بایگانی مطالب نشریه

انتقاد از استاندارد دوگانه درباره حقوق بشر

رئیس دولت انقلابی به نقش برجسته و پیشرو جمهوری اسلامی ایران در ایستادگی مقابل سیاست‌های زورگویانه و مداخله‌جویانه از جمله مهار تروریسم دست‌ساز آمریکا و ناکام کردن تغییر نقشه کشورهای منطقه به فرماندهی سردار شهید سپهبد سلیمانی پرداخت و تأکید کرد: رسیدگی عادلانه قضایی به جنایت رئیس جمهور سابق آمریکا را از طریق یک دادگاه عادلانه، دنبال خواهیم کرد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری، ابراهیم رئیسی در نطق خود در هفتاد و هفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اشاره به آسیب‌ها و مخاطرات نظم کنونی و رو به زوال جهان، تلاش‌های متراکم و پیوسته ملت ایران را برای شکل‌دهی به نظم و نظامی عادلانه در دنیا مورد توجه قرار داد و با برشمردن مصادیق متعددی از بی‌عدالتی و استانداردهای دوگانه آمریکا در قبال مسائلی همچون تروریسم و حقوق بشر در نقاط مختلف جهان از جمله در مواجهه با ایران، به سرفصل‌های نقش برجسته و پیشرو جمهوری اسلامی ایران در ایستادگی مقابل سیاست‌های زورگویانه و مداخله‌جویانه از جمله مهار تروریسم دست‌ساز آمریکا و ناکام کردن تغییر نقشه کشورهای منطقه به فرماندهی سردار شهید سپهبد سلیمانی پرداخت و تأکید کرد: رسیدگی عادلانه قضایی به جنایت رئیس‌جمهوری سابق آمریکا را از طریق یک دادگاه عادلانه، دنبال خواهیم کرد. او با تأکید بر ناتوانی تحریم‌ها در بازداشتن ایران پیشرفته و مستقل و اذعان رسمی دولت آمریکا به شکست مفتضحانه فشار حداکثری علیه ایران، به مسئله عهدشکنی آمریکا در موضوع توافق هسته‌ای اشاره کرد و به تبیین منطق روشن جمهوری اسلامی در اخذ تضمین‌های پایدار برای استفاده از منافع اقتصادی، در بخش پایانی سخنان خود با یادآوری چالش انرژی در جهان کنونی از طرح جمهوری اسلامی ایران برای تضمین عادلانه امنیت انرژی در جهان خبر داد. او عدالت را معیار اساسی برای ساخت جهانی بهتر خواند و گفت: همه آرمان‌های بشری، نهایتا با عدالت سنجیده می‌شوند. «عقلانیتِ مبتنی بر وحی» قائل به چارچوبی وسیع برای عدالت است؛ عدالت یعنی نفی ظلم. ما پرچمدار عدالتی هستیم که همه سطوح ظلم، اعم از «ظلم به خود، خدا، جامعه، و جهان هستی» را نفی می‌کند.
میل به برقراری عدالت، ودیعه‌ای الهی در وجود همگان است و انباشت بی‌عدالتی، موجب حرکت ملت‌ها در قالب انقلاب‌های مردمی می‌شود. او با اشاره به نقش ملت ایران در تاریخ بشر گفت: ملت ایران، ملتی است که همیشه آزاد بوده و قرن‌ها تلاش سلطه‌گران برای اسارتِ سرنوشت خود را ناکام گذاشته است، ملتی که همواره ظلم را مایه تباهی ‌دانسته و در طول تاریخِ خود با اسارت دیگر ملت‌ها نیز مبارزه کرده است؛ از «اسارت بابِلی» تا «اسارت فلسطینی». او گفت: ما قائل به سرنوشتِ مشترک برای بشریت هستیم و از جهانی شدن عدالت حمایت می‌کنیم. ما آنچه را برای خود می‌پسندیم برای دیگران آرزو می‌کنیم و آنچه را برای خود نمی‌پسندیم، به دیگران تحمیل نمی‌کنیم. ملت ایران بر این باور است که عدالت، وحدت‌آفرین است و ظلم،‌ جنگ افروز. رئیسی گفت: انسانیت، منحصر به بخشی از انسان‌ها نیست و حقوق بشر جز با تامین حقوق همه بشر متصور نیست. جمهوری اسلامی ایران با الهام از باورهای دینی و بر مبنای روح و نص قانون اساسی خود، یکی از کارآمدترین سازوکارها را در صیانت از حقوق بشر در اختیار داشته و با موثرترین ابزارها، استیفای حقوق نقض شده هر فرد را رسالت انسانی، مسئولیت حاکمیتی، وظیفه الهی و یک ماموریت تفویض شده از سوی مردم می‌داند. جمهوری اسلامی، استانداردهای دوگانه برخی از دولت‌ها در زمینه حقوق بشر را مهمترین عامل نهادینه شدنِ نقضِ حقوق انسان دانسته که پیامد آن، موضع‌گیری‌های متنوع و متعدد در قبال یک رخداد در حال بررسی در جمهوری اسلامی ایران و سکوت مرگبار درباره قتل ده‌ها زن بی‌پناه در مدت کوتاهی در یکی از کشورهای غربی است. تا زمانی که این دوگانگی پابرجا باشد، حقوق بشر از گزند نقض‌های مکرر در امان نخواهد بود.

جای خالی زنان در مناظره های تلویزیونی

برخلاف رویه معمول در صدا و سیما در روزهای گذشته و پس از فضایی که مرگ تاثربرانگیز مرحوم مهسا (ژینا) امینی رقم زد مناظره‌هایی در این رسانه برگزار شد که کم‌سابقه‌ بود. به نظر می‌رسد این رسانه درس‌آموخته‌هایی از وقایع سال‌های قبل را به کار بسته بود و با دعوت از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با دیدگاه‌هایی متفاوت از دیدگاه حاکم بر صدا و سیما سعی کرد صداهای متفاوتی منتشر کند. علاوه بر چهره‌ای چون «مسعود پزشکیان» شبکه خبر کارشناسانی را در برنامه زنده خود میزبانی کرد که در روزهای عادی سال هیچ‌گاه به آنان فرصت نمی‌داد یا کمترین فرصت نصیب آنان می‌شد. شاید این رویه صرفاً به سبب شرایط حساسی که بر جامعه حاکم شده، اتخاذ شده باشد. به هر حال امیدواریم که این تغییر رویه دیرهنگام نباشد زیرا سه سال قبل وقتی هواپیمای اوکراینی مورد اصابت موشک قرار گرفت با اتخاذ رویه‌ای غلط در مواجهه با آن و اطلاع‌‌رسانی نادرست نه‌تنها فضای افکار عمومی به رسانه‌های خارج از ایران سپرده شد که موجب خدشه جبران‌ناپذیری به خبرنگاران داخلی وارد کردند. تجربه آن سال سبب شد میزان اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی بیش از گذشته به روزنامه‌نگاران داخلی و رسانه‌هایشان سلب شود. در ماجرای مرگ تلخ «مهسا» نیز متأسفانه شاهد بودیم که فایل‌های «سی.تی.اسکن» او ابتدا در شبکه ایران‌اینترنشنال منتشر شد و با تأخیر خبرگزاری فارس تصدیق کرد این تصاویر مربوط به «مهسا امینی» بوده است. چنین رفتاری در اطلاع‌رسانی همواره سبب شده تا مردم نسبت به رسانه‌های داخلی بدبین شده و اصل وقایل را از رسانه‌های خارج از ایران بجویند و همین موجب آن است که افکار عمومی بیشتر از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران تأثیر می‌پذیرد. حال که صدا و سیما به اقتضای وضعیت روز یا به سبب درس‌آموخته‌های گذشته خرق عادت کرده و با دعوت از کارشناسان و فعالان سیاسی غیرهمسو با دیدگاه خود تلاش برای تعادل‌بخشی به پیام‌های منتشره خود کرده باز هم رویه‌ای ناقص را پیش گرفته‌اند. آنچه اینک دستمایه بسیاری از اعتراض‌ها شده اتفاقی است که برای نیمی از جمعیت رخ می‌داده و از میان آنان نیز قربانی گرفته است. اما با وجود آن هنوز صدا و سیما زنان فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی را با دیدگاه متفاوت به برنامه‌های خود دعوت نمی‌کند. در حالی که اگر این رسانه به واقع در تلاش برای اعتماد‌سازی در جامعه بود باید هرچه زودتر زنان را دعوت می‌کرد تا آنان از آنچه در جامعه تجربه کرده‌اند و از رویه‌ای که صرفاً فشارش بر آن‌ها بوده، بگویند. چه بسا از صدا و سیما هنوز از آوردن آن دسته از زنان و دخترانی که در خیابان‌ها صدایشان به شیوه برخوردها برخاسته بهراسد ولی دستکم می‌توانست با دعوت از نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی و شورای شهر در ادوار گذشته که دیدگاه‌هایی متفاوت دارند یا با دعوت از زنان جامعه‌شناس و زنانی که استاد دانشگاه هستند این جای خالی را پر کند. فارغ از اینکه همچنان می‌بینیم صدا و سیما از ورود کارشناسان مستقل، بیم دارد. به هر حال آنچه پس از مرگ «مهسا امینی» در جامعه رقم خورده گرچه ناشی از اعمال رفتاری جنسیت‌زده و خاص زنان بوده اما سبب شده صدای نارضایتی نسبت به بسیاری رویه‌های دیگر در جامعه نیز برخیزد و اگر صدا و سیما به عنوان یک رسانه فراگیر قصد دارد در این عرصه راهگشا باشد باید رویه‌های خشک و سلب گذشته را کنار بگذارد.

