بایگانی مطالب نشریه

قانون حجاب و ابلاغیه دادستانی مشهد

نامه معاون محترم دادستان مشهد خطاب به فرماندار این شهر که خواهان ممانعت و جلوگیری از ورود بانوان بدحجاب به مترو شده، قطعاً با آن‌چه حقوقدانان از معاون محترم دادستان انتظار دارند، مطابقت ندارد؛ چه آن‌که معاون محترم دادستانی خود باید مجری مُر قانون باشد.
بر این اساس در حالی که در قانون مجازات اسلامی بی‌حجابی به این شکل مطرح شده که افراد بی‌حجاب در صورت حضور محافل و انظار عمومی، به‌تشخیص مراجع قضایی به حبس از 10 روز تا 2 ماه یا از 2 تا 10 میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد، چنان‌که نص تبصره ذیل ماده 638 قانون مجازات اسلامی بیان کرده، قانونگذار فقط مجازات افراد و اشخاص بی‌حجاب را تبیین کرده است.

حال آن‌که مسئله بی‌حجاب بودن فاقد تعریف روشن و مشخص است و افراد و اشخاص مختلف _ چه در مقام فقیهان و چه در مقام حقوقدانان _ تعریف‌هایی جداگانه از آن دارند و چون قانونگذار برای فرد بدون حجاب مجازات تعیین کرده، نمی‌توانیم بدحجابان را مانند بی‌حجابان مجرم بدانیم.
همچنین در حالی که اصل قانونی بودن جرم و مجازات در فقه اسلامی و قانون مجازات تحت‌عنوان «قبح عقاب بلابیان» و اصل «قبح» طرح شده، نامه معاونت محترم دادستان که متضمن دستور تعیین مجازات جدید برای بدحجابان است و به این منظور خواستار منع ورود آنان به مترو یا تفسیرهای دیگری که از آن شده و منجر به ممنوعیت ورود آنان به ادارات و بانک‌ها خواهد بود، امری است خلاف قاعده «قبح عقاب بلابیان» و اصل قانونی «قبح».
نکته حائز اهمیت دیگر در این رابطه آن‌که معاونت محترم دادستان با اقدام خود عملاً مسئله اختیار افراد را زیر سوال می‌برد؛ بنابراین با دقت در ماده 570 قانون مجازات اسلامی، درخواهیم یافت این ماده قانون مجازت اسلامی، مقام‌ها و ماموران وابسته به نهادها و دستگاه‌های حکومتی را که برخلاف قانون آزادی شخصی افراد را سلب کرده یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم کند، محکوم به انفصال از خدمت و محرومیت یک تا 5 ساله از مشاغل حکومتی و نیز حبس از 2 ماه تا 3 سال کرده ‌است. اما در این دستورالعمل با توجه به اینکه اولاً «بدحجاب» تعریف نشده، ثانیاً قانونگذار صرفاً برای فرد «بی‌حجاب» قانونگذاری کرده و ثالثاً از آنجا که معاونت محترم دادستانی بدون استناد به قانون خطاب به فرماندار محترم مشهد امریه حقوقی و قضایی صادر کرده و از طرف دیگر فرماندهی نیروی انتظامی برای این امر اعلام ‌آمادگی کرده، عملاً ممکن است شخص وی در صورت شکایات افراد در مظان اتهام و ارتکاب جرم ماده 570 قانون مجازات اسلامی قرار گیرد. به همین جهت جای آن دارد مراجع عالیقدر قضایی به‌ویژه دادستان محترم کل‌کشور نظارت کنند تا دادسراها در این‌گونه موارد صرفاً مطابق مقررات قانونی عمل نموده و چنان‌که قانون نقص دارد، در صدد رفع‌نقص قانون برآیند.

دزدی ناتمام از میراث بین‌النهرین

جیم فیتون تبعه 66 ساله انگلیسی در دادگاهی در بغداد و با حضور نمایندگانی از سفارت­خانه‌­های انگلیس و آلمان، به جرم قاچاق آثار باستانی عراق به 15 سال زندان محکوم شد. در این دادگاه مرد آلمانی که همراه او بازداشت شده بود از اتهامات وارده تبرئه شد. زمستان گذشته گروهی پنج نفره از اتباع انگلیسی در ­حالی‌­که دوازده قطعه از آثار تاریخی سفال و سرامیک عراق را همراه داشتند، در فرودگاه بغداد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. سه نفر از آنها در همان ابتدا آزاد شدند ولی دو نفر دیگر در بند ماندند. بعد از پایان اشغال نظامی عراق و فروکش کردن آتش جنگ با نیروهای داعش، همینطور عادی‌­تر شدن شرایط مربوط به همه‌­گیری کرونا، باستان‌­شناسان و مسافران اروپائی دوباره راهی خاورمیانه شده‌­اند. در طول ناآرامی­‌های چند دهه اخیر عراق بخشی عظیم از میراث فرهنگی کشور به غارت رفت. دولت عراق در سال‌های اخیر توانسته هزاران قطعه آثار باستانی را باز پس بگیرد اما نگرانی برای میراث تاریخی کشور هنوز جدی است. ‌با توجه به سختگیری‌­های دولت در قبال سرقت آثار تاریخی، در روند رسیدگی به پرونده متهمان انگلیسی قاچاق آثار، نگرانی­‌ها برای صدور حکم اعدام برای دو نفر مرد اروپائی وجود داشت. به‌رغم تلاش عمومی دولت انگلیس برای آزادی این دو، تنها یکی از آنها بعد از برگزاری دادگاه تبرئه شد.

 

بین النهرین، گهواره تمدن بشری
حدود نه هزار سال قبل اولین نشانه­‌های تمدنی بشر در نقاطی از خاورمیانه و نزدیک شکل گرفت. زمین حاصل­خیز میان دو رود دجله و فرات سرزمینی مناسب برای کشاورزی بود. باروری خاک میان دو رود، بین‌­النهرین را به گهواره­‌ای مناسب برای تمدن نوپای بشری تبدیل کرد. سومری­‌ها، اکدی‌­ها، بابلیان و آشوری­‌ها چهار تمدنی بودند که در این منطقه شکل گرفت. در دوران متاخر نیز با گسترش تمدن اسلامی، عراق بار دیگر به مرکز سیاسی قدرتمندی تبدیل شد. امروزه بخش بزرگی از سفالینه‌ها، دست‌سازه­‌های فلزی و سنگی و بناهای مختلف معماری به‌جامانده از این دوره‌­های تاریخی، در خاک کشور عراق هستند. اما تاریخ پرآشوب عراق معاصر به این میراث جهانی آسیب زیادی زد.

موزه ملی عراق که در دوران پیش از اشغال یکی از پنج موزه بزرگ تاریخی در جهان بود، بعد از بازسازی به زودی در مرکز بغداد دوباره بازگشایی می‌شود. با وجود بازگشت هزاران قطعه باستانی ربوده شده به موزه، تلاش برای بازیابی باقی میراث تاریخی عراق و جلوگیری از قاچاق اشیای تاریخی منطقه ادامه دارد

از سال ۲۰۰۳ میراث فرهنگی عراق با حمله نیروهای آمریکایی خسارت‌ بسیاری دید. در نبود امنیت عمومی، هزاران قطعه از آثار باستانی موزه‌ها دزدیده شدند.‌ فقط در هفته‌­های اول اشغال، قاچاق­چی­‌ها پانزده هزار قطعه را از موزه ملی عراق ربودند و تخمین زده می‌­شود حدود 41 درصد از مناطق باستانی عراق تا پایان سال ۲۰۰۳ غارت شدند.
بسیاری از این دست‌­سازه­‌های تاریخی در انتها از مجموعه‌­های خصوصی یا موزه‌هایی مانند موزه بریتانیا سردرآوردند. غارت و تخریب میراث تاریخی عراق در جریان سقوط شهر بغداد، بزرگ‌ترین فاجعه‌ای ­بود که از زمان جنگ دوم جهانی در مورد میراث ملی یک کشور رخ داد. ‌بعد از خروج نیروهای نظامی، اشغال کشور توسط نیروهای داعش که به تخریب بناهای تاریخی منطقه دست زدند و بسیاری از اشیای تاریخی را برای تامین هزینه­‌های خود قاچاق کردند نیز آسیب دیگری به میراث عراق وارد کرد.
سرقت یا برداشتن؟
حکم پانزده سال زندان جیم فیتون واکنش­‌های جهانی زیادی به همراه داشت. او در جلسه دادگاه گفت این اشیا را از مناطق باستانی عراق برداشته بی‌آنکه از غیرقانونی بودن کارش اطلاعی داشته باشد. بعضی رسانه‌­ها فیتون را زمین‌­شناسی بازنشسته معرفی کرده­‌اند که مشغول پژوهش روی آثار تاریخی عراق بوده و تعدادی شی تاریخی را زمان خروج از کشور عراق همراه خود «برداشته» است. این نگاه توریست و رسانه‌­های غربی به ذخایر فرهنگی کشوری باستانی در خاورمیانه، در امتداد نگاهی است که از زمان پیدایش موزه های غربی در یکی دو قرن اخیر بر فضای فرهنگی حاکم بوده است. نگاهی که ساکنان مناطق مستعمراتی را ناتوان از درک و حفاظت از گنجینه­‌های تاریخی خود می‌­داند. در نتیجه حق مالکیت معنوی داشته­‌های باستانی و تاریخی را از آن­ها سلب و در انحصار خود در نظر می‌­گیرد. با این دیدگاه برای دهه­‌های طولانی آثار تاریخی کشورهای حوزه خاورمیانه و آفریقا در ظاهری قانونی و موجه از کشور خارج می‌­شدند تا موزه­‌های کشورهای غربی از آن­ها انباشته شود. به نظر می‌­رسد این نگاه استعماری هنوز میان رسانه­‌های غربی و نزد افکار عمومی وجود دارد زیرا بعضی از آنها «سرقت» و قاچاق آثار تاریخی عراق را با عنوان‌هایی مانند «برداشتن» گزارش کرده‌اند.
چه زمانی غرب به غیراستعماری کردن موزه‌هایش خواهد پرداخت؟
در سال‌­های اخیر عراق تلاش­ خود برای بازیابی دارایی­‌های تاریخی که در دوران ناآرامی­‌های سیاسی کشور قاچاق شده‌­اند را افزایش داده ­‌است. لبنان حدود 300 لوح به خط میخی قاچاق شده از عراق را از موزه­ خود بازگرداند. سال گذشته آمریکا و چند کشور دیگر نیز ۱۷۰۰۰ اثر تاریخی که اغلب مجسمه­ و حکاکی‌هایی از چهارهزارسال قبل و مربوط به دوران تمدن بین‌النهرین هستند را به سرزمین مادر بازگردانده‌اند. در میان دست‌ساخته‌های رسیده از آمریکا لوح ۳۵۰۰ ساله گیل­گمش قرار دارد که قدیمی‌ترین اثر ادبی بر جای مانده محسوب می‌شود. این لوح سفالی که داستان گیل­گمش به زبان اکدی باستان بر آن حک شده بعد از حدود سی سال دوباره به عراق بازگشت. این کتیبه یکی از ۱۲ کتیبه‌­ای بود که در جریان حفاری‌های سال ۱۸۵۳ در ویرانه‌های کتابخانه آشور بانی‌پال کشف شد. لوح حکاکی گیلگمش در سال ۲۰۰۳ در یک حراجی به قیمت ۱.۷ میلیون دلار به یک موسسه آثار هنری و عتیقه آمریکایی به نام «هابی لابی» فروخته شد. سپس در موزه‌ای در شهر واشنگتن به نمایش درآمد.
با تصویب قوانین جدید بین‌المللی برای مبارزه با قاچاق آثار تاریخی، ماموران ویژه آمریکا این لوح را در سپتامبر ۲۰۱۹ از موزه ضبط کردند. در پایان بررسی پرونده لوح گیل گمش، دادگاه نیویورک دستور بازگرداندن این لوح را به عراق صادر کرد. در دهه­‌های گذشته بازگرداندن چنین آثار با‌ارزشی به سرزمین‌هایی که صاحبان اصلی آن­ هستند ممکن نبود. دبیرکل یونسکو بازگشت این اثر تاریخی مهم به عراق را یک پیروزی بزرگ در مقابل کسانی دانست که با سرقت و قاچاق آثار تاریخی، منابع مالی تروریسم را تامین می کنند.
جلوگیری از قاچاق آثار تاریخی منطقه
موزه ملی عراق که در دوران پیش از اشغال یکی از پنج موزه بزرگ تاریخی در جهان بود، بعد از بازسازی به زودی در مرکز بغداد دوباره بازگشایی می‌شود. با وجود بازگشت هزاران قطعه باستانی ربوده شده به موزه، تلاش برای بازیابی باقی میراث تاریخی عراق و جلوگیری از قاچاق اشیای تاریخی منطقه ادامه دارد.
حسن ناظم وزیر فرهنگ عراق در سفری که سال گذشته به ایران داشت گفت تلاش‌­های داخلی کشورش برای رسیدن به این منظور کافی نیست، کشورهای منطقه باید به طور مشترک دیواری در مقابل قاچاق اشیای تاریخی تشکیل دهند. او از امضای تفاهمنامه‌هایی با کشورهای همسایه خبر داد که از قاچاق آثار از مرزهای مشترک جلوگیری می‌­کند. حسن ناظم همچنین از تصویب قانون «جرم‌انگاری قاچاق آثار باستانی، هنری و خرید و فروش آن‌ها» در عراق گفت. قانونی که امسال طبق آن حکمی سنگین برای جیم فیتون انگلیسی صادر شد و نشان‌دهنده پا­فشاری دولت عراق بر خواست خود برای محافظت از میراث تاریخی منطقه است. حسن ناظم به خبرگزاری اسپوتنیک گفت این آثار تاریخی تنها متعلق به یک کشور نیستند بلکه میراث انسانی مشترک برای تمامی تمدن‌ها هستند.

