بایگانی مطالب نشریه

تلگرام نوشت

تشکیل ستاد اقتصاد مقاومتی
بخش غیر دولتی
محسن جلال پور
شرکت در نخستین نشست مشترک اتاق های ایران، اصناف و تعاون اولین برنامه سه شنبه من بود. در این نشست که با حضور رؤسای سه اتاق برگزار شد، تصمیم گرفتیم بنای ستاد «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» را در بخش غیردولتی اقتصاد ایران بگذاریم. هم چنین قرار شد دبیران سه اتاق، برنامه های پیشنهادی سال ۱۳۹۵را تا هفته آینده ارائه کنند که در نشست بعدی به تصویب برسد. بعد از حضور در نشست مشترک اتاق ها، با نایب رئیس اتاق هنگ کنگ و همراهان ایشان و همچنین اعضای هیأت رئیسه اتاق ایران و چین دیدار کردم و مطالبی در باره تسهیل در چهار موضوع مهم مورد نیاز برای مراودات تجاری بین دو کشور مطرح کردم. بعد از آن به کارهای روزانه اتاق پرداختم وساعت ۱۲برای دیدار با نمایندگان محترم و همچنین دکتر لاریجانی به مجلس شورای اسلامی رفتم. تاساعت ۱۵ که در بهارستان بودم به دیدار رئیس و دو نایب رئیس و تعدادی از نمایندگان مجلس رفتم. برنامه سه شنبه هم حضور در نشست اقتصاد مقاومتی به ریاست دکتر جهانگیری -معاون اول رئیس جمهور- بود و پس از آن به ملاقات نوروزی دکتر نهاوندیان رفتم.

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام ما با کارشناس روابط عمومی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری کرمان تمام خدمات از تولد تا فوت پناهجوی مجاز با ماست

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام ما با کارشناس روابط عمومی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری کرمان
تمام خدمات از تولد تا فوت پناهجوی مجاز با ماست

همان طور که دو روز پیش در مطلبی با تیتر فقر و فلاکت در کمربندی کرمان متعهد شدیم، برای یک طرفه به قاضی نرفتن و شنیدن فعالیت‌ها و عملکرد اداره‌ی کل امور اتباع و مهاجرین استان کرمان با معاذاللهی کارشناس روابط عمومی اداره‌ی کل امور اتباع و مهاجرین استانداری کرمان هم صحبت شدیم و از چند و چون و صحت و سقم گفته‌های مهاجرین افغان سوال کردیم و این مصاحبه اینگونه اتفاق افتاد:
قبل از هرچیز روایتی که واقعا من‌را شکه کرد و تصمیم گرفتم تا از سازمان شما کسب اطلاع نکردم برای انتشار آن اقدامی نکنم این بود که مردی می‌گفت “ماشینی با یکی از بچه‌های اتباع افغان ساکن در منطقه‌ی سیم‌خاردار تصادف می‌کند و پس از چند متر به جلو رفتن می‌ایستد و پیاده می‌شود تا ببیند چه اتفاقی افتاده و وقتی که می‌بیند با یک تبعه‌ی افغانستان تصادف کرده می‌گوید: اگر می‌دانستم که به یک افغانی زده‌ام هیچ وقت توقف نمی‌کردم و به حرکتم ادامه می‌دادم.” آیا چنین چیزی حقیقت دارد و در این سطح نگاه منفی حکم فرماست؟ چراکه وی در ادامه می‌گفت “نه تنها دیه به ما تعلق نمی‌گیرد که حتی هزینه‌های درمان را هم ضاربی که مقصر بوده نمی‌پردازد و باید خودمان آن هزینه‌ها را تهیه کنیم.آیا این گفته‌ها حقیقت دارد؟
ما با دو مقوله در این بحث مواجه هستیم یکی کسانی که مجاز بوده‌اند و از راه‌های قانونی وارد کشور ما شده‌اند و یکی هم کسانی که از راه‌های غیرقانونی و غیر مجاز وارد ایران شده‌اند اگر این صحبت‌ها را یک مهاجر غیر مجاز می‌کند،‌خوب وی غیرقانونی وارد این کشور شده و اصلا حق ورود به این خاک را نداشته و قاعدتا کودک وی هم از وقتی که به‌دنیا می‌آید تا زمانی که شناسنامه نگرفته‌است هیچ هویتی ندارد و صرفا یک انسان است و ارزش‌های انسانی او سر جای خود باقی‌است اما از دیگر نظرها …
و ما هم قبول داریم که بعضی از مردم برخورد جالبی انجام نمی‌دهند و ما هم نمی‌توانیم که با تعداد زیادی برخورد کنیم و توقع برخورد مناسب داشته‌باشیم در نتیجه صرفا فعالیت‌های فرهنگی و آموزش‌های اخلاقی می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد که ما هم در این دو زمینه فعالیت‌های زیادی انجام داده‌ایم و خوب تا به امروز خیلی هم در سطح کلان نگاه به مهاجرین بهتر شده و اما کماکان هر از چندی شاهد چنین برخوردهایی هستیم که امیدواریم این‌ها هم با فرهنگ‌سازی و ترویج ارزشهای اخلاقی و دینی کم‌تر و کم‌کم ناپدید بشوند و برخوردهای کاملا اخلاقی و برابری را نسبت به مهاجرین از عموم مردم شاهد باشیم. متاسفانه اگر مهاجر غیرقانونی این ماجرا را برای شما روایت کرده باشد بله صحیح هست و نه تنها از لحاظ قانونی ما نمی‌توانیم حمایتی از ایشان بکنیم و در کل در هیچ کشوری از جهان هیچ‌گونه حمایتی از مهاجر غیر قانونی نمی شود اما اگر مجاز به ایران وارد شده و پاسپورت و یا کارت داشته باشند که همه‌جوره بررسی خواهد شد اما برای مهاجر غیر قانونی هیچ خدماتی در نظر گرفته نخواهد شد و حتی سازمان ملل که همیشه دادو فریاد، دادخواهی می‌زند، هیچ حمایتی از ایشان نمی‌کند و حتی سازمان ملل به اتباعی که پاسپورت گرفته‌اند هم خدماتی نمی‌دهد و صرفا آنانی که پناهنده شناخته می‌شوند می‌توانند از خدمات اندک سازمان ملل بهرمند شوند و همانطور که دیدید حتی استرالیا تعداد زیادی از پناهندگان را به دریا ریخت که تعدادی از ایشان هم ایرانی بودند و به جرئت می‌گویم که حمایتی که ما از ایشان می‌کنیم دولت افغانستان از ایشان این حمایت را نمی‌کند و به این دید به ایشان نگاه می‌کند که” شما ایرانی هستید” و هرچند که ما هم حمایت می‌کنیم اما بالاخره ایشان باید برگردند به کشورشان ولی متاسفانه دولت‌شان هم حمایتی از آنها نمی‌کند و در نتیجه آن‌ها بدون هویت بین دوکشور مانده‌اند. افغانستان می‌گوید وقتی که اینجا جنگ بوده شما به ایران گریخته‌اید و سهمی در نجات کشور نداشته‌اید و دولت ایران هم با اصالت و هویت اصلی ایشان کار دارد که خوب رسما افغان هستند و درنتیجه موقعیت پیچیده‌ای پیش‌می‌آید.
امکان دارد اندکی از این حمایت‌ها را نام ببرید؟
از تولد تا فوت پناهنده‌ای که مجاز است و دارای کارت اقامت می‌باشد، از آموزش و بهداشت گرفته تا حتی دعاوی که علیه شهروندان ایرانی داشته باشند خود ما به مسائل ایشان رسیدگی می‌کنیم و تقریبا پیگیر تمام مسائل و مشکلات ایشان هستیم، حالا آنان که پاسپورت می‌گیرند می‌روند زیر نظر نیروی انتظامی و مثل یک ایرانی خانه‌می‌گیرند و گواهینامه اخذ می‌کنند و به زندگی می‌پردازند، و کاملا خدمات یک شهروند را دریافت می‌کنند.
پس ماجرای گواهینامه‌چیست؟ که این‌همه مشکل برای ایشان پیش‌آورده و می‌گویند که نمی‌توانند حتی گواهینامه‌ی موتور سیکلت اخذ کنند و …؟
با کارت که نمی‌شود گواهینامه به کسی داد، این کارت صرفا معرف این است که این شخص با این نام و نام خانوادگی و فرزند فلان شخص در ایران پناهنده است و به طور مجاز در ایران حضور دارد و خوب قاعدتا با چنین مدرکی نمی‌شود گواهینامه اخذ کرد. البته ما امکانات هم برای ایشان در نظر گرفته‌ایم و می‌توانند برای اخذ پاسپورت اقدام کنند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل اداری صاحب پاسپورت بشوند و گواهینامه و دیگر خدمات شهروندان ایرانی را داشته باشند، اما خوب متاسفانه گاهی بواسطه‌ی خدمات اندکی که سازمان ملل و یا سازمان‌های بین‌المللی به طور سالانه در اختیارشان می‌گذارند و هرچند ناچیز است و شامل اقلام اولیه و شوینده و چیزهای کوچکی‌است اما بخاطر از دست ندادن همین اقلام کوچک حاضر نمی‌شوند که کارت پناهندگی را از دست بدهند و صاحب پاسپورت بشوند و نتیجه ماجرا این می‌شود که شکایات زیادی هم بخاطر نداشتن گواهینامه و غیره می‌کنند.
این محدودیت‌های شغلی برای چه ایجاد شده؟ معمولا می‌گویند که ما اجازه‌ی کار کردن در مشاغل زیادی را نداریم و فقط کارهای بسیار سخت به ما واگذارده می‌شود؟
خوب هر کشوری شرایط خودش را دارد اصناف متعددی در ایران اجازه‌ی حضور اتباع خارجه را نمی‌دهند و یا مثلا در دانشگاه‌ها هر کشوری محدودیتی دارد مثلا علوم موشکی را در ایران فقط شهروندان ایرانی می‌توانند در دانشگاه این رشته‌ها را مطالعه کنند و اتباع خارجی حق تحصیل در این رشته‌ها را ندارند و این بواسطه‌ی موقعیت خاص ایران است و شاید همین تبعه بتواند در کشوری دیگر همین رشته را بدون مشکل بخواند اما ایران موقعیت خاصی دارد و همین ماجرا در اصناف حاکم است و مسائل عرفی‌است و شرایط را خود فعالین اصناف مشخص می‌کنند.
باید این را هم بگویم که با همه‌ی امکاناتی که می‌دهیم کماکان اینان محرومان جامعه هستند اما خوب کشور ما واقعا هزینه‌های سرسام‌آوری را متحمل می‌شود و گاهی حتی خود ما هم شاهد نفرین‌های ایشان هستیم که توقعات‌شان ارضا نشده اما خوب هرکاری مشقات خودش را دارد و باید به آمار نگاه کنید شاید یک بیستم خدماتی که ایران می‌دهد را UN نمی‌دهد و مثلا اگر برای هر نفر ۱۰۰ هزارتومان هزینه‌کند مسلما دولت جمهوری اسلامی ده میلیون هزینه کرده اما UN کار خبری زیادی می‌کند و از کوچکترین خدماتی که ارائه می‌کند عکس تهیه می‌کند و گوش جهان را با تبلیغات کر می‌کند که خوب می‌تواند برای مخاطب عام فریبنده باشد. هزینه‌ی آموزش و پرورش و درمان و آب آشامیدنی و غیره اصلا قابل مقایسه با آن هزینه‌های UN نیست ولی خوب ما نمی‌خواهیم همین خدمات کوچک هم کنسل بشود و خوب به قول معروف مویی از خرس غنیمت است.
جالب است که بدانید خدماتی که UN ارائه می‌کند بالاخره کشور مصیبت زده موقعیت متناسبی پیدا می‌کند و باید در زمان مناسب آن خدمات را جبران کند مثل زلزله‌ی بم که برای خودمان اتفاق افتاد و در سال‌های بعد در حوادث غیر مترقبه ما هم جبران کردیم و به آن کشورها کمک و خدمات فرستادیم.

مدیر دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط ‌زیست خبر داد: به زودی انتشار منشور «محیط ‌زیست تشکل‌های مردم‌نهاد»

مدیر دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط ‌زیست خبر داد:
به زودی انتشار منشور
«محیط ‌زیست تشکل‌های مردم‌نهاد»

مدیر دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط ‌زیست از انتشار منشور محیط ‌زیست تشکل‌های مردم‌نهاد خبر داد. محمد درویش با اشاره به این‌که در دوره بازگشت معصومه ابتکار به سازمان محیط ‌زیست ۴۱۳ «ان‌جی‌او» محیط زیستی وجود داشت، گفت: طی دو ‌سال اخیر تعداد «ان‌جی‌او»‌ها به ۷۸۰ رسیده و رشد چشمگیر و دوبرابری داشته‌اند.
ارتقای کیفی تشکل‌های رویکرد
سازمان محیط زیست
او با بیان این‌که در‌ سال ۹۴ سیاست‌ سازمان محیط‌ زیست و دفتر مشارکت‌ها حرکت به سمت ارتقای کیفی تشکل‌ها بود، اظهار کرد: تلاش کردیم در هر فصل حداقل یک بار همه نمایندگان تشکل‌ها دور هم جمع شوند و اساتید حرفه‌ای حوزه‌های محیط زیستی آموزش‌هایی را به آنها دهند تا «ان‌جی‌او»ها بتوانند از نظر ساختاری قدرتمند شوند،؛ همچنین در این ‌سال شورای هماهنگی و شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد هر استان تشکیل شد.
انتشار منشور فعالیت‌های مدنی
در حوزه محیط زیست
مدیر دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط‌زیست با اشاره به این‌که در حال تدوین منشور فعالیت‌های مدنی در حوزه محیط ‌زیست هستیم، گفت: این منشور می‌تواند نقشه راه «ان‌جی‌او»‌ها باشد و نحوه عملکرد و شرایط ارتقای ارزش‌های آنها را مشخص کند که به کمک صاحب‌نظران در هسته مشورتی تشکل‌های مردم‌نهاد در حال پیگیری این منشور هستیم. درویش با تاکید بر این‌که منشور محیط ‌زیست تشکل‌های مردم‌نهاد حداکثر تا پایان فروردین منتشر خواهد شد، گفت: ویرایش اول این منشور در این بازه منتشر می‌شود و در اختیار همه تشکل‌ها قرار می‌گیرد و نظرات آنها اخذ و جمع‌بندی و ویرایش دوم منتشر می‌شود.
محیط‌زیستی‌ترین استان کشور
او با اشاره به این‌که به نسبت جمعیت، بیشترین تشکل برای استان ایلام است، گفت: ایلام با ۵۰۰‌ هزار نفر جمعیت ۴۰«ان‌جی‌او» فعال دارد؛ ولی استان خراسان رضوی با حدود ۵‌ میلیون نفر جمعیت تنها پنج «ان‌جی‌او» دارد.

توصیه کتاب

پائیز پدر سالار
گاهی لازم می‌شود که کتاب‌های قدیمی را مروری کنیم و به کسانی که احیانا تازه مخاطب «یک پزشک» شده‌اند، آنها را دوباره معرفی و توصیه کنیم.
کتاب پاییز پدرسالار در ایران حداقال با ۴ ترجمه مختلف چاپ شده است که من شخصا ترجمه کیومرث پارسای و نیز اسدالله امرایی را ترجیح می‌دهم. این رمان نوشته، گابریل گارسیا مارکز، نویسندۀ فقید کلمبیایى است، که در ۱۹۷۵ منتشر شده است. پدرسالار ژنرال پیرى است که «بین ۱۰۷ و ۲۳۲ سال» دارد و از مردانگى تسکین‌ناپذیر او پنج هزار بچۀ ولد الزنا به دنیا آمده است. او که جبار شکاک و هذیان‌گویى است، با ظلم و وحشت بر کشور استوایى کوچکى فرمان مى‌راند و تن تنهایش را در کاخ فرسوده‌اى که پله‌هایش آلوده به تپاله و فضلۀ حیوانات است به این سو و آن‌سو مى‌کشد. زیرا یگانه مهمانان ساکن در کاخ، گاوها و مرغ و خروسها هستند. این مردى که تصویر او بر پشت و روى سکه‌ها، تمبرهاى پست، اتیکت مسهل‌ها، فتق‌بندها و کتف‌بندها چاپ شده است، مانند معاصران واقعى‌اش، مادرى زحمت‌کش دارد. این مادر، زن مرغ‌دارى است از فلاتهاى مرتفع که مرغان فرتوت و وارفته‌اش را با قلم‌مو رنگ مى‌کند و در بازار مى‌فروشد. وقتى که مى‌میرد، پسرش او را به طور مضحکى به مقام قدیسان بالا مى‌برد. همسر پدرسالار، لائه‌تیسیا لاسارنو راهبۀ سابقى است ترک صومعه گفته و مجسمه‌اى است از گوشت و چربى آلوده که خوش دارد در سوپرمارکتها دزدى کند و سرانجام به دندان شصت سگ خشمگین، که به همین منظور نگهدارى شده‌اند، دریده مى‌شود. ضمنا پدرسالار نظیر همانندهاى خودش نقاط ضعفى هم دارد: ساعتهاى طولانى را صرف فریفتن مانوئلا سانچس ملکۀ زیبایى فقیران مى‌کند که نتیجه‌اى نمى‌گیرد. زیرا ملکۀ زیبایى روزى با استفاده از کسوفى که به افتخار او ترتیب داده‌اند ناپدید مى‌شود. همۀ سفاکیها، شکنجه‌ها و انحرافهاى خاص جباریت را پدرسالار با استفاده از یک‌رشته ابداعات غریب انجام مى‌دهد. از آن قبیل که در گرماگرم شورش که همۀ حکومت او را تهدید مى‌کند، همۀ مقامات بالاى کشورى و لشکرى را به ضیافت شام دعوت مى‌کند. شب به نیمه رسیده است. وزیر دفاعش، ژنرال رودریگو د آگیلار که اعمال و جنایتهایش مسبب اصلى شورش بوده اما خود او در خفا با سران شورشى همدستى مى‌کرده است، هنوز در ضیافت حضور نیافته است. راوى که ظاهرا یکى از حاضران آن ضیافت است، صحنه را چنین وصف مى‌کند: «شب به نیمه رسیده بود و هنوز از ژنرال رودریگو د آگیلار خبرى نبود، کسى خواست که از جا برخیزد و گفت: ‘با اجازه‌تان. ‘او با نگاهى کشنده که مى‌گفت هیچ‌کس تکان نخورد، هیچ‌کس نفس نکشد، هیچ‌کس بى‌اجازۀ من زنده نباشد، آن شخص را در جاى خود میخ‌کوب ساخت تا دوازدهمین ضربۀ ساعت نیمه‌شب، که سرلشگر معروف رودریگو د آگیلار در یک سینى نقره‌اى نزول اجلال فرمود، دراز به دراز بر روى طبقه‌اى از گل‌کلم و برگ بود که در ادویه خیسانده شده و در فر سرخ شده بود. اونیفورم مجلل مراسم مهمش را با پنج بادام طلایى بر هر شانه بر تن او کرده بودند با نوار شجاعت بى‌مثال بر آستین تاشدۀ دست بریده‌اش و هفت کیلو مدال بر سینه و یک بوتۀ جعفرى در دهان. آمادۀ تکه‌تکه شدن به دست سلاخهاى رسمى. در برابر ما مهمانان این ضیافت دوستانه، که همه از وحشت به جاى خود خشکمان زده بود، و نفس بریده، در مراسم لذت‌بخش بریدن و تقسیم شرکت کردیم. بعد وقتى که تکه‌اى از وزیر دفاع با چاشنى سبزى و هستۀ میوۀ کاج در بشقاب هرکس قرار گرفت، او فرمان داد که شروع کنیم: نوش جان بفرمایید آقایان!» این رمان، که هجونامۀ هزل‌آمیز یک دیکتاتور امریکاى جنوبى است، سبک نگارشى متفاوت با همۀ آثار قبلى گارسیا مارکز دارد. و به نوشتۀ ماکس پل فوشه : «متن بدون جدا کردن پاراگرافها از همدیگر و تقریبا بدون فواصل لازم دنبال مى‌شود. جمله‌ها تقریبا نقطه‌گذارى ندارند، در عین حال ادامۀ روایت و دخالت شخصیتها و تراکم استوایى حوادث و ایماژها را در درون خود دارند. خواننده در آن غرق مى‌شود و داستان قوى‌تر و تحسین‌انگیزتر از آن است که خواننده بتواند خود را از آن رها کند. انسان نوعى طغیان شط آمازون را در نظر مجسم مى‌کند که درختها و اجسام جزایر سرسبز آکنده از جانوران و پرندگان را همراه خود مى‌برد.»

محمود محمودی نیا مدیر کل ورزش و جوانان استان کرمان در گفت و گو با پیام ما مدیران ورزشی ناموفق را برکنار می‌کنم

محمود محمودی نیا مدیر کل ورزش و جوانان استان کرمان در گفت و گو با پیام ما
مدیران ورزشی ناموفق را برکنار می‌کنم

ورزش امری خطیر و با ارزش در امور جوانان است و وقتی این دو با هم مختلط باشند، وظیفه مسوولان در این باره بسیار بارز و مهم تر میشود. در روزهای پایانی سال 94 بود که «محمود محمودی نیا» مدیر کل اداره امور جوانان و ورزش استان کرمان به عنوان مدیر نمونه سال گذشته انتخاب و معرفی شد.این موضوع مهم وانتخاب محمودی نیا به عنوان مدیر برتر بهانه ای شد تا در آغازین روزهای سال نو به سراغ وی رفته و ساعتی پای صحبتش بنشینیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانیم:
خلاصه عملکرد و کارهای انجام شده توسط اداره شما در سال گذشته چه بود؟
با توجه به اینکه سیاست عملیاتی ما در سال 94 طرح توسعه قهرمانی و همگانی بود،سال سختی را پشت سر گذاشتیم ما از همان روزهای ابتدایی سال دنبال انجام و اجرای این طرح بودیم وجلساتی را با عوامل این طرح و روسا و فرمانداران شهرستانها برگزار کردیم که نهایتا منجر به استارت راه اندازی تقریبا 200 آکادمی در رده های سنی 14 و 15 ساله شد و طی ماههای مرداد و شهریور، تک تک این اکادمی ها را افتتاح کردیم.همچنین تقسیم بندی هیات ها را داشتیم که با توجه به فعال نبودن و یا کم کار بودن تعدادی از آنها مجبور به اعمال یکسری تغییرات در راس این هیأت ها شدیم و با کمک هایی که به آنها شد تا حدی آنها را سروسامان دادیم.برگزاری مسابقات ورزشی همگانی مانند جشنواره فرهنگی شهید رجایی با حضور کارمندان ادارات در کرمان و 9 شهرستان، برپایی جام ورزشی تکریم با قرآن در ماه مبارک رمضان و همایش های پیاده روی و دوچرخه سواری در شهرهای متفاوت با هدف افزایش انگیزش ورزش بین قشرهای مردمی،حمایت از ورزشکاران المپیکی و پارالمپیکی و تیم های ورزشی چه در بعد معنوی و چه مادی و برپایی جشنواره ورزشی محلات از دیگر اهم فعالیت های این اداره بود.
چه برنامه ها و مسابقاتی برای سال جدید دارید؟
مهمترین برنامه ما در سال پیش رو تکمیل و اجرای کامل طرح استعداد یابی و ایجاد کانون های ورزشی است،همچنین علاوه بر برگزاری مسابقات و همایش های معمول، جشنواره ورزشی المپیاد کرمانیان در اواخر مرداد یا اوایل شهریور ماه سال جاری با حضور آکادمی های طرح توسعه خواهیم داشت،انشاااله تا پایان سال چند رویداد مهم کشوری و بین اللملی در استان کرمان خواهیم داشت که درصورت قطعی شدن به اطلاع عموم خواهد رسید.
شما سال گذشته در نظر سنجی انجام شده به عنوان مدیرکل برتر انتخاب شدید، دلیل این انتخاب را در چه می دانید؟
اولا این انتخاب مربوط به شخص من نبود و یک مجموعه از استان کرمان منتخب شد دوما انجام یک کار تیمی و بودن در کنار هیئت های ورزشی و ورزشکاران و مسوولان.این کار تیمی باعث شد که تغییر بینشی از کرمان در کشور اتفاق بیفتد و این افتخار نه فقط نصیب من بلکه نصیب کل استان کرمان گردد.
در بحث استعدادیابی مبلغی جهت کمک به آکادمی هایی در شهرستانها که این طرح را اجرا میکنند در اختیارآنها قرار گرفته، اما متاسفانه تعدادی از مربیان این آکادمی ها گلایه دارند که این پول به دست آنها نرسیده،اصل جریان چه بوده است؟ درارزیابی که سه ماهه آخر سال 94 با دوستان طرح توسعه داشتیم وحتی بازدیدهایی که این دوستان از بعضی از شهرستانها داشتند حدود 40 تا50 درصد ازانجام طرح در بعضی شهرستان از جمله کوهبنان و بردسیر رضایت داریم اما متاسفانه تعدادی از شهرستانها هیچ کاری کردند وطرح را پیش نبردند و مبالغ را در این آکادمی ها هزینه نکردند و پول مربیان را پرداخت نکردند که در سال 95 با آنها برخورد خواهیم کرد.در تعدادی از شهرهای دیگر مانند سیرجان و رفسنجان چون بخش خصوصی فعالیت نسبتا خوبی دارد ما ترجیح دادیم این طرح را در شهرهای محروم تراز نظر امکانات ورزشی مانند رودبار و کهنوج به طور جدی تر دنبال کنیم.
با توجه به اینکه موقعیت زمانی مناسبی برای سرمایه گزاری بخش خصوصی در کشور ایجاد شده برای جذب حامیان مالی و بخش ها خصوصی در ورزش چه کرده اید؟
یکی از فاکتورها و تلاش های ما در سال 95 همین ورود بخش خصوصی به همه موارد از جمله ورزش است.در بخش سرمایه گذاری بیشتر نگاه ما به بخش قراردادهای BOT است که در مراحل بالایی و انعقادی است که برای مثال میتوان به 3 پروژه امام علی،راوری و انقلاب است که بخش خصوصی در آن سرمایه گذاری می کنند و چند سال اجازه بهره برداری از آن را دارند و سپس به سازمان جوانان و ورزش واگذار میکنند.همچنین امیدواریم با کمک ادارات و مسوولان 1 درصد بخش ورزش را وصول کنیم.همچنین ترغیب خیران به مشارکت در امر ورزش یکی دیگر از برنامه های ماست که نمونه آخر آن حضور سرمایه گذار بخش خصوصی در ماهان جهت احداث و ساخت استخر و مجموعه پارک آبی بود که چند روز پیش کلنگ احداث این مجموعه را زمین زدیم و امیدواریم تا پایان سال 95 به مرحله بهره برداری برسیم.جالب است بگویم که استان کرمان بعد از اصفهان در جذب خیرین وسرمایه گذاران بخش خصوصی مقام دوم را دارا می باشد.
در حالی که به نظر می رسید با ادغام ورزش و امور جوانان و تشکیل سازمان اوضاع هر دو ارگان بهتر شود اما عملا نه تنها پیشرفتی در این حوزه دیده نشده بلکه مشکلات سازمان ورزش و جوانان بیش از پیش شد،نظر شما چیست؟
بنده به شخصه که توفیق خدمت در آموزش و پرورش را داشتم و تا حدودی با مسایل جوانان آشنا هستم به جرات میگویم حوزه جوانان فقط به اسم به ورزش متصل شد.حوزه جوانان هم بودجه کافی می خواهد هم نیروی ماهراما با بوجه 42 تا 45 میلیونی که سال 94 به امور جوانان استان کرمان تعلق گرفت آیا میشود کاری کرد؟حتی حرف و سخنرانی هم نمیشه زد،به نظر من این ادغام درست و کارشناسی شده ای نبود با این حال ما تابع قوانین و دستورالعمل ها هستیم.در امور جوانان 21 دستگاه و اداره دخیل هستند باید یک هماهنگی و اتحاد بوجود بیاید تا بتوان کاری کرد. سازمان جوانان و ورزش به تنهایی نمی تواند کاری کند. تخصص اکثر مدیران ما ورزشی است و ورزش به اندازه کافی مشکلات مادی دارد که دیگر مجالی برای پرداختن به امور جوانان نمی ماند.
برای اتمام طرح های ورزشی نیمه تمام استان چه باید کرد؟
بر اساس آماری که ما دو سال قبل گرفتیم 175 طرح در تمام استان داشتیم که برای تکمیل آنها 180 میلیارد تومان پول لازم است که اگر هزینه ای که به ما پرداخت می شود به همین منوال باشد تا 15 سال آینده نمی توان آنها را به سرانجام رساند اما با همه این مشکلات و کمبود های مادی توانستیم حدود 30طرح را در این دو سال به مرحله بهره برداری برسانیم و امیدواریم در صورت پرداخت بودجه ای که در سال 95 به ما اختصاص داده شده حدود 20 تا 25 پروژه را به پایان برسانیم.

اسنادی که جدایی میثاقیان از خونه به خونه را اثبات می‌کند

اسنادی که جدایی میثاقیان از خونه به خونه را اثبات می‌کند

تمامی مدارک و مستندات لازم برای جدایی اکبر میثاقیان از تیم خونه به خونه موجود و کافی بود و بر همین اساس نیز کارت وی برای تیم مس کرمان از سوی سازمان لیگ فوتبال کشور صادر گردیده بود.
به گزارش گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان در حالی که کارت اکبر میثاقیان برای نشستن روی نیمکت تیم فوتبال مس، در بازی برابر خیبر خرم‌اباد صادر شده بود و همه منتظر نشستن او روی نیمکت تیم فوتبال مس کرمان بودند، ناگهان دو ساعت مانده به شروع بازی با نامه‌ای که از سوی کمیته انضباطی و تائید سازمان لیگ، به باشگاه مس کرمان می‌رسد، سرمربی تیم فوتبال مس از نشستن برروی نیمکت این تیم منع می‌شود.
این مسئله زمانی ابهامات زیادی را به وجود می‌آورد که سایت باشگاه خونه به خونه شب قبل از بازی‌های این هفته طی بیانیه‌ای رسما اعلام می‌کند که اجازه نشستن میثاقیان برروی نیمکت مس را نخواهد داد، و در حالی که کارت سرمربی مس صادر شده بود، اینکه نهاد قضایی فوتبال کشور همگام با این بیانیه اقدام به ممنوعیت میثاقیان برای نشستن برروی نیمکت مس کرد، بسیار عجیب و شبهه‌بر انگیز بود.
این در حالی است که تمامی مدارک و مستندات لازم برای جدایی اکبر میثاقیان از تیم خونه به خونه موجود و کافی بود و بر همین اساس نیز کارت وی برای تیم مس کرمان از سوی سازمان لیگ فوتبال کشور صادر گردیده بود.
در حالی که مالک باشگاه خونه به خونه رسما اعلام کرد که هیچ توافق نامه‌ای برای جدایی میثاقیان از تیم خونه به خونه وجود ندارد اما در تصاویر زیر مشخص است که از سوی آقای امیری قائم مقام باشگاه خونه به خونه توافق نامه‌ای دال بر جدایی میثاقیان از این باشگاه به امضا رسیده است و حتی چک تسویه حساب این باشگاه نیز در اختیار میثاقیان قرار گرفته است که همه‌ی ان موارد نشان می‌دهد برخلاف گفته‌های مالک باشگاه خونه به خونه، میثاقیان با توافق رسمی طرفین از تیم خونه به خونه جدا شده است.
تصویر بالا متعلق به توافق نامه آقای امیری قائم مقام باشگاه خونه به خونه و اکبر میثاقیان می‌باشد که مبنی بر جدایی توافق طرفین می‌باشد.
همچنین تصویری از چکی موجود است که از سوی باشگاه خونه به خونه در اختیار اکبر میثاقیان برای تسویه حساب قرار داده شده است و متن آن نیز این موضوع را کاملا نشان می‌دهد.
با وجود این اسناد مالک باشگاه خونه به خونه صراحتا عنوان می‌کند که هیچ مدرکی دال بر توافق جدایی با میثاقیان ندارد و او همچنان سرمربی این تیم است! و از سوی دیگر کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بر اساس همین ادعا، دو ساعت مانده به بازی مس برابر خیبر خرم‌آباد ناگهان دستور به ممانعت از نشستن میثاقیان برروی نیمکت مس می‌دهد.
در حالی که برخی صحبت‌ها از سوی نهاد انضباطی فدراسیون فوتبال دال بر این است که رضایت نامه‌ی میثاقیان از سوی باشگاه خونه به خونه صادر نشده است که در ماجرای جدایی آقای احمدزاده از تیم شهرداری اردبیل کاملا مشخص شد که سرمربی یک تیم نیاز به رضایت نامه از سوی باشگاه قبل خود ندارد و کمیته‌ی محترم انضباطی نیز کاملا در جریان این موضوع قرار دارد.
بر همین اساس اینکه ناگهان برای نشستن سرمربی تیم مس ممانعت ایجاد می‌شود آن‌هم در حالی که در این خصوص شب قبل از بازی بیانیه صادر شده است، موجب می‌شود که باشگاه مس کرمان به نهادهای بالاتر از جمله وزارت ورزش شکوایه خود را ارسال کند و چرایی این تصمیم را از سوی نهادهای خاص فوتبالی جویا شود و با تمام توان منتظر پاسخ شفاف مقامات می‌باشد. این در حالی است که حسن‌زاده رئیس کمیته‌ی انضباطی فدراسیون فوتبال، در پشت خط برنامه‌ی لیگ یک که به این موضوع رسیدگی می‌کرد حاضر نشد و پاسخ ابهامات را بیان نکرد.
نکته‌ی جالب‌تر اینکه تقریبا دو هفته‌ی پیش سایت رسمی باشگاه خونه به خونه نیز به طور رسمی جدایی اکبر میثاقیان را اعلام کرده بود و برروی این سایت نیز رسما تسویه حساب وی از باشگاه مس قید گردیده بود که تصویر و متن خبر آن نیز موجود است.
باشگاه مس کرمان نیز نسبت به این موضوع عدم حضور میثاقیان روی نیمکت این تیم واکنش نشان داد و مدعی شد به نهادهای بالاتر از وزارت ورزش شکایت خواهد کرد.

خبر

محمودزاده مسئول برگزاری مسابقات لیگ دسته اول:
میثاقیان می توانست روی نیمکت بنشیند!
هفته سی و دوم لیگ دسته اول فوتبال در حالی برگزار شد که این هفته تیم‌های مدعی نتوانستند به برتری دست یابند و جایگاه تیم‌ها در بالای جدول چندان تغییری نکرد. در این هفته اتفاقات حاشیه‌ای هم باز وجود داشت از ممانعت نشستن میثاقیان روی نیمکت مس تا دیدار تیم‌های گل گهر سیرجان و داماش گیلان که شاهد صحنه‌های زشت و ناپسندی بودیم و طی آن نیمکت دو تیم با یکدیگر درگیر شدند. همچنین دیدار تیم‌های آلومینیوم هرمزگان و شهرداری اردبیل به علت عدم حضور ماموران نیروی انتظامی و عدم برنامه‌ریزی بازی با 20 دقیقه تاخیر آغاز شد.
فریبرز محمودزاده در مورد اتفاقات بازی‌های هفته سی و دوم گفت: متاسفانه در چند هفته اخیر در هرمزگان شاهد بی نظمی بودیم که به علت عدم حضور ماموران نیروی انتظامی بازی این تیم با تاخیر آغاز شده است البته این موضوع ناشی از عدم همکاری مسئولان باشگاه آلومینیوم است چرا که نیروی انتظامی در دیدار شهرداری بندرعباس که در لیگ دسته دوم بازی می‌کند به موقع حاضر می‌شوند و حتی یک ساعت و نیم پیش از بازی در ورزشگاه حضور دارند. وی ادامه داد: انتظار داریم که مسئولان آلومینیوم در این زمینه همکاری لازم را انجام دهند البته رئیس هیات فوتبال هرمزگان تلاش خود را می‌کند اما مسئولان باشگاه اقدامی انجام ندادند و اگر در هفته های پایانی لیگ که حساسیت مسابقات بالاست باز هم شاهد چنین اتفاقی باشیم شاید داور مسابقه مجبور شود آن دیدار را برگزار نکند. مسئول برگزاری مسابقات لیگ دسته اول در مورد درگیری در دیدار تیم‌های گل گهر و داماش تاکید کرد: متاسفانه در این بازی شاهد درگیری بودیم که ناپسند است از تمامی بازیکنان و مسئولان تیم‌ها خواش داریم که سعه صدر بالاتری داشته باشند زیرا چنین حادثه‌هایی اصلا خوب نیست. ما در هفته‌های پایانی از بهترین داوران و ناظران استفاده می‌کنیم و نمی‌خواهیم که اتفاقی ناخوشایند رخ بدهد.
فریبرز محمود زاده، همچنین درباره مشکلات پیش آمده بر سر کارت مربیگری اکبر میثاقیان در مس کرمان می گوید: دلیل ننشستن میثاقیان روی نیمکت مس کرمان در هفته سی و یکم با هفته سی و دوم کاملا متفاوت بوده است. کارت حضور روی نیمکت مس کرمان در تاریخ 8 فروردین از سوی کمیته نقل و انتقالات برای اکبر میثاقیان صادر شده بود و او مجوز داشت که در تاریخ 9 فروردین تیم مس را همراهی کند! اینکه چرا اکبر میثاقیان در این تاریخ روی نیمکت مس کرمان ننشست سوالی است که باید از باشگاه مس کرمان پرسیده شود.
قرایی، مدیر روابط عمومی باشگاه در شبکه ورزش گفته است که نتوانسته اند به موقع کارت را به کرمان انتقال دهند! یعنی مشکلات پروازی وجود داشته است در صورتی که در فاصله 24 ساعت و هم چنین پروازهای متعددی که به کرمان صورت می گیرد می شد این کارت را به کرمان برساند. به واقع سازمان لیگ برتر هیچ ممانعتی برای حضور اکبر میثاقیان روی نیمکت مس کرمان ایجاد نکرد. اما اینکه چرا اکبر میثاقیان در هفته سی و دوم و در بازی با خیبر خرم آباد روی نیمکت مس کرمان ننشست دلیل متفاوتی دارد. روز 15 فروردین نامه ای از سوی کمیته انضباطی به دست ما رسید مبنی بر اینکه شکایتی از سوی باشگاه خونه به خونه از اکبر میثاقیان صورت گرفته است و تا تعیین تکلیف حقوقی این ماجرا اکبر میثاقیان نمی تواند روی نیمکت مس کرمان بنشیند و کارت صادره برای او فعلا اعتبار ندارد! خب طبیعی بود بعد از دریافت نامه کمیته انضباطی در پی اجرای آن باشیم چون سازمان لیگ برتر مجری احکام کمیته انضباطی است و به تنهایی هیچ وقت مانع نشستن مربی ای روی نیمکت نمی شود. رای را برای باشگاه مس کرمان، سرپرست تیم و هیات فوتبال استان ارسال کردیم و طبیعی بود من این کار را انجام دهم چون مسئول برگزاری لیگ یک هستم.
اما بعد از این کار شائبه پیش آمد که سازمان لیگ برتر مانع از حضور اکبر میثاقیان روی نیمکت مس کرمان شده است در صورتی که این چنین نبوده و اصلا قانون اجازه چنین کاری را به ما نمی دهد.

خبرها

استقبال از قهرمانان ورزشی در پارک ورودی سیرجان
مراسم استقبال از قهرمانان ورزشی در پارک ورودی سیرجان با حضور ورزش‌دوستان این شهرستان برگزار شد. جمعی از مردم و مسئولان شهرستان سیرجان از سه قهرمان ورزشی خود استقبال کردند. سجاد خلیلی در مسابقات موی تای بوکس قهرمانی جهان که در کشور تایلند برگزار شد با شکست حریفان خود از ایتالیا در وزن 71 کیلوگرم به مقام سوم دست یافت و مدال برنز را در مسابقات جهانی کسب کرد. وی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس موفقیت خود را نتیجه عنایت خداوند و تلاش مستمر و مربی خود دانست و گفت: 28 کشور جهان در این مسابقات شرکت کردند و من توانستم نام ایران را بر بلندای مسابقات زنده کنم و در سکوی موفقیت قرار بگیرم. امیررضا احسانی‌فر در مسابقات سبک آزاد کاراته کشور نیز به نایب قهرمانی رسید. وی با بیان اینکه عضو انتخابی تیم ملی کاراته از استان کرمان است، اضافه کرد: در این مسابقات که در تهران برگزار شد، یک‌هزار و 400 نفر شرکت کننده از استان‌های سراسر کشور به رقابت پرداختند که من توانستم در سبک آزاد با 9 برد به مدال طلا برسم و مقام دوم را کسب کنم. مهدی جاویدان نیز دیگر قهرمان کوهنورد سیرجانی است که امروز در جمعیت گسترده مردم و ورزش دوستان مورد استقبال قرار گرفت.

واکنش علی پروین به نظرسنجی برنامه 90
سرمربی پیشین تیم فوتبال پرسپولیس که به عنوان بهترین مربی ایرانی بعد از انقلاب انتخاب شد، از مردم تشکر کرد. وی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با تشکر از مردم و کسانی که به او رأی دادند، نوشت: «هواداران پرسپولیس و تمام مردم ایران همیشه به من لطف دارند و ما را شرمنده خودشان می‌کنند. اگر عزت و احترامی هم هست، اول از خدا، بعد از همین محبت مردم ایران است که همیشه با وفا و با صفا هستند.
بیشتر از هر عنوان و افتخاری، همین محبت مردم و هواداران ارزش دارد. اینکه قدیمی‌ها و خاک خورده‌ها را فراموش نمی‌کنند چون قهرمانی‌ها تمام می‌شود و می‌رود اما محبت و احترام ارزش دارد و می‌ماند و ما همیشه خودمان را شرمنده و بدهکار مردم می‌دانیم و فقط می‌توانم از این بابت و بخاطر رأیی که دادند از آنها تشکر کنم. نفرات دیگری هم که در این نظرسنجی بودند یا نبودند همه یا از دوستان یا از شاگردان خودم بودند. همه کاربلد و بزرگ هستند و برای این فوتبال زحمت کشیده‌اند و ما دوستشان داریم. از خدا هم می‌خواهیم احترام‌ها همیشه در فوتبال حفظ شود تا مردم هم اذیت نشوند. همچنین امیدوارم هواداران با معرفت پرسپولیس هم امسال با قهرمانی تیم‌شان خوشحال شوند.

نگاه پیام ما به کارناوال شادی اتیسم/ کودکانی از جنس بلور

نگاه پیام ما به کارناوال شادی اتیسم
کودکانی از جنس بلور

ستاره نیکبخت
پارک مادر شلوغ بود. داخل جمع که شدیم بی اختیار نگاهم به دنبال کودکان اتیسم می گشت. باد بادک های آبی،موسیقی ،خنده و هزار نکته برای توجه کردن وجود داشت؛ اما کودکانی که در این جمع حضور داشتند در دنیای خود تنها بودند ،نگاهشان می کردی انگار که هیچ جایی را نمی بینند. دختر بچه ای سیزده چهارده ساله از بین جمعیت می گذشت و جیغ می کشید ،پسرک بلند قدی سرش را بر شانه های پدر گذاشته بود و گریه می کرد و سعی داشت صورتش را پنهان کند. دخترکی که جیغ می کشید از کنار کودکی شش هفت ساله رد شد و کودک هم شروع به جیغ کشیدن کرد. مادر به سرعت کودک را در آغوش گرفت و دور شد.
کارناوال شادی کودکان اتیسم برگزار می شد؛ اما چه کسی می توانست از نگاه هایی که حتی به درستی دیده نمی شدند فهمید که خوشحالند. باد بادک های آبی در دست کودکان بود و در باد می رقصیدند؛اما دنیای آبی این کودکان بسیار غریب مانده بود.این فرشته های معصومی که به دنبال هر صدایی چهره پنهان می کردند و اشکشان که روی شانه ی والدین جاری می شد.
بهزیستی استان کرمان و مرکز امام علی(ع) برگزار کننده ی این مراسم بودند. گردهمایی مربیان، مسوولین بهزیستی و خانواده ها و کودکان اتیسم؛ با هدف این که این کودکان با مهربانی دیده شوند و نگاه های تلخ مردم،آن ها را تنهاتر ومنزوی تر نکند.تا این که جامعه آغوشی باشد برای تن های خسته ی والدینی که از درد کودکشان بیمار شدند.
کاش میتوانست با من حرف بزند
مادر مهتاب که حدود چهل سال داشت از بین خانواده ها اولین کسی بود که حاضر شد با من صحبت کند. او گفت که دخترش چهارده سال دارد و از پنج سالگی متوجه شده است که اتیسم دارد و این گونه ادامه داد: «مهتاب تا دو سالگی اصلا حرف نمی زد .فکر می کردیم به حرف بیاید؛ اما او حتی به ندرت هم غان وغون داشت. به پزشک مراجعه کردم، بعد از کلی آزمایش و عکس برداری تشخیص اتیسم داد.از چهار سالگی او را به مرکز توان بخشی می فرستم که صد در صد موثر بوده است. درست است که نتوانسته صحبت کند؛ اما احساس می کنم که حرف هایم را می فهمد و چیزهایی را که می گویم اجرا می کند.»او می گوید:«من هیچ زمانی با دخترم در مکان های عمومی ظاهر نمی شوم؛ چون نمی توانم نگاه های مردم را تحمل کنم. من فقط با او جاهایی مثل اینجا می آیم که همه هم دردیم .کاش مردم نگاهشان را عوض می کردند تا ما راحت تر زندگی کنیم. بزرگترین زجری که دراین چهارده سال کشیدم این بود که هیچ وقت دخترم مرا مامان صدا نکرد. کاش می شد که با من حرف بزند.»
باید بتوانم از پسرم مراقبت کنم
پدر ایلیا به ما گفت: «پسرم نه سال دارد . وقتی چهار ساله بود متوجه شدم که اتیسم دارد. او اصلا صحبت نمی کرد و دایم گریه می کرد. ارتباط چشمی برقرار نمی کرد؛متخصص تشخیص اتیسم داد. ایلیا توام با اتیسم مشکل بیش فعالی هم پیدا کرده است و دارو استفاده می کند.»پدر ایلیا ادامه داد: «او همیشه گریه می کند. برایم دعا کنید بتوانم از پسرم مراقبت کنم.»
از هر10 کودک اتیسم 7 نفرکم توان ذهنی هستند
در حاشیه این مراسم صادق زاده مدیرکل بهزیستی کرمان به «پیام ما» گفت:«متاسفانه اختلال اتیسم در جامعه ی ما رشد معنی داری پیدا کرده است و ضرورت دارد که توجه جدی تری به آن شود و لازم است که ما بحث مشارکت طلبی همه ی جامعه را داشته باشیم.روز جهانی اتیسم در این هفته بود و به همین دلیل با هدف آشنایی عموم با این اختلال، این مراسم برگزار شد.آگاه سازی خانواده ها وجامعه در مورد این اختلال فعالیتی است که بهزیستی از اواخر سال ۹۴شروع کرده است و با جدیت در سال جدید دنبال خواهد شد.با توجه به آمار رو به افزایش اتیسم، بهزیستی طرح غربالگری را در دست اجرا دارد تا سریع تر کودکان شناسایی شوند و بتوانند بهتر از خدمات بهره ببرند.بسیاری از این کودکان دچار مشکلات توام هستند. متاسفانه از هر ۱۰ کودک اتیسم ۷ نفر دچار کم توانی ذهنی هستند. یعنی این اختلال را، به همراه یک معلولیت هم زمان دارند.باید با نگاهی علمی و منطقی آینده ی روشن تری را برای این کودکان ساخت.»
کمک هزینه ی بهزیستی پرداخت می شود
مدیر روابط عمومی مرکز جامع توانبخشی امام علی (ع) سلمه تجلی در این رابطه به پیام ما گفت: «کودکان اتیسم ۲ تا ۱۴سال در این مرکز پذیزفته می شوند ،اختلال اتیسم نیاز به گفتار درمانی ،کار درمانی و کار درمانی ذهنی دارد.ابتدا توان ذهنی باید اندازه گرفته شود تا سطح آموزش های لازم به کودکان مشخص شود.او خاطر نشان کرد که در این مرکز علاوه بر آموزش، دو وعده غذا و سرویس ایاب وذهاب رایگان در اختیار کودک قرار می گیرد .میزان شهریه ی مشخص شده از طرف بهزیستی ماهیانه ۱۵۵ هزار تومان برای هر کودک است که این مقدار هم با توجه به توان مالی والدین دریافت می شود؛ البته کمک هزینه ی بهزیستی هم، برای هر کودک پرداخت می شود.»
پارک مادر با کودکانی آسمانی آبی شده بود؛ کودکانی از جنس بلور شکننده و زیبا…

گفتگوی پیام ما با مدیر پیشگیری و توانبخشی مرکز بیماریهای خاص و مسوول فنی مرکز اتیسم اتیسم؛ بیماری قرن

گفتگوی پیام ما با مدیر پیشگیری و توانبخشی مرکز بیماریهای خاص و مسوول فنی مرکز اتیسم
اتیسم؛ بیماری قرن

داخل سوپر مارکت که شد امید دست او را می کشید و تقلا می کرد. خرید داشت و نمی توانست او را در خانه تنها بگذارد،نگاه جوانی روی صورت امید نشست، سری تکان داد و گذشت .کنار قفسه ی ماکارانی که ایستادند صدای ناله های خفه ی امید هر لحظه بلند تر می شد. یک لحظه دستش را رها کرد تا ماکارانی بردارد.وقتی دوباره برای گرفتن دست امید برگشت ،امید سرش را به قفسه ها می کوبید و ناله می کرد. سر امید را میان دو دست گرفت و صورت پسرش را که نگاه ها را جمع کرده بود بر سینه اش پنهان کرد.

به مناسبت روز اتیسم در این هفته با لیلا اسماعیل زاده مسوول فنی مرکز اتیسم به گفت و گو نشستم:
اتیسم چیست و چه گروه های سنی را در گیر می کند؟
اتیسم در دسته اختلالات مزمن رشدی است که نقص سه گانه ای را ایجاد می کند ۱- ناتوانی در ارتباط و نقص گفتار ۲- ناتوانی در مهارت های اجتماعی ۳- ناتوانی در وانمود سازی و تخیل و انجام کارهای کلیشه ای و تکراری .
در نقص گفتاری ممکن است که کودک در ابتدا هیچ مشکلی نداشته باشد و امکان دارد این نقص یک دفعه بروز کند؛ یعنی ممکن است تا یک سال – یک سال و نیم ،کودک بتواند کلمات را ادا کند ،حرف بزند و روابط اجتماعی داشته باشد؛ اما یک دفعه به هر دلیلی مثل تغییر محیط در یک دوره ی زمانی گفتار متوقف شود، که معمولا قبل از سه سالگی اتفاق می افتد. تعداد خیلی کمی از اتیسم با تاخیر یعنی بعد از ۳ سالکی گزارش شده است. در صورت اختلال در گفتار ممکن است، کودک گفتار خود را از دست دهد و یا امکان دارد به پژواک گویی بپردازد و یک کلمه را مداوم تکرار کند. نشانه ی دیگر ناتوانی در استفاده از ضمایر است معمولا ارتباط چشمی برقرار نمی کند. در سنین اولیه و ماه های اول نگاه کودک معمولا از گوشه ی چشم است. روابط اجتماعی این کودکان مختل است و گاهی هم ممکن است ارتباط کودک حتی با والدین هم قطع شود و از در آغوش کشیدن و نوازش دوری کند .کودک تمایل به بازی با اشیا بی جان دارد و معمولا حرکات کلیشه ای دارد؛ مثل بال بال زدن یا سر به دیوار کوبیدن .این کودکان به حرکات دورانی علاقه نشان می دهند و ممکن است ساعت ها به حرکت ماشین لباس شویی دقت کنند؛که این جز علایم اولیه است که توجه به آن بسیار لازم است، تا در زمان مناسب اتیسم تشخیص داده شود.
راه های تشخیص این اختلال چیست ؟
به دلیل زیستی بودن وعامل ژنتیک از ماه های اول تولد ، با دقت در حرکات کودک ،توسط متخصص قابل تشخیص است .به دلیل تنوع نشانگان این اختلال و جداسازی این نشانگان از سایر اختلالات ،تشخیص درست آن وابسته به مشاهده ی دقیق و انجام آزمون های ویژه است.
دلایل بروز این اختلال چیست؟
در مورد دلایل بروز این اختلال نظرات متفاوتی وجود دارد ؛اما هیچ کدام از آن ها به صورت قطعی ثابت نشده اند. وجود آلودگی سرب و جیوه در آب وهوا،استفاده از تغذیه نامناسب با مواد نگهدارنده ی زیاد ، استرس در والدین به خصوص مادر و سن زیاد پدر که خطر ابتلا به این اختلال را بالا می برد. تحقیقات جدید به این نتیجه رسیده است که امکان ابتلا پسران اتیسم بیش از دختران است . اگر در خانواده ای پسر مبتلا و دختر سالم باشد، دختر حامل این اختلال خواهد بود و امکان دارد بعد ها فرزندش اتیسم بگیرد. با توجه به این کشف بزرگ مرکز رویان توانایی تشخیص مادر حامل را داشته است واینگونه می توان از تولد کودکان اتیسم کاست. با توجه به این که آمار هم اکنون از هر ۵۵تا ۶۰ نفر یک کودک می باشد، این یک نقطه ی امید است.
امکان درمان برای این اختلال وجود دارد ؟
متاسفانه هیچ درمان قطعی برای اختلال اتیسم وجود ندارد. برای این گروه بهترین کاری که می توان انجام داد آموزش های لازم در سن طلایی کودکان اتیسم است که از ۲ سالگی تا ۶ سالگی است، تا کودکان از وابستگی کامل رها شوند و در طیف شدید، توانایی انجام کار های انطباقی و شخصی را داشته باشند و در طیف خفیف بتوانند به مدرسه بروند و یا هنری را بیاموزند. تعدادی از این کودکان در یک زمینه ی هنری در سطح بسیار عالی ظاهر می شوند و موزیسین ها یا قنادهای فوق العاده ای می شوند. باید در این زمینه همه ی ارگان ها در سطح کشور هماهنگ شوند تا آینده ای روشن برای این کودکان رقم بخورد. آموزش های مختلفی به این کودکان داده می شود و چون این کودکان حافظه ی تصویری قوی ای دارند،تمرکز ویژه ای بر این نوع آموزش است ، تا ارتباط بهتری با محیط برقرار کنند .
برای نتیجه گرفتن در درمان چه زمانی لازم است؟
نتیجه ای که در درمان و بهبود برای این کودکان وجود دارد بسیار کند است و همین دلیل حتی باعث می شود که مربیان هم سر خورده شوند. ممکن است یک مربی شش ماه تا یک سال وقت بگذارد تا فقط به کودک نشستن بر صندلی را بیاموزد و یا برای ایجاد تماس چشمی و افزایش مدت زمان آن باید مدت ها وقت گذاشت تا از یک ثانیه به پنج ثانیه و بیشتر برسد. در طیف شدید این زمان ممکن است به شش ماه برسد و این طولانی بودن زمان یاد گیری ممکن است به خانواده ها هم آسیب برساند. باید در زمینه ی کودکان اتیسم قوی ظاهر شد ،کار با کودک اتیسم باید بدون وقفه باشد. تعطیلات برای کودک اتیسم مضر است وخانواده ها باید آموزش های لازم را دیده باشند تا در صورت لزوم خود آموزش را انجام دهند، تا کودک مسیر مورد نظر را به درستی طی کند.
هزینه خدمات وآموزش های ارایه شده چقدر است؟
هزینه ی آموزش برای این گروه بسیار زیاد است، طبق دستور العمل به دلیل اینکه در این کودکان تقلید زیاد است ،نمی توان مثل کم توان های ذهنی کلاس های ۱۰ تا ۱۵ نفره تشکیل داد. هر کودک اتیسمی فقط به یک مربی نیاز دارد و نهایت دو کودک با یک مربی کار کند. در صورتی تعداد کودکان بیشتر شود آموزش مختل خواهد شد. این نیازمند تعداد زیادی مربی است که آموزش دیده ومتخصص باشند . «کار درمان» و «گفتار درمان» همیشه باید در مراکز آموزشی حضور داشته باشند. این مراکز معمولا در دو شیفت کار می کنند تا کودک هر لحظه با مربی تازه نفس در ارتباط باشد. در مورد محیط آموزش هم شرایط خاصی وجود دارد. محیط باید نهایت سادگی را داشته باشد. باید در انتخاب رنگ دیوارها ،رنگ پرده ها و حتی کف اتاق های آموزش نهایت دقت را به خرج داد. تهیه همه ی این عوامل هزینه بر است و مخارج بسیار بالا است. این مراکز حتی با این که یارانه ی دولتی می گیرند به سختی شرایط مناسب آموزش را فراهم می کنند.
مرکز خیریه ثامن الحجج (ع) اولین مرکز اوتیسم را در جنوب شرق کشور را راه اندازی کرده است و حدود ۹ سال است که کودکان اتیسم را تحت پوشش قرار داده است.
انجمن حمایت از کودکان اتیسم کرمان درسال ۹۴تاسیس شده است. معرفی این اختلال به عموم و مسوولین نیازمند فعایت شبانه روزی است و کمک همه ی جامعه را می طلبد. باید به این اختلال، که اختلال قرن نام گرفته است جدی نگاه کرد.
در میان هیاهوهای اثبات انسانیت فرشتگان معصوم اتیسم را دریابیم.

نگاه

نقش های آرامش
کودک اتیسمی ۵ ساله خالق شاهکارهای هنری است
شاید باورش سخت باشد اما کودک 5ساله اتیسمی نقاش شده است. اگر یک هنرمند معروف تابلوهای آبرنگ را کشیده بود منتقدان و هنرمندان چه تحسین ها و تفسیرها از این هنر مدرن نمی کردند!
آیریس هنرمند کوچک نقاشی های آرامش بخش و زیبایی دارد، در دسامبر ۲۰۱۱ تشخیص داده شد که مبتلا به اوتیسم است.او صحبت نمی کندو با هیچ کس جز گربه اش ارتباطی برقرار نمی کند و از تماسهای چشمی و نگاه کردن به دیگران به شدت دوری می کند. آیریس خودش را در این نقاشی ها تخلیه می کند. به گفته پدر و مادر آیریس، نقاشی تنها کاری است که او را آرام می کند. او ساعتهای طولانی را روی تابلوهای آبرنگ زیبایش وقت می گذراند و گربه اش هم به طرز باورنکردنی به او در خلق آثار هنری متفاوت وزیبایش کمک می کند.
مادر آیریس در مصاحبه با مجله لایو اکشن نیوز می گوید: تمام چیزی که او احتیاج دارد میز مخصوصش است و قلم موی نقاشی و گربه اش تا شروع به نقاشی کند. وسایل او در یک جای مشخص خانه آماده است که هر وقت خواست خودش دست به کار می شود. اگر رنگی احتیاج داشت که دم دست نبود او با اشاره به اشیایی که آن رنگی باشند، منظورش را به مادرش می رساند.
مادر آیریس می گوید او در ترکیب رنگها استعداد خاصی دارد و به زیبایی رنگها را با هم ترکیب می کند . وقتی نقاشی اش تمام می شود قلم هایش را داخل لیوان می گذارد و با گربه اش میز را ترک می کند. او منتظر می ماند تا نقاشی اش خشک شود وبعد ازظهر دوباره برمی گردد تا یک نقاشی جدید بکشد.
پدر و مادرش از نقاشی کردن های او فیلم گرفته اند و به همراه کارهایش در سایتش می گذارند. تابلوهای آبرنگ آیریس برای کارت تبریک و هدیه فوق العاده زیبا هستند. همه کسانی که کارهای او را دیده اند معتقدند که در تابلوهای او آرامش عجیبی وجود دارد،که حال آدم را خوب می کند.
وقتی فکر می کنیم یک کودک ۵ ساله این رنگها را ساخته واقعا شگفت زده می شویم.و این فرشته ی کوچک نماینده ای از کودکان معصوم اتیسم است.

سه میلیون و 600 هزار ریال یارانه کودک مبتلا به اوتیسم
به گزارش ایرنا سازمان بهزیستی کشور برای هر کودک مبتلا به اوتیسم مبلغ سه میلیون و 600 هزار ریال به عنوان یارانه در نظر گرفته است. این یارانه با نام کودک به حساب مرکز خدمات اوتیسم واریز می شود تا مرکز، خدمات خود را به کودک ارائه دهد؛ خانواده بیمار هم، حداکثر یک میلیون و 500 تا یک میلیون و 550 هزار ریال را باید خودش به مرکز پرداخت کند سازمان بهزیستی، فهرست 54 مرکز اوتیسم در 30 استان کشور را که حدود 2 هزار کودک را تحت پوشش قرار داده، منتشر کرده است و علاقمندان برای مشاهده این فهرست می توانند به نشانی اینترنتی سازمان بهزیستی مراجعه کنند بنا به این گزارش، سازمان بهزیستی از سال 1381 نخستین مرکز آموزش و توانبخشی اختلالات طیف اوتیسم را به عنوان اولین متولی این امر در سراسر کشور افتتاح کرد و تاکنون هم کمیت و هم کیفیت خدمات ارائه شده از سوی این مراکز رشدیافته است و همه کودکان مبتلا به اوتیسم تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور همه روزه شنبه تا چهارشنبه از صبح تا14 بعد از ظهر و پنجشنبه ها تا 12 ظهر خدمات تخصصی را در این مراکز به عنوان پایگاه های دائمی سازمان بهزیستی،دریافت می کننداختلالات اتیسم از جمله اختلالات پرخرجی است که نیاز به خدمات تخصصی زیاد اعم از روانشناسی، کاردرمانی و گفتار درمانی دارد و به همین علت مخارج خانواده های دارای فرزند مبتلا به اوتیسم بسیار بالاتر از خانواده هایی است که دارای کودکانی با سایر معلولیت ها هستند؛ به همین دلیل نیز بهزیستی یارانه مراکز اوتیسم را بیش از یارانه سایر مراکز مقرر کرده است خدمات روانشناسی، کاردرمانی، گفتار درمانی، بازی درمانی، آموزش خانواده و همچنین یک وعده غذای گرم و هزینه ایاب و ذهاب کودکان اوتیسم همگی از خدماتی به شمار می آیند که مراکز بهزیستی به آنان ارائه می دهد و هزینه ماهیانه دریافت هر یک از این خدمات از مراکز حدود پنج میلیون و 150 هزار است.

ساعتی با یک قلاگر کرمانی؛ خیابان مسی

ساعتی با یک قلاگر کرمانی؛
خیابان مسی

در مسیرم به سمت دفتر روزنامه پیرمردی توجه ام را جلب کرد که تعداد زیادی ظرف مسی جلویش چیده و مشغول سفید کردن آن ها بود. این پیرمرد به شیوه ای منحصر به فرد کنار خیابان، در مسیری نسبتا شلوغ کار می کرد. از جلویش گذشتم؛ اما انگار ذهنم لابه لای ظرف های مسی جا مانده بود. اتومبیلم را جلوی دفتر که پارک کردم تصمیم گرفتم برگردم و با او صحبت کنم .چند دقیقه بعد جلوی مغازه ی او بودم. ظرف های مسی کناره ی خیابان را زیبا کرده بودند. خود را «اوستا حسن علی» معرفی کرد.
از حسن علی سوال کردم که اینجا چه می کند و کارش را برایمان معرفی کند. با لهجه ی زیبای کرمانی جواب داد:«ظرف مسی سفید می کنم، داخل ظرف های مسی سیاه است و قبل از آن که داخل آن ها غذا درست شود باید سفید شوند. باید اول به ظرف تیزآب بزنم؛ بعد با کاغذ سمباده آن ها را بسایم، یک روز بعد باید سفیدشان کنم. سفید کردن ظرف های مس یکی از کارهای کرمانی های قدیم است ،هر چند دیگه کسی نمیاد از نو شروع کند و مشغول به این کار شود. هرکس هم که الان مشغول است از قدیم بوده. اگه همین هایی هم که هستند دستشان از دنیا کوتاه شود دیگر هیچ کس نیست که این کار را بلد باشد و ادامه بدهد . قلا کردن ظرف های مسی هم برای همیشه تمام می شود.»
سنتان چقدر است و چند سال است که این پیشه را دارید؟
دقیقا نمی دانم چند سالی دارم؛ حدود هفتاد سالی دارم. من از بچگی توی بازار مس گرها کار می کردم. حدود ده دوازده سال داشتم آنجا شاگردی می کردم .حدود بیست سالی توی بازار مس گری کار کردم، حسابی اوستا شدم .قلا کردن کار آسانی نیست. کلی باید شاگردی کنید تا اوستا بشوید. بیست سالی هم هست که اومدم اینجا برای خودم مغازه زدم .من از صبح زود میام تا وقتی که هوا روشن باشد و چشمم ببیند، کار می کنم.
چند فرزند دارید ؟
من شش بچه دارم ،همه را عروس داماد کرده ام؛ ولی هیچ کدام نرفته اند. بچه ها ازدواج که می کنند زیاد می شوند و بر می گردند. بعضی وقت ها دور سفره مان جا نیست و صدا به صدا نمی رسد. خداروشکر که می آیند دور سفره پدرشان می نشینند. بعضی وقت ها پسرم کمک مان می کند. از همه بچه هایم راضی هستم .
چرا تنها کار می کنید، شاگردی ندارید؟
شاگرد برای این کار کم گیر می آید. هر کسی هم بیاید یکی دو ماه می ماند، بعد می گوید دستم درد گرفت یا کمرم درد گرفت و می رود. شاگردی که مرد این کار باشد پیدا نمی شود . باید با کاغذ سمباده ظرف ها رو بساییم. کار سختی ست؛ اما مگر پول آوردن کار راحتی است؟ هیچ کاری نیست که سخت نباشد. باید مرد کار بود، باید خرج خانواده را در آورد، مرد که الکی بهش نمی گویند مرد؛ باید ستون خانه باشد تا سقفی بالای سر بچه ها بماند. من خدا را شکر سالمم، و این هم به خاطر این است که تمام عمرم کار کردم. وقتی کار کنی و بدنت رو فعال نگه داری، مریضی توی بدن نمی ماند. همه ی درد و بیماری ها از بیکاری است.
درآمدتان کفاف خرج زندگی تان را می دهد؟
راضی ام به رضای خدا .بعضی وقت ها می شود حتی کرایه ۱۲۰ هزارتومانی مغازه را هم نمی توانم در بیاورم، اما راضی ام. خدا تا الان که ما را گرسنه نگذاشته است .یک روز هست یه روز نیست، قرار نیست که همیشه یه جور زندگی بگذرد.
اگر حرفی باقی مانده برایمان بگویید.
مردم یادشان رفته است که پدر و مادرهایشان دایم تو همین ظرف های مسی غذا درست می کردند. از زمانی که این قابلمه های جدید به بازار آمد، درد و مریضی هم بین مردم زیاد شد .چند روز پیش یک دکتر آمد ده دوازده تا ظرف آورد، برایش سفید کنم، منظورم این است که دکترها هم از این ظرف ها استفاده می کنند. سفید کردنشان هم که خیلی هزینه ندارد.من برای سفید کردن یه قابلمه ۱۵ هزار تومان دستمزد می گیرم. همیشه جدا از پولی که می گیرم وقتی یک نفر ظرفش را می آورد، من قلا کنم خوشحال می شوم ،می گویم حتما آن ها سالم تر می مانند.
سخت مشغول کار بود با کاغذ های سمباده ی خیس محکم و خشن به ظرف های سیاه مس می کشید، اما نگاهش گرم و مهربان بود؛ با لبخندی به پهنای صورت .از او که دور می شدم انگار دلم برای ظرف های مسی تنگ شده بود، دلم برای فرهنگ غنی کرمان تنگ شده بود، دلم برای مشاغلی که فراموشی تهدیدشان می کند تنگ شده بود.