بایگانی مطالب نشریه

ساعتی با یک قلاگر کرمانی؛ خیابان مسی

ساعتی با یک قلاگر کرمانی؛
خیابان مسی

در مسیرم به سمت دفتر روزنامه پیرمردی توجه ام را جلب کرد که تعداد زیادی ظرف مسی جلویش چیده و مشغول سفید کردن آن ها بود. این پیرمرد به شیوه ای منحصر به فرد کنار خیابان، در مسیری نسبتا شلوغ کار می کرد. از جلویش گذشتم؛ اما انگار ذهنم لابه لای ظرف های مسی جا مانده بود. اتومبیلم را جلوی دفتر که پارک کردم تصمیم گرفتم برگردم و با او صحبت کنم .چند دقیقه بعد جلوی مغازه ی او بودم. ظرف های مسی کناره ی خیابان را زیبا کرده بودند. خود را «اوستا حسن علی» معرفی کرد.
از حسن علی سوال کردم که اینجا چه می کند و کارش را برایمان معرفی کند. با لهجه ی زیبای کرمانی جواب داد:«ظرف مسی سفید می کنم، داخل ظرف های مسی سیاه است و قبل از آن که داخل آن ها غذا درست شود باید سفید شوند. باید اول به ظرف تیزآب بزنم؛ بعد با کاغذ سمباده آن ها را بسایم، یک روز بعد باید سفیدشان کنم. سفید کردن ظرف های مس یکی از کارهای کرمانی های قدیم است ،هر چند دیگه کسی نمیاد از نو شروع کند و مشغول به این کار شود. هرکس هم که الان مشغول است از قدیم بوده. اگه همین هایی هم که هستند دستشان از دنیا کوتاه شود دیگر هیچ کس نیست که این کار را بلد باشد و ادامه بدهد . قلا کردن ظرف های مسی هم برای همیشه تمام می شود.»
سنتان چقدر است و چند سال است که این پیشه را دارید؟
دقیقا نمی دانم چند سالی دارم؛ حدود هفتاد سالی دارم. من از بچگی توی بازار مس گرها کار می کردم. حدود ده دوازده سال داشتم آنجا شاگردی می کردم .حدود بیست سالی توی بازار مس گری کار کردم، حسابی اوستا شدم .قلا کردن کار آسانی نیست. کلی باید شاگردی کنید تا اوستا بشوید. بیست سالی هم هست که اومدم اینجا برای خودم مغازه زدم .من از صبح زود میام تا وقتی که هوا روشن باشد و چشمم ببیند، کار می کنم.
چند فرزند دارید ؟
من شش بچه دارم ،همه را عروس داماد کرده ام؛ ولی هیچ کدام نرفته اند. بچه ها ازدواج که می کنند زیاد می شوند و بر می گردند. بعضی وقت ها دور سفره مان جا نیست و صدا به صدا نمی رسد. خداروشکر که می آیند دور سفره پدرشان می نشینند. بعضی وقت ها پسرم کمک مان می کند. از همه بچه هایم راضی هستم .
چرا تنها کار می کنید، شاگردی ندارید؟
شاگرد برای این کار کم گیر می آید. هر کسی هم بیاید یکی دو ماه می ماند، بعد می گوید دستم درد گرفت یا کمرم درد گرفت و می رود. شاگردی که مرد این کار باشد پیدا نمی شود . باید با کاغذ سمباده ظرف ها رو بساییم. کار سختی ست؛ اما مگر پول آوردن کار راحتی است؟ هیچ کاری نیست که سخت نباشد. باید مرد کار بود، باید خرج خانواده را در آورد، مرد که الکی بهش نمی گویند مرد؛ باید ستون خانه باشد تا سقفی بالای سر بچه ها بماند. من خدا را شکر سالمم، و این هم به خاطر این است که تمام عمرم کار کردم. وقتی کار کنی و بدنت رو فعال نگه داری، مریضی توی بدن نمی ماند. همه ی درد و بیماری ها از بیکاری است.
درآمدتان کفاف خرج زندگی تان را می دهد؟
راضی ام به رضای خدا .بعضی وقت ها می شود حتی کرایه ۱۲۰ هزارتومانی مغازه را هم نمی توانم در بیاورم، اما راضی ام. خدا تا الان که ما را گرسنه نگذاشته است .یک روز هست یه روز نیست، قرار نیست که همیشه یه جور زندگی بگذرد.
اگر حرفی باقی مانده برایمان بگویید.
مردم یادشان رفته است که پدر و مادرهایشان دایم تو همین ظرف های مسی غذا درست می کردند. از زمانی که این قابلمه های جدید به بازار آمد، درد و مریضی هم بین مردم زیاد شد .چند روز پیش یک دکتر آمد ده دوازده تا ظرف آورد، برایش سفید کنم، منظورم این است که دکترها هم از این ظرف ها استفاده می کنند. سفید کردنشان هم که خیلی هزینه ندارد.من برای سفید کردن یه قابلمه ۱۵ هزار تومان دستمزد می گیرم. همیشه جدا از پولی که می گیرم وقتی یک نفر ظرفش را می آورد، من قلا کنم خوشحال می شوم ،می گویم حتما آن ها سالم تر می مانند.
سخت مشغول کار بود با کاغذ های سمباده ی خیس محکم و خشن به ظرف های سیاه مس می کشید، اما نگاهش گرم و مهربان بود؛ با لبخندی به پهنای صورت .از او که دور می شدم انگار دلم برای ظرف های مسی تنگ شده بود، دلم برای فرهنگ غنی کرمان تنگ شده بود، دلم برای مشاغلی که فراموشی تهدیدشان می کند تنگ شده بود.

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام ما با کارشناس روابط عمومی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری کرمان تمام خدمات از تولد تا فوت پناهجوی مجاز با ماست

مصاحبه‌ی اختصاصی پیام ما با کارشناس روابط عمومی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی استانداری کرمان
تمام خدمات از تولد تا فوت پناهجوی مجاز با ماست

همان طور که دو روز پیش در مطلبی با تیتر فقر و فلاکت در کمربندی کرمان متعهد شدیم، برای یک طرفه به قاضی نرفتن و شنیدن فعالیت‌ها و عملکرد اداره‌ی کل امور اتباع و مهاجرین استان کرمان با معاذاللهی کارشناس روابط عمومی اداره‌ی کل امور اتباع و مهاجرین استانداری کرمان هم صحبت شدیم و از چند و چون و صحت و سقم گفته‌های مهاجرین افغان سوال کردیم و این مصاحبه اینگونه اتفاق افتاد:
قبل از هرچیز روایتی که واقعا من‌را شکه کرد و تصمیم گرفتم تا از سازمان شما کسب اطلاع نکردم برای انتشار آن اقدامی نکنم این بود که مردی می‌گفت “ماشینی با یکی از بچه‌های اتباع افغان ساکن در منطقه‌ی سیم‌خاردار تصادف می‌کند و پس از چند متر به جلو رفتن می‌ایستد و پیاده می‌شود تا ببیند چه اتفاقی افتاده و وقتی که می‌بیند با یک تبعه‌ی افغانستان تصادف کرده می‌گوید: اگر می‌دانستم که به یک افغانی زده‌ام هیچ وقت توقف نمی‌کردم و به حرکتم ادامه می‌دادم.” آیا چنین چیزی حقیقت دارد و در این سطح نگاه منفی حکم فرماست؟ چراکه وی در ادامه می‌گفت “نه تنها دیه به ما تعلق نمی‌گیرد که حتی هزینه‌های درمان را هم ضاربی که مقصر بوده نمی‌پردازد و باید خودمان آن هزینه‌ها را تهیه کنیم.آیا این گفته‌ها حقیقت دارد؟
ما با دو مقوله در این بحث مواجه هستیم یکی کسانی که مجاز بوده‌اند و از راه‌های قانونی وارد کشور ما شده‌اند و یکی هم کسانی که از راه‌های غیرقانونی و غیر مجاز وارد ایران شده‌اند اگر این صحبت‌ها را یک مهاجر غیر مجاز می‌کند،‌خوب وی غیرقانونی وارد این کشور شده و اصلا حق ورود به این خاک را نداشته و قاعدتا کودک وی هم از وقتی که به‌دنیا می‌آید تا زمانی که شناسنامه نگرفته‌است هیچ هویتی ندارد و صرفا یک انسان است و ارزش‌های انسانی او سر جای خود باقی‌است اما از دیگر نظرها …
و ما هم قبول داریم که بعضی از مردم برخورد جالبی انجام نمی‌دهند و ما هم نمی‌توانیم که با تعداد زیادی برخورد کنیم و توقع برخورد مناسب داشته‌باشیم در نتیجه صرفا فعالیت‌های فرهنگی و آموزش‌های اخلاقی می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد که ما هم در این دو زمینه فعالیت‌های زیادی انجام داده‌ایم و خوب تا به امروز خیلی هم در سطح کلان نگاه به مهاجرین بهتر شده و اما کماکان هر از چندی شاهد چنین برخوردهایی هستیم که امیدواریم این‌ها هم با فرهنگ‌سازی و ترویج ارزشهای اخلاقی و دینی کم‌تر و کم‌کم ناپدید بشوند و برخوردهای کاملا اخلاقی و برابری را نسبت به مهاجرین از عموم مردم شاهد باشیم. متاسفانه اگر مهاجر غیرقانونی این ماجرا را برای شما روایت کرده باشد بله صحیح هست و نه تنها از لحاظ قانونی ما نمی‌توانیم حمایتی از ایشان بکنیم و در کل در هیچ کشوری از جهان هیچ‌گونه حمایتی از مهاجر غیر قانونی نمی شود اما اگر مجاز به ایران وارد شده و پاسپورت و یا کارت داشته باشند که همه‌جوره بررسی خواهد شد اما برای مهاجر غیر قانونی هیچ خدماتی در نظر گرفته نخواهد شد و حتی سازمان ملل که همیشه دادو فریاد، دادخواهی می‌زند، هیچ حمایتی از ایشان نمی‌کند و حتی سازمان ملل به اتباعی که پاسپورت گرفته‌اند هم خدماتی نمی‌دهد و صرفا آنانی که پناهنده شناخته می‌شوند می‌توانند از خدمات اندک سازمان ملل بهرمند شوند و همانطور که دیدید حتی استرالیا تعداد زیادی از پناهندگان را به دریا ریخت که تعدادی از ایشان هم ایرانی بودند و به جرئت می‌گویم که حمایتی که ما از ایشان می‌کنیم دولت افغانستان از ایشان این حمایت را نمی‌کند و به این دید به ایشان نگاه می‌کند که” شما ایرانی هستید” و هرچند که ما هم حمایت می‌کنیم اما بالاخره ایشان باید برگردند به کشورشان ولی متاسفانه دولت‌شان هم حمایتی از آنها نمی‌کند و در نتیجه آن‌ها بدون هویت بین دوکشور مانده‌اند. افغانستان می‌گوید وقتی که اینجا جنگ بوده شما به ایران گریخته‌اید و سهمی در نجات کشور نداشته‌اید و دولت ایران هم با اصالت و هویت اصلی ایشان کار دارد که خوب رسما افغان هستند و درنتیجه موقعیت پیچیده‌ای پیش‌می‌آید.
امکان دارد اندکی از این حمایت‌ها را نام ببرید؟
از تولد تا فوت پناهنده‌ای که مجاز است و دارای کارت اقامت می‌باشد، از آموزش و بهداشت گرفته تا حتی دعاوی که علیه شهروندان ایرانی داشته باشند خود ما به مسائل ایشان رسیدگی می‌کنیم و تقریبا پیگیر تمام مسائل و مشکلات ایشان هستیم، حالا آنان که پاسپورت می‌گیرند می‌روند زیر نظر نیروی انتظامی و مثل یک ایرانی خانه‌می‌گیرند و گواهینامه اخذ می‌کنند و به زندگی می‌پردازند، و کاملا خدمات یک شهروند را دریافت می‌کنند.
پس ماجرای گواهینامه‌چیست؟ که این‌همه مشکل برای ایشان پیش‌آورده و می‌گویند که نمی‌توانند حتی گواهینامه‌ی موتور سیکلت اخذ کنند و …؟
با کارت که نمی‌شود گواهینامه به کسی داد، این کارت صرفا معرف این است که این شخص با این نام و نام خانوادگی و فرزند فلان شخص در ایران پناهنده است و به طور مجاز در ایران حضور دارد و خوب قاعدتا با چنین مدرکی نمی‌شود گواهینامه اخذ کرد. البته ما امکانات هم برای ایشان در نظر گرفته‌ایم و می‌توانند برای اخذ پاسپورت اقدام کنند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل اداری صاحب پاسپورت بشوند و گواهینامه و دیگر خدمات شهروندان ایرانی را داشته باشند، اما خوب متاسفانه گاهی بواسطه‌ی خدمات اندکی که سازمان ملل و یا سازمان‌های بین‌المللی به طور سالانه در اختیارشان می‌گذارند و هرچند ناچیز است و شامل اقلام اولیه و شوینده و چیزهای کوچکی‌است اما بخاطر از دست ندادن همین اقلام کوچک حاضر نمی‌شوند که کارت پناهندگی را از دست بدهند و صاحب پاسپورت بشوند و نتیجه ماجرا این می‌شود که شکایات زیادی هم بخاطر نداشتن گواهینامه و غیره می‌کنند.
این محدودیت‌های شغلی برای چه ایجاد شده؟ معمولا می‌گویند که ما اجازه‌ی کار کردن در مشاغل زیادی را نداریم و فقط کارهای بسیار سخت به ما واگذارده می‌شود؟
خوب هر کشوری شرایط خودش را دارد اصناف متعددی در ایران اجازه‌ی حضور اتباع خارجه را نمی‌دهند و یا مثلا در دانشگاه‌ها هر کشوری محدودیتی دارد مثلا علوم موشکی را در ایران فقط شهروندان ایرانی می‌توانند در دانشگاه این رشته‌ها را مطالعه کنند و اتباع خارجی حق تحصیل در این رشته‌ها را ندارند و این بواسطه‌ی موقعیت خاص ایران است و شاید همین تبعه بتواند در کشوری دیگر همین رشته را بدون مشکل بخواند اما ایران موقعیت خاصی دارد و همین ماجرا در اصناف حاکم است و مسائل عرفی‌است و شرایط را خود فعالین اصناف مشخص می‌کنند.
باید این را هم بگویم که با همه‌ی امکاناتی که می‌دهیم کماکان اینان محرومان جامعه هستند اما خوب کشور ما واقعا هزینه‌های سرسام‌آوری را متحمل می‌شود و گاهی حتی خود ما هم شاهد نفرین‌های ایشان هستیم که توقعات‌شان ارضا نشده اما خوب هرکاری مشقات خودش را دارد و باید به آمار نگاه کنید شاید یک بیستم خدماتی که ایران می‌دهد را UN نمی‌دهد و مثلا اگر برای هر نفر ۱۰۰ هزارتومان هزینه‌کند مسلما دولت جمهوری اسلامی ده میلیون هزینه کرده اما UN کار خبری زیادی می‌کند و از کوچکترین خدماتی که ارائه می‌کند عکس تهیه می‌کند و گوش جهان را با تبلیغات کر می‌کند که خوب می‌تواند برای مخاطب عام فریبنده باشد. هزینه‌ی آموزش و پرورش و درمان و آب آشامیدنی و غیره اصلا قابل مقایسه با آن هزینه‌های UN نیست ولی خوب ما نمی‌خواهیم همین خدمات کوچک هم کنسل بشود و خوب به قول معروف مویی از خرس غنیمت است.
جالب است که بدانید خدماتی که UN ارائه می‌کند بالاخره کشور مصیبت زده موقعیت متناسبی پیدا می‌کند و باید در زمان مناسب آن خدمات را جبران کند مثل زلزله‌ی بم که برای خودمان اتفاق افتاد و در سال‌های بعد در حوادث غیر مترقبه ما هم جبران کردیم و به آن کشورها کمک و خدمات فرستادیم.

پاکسازی نمادین یکی از مسیرهای گردشگری کرمان توسط مسئولین

پاکسازی نمادین یکی از مسیرهای گردشگری کرمان توسط مسئولین
فاطمه پورمرادی
پاکسازی نمادین زباله با هدف اموزش صبح سه شنبه هفده فروردین با حضور گسترده مسئولین استان کرمان برگزار شد. ده بالا منطقه ای گردشگری با قدمت 500 ساله به طول 18 کیلومتر است.
فرشته خالقی ،دکترای محیط زیست و رییس اداره مرکز تحقیقات محیط زیست استان کرمان در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت:در راستای ارتقاء فرهنگ زیست محیطی استان مسئولین مرتبط با این حوزه مانند شهرداری، محیط زیست، معاونت عمرانی استانداری ،مدیر کل امور شهری استانداری کرمان تصمیم به پاک سازی یکی از مناطق گردشگری استان کرمان گرفت که مسیرگردشگری ده بالا انتخاب شد. وی گفت :250 الی 300 نفر براورد شرکت کنندگان در این مراسم است و در حدود 1 کیلومتر پاکسازی نمادین مسئولین صورت گرفت . رییس اداره مرکز تحقیقات محیط زیست استان کرمان اذعان کرد: با توجه به اینکه 13 فروردین روز طبیعت است اما مردم متاسفانه در آن روز صدمات و خساراتی به محیط زیست زده می شود. وی ادامه داد:امسال تلاش های زیای در راستای فرهنگسازی برای این روز انجام دادیم. پوستر و بروشور هایی توزیع شد، از طریق وب سایت سازمان و کانال های اموزشی هم در مدارس طرح زیستیار کوچک که باعث شد بچه ها بر روی خانواده تاثیر بگذارند اجرا شد. وی خاطر نشان کرد: به حمد الله توانستیم امسال با فرهنگسازی و اموزش تاثیرگذار باشیم و نتیجه ان را ببینیم.
محمود صفر زاده، مدیرکل محیط زیست استان کرمان نیز در گفتگو با خبرنگار ما بیان کرد: ما به مناسبت های مختلف اقدامات خود جوش و نمادین را در سطح استان انجام میدهیم .وی عنوان کرد: اما این کار ها به عنوان حرکت های نمادین است که باید فرهنگسازی شود تا این کار در خانواده ها انجام شود و اگر همه شهروندان به وظیفه شان عمل کنند ما شاهد چنین پدیده های زشتی نخواهیم بود. وی ادامه داد:اگر تک تک ما وظیفه شهروندی خود را انجام دهیم قطعا در اینده محیط زیست زیبا تر را خواهیم بود . وی گفت: در مسیر های گردشگری شهرداری،بخشداری، دهیاری، راهدارخانه ها و … مسئول مدیریت پسماند در این جاده ها هستند . صفرزاد در پایان گفت:ما کلاس های اموزشی و ورکشاپ زیادی در این زمینه ها با حضور بخشدار ها، معاون های عمرانی و شهردار ها برگزار کردیم. حتی برای تک تک دهیارها برنامه داشتیم که اموزش دهیم، هم در حوزه پسماند و مدیریت منابع اب و هم در حوزه مشاغل سبز و کار افرینی سبز و اقتصاد سبز.

محمود محمودی نیا مدیر کل ورزش و جوانان استان کرمان در گفت و گو با پیام ما مدیران ورزشی ناموفق را برکنار می‌کنم

محمود محمودی نیا مدیر کل ورزش و جوانان استان کرمان در گفت و گو با پیام ما
مدیران ورزشی ناموفق را برکنار می‌کنم

ورزش امری خطیر و با ارزش در امور جوانان است و وقتی این دو با هم مختلط باشند، وظیفه مسوولان در این باره بسیار بارز و مهم تر میشود. در روزهای پایانی سال 94 بود که «محمود محمودی نیا» مدیر کل اداره امور جوانان و ورزش استان کرمان به عنوان مدیر نمونه سال گذشته انتخاب و معرفی شد.این موضوع مهم وانتخاب محمودی نیا به عنوان مدیر برتر بهانه ای شد تا در آغازین روزهای سال نو به سراغ وی رفته و ساعتی پای صحبتش بنشینیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانیم:
خلاصه عملکرد و کارهای انجام شده توسط اداره شما در سال گذشته چه بود؟
با توجه به اینکه سیاست عملیاتی ما در سال 94 طرح توسعه قهرمانی و همگانی بود،سال سختی را پشت سر گذاشتیم ما از همان روزهای ابتدایی سال دنبال انجام و اجرای این طرح بودیم وجلساتی را با عوامل این طرح و روسا و فرمانداران شهرستانها برگزار کردیم که نهایتا منجر به استارت راه اندازی تقریبا 200 آکادمی در رده های سنی 14 و 15 ساله شد و طی ماههای مرداد و شهریور، تک تک این اکادمی ها را افتتاح کردیم.همچنین تقسیم بندی هیات ها را داشتیم که با توجه به فعال نبودن و یا کم کار بودن تعدادی از آنها مجبور به اعمال یکسری تغییرات در راس این هیأت ها شدیم و با کمک هایی که به آنها شد تا حدی آنها را سروسامان دادیم.برگزاری مسابقات ورزشی همگانی مانند جشنواره فرهنگی شهید رجایی با حضور کارمندان ادارات در کرمان و 9 شهرستان، برپایی جام ورزشی تکریم با قرآن در ماه مبارک رمضان و همایش های پیاده روی و دوچرخه سواری در شهرهای متفاوت با هدف افزایش انگیزش ورزش بین قشرهای مردمی،حمایت از ورزشکاران المپیکی و پارالمپیکی و تیم های ورزشی چه در بعد معنوی و چه مادی و برپایی جشنواره ورزشی محلات از دیگر اهم فعالیت های این اداره بود.
چه برنامه ها و مسابقاتی برای سال جدید دارید؟
مهمترین برنامه ما در سال پیش رو تکمیل و اجرای کامل طرح استعداد یابی و ایجاد کانون های ورزشی است،همچنین علاوه بر برگزاری مسابقات و همایش های معمول، جشنواره ورزشی المپیاد کرمانیان در اواخر مرداد یا اوایل شهریور ماه سال جاری با حضور آکادمی های طرح توسعه خواهیم داشت،انشاااله تا پایان سال چند رویداد مهم کشوری و بین اللملی در استان کرمان خواهیم داشت که درصورت قطعی شدن به اطلاع عموم خواهد رسید.
شما سال گذشته در نظر سنجی انجام شده به عنوان مدیرکل برتر انتخاب شدید، دلیل این انتخاب را در چه می دانید؟
اولا این انتخاب مربوط به شخص من نبود و یک مجموعه از استان کرمان منتخب شد دوما انجام یک کار تیمی و بودن در کنار هیئت های ورزشی و ورزشکاران و مسوولان.این کار تیمی باعث شد که تغییر بینشی از کرمان در کشور اتفاق بیفتد و این افتخار نه فقط نصیب من بلکه نصیب کل استان کرمان گردد.
در بحث استعدادیابی مبلغی جهت کمک به آکادمی هایی در شهرستانها که این طرح را اجرا میکنند در اختیارآنها قرار گرفته، اما متاسفانه تعدادی از مربیان این آکادمی ها گلایه دارند که این پول به دست آنها نرسیده،اصل جریان چه بوده است؟ درارزیابی که سه ماهه آخر سال 94 با دوستان طرح توسعه داشتیم وحتی بازدیدهایی که این دوستان از بعضی از شهرستانها داشتند حدود 40 تا50 درصد ازانجام طرح در بعضی شهرستان از جمله کوهبنان و بردسیر رضایت داریم اما متاسفانه تعدادی از شهرستانها هیچ کاری کردند وطرح را پیش نبردند و مبالغ را در این آکادمی ها هزینه نکردند و پول مربیان را پرداخت نکردند که در سال 95 با آنها برخورد خواهیم کرد.در تعدادی از شهرهای دیگر مانند سیرجان و رفسنجان چون بخش خصوصی فعالیت نسبتا خوبی دارد ما ترجیح دادیم این طرح را در شهرهای محروم تراز نظر امکانات ورزشی مانند رودبار و کهنوج به طور جدی تر دنبال کنیم.
با توجه به اینکه موقعیت زمانی مناسبی برای سرمایه گزاری بخش خصوصی در کشور ایجاد شده برای جذب حامیان مالی و بخش ها خصوصی در ورزش چه کرده اید؟
یکی از فاکتورها و تلاش های ما در سال 95 همین ورود بخش خصوصی به همه موارد از جمله ورزش است.در بخش سرمایه گذاری بیشتر نگاه ما به بخش قراردادهای BOT است که در مراحل بالایی و انعقادی است که برای مثال میتوان به 3 پروژه امام علی،راوری و انقلاب است که بخش خصوصی در آن سرمایه گذاری می کنند و چند سال اجازه بهره برداری از آن را دارند و سپس به سازمان جوانان و ورزش واگذار میکنند.همچنین امیدواریم با کمک ادارات و مسوولان 1 درصد بخش ورزش را وصول کنیم.همچنین ترغیب خیران به مشارکت در امر ورزش یکی دیگر از برنامه های ماست که نمونه آخر آن حضور سرمایه گذار بخش خصوصی در ماهان جهت احداث و ساخت استخر و مجموعه پارک آبی بود که چند روز پیش کلنگ احداث این مجموعه را زمین زدیم و امیدواریم تا پایان سال 95 به مرحله بهره برداری برسیم.جالب است بگویم که استان کرمان بعد از اصفهان در جذب خیرین وسرمایه گذاران بخش خصوصی مقام دوم را دارا می باشد.
در حالی که به نظر می رسید با ادغام ورزش و امور جوانان و تشکیل سازمان اوضاع هر دو ارگان بهتر شود اما عملا نه تنها پیشرفتی در این حوزه دیده نشده بلکه مشکلات سازمان ورزش و جوانان بیش از پیش شد،نظر شما چیست؟
بنده به شخصه که توفیق خدمت در آموزش و پرورش را داشتم و تا حدودی با مسایل جوانان آشنا هستم به جرات میگویم حوزه جوانان فقط به اسم به ورزش متصل شد.حوزه جوانان هم بودجه کافی می خواهد هم نیروی ماهراما با بوجه 42 تا 45 میلیونی که سال 94 به امور جوانان استان کرمان تعلق گرفت آیا میشود کاری کرد؟حتی حرف و سخنرانی هم نمیشه زد،به نظر من این ادغام درست و کارشناسی شده ای نبود با این حال ما تابع قوانین و دستورالعمل ها هستیم.در امور جوانان 21 دستگاه و اداره دخیل هستند باید یک هماهنگی و اتحاد بوجود بیاید تا بتوان کاری کرد. سازمان جوانان و ورزش به تنهایی نمی تواند کاری کند. تخصص اکثر مدیران ما ورزشی است و ورزش به اندازه کافی مشکلات مادی دارد که دیگر مجالی برای پرداختن به امور جوانان نمی ماند.
برای اتمام طرح های ورزشی نیمه تمام استان چه باید کرد؟
بر اساس آماری که ما دو سال قبل گرفتیم 175 طرح در تمام استان داشتیم که برای تکمیل آنها 180 میلیارد تومان پول لازم است که اگر هزینه ای که به ما پرداخت می شود به همین منوال باشد تا 15 سال آینده نمی توان آنها را به سرانجام رساند اما با همه این مشکلات و کمبود های مادی توانستیم حدود 30طرح را در این دو سال به مرحله بهره برداری برسانیم و امیدواریم در صورت پرداخت بودجه ای که در سال 95 به ما اختصاص داده شده حدود 20 تا 25 پروژه را به پایان برسانیم.

وزیر خارجه امریکا: ایران تا به امروز به تعهدات خود طبق برجام پایبند بوده است

وزیر خارجه امریکا:
ایران تا به امروز به تعهدات خود طبق برجام پایبند بوده است

وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه با برنامه «مورنینگ جو» شبکه ام اس ان بی سی ضمن دفاع از برجام تصریح کرد که ایران تا به امروز به تعهداتش طبق برجام پایبند بوده و باید درباره نقش خود در منطقه و جهان تصمیمات روشنی اتخاذ کند. به گزارش فارس، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگو با برنامه «Morning Joe» شبکه «ام اس ان بی سی» تصریح کرد که ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. جان کری ضمن دفاع از برجام تصریح کرد که توافق هسته‌ای با ایران از تبدیل تهران به یک قدرت هسته‌ای جلوگیری کرد و ادامه داد: «ایران دیگر خطرناک نیست زیرا یک سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. این کشور بر حسب تعریف به خطرناکی همیشه نیست. این مسئله برای کوتاه مدت نیست.
من ایمان و اطمینان دارم که ما دقیقاً به آنچه که آنها در بازه زمانی انجام می‌دهند، پی می‌بریم». وزیر خارجه آمریکا درباره کاهش تحریم‌های هسته‌ای ایران گفت: «ایران شایسته به دست آوردن مزیت‌های توافقی است که حاصل آمده است . ایران شایسته آن چیزهایی است که (در نتیجه توافق) به دست آورد زیرا تا به امروز به تعهدات خود طبق توافق هسته‌ای پایبند بوده است». کری با اینحال ادامه داد: «من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم که رفتار آنها (در آینده) چگونه خواهد شد. ایران می‌بایست تصمیمات روشنی درباره نقشی که قرار است در منطقه و جهان داشته باشد، اتخاذ کند».
وی در ارتباط با اختلافاتی که در آمریکا در زمینه برجام وجود دارد گفت: «فکر می‌کنم که شما شاهد تنش‌هایی» بین میانه‌روها و تندروها در خصوص مسیر آینده ایران وجود دارد. وزیر خارجه آمریکا به شرایط توافق هسته‌ای ایران و انتقادات برخی جمهوری‌خواهان از برجام در کنگره اشاره کرد و گفت: «اگر آنها تقلب کنند، ما متوجه خواهیم شد».
جان کری در بخشی از مصاحبه خود با شبکه ام اس ان بی سی به رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 آمریکا اشاره کرد و گفت «دیوانگی‌های کنونی» در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری جمهوری‌خواهان «موجب شرمندگی کشور ما در خارج از آمریکا می‌شود». وی در خصوص مبارزه با داعش گفت: «ما قطعناً در جنگ با داعش هستیم و پیشرفت‌های واقعی در این زمینه به دست آوردیم».

مس باز هم باخت

مس باز هم باخت

هفته سی و دوم لیگ دسته اول فوتبال ایران جام آزادگان، عصر دیروزدوشنبه در شهرهای مختلف ایران به پایان رسید و تیم های استان کرمان صاحب یک برد و یک باخت و یک تساوی شدند.در یکی ازمهمترین این بازیها که به میزبانی خرم آباد ومیان دو تیم خیبر این شهر و مس کرمان برگزار شد تیم میزبان با دو گلی که در دقایق 57و64 توسط علی صدرا و شهاب دارایی وارد دروازه مس کرد به سه امتیاز مهم این بازی دست یافت و تا حدی از قعر جدول جدا و به ماندن در لیگ دسته یک امیدوار شد، هرچند با این نتیجه تیم مس که از دقیقه 56 با اخراج بهنام داداش وند، ده نفره بازی می کرد از صدر جدول دور شد و اولین باختش را با اکبر میثاقیان تجربه کرد.در دیگر دیدار مهم این هفته مس رفسنجان احیا شده، میزبان فجر سپاسی شیراز بود که دو تیم در پایان به تساوی یک بر یک رضایت دادند و امتیازات را تقسیم کردند، گل فجر را احمد حسن زاده و گل مس را بهرام رشید فرخی به ثمر رساندند.اما گل گهر در سیرجان موفق شد میهمانش، داماش گیلان را در حالیکه در ابتدا با یک گل حسین حجازیان عقب افتاده بود در پایان با دو گل مجید جلالی فر و اسماعیل کیانی شکست دهد و تا حدودی وضعیت خود را در جدول رده بندی سر و سامان دهد.
در سایر بازیها به غیر از بازی دو تیم ماشین سازی و ایرانجوان که تا لحظه چاپ روزنامه به پایان نرسیده بود تیم های فولاد یزد،نساجی و شهرداری اردبیل، حریفان خود را شکست دادند و بازی تیم های آلمینیوم اراک با پیکان،پارسه با نفت مسجد سلیمان ونفت آبادان با خونه به خونه با تساوی به پایان رسید.با این نتایج مس کرمان هم امتیاز با فجروبا یک پله سقوط به پله چهارم رفت و مس رفسنجان در همان رتبه قبلی اش یعنی پنجم باقی ماند اما گل گهر سیرجان با این سه امتیاز به جایگاه دوازدهم جدول صعود کرد.حال باید منتظر ماند و دید این روند نتیجه گیری تیم های کرمانی تا کجا ادامه خواهد داشت و در پایان جایگاه واقعی شان کجا خواهد بود.

خبر آخر

ثریا حکمت به کما رفت
ایسنا نوشت : ثریا حکمت بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون به کما رفت.
این بازیگر که در اوایل سال جدید به دلیل مسمویت دارویی به بیمارستان منتقل شده بود با بهبود نسبی شرایطش ترخیص شده بود که بامداد 16 فروردین ماه به دلیل تشنج بار دیگر به بیمارستان منتقل شد و به کما رفت. دختر ثریا حکمت هم درباره وضعیت مادرش گفت: بنابر اعلام پزشکان مادرم به دلیل لخته شدن خون به کما رفته است و در حال حاضر منتظر هماهنگی جهت انتقال هستیم. ثریا حکمت که بیش از 12 سال است فعالیت بازیگری ندارد در آثاری چون «نقطه ضعف»، «تصویر آخر»، «خواستگاری»، «نیش»، «آواز قو» و فیلم به‌یاد ماندنی «ای ایران» ناصر تقوایی به ایفای نقش پرداخته است.

سینما

بادیگارد
بادیگارد زندگی یک محافظ شخصی یا همان بادیگارد فرنگیان را تصویر می‌کند. این بادیگارد بخشی از زندگی خود را به محافظت از جان یک شخصیت مهم می‌گذراند اما از جایی می‌فهمد که این شخصیت بیش از آن که به فکر مصالح نظام باشد به فکر منافع شخصی است و همین موضوع است که بادیگارد را آشفته می‌کند. کارگردان و نویسنده: ابراهیم حاتمی کیا بازیگران: پرویز پرستویی، مریلا زارعی، بابک حمیدیان، امیر آقایی، فرهاد قائمیان، دکتر محمود عزیزی، محمد حاتمی، علی یعقوبی، پدرام شریفی، دیبا زاهدی، کیمیا حسینی، شیلا خداداد، پریوش نظریه، سید احسان امانی، کامران نجف‌زاده، امین میری، حمیدرضا سلیمانی، چنگیز ناروئی، محمد ربانی، سیامک سالاری
سینما آسیا
ساعات نمایش فیلم:
10:30 15:30 17:15 19 21

در حاشیه

مهدی هاشمی تا چه زمانی بستری می ماند؟
وکیل‌مدافع مهدی هاشمی گفت: مدت زمان بستری آقای هاشمی در بیمارستان بستگی به نتیجه آزمایش‌ها دارد. به گزارش ایسکانیوز، سیدوحید ابوالمعالی بیان این مطلب، اظهار کرد: موکلم در راستای بیماری که دفعه قبل مورد عمل جراحی قرار گرفته بود، در بیمارستان بستری شده است. وی با یادآوری اینکه بیشتر از دو روز است که آقای هاشمی در بیمارستان بستری شده است، گفت: از آنجا که این موضوع مربوط به پرونده سلامت وی است، از بیان جزییات بیشتر درباره آن معذورم. ایسنا نوشت، این دومین بار است که مهدی هاشمی در زمان سپری کردن دوران محکومیت خود در بیمارستان بستری می‌شود. وی برای نخستین بار دی ماه سال 94 برای درمان بیماری خود به بیمارستان منتقل شد.

مزایای ازدواج با دختران روس برای غیرروس ها
به گزارش»توریسم آنلاین» به نقل از خدمت ،خبرگزاری ها گزارشی مبنی بر بررسی قانونی در پارلمان روسیه با موضوع ازدواج غیر روس با دختران مجرد این کشور منتشر کرده اند. «ولادیمیر بعرطچ» رییس مجلس روسی مبارزه با پدیده «پیر دختری» (ترشیدگی) در روسیه گفته هفته آینده پارلمان روسیه قانون جدل برانگیزی با موضوع ازدواج غیر روس ها با دختران مجرد روس را بررسی می کند. ولادیمیر بعرطچ در ادامه گفته است: قانونی که قرار است در پارلمان بررسی شود تاکید می کند که هر بیگانه ای که که با یک دختر روسی ازدواج کند، 15 هزار دلار به اضافه تابعیت روسی دریافت خواهد کرد.

خداحافظی رشیدپور از تلگرام
واکنش تند کاربران شبکه‌های مجازی پس از شوخی رشید‌پور درباره تغییر عکس حساب‌های کاربری به پرچم ایران این مجری را مجبور به ترک فضای مجازی کرد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رشیدپور گفته بود که اگر تصویر حساب کاربری تلگرام خود را به پرچم ایران تغییر ندهید حسابتان مسدود خواهد شد. البته این اقدام رشیدپور با واکنش بسیار بدی روبه‌رو شد، طوری که این مجری را به سمت خداحافظی از فضای مجازی سوق داد. رشیدپور در آخرین پست خود در این باره نوشت : «نیمه شب است و من از خواندن این همه فحش رکیک و برخورد زننده دیگر تعجب نمی کنم و این خیلی بد است . یعنی دیگر به فحش و پرخاش و رفتارهای تند عادت کرده ایم . یک شوخی بسیار ساده را برخی به کجاها ربط می دهند! واقعا شرم می کنم . دوربین مخفی های خارجی را دیده اید ؟ چقدر راحت لبخند می زنند و به هم احترام می گذارند. عجب … همه ی تلویزیون‌های معروف دنیا از سی ان ان تا بی بی سی و غیره این شوخی ها را با شدت بیشتر انجام می دهند و هیچ اتفاقی هم نمی افتد . فقط لبخند زدن و کمی دور شدن از فضای خشک و جدی را به‌هم یادآوری می کنند .هم وطن عزیزم . پای فضای مجازی نشسته ای و به خاطر اینکه با تو شوخی کرده‌ام و خواسته ام پرچم کشورت را منتشر کنی انواع فحش‌های کثیف را می نویسی . واقعا با این شوخی چه آسیبی به تو رسید ؟ دقیقا چه صدمه ای وارد شد ؟ اما من از خواندن این همه بی مبالاتی و بی حرمتی کم کم ناامید می شوم و مثل خیلی از رفقای دیگر تصمیم می گیرم که از فضای مجازی خداحافظی کنم . آنها ظاهرا عاقل تر از من بودند. شرمسارم»

برای هم کتاب بخوانیم

برای هم کتاب بخوانیم

متاسفانه مشکلی در حال حاضر برای اهل ادب و فرهنگ بسیار درد آور شده و آن دوری عموم مردم از مطالعه است و بدبختانه روز به روز هم اوضاع بدتر می‌شود و کتاب نخواندن تبدیل به یک ارزش شده گاهی دیده می‌شود که بعضی از نوجوانان و جوانان با افتخار می‌گویند ما اهل کتاب خواندن نیستم و یا اصلا حال و حوصله‌ی کتاب‌خواندن را نداریم که معمولا من به ایشان( البته اگر گوش شنوایی باشد) کتاب صوتی را پیشنهاد می‌کنم که در ابتدا برای نابینایان تولید می‌شد و عده‌ای کتاب را می‌خواندند و صدای ضبط شده‌ی خود را با نام کتاب به اشتراک می‌گذاشتند و یا می‌فروختند و در نتیجه کسانی که وقت مطالعه ندارند و یا مدت زیادی از محل کار تا منزل توی ترافیک وقت‌شان به هدر می‌رود می‌توانند کتاب‌های متعددی را در گوشی و یا پخش ماشین‌شان داشته باشند و در ترافیک بجای موزیک‌های بی کیفیت و درگیری با سایرین به کتاب‌های خوب و حتی شاهکارهای ادبی ایران و جهان گوش جان بسپارند.
در وبلاگ یک پزشک به مطلب جالبی در همین زمینه برخوردم که خواستم با شما هم آن‌را به اشتراک بگذارم:
فرانک مجیدی: در طولِ سال‌هایی که در «یک پزشک» از مطالبِ گوناگون نوشته‌ایم، به‌خوبی از بازخوردِ مطالب متوجه شده‌ایم که چه نوع پست‌هایی، بیشتر به مذاق خوانندگانِ وبلاگ، خوش می‌آیند. در این میان، همیشه یک حقیقتِ آزاردهنده برای من و برادرم وجود دارد: پست‌های مربوط به معرفیِ کتاب، هیچوقت بازدیدی در خورِ انرژی و زمانی که صرفِ نوشتن درباره‌شان شده و بالاتر از آن، شأن خودِ اثر، بازدید و نشانی از جلب توجه مخاطب ندارند. نظراتی به مهر نوشته می‌شود، اما میزانِ آن، قابل رقابت با میزان کامنت‌های پست‌های فن‌آوری نیست. از این واقعیت آماری، می‌شود یک نتیجه‌ی بسیار تلخ گرفت: بیشینه‌ی جامعه‌ی ما، علاقه‌ای به کتاب خواندن، ندارد!
این یک واقعیت آزاردهنده است. وقتی از خیلی‌ها می‌پرسیم که چرا کتاب نمی خوانند، بهانه‌‌های مختلفی می‌آورند، مثل نداشتن وقت و گرانیِ کتاب. با این وجود، همه‌ی ما وقتِ زیادی برای مطالب بدون سندیت شبکه‌های مجازی مانند تلگرام داریم و به‌راحتی، تمام آن چه را در آن می‌بینیم می‌پذیریم. من دو روز قبل، وقت زیادی را در تلگرام، صرف جدال بر سرِ این موضوعات کردم که عکس دکتر مصدق در دادگاه نظامیِ پس از کودتا، عکس ایشان در دادگاه لاهه نیست، آن هم در حالیکه سر جای نماینده‌ی انگلستان نشسته‌اند. دقیقاً در کانال گروه دیگر هم داشتم توضیح می‌دادم که آموزش سفره‌ی هفت‌سین توسط دکتر حسابی به انیشتین، یک داستان کاملاً تخیلی است و همزمان در یک گروه دیگر توضیح می‌دادم چرا نامه‌ی منسوب به امیرکبیر به ناصرالدین‌شاه درباره‌ی اینکه مملکت‌داری به سفارش عمه و خاله نمی‌شود، جعلی است.
خیلی دردناک است که ما راهِ غلط را برای کسب اطلاعات عمومی در پیش گرفته‌ایم و میل به افتخارات آریایی را در میان اطلاعات سطحی و بیهوده‌ی چنین کانال‌هایی ارضا می‌نماییم. ما وقت فراوانی برای این شبکه‌های اجتماعی داریم، اما وقت برای کتاب؟!
بسیار خب، مشکل کاملاً مشخص است. اما هر مشکلی، راه‌حلی دارد. در نوشته‌های بسیاری در «یک پزشک»، از کتاب‌های صوتی برای‌تان گفتیم. اگر وقت کتاب خواندن نداریم، می‌شود وقت آزاد در مترو یا اتوبوس را صرف گوش کردن به کتاب کرد و چه بهتر که اجراهایی حرفه‌ای در کتابخوانی، ما را مشتاق بیشتر شنیدنِ کتاب‌ها بکند! پس، ایده‌ای جالب در ذهن گروهی از هنرمندان، شکل گرفت، یک پروژه‌ی کتابخوانی، که به‌مراتب کامل‌تر از پروژه‌های دیگر با این هدف، در کشور بوده‌است.
معرفی پروژه‌ی واو
جمعی از هنرمندان نامیِ عرصه‌ی دوبله، همچون استادان: بهرام زند (+، +)، ژرژ پطروسی، خسرو خسروشاهی و سرکار خانم زهره شکوفنده و همچنین شاعران و نویسندگانی مانند حافظ موسوی، ع. پاشایی و سارا محمدیان اردهالی و بازیگرانی چون مسعود رایگان، رویا تیموریان، مهتاب نصیرپور و حبیب رضایی، یک فراخوان جمعی داده‌اند.
آن‌ها از تمام کتابخوان‌هایی که صدای مناسبی برای کتابخوانی دارند، نویسندگان و شعران، ناشران و استودیوهای صدابرداری، برای همکاری دعوت کرده‌اند. هدف، این است که اثر نویسندگان و شاعران و آن چه در انتشاراتی‌هایی که مایل به همکاری هستند، به چاپ رسیده، برای عموم مردم، روخوانی شود و در دسترس قرار گیرد. نویسندگان می‌تو.انند صدای خاصی را از میان متقاضیان انتخاب کنند که اثر آن‌ها را اجرا کنند یا خود، به اجرای داستان یا شعرشان بپردازند. بنابراین طبعاً علاوه بر گوینده، به یک استودیوی مناسب هم نیاز است تا امکان همکاریِ افراد از سرتاسرِ ایران زمین، در این پروژه وجود داشته‌باشد. در این میان، بر این موضوع هم تأکید می‌شود که این کار، صرفاً عام‌المنفعه نیست و عواید حاصل از آن، در اختیار گوینده، صاحب اثر، ناشر و استودیو قرار خواهد گرفت. بنابر این کتابخوانی، می‌تواند ممرّ درآمدی برای همکاران این طرح نیز باشد.
باید چکار کنیم؟
۱- به سایت «واو» بروید
۲- در آن عضو شوید و نمونه‌ی صدای خود را در آن‌جا پس از عضویت، آپلود کنید. (تجربه‌ی شخصیِ من این است که بهتر است این نمونه‌ی صدا، در زمانی کوتاه ضبط شود و حجیم‌تر از ۲ مگابایت نباشد.)
۳- تا جایی که می‌توانید، دوستان خوش‌صدا و کتاب‌خوان‌تان را به شرکت در پروژه تشویق کنید. همچنین از آشنایانِ ناشر، نویسنده یا استودیودارتان کمک بخواهید.
هرچند، با توجه به مشکلاتی که در فرستادنِ نمونه‌ی صدای خودم داشتم، متوجه شدم هاستینگِ این سایت، با توجه به هدف گسترده‌ای که دارد، ضعیف است و دست‌اندرکاران این طرح، می بایست بطور جدی برای رفع این نقص، به فکر باشند. استقبال زیاد از چنین طرحی، ابداً دور از تصور نبوده و نیست و سایت نباید هنگام آپلود فایل‌های صوتی اینقدر کُند عمل کند یا داون شود.
شخصاً این کار را به دو هدفِ عمده انجام دادم. اول این‌که باورِ شخصی‌ام و یکی از اهدافی که در وبلاگ‌نویسی داشتم، تعالیِ کتابخوانی است. چه بهتر که این کتابخوانی، به سیاقِ دنیای مدرن امروز، به سمتِ «کتاب‌شِنَوی» هم پیش رود. دیگر آن‌که احترام زیادی برای دعوت‌کنندگان این پروژه قائلم. بزرگانی مانند آقایان زند، خسروشاهی و پطروسی، بخشِ بزرگی از خاطرات شیرین و فراموش‌نشدنیِ سینمایی و تلویزیونیِ من را ساختند. آن‌ها با مرارت و کیفیت فراوان، سریال‌ها و فیلم‌هایی را دوبله کردند که هرگز از عزیزترین جای ذهن‌مان پاک نمی‌شود. چطور ممکن است حالا آن‌ها مرا دعوت به طرحی چنین فرهیخته کنند و من در انجامش، کوتاهی کنم؟!
مهم نیست من یا شما برای همکاری در این طرح، پذیرفته نشویم. مهم آن است که «واو» ما را به هدفِ والای جامعه‌ی کتابخوان نزدیک می‌کند، استعدادهای پنهان گویندگی را آشکار می‌سازد و گویندگان، ناشران، نویسندگان و صاحبانِ استودیوها، مردم را به هم نزدیک می‌کند. همه‌ی این‌ها، بخاطر یک هدفِ بزرگ است که در اسمِ پروژه مستتر است: چون واو، حرفِ ربط است!

بازگشت هیتلر، فیلم شماره یک سینماهای آلمان

بازگشت هیتلر، فیلم شماره یک سینماهای آلمان

آلمانی‌ها برخلاف برخی از هموطنان ما که نگاه تحسین‌آمیز به پدیده هیتلر دارند، با توجه به تجربه عینی و تاریخی فاشیسم، نگاه منطقی‌تری نسبت به نازیسم و دوران حکومت هیتلر دارند.
بگذریم که در اثار شاخص‌ترین نویسندگان آلمانی، نوعی عذاب وجدان بابت، انفعال جامعه آلمان که باعث قدرت‌گیری تفکرات فاشیستی شد به خصوص در دو سه دهه بعد از جنگ جهانی دوم به چشم می‌خورد.
در کتاب «او بازگشته است»، تیمور ورمش سعی کرد با زبان طنز به قضیه بنگرد، طنزی که البته در لایه‌ای نهانی، اندیشه در خود مستتر داشت و آن این بود: در یک جامعه باز، آگاه و مدرن، در صورت ظهور مجدد دیکتاتورها، از آنها کاری بیشتر از دلقک شدن برنمی‌آید! این گزاره البته شرطها دارد و در جوامع زیادی، تکرار چندباره تاریخ، با تغییر مختصر در پوسته، امری طبیعی است. این جوامع اصولا استعداد کافی برای پیشبینی خطر و امکان ظهور مجدد پوپولیست‌ها و خودکامگان را ندارند. دو سه روز پیش متوجه شدم که به فاصله کوتاهی از انتشار کتاب، این کتاب دست‌مایه ساخت یک فیلم هم شده است، این فیلم توانسته است برای سه هفته پیاپی در صدر فیلم‌های پرفروش آلمان قرار بگیرد و انیمیشن جذاب جدید پیکسار یعنی Inside Out را به رتبه پایین‌تر تنزل بدهد. کارگردان فیلم -دیوید وندت- در گفتگو با گاردین گفته است که آلمانی باید بتوانند به هیتلر بخندند و فقط او را در قالب یک هیولای مسئول کشتارها و هولوکاست، نبینند. اما این باید خنده‌ای باشد که در گلویتان گیر کند و شما به صورت همزمان بابت کارهایی که (هیتلر با انفعال شما انجام داده) شرمزده باشید.
داستان کلی کتاب و فیلم را شاید برخی از شماها بدانید: هیتلر ناگهان بلند می‌شود و در حالی که هیچ خاطره‌ای از حوادث بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ ندارد، وارد آلمان کنونی می‌شود.
شماری او را تنها آدم عجیب و غریبی می‌پندارند، اما برخی هم به این فکر می‌افتند که اما می‌تواند سوژه مناسبی برای یک شوی تلویزیونی باشد. کتبا «او بازگشته است»، در آلمان به تنهایی ۱۴ میلیون نسخه فروش داشته است. (۱۴ میلیون را مقایسه کنید با پرفروش‌ترین کتاب‌های ما که اگر ۵ بار هم تجدید چاپ شوند، نهایتا در خوشبینانه‌ترین حالت به فروش چند ده هزار جلدی می‌رسند!) فعلا تنها زیرنویس انگلیسی این فیلم، منتشر شده است، امیدواریم که مترجمان، زیرنویس فارسی این فیلم را هم در دسترس ما قرار بدهند.

ارزان و راحت سفر کنیم

ارزان و راحت سفر کنیم
کلمه‌ی هیچهایک هم مثل پیتزا و کامپیوتر وارد ادبیات روزمره‌ی اهل سفر و هیجان دوستان ایران شده، اگر به ویکی‌پدیای فارسی مراجعه کنید با این متن مواجه می‌شوید:(هرچند احتمالا دوستانی که اهل هیچهایک و مسافرت با مردم هستند از این ترجمه استقبال نخواهند کرد)
رایگان‌سواری یا به انگلیسی هیچ هایکینگ (به انگلیسی: hitchhiking) سوار شدن بر خودرو یا کامیون عبوری به قصد سفر و بدون پرداخت کرایه است.
رایگان‌سواری نوعی مسافرت رایگان است که فرد مسافر معمولاً با ایستادن کنار جاده و نشان دادن انگشت شست یا اشارات مختلف خواهان آن می‌شود تا رانندگانی که مایل به سوار کردن او باشند متوقف شوند. این مسافرت ممکن است کوتاه‌مدت یا طولانی باشد.
بسیاری از افراد مختلف این کار را انجام می‌دهند ولی همه موفق نیستند شما باید نشان بدهید که می‌خواهید سوار ماشین بشوید و باید ژست بگیرید. این ژست گرفتن چند روش دارد: در آمریکای شمالی یک ژست معمولی هست که به ماشین عبوری انگشت شست را نشان می‌دهند و ماشین هم می‌ایستد و مسافر را سوار می‌کند. در بخش‌های دیگر جهان نیز این روش شایع است که بصورت معمولی می‌ایستند و انگشت شست را به سمت مقصد اشاره می‌کنند و همزمان دست دیگر را به سمت پایین تکان می‌دهند. البته این نوع فرهنگ تا حدودی نشان می‌دهد که رایگان‌سواری در کشورها و نقاط مختلف با هم کمی فرق دارد. بهتر است اسم شهری که می‌خواهید به آن بروید را هم روی یک کاغذ درشت بنویسید که اگر مسیر راننده به آن شهر می‌خورد برای شما توقف کند.
به دلیل مخاطرات احتمالی در برخی کشورها رایگان‌سواری ممنوع می‌باشد و حتی در برخی از جاده‌ها تابلوهایی مبنی بر ممنوعیت این عمل نصب است که در صورت درخواست سفر مفتی در این مسیرها، ممکن است فرد جریمه شود.
پس از مطالعه‌ی این متن با چهار‌چوب سفرهای هیچهایکی و یا بهتر بگویم مسافران صلواتی آشنا شده‌اید و هرچند عده‌ای ممکن‌است بگویند این کار امنیت چندانی ندارد و به ریسک‌اش نمی‌ارزد، اما در این تعطیلاتی که گذشت با تعداد زیادی از هیچهایکرهای ایرانی و خارجی آشنا شدم و با تجربیات‌شان و لذت سفرهای اینچنینی آشنا شدم و جالب اینجاست که روز به روز هموطنان بیشتری به این شکل مسافرت گرویده می‌شوند و هرچند این کار سالها در اروپا و کشورهای دیگر عمر دارد اما به تازگی در وطن ماهم طرفدارانش را پیدا کرده و به قول ایشان نه تنها مسافرت لذت بخش‌تر می‌شود و با انسان‌های دیگری آشنا می‌شوند و اگر مثلا بلیط اتوبوس بگیرند تا بندرعباس باید ساکت و آرام بنشینند و آنجا هم پیاده بشوند اما در این حالت نه تنها در مصرف انرژی و سوخت صرفه‌جویی می‌شود و شخصی که مشغول سفر به تنهایی‌است چند نفر را هم سوار می‌کند و هم‌صحبت و دوست‌های جدیدی پیدا می‌کند و از طرفی مردم را به فرهنگ خوب دوست‌داشتن یکدیگر و کمک‌کردن به همدیگر تشویق می‌کند و برای شخصی مثل من یاد‌آوری خوبی خواهد بود که دوباره با مردم هم صحبت بشوم و این شانس را داشته باشم که از تجربیات و آموزه‌های دیگران پند بگیرم و در هر شهر هم دوستانی داشته باشم که پس از این اگر به شهر ما آمدند چند وعده‌ای هم به منزل من بیایند و من هم اگر دوباره گذرم به آنجا افتاد بدانم که میزبانی مثل خودم همیشه منتظرم هست و در حال حاضر که خانواده‌های زیادی به تک فرزندی روی آورده‌اند و بچه‌های آنها دیگر طعم خاله و عمو داشتن را نخواهند چشید این کار می‌تواند راه خوبی برای گسترش روابط دوستی در سراسر کشور باشد و از همه‌ی این مسائل گذشته وظیفه‌ی هر مسلمانی‌است که به در راه مانده کمک کند و این عمل اشتراکات مذهبی زیادی هم با ما مسلمانان دارد که معتقدیم مهمان حبیب خداست و هر کسی روزی‌اش را با خودش می‌آورد و مهمان داشتن باعث خیر برکت می‌شود. به قول معروف تو نیکی می‌کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز. به گفته‌ی این “مسافران بین‌راهی” بسیار برای‌شان پیش‌آمده که راننده‌ای ایشان را سوار کرده و گفته که اگر شما نبودید و با من حرف نمی‌زدید مسلما پشت فرمان به خواب می‌رفتم یا از آنها خواسته که پشت فرمان بنشینند و بجای او رانندگی کنند و تا مقصد خود راننده فرصت داشته که استراحت کند و یا موارد دیگری که به هرحال یک دوست خوب و با اخلاق در سفر بودن و نبودنش خیلی تفاوت بزرگی را ایجاد می‌کند و مسلما بودن با وی تاثیر بسیار خوبی دارد و حلال مشکلات زیادی خواهد بود هرچند هر گلی خاری هم دارد و باید قبل از اعتماد کامل کردن به هر کسی تمام جوانب امر را بسنجیم و با هرکسی ندیده و نشناخته عقد اخوت نبندیم اما تا کارهای جدیدی انجام ندهیم تجربیات جدیدی نخواهیم داشت و به قول معروف حتی اشتباهاتی که دیگران مرتکب شده‌اند دیگر ارزش تکرار کردن ندارد و دیگر وقت اشتباهات جدید است.