وقتی اصول فدای فروع می‌شوند

همزمان با آغاز هفته عفاف و حجاب و در حالی که نخستین روز این هفته با عنوان «قانون‌مداری و حقوق شهروندی» نام‌گذاری شده، امامان جمعه و برخی مقام‌های سیاسی و قضایی بر لزوم اجرای قانون حجاب تاکید کرده و خواستار محرومیت افراد بدحجاب از حقوق شهروندی‌شان شده‌اند. خواسته‌ای که با انتقاد بسیاری از حقوقدانان، فقها و کنشگران سیاسی و مدنی مواجه شده است.

 

فردا روز حجاب و عفاف است و این هفته، هفته حجاب و عفاف. مناسبتی که اگرچه حدود یک دهه پیش جایی در تقویم نداشت اما حالا چند سالی است که با تصمیم شورای فرهنگ عمومی از ۱۹ تا ۲۵ تیرماه به این عنوان نامگذاری شده و این در حالی است که از اوایل دهه ۹۰ خورشیدی بیست‌ویکمین روز تیرماه همزمان با فرارسیدن سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب رضاخانی و واقعه مسجد گوهرشاد در تیرماه ۱۳۱۴ به‌عنوان روز حجاب و عفاف گرامی داشته می‌شود. مناسبت سیاسی-مذهبی که امامان جمعه را بر آن داشت در خطبه‌های نماز جمعه بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک از اهمیت مقوله حجاب در اسلام بگویند و لزوم رعایت آن، به‌عنوان قانون مملکتی. این تاکید بر جنبه قانونی رعایت حجاب در جمهوری اسلامی از قضا نیمه تیرماه امسال از سوی بالاترین مقام اجرای قانون اساسی و مقام ارشد قوه مجریه جمهوری اسلامی نیز به‌نحوی دیگر مورد تاکید قرار گرفت و بر این اساس ابراهیم رئیسی در قامت ریاست شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه این شورا را مکلف کرد که با همکاری همه دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی و اجرایی نسبت به اجرای قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مصوبه سال ۸۴ شورایعالی انقلاب فرهنگی اقدام کند. قانونی با عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» که ۱۳ دی‌ماه ۸۴ و در یکی از نخستین جلسات شورایعالی انقلاب فرهنگی که به ریاست محمود احمدی‌نژاد برگزار شد، به تصویب رسید و حالا ابراهیم رئیسی در روزهای پایانی نخستین سال ریاستش بر دولت جمهوری اسلامی، بر اجرای قانونی تاکید دارد که محصول دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد است. جالب آن‌که «تدوین اولویت‌های شورای فرهنگ عمومی با تاکید بر مبانی ثبات و قوام نهاد خانواده و سبک زندگی ایرانی-اسلامی» نیز محصول یکی از همان نخستین جلسات شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در ماه‌های نخست ریاست‌جمهوری حسن روحانی بود. اقدامی که در ادامه زمینه‌ساز نام‌گذاری روز و هفته عفاف و حجاب با نظر همین شورای فرهنگی عمومی شد و به صدور بیانیه این شورا درباره گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در سال ۹۳ انجامید.

دادستانی مشهد در حالی در آستانه فرارسیدن هفته عفاف و حجاب سال ۱۴۰۱ و نخستین روز این هفته که با عنوان «قانون‌مداری و حقوق شهروندی» نام‌گذاری شده، خواستار ممانعت از ورود گروهی از زنان به مترو شده که این اقدام به‌روشنی مصداق محروم کردن گروهی از شهروندان از نخستین حقوق شهروندی و قانونی‌شان است.

آن‌چه اما پیش از دستور اخیر رئیسی و آغاز هفته عفاف و حجاب سال ۱۴۰۱، بحث در این رابطه را به موضوع داغ شهروندان و کاربران شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد، انتشار خبری عجیب در ارتباط با یکی از نامه‌ها و ابلاغیه‌های دادستانی مشهد بود. نامه‌ای که ۵ تیرماه امسال با امضای معاون دادستان مشهد خطاب به فرماندار این شهر مذهبی ارسال و در آن تاکید شده بود که «مراتب جلوگیری از ورود بانوان فاقد حجاب شرعی به شهردار ابلاغ شده و فرمانده نیروی انتظامی جهت برخورد با مجرمان اعلام‌آمادگی کرده است.» در متن این نامه دادستانی مشهد _که تصویرش نیمه تیرماه و همزمان با آن دستور رئیسی به دبیرخانه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در فضای رسانه‌ای منتشر شد _ همچنین آمده بود: «کوتاهی ماموران که منجر به پذیرش وضعیت مجرمانه و ترویج ابتذال باشد، ترک فعلی است که بنابر ماده ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی قابل پیگرد قضایی است.» این در حالی است که قانون مجازات اسلامی «عدم‌رعایت حجاب» را جرم‌انگاری کرده و به‌موجب تبصره ماده ۶۳۸ این قانون، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد.»
تاکید بر تعبیر «عدم رعایت حجاب» و حضور زنان در انظار عمومی «بدون رعایت حجاب» اما در حالی در قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری شده که بسیاری از حقوقدانان و فقها معتقدند در این قانون اشاره‌ای به «بدحجابی» نشده و آن‌چه موردنظر و تاکید قانونگذار است، ترک حجاب و عدم‌رعایت این قانون است. نکته‌ای که صالح نیکبخت به‌عنوان حقوقدانی کهنه‌کار و حسین انصاری‌راد در قامت روحانی‌ای که سابقه نمایندگی مجلس و ریاست بر کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم را نیز در کارنامه دارد، هر کدام به نحو و بیانی و با ادبیات حقوقی و فقهی بر آن تاکید دارند. چنان‌که صالح نیکبخت در یادداشتی در این رابطه با تاکید بر این‌که «نص تبصره ذیل ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی تصریح دارد که قانونگذار صرفاً مجازات افراد و اشخاص بی‌حجاب را تبیین نموده»، معتقد است: «مسئله بی‌حجاب بودن فاقد تعریف روشن و مشخص است و افراد و اشخاص مختلف چه در مقام فقیهان و چه در مقام حقوقدانان تعریف‌هایی جداگانه از آن دارند.» این حقوقدان بر این باور است که «چون قانونگذار برای فرد بدون حجاب مجازات تعیین کرده، نمی‌توانیم بدحجابان را مانند بی‌حجابان مجرم بدانیم.» همزمان حسین انصاری‌راد نیز که تاکید دارد «کسی منکر وجوب حجاب نیست»، می‌گوید: «حجاب قطعاً واجب است اما اجبار به حجاب و اجبار به دیگر فروع دین، وقتی اصول دین را مخدوش کند، مصداق فعل حرام و اقدامی نادرست است» رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم با اشاره به نامه اخیر معاونت دادستانی مشهد خطاب به فرماندار این شهر مبنی بر جلوگیری از ورود زنان فاقد حجاب شرعی به مترو به «پیام‌ما» گفته است: «این دستور به هیچ وجه با آن‌چه میزان استنباط فقها از مسئله تعارض میان فروع و اصول دین ایجاب می‌کند، منطبق نیست»

یک نماینده پیشین مجلس که تنها راه دستیابی به توسعه پایدار را «مشارکت‌جو کردن تمامی شهروندان» می‌داند، از مسئولان خواست که با اعطای حقوق کامل سیاسی و اقتصادی شهروندان ایرانی اعم از زنان و مردان به آنان زمینه رشد و توسعه منسجم و پایدار ایران را فراهم آورند.

تاکید نیکخبتِ حقوقدان بر تمایز مفهوم بی‌حجابی و بدحجابی از یک‌سو و اشاره مشابه انصاری‌راد که با سابقه عضویت در فراکسیون روحانیت مجلس ششم بر این نکته انگشت گذاشته، در حالی است که با نگاهی به چگونگی نام‌گذاری روزهای هفته حجاب و عفاف در همان تقویم شورای فرهنگ عمومی به نکته جالبی می‌رسیم و آن، این‌که اولین روز هفته عفاف و حجاب، به‌عنوان «قانون‌مداری و حقوق شهروندی» نام‌گذاری شده است. به بیان دیگر دادستانی مشهد در آن نامه نیمه تیرماه، در حالی در آستانه فرارسیدن هفته عفاف و حجاب سال ۱۴۰۱، خواستار ممانعت از ورود گروهی از زنان به مترو شده که این اقدام به‌روشنی مصداق محروم کردن گروهی از شهروندان از نخستین حقوق شهروندی و قانونی‌شان است.
حسین انصاری‌راد در ادامه گفت‌وگوی خود با «پیام‌ما» به جنبه دیگری از این بحث نیز اشاره کرده و معتقد است: «اجبار به حجاب ضرر و خسارت فراوانی دارد و در این سال‌ها نه‌تنها هیچ کمکی به گسترش حجاب و عفاف در جامعه نکرده، بلکه منجر به آن شده که به اصول دین‌مان نیز ضربه و صدمه وارد شود.» این روحانی اصلاح‌طلب که معتقد است «نباید اصول دین و پایه و اساس دیانت‌مان را وقتی در تعارض با فروع است، فدای فروغ کنیم»، همچنین می‌گوید: «محل شگفتی است که مسئولان و بزرگان در کشور ما هنوز متوجه این مهم نشده‌اند که این دست اجبار در سلوک زندگی خصوصی شهروندان چه نتایج نادرستی دارد و ظاهراً هنوز نتایج و ضرر و زیان این اجبار را درک و دریافت نکرده‌اند؛ واقعاً خیلی عجیب است.»
اما این تنها جوانب مهم در این بحث نیست و یک کنشگر سیاسی اصلاح‌طلب که او نیز همچون انصاری‌راد، سابقه حضور در مجلس را در کارنامه دارد، تاکید و توجه یکپارچه امامان جمعه به بحث حجاب را در روزهایی که مردم به‌شدت درگیر مشکلات اساسی معیشتی و اقتصادی‌ هستند، مورد انتقاد قرار داده و معتقد است: «این خطبه‌های یک شکل و توصیه‌های مسئولان و برخوردها نه‌تنها مردم را جذب نمی‌کند، بلکه آنها را از دیانت دور می‌کند.» کمال‌الدین پیرموذن که در این رابطه با «پیام‌ما» به گفت‌وگو نشسته، اولویت نخست را در ایران ۱۴۰۱، بازسازی ساختار اقتصادی مملکت و بهبود وضعیت معیشتی ملت می‌داند. او می‌گوید اگر این اولویت اساسی محقق شود، اسلام و دیانت و اخلاق هم جایگاه مستحکمی می‌یابد و حجاب، آزادانه رعایت خواهد شد.» او تنها راه دستیابی به توسعه پایدار را «مشارکت‌جو کردن تمامی شهروندان» می‌داند و از مسئولان می‌خواهد که با اعطای حقوق کامل سیاسی و اقتصادی شهروندان ایرانی اعم از زنان و مردان به آنان زمینه رشد و توسعه منسجم و پایدار ایران را فراهم آورند.

دریاچه ارومیه به نمک نشست

|پیام ما| خشکی دریاچه ارومیه باز هم نقل محافل شده؛ از مجلس که خبر تحقیق و تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه از آن به گوش می‌رسد، تا کارزاری که تنها با سه جمله از مسئولان ارشد کشور می‌خواهد به داد دریاچه رو به احتضار ارومیه برسند. وضعیت در فضای مجازی و توئیتر هم به همین منوال بوده و هشتگ مرتبط با دریاچه ارومیه جزو ترندهای اول تا سوم توییتر ایران در روزهای اخیر بوده است و این در حالی است که ام‌کلثوم احمدی، نویسنده کارزار «درخواست احیای دریاچه ارومیه» به «پیام ما» می‌گوید «این دریاچه رنگ خون گرفته و دیدنش در این وضعیت باید قلب هر ایرانی را به درد آورد».