درخواست آزادسازی حریم و احیای بستر رودخانه‌های شهر رفسنجان

کارزاری با عنوان «درخواست آزادسازی حریم و احیای بستر رودخانه‌های شهر رفسنجان» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به وزیر کشور و وزیر نیرو آمده است: «احتراماً به استحضار می‌رساند که رودخانه‌های گیودری، شور و صادق‌آباد رفسنجان، با توجه به آمار و اطلاعات آب و هوا‌شناسی، هیدرولوژی، مورفولوژی، سابقه و دوره‌های بازگشت سیل، یکی از مهم‌ترین رودخانه‌های شهرستان مذکور به حساب می‌آیند.
رودخانه‌های مذکور با لحاظ تبصره یک ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب و با در نظر گرفتن موارد فوق‌الذکر و همچنین عرض و عمق بستر رودخانه و اثر داغاب، به‌خصوص در محدوده شهر و همچنین وسعت حوضه آبریز این رودخانه‌ها و ارتفاعات موجود و همچنین سدها و بندهای خاکی متعدد در بالادست آنها و سابقه سیلاب‌های اخیر که با ورود به منازل و… در شهر خسارت‌های غیرقابل جبران وارد کرده، نشان‌دهنده آن است که رودخانه‌های فوق با وقوع بارندگی‌های پایه‌ای و سیل‌آسا به شدت وحشی و سیلابی هستند و در صورت مسدود بودن بستر آنها هنگام بروز سیل می‌تواند بسیار خطرناک و مخرب باشند که بنا به نقل تاریخ در گذشته چندین بار این شهر در اثر سیل ویران شده است و با توجه به اینکه رودخانه‌های موصوف از وسط شهر رفسنجان با تراکم جمعیتی بالا و همچنین از روستا‌های حومه شهر عبور می‌نماید اهمیت آنها را دوچندان کرده است.»
در بخش دیگری از این کارزار گفته شده: «متأسفانه مسیر رودخانه بی‌اهمیت مانده و حتی در بیشتر جاها مسدود شده (بخصوص در مسیر جاده رفسنجان به سرچشمه از میدان امام حسین(ع) تا روستای اوراف که نه پل اصولی وجود دارد و آن پل‌های کوچک ناچیزی هم بوده عمداً یا سهوا با انتقال نخاله‌های ساختمانی از شهر مسدود و یا در زیر نخاله‌ها پنهان شدند…) لذا ما حمایت‌کنندگان این کارزار با جدیت از وزیر محترم نیرو درخواست داریم:
۱. آزادسازی حریم و اصلاح پل‌های غیراصولی موجود و همچنین احداث پل های جدید و کارآمد در چند نقطه و در مسیر رفسنجان به سرچشمه برای احیای مسیر رودخانه اسد آباد از فرودگاه تا رودخانه شور،
۲. برای کنترل، رودخانه گیوه دری لایروبی و احداث دیوار بتنی در حاشیه رودخانه از روستای ناصریه تا مسیر انتهایی آن،
۳. مرمت و احداث پل‌های مورد نیاز و آزادسازی و لایروبی و رفع تصرفات مسیر رودخانه شور از اوراف تا انتهای شهر رفسنجان،
۴- تقاضا داریم مجوز طرح ساماندهی این رودخانه‌ها در محدوده فوق‌الذکر را زیر نظر کارشناسان فنی و مهندسی قانونی خود دنبال کند تا به دست درازی در حریم و بستر این رودخانه‌ها پایان دهند و موضوع رفع تصرف از سودجویان و زمین‌خواران پیگیری شود، تا مسیر رودخانه‌ها آزاد شوند و سیلاب‌ها در رودخانه‌ها به مسیر واقعه‌ای خود بازگردد، نه اینکه مانند سیل اخیر وارد منازل و مغازه‌های مردم شوند…
اینجانبان امضا‌کنندگان این کارزار از وزیر نیرو و وزیر کشور استدعا داریم دستور فرمایید، در اسرع وقت نسبت به اعزام هیئتی متشکل از متخصصان و کارشناسان مهندسی رودخانه‌ها و طرح و توسعه وزارت نیرو و معاونت فنی و عمرانی وزارت کشور اقدام شود تا با بررسی طرح مشاور و بازدید از وضعیت مسیرو پل‌ها و بستر رودخانه‌های رفسنجان در خصوص اجرای طرح به اصطلاح ساماندهی مورد نظر قبل از وقوع حوادث اقدام فرمایند تا تجربه سیل اخیر شهر رفسنجان و شیراز و قم رود و… تکرار نشود.»
این کارزار از 15 شهریور آغاز شده و تا 15 آبان 1401 ادامه دارد.

گشت ارشاد به شیوه‌های نوین

«مصوبه جدید درباره گشت ارشاد در راه است»؛ این تیتری است که در انتشار گفت‌وگوی ایسنا با وزیر ارشاد دولت انقلابی مورد استفاده قرار گرفته اما مهم‌تر از تیتر این خبر، پاسخی است که محمدمهدی اسماعیلی به پرسش پایانی خبرنگار داده است. آن‌جا که خبرنگار با استناد به مجموعه صحبت‌های این عضو کابینه ابراهیم رئیسی از او پرسیده «آیا روش گشت ارشاد اصلاح خواهد شد؟» و اسماعیلی می‌گوید «نگفتم روش گشت ارشاد اصلاح می‌شود» و ادامه می‌دهد: «الان اصلا «گشت ارشاد» به «گشت امنیت اخلاقی» تغییر نام پیدا کرده است؛ پلیس قانون خود را دارد که آن را اجرا می‌کند. شورای‌عالی انقلاب فرهنگی شیوه‌های نوینی را مصوب کرده که حداکثر رضایت عمومی را به همراه خواهد داشت.» آن‌چه وزیر ارشاد از آن به ایسنا خبر داده و آن‌طور که در متن این مصاحبه مورد تاکید قرار گرفته، مشخصاً «مصوبه‌ای جدید درباره گشت ارشاد» است که این عضو کابینه تاکید کرده که «در مرحله ابلاغ به نیروی انتظامی است» و پیش‌بینی اسماعیلی از نتایج ابلاغ این مصوبه، چنان است که «انتقادات و اشکالات موجود را مرتفع می‌کند و ان‌شاءالله فضای همدلی بیشتر را در اجرای قانون خواهیم داشت.» او البته به دفعات در این گفت‌وگو تاکید کرده که مصوبه مورد بحث، «ربطی به قضایای اخیر نداشته و مربوط به خرداد و تیرماه است.» مصوبه‌ای که ظاهراً وزارت فرهنگ، وزارت کشور، نیروی انتظامی و سایر نهادهای مرتبط بررسی‌هایی را در رابطه به آن انجام داده و چنان‌که اشاره شد، «ماه‌هاست در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته» و این نهاد و دیگر نهادهای مرتبط با بحث حجاب در چارچوب آن، «به روش‌های جدیدی دست پیدا کرده‌اند.» روش‌هایی که البته وزیر ارشاد دولت انقلابی کلامی در ارتباط با جزئیات شکلی و محتوایی‌اش نگفته و تنها می‌دانیم به چگونگی برخورد گشت ارشاد مربوط است با آن‌چه این نهاد انتظامی «بدحجابی» می‌خواند.

چشم‌انداز گردشگری عشایری مبهم است

| پیام‌ما | در حالی که ایران از نظر منابع طبیعی و گردشگری جزو ده کشور برتر جهان است اما تنها یک درصد از درآمد جهانی گردشگری را به خود اختصاص داده است. استان چهارمحال و بختیاری به علت برخورداری از موقعیت ممتاز جغرافیایی، گردشگری و استراحتگاهی، در مقوله گردشگری از ظرفیت بالقوه بالایی برخوردار است.

 

استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل حضور عشایر در منطقه و جاذبه‌ای که حضور آن­ها برای گردشگران ایجاد می‌کند در بحث بوم‌گردی عشایری جزو پیشگامان این صنعت به شمار می‌آید. با این حال هنوز موانع زیادی بر سر راه توسعه ظرفیت بوم‌گردی عشایری در استان وجود دارد.
رسول عباسی و نرگس نظری‌زاده دهکردی در پژوهشی با عنوان «واکاوی موانع و تنگناهای توسعه بوم‌گردی عشایری (مورد مطالعه: عشایر استان چهارمحال و بختیاری)» که در فصلنامه «روستا و توسعه» منتشر شده استT موانع توسعه بوم گردی عشایری در این استان به­ ویژه شهرستان کوهرنگ را بررسی کرده‌اند. در این پژوهش داده‌ها به شکل مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و تلاش شده است با تحلیل مصاحبه‌ها، موانع توسعه بوم‌گردی عشایری شناسایی شود.

آمار اعلامی مندرج در وبگاه اداره کل امور عشایر استان چهارمحال و بختیاری نشان می‌دهد جمعیت عشایر کوچنده کشور یک میلیون و 108 هزار و 604 نفر در قالب 246 هزار و 45 خانوار و جمعیت عشایر استان چهارمحال و بختیاری در دوره ییلاق 118 هزار و 900 نفر در قالب 22 هزار و 923 خانوار است

بر اساس این پژوهش، یکی از شاخه‌های رو به رشد گردشگری،‌ اکوتوریسم یا بوم‌گردی است. واژه بوم‌گردی برای اولین بار در سال 1983 توسط هکتور السکورن استفاده شد. این واژه، در شرح سفر به مناطق بکر طبیعی با هدف طبیعت‌گردی و با تأکید بر جنبه‌های آموزشی این گردش به کار رفته است. بنا بر آخرین تعریف ارائه شده توسط جامعه بین‌ا‌‌لمللی اکوتوریسم در سال 2015، بوم‌گردی سفری است مسئولانه به جاذبه‌‌های طبیعی برای لذت بردن، ادراک و قدر طبیعت را دانستن؛ به طوری که حافظ زیست‌بوم بوده، سبب پایداری کیفیت زندگی مردم منطقه شده، شامل آموزش بوده و در آن، گردشگر در فعالیت‌های سودآور اقتصادی مردم محلی مشارکت داشته باشد. در کنار آن بوم‌گردی عشایری در چند سال گذشته به عنوان یکی از زیرشاخه‌های بوم‌گردی در جهان مطرح شده است. در کشور ما نیز جامعه عشایری به عنوان جامعه سوم در کنار جوامع شهری و روستایی مطرح شده که به دلیل ویژگی‌های خاص معیشتی و فرهنگی خود، کوچندگی را به دنبال داشته و زیرشاخه‌ای از بوم‌گردی تحت عنوان بوم‌گردی عشایری شکل گرفته است. با توجه به غنای در زمینه‌های فرهنگی و طبیعی می‌توان به موفقیت‌های زیادی در زمینه گردشگری عشایری رسید.
نگارندگان این پژوهش پس از مقدمه‌ای درباره توضیح اکوتوریسم و گردشگری عشایری،‌ بوم‌گردی و … درباره عشایر استان چهارمحال و بختیاری توضیحاتی را ارائه کرده‌اند. براساس داده‌های این پژوهش،‌ چهار محال و بختیاری در دوره ییلاق، رتبه سوم استان‌های کشور در جمعیت عشایری را دارد. آمار اعلامی مندرج در وبگاه اداره کل امور عشایر استان چهارمحال و بختیاری نشان می‌دهد جمعیت عشایر کوچنده کشور یک میلیون و 108 هزار و 604 نفر در قالب 246 هزار و 45 خانوار و جمعیت عشایر استان چهارمحال و بختیاری در دوره ییلاق 118 هزار و 900 نفر در قالب 22 هزار و 923 خانوار است. در این استان عشایر ایل بختیاری بالغ بر 99 درصد عشایر استان را تشکیل می‌دهند که دارای 5 بزرگ طایفه، ۴۴ تیره و 29۴ تش هستند. ایل‌های قشقایی و جرقویه، دیگر ایلات عشایری استان را شکل می‌دهند. آنها در دوره ییلاق در شهرستان‌های کوهرنگ، لردگان، اردل و کیار، بروجن، فارسان و شهرکرد مستقر می‌شوند.
مصاحبه با خبرگان و کارشناسان این استان نشان می‌دهد پنج عامل عمده در ضعف بوم‌گردی عشایری نقش دارند و به عنوان مانع و تنگنا در توسعه آن نقش ایفا می‌کنند. این موانع و تنگناها عبارتند از: ضعف حمایت‌های دولتی، ضعف زیرساخت‌ها، ضعف سرمایه اجتماعی-فرهنگی، ضعف سازوکار جذب گردشگر و محدودیت‌های محیط زیستی. نکته قابل توجه این است که نه صرفاً دولت بلکه نهادهای محلی، مردم منطقه و به ویژه عشایر بومی منطقه در این کمبودها نقش دارند. نقش‌آفرینی ضعیف دولت و ضعف نهادی؛ ضعف راه‌های دسترسی و خدمات رفاهی؛ ضعف دانشی و قالب‌های منفی ارتباطی عشایر؛ ضعف بازاریابی و تبلیغات عشایری و سردسیر بودن منطقه مولفه‌هایی هستند که باعث شده‌اند توریسم عشایر در این منطقه رونق چندانی نداشته باشد. علاوه بر آن یکی از مهمترین یافته‌های حاصل از تحلیل مصاحبه‌ها آن است که مشخص می‌کند موانعی که موجب عدم پیشرفت بوم‌گردی عشایری شده است تنها به کمبود امکانات مرتبط نیست بلکه بسیاری از گردشگران، شناخت دقیقی از جذابیت مناطق عشایری استان به ویژه کوهرنگ ندارند. از عمده‌ترین مشکلات منطقه هم در کنار ضعف زیرساخت‌ها و امکانات لازم، فقدان تصویری درست در سطح ملی و فراملی برای جذب گردشگر است.

برای توسعه گردشگری عشایری بایستی بخش خاصی با عنوان دفتربوم‌گردی عشایری در ادارات گردشگری استان فعال شود، کمپ‌های گردشگری عشایری با تهیه برنامه‌های ویژه مانند همایش‌های مختلف و جشن‌های بومی- محلی خاص، اقدام به تبلیغات اثربخش و جذب گردشگر کنند، به منظور تداوم جذب گردشگر، آموزش‌های لازم به عشایر منطقه درباره حفظ آداب و سنت‌های دیرینه عشایری داده شود

در نهایت آنها پیشنهاد کرده‌اند برای توسعه گردشگری عشایری بایستی بخش خاصی با عنوان دفتربوم‌گردی عشایری در ادارات گردشگری استان فعال شود، کمپ‌های گردشگری عشایری با تهیه برنامه‌های ویژه مانند همایش‌های مختلف و جشن‌های بومی- محلی خاص، اقدام به تبلیغات اثربخش و جذب گردشگر کنند، به منظور تداوم جذب گردشگر، آموزش‌های لازم به عشایر منطقه درباره حفظ آداب و سنت‌های دیرینه عشایری داده شود (به ویژه سنت برپا کردن سیاه چادر، عنصر مهمی در حفظ جذابیت بوم‌گردی عشایری است و تجربه زندگی در سیاه چادر برای گردشگران، یک تجربه فوق‌العاده است)، با ایجاد زمینه‌های مراقبتی یا در نظر گرفتن محدوده خاصی برای حضور گردشگران از بروز مشکالت محیط زیست در منطقه جلوگیری شود، صاحبان کمپ‌های گردشگری افراد بومی منطقه را به خدمت بگیرند تا هم از پرداخت دستمزدهای زیاد جلوگیری کنند و هم با درگیر کردن افراد بومی، تغییری در افکار عمومی مردم منطقه ایجاد کنند که به گردشگری و بوم‌گردی به عنوان یک راه مناسب کسب درآمد نگاه کنند، برای فرهنگ‌سازی در منطقه و نشان دادن تأثیرات مفیدی که توسعه بومگردی بر روی زیست‌بوم منطقه و اقتصاد عشایر دارد بایستی دوره‌های آموزشی برای عشایر منطقه برگزار کرد تا با دید مثبت به گردشگران نگاه کنند و با درک درست از بوم‌گردی بتوانند پذیرای تعداد بیشتری گردشگر باشند.
رسول عباسی و نرگس نظری‌زاده دهکردی همچنین پیشنهاد کرده‌اند با استفاده از روش‌های بازاریابی سنتی به توسعه بوم‌گردی در مناطق عشایری پرداخته شود. ایجاد لحظات شاد و جلب رضایت گردشگرانی که در منطقه حضور یافته‌اند از نگاه آنها به تبلیغ و معرفی منطقه به نزدیکان این گردشگران منجر می‌شود، علاوه بر آن همزمان با افزایش مشارکت مردم و بومیان منطقه در این صنعت، پیگیری‌های لازم برای جذب حمایت‌های دولتی صورت گیرد. آنها همچنین توصیه می‌کنند با توجه به ضعف بنیه مالی عشایر، اعطای وام از سوی دولت یا بانک‌ها به صورت مشارکتی عاملی برای توسعه این منطقه خواهد بود. پس از جلب حمایت‌های دولتی می‌توان با برنامه‌ریزی و ایجاد هم‌افزایی در اثر همکاری‌های دوجانبه مردم و دولت، ضعف‌های موجود در خدمات‌رسانی به بوم‌گردان را رفع کرده و علاقه‌مندان بیشتری را به منطقه جذب کرد.

هوای ایران آلوده‌تر شد

|پیام ما| پیش‌بینی‌ها درباره پاییز پیش رو، از روزهای آلوده می‌گوید. این پیش‌بینی‌ها در حالی است که کلانشهرها در بهار و تابستان امسال نیز نسبت به دو سال گذشته روزهای بیشتری را با آلودگی هوا سپری کردند. در همین حال سرپرست مرکز ملی هوای سازمان محیط زیست گفته است: «نمی‌توان انتظار هوای بهتری داشت»، چون 94 درصد تولید انرژی کشور بر پایه سوخت‌های فسیلی است. ناامیدی از حل معضل آلودگی هوا، موضوع تازه‌ای نیست. کوتاهی در اجرای قانون هوای پاک پیش از این هم سبب انتقاد و ابراز ناامیدی درباره آلودگی هوا شده بود و حالا بار دیگر سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست با گله‌مندی می‌گوید: «آلودگی هوا در اولویت هیچکس نیست.»

 

فردا نخستین روز پاییز است و طبق پیش‌بینی سازمان هواشناسی قرار است آلودگی هوا در کلانشهرها شدت بگیرد. به دلیل پیش‌بینی کمبود بارش به‌ویژه در مهر و آبان انتظار می‌رود که تهران از آبان‌ماه شاهد آلودگی هوا باشد. دیروز داریوش گل‌علیزاده، سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست در نهمین نشست کمیته تخصصی محیط زیست مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران درباره آلودگی و دلایل رفع نشدن این مشکل سخن گفت. او عنوان کرد: «کاهش آلودگی هوا در اولویت هیچکس نیست بنابراین نمی‌توان انتظار هوای بهتری داشت حتی اگر سوخت و خودروها در کشور استاندارد شود اما باز هم وضعیت هوا به‌طور کامل بهتر نمی‌شود چراکه ۹۴ درصد تولید انرژی کشور در موتورخانه‌های منازل، کارخانه‌ها و… برپایه سوخت‌های فسیلی است.»

داریوش گل‌علیزاده: تولید موتورهای کاربراتوری ممنوع شده است اما هنوز با استفاده از آن‌ها آلودگی بسیاری تولید می‌شود. در تهران منابع انتشار آلودگی بسیار بالاست، به همین علت استفاده از هر خودروی استاندارد و جدیدی موجب تشدید آلودگی می‌شود این در حالیست که هدف ما به حداقل رساندن آلودگی هوا است

گل‌علیزاده پیش از این به «پیام ما» گفته بود: «اکنون ۹۷ درصد انرژی که در کشور تولید می‌شود بر مبنای احتراق سوخت فسیلی است. در کلان‌شهری مثل تهران که این همه ماشین تردد می‌کند، حتی اگر همه خودرو‌ها و بنزین استاندارد باشد، اثرات تجمعی این انتشار در شرایط وارونگی دما منجر به ایجاد آلودگی هوا خواهد شد. کشور باید هم به سمت خودروهای هیبریدی و برقی و موتورسیکلت‌های برقی برود و هم به سمت توسعه نیروگاه‌های انرژی تجدیدپذیر.»
طبق گزارشی که ایسنا از نشست دیروز داده، او درباره معضل آلودگی هوا گفت: «با توجه به بارگذاری زیاد جمعیت و فعالیت آن‌ها در کلانشهرها، میزان سرویس‌دهی به این افراد باعث از دست رفتن منابع می‌شود. بایدها و نبایدهایی در حوزه محیط زیست وجود دارد. در زمینه بایدها می‌توان به تکالیف در قوانین مدیریت پسماند، هوای پاک و حفاظت از خاک اشاره کرد. در زمینه نبایدها -نیز که بیش از بایدها دارای اهمیت است- می‌توان به طرح، پروژه و مصوبه‌های مغایر با سیاست‌های کاهش آلودگی هوا اشاره کرد. خودرو محور بودن کشور باعث می‌شود که وضعیت همیشه همین گونه باقی بماند.»
گل علیزاده تاکید کرد: «مسئله و راهکار مشخص اما اجرا کردن آن دچار مشکل است. شعارها در این زمینه باید به تغییر رفتار مسئولان و مردم منجر شود تا وضعیت پیچیده‌تر از این نشود.»
گل‌علیزاده با اشاره به موضوع نوسازی کلانشهرها افزود: «در صورت نوسازی کلانشهرها دیگر نباید خودروهای دیزلی در شهرها وجود داشته باشند. خودروهای فرسوده باید جمع‌آوری شوند. به عنوان مثال از ۱۰۰۰ اتوبوس موجود باید تنها ۵۰۰ اتوبوس باقی بماند.»
او با اشاره به اینکه تولید موتورهای کاربراتوری ممنوع شده است اما هنوز با استفاده از آن‌ها آلودگی بسیاری تولید می‌شود، گفت: «در تهران منابع انتشار آلودگی بسیار بالاست، به همین علت استفاده از هر خودروی استاندارد و جدیدی موجب تشدید آلودگی می‌شود این در حالیست که هدف ما به حداقل رساندن آلودگی هوا است.»

شمار روزهای بسیار ناسالم اهواز از آمار صفر سال 99 به یک روز در سال 1400 و 10 روز در سال جاری رسیده است. این کلانشهر که در دو سال گذشته روز خطرناکی نداشته، امسال 21 روز را در شرایط قهوه‌ای کیفیت هوا سپری کرده است

تهران در معرض بیابان‌زایی
گل علیزاده در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تبصره ۳ ماده ۳ قانون هوای پاک گفت: «بر اساس این تبصره آلودگی صنعتی و جلوگیری از ورود به مرحله بحران باید صورت بگیرد و محدودیت‌هایی اعمال شود.» به گفته او ستاد ملی مقابله با پدیده گرد و غبار در مواقع بحران و اضطرار ناشی از مواجه شدن با گرد و غبار اقدامات لازم را انجام می‌دهد. گل‌علیزاده همچنین تهران را در معرض پدیده بیابان‌زایی دانست.
او به توضیحی درباره قانون هوای پاک پرداخت و گفت: «این قانون ۳۳ ماده دارد. برای ۱۷۶ تکلیف دستگاه احصا شده است. در ۱۰ سازمان اصلی و همچنین با ۲۳ دستگاه همکاری دارد.»
سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم با اشاره به تلاش برای مدیریت مصرف مازوت در کلانشهرها گفت: «وزارت نیرو در بحث نیروگاه‌های بخاری، تامین حقابه تالاب و توسعه نیروگاه تجدیدپذیر اقداماتی انجام داده است. برای کاهش آلودگی هوا در کشور باید به سمت استفاده از نیروگاه‌های با انرژی تجدیدپذیر برویم.»
افزایش روزهای آلوده در کلانشهرها
طبق بررسی مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، مقایسه شاخص کیفیت هوا از اول فروردین تا 30 شهریور در طول سال‌های 99 تا 1401 شمار روزهای پاک تهران از 15 روز در سال 99 به 2 روز در 1401 رسیده است. روزهای ناسالم کلانشهر تهران هم از 2 روز در سال 99 و یک روز در سال 1400 به 8 روز در سال جاری رسیده است. همچنین در حالی که در دو سال گذشته هیچ روزی با شرایط بنفش و قهوه‌ای در این آمار ثبت نشده، در 6 ماه گذشته یک روز بسیار ناسالم (بنفش) و دو روز با شرایط خطرناک (قهوه‌ای) در تهران تجربه شده است. مرور این آمار در تهران نشان از بدتر شدن وضعیت آلودگی هوا دارد.
همچنین در تبریز در حالی که شمار روزهای پاک از 93 روز در سال 99 به 47 روز در 1400 و 54 روز در سال 1401 رسیده، این کلانشهر به عکس دو سال پیش، در 6 ماه گذشته یک روز ناسالم و یک روز خطرناک را هم به کارنامه خود اضافه کرده است.
اصفهان امسال و سال پیش هیچ روزی را در شرایط پاک (سبز) تجربه نکرده است. تعداد روزهای ناسالم (قرمز) هم از یک روز در سال 99 به 2 روز در سال 1400 و هفت روز در سال 1401 رسیده است.
کلانشهر کرج هم در سال 99 تجربه 27 روز سبز را داشت، در دو سال گذشته هیچ روزی را با شرایط پاک تجربه نکرده است. شهروندان کرج همچنین امسال چهار روز ناسالم، دو روز بسیار ناسالم (بنفش) و سه روز خطرناک را از سر گذرانده‌اند.
در مشهد نیز تعداد روزهای پاک کاهش یافته است؛ از 18 روز در سال 99 به آمار صفر در سال 1400 و 7 روز پاک در سال 1401. تعداد روزهای با وضعیت قرمز نیز از آمار صفر سال 99 به سه روز در سال 1400 و 7 روز در سال 1401 رسیده است.
اهواز نیز که مدت‌هاست آلودگی هوا به اصلی‌ترین مشکلاتش بدل شده، در حالی که در سال 99 سه روز، و سال گذشته 2 روز وضعیت سبز داشت، امسال هیچ روز پاکی نداشته است. تعداد روزهای ناسالم این کلانشهر هم از 19 روز در سال 99 به 13 روز در سال 1400 و 53 روز در سال جاری رسیده است. شمار روزهای قرمز اهواز در حالی از همه کلانشهرهای دیگر بیشتر است که تاکنون فقط نیمی از سال سپری شده و روزهای آلوده دیگری در راه است. شمار روزهای بسیار ناسالم اهواز از آمار صفر سال 99 به یک روز در سال 1400 و 10 روز در سال جاری رسیده است. این کلانشهر که در دو سال گذشته روز خطرناکی نداشته، امسال 21 روز را در شرایط قهوه‌ای کیفیت هوا سپری کرده است. بر اساس این آمار، شمار روزهای بسیار ناسالم و خطرناک اهواز چندین برابر دیگر کلانشهرهاست.
شیراز بعد از تبریز بیشترین هوای پاک را در نیم سال گذشته تجربه کرده است، هرچند تعداد روزهای سبز این کلانشهر باز هم نسبت به سال پیش کاهشی جدی داشته؛ به طوری که در آمار سازمان حفاظت محیط زیست 10 روز سبز در سال 99، 96 روز پاک در سال 1400 و 32 روز پاک در سال جاری ثبت شده است. همچنین بر خلاف دو سال پیش که آمار روزهای قرمز شیراز صفر بود، امسال 9 روز ناسالم در این کلانشهر تجربه شده.
تعداد روزهای سبز اراک که سال‌هاست از مسئله آلودگی هوا رنج می‌برد، از 32 روز در سال 99 به 3 روز در سال 1400 رسیده و با گذشت نیمی از سال، این کلانشهر هنوز هیچ روز پاکی نداشته است. در این شهر شمار روزهای ناسالم برای همه هم افزایش یافته؛ از صفر در سال 99 تا 12 روز در سال 1400 و 15 روز در سال جاری. روزهای طی شده با وضعیت بنفش هم از صفر در سال 99 به سه روز در سال 1401 و روزهای خطرناک از صفر روز در سال 99 به 2 روز در سال جاری رسیده است.
تجربه این وضعیت در حالی است که بر اساس گزارش وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۰ در ۲۷ شهر آلوده کشور با ۳۵ میلیون جمعیت، حدود ۲۱ هزار مرگ‌ و میر منتسب به آلودگی هوا ناشی از ذرات معلق ۲.۵ میکرون در بزرگسالان گزارش شد که ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه به کشور وارد کرده است. همچنین در تهران ۶۰۰۰ نفر جان خود را به این علت از دست داده‌اند.

پاسخگویی به روایت دروغ

جمعی از پیشکسوتان، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس و خانواده‌های شهدا در آستانه هفته دفاع مقدس صبح دیروز با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

 

رهبر انقلاب صبح روز گذشته در آیین تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس، جنگ تحمیلی را نتیجه سیاست راهبردی امپراطوری نظام سلطه در دشمنی با جمهوری اسلامی و ملت ایران خواندند و افزودند: با وجود حمایت همه‌جانبه قدرت‌های جهانی از صدامِ جاه‌طلب و دیوانه قدرت، جنگ در پرتو سه عنصر «قدرت جوشان انقلاب، رهبری بسیار مؤثر امام و خصوصیات فاخر و برجسته ملت ایران» از یک تهدید قطعی و بزرگ به یک فرصت بزرگ تبدیل شد که روایت صحیح و دقیق این فصل شورانگیز و هیجان‌آور از تاریخ ایران به نسل جوان و نوجوان، استمرار موفقیت‌های انقلاب را تضمین خواهد کرد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دفاع مقدس را حادثه‌ای پرهیجان، پرمعنا و پرفایده برای امروز و فردای کشور خواندند و با عرض مراتب احترام و ارادت به پیشکسوتان دفاع مقدس افزودند: پیشکسوتان زودتر از دیگران نیاز حیاتی آن مقطع را شناختند و برای تأمین این نیاز به میدان پرحادثه جنگ و جهاد و ایثار شتافتند، بنابراین تمجید و احترام به آنها وظیفه‌ای قطعی و همگانی است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه با گذشت زمان، ابعاد و حقایقِ حوادثی نظیر دفاع مقدس، بیشتر و بهتر قابل درک می‌شود، افزودند: باید به گونه‌ای عمل کرد که معرفت و آگاهی به «حقایق دفاع مقدس به عنوان برهه‌ای درخشان و تاثیرگذار»، بطور مستمر افزایش یابد و نسل کنونی از واقعیات و حقایق آن دوران آگاه شود که تلاش در این زمینه توقعی جدی از پیشکسوتان دفاع مقدس و متولیان اینگونه مسائل است. ایشان با اشاره به اسناد و مدارک منتشر شده از جنگ تحمیلی از سوی غرب افزودند: این اعترافات،‌ حقانیت حرفه‌ای ما را که زمانی ادعا و تصور می‌شد، ثابت می‌کند.
رهبر انقلاب، تحمیل جنگ به ایران را واکنش طبیعی سلطه‌گران جهانی به پیروزی انقلاب اسلامی خواندند و گفتند: انقلاب ملت ایران، صرفاً شکست یک نظام وابسته و فاسد و یک ضربه مقطعی به آمریکا و استکبار نبود بلکه تهدید امپراطوری نظام سلطه بود و مستکبران غرب و شرق با درک عمق این تهدید، جنگ را با تشویق و تحریک صدام بر ملت ایران تحمیل کردند. ایشان هدف از جنگ تحمیلی را جلوگیری از انتقال پیام و حرف‌های نو ملت ایران به دیگر ملت‌ها از جمله نهراسیدن از امریکا و ایستادگی و مقاومت در مقابل ظلم و تبعیض جهانی دانسته و افزودند: ظهور نظام سیاسی مستقل و الهام‌بخش، آن هم در کشوری که نقطه‌ امید، اتکاء و طمع‌ورزی امریکا به شمار می‌رفت برای آمریکا و سلطه‌گران، اصلاً قابل تحمل نبود، بنابراین بعد از تحرکاتِ ناکامی همچون کودتا، حمله به طبس و تحریک قومیت‌ها، جنگی تمام عیار را به ملت ایران تحمیل کردند. فرمانده کل قوا افزودند: این حمله‌ی سراسری البته در ذهن انقلابیون، پیش‌بینی نمی‌شد اما برای عناصری از نیروهای مسلح که مجرب بودند و برای شخصیت‌های برجسته و مستقل جهان غیرمنتظره نبود.

رهبر انقلاب با اشاره به تلاش دشمن برای انکار فرازها و اوج‌های دفاع مقدس و بزرگنمایی برخی نقاط ضعف احتمالی، گفتند آنها با کار «فرهنگی، تبلیغاتی و رسانه‌ای» پرحجم تلاش می‌کنند زرق و برق دروغین استکبار را به رخ جوانان بکشند و تلخی‌ها و تاریکی‌های خود را پنهان کنند و در مقابل، با پنهان کردن نقاط قوت و دستاوردهای دفاع مقدس،‌ زمینه‌ساز ترس مردم از قدرت و هیبت ظاهری استکبار شوند که نتیجه آن، ترس از دشمن در میدان سیاسی و خود کم‌بینی در مقابل دشمن در میدان فرهنگی است

رهبر انقلاب در همین زمینه به سخنان احمد سکوتره رئیس جمهور فقید گینه در دیداری خصوصی با ایشان اشاره کردند و گفتند: آقای سکوتره معتقد بود وقوع جنگ تحمیلی ناگزیر بوده است، چون امپریالیزم اگر نتواند انقلابی را تضعیف یا مهار کند حتماً جنگی سنگین را به آن تحمیل خواهد کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از سخنان کسانی که غیر مسئولانه ایران را مسئول جنگ تحمیلی می‌دانند و می‌گویند دفاع مقدس باید بعد از آزادسازی خرمشهر پایان می‌یافت گفتند: حادثه‌ی پایان جنگ یعنی حمله و پیشروی صدام بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از جانب ایران و بعد از آن، حمله‌ مرصاد، نشان داد که اگر در مقطع آزادی خرمشهر، دفاع پایان می‌یافت صدام حتماً مجدداً پیشروی می‌کرد به خصوص اینکه بخش‌های زیادی از ایران عزیز، در آن مقطع هنوز در اشغال متجاوزان بود. ایشان تجزیه‌ی ایران و جدا کردن خوزستان به عنوان بخشی مهم از کشور، به زانو درآوردن ملت، براندازی جمهوری اسلامی و در دست گرفتن سرنوشت ملت ایران را اهداف اصلی امپراتوری کینه‌توز سلطه از تحمیل جنگ به ایران برشمردند و گفتند نباید این حقایق آشکار را فراموش کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تبدیل جنگ ۸ ساله از تهدیدی بزرگ به فرصتی بزرگ را دومین حقیقت دفاع مقدس دانستند و گفتند: «جوشش انقلاب، رهبری تعیین‌کننده امام خمینی و خصوصیات برجسته و تاریخی ملت ایران»، سه عنصر و عامل مهمی بودند که این حقیقت شورانگیز را رقم زدند که باید در تبیین آن به‌خوبی کار شود به خصوص اینکه فرصت‌های بوجود آمده از دل تهدید سهمگین جنگ، هنوز برای اکثر مردم ناشناخته است. فرمانده کل قوا، دادن درس عبرت به ملت‌های دیگر را از جمله اهداف زیاده‌خواهان جهانی از به راه انداختن جنگ تحمیلی برشمردند و افزودند: آنها می‌خواستند با سرکوب ملت ایران، باب گشوده شده مقاومت را کاملاً ببندند اما ملت، همه اهداف جبهه استکبار را خنثی کرد و برخلاف تصور دشمنان، خود را بالا کشید و فرصت‌های بسیار آفرید.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از دستاوردهای دفاع مقدس را ایستادگی مردم بویژه مردم خوزستان و عرب زبان‌ها و بی‌توجهی آنها به وسوسه‌های دشمن برای تجزیه کشور دانستند و گفتند: دفاع مقدس همچنین زمینه‌ساز بروز باورهای دینی و برترین سجایای اخلاقی ملت ایران شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بروز گذشت‌، فداکاری‌ و دین باوری‌ در دوران دفاع مقدس بویژه گذشت خانواده‌های رزمندگان و شهدا افزودند: در دوران دفاع مقدس، همه کشور به عمق دفاعی جبهه‌ها تبدیل شد و شهر و روستا، مسجد و هیئت، حوزه و دانشگاه، همه در خدمت دفاع و انقلاب قرار گرفتند. ایشان اتحاد و انسجام ملت را از دیگر دستاوردهای دوران دفاع مقدس برشمردند و خاطرنشان کردند: در سالهای ابتدایی انقلاب به دلیل اختلافات سیاسی در سطوح بالای کشور و اقدامات تفرقه افکنانه گروهک‌ها، مردم دسته دسته شده بودند اما دفاع مقدس همه آحاد مردم را یکپارچه کرد.
رهبر انقلاب اسلامی یکی دیگر از دستاوردهای دفاع مقدس را که زمینه‌ساز تبدیل تهدید به فرصت شد، مسئله اقتدار نظامی کشور دانستند و گفتند: در شروع جنگ تحمیلی وضع کشور از لحاظ نظامی خوب نبود اما دفاع مقدس از یک طرف تبدیل به آزمون وفاداری ارتش به نظام مقدس جمهوری اسلامی شد و از طرف دیگر زمینه‌ساز سربرآوردن سپاه به عنوان یک حقیقت درخشنده شد. فرمانده کل قوا با تأکید بر اینکه اقتدار نیروهای مسلح موجب محبوبیت آنها نزد مردم و ایجاد احساس امنیت برای کشور شد، افزودند: البته این نکته باید مد‌نظر فرماندهان محترم ارتش و سپاه باشد که این محبوبیت و اقتدار تا زمانی است که حرکت پیش‌رونده نیروهای مسلح با همان شتاب قبلی ادامه داشته باشد و دستخوش توقف و عقب‌ گرد نشود زیرا هرگونه توقف در مقابل حرکت رو به جلوی دشمن، به معنای عقبگرد است و بر همین اساس مسئولان نظامی و کشوری، پشتیبانی از نیروهای مسلح را از کارهای واجب خود بدانند. ایشان تاکید کردند: به لطف الهی امروز کشور از لحاظ دفاعی به مرحله بازدارندگی رسیده است و از لحاظ تهدید خارجی نگرانی وجود ندارد و دشمنان نیز این موضوع را به خوبی می‌دانند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به یک نکته مهم اشاره کردند و گفتند: برخی اوقات در مورد دفاع مقدس تعابیری همچون استفاده از موج انسانی بکار برده می‌شود در حالیکه محور تمام حرکات و اقدامات و عملیات در ۸ سال جنگ، تدبیر و عقلانیت بود و روش‌ها و راه‌کنش‌های ابتکاری در عملیات مختلف قابل تدریس در دانشگاه‌های نظامی است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از جمله دستاوردهای دفاع مقدس را ثابت شدن یک اصل مهم برای ملت ایران دانستند و تأکید کردند: در دوران دفاع مقدس ثابت شد که صیانت کشور و بازدارندگی در مقابل تهدیدهای دشمن، تنها از راه مقاومت بدست می‌آید و نه تسلیم. ایشان افزودند: در همان اوایل جنگ افرادی معتقد به تسلیم بودند و غیر مستقیم این موضوع را مطرح می‌کردند اما امام محکم ایستاد و در نهایت برای ملت ایران نیز ثابت شد که پیروزی و پیشرفت و صیانت کشور با مقاومت حاصل می‌شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استفاده از اصل مقاومت در مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خاطرنشان کردند: این مقاومت هوشمندانه موجب شد اولاً یک اطمینان و اعتماد به نفس داخلی در فعالان سیاسی و فرهنگی به‌وجود آید، ثانیاً به دشمن آموخت در محاسبات خود، همواره قدرت داخلی ایران را به حساب بیاورد؛ چرا که ما با همین روحیه توانستیم در بسیاری موارد همچون فشار حداکثری یا طرح خاورمیانه جدید یا تعرض به مرزهای هوایی و دریایی از جمله ساقط کردن پرنده متجاوز دشمن یا توقیف شناورهای خاطی آنان، دشمن را ناکام بگذاریم. ایشان به تأکید مکرر خود بر لزوم روایت‌گری درست، اشاره کردند و گفتند: فعالیت‌هایی که تاکنون در این زمینه انجام شده خوب است اما همه آنها زیرساخت هستند و باید خروجی کارها مشاهده شوند.

رهبر انقلاب از جمله دستاوردهای دفاع مقدس را ثابت شدن یک اصل مهم برای ملت ایران دانستند و تأکید کردند: در دوران دفاع مقدس ثابت شد که صیانت کشور و بازدارندگی در مقابل تهدیدهای دشمن، تنها از راه مقاومت بدست می‌آید و نه تسلیم

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: هنگامی می‌توانید از نتیجه‌ی کار خود در روایت‌گری دفاع مقدس احساس رضایت کنید که نوجوان دبیرستانی و جوان دانشگاهی با همان چشمی که شما به دفاع مقدس نگاه می‌کنید، به مسائل آن بنگرد و همان برداشت را داشته باشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه اگر این مهم اتفاق بیفتد موفقیت در میدان‌های گوناگون آینده، حتمی خواهد بود، افزودند: حضور جوان‌هایی که برای دفاع از حرم به میدان رفتند و برخی هم به شهادت رسیدند از تأثیرات روایت درست بود زیرا این جوان‌ها دفاع مقدس را ندیده بودند. فرمانده کل قوا با اشاره به تلاش دشمن برای انکار فرازها و اوج‌های دفاع مقدس و بزرگنمایی برخی نقاط ضعف احتمالی گفتند، آنها با کار «فرهنگی، تبلیغاتی و رسانه‌ای» پرحجم تلاش می‌کنند زرق و برق دروغین استکبار را به رخ جوانان بکشند و تلخی‌ها و تاریکی‌های خود را پنهان کنند و در مقابل، با پنهان کردن نقاط قوت و دستاوردهای دفاع مقدس،‌ زمینه‌ساز ترس مردم از قدرت و هیبت ظاهری استکبار شوند که نتیجه آن، ترس از دشمن در میدان سیاسی و خود کم‌بینی در مقابل دشمن در میدان فرهنگی است. رهبر انقلاب اسلامی در پایان پاسخگویی به روایت‌های دروغ و مخدوش از دفاع مقدس و اصل انقلاب اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با نگارش کتاب و تولید فیلم در این زمینه مشغول هستند که باید با استفاده از افراد اهل فکر و هنر در مقابل آن‌ها تلاش و اقدامات مناسب انجام داد.
در این دیدار، سردار سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به برگزاری «سومین آیین تجلیل و تکریم سراسری از یک میلیون پیشکسوت دفاع مقدس و مقاومت»، گزارشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های انجام‌گرفته در زمینه حفظ و ترویج فرهنگ و ارزش‌های دفاع مقدس بیان کرد. در آغاز این مراسم که با ارتباط تصویری با مراکز ۳۱ استان همراه بود آقای صادق آهنگران دقایقی به نوحه‌سرایی پرداخت.

انتقاد دوباره از سند 2030

|پیام ما| رئیس جمهوری که به‌منظور شرکت و سخنرانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شده، دیروز و در نخستین روز این سفر دیپلماتیک، در سخنانی در اجلاس سران تحول آموزش سازمان ملل، گفت: «جمهوری اسلامی ایران سند تحول بنیادین آموزش و پرورش خود را با ابتناء به فلسفه تربیتِ ایرانی-اسلامی و بدون اتکا به رویکردهای تک‌بعدیِ سکولارِ موجود در سند ۲۰۳۰ تدوین کرده است.» ابراهیم رئیسی در حالی به تدوین و اجرای این سند انتقاد کرد که این سند به‌فاصله‌ای اندک از زمان تصویب در نشست مجمع عمومی سال ۹۴ سازمان ملل متحد تا روزهای پایانی دولت حسن روحانی، از مهمترین ابزار مخالفان دولت پیشین و دلواپسان برای عرض‌اندام علیه روحانی و همفکرانش بوده است.

 

ابراهیم رئیسی در نیویورک به‌شدت نسبت‌ به یکی از مهمترین مصوبات مجمع عمومی سال ۹۴ سازمان ملل متحد انتقاد کرد. مصوبه‌ای که آن سال به تصویب روسای دولت‌ها، نمایندگان بلندپایه نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد و جامعه مدنی رسید و بر اساس آن، سند ۲۰۳۰ جایگزین اهداف توسعه هزاره شد. سندی که همواره از مهمترین دلایل هجمه جناح راست به دولت پیشین بوده است. آن‌ هم در حالی که این فقره برای حسن روحانی نیز با بسیاری از موارد مشابه متفاوت بود و برخلاف رویه‌ای مبتنی‌بر تعامل و مدارا که در مواجهه با منتقدان پی می‌گرفت، آن‌جا که انگیزه حملات به این سند و اجرایش از سوی دولت تدبیر و امید مربوط می‌شد، معمولاً سکوت نمی‌کرد.

بهرام قاسمی حدود یک ماه پیش از لغو این سند در دولت روحانی گفته بود: موضع اصولی و تغییرناپذیر ایران اجرا نکردن قسمت‌هایی از سند ۲۰۳۰ است که با قوانین و باورهای دینی و اولویت‌های ملی و ارزش‌های اخلاقی جامعه ایران در تناقض است

ماجرا از حدود یک سال پس از تصویب این سند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد آغاز شد. زمانی که دفتر یونسکو در ایران، سند ملی آموزش ۲۰۳۰ را در چارچوب عمل جهانی آموزش ۲۰۳۰ تهیه و تدوین کرد و آذرماه ۹۵ با حضور وزیران آموزش و پرورش و علوم دولت نخست روحانی از آن رونمایی شد. هنوز سال ۹۵ به پایان نرسیده خبرگزاری اصولگرای تسنیم در گزارشی با تیتر «چگونه فرهنگ لیبرال غربى را در ذهن کودکان ما تزریق مى‌کنند؟!» به‌شدت به وزیر آموزش و پرورش وقت و حسن روحانی تاخت.
ادامه انتقادها موجب شد روحانی واکنش نشان دهد. واکنشی فراتر از انتظار، به‌خصوص به این دلیل که روحانی با انتشار تصویب مصوبه دولت درباره این سند در صفحه کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «فریبکاران حتی به رهبری هم گزارش دروغ دادند و مدعی هستند دولت مصرانه به‌دنبال اجرای این سند است.» پستی که رئیس‌جمهوری وقت با «دروغ‌های بزرگ درباره سند ۲۰۳۰» همرسان و تاکید کرد که آن‌چه منتقدان درباره اجرای این سند به دولت یازدهم نسبت داده‌اند، ناظر بر واقعیت نبوده است. روحانی گفته بود دولت فقط با رعایت حق‌الشرط‌هایی اقدام به همکاری با یونسکو در این راستا کرده است. تحفظ‌ها و حق‌الشرط‌هایی که می‌توانست ضمن اجرای بخش‌هایی از این سند مبتنی بر اهداف توسعه پایدار، راهبردهای فرهنگی نظام سیاسی حاکم را نیز در نظر داشته و اعمال کند.
موج انتقادها به حسن روحانی به‌خصوص در آن هفته‌ها و ماه‌ها که او خود را برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری و تشکیل دولت دوم آماده می‌کرد، فرو ننشست و در ادامه صادق آملی لاریجانی، رئیس وقت قوه قضاییه و شماری از نمایندگان اصولگرای مجلس وقت نیز به جمع منتقدان دولت روحانی پیوستند. منتقدانی که فقط یک پاسخ را دولت می‌پذیرفتند و آن، چیزی نبود، مگر موافقت دولت با لغو مصوبه اجرای این سند فرهنگی-آموزشی. اتفاقی که البته خیلی زودتر از آن‌چه تصور می‌شد، رنگ واقعیت به خود گرفت. روحانی با تشکیل نشست شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در روز ۲۳ خردادماه ۹۶، در حالی که هنوز یک ماه از پیروزی مجددش در انتخابات ریاست‌ جمهوری نگذشته و فعالیت دولت دومش نیز هنوز آغاز نشده بود، زمینه لغو مصوبه اجرای سند ۲۰۳۰ را فراهم کرد و این شورای‌عالی به ریاست روحانی مصوبه‌ای جدید را در این رابطه به تصویب رساند. مصوبه‌ای که «مبنای عمل در حوزه آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت» را «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» عنوان و تاکید می‌کرد که «هر سند، بیانیه یا موضوع دیگری که مغایر با این سند باشد، ملغی است.»
آن‌چه اما در این غائله جالب‌توجه بود مواضعی است که از سوی وزارت امور خارجه در دولت روحانی و رئیسی اتخاذ و اعلام شده است. مواضعی که یکی در اردیبهشت‌ماه ۹۶ یعنی حدود یک ماه پیش از لغو سند ۲۰۳۰ در دولت روحانی، از سوی بهرام قاسمی، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه دولت دوم روحانی اعلام شد و دیگری همین یک هفته پیش از زبان حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه دولت ابراهیم رئیسی اعلام شد. این مواضع به‌روشنی مشابه یکدیگر هستند آن هم در شرایطی که روحانی دست‌کم آن‌طور که منتقدانش می‌گویند، موافق اجرای سند ۲۰۳۰ است و رئیسی چنان‌که بارها تصریح کرده، مخالف این سند فرهنگی-آموزشی است. آن‌چه اردیبهشت‌ماه ۹۶ به نقل از سخنگوی دستگاه دیپلماسی دولت روحانی در این رابطه عنوان شد، صراحتاً ناظر بر رد هرگونه همکاری با سازمان ملل و یونسکو در اجرای این سند است و آن‌چه هفته پیش از قول وزیر امور خارجه دولت رئیسی رسانه‌ای شد، ناظر بر مخالفت تلویحی و حتی از جهاتی مبتنی‌ بر همکاری نسبی و تلویحی در اجرای این سند.

روحانی تنها توانست با انتقاد نسبت‌به این‌که مخالفانش، «به رهبری گزارش کذب» و «به طلاب، علیه دولت، بلندگو دادند»، اعلام کند که «از دروغ‌پردازی علیه ۲۰۳۰ نمی‌گذرم.» حال آن‌که حتی این افشاگری هم نتوانست جلوی امواج سهمگین حملات منتقدان را بگیرد و چندی بعد، کار به جایی رسید که مجلس انقلابی او را به «نقض اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی در موضوع سند ۲۰۳۰» متهم کرد

بهرام قاسمی حدود یک ماه پیش از لغو این سند در دولت روحانی گفته بود: «موضع اصولی و تغییرناپذیر ایران اجرا نکردن قسمت‌هایی از سند ۲۰۳۰ است که با قوانین و باورهای دینی و اولویت‌های ملی و ارزش‌های اخلاقی جامعه ایران در تناقض است.» حال آن‌که حسین امیرعبداللهیان در دیدار روز ۲۲ شهریورماه امسال خود با خانم گلدا الخوری، مدیر دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران تاکید کرد که «جمهوری اسلامی بر اساس قوانین داخلی و فرهنگی خود به سند ۲۰۳۰ نگاه می‌کند.» دیداری که از قضا درست در نخستین سالروز ابلاغ مصوبه لغو سند ۲۰۳۰ از سوی ابراهیم رئیسی برگزار شد. همان مصوبه‌ای که اگرچه ابراهیم رئیسی در قامت رئیس دولت سیزدهم ابلاغ کرد اما پیش از آغاز به کار دولت سیزدهم و در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی به تصویب رسیده بود. روحانی اما فقط توانست در این رابطه گلایه کند و با انتقاد نسبت‌ به این‌که مخالفانش، «به رهبری گزارش کذب» و «به طلاب، علیه دولت، بلندگو دادند»، اعلام کند که «از دروغ‌پردازی علیه ۲۰۳۰ نمی‌گذرم.» حال آن‌که حتی این افشاگری هم نتوانست جلوی امواج سهمگین حملات منتقدان را بگیرد و چندی بعد، کار به جایی رسید که با تشکیل مجلس یازدهم و تصاحب اکثریت قاطع کرسی‌های پارلمان از سوی همان اصولگرایانِ مخالف روحانی، مجلس او را به «نقض اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی در موضوع سند ۲۰۳۰» متهم کرده و گزارشی را نیز به‌عنوان تخلفات دولت روحانی در این زمینه به قوه قضاییه ارجاع کردند.
ابراهیم رئیسی دیروز در سخنانی در اجلاس سران تحول آموزش سازمان ملل که با همکاری یونسکو برگزار شد، از این گفت که «فرهنگ سلطه، منفعت خود را در عقب نگه داشتن کشورهای دیگر تعریف کرده» و خطاب به حضار این پرسش را پیش کشید که «آیا آموزش و اساسا انسان باید در خدمت توسعه پایدار باشد یا توسعه پایدار در خدمت انسان؟» رئیس دولت انقلابی همچنین «هدف‌گذاری کیفی نظام آموزشی ایران» را ناظر بر «چرخش از نظام حافظه‌محور به نظام متکی بر پژوهش، ‌خلاقیت، مهارت‌آموزی و تعهد به تربیت و ارزش‌های فرهنگی و دینی» توصیف کرد و گفت: «جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا در عین پایبندی به سیاست‌های اصولی خود، وارد گفت‌وگوی تعاملی در چارچوب نظام تعلیم و تربیت مبتنی بر ارزش‌های والای انسانی شود.

درخواست توقف احداث و تغییر جانمایی سد نایاب

کارزاری با عنوان «درخواست توقف احداث و تغییر جانمایی سد نایاب» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به وزیر نیرو، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آمده: «اخیرا طرحی با عنوان «سد نایاب» توسط وزارت نیرو و با پیگیری‌های نماینده محترم شهرستان‌های ایذه و باغملک، با هدف تأمین آب بخش کشاورزی در مناطق پایین دست، در منطقه پوشیده از جنگل‌های بلوط امام زاده عبدالله، تعیین پیمانکار شده و در شرف کلنگ‌زنی و عملیات اجرایی است.
با توجه به جانمایی غلط این سد و اثرات مخرب زیست‌ محیطی ناشی از زیر آب رفتن هزاران گونه گیاهی و نابودی هزاران درخت بلوط ارزشمند که در حکم ریه‌های زاگرس هستند و با توجه به اهمیت بسیار بالای گردشگری منطقه و ایضاً زیر آب رفتن هکتارها زمین مرغوب کشاورزی اهالی بومی و در خطر افتادن معیشت صدها خانوار ساکن در آن منطقه، امضاکنندگان زیر ضمن تشکر از حسن توجه مسؤلین ذیربط و تشکر از نماینده محترم بابت پیگیری مطالبات مردمی، توقف عملیات اجرایی و تجدید نظر در جانمایی احداث این سد و انتقال محل احداث به نقاط پایین‌دست تنگ نایاب را خواستارند.»
این کارزار از 28 شهریور آغاز شده و تا 28 آبان 1401 ادامه دارد.

قدرت‌نمایی پیمانکاران برای استارت‌آپ‌ها

تفکیک و جداسازی زباله‌ها یکی از پایه‌های جدی حفاظت از محیط زیست است. حرفی که تا چند سال پیش فقط شبیه یکی از هزاران شعار محیط زیستی که هرگز اجرا نمی‌شدند، می‌مانست. امروز اما آمارهای غیر‌رسمی از تفکیک حدود 1 هزار 200 تن از پسماند خشک شهر تهران می‌گویند. همچنین ورودی زباله‎های آرادکوه که محل دفن و بازیافت زباله‌های شهری است نیز در تیر ماه امسال 5 هزار تن کاهش یافته است. به بیان دیگر پسماندها پس از رسیدن به آرادکوه بار دیگر تفکیک می‌شوند تا نتیجه نهایی برای دفن و بازیافت زباله‌ها به نفع محیط زیست باشد. حالا با فعالیت استارت‌آپ‌ها در حوزه جمع‌آوری پسماند خشک در ایران، جداسازی زباله‌ها دیگر نه تنها یک شعار نیست بلکه یک کسب و کار جدی برای حفاظت از محیط زیست است.

 

تحقق ایده جداسازی و تفکیک پسماند برای دوستداران محیط زیست از بهترین اتفاق‌های ممکن است. در ایران هم خیلی‌ها دغدغه تفکیک جدی زباله را دارند اما یا مسیرش را نمی‌شناسند یا شناخت کافی به امکانات موجود ندارند. پیام ما هم با همین دغدغه گزارشی از فعالیت یکی از استارت‌آپ‌های مدیریت و جمع‌آوری پسماند در کشور تهیه کرده است.
آغاز به کار با تدوین دستورالعملی نوآورانه
«جاروب» که از سال 97 با ایده مدیریت پسماند وارد اکوسیستم شهری شد، به گفته بنیان‌گذارش امیر نیک‌مرام، تلاش کرد با رویکرد و مدل کسب و کاری نو بازار را به دست بگیرد. این نوآور درباره اینکه چطور جاروب پا گرفت، می‌گوید: «آن زمان سرویس‌های دیگری در این حوزه بودند ولی مدل کسب و کار و اندازه بازاری که ما قصد ورود به آن را داشتیم، بسیار متفاوت با بازیکنان حاضر در بازار بود. از این جهت سعی کردیم با تحقیق بازاری گسترده، ایده اولیه را بارور کنیم و به مدلی کسب و کاری نوین برسیم. ما حدود 9 ماه زمان گذاشتیم و با تمام بخش‌های بازار از ذینفعان سنتی و پیمانکاران شهر تهران گرفته تا بخش‌های حاکمیتی از جمله شهرداری، معاونت فناوری و اطلاعات وزارت ارتباطات، معاونت فاوای شهرداری و غیره در این حوزه جلسات مفصلی برگزار کردیم. نتیجه این جلسات آن بود که ما متوجه شدیم برای اینکه بتوانیم در این بستر فعالیتی مقیاس‌پذیر داشته باشیم، باید با مجوزی از سوی قانون‌گذار این فعالیت را انجام دهیم. زیرا این بازار پیش از ورود استارت‌آپ‌ها به پیمانکاران شهرداری واگذار شده است. ما در کنار سازمان مدیریت پسماند و سازمان فناوری اطلاعات، سعی کردیم دستورالعملی برای فعالیت شرکت‌های استارت‌آپی ایجاد کنیم. ما جلسات طولانی را با رگولاتور داشتیم تا بتوانیم آنها را قانع کنیم که شرکت‌های هوشمند و استار‌ت‌آپی بتوانند به این بخش -که سال‌هاست به شکل سنتی به حیات خود ادامه داده است- وارد شوند و شروع به کار کنند.»

مشکل شهر تهران در حال حاضر وجود دلال‌هایی است که پیمانکاری یک منطقه را در دست می‌گیرند و همان پیمان را با زباله‌گردها و کتف کولی‌ها بسته و واگذار می‌کنند

شاخ و شانه کشیدن پیمانکاران و دلالان
طبق قانون از زمانی که یک شهروند پسماند خود را از منزل خارج کند و در یکی از مخازن شهرداری انداخته یا در جلوی درب منزل خود بگذارد، دیگر شهرداری‌ها مالک آن پسماند شهری هستند. بنیان‌گذار استارت‌آپ جاروب در ارتباط با اینکه چه کسانی در مسیر جمع‌آوری پسماند شهری مقابل نوآوران هستند، توضیح می‌دهد: «شهرداری به دو شیوه با پسماندهای شهری برخورد می‌کند. یکی مزایده برای پسماندهای خشک که این بخش درآمد شهرداری را تشکیل می‌دهد. بخش دیگر نیز پسماند تر است که شامل واگذاری به طریق مناقصه بوده و در واقع هزینه شهرداری به حساب می‌آید. ورود استارت‌آپی مثل جاروب به حوزه پسماند خشک به نوعی یعنی ورود به حوزه درآمدی شهرداری. از این جهت اولین نهادی که روبه‌روی ما قرار دارد شهرداری است زیرا فعالیت ما به نوعی درآمد شهرداری از محل پسماند را تا حدودی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. هر چند ما تلاش کردیم در مدل کسب و کاری خود شهرداری را ذینفع قرار دهیم اما هنوز سود همکاری شهرداری با متولیان سنتی بیشتر از همکاری با کسب و کارهای هوشمند است. دومین گروهی که مانعی بر سر راه فعالیت ما به شمار می‌آیند، پیمانکاران سنتی‌ها شهرداری هستند. با توجه به اینکه آنها مستقیم زیر نظر این نهاد هستند از امکانات خاصی برخوردارند. به طور مثال پیمانکاران سنتی نیروی انتظامی و قوه قضاییه را به عنوان بازوی حمایتی در اختیار دارد. این نهادها هم تحت لوای مبارزه با زباله‌گردی با همکاری پیمانکاران جلوی فعالیت اغیار را می‌گیرند. اما نکته اینجاست مشکل شهر تهران در حال حاضر وجود دلال‌هایی است که پیمانکاری یک منطقه را در دست می‌گیرند و همان پیمان را با زباله‌گردها و کتف کولی‌ها بسته و واگذار می‌کنند.»
موازی‌کاری و تضاد منافع اصلی‌ترین مشکل
با توصیفات نیک‌مرام از پیچیدگی فعالیت در حوزه پسماند به نظر می‌رسد که موازی‌کاری با پیمانکاران شهرداری، بزرگ‌ترین چالش آنها باشد. او در این باره می‌گوید: «ما روزی که شروع به کار کردیم، فقط 3 خودرو جمع‌آوری پسماند داشتیم اما امروز با 54 وانت صفر کیلومتر در سطح شهر فعالیت می‌کنیم. این وضعیت به نوعی بین فعالیت ما و پیمانکاران شهرداری، تضاد منافع ایجاد کرده است و نهادی که باید به این حوزه برای حل مشکل وارد شود نیز شهرداری تهران است. اما آنچه در شهرداری اتفاق می‌افتد تنهایی ما در برابر پیمانکاران است. هرچند که ما حمایت نهادهای بالادستی را داریم اما شهرداری مناطق و شهرداری تهران به طور خاص و ویژه به این موضوع تضاد منافع هنوز چنان که باید ورود نکرده است. به همین دلیل یکی از مشکلات ما همواره این است که وقتی خودروهای جاروب کنار پیمانکاران به جمع‌آوری پسماندها می‌پردازند، توقیف می‌شوند.»
تلاش برای ایجاد سیستمی یکپارچه
چند دستگی پیمانکاران در کنار زباله‌گردها، ماشین‌های شهرداری و در این میان خودروهای جاروب؛ نظارت را مشکل کرده است. نیکمرام این نقص را دیده و تشریح می‌کند: « ما تلاش کردیم با ایجاد و توسعه محصولی که فعالیت ما و پیمانکاران را یکپارچه کند، مشکل را حل کنیم. این محصول به شهرداری ارائه شده است و اعلام آمادگی کردیم که ما میتوانیم با ارائه راهکاری هوشمند این تضاد منافع از مسیری هوشمند مورد پذیرش قرار بگیرد. ما امیدواریم در سالی با عنوان توسعه دانش بنیان‌ها این راهکار مورد پذیرش قرار بگیرد. ما 28.5 میلیارد تومان جذب سرمایه با همکاری سه مجموعه هم‌سرمایه‌گذار داشتیم و حالا نگرانیم که موانع حاضر در مسیر باعث هدر رفت این سرمایه شود. لذا در حال تلاش هستیم که به چارچوبی مشترک با رگولاتور برای ادامه مسیر برسیم.» همچنین او تاکید می‌کند که چالش فعالیت در این حوزه میان‌داری نکردن شهرداری به عنوان رگولاتور است و اضافه می‌کند: «‌ما از نظر قانونی به نوعی می‌شود گفت نیاز به مجوزی برای ادامه فعالیت نداریم زیرا شهروندان در بستری برای جمع‌آوری پسماند خود به ما اعلام سفارش می‌کنند. مالکیت پسماند در اختیار شهروند است و انتخاب می‌کند که به ما پسماند خود را بفروشد. اما در بعد فراقانون، خودروهای ما که پسماند شهروندان را خریده‌اند و در حال تردد در شهر هستند؛ توسط پیمانکار شهرداری-که خود را محق می‌داند- توبیخ می‌شوند. زیرا طبق قراردادی که پیمانکاران با شهرداری دارند به موجب مفاد آن تمام پسماند یک منطقه متعلق به پیمانکار است. همین می‌شود که وقتی ماشین‌های جاروب را توقیف می‌کنند، پسماندها را از ما می‌گیرند. ما هم دستمان به جایی بند نیست و نمی‌توانیم پیگیری خاصی بکنیم و کوچک‌ترین کاری که ما می‌توانیم بکنیم، گلایه به سازمان مدیریت پسماند است که طبق آن بتوانیم خودرو را آزاد کنیم. با این حال ما همچنان امیدواریم بتوانیم تعداد 50 هزار کاربر جاروب را چند برابر کنیم و با همکاری شهرداری تهران به طور جدی طرحی مقیاس‌پذیر در تهران و شهر‌های مورد هدفمان پیاده کنیم.»

قرارداد عجیب زعفرانی

طی دو روز گذشته برخی رسانه‌ها، خبری مبنی بر انعقاد قرارداد بزرگ تجاری در مورد صادرات زعفران ایران به قطر منتشر کردند که به گفته کارشناسان امکان اجرای آن زیر سوال است. ظنی که اعداد و ارقام رسمی منتشر شده از سوی وزارت جهادکشاورزی نیز موید آن است.

 

بنا بر خبر منتشر در خبرگزاری بازار در فاصله چند ماه تا آغاز جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، بزرگترین قرارداد تجاری در حوزه زعفران بین ایران و قطر با ارزش اولیه ۳۰۰ میلیون دلار به امضا رسید. این خبر می‌گوید: سفیر جمهوری اسلامی ایران در قطر ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ با علی بن احمد الکواری وزیر دارایی قطر دیدار و گفت‌وگو کرد. در این دیدار که برخی از مقامات و بازرگانان دو کشور، حضور داشتند وزیر دارایی قطر بر حمایت قطر از مراودات تجاری با ایران، تاکید کرد و افزود قطر آماده است تا با جمهوری اسلامی ایران در زمینه فرآوری زعفران طبق استانداردهای جهانی همکاری کند. در ادامه این جلسه، قرارداد تجاری برای انتقال و فرآوری ۲۰۰ تن زعفران ایران با ارزش اولیه ۳۰۰ میلیون دلار بین بازرگانان ایران و قطر منعقد گردید.
در ادامه خبر آمده با امضای این قرارداد که بزرگترین قرارداد تجاری انتقال زعفران در جهان محسوب می‌شود ضمن تثبیت جایگاه ایران به عنوان قطب اول تولید و عرضه زعفران در جهان، گام بلندی در جهت نزدیکتر کردن قیمت زعفران ایران به قیمت بازارهای جهانی برداشته خواهد شد.
همچنین براساس این قرارداد، اولین محموله زعفران ایران در اول اکتبر ۲۰۲۲ به قطر ارسال خواهد شد. این خبر به صورت رسمی از سوی دولت اعلام شده است اما رئیس شورای ملی زعفران می‌گوید که از انعقاد چنین قراردادی بی‌اطلاع است.

مقایسه زعفران صادر شده در مدت ۱۲ ماهه سال ۱۴۰۰ با مدت مشابه در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد که با کاهش ۱۹ درصدی صادرات از نظر وزنی و ۱۹.۳ درصدی از نظر ارزشی مواجه شده‌ایم. در سال ۱۳۹۹، بالغ بر ۳۲۴.۸ تن زعفران به ارزش ۱۹۰.۶ میلیون دلار از ایران صادر شد. این عدد در سال 1400 به 262.8 رسید

اطلاعی نداریم
رئیس اتحادیه صادرکنندگان زعفران خراسان رضوی می‌گوید که از انعقاد این قرارداد بی‌خبر است. این خبر در حالی با اعلام بی‌اطلاعی از سوی دو اتحادیه بزرگ صادر کننده زعفران کشور اعلام شده است که دیروز روزنامه همشهری نیز در خبری درباره این قرارداد و به نقل از یک مقام آگاه در وزارت جهاد کشاورزی نوشت: این قرارداد با دولت بسته نشده و به‌احتمال زیاد طرف قرارداد تعدادی از تجار و تولیدکنندگان برندهای معروف بوده‌اند.
این مقام آگاه گفته بود: کل صادرات ما در سال گذشته 330 تن به ارزش 191 میلیون دلار بوده، حال چگونه امکان دارد که قطر 3 میلیون نفری که با احتساب توریست‌های مهمان جام جهانی نهایتا 6 میلیون جمعیت در بازه زمانی جام جهانی فوتبال خواهد داشت، 200 تن زعفران نیاز داشته باشد؟ این قرارداد نهایتا می‌تواند برای سرمایه‌گذاری و برندینگ و بسته‌بندی با ‌تکنولوژی بالا باشد وگرنه کل ارزش صادرات زعفران ما که به شکل فله و بسته‌بندی صادر می‌شود، به 300 میلیون دلار نمی‌رسد. به‌گفته این مقام مسئول کل تولید زعفران ایران در سال گذشته 450 تن بوده که 330 تن آن صادر شده است.
کاهش 50 درصدی
کمتر از یک ماه قبل و در پایان مرداد وزارت جهاد کشاورزی از کاهش تولید 50 درصدی زعفران در کشور خبر داده بود. بنا بر آمار رسمی منتشر شده از سوی این نهاد در مرداد 401، به دلیل وضعیت خشکسالی، در سال زراعی ۱۴۰۱ تولید زعفران ۵۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۰ کاهش داشته است.
حسینعلی زینلی مجری طرح گیاهان دارویی وزارت جهاد کشاورزی و مشاور وزیر گفته بود: بالا رفتن قیمت زعفران به دلیل کاهش میزان تولید بوده است. با ۱۲۲ هکتار سطح زیر کشت، بیش‌ترین سطح زیر کشت در حال حاضر متعلق به ایران و از سوی دیگر حدود ۹۰ درصد تولید زعفران دنیا متعلق به ما است. متاسفانه امسال وضعیت خشکسالی و اینکه کشاورزان در سال‌های گذشته ناامید شدند و لذا کمتر به محصولات خود رسیدگی کرده‌اند، منجر به این شده که تولید زعفران به نصف کاهش پیدا کند و در سال زراعی ۱۴۰۱ تولید زعفران ۵۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۰ کاهش داشته است. اگر چه زعفران کمتری نسبت به سال‌های قبل صادر کرده‌ایم، اما به دلیل بالا رفتن قیمت این محصول در بازارهای بین‌المللی، ارزش صادرات زعفران امسال رشد داشته و کاهش تولید، افزایش بیش از ۳۰۰ درصدی قیمت زعفران را رقم زد.
به گفته زینعلی مقدار کمتری را نسبت به سال‌های گذشته صادرات داشته‌ایم و چون ما تولیدکننده اصلی در این مورد هستیم، هم‌اکنون قیمت زعفران در بازارهای بین‌المللی، نیز افزایش پیدا کرده است.
کاهش 50 درصدی تولید زعفران در سال 1401 در حالی اعلام شد که در سال 1400 نیز وزارت جهاد کشاورزی کاهش 35 تا 40 درصدی در تولید این محصول را تخمین زده بود. همچنین براساس اعلام شورای ملی زعفران در نخستین روزهای فروردین 1401، مقایسه زعفران صادر شده در مدت ۱۲ ماهه سال ۱۴۰۰ با مدت مشابه در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد که با کاهش ۱۹ درصدی صادرات از نظر وزنی و ۱۹.۳ درصدی از نظر ارزشی مواجه شده‌ایم. در سال ۱۳۹۹، بالغ بر ۳۲۴.۸ تن زعفران به ارزش ۱۹۰.۶ میلیون دلار از ایران صادر شد. این عدد در سال 1400 به 262.8 رسید.

در مجموع، ۱۰ کشور اول هدف صادرات در سال ۱۴۰۰ جمعا ۲۳۶ هزار و ۹۱۰ کیلوگرم زعفران از ایران وارد نموده اند و ۹۰.۲ درصد کل صادرات را به خود اختصاص داده‌اند و ۶۹ کشور دیگر مجموعا ۹.۸ درصد از کل صادرات را تشکیل می‌دهند

بخواهد هم نمی‌تواند
مینا رضایی کارشناس کشاورزی و تولید کننده زعفران درباره این قرارداد می‌گوید: طبق آمارهای رسمی وزارت جهادکشاورزی و همچنین اتحادیه های صادرکننده این محصول، زعفران تولیدی در کشور تا حدود 80 درصد صادر و 20 درصد آن در داخل کشور تولید می‌شود. اگر کاهش تولید را هم در نظر نگیریم و فکر کنیم با تولید 262 تنی مواجه هستیم باید 20 درصد مصرف داخل را کم کرده، میزان صادرات به کشورهای هدف که تا به امروز انجام می‌شده را هم از این عدد برداریم و فکر کنیم آیا می‌توانیم تمام محصول باقی‌مانده را به قطر وارد کنیم؟
به گفته او و بر براساس آمار شورای ملی زعفران، ۱۰ کشور اول براساس میزان واردات عبارتند از: چین با واردات ۸۵ هزار و ۷۰۸ کیلوگرم معادل ۳۲.۶ درصد از کل صادرات کشور، امارات با واردات ۶۸ هزار و ۲۸۹ کیلوگرم معادل ۲۶ درصد، اسپانیا با واردات ۴۴ هزار و ۸۷۵ کیلوگرم معادل ۱۷.۱ درصد، عمان با واردات ۸۲۷۰ کیلوگرم معادل ۳.۲ درصد از کل صادرات کشور، افغانستان با واردات ۶۷۶۰ کیلوگرم معادل ۲.۶ درصد، قطر با واردات ۵۸۷۰ کیلوگرم معادل ۲.۳ درصد، هند با واردات ۴۹۵۹ کیلوگرم معادل ۱.۹ درصد، هنگ کنگ با واردات ۴۱۲۰ کیلوگرم معادل۱.۶درصد، ماکائو با واردات ۴۱۱۸ کیلوگرم معادل ۱.۶ درصد از کل صادرات کشور و ایتالیا با واردات ۳۹۴۱ کیلوگرم معادل ۱.۵ درصد. همچنین از دیگر کشورهای عمده وارد کننده زعفران از ایران می‌توان به کویت، فرانسه، هلند، ویتنام و آلمان اشاره کرد. با توجه به این آمارها کاملا مشخص است که در مجموع، ۱۰ کشور اول هدف صادرات در سال ۱۴۰۰ جمعا ۲۳۶ هزار و ۹۱۰ کیلوگرم زعفران از ایران وارد نموده‌اند و ۹۰.۲ درصد کل صادرات را به خود اختصاص داده‌اند و ۶۹ کشور دیگر مجموعا ۹.۸ درصد از کل صادرات را تشکیل می‌دهند. در نگاهی محدودتر ۵ کشور اول هدف صادرات، مجموعا ۲۱۳ هزار و ۹۰۲ کیلوگرم معادل ۸۱.۴ درصد از کل صادرات زعفران کشور را به خود اختصاص داده‌اند و ۶۹ کشور دیگر مجموعا ۱۸.۶ درصد را. بنابراین بعید است که ایران بتواند چه از سوی دولت و چه از سوی تولیدکنندگان و صادرکنندگان، اعداد اعلامی در این قرارداد را محقق کند حتی اگر بتواند آن را تولید کند.»
ابهام در قرارداد اعلام شده از سوی دولت بسیار است. این ابهامات از هستی یا نیستی آن شروع شده و به چیستی و چگونگی آن می‌رسد. در حالی که به نظر امکان تحقق آن، آن هم در کوتاه مدت و پیش از شروع بازی‌های جام جهانی وجود نداشته باشد، در زمانی بیشتر هم، آیا دولت می‌خواهد همه مشتریان وفادار زعفران خود را قربانی قطر کند؟

2800 مگاوات برای چای نخوردن

در انگلستان پدیده عجیبی به نام TV Pickup وجود دارد،‌ انگلیسی‌ها در زمان‌های مختلف همه باهم پای تلویزیون هستند و به تماشای یک برنامه می‌نشینند، از یک مسابقه فوتبال تا قسمت آخر یک سریال محبوب؛ این علاقه‌مندان در زمان استراحت بین دو نیمه یا وقتی که بین سریال تبلیغات نشان داده می‌شود، همه با هم یک کار تکراری می‌کنند. کتری برقی منزل را برای گرم کردن آب و چای خوردن روشن می‌کنند. شاید به نظر اتفاق ساده و پیش‌ پا افتاده‌ای باشد ولی در ۴ جولای سال ۱۹۹۰ که تیم فوتبال انگلیس در نیمه‌نهایی جام جهانی با آلمان مسابقه داشت و بازی به پنالتی کشیده شد، بیش از یک میلیون کتری روشن شد و باعث تحمیل بار اضافه‌ای معادل 2 هزار و 800 مگاوات به شبکه برق انگلستان شد! این اتفاق بارها تکرار شده و کتری‌های زیادی پر از آب جوش شدند ولی بدون استفاده مانده و سرد شده‌اند. برای اینکه بزرگی این اتفاق را به درستی درک کنید بدانید که نیروگاه اتمی بوشهر با ظرفیت ۷۰۰ مگاوات فعالیت می‌کند. لیلا آکار اوغلو که پیشگام نگاه به توسعه پایدار در طراحی محصول است در سخنرانی تد خود می‌گفت در انگلستان ۹۷ درصد خانه‌ها کتری برقی دارند و در نظرسنجی که انجام شده ۶۷درصد از این افراد گفتند که بیش از حد آب گرم می‌کنند. اگر در طراحی کتری برقی‌ها نگاه بهتری به توسعه پایدار وجود داشته باشد، حجم آنها کمتر شود، یا با نمایش یک نشانه‌گر به مصرف‌کننده نشان دهیم برای یک لیوان چای چقدر آب لازم است و آب اضافه گرم نکند، تاثیر بزرگی بر محیط زیست، اقتصاد و‌… خواهد گذاشت. روزانه ۱۲ میلیون مسیریابی در نشان انجام می‌شود اگر پیشنهاد نشان مسیر بهینه‌ای که فقط یک کیلومتر کمتر از تصمیم ماست باشد، معادل ۳ هزار برابر فاصله زمین تا ماه در رانندگی صرفه‌جویی می‌شود. توسعهٔ پایدار، مفهومی است که به واسطه پیامدهای منفی محیط زیستی و اجتماعی ناشی از رویکردهای توسعهٔ یک‌جانبه اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و تغییر نگرش بشر به مفهوم رشد و پیشرفت پدید آمده‌ است. این مفهوم تلاش دارد که با نگاهی نو به توسعه، اشتباهات گذشته بشری را تکرار نکند و توسعه‌ای همه‌جانبه و متوازن را رقم بزند. شما در طراحی محصولات خودتان نیم نگاهی به توسعه پایدار دارید؟