشتاق گوهری می‌گوید: «از آنجا که مدیرکل راه و شهرسازی و مدیرکل میراث فرهنگی تحت فشار دهمرده، نماینده سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی بودند و همین طور این افراد منصوب نماینده زابل هستند، پروسه نجات‌بخشی به طور کامل انجام نشد.»
تپه گردی حتی ۱۰میلیون تومان هم ارزش نداشت!
بعد از درخواست از پژوهشگاه میراث فرهنگی، دهمرده (هم نام نماینده مجلس) به عنوان باستان‌شناس به مجموعه فرستاده و اعلام می‌شود، انجام فعالیت نجات‌بخشی و رفع خطر به هزینه دستگاهی است که کار را انجام می‌دهد که در این پروژه این دستگاه راه و شهرسازی است. هزینه نجات‌بخشی اعلام شده حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان بوده که دهمرده با توجه به اضطراری بودن این امر اعلام می‌کند که حتی با ۱۰میلیون تومان نیز این اقدام را انجام می‌دهد. مشکل اینجاست که حتی این هزینه هم برای این امر اختصاص نیافته: «فعالان میراث فرهنگی منتظر خبر بودند که روز بعد می‌بینند جاده احداث شده و کل اثر به صورت کامل نابود شده است.»
گوهری مدعی است که طی تماس تلفنی که با مدیر کل راه و شهرسازی داشته است، عطاالله اکبری، مدیر کل راه و شهرسازی استان سیستان و بلوچستان با این تخریب موافقت کرده است: «به من گفتند که باستان‌شناس از مجموعه ما پول خواسته در صورتی که مدیرکل میراث فرهنگی با اجرای این پروژه موافقت کرده است و به من تلفنی گفته است که مشکلی نیست و شما این کار را انجام دهید.»
همه این اتفاقات آن طور که گوهری نقل می‌کند، یک ماه و نیم قبل از عید صورت گرفته است. با این حال در تماس تلفنی خبرنگار «پیام ما» با علیرضا جلال‌زایی، مدیر کل میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان او ابتدا این ماجرا را شایعه خواند و مصاحبه پیرامون این موضوع را به بعد از تماس تلفنی با مدیر پایگاه میراث جهانی و دریافت اطلاعات از او موکول کرد. اظهارات جلال‌زایی یک تا دو ساعت بعد از این تماس همچنان متناقض است. او می‌گوید: «بچه‌های ما در این مسیر حضور پیدا کرده و به پیمانکار گفتند این تپه یکی از تپه‌های اقماری داری اهمیت است و جاده را انحراف دهید که هم تپه حفظ شود و هم کارگاه شما تعطیل نشود. من هم یکی، دو بار در این محور حاضر شده و روی این موضوع تاکید کردم، ولی نهایتا این اتفاق افتاد. احتمال می‌دهم که شبانه این کار را کرده و تپه را صاف کرده باشند.» او که تا دو ساعت پیش ادعای بی‌اطلاعی از این امر را می‌کرد طی این مصاحبه از مذاکره با پیمانکار و خط و نشان میراث فرهنگی برای توقف پروژه می‌گوید: «ما صحبت کردیم که دیگر این اقدام انجام نشود هر چند که دیگر دیر شده بود و نمی‌توانستیم کاری انجام دهیم.» جلال‌زایی در این گفت‌و‌گو مدعی است که تپه گردی از نقاط کور میراثی است: «امیدوارم بعد از این، چنین اتفاقاتی رخ ندهد و باعث ضربه و ضرر به میراث ماندگار ما در استان سیستان و بلوچستان نشود. این را هم بگویم که این تپه که جاده از وسطش رفته است، متاسفانه به دور از چشمان تیزبین یگان حفاظت ما بوده و زمانی متوجه شدیم که دیگر کار از کار گذشته و دیگر نمی‌توانستیم کاری انجام دهیم.» ا
و از زمان دقیق این ماجرا ابراز بی اطلاعی می‌کند، اما مدعی است که این اتفاق مربوط به گذشته بوده و یکسری افراد این ماجرا بنا به اهدافی بزرگ‌نمایی کرده‌اند. آنطور که پیداست با وجود تخلف محرز پیمانکار مسیر اجرای این جاده همچنان در حال ادامه است. مدیرکل اسبق میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان می‌گوید: «الان که کار انجام شده و بقیه کار هم در حال انجام است اما از اینجا به بعد دیگر اتفاقی نخواهد افتاد و انشالله دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نخواهیم بود. ما از این افراد تعهد گرفتیم و با مدیر کل راه و شهرسازی محکم صحبت کردیم که اگر این اتفاق بیفتد جلوی کار را می‌گیریم و دیگر نمی توانید کار کنید.»

فرصت «بچه» برای کودکان کار

«مهمونی» مجموعه طنز جدیدی است که همزمان با آغاز سال 1401 از شبکه نمایش خانگی پخش شد و حالا با گذشت چند قسمت کمتر کسی را می‌توان یافت که دست کم چند سکانس از آن را در شبکه‌های مجازی ندیده باشد. در این میان اما یکی از کاراکتر‌های عروسکی بیش از دیگران جلب توجه کرده و آن کاراکتر معروف به «بچه» یا «بادام» است. البته اولین بار نیست که کودکان کار دستمایه ساخت فیلم یا سریالی در تلویزیون، سینما و شبکه نمایش خانگی می‌شوند، اما می‌توان گفت که برای اولین بار است که یک کودک کار به دور از جو زدگی‌ها و دستورهای فرمایشی به نمایش درآمده است. در «مهمونی» دیگر از خبری از قهرمان‌سازی از این کودکان یا مافیایی و مجرم نشان دادن آنان نیست. معتقدم همین واقع‌گرایی و نشان دادن تصویری صحیح از آسیب‌های اجتماعی راهگشا است و البته هنر بزرگی است که یک عروسک بی جان را تبدیل به چنین شخصیتی کرد.

این روزها شاید بتوان بیش از هر زمان دیگری در سال‌های اخیر، تقابل دو نگاه در مواجهه با کودکان کار و پدیده کار کودک را در جامعه مشاهده کرد؛ نگاهی که به دنبال عادی‌سازی کار کودک و رسمیت بخشی به آن با کلیدواژه‌هایی چون بزرگ‌مردان کوچک، کارآفرینی و … است و نگاه دیگری که بر ضرورت مقابله با این پدیده و رفع کامل اشکال کار کودک تاکید دارد.
نگاه اول متاسفانه در برخی از مسئولان و مدیران شهری و کشوری وجود دارد. دیدگاهی که تجربه سال‌های قبل نشان می‌دهد، احتمالا به اجرای طرح‌های ضربتی و جمع‌آوری و… منجر می‌شود و عایدی دیگری ندارد. نگاه دوم اما به انجام رفتارهای منطقی و به‌دور از هیجان، آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی و ریشه‌کنی کامل پدیده کار کودک تمرکز دارد. دیدگاهی که در روزهای اخیر مجموعه طنز «مهمونی» که از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود آن را نمایندگی می‌کند.
«بچه» در واقع برخلاف رویه‌هایی که هم در دیگر تولیدات بصری و هم در اظهارنظرهای عمده مسئولان و مدیران به چشم می‌خورد، یکی از مردم است و گرچه یک کودک کار است، اما شکافی بین او و دیگرانی که دست کم در این برنامه حضور دارند وجود ندارد. به عبارت دیگر بچه هم از همان امکانات و فرصت‌هایی بهره می‌برد که دیگران از آن بهره‌مندند. این مجموعه به جای نشان دادن شخصیتی متفاوت و متمایز کودکان کار از سایر شهروندان با ارائه تصویری ملموس و باورپذیر، موجب ایجاد همدلی بین سایر شهروندان و این گروه شده و فهم بخشی از شرایط کودکان کار را برای جامعه تسهیل کرده است. اگرچه این تصویر کامل و بی‌نقص نیست، اما نباید فراموش کرد که طی سال‌های اخیر حضور کودکان در سطح شهر برای کارکردن آنقدر تکرار‌شونده بوده که تبدیل به تصویری عادی شده و دیگر برای شهروندان سوال برانگیز نیست که چرا این کودکان به جای حضور در مدرسه و تحصیل در خیابان حضور دارند؟
ایجاد همدلی و حساسیت توامان رویکردی است که در آگاهی بخشی به شهروندان موثر است؛ همه باید بدانیم که کودکان کار هم یکی از ما هستند و نباید دسترسی‌شان به امکانات و ارتباطات عمومی قطع یا محدود شده یا به سبب وضعیتی که نقشی در آن نداشته‌اند مورد خشونت قرار بگیرند. متاسفانه تا به امروز بیان برخی دیدگاه‌های غلط در مورد کودکان کار مانند باندی و مافیایی معرفی کردن آنان، درآمدهای نجومی و … در تولیدات بصری، مصاحبه‌های مسئولان و… باعث شده که تصویر ارائه شده از این کودکان به شهروندان نه تنها نادرست باشد بلکه نتیجه‌ای جز ایجاد شکاف بین اقشار آسیب دیده و شهروندان، ایجاد باورهای عمومی نادرست، ترویج رفتارهای خشونت‌آمیز و البته طرد اجتماعی برای این کودکان در بر نداشته باشد.
در مجموعه طنز مهمانی شخصیت «بچه» به عنوان یک کودک کار شهری و دستفروش دارای ویژگی‌هایی مانند استفاده از زبان کوچه بازاری، فحاشی، رعایت نکردن برخی از آداب اجتماعی و … است که برخی آن را تصویری نادرست از یک کودک کار می‌دانند، اما واقعیت این است کودکی که زودتر از موعد وارد دنیای بزرگسالان شده و تفریحات و بدیهیات زندگی سالم کودکان برای او بدون معنا شده باشد، چنین رفتارهایی را نیز از خود بروز خواهد داد و شاهد مثال آن را نیز می‌توان در بسیاری از کوچه پس کوچه‌های بازارها و معابر شهری پیدا کرد. «بچه» اولویت زندگی خود را کارکردن و فروش گل‌هایش می‌داند و به همین دلیل نیز از مدرسه رفتن دوری می‌کند. او به دلیل رفع نشدن نیازهای اولیه خود از نیازهای تغذیه‌ای گرفته تا دریافت محبت و احترام، بیشتر از دیگر کودکان تلاش می‌کند و حتی ممکن است دست به اقداماتی برای جلب ترحم بزند یا در مواردی شخصیتی عصبانی و پرخاشگر باشد. مجموع این ویژگی‌ها تا حدی بازنمای بخشی از زندگی کودکان کار به خصوص کودکان کار شهری است و نمی‌توان آن را کتمان کرد. البته بدیهی است که این تصویر بازنمای تمام اشکال کار کودک یا همه ویژگی‌های کودکان کار نیست و اصلا نمی‌توان با یک کاراکتر تمام این ویژگی‌ها را نمایندگی کرد، اما می‌توان گفت که بچه نزدیک‌ترین و ساده‌ترین نوع کودکان کار را برای شهروندان بازنمایی کرده است.
اما سازندگان «مهمونی» باید همواره نکته‌ای را نیز مدنظر داشته باشند و آن مراقبت از افتادن در دام عادی‌انگاری کار کودک است. عادی شدن کار کودک و فروریختن قبح حضور آنان در محل کار به جای مدرسه یکی از جدی‌ترین نگرانی‌ها در مورد کودکان است و گرچه این مجموعه تاکنون به خوبی از پس آن برآمده، اما لازم است در ادامه ساخت نیز این مهم مورد توجه قرار بگیرد. واقعیت این است که به ویژه در کلان‌شهرها مساله اصلی تداوم کار کودک نبود امکانات آموزشی برای تحصیل این کودکان نیست، بلکه مساله اصلی، فرهنگ عادی تلقی شدن کار کودک است. متاسفانه محروم کردن کودکان از تحصیل توسط والدین جرم قابل توجهی محسوب نمی‌شود و براساس قوانین موجود نیز با خاطیان برخوردی صریح و جدی صورت نمی‌گیرد. همین موضوع نیز سبب شده تا رفته رفته برای بسیاری از گروه‌های اجتماعی مساله ترک تحصیل کودکان عادی سازی شده و تحصیل کردن به شکل یک فعالیت دلبخواهی و اختیاری از سوی این کودکان معرفی شود.
نباید فراموش کنیم که برای مقابله، رفع یا کاهش یک آسیب اجتماعی باید با ظرافت تمام به بازنمایی آن آسیب پرداخته شود و با زبان غیرمستقیم، بدون نصیحت و از طریق ایجاد همدلی و همراهی میان مخاطب و سوژه که در اینجا کودکان کار هستند، آنها را با مسائل اجتماعی همراه کرد. چنین اقدامی در واقع برداشتن نخستین گام در راستای مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شود. برای رفع یک آسیب اجتماعی، پذیرش آن آسیب و ارائه تصویری صحیح از آن الزامی است. در مرحله بعد است که می‌توان انتظار داشت مفاهمه جمعی و مطالبه‌گری اجتماعی برای رفع این مشکل ایجاد شود. شاید به همین دلیل هم هست که در سال‌های اخیر تلاش‌های گسترده‌ای به ویژه از سوی برخی نهادهای رسمی مانند سازمان بهزیستی کشور صورت گرفته تا مرحله پذیرش و شناخت درست ابعاد مساله کار کودک به طور کامل صورت نگیرد. برای مثال نبود آمارهای شفاف از تعداد کودکان کار، اعلام درآمدهای خلاف واقع، تاکید بر وجود شبکه مافیایی کودکان کار از آن جمله این تلاش‌ها است.
حالا در این شرایط که شهروندان اطلاع چندانی از نحوه مواجهه با کودکان کار ندارند و رفتار برخی از مسئولان هم سبب ایجاد فاصله بیشتر بین جامعه با کودکان کار شده است، کاراکتر «بچه» در «مهمونی» می‌تواند یک نقطه عطف و اقدامی موثر برای آگاهی بخشی پیرامون موضوع کار کودک و تلاش برای ریشه‌کنی آن باشد. در واقع می‌توان گفت که شخصیت بچه برای اولین بار شهروندان و کودکان کار را در یک تیم و در کنارهم قرار داده است. بچه، رفتارهایی را از خود بروز داده که طی همین مدت موجب همدلی بسیاری از ما با خود شده است؛ همان بخش‌هایی که میلیون‌ها بار در فضای مجازی دیده شده است. رفتارهای صبورانه آقای مجری با بچه، دعوت آهسته و آرام او به آرامش در مقابل رفتارهای پر از خشم بچه نیز به شکل غیرمستقیم سعی در آموزش صبر و آرامش در برخورد با کودکان کار دارد و البته نکات ریزی که شاید در مرحله اول به چشم نیاید، مانند خرید نکردن از کودک کار یا ترحم بی مورد به او.
اگرچه برخی از منتقدان شخصیت‌پردازی «بچه» را به عنوان یک کودک کار نقض حقوق این گروه می‌دانند، اما گاهی آنقدر در حرف زدن از یک آسیب اجتماعی دچار وسواس می‌شویم که افراد ترجیح می‌دهند اصلا درباره آن موضوع حرف نزنند و این تیغی دو لبه برای آسیب‌های اجتماعی است. صحبت نکردن از آسیب‌های اجتماعی، باعث می‌شود آنها به فراموشی سپرده شوند یا آنقدر صحبت از آنها سخت و پر هزینه باشد که افراد به جای گفت‌وگو ترجیح دهند سکوت پیشه کنند، اما واقعیت این است که در لایه‌های زیرین جامعه، فاجعه همچون گدازه‌های یک آتشفشان مسیر خودش طی می‌کند و هرآنچه برسرراه دارد را می‌سوزاند. واقعیت این است که «بچه» یکی از آسیب‌های جدی جامعه ما و بسیاری از کشورهای جهانی یعنی کار کودک را از مرحله کتمان و انکار و عادی سازی به صدر توجه افکار عمومی کشانده و به فرصتی بدل کرده تا پیش از آنکه بحرانی جدید و پیامدهای آن درپی کار کودک ایجاد شود، همه با هم و در کنار هم راهکاری برای افزایش آگاهی نسبت به کار کودک و ریشه کن کردن اشکال مختلف آن پیدا کنیم؛ مسئولان اجتماعی و رفاهی کشور، نباید چنین فرصتی را از دست بدهند.

برای دفاع از میانکاله جلوی بولدوزر خوابیدیم

در روزهای پایانی قرن گذشته و روزهای ابتدایی قرن پانزدهم شاید بتوان گفت احداث پتروشیمی در میانکاله مهم‌ترین خبر محیط زیستی بود و رسانه‌ها بارها به آن پرداختند. ۲۳ فروردین ماه بالاخره پس از یک ماه پیگیری فعالان محیط زیست، خبرنگاران و ایجاد یک مطالبه ملی، دستور توقف پروژه داده شد. در عین حال همچنان نگرانی‌هایی درباره ادامه فعالیت این پروژه وجود دارد‌، همین موضوع باعث شد در گفت‌وگو با هوشنگ ضیایی، پیشکسوت محیط زیست و مدیر اسبق محیط زیست مازندران از او درباره این پناهگاه حیا‌ت‌وحش، دلایل اهمیت آن و چرایی توقف پروژه پتروشیمی بپرسیم.

این روزها میانکاله در صدر خبرهای محیط زیستی قرار دارد. این شبه‌جزیره چرا اینقدر مهم است؟
شبه‌جزیره میانکاله که در 12 کیلومتری شمال شهرستان بهشهر واقع شده را می‌توان به یک خشکی انگشت‌مانند به درازای متجاوز از 60 کیلومتر که در دریای مازندران پیشروی کرده است تشبیه کرد. در شمال این خشکی دریای مازندران و در جنوب آن خلیج گرگان قرار دارد. میانکاله به علت موقعیت طبیعی و جغرافیایی خاص و وجود زیستگاه‌های آبی و خاکی از تنوع بی‌نظیر گونه‌های گیاهی و جانوری برخوردار است و به همین دلیل در سال 1348 به عنوان منطقه حفاظت‌شده، در سال 1353 به عنوان پناهگاه حیات وحش، در سال 1354 به عنوان یکی از سایت‌های کنوانسیون جهانی رامسر و بالاخره در سال 1355 به عنوان یک ذخیره‌گاه جهانی یا زیست‌کره انتخاب شد. میانکاله از دیرباز مورد توجه شکارچیان قرار داشته است. ظل‌السلطان فرزند ناصرالدین‌‌شاه که حدود 150 سال قبل برای شکار به این شبه‌جزیره آمده بود در کتاب خاطراتش از شکار 35 ببر، 18 پلنگ، 150 مرال، 6000 قرقاول و تعداد زیادی شوکا در ظرف 40 روز اقامت خود و لشکریانش در میانکاله نام می‌برد. وسعت پناهگاه حیات وحش و ذخیره‌گاه جهانی میانکاله بالغ بر 68 هزار و 800 هکتار است که 45 هزار هکتار آن زیستگاه آبی و 23 هزار و 800 هکتار آن زیستگاه خشکی است. خلیج گرگان و مناطق آبی چسبیده به آن به علت داشتن آب‌های شیرین، لب‌شور و شور و وجود گونه‌های گیاهى و جانوری متنوع، علاوه بر پرندگان بومی و جوجه‌آور همه‌ساله پذیرای صدها هزار پرنده مهاجر آبزی و کنارآبزی است؛ پرندگانی که از نواحی سردسیر مانند سیبرى مسافت‌های بسیار طولانی را بدون توقف و گذشتن از مناطق خشک نواحى شرقی دریای مازندران مانند صحرای قره‌قوم را طی کرده و به‌منظور زمستان‌گذرانی و تجدید قوا برای مهاجرت به دیگر زیستگاه‌های کشور یا ادامه مهاجرت به سایر کشورها به میانکاله می‌آیند. گونه‌های نادر و باارزشی مانند انواع قوها، پلیکان‌ها، اردک سرسفید، غاز پیشانی‌سفید کوچک و فلامینگو نمونه‌هایی از این پرندگان هستند. خشکی‌هاى میانکاله نیز علاوه بر گونه‌های بومی مانند قرقاول و دراج که می‌توان آن را تنها زیرگونه دراج در معرض خطر انقراض ایران نامید، همه‌ساله شاهد حضور انواع پرندگان مهاجر دیگر مانند عقاب دریایی دم‌سفید و انواع شاهین‌هاست. از طرف دیگر خلیج گرگان و سواحل میانکاله به علت نبود مناطق مسکونی، صنایع و منابع آلوده‌کننده مهم‌ترین و اصلی‌ترین مکان تغذیه و تولید مثل انواع ماهیان نظیر کپور، کفال، سفید و ماهیان خاویاری در ایران است. بر اساس اظهار نظر بعضی از مسئولان متجاوز از 50 درصد خاویار ایران از این منطقه به دست می‌آید. میانکاله از نظر پوشش گیاهی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این منطقه علاوه بر گونه‌های نادر گیاهی تعدادی تیپ‌هاى گیاهی ماسه‌دوست شناسایی شده است که از میان آنها می‌توان از انارستان‌های وحشی و منحصر به فرد میانکاله نام برد. انارهای ارگانیک میانکاله طرفداران زیادی دارد و هر سال در شروع فصل پاییز تعداد زیادی متقاضی در قالب چندین شرکت تعاونی برای چیدن انار به این منطقه می‌آیند.
پیش از انقلاب و در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی آیا مانند امروز شاهد دست‌اندازی به میانکاله بودیم؟ در برابر این دست‌اندازی‌ها چه اقدامی صورت گرفت؟
از سال 1348 که این منطقه تحت پوشش سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت با تلاش و از خودگذشتگی ماموران و مدیران این سازمان اجازه ساخت و ساز و تصرف اراضی آن توسط زمین‌خواران و رانت‌خواران داده نشد. به جرات می‌توانم بگویم که سواحل میانکاله به طول متجاوز از 60 کیلومتر تنها ساحلی در کرانه دریای مازندران است که اقدامات تخریبی نظیر ویلاسازى و ایجاد صنایع در آن صورت نگرفته است. برای مثال به ذکر چند نمونه که مربوط به سال‌های 1355 و 56 که مسئولیت محیط زیست مازندران را عهده‌دار بودم و در سال‌های قبل از آن است اکتفا می‌کنم. شرکت ملی نفت ایران که ریاست آن را فردی بانفوذ و نزدیک به دربار به نام دکتر اقبال به عهده داشت در اراضی مجاور میانکاله (محل احداث پتروشیمی) اقدام به شروع عملیات اجرایی برای احداث پالایشگاه کرد. به دستور رئیس سازمان ماموران عملیات را متوقف کرده و رئیس سازمان با از خودگذشتگی و تلاش زیاد و ارائه مستندات علمی موفق شد این پروژه را به مکانی دیگر منتقل کند.
آن زمان قرار بود جاده بهشهر – میانکاله هم احداث شود. چرا این اتفاق نیفتاد؟
در آن زمان شهرداری بهشهر با استفاده از تعطیلات اقدام به خاکریزی و احداث جاده در بخشی از میانکاله کرد که آن زمان به همراه محیط‌بانان سریعا به منطقه عزیمت کردیم، جلوى بولدوزر خوابیدیم و آنها را وادار به عقب‌نشینى کردیم. البته در آن زمان تشکل‌های مردم‌نهاد، دانشکده‌ها و رسانه‌های حامی محیط زیست وجود نداشتند ولی در عوض افراد علاقه‌مند و کاردان و باشهامت در همه رده‌های سازمان حفاظت محیط زیست حاضر و اکثر مدیران و مسئولان مملکت نیز برای این سازمان ارزش و احترام ویژه‌ای قائل بودند و قوانین و مقررات آن را محترم می‌شمردند.
جلوگیری و لغو برخی از مجوزهای تخریبی زیستگاه میانکاله یکی دیگر از مهم‌ترین اقدامات آن دوره به شمار می‌آید که از میان آنها می‌توان به جلوگیری از احداث ویلا و پلاژ برای کارکنان پایگاه هوایی بهشهر که مهم‌ترین پایگاه آمریکایی‌ها در ایران بود و در آن حدود 200 نفر از کارشناسان تراز اول آمریکایی و ایرانی و خانواده‌هایشان حضور داشتند، علی‌رغم فشارهای موجود نام برد. علاوه بر آن ریاست سازمان تقاضای کارکنان این سازمان در مورد ایجاد پلاژ در اراضی مجاور میانکاله را به دلیل اینکه با قبول آن سایر دوایر دولتی نیز چنین تقاضایی خواهند داشت قبول نکرد.
بعد از انقلاب حفاظت میانکاله دچار چه چالش‌هایی شد؟
در سال‌های بعد از انقلاب این فشارها بیشتر شد ولی با وجود اینکه سطح وسیعی از اراضی داخل میانکاله توسط دامداران و کشاورزان اشغال شد و حتی به علت ضعف سازمان حفاظت محیط زیست در مقابل فشارهای موجود برخی مجوزها برای واگذاری بخشی از اراضی میانکاله و مناطق حائل (بافر) اطراف آن صادر شد اما به علت حضور سمن‌ها و حمایت برخی استادان، کارشناسان، محیط‌بانان و جوامع محلی تاکنون تمامی تجاوزات خنثی شده است.
این روزها با وجود خبر توقف پتروشیمی در میانکاله همچنان نگرانی‌ها بابت احداث آن وجود دارد، شما فکر می‌کنید چرا نباید پتروشیمی در این منطقه مستقر شود؟
به عقیده من پروژه احداث واحد پتروشیمی میانکاله به دلایلی که برای جلوگیری از طولانی شدن این مصاحبه فقط به برخی از آنها اشاره می‌کنم قابل توجیه و ارزیابی نیست، پیشنهاد می‌کنم سازمان حفاظت محیط زیست از پذیرفتن این پروژه حتى به صورت مشروط نیز خودداری کند یا آن را از دستور کار خارج کند.
در حال حاضر تعداد زیادی واحد پتروشیمی در دست احداث که به دلایل مختلف نیمه‌تمام رها شده‌اند در کشور وجود دارد. از طرف دیگر مقادیر زیادی از محصولات پتروشیمی واحدهایی که به حالت فعال و نیمه‌فعال مشغول کار هستند، بدون مشتری و بلااستفاده در انبارها موجود است.
در طرح آمایش سرزمین مازندران اراضی مورد نظر به عنوان اراضی کشاورزی مرغوب شناخته شده است و از طرف دیگر بر اساس قوانین حقوقی، قوانین و مقررات محیط زیست و قوانین بین‌المللی مربوط به ذخیره‌گاه‌های کره مسکون، اینگونه اقدامات که باعث ایجاد تغییر کاربری و تخریب محیط زیست می‌شود، ممنوع است.
ماده اصلی مورد مصرف صنایع پتروشیمی گاز است. این در حالی است که به علت کمبود گاز در استان مازندران و خراسان شمالی نیروگاه برق شهید سلیمی نکا که در نزدیکی اراضی محل احداث قرار دارد به علت کمبود گاز، 50 درصد از سوخت خود را از مازوت استفاده می‌کند که باعث ایجاد آلودگی شدید هوا در این منطقه شده است. در استان خراسان شمالی نیز به علت کمبود گاز فعالیت پتروشیمی این استان در فصل سرما به کلی متوقف می‌شود.
پتروشیمی یکی از صنایع آلوده‌کننده محیط زیست است که احداث آن در منطقه مورد نظر که دارای هوای ابری و بارندگی زیادی است اثرات بسیار زیان‌بارتر و غیرقابل جبرانی مانند آلودگی آب تالاب‌ها، آب دریای مازندران و سفره‌های بالای آب زیرزمینی که می‌تواند حتی از طریق جذب مواد سمی موجود در آب توسط ریشه گیاهان تهدیدی برای پوشش گیاهی به شمار آید، به‌جای خواهد گذاشت. آلودگی هوا نیز به علت وجود مواد سمی و سرطان زا علاوه بر سلامتی انسان‌ها، اثرات نامطلوبی نیز بر تنوع زیستی منطقه و حتی جنگل‌های هیرکانی ایجاد می‌کند. طبق اظهار اغراق‌آمیز بعضی از مسئولان، در واحد پتروشیمی مورد نظر 75 هزار نفر مشغول به کار می‌شوند. این در حالی است که اگر مراتع اراضی مورد نظر که در حال حاضر مورد استفاده 70 دامدار دارای پروانه چرا هستند تبدیل به ویلا و پلاژ نشود در مقایسه با برخی از واحدهای پتروشیمی موجود تعداد کارکنان آن در شرایط ایده‌آل از چند صد نفر تجاوز نخواهد کرد. این در حالی است که اگر زیستگاه و ذخایر موجود و منحصر به فرد این منطقه از قبیل پوشش گیاهی، حیات وحش و آبزیان آن به نحو مطلوب حفاظت شود و صنعت اکوتوریسم نیز توسعه یابد علاوه بر حفظ تنوع زیستی و پایداری زیستگاه‌ها، آورده‌های اقتصادی و اجتماعی آن به مراتب بیش از پتروشیمی خواهد بود.