 

دیروز، روح‌الله متفکرآزاد، نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در مجلس، از بررسی و رای‌گیری درباره طرح تحقیق و تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه در صحن علنی مجلس خبر داد و گفت که در صورت همراهی نمایندگان و تصویب، فرایند آن آغاز می‌شود. به گفته او تراز آبی این دریاچه به دلیل خشکسالی‌های متوالی به شدت کاهش یافته ولی ستاد احیا هم میلیاردها تومان در راستای احیای دریاچه هزینه کرده که اکنون ثمره خاصی از این هزینه‌ها شاهد نیستیم. «باید نحوه عملکرد و هزینه کرد این ستاد مورد ارزیابی قرار گیرد. چرا که خشک شدن این دریاچه علاوه بر استان‌ها و شهرهای حاشیه دریاچه، بیشترین تاثیر منفی را در سمت شرق این دریاچه خواهد داشت زیرا بیش از ۱۴ میلیون نفر از تبریز تا نزدیکی تهران از ریزگردهای نمکی آن در امان نخواهند بود.»

احمدی به مردم منطقه هم اشاره می‌کند؛ کسانی که خسته شده‌اند و زندگی در کنار نمک‌ها را پذیرفته‌اند. او می‌گوید خرید و فروش نمک هم در این منطقه فراگیر شده و اینطور که به نظر می‌رسد مردم محلی از مطالبه‌گری هم حتی خسته شده‌اند

متفکرآزاد همچنین خواستار اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام و رهاشده احیای دریاچه ارومیه توسط دولت سیزدهم شد و گفت: «اتمام و افتتاح تصفیه‌خانه‌های فاضلاب تبریز، آذرشهر برای رهاسازی پساب تصفیه شده به دریاچه و تونل انتقال آب کانی سیب باید در اولویت قرار گیرد تا پیکر نیمه‌جان دریاچه دوباره جان دیگری بگیرد. ارائه این طرح در راستای وظیفه نظارتی نمایندگی مردم بوده و در نوبت سه‌شنبه هفته جاری در صحن علنی مجلس مورد بررسی و رای گیری قرار می‌گیرد.»
علاوه بر متفکرآزاد، وحید جلال‌زاده، نماینده ارومیه هم دیگر نماینده مجلسی بود که در روزهای اخیر درباره این دریاچه صحبت کرد. او گفت که این دریاچه فقط 2 میلیارد مترمکعب آب دارد و بعد از 7 سال باز هم بخش‌های جنوبی این دریاچه رو به خشکی است. «علت اصلی خشکی دریاچه کاهش نزولات آسمانی است. متوسط بارندگی حوضه آبریز دریاچه ارومیه در گذشته ۴۳۵ میلیمتر بود که این میزان به زیر ۳۵۰ میلیمتر رسیده است.»
نماینده ارومیه با اشاره به پروژه‌های تاثیرگذار در احیای دریاچه ادامه داد: «تونل انتقال آب به دریاچه ارومیه به اتمام رسیده اما نواقصی در متعلقات کانال وجود دارد تا سالانه ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب به دریاچه از طریق این کانال هدایت شود. انتقال آب بین حوضه‌ای تنها امید احیای دریاچه ارومیه است. تصفیه‌خانه ارومیه نیز از دیگر پروژه‌های مهم در احیای دریاچه ارومیه است که با اتمام این پروژه ۵۰ میلیون مترمکعب آب به سمت دریاچه رهاسازی می‌شود».
کاهش 31 درصدی آب دریاچه به نسبت پارسال
سطح تراز دریاچه ارومیه در دهم تیرماه سال جاری، ۱۲۷۰/۶۲ متر است که نسبت به زمان مشابه در سال گذشته ۴۸ سانتی‌متر کاهش یافته است. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای سطح عرصه آبی دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته ۳۱ درصد کاهش یافته است. دریاچه ارومیه در قالب طرح‌های ستاد احیا، قرار بود از سال ۱۳۹۴، در مدت ۱۰ سال به تراز اکولوژیک خود برسد، حال بعد از گذشت ۷ سال و اجرای طرح‌های متفاوت، بحرانی‌ترین روز‌های خود را سپری می‌کند. افزایش دما و کاهش بارندگی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، از علت‌های خشک شدن این دریاچه هستند. دریاچه ارومیه، از بزرگترین دریاچه‌های آب شور جهان است که در دو دهه اخیر دچار بحران کم آبی و خشکسالی شده است.
در این میان ساخت سدهای «نازلو» و «باراندوز چای» ارومیه که در سال 93 در راستای احیای دریاچه ارومیه متوقف شده بود حالا بار دیگر بر سر زبان‌هاست. در سال‌های بعد از 93 و با احیای بخشی از دریاچه، گمانه‌زنی‌ها برای از سرگیری تکمیل پروژه‌های سدسازی با طرح سوالی از سوی نماینده مردم ارومیه از وزیر نیرو آغاز شد و حالا بار دیگر جلال‌زاده گفته که «احداث سد نازلو طبق نظر کارشناسان فنی، تاثیری در خشکی دریاچه ارومیه ندارد بلکه احداث این سد، مشکل آب مناطق محال انزل و نازلو را رفع خواهد کرد». از سرگیری دوباره سدسازی و بهره‌برداری از آن هم حالا به دیگر نگرانی‌های منطقه اضافه شده است.
دریاچه‌ای به رنگ خون
کارزار «درخواست احیای دریاچه ارومیه» را تاکنون 38 هزار و 770 نفر امضا کرده‌اند. در این کارزار که نهم خرداد کلید خورده و تا 9 مرداد ادامه دارد، جمعی از حامیان محیط زیست خطاب به رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، مطالبه‌شان را در سه جمله مختصر بیان کرده‌اند: «با سلام. احتراما تقاضا می‌شود احیای دریاچه ارومیه را در دستور کار خویش قرار دهید. همانگونه که مستحضرید آب نقشی حیاتی در زندگی انسان‌ها دارد. بیایید به فکر سلامت زمین، خودمان و به فکر نسل‌های آینده باشیم. با تشکر.» ام‌کلثوم احمدی، نویسنده این کارزار به «پیام ما» می‌گوید: «دریاچه ارومیه رنگ خون به خود گرفته. قرمز شده و قلبم از دیدنش به درد می‌آید. قلب هر ایرانی باید از دیدن این وضعیت به درد بیاید. برای همین هم این کارزار اعتراضی را به راه انداختم.» او نقاش و مجسمه‌ساز است و اهل تبریز. شهری که حال و هوایش به خاطر نابودی دریاچه ارومیه وضع خوبی ندارد و با هر وزش باد بر بستر خشکیده دریاچه، توفان نمک به پا می‌شود. «ما فکر می‌کنیم دست‌هایی در کار است که این دریاچه وضعش هر روز بدتر شود. این میزان پول و بودجه‌ای که به اینجا آمده چه سرانجامی پیدا کرده است؟ هیچکس پاسخگوی وضعیت فعلی نیست. با این وضعیت دریاچه به صورت کلی خواهد خشکید.»
احمدی به مردم منطقه هم اشاره می‌کند؛ کسانی که خسته شده‌اند و زندگی در کنار نمک‌ها را پذیرفته‌اند. «خرید و فروش نمک هم در این منطقه فراگیر شده و اینطور که به نظر می‌رسد مردم محلی از مطالبه‌گری هم حتی خسته شده‌اند.»
امضای این مطالبه که با هشتگ احیای دریاچه ارومیه فراگیر شده، از شنبه شب به توییتر کشیده شده و شدت گرفته است. ده‌ها کاربر درباره این دریاچه و لزوم نجات آن نوشته‌اند و عکس‌ها و طرح‌هایی با این موضوع منتشر کرده‌ و کاربران بسیاری هم در توییتر و اینستاگرام، عکس پروفایلشان را به طرحی مشترک از دریاچه خشکیده ارومیه اختصاص داده‌اند.
این توییتِ «یردکی اولدوز»، بیش از هزار بار بازتوییت و نزدیک به هفت هزار بار پسندیده شده است: «هم‌وطن ایرانی من، اگه تایم‌لاین تو پر شده از هشتگ #اورمو_گولو و #SaveUrmiaLake نگران نباش، چیزی نشده. فقط دریاچه ارومیه داره خشک میشه و این آخرین تلاش‌های ما برای نجاتش هست چون اگه نجاتش ندیم نه تنها آذربایجان بلکه ایران هم در خطره.»
کاربری به نام موسی نوشته است: « بچه که بودم بعضا با خانواده برای تفریح می‌رفتیم بندر شرفخانه. شرفخانه شهریه که زمانی بندر بود و الان دیگه بندر نیست، چون آبی نمونده اون اطراف.»

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای سطح عرصه آبی دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته ۳۱ درصد کاهش یافته است. دریاچه ارومیه در قالب طرح‌های ستاد احیا، قرار بود از سال ۱۳۹۴، در مدت ۱۰ سال به تراز اکولوژیک خود برسد، حال بعد از گذشت ۷ سال و اجرای طرح‌های متفاوت، بحرانی‌ترین روز‌های خود را سپری می‌کند

توفان توییتری تا آنجا پیش رفت که سه هشتگ مرتبط با دریاچه ارومیه ترندهای اول تا سوم توییتر ایران شدند. موج توییتری تا لحظه نگارش این گزارش ادامه دارد. در آخرین توییت‌ها یکی از کاربران با انتشار تصویری هوایی نوشته: «فاصله دریاچه ارومیه تا دریاچه وان تقریباً 153 کیلومتر است. تفاوت معنادار دستاورد ترکیه و ایران قابل مشاهده است.» مهنا هم با انتشار تصویری از خشک شدن دریاچه ارومیه درکتاب جغرافیای سال دهم دبیرستان‌های استرالیا که در آن موضوع انتقال آب و پیامدهای آن تشریح شده این سوال را مطرح کرده است: «کدام بخش از کتاب‌های درسی ما به این موضوع مهم اختصاص داشت؟!»
این موضوع محل اختلافات قومیتی هم شده و برخی از کاربران از بی‌توجهی به دریاچه انتقاد کرده‌اند. این میان یکی از آنها نوشته است: «اگر فکر می‌کنید خشک شدن دریاچه ارومیه فقط آذربایجان را نابود می‌کند دوباره فکر کنید! ناپایداری دریاچه ارومیه به ناپایداری کل کشور و نابودی ایران می‌انجامد. سوراخی به بزرگی دریاچه ارومیه در کشتی ایران نه قابل ترمیم است و نه امکان فرار دارد.» مطالبه احیای دریاچه ارومیه تا آنجا فراگیر شده که بعضی فوتبالیست‌ها هم به آن پیوسته‌اند؛ مثل مسعود شجاعی، ساکت الهامی، محمد ایران‌پوریان، محمدرضا خانزاده، سامان نریمان جهان، محمد ابراهیمی و مهدی کیانی.
حیات را به قلب تپنده آذربایجان برگردانید‌
دیروز محمد صابونچی، رئیس کانون وکلای‌ آذربایجان‌غربی و بازرس اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران هم با انتشار نامه‌ای سرگشاده خواستار احیای دریاچه از سوی مدیران ملی و منطقه‌ای شد. او در این نامه نوشته است: «دریاچه ارومیه در بدترین شرایط تاریخ خود قرار دارد این در حالی است که شعار تمام نمایندگان مجلس و روسای جمهور فعلی و گذشته، قبل از انتخابات چند دوره اخیر مجلس و ریاست جمهوری احیای دریاچه ارومیه بوده است؛ شعاری زیبا اما بدون محتوای عملی.‌ احیای دریاچه‌ای که با زندگی مردم شمال غرب تا مرکز کشور و صد البته تمام مردم این سرزمین، گره خورده ولی گویا اصلا در عمل اهمیتی برای عزیزان ندارد.‌ میلیاردها تومان اعتبار تخصیص یافته معلوم نیست کجا و چطور هزینه شده است و هزاران نفر- ساعت جلسه و کارگروه و… کدام نتیجه را در پی داشته است؟»

دعوت از ۱۰ هیات عالی رتبه به اجلاس وزیران محیط زیست

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به برگزاری اجلاس وزیران محیط زیست در ۲۱ تیرماه، گفت: ما میزبان ۱۰ هیات عالی رتبه از کشورهای همسایه هستیم. به گزارش ایسنا، علی سلاجقه در یک برنامه تلویزیونی درباره نتیجه سفر به کشورهای همسایه همچون عراق و سوریه برای بررسی موضوع گرد و خاک عنوان کرد: عربستان با مساحتی بالغ بر ۹۰ میلیون هکتار دارای بیشترین سطحی است که به عنوان منشا اصلی گرد و خاک بر کشور ما تاثیر می‌گذارد و پس از آن کشور عراق با مساحت ۲۴ میلیون هکتار، سوریه ۴ میلیون هکتار، یمن، کویت و امارات در منطقه غرب آسیا، آسیای میانه، کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهند و در شمال شرق کشور، ترکمنستان منشا اصلی گرد و غبار است. او ادامه داد: در پی دستور رئیس جمهوری ما به کشورهایی که منشا اصلی گرد و غبار هستند، سفر کردیم. هدف از سفر به کشورهای عراق، سوریه و کویت ایجاد همگرایی و همسویی بود چرا که همه ما درد مشترکی داریم و مردم از یک مسئله مشترک رنج می‌برند و خوشبختانه این نشست‌ها دستاوردهای خوبی داشت. همزمان با این نشست‌ها، جلساتی با سفرای کشورهای همسایه به صورت دوجانبه و هم در قالب یک نشست سفرای تمام کشورهای همسایه برگزار شد چرا که اولویت دولت سیزدهم ارتباط با کشورهای همسایه است و خوشبختانه دیپلماسی با کشورهای همسایه در همه زمینه‌های سیاسی، فرهنگی و محیط زیستی جوابگو است و ما اعتقاد داریم که دیپلماسی محیط زیستی می‌تواند پیش درآمدی بر دیپلماسی سیاسی کشور باشد. ماحصل سفرها و رایزنی‌های انجام شده با کشورهای همسایه و نشست سفرای ۱۵ گانه به پیش‌درآمد اجلاس ۲۱ تیرماه بود.سلاجقه افزود: در کنفرانس بین‌المللی که سال ۹۶ برگزار شد حضور وزرا بسیار کمرنگ بود اما در اجلاس ۲۱ تیرماه ۱۴۰۱ حدود هفت وزیر، دو معاون وزیر و در مجموع حدود ۱۰ هیات عالی رتبه در تراز وزیران حضور خواهند داشت و بیش از شش سازمان بین‌المللی در این اجلاس خواهند بود که ما میزبان آنها هستیم. او ادامه داد: برخی کنوانسیون‌ها همچون کنوانسیون کویت (راپمی) هم حضور دارند که در ملاقات اخیر دستاوردهای خوبی داشتیم و قرار بر این شد که در این اجلاس شرکت کنند و مسئولان کنوانسیون‌ها نیز در این اجلاس هستند. این اجلاس برای اولین بار در تاریخ محیط زیستی کشور و با همگرایی بسیار بالایی در کشورها اتفاق افتاده و کشورها به این باور رسیده‌اند که باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.سلاجقه درباره گفت‌و‌گوهای انجام شده با ترکیه درباره سدسازی‌های صورت گرفته توضیح داد: گفت و گو با ترکیه بیشتر در قالب بحث‌های کارشناسی بود. شاید عدم حضور مطلوب ما در برخی از نشست‌های بین‌المللی موجب شده است که گفتمان بین‌المللی و مرجعیت علمی در جهان با استناد به داده‌هایی که کشورهای دیگر همچون ترکیه ارائه می‌دهند، انجام شود و شاید اگر خودمان حضور مطلوبی داشتیم و داده‌های خود را ارائه می‌دادیم، شرایط بهتری فراهم می‌شد.

آیا پروانه برگ‌خوار بلوط ناجی زاگرس می‌ شود؟

این روزها حال جنگل‌های بلوط زاگرس بدتر از همیشه است. عوامل انسانی، خشکسالی و گردوغبار مدت‌ها بود که گلوی زاگرس را فشار می‌داد و اکنون قاتلی زیبا و فانتزی هم به جمع دشمنان بلوط اضافه شده است. پروانه برگخوار سفید بلوط، بخش‌های وسیعی از این جنگل‌های ارزشمند را در بر گرفته و نقل محافل زاگرس است. در حالی که بحث اصلی در بین کارشناسان و فعالین جنگل، موضوع سم‌پاشی کردن یا سم‌پاشی نکردن است، شاید شرایط ایجاد شده توسط این آفت آخرین فرصت برای جلب نگاه جامعه و تصمیم‌سازان کشور به بلوط زاگرس باشد. بر همگان روشن است که هر آفتی در زاگرس عاملی ثانویه برای تهدید این بوم‌سازگان است. تهدید اصلی که زمینه را برای تبدیل هر رخداد طبیعی به یک فاجعه فراهم کرده است، نحوه مدیریت سرزمین و بهره‌­کشی از زاگرس است.

جامعه و تصمیم‌سازان لازم است که درک کنند زاگرس ارزش‌های بالاتری از تبدیل شدن به چراگاه و قطب تولید پروتئین دارد. وقت آن رسیده است که درک کنیم اگر چه هنوز معتقدیم زاگرس 40 درصد آب کشور را تامین می‌کند، اما همه این آب سهم سدها و لوله‌‌های انتقال آب نیست و طبیعت زاگرس هم از آن سهم دارد. زاگرس اگرچه خاک حاصلخیزی دارد اما با پمپاژ آب از رودخانه‌ها و نهرها و زراعت در اراضی شیب‌دار، اکوسیستم بیش از پیش تخریب شده و خاک حاصلخیزش با اندک بارندگی فرسوده شده و از دسترس خارج می‌‌شود. سازمان منابع طبیعی که متولی اصلی مدیریت زاگرس است، باید دست از ترویج باغبانی و زراعت در زاگرس کشیده و به رسالت جنگلبانی خود برگردد. کشت گیاهان دارویی و کاشت درختان باغی نه وظیفه سازمان منابع طبیعی است و نه با اکوسیستم جنگلی زاگرس سازگار است. بذل و بخشش از زاگرس برای کشاورزی، چنان زاگرس را رنجور کرده که با هر نسیمی به لرزه می‌‌افتد. لازم است در مراکز علمی باور کنیم که بهره‌کشی سنتی از زاگرس دانش بومی نیست. زراعت در زیر اشکوب، دامپروری در اکوسیستم جنگلی و توجه بیشتر به گونه‌ها بر اساس خوش خوراکی برای دام، زغال‌گیری و قطع چوب و بسیاری از اشکال استفاده مردم محلی از زاگرس، نشانی از دانش ندارد و با اصول پایداری اکوسیستم در تضاد مطلق است. مراکز آموزشی، پژوهشی و بخش اجرا نباید بر استفاده از اصلاحات عجیبی همچون مرتع مشجر یا اطلاق آگروفارستری به عملیات زراعی دامپروری مخرب زاگرس ادامه دهند. لازم است بدانیم حیات نه تنها ساکنین این کوهستان، بلکه بخش اعظمی از مردمان دیگر مناطق این سرزمین به زاگرس و حیات زاگرس به بلوط وابسته است. امروز اگر پروانه برگ‌خوار طغیان کرده یا دیروز اگر زوال بلوط شروع شده است، همه را به طبیعت نسبت ندهیم. بهره‌کشی­های مداوم، مدیریت اشتباه و نگرش نادرست به اکوسیستم ارزشمند زاگرس، این عرصه حیاتی ارزشمند را به لبه پرتگاه کشانده است. حال که عموم جامعه خطر زوال این بوم‌سازگان را به درستی حس کرده است، لازم است نجات زاگرس و بلوطش تبدیل به یک دغدغه ملی شود. مردم بیشتر نگرانش باشند، رسانه اخبارش را پیگیری و منتشر کند، کارشناسان و فعالان در کنار دو میلیون هکتار جنگل دارای منابع چوب در شمال، نگاهی هم به پنج میلیون هکتار جنگل دارای منابع آب در غرب کشور بیندازند. سازمان منابع طبیعی با رجعت به رسالت جنگلبانی تفکرات زراعی خود را کنار بگذارد و وظیفه خطیر دفاع از این جنگل‌ها در مراجع تصمیم‌گیری را به درستی انجام دهد تا زاگرس قلک بخش کشاورزی نشود. نمایندگان مجلس و دولت در طرح‌ها، لایحه‌ها و برنامه‌های خود، مسایل محیط زیستی را مورد توجه قرار دهند و آگاه باشند که حیات این سرزمین در گروه زنده بودن زاگرس است. شاید پروانه برگ‌خوار سفید بلوط با تغییر نگاه ما ناجی بلوط شود. شاید هشداری باشد برای آغاز توقف پایان زاگرس. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

سکونت غیر‌دائم پدیده‌ای نو در اصفهان

بر اساس آخرین پژوهش‌های رسمی، اصفهان تا سال ۹۵ خورشیدی به دلیل فراهم بودن زمینه اشتغال و شرایط آب و هوایی مناسب در شمار یکی از مهاجرپذیرترین نقاط ایران بود ؛ این در حالی است که گفته می‌شود جریان و نمودار مهاجرت در این خطه تغییر شکل داده و روند معکوس پیدا کرده است. به گزارش ایرنا، سال ۹۷ پژوهشی از سوی سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان با عنوان “بررسی جریانات مهاجرتی استان اصفهان” انجام شد که بر اساس آن پدیده “مهاجرت” در این خطه تا سال ۹۵ و بر اساس آمار نفوس و مسکن از روستا به شهر و از شهر های اطراف به شهر اصفهان ثبت شده است.
مطالعات این پژوهش نشان می‌دهد از سال ۹۶ این روند با تغییر شکل مواجه می‌شود و بیشتر جابه‌جایی جمعیت شکل می‌گیرد؛ روندی که با مهاجرت غیر دائم در شهر اصفهان نمود می‌یابد.

 

به گفته معاون آمار و اطلاعات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان “مهاجرت معکوس” که دولت های مختلف به دنبال راهکارهایی برای عملیاتی کردن آن بودند و در نهایت موفق به اجرای آن نشدند، امروز با افزایش قیمت ها و گران شدن مسکن و تبدیل اصفهان به یک شهر گران، عملیاتی شد و مهاجرت روستاییان از شهر اصفهان به زادگاه خویش و حتی مهاجرت شهرنشین های اصفهان به شهرهای اطراف و ارزان قیمت از جمله “فلاورجان” شکل گرفت.
به گزارش ایرنا، آلودگی هوا، فرونشست زمین، خشکسالی و بحران آب از دیگر دلایل مهاجرت از اصفهان از سوی مسئولان امر مطرح می‌شود. در همین پیوند باید گفت، روند افزایشی مهاجرت در اصفهان موضوع تایید شده از سوی مسئولان است؛ اگر چه در اولویت‌بندی دلایل نظرات متفاوتی ارائه شد اما همگی بر اینکه هنوز به رشد منفی نرسیدیم، اتفاق نظر دارند.
بر اساس آخرین سرشماری در سال ۹۵، سهم مهاجران جابجا شده در استان اصفهان نسبت به کل کشور در دوره زمانی ۹۵-۱۳۹۰ نسبت به دوره قبل(۵ ساله گذشته) اندکی افزایش داشته است و از ۶.۸ درصد به ۷.۰ درصد رسیده است.
همچنین اصفهان بر اساس این سرشماری طی سال های ۸۵ تا ۹۰ و ۹۰ تا ۹۵ مهاجرپذیر بوده است اما این روند از سال ۹۶ تا ۱۴۰۱ روند معکوس گرفته و بیشتر روستائیان که طی این سال‌ها به شهر آمده بودند به زادگاه خویش بازگشته‌اند. اما در این میان برخی کارشناسان عمده‌ترین دلیل این جریان معکوس را گرانی مسکن مطرح کرده‌اند.
در این پیوند محمدرضا لعلی معاون آمار و اطلاعات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان در گفت‌گو با ایرنا، افزایش قیمت مسکن در شهرها را دلیل پیدایش مهاجرت معکوس به روستاها دانست و گفت: قطع به یقین داده‌های آماری سال ۱۴۰۰ متفاوت از ۹۵ است و داده جدیدی در اختیار نداریم که این خود، یک چالش است و بر اساس مصوبه قانون سال ۷۶ هرآنکس که محل زندگی خود را تغییر داد باید ظرف یک هفته تا ۱۰ روز تغییر وضعیت خود را به ثبت احوال آن شهر یا روستا اعلام کند اما این موضوع الزام اجرایی ندارد و در صورت عدم تمکین، ابزار تنبیه‌ای در نظر گرفته نشده است.
او چالش اصلی در بحث مهاجرت را موانع ومحدودیت‌های آماری ذکر کرد که متولی مشخصی برای رصد آمارهای مهاجرت وجود ندارد، و گفت: آنچه مبرهن است “فرونشست زمین” اگر چه در مهاجرت از اصفهان نقش دارد اما دلیل اصلی نیست زیرا که در این مساله بزرگنمایی شده است و “فرونشست زمین” در اصفهان یک موضوعی است که سابقه ۵۰ ساله دارد هر چند شاهد روند خشک شدن آبخوان‌ها هستیم.
روند مهاجرت از اصفهان منفی نیست
لعلی در ادامه افزود : خروج سرمایه از اصفهان به دلیل “خشکسالی” یکی از دلایل است اما بر اساس تحقیقات مرکز پژوهش‌های مجلس عمده دلیل خروج سرمایه‌گذاران از اصفهان به دیگر شهرها “سخت‌گیرها در اعطای مجوز” و “مالیات های سنگین” و فضای سنگین کسب و کار است.
او خالی شدن اصفهان از سکنه را نپذیرفت و یادآور شد‌: امروزه شاهد دو پدیده سکونت دائم و غیر دائم هستیم؛ به این صورت که محل زندگی فرد در شهر دیگری است و به اصفهان در حال رفت و آمد است.
معاون آمار و اطلاعات سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان با اعلام اینکه با گرانی‌ها روند مهاجرت معکوس از شهر به روستا را تسریع شد، گفت: طرحی که سال‌ها امکانپذیر نبود، امروزه با اشتغالزایی در روستاها و ایجاد طرح بوم‌گردی موفق به اجرای آن شدیم. اگر چه روند مهاجرت از اصفهان افزایشی شده است اما شاهد منفی شدن نرخ رشد جمعیت در استان یا پدیده خالی شدن از سکنه نشدیم.
او با اشاره به اینکه اگر نرخ خالص خارج شده از استان اصفهان را از جمعیت وارد شده کسر کنیم مشاهده می‌کنیم هم در سال ۹۰ و ۹۵ مثبت بوده است، اضافه کرد: باید هرم سنی جمعیت را نگه‌داریم به این‌صورت که به میزان تعداد خروجی افراد، افزایش زاد و ولد داشته باشیم که طی این سالها رقم ۱.۷ به ۱.۵ رسیده و هنوز هم بالای عدد ۱ است که اگر به زیر عدد یک برسد، رشد منفی را نشان می‌دهد.
لعلی ادامه داد: اگر میزان مهاجرت از استان را به نسبت میزان مرگ و میر و زاد و ولد در نظر بگیریم بسیار ناچیز بوده است.
افزایش روند مهاجرت داخلی
از اصفهان باید تحت کنترل قرار بگیرد
در این ارتباط اما مدیر کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری اصفهان به ایرنا گفت: افزایش روند مهاجرت داخلی از اصفهان باید تحت کنترل داخلی سیاستگذاران و تصمیم‌گیران استان قرار بگیرد. مسعود مهدویان‌فر ‌اظهارداشت: مهاجرت داخلی یک امر اجتماعی است که باید به آن توجه کنیم و علل شکل گیری آن و روند این پدیده اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم.
او تسریع مهاجرت داخلی از اصفهان به استان‌های دیگر را خالی شدن استان از سرمایه‌های اجتماعی خواند و افزود: امروز شاهد رفتن نخبگان علمی، اقتصادی، فرهنگی و هنری از اصفهان به دیگر شهرها هستیم، سرمایه‌های اجتماعی که نماد استان اصفهان هستند.
مدیر‌کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری اصفهان انجام یک کار پژوهشی در خصوص تغییر جمعیت اصفهان با ظرفیت دانشگاه‌ها را یک ضرورت دانست و گفت: در این زمینه که اصفهانی‌ها بیشتر در چه شهرستانهای یا چه معیارهایی مهاجرت می‌کنند و بیشترین دلیل مهاجرت آنها از اصفهان چیست و اکثر مهاجرین به اصفهان از چه اقوام و استان‌هایی هستند و این تغییر بافت جمعیت استان چه تاثیری در تغییر فرهنگ مردم دارد، از شاخصه‌های یک پژوهش است.
او افزایش روند مهاجرت داخلی از استان، در آینده نزدیک اصفهان را با چالش جدی مواجه می‌کند، ادامه داد: تحلیل سرمایه‌های اجتماعی در درازمدت باعث از بین رفتن اعتماد عمومی و کم‌شدن مشارکت مردم در حل مسائل و کاهش توانمندی استان می‌شود.
مهدویان‌فر ادامه داد: جلوگیری از احساس ناامیدی در مردم اصفهان و به‌ویژه جامعه نخبگان و نگهداشت آنها به‌عنوان سرمایه های اجتماعی باید در یک ساز و کار اجتماعی سیاستگذاری شود.
وی با بیان اینکه باید تدابیر لازم اندیشیده و برنامه هایی در راستای امید آفرینی برای مردم اصفهان اندیشیده شود ، گفت: حل مسائل کلان اصفهان از جمله آب تنها بدست نخبگان امکان‌پذیر است.
خالی شدن اصفهان از سکنه در ۲ نسل پیاپی امکان‌پذیر است
همچنین سیروس شفقی استاد جغرافیای شهری دانشگاه اصفهان در گفت‌گو با ایرنا گرانی را دلیل افزایش مهاجرت معکوس دانست؛ و گفت: شهر اصفهان به نسبت شهرستان های کوچک و اطراف، شهر گرانی است و برای اجاره ملک و خرید باید هزینه بیشتری پرداخت کرد و همین مسئله باعث کوچ مردم به آبادی و اطراف مانند فلاورجان شده است که دارای خانه‌ها وزمین ارزان تر است.
او آلودگی هوا را دیگر دلیل مهاجرت از اصفهانی دانست و بیان داشت: در سالهای اخیر شاهد مهاجرت بخشی از جمعیت اصفهان به حاشیه‌های استان از جمله فلاورجان و دورتر از آن به علت فرار از آلودگی هوا هستیم.
شفقی گفت: استنباط ما بر این است که اصفهان بخاطر مشکلاتی که دارد خالی از سکنه می‌شود اما یکی تا دو نسل به طول می‌انجامد.
او گفت: هم اکنون شاهد سکونت مهاجران از استان‌های چهارمحال‌و بختیاری و استان‌های دیگر در اصفهان هستیم که این جابجایی سکونت در استان و مهاجرت اصفهانی‌ها به دیگر شهرها با سرعت امکانپذیر نیست و با یک روند آرام شاهد این جابجایی خواهیم بود.
استاد جغرافیا شهری دانشگاه اصفهان گفت: طی سه دهه گذشته شاهد سکونت مهاجرین از اطراف به حاشیه شهر و بافت قدیمی اصفهان مثل جویباره بودیم که هسته و مرکز بافت سنتی اصفهان است و نسل در نسل با فرهنگ اصفهانی زندگی کرده اند و امروزه با مشکلات عدیده ای در این قسمت مواجه هستیم.

تیشه به ریشه زاگرس زده‌ایم

ما چه کرده‌ایم با زاگرس؟ این چه مدیریتی است که در پیش گرفته‌ایم؟ چرا چشمان خود را به تمام واقعیت‌های موجودی که در پیرامون ماست بسته‌ایم، و به عوارض نابجایی که در طبیعت به جا می‌گذاریم و بحران‌های محیط‌ زیستی آنها تا این حد بی‌توجهیم؟ بی‌محابا مواهب زاگرس و ارزش‌هایی که در دل آن نهفته است را تخریب می‌کنیم. این کوهستان نیمی‌ از جمعیت کشور را‌ آبرسانی‌ و تسهیلاتی را برای معیشت ساکنانش از شمال‌غرب ایران گرفته تا جنوب غرب و تنگه هرمز تامین می‌کند. ما ارزش‌های زاگرس را تاراج کرده و بعد می‌گوییم چرا آفت آمده؟ به چند سال گذشته نگاه کنید و ببینید آتش‌سوزی‌های سریالی چطور هزاران هکتار از زاگرس را از چنگ ما درآورد، در عوض بخش‌های متولی با شعار و نمایش با این بحران مواجه شدند. اگر ایستادگی جانی و مالی مردم و تشکل‌های محیط زیستی و اندیشمندانی که به فکر آبادانی ایران عزیزند نبود گستره آتش‌سوزی‌های بسیار بیشتر هم می‌شد. مردم 14 شهید برای جلوگیری از این آتش‌ها دادند و متولی خم به ابرو نیاورد. یک برنامه عملی درست انجام نداد و تا الان عوامل مخرب به مردم معرفی نشده‌اند. بهمن ایزدی با بیان این مطالب اضافه می‌کند: «زاگرس جان و نفس ایران است».

 

بهمن ایزدی پیشکسوت محیط‌ زیست در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: حدود پنج دهه است که طبیعت و این روزگار بر من منت گذاشته تا در نواحی مختلف زاگرس حضور داشته باشم و 17 سال کار بوم‌شناختی در آن انجام دهم. زاگرس ذخیره گاه 40 درصد آب تجدیدپذیر و باکیفیت کشور و تامین کننده معیشت پایدار 11 استان در مناطق مختلف خود است.
او با اشاره به اینکه این روزها شاهد طغیان پروانه برگخوار سفید بلوط در مناطق جنگلی پرتراکم زاگرس در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بخشی از نواحی جنگلی جنوب شرقی استان خوزستان هستیم، می‌افزاید: هجوم و دربرگیرندگی این آفت در گستره زاگرس پیامد فشارهای قبلی به این عرصه‌هاست. این پروانه حضورش را ابتدا سال ۱۳۵۱ در کرمانشاه و استان فارس نشان داد و بعد چندین نوبت در گستره‌های محدودی ظاهر شد، بعد از سال‌ها در همین مناطق بحرانی طغیان آن را شاهدیم. نگاه گذرا به کارنامه ارتباط ما در این 5 -6 دهه با مواهب طبیعی زاگرس نشان می‌دهد که در نظام طبیعی هیدرولوژیک و‌ اکولوژیک زاگرس دخالت‌های نابجا داشته‌ایم. ما حتی در نظام اجتماعی در حوزه ایجاد معیشت دست بردیم و زاگرس را قربانی خودخواهی‌های خود کرده‌ایم. بزرگترین سدها و بیشترین سدها در این چند دهه در حوزه زاگرس ساخته شده، مهیب‌ترین انتقال‌های آب از سرچشمه شاخه‌ها در این منطقه بوده ضمن اینکه برداشت آب به وسیله با حفر چاه مجاز و غیرمجاز بی‌شمار موجب تهی شدن 80 درصد ذخیره‌گاه‌های آبی ما در زاگرس شده است.

بزرگترین سدها و بیشترین سدها در این چند دهه در حوزه زاگرس ساخته شده، مهیب‌ترین انتقال‌های آب از سرچشمه شاخه‌ها در این منطقه بوده ضمن اینکه برداشت آب به وسیله با حفر چاه مجاز و غیرمجاز بی‌شمار موجب تهی شدن 80 درصد ذخیره‌گاه‌های آبی ما در زاگرس شده است

ایزدی ادامه می‌دهد: ما نظام ژئومورفولوژی که شرایط طبیعی عبور و مرور جریانات هوایی را کنترل می‌کند با معدن‌کاوی و توسعه برنامه‌های عمرانی نظیر کشیدن جاده‌های غیرضروری برای انتقال آب، گاز، مخابرات، نفت و برق را از بین برده‌ایم. انتظار هم داریم با این‌همه دست‌درازی به زاگرس و زخم‌های متعدد که بر جان و پیکرش زده‌ایم، اتفاقات میرنده این روزها نیفتد و زمینه حضور و طغیان این آفت فراهم نشود. حضور پروانه برگخوار سفید بلوط خود به خود ایجاد نشده است و پیامدهای دخالت‌های نابجای انسانی در چرخه طبیعی آن است. چرای بی‌رویه و بیش از ظرفیت مرتع،‌ کشاورزی لجام گسیخته و ایجاد بناهای نابجا با کاربری‌های مختلف ، توان اکولوژیک زیراُشکوب‌ها را از بین برده است. به طوری که با کمی دقت مشاهده می کنیم که در برخی مناطق درختان بلوط چندین صد ساله در زمین‌های مزروعی، معابر و خانه مردم وجود دارد که نشانگر تخریب عرصه‌ها و تغییر کاربری اراضی جنگلی است. ما هر روز با رشد جمعیت برای ایجاد اشتغال به نحوی از انحاء تیشه به ریشه زاگرس زده‌ و مسائل معیشتی مردم را به شکل مستقیم به برداشت از ذخایر و منابع حیاتی زاگرس ربط داده‌ایم.
بهمن ایزدی معتقد است دخالت‌های نابجا در زاگرس با آتش‌ زدن‌های مختلف رویشگاه‌ها، از بین بردن شرایط مرطوب در حوزه جنگل‌ها در کنار تاراج حقابه طبیعت باعث کاهش ریزش نزولات جوی شده است. او در همین زمینه می‌گوید: این دخالت باعث می‌شود نظام جریانات هوایی تغییر کند و سپر حفاظتی زاگرس در اکوتون‌های (‌بوم مرزها‌) جنوب و جنوب غرب زاگرس یعنی در استان‌های خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و فارس ضعیف شده و به تبع آن هوای گرم سودانی و عربستانی بر حوزه زاگرس غلبه کند. در کنارآن سایر فشارها به بیوم ناحیه‌های زاگرس نظیر قاچاق چوب، زغال‌گیری و توسعه شهرک‌های صنعتی و توسعه مراکز اجتماعی متعدد در دل جنگل و…. موجب کاهش میزان رطوبت متعادل در زاگرس و در برون داد آن ، باعث سیر قهقرایی ریزش نزولات جوی تسهیل شد. لذا دمای حدود 50 درجه این روزهای زاگرس به خاطر همین دخالت‌های نابجا است که شدت خشکی زاگرس را مضاعف و باعث تنزل رطوبت از سطح رویشگاه‌های زاگرس به طور فاحش شده است.
پیام زاگرس را بشنوید
حمله پروانه برگ‌خوار سفید بلوط، هشدار زاگرس به همگی به ویژه مدیران منابع پایه ایران است که تا دیرتر نشده حقوق پایمال شده عرصه‌های زاگرس را به آن برگردانند در غیر اینصورت اگر زاگرس بیمارتر از این شد و به سمت میرندگی رفت قطعا ما زودتر از زاگرس خواهیم مرد. طغیان،‌ حضور این پروانه برگخوار زنگ خطر زاگرس به ما است. برای اینکه حواس‌‌مان باشد تیشه به ریشه خود می‌زنیم، از این رو باید دست از کارهای نابخردانه مقطعی و احساسی برداریم. متاسفانه در زاگرس روان‌آب‌ها را به سمت مزارع و زیراُشکوب ها برده اند و در بسیاری از مناطق برای کشت محصولات پر آب بر مثل برنج‌کاری، چاه‌های متعدد زده‌ایم و با کشیدن رطوبت از زمین و اختصاص به کشاورزی نابخردانه باعث شده‌ایم در جنگل خط تراز رطوبت لایه‌های زیرسطحی خاک که در واقع آب مورد نیاز را برای جنگل‌ها و رویشگاه‌ها فراهم می‌کند دچار افت منفی شود و همین امر ضعف و بیماری درختان جنگلی را به دنبال داشته باشد. زمانی که درخت آوند فعال و مرطوب نداشته باشد مستعد پذیرش هرگونه آفت می‌گردد و میزبانی برای هجوم انواع آفت‌ها مثل پروانه برگخوار خواهد بود. ایزدی پس از بیان این جملات به سراغ برشمردن برخی دلایل تخریب زاگرس هم می‌رود: «علاوه بر تصرف و تخریب زمین‌های زیراشکوب، برداشت و خارج کردن کودبرگ‌ها که مغذی برای درخت را فراهم می‌کنند توسط برخی سودجویان انجام می‌شود و دستگاه متولی در قبال آنها اقدامی بایسته ای و بازدارنده‌ای نمی‌کند. چرای مفرط و بی‌رویه و فراتر از ظرفیت مراتع زیراشکوب‌ها و انجام عملیات کشاورزی لجام گسیخته موجب شده تا شرایط تجزیه بیولوژیک مواد عالی از دست رفته و خاک ضعیف‌تر شود ضمن اینکه شخم هر ساله زیراشکوب که به دلیل تصاحب و تملک انجام می‌شود در کنار دام مواد آلی را از بین می‌برد.»
به گفته این پیشکسوت محیط زیست عامل دیگری که به چشم نمی‌آید و به صورت خاموش و خزنده چند سالی است بدتر از آفت پروانه عمل می‌کند بیماری زغالی است. او اضافه می‌کند: بیماری زغالی به واسطه ضعیف شدن خاک و از بین رفتن تعادل زیراشکوب ها و بالا رفتن دمای سطح خاک با از بین رفتن رطوبت عرصه در کنار افت تراز رطوبت زیرسطحی که حیات ریشه‌های درختان به آنها وابسته است،‌ اتفاق افتاده است. این بیماری بسیار کشنده‌تر از پروانه برگ‌خوار سفید بلوط است زیرا این آفت در مناطق پست و گرم که ارتفاع آنها تا حدود 1000 تا 1200 متر است دیده می‌شود در حالی که بیماری زغالی در ارتفاعات زاگرس مشاهده می‌شود.
یک قدم غافل شدم یک عمر راهم دور شد
در زاگرس در‌خت‌ها مرده‌اند یا تاج شان خشک شده است. درخت‌های 600 تا 700 ساله که به زیستمندان فایده رسانده در جا خشک شده است. اگر بخواهیم زاگرس را نجات دهیم و شرایط استمرار زیستی را در ایران پایدار کنیم باید کمی‌درنگ کنیم، بایستیم و به کارنامه‌مان و برداشت‌مان از ذخایر سرزمینی که باید مثل چشم‌مان از آنها حفاظت می‌کردیم، نگاه کنیم. در این چند دهه دست دامدار را باز گذاشته‌ایم تا بیش از ظرفیت مرتع گوسفند چرا دهند. استدلال ما این بوده که اشتغال ایجاد کرده‌ایم،‌ در حالی که ما به او و مردم ایران با این مدیریت غلط خیانت کرده‌ایم. این تیر خلاص نه تنها به معیشت جوامع محلی بلکه به تمام ایران و ارزش‌های طبیعی‌مان است.کار ما مصداق این بیت است: «راه را از چاه در هر لحظه‌ای باید شناخت/یک قدم غافل شدم،‌ یک عمر راهم دور شد». ایزدی با بیان این مطلب می‌گوید: راهی که می‌رویم بدون بازگشت است. ما با مدیریت ناصحیح منابع پایه و برداشت بی‌رویه از منابع آب و خاک،‌ بحران امروز را به وجود آورده‌ایم. متاسفانه درباره برخورد با جریاناتی که با آتش زدن زاگرس در پی مقاصد شوم خود بودند و باعث خشکیدگی این عرصه‌ها، به هم خوردن تعادل ریزش نزولات جوی، خشکیدگی خاک و طغیان بیماری زغالی و آفت پروانه شدند کار قابل قبولی نکرده‌ایم. سال گذشته بیش از 100 هزار هکتار از رویشگاه‌های جنگلی ما در زاگرس سوخت و خاکستر شد اما مسئول ذیربط اعلام کرد 13 هزار هکتار از بین رفته که برای جبران آن نهال‌کاری کرده‌اند در حالی که در استان فارس مدیرکل در گفت‌وگویی بیان کرده بود 32 هزار هکتار تنها در این استان دچار سوختگی شده است.او با اشاره به سفر رئیس سازمان منابع طبیعی و رئیس مجلس شورای اسلامی به استان‌های درگیر این آفت اضافه می‌کند: آرزو می‌کنم آقای نوبخت سرپرست سازمان منابع طبیعی یادشان نرود برای نجات عناصر اصلی حیات و منابع طبیعی پایه‌مان چه قولی داده‌اند. یادشان نرود با مشارکت مردم و همراه شدن تشکل‌های جدی و فعال در حوزه محیط زیست می‌توانند بر این مشکلات فائق بیایند. در این سفر سه عدد برای عرصه‌های درگیر آفت پروانه برگ خوار سفید بلوط مطرح شد که شامل 22، 42 و 60 هزار هکتار است. بازدیدهای میدانی نشان می‌دهد حدود 50 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس ما در استان های کهگیلویه و بویراحمد و فارس دچار آفت شده است.

حمله پروانه برگ‌خوار سفید بلوط ، هشدار زاگرس به همگی به ویژه مدیران منابع پایه ایران است که تا دیرتر نشده حقوق پایمال شده عرصه‌های زاگرس را به آن برگردانند در غیر اینصورت اگر زاگرس بیمارتر از این شد و به سمت میرندگی رفت قطعا ما زودتر از زاگرس می‌میریم

سم نزنید هیچ درختی خشک نمی‌شود
بهمن ایزدی نسبت به استفاده از بی‌تی برای مقابله با این آفت هشدار داده و می‌افزاید: آقای نوبخت سرپرست سازمان منابع طبیعی در این سفر اشاره کرد که در کهگیلویه و بویراحمد هم در سال‌های قبل و هم در ماه‌های اخیر در مناطق آفت زده بی‌تی پاشیده شده است. متولی منابع طبیعی همچنین اضافه کرده که 14 هزار هکتار در کهگیلویه، 6 هزار هکتار در فارس و در 1500 هکتار در خوزستان محلول‌پاشی شده و اعتباری به میزان 168 میلیارد ریال برای آن اختصاص یافته است. این گفته در حالی است که هیچ جا در دنیا بدون ارزیابی‌های دقیق اثرات زیست محیطی این محلول‌ها، از آن برای گستره‌های وسیع که دچار آفت شده‌اند استفاده نمی‌شود. این محلول برای مزارع کوچک و گلخانه‌ها و مناطق کشاورزی طراحی شده و کاربرد آن در جنگل سبب مرگ و میر سایر پروانه‌ها و شب‌پره‌ها که از عوامل مهم گرده‌افشانی‌اند، نیز می‌شود. همین عامل به طور غیر مستقیم جمعیت های دشمنان طبیعی آفت را کاهش میدهد. لذا باید از محلول پاشی برای رفع آفت پروانه برگ‌خوار سفید بلوط جلوگیری شود. زیرا جنگل با از دست دادن حشرات مفید برای طغیان پروانه در سال‌های آتی آسیب‌پذیرتر می‌شود. حرف ما به مسئولان این است که اگر سم نزنید هیچ درختی خشک نمی‌شود. اسم این آفت همراه آن است؛ برگخوار! این آفت درخت‌خوار نیست. در مناطقی که چند وقت پیش دچار این آفت شده بود مشاهده کردیم برگ‌های جدید روییده‌اند. اجازه دهید طبیعت کار خود را کند زیرا علاج این مشکل محلول پاشی نیست.
ایزدی یادآوری می‌کند که نباید سیاستگذاران به مقابله کوتاه مدت با این آفت توجه کنند: «برای مقابله میان‌مدت لازم است با مشورت با متخصصانی که با هزینه این کشور تحصیل کرده اند، در پی شناسایی دشمنان طبیعی باشیم و روش های کم خطرتری مثل استفاده از فرومون پروانه را در پیش بگیریم. همچنین با پرهیز از انتشار سموم در طبیعت، می‌توان شرایط را برای بندپایان فراهم کرد که بتوانند نقش خود را به خوبی مهیا کنند. برنامه بلندمدت هم به این موضوع مربوط می‌شود که تلاش کنیم تعادلات اکولوژیک را به ویژه در مناطق بحرانی به زاگرس برگردانیم. ما باید برای حفظ ثبات و پایداری این کوهستان تلاش کرده و از هر گونه اقدام آنی و احساسی خودداری کنیم.»
جلوی توسعه کشاورزی گرفته شود
ما زاگرس را بیمار کرده‌ایم و باید حقابه‌اش را برگردانیم. برنامه ممنوعیت چرا از دیگر برنامه‌هایی است که باید اجرا کرده و در آن جدی باشیم. مسئولان از 168 میلیارد و سایر اعتبارات برای سم پاشی خبر داده‌اند. حرف ما این است که این پول را برای برنامه‌های بلندمدت اختصاص دهید و مناطق را قرق کنید. ایزدی با بیان این مطلب ادامه می‌دهد: سازمان منابع طبیعی و سیاستگذاران باید توجه داشته باشند که زاگرس به خاطر مدیریت نابجا و فشارهای محیطی سنگین بیمار شده، از این رو لازم است به این منطقه تنفس دهیم و اعتبارات را برای کارهای بیهوده از بین نبریم. برای اینکه در بلندمدت زاگرس توازن داشته باشد چاره ای نداریم جز آنکه تاراج منابع آبی زاگرس را متوقف کنیم. جلوی ایجاد سدهای متعدد،‌ گسترش کشاورزی،‌ تغییر کاربری،چرای بی‌رویه و کشاورزی در عرصه‌های جنگلی باید گرفته شود.

زیبا مثل چروک صورت مادربزرگ

گزارشی از نمایشگاه عکاس سعید فلاح فر به نام «م خاطره»

زیبا مثل چروک صورت مادربزگ

 

نمایشگاه عکس «م خاطره» آثاری از سعید فلاح فر این روزها در گالری «یافته» در معرض دید علاقه‌مندان گذاشته شده. عکس‌های این نمایشگاه مربوط به زلزله بم هستند که پس از ۱۰ سال نگاتیو‌های آن پیدا شده است.

حمزه سلمانی ـ  حدود ۱۰ سال از پنجم دی‌ماه ۱۳۸۲ و زلزله بم گذشته بود که نگاتیو‌های فراموش شده، در زیر زمین خانه پدری عکاس پیدا شد. عکاس یکی از کارشناسان میراث فرهنگی است که روز بعد از زلزله خود را بم می‌رساند. او علاوه بر کارهای تخصصی خود با دوربین آنالوگ تصاویری از بم را ثبت می‌کند. تصاویر ثبت شده با همه عکس‌های زلزله بم فرق دارد و یک تفاوت نگاه خاص در آن‌ها دیده می‌شود. عکس‌هایی که گویی در میان غم و اندوه و ویرانی بم، امید را به تصویر کشیده‌اند. نگاتیو‌های پیدا شده بعد از ظهور روی دیگری هم به ماجرا می‌دهد. در اثر گذر زمان نگاتیو‌ها آسیب دیده‌اند. رد لایه‌هایی از اسید و رنگ آن‌ها را تغییر شکل داده اما نه این‌ که از ارزش عکس‌ها کم کرده‌ باشد. انگار عکس‌های ثبت شده از امید در دل ویرانی بم، حالا با تغییر شکل زیبایی دیگری  پیدا کرده‌اند. این روزها ۹ عکس «سعید فلاح فر» در نمایشگاهی با عنوان «م خاطره» در گالری «یافته» در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است.

با ورود به گالری «یافته» در اولین برخورد با آثاری روبه‌رو می‌شوید که به نظر آسیب دیده‌اند و ایراد‌های فنی در آن‌ها وجود دارد. اما این همه ماجرا نیست. چرا که این عکس‌های ۱۲۰ در ۱۸۰ با چینشی متفاوت حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. حرف‌هایی از جنس زمان و امید و زیبایی.

زیبایی که با زمان از بین نرفت

«سعید فلاح فر» می‌گوید زمان در عکس‌هایش نقش مهمی‌دارند: «زمان پدیده‌های عجیبی است. آدم درست لحظه‌ای که فکر می‌کند زمان را فهمیده، متوجه می‌شود هیچ ادراکی از آن ندارد. اینقدر پیچیده که حتی ما نمی‌دانیم زمان یک تعریف است یا یک قرارداد. چیزی است که خلق شده و وجود داره و یا چیزی است که نو به نو به وجود می‌آید؟ عمدتا شناخت ما از زمان بیشتر به مصداق‌ها و اتفاقاتی است که بستگی به زمان دارد نه خود زمان. من دایم با این معنا کلنجار می‌روم تا بتوانم بخش بیشتری از این مفهوم را درک کنم. این موضوع تا حدی جدی شده که انگار فکر کردن به زمان برای من مثل یک تمرین ذهنی شده است. این نمایشگاه وجه مشترکی در دو مقیاس مشترک زمان است.»

این هنرمند توضیح می‌دهد که ۲ موضوع مهم در این عکس‌ها شکل گرفته است؛ از یک طرف تخریب ارگ بم به عنوان یک یادگاری چند هزار ساله و از طرفی تخریب نگاتیوهای ثبت‌ شده از آن در طی حدود ۱۰ سال: «هر دو این اتفاقات یک معنا را می‌دهد. شاید برای نسل جدید این عکس‌ها پر از ایراد‌های فنی باشد اما برای من زیبا هستند. برای من مثل چروک صورت مادربزرگ‌ها زیباست. از نظر من عبور و مرور زمان است.»

امید در دل ویرانی

فلاح فر که زمان زلزله بم به عنوان کارشناس میراث فرهنگی به رفته بود در مورد شکل گیری نمایشگاه می‌گوید: « شکل گیری نمایشگاه از این قرار است که من روز بعد از زلزله بم به عنوان کارشناس میراث فرهنگی به بم رفتم و از همان روز اول شروع به عکاسی برای مستند سازی واقعه کردم. بعد از بازگشت متوجه شدیم به طور ناخودآگاه عکس‌ها تفاوت‌هایی با بقیه دارند.  در همه عکس‌ها حیاتی وجود داشت که در بقیه کارها نبود. دردناکی زلزله باعث شده بود که عکاس‌های خبری به موضوع مرگ و نابودی فکر کنند. اما من برعکس انگار نگاهم به زندگی جوری بود که ناخودآگاه احساس می‌کردم بخشی از روند حیات بشری است که دارد اتفاق می‌افتد.»

ماجرا می‌گذرد و حدود ۱۰ سال بعد نگاتیو‌ عکس‌ها پیدا می‌شوند. بعد از ظهور متوجه می‌شود اتفاق‌های عجیبی در این نگاتیو‌ها افتاده. جای چسب، اسید کاغذ، رطوبت، روی هم افتادن نگاتیو‌ها به جا مانده و به یک نشانی از گذشت زمان تبدیل شده است.

«م خاطره» نامی پیوسته با زمان

«م خاطره» نامی که فلاح فر برای نمایشگاهش در گالری «یافته» انتخاب کرده هم دلایلی دارد: «طبیعتا بخشی از زمان به خاطره وصل است. زمان وقتی عبور می‌کند خاطره ساخته می‌شود. این دو مفهوم پیوسته‌ای دارند. از طرف دیگر این نام اشاره به ویرانی‌هایی دارد که به شکلی در ارگ و به شکلی در نگاتیو‌ها دیده می‌شود.»

او  می‌گوید یکی از جذابیت‌های مهم این نمایشگاه این است که یاد ما می‌اندازد زیبای تعریف ثابت و مطلقی ندارد: «بیایید نگاه کنیم و ببینیم هر کدام از ما راجع به زیبایی چه نظری داریم. برای ما زیبایی چیست و حیات برای ما چه معنایی دارد. هویت باقی است و هرچه زمان بخواهد آن را دستکاری کند از بین نمی‌رود. ارگ بم همان است اگرچه یک دیوارش ریخته باشد. نگاتیو همان است اگرچه گوشه ای از آن لک شود.»

چینشی متفاوت با تلفیقی از موسیقی

چیزی دیگری که در این نمایشگاه توجه مخاطب را جلب می‌کند نوع چینش متفاوت عکس‌هاست چیزی که فلاح فر به آن علاقه خاصی دارد: «بر خلاف نمایشگاه‌های مرسوم که عکس‌ها را کنار هم می‌چینند ما عکس‌ها را کنار هم نگذاشتیم. دنبال یک رویداد منسجم هستیم. اصولا اعتقادی به کنار هم چیدن عکس‌ها ندارم. اگر قرار است نمایشگاهی از عکس گذاشته شود باید چیزی فراتر از دیدن عکس مثلا در گوشی موبایل باشد. من اعتقاد به فضای نمایشگاهی دارم.»

موسیقی اختصاصی «محمد نصرتی» قدم زدن در گالری «یافته» و تماشای عکس‌های سعید فلاح فر را دو چندان کرده است. او می‌گوید موسیقی کمک می‌کند تا بیننده با کمک آن به ادراک برسد: «در این نمایشگاه از صدا استفاده شده تا بیننده با کمک آن به ادراک برسد.  راجب تک تک عکس‌ها نمی‌شود نگاه کرد. در مجموع اما مخاطب به یک خلسه‌ای می‌رود که وقتی بیرون‌ آمد دست پر باشد. حداقل سوال های خوبی برای او پیش آمده باشد که با ورق زدن عکس در کتاب یا مانیتور گوشی متفاوت است.»

گالری «یافته» جایی برای نمایش آثار پژوهشی

نمایش عکس‌های فلاح فر در گالری «یافته» هم اتفاقی نبوده و عقبه‌ای دارد. این گالری

«پریا  فردوس» مدیر هنری گالری در خصوص شکل گیری  نمایشگاه «م خاطره» می‌گوید: «پروژه آقای فلاح فر به این شکل بود که بعد از زلزله بم گذر زمان ردی روی نگاتیو‌ها انداخته است. در این نمایشگاه ما به سه کلمه کلیدی مواجه بودیم؛ زمان، امید و زیبایی. از یک بنای  زیبا یعنی ارگ بم عکس‌هایی گرفته شده، از این ثبت زمانی گذشته، این گذر زمان تخریبی روی نگاتیو‌ها انجام داده که به یک زیبایی دوباره رسیده.»

این دومین نمایشگاه گالری یافته است. پیش از این نمایشگاه «مشاغل بدنه» بامحوریت همه چیزهایی که روی زمین روییده و یا به وجود آمده، برگزار شده است.  خط داستانی در این گالری پژوهش محور بودن و هنر معاصر است. مدیر هنری گالری یافته تاکید  دارد که در این گالری متن محور هستیم و کنار عکس‌ها متن هم وجود دارد. نمایشگاه «م خاطره» تا ۲۴ تیر  در گالری «یافته» برگزار می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وحدت مسلمانان یکی از دو پایه‌ اساسی حج است

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیام به حجاج بیت‌الله‌الحرام، وحدت و معنویت را دو پایه اساسی حج و دو عامل عزت و سعادت امت اسلامی خواندند و با تأکید بر پیامدهای درخشان رشد بیداری و خودآگاهی اسلامی و بروز پدیده شگرف مقاومت‌، خاطرنشان کردند: غرب مستکبر در منطقه حساس ما و اخیراً در همه جهان روز‌به‌روز ضعیف‌تر شده است، البته از کید دشمن حتی یک لحظه نباید غفلت کرد و باید با تلاش و هشیاری، امید و اعتماد به نفس را که بزرگ‌ترین سرمایه برای ساختن آینده است، افزایش دهیم.

 

به گزارش پیام ما و به نقل از «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری» متن پیام رهبر انقلاب اسلامی که صبح دیروز (جمعه) حجت‌الاسلام والمسلمین نواب (نماینده ولی‌فقیه در امور حج و زیارت و سرپرست حجاج ایرانی) آن را در صحرای عرفات قرائت کرد، به این شرح است:
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد المصطفی و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین
خدای عزیز و حکیم را سپاس می‌گوییم که موسم مبارک حج را بار دیگر میعاد ملّت‌های مسلمان قرار داد و این مسیر فضل و رحمت را به روی آنان گشود. امّت اسلامی اکنون بار دیگر می‌تواند وحدت و یکپارچگی خود را در این آئینه‌ شفّاف و ابدی مشاهده کند و از انگیزه‌‌های تشتّت و تفرّق روی بگرداند.
وحدت مسلمانان یکی از دو پایه‌ اساسی حج است که چون با ذکر و معنویّت -که پایه‌ اساسی دیگر این فریضه‌ پُر راز و رمز است- همراه شود، می‌تواند امّت اسلامی را به اوج عزّت و سعادت برساند و آن را مصداق «وَ لِلَّهِ العِزَّهُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤمِنین» قرار دهد. حج، ترکیبی از این دو عنصر سیاسی و معنوی است؛ و دین مقدّس اسلام آمیزه‌ی پُرشکوه و باعظمتی از سیاست و معنویّت است.
دشمنان ملّت‌های مسلمان در تاریخ اخیر، کوشش انبوهی را برای سست کردن این دو اکسیر زندگی‌بخش، یعنی وحدت و معنویّت، در میان ملّت‌های ما به کار گرفته‌اند. معنویّت را با ترویج سبک زندگی غربی که تهی از روح معنوی و برآمده از کوته‌بینی مادّی است، کم‌رنگ و بی‌رمق می‌کنند، و وحدت را با گسترش و شدّت بخشیدن به انگیزه‌های موهوم تفرقه مانند زبان و رنگ و نژاد و جغرافیا به چالش می‌کشند.

جهان اسلام مملوّ از جوانان پُرانگیزه و بانشاط است. بزرگ‌ترین سرمایه برای ساختن آینده، امید و اعتماد به نفْس است که امروز در جهان اسلام بویژه در کشورهای این منطقه موج می‌زند. همه وظیفه داریم این سرمایه را حفظ کنیم و افزایش دهیم

امّت اسلامی که اکنون نمونه‌ی کوچک آن در مراسم نمادین حج دیده میشود، باید با همه‌ وجود، به مقابله برخیزد؛ یعنی از سویی یاد خدا، کار برای خدا، تدبّر در کلام خدا، اعتماد به وعده‌های خدا را در ذهنیّت همگانی خویش تقویت کند، و از سویی بر انگیزه‌‌های تفرّق و اختلاف فائق آید.
آنچه امروز با قاطعیّت می‌توان گفت، آن است که شرایط کنونی جهان و جهان اسلام برای این تلاش ارزشمند از همیشه مساعدتر است.
زیرا اوّلاً امروز نخبگان و بسیاری از توده‌های مردم در کشورهای اسلامی به ثروت عظیم معرفتی و معنوی خود توجّه یافته و به اهمّیّت و ارزش آن پی برده‌اند. امروز دیگر لیبرالیسم و کمونیسم به عنوان مهم‌ترین ارمغان تمدّن غرب، جلوه‌گریِ صد سال پیش و پنجاه سال پیش را ندارد. آبروی دموکراسیِ پول‌محورِ غربی با علامت سؤال‌های جدّی روبه‌رو است و متفکّران غربی اعتراف می‌کنند که به سرگردانی معرفتی و عملی دچارند. در دنیای اسلام، جوانان، اندیشمندان، مردان علم و دین با مشاهده‌ این وضعیّت، به دیدگاهی نو درباره‌ ثروت معرفتی خود و نیز به خطوط سیاسی رایج در کشورهای خود دست می‌یابند، و این همان بیداری اسلامی است که همواره از آن یاد می‌کنیم.
ثانیاً این خودآگاهی اسلامی، پدیده‌ای شگرف و معجز‌آسا در قلب دنیای اسلام آفریده است که قدرت‌های استکباری در برابر آن بشدّت دچار مشکلند. نام این پدیده «مقاومت» و حقیقت آن، بُروز قدرت ایمان و جهاد و توکّل است. این پدیده همان است که درباره‌‌ نمونه‌ای از آن در صدر اسلام، این آیه‌ی شریفه نازل شد: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ* فَانقَلَبوا بِنِعمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوءٌ وَ اتَّبَعوا رِضوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذو فَضلٍ عَظیم. صحنه‌ فلسطین یکی از جلوه‌گاه‌های این پدیده‌ی شگفت‌انگیز است که توانسته رژیم طغیانگر صهیونیست را از حالت تهاجمی و عربده‌کشی به وضعیّت دفاع و انفعال بکشاند و مشکلات سیاسی و امنیّتی و اقتصادی آشکار کنونی را بر آن تحمیل کند. نمونه‌های درخشان دیگر مقاومت را می‌توان در لبنان و عراق و یمن و برخی نقاط دیگر به‌وضوح مشاهده کرد.
ثالثاً در کنار این همه، امروز دنیا شاهد یک الگوی موفّق و یک نمونه‌ی سرافراز از قدرت و حاکمیّت سیاسی اسلام در ایران اسلامی است. ثبات و استقلال و پیشرفت و عزّت جمهوری اسلامی، حادثه‌ای بس عظیم و پُرمعنی و جذّاب است که می‌تواند اندیشه و احساس هر مسلمان بیدار را به خود جلب کند. ناتوانی‌ها و عملکرد‌های بعضاً خطای ما کارگزاران این نظام که دستیابی کامل به همه‌ برکات حکومت اسلامی را به تأخیر انداخته، هرگز نتوانسته است پایه‌های مستحکم و گام‌های استواری را که نشئت‌گرفته از اصول اساسی این نظام است متزلزل سازد و پیشرفت مادّی و معنوی را متوقّف کند. در صدر فهرست این اصول اساسی، حاکمیّت اسلام در قانونگذاری و اجرا، تکیه بر آراء مردمی در مهم‌ترین مسائل مدیریّتی کشور، استقلال سیاسی کامل، و عدم رکون به قدرتهای ستمگر قرار گرفته است؛ و همین اصول است که میتواند محلّ اجماع ملّتها و دولتهای مسلمان قرار گیرد و امّت اسلامی را در جهت‌گیری‌ها و همکاری‌ها یکپارچه و متّحد سازد.
اینها زمینه‌‌ها و عواملی است که اوضاع مساعد کنونی دنیای اسلام را برای حرکت یکپارچه و متّحد فراهم آورده است. دولت‌های مسلمان، و نخبگان دینی و علمی، و روشنفکران مستقل، و جوانان حقیقت‌جو بیش از همه باید به بهره‌گیری از این زمینه‌های مساعد بیندیشند.
طبیعی است که قدرت‌های استکباری و بیش از همه آمریکا، از چنین گرایشی در دنیای اسلام نگران باشند و همه‌ امکانات خود را در رویارویی با آن به کار برند و اکنون چنین است. از امپراتوری رسانه‌ای و شیوه‌های جنگ نرم، تا جنگ‌افروزی و شعله‌ور ساختن جنگ‌های نیابتی، تا وسوسه‌گری و خبرچینی سیاسی، و تا تهدید و تطمیع و رشوه، همه و همه از سوی آمریکا و دیگر مستکبران به کار گرفته می‌شود تا دنیای اسلام را از مسیر بیداری و سعادت خود جدا کنند. رژیم جنایتکار و سیه‌‌روی صهیونیست در این منطقه هم یکی از ابزارهای این تلاش همه‌جانبه است.
به فضل و اراده‌ی الهی این تلاشها در بیشتر موارد ناکام مانده و غرب مستکبر در منطقه‌ی حسّاس ما و اخیراً در همه‌ی جهان روز‌به‌روز ضعیف‌تر شده است. پریشانی و ناکامی آمریکا و همدست جنایتکار او یعنی رژیم غاصب در منطقه را میتوان در صحنه‌ی حوادث فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان بوضوح تماشا کرد.
در نقطه‌ مقابل، جهان اسلام مملوّ از جوانان پُرانگیزه و بانشاط است. بزرگ‌ترین سرمایه برای ساختن آینده، امید و اعتماد به نفْس است که امروز در جهان اسلام بویژه در کشورهای این منطقه موج می‌زند. همه وظیفه داریم این سرمایه را حفظ کنیم و افزایش دهیم.
با این‌همه، از کید دشمن یک لحظه نباید غفلت ورزید؛ از غرور و غفلت بپرهیزیم و بر تلاش و هشیاری خود بیفزاییم و در همه حال، با توجّه و تضرّع از خدای قادر و حکیم کمک بخواهیم. حضور در مراسم و مناسک حج، فرصت بزرگی است برای توکّل و تضرّع، و نیز برای تفکّر و تصمیم.
برادران و خواهران مسلمان خود در سراسر جهان را دعا کنید و توفیق و پیروزی آنان را از خدا بخواهید. هدایت و کمک الهی به این برادرتان را هم در ادعیه‌ی زاکیه‌ی خود بگنجانید.

بلوط‌ها را نجات دهید

شماری از مردم یاسوج در اعتراض به «کم‌توجهی دستگاه‌های اجرایی به مشکلات درختان بلوط» دیروز جمعه تجمعی برگزار کردند. دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی در این تجمع پلاکاردهایی در دست داشتند که در بیشتر آنها از مسئولان خواسته بودند به وضعیت نگران کننده جنگل‌های زاگرس توجه کنند. روی یکی از پلاکاردها برای جلب توجه مسئولان این جمله نوشته شده بود: «بلوط روسری‌اش افتاده است.» برخی دیگر هم در شعارهایشان «از قطع درختان و درست کردن ذغال» انتقاد کرده بودند. اما نگرانی اصلی تجمع‌کنندگان مساله این روزهای بلوط‌هاست.
«پروانه برگخوار سفید بلوط» به جان بلوط‌ها افتاده و با خوردن برگ‌های آنها بحران جدیدی رقم زده است. «پیام ما» پیش از این درباره راهکارهای مسئولان برای نجات جنگل‌های زاگرس نوشته بود: «محلول ‌«بی‌تی» قرار است در زاگرس معجزه کند،‌ دارویی که برخی معتقدند آفت را فلج می کند و درخت را زنده!‌ با این حال گروهی از کارشناسان معتقدند داروی شفابخش، زهری است که نه تنها آفت، بلکه سایر زیستمندان منطقه را هم گرفتار کرده و به این ترتیب تعادل زیستی شکننده در زاگرس را بیش از پیش بر هم می‌زند.» در شرایطی که کارشناسان بر سر روش مقابله با این بحران هم توافق نظر ندارند؛ سرپرست سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری از تامین اعتبار برای مقابله با این آفت سخن گفته است.

نگرانی اصلی تجمع‌کنندگان مساله این روزهای بلوط‌هاست. «پروانه برگخوار سفید بلوط» به جان بلوط‌ها افتاده و با خوردن برگ‌های آنها بحران جدیدی رقم زده است

دو روز قبل پایگاه اطلاع رسانی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری از بازدید عباسعلی نوبخت، سرپرست این سازمان از جنگل های کهگیلویه و بویراحمد خبر داد. بنا به این گزارش، نوبخت گفته است: کانون‌ها و نقاط آلوده دچار آفت پروانه برگ‌خوار سفید در جنگل های زاگرس کشور شناسایی شده و عملیات مبارزه با این آفت در دست اقدام است. نجات جنگل های زاگرس از آفت یکی از اولویت های دولت است و تمام تلاش خود را رفع این بحران انجام خواهیم داد.
نوبخت اعلام کرده است: «سطح جنگل های بلوط استان کهگیلویه و بویراحمد بیش از ۸۷۴ هزار و ۱۶ هکتار است که تاکنون ۲۶ هزار هکتار آن دچار آفت پروانه برگ‌خوار سفید شده است. بر اساس برآورد کارشناسان برای مبارزه با هر هکتار سطح آفت پروانه برگ‌خوار سفید بیش از ۴۰ میلیون ریال اعتبار نیاز است.»
سرپرست سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گفت: برای مبارزه با آفت جنگل‌های زاگرس کمیته‌ای تشکیل شده است. نوبخت از مردم خواسته است در پایش و اطلاع‌رسانی درباره کانون‌های آلوده به آفت برگ‌خوار کمک کنند.
پیش از این یزدانفر آهنگران کارشناس بخش حفاظت سازمان منابع طبیعی به «پیام ما» گفته است که فعلا راهکار طبیعی برای کنترل آفت وجود ندارد: «درست است در شرایط طبیعی جنگلی (اگرچه زاگرس چندان طبیعی هم نیست!) دشمنان طبیعی اعم از زنده و غیر زنده در کنترل جمعیت آفت بسیار موثرند و در کوتاه‌مدت ممکن است جمعیت آفت را به حالت تعادل برگردانند ولی همچنان که شرایط اقلیمی پیش آمده در افزایش جمعیت آفت موثر بوده به همین نسبت در کاهش جمعیت دشمنان طبیعی زنده (شکارگرها، پارازیتوئیدها و پاتوژنها یا بیمارگرها) هم اثرگذارند زیرا این عوامل کنترل کننده طبیعی بیشتر در شرایط سایه، خنک و رطوبت متوسط فعال شده و به جستجوی غذای خود (که مراحل زیستی این آفت باشند) می‌پردازند از این رو فعلا شرایط برای کنترل طبیعی اصلا فراهم نیست.»
در همین حال حسین رجائی حشره‌شناس و مدیر بخش تحقیقات پروانه‌شناسی موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان هم به «پیام ما» گفته بود که بهتر است به سراغ راهکارهای طبیعی برویم. به گفته این محقق مبارزه شیمیایی یا مبارزه بیولوژیک به سبکی که در مزارع کشاورزی با استفاده از محلول های بی‌تی انجام می‌شود در محیط طبیعی ناکارآمد و بسیار مخرب است. چراکه محلول هایی شبیه بی‌تی یا سایر سموم، تمام دشمنان طبیعی که فعالانه در حال نبرد برای کنترل این آفت هستند را هم تحت تاثیر قرار داده و مستقیم یا غیرمستقیم آنها را از بین می‌برد. با این بدترین انتخاب، تعادل اکولوژیک محیط بیش از پیش بهم خورده و در سال‌های آتی به جای یک آفت با تعداد بیشتری گونه آفت مواجه می‌شویم.
به گفته او اگر زنبور مناسب برای مبارزه زیستی شناسایی شود، پرورش این زنبورها کار چندان پیچیده‌ای نیست و به راحتی امکان‌پذیر است. او اضافه می‌کند: در یک اتاق سه در چهار با کنترل رطوبت و دما می‌توان زنبورها در تعداد زیاد تکثیر و در فصل مناسب رهاسازی کرد. آنها به شکل هدفمند تخم‌های خود را در بدن لارو شب‌پره می‌گذارند و لاروها را از بین می‌برند. این روش نه تنها در مقایسه با محلول‌پاشی ارزان‌تر است، بلکه خطرات محیط زیستی آن روش‌ها را هم ندارد.

ورود سالانه ۲۵۰میلیون مترمکعب خاک به مخزن سدها

مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با تاکید بر لزوم مدیریت درست در بالادست سدها گفت: سالانه ۲۵۰ میلیون مترمکعب خاک در مخزن سدها وارد می‌شود.به گزارش پیام ما و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری، هوشنگ جزی روز چهارشنبه در جلسه مدیریت جامع حوزه آبخیز و ظرفیت‌سازی برای مدیریت مشارکتی حوزه آبخیز کارون با حضور کارشناسان جایکا در شهرکرد، افزود: اجرای طرح‌های آبخیزداری و آبخوانداری و مدیریت جامع حوزه آبخیز یک راهکار برای جلوگیری از فرسایش خاک، جلوگیری از بروز سیل و ایجاد اشتغال پایدار، استفاده پایدار از منابع زیستی در حوزه کارون است که باید این مدیریت به یک مطالبه ملی تبدیل شود.جزی با بیان اینکه حوزه آبخیز کارون بزرگ به عنوان نخستین حوزه است که سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به عنوان یک حوزه بزرگ برنامه مدیریت جامع را در آن در حال اجرا دارد، گفت: حفاظت خاک، کنترل سیل، مدیریت منابع آب، پوشش گیاهی و جنگل‌های زاگرس در این برنامه در اولویت قرار دارد، تا از بالادست تا پایین دست حوضه آبخیز برنامه‌ریزی انجام شود. او اظهار داشت: سطح حوزه آبخیز کارون بزرگ ۶.۴ میلیون هکتار وسعت دارد و برای پایدار حوزه آبخیز در هفت استان کشور به یک انسجام بخشی نیاز است.