بایگانی مطالب نشریه

گزارش پیام‌ما از خرید و فروش موبایل و تکنولوژی در کرمان خوش اقبالی موبایل‌فروشان

گزارش پیام‌ما از خرید و فروش موبایل و تکنولوژی در کرمان
خوش اقبالی موبایل‌فروشان

به هر طرف خیابان که نگاه می‌کنی تابلوهای قرمز و آبی بزرگی نام‌های کالاهای دیجیتال را توی چشم مخاطب فرو‌می‌کنند، نمایندگی هووآوی/ فروش انحصاری سامسونگ/ تنها وارد کنند شیائومی/ هرچند که در این بحث نمی‌خواهیم به بخش اول این نام‌ها و تبلیغات فریبنده‌ای مثل: تنها وارد کننده‌ی فلان کالا ویا نماینده‌ی انحصاری محصولی که اصلا در خاورمیانه نمایندگی ندارد،‌به پردازیم و بیشتر تمرکز ما روی جامعه‌ای است که مخاطب این تابلو‌ها و تبلیغات هستند.
از پسری ۱۶ ساله شروع می‌کنیم که چند روز پیش وی را دیدم، خانه‌ی یکی دوستان بودیم که دقت زیاد پسرش به صفحه‌ی گوشی توجهم را جلب کرد و در عین حال برایم سوال بود که بچه‌های این نسل وقتی که با این دقت و پشتکار به گوشی خیره‌ شده‌اند در واقع مشغول به چه کاری هستند؟آیا بازی می‌کنند یا با کسی صحبت می‌کنند و در عین‌حال هم ته دلم آرزو می‌کردم که مشغول مطالعه‌ی کتاب و یا مطلبی جالب باشد که دیگر فضولی امان نداد و رفتم و کنارش نشستم و پرسیدم عموجان چکار می‌کنی با موبایل؟
که پسرک گفت دارم چیزی می‌خوانم! روحم شاد شد و با ذوق گفتم آفرین عموجان،چی می‌خوانی؟
گوشی را به طرفم گرفت و صفحه‌ی یک سایت را نشان داد که مشخصات فنی و جزئیات سخت‌افزار و نرم‌افزار یک گوشی موبایل را نوشته بود.
خنده‌ام گرفت: با گوشی درباره‌ی گوشی می‌خوانی؟ جوری نگاهم کرد که گویا می‌خواست بگوید حیف که بزرگ‌تری وگرنه بخاطر این سوال احمقانه تا یک‌هفته مسخره‌ات می‌کردم، و پاسخ داد:
آره عمو گوشی من گلکسی نوت ۴ است اما دیگه نوت ۵ آمده و باید عوضش کنم ولی حالا بین نوت جدید و خریدن آیفون شک دارم نمی‌دانم کدام را انتخاب کنم و برای همین دارم درباره‌ی هر دو مطالعه می‌کنم.
آفرین که مطالعه می‌کنی و ندونسته کاری نمی‌کنی عمو جان اما واقعا این‌قدر کار و تحصیل تو وابسته به گوشی موبایل شده که باید حتما آخرین مدل گوشی را داشته باشی؟
اینجا بود که سفره‌ی دل پدر و مادر بچه باز شد که: این بچه خون به دل ما کرده، درس که نمی‌خواند هیچ همیشه هم توی این سایت‌های آی تی مشغول خواندن مطالب درباره‌ی گوشی‌ها و لپ‌تاپ‌هاست و از همه بدتر اینکه تکنولوژی برای بچه‌ی ما شده حفظ کردن مدل گوشی‌ها و تولیدات کارخانه‌های مختلف و تفاوت‌های اندک این تولیدات که باید حتما یک‌دوره‌ی پیشرفته شناخت سخت‌افزار رفته باشید تا بتوانید تفاوت‌های سی‌پی‌یو اینتل و ای ام دی را تشخیص دهید و دردناک‌ترین بخش ماجرا هم این است که باید حتما آخرین مدل گوشی را داشته باشد وگرنه توی مدرسه بچه‌ها مسخره‌اش می‌کنند و بین دوستانش کم‌می‌آورد و شرمنده می‌شود و خلاصه ما هم برای پیش‌گیری از عقده‌ای شدن بچه برایش گوشی را می‌خریم و هنوز دو ماه از این خرید نگذشته که مدل بهتر و جدیدتری به بازار می‌آید دوباره روز از نو.به سمت آن نوجوان برگشتم تا ببینم او چه می‌گوید که با عکس‌العملی که زاده‌ی سن رشد و هورمون‌های به هم‌ریخته بود مواجه شدم،‌ایستاد و شروع کرد به داد و بیداد که شما همیشه من‌را جلوی دیگران تحقیر می‌کنید و مرا اذیت می‌کنید، من نمی‌توانم آشغال دستم بگیرم، من آبرو دارم و جلوی دوستام و بچه‌های مدرسه نمی‌توانم خودم را کوچک کنم و به اتاقش رفت و در را محکم به هم کوبید و مرا به این فکر انداخت که درباره‌ی موبایل خریدن ما کرمانی‌ها گزارشی تهیه کنم و برای شروع این گزارش به خیابان حافظ و اقبال رفتم که تقریبا بورس موبایل کرمان است و با چند تن از فروشندگان و خریداران موبایل هم صحبت شدم.
برای شروع وارد یکی از فروشگاه‌های بزرگ خیابان اقبال شدم که احتمالا اکثر شما قبلا وارد چنین مکان‌هایی شده‌اید،‌ دیوارها پوشیده بود از کاور‌ها و به قول‌خودشان گاردهای مختلف موبایل با رنگ‌ها و شکل‌های متفاوت و گاهی عجیب و غریب و وسط فروشگاه هم روی میز‌هایی چند عدد گوشی و تبلت قرار داده بودند که خریداران می‌توانستند بدون دلهره و استرس‌های سابق که همه‌ی ما تجربه‌کرده‌ایم با گوشی سرگرم بشوند و خودشان جزئیات ظاهری و شکل و کاربرد گوشی را بسنجند و با خیال راحت خرید را انجام بدهند، اما در واقع داستان خریدن گوشی در کرمان چیزی پیچیده‌تر از دیدن و پسندیدن است و به قول مارکس فتیشیسم کالایی* بر ارزش مصرف** کالا پیشی گرفته‌است.
هر کدام از ما درخانواده‌هایمان اشخاصی را داریم که به شدت دچار این فتیشیسم هستند و هر گوشی جدیدی که وارد بازار می‌شود را بدون در نظر گرفتن نیاز و کاربری خودشان باید، تهیه کنند و در این راه از یکدیگر هم پیشی می‌گیرند و به قول خودمان چشم‌وهم‌چشمی می‌کنند. امروز پی‌بردم که این دوستان بسیار باعث خیر هستند و موبایل فروش‌ها چقدر برای ایشان دعا می‌کنند و سلامتی ایشان را از خداوند متعال می‌خواهند تا همیشه مشغول خریدن گوشی‌های جدید باشند.
اولین فروشنده‌ای که با من هم‌کلام شد مشتری‌های خود را اینگونه تصویر می‌کرد: من ۶ سال است که به این کار مشغولم و اینجا چون‌که من گوشی‌های مدل‌بالا و گران‌قیمتی را می‌آورم، هر کسی به این فروشگاه نمی‌آید و معمولا از طبقات بالای جامعه مشتری‌ما هستند و از قضا مشتری‌های زیادی هم دارم که همیشه نزد ما می‌آیند و تقریبا هر دو یا سه ماه یک‌بار گوشی خود را به روز می‌کنند و جالب اینجاست که گوشی قبلی را هم نمی‌فروشند و احتمالا یا نگه‌می‌دارند برای یدک و یا به همسر و فرزندشان هدیه می‌دهند و به هر حال کم‌تر پیش‌می‌آید که مشتری‌های ما گوشی‌خود را بفروشند.
پس از این مدت زمان طولانی کار کردن در کرمان مردم کرمان را چگونه دیدید؟مشتری‌های شما از چه تیپ مردم هستند؟
البته همه جا همه جور آدمی پیدا می‌شود و نمی‌شود به طور قاطع گفت که مردم فلان جا چنین خصلت اخلاقی را دارند. در واقع مشتری‌های من بسیار انسان‌های خوب و مودبی هستند. اما آنچه که من در بسیاری از مراجعه کنندگان خود دیدم غرور بود و جالب هم اینجاست که بین ما اهل کویر گویا این غرور و مناعت طبع به شدت شایع‌است. اما بازهم تاکید می‌کنم که ادب و احترام بیشترین چیزی بوده که از مشتریان خود دیده‌ام.
بیشترین سود کار شما از فروش گوشی‌ها سرچشمه ‌می‌گیرد یا لوازم جانبی؟
در واقع لوازم جانبی،‌ کرمانی‌ها وقتی که گوشی را از جائی خرید کنند دیگر تمام لوازم جانبی و وسایل حاشیه‌ای گوشی را از همان فروشگاه تهه می‌کنند و در نتیجه معمولا همکارهای ما هم تلاش می‌کنند که قیمت گوشی را بواسطه‌ی رقابتی بودن بازار در پائین‌ترین قیمت ممکن نگه‌دارند اما سود را از لوازم جانبی به دخل مغازه سرازیر کنند.
بعد از تمام شدن صحبت‌ها با این دوست موبایل فروش ‌ما به سمت فروشگاهی در نزدیکی همان‌جا رفتیم و دقیقا با نقطه‌ی مقابل همان فرد روبه‌رو شدیم در این یکی فروشگاه که به همان اندازه بزرگ بود و همانطور هم گوشی‌هایی را روی میز‌گذاشته بودند برای تست و … با فروشندگان و صاحب مغازه هم صحبت شدیم و اما ایشان به شدت گله‌مند بودند و می‌نالیدند از دست مشتری‌ها و می‌گفتند:
آقا خون به دل ما شده از چانه زدن مشتری‌ها و کاری با ما کرده‌اند که دیگر با ترس و لرز قیمت گوشی را به مشتری می‌گوییم، مثلا شما می‌پرسی این گوشی چند است ومن می‌گویم ۷۰۰ هزار تومان و شما فورا می‌گویی دو تا مغازه پائین‌تر که می‌دهند ۶۹۰‌هزار تومان و این در حالی‌است که هنوز آن مغازه را ندیده‌اید و این نبدیل شده به یک تاکتیک که تخفیف بگیرید و به هر حربه‌ای که شده قیمت را پائین بیاورید حتی پیش‌آمده که فاکتور را نشان داده‌ایم و مشتری به چشم خودش دیده است که قیمت خرید ما چقدر است اما بازهم گفته که خوب حالا ارزان‌تر بدهید!( به اینجا که می‌رسد داد می‌زند که ارزان‌تر از قیمت خرید؟؟مگر من دیوانه‌ام که مغازه‌زده‌ام تا ارزان‌تر از خرید خودم بفروشم؟)
در حال حاضر مشتری‌های شما بیشتر از چه طبقه‌ای از اجتماع هستید؟
ما از هر طبقه‌ای مشتری داریم و خوب گوشی‌ها هم برای توانایی ها و نیازمندی‌های متفاوتی طراحی و تولید می‌شوند و به نظر من همان کاری را که این گوشی ۳۰۰ هزارتومانی انجام می‌دهد آن گوشی ۷۰۰ هزارتومنی هم همین کار را انجام می‌دهد اما عده‌ای دوست دارند گوشی دیگری را بخرند و گاهی من حتی به مشتری توضیح می‌دهم که شما نیاز به این گوشی ندارید و یا می‌توانید با همین پول گوشی بهتری را خریداری کنید اما همان “برند” خاصی را که می‌خواهند و یا همان گوشی که از قبل پسند کرده‌اند را خرید می‌کنند.
فکر می‌کنید سطح آگاهی مردم نسبت به قبل درباره‌ی تکنولوژی چه تغییری کرده؟
سطح آگاهی که خیلی تغییر کرده و مردم اکثرا با جزئیات برندها و تولیداتشان را می‌شناسند وخیلی از وقت‌ها دانش مشتری از ما درمورد بعضی از گوشی‌ها و سخت‌افزار آنها بیشتر است و گاهی حتی قیمت تهران و شیراز گوشی را هم بهتر از ما می‌دانند و خودشان هم می‌دانند تا کجا باید چانه بزنند و چه قیمتی برای این گوشی مناسب است اما همین دوستان متاسفانه معمولا حاضر می‌شوند بخاطر چند هزار تومان ناقابل از خیر گارانتی بگذرند و جالب اینجاست که گارانتی برای کرمانی‌ها خیلی اهمیت ندارد و تعداد کمی‌از مشتری ها دغدغه‌ی گارانتی دارند.
متاسفانه یا خوشبختانه برخی از مردم به هیچ وجه کاربری گوشی برای‌شان اهمیت ندارد و فقط باید مدل بالایی داشته باشد و این .حتی من فروشنده را آزار می‌دهد.
برای اعضای خانواده‌ی خودتان وقتی می‌خواهید گوشی بخرید به چه نکاتی دقت می‌کنید و آیا آخرین مدل را بدون هیچ نیازی برای‌ خانواده‌ی خود تهیه می‌کنید؟
خوب باید ببینم چه نیازی دارند و می‌خواهند با گوشی چکار کنند؟مثلا عکس می‌خواهند بگیرند و یا سرعت پردازشگر و گرافیک برایشان اهمیت دارد و یا شارژ باطری. آخرین مدل خریدن برای من و خانواده‌ام اصلا کار مجازی نیست و شاید بقیه از راهی پول را به دست می‌آورند که خرج کردن پول برای ایشان راحت است و یا شاید در آمدشان خیلی زیاد است اما پولی برای بیرون ریختن نداریم و باید بر اساس نیاز خرید کنیم و حالا هرکسی هر چیزی که دارد به خودش مربوط است مگر وقتی که می بینند فلانی نفر اول کنکور شده چشم‌و هم چشمی می‌کنند که حالا بخاطر گوشی‌اش می‌خواهند چشم‌وهم چشمی کنند؟
* فتیشیسم کالایی: بت وارگی کالایی/ کالایی که ارزش آن بسیار از قیمت آن پائین است چرا که مردمی به آن کالا مثل بت نگاه می‌کنند و حاضر می‌شوند مبالغ بالایی را برای داشتن آن کالا هزینه کنند.
** تا کنون هیچ شیمی دانی ارزشی برای مروارید یا الماس کشف نکرده اما اقتصاددانان این جوهر شیمیایی را کشف کردند و معقدند اشیاء مستقل از ارزشهای مادی خود دارای ارزش مصرف هستند و این ارزش جز در مبادله در یک پروسه اجتماعی صورت پذیر نمی‌باشد.

پرندگان از آریستوفان

پرندگان از آریستوفان
کمدى یونانى اثر آریستوفان (۴۴۷-۳۸۰ ق م)، نمایشنامه‌نویس یونانى، که عموما آن را شاهکار این نویسنده مى‌دانند. این نمایشنامۀ افسانه‌اى هجایى، که در تئاتر باستان مقامى خاص دارد، در ۴۱۴ ق م در آتن نمایش داده شد. دو آتنى، یکى به نام پیستتایروس و دیگر به نام اولپیدس، به قصد گریز از عوام‌فریبیهاى شهر خود و محاکمه‌ها و شرانگیزها و سخن‌چینها و نزاعهاى بى‌پایان سیاسى، به ترتیب، اولى طرقه‌اى و دومى زاغى را راهنماى خود مى‌کنند تا ترئوس ، شاه اساطیرى خویشاوند آتنیان، را بیابند: بنا بر افسانه‌اى، ترئوس به هدهدى تبدیل شده و در سرزمین شگفت‌انگیزى سکنا گزیده و براى ساکنان زندگى فارغ از هم و غمى فراهم آورده است.
دو آتنى، پس از طى راه و بیراههاى بسیار، سرانجام به محل سکونت ترئوس، که پنهان در اعماق بیشه‌اى است، مى‌رسند. نخست از دیدن نوعى گنجشگ، که کار خدمت‌گزارى را برعهده دارد، متوحش مى‌شوند، بعد ترئوس (در هیئت ناهنجار هدهد) آنها را نزد خود مى‌پذیرد. پیستتایروس با زبان‌آورى مؤثرى، اندیشۀ خود را بدین‌گونه به او پیشنهاد مى‌کند: چرا ما نتوانیم، به یارى پرندگان، در هوا و بر روى ابرها، در میانۀ راه آدمیان و خدایان، شهرى بنا کنیم و، با بستن راه بر دود حاصل از سوختن قربانیها، هم آدمیان و هم خدایان را در اختیار خود بگیریم؟ اولپیدس که طبیعتا اهل تمکین است به شنیدن این سخنان دچار اعجاب و تحسین مى‌شود و ترئوس نیز، که مجذوب این پیشنهاد شده است، به شوق مى‌آید و، شتابان، همۀ پرندگان را با سردادن آواز دلپذیرى به تقلید آواز آنها فرامى‌خواند. آن‌گاه گروه آوازخوانان در صحنه ظاهر مى‌شوند که با لباسهاى خود انواع مختلف پرندگان را نشان مى‌دهند. در برخورد اول، حضور این دو انسان خصومت و بدگمانى شدیدى را در میان پرندگان برمى‌انگیزد: ولى پیستتایروس سیاست‌مدارانه به پرندگان یادآورى مى‌کند که آنها در زمانهاى پیشین همۀ جهان را مسخر خود داشتند، و آنها را به بازپس گرفتن این فرمانروایى از زئوس ترغیب مى‌کند. آن‌گاه این جماعت بال‌وپردار متلون و بى‌مبالات بى‌درنگ این پیشنهاد جاه‌طلبانه را مى‌پذیرند. تصمیم مى‌گیرند که شهر جدید را نفلوکوکّوژى («ابر فاخته») بنامند. سپس همه در میان آواز شادمانى، به سرپرستى اولپیدس، به کار مى‌پردازند. ولى ناگهان صاحبان مشاغل آتنى یکى پس از دیگرى به شهر روى مى‌آورند (یک خبرچین، یک شاعر، یک پیش‌گو، یک هندسه‌دان، یک بازرس) ؛ همه آمده‌اند تا حق شهروندى شهر جدید را به دست آورند: آنها را به ضرب چوب مى‌رانند. در خلال این احوال، پیکها از پیشرفت سریع کارها خبر مى‌آورند. هنوز بناى شهر تمام نشده است که گروه تازه‌اى از شیادان مى‌آیند و با سماجت تمام درخواست بال مى‌کنند و تقاضا دارند که در جامعۀ تازه پذیرفته شوند. تقاضایشان رد مى‌شود. در این اثنا ایریس (الهۀ رنگین کمان، پیک خدایان) که از آسمان فرود آمده است، نزد زئوس بازگردانده مى‌شود؛ با این اتمام‌حجت که ازاین‌پس قربانیها به جاى اینکه براى خدایان اولومپوس (اولمپ) فایده داشته باشد متوجه پرندگان خواهد بود. خدایان هراکلس و پوسیدون ، و خدایى غیر یونانى را، که به زبانى به کلى نامفهوم سخن مى‌گوید، براى مذاکره نزد پرندگان مى‌فرستند. مذاکرات در شرف قطع شدن است که ناگهان بوى چند پرنده، که پیستتایروس آنها را به جرم توطئه به نفع حکومت اشرافى محکوم به مرگ کرده و امر به سرخ کردن آنها داده است، شامۀ هراکلس را تحریک مى‌کند و دیگر نمى‌تواند در برابر شکم‌پرستى خود تاب بیاورد، و به شهروندان نفلوکوکّوژى عصاى فرمانروایى کامل اعطا مى‌کند. نمایشنامه با عروسى پیستتایروس و سلطنت پایان مى‌یابد. پیستتایروس به پرندگانى که در آواز خود زیباییهاى همسرش را مى‌ستایند دستور مى‌دهد که در ستایش صاعقه‌ها و تندرها نیز، که ازاین‌پس در فرمان اویند، نغمه‌سرایى کنند. به نظر نمى‌آید که لازم باشد در این کمدى استعارۀ چندان مشخصى از زندگى آتنى جستجو کرد؛ هجاى سیاسى در پرندگان کمتر جنبۀ مستقیم دارد تا در آثار قبلى آریستوفانس. آریستوفان با تسلطى که بر زبان داشت قادر بود که تناقضات بشرى و پیچیدگى واقعیت را در جهان کوچک‌شدۀ جالب توجهى بازسازى کند. او با این‌گونه درآمیختن هجاى اخلاقیات با مسائل والاتر، در عین حال، هم از مبالغۀ مابعدطبیعى مى‌گریخت و هم از تنگناى ابتذال. آریستوفان در این دولت مستعجل پرندگان، در لباس یک فانتزى جذاب، توهم کسانى را که، با اشاره به زندگى بى‌غم و فارغ از حکومت پرندگان، ترجیح مى‌دهند که به زیان همنوعان خود مملکتى در ابرها بسازند تا اینکه کمک کنند که نظمى به شهر خودشان بدهند، بى‌رحمانه به باد نکوهش مى‌گیرد.
آریستوفان که دشمن «اوتوپیا» تحت همۀ اشکال آن است، با دادن بعد سیاسى غیر متعارفى به کمدى خود، که از حدود داستان فراتر مى‌رود و رنگ‌بازى کردن با نماد را به خود مى‌گیرد، از وجوه جهان فوق طبیعى براى بهتر استهزا کردن ناآگاهى هم فریبکاران و هم فریفتگان استفاده مى‌کند: اولیها را به سبب آنکه زیاده در پى ارضاى خواهشهاى خود با بنا کردن امپراتورى استوارى بر بادند، و دومیها را به سبب آنکه پندار را به جاى حقیقت مى‌گیرند و تنها از طمع و بلاهت خود پیروى مى‌کنند. متأسفانه این کتاب فعلا تجدید چاپ نشده است. این کتاب در سال ۱۳۸۸ با ترجمه رضا شیرمرز با قیمت ۲۰۰۰ تومان از سوی انتشارات قطره روانه بازار کتاب شده بود. اما شما می‌توانید چند کتاب دیگر از نویسنده را از طریق فیدیبو خریداری و دانلود کنید و بخوانید.
منبع/http:1pezeshk.com

مسعود مایلی؛ دوچرخه سوار ایرانگرد به «پیام ما» از سفرش می گوید: روح دوچرخه سوار، آزاد است

مسعود مایلی؛ دوچرخه سوار ایرانگرد به «پیام ما» از سفرش می گوید:
روح دوچرخه سوار، آزاد است
دفتر هفته نامه پیام این هفته میزبان جوان دوچرخه سواری بود که با همتی بالا و با شعار حمایت از آب ومقابله با کم آبی و جدی گرفتن معضل بی آبی، راهی سفری طولانی از تهران به مقصد بندرعباس شده و پس از آن هم در حال حاضر میهمان کرمانی هاست. چهره اش خسته از سفری طولانی اما مصمم و محکم بود با کوله باری اندک اما کامل.
بیستم اسفند ماه سال گذشته تهران را به قصد بندر عباس و سیر در سواحل زیبای خلیج فارس ترک میکند و پس از گذشت نزدیک به یک ماه اکنون به کرمان رسیده.با او هم کلام شدیم تا جزئیات بیشتری از سفرش را از زبان خودش بشنویم که این چنین می گوید: مسعود مایلی و متولد اردیبهشت 1365 تهران می باشم، فارغ التحصیل رشته حسابداری و شغل اصلی من کافی من یا ساخت و تجهیز کافه هاست.همیشه سفر با دوچرخه را دوست داشتم و ابتدا مسیرهای کوچک و داخل شهری را با دوچرخه طی کردم مانند مسیر تهران قم ویا تهران قزوین تا اینکه سال گذشته تصمیم گرفتم مسیر طولانی تری را تجربه کنم و به همین دلیل مسافت چند هزار کیلومتری تهران، بندرعباس، کرمان و مجددا بازگشت به تهران را انتخاب کردم.از بیستم اسفند که سفرم را شروع کردم تا لحظه سال تحویل که میهمان سیرجانی ها بودم حدود یازده روز طول کشید.
بعد از آن هم سفری به بندرعباس و جزایرقشم و هنگام و هرمز داشتم و پس از بازگشت از شهرهای حاجی آیاد و سیرجان و بردسیر عبور و الان هم که در شهر کرمان حضور دارم.وی بزرگترین مشکل را جاده های مسیر می داند و می گوید: به دلیل اینکه بیشتر جاده ها شانه راه و شانه خاکی نداشتند مجبور بودم روی آسفالت ودر مسیرتردد وسائل نقلیه تردد کنم که این کار بسیار خطرناک بود و بارها مرگ را جلوی چشمانم دیدم ضمن اینکه شوخی ها و اهانت های بی جای خیلی از اتومبیل ها باعث دردسر می شد.وی که هیچ اسپانسر و حامی مالی در این سفر با خود نداشته، هزینه معمول سفرش را روزانه حدود ده هزار تومان می داند والبته متذکر می شود که مخارج ناخواسته ای در خیلی از مواقع پیش می آید که مجبوری آنها را پرداخت کنی، بطور مثال در مسیر سرچشمه -سیرجان، دوچرخه ام زنجیرش قفل کرد و خراب شد و مجبور شدم مقداری از مسیر را پیاده و یا با وسایل نقلیه عبوری طی کنم که همین مخارج مازادی را در پی داشت.
مایلی درباره‌ی برنامه‌ های آتی‌اش افزود: با دو تن از دوستان (احمد کوزه‌گر و عرفان زارعی) که به ترتیب دوچرخه سوار و فعال حقوق کودکان هستند،پروژه‌ای را به نام پیام آگاهی آغاز کنیم و با متد آموزشی که زارعی به فعالین حقوق کودک آموزش می‌دهد و قبلا هم آزموده شده و سریع‌ترین متد و کارا ترین روش آموزش الفبا هم هست و در طی ۳۰ جلسه کامل خواندن و نوشتن را می‌آموزند و در برنامه‌ی ما طی این سفر پیام آگاهی را به نقاط محروم کشور می‌بریم و با کمک خیرین و فعالین حقوق کودکان این متد را در مناطق محروم اجرایی کنیم و حتی در بعضی از مناطق بیشتر از چند هفته اقامت می‌کنیم و تا از سواد آموزی بچه‌های ۶ تا ۱۸ ساله مطمئن نشدیم آن منطقه را ترک نمی‌کنیم و امیدمان این است که رد‌پایی از آگاهی و توانایی خواندن و نوشتن پشت سر خود به جای بگذاریم و از همین سفر هم مشغول برنامه ریزی و آمادگی برای این پروژه هستیم و امیدواریم تا اوائل تابستان این پروژه آغاز شود تا ما هم بتوانیم در راه آگاهی فرزندان این سرزمین تلاش هرچند کوچکی را آغاز کنیم و در این راه همه‌ی ارگان‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد هم می‌توانند جزو مشوقین و یاری رسانان این پروژه باشند،ضمن اینکه قصد داریم برنامه هایی را در جهت حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست که بیشتر جنبه آموزشی دارد در مناطق جنوبی بخصوص سیستان وبلوچستان برگزار و آنها را با مشکلات پیرامون مان از جمله همین معضل آب آشنا کنیم،کمبود آب به مرحله بحران رسیده و اگر به همین منوال باشد تا ده سال آینده زندگی آیندگان به مخاطره می افتد.
ظوقتی از بهترین و بدترین خاطره اش پرسیدم، چنین پاسخ داد: بهترین خاطره ام پیداکردن دوستان زیادی بود که امیدوارم بتوان با این دوستان در سفرهای بعدی هم گام شوم و با هم رکاب بزنیم اما خاطرات بد زیاد بود،ازاشتباه آدرس دادن یکی از دوستان در مسیرسرچشمه که باعث شد مسیر سخت کوهستانی را با دوچرخه طی کنیم و به نوعی با دوچرخه کوه پیمایی کنیم،در همین مسیر بود که به علت فشار زیادی که به دوچرخه ام آمد هم زنجیرش قفل شد و هم از برنامه ریزی زمانی عقب افتادیم ویا خطری که بارها از طرف حیوانات وحشی از جمله سگ های ولگرد ما را تهدید می کرد. او وزن دوچرخه اش را حدود 50 کیلو و ارزش تقریبی آن را با تجهیزاتش تقریبا 3 میلیون می گوید و اضافه می کند در تجهیزات همراهم وسایلی مانند چادر، مواد خوراکی، منبع حرارتی وکیسه خواب و غیره وجود دارد.این کار به کالری زیادی نیاز دارد وبه همین دلیل باید هم خواب و هم تغذیه خوبی داشته باشید تا بتوانی کالری از دست رفته را به بدن برگردانی.باید خوراک مناسب و پر کالری همراه داشته باشی.برای استراحت و خواب معمولا از چادر استفاده می کردم چرا که هم خودم عاشق طبیعتم و هم گرفتن جا ومکان از ادارات و ارگان های دولتی لازمه اش گذراندن مراحل زیادی اداری است که زمان براست و ما را معطل می کند،البته اسکان گرفتن در چادر هم مشکلات خاص خودش را دارد از مشکلات جوی مانند باران و طوفان تا حمله سگ ها بطوری که درنیمه شب دردرگهان چادرمان مورد حمله چندین سگ قرار گرفتیم.
مایلی حال و هوای این ورزش را خیلی خوب می داند و می گوید:روح دوچرخه سوار در سفر با دوچرخه در همان لحظه حضور دارد وآزاد است. هر لحظه اش برای تو خاطره می شود چرا که همه چیز را می بینی و بر عکس سفر با اتومبیل که با سرعت از همه چیز میگذری در سفر با دوچرخه آزادتر وهمه چیز قابل نظارت بیشتر است.

نگاه اهالی فوتبال بعد از همگروهی با کره و ازبکستان در مرحله مقدماتی جام‌جهانی 2018 روسیه قرعه مناسب برای ایران

نگاه اهالی فوتبال بعد از همگروهی با کره و ازبکستان در مرحله مقدماتی جام‌جهانی 2018 روسیه
قرعه مناسب برای ایران
با انجام مراسم قرعه‌کشی در کوالالامپور ایران با تیم‌های کره جنوبی، ازبکستان، قطر، سوریه و چین همگروه شد که به نظر این قرعه شرایط خوبی را برای صعود تیم‌ملی ایران به روسیه ایجاد خواهد کرد.
گروه ساده تر ولی بدون شگفتی
ایران در شرایطی به دیدار حریفان خود در مرحله دوم مقدماتی می‌رود که در دور اول با اقتدار از گروه خود به دور بعد صعود کرد. جالب اینکه کارلوس کی‌روش سرمربی تیم‌ملی در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی در دوره قبل نیز در گروه نسبتا ساده‌ای قرار داشت تا بالاتر از کره، ازبکستان و قطر به عنوان سرگروه به جام‌جهانی صعود کند.
آنچه که از مشاهده اولیه گروه ایران به نظر می‌آید این است که کار ایران در صورت همگروهی با ژاپن، عربستان، عراق و امارات که در گروه ب قرار دارند به مراتب دشوارتر بود و در گروه مقابل شرایط مسابقات بسیار سخت‌تر پیش‌بینی می‌شود. البته از این موضوع نباید غافل بود که هر تورنمنت شگفتی‌ها و مشکلات خود را به همراه دارد و هرگز نمی‌شود به موفقیت قطعی مطمئن بود.
بالاترین تیم در گروه اول
در سید اول تیم های آسیایی دو تیمی که به عنوان سرگروه قرار دارند تیم قدرتمندتر در گروه اول قرار گرفته است، ایران که با 672 امتیاز در رده 42 جهان قرار دارد به عنوان تیم اول آسیا در گروه اول و استرالیا نیز با 601 امتیاز به عنوان تیم 50 جهان و تیم دو آسیا، سرگروه، گروه دوم این رقابت ها شد.
تیم سوم آسیا همگروه ایران
اما از در بین تیم های دوم، بازهم تیم بالاتر در گروه اول این رقابت ها قرار گرفته است، کره ای ها با 579 امتیاز و حضور در رده 56 جهان و سوم آسیا، همگروه تیم ملی کشورمان شده است و ژاپنی ها نیز گروه دومی شدند، چشم بادامی ها با کسب 577 امتیاز و حضور در رده 57 جهان و چهارم آسیا، یک پله پایین تر قرار دارند.
دغدغه حاشیه از ایران دور شد
در بین تیم های سوم حاضر در گروه برای اولین بار تیمی که جایگاه بهتری در رنکینگ فیفا دارد در گروه دوم قرار گرفته است، عربستانی ها که در ماه های اخیر کش و قوس بسیاری با فوتبال ایران داشته اند و با 559 امتیاز در رده 60 جهان و پنجم آسیا قرار دارد همگروه استرالیا و ژاپن شد و در طرف دیگر ازبکستان که با 549 امتیاز در رده 66 دنیا و ششم آسیا قرار دارد و قبلا نیز سابقه همگروهی با ایرانی ها را داشته است بازهم با تیم ملی کشورمان و کره جنوبی هم گروه شد.
هم پیمان ها با یکدیگر هم گروه شدند
اما در بین تیم های چهارم دو گروه، بازهم تیمی که جایگاه بهتری دارد در گروه دوم قرار گرفته است، اماراتی ها از جام ملت های آسیا به بعد نام خود را بسیار مطرح کرده است و با 521 امتیاز در رده 68 جهان و هفتم آسیا ایستاده زیر سایه استرالیایی ها و البته همگروه هم پیمان های خود(عربستان) قرار گرفت. اما تیم هم رده اماراتی ها یعنی چین که با 423 امتیاز در رده 81 دنیا و هشتم آسیا قرار گرفته است هم گروه تیم های حاضر در گروه اول قرار گرفت.
میزبان جام جهانی هم گروه ما شد
از تیم های رده پنجم حاضر، تیمی که رده بالاتری دارد و البته در جام جهانی آینده نیز میزبانی را برعهده دارد در گروه اول این رقابت ها قرار گرفت. قطری ها که با 416 امتیاز در رده 83 دنیا و دهم آسیا قرار دارند بازهم با تیم ملی کشورمان بازی خواهند داشت و عراقی ها نیز با 333 امتیاز و حضور در رتبه 105 دنیا و سیزدهم آسیا در گروه دوم قرار گرفتند.
ضعیف ترین تیم به ما نخورد
اما در بین آخرین تیم های حاضر در این رقابت های ضعیف ترین و یا تیمی که پایین ترین جایگاه را در رنکینگ فیفا دارد با ایران همگروه نشد، سوری ها که 316 امتیاز دارند و در رده 110 دنیا و چهاردهم آسیا قرار دارند در گروه اول با ایران همگروه شدند و پایین ترین تیم حاضر یعنی تایلند با 297 امتیاز و حضور در رتبه 119 دنیا و هفدهم آسیا در گروه دوم قرار گرفت.
و اما جمع بندی؛ گروه اول وزن بیشتری دارد
اگر بخواهیم از نظر وزن تیم های حاضر در دو گروه سخن بگوییم باید عنوان کنیم تیم های اول(ایران)، سوم(کره جنوبی)، ششم(ازبکستان)، هشتم(چین)، دهم(قطر) و چهاردهم(سوریه) آُیا در گروه اول و تیم های دوم(استرالیا)، چهارم(ژاپن)، پنجم(عربستان)، هفتم(امارات)، سیزدهم(عراق) و هفدهم(تایلند) آسیا نیز در گروه دوم قرار گرفتند.
از نظر امتیازات کسب شده تیم ها در رنکینگ جهانی، گروه اول این رقابت ها یعنی گروهی که تیم ملی کشورمان در آن حضور دارد وزن بیشتری دارد، مجموع امتیازات کسب شده توسط تیم های حاضر 2955 امتیاز است، این در حالیست که شش تیم حاضر در گروه دوم 2888 امتیاز را از آن خود کرده اند.

خطر کسر امتیاز از استقلال جدی است

خطر کسر امتیاز از استقلال جدی است
رییس فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد کارلوس کی‌روش توانایی بردن این تیم به جام جهانی را دارد.
علی کفاشیان در جمع خبرنگاران اظهار کرد: سرمربی تیم ملی اراده و علاقه دارد در ایران بماند و تیم ملی را به جام جهانی روسیه ببرد تنها مشکلاتی وجود دارد که تلاش ما نیز بر این است که با ایجاد تسهیلاتی بستر را برای ماندن کی‌روش و صعود ایران به جام جهانی فراهم کنیم. سرمربی تیم ملی پنج سال با امکانات فعلی ساخته و بدون شک هنوز هم با این امکانات می‌سازد البته تلاش ما هم بر این است که مطالبات کی‌روش را عملی کنیم. وی با بیان اینکه امکانات فوتبال در این پنج سال رشد خوبی داشته افزود: سرمربی تیم ملی باید این بحث‌های گهگاهی ماندن و رفتن را کنار بگذارد و با قوت به کار در تیم ملی ادامه دهد.
آمادگی برای برگزاری انتخابات فدراسیون در اردیبهشت‌ماه
رییس فدراسیون فو‌تبا‌ل با اشاره به تاخیر در انتخابات این فدراسیون، از آمادگی خود برای برگزاری انتخابات فدراسیون در اردیبهشت‌ماه خبر داد و افزود: عدم وجود سازو کارهای لازم برای برگزاری انتخابات مهمترین عامل این تاخیرها بوده و این مشکل نه تنها در فدراسیون که در برخی استان‌ها نیز وجود داشته و انتخابات برخی استان‌ها و از جمله سمنان نیز با تاخیر برگزار شده است.
قرار نیست همیشه رئیس بمانیم!
کفاشیان در پاسخ به پرسشی در خصوص چرایی عدم نامزدی در انتخابات فدراسیون، تصریح کرد: جدای از اینکه برخی‌ها ما را تحمل نمی‌کنند معتقدم که باید کس دیگری با فکر و ایده‌های نو باید بیاید و فدراسیون را به پیش ببرد و ما نیز آمادگی داریم که به هر کسی که انتخاب شد کمک کنیم.
وی ادامه داد: قرار نیست همیشه در مقام رئیس خدمت کنیم اگر اهل خدمت باشیم در جایگاه مشاور، نائب‌ریس، کارمند و … نیز می‌توانیم به پیشبرد فوتبال در کشور کمک کنیم.
کفاشیان با بیان اینکه این فرهنگ باید در کشور نهادینه شود، گفت: همه ما باید از کسی که بیشترین رای را می‌آورد حمایت کرده و او را در مدیریت فوتبال کشور کمک کنیم.
پاسخ کفاشیان به کسر احتمالی امتیاز
از تیم استقلال
رییس فدراسیون فو‌تبا‌ل در پاسخ به پرسشی در خصوص کسر احتمالی امتیاز از تیم استقلال، این خطر را جدی دانست و گفت: فدراسیون از فیفا خواسته از پول‌های بلوکه شده این پول را پرداخت کند اما متاسفانه این مهم انجام نشده و این در حالی است که در مواردی دیگر بدون اینکه از ایران خواسته باشند در شکایت‌هایی، از سرمایه‌های ایران در خارج پول‌های در موارد مشابه کسر کردند اما این بار با وجود اعلام خود ما این کار را انجام ندادند.
وی کسر امتیاز را در راستای قوانین فیفا ارزیابی کرد و گفت: اگر فیفا از ما بخواهد که امتیاز را کسر کنیم، فدراسیون راهی ندارد و موظف است امتیاز را کسر کند.
کفاشیان، مشکلاتی از قبیل شکایات همچون شکایت این فوتبالیست برزیلی از استقلال را در راستای ضعف مدیریتی باشگاه‌ها دانست و گفت: در حال حاضر موارد دیگری از این دست در باشگاه‌ها داریم متاسفانه برخی تیم‌ها با جذب بازیکنان ناکارآمد به تیم‌های خود ضربه می‌زنند.
تشدید نظارت‌ها بر تیم‌ها در هفته‌های پایانی لیگ
وی از تشدید نظارت‌ها بر تیم‌ها در هفته‌های پایانی لیگ، خبر داد و اضافه کرد: البته مشکلات در لیگ برتر کمتر است اما در لیگ‌های یک و دو مشکلاتی هست و باید مراقبت‌ها و نظارت بر تیم‌ها خصوصا در هفته‌های پایانی تشدید شود.
کفاشیان در پاسخ به پرسشی در خصوص جنجال سعودی‌ها برای فوتبال در ایران از آمادگی ایران برای میزبانی از تیم‌های ملی و باشگاهی این کشور و سفر تیم های ایرانی به عربستان خبر داد و افزود: ما به این مواضع سعودی‌ها اعتراض کرده و پیگیر حقوق کشورمان خواهیم بود.

خبر

نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان در دیدار با جمعی از بانوان ورزشکار کرمان
اسلام هیچگاه با ورزش بانوان مخالفت نکرده است
نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان گفت: اسلام هیچگاه با ورزش بانوان مخالفت نکرده و پس از این نیز با ورزش بانوان مخالفتی نخواهد داشت .
آیت الله سید یحیی جعفری در دیدار با جمعی از بانوان ورزشکار کرمانی به مناسبت هفته بزرگداشت مقام زن اظهار داشت: امام خمینی (ره) نیز بیان داشته بودند که اسلام با فحشا و نگاه ابزاری به زنان مخالفت است و هیچگاه در اموری که پیشرفت، موفقیت و سلامت بانوان را به دنبال داشته باشد مخالفتی ندارد .
امام جمعه کرمان در ادامه خاطرنشان کرد: ورزش یکی از نیازهای جامعه بانوان است و در بخش قهرمانی و همگانی می‌تواند موجب ارتقا سلامت و نشاط جامعه بانوان و حتی خانواده ها باشد . نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان خاطرنشان کرد: آنچه که برای یک زن مسلمان ارزش و اهمیت دارد ، حفظ حجاب و عفاف است . بعد از موضوع حجاب نیز مسائلی همچون همسر داری و تربیت فرزند از جمله مسائل مهمی است که یک زن می تواند با نقش آفرینی در این زمینه موجبات پیشرفت و سلامت یک جامعه را رقم زند . وی تصریح کرد: همه مفاسد در یک جامعه وقتی رشد خواهد کرد که ما، در تربیت فرزندان خود شکست خورده باشیم و این موضوع تربیت اولاد و همسر داری از تکالیف مهم و اصلی بانوان و زنان در جامعه است . آیت الله سید یحیی جعفری همچنین با اشاره به این نکته که بانوان ما نباید از تکالیف اصلی خود غلفت کنند، گفت: از همه بانوان تقاضا می کنم به دو موضوع مهم مطالعه و کتاب خوانی توجه کنند و این موضوع مهم را در بین برنامه های روزانه خود بگنجانند .
در این دیدارهمچنین محمود محمودی نیا مدیر کل ورزش و جوانان استان کرمان با اشاره به روند رو رشد ورزش بانوان در طی سال های اخیر ، به موضوع حجاب بانوان ورزشکار در مسابقات و میادین بین المللی اشاره کرد و گفت: حضور بانوان ایرانی با حجاب در مسابقات مختلف نه تنها مانع رشد و پیشرفت آن ها نشده است ، بلکه این موضوع موجب افزایش انگیزه در بین بانوان سایر کشور های مسلمان برای حضور در میادین بین المللی شده است .
گفتنی است در پایان این دیدار لوح یادبود و هدایایی توسط آیت الله سید یحیی جعفری به خانم ها عصمت گنجی پور، سمیه زند اقطائی، بتول خلیل زاده و بتول جعفریان، عشرت کردستانی، مریم ایرانمنش و حدیث نظری اهدا شد.

منتظر تسویه حساب با باشگاه مس کرمان هستم
بگوویچ: سال بعد به ایران برمی‌گردمسرمربی پیشین مس کرمان ظرف روزهای آینده به کرواسی می رود.
به گزارش «ورزش سه»، وینکو بگوویچ که چندی قبل از سوی مسئولان باشگاه مس کرمان از هدایت این تیم برکنار شد و جایش را به اکبر میثاقیان داد، هنوز به کرواسی برنگشته است.
بگوویچ برای تسویه حساب با باشگاه مس در ایران مانده و ظرف روزهای آینده به کشورش برخواهد گشت. بگوویچ در این باره به «ورزش سه»، می گوید: من در ایران مانده ام تا کارهای اداری ام انجام شود. برخلاف میل باطنی ام از مس می روم.فکر می کنم ظرف 4، 5 روز آینده مشکلاتم حل شود و ایران را ترک کنم. او از علاقه اش برای بازگشت به ایران سخن می گوید: من دوران خوبی در ایران داشتم و دوست دارم دوباره به کشور شما برگردم. مردم ایران محبوب من هستند و امیدوارم سال بعد در لیگ برتر ایران مربیگری کنم.

برسرامید ما چه آمده است

برسرامید ما چه آمده است

قصه از جایی شروع شد که هم صحبت دختر نوجوانی شدم که وضعیت تحصیلی اش عالی است . به او گفتم مطمئن هستم با این تلاش در رشته ی مورد نظر قبول خواهد شد.آهی کشید و گفت:»اما هیچ فایده ای ندارد وقتی بعد از درس خواندن هم، نمی توانم کار پیدا کنم. کاری پیدا نمی شود وقتی همه ی کارها از قبل مشخص شده که به چه کسانی تعلق دارد.»ناگهان چیزی مرا متوجه ی ابری از نا امیدی کرد که آسمان زندگی تعدادی زیادی را فرا گرفته است. ابری که گاهی آن قدر بزرگ و سیاه می شود که هیچ نوری را از خود عبور نمی دهد و زندگی را سرد می کند.این میزان نا امیدی، بی شک کم سابقه بوده است. آن قدر ناامیدی و بی اعتمادی را به کودکانمان خورانده ایم که فکر می کنند در بدترین نقطه ی جهان به دنیا آمده اند و هر جایی از قبایل آدم خوار تا شهرک های صنعتی چین از این جا بهتر است. به کوکانمان غیر مستقیم یاد داده ایم که تلاش نکنید، درس نخوانید،زیرا ازقبل پاداش ها را داده اند و تلاش و کوشش زیاد، چیزی به جز خستگی به بار نمی آورد. شاید در شعارهایمان چیز دیگری باشد، اما کودکان از اعمال می آموزند. در بحث های خانوادگی به این توجه نمی کنیم که کودک اطرافمان ،دنیایی بسیار واقعی تر و شکننده تر از ما دارد .او هنوز درک درستی از خبرهای اغراق شده ،داستان های خیالی و افسانه های دهان به دهان، به دست نیاورده است. سعی می کنیم هر روز دنیایمان را سیاه تر،خشن تر و ناامید کننده تر توصیف کنیم .گویی غصه خوردن همیشگی، تبدیل به یک ژست شیک شده است. ژستی که هر کسی بیشتر متاسف اوضاع باشد و بیشتر در مورد مشکلات آسمان و ریسمان ببافد و حتی بدون استدلال و منطق،دست به کارشناسی منفی بافانه بزند، تصویر روشن فکرانه و عاقلانه تری از خود ارایه داده است .به این موضوع بی توجهیم که کودکان، بسیار نیازمند امید هستند؛ کودکانی که باید دنیا را در کنار ما، جای امنی برای بزرگ شدن بیابند.هیچ کدام از این نکات به این معنی نیست که کودک را، از واقعیت جدا کنیم .همیشه تاکید بر این است که باید با کودک در رابطه با همه ی پلیدی هایی که ممکن است خواسته یا ناخواسته دنیای اورا سیاه کنند صحبت شود؛تا خودش بتواند با آگاهی جلوی بسیاری از آسیب ها را بگیرد و یا به درستی یاری بطلبد. چیزی که در این فرصت بر آن تاکید داریم، وارد کردن کودکان در حوزه هایی است که هیچ ربطی به دنیای کودکی آنها ندارد و با سیاه نمایی های رایج، اضطراب و استرس به آن ها تزریق کرده ایم.
وقتی کودکی ده ساله از میزان سرمایه، میزان در آمد و دارایی والدین می پرسد و همه چیز را با پول ارزش گذاری می کند و با هر بار گران شدن کالا و اقلام سرمایه ای، از خوشحالی یا غم والدین تاثیر می گیرد ، کودکیش را کجا سپری می کند که این چنین ساکت و ناامید به نظر می رسد ؟ پاسخ روشن است: جلوی شبکه های تلویزیونی، وسط خبرهای سیاسی واقتصادی ،میان گپ های نا امید کننده و … .انگار که همیشه در حال تفکر است. او به واسطه ی محیطی پر از خبر های تلخ غمگین و یا به واسطه ی الگو پذیری از والدین، سعی درغمگین نشان دادن خود دارد .
امید یکی از بزرگترین سرمایه های زندگی است که در بدترین شرایط انسان را پابرجا نگه می دارد،و به او قدرت می دهدکه تلاش کند، تا راحت تر زندگی کند.بر سر امید ما چه آمده است که هر وقت نگاه به نداشته هایمان و یا داشته های دیگران می کنیم ،برای تسکین فقط می گوییم هیچ کس از فردایش خبر ندارد.این حقیقت است که کسی از فردایش با خبر نیست ؛اما آیا توجیهی برای ساکن شدن وغصه خوردن است ؟ این حس بد را ناخود آگاه به کودکانمان می دهیم. کودکانی که تحمل شکست در بازی ها را هم ندارند و اگر شکست بخورند کناره می گیرند و انگار یک جمله مسیر آن ها را مشخص کرده است؛یا برنده باش یا بازی نکن .امید به برد بعد از هر باخت را فراموش کرده ایم . این که از داشته هایمان لذت ببریم و برای نداشته هایمان تلاش کنیم.

نگاهی به بعضی از مضرات سیگار خطرناک‌ترین اختراع بشر

نگاهی به بعضی از مضرات سیگار
خطرناک‌ترین اختراع بشر
پیام ما – یکی از آسیب زا ترین ساخته های بشر سیگار است.درک این مطلب بسیار سنگین است که کسی دانسته، به خود آسیب بزند؛ اما در اطراف ما هر روز دوستان، آشنایان و مردمی هستند که دانسته و یا ندانسته به خود و دیگران آسیب می رسانند. با هر سیگاری که کشیده می شود سم وارد ریه و بدن می شود . درآمدی که به سختی جمع شده است تبدیل به سمی شده که فرد را از بین می برد.
چرا با وجود همه ی آگاهی هایی که در رابطه با مضرات مصرف سیگار وجود دارد، این کالا هم چنان یکی از پرفروش ترین اقلام در سوپر مارکت هاست؟ چه اتفاقی افتاده است که ممکن است یک اغذیه فروشی شیر، ماست و تخم مرغ نداشته باشد، ولی امکان ندارد چندین مدل سیگار نفروشد؟تجارت سیگار از سودآورترین تجارت های دنیا است . با وجود این که هزاران مورد تبلیغ علیه مصرف سیگار وجود دارد ،باز این کالا به نحو باور نکردنی ای به فروش می رسد .
راه کارهای مختلفی از طرف کارشناسان بیان شده است تا مصرف سیگار را کم کند. از چاپ عکس ریه ی آسیب دیده روی پاکت سیگار تا تابلو های بزرگ تبلیغاتی و کلیپ های احساسی در رابطه با آسیب های مصرف سیگار برای خود وخانواده ی مصرف کننده. آخرین پیشنهاد از جانب محمد رضا مسجدی دبیر کل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات این گونه بود:«حداقل ۷۰ درصد قیمت خرده فروشی باید مالیات باشد. سیگار را گران کنید تا جوان ها سیگاری نشوند و سرطان و سکته ی مغزی کمتر شود .» اما آیا گران کردن قیمت ،زشت کردن بسته های سیگار و اینگونه پیشنهاد ها تاثیری بر مصرف دارد؟
وقتی نگاه نوجوان بیشتر از تابلو ها و یا کلیپ های منع مصرف، از رفتار والدین و جامعه تاثیر می پذیرد، اینگونه اقدامات چه اثری دارند؟
دی ان ای نوزادان مادران سیگاری تغییر می کند
محققان آمریکایی با مقایسه ی خون بند ناف نوزادان تازه متولد شده ی مادران سیگاری و مادرانی که سیگار نمی کشند، دریافتند دی ان ای نوزادان مادران سیگاری در چندین نقطه تغییر کرده است. در حدود نیمی از این تغییرات مربوط به ژن های دخیل در رشد ریه، سیستم عصبی و مشکلاتی نظیر لب شکری و چشایی در نوزادان بوده که مرتبط با سیگار کشیدن است.
احتمال مرگ زود هنگام رماتیسمی ها
مطالعه ای نشان داد که سیگار کشیدن موجب افزایش احتمال مرگ زود هنگام، در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید یا رماتیسم مفصلی می شود و در پیشرفت این بیماری هم نقش دارد.تحقیقات دانشگاه منچستر انگلستان نشان داد که ترک سیگار این ریسک را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.به طور کلی افراد مبتلا به آرتریت رماتوئید در معرض مرگ ناشی از سایر مشکلات سلامت، نظیر بیماری های قلبی ،سرطان ،عفونت شدید و بیماری های تنفسی قرار می گیرند. این تحقیقات نشان داد که ریسک مرگ ناگهانی کسانی که سیگار را ترک کرده اند برابر کسانی است که هیچ وقت سیگار نکشیده اند.
سیگاری ها سریع پیر می شوند
یکی دیگر از یافته های تحقیقاتی نشان می دهد که سیگار کشیدن موجب افزایش سرعت نازک شدن لایه ی خارجی مغز با افزایش سن شده و باعث تسریع در روند پیری می شود؛ بنابراین مهارت های فکری فرد، نظیر برنامه ریزی ،تصمیم گیری و حل مسئله را دچار آسیب می کند.
محققان دانشگاهی در اسکاتلند دریافتند که سیگار کشیدن موجب افزایش سرعت روند تحلیل قشر مخ می شود که نقش کلیدی در حافظه ،توجه ، زبان و آگاهی فرد دارد.
سیگار قند خون دیابتی ها را بالا می برد
محققان در مطالعه ای این نکته را ثابت کرده اند که بیماران مبتلا به دیابت که سیگار استعمال می کنند ،سطح قند خون بالاتری دارند و در معرض کوری و آسیب های عصبی، نارسایی کلیه و بیماری های قلبی هستند.
خطر مرگ ناشی از بیماری های قلبی – عروقی در بیماران دیابتی که سیگار می کشند بیشتر و در مقایسه با سایرین سه برابر است.
سیگار باکتری های دهان را تغییر می دهد
محققان دریافتند که سیگار کشیدن می تواند توازن گونه های باکتریایی در دهان را، به طور قابل توجهی تغییر دهد.پژوهشگران مرکز پزشکی لانگان در نیویورک ترکیب حدود ۶۰۰ باکتری در دهان(میکروبیوم دهانی) بیش از ۱۲۰۰ آمریکایی را که بیش از ۵۰ سال سن داشتند، آنالیز کردند. این گروه، افراد سیگاری و غیرسیگاری راشامل می شد.به گفته ی این پژوهشگران، در این بررسی مشاهده شد که بیش از ۱۵۰ گونه ی باکتری در دهان افراد سیگاری به شکل قابل توجهی رشد کرده و رشد ۷۰ گونه ی دیگر به شدت کاهش یافته بود. برای مثال گونه های پروتئوباکتریا که به تجزیه ی مواد شیمیایی سمی حاصل از سیگار کشیدن کمک می کند، کمتر از پنج درصد از کل باکتری های دهان سیگاری ها را تشکیل می داد.
علاوه بر این، گونه های استرپتوکوک که به پوسیدگی دندان کمک می کنند، در افراد سیگاری۱۰ درصد بیشتر از غیرسیگاری ها بود.اما خبر خوب این است که محققان متوجه شدند توازن باکتری های دهان بعد از ترک سیگار به حالت عادی باز می گردد، هر چند مشخص نیست که رسیدن به این وضعیت چقدر طول می کشد.
این محققان یادآور شدند که به مطالعه ی بیشتری نیاز است تا مشخص شود که تغییرات باکتریایی مزبور، دفاع بدن را در برابر مواد شیمیایی موجود در دود تنباکو، که موجب ابتلا به سرطان می شود، را ضعیف می کند و یا باعث بروز سایر بیماری ها در دهان، ریه و روده می شود.بیش از سه چهارم مبتلایان به سرطان دهان سیگاری هستند. تحقیقات ارتباط به هم خوردن توازن گونه های باکتریایی در دستگاه گوارش را، با اختلالات ایمنی و یا برخی سرطان های این دستگاه ثابت کرده است.
عوارض سیگار در زنان
عوارض کشیدن سیگار در زنان بیشتر از مردان است. یک نوع سرطان ریه به نام آدنوکارسینوما در زنان سیگاری شایع تر از مردان است.استفاده از دخانیات، احتمال سرطان پستان ، سرطان گردن رحم و بیماری های استخوان را افزایش می دهد.سیگار باعث ایجاد مشکلات دوران بارداری ، مشکلات حین زایمان ، کاهش میزان شیردهی ، تولد نوزادان با وزن کم و مرگ ناگهانی نوزاد می شود.مصرف سیگار به وسیله ی زنان ممکن است در رفتار کودک تاثیر بگذارد و می تواند استعداد مصرف سیگار را در کودک ایجاد کند.
سیگار هوش کودکان را کم می کند
دود سیگار اطرافیان، تاثیر زیادی بر ضعیف شدن قدرت هوش و ادراک دارد.تحقیقات نشان می دهد که دود دست دوم سیگار والدین، می تواند موجب چاقی و قدرت درک پایین کودکان شود و بر هوش آن ها تاثیر گذارد.
سیگار کشیدن، اکسیژن در بافت ها را کاهش و از این طریق احتمال حمله های قلبی و مغزی را افزایش می دهد .هم چنین سیگار کشیدن باعث افزایش میزان فشار خون و کلسترول می شود. سیگار کشیدن رگ ها را منقبض کرده و به آن ها صدمه می زند و این امر زخم های پا را در بیماران دیابتی را بدتر می کند.
به طور کلی رد پای سیاه سیگار را در وخیم تر شدن هر بیماری می توان پیدا کرد. برای گفتن و شنیدن از مضرات سیگار بایستی همگی دهان و گوش شویم.
منابع : ایسنا/ایرنا/مهر/سلامت آنلاین/سلامت نیوز

13نکته برای ترک سیگار

13نکته برای ترک سیگار
1.دلیل خود را برای ترک سیگار بدانید
هرکسی برای ترک سیگار ممکن است دلیل خاص خود را داشته باشد مثلا برای بهداشت لثه ودندان هایش، برای سلامتی ریه وقلب، ویا برای شرایط کاری. مهم این است که دلیل ترک سیگار خود را با تمام وجود دنبال کنید و اطمینان داشته باشید که موفق میشوید.
2.شکست نخورید
درصدی از افراد سیگاری خواهان ترک سیگار، بدون درمان و یا مدیتیشن شکست می خورند. دلیل این امر این است که نیکوتین موجود در سیگار یک ماده اعتیادآور است. به طور کلی، مغز عادت کرده که هر روز مقداری نیکوتین را وارد بدن کند. در اثر فقدان نیکوتین، علائم کمبود آن ظاهر می شود.
3.ماده جایگزین برای نیکوتین پیدا کنید
هنگامی که تصمیم به ترک سیگار می گیرید، بدن به کمبود نیکوتین پاسخ می دهد. علائم کمبود نیکوتین شامل افسردگی، زودرنجی، ناامیدی و بی قراری می باشد. ماده جایگزین نیکوتین، این علائم را کاهش می دهد. تحقیقات نشان می دهد که آدامس و قرص های دارای نیکوتین می توانند شانس ترک سیگار را تا دو برابر افزایش دهند.
4.قرص های نیکوتین دار را بدون تجویز پزشک استفاده نکنید
قرص هایی وجود دارند که با تاثیر موادشیمیایی بر مغز، به کاهش سیگارکشیدن کمک می کنند. آن ها همچنین باعث کاهش رضایتمندی از سیگار کشیدن می شوند.
دیگر داروها، ممکن است به کاهش علائم ناشی از ترک سیگار کمک کنند. ولی تمامی این داروها را باید تحت نظر پزشک مصرف کنید، .
5.به تنهایی ترک نکنید
به دوستان، اقوام و همکاران خود بگویید که می خواهید سیگار را ترک کنید. دلگرمی و تشویق اطرافیان برای ترک سیگار مهم است.
ممکن است نیاز داشته باشید که به یک گروه ترک کنندگان سیگار بپیوندید و یا با روانشناس صحبت کنید. رفتار درمانی یکی از بهترین درمان ها برای ترک سیگار می باشد.
شما می توانید برای ترک موفقیت آمیز سیگار، رفتاردرمانی و مواد جایگزین نیکوتین و روش های آرامش دهنده را با هم به کار ببرید.
6.استرس خود را کنترل کنید
یکی از دلایلی که افراد به سمت سیگار می روند، این است که نیکوتین آن ها را آرام می کندهنگامی که سیگار را ترک کردید، باید یک راه برای مقابله با استرس بیابید. استفاده از ماساژ و روش های آرامش دهنده مثل یوگا می تواند در این مورد کمک کنند.
7.از مصرف الکل و مواد تحریک کننده برای کشیدن سیگار دوری کنید
برخی فعالیت ها ممکن است شما را برای کشیدن سیگار تشویق کند. الکل یکی از مهم ترین آنها می باشد. اگر با نوشیدن قهوه، تمایل به سیکار کشیدن پیدا می کنید، برای هفته های اول فقط مقداری چای بنوشید. اگر بعد از غذاخوردن تمایل به سیگار کشیدن پیدا می کنید، حتما یک کار دیگری بعد از غذا انجام دهید؛ مثلا دندان هایتان را مسواک بزنید و یا آدامس بجوید.
8.خانه را تمیز کنید
بعد از کشیدن آخرین سیگار، بعد از آن تمام کبریت ها، فندک ها و جاسیگاری ها را دور بیاندازید. تمام لباس ها، فرش ها و اثاثیه منزل را که بوی سیگار گرفته اند، بشویید. از تهویه هوا در منزل استفاده کنید تا از شر بوی بد سیگار خلاص شوید. در کل هر چیزی را که باعث می شود یاد سیگار کشیدن بیفتید، از خودتان دور کنید.
9.سعی و تلاش کنید
بسیاری از افراد سیگاری، چندین بار سعی می کنند تا سیگار را ترک کنند و بالاخره موفق می شوند. احساسات و شرایط ترک سیگار را باید خود فرد بررسی کند. باید خود فرد به خودش قول دهد که سیگار را ترک کند و پایبند قولی که داده، بماندهرکس را می توان بر اساس قولش سنجید. پس، شمایی که درصدد ترک سیگار هستید به خودتان قول دهید تا مردم به قول شما اعتماد کنند و در زندگی اجتماعی و خانوادگی خود موفق باشید.
10.راه بروید
فعالیت ورزشی به کاهش اعتیاد به نیکوتین و کاهش علائم ترک آن کمک می کند. .هنگامیکه می خواهید به سمت سیگار بروید، ورزش کنید. حتی ورزش های ملایم (از قبیل پیاده روی) نیز کمک کننده می باشند. کالری زیادی که در اثر ورزش کردن از دست می دهید، جلوی افزایش وزن بعد از ترک سیگار را خواهد گرفت.
11.میوه وسبزی بخورید
در طول ترک سیگار، رژیم لاغری نگیرید. سعی کنید بیشتر، میوه ها و سبزیجات و محصولات لبنی کم چرب را مصرف کنید. تحقیقات نشان داده است که مصرف کردن این غذاها باعت عدم تمایل به کشیدن سیگار می شوند.
12.برای سلامتی، سیگار را ترک کنید
ترک کردن سیگار باعث می شود که در عرض 20دقیقه ، فشار خونتان پایین آمده، سرعت ضربان قلبتان آرام تر شود. در عرض یک روز، مقدار مونوکسید کربن خون به مقدار طبیعی خود برمی گردد. و بعد یک ماه، خطر حمله قلبی کم می شود و عملکرد ریه ها در عرض دو سه هفته بهتر می شود. فواید دراز مدت ترک سیگار عبارت است از کاهش بیماری های عروق کرونر قلب، سکته مغزی، سرطان ریه و سرطان های دیگر.
13.ترک سیگار پاداش دارد
ترک سیگار علاوه بر مزایای فوق العاده ای که برای سلامتی بدن دارد، پول شما را هدر نمی رود و می توانید پول خود را ذخیره کنید

موادغذایی مفید در ترک سیگار

موادغذایی مفید در ترک سیگار
اگر تصمیم گرفته اید سیگار را ترک کنید، برخی مواد غذایی برای شما بسیار مفید است.
جو دوسر
خوردن جو دوسر و فرآورده های آن ممکن است به شما برای ترک سیگار و رهایی از اعتیاد به نیکوتین کمک کند. این ماده غذایی سرشار از فیبر، ویتامین B1 ( چیزی که برای آرامش اعصاب و روان ضروری است)، ویتامین های E و C و سایر املاح است.
عصاره جو دوسر به عنوان یک ماده موثر در ترک اعتیاد و ترک سیگار است.
اسفناج
اسفناج و برگ چغندر حاوی اسید فولیک، ویتامینC، بتاکاروتن و قند هستند که به دلیل قلیایی کردن محیط بدن در ترک سیگار موثرند. اثر این مواد به این شکل است که میزان ماده اعتیاد آور نیکوتین را در بدن تا مدتی در سطح بالایی نگه میدارند و در نتیجه نیاز شخص به مصرف نیکوتین را کاهش می دهند، بنابراین افزایش مصرف مواد غذایی که محیط بدن راقلیایی می کنند ، در ترک سیگار مفید است.
کشمش ، انجیر خشک و بادام
این مواد غذایی به راحتی قلیایی بودن بدن را افزایش می دهند ، بنابراین تمایل به سیگار را کم کرده، در نتیجه ترک سیگاررا راحت تر خواهند کرد. بنابراین اگر مقداری آجیل در جیب خود بگذارید ، هر بار که به قصد سیگار، دست در جیب می کنید،کشمش، انجیر خشک و بادام به جای سیگار در آورید.
آدامس های نیکوتین دار
بهتر است یاد آور شویم اگر از آدامس های حاوی نیکوتین که مخصوص ترک سیگار هستند، استفاده می کنید، مواد اسیدی را (موادی که محیط بدن را اسیدی می کند) مصرف نکنید، زیرا خاصیت خنثی کننده خواهند داشت. مواد اسیدی شامل: انواع نوشابه ، گوشت قرمز، ماهی، تخم مرغ ، بادام زمینی، حبوبات و … است.کارشناسان توصیه می کنند حداقل 15 دقیقه قبل از مصرف این آدامس ها ، از خوردن مواد اسیدی خودداری شود.
جوش شیرین
جوش شیرین در واقع یک ماده قلیایی است که قادر است میل به سیگار را از بین ببرد. اما از آنجایی که جوش شیرین ماده ای است که از بین برنده ویتامین ها به خصوص ویتامین B1 در بدن است، مصرف آن توصیه نمی شود.
سیر
امروزه سیر، گیاه دارویی است که دارای خاصیت ضد باکتری است. سیر ضد عفونی کننده بی شمار بوده که از عفونت های تنفسی و مشکلات احتمالی به شدت جلوگیری میکند.
شاه تره
عرق شاه تره که در فصل تابستان علاوه بر خواص درمانی ، نوشیدنی گوارایی محسوب می شود. مدر بوده و ضدکمبود ویتامین C است ( مشکلی که افراد سیگاری به طور قطع با آن رو به رو هستند ). اشتها آور است و به تصفیه خون کمک می کند. ترک کردن سیگار همیشه مهم ترین عامل موثر برای جلوگیری از سرطان ریه است ورژیم غذایی ضد سرطان ریه به شما کمک می کند تا خطرات احتمالی که در طول دوران سیگاری بودن به بدن شما وارد شده است، تعدیل کنید. مهم ترین و موثرترین مواد غذایی برای جلوگیری از ابتلا به سرطان ریه شامل سبزی های برگ سبز تیره ،هویج، فرآورده های دانه سویا، میوه های تازه ، ماهی های تازه و چرب است. سبزی های برگ سبز تیره از مهم ترین و مناسب ترین منابع تغذیه ای برای جلوگیری از سرطان به شمار می آیند. بنابراین ازخوردن برگ های سبز تیره کاهو به دلیل خشن بودن، صرف نظر نکنید، زیرا حاوی مواد مغذی بی شماری نسبت به برگ های سبز روشن هستند. چای سبز از دیگر مواد غذایی بسیار مفید در جلوگیری از سرطان ریه به شمار می آید.

گفت و گو با حبیب قصابی زاده، تاکسیران قدیمی کرمان: رانندگی در شهر بدون آپاراتی و پمپ بنزین

گفت و گو با حبیب قصابی زاده، تاکسیران قدیمی کرمان:
رانندگی در شهر
بدون آپاراتی و پمپ بنزین
ورود به دنیای مدرن با ایجاد مشاغل جدید همراه بود. مشاغلی که باید انسان امروزی را برای زندگی در دنیای جدید آماده می کرد. گسترش شهرها حمل و نقل و آمد و شد را وضعیتی جدید بخشید. یکی از مشاغلی که با تغییر دنیا به وجود آمد، شغل رانندگی بود. رانندگی کامیون، اتوبوس و تاکسی. در ایران و به خصوص کرمان اوایل سده 1300 رانندگان به فعالیت در هر سه حالت مبادرت می ورزیدند.
«حبیب قصابی زاده» یکی از نخستین کسانی است که به شغل رانندگی تاکسی در شهر کرمان روی آورده است و می توان او را فردی شجاع دانست. از این رو که جدا شدن از مدل های سنتی و پرداختن به شغل آزموده نشده که به واسطه جدید بودن خود، ابهاماتی هم دارد، کاری است که هر کسی جرأت انجام آن را ندارد. قصابی زاده متولد 1312 است. 75 سال، خیابان های کرمان را با تاکسی اش زیرپا گذاشته است. او از بیش از 7 دهه رانندگی خود حکایت هایی دارد. اغلب خاطرات او به دهه 20 و30 مربوط می شود.
1
وقتی که رانندگی را شروع کردم، یک اتوموبیل پاوودای روسی داشتم. تصدیق(گواهی نامه) پایه 2 همگانی گرفته بودم. آن زمان، اول تصدیق پایه 2 شخصی می دادند، بعد همگانی و در آخر هم پایه1 که من تلاش کردم و پایه 1 را هم گرفتم. آن روزها شهر کرمان، کوچک بود. از چهارراه احمدی شروع می شد تا فلکه فابریک، ناصریه و طهماسب آباد و ما این مسیر را گردش می کردیم. اما مرکز تجمع تاکسی ها میدان ارگ بود.
2
کرایه هر سه مسافر، یک تومان بود. اما همیشه هم مسافر گیرمان نمی آمد. آن قدر دور شهر دور خالی می زدیم که نگو. به همین خاطر درآمد تاکسی کفاف زندگی را نمی داد. بعداً اداره برق اعلام کرد که به راننده پایه یک برای کار با جرثقیل نیاز دارد. من هم تصمیم گرفتم در اداره برق مشغول کار شوم. کم کم رانندگی تاکسی به شغل دوم من تبدیل شد. این را هم بگویم که یک سال راننده اتوبوس شرکت واحد بودم و در اتوبنز نزد اکبر پور باقری رانندگی می کردم. راننده بیابان هم بودم.
3
اولین هواپیمایی که به کرمان آمد را من به خوبی به یاد دارم. در حوالی مسجد صاحب الزمان فرود آمد و مردم همه به تماشا رفتند. خیلی برای مردم جالب بود چون تا آن روز ندیده بودند. هواپیما که جای خود دارد. اولین کامیونی هم که به کرمان آمد برای مردم تازگی داشت. آن روز هم همه مردم جمع شده بودند و تماشا می کردند و خیلی هم هیجان زده شده بودند.
4
آن روزها پمپ بنزین در کرمان وجود نداشت و بنزین درب مغازه ها داخل بطری شیشه ای و حلب 17 کیلویی فروخته می شد. هر حلب بنزین 5 تومان بود. آپاراتی هم نبود و خودمان مجبور بودیم که چرخ ها را پنچرگیری کنیم. پنچرگیری هم به این راحتی ها نبود.
5
آن روزها خندق بزرگی سرتاسر کرمان کشیده شده بود. ما هم مجبور بودیم بخشی از این مسیر را در همین خندق طی کنیم. یادم است که از انتهای خیابان ناصریه باید می رفتیم داخل خندق و از چهارراه ابوحامد می آمدیم بالا. عادت داشتیم وقتی که به مسافری می رسیدیم، می پرسیدیم که:«می آیی؟» روزی در همین مسیر ناصریه و ابوحامد پیرزنی به حالت انتظار ایستاده بود. من تصور کردم که مسافر است. سرم را از شیشه تاکسی ام بیرون آوردم و گفتم:«می آیی؟» پیرزن ساده دل که از این عادت ما بی خبر بود، برداشت بدی کرد و بنا به داد و فریاد گذاشت:«… الآن به پسرهایم می گویم که بیایند و تو را کتک بزنند.»
6
بغل خیابان شاپور(شریعتی فعلی) یک درخت کاج کوتاه بود. همه راننده تاکسی ها در تاریکی شب از راه دور آن درخت را با انسان اشتباه می گرفتند. به سرعت به سمت این درخت می آمدند تا سوارش کنند. اما وقتی می رسیدند، می دیدند که درخت است و دوباره خالی برمی گشتند.
7
خیابان های کرمان خاکی بود. حتی یک خیابان آسفالته وجود نداشت. رانندگی در خیابان های خاکی هم دشواری های خودش ر داشت. یعدها یک آقایی به نام«بابایی» در خیابان زریسف، قیرپزی باز کرد. هر کس که می خواست جلوی منزل خود را آسفالت کند، از آقای بابایی قیر می خرید. بابایی هم با گاری قیرها را به مقصد می رساند.
8
تاجران و کسبه معروف شهر از جمله ارجمند کرمانی(سلطان قالی جهان) مسافر من بودند. آقای ارجمند را به حرجند برای کارخانه گردی(بازدید از کارخانه قالی بافی) به حرجند می بردم. گاهی اوقات کارخانه گردی از صبح تا عصر طول می کشید. قالی هایی در ابعاد5*10 متر با زمینه لاکی بافته می شد که به آمریکا صادر می شد. آقای محمد صنعتی هم آن روزها در میدان باغ ملی کارگاه درب و پنجره سازی داشت. بسیاری از اوقات ایشان نیز از من می خواست تا برای انجام کارها، رانندگی اش را برعهده بگیرم.
9
سینماها به راننده تاکسی ها تخفیف می دادند. فیلم ها هم بیش تر جنگی و بزن بهادر بودند. سینما تابان گوشه میدان ارگ بود و در آن جا فیلم نمایش می دادند. فیلم ها به زبان خارجی و دوبله نشده بود. اما زیرنویس فارسی داشت. بسیاری از مردم هم سواد خواندن و نوشتن نداشتند. برای همین کنار آدم های باسواد می نشستند تا زیر نویس ها را برایشان بخواند. خیلی وقت ها وسط فیلم، برق قطع می شد و مردم هم با هم پا به زمین می کوبیدند که «یا پول یا فیلم». مسوولان سینما هم مجبور بودند که بعد از وصل شدن برق، فیلم را دوباره از اول به نمایش بگذارند. ما هم یک فیلم را دوباره و سه باره می دیدیم.
10
یک روز بغل میدان ارگ که محل تجمع تاکسی ها بود، ایستاده بودم. شهرداری هم بغل میدان ارگ بود. دیوارهای شهرداری از «نای شکسته» ساخته شده بود. نای، همین حلقه هایی است داخل چاه ها می گذارند تا دیواره های چاه فرو نریزد. برخی از این نای ها به هر دلیلی کنار کوره می شکستند. شهرداری هم نای شکسته ها را جمع کرده و با آن دیوارهایش را بالا آورده بود. سه نفر غیر کرمانی به در و دیوارهای شهرداری نگاه می کردند و از من پرسیدند:«این جا کجاست؟» جواب دادم:«شهرداری!» بلافاصه هر سه نفرشان با صدای بلند شروع به خندیدن کردند. من ناراحت شدم که چرا می خندند؟ وقتی دلیل را جویا شدم. یکی شان گفت:«وقتی شهرداری وضعش این باشد، دیگر تکلیف بقیه شهر معلوم است.»
11
هر وقت نگاهم به ساختمان یکی از ادارات کرمان می افتد، یاد خاطره ای می افتم. همان سال ها یکی از کارمندان اداره …. مسافر من بود. هر صبح دنبالش می رفتم و او را به محل کارش می رساندم. او هم داخل اداره می رفت. پالتو و کلاهش را به جارختی آویزان می کرد و بر می گشت. دوباره او را درب خانه اش پیاده می کردم. می گفت:«ساعت یازده دوباره بیا دنبالم.» ساعت یازده دوباره دنبالش می رفتم و او را به اداره می بردم. همکارانش هم به ارباب رجوع و بازرسان می گفتند: پالتو و کلاهش این جاست. همین جاست و زود برمی گردد.
12
تاکسی ها باید نوبتی خودمان را به کلانتری معرفی می کردیم. چون اگر کسی در خانه بیمار داشت و به اورژانس نیاز پیدا می کرد با کلانتری تماس می گرفت. کلانتری هم تاکسی حاضر را به نشانی بیمار می فرستاد تا به بیمارستان منتقل شود.
13
در عروسی ها ماشین عروس می شدیم. هر شب 5 تومان می گرفتیم. از طرف خانواده داماد پیش ما می آمدند و می گفتند مثلا 2 تا یا 5 تا یا بیشتر ماشین نیاز داریم. من و همکارانم هم به تعداد نیاز نزدشان می رفتیم و هر تاکسی 5 تومان می گرفت.
14
روزی خانمی مسافر من شد و می خواست به گروهبان محله(خیابان سرباز فعلی) برود. من آن خانم را به منزلش رساندم. پسر این خانم که داوود نام داشت و تقریبا هم سن و سال من بود برای بردن وسایل خریداری شده به خانه به کمک من آمد. بعد هم از من برای خوردن یک استکان چای به خانه دعوت کرد. دوستی من با پسر آن خانم از همان جا شروع شد. بعداً با دختر همان خانم ازدواج کردم که تا امروز هم زندگی مان ادامه دارد و چهار فرزند داریم.
15
پدرم در سن صد و پانزده سالگی درگذشت، خدا بیامرز کوه کن بود. یعنی کوه می کند تا آن را تبدیل به آهک کند. پدرم «داش» بود، در روضه خوانی های تکیه مشتاق با دوستانش در برگزاری مراسم ها کمک می کرد. شب ها تا صبح هم در محله زرتشت ها پاس می دادند و هادربانی (نگهبانی) می دادند تا کسی مزاحم اهل محل نشود.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش بیست و پنجم
با اینکه ده سال از سنم بیشتر نمی گذشت به قدری این عمل از برای من شاق بود که همیشه از یادآوری آن ساعت ناراحت می شوم به زحمت آن چرخ را در کوچه ها حرکت می دادم و غصه و اندوه گلویم را فشار می داد. همین که به دکان آهنگری رسیدم. آهنگر با استهزاء آن چرخ را به قیمت خیلی نازلی یعنی از قیمت آن هم ارزان تر خرید و وجه مختصری را که او داد صرف خرید چند قرص نان شد که به خانه آوردم.
با آن که طفل بودم از این وضع زندگی سخت به هراس افتادم. آنچه می خواستم پدر را از راهی که در پیش گرفته بود منصرف نمایم ممکن نمی شد. او همه چیز را برای مردم می خواست. تمام فکرش این بود که کاری از پیش ببرد. از اینکه فقیر و تهی دست شود یا زن و بچه اش گرسنه بمانند اهمیت نمی داد. روزی به او فهمانیدم که مردم کرمان به این کارهایی که او می نماید به نظر استهزاء می نگرند. گفتم این قبیل کارها به عهده دولت و پادشاه می باشد. او در جوابم گفت اوقاتیکه در تهران بودم بسیاری از شاهزادگان و نوه های فتحعلی شاهی را دیدم که به فقر و فلاکت گرفتار شده بودند. از تو می پرسم آیا اگر فتحعلی شاه در آن زمانی که مقتدر و صاحب اختیار مطلق بود و می خواست پرورشگاهی برای تربیت و نگهداری اطفال یتیم بنا نماید نمی توانست. البته که خوب هم می توانست. بلکه در عوض یک یتیم خانه صد یتیم خانه و مدرسه می توانست بنا نماید. اما از چنین فکری نداشت و توفیقی که به درماندگان دستگیری نماید پیدا نکرد. حتم بدان اگر در زمان قدرت و سلطنتش به چنین خدماتی موفق شده بود بعد از مرگش نوه هایش در همین مؤسسات تربیت و نگاهداری می شدند. بلکه آنها را بهتر از زمان پادشاهی او تربیت می کردند. اگر می بینی که من هم دنبال اینکار را دارم می دانم که عاقبت در همین دنیا نتیجه کار و زراعتی که کرده ام دستگیر خودم و اولادم می شود و همچنین در آخرت نیز آمرزیده خواهم شد. آنچه می گفت از روی جد و یقین بود. بعد از آنکه یقین کردم از عقیده راسخ خودش دست برنمی دارد، با آنکه پسر بچه ده ساله ای بودم به فکرهای دور و درازی مشغول شدم. هیولای فقر و گرسنگی در جلو نظرم مجسم شد. به خاطرم آمد که بر فرض و ذلت فروختم آخر چه خواهد شد. مادرم نیز از این پیش آمد سخت ناراحت بود و چشمانش را غبار ملالت و اندوه فرا گرفته بود در آن احوال به فکر آن افتادم که نزد پدر مادرم کربلایی محمد تنباکو فروش که مردی متقی و پرهیز کار بود بروم و هوا تیره و تار می شد تصمیم گرفتم به سراغ آن مرحوم که در محله مسجد ملک سکونت داشت می گذشتم. به هر کجا که ساباطی بود به واسطه آن که سقف کوتاه و طولانی به روی کوچه ساخته بودند و ظلمانی و روشنی وجود نداشت می رسیدم. می ایستادم تا عابری برسد و آن وقت به اتفاق آن شخص از آنجا عبور می کردم.
همین که به ساباط افراسیاب رسیدم در اینجا چون ساکنین خانه ها از سه طرف روی کوچه ها ساباط هایی ساخته و سر به هم داده بودند و چنان بیغوله ای مهیب تشکیل داده بودند که جرئت زیادی لازم بود تا از آن ساباط عبور کنم. از طرفی دقیقه به دقیقه شب فرا می رسید و کوچه های خلوت مرا به هراس می افکند و از جهتی ترس و بیم آن که با چه جرأتی از آن ساباط عبور کنم قلبم را فشار می داد. مدتی ایستادم. عابری پیدا نشد زیرا در آن ایام ساکنین شهر کرمان از غروب آفتاب به بعد همه از خرد و بزرگ در خانه های خود رفته و درب ها را می بستند و بسیار کم و به ندرت کسی شب ها در کوچه ها آمد و رفت کرده و دیده می شد. از این که این طور خود سرانه بدون اطلاع پدر و مادرم از خانه درآمده و اکنون در چنان محلی تنها و یکه گرفتار شدم بلرزه در آمدم. پاهایم می لرزید و گریه ام گرفت. می خواستم فریاد بزنم و مردم را به کمک بخوانم. قدرت آنکه صدای خود را بلند کنم نداشتم.