بایگانی مطالب نشریه
نسخه ناتوان از درمان بحران کمبود دارو
|پیام ما| همین دو سال قبل میگفتیم جزو هفت کشور اول دنیا در داروسازی دنیا هستیم و ایران از جمله کشورهای قدرت نوظهور در صنعت داروسازی جهان است حالا در شرایطی که کشور به شدت در اقلام دارویی با کمبود مواجه است بحران «سرم» و «آنتیبیوتیک» موجب تغییر سه مدیر ارشد دارویی دولت ظرف همین مدت شده است. گرچه اینک انگشتهای اتهام به سوی طرح «دارویار» کشیده شده است اما دولت مدیر همین طرح را به عنوان مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو منصوب کرده است. اما پرسش این است چطور شد دولت سیزدