بایگانی مطالب نشریه
فضای ملتهب دانشگاه شریف، وزیر علوم را به دانشگاه کشاند
در پی تجمع عصر دیروز در دانشگاه شریف و گزارشهایی مبنی بر درگیری در این دانشگاه منتشر شده که بنابر گزارش فرهیختگان آنلاین، وزیر علوم برای پیگیری اوضاع در این دانشگاه حاضر شده است. در هیمن حال، خبرگزاری فارس، گزارشی از برگزاری تجمعات اعتراضیِ امروز در دانشگاههای تهران و برخی شهرها منتشر کرده و نوشته است: امروز برخی دانشگاههای تهران شاهد اعتراضات دانشجویی بود. همچنین در تجمع دانشگاه تهران که حوالی ظهر امروز آغاز شد دانشجویان گاهی شعارهای سیاسی و فرهنگی تندی میدادند. دانشگاه علامه نیز ظهر امروز شاهد تجمع جمعی از دانشجویان معترض بود. برخی دانشجویان در این تجمع که حدود یک ساعت طول کشید با سر دادن بعضی شعارهای تند سیاسی اعتراض خود را نشان دادند. در دانشگاه شریف و الزهرا نیز شرایط تا حدودی مشابه بود. ظهر روز گذشته دو تجمع در دانشگاه فردوسی مشهد شکل گرفت که این تجمعات با حضور مسئولان دانشگاه به برگزاری تریبون آزاد ختم شد. همچنین حوالی ساعت ۱۰ صبح روز گذشته شماری از دانشجویان در میدان علوم دانشگاه فردوسی تجمعی اعتراضی برپا کردند. این دانشجویان شعار «زن، زندگی، آزادی» سردادند. دانشگاه شیراز نیز صبح روز گذشته شاهد تجمع شماری از دانشجویان در محوطه ورودی پردیس ارم بود. در این تجمع نیز دانشجویان شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی» سردادند.
صبح ساعت چهار بیدار میشوند، به پنج و نیم نرسیده در محل مستقر شدهاند. ممکن است یک روز شانس بیاورند و هوا ابری باشد، ممکن است روزی دو هزار شکاری بشمارند. شانس اگر هر روز اتفاق بیفتد که روتین زندگی میشود، اغلب روزها آفتابی است، هوای گرم همه را بیطاقت میکند. آنها به یک سایبان بسنده کردهاند، دوربین را رو به آسمان میگیرند تا برآوردی از عبور شکاریهای آن روز داشته باشند. صورتشان را آفتاب سوزانده و تیره کرده است، دستهایشان را هم. عصر که میشود به اقامتگاه برمیگردند تا روز بعد و ساعت چهار صبحی دیگر. کسی به آنها بابت این کار یک ریال دستمزد نمیدهد. تمام آنچه این روزها در گلوگاه (شرق مازندران) انجام میشود داوطلبانه است و احسان طالبی مسئول این پروژه هم بر آن اصرار و تاکید دارد. طالبی دانشآموخته محیط زیست و پرندهشناس چندین سال است علاوه بر برگزاری تورهای پرندهنگری ورودی، کارگاههایی را درباره پرندگان به ویژه پرندگان شکاری برگزار میکند. در گفتوگو با او از پروژه شمارش پرندگان شکاری در این منطقه پرسیدیم.
شمارش پرندگان شکاری در ایران آیا پیش از گلوگاه در ایران سابقه دارد؟
هانس مگنوس اولمن و پسرش ماتیاس به پیشنهاد هومن جوکار در سال 2008 و در فصل مهاجرت بهاره با هدف شمارش پرندگان شکاری به ویژه با تمرکز بر روی سنقرها به جزیره آشوراده سفر کردند. شبهجزیره میانکاله به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود میتواند در فصل مهاجرت بهاره به عنوان یک گلوگاه مهاجرتی برای برخی از گونههای پرندگان شکاری عمل کند. مگنوس و ماتیاس طی دو هفته پایش پرندگان شکاری در آشوراده توانستند جمعیت نسبتا خوبی از سنقر سفید را شمارش کنند. مطالعه دیگر به سال 2017 و مطالعه یک پرندهشناس ایتالیایی به اسم (میکله پَنوچّو) «Michele Panuccio» برمیگردد. او به همراه دو همکار ایرانی در چهار روز نقاطی از جلگه، دامنه و ارتفاعات منتهی به دشت گرگان را بررسی و نزدیک به 200 عقاب صحرایی را شمارش کردند. در مورد پژوهش دوم به واسطه زمان کوتاه 4 روزه و نقاط مختلف پایش، تعداد کمتری عقاب صحرایی شمارش شد زیرا آنها یک شمارش استاندارد مانند پژوهش مگنوس و ماتیاس اولمن نداشتند. در این مقاله آنها نتیجهگیری کردند که جنوب شرق دریای خزر و دامنههای شمالی البرز یک گلوگاه مهاجرتی برای شکاریها است. پیش از این دو مطالعه در دهه 80 میلادی هم پورتر و بیمن در سال 1985 مقاله دیگری درباره مهاجرت پرندگان شکاری در خاورمیانه و اروپا نوشتند. آنها در این مقاله فرضیهای را مطرح کردند که جنوب شرق و جنوب غرب دریای خزر میتواند گلوگاه مهاجرتی برای پرندگان شکاری باشد هر چند این نتیجه گیری بر مبنای پایش میدانی نبود.
در سطح بینالمللی تلاشهایی در جریان است که برنامههای شمارش پرندگان شکاری، به ویژه در مسیر مهاجرتی مهم اوراسیا-شرق آفریقا که شامل ایران نیز میشود، در هماهنگی با هم انجام شوند که استفاده از پروتکلهای شمارش یکسان از ضرورتهای ایجاد این هماهنگی است
بر اساس گفتههای شما، پروژههایی که تاکنون انجام شده در نهایت دو هفته بوده است. پروژه شما چند روزه تعریف شده و چرا این تعداد روز را انتخاب کردید؟
در دو سال گذشته که شمارش شکاریها را به صورت آزمایشی انجام دادهایم بازه زمانی یک ماهه را در نظر گرفتیم که عمدتا نیمه دوم فصل مهاجرت پرندگان شکاری را پوشش میداد تا بتوانیم تمرکز بیشتری بر روی مهاجرت عقابهای بزرگ داشته باشیم. امسال، در سال سوم شمارش آزمایشی، برای درک بهتر الگوی مهاجرت شکاریها در ایران و به ویژه برای به دست آوردن زمان شروع مهاجرت گونههای عقاب صحرایی، عقاب شاهی و عقاب تالابی (خالدار بزرگ) تصمیم گرفتیم بازه زمانی شمارش را به ابتدای فصل مهاجرت گسترش دهیم. در نتیجه با استفاده از دادههای مهاجرت شکاریها در پروژه شمارش پرندگان شکاری در باتومی گرجستان، تاریخ ۲۷ مرداد تا ۳۰ مهر به مدت ۶۶ روز انتخاب شد. بر اساس نتایج بدست آمده در این سه سال میتوانیم تصمیم بگیریم بازه زمانی مناسب برای انجام یک شمارش استاندارد طولانیمدت در گلوگاه چه خواهد بود. بنابراین ممکن است این بازه برای سال بعد طولانیتر از ۶۶ روز باشد. انتخاب زمان بیشتر و پوشش شروع و اتمام مهاجرت گونههای مختلف به ما این امکان را میدهد که روند جمعیت گونههای هدف را به شکل دقیق تری درک کرده و همچنین تاثیر تغییر اقلیم بر تغییرات زمانی مهاجرت پرندگان شکاری را بهتر دریابیم. البته شمارش ما در گلوگاه محدود به شکاریها نیست و ما برخی گونههای غیر شکاری مانند درنای معمولی را نیز شمارش میکنیم.
سازمان حفاظت محیط زیست در این پروژه چه نقشی دارد؟
سازمان حفاظت محیط زیست از پروژه شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه مطلع است و پس از این شمارش سوم آزمایشی، ما نتایج را در اختیار سازمان قرار خواهیم داد ولی با توجه به بودجه و نیروی انسانی محدودی که در اختیار دارند و البته محل شمارش که ملک شخصی است، انتظار کمک چندانی از سازمان حفاظت محیطزیست نمیرود.در دنیا هم اغلب پروژههای مرتبط با شمارش شکاریها تا جایی که اطلاع دارم و در باتومی گرجستان هم از نزدیک شاهد آن بودهام به شکل غیردولتی، غیرتجاری و داوطلبانه انجام میشود. به هر حال سازمان حفاظت محیط زیست میتواند نقش حمایتی و نظارتی خود را داشته باشد و پس از این سه سال شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه و ارائه نتایج به سازمان، میتوانیم در مورد جایگاه سازمان حفاظت محیط زیست در این قبیل برنامههای پایش جمعیت حیاتوحش با استفاده از علم شهروندی بیشتر گفتوگو کنیم.
خوشبختانه جمعیت پرندهنگرهای متبحر در شناسایی پرندگان در ایران رو به افزایش است و ما میتوانیم و بایستی از این پتانسیل برای حفاظت پرندگان در ایران استفاده کنیم. سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه میتواند نقش نظارتی داشته باشد و نیرو و امکانات محدود خود را صرف دیگر فعالیتهای مرتبط با حفاظت پرندگان کند
قرار است امسال نتایج این شمارش به نگارش مقالهای منجر شود؟
بله. بر اساس نتایج این سه سال شمارش مقدماتی ما میتوانیم در مورد گونههای هدف و زمانبندی شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه تصمیم بگیریم.
آیا تغییراتی در کار شما در این سه سال اتفاق افتاده است؟
سال اول یک بازه زمانی یک ماهه شمارش را انجام دادیم. از آنجا که روز اول پایش شاهد عبور پرندگان شکاری مهاجر به ویژه عقاب صحرایی بودیم تصمیم گرفتیم سال دوم زمان زودتری را برای آغاز پروژه در نظر بگیریم. تا بتوانیم درک بهتری از زمان ورود جمعیت اصلی عقابهای صحرایی به این گلوگاه مهاجرتی داشته باشیم ولی با اینحال در روز نخست شمارش سال دوم نیز شاهد عبور قابل توجه عقابهای صحرایی بودیم و در نتیجه تصمیم گرفتیم شمارش سال سوم را در به گونهای انجام دهیم که عمده فصل مهاجرت پاییزه پرندگان شکاری را در بر بگیرد و زمان ۶۶ روز از 27 مرداد تا یک آبان شمارش امسال انتخاب شد. البته اگر در آخر فصل همچنان شاهد مهاجرت باشیم ممکن است است زمان را امسال طولانیتر کنیم. همچنین با توجه به اینکه در روزهای ابتدایی شمارش امسال شاهد عبور پرندگان شکاری مهاجر به ویژه کورکور سیاه بودیم، احتمالا از سال بعد شمارش را حتی زودتر آغاز کنیم.
در تجربههای جهانی هم این بازه زمانی سه ساله را برای انتشار مقاله در نظر میگیرند؟
شمارشهای مقدماتی در بازههای چند ساله انجام میشوند تا نوسانات سالانه در میزان جمعیت عبوری و زمانبندی مهاجرت پرندگان شکاری تاثیر کمتری را بر روی تعیین زمانبندی تعیین بازه زمانی و گونههای هدف برای یک شمارش استاندارد طولانیمدت داشته باشند. در نتیجه یک شمارش حداقل سه ساله برای تصمیمگیری درست ضروری به نظر میرسد و در نمونههای مشابه در مناطق مختلف جهان نیز شاهد انجام شمارشهای مقدماتی چند ساله هستیم.
چرا روی داوطلبانه بودن کار تاکید دارید؟
به عنوان فردی که دانشآموخته این رشته هستم طبیعی است برای کاری که تخصصی باشد حقوقی دریافت کنم. اما دلیلی که برای این شمارش شکاریها تاکید بر داوطلبانه بودن کار دارم ناشی از فضایی هست که بواسطه کار داوطلبانه در حوزه علم شهروندی برای انجام بهتر و با دوام شمارش ایجاد میشود و تجربههای موفق بینالمللی نیز این را تایید میکند. محیطی آموزنده و دوستانه که در کار داوطلبانه ایجاد میشود، در کنار کاهش هزینههای این شمارش بلندمدت باعث میشود تا بتوان برای دهها سال شمارش و پایش پرندگان شکاری را انجام داد.
ممکن است تجربههای یک ایستگاه شمارش با تجربه ایستگاه دیگر کاملا متفاوت باشد؟
ایستگاههای شمارش با توجه به موقعیت جغرافیای که دارند طبیعتا تعداد متفاوتی از جمعیت عبوری پرندگان شکاری مهاجر را میتوانند ثبت کنند. مثلا یک ایستگاه شمارش در گلوگاه مازندران میتواند داده متفاوتی با یک ایستگاه در مینودشت گلستان نشان دهد. یا یک ایستگاه در دامنههای جنوبی البرز شرقی با نتایج ما در گلوگاه تفاوت خواهد داشت. در مقیاس جغرافیایی بزرگتر هم یک ایستگاه در جنوب غرب دریای خزر نتایج متفاوتی نشان خواهد داد چون در مسیر مهاجرتی متفاوتی قرار دارد. به همین دلیل ما در ایران نیازمند پایش مهاجرت پرندگان شکاری در چندین ایستگاه شمارش متفاوت هستیم تا بتوانیم داده دقیقتری از روند جمعیت گونههای شکاری مهاجر در ایران به دست بیاوریم.
داوطلبانه بودن امکان مقایسه را به شما میدهد؟
اصولا برای اینکه بتوانیم دادههای چندین جایگاه شمارش را با دقت مناسبی با هم مقایسه و تجمیع کنیم لازم است که در شمارش پرندگان شکاری مهاجر استانداردهای یکسانی در این جایگاههای شمارش استفاده شود. در سطح بینالمللی تلاشهایی در جریان است که برنامههای شمارش پرندگان شکاری، به ویژه در مسیر مهاجرتی مهم اوراسیا-شرق آفریقا که شامل ایران نیز میشود، در هماهنگی با هم انجام شوند که استفاده از پروتکلهای شمارش یکسان از ضرورتهای ایجاد این هماهنگی است. در حال حاضر چندین برنامه شمارش پرندگان شکاری فعال و موفق در این مسیر در کشورهای مختلف از جمله گرجستان و ترکیه فعال هستند که به ویژه پروژه شمارش پرندگان شکاری در باتومی گرجستان در طول 14 سال فعالیت توانسته الگوی موفق و مناسبی در شمارش پرندگان شکاری به صورت غیرتجاری و داوطلبانه در منطقه ما ایجاد کند. در این سه سال شمارش شکاریها در گلوگاه سعی کردهایم از الگوی موفق باتومی استفاده کنیم. یکی از دلایل این الگوبرداری این است که نتایج شمارش پرندگان شکاری در باتومی و گلوگاه مکمل یکدیگر هستند و بایستی پروتکلهای شمارش یکسانی را استفاده کنند. طبیعتا نتایج بدست آمده از یک تیم متخصص داوطلب با یک تیم متخصص استخدام شده حقوقبگیر متفاوت خواهد بود. اما بحث غیرتجاری و داوطلبانه انجام شدن شمارش پرندگان شکاری فقط مرتبط با ایجاد استانداردهای شمارش یکسان نیست. تجربه جهانی در استفاده از افراد داوطلب و علم شهروندی در پایش جمعیت پرندگان نشاندهنده موفق بودن این شیوه در جمعآوری طولانیمدت، پایدار، ارزان و البته دقیق دادههای مرتبط با جمعیت پرندگان است. خوشبختانه جمعیت پرندهنگرهای متبحر در شناسایی پرندگان در ایران رو به افزایش است و ما میتوانیم و بایستی از این پتانسیل برای حفاظت پرندگان در ایران استفاده کنیم. سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه میتواند نقش نظارتی داشته باشد و نیرو و امکانات محدود خود را صرف دیگر فعالیتهای مرتبط با حفاظت پرندگان کند.
تدوام چنین پروژههایی در گرو کمکهای مالی است، شما برای این موضوع چه کردهاید؟
با اینکه انجام شمارش پرندگان شکاری مهاجر به صورت غیرتجاری و داوطلبانه باعث کاهش قابلتوجه هزینهها میشود، اما با این وجود تامین هزینههای مرتبط با اقامت، غذا، حمل و نقل و… برای تیم اجرایی شمارش در طول بیش از دو ماه شمارش رقم پایینی نخواهد بود. پس از دو سال شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه که از نظر تامین هزینهها ناموفق بود و باعث شد بخشی از هزینههای اجرای شمارش را شخصا پرداخت کنم، امسال تصمیمی متفاوت گرفتیم و برای تامین هزینههای شمارش مستقیما سراغ مردم و شرکتهای غیردولتی رفتیم. با اینکه شمارش پرندگان شکاری در سال جاری در مدت زمانی بیش از دو برابر سالهای گذشته انجام میشود و این تغییر سیاست مالی در زمان بسیار کوتاهی پیش از شروع شمارش انجام شد، حمایت فوقالعاده مردم باعث شده با تامین مالی کامل شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه فاصله چندانی نداشته باشیم. امیدواریم پیش از اتمام شمارش امسال، با صرفهجویی در هزینهها حتی برای شمارش پرندگان شکاری در سال بعد نیز حمایتهای مالی را جمعآوری کنیم. تجربه حمایتهای مردمی در شمارش امسال باعث شده تا ما به تامین مالی پایدار شمارش پرندگان شکاری در گلوگاه و ایران بسیار خوشبین باشیم و بتوانیم برای اجرای بلندمدت این شمارش در سالهای آینده برنامهریزی کنیم.
آبادانی ایران در سایه امنیت محقق میشود
در پی بروز حادثه تروریستی زاهدان شماری از مسئولان محلی و همچنین سخنگوی دولت خواستار حفظ آرامش مردم این استان شدند. بنا به گزارش خبرگزاریها، روز جمعه پس از برگزاری نماز جمعه اهل سنت، تعدادی از افراد مسلح ناشناس که در میان مردم حضور یافته بودند به کلانتری ۱۶ زاهدان حمله کردند و پلیس هم با مهاجان درگیر شد. بر اساس اخبار رسمی تعدادی از عابران و ماموران مجروح و به بیمارستان منتقل شدند. بهدنبال این اتفاقات، شورای تامین سیستان و بلوچستان ضمن صدور اطلاعیه، مردم را به حفظ آرامش دعوت کرد و از آنان خواست از نزدیک شدن به اماکن و محلهای تجمعی خودداری کنند. همزمان خبرگزاری فارس نیز در خبری اعلام کرد: یکی از نیروهای پاسدار که روز گذشته به شهادت رسید، سید حمیدرضا هاشمی (با نام مستعار سید علی موسوی) معاون اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان بود. بنابر گزارش این خبرگزاری، پیگیریها از زاهدان نشان میدهد شهید هاشمی توسط یک تکتیرانداز مورد هدف قرار گرفته است. البته عامل شهادت معاون اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان نیز در جریان درگیریهای مسلحانه مورد هدف قرار گرفته و به هلاکت رسیده است.
حسینعلی شهریاری با اشاره به اتفاقات روز جمعه در زاهدان گفت: در حال حاضر آرامش در زاهدان برقرار است و فعلا مشکلی ندارد
بنا بر این گزارش همچنین محمد امین آذر شکر (نیروی خرید خدمت)، محمد امین عارفی و سعید برهانزهی ریگی، (بسیجی) در حوادث زاهدان به درجه رفیع شهادت نائل شدند. همچنین خبرگزاری ایرنا، گزارش داد که آمار مجروحان نیروهای سپاه و بسیج در این حوادث ۳۲ نفر اعلام شده بود. در همین حال حسین مدرس خیابانی استاندار سیستان و بلوچستان به ایرنا گفت: در حوادث زاهدان ۱۹ تن جان خود را از دست دادند و ۲۰ تن نیز زخمی شدند که بخشی از نیروهای انتظامی نیز جز این افراد هستند. مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان روز جمعه از مردم خواسته بود تا آرامش خود را حفظ کنند. همچنین سخنگوی دولت در این رابطه اعلام کرد: شهادت تعدادی از نیروهای نظم و امنیت و جان باختن تعدادی از مردم زاهدان درپی حمله تروریستی به پاسگاه و بیمارستان را تسلیت میگویم. علی بهادری جهرمی با اشاره به این حوادث در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: «آبادانی ایران عزیز در سایه امنیت محقق میشود. اغتشاش، بهترین فرصت برای تروریستهای اجارهای است تا امنیت، وحدت، جان و مال ایرانیان را به خطر بیندازند. شهادت تعدادی از نیروهای نظم و امنیت و جان باختن تعدادی از مردم زاهدان درپی حمله تروریستی به پاسگاه و بیمارستان را تسلیت میگویم.» نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی نیز با تاکید بر اینکه در حال حاضر شهر زاهدان در آرامش است، گفت: خواهشم از مردم زاهدان و استان سیستان و بلوچستان این است که آرامش خود را حفظ کنند. اجازه ندهند از احساسات پاک مردم سوءاستفاده شده و جان هموطنان ما به خطر بیفتد. به گزارش ایسنا، حسینعلی شهریاری با اشاره به اتفاقات روز جمعه در زاهدان گفت: در حال حاضر آرامش در زاهدان برقرار است و فعلا مشکلی ندارد. مسئولان در حال پیگیری دلیل بروز اتفاقات رخ داده در زاهدان هستند و نتیجه ارائه خواهد شد. او در توصیهای به مردم زاهدان گفت: توصیهام به هموطنانم در کل کشور و شهر زاهدان و استان سیستان و بلوچستان این است که آرامش خود را حفظ کنند و اجازه ندهند عدهای از احساسات پاک مردم استان ما سوءاستفاده کنند و جان هموطنان ما را به خطر بیندازند. نماینده زاهدان ادامه داد: حتی اگر یک نفر از هموطنان ما مجروح شده و یا جانش را از دست دهد، برای همه ناراحتکننده است و قابل تحمل نیست؛ خواهشم از مردم این است که آرامش خود را حفظ کنند.
هشدار هجوم «سیبس» به زیستگاههای آبی
|پیام ما | مرداد ماه امسال بود که رییس موسسه تحقیقاتی علوم شیلات از پرورش و تکثیر ماهی سیبس خبر داد و این ماهی در بندر امام خمینی و ایستگاه وابسته به پژوهشکده آبزیپروری جنوب کشور رونمایی شد. محمود بهمنی در آن زمان اعلام کرد که این ماهی یکی از گونههای مهم اقتصادی در شرق آسیا و غرب استرالیا بوده و از اهمیت بسیاری برخوردار است که در جنوب کشور در قفس پرورش داده میشود. حالا دو ماه بعد از گفتههای او، سرپرست معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به غیربومی بودن این ماهی گفته پرورش این ماهی بر اساس استاندارد جهانی ممنوع است. تکثیر و پرورش این ماهی اما برای بسیاری یادآور پرورش و تکثیر تیلاپیاست، گونهای که در طول سالهای گذشته بارها درباره آسیبهای آن برای زیستگاهها و گونههای بومی هشدار داده شد اما در نهایت پرورش آن ادامه پیدا کرد و اکنون نشانههای هجوم آن به بعضی زیستگاههای آبی مشهود است.
به دنبال اعلام رئیس موسسه تحقیقاتی علوم شیلاتی مبنی بر تکثیر ماهی «سیبس» در ایران، مجتبی ذوالجودی، سرپرست معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به غیربومی بودن ماهی «سیبس» گفت: «پرورش ماهی «سیبس» بر اساس استاندارد جهانی ممنوع اما تکثیر میگوی کروما بلامانع است.» او به ایسنا توضیح داد: «با توجه به غیربومی بودن ماهی «سیبس» مجوز پایلوت پرورش این گونه به مدت یک سال مشروط به ارائه گزارش ارزیابی ریسک گونه در سال ۱۳۹۶ داده شد و با توجه به عدم ارائه گزارش ارزیابی ریسک مورد تایید سازمان حفاظت محیط زیست از سوی سازمان شیلات ایران و اتمام مهلت مجوز پایلوت، در حال حاضر پرورش این گونه تا ارائه گزارش مورد تایید ارزیابی ریسک بر اساس روشهای بهروز و استاندارد جهانی ممنوع است.»
ماهی سیبس آسیایی یا بارامندی (Barramundi) که شیلات بر اضافه شدن آن به فهرست گونههای مهاجم پرورشی اصرار دارد، از خانواده سوفهای بزرگ و در رده سوفماهیسانان است، در منطقه هند-آرام، از جنوب آسیا تا پاپوآ گینه نو و شمال استرالیا پراکندهاند.
سرپرست معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به غیربومی بودن ماهی «سیبس» گفت: پرورش ماهی «سیبس» بر اساس استاندارد جهانی ممنوع اما تکثیر میگوی کروما بلامانع است
در پژوهشی با عنوان «ارزیابی پتانسیل پرورش ماهی سیباس آسیایی(calcarifer Lates) در استخرهای خاکی چوئبده، آبادان» که سال ۹۳ در مجله بومشناسی آبزیان، زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دانشگاه هرمزگان منتشر شده اینطور توضیح داده شده است که این ماهی، از گونههای بالقوه پرورش در سیستم استخرهای خاکی در ایران است «چرا که علاوه بر رشد سریع و توانایی سازگار شدن در شرایط محیطی مختلف، دارای تقاضا در بازارهای داخلی و خارجی است.»
ماهی سیبس قابلیت سازگاری با هر دو محیط آب شور و شیرین را دارد و به دلیل رشد سریع، تحمل شوری بالا، توان تکثیر آسان و بالایی داشته و در استخرهای خاکی و همچنین قفسهای دریایی قابل پرورش است.
رئیس موسسه تحقیقاتی علوم شیلاتی پیش از این گفته بود: با کمک بخش خصوصی از اروپا گونه جدیدی از میگو به نام کروما که بومی خلیج فارس و دریای عمان است، وارد شده که پس از اخذ مجوزهای لازم و مطالعات انجام شده قرار است در کشور پرورش داده شود. دستاورد دیگر موسسه تحقیقات شیلات که در مرداد امسال در بندر امام خمینی و ایستگاه پرورش و تکثیر ماهیان دریایی وابسته به پژوهشکده آبزی پروری جنوب کشور رونمایی شد، تکثیر ماهی «سیبس» بود.
علاوه بر آمور بیگانههای آبزی دیگری هم به زیستگاههای کشور هجوم آوردهاند؛ ماهی غیربومی کاراس در تالاب انزلی و همچنین ماهی پرورشی کپور که خسارات جبرانناپذیری به زیستگاهها وارد کردند و سازمان حفاظت محیط زیست را برآن داشتند که درباره پرورش گونههای غیربومی برخورد جدیتری داشته باشند
بیگانهها در زیستگاه
مخالفت با گونه مهاجم سیبس از سوی محیط زیست در حالی است که این سازمان پیش از این با پرورش ماهی تیلاپیا نیز مخالف بود. در سال ۹۳، احمدعلی کیخا، معاون وقت محیط زیست طبیعی سازمان دراینباره گفته بود که «اجازه نمیدهیم تجربه ماهی آمور در تالاب هامون تکرار شود و تا به این یقین نرسیم که تکثیر و توسعه ماهی تیلاپیا در راستای حفظ منافع کشور و حفظ محیطزیست ایران است، هرگز با آن موافقت نخواهیم کرد». اشاره او به رهاسازی ماهی آمور –از کپورماهیان چینی علفخوار- در دهه 60 بود که اگرچه باعث رونق صید و صیادی شد، اما در نهایت به یکی از عوامل خشکشدن تالاب هامون تبدیل شد. علاوه بر آمور بیگانههای آبزی دیگری هم به زیستگاههای کشور هجوم آوردهاند؛ ماهی غیربومی کاراس در تالاب انزلی و همچنین ماهی پرورشی کپور که خسارات جبرانناپذیری به زیستگاهها وارد کردند و سازمان حفاظت محیط زیست را برآن داشتند که درباره پرورش گونههای غیربومی برخورد جدیتری داشته باشند.
پرورش ماهی تیلاپیا هم از نزدیک به دو دهه پیش محل مناقشه است. این گونه مهاجم بومی آفریقا بوده و پرورش آن در بعضی کشورها از جمله آمریکا باعث آسیب شدید به زیستبومهای آبی و آبزیان بومی شده است. سازمان شیلات از سال ۸۵ در تلاش برای پرورش این گونه بود و در نهایت در سال ۸۷ با ورود و پرورش این گونه بهصورت پایلوت در مرکز تحقیقات بافق استان یزد و زیر نظر موسسه تحقیقات شیلات موافقت شد. با وجود مخالفتهای سازمان حفاظت محیط زیست در اوایل دهه ۹۰ برای پرورش فراگیر این گونه و رهاسازی بیضابطه آن، سرانجام در سال ۹۷ محیط زیست با تولید تیلاپیا در ۴ استان کویری موافقت کرد. امروزه اما بهگفته اصغر عبدلی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی نسبت به آلوده شدن همه منابع آبی خوزستان به ماهی مهاجم «تیلاپیا» هشدار داده و گفته است: «تعداد گونههای شناسایی شده از این ماهی مهاجم در آبهای خوزستان به سه گونه افزایش یافته است.»
با وجود هشدار مخالفان، تلاش برای جلب موافقت سازمان حفاظت محیط زیست درباره تیلاپیا همچنان ادامه دارد. چه آنکه اردیبهشت امسال منصور حقیراد، مدیر امور شیلات و آبزیان استان زنجان به ایسنا گفت: «برنامه پرورش ماهیان سازگار با کمآبی و اقلیمهای گرم و خشک در اکثر استانها در دستور کار است، به نحوی که تغییر کاربری از نوع پرورش ماهی قزلآلا به ماهی تیلاپیا است اما هنوز در استان زنجان مجوز پرورش ماهی تیلاپیا صادر نشده است. این نوع ماهی در سه استان سمنان، یزد و خراسانجنوبی در حال پرورش است. فعالان حوزه محیطزیست در مورد پرورش این ماهی حساسیت نشان میدهند. تیلاپیا دو گونه بوده و گونه مهاجم آن در صورتی که در محیط بسته نگهداری شود و ارتباطی با دریا و رودخانهها نداشته باشد، هیچ مشکلی به لحاظ پرورش نخواهد داشت.» کمتر از یک هفته پیش مهدی شکوری، معاون توسعه آبزیپروری سازمان شیلات درباره تولید ماهی تیلاپیا نیز پیشبینی کرد امسال ۱۵۰۰ تن از این گونه ماهی در داخل کشور تولید شود. به گفته او در سال گذشته تولید ماهی تیلاپیا در کشور ۷۰۰ تن بوده و «دستیابی به تولید ۵۷ هزار تن ماهی تیلاپیا در برنامه تحولی، هدف قرار گرفته است».
مدتی است که کنکوریهای کارشناسی سال 1401 فریاد اعتراضشان بلند شده است. داوطلبانی که برایشان کارنامه نتایج کنکور صادر نشد یا بعضی با وجود صدور کارنامه اولیه و انتخاب رشته؛ در زمان اعلام نهایی نتایج پیام آزمون مجدد دریافت کردند. پیامکی که به گفته سازمان سنجش کشور برای داوطلبان شبههدار یعنی آنهایی که تقلب کردهاند، ارسال شده است. اما داوطلبانی که سه هفته اخیر با «پیام ما» تماس گرفتهاند، روایت دیگری داشتند. بیش از 10 داوطلب طی پیامهای تلفنی به ما گفتهاند که بدون «هیچگونه مدرکی مبنی بر تقلب» پس از انتخاب رشته و در زمان اعلام نتایج نهایی انتخاب رشته، به تقلب متهم شدهاند.
در خرداد سال جاری سعیدرضا عاملی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره مصوبه تاثیر قطعی سوابق تحصیلی در کنکور از ۴۰ درصد به ۶۰ درصد که به تدریج اجرایی خواهد شد، خبر داد. طبق این مصوبه، سنجش داوطلبان کنکور، دو بخش میشود. یک بخش مربوط به سوابق تحصیلی است و بخش دیگر مربوط به کنکور است. به استناد از این مصوبه، سوابق تحصیلی در سال ۱۴۰۲، ۴۰ درصد تاثیر قطعی خواهد داشت. همچنین این تاثیر در سالهای ۱۴۰۳ به ۵۰ درصد و در سال ۱۴۰۵ به ۶۰ درصد خواهد رسید. این مصوبه با ادعای عدالت آموزشی و جدا کردن آینده کنکوریها از یک جلسه امتحان، طرح شده است. مصوبهای که خبر تصویبش در میانه خرداد منتشر شد، زمانی که احتمالا بخشی از داوطلبان کنکور امسال در حال شرکت در آزمونهای نهایی بودهاند. از آنجایی که مصوبه مذکور به تاثیر سوابق تحصیلی از سال آینده برای کنکوریها اشاره دارد، احتمالا داوطلبان امسال نگرانی خاصی نیز در ارتباط با طرحها و نقشههای تازه برای کنکور نداشته اند.
چرا سوابق تحصیلی برای کنکوریهای امسال علم شد؟
با وجود اینکه بنا بود سوابق تحصیلی نگرانی داوطلبان کنکور سال آینده باشد، اما ظاهرا این مصوبه شامل حال کنکوریهای امسال هم شده است. طبق اخبار و شنیدهها حدود 800 داوطلب کنکور سراسری امسال، با وجود رتبههای معقول پس از انتخاب رشته مردود اعلام شده یا پیامک آزمون مجدد دریافت کردهاند. سازمان سنجش در برابر پیگیریها و تجمعات این داوطلبان مقابل این سازمان به گوششان رسانده که علت مردودیها و دریافت پیامک آزمون مجدد، مغایرت سوابق تحصیلی بوده است. همچنین معاون امور آزمونهای سازمان سنجش آموزش کشور در این رابطه اعلام کرده است: « عدهای هستند که وسیله و ابزار تقلبی از آنها گرفته نشده است؛ اما رتبههای شبههداری آورده اند. ما با توجه به مقایسه سوابق تحصیلی و یا رتبههای کنکورهای گذشته آنها و همچنین میزان مطابقت پاسخ آنها با پاسخنامه کلید، تقلب این افراد را شناسایی کردهایم.» بر همین اساس برای بخشی از داوطلبان کارنامهای صادر نشده است. سارینا یکی از داوطلبان کنکور سراسری به نمایندگی از داوطلبان دیگر میگوید: «سازمان سنجش به ما گفته است که سوابق تحصیلی شما با رتبه کنکورتان نمیخواند. یعنی اگر کسی در سال دهم یا یازدهم، نمره امتحان ریاضی او پایین شده باشد و برای کنکور درس خوانده باشد و ریاضی را 80 درصد زده باشد، به احتمال زیاد متقلب خوانده میشود. این در حالی است که سالهای گذشته اینطور نبود. امسال هم به ما گفته بودند که روال کنکور مثل سالهای گذشته است.»
عبدالرضا مصری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی درباره اجبار آزمون مجدد برای داوطلبان دارای شبهه تقلب، گفت: اگر تقلبی در آزمون صورت گرفته، باید اعلام شود و متخلفان به دادگاه معرفی شوند اما اینکه گفته شود داوطلبان یک بار دیگر در آزمون شرکت کنند، صحیح نیست
اتهام تقلب بدون دلیل مدرک
مبینا یکی از داوطلبان کنکور سراسری 1401در این رابطه به پیام ما میگوید: «از ما هیچ مدرکی برای اثبات تقلب ندارند و حتی با درخواست ما مبنی بر بررسی دوباره پاسخنامهها موافقت نمیکنند. از خود من نه وسیلهای برای تقلب گرفتهاند نه توضیحی مبنی بر چرایی متقلب خواندن من میدهند. هیچ کس هم پاسخگو نیست. بیدلیل رتبههای ما را باطل کردهاند و 20 روز مانده به مهر اعلام کردند باید آزمون مجدد بدهیم.» دختر دیگری نیز از اینکه پیامک تقلب از سوی سازمان سنجش، دریافت کرده، شوکه شده و میگوید: «ما در مقابل وزارت علوم جمع شدیم و خواستیم که پاسخبرگهای ما را بررسی کنند. خود من روی پاسخنامهام برای حل مسئلهها، فرمول نوشتم و به جواب رسیدم و خیلی برایم عجیب است که به من اتهام تقلب زدهاند.»
آزمون مجدد و تفسیر سلیقهای قانون
داوطلبان دیگری از شهرستانها و بخشهای مرزی و محروم صدایشان را به ما رساندهاند. آرامش، یکی از ساکنان این مناطق که داوطلب کنکور امسال نیز بوده است، میگوید: «کنکور دادن در شهرهای مرزی، شقالقمر است. بعد از 2 سال توانستم در کنکور شرکت کنم و حالا میگویند باید دوباره تا 21 مهرماه، امتحان بدهی.» پدر یکی از داوطلبان نیز در رابطه با تفسیر سلیقهای ماده 11 رسیدگی به تخلفات آزمون میگوید: «به فرزندم گفتهاند که باید در چند درس در مدت زمان کوتاهی دوباره امتحان بدهد. دلیلی که برای کنکور مجدد پسرم آوردهاند این است که درصدهای مفاد درسی او در سال 1401 با کنکور سال 1400 مغایر است. این در حالی است که او برای ترمیم نمراتش، امتحان مجدد داده بود و حالا محکوم به امتحان دوباره است.» عبدالرضا مصری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در همین رابطه ماه گذشته گفته بود: «اگر تقلبی در آزمون صورت گرفته، باید اعلام شود و متخلفان به دادگاه معرفی شوند اما اینکه گفته شود داوطلبان یک بار دیگر در آزمون شرکت کنند، صحیح نیست.» در این ارتباط حسن مروتی، معاون امور آزمونهای سازمان سنجش نیز به شرق گفته بود: «داوطلبانی که نتایج کنکور آنها با سوابق تحصیلی یا کنکور سال های گذشته یکسان نبوده است یا شباهت با پاسخ نامه های تقلب یکسان بوده؛ مشکوک به تقلب هستند. ما این داوطلبان را صدا می کنیم و بسته به این که در چه درسهایی در دبیرستان ضعیف بوده اند و الان رتبه خوبی آورده اند؛ بین ۱ تا ۴ درس را مجدد امتحان می دهند. برای مثال نمره درس ریاضی آنها در مدرسه ۱ شده است؛ اما درصد تست آنها در کنکور سراسری ۸۲ شده باشد که باید همان درس را مجدد آزمون دهند.»
همه این داستانها در حالی است که عبدالرسول پورعباس، رئیس سازمان سنجش کشور قسم خورده بود که سوالات کنکور لو نرفته و این آزمون در سلامت کامل برگزار شده است. اما بعدتر گفت که 800 داوطلب متقلب در کنکور را شناسایی کردهاند. او در هفته پایانی شهریور ماه اضافه کرد: «اگر تخلف داوطلبان اثبات شود، با 1 تا 10 سال محرومیت از شرکت در کنکور مواجه میشوند.» حالا که انتخاب واحد یک ترم دانشگاهها گذشته است، داوطلبان پشت کنکوری بدون این که جواب روشنی از سازمان سنجش دریافت کنند، محکوم به شرکت مجدد در آزمون ورود به دانشگاه شدهاند.
ضربه سخت جنگ، گرما و خشکسالی به کشاورزی اروپا
وضعیت تولید غذا در سال جاری میلادی همچنان بحرانزده است. سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو) با پیشبینی افت ۱.۴ درصدی تولید غلات دنیا در سال جاری اعلام کرده تولید غلات اوکراین در این سال ۳۸ درصد کاهش یافته اما تولید غلات روسیه بیش از ۱۰ درصد افزایش مییابد. برآورد فائو همچنین از ناتوانی کشورها در تامین غذای مورد نیازشان حکایت دارد به طوری که مجبور میشوند از ذخایر غلاتشان برداشت کنند.
سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در جدیدترین گزارش خود از سلسله گزارشهای دورنمای محصولات و وضعیت غذایی که هر سه ماه یکبار منتشر میشود، پیشبینی کرد. تولید غلات دنیا در سال جاری میلادی ۱.۴ درصد نسبت به سال قبل کاهش یابد و به ۲۷۷۴ میلیون تن برسد. بر این اساس امسال ۳۸.۹ میلیون تن غله کمتری در دنیا نسبت به سال ۲۰۲۱ تولید میشود.
به گزارش ایرنا، پیشبینی این نهاد بینالمللی از تولید غلات دنیا در سال ۲۰۲۲ نسبت به گزارش سه ماه قبل ۱۷.۲ میلیون تن کاهش داشته است. تداوم خشکسالیها در نیمکره شمالی باعث کاهش پیشبینی فائو از تولید غلات دنیا در سال جاری میلادی شده است.
بر اساس این گزارش، کشاورزی اروپا بیشترین ضربه را از خشکسالی در مقایسه با مناطق بزرگ دیگر تولیدکننده غلات در سال ۲۰۲۲ متحمل شده است به طوری که انتظار میرود تولید غلات این منطقه در سال جاری ۷.۷ درصد نسبت به سال قبل کاهش یابد و به ۵۰۷ میلیون تن برسد. هوای داغ و خشک به ویژه آسیب زیادی به مزارع ذرت در اروپا زده و باعث کاهش ۱۶ درصد برداشت محصول ذرت در این منطقه نسبت به سال قبل شده است.
تولید غلات در آفریقا نیز امسال ۴.۴ درصد، در آمریکای شمالی ۰.۳ درصد و در آسیا ۰.۱ درصد کاهش پیدا میکند. اما در آمریکا جنوبی شاهد افزایش ۱۰.۷ درصدی تولید غلات خواهیم بود. تولید غلات این منطقه از ۲۲۷ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به ۲۵۲ میلیون تن در سال ۲۰۲۲ خواهد رسید.
بر اساس پیشبینی فائو تولید غلات دنیا در سال ۲۰۲۲ پاسخگوی کل نیاز مردم در این سال نخواهد بود و کشورها مجبورند بخشی از این نیاز را با برداشتن از ذخایر غله خود تامین کنند. بر این اساس انتظار میرود ذخایر غلات دنیا در سال جاری ۲.۱ درصد نسبت به سال قبل کاهش پیدا کند و به ۸۴۵ میلیون تن برسد
گندم به عنوان مهمترین غله تولیدی در دنیا با افت تولید چندانی در سال جاری مواجه نخواهد شد. فائو انتظار دارد تولید جهانی گندم امسال تنها ۰.۱ درصد نسبت به سال قبل کاهش یابد و به ۷۷۷ میلیون تن برسد. در سال ۲۰۲۱ بالغ بر ۷۷۸ میلیون تن گندم در دنیا تولید شده بود.
اما تولید برنج با افت ۲.۱ درصدی در سال ۲۰۲۲ مواجه میشود و به ۵۱۴ میلیون تن میرسد. تولید برنج دنیا در سال قبل ۵۲۵ میلیون تن گزارش شده بود. تولید سایر غلات نیز امسال ۱.۸ درصد کاهش مییابد و بالغ بر ۱۴۸۲ میلیون تن خواهد شد.
این گزارش همچنین انتظار دارد تجارت جهانی غلات در سال جاری میلادی با افت ۱.۹ درصدی نسبت به سال قبل مواجه شود و به ۴۶۹ میلیون تن برسد. مصرف جهانی غلات نیز ۰.۱ درصد کاهش یافته و به ۲۷۹۲ میلیون تن خواهد رسید.
بر اساس پیشبینی فائو تولید غلات دنیا در سال ۲۰۲۲ پاسخگوی کل نیاز مردم در این سال نخواهد بود و کشورها مجبورند بخشی از این نیاز را با برداشتن از ذخایر غله خود تامین کنند. بر این اساس انتظار میرود ذخایر غلات دنیا در سال جاری ۲.۱ درصد نسبت به سال قبل کاهش پیدا کند و به ۸۴۵ میلیون تن برسد.
هند به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان برنج دنیا با افت بیش از ۴ درصدی تولید این محصول مواجه میشود. تولید برنج هند در سال قبل ۱۹۵ میلیون تن اعلام شده بود که انتظار میرود این رقم در سال جاری به ۱۸۷ میلیون تن کاهش یابد. تولید برنج پاکستانی نیز با کاهش ۶ درصدی به ۱۳.۲ میلیون تن میرسد.
بر اساس پیشبینی فائو تولید غلات کشور آمریکا در سال جاری میلادی نیز با کاهش ۴.۲ درصدی نسبت به سال قبل مواجه میشود و به ۴۳۳ میلیون تن میرسد.
روسیه با وجود این که درگیر جنگ با اوکراین است تولید غلات خود را ۱۰.۶ درصد افزایش داده و به ۱۳۰ میلیون تن میرساند. در سال قبل ۱۱۷.۶ میلیون تن غله در این کشور تولید شده بود. تولید گندم این کشور با رشد ۱۴ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۱ به ۸۶.۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۲ میرسد.
اما اوکراین با افت ۳۸ درصدی تولید غلات خود در سال جاری مواجه شده به طوری که بر اساس انتظار فائو، تنها ۵۳.۱ میلیون تن غله در این کشور طی امسال تولید میشود که این رقم ۳۲.۵ میلیون تن کمتر از سال قبل است. تولید گندم اوکراین از ۳۲.۲ میلیون تن در سال قبل به ۲۰ میلیون تن در سال جاری خواهد رسید. تولید برنج در اوکراین همچون سال قبل صفر خواهد بود و تولید سایر غلات از ۵۳.۴ میلیون تن به ۳۳.۱ میلیون تن کاهش مییابد.
پیش از این در فروردین ماه امسال روسای بانک جهانی (WBG)، صندوق بینالمللی پول (IMF)، برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) و سازمان تجارت جهانی (WTO) خواستار اقدام فوری در زمینه امنیت غذایی شده بودند.
آنها در بیانیهای گفته بودند: «جهان با چندین بحران به لرزه درآمده است. پیامدهای جنگ در اوکراین به همهگیری کووید-۱۹ میافزاید که اکنون وارد سومین سال خود شده است، در حالی که تغییرات آب و هوایی و افزایش شکنندگی و درگیریها، آسیبهای دائمی را برای مردم در سراسر جهان به وجود میآورد. افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی و کمبود عرضه باعث افزایش فشار بر خانوارها در سراسر جهان شده و میلیونها نفر را به فقر سوق میدهد. این تهدید برای فقیرترین کشورها که سهم بسیار زیادی از واردات مواد غذایی دارند، بسیار بالاست اما آسیبپذیری در کشورهای با درآمد متوسط که میزبان اکثر فقیران جهان هستند، به سرعت در حال افزایش است. برآوردهای بانک جهانی هشدار میدهد که به ازای هر یک درصد افزایش قیمت مواد غذایی، ۱۰ میلیون نفر در سراسر جهان در فقر شدید قرار میگیرند.»
آنها هشدار داده بودند که افزایش قیمت مواد غذایی با افزایش چشمگیر قیمت گاز طبیعی (یک عنصر کلیدی کود نیتروژندار) تشدید میشود. در بیانیه این چهار نهاد مهم تاکید شده که افزایش قیمت کود به همراه کاهش قابلتوجه عرضه جهانی آن، بر تولید مواد غذایی در اکثر کشورها از جمله تولیدکنندگان و صادرکنندگان عمده که به شدت به واردات کود متکی هستند، پیامدهای مهمی دارد: «افزایش قیمت مواد غذایی و صدمات عرضه میتواند به تنشهای اجتماعی در بسیاری از کشورهای آسیبدیده دامن بزند، بهویژه کشورهایی که در حال حاضر شکننده هستند یا تحت تأثیر درگیری قرار گرفتهاند.»
این نهادها از جامعه بینالمللی تقاضا کرده بودند که فوراً با اقدامات هماهنگ اعم از تأمین مواد غذایی اضطراری، حمایت مالی، افزایش تولید کشاورزی و تجارت آزاد از کشورهای آسیبپذیر حمایت کنند. خواستهای که میزان تحقق آن پس از گذشت چند ماه هنوز مبهم است.
لزوم بازگشت به حقوق اساسی شهروندان
در ادامه اعتراضهای روزهای اخیر، دیروز در برخی دانشگاههای کشور دانشجویان تجمعات اعتراضی برپا کردند. اعتراضهایی که ابتدا در واکنش به مرگ مهسا (ژینا) امینی آغاز شد اما حالا به نظر میرسد برخی از دیگر مشکلات و معضلات سیاسی و اجتماعی شهروندان نیز به اعتراضها راه یافته است.
تجمعهای اعتراضی که دیروز در چند دانشگاه تهران و دیگر شهرهای کشور برپا شد، آنطور که خبرگزاری فارس گزارش کرده، مسالمتآمیز و بهدور از خشونت برگزار شده است: «با شروع رسمی کلاسهای آموزشی و همزمان با بازگشایی دانشگاهها، صبح روز گذشته برخی دانشگاهها شاهد اعتراضها دانشجویی بود. بنابر این گزارش، دانشجویان شعارهای سیاسی و فرهنگی سر میدادند اما برخلاف اغتشاشات میدانی، خبری از آشوبگری و آتش زدن اموال عمومی نیست. دانشجویان نسبت به عملکرد پلیس و برخوردهای صورت گرفته معترض هستند و بعضا شعارهای هیجانی و تندی نیز سر میدهند. همزمان تعداد دیگری از دانشجویان نیز نسبت به حرمتشکنی در محوطه دانشگاهها شعارهایی مبتنی بر نگاه و سلیقه خود سر دادند.» خبرگزاری فارس همچنین در بخش دیگری از گزارش خود نوشت: «در برخی موارد محوطه دانشگاه به عرصه شعار دادن و کنایهزنیهای دو طیف نسبت به هم تبدیل میشد که با پادرمیانی استادان و دانشجویان سالهای بالاتر برای لحظاتی فروکش میکرد اما دوباره با بهانهای از سر گرفته میشد. اما همزمان با این تجمعات تعداد محدودی در بیرون دانشگاه و حوالی میدان انقلاب اقدام به شعار دادن کردند که ماموران انتظامی با آنها برخورد کردند. مشاهدات میدانی خبرنگاران این خبرگزاری اصولگرا همچنین از این حکایت دارد که در تجمع بیرون دانشگاه برخی افراد توسط پلیس بازداشت شدهاند.»
دیروز در برخی دانشگاهها تجمعات دانشجویی برگزار شد و خبرگزاری فارس هم از غیرخشونتآمیز بودن این تجمعات گزارش داد
بازگشت به حقوق شهروندی
در همین حال یک نماینده پیشین مجلس بر این نظر است که «مشکل مربوط به امروز و دیروز نیست و جوانان مطالبات انباشتشده فراوانی دارند که تا وقتی مورد توجه قرار نگیرد، حتی اگر در کوتاهمدت، این نارضایتی بروز نیابد، بالاخره زمانی سر باز میکند.» کمالالدین پیرموذن که در این رابطه با «پیام ما» به گفتوگو نشسته، معتقد است «تنها نسخه شفابخش امروز کشور، بازگشت به حقوق شهروندی و احترام به حقوق شهروندان ایرانی است.» این نماینده پیشین با انتقاد نسبت به رفتار گشت ارشاد با خانوادهها و بهخصوص زنان و دختران ایرانی، میگوید: «وقتی تورم، فقر و بیکاری اهداف انقلاب اسلامی ایران را مختل میکرد و هیچکس برای لشکر عظیم بیکارانِ جوان فکری نمیکرد و تلاش نمیشد تا با افزایش ثروت ملی و حمایت از کارآفرینان راستین این مشکلات حل شود، باید به امروز فکر میکردیم.» او معتقد است: «امروز کنار تمامی این مسائل، نظارهگر کوتاهی مسئولان نیز هستیم و میان آنچه هست و آنچه باید باشد، فاصلهای عمیق احساس میشود.» بهگفته پیرموذن، «وقتی به حاشیهنشینی و بیکاری جوانان که ناشی از توزیع نشدن درست ثروت ملی است، توجه نمیشود و برابری در حقوق شهروندی بهمعنای برخورداری برابر همگان از استانداردهای خدماترسانی در شهرهای مختلف کشور مورد بیمهری قرار میگیرد و انحصارگران، حق را در انحصار خود میخواهند و زیادهخواهی اقلیتی از آنان زمینهساز آسیبهای فروان اجتماعی شده، نمیتوان انتظار دیگری جز آنچه میبینیم داشته باشیم.» او با بیان اینکه «محدود کردن عرصه انتخابات، این تلقی را ایجاد میکند که رای دادن بیفایده است»، میگوید: «وقتی با بیتوجهی نسبت به این مهم، نخبگان و جوانان جامعه را به این باور رساندیم که صندوق انتخابات تعیینکننده نیست، باید منتظر چنین وضعیتی نیز باشیم.» نماینده اصلاحطلب مردم اردبیل در مجلس نهم با انتقاد نسبت به عملکرد اقتصادی دولتها و افزایش شکاف طبقاتی گفت: «ترکیب تحریم، نابرابری و فساد اقتصادی، فقر را تشدید کرده، نمیتوان انتظار دیگری از شهروندان داشت.» پیرموذن در بخش دیگری از تحلیل ناآرامیها، افزود: «کمتوجهی به برخی مطالبات برحق مردم و به خصوص نسل جوان و ناکافی بودن بسترهای مناسب برای نقد، موجب میشود اعتراضهای کوچک صنفی، اجتماعی و مدنی، دامنهدار و تبدیل به بحران شوند که در مواردی، طمع بیگانگان را نسبت به دخالت در امور داخلی کشور و جامعه برمیانگیزد. با این همه وقتی احزاب سیاسی که نقش حیاتی در یک نظام مردمسالار دارند، مورد بیتوجهی قرار گرفته و تجاربشان بهکار گرفته نمیشود، طبیعی است که امروز اینچنین با مشکلاتی جدی مواجه میشویم.»
به باور این چهره سیاسی «وقتی صدای اقوام و مذاهب گوناگون را نشنویم و فریاد فقرا و بیکاران و گروههای حاشیهنشین به مراکز تصمیمگیری نرسد، طبیعی است که کام آنان تلخ شده و مطالبات و صدای ناشنیده مردم و بهویژه نسل جوان جامعه به غوغا تبدیل شود.»
کمالالدین پیرموذن، نماینده پیشین مجلس: بدانیم که راهی جز جلب مشارکت عمومی بهخصوص نسلهای جوان و دانشگاهیان نداریم و باید به این باور برسیم که راهحل معضلات و بحرانهای پیشروی کشور، اعطای حقوق شهروندی عموم و آحاد جامعه و در اولویت قرار دادن اقتصاد و مسائل اقتصادی کشور است
پیرموذن «محقق نشدن حقوق شهروندی» و «بیتوجهی به مطالبات اجتماعی» را دو دلیل عمده بحرانی شدن شرایط کنونی میداند و میگوید: «مشارکت ندادن این نسل و به بازی نگرفتنشان در امور مملکت، منجر به تشدید نارضایتی آنان شده است.» این چهره سیاسی در پاسخ به این پرسش که برای حل این مشکلات و عبور از بحرانهای پیشرو باید چه کرد، میگوید: «باید همه اندیشهها و تجربهها را به میدان کشاند و یقین داشته باشیم که قدرت انقلاب اسلامی به تمامی ناشی از حمایت ملت از این نظام است.» او که معتقد است «هر اقدامی که به شکاف بیشتر میان نظام و مردم بیانجامد، ضربهای سنگین به انقلاب است»، میگوید: «باید از مطلقگرایی و تندروی و تخریب که با روح اسلام، انقلاب و احساسات مردمی و منطق و منافع ملی ما ناسازگار است، پرهیز کنیم و اقتصاد ایران و معیشت ایرانیان را در اولویت قرار دهیم.» پیرموذن در پایان به «پیام ما» میگوید: «فراموش نکنیم که یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی، تلاش برای افزایش مشارکت مردم بهویژه نسلهای جوان در اداره امور مملکت بود و امروز نیز اگر خواستار تحقق اهداف انقلاب اسلامی هستیم، باید به این گروههای مختلف جامعه توجه کافی و وافی داشته باشیم. باید بدانیم که راهی جز جلب مشارکت عمومی بهخصوص نسلهای جوان و دانشگاهیان نداریم و باید به این باور برسیم که راهحل معضلات و بحرانهای پیشروی کشور، اعطای حقوق شهروندی عموم و آحاد جامعه و در اولویت قرار دادن اقتصاد و مسائل اقتصادی کشور است.»
|پیام ما| واحد تولید بنزین پالایشگاه آبادان با وجود نقص فنی و افزایش آلایندگی همچنان شبانه فعالیت میکند. پیگیری «پیام ما» نشان میدهد در روزهای گذشته بار دیگر با فعالیت یکی از واحدهای تولیدکننده بنزین در پالایشگاه آبادان، گردی سفید در سراسر این شهر منتشر شد. این آلودگی پیش از این اواخر تیرماه امسال برای اولینبار مشاهده شد و در آن زمان سرپرست دانشگاه علوم پزشکی آبادان، استفاده از ماسک در فضای عمومی را توصیه کرده و روابط عمومی پالایشگاه ناچار به عذرخواهی از شهروندان شده بود.
پیش از این صبح ۲۷ تیر ماه امسال بود که گرد سفید حاصل از فعالیت واحد «کتکراکر» پالایشگاه آبادان که یکی از مراکز تولید بنزین کشور است، خیابانها و کوچهها را پوشاند و در نهایت مسئولان پالایشگاه توضیح دادند که این گرد از واحد کاتالیست انتشار یافته چون در حال تعمیرات و راهاندازی دوباره، دچار مشکل شده است. در حالی که در اظهارنظرها گفته شده بود که میزان سمی بودن این مواد آلاینده مشخص نیست. مدیرعامل پالایشگاه آبادان در همان روز گفت: «گرد سفیدی که از واحد کت کراکر فاز ۳ پالایشگاه نفت آبادان نشت کرده و در سطح شهر انتشار یافته، کاتالیست سمی نیست.»
او از سوی دیگر گفت: «در سالهای گذشته نیز شاهد انتشار گردوغبار سفید رنگ از این واحد بودیم، اما با اقدامهای انجامشده مقدار دود سفید منتشرشده از ۰.۹ در سال گذشته به ۰.۴ در سال جاری کاهش یافته است.»
محمدجواد اشرفی، مدیرکل محیط زیست استان خوزستان پیش از این به «پیام ما» گفته بود که این آلودگی در سالهای گذشته نیز این موضوع به تناوب وجود داشته است و جزو ماهیت واحد و فرایند راهاندازی است و درباره نتیجه پیگیریهای محیط زیست توضیح داده بود: «پالایشگاه به دلیل ترکیدگی لولههای جریان آب فرآیندی دچار مشکل میشود و خاموشی موقت اتفاق میافتد و در اثر آن حجم قابل توجهی از کاتالیستها که غالبا ترکیباتی آلاینده هستند در محیط پیرامونی و شهر آبادان رهاسازی میشود. مسئله دوم اما این است که پالایشگاه آبادان با وجود مشکل فنی در واحد کتکراکر و داشتن نقص فنی مشهود، به تولید ادامه داده و این روند باعث آلودگی تمام محیط اطراف و شهر شده و این کار اشتباه بوده است.»
استقرار یگان فاتحین در بهشت زهرا(س)
سازمان بهشت زهرا(س) در اطلاعیهای اعلام کرده است که از این پس قرار است حفاظت محیطی و پیرامونی سازمان بهشت زهرا به یگان فاتحین واگذار شود. این یگان براساس گفتوگوی سال ۹۹ خبرگزاری تسنیم، در سال ۷۸ و با همت شهید فتحینژاد و بسیجیان غرب تهران در ناحیه مقداد و تحت عنوان یگان عملیات ویژه هوابرد ایجاد شده است و امروز یکی از ردههای سازمان رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است. پیش از این حفاظت فیزیکی بهشت زهرا (س) در تهران بر عهده دژبان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.
روابط عمومی سازمان بهشت زهرا در اطلاعیهای تاکید کرده است که حفاظت محیطی و پیرامونی این سازمان طی تفاهمنامهای به یگان فاتحین واگذار شده است. حفاظتی که تا پیش از این به عهده دژبان ارتش بود. روابط عمومی این سازمان گفته است که همکاری با ارتش در زمینههای دیگر از جمله تشریفات سازمان ادامه خواهد داشت. اما به دلیل نیاز به مراقبت حداکثری از این آرامستان و بهویژه بزرگترین میراث فرهنگی دوران دفاع مقدس، یگان فاتحین با سابقه درخشان، هماهنگی با یگان حفاظت شهرداری و مجموعه انتظامی در این سازمان مستقر شده است. این گزارش همچنین تاکید کرده است که از دو هفته گذشته طی تفاهمنامهای موضوع حفاظت از بهشت حضرت زهرا(س) به یگان فاتحین سپرده شد و این مجموعه مسئولیت حفاظت و مراقبت سازمان را برعهده خواهند گرفت. برخی منابع آگاه پیشتر به خبرنگار پیام ما گفته بودند که به دلیل بروز برخی اختلافنظرها میان دژبان ارتش و مدیریت قبلی سازمان بهشت زهرا، دژبان ارتش از این محوطه پیرامونی خارج شده بود. یگان فاتحین براساس گفتوگویی که سال ۹۹ با سید محمود هاشمی، فرمانده این یگان با خبرگزاری تسنیم انجام داده است، یگان فاتحین در سال ۸۸ فاتحین یکی از یگانهای زبانزد بود و خیلی از ردههای سپاه فکر نمیکردند که یک یگان بسیجی با این انسجام بتواند کار انجام دهد. آنطور که هاشمی گفته است: ما آن موقع 4 گردان در تهران بودیم و خیلی از دانشکدههای سپاه درخواست میکردند که فرمانده گردانهای ما بروند آنجا و برای آنها تجربیات مأموریتهای موفق را تشریح کنند. تقریباً ما مأموریت ناموفق نداشتیم لذا از ما درخواست میکردند که تجربیاتمان را در اختیار آنها قرار دهیم. خبرگزاری تسنیم اما نوشته است که آنچه باعث شد تا نام یگان فاتحین بیش از هر زمانی بر سر زبانها بیفتد: «حضور نیروهای این یگان در جبهه مقاومت و دفاع از حرم اهلبیت(ع) در برابر تروریسم تکفیری بود که در این مسیر یگان فاتحین شهدا و جانبازانی نیز تقدیم کرده است.»
تا قبل از استقرار مدیریت شهری پنجم، شهرداری تهران در دورههای مختلف با قرارگاه خاتم همکاریهایی داشت، یکی از مهمترین آنها ایجاد پل صدر بود. تنها چند ماه بعد از حضور مدیریت شهری ششم، به نظر میرسید که اعضای شورای ششم و مدیران تازه به شهرداری آمده بر تداوم این همکاریها تاکید داشتند و در گفتوگوهایشان به این موضوع اشاره میکردند
همکاریهای اجتماعی در شهر تهران
این نخستینبار نیست که شهرداری تهران برای مدیریت امور شهری با سپاه همکاری میکند. ۲۸ مهر پارسال بود که امین توکلیزاده، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران به روزنامه «پیام ما» توضیحات کلی درباره عملکرد قرارگاه اجتماعی داد. قرارگاهی که به گفته او نهادهای انقلابی مانند سپاه هم در آن همکاری دارند: «یک ضلع حتما نهادهایی که موظفند یا مشتاقند و دستگاههای دولتی هستند که وارد صحنه میشوند. مثل عزیزانی که در نهادهای انقلابی هستند با اینحال که سپاه، بسیج، ستاد اجرایی و بنیاد علوی در وظایف قانونیشان نباشد اما به واسطه تکلیف شهروندی پای کار آمدند و ما با این عزیزان جلساتی داشتیم.» به گفته توکلیزاده قرار است نیروهای جهادی به سازمانهای مردم نهاد اضافه شوند. او با اشاره به اینکه قرارگاه خاتم هم برنامه محله محور داشته است و با کمک مساجد و ائمه جمعه موضوع «کفالت اجتماعی» را دنبال میکند. واژهای که او برای توضیحش هر نوع حمایت اجتماعی را عنوان کرد: «وقف، صدقه، ایثار و … اینها موضوعاتی است که در وجود همه ما ایرانیها هست. اگر بتوانیم اینها را هدایت کنیم یعنی این صدقه برای رفع آسیبهای اجتماعی همان محله استفاده شود، معنای کفالت است.» توکلیزاده درباره نوع خدمات هم گفته بود: «اقدام خوبی در یک سال گذشته آغاز شده است، تحت عنوان کمکهای مومنانه، این مساله در همه موضوعات حیاتی به داد کشور رسید. در آن زمان دستگاههای دیگری مانند سپاه هم به کمک آمدند که واقعا پرچمدار بود در موضوع کمک مومنانه و کمک به محرومان. ما خواهش کردیم از سپاه و بسیج که تهران را هم ببینند که الحمدالله با استقبال خوبی مواجه شد.» آن زمان برخی از پژوهشگران منتقد این رویه بودند تا جایی که پیام روشنفکر، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات مدیریت رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران در واکنش به این خبر به روزنامه «پیام ما» گفته بود: «من تصور میکنم که تداخل حوزهای لزوما کار مثبتی نیست. در حوزه مسائل اجتماعی همواره تاکید میشود که رویکرد اجتماعی داشته باشیم. نه رویکرد پزشکی و انتظامی و جرمانگارانه و قضایی و نه حتی مهندسی؛ چون تمام این ادبیات در دورههای مختلف در فضای اجتماعی حاکم بوده و در دورهای از واژههای کنترل و ساماندهی و… استفاده میشد.»
حضور دوباره قرارگاه خاتم در شهر تهران
تا قبل از استقرار مدیریت شهری پنجم، شهرداری تهران در دورههای مختلف با قرارگاه خاتم همکاریهایی داشت، یکی از مهمترین آنها ایجاد پل صدر بود. تنها چند ماه بعد از حضور مدیریت شهری ششم، به نظر میرسید که اعضای شورای ششم و مدیران تازه به شهرداری آمده بر تداوم این همکاریها تاکید داشتند و در گفتوگوهایشان به این موضوع اشاره میکردند. یازدهم مهرماه پارسال، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران از واگذاری پروژههای شهر تهران به قرارگاه خاتم خبر داده بود و گفته بود، تلاش ما این است که پروژههای نیمهتمام را تمام کنیم و اعتبارات لازم آن را نیز تامین کنیم. آنطور که رئیس شورای شهر تهران گفته بود: از ادوار گذشته مدیریت شهری همکاری نزدیکی را با سپاه و قرارگاه خاتم برای انجام پروژههای بزرگ در قالب مگاپروژه داشته است که این موضوع در شورای چهارم بسیار بیشتر بود و با توجه به ظرفیت قرارگاه خاتم در اجرای پروژهها و مگاپروژهها، قاعدتاً شهرداری تهران تمایل زیادی را به واگذاری این پروژهها به قرارگاه خاتم دارد البته در کنار قرارگاه خاتم با پیمانکارانی واجد شرایط نیز باشد، استفاده میکنیم که به عنوان مثال در پروژه نیایش از یک پیمانکار بخش خصوصی استفاده کردیم که انصافاً همکاری خوبی را با مجموعه شهرداری داشت.
چند ماه بعد از صحبتهای چمران، ۲۲ اسفند پارسال برخی از خبرگزاریها از برگزاری مراسمی برای انعقاد تفاهمنامه میان شهرداری و قرارگاه خاتم خبر دادند. تفاهمنامههایی که قرار بود بعد از دوره مدیریت شهری پنجم دوباره پایش به مدیریت شهری باز شود. مراسم البته برخلاف اطلاعرسانیهای قبلی برگزار نشد، همان زمان، پرویز سروری، نایب رئیس شورای شهر تهران هم به اکو ایران گفته بود که قرارگاه نشان داده سرمایه گذار مطمئنی است و به قولی چپش پر است و همه نحلههای سیاسی به این موضوع اذعان داشتند که یکی از بهترین پیمانکاران قرارگاه خاتم است و در تمام پروژه های موفق تهران و حتی کشور شما رد پای قرارگاه را میبینید. اما ۲۰ اردیبهشت ماه امسال یعنی همزمان با اولین نشست خبری علیرضا زاکانی، هنوز خبری از انعقاد تفاهمنامه با قرارگاه خاتم نبود. شهردار تهران به خبرنگار «پیام ما» اعلام کرد که هنوز تفاهمنامهای با قرارگاه خاتم نوشته نشده است و ممکن است این تفاهمنامه در هر حوزهای باشد، اما هنوز وارد موضوع تفاهم نشدیم. در نهایت اما ۲۲ تیر امسال تفاهمنامهای با همکاری مشترک بین شهرداری تهران و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا برای احداث خط ۱۰ متروی تهران بسته شد. مسعود درستی، مدیرعامل شرکت متروی تهران در آیین انعقاد این تفاهم نامه به تجربیات قبلی قرارگاه و شهرداری تهران در گذشته اشاره کرد و گفت: دو تجربه موفق در خط ۷ و توسعه جنوبی خط یک با ۵۲ کیلومتر مسیر و ۲۰ ایستگاه در متروی تهران که تا پایان سال آینده به ۲۶ کیلومتر میرسد و ۴ ایستگاه دیگر نیز به آن اضافه میشود، باعث انعقاد تفاهم نامه جدید در خط ۱۰ با قرارگاه خاتم الانبیا شد.
برخی مناطق شهرداری هم گاهی از همکاریهای مشترک با سپاه اخباری منتشر کردند. شهرداری منطقه ۲۰ خبرگزاری شهر، ارگان رسمی شهرداری تهران به نقل از ناظم رضوی، شهردار این منطقه اعلام کرد که در راستای ارتقاء سرانه فضای سبز شهری با همکاری سازمان بوستانها و فضای سبز شهرداری تهران دو مجموعه باغی تملک و در اختیار شهروندان قرار میگیرد و همچنین با همکاری سپاه استان تهران محلی برای احداث بوستان جنگلی پاسدار اختصاص مییابد. اما برای اطلاع از اینکه چنین تفاهمنامههایی در چه سطح و تا چه حدودی میتواند مشکلات تلنبار شده شهر تهران را برطرف کند، باید اندکی صبور باشیم.
اعتبارهای بینتیجه موزه روستایی «قرق»
از سال 97 که ساخت موزه روستایی در قرق استان گلستان مصوب شد، دولت اعلام کرد که این موزه با استقرار 100 خانه و بنای روستا، به عنوان دومین موزه روستایی کشور بعد از سراوان گیلان تا سال 98 به بهرهبرداری خواهد رسید. وعدهای که تاکنون محقق نشده است و تنها چهار بنا از مجموع بناهایی که قرار بود در فرآیند ساخت موزه جابهجا شوند بر جای گذشته خود ماندند. در توضیح این موضوع مدیران میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان آن را به نبود اعتبار نسبت دادند.
در روزهای اخیر مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان از اختصاص ۵۶ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریال اعتبار از منابع ملی و استانی به منظور تسریع در عملیات اجرایی فاز اول موزه میراث روستایی گلستان خبر داد و گفت: بیش از ۱۰۰ روستا برای اجرای موزه میراث روستایی گلستان شناسایی شده است. اعتباری که مشخص نیست این بار نیز مانند گذشته بعد از یک خبر فراموش میشود یا پای پولهای قول داده بالاخره به استان میرسد.
محمدجواد ساوری در این باره به «پیامما» میگوید: عملیات اجرایی این مرحله از پروژه موزه میراث روستایی گلستان در راستای تسریع در اجرای فاز نخست آن، با اختصاص اعتبار ۵۶ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریالی از منابع ملی و استانی آغاز شد. دوباره چینی دو سازه روستایی تِلار و خانه دنکوب با اعتبار ۳۰ میلیارد ریال و همچنین اجرای الحاقات سازه خانه قلندر آیش شامل طویله و تنور و ایجاد مسیر دسترسی به طول ۱۰۰۰ متر بین سازههای مختلف پروژه با اعتبار ۲۶ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریال از جمله اقدامات پیشبینیشده برای عملیات اجرایی این مرحله از پروژه است.
یک کارشناس جغرافیای گردشگری: اگر موزه قرق جدی گرفته میشد میتوانست سهم قابل توجهی در گردشگری استان داشته باشد و حتی با درآمدهای جانبی مانند استفاده به عنوان لوکیشن فیلمها و سریالها و مانند آن عمل کند
114 میلیارد بینتیجه
تِلار، سازهای کاملاً چوبی با قدمت ۱۰۰ سال در روستای کوهپایهای جفاکنده شهرستان بندر گز است. خانه دنکوب نیز که قدمت آن به ۱۵۰ سال قبل میرسد از روستای کوهستانی آلستان شهرستان علیآبادکتول است. برای اجرای موزه میراث روستایی گلستان بیش از ۱۰۰ روستا در سطح استان با بیش از ۴۰ گونه معماری شناسایی و مستندسازی شده است، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گلستان با بیان این مطلب میگوید: در فاز اول اجرای این پروژه ۵ سازه روستایی از ناحیه جلگهای و کوهپایهای استان اجرا و بهرهبرداری میشود.
به گفته او برای اتمام کامل فاز نخست پروژه موزه میراث روستایی گلستان که تاکنون ۴۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته، ۱۵۰ میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است. ساخت پارکینگ، سر در ورودی، حصارکشی، تکمیل عملیات زیرساختی همچون آب و برق، ساخت انبار و… از برنامههای اجرایی باقیمانده فاز اول پروژه موزه میراث روستایی گلستان است.
خبرهای زیادی طی سالهای گذشته و از زمان تصویب این طرح از تخصیص اعتبارات مصوبِ نیامده منتشر شده است. ساروی در مورد پیشینه این اعتبارات میگوید: تاکنون و طی سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ برای این پروژه مبلغ ۱۱۴ میلیارد و ۹۰۰ میلیون ریال هزینه شده که از این میزان ۹۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون ریال از منابع ملی و ۲۲ میلیارد ریال از منابع استانی تامین اعتبار شده است. با این میزان اعتبار تاکنون اقداماتی از جمله اجرای چهار سازه روستایی، بهسازی و راهاندازی سرویس بهداشتی، محوطهسازی سازههای روستایی، تکمیل زیرساختهای ضروری و مورد نیاز پروژه مانند آب، برق و شبکههای ارتباطی، آمادهسازی راههای داخلی دسترسی به موزه، ساخت بخش ورودی و نگهبانی موزه (فروش بلیت) و دوبارهچینی سازه روستایی نمادین موزه در محدوده ورودی انجام شده است.
سال 1398 مدیرکل وقت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان از تکمیل طرح موزه تا پایان همان سال خبر داده بود. این اعلام در شرایطی انجام شده بود که همزمان با سفر رئیس جمهوری به گلستان اعتبار قابل توجهی هم برای تکمیل موزه روستایی در مصوبات سفر جای گرفت. ابراهیم کریمی گفته بود: به موزه روستایی قرق از محل سفر رئیسجمهوری به گلستان در سال گذشته 7 میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافت. امیدواریم با تخصیص 5/3 میلیارد تومان از این اعتبار امسال بخشی از این موزه به بهرهبرداری برسد.
سال 1400 نیز احمد تجری مدیرکل سابق میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان بدون اشاره به سرنوشت اعتبارات گذشته گفته بود: در راستای بهره برداری از فاز نخست پروژه موزه میراث روستایی گلستان در سال جاری، اعتبار ۵۰ میلیارد ریالی آن تامین شد. دوبارهچینی دو سازه روستایی در پروژه موزه میراث روستایی گلستان به پایان رسیده و دو سازه در مراحل پایانی اجرای آن است.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان: عملیات اجرایی این مرحله از پروژه موزه میراث روستایی گلستان در راستای تسریع در اجرای فاز نخست آن، با اختصاص اعتبار ۵۶ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریالی از منابع ملی و استانی آغاز شد
تعلل در احداث و تکمیل طرحی که 7 سال از خوردن کلنگ اجرایی آن به زمین میگذرد در شرایطی است که قرار بود موزه روستایی قرق به اهرمی قوی و بازویی در توسعه گردشگری بومی و روستایی به ویژه در شرق استان گلستان عمل کند. در زمان احداث این موزه قرق هنوز یکی از روستاهای استان گلستان بود و اکنون چند سالی است شهر شده اما موزهاش به نتیجهای نرسیده است.
ظرفیتی که دیده نشد
یک کارشناس جغرافیای گردشگری معتقد است اگر موزه قرق جدی گرفته میشد میتوانست سهم قابل توجهی در گردشگری استان داشته باشد و حتی با درآمدهای جانبی مانند استفاده به عنوان لوکیشن فیلمها و سریالها و مانند آن عمل کند.
سید همام عمادیراد به«پیام ما» میگوید: طرحی که برای موزه روستایی قرق تدوین شده است طرح خوبی است و همه موارد در طرح مطالعاتی موزه روستایی دیده شده است. من معتقدم این موزه مزیتهای بیشتری نسبت به موزه گیلان دارد.
به گفته او موزه گلستان در مسیر یکی از گردشگرپذیرترین محورهای مواصلاتی کشور یعنی محور تهران به مشهد قرار دارد. موزه روستایی گیلان با اینکه در جاده فرعی قرار دارد، توانسته است 6 میلیون بازدیدکننده را در سال به خود جذب و نقش موثری در ماندگاری مسافران ایفا کند. عمادیراد تصریح میکند: «بنابراین میتوان به اعداد قابل توجهتری در موزه قرق توجه کرد. بدونشک از نظر فنی و سازههای مستقر موزه گلستان با موزه روستایی گیلان قابل قیاس خواهد بود، چراکه مشاور در هر 2 مجموعه یک نفر، یعنی دکتر طالقانی و موسسه تحقیقاتی دانشگاه تهران است.»
موزه میراث روستایی گلستان دومین مدل در نوع خود در کشور است و با برآورد اولیه ۵۰۰ میلیارد ریال به مساحت ۵۰ هکتار در زون فرهنگی پارک جنگلی قرق در حال اجرا است. قرار است این موزه با هدف حفظ، نگهداری، احیا مواریث فرهنگی روستایی اعم از ملموس و ناملموس در سطح استان گلستان راهاندازی شود. براساس برخی اخبار غیر رسمی، دلیل اصلی معطل ماندن اجرای این طرح نه فقط کمبود اعتبار، بلکه اختلاف میان کارفرما و مشاور طرح است.
هشدار درباره مصرف بالای آب در تهران
بنا به اعلام شرکت آب و فاضلاب استان تهران، در حالی که انتظار میرفت با شروع فصل پاییز از حجم بالای مصرف آب در تهران کاسته شود، اما به عنوان نمونه میزان مصرف آب در روز نخست مهرماه معادل سه میلیارد و ۴۵۰ میلیون لیتر بوده و در باقی روزهای هفته اول مهرماه نیز تغییری نداشته است. این حجم مصرف آب با میزان مصرف آب در روزهای اوج مصرف در تابستان گذشته تفاوتی ندارد و میزان مصرف آب در تهران در شرایطی همچنان بالاست که بنا بر اعلام سازمان هواشناسی استان تهران میزان بارشها در مهر و آبان امسال کاهش محسوسی نسبت به میانگین بلندمدت دارد. همچنین میزان بارشهای استان تهران در مقایسه با متوسط بلندمدت با کاهش ۲۶ درصدی مواجه بوده است. اکنون میزان ورودی آب به مخازن سدهای پنجگانه تهران با کاهش ۱۶ درصدی نسبت به سال آبی گذشته مواجه است و در آستانه فصل پاییز و شروع سال آبی جدید با ۴۱۱ میلیون متر مکعب ذخیره آبی و کسری ۸۹ میلیون متر مکعبی نسبت به سال گذشته وارد سال آبی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ می شویم. شرکت آب و فاضلاب استان تهران در پایان اذعان کرده است: در چنین شرایطی در کنار تمامی اقدامات فنی و مهندسی برای تامین آب، تنها مشارکت همدلانه شهروندان و رعایت شیوههای مدیریت مصرف است که تداوم تامین پایدار آب شرب پایتخت را تضمین میکند.
خنجر فیلترینگ بر تجارت الکترونیک
با قطعی و کندی گسترده اینترنت در روزهای اخیر پیرو ناآرامی و اعتراضات مردمی در سراسر کشور، به گزارش سازمان غیر دولتی نت بلاکس ناظر بر اینترنت جهانی؛ هزینه اختلال در اینترنت کشور هر ساعت 1.5 میلیون دلار تخمین زده شده است. همچنین به استناد از گزارش سالانه تجارت الکترونیکی در ایران تا سال گذشته (1400)، فعالیت 400 هزار کسب و کار وابسته به اینترنت است. حالا پرسش این است که شورای عالی فضای مجازی که احتمالاً این تصمیم را گرفته است، چه پاسخ یا راه جایگزینی برای جبران خسارتهای این کسب و کارها و فعالیت آنها دارد؟ در حالی که ضریب نفوذ اینترنت در ایران به عدد 127.2 درصد بالاتر از میانگین جهانی و منطقه رسیده است، ایجاد اختلال، کندی و قطع گسترده اینترنت در شبکه ثابت و همراه، بحران اقتصادی تازهای برای کشور به همراه میآورد.
سال 98 نیز پس از اعلام خبر گرانی بنزین و شروع اعتراضات، اینترنت به مدت 8 روز قطع شد. هر چند هیچگاه آمار دقیقی از میزان خسارت این قطعی منتشر نشد، اما عددی معادل 2500 میلیارد تومان خسارت فقط برای فضای کسبوکارهای دانشبنیان از سوی فراکسیون امید اعلام شد. حالا امروز پس از گذشت 11 روز، بار دیگر در روزهایی به سر میبریم که دسترسی به اینترنت بینالمللی محدود شده است. این محدودیت پس از آبان 98 بزرگترین مسدودی در حوزه دسترسی آزاد به اینترنت است.
مدیرعامل پیشین پلنت: کسبوکارهای آنلاین، حاشیههای سود اندکی دارند و دوره شکلگیری و رشد آنها چند ساله است. وقتی در مسیر رشد نفس آنها را بگیریم، برگشتشان به حالت عادی پر هزینهتر از ادامه راه گذشته است
دسترسی به اینترنت بینالملل در طول ساعت کار رسمی ادارات
پس از قطعی گسترده اینترنت در سال 98، امکان دسترسی به اینترنت آزاد و بینالملل برای ایرانیان سلب شد. این محدودیت در آن روزها، فقط اجازه دسترسی به سایتهای داخلی را به کاربران میداد و هر سایت دیگری که بر بستر اینترنت داخلی نبود، امکان دسترسی به آن محدود شده بود. این نوع ایجاد محدودیت، آسیب زیادی برای کسبوکارهایی که بر بستر ایران (.ir) فعالیت نمیکردند، به همراه داشت. از همین رو هم بود که پس از اتصال اینترنت و جلسهای در مجلس مبنی بر بررسی آنچه بر کسبوکارها در روزهای قطعی اینترنت گذشت، برگزار شد. سیده فاطمه حسینی، رئیس فراکسیون فناوری و نوآوری مجلس شورای اسلامی در آن جلسه خواستار ایجاد نوعی از محدودیت برای اینترنت شد که به کسبوکارها آسیب نزند. حالا در سال 1401 پس از گذشت سه سال، تجربه کاربران از قطعی این روزهای اینترنت؛ اعمال محدودیت دسترسی به اینترنت پس از ساعت 16 است. به بیان دیگر اینترنت از نیمه شب یعنی ساعت 00 بامداد تا ساعت 16 هر روز برای دسترسی به شبکه جهانی، متصل است. اما از ساعت 16 تا 11 و 59 دقیقه هر روز، اینترنت همراه و ثابت قطع است. به این معنی صاحبان کسبوکار اگر در نیمه شب خواب باشند که البته بعید هم نیست، از ساعت 8 صبح تا 16 بعد از ظهر میتوانند نیازهای خود را برطرف کنند. این 8 ساعت دقیقا همان ساعت رسمی کار ادارت دولتی است. البته همین 8 ساعت هم بدون فیلترشکن و اعمال شاقه برای اتصال به اینترنت، ممکن نیست یا با سختی و کندی رو به رو است.
سایه سنگین فیلترینگ بر سر 80 درصد کسبو کارهای آنلاین
طبق گزارش سالانه تجارت الکترونیکی در ایران، 80 درصد کسبوکارهای آنلاین از شبکههای اجتماعی و 28 درصد آنها از پیامرسانها برای فعالیت خود استفاده میکنند. از این میان 84 درصد آنها از شبکه اجتماعی اینستاگرام، 49 درصد از واتساپ و 32 درصدشان از تلگرام بهره میبرند. همچنین طبق آمار شبکه جهانی استاتکانتر(Global stat counter) که آماری از تعداد کاربران شبکههای اجتماعی در سراسر جهان منتشر میکند، 91.4 درصد ایرانیان تا مرداد سال جاری از اینستاگرام استفاده میکردند. با اعمال محدودیت بر بستر اینترنت، امروز این شبکهها فیلتر شدهاند و کندی اینترنت سراسری درآمد این فعالان اقتصادی را تقریبا به صفر رسانده است. بر این اساس به نظر میآید طرح جنجالی صیانت که با مخالفت شدید کاربران مواجه شد، امروز به شکل خاموش و بی سر و صدا در حال اجرا شدن است. زیرا در همان طرح بود که صحبت از فیلترینگ این شبکههای اجتماعی به میان آمد. ظاهراً حاکمیت قصد دارد به این نحو، کاربران این شبکهها را شبکهها بومی اجتماعی کوچ دهد. البته تجربه فیلترینگ تلگرام در سال 96، نشان میدهد که کاربران شبکههای اجتماعی به شکل دستوری فعالیت نمیکنند.
قطعی اینترنت بدون جایگزین اهرم افزایش جرایم
در همین ارتباط محمود کریمی، مدیرعامل پیشین پلنت به «پیام ما» میگوید: «برخورد قهری به اینترنت و ایجاد محدودیت برای دسترسی به اطلاعات آزاد، مثل سد کردن مسیر آب جاری است. اگر جلوی مسیر حرکت آب را بگیریم به دنبال مجرایی دیگر برای ادامه حرکت میگردد.» او توضیح میدهد: « نمیتوان جلوی جریان دسترسی آزاد به اطلاعات را گرفت و انتظار اقناع اطلاعاتی داشت. زیرا وقتی فضای بیخبری یا مجرای نشر اخبار محدود شود، افراد برای دست یافتن به اخبار آنچه در اطرافشان میگذرد، حضور فیزیکی در کانون اخبار را دنبال میکنند.» او همچنین در ادامه از تبعات قطعی اینترنت چنین میگوید: «وقتی بدون ارائه دادن جایگزین، تنها مسیر دسترسی به اطلاعت را مسدود کنیم، تاثیرات اجتماعی آن ناگزیر است. بسیاری از افراد فقط از طریق اینترنت کسب درآمد میکردند، حالا با قطعی اینترنت بیکار شده و میشوند و پیامد آن افزایش نارضایتی اقتصادی و اجتماعی خواهد بود.»
سازمان غیردولتی نت بلاکس ناظر بر اینترنت جهانی؛ هزینه اختلال در اینترنت کشور هر ساعت 1.5 میلیون دلار تخمین زده است
اینترنت داخلی کافی نیست
کریمی در ادامه از پیچیده شدن رابطه کاربری میگوید و تاکید میکند: «با قطع اینترنت، رابطه بین مشتریان و صاحبان کسبوکار قطع میشود. اینکه فقط دسترسی به سایتهای داخلی مجاز باشد برای کسبوکارها کافی نیست. دنیای امروز دنیای ارتباطهای حداقلی و از طریق ابزارهای تحمیلی نیست. اگر سرویسدهی خدمات پستی را تعطیل کنیم و بگوییم هر کس که ضرورتاً نیاز به جابهجایی اقلامی دارد، شخصا اقدام به جابهجایی آن کند؛ میشود ادعا کرد که جابهجایی به کل قطع نشده، اما این کجا و آن کجا. مشتریان در عصر تجارت الکترونیک، دسترسی و سرعت را بر بستر امن مطالبه میکنند.»
قطع اینترنت یا بار اضافی بر دوش کسبوکارها
مدیرعامل پیشین پلنت، قطع اینترنت را تحمیل کننده ضرر و زیان جدی به کسبوکارهای وابسته به برقراری اینترنت میداند و اضافه میکند: «با نادیده گرفتن مزیت کسبوکارهای آنلاین و خدمتدهی ۲۴ ساعته و بینیاز به جابهجایی فیزیکی مشتری در آنها، هزینهای برای فعالان اقتصاد دیجیتال میتراشیم که ضرورتی ندارد. کسبوکارهای آنلاین، حاشیههای سود اندکی دارند و دوره شکلگیری و رشد آنها چند ساله است. وقتی در مسیر رشد نفس آنها را بگیریم، برگشتشان به حالت عادی پر هزینهتر از ادامه راه گذشته است. آنها برای جذب کاربران و مشتریان خود، از محل سرمایهگذاری انجام شده، هزینههای بالایی کردهاند و با تحمیل این هزینه اجباری، ناگزیرند باری اضافی و رنج مضاعف را برای بازاریابی دوباره به دوش بکشند. هر یک روز قطعی اینترنت برای تجارت آنلاین، برابر از دست دادن کاشتههای بسیار است.» او همچنین در خصوص آمار و ارقام بالای خسارت به فضای کسبوکار توضیح میدهد: «این اعداد و ارقام تنها از دست دادن فروش احتمالی نیست، برخی تمام محل کسب درآمد خود را، برخی سرمایههای انسانی و گروهی دیگر تمام سرمایه خود را از دست میدهند.»