سیل چو بگرفت سد نشاید بست

سخنان محمد باقر قالیباف در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس را احتمالا تا حالا بسیاری شنیده یا خوانده‌اند. او به طور غیرمستقیم از دستور توقف طرح پتروشیمی میانکاله انتقاد کرده و گفته است: «بیست روز گذشته در یک سرمایه گذاری که مسیر اداری حل شده و تا بالاترین سطوح رفته و در دولت مجوز گرفته و زمین به او واگذار شده و چند ده میلیارد سرمایه‌گذاری کرده، بعد یکی پیدا می‌شود و می‌گوید که فلان موضوع دوباره بررسی شود و کار متوقف می‌شود. این چه معنی دارد؟ کدام سرمایه‌گذار در چنین شرایطی می‌آید همه مراحل را طی می‌کند و بعد بگوییم کار متوقف شود؟ اگر مشکلی بوده چرا زمین پروژه را به نام او کرده‌اید؟ چرا سند به او دادید؟» رئیس مجلس کوشیده با کلید واژه «حمایت از سرمایه‌گذاری» از این طرح حمایت کند. این‌ها سخنان کسی است که در دوره 12 ساله حضورش در مقام شهردار تهران، نامش در کنار ساخت بزرگراه‌ها، پل‌ها و زیر‌گذرها در شبکه بزرگراهی پایتخت و تلاش برای تکمیل خطوط مترو و افتتاح زودهنگام برخی خطوط و ایستگاهها با تراکم فروشی، از بین رفتن باغ‌های تهران، برج‌سازی و مجتمع‌های بزرگ مقیاس و تجاری تهران گره خورده است. تنها 7 مورد از این پروژه‌های بزرگ مقیاس را در یک منطقه می‌توان نام برد که به گفته علی نوذرپور شهردار پیشین منطقه 22 مجوز آنها از سال 85 تا سال 92 صادر شده است. برخی از این پروژه‌ها با تخلفات بسیاری بالا رفتند و برای اهالی منطقه مشکلاتی ایجاد کردند و پرونده باز دارند و در کنار سایر ساختمان‌های بلند مرتبه در مقابل گردش هوا و کاهش آلودگی هوای تهران ایستاده‌اند مانند پروژه ایران مال در منطقه 22 که تبدیل به یکی از پرحاشیه‌ترین پروژه‌ها شد. ساخت مجتمع تجاری کوروش در جوار بزرگراه ستاری و در بافت مسکونی منطقه 5 ترافیک را به این منطقه تحمیل کرد و در نهایت ایجاد بار ترافیکی تبعات چندانی برای مالک نداشت. پالادیوم در منطقه یک تهران هم که با آن همه تخلف در نهایت با حکم تخریب روبرو شد. اهالی منطقه درباره این پروژه به دستگاه قضا شکایت بردند و تخلفات این مگا پروژه سرانجام اسفند 1400 پس از 4 سال کشمکش تخریب شد و کمیسیون ماده 100 رقم 900 میلیارد تومانی را به عنوان خسارت به شهرداری و حقوق عامه تعیین کرد.ولی در این شرایط اقتصادی آیا نباید قبل از وقوع این تخلفات از آن‌ها جلوگیری کرد؟ آیا باید دست به سینه ایستاد تا مردم شهرهای شمالی هم به مشکلات مردم در جنوب ایران مبتلا شوند؟ آیا پس از مرگ ماهیان و پرندگان و تخریب طبیعت منطقه باید به دنبال مقصر رفت؟ پاسخ را سعدی قرن‌ها پیش داده است، آنجا که می‌گوید: علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد/ دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست/ به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز/ وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست/ بسیاری از این تخلفات و تخریب‌‌ها قبل از وقوع قابل ردیابی است و می‌توان برای جلوگیری از خسارت های بیشتر به محیط زیست در مقابل آنها ایستاد فقط باید دغدغه محیط زیست و حفظ آن را برای آیندگان داشت. در این سالها حتی در تهران هم تجربه کردیم؛ خانه‌باغ‌ها و درختان تنومند تهران تخریب شدند و هرگز دیگر باز نمی‌گردند حتی اگر به جای آنها هزاران نهال کاشته شود چرا که سالها زمان لازم است تا نهال تبدیل به درخت تنومند و کهنسال شود. بنابراین توقف طرحی که پیوست محیط زیستی ندارد یا روند طی شده برای صدور مجوز برای آن مبهم است، تالاب را به خطر می‌اندازد. این رویه‌های غلط زیر عنوان توسعه و سرمایه‌گذاری، زمینه‌ساز افزایش آلودگی و بیماری‌های ناشی از آن خواهد شد. از همین رو صدور توقف احداث پتروشیمی میانکاله از سوی دولت و دستگاه قضا قابل دفاع است و امیدواریم که موقتی نباشد.

سایت‌های میراث طبیعی بودجه ندارند

«متاسفانه موضوع با اهمیت میراث طبیعی در تمامی دستگاه‌های مرتبط (وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری) از جایگاه حاشیه ای برخوردار است. علت اصلی این مسئله عدم تدوین قوانین حمایتی از میراث طبیعی کشور است. در واقع می توان گفت که میراث طبیعی و حفاظت از آن در قوانین کشور جایگاهی ندارد و متأسفانه همواره در ذیل قوانین میراث فرهنگی یا محیط زیست بلاتکلیف باقی مانده است.» در نتیجه‌گیری پژوهش دفتر مطالعات فرهنگی و آموزش مرکز پژوهش‌های مجلس گزارش راهبردی در راستای بررسی وضعیت میراث طبیعی در ایران که توسط بهرنگ ضابطیان، شهاب طلایی شکری، سعید شفیعا تهیه و تدوین شده است، همچنین آمده است: «برای حفاظت صحیح از میراث طبیعی کشور لازم است تا واژه میراث طبیعی به طور مستقل نه ذیل میراث فرهنگی و محیط زیست وارد ادبیات قانونی کشور شود تا از این طریق از قوانین حمایتی، شأن و منزلت درخور برخوردار شود.»

به گزارش «مهر» گام‌های بعدی استقرار حمایت‌های بودجه‌ای و توجهات مالی به بخش‌های اجرایی مرتبط با آن است تا به همراه تکمیل ساختارهای اجرایی مربوطه، امکان حفاظت پایدار از میراث طبیعی فراهم شود.
چالش‌های ثبت آثار طبیعی و قوانین سختگیرانه
چالش‌ها و مشکلات قانونی موجود برای ثبت آثار طبیعی که در مناطق چهارگانه (پارک‌های ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه‌های حیات‌وحش، مناطق حفاظت‌شده) قرار دارند موجب شده است که از طرف سازمان حفاظت محیط‌ زیست تلاش کمتری برای ثبت آثار طبیعی در فهرست میراث ملی انجام شود. به‌طوری که در مجموع آثار ثبت شده در فهرست میراث ملی کشور ۴۰ اثر توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست و حدود ۱۰۰۰ اثر توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است. مهم‌ترین دلیل این مسئله، قوانین سختگیرانه ثبت توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست است.
میراث طبیعی در قوانین کشور جایگاهی ندارد
براساس بند «الف» ماده (۳) قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست مصوب 28/۳/۱۳۵۸ با اصلاحات و الحاقات بعدی، برای ثبت یک اثر طبیعی باید ابتدا مجوز سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری اخذ شود سپس درخواست ثبت باید در شورای‌عالی محیط‌زیست مطرح شود که سالی یک بار برگزار می‌شود.این روند طولانی ثبت اثر عملاً موجب شده است که سازمان حفاظت محیط‌زیست تمایل کمتری برای ثبت آثار طبیعی در فهرست آثار ملی کشور داشته باشد این در حالی است که روند ثبت اثر در وزارت میراث فرهنگی بسیار ساده‌تر است. این اقدام توسط شورایی داخل وزارتخانه انجام می‌شود که هر دو هفته یک‌بار تشکیل می‌شود. بنابراین برای حفاظت از آثار طبیعی که در مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار دارند و طبیعتأ ثبت آنها توسط این سازمان ممکن است، نیازمند اصلاحات اساسی قانونی با تاکید بر حفاظت میراث طبیعی است.
بودجه حفاظت، ساماندهی و احیای اثر
در ردیف بودجه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، عنوانی به نام حفاظت، ساماندهی و احیای میراث طبیعی وجود ندارد. میراث طبیعی هم مانند میراث تاریخی و فرهنگی درگیر آسیب و فرسودگی است و نیازمند احیا و مرمت تخصصی است. همچنین ردیف بودجه مستقلی برای تقویت یگان حفاظت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لازم است تا برای حفاظت از میراث طبیعی نیز اقدامات مؤثری صورت دهند.
بودجه ارزیابی، نظارت و پایش آثار طبیعی
علاوه‌بر آنچه گفته شد برای ارزیابی، نظارت و پایش میراث طبیعی هم باید منابع مالی مستقل در نظر گرفت. ارزیابی و پایش چه قبل از ثبت اثر و چه بعد از ثبت اثر به‌طور دائم لازم است و هزینه مستقلی برای آن در نظر گرفته نشده است. به این دلیل که دستگاه‌ها ردیف بودجه‌ای برای ارزیابی و پایش سایت‌های میراث طبیعی ندارند این موضوع در اولویت آخر دستگاه‌ها قرار می‌گیرد.این موضوع موجب شده است که علی‌رغم تلاش فراوان کارشناسان دستگاه‌ها برای ثبت آثار طبیعی در فهرست میراث طبیعی و جهانی به‌دلیل عدم نظارت، ارزیابی و پایش آنها در سال‌های آتی، این آثار با مخاطرات زیادی مواجه شوند.
توانمندسازی جوامع محلی
امروزه در همه مناطق جهان جوامع محلی و انجمن‌ها نقش مهمی در حفاظت و مدیریت سایت‌های میراث طبیعی دارند. این اقدام به‌صورت یک شبه یا بر اثر تصادف رخ نداده است، بلکه مستلزم تهیه زیرساخت‌های حمایتگر و تسهیلگرانه دارد.
از آن جهت که حفاظت از میراث (طبیعی و فرهنگی) امری حاکمیتی و ملی است، همواره با اقدامات از بالا به پایین و آمرانه بوده است. اما هزینه‌های سنگین حفاظت از میراث طبیعی و وجود فرصت‌های محلی برای مدیریت محلی در این حوزه، لزوم توانمندسازی این جوامع را بیشتر از قبل می‌کند. آموزش جوامع محلی در زمینه اهمیت آثار ملی طبیعی و نحوه حفاظت از آنها می‌تواند از مسئولیت دستگاه‌های مرتبط کم کند و در بلندمدت موجب کم شدن بار مالی سازمان‌ها در مدیریت و حفاظت از آثار طبیعی شود.
واگرایی و ناهمسویی سازمان‌ها
با توجه به اولویت‌های تخصصی سازمان‌ها و غلبه بخشی‌نگری به فعالیت‌های مرتبط با میراث طبیعی، نوعی واگرایی در مدیریت حوزه میراث طبیعی مشاهده می‌شود. اگر نهادی مسئول ثبت اثر می‌شود باید در زمینه حفاظت و نظارت تخصصی سایر دستگاه‌ها – با تاکید بر میراثی بودن اثر- اقدامات هماهنگ صورت دهند و همچنین دسترسی به مناطقی که تحت نظارت دستگاه دیگر است، ممکن شود. همچنین اگر حفاظتی صورت می‌گیرد، لازم است تا فرایند مرمت و بازسازی _ با توجه به نیازهای حفاظتی- به‌صورت منظم صورت گیرد.بنابراین لازم است تا برای دستگاه‌های ذی‌ربط تکالیفی تعریف شود تا با نگرش کل‌نگر و متمرکز بر هدف مشترک، زمینه همراستایی سازمان‌ها و نهادهای ذی‌ربط فراهم شود.
عدم استقلال نهادی
از دیگر مسائل و مشکلات در حوزه میراث طبیعی ملی کشور می‌توان به عدم استقلال نهادی اشاره کرد. یعنی هرکدام از سازمان‌های مرتبط به میراث طبیعی یعنی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان حفاظت از محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها که در حوزه میراث طبیعی مسئولیت‌هایی دارند، نقاط ضعفی دارند که در مجموع سردرگمی و بلاتکلیفی فرآیند حفاظت از میراث طبیعی را موجب شده است. در وزارت میراث فرهنگی مهم‌ترین مشکل نبود کارشناسان و متخصصان کافی در مورد میراث طبیعی (به‌طور خاص در مورد شناسایی آثار طبیعی) است. اما در سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها مشکل اصلی در حوزه فنی مرتبط با ثبت اثر به‌طور خاص در مورد ثبت جهانی است.
میراث طبیعی در قوانین کشور جایگاهی ندارد
علاوه بر این می‌توان به ضعف یگان حفاظت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نسبت به یگان حفاظت سازمان‌های حفاظت محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع اشاره کرد. این ضعف هم در نبود بودجه کافی، حمایت‌های قضایی و قانونی از کارکنان یگان و عدم دسترسی به امکانات تخصصی حفاظتی است. از طرف دیگر وزارت میراث در حوزه اکوتوریسم و گردشگری تخصص و تجربه زیادی دارد و نحوه به کارگیری سرمایه‌های میراثی در قالب اقدامات گردشگری را در دستور کار دارد. در حالی‌که این مباحث در سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان مراتع و جنگل‌ها جایگاهی ندارد و تنها به بحث حفاظت آثار طبیعی پرداخته اند.
بنابراین شرایط توصیف شده نشان از تداخل نهادی، ابهام در مرزبندی سازمان‌ها و عدم استقلال و وابستگی سازمان‌ها و نهادهای مسئول در حوزه میراث طبیعی است. درحالی که وضعیت مطلوب به گونه‌ای است که هر کدام از این سازمان‌ها و نهادها در حوزه میراث طبیعی از یکدیگر استقلال نسبی داشته باشند و در برخی موارد از کمک یکدیگر برخوردار شوند. به نظر می‌رسد تدوین قوانینی که حمایت از میراث طبیعی را در مرکز توجه قرار داده باشد و دستگاهی ذی‌ربط را ساماندهی تخصصی کند، لازم است.
فساد در بهره‌برداری
شکل‌گیری فساد در بهره‌برداری از میراث طبیعی از جمله مهم‌ترین مسائلی است که در نتیجه وجود خلأهای قانونی یا تناقضات و تعارضات قانونی به‌وجود آمده است. برای مثال می‌توان به مشکلاتی که در بهره‌برداری و تصرفاتی که در غار علیصدر یا دست‌اندازی‌ها به سواحل شمال، جاده جنگل ابر، جنگل‌های هیرکانی، بیابان لوت و… اشاره کرد.
میراث طبیعی در قوانین کشور جایگاهی ندارد
مانند بند «الف» ماده (۳) قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست که تعیین مناطق چهارگانه (و به‌ تبع آن ثبت آثار طبیعی ملی که در مناطق چهارگانه محیط‌زیست قرار دارند) را مشروط به اخذ مجوز از وزیر اقتصاد با تأکید بر طرح‌های اکتشاف و بهره‌برداری از مواد معدنی کرده است. یعنی دستگاهی که وظیفه بهره‌برداری از معادن را دارد، در جایگاهی دیگر نقش صادرکننده مجوز برای ثبت آثار واقع شده در محدوده مذکور را دارد.
بنابراین چانه‌زنی‌ها در بخشی از فرآیند ثبت اثر (که محور حفاظت محیط‌زیست است) مطرح است و این خطر وجود دارد که برای ثبت یک اثر طبیعی، امتیاز اکتشاف یا استخراج معدن نیز (که از سوی دیگر بر ضد همین آثار طبیعی عمل می‌کند) صادر شود. یعنی صدمات جانبی به‌واسطه فرآیند قانونی ثبت آثار ملی برای طبیعت ایجاد شود. به‌نظر می‌رسد موضوع فساد در بهره برداری را باید از جهت تعارض منافع دستگاهی مورد بررسی و اصلاح قانون قرار داد.

اقدامات صهیونیست‌ها نقض آشکار حقوق بین‌الملل است

سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه “تعرض بی‌شرمانه” صهیونیست‌ها در ماه مبارک رمضان به اماکن مقدس فلسطین و یورش به روزه‌داران و نمازگزاران در مسجدالاقصی را قویا محکوم و نسبت به “تداوم اقدامات وحشیانه و تروریستی اشغالگران در قدس و فلسطین اشغالی” هشدار داد.
به گزارش ایسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به ضرب و جرح نمازگزاران فلسطینی به دست نظامیان اشغالگر بیان کرد، جنایات صهیونیست‌ها علیه مردم مظلوم فلسطین حاکی از ضعف روزافزون این رژیم اشغالگر می‌باشد که برای سرپوش گذاشتن بر آن، توان پوشالی خود را در برابر عده‌ای نمازگزار بی‌دفاع را به نمایش می‌گذارد.
خطیب‌زاده افزود، این جنایات که نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حقوق بشر است، بیش از پیش نشان می‌دهد که خیانت برخی سران کشورهای اسلامی در عادی‌سازی روابط با رژیم‌ جعلی صهیونیستی، به عادی سازی رفتارهای این رژیمِ ذاتا خون‌ریز و بحران آفرین نمی‌انجامد، بلکه بر عکس، اقدامات ددمنشانه این رژیم در قبال فلسطینیان به دلیل پشت کردن برخی سران کشورهای اسلامی و عربی به آرمان فلسطین افزایش یافته، تا حدی که شاهد خشونت افسار گسیخته این رژیم آپارتاید و نژادپرست هستیم.
سخنگوی وزارت امور خارجه ضمن دعوت از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی به حمایت از مردم فلسطین و جلوگیری از تداوم جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین، خواستار تحرک مردمی و ملت‌های مسلمان در حمایت از مسجدالاقصی شد.
خطیب‌زاده در پایان، پیامد اقدامات صهیونیست‌ها در قدس و فلسطین را متوجه این رژیم و حامیان منطقه‌ای و بین المللی آن دانست و خواستار واکنش صریح و فوری سازمان همکاری اسلامی و کشورهای مسلمان در حمایت از مسجد الاقصی شد.

برداشت از کوه‌های‌«بی‌بی شهربانو» مجوز دارد

به دنبال انتقاد رئیس کمیته شفافیت و شهر هوشمند شورای اسلامی شهر تهران از میزان بهره برداری کارخانه سیمان تهران از کوه «بی‌بی‌شهربانو» در شهرستان ری، رئیس اداره محیط زیست این شهرستان گفت: تاکنون گزارشی مبنی بر تخلف این مرکز به دست ما نرسیده و برداشت از این کوه طبق مجوز دریافتی است.
به گزارش ایسنا، احمد صادقی، رئیس کمیته شفافیت و شهر هوشمند شورای اسلامی شهر تهران با انتقاد از برداشت بی‌رویه کارخانه سیمان از کوه‌های بی بی شهر بانو گفته بود: برداشت بی‌رویه از منابع طبیعی این کوه‌ها موجب بروز حوادث و بحران‌های احتمالی آینده می‌شود و سازمان پیشگیری و مدیریت بحران و اداره کل محیط زیست شهرداری تهران باید در این زمینه گزارشی تهیه کنند.
در حالی این اظهارات مطرح شده است که علیرضا فاضلی ثانی – رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ری – به ایسنا می‌گوید: طبق گزارش‌های دریافتی و اطلاعاتی که از سوی اداره صنعت و معدن دریافت شده، برداشت از این کوه در چارچوب ضوابط محیط زیستی قید شده در مجوز فعالیت این معدن بوده است.
او با اشاره به وظیفه اداره صنعت و معدن برای ثبت و پایش فعالیت‌های کارخانه سیمان و برداشت آن از کوه بی بی شهربانو اظهار می‌کند: استحصال و بهره‌برداری از معادن از منابع روندی دارد که یکی از آن‌ها اخذ مجوز محیط زیست است. اداره صنعت و معدن در زمان صدور مجوز میزان برداشت، استحصال و استفاده از منابع را در پروانه ذکر می‌کند و این برداشت به‌طور مداوم چک می‌شود. چک کردن منظم میزان برداشت، جزو وظایف اداره صنعت و معدن است و محیط زیست تنها در زمان صدور پروانه استقرار باید نقش خود را ایفا کند.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ری تاکید می‌کند: مرجع نظارت بر فعالیت معادن اداره صنعت و معدن است. در واقع بیشتر فعالیت‌های انسانی از جمله احداث معدن به منزله آسیب به محیط زیست است. با این حال این موضوع نمی‌تواند دلیلی کافی برای جلوگیری از فعالیت معادن باشد و ما در محیط زیست وظیفه داریم ضابطه‌ای برای به حداقل رساندن آسیب‌های محیط زیستی تدوین کنیم.
فاضلی در ادامه می‌گوید: طبق گزارشات دریافتی، برداشت این معدن از منابع کوه بی بی شهربانو از چارچوب ضوابط ما خارج نشده است. مجوز این معدن دو سه دهه پیش صادر شده است. در صورتی که این برداشت بیش از حد شود، اداره صنعت و معدن می‌تواند اعلام جرم کند تا محیط زیست وارد عمل شود. بدیهی است که اداره صنعت و معدن نیز چنین کاری نمی‌کند.
رئیس اداره محیط زیست شهرستان ری می‌گوید: معادن سیمان در جریان فعالیت روزانه

مطالبه جمع‌آوری زباله‌های حاشیه جاده‌های استان‌های شمالی کشور

کارزاری با نام مطالبه جمع‌آوری زباله‌های حاشیه جاده‌های استان‌های شمالی کشور در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #نه_به_ریختن_زباله پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و استاندار گلستان، گیلان و مازندران آمده است: «متاسفانه وضعیت محیط زیست استان‌های شمالی کشور به هیچ عنوان خوب نیست. از جمله نمودهای این وضع نامساعد وجود زباله‌های فراوان در حاشیه نوار ساحلی دریای خزر و جاده‌های این استان‌هاست. خواهشمندیم مسئولان محترم با بسیج امکانات، نسبت به جمع‌آوری و تخلیه این زباله‌ها اقدام کنند. امید است این موضوع با همکاری و همراهی مسئولان شهری و روستایی و همچنین فعالان محیط زیست به هدف مطلوب برسد.»
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «جمع‌اوری زباله‌های موجود در مسیرهای شهری» شوند.
این کارزار از ۲۱ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۲۱ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای محیط زیستی بوده و از سوی بیش از ۲ هزار و ۲۶۳ نفر امضا شده است.

سرعت دیپلماسی کندتر از غبار

|پیام ما| این دومین آخر هفته در فروردین ماه سال 1401 است که گردوغبار بسیاری از استان‌های کشور را می‌پوشاند. هفته گذشته هم هجوم گردوغبار بسیاری از استان‌های کشور را در تیرگی فرو برد و شاخص لحظه‌ای هوای پایتخت ۴۹۱ و خطرناک گزارش شد و کیفیت هوا در ۲۳ ایستگاه در شرایط قرمز و ناسالم برای همه گروه‌ها قرار گرفت. گردوغبار حتی به شهرهای شمالی هم رسید و ارتفاعات گلستان و گیلان و مازندارن هم هم غبارآلود شد. حالا باز هم غبار در راه شهرهای بسیاری است و آنطور که سازمان هواشناسی گزارش داده نیمه غربی و بخش‌‌هایی از مناطق مرکزی و جنوب کشور از جمله تهران و جنوب البرز آخر هفته خود را با وزش شدید باد می‌گذرانند و استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، کردستان، قزوین، زنجان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، مرکزی، اصفهان، چهارمحال‌وبختیاری، قم، تهران، البرز، سمنان، فارس و همچنین مناطق محدودی از نیمه شرقی، وزش شدید باد همراه با گرد و خاک را دوباره تجربه می‌کنند. و این در حالی است که مسئولان همچنان می‌گویند دیپلماسی نیازمند به زمان بیشتری است و آنطور که دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گرد و غبار کشور به «پیام ما» می‌گوید قرار است تا ماه آینده و در گام نخست نشستی با حضور مسئولان کشور عراق و سوریه برگزار شود و یکشنیه هفته آینده هم ستاد ملی به ریاست رئیس سازمان جلسه‌ای برگزار خواهد کرد.

دیروز، مهدکودک‌ها و مقاطع پیش دبستانی و دبستانی 10 شهرستان استان خوزستان شامل دشت آزادگان، هویزه، آبادان، خرمشهر، شادگان، ماهشهر، اهواز، حمیدیه، باوی و کارون در نوبت صبح تعطیل شدند. محمد سبزه‌زاری، مدیر کل هواشناسی خوزستان با اعلام هشدار سطح زرد مرکز ملی پایش و هشدار سریع گرد و خاک هواشناسی خوزستان گفت: «با فعال شدن و نفوذ توده گرد و خاک در بیابان‌های جنوبی عراق، هوای بیشتر شهرهای استان شاهد غبار و کاهش کیفیت هوا هستند.»
غبار اما زودتر از پیش‌بینی‌ها به کرمانشاه رسید و در حالی که به‌نظر می‌رسید این استان اواخر هفته روزهای پرغباری را بگذارند اما از دیروز دید افقی در قصرشیرین به ۱۰۰ متر رسیده است. علی محمد زورآوند، معاون توسعه و پیش‌بینی هواشناسی استان کرمانشاه هم با بیان اینکه توده گردوغباری که پیش‌بینی شده بود وارد جو استان شود دارای دو هسته است، تاکید کرد: «هسته اول با سرعت زیاد به سمت ما حرکت کرد و اکنون نوار مرزی استان را تحت تاثیر قرار داده است.این هسته احتمالا عمدتا نوار مرزی استان را درگیر کرده و نفوذ کمتری به سمت داخل استان خواهد داشت، اما احتمال تغییر جریانات را هم نباید نادیده گرفت.»
به گفته او، هسته دوم اکنون بر روی مرز سوریه و عراق تشکیل شده و با سرعت کمتری در حال حرکت به سمت ما است و به احتمال زیاد تا غروب جو استان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. «اگرچه گردوغبار ناشی از هسته دوم می‌تواند سایر نقاط استان را هم تحت تاثیر قرار دهد، اما غلظت آن در نقاط مرکزی استان کمتر از نواحی مرزی است.» شاخص لحظه‌ای قصرشیرین و سرپل ذهاب به عدد ۵۰۰ رسیده که بیانگر وضعیت بحران است. تا ظهر دیروز، غلظت ذرات گردوغبار در قصرشیرین به ۲۵۰۰ میکروگرم بر متر مکعب هوا رسیده که ۱۶ برابر حد استاندارد است.از سوی دیگر آنطور که بررسی «پیام ما» در سامانه پایش کیفی هوای کشور نشان می‌دهد، در روز چهارشنبه سرپل‌ذهاب (کرمانشاه) با شاخص 408 غبارآلودترین نقطه کشور است و در خوزستان نیز دو ایستگاه خرمشهر با شاخص 384 در رتبه دوم، و ایستگاه رامشیر با شاخص 305 در رتبه سوم و در وضعیت قهوه‌ای (خطرناک) قرار داشته‌اند. طبق اطلاعات این سامانه وضعیت غبارآلودگی در بخش‌های شاخص هم‌اکنون‌، روزانه و آنلاین تفاوت بسیاری دارد اما غبار همچنان بر نقاط مختلفی از غرب و جنوب غرب کشور سایه افکنده است.
بغداد، پایتخت عراق هم روز سه‌شنبه صحنه توفان شدید گردوغبار بو و آنطور که بغدادالیوم نوشته این شهر دچار مشکلات گسترده‌ای بوده است.
کانون‌های ریزگرد داخلی فراموش شده‌اند
غبار برخاسته از کشورهای همسایه سبب شده تمرکز از کانون‌های داخلی غبار برداشته شود و این موضوع سبب انتقاد بعضی فعالان محیط زیست شده است. فیصل عامری، فعال محیط زیست استان خوزستان، با انتشار ویدیویی از بخش‌های خشکیده تالاب شادگان به طعنه می‌گوید: «اینجا تالاب شادگان است، 22 فروردین1401. مسئله ریزگردها امروز خیلی مهم است و خدا را شکر ما هم در تولید ریزگرد به خودکفایی رسیده‌ایم.» او زمین خشکیده تالاب را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اینجا بندر تجاری شادگان است، بندر ابوخضیر، نزدیک آبادان.» باد می‌آید و غبار از زمین برخاسته. عامری مشتی خاک در دستش می‌گیرد و رها می‌کند و می‌گوید: «و این زمین‌های تالاب شادگان است که شور است و آبش تبخیر شده.» تا چشم کار می‌کند بیابان است. «اصلا کسی باور نمی‌کند که اینجا روزی پوشش گیاهی بوده.» اینطور که عامری می‌گوید اینجا مرکز کانون تولید ریزگردهای نمکی برای چندین استان و شاید کشورهای همسایه باشد. انتقاد او به این است که کانون‌های داخلی رها شده‌اند و در عوض مسئولیت بحران امروز «به گردن این دولت و آن دولت و ترکیه و غیره» انداخته شده است.
در روزهای اخیر فعالان محیط زیست بار دیگر از خشکی تالاب شادگان و حقابه‌ای گفتند که از زمان ساخت «سد مارون 1» در دهه هفتاد به تالاب بین‌المللی شادگان داده نشده و حالا صحبت از ساخت «سد مارون2» نگرانی این فعالان را بیشتر کرده است. آنها می‌گویند اگر در غرب خوزستان با از بین رفتن حقابه تالاب هورالعظیم که بالغ بر 120 هزار هکتار است با بوران گردو‌غبار مواجهیم، تالاب شادگان 486 هزار هکتار است و شرق خوزستان هم به مصیبتی مانند غرب خوزستان دچار می‌شود اما این بار کانون ریزگرد تا فارس کشیده می‌شود.
کانون‌های خارجی غبار، اثرگذارتر از کانون‌های داخلی
طبق مطالعات ستاد ملی مبارزه با گردو غبار در سال 99-1398، 35 میلیون هکتار منطقه غبارخیز در کشور داریم که این مناطق در 23 استان پراکنده‌اند. آنطور که علی‌محمد طهماسبی، دبیر ستاد ملی مقابله با پدیده گردوغبار کشور به «پیام ما» می‌گوید، 9 استان کشور در حدود 85 درصد از این غبار را تولید می‌کنند: «این 35 میلیون هکتار سالانه 4 میلیون و 200 هزار هکتار ذرات گردوغبار زیر 10 میکرون تولید می‌کنند که اگر زیر صد میکرون را در نظر بگیریم باید بگویم حجم تولید گردوغبار بیشتر است.»او می‌گوید هرچند مناطق غبارخیز داخلی اهمیت بالایی دارند اما شدت و غلظت غبارخیزی در خارج بسیار بیشتر است چرا که جریانات آب و هوای منطقه‌ای بیشتر است. «از نظر علمی صحبت دقیقی نیست که بگوییم چند درصد از این غبارها داخلی است چرا که رخداد به رخداد با یکدیگر فرق می‌کند.»او به آخرین اقدامات در حوزه دیپلماسی و با کشورهای اطراف هم اشاره می‌کند و می‌گوید دیپلماسی مکانیزمی طولانی‌مدت است. «اما در حال حاضر به دلیل بحران‌های اخیر برای بسیاری از سران کشور این موضوع مهم شده. در جلسه اخیر هیئت دولت، رئیس جمهور بار دیگر بر این مورد تاکید کرد و ما هم در جلساتمان با رئیس سازمان محیط زیست بر اقدامات پیش رو با جزئیات و دقت بیشتری متمرکزیم.»او می‌گوید از جمله ضعف‌های موجود در عرصه بین‌المللی نبود مکانیزم مالی و پشتیبانی اقتصادی است و دیگری هم حضور نداشتن نهادهای بین‌المللی برای رفع مشکل است. «دیپلماسی برنامه طولانی‌مدت است اما در کوتاه مدت کمیته‌ای تخصصی تشکیل شده و قرار است تا ماه آینده و در گام نخست نشستی با حضور مسئولان کشور عراق و سوریه برگزار شود و یکشنیه هفته آینده هم ستاد ملی به ریاست رئیس سازمان جلسه‌ای برگزار می‌کند.»