بایگانی مطالب نشریه
نظارت شود ضابطین درحق متهم زیادهروی یا تندروی نکنند
رهبر انقلاب در توصیههایی هشتگانه به مسئولان و کارکنان قوه قضاییه، پیشگیری از جرم را از دیگر مصادیق مأموریتهای مهم قوه قضائیه برشمردند و گفتند: بهعنوان نمونه باید با عمل به تکلیف قانونی در زمینه تعیین مالکیت زمینها در شهرها و روستاها، از جرایمی مانند زمینخواری و کوهخواری پیشگیری شود.
رهبر انقلاب اسلامی صبح روز سهشنبه در دیدار رئیس قوه قضاییه و جمعی از مسئولان و کارکنان دستگاه قضایی به تبیین «سنتهایِ غیرقابل تغییر الهی در جوامع» پرداختند و گفتند: علت سربلندی و پیروزی حیرتآور ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در برابر حوادث بزرگ و تلخ سال ۱۳۶۰، ایستادگی و تلاش و نهراسیدن از دشمنان بود و این سنت الهی در همه دورانها قابل تکرار است و باید بدانیم خداوند سال ۱۴۰۱ همان خداوند سال ۱۳۶۰ است. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر حضرت آیتالله خامنهای، ایشان همچنین قوه قضائیه را رُکنی مهم و تأثیرگذار در مسائل کشور خواندند و توصیههایی هشتگانه همچون اجرای جدی سند تحول در همه سطوح، مبارزه جدی با فساد، جلوگیری از تضییع حقوق عامّه، مراقبت از امنیت روانی مردم، تنظیم رابطه دستگاه قضایی با ضابطان و به سرانجام رساندن پروندههای باز شده در افکار عمومی، خطاب به مسئولان این قوه بیان کردند.
رهبری با تایید سخنان رئیس قوه قضائیه مبنی بر «در اولویت بودن مبارزه با فسادِ درون قوه»، خاطرنشان کردند: اکثریت قضات، افرادی شریف، پاکدست، نجیب، مؤمن و زحمتکش هستند اما با معدود افراد فاسد که به کار و آبروی دیگران آسیب میزنند، باید برخورد شود البته در مقوله مبارزه با فساد، کار اصلی، مقابله با ساختارهای فسادزا و در همشکستن آنها است
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، با گرامیداشت یاد و خاطره شهید آیتالله بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیر، شهید بهشتی را شخصیتی واقعاً برجسته خواندند و با اشاره به شرایط پیچیده و خاص ماههای منتهی به هفتم تیر سال ۱۳۶۰ و بعد از آن، گفتند: بررسی شرایط آن دوران برای امروز ما معرفتآموز و راهگشا است. حضرت آیتالله خامنهای با مرور شرایط سال ۱۳۶۰، و ماههای قبل از هفتم تیر، به وضعیت سخت جنگ تحمیلی و پیشروی نیروهای صدام تا نزدیکی چند شهر بزرگ در غرب و جنوب اشاره کردند و افزودند: کنار شرایط بسیار نامساعد جنگ، در تهران نیز منافقین عملاً جنگ داخلی به راه انداخته بودند و از نظر سیاسی هم چند روز قبل از هفتم تیر، مجلس به عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور رأی داده بود و کشور رئیسجمهور نداشت. در چنین شرایطی، استوانهای همچون شهید بهشتی از انقلاب و نظام گرفته شد. ایشان همچنین به شهادت رئیسجمهور و نخستوزیر کشور، دو ماه بعد از حادثه هفتم تیر و پس از آن، شهادت تعدادی از فرماندهان ارشد جنگ در سانحه هوایی اشاره کردند و گفتند: جوانان و نسل جدید از این حوادث مطلع نیستند و باید این مسائل را مطالعه و با دقت در مورد آنها فکر کنند. کدام دولت و کشور را سراغ دارید که در مقابل چنین حوادث تلخ و وحشتناکی از پا نیفتد؟
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در مقابل همه این حوادث، در رأس همه امام همچون کوه دماوند سربلند ایستاد و مسئولان دلسوز و مردم و جوانان انقلابی نیز ایستادند و توانستند شرایط کشور را صد و هشتاد درجه تغییر دهند، به طوری که ناکامیهای پی در پی به پیروزیهای پی در پی تبدیل شد، منافقین از سطح خیابانها جمع شدند، ارتش و سپاه قویتر شدند و کشور به روال عادی بازگشت. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ذوقزدگی دشمن در برخی مقاطع به دلیل برخی ضعفها و و کمبودهای داخلی افزودند: هم در سال ۱۳۶۰ و هم بعد از آن در چهار دهه گذشته، دشمن در مواردی ذوقزده و امیدوار شده و تصور کرده است بساط انقلاب و نظام در حال جمع شدن است اما این امیدواری تبدیل به نا امیدی شده و مشکل آنها این است که راز این ناامیدی را متوجه نمیشوند. ایشان تاکید کردند: دشمن نمیتواند بفهمد که در این عالم به غیر از محاسبات سیاسی، محاسبات دیگری هم وجود دارد که همان سنتهای الهی هستند.
رهبر انقلاب به نمونههایی از سنتها و قوانین الهی در قرآن درباره نتیجه یاری دین خدا و یا نتیجه کفران نعمتهای خداوند اشاره کردند و افزودند: قرآن کریم مملو از مضامینِ مربوط به سنتهای الهی است و جمع بندی آنها این است که اگر جوامع در مقابل دشمنان ایستادند و با توکل بر خداوند به وظایف خود عمل کردند، نتیجه آن پیروزی و پیشرفت است اما اگر دچار اختلاف، عافیتطلبی و سستی شوند، نتیجه آن شکست خواهد بود. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم بررسی علمی سنتهای الهی با نگاه جامعهشناسی، سخنان خود در این بخش را اینگونه جمعبندی کردند: ملت ایران در سال ۱۳۶۰ با قرار گرفتن در مدار یکی از سنتهای الهی یعنی جهاد و ایستادگی توانست دشمن را ناامید کند. امروز نیز همان قاعده و قانون جاری است و خداوند سال ۱۴۰۱ همان خداوند سال ۱۳۶۰ است و باید تلاش کنیم خود را مصداق سنتهای الهی قرار دهیم تا نتیجه آن پیشرفت و پیروزی باشد.
رهبر انقلاب در ادامه قوه قضائیه را رُکنی مهم و تأثیرگذار در کل کشور خواندند و گفتند: بر اساس آیات قرآن کریم، وظیفه حکومت اسلامی، اقامه نماز یعنی گسترش روح تعبّد در جمهوری اسلامی، ایتاء زکات یعنی عدالت توزیعی در جامعه اسلامی و امر بهمعروف و نهی از منکر یعنی امر به ارزشهایی همچون عدالت، انصاف، برادری و نهی از ظلم، فساد و تبعیض است که به این اصل در قانون اساسی نیز تأکید شده و جزو وظایف قوه قضائیه هم قرار دارد. ایشان افزودند: اگر به این وظایف با استفاده از امکانات گوناگون همچون امکانات قضا و دادگستری عمل نشود، مصداق تضییع نعمتهای الهی است و از این ناحیه ضربه خواهیم خورد. حضرت آیتالله خامنهای، رئیس قوه قضائیه را فردی مومن، انقلابی، پُر کار، مردمی، بهدور از تشریفات، آشنا با زوایای گوناگون قوه و برخوردار از گوش شنوا در قبال منتقدان خواندند و توصیههایی هشتگانه به مسئولان و کارکنان این قوه بیان کردند. ایشان در توصیه اول، سند تحول تهیهشده در دوره مدیریت قبل را از مترقیترین اسناد تحول دانستند و افزودند: به این سند باید عمل و بر اساس آن شخصیتسازی و کادرسازی شود.رهبر انقلاب، عمل به سند تحول را باعث جلوگیری از انفعال در مقابل مخالفتها خواندند و افزودند: رئیس قوه، مقیّد به عمل به سند است اما در سطوح دیگر یعنی همه قضات، کارکنان و مدیران نیز باید این کار با قوت دنبال شود البته بر اساس برخی گزارشها، در این زمینه آنگونه که باید، عمل نشده است. «مبارزه جدی با فساد» توصیه بعدی حضرت آیتالله خامنهای به مسئولان قضایی بود. ایشان با تأیید سخنان رئیس قوه قضائیه مبنی بر «در اولویت بودن مبارزه با فسادِ درون قوه»، خاطرنشان کردند: اکثریت قضات، افرادی شریف، پاکدست، نجیب، مؤمن و زحمتکش هستند اما با معدود افراد فاسد که به کار و آبروی دیگران آسیب میزنند، باید برخورد شود البته در مقوله مبارزه با فساد، کار اصلی، مقابله با ساختارهای فسادزا و در همشکستن آنها است.
رهبر انقلاب با تاکید بر تقویت دانش قضایی و جلوگیری از صدور احکام ضعیف یا مخدوش، در توصیه بعدی به تشویق قضات و کارکنان شریف و زحمتکش سفارش کردند. «معطل نماندن هیچیک از اختیارات و مأموریتهای قانونی قوه» توصیه دیگر حضرت آیتالله خامنهای به مسئولان قضایی بود که در این زمینه گفتند: مثلاً دادستان کل در حوزه حقوق عمومی وظایفی دارد که باید با رصد کامل و البته بدور از احساسات و شعارزدگی، از تضییع حقوق عامه جلوگیری کند. ایشان پیشگیری از جرم را از دیگر مصادیق مأموریتهای مهم قوه قضائیه برشمردند و گفتند: بهعنوان نمونه باید با عمل به تکلیف قانونی در زمینه تعیین مالکیت زمینها در شهرها و روستاها، از جرایمی مانند زمینخواری و کوهخواری پیشگیری شود.رهبر انقلاب در توصیه ششم، «تنظیم ارتباطات قوه قضائیه و ضابطان قضایی» را مورد تاکید قرار دادند و گفتند: بر رفتار ضابطین باید مراقبت و نظارت شود که در حق متهم زیادهروی یا تندروی نشود. دستگاه قضایی نیز نباید تحت تأثیر ضابط باشد؛ بلکه باید به صورت مستقل به مسائل رسیدگی کند. البته نظرات کارشناسی ضابطان نیز نادیده گرفته نشود. ایشان در این زمینه افزودند: یکی از گلایههای ضابطان از دستگاه قضایی رها کردن برخی پروندهها بهعلت کمبودهای قانونی است؛ در حالی که باید با تکمیل قوانین این خلأ را برطرف کرد. حضرت آیتالله خامنهای در توصیه بعدی به مسئولیت قوه قضائیه در قبال امنیت روانی مردم اشاره کردند و گفتند: امنیت روانی از جمله حقوق عمومی است و دستگاه قضایی باید از نگران کردن و تخریب ذهن مردم بهوسیله شایعات و اظهارات دروغ و هراسافکنِ افراد مشخص یا نامشخص در رسانهها و فضای مجازی جلوگیری کند.
رهبر انقلاب در توصیه هشتم و پایانی با اشاره به باز شدن پروندههای مهم و گوناگون در افکار عمومی همچون مسائل کارخانجات یا تصرفات غیرقانونی، تأکید کردند: سر زخم پروندههایی که در افکار عمومی باز میشود، نباید باز بماند. هر پرونده را تا آخر ادامه دهید و نهایی کنید. ایشان در پایان سخنانشان، کار قضایی را از جمله کارهای بسیار دشوار برشمردند و گفتند: البته اگر این کار را برای خدا و با هدایت الهی انجام دهید، اجر آن نیز سنگین خواهد بود.
در ابتدای این دیدار، حجتالاسلام محسنی اژهای رئیس قوه قضائیه، گزارشی از اقدامات این دستگاه در دوره اخیر، با تاکید بر ارتباط بیش از پیش با اقشار مختلف مردم، تقویت تعامل با قوای دیگر، تلاش برای تحقق سند تحول قضایی، جهش در استفاده از فناوریهای نوین و هوشمندسازی خدمات قضایی، حمایت از تولید و رفع موانع آن، رایگان کردن برخی خدمات قضایی در مناطق محروم، مبارزه جدی با فساد به ویژه در داخل قوه، اولویت دادن به پروندههای کثیرالشاکی و دارای اهمیت در افکار عمومی، تشدید نظارتها بر حُسن اجرای قوانین و مصوبات لازمالاجرا و همچنین پیگیریهای مستمر و جاری برای بهبود وضع معیشتی کارکنان و تقویت پایه بودجه قوه قضائیه بیان کرد.
مذاکرات قطر و فرانسه همزمان با ورود باقری و مالی به دوحه
وزیر خارجه فرانسه در تماس تلفنی با همتای قطری خود درخصوص تحولات مذاکرات هسته ای با ایران رایزنی کرد. به گزارش ایسنا، وزارت خارجه قطر اعلام کرد که کاترین کولونا، وزیر خارجه فرانسه در تماسی تلفنی با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر در خصوص آخرین تحولات مذاکرات هستهای ایران رایزنی کرد. در این تماس تلفنی بر اهمیت گفتوگوهای منطقه ای با ایران و نزدیک کردن رویکردها میان طرف های مختلف تاکید شد. پس از سفر رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران و دیدار با مقامات کشورمان اعلام شد که بر اساس تصمیم ایران و آمریکا، مذاکرات برجامی با هدف رفع اختلافات میان دو کشور در روزهای آتی (سه شنبه و چهارشنبه) از سر گرفته میشود. رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران روز گذشته وارد دوحه شد و امروز با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر دیدار و در خصوص ایران رایزنی کرد. همچنین دیروز علی باقری، معاون سیاسی وزیر امور خارجه و رییس هیات مذاکره کننده ایران نیز در راس هیاتی وارد دوحه شد. همچنین در خبری دیگر وزارت خارجه قطر با صدور بیانیهای در خصوص مذاکرات رفع تحریمها در دوحه گفت امیدوار است این گفتوگوها به نتایج مثبتی منتهی شود. به گزارش خبرگزاری فارس، در این بیانیه آمده است که قطر از مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا در دوحه برای احیای توافق هستهای استقبال میکند و امیدوار است مذاکرات دوحه موجب توسعه امنیت و ثبات در منطقه شود.
درخواست پایان دادن به وضعیت فاجعهآفرین مازوتسوزی در نیروگاه شهید سلیمی نکا
کارزاری با عنوان «درخواست پایان دادن به وضعیت فاجعهآفرین مازوتسوزی در نیروگاه شهید سلیمی نکا» در وبسایت کارزار در جریان است. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، وزیر نفت، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، استاندار مازندران، نمایندگان مجلس در مجمع نمایندگان استان مازندران و نمایندهٔ مردم شهرستانهای بهشهر، نکا و گلوگاه آمده: «در استان مازندران، از خطرناکترین آلودگیها در شهرستانهای ساری، بهشهر، نکا و میاندورود، گلوگاه و بهویژه در مناطق نزدیک به مرکز آلودگی ـ مانند زاغمرز و روستاهای دهستان میانکاله و قرهطُغان ـ سوخت مازوت در نیروگاه شهید سلیمی نکا است، که هرساله خسارات جدی و جبرانناپذیری را بر سلامت اهالی این مناطق وارد میآورد و قربانی میگیرد. افزایش آمار فوتیهای ناشی از انواع سرطان و بیماریهای گوارشی، تنفسی و پوستی در مناطق یادشه، گواهی بر این مدعاست.
مازوتسوزی ضمناً، در بخشهای زیستمحیطی، کشاورزی، دامداری و صید نیز ـ که بهطور مستقیم و غیرمستقیم به حوزهٔ سلامت مربوط میشود ـ برای مردم این منطقه و استان، و بلکه استانهای همجوار لطمات فراوان جانی و مالی در پی داشته و اثرات ناگواری بر جای گذاشته است.
شایانذکر است، این منطقه ـ که فقط در بخش روستاییاش قریب به شصت هزار نفر سکونت دارند ـ قطب کشاورزی و دامداری کشور است و در کنار منطقهٔ ویژهٔ اقتصادی بندر امیرآباد، جایگاهی راهبردی دارد، که بایسته است بهویژه امسال که مقام معظم رهبری عنوان «تولید دانشبنیان و اشتغالزایی» را بر آن نهادهاند در زمینههای پیشگفته شکوفا شود؛ ولی متاسفانه، با وجود آلایندههای نفتی این نیروگاه در هوا، آب و خاک، کشاورزی و دامداریاش در معرض خطر نابودی است.
مازوتسوزی در این نیروگاه به حدی شدید و بیرویه (در حد چندین میلیون مترمکعب در روز) است که ذرات مازوت در هوا و بر روی سطوح مختلف بهصورت قشری از غبار قابلرؤیت است و طبعاً وارد چرخهٔ زیستی انسان-طبیعت-دام نیز گشته است.
خواسته برحق مردم، نظارت بر این روال و کاهش مصرف مازوت و استفاده از فیلترهای مناسب در خروجی کورههاست که از مدتها پیش در فضای رسانهای بیان شده، ولی به آن توجهی نشده است. فلذا از جمیع مقامات درخواست میشود به این مسئله ورود جدیِ دولتی، قضایی و نظارتی (تقنینی) داشته باشند و این نابسامانی را پایان بخشند.» این کارزار از 6 تیر آغاز شده و تا 4 آذر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 580 نفر امضا شده است.
زمینههای قاچاق حیاتوحش در ایران
قاچاق حیاتوحش با ارزش ۷ تا ۲۳ میلیارد دلار آمریکا در سال، چهارمین تجارت غیرقانونی بزرگ جهان پس از قاچاق اسلحه، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان است. در سراسر دنیا بعد از تخریب زیستگاه برداشت غیرقانونی از حیاتوحش مهم ترین تهدید تنوعزیستی است. در مقیاس محلی این موضوع چندان برای ایران مشخص نیست و به دلیل نبود کار علمی و تخصصی نمیتوان روی آن اظهار نظر قطعی کرد. اما، شکی نیست که قاچاق حیاتوحش در ایران یکی از تهدیدات بالقوه حیاتوحش است.
به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی ایران به چندین نقطه داغ برای قاچاق حیاتوحش مانند کشور چین و قاره آفریقا احتمالا ایران یکی از مسیرهای مهم ترابری غیرقانونی حیاتوحش بهحساب میآید.
شاید کشف پراکنده محمولههای قاچاق حیاتوحش در مرز های ایران نشان دهنده این موضوع باشد. مانند، کشف توله شیر در مرز ایران و عراق و کشف محموله قاچاق پرندگان مانند کاسکو در مرز ایران و پاکستان. اما به دلیل نبود شواهد کافی نمیتوان بر روی این موضوع بطور قطع نظر داد. همچنین به دلیل تنوعزیستی غنی ایران، حیاتوحش کشور چه در سطح ملی و چه در سطح بینالملی یکی از اهداف قاچاقچیان هستند. سازمان حفاظت محیط زیست ایران هر سال محمولههای مختلفی از جانوران بومی ایران را از متخلفان کشف و ضبط میکند که در این میان میتوان گونه های مختلف جانوران را مشاهده کرد. مانند کشف اخیر یک توله خرس سیاه توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان کرمان. همچنین گاهی اوقات متخلفان به اشتباه خود پیمیبرند و حیاتوحش دزدیده شده از طبیعت را به سازمان حفاظت محیط زیست تحویل میدهند. مانند اتفاق اخیر که متخلفان دو توله سیاه گوش دو ماهه را به سازمان حفاظت از محیطزیست استان اصفهان تحویل دادند. اما یک سوال مهم میتواند این باشد که چرا این جانوران از طبیعت جدا میشوند؟ قاچاق حیاتوحش به دلایل مختلفی صورت میگیرد. مانند، مصرف برای غذا، دارو و یا به اسارت گرفتن حیاتوحش به منظور حیوان خانگی. تا زمانی که چه در ایران و چه در دنیا تقاضا برای محصولات حیاتوحش وجود داشته باشد، قاچاقچیان جانوران مورد هدف را از طبیعت جدا میکنند و سعی به فروش آنها دارند. امروزه برای خرید و فروش حیاتوحش از دو فضا استفاده میشود، بازارهای حقیقی (فیزیکی) و بازارهای مجازی. بازارهای حقیقی (فیزیکی) که به دو شکل فصلی و دائمی فعالیت میکنند، چندصد ساله وجود دارند و شکل سنتی این تجارت هستند. اما با گسترش اینترنت این تجارت مانند سایر کسب و کارها وارد فضای جدیدی شد. به دلیل قابل دسترس و آسان بودن شبکههای اجتماعی و سایتهای خرید و فروش آگهیهای تجارت حیاتوحش به آسانی و سریع راه خودشان را به این فضا باز کردند. چنین بستری شرایط را برای قاچاقچیان آسان کرده و میتواند باعث آن شود که متخلفین بیشتری به فکر تجارت حیاتوحش در این فضا بیفتند. با توجه به مطالعه اخیر بنده و همکارانم، متوجه آن شدیم که پیک آگهیهای تجارت حیاتوحش در شبکههای اجتماعی در ایران، در فصل بهار و تابستان است. این موضوع را میتوان این گونه توجیه کرد که به دلیل شرایط جغرافیایی و آب و هوایی ایران در این فصول جانوران بیشتر فعالاند و همچنین زادآوری میکنند. این شرایط، فرصت مناسبی را برای قاچاقچیان حیاتوحش مهیا میکند تا حیاتوحش مورد هدف را صید کنند و در شبکههای اجتماعی مانند، تلگرام و اینستاگرام آگهی کنند. این الگو زمانی به احتمال زیاد در بازار حقیقی (فیزیکی) هم اتفاق به وقوع میپیوندند و میتواند بازتابی از آن را در بازار آزادگان تهران مشاهده کرد. مانند، فروش جوجه ی پرندگان بومی ایران و نوزادان سنجاب ایرانی در فصل بهار و تابستان در این بازار. شایان ذکر است که توله خرس سیاه و دو توله سیاه گوش هم در این فصول از طبیعت جدا شدند که میتواند سرنوشت خیلی از گونه های جانوری طبیعت ایران باشد. با توجه به این نتایج سازمان حفاظت از محیطزیست میتواند زمان و منابع بیشتری را در این فصول به برخورد با متخلفین و مدیریت قاچاق حیاتوحش اختصاص دهد. متاسفانه به دلیل نبود کار علمی و تخصصی در ایران نمیتوان انتظار موفقیت در مبارزه با قاچاق حیاتوحش در این کشور را داشت. مطالعات باید در تمام ابعاد این مسئله در ایران صورت گیرند. مانند، مطالعات اجتماعی برای شناسایی اهداف و نگرش مصرف کنندگان این تجارت و یا بررسی شرایط اجتماعی و اقتصادی قاچاقچیان. دانستن دقیق این موارد میتواند کمک بزرگی کند به یافتن روش ها و راهکارهایی برای تغییر رفتار جامعه در خصوص قاچاق حیاتوحش در ایران. همچنین، انجام مطالعات بومشناسی بر روی حیاتوحش ایران برای درک بهتر اندازه جمعیتهای حیاتوحش ایران میتواند راهکارهایی را جلو روی ما بگذارد تا قوانین دقیقتر و بهتری را برای برداشت پایدار از حیاتوحش ارائه دهیم. به عنوان مثال ارائه یک فهرست ملی مانند فهرست سرخ اتحادیه بینالملی حفاظت از طبیعت برای حیاتوحش بومی ایران میتواند کمک کننده باشد. زیرا ممکن است یک گونه در کل دنیا وضعیت مناسبی داشته باشد اما در ایران جمعیت آن گونه آسیب پذیر باشد، مانند سنجاب ایرانی. به احتمال زیاد قاچاق حیاتوحش میتواند یکی از مهمترین تهدیدات حیاتوحش ایران باشد. اما به دلیل نبود اطلاعات علمی و تخصصی نمیتوان برنامه ریزی دقیق برای مدیریت این تهدید در کشور انجام داد. همچنین نمیتوان بدون آزمون و بررسی دقیق یک سری حدسیات، هر چند ساده، راهکار مدیریتی ارائه کرد. بنابراین، جایگاه خالی کار علمی و تخصصی بر روی این موضوع مهم در ایران حس میشود.
درخواست اجازه استفاده از دوچرخه و موتور برای زنان
جمعی از بانوان با راهاندازی کارزاری درخواست امکان استفاده بانوان از موتورسیکلت و دوچرخه برای رفت و آمدهای روزانه با عنوان «دوچرخه – موتور برای زنان» را داشتهاند.
در این کارزار که روسای سه قوه را مخاطب قرار داده است، آمده: « همانگونه که مستحضرید امروزه بانوان همچون مردان با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم میکنند و همچون گذشته بار زندگی فقط بر دوش مردان نیست. یکی از دغدغههای اصلی زنان برای رفتن به سر کار و یا انجام امور روزانه مربوط به خانه و فرزندانشان، هزینههای تاکسی و وسایل نقلیه عمومی است؛ بسیاری از آنان توان خرید اتومبیل را ندارند.
لذا خواهشمندیم شرایطی فراهم شود که زنان نیز بتوانند از موتورسیکلت و دوچرخه برای رفتوآمدهای روزانه خود در سطح شهر استفاده کنند.
زنان نیز باید همچون نیم دیگر جامعه کار کنند تا بتوانند از پس مخارج زندگی برآیند. از مسئولین محترم درخواست میکنیم به این موضوع تخصصیتر توجه نمایند و با استفاده از موتور و دوچرخه برای خانم ها موافقت کنند.» این کارزار که از ۱۶ خرداد راه افتاده و تا ۱۶ مرداد ادامه دارد با گذشت حدود ۷۰ درصد از راه خود به حدود ۲۳ هزار امضا رسیده است.
برای پر کردن یک باک، حدودا چهار و نیم ساعت در صف مانده بود. در گرمای شدید و هوای شرجی چابهار، کسی تا چراغ بنزین خودرو روشن نشود، کابوس رفتن به پمپ بنزین را به واقعیت بدل نمیکند. ماههای قبل نیمهشبها و صبح زود زمان خلوتی برای رفتن به پمپ بنزین بود اما مدتی است که در این ساعات نیز صفهای طولانی باعث میشود سوختگیری یک تا دو ساعت طول بکشد. وضعیت تقریبا تمام جایگاههای سوخت استان به همین شکل است.
گاهی صف خودروهای متقاضی بنزین در شهرهای سیستان و بلوچستان دایرهوار از پمپ بنزین آغاز میشود و به همانجا ختم میشود.
مسئولان علت این صفهای کیلومتری را تفاوت قیمت سوخت کشورهای همسایه با قیمت سوخت در ایران، که گاهی تا ده برابر هم میرسد، اعلام میکنند. این اختلاف، انگیزه قاچاق سوخت را افزایش میدهد. جهشهای نرخ ارز در دورههای مختلف باعث شده علاوه بر گازوئیل، بنزین نیز به سبد قاچاق سوخت افزوده شود. سود قاچاق چنان وسوسهانگیز است که صاحبان خودرو ترجیح میدهند سهمیه سوخت خود را بفروشند. فروش بنزین در بازار آزاد منجر به ایجاد صفوف طولانی و چند کیلومتری خودروها در پمپ بنزینها و بالا گرفتن گلایههای مردمی در این استان شده است. قیمت یک و نیم لیتر بنزین در بازار آزاد حدود 20 هزار تومان است و 20 لیتر بنزین آزاد در شهرهای استان تا 300 هزار تومان به فروش میرسد.
مشکلات اقتصادی و افزایش تورم در ماههای اخیر، باعث شده بسیاری از افرادی که تاکنون با این بازار آشنایی نداشتهاند به فروش بنزین روی بیاورند. کارمندان، بازنشستگان و رانندگان تاکسی نیز به صف فروشندگان بنزین پیوستهاند. افرادی نیز هستند که شغلشان ایستادن در صف است. آنها در استخدام دارندگان خودروهای سنگین هستند و با ایستادن در صف و سوختگیری درآمد کسب می کنند. صاحبان این خودروها که از فروش سهمیههای گازوئیل درآمدی به دست میآورند ماهانه مبلغی به این افراد پرداخت میکنند.
در برخی پمپ بنزینهای شهر زاهدان و سایر شهرهای استان، خریداران بنزین در خروجی جایگاه صف بستهاند و رانندگان پس از سوختگیری، بلافاصله به آنها مراجعه میکنند و بنزین را تخلیه میکنند. صفهای فروشندگان و خریداران بنزین، و انبوه گالنهای بیست لیتری در گوشهی خیابانهای منتهی به جایگاههای سوختگیری صحنهای آشنا در سیستان و بلوچستان است.
اما مسئله فقط تفاوت نرخ قیمت بنزین با خارج از کشور نیست؛ کمبود جایگاههای سوخت و ناکارآمدی آنها در حالی که تعداد خودروها در شهرهای استان افزایش یافته است نیز از دلایل اصلی این صفهای طولانی است.
حسین مدرس خیابانی، استاندار سیستان و بلوچستان هم اعلام کرده است وضعیت موجود جایگاههای سوخت جوابگوی نیاز و در شأن مردم استان نیست. احداث ۳۰ جایگاه سوخت درون شهری و برون شهری در سیستان و بلوچستان مصوبه سفر رئیس جمهور بوده که همچنان بینتیجه مانده است. این وضعیت در شهرهای استان به مراتب بدتر از مرکز است. در چابهار که هم از لحاظ تجاری و صنعتی و هم از نظر گردشگری اهمیت دارد، تنها دارای سه جایگاه سوخت فعال در داخل شهر وجود دارد که پاسخگوی نیاز مردم، مسافران و مراکز صنعتی نیست. در همین جایگاههای موجود نیز برخی نازلها مدت هاست که خراب شدهاند و اقدامی برای تعمیر آنها انجام نشده است.
فرماندار چابهار در مصاحبه با رسانهها اعلام کرده در برخی از مراکز جمعیتی مانند بخش «پیرسهراب» شهرستان چابهار حتی یک جایگاه سوخت وجود ندارد. کمبود جایگاههای سوخت در این استان پهناور در مقایسه با استانهای همجوار کاملا محسوس است.
اما سوختهای بازار آزاد به کجا میروند؟ قاچاق سوخت و انتقال به مرز سهم عمدهای از این بازار دارد. بخشی از سوخت نیز در سطح شهر و برای نیاز مردمی که توان ایستادن در صفهای طولانی را ندارند، به فروش میرسد. در چابهار به دلیل کم شدن سهمیه قایقهای صیادی؛ صیادان مجبورند سوخت را به صورت آزاد بخرند. در این شهر عدهای هم سوخت را به شرکتها و پروژههای مرزی مثل معدن، راهسازی و… میفروشند. معضل خرید و فروش به حدی بحرانی شده است که در شهرهایی مثل چابهار هزینه حمل و نقل کالاهای اساسی افزایش یافته است چرا که رانندگان فروش سوخت را به حمل و نقل کالا ترجیح میدهند.
یکی از راههای دولت برای کاهش صفهای طولانی سوخت باطل کردن کارتهای سوخت اجارهای و کارتهای سرگردان (کارتهایی که از استانهای دیگر وارد شدهاند) بوده است. طی این فرایند 400 کارت سوخت ابطال شده و 2000 کارت نیز در شرف ابطال هستند. که افرادی که از کارت سوخت خودروهای دیگری استفاده کنند یا چند روز مداوم از یک کارت استفاده کنند نیز شامل این ابطال میشوند. در میان ابطال کارتهای سوخت اجارهای؛ کارت سوخت عادی بسیاری از شهروندان نیز ابطال شده است. افرادی که برای مصرف روزانه از کارت بنزین اعضای خانواده یا دوستان خود استفاده کردهاند و یا افرادی که کارت سوختشان به هر علتی غیر فعال بوده و مجبور بودهاند از کارت سوخت دیگران استفاده کنند، در نتیجه این اقدام دچار مشکل شدهاند. کارت سوخت یکی از شهروندان زاهدانی که در شهرک گاوداران در حاشیه شهر زندگی میکند و تنها برای رفت و آمد و کارهای روزمره از بنزین استفاده میکرده ابطال شده است. او هر روز به شرکت نفت مراجعه میکند تا شاید راهی برای رفع مشکل پیدا کند اما مسئولان میگویند کارتهای ابطال شده شش ماه بعد فعال میشوند. جواب مسئولان در اعتراض افرادی که روزها در جلوی شرکت نفت به دنبال فعال کردن کارت سوخت خود بودهاند برخورد و تهدید بوده است.
سیستان و بلوچستان جوانترین و درعینحال یکی از بیکارترین استانهای کشور است. بسیاری از روستاهای کوچک و خانههای روستاییان این منطقه به محل ذخیره سوخت تبدیل شده است. بیکاری، ناتوانی و نداشتن مهارتهای لازم برای اشتغال، خشکسالی و تعطیلی بازارچههای مرزی از جمله دلایل مهمی است که بسیاری از مردم این استان، بهویژه روستاییان را به فروش و قاچاق سوخت سوق داده است. دولت و نهادهای نظامی تاکنون طرحهای متعددی برای مدیریت خرید و فروش سوخت در مرز ارائه دادهاند که هیچکدام نتوانسته است مشکلات مرزنشینان را حل کند.
از سال 90 و با تصویب دولت وقت طرح سهمیه سوخت مرزنشینی مطرح شد که اجرای آن در سال 92 و ابتدا در شهرستانهای هیرمند و سراوان آغاز شد و سپس به سایر شهرهای مرزی رسید. هدف این بود مردم در مناطق مرزی بتوانند با مجوز قانونی و بهصورت کنترلشده اقدام به خرید و فروش سوخت کنند اما با توجه به حجم بالای قاچاق سوخت این طرح بینتیجه مانده و صرفا منجر به تاراج منابع ملی شده است. طرح رزاق نیز از دیگر طرحهای بلاتکلیف درباره فروش سوخت مرزنشینان است. مطابق این طرح در شهرستان مرزی سراوان 5 گذر جهت عبور سوختکشهای طرح رزاق تعریف شد و روزانه در ساعاتی مشخص خودروها میتوانستند برای مبادله سوخت از مرز از آن عبور کنند. گرچه مسئولان می گویند این طرح متوقف نشده و در حال بررسی نقاط ضعف آن هستند، اما حجم بالای قاچاق سوخت نشان میدهد همچون طرح سهمیه سوخت مرزنشینان نتوانسته است مشکلات مربوط به معیشت مردم و قاچاق سوخت را حل کند.
مسائل مربوط به سوخت در استان سیستان و بلوچستان سالهاست بدون راه حلی عملی، ابعاد مختلف زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است. معطل ماندن در صفهای بنزین و تلفات تصادفات رانندگی تنها گوشهای از پیامدهای این معضل در این استان است. آمار مهاجرت در سالهای اخیر خود نشان دهنده عمق فاجعهای است که در نقاط مرزی سیستانوبلوچستان در حال وقوع است. آنهایی هم که ماندهاند، به دلیل خشکسالی و بیکاری مجبور به روی آوردن به قاچاق سوخت میشوند. دولتهای مختلف نیز نتوانستند با ایجاد اشتغال پایدار، مصائب مرتبط با قاچاق سوخت را در این استان کاهش دهند.
خلیج گرگان در حال مرگ است. خلیج دارد جان میدهد. اینها از جملههایی است که بیش از یک دهه است در مورد خلیج گرگان شنیده میشود. چه کسی است که بر کرانه شرقی خزر بایستد و این خشکی و جان دادن را با چشم نبیند؟ تنها در یک دهه گذشته ساحل میانکاله تا بندر ترکمن به سطحی از عقب نشینی دچار شده و بخش وسیعی از بستر دریا به ساحل پیوند خورده است. محلی که روزی خانه ماهیان بود به تلی باقی مانده از شن و ساحل دریایی بدل شد که از دریا، همسایگیاش را دارد و گوشماهیهایی که موج به ساحل میآورد.
با وجود اینکه عقبرفت ساحل خزر و خشکی خلیج از دهه 70 آغاز شد اما واژگان احیا و باززندهسازی خلیج اوایل دهه 90 و با اصرار و ممارست فعالان محیط زیست کشور و جامعه محلی ساکن حاشیه خلیج، وارد ادبیات دولت شد. سیر این تحول تا رسیدن به تصمیمی اجرایی در مورد خلیج هم حدود یک دهه طول کشید. با وجود اینکه کارگروه ملی نجات خلیج گرگان رسما سال 94 شروع به کار کرد اما مطالعه درباره چالشهای این بخش و پیدا کردن راهحلها، تصویب یک گزینه به عنوان گزینه نهایی و شروع عملیات اجرایی آن به نخستین سال سده پانزدهم رسید. حالا دولت در شرایطی دست به کار جدی برای خلیج شده است که گویی مشکلات خلیج دارد به مرز برگشتناپذیری نزدیک میشود. دهم خرداد سال گذشته استاندار گلستان اعلام کرد که وضعیت خلیج گرگان به هیچ عنوان مناسب نیست و با روند فعلی تا ۳ سال آینده خشک خواهد شد اما با حمایتهای رییسجمهور و معاون اول رییسجمهور امیدواریم علاج بخشی خلیج گرگان تسریع شود. علیمحمد زنگانه گفته بود: «وضعیت خلیج گرگان طوری شده که دیگر نشانی از زندگی ماهیانخزری در آن دیده نمیشود و شوری آب این بخش از دریا ۲.۵ برابر بخشهای دیگر است.»
پرسشها درباره طرح پابرجاست
بهمن سال 1399 اعلام شد طرح احیای خلیج گرگان و تالاب میانکاله در ستاد ملی هماهنگی مدیریت تالابهای کشور به تصویب رسیده و مبلغ ۹۰۰ میلیارد تومان اعتبار از محل منابع سازمان بنادر، محیط زیست، جهاد کشاورزی و وزارت نیرو طی ۵ سال برای نجات خلیج گرگان در نظر گرفته شده است. مدتی بعد از اعلام آغاز رسمیاین طرح، در روزهای پایانی خرداد گذشته، مدیر بنادر و دریانوردی گلستان اعلام کرد که اعتبار طرح لایروبی خلیج گرگان از سوی سازمان مدیریت بحران کشور تامین میشود. با وجود چالش دولت سیزدهم مانند دولتهای پیشین در تامین اعتبار برای خلیج، طرح لایروبی در آخرین روزهای فروردین امسال آغاز و نگرانی جدیدی برای کارشناسان و فعالان محیط زیست ایجاد شد. سوال مهم پیشآمده این بود: سرنوشت حجم رسوبات برداشت شده از کانالهای آبرسان چه میشود؟ آیا لایروبی خود به چالشی جدید در اکوسیستم خزر تبدیل نمیشود؟ حجم رسوبات برداشت شده نمیتواند آسیبی جدی و غیر قابل بازگشت به خلیج و میانکالهای وارد کند که هر روز با مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی روبهرو هستند؟ گرچه گویی دولت عزمش را جزم اجرای این طرح کرده است اما هنوز هم لایروبی خلیج در بوته نقد و بررسی است. شاید بتوان راهکار بهتری جایگزین آن و اثرات سو این دستاندازی گسترده را تعدیل کرد. تردیدها در اجرای این لایروبی تا جایی پیش رفته است که درست یک هفته قبل، در آخرین روز خرداد، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست پس از گذشت مدتها از تصویب این طرح گفته بود: ممکن است در صورت لایروبی خلیج گرگان آب به سمت دریا تخلیه شود. علی سلاجقه گزینه دیگری به عنوان پمپاژ آب مطرح کرده و گفته بود: ممکن است در صورت لایروبی آب به سمت دریا تخلیه شود، اما دانشگاههای شمال کشور با مطالعات دریای خزر گفتند که با پمپاژ آب دریا به تالاب و انتقال آب از نکارود، خطری خلیج گرگان را تهدید نمیکند. ایده ای که برخی از کارشناسان هم با وجود مصوبه لایروبی و شروع این طرح، آن را پیگیری میکنند.
پیشنهادهای دیگری هم درکار است
حنیفرضا گلزار متخصص مهندسی آب و خاک است. او به عنوان یکی از فعالان و متخصصان بومی این منطقه از مخالفان اجرای طرح لایروبی خلیج است. گلزار معتقد است هر چند درباره ضرورت احیای تالاب میانکاله شکی نیست و اگر احیای خلیج انجام نشود سطحی عظیم از کانون گردوغبارهای نمکی در منطقه ایجاد میشود که به مشکلات زیست محیطی، معیشت، حیاتوحش و تنفس منجر میشود اما لایروبی هم علاج رفع این چالش نیست.
او پمپاژ آب را به عنوان گزینه پیشنهادی بسیار کمهزینهتر معرفی میکند و میگوید: به علت تغییرات اقلیمی و تبخیر سالانه سطحی دریا به حجم ۳۹۷ میلیارد مترمکعب، تا پایان قرن جاری میلادی تراز آب دریای خزر ۹ تا ۱۸ متر کاهش پیدا میکند؛ یعنی به اندازه هفت سد امیرکبیر کرج در سال از دریای خزر آب تبخیر میشود. با وجود چنین شرایطی، لایروبی اقدامی بیهوده است. اگر مشکلات تراز دریا هم حل شود، جریان پادساعتگرد دریا که از غرب به شرق در جریان است، همه رسوبات و نمک دریا را وارد تالاب میانکاله و خلیج گرگان میکند که با این روند، مشکلات محیطزیستی در این منطقه رخ میدهد. موضوع دیگر اینکه با وجود هزینههای زیاد و دستاندازیهای طبیعی منطقه، چقدر این لایروبی پایدار است؟ به همین علت اول باید سطح آب دریای خزر بررسی شود.
گلزار ادامه میدهد: گزینه دیگری که پیش روی ماست پمپاژ آب به خلیج است که با توجه به وضعیت تبخیر و کاهش سطح آب خزر باید به شکل مستمر انجام شود. ممکن است یکی از انتقاداتی که شود این باشد که آیا وضعیت خزر برای این کار مناسب است؟ حجم آب مورد نیاز برای احیای خلیج گرگان، در مقیاس با حجم آب خزر و حتی حجم ورودی آب سالیانه به آن، عددی چندان بزرگ نیست و من فکر میکنم این بهترین گزینه روی میز است چرا که لایروبی باید به عنوان یک کار مستمر انجام شود.
چالش عقبرفت خزر جدی است
رئیس پژوهشکده علوم زمین سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور هم نظری مشابه با گلزار دارد. مرضیه لک در گفتوگوهای متعدد این گزاره را مطرح میکند که در حال حاضر سطح آب دریای خزر عقب آمده و ارتباط آب با خلیج گرگان محدود شده است. نکته این است حتی اگر آب ارتباط ضعیفی با خلیج داشته باشد، آبی که در دریای خزر وجود دارد به یک اندازه با خلیج گرگان مبادله میشود و این طور نیست اگر لایروبی انجام گیرد، مقدار ورودی آب به خلیج بیشتر شود.
مرضیه لک میگوید: چنانچه ارتباط دریای خزر و خلیج گرگان را افزایش دهیم، تغییری در تراز آب خلیج گرگان ایجاد ندارد. در نتیجه لایروبی کانالها بر افزایش تراز آب خلیج گرگان تأثیری ندارد. موردی که در رابطه با آن شک و شبه وجود دارد این است که پس از انجام لایروبی و بیشتر شدن ارتباط خزر با خلیج گرگان، از آنجا که جهت جریانهای دریای خزر در بخش جنوب شرقی، شیبدار و به سمت کانال آشوراده و چپقلی است، افزایش ارتباط آب دریا با خلیج گرگان با توجه به جهت جریان میتواند سبب ورود رسوب بیشتری به خلیج گرگان شود . از آنجایی که جریان در خلیج گرگان، افقی و از شرق به غرب است و شدت زیادی ندارد، خلیج قادر نیست رسوب را به سمت دریای خزر پس بزند و بیشتر شدن ارتباط آب دریا با خلیج گرگان موجب ورود رسوب بیشتر به خلیج گرگان میشود. در نتیجه عمق خلیج با سرعت بیشتری کم شده و سرعت خشک شدن افزایش پیدا میکند که در نهایت به نابودی کامل اکوسیستم این منطقه منجر میشود.
هنوز راه حلی وجود دارد
با وجود نگاههای بدبینانه به طرح لایروبی خلیج، برخی کارشناسان بر این باورند در شرایطی که دولت تصمیم قاطعی برای اجرای این طرح دارد باید با توجه به وضعیت موجود بهترین شیوه را انتخاب کند تا نه فقط دری به روی حیات خلیج گشوده شود بلکه دستاوردهای دیگری هم به ارمغان آورد. این اثرات مثبت در روشی که همایون خوشروان، محقق دریایی کشور و عضو هیات مدیره انجمن مهندسی سواحل و سازههای دریایی کشور پیشنهاد میدهد، به چشم میآید.
خوشروان میگوید: با توجه به وضعیت خشک شدن خلیج گرگان و پسروی فزاینده دریای خزر، نگرانیهای زیادی برای حفظ تالابهای ساحلی و اکوسیستمهای ماسهای، همچنین اکوسیستمهایی که در حد فاصل خلیج گرگان و دریای خزر وجود دارد، ایجاد شده است. باید این موضوع را بپذیریم که دولت، مطابق نظر کمیتههای تخصصی کارگروه نجات خلیج گرگان، تصمیم گرفت که یکی از سه کانال آبرسان سابق، یعنی خزینی، چاپقلی و یا اَشوراده لایروبی شود. در حال حاضر کانال منتخب آشوراده است.
او در توضیح وضعیتی که فعلا با آن روبه رو هستیم میگوید: روند کاهش سطح تراز و حجم آب در دریای خزر روند فزایندهای است. سطح تراز آب دریای خزر طی سال گذشته 22 سانتیمتر نسبت به سال قبلتر، کاهش را نشان میدهد. ارتباط آبی خلیج و دریای خزر نیز قطع است و همین حالا که صحبت میکنیم خلیج گرگان به سمت تبخیر و نابودی کامل پیش میرود. اگر این روند ادامه پیدا کند ما تا 5 سال آینده قطعا خلیج را از دست خواهیم داد. در چنین شرایطی لایروبی میتواند گزینهای مناسب باشد مشروط به اینکه سطح تراز آب دریای خزر یا افزایش پیدا کند یا حداقل ثابت بماند. با این حال میدانیم که متاسفانه این شرایط را تجربه نخواهیم کرد. در خوشبینانهترین حالت هم، احتمال اینکه با توجه به گرمایش زمین شاهد پیشروی آب دریا باشیم تقریبا دور از ذهن است.
او که پیشتر مسئولیت مرکز ملی مطالعات دریای خزر را نیز بر عهده داشت تاکید میکند: باید تصمیم دولت مبنی بر لایروبی خلیج را به عنوان واقعیت بپذیریم و حتی از آن برای مسکنی که موقتا وضعیت بحرانی خلیج را آرام کند استقبال کنیم. اما دولت هم باید مناسبات و شرایطی را در نظر بگیرد تا بتواند از همه فرصتهای این طرح به نفع اکوسیستم منطقه استفاده کند.
خوشروان میگوید: فرض کنیم لایروبی انجام و حجم زیاد و بسیار وسیعی از رسوبات ماسهای برداشت شد. حالا باید با این رسوبات چه کنیم؟ اگر بخواهیم رسوبات را در اراضی حاشیهای ساحل تخلیه کنیم؛ با این کار تالابهای ساحلی و زیستگاههای گیاهی را به طور کامل نابود میکنیم و عملا کارکرد اکوسیستمهای ساحلی را از بین میبریم. اگر بخواهیم ماسهها را به منطقهای دیگر منتقل کنیم هم ناچاریم هزینه بسیار سرسام آوری را تقبل کنیم. بنابراین باید برای رسوبات برنامهای داشته باشیم.
درس آموختههایی برای خلیج
خوشروان مثالهایی از کشورهای دیگری بیان میکند که در نقاط دیگری از جهان چالشی مشابه آنچه در خلیج گرگان وجود دارد را تجربه کردهاند . او بیان میکند: روشهای علمیو آزموده شدهای وجود دارد که اجرای آن در سطح دانش و توان کشور ما هم هست.
او این روش را تیوپ ماسهای معرفی میکند و در مورد شیوه اجرای آن توضیح میدهد: این تیوپها ارزان و با محیط زیست اطرافشان سازگار هستند. این تیوپها که توسط ماسههای حاصل از لایروبی پر میشوند هم میتوانند در ایجاد اکوسیستمهای جدید ساحلی پویا باشند و هم میتوانند در حفاظت از مناطق ساحلی نقش آفرینی کنند. این تیوپها میتوانند باعث توقف رسوبگذاری دوباره در منطقه لایروبی شده هم شوند.
او اضافه میکند: ما میدانیم که رسوبگذاری در خلیج گرگان بسیار بالاست. به عنوان مثال در کانال آشوراده شاهد نزدیک به 20 سانتیمتر رسوبگذاری در سال هستیم و این نگرانی فراتر از کاهش تراز آب خزر است. یعنی حتی اگر ما لایروبی را انجام دهیم در این کانال قطعا به سرعت با رسوبگذاری دوباره روبه رو میشویم و کانال ظرف 4 یا 5 سال آینده قطعا کارایی خود را از دست میدهد. ما این کانال را در دهه 60 لایروبی کرده بودیم و دیدیم با کاهش تراز آب خزر بسته شد. این تیوپها باعث میشود ما بتوانیم رسوباتی که از سمت ساحل میانکاله به سمت خلیج میرود را کنترل کنیم. یعنی نخستین کاری که این تیوپها انجام میدهند این است که دهانههای ارتباطی خلیج با خزر را تثبیت کند.
او یکی دیگر از کاراییهای این روش را را در ایجاد دیوارههای حایل و ایجاد جزایر مصنوعی به نفع توسعه گردشگری در منطقه و در حقیقت یکی از زیرساختهای گردشگری ساحلی یا یکی از ابزارهای ساخت مزارع پرورش ماهی میداند و ادامه میدهد: نکته دیگری وجود دارد که باید به آن توجه کرد. از میان سه کانال آبرسان موجود کدام گزینه بهتری برای لایروبی است؟ کانال خزینی که در دهههای هفتاد و هشتاد عملا آن را به تمامیاز دست دادیم. کانال آشوراده هم که رسوبگذاری فوق العاده بالایی دارد. اما بررسیهای کانال چاپقلی نشان میدهد که در این کانال با بستر سیلتی رسوبگذاری با سرعت اندکی صورت میگیرد. در حال حاضر بستر این کانال با گیاه روپیا ماریتیما پوشیده شده است اما در صورت لایروبی این کانال به شرایط مطلوبتری خواهیم رسید. همچنین این کانال نزدیکی بیشتری به جوامع محلی ترکمن دارد. بنابراین دو سناریو میتواند عملی شود. لایروبی کانال چپاقلی به جای آشوراده به خاطر امکان تردد دریایی راحتر و همین طور استفاده از تیوپهای ساحلی به نفع ایجاد اکوسیستم پایدار.
چرا خلیج مهم است؟
خلیج گرگان یکی از بزرگترین مخازن آب شیرین متصل به دریای خزر است و تداوم زندگی بسیاری از جانداران در بزرگترین دریاچه زمین به اتصال آن با دریا وابسته است. این خلیج سالهاست گرفتار چالشهایی از جمله کمبود آب برای تجدید حیات آبزیان، شکار بیرویه، لایروبی نکردن کانالهای آبرسان، افزایش تعداد آب بندان و مزارع پرورش ماهی در بالادست شده و این عوامل بر بحرانی شدن شرایط منطقه افزوده و ضرورت تلاش برای حل آن را جدیتر کرده است.
ثبت خلیج گرگان در سال ۱۳۵۴ به همراه تالاب میانکاله و لپو زاغمرز در استان مازندران به عنوان نخستین مجموعه تالاب بینالمللی جهان در فهرست تالابهای کنوانسیون رامسر ثابت میکند که این خلیج و نواحی اطراف آن یک مجموعه ارزشمند محیط زیستی است. خلیج گرگان با کارکرد اقتصادی و اکولوژیکی در تکثیر آبزیان، ماهیان استخوانی و غضروفی، جذب پرندگان مهاجر و حفظ چرخه زیستی دریای خزر دارای اهمیت بوده و در معیشت جوامع محلی نیز اثرگذاری مستقیم و نقش مهمی دارد. از این رو خشک شدن خلیج، معیشت و سلامت جوامع محلی حاشیه خلیج را هم به خطر میاندازد. مانند بیشتر نقاط کشور، خشکی خلیج، خطری به نام ریزگرد را هم ایجاد میکند که بنا بر برآوردهای کارشناسی میتواند تا نواحی بهشهر و نکا در شرق مازندران را تحت تاثیر قرار دهد.
بیم خط خوردن ایران از مقصد گردشگران
|پیام ما|اعلام تصمیم شرکتهای هواپیمایی برای محاسبه نرخ بلیط اتباع خارجی بر مبنای دلار با انتقاد فعالان صنعت گردشگری روبهرو شده است. موافقان تصمیم ایرلاینها، این شیوه محاسبه را ناشی از افزایش شدید هزینههای این شرکت ها اعلام کرده و از آن دفاع کردهاند اما فعالان صنعت گردشگری میگویند این تصمیم به صنعت نحیف گردشگری آسیب میزند.
در شرایطی که علی اصغر شالبافیان، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی در اجلاس جهانی گردشگری ۲۰۲۲ کرهجنوبی، از رشد گردشگری ایران با ورود اتباع کشورهای همسایه سخن گفته است، جنجال بر سر محاسبه دلاری نرخ بلیط اتباع خارجی با انتقاد فعالان این صنعت روبهرو شده است. چهارم تیرماه بود که تعدادی از شرکتهای ایرلاینها اعلام کردند نرخ بلیت پرواز در مسیرهای داخلی برای اتباع غیرایرانی، ارزی محاسبه میشود. بر اساس خبر، سقف نرخ پروازهای داخلی زیر یک ساعت ۱۰۰ دلار و از یک ساعت بیشتر ۱۵۰ دلار تعیین شده است.
معاون سازمان هواپیمایی کشوری هم روز یکشنبه در یک برنامه زنده تلویزیونی از این تصمیم دفاع کرده بود. حسن خوشخو گفته است: «درخواست شرکتهای هواپیمایی مبنی بر نرخگذاری برای اتباع خارجی در سال گذشته مطرح شد و مورد توافق قرار گرفت چرا که آنها هزینههای ارزی متعددی دارند و این موضوع مسلما با تایید از سوی سازمان هواپیمایی کشوری بوده است. براساس آنچه قانونگذار مشخص کرده تنها مرجع شورایعالی هواپیمایی بوده است و در این زمینه نیز اگر نیاز باشد مسلما از طرف شورا جلساتی برگزار شده و این مساله مورد بررسی قرار میگیرد.» این در شرایطی است که وزارت میراث فرهنگی هم با این تصمیم مخالفت کرده. به گزارش ایسنا، اسماعیل برات، معاون نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری درباره اقدام تعدادی از شرکتهای هواپیمایی برای محاسبه نرخ بلیت پروازهای داخلی به دلار برای اتباع غیرایرانی، گفت: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به شدت با این موضوع مخالف است و مراتب را مورد پیگیری قرار خواهد داد؛ زیرا به زیان صنعت گردشگری است.
رئیس هیئت مدیره انجمن شرکتهای هواپیمایی در یک برنامه تلویزیونی و در دفاع از این تصمیم گفته است: هزینه نشست و برخاست در شهری مانند اهواز یا مشهد از سال ۱۳۹۰ تا امروز ۴۶ برابر شده و این مسئله یکی از دلایل افزایش هزینههای پرواز است که به صورت دلاری برای ایرلاینها محاسبه کرده و ریالی آن را دریافت میکنند.
هشدار درباره بلیتهای دلاری هواپیما برای مسافران غیرایرانی
عضو هیأت مدیره جامعه تورگردانان ایران اما این استدلالها را قبول ندارد و بیم آن را دارد که با دلاری شدن خدمات به گردشگران خارجی در ایران، این صنعت آسیب جدیتری ببیند. مصطفی سروی به ایسنا گفته است که این رویه شرکتهای هواپیمایی فقط پول ملی را تضعیف میکند و ایران نیز از فهرست مقاصد سفر خط زده میشود.
سروی با بیان اینکه در هیچ کشوری براساس ملیت، قیمت تعیین نمیشود و این رفتار، تبعیضآمیز و در مغایرت با قوانین، شرع و عرف شناخته میشود، گفت: من حدود ۵۷ کشور را شهر به شهر گشتهام، از قویترین شهرهای توریستی تا ضعیفترین آنها را دیدهام و هرگز ندیدم براساس ملیت از مسافر خارجی پول بیشتری بگیرند و یا قیمت متفاوت بدهند. دلار گرفتهاند اما قیمت را تغییر یا افزایش ندادهاند.
او رفتار شرکتهای هواپیمایی را خلاف منشور سازمان ملل و سازمان جهانی جهانگردی دانست و گفت: این طرح از نظر شرعی و قانونی مشکل دارد. ضمن اینکه ارزی و دو نرخی کردن بلیت پروازهای داخلی فقط به نفع چارترکنندهها است. نگاه بدبیانانهای به این جریان دارم و چارترکنندهها را پشت ماجرا میبینم.
سروی گفت: شرکتهای هواپیمایی که معمولا هزینههای ارزی خود را بهانه اجرای چنین طرحهایی میکنند، دقیق و شفاف اعلام کنند، کدام یک از هزینههایشان ارزی است، سوخت، نگهداری هواپیما، کترینگ، کدام یک؟ آیا سوخت را ارزی میخرند؟ آیا به کارکنان خود حقوق ارزی میدهند؟
او با اشاره به بخشهای دیگری که بیسر و صدا خدمات خود را به اتباع خارجی ارزی میفروشند، گفت: برج میلاد از جمله مراکزی است که بلیت ورودی را با نرخ دلاری میفروشد، ما بازدید از این برج را برای توریستهای خارجی حذف کردیم. قیمت ورود به این برج از برج مخابراتی شانگهای، سیدنی و حتی تورنتو گرانتر شده است، رقمی در حدود ۳۰ تا ۴۵ دلار برای هر نفر است.
عضو جامعه تورگردانان در ادامه به موضوعِ سرایت دو نرخی و ارزی شدن قیمتها به سایر بخشها، گفت: اتوبوسی که معمولا برای توریستها کرایه میکردیم به تازگی قیمت خود را به یورو اعلام کرده است، ۲۰۰ یورو برای هر روز! راهنماهای گردشگری هم با آنکه نرخنامه ریالی دارند، اما بعضیهایشان به دلار و یورو دستمزد تعیین میکنند. عملا همه خدمات در گردشگری ارزی شده است، آنوقت یک نفر در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به فکر نیست و صدایی از کسی در نمیآید.
این تورگردان گفت: ارزانی مزیت کشور ایران است. چند سال پیش ایران از بین ۱۴۱ کشور، رتبه نخست به دلیل شاخص رقابت در قیمت را به دست آورده بود، اما حالا باید در فهرست مقاصد لاکچری قرار گیرد، البته که فقط به لحاظ قیمت! در حال حاضر یک وعده غذا برای یک نفر ۴۰۰ هزار تومان تمام میشود، خیلی از رستورانها تا توریست خارجی میبینند، قیمتها را دو برابر حساب میکنند.
غبار یک روز دیگر در خوزستان ماندگار شد
گرد و غباری که از کانونهای کشور عراق وارد خوزستان شده برای دومین روز متوالی بیش از ۱۶ شهر استان را فرا گرفته است.
توده غلیظ گرد و غباری که از صبح یکشنبه وارد استان شده و تا شب رو به کاهش گذاشت، دیروز دوباره روند افزایشی گرفت. چنان که اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان در ساعت ۹ صبح میزان غلظت گرد و غبار با اندازه ۱۰ میکرون (PM۱۰) را در شهرهای آبادان ۲۲۲، امیدیه ۳۴۸، اهواز ۲۷۴، بندر امام ۱۶۶، بهبهان ۱۷۸، دزفول ۳۲۷، رامشیر ۲۶۶، سوسنگرد ۳۳۹، شادگان ۱۷۸، شوش و کرخه ۳۲۰، شوشتر ۲۱۵، ماهشهر ۱۷۶، مسجدسلیمان ۱۶۱، هندیجان ۲۸۸ و کارون ۲۳۹ میکروگرم بر مترمکعب گزارش کرد.
در همین حال رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا از خیزش گرد و خاک در نقاط مختلف کشور و غبار آلودگی آسمان غرب کشور به دلیل نفوذ گرد و خاک از کشور همسایه خبر داد.
صادق ضیاییان دیروز به ایسنا گفت: طی ۲۴ ساعت آینده در شمال آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، برخی مناطق گیلان و مازندران، جنوب سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان افزایش ابر در بعضی ساعات رگبار باران گاهی رعد و برق و وزش باد شدید موقت پیشبینی میشود. آسمان نوار غربی کشور به سبب نفوذ گردوخاک از کشور عراق و وزش باد غبار آلود است که در برخی مناطق موجب کاهش کیفیت هوا و دید افقی میشود.
او افزود: سهشنبه(۷ تیرماه) در نیمهجنوبی سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان در ساعات بعدازظهر رگبار پراکنده انتظار میرود. همچنین تا چهارشنبه وزش باد در خراسان رضوی، خراسان جنوبی، جنوب سمنان، شرق تهران افزایش مییابد که سبب افزایش غلظت گرد و غبار و کاهش کیفیت هوا در این مناطق خواهد شد.
تقاضای ابطال مجوز معدن مرمریت اسفرجان
از چند هفته قبل که تجهیزات کار معدن سنگ مرمریت پایش به روستای اسفرجان باز شد و چند درخت گردوی کهنسال منطقه را نابود کرد، محلیها بیش از همیشه نگران به راه افتادن این معدن و اثرات مخربش بر زندگیشان شدند. آنها کارزار راه انداختند و میگویند نمیخواهند اتفاقی که برای روستای جوشقان قالی کاشان و روستای میدوک کرمان و بسیاری نقاط دیگر افتاده، در این منطقه هم تکرار شود و معدنکاوی غیرمسئولانه و در فاصله نزدیک با روستا و در محیطی بکر، طبیعت منطقه را با خطر روبهرو کند. در روزهای اخیر اما مدیرکل منابع طبیعی در نامهای رسمی به سازمان صنعت، معدن و تجارت، خواستار ابطال مجوز صادره برای معدن شده است و حالا این نامه، نور امیدی برای محلیهاست تا سازمان صمت هم مجوز معدن را باطل کند.
نامه را محمدعلی کاظمی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان و خطاب به مدیر کل صنعت، معدن و تجارت استان نوشته است. در این نامه که چند روز پیش نوشته شده، آمده: «با توجه به عدم توانایی عامل بهرهبردار در جلب رضایت عمومی و برطرف نمودن مشکلات اجتماعی پیش آمده در خصوص فعالیت معدنی در منطقه، عبور و مرور از جاده دسترسی عمومی داخل بافت مسکونی روستای اسفرجان و اراضی کشاورزی و باغات اشخاص و همچنین عدم امکان تبصره 1 ماده 47 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در مرحله صدور گواهی کشف توسط نامبرده به واسطه نارضایتی بهرهبرداران ذیحق مراتع موصوف، خواهشمند است نسبت به ابطال مجوز صادره اقدامات لازم مبذول فرمایید.» این نامه محلیها را خوشحال کرده و البته در حالی نوشته شده که پیش از این اداره منابع طبیعی منکر مراتع این منطقه، قناتها و چشمههای فعالش شده بود. با این حال پژمان شیبانی، رئیس هیات مدیره سازمان مردم نهاد سپهرگان که از جمله فعالان پیگیر این ماجرا بوده به «پیام ما» میگوید: «از نظر قانونی، وقتی معدنی معارض محلی دارد و از سویی در منطقهای بکر با حیات وحش و محیط طبیعی خاص واقع شده، نباید مجوز فعالیت بگیرد. چرا که فاصله این معدن تا روستای اسفرجان بسیار کم است و آلودگیهای ناشی از فعالیت معدنی چیزی از خاک و آب و هوا باقی نخواهد گذاشت.»
به گفته او، این معدن پشت کوه بزقوچ است و خود روستا در کریدور شمال- جنوب کشور، جاده اصفهان- شیراز از یک سو و جاده قدیم و در دست احیا اصفهان- یاسوج جنوبیترین نقطه استان اصفهان و نقطه تلاقی استانهای فارس و اصفهان قرار دارد. همچنین در همسایگیاش شهرستانهای دهاقان، جرقویه، سمیرم و آباده با آب و هوایی کوهستانی و معتدل قرار گرفته و وجود کوههای مختلف و چشمههای روان اهمیت منطقه را بالا برده است.
اما از جمله دیگر نکاتی که شیبانی بر آن تاکید دارد، آسیب دیدن 230 هکتار درختهای کاشته شده بادام تلخ است که حدود 25 سال قبل برای گسترش نیافتن کویر کاشته شده و حالا راهاندازی این معدن میتواند با استفاده از آب و آلودگی هوا آن را به نابودی بکشاند. نکتهای که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.
کسی از مردم محلی رضایت نگرفت
اسفرجان 833 خانوار و بیش از دو هزار نفر جمعیت دارد. روستایی به نسبت بزرگ در سالهای گذشته یک دهکده گردشگری هم در آن ساخته شده. هرچند این دهکده گردشگری نتوانست گردشگری و توسعه پایدار برای اهالی به همراه بیاورد و تنها عدهای را به درآمد رساند، اما وجود همین منطقه گواه طبیعت بکر آنجاست. نکتهای که پرویز رئیسی، از اهالی منطقه هم بر آن تاکید میکند و به «پیام ما» میگوید: «ما هنوز نمیدانیم پساب تولید شده توسط این معدن چه وضعیتی پیدا خواهد کرد و یا آب مورد استفاده برای آن را از قناتها میخواهند تامین کنند یا چشمه و یا چاه بزنند؟ همه اینها در کنار عبور ماشینآلات سنگین از دل روستا، برای مردم اینجا سخت و سنگین است.»
او میگوید علاوه بر منابع طبیعی، استانداری هم مخالفت خودش را اعلام کرده اما بحث اشتغالزایی هم مطرح است و آنها میگویند میخواهیم اشتغالزایی کنیم. «در بسیاری از معادن در سراسر دنیا، مسئولیت اجتماعی جدی است. چرا با مردم گفتوگو نمیکنند و شرح دقیق کارهایی که میخواهند انجام دهند را نمیگویند؟ باید جلسات متعددی برگزار کنند و رضایت بومیها را بگیرند.»
غارهای ده هزار ساله اسفرجان
معدن پروانه اکتشاف را در سال 98 گرفت و در ماه گذشته هم زمان تمدید آن بود که با تجهیزات سنگین از دل روستا گذشت و درخت گردوی قدیمی منطقه را از بین برد. اما از جمله دیگر مواردی که محلیها را واداشته تا مقابل معدنکاوی در این منطقه بایستند، تاریخ این منطقه و وجود غارهایی قدیمی در آن است.
غلامحسین حاجهاشمی، در یکی از روزنامه های محلی سالها پیش، به سابقه تاریخی این منطقه اشاره کرد و درباره غارهای آن نوشته: «اسفرجان مرجان معرب مهرگان بوده است و آنچه باعث اهمیت این منطقه شده است آب فراوان وهوای معتدل تابستانی بوده است. در افسانهها آمده است که اولین بار این شهر را یکی از پسران گرگین بنا نهاد اما آنچه از آثار مستند به دست میآید در حدود ده هزار سال پیش غارنشینانی در اینجا زندگی میکردهاند که غارهای ساخته شده آنها هنوز پابرجاست. دیگر آثار بهجامانده در این محل اسامی و نامهای مکانهاست که با وجود اینکه چندین هزار سال است شهر در زیر خاک مدفون شده است اما مکانها و محلها همچنان پابرجاست و این از عجایب تاریخ است که جایی بعد از اینکه کلا به وسیله سیل و زلزله به کلی از میان میرود خالی از سکنه میشود، باز همان اسامی و محلهای سابق به همان صورت اولیه ۵۰۰۰سال پیش نامیده میشود که این نشاندهنده وجود سرزمینی معروف و مشهور و به احتمال قوی یکی از پایتختهای دوره ساسانیان بوده است. یکی از اسامی به جا مانده مربوط به دوران ایلامیها، معبدی است در محلی که امروز بنام چغارک معروف است. این معبد کوچکتر از معبد چغازنبیل شوش بوده است و تا زمان بعد از اسلام نیز وجود داشته است.»
از این غارها چند روایت دیگر هم موجود است اما پویا محمدی، از فعالان محیط زیست منطقه به «پیام ما» میگوید از دوستان غارنوردش استعلام گرفته و آنها هم گفتهاند یکی از این غارها را تا حدودی اکتشاف کردهاند. «وجود غار در این منطقه، خود عاملی است که هر نوع معدنکاوی را ممنوع اعلام کند. بر اساس ضوابط قانونی در فاصله نزدیک به غارها، آن هم غار تاریخی نباید فعالیتهایی از این دست اتفاق بیفتد.» او به کوه پلنگی هم اشاره میکند؛ کوهی در منطقه که در سالهای گذشته زیستگاه پلنگ بوده و میگوید حالا اگر معدنی در این منطقه به راه بیفتد، راه برای برای سایرین هم باز میشود. «شنیدههای ما میگوید سازمان صنعت، معدن و تجارت میخواهد پروانه چند معدن دیگر در این منطقه را به مناقصه بگذارد که امیدواریم اشتباه باشد.»
گردهمایی برجامی، همین هفته در حاشیه خلیج فارس
در شرایطی که زمان و مکان احتمالی ازسرگیری مذاکرات احیای برجام مشخص شده، برخی منابع رسانهای از این مهم خبر دادهاند که پاریس خواهان بازگشت نفت ایران و ونزوئلا به بازارهای جهانی است و این در حالی است که بهگفته مشاور رسانهای تیم مذاکرهکنندگان هستهای انتخاب قطر بهعنوان میزبان مذاکرات پیشرو با نظر و تصمیم جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
نخستین ساعات نخستین روز هفته بود که مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا برای نخستینبار از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی وارد تهران شد. جوزف بورل که تنها ساعاتی پیش از عزیمت به تهران در واپسین ساعات شامگاه جمعه هفتهای که گذشت، از طریق حساب کاربریاش در توییتر از این سفر خبر داده و گفته بود که در قامت «هماهنگکننده برجام» به ایران میآید تا ضمن «دیدار با وزیر امور خارجه و دیگر مقامهای ارشد ایرانی» مسیر را برای «بازگشت به اجرای کامل توافق هستهای و معکوس کردن تنشهای فعلی» هموار کند، حدود 48 ساعت بعد در حالی آسمان ایران را ترک کرد که بار دیگر از طریق همان حساب کاربری توییتر از «رفع بنبست مذاکرات وین» خبر داد. خبری که البته در همان 12 ساعت نخست پس از ورود بورل به تهران ابتدا در جریان نشست خبری مشترک او و وزیر امور خارجه ایران از جانب هر دو اعلام و تایید شد و بعد در ادامه حضور مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا در تهران در جریان یکی، دو دیدار و نشست دیگر نیز تکرار شده بود. اینکه بالاخره پایان نزدیک به 4 ماه وقفه در مذاکرات احیای برجام فرا رسیده و در نتیجه ازسرگیری مذاکرات برای رفعتحریمها و بازگشت طرفین به تعهدات برجامی در افق دید طرفهای اصلی مذاکرات قرار گرفته است.
با این همه احتمالا حتی خوشبینترین ناظران نیز تصور نمیکردند که به این سرعت مذاکرهکنندگان ارشد ایران و کشورهای 1+4 گرد میز مذاکرات جمع شده و مذاکراتی را که چند ماه متوقف شده بود، از سر بگیرند. دیروز اما آنطور که سعید خطیبزاده در واپسین ساعات ایفای مسئولیت در قامت سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی اعلام کرد، زمان حدودی گردهمایی مذاکرهکنندگان ارشد ایران و 1+4 مشخص و روشن شد که حتی لازم نیست ناظران تا آغاز هفته بعد برای ازسرگیری مجدد مذاکرات احیای برجام صبر کنند. چه آنکه خطیبزاده گفته «زمان برگزاری مذاکرات در مورد مسائل باقی مانده برای لغو تحریمها در یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس قطعی شده و انشاالله این مذاکرات در هفته جاری برگزار میشود.» این دیپلمات ایرانی که در انتهای نشست خبری دیروز اعلام کرد که این آخرین بار است که از این جایگاه در خدمت دستگاه دیپلماسی است و از این پس بهعنوان «مشاور وزیر امور خارجه در خدمت مردم و دستگاه وزارت خارجه خواهد بود»، در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران حاضر در نشست درباره سفر اخیر مسئول روابط خارجی اروپا به تهران و از سرگیری مذاکرات احیای برجام با اشاره به قطعی شدن زمان از سرگیری مذاکرات، از آنچه «تلاش جدی جوزف بورل» در راستای ایفای «نقش تسهیلگری اتحادیه اروپا» تقدیر کرد و گفت: «بعد از قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس آقای بورل در تماسهایی که داشتند تلاش جدی کردند که این مذاکرات ادامه پیدا کند. در تماسی که آقای بورل هفته پیش با آقای امیرعبداللهیان داشتند این درخواست را مطرح کردند که گفتوگوها بر اساس بسته پیشنهادی ایران که قبل از قطعنامه شورای حکام ارائه کرده بودیم، پیش برود.» او گفت: «وزیر خارجه در همین چارچوب از آقای بورل دعوت کرد که به تهران بیایند تا در این سفر پاسخ واشنگتن به این بسته مورد بررسی قرار بگیرد در سفر آقای بورل به تهران گفتوگوهای مفصلی بین ایران و ایشان انجام گرفت و آقای بورل نظر طرف آمریکایی را منتقل کرده و گفتند که آمریکا تعهد داده در چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل عمل کند. به تعهدات خود در این زمینه پایبند باشد و چرخه انتفاع اقتصادی ایران از احیای برجام را تضمین کند و به موضوعات اختلافی نیز مورد بررسی قرار بگیرد.» خطیبزاده با تایید «این نکته که در محتوا و شکل توافقاتی شده»، خاطرنشان کرد: «اما در مورد اینکه واقعا آمریکاییها براساس برنامه پیشبینی شده در عمل نشان خواهند داد که از میراث ترامپ عبور خواهند کرد و عضو مسئولی خواهند بود یا نه، باید منتظر بمانیم.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی با بیان اینکه «با قاطعیت و جدیت این مذاکرات را با فرض عدماعتماد قطعی به آمریکاییها جلو بردیم»، تصریح کرد: «طرف مقابل یک بار از برجام خارج شد و در مقابل نیز دید که ما در هیچ حوزهای یک گام هم عقب نمینشینیم و اگر امروز قدمهای بیشتری را برنمیداریم از باب نتوانستن نیست، از باب نخواستن است و ما میتوانیم قدمهای بیشتری برداریم.» او در پاسخ به پرسش خبرنگاری در ارتباط با اظهارات روز گذشته معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران در نشست یکی از کمیسیونهای مجلس در ارتباط با سفر روز اخیر بورل به تهران اظهار کرد: «فارغ از اینکه آقای باقریکنی چه نکاتی را در آن جلسه بسته و خصوصی اعلام کردهاند، همانطور که گفتم مذاکرات مربوط به احیای برجام طی چند روز آینده انجام میشود. این مذاکرات در مورد ابعاد هستهای نیست؛ بلکه در مورد بخشهای اختلافی است که در ارتباط با رفع تحریمها باقی مانده است؛ بنابراین هیچ چیزی به توافقات انجام شده در وین افزوده نمیشود و چیزی هم کاسته نمیشود.» خطیبزاده با اشاره به اظهارات اخیر وزیر امور خارجه ایران درباره نقش تسهیلگری نماینده اتحادیه اروپا در این مذاکرات گفت: «مذاکراتی که بین ما و طرف مقابل انجام میشود در مورد موضوعات اختلافی است که از آخرین جلسه وین باقی مانده است. این مذاکرات غیر مستقیم است و من باید به شما عرض کنم اکنون توپ در زمین واشنگتن است و اگر آمریکایی ها با پاسخ مناسب حضور پیدا کند می توانیم به سمت توافق نهایی حرکت کنیم.» سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار سیانان در ارتباط با مذاکرات و همچنین امکان توقف غنیسازی در نطنز و فردو گفت: «تا همه چیز نهایی نشود هیچ چیزی توافق نمیشود و ما منتظر هستیم که ببینیم که طی هفتهها و روزهای آتی به نقطه نهایی میرسیم یا نه.» او ادامه داد: «آنچه ایران انجام داده برگشتپذیر است؛ به شرط اینکه طرف مقابل هم به تعهدات خود به صورت کامل عمل کند.»
اما در حالی که سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران با تاکید بر قطعی شدن زمان ازسرگیری مذاکرات درباره مکان انجام مذاکرات نیز صرفاً به این بسنده کرد که قرار است مذاکرات به میزبانی یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس برگزار شود، از یکی، دو روز گذشته در زمزمهها و گمانهزنیهای رسانهای از کشور قطر به این عنوان صحبت میشود. این در حالی است که روزنامه کیهان در شماره روز گذشته خود با مخالفت شدید با انتخاب قطر بهعنوان کشور میزبان مذاکرات احیای برجام انجام این مذاکرات در کشور قطر را «تله» توصیف کرد و در تیتر نخست خود اعلام کرد که «نباید به آمریکا جایزه بدهیم» این در حالی است که دیروز مشاور رسانهای تیم مذاکرهکننده ایران در مذاکرات احیای برجام با اشاره به اینکه ایران، قطر را برای میزبانی از مذاکرات انتخاب کرده، درباره دلیل این انتخاب از جانب مسئولان جمهوری اسلامی توضیح داد که «این کشور دوست ما است؛ با توجه به جنگ اوکراین و سخت شدن شرایط آمریکاییها و اروپاییها، امضای توافق به سود آمریکا است.» محمد مرندی که با روزنامه العربی الجدید درخصوص انتقال احتمالی محل مذاکرات به قطر گفتوگو میکرد، گفته «مذاکرات چه در وین باشد چه قطر و چه عمان سیاست ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری ایران ایجاد بهترین روابط با همسایگان است و اکنون نتیجه این سیاست را میبینیم.»
اما همزمان با این تحولات و اظهارنظرها و در راستای فراهم کردن مقدمات مذاکرات برجامی، روز گذشته سفیر ایران در دوحه، با معاون وزیر امور خارجه قطر دیدار و رایزنی کرده است. حمیدرضا دهقانی در این رابطه در حساب کاربریاش در توییتر نوشت: «دیدار با دکتر عبدالعزیز الخلیفی معاون وزیر خارجه قطر در امور منطقه … گفتگو در مورد تعمیق و گسترش روابط دوجانبه.»
این در حالی است که خبرگزاری رویترز نیز روز گذشته با استناد به اظهارات «دو منبع مطلع»، جزئیاتی را درباره حضور تیمهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا در قطر برای از سرگیری مذاکرات برجامی مطرح کرده و نوشته است: «یک منبع مطلع از روند برگزاری مذاکرات برجامی در قطر، گفت که رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران و سرپرست تیم مذاکرهکننده آمریکا، امروز دوشنبه راهی قطر میشود و با وزیر امور خارجه قطر دیدار خواهد کرد.» این خبرگزاری همچنین به نقل از «یک مقام ایرانی» نوشت: «علی باقری کنی، معاون وزیر امور خارجه ایران و سرپرست تیم مذاکرهکننده ایران روزهای ۲۸ و ۲۹ ژوئن [۷ و ۸ تیر] برای مذاکرات برجامی در دوحه، پایتخت قطر خواهد بود.» همزمان در تحولی دیگر نیز یک مقام دفتر ریاستجمهوری فرانسه خواهان بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی شد. خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه به نقل از یک مقام دفتر امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه نوشت که پاریس خواهان بازگشت نفت ایران و ونزوئلا به بازارهای جهانی است. این مقام همچنین اعلام کرد که فرانسه میخواهد سازوکاری آماده شود تا قیمت نفت به تولید نفت روسیه محدود نباشد.
حال در شرایطی که دو، سه روزی بیشتر تا پایان هفته نمانده و همزمان برخی منابع از احتمال از سرگیری مذاکرات در روز پنجشنبه همین هفته خبر دادهاند باید منتظر بمانیم و ببینیم در روزهای آینده چه سرنوشتی در انتظار برجام، مذاکرات احیای برجام و بازگشت طرفین مذاکرات به تعهدات برجامی است. مجموعه تحولاتی که البته ایران از تمامی آنها یک هدف را دنبال میکند و آن، رفع تحریمها و تغییر شرایط نامساعدی است که ایرانیان را به لحاظ معیشتی با دشواری روبرو کرده است.
تاملاتی درباره لایروبی خلیج گرگان
در تصمیمگیری برای خلیج گرگان و تالاب میانکاله باید این نکته را در نظر گرفت که این منطقه نه فقط دارای ارزشهای محلی و ملی، بلکه دارای ارزشهای بینالمللی است. این منطقه توسط یونسکو به عنوان ذخیرهگاه زیستکره معرفی شده است و در واقع یکی از 5 ذخیرهگاه زیستکره تالابی ماست. یکی از بارزترین ویژگیهای ذخیرهگاههای زیستکره، درهم تنیدگی و وابستگی زندگی جوامع انسانی و اکوسیستمهای طبیعی است. یعنی اگر اتفاقی برای این منطقه رخ دهد و به هر دلیلی از دست برود مردم و جوامع محلی، بیشتر از سایر مناطق تحت تاثیر قرار میگیرند.
طی سالهای اخیر به دلایل متعدد ما شاهد خشکشدن خلیج گرگان و تالاب میانکاله بودیم که از جمله آن، تامین نشدن حق آبه تالاب از رودخانههای بالا دست نظیر گرگانرود و قرهسو است و اضافه بر آن کاهش سطح تراز دریاچه خزر و کم شدن جریانات ورودی از سمت دریاچه به خلیج گرگان.
مشکل دیگری که در کنار همه این مشکلات نه فقط در خلیج گرگان و تالاب میانکاله بلکه در عموم پهنههای تالابی ما وجود دارد بهره برداری بیرویه خصوصا در بخش کشاورزی است که موجب میشود منابع آب کافی در اختیار تالابها قرار نگیرد.
یکی از موضوعاتی که امروز برای احیای خلیج گرگان معرفی میشود لایروبی کانالهایی است که جریان آب را از سمت دریاچه به سمت خلیج برقرار میکردند. دو عامل «کاهش سطح تراز دریاچه» و «انباشت رسوبات» این تعادل را بر هم زده است. براساس دادههای ایستگاههای پایش دریای خزر از سال 74 تا الان تراز آب خزر به طور متوسط سالانه حدود 6 سانتیمتر و طی 26 سال اخیر حدود یک و نیم متر کاهش داشته است و اگر این روند ادامه پیدا کند، ارتباط آبی خلیج گرگان با خزر در فاصله کوتاهی به طور کامل قطع میشود. به واسطه آن حداکثر تا یک دهه بعد ما شاهد خشکی خلیج گرگان خواهیم بود به ویژه اگر حقابه خلیج از رودخانههای بالادست هم مورد بیمهری قرار بگیرد. علاوه بر این احتمالا تا پایان قرن 21 میلادی حداقل 9 متر و حداکثر 18 متر کاهش آب خزر را ببینیم که منجر به کوچکشدن پهنه آبی دریاچه به میزان حداقل 23 تا حداکثر 34 درصد میشود و پسروی خط ساحلی نیز اتفاق میافتد و بخشهای زیادی از سواحل شمالی و شرقی دریاچه و برخی از تالابهایی که ما در استانهای گلستان و شرق مازندران داریم تحت تاثیر قرار میگیرند. یعنی آنچه امروز در خلیج گرگان و میانکاله میبینیم در آینده نزدیک در مناطق دیگری هم خواهیم دید که از نظر تاثیر هم برای تنوع زیستی و هم جوامع انسانی خطرناک است. حالا قرار است برای تغییر این وضعیت کانالهای آبرسان را لایروبی کنند. برداشت این رسوبات چه در این کانالها چه در رودخانههای بالادست محل اشکال نیست. چون اگر برداشت نشوند هم به دریاچه منتقل میشوند. اما برداشت رسوب از کانالهایی که میان خلیج و دریا وجود دارند اولویت ما نیستند. چون قطعا ما با موضوع پسروی خزر روبهرو هستیم. ابهاماتی هم درمورد اینکه تخلیه این رسوبات میتواند به اکوسیستم منطقه آسیب وارد نکند نیز وجود دارد. بهنظر میرسد اولویت برداشت رسوب باید در رودخانههای بالادست باشد چرا که میتواند جریان ورودی را بهویژه در حوزه گرگانرود و قره سو تسهیل کند. دوم اینکه میتواند مانع انتقال رسوبات به خلیج شود و به مرور شاهد افزایش تراز سطح بستر خلیج و تالاب میانکاله نباشیم. علاوه بر این موضوع تامین حقابه دومین موضوع مهمی است که از سمت رودخانههای بالادست باید اتفاق بیافتد و لازم است مورد توجه جدی بگیرد. موضوع سوم اصلاح بهرهبرداری در حوزههای بالادست به معنای کاهش مصرف آب کشاورزی و کاهش هدررفت آب است. با مجموعه این اقدامات ما میتوانیم این آب را به سمت خلیج هدایت کنیم. براساس آنچه دادههای ایستگاههای پایش نشان میدهد ما کاهش سطح آب دریا را خواهیم داشت و مهم است که با توجه به کمبود منابع و اعتبارات اولویتبندی کنیم که این منابع را در اختیار اولویتها و اقدامات تاثیرگذار قراردهیم.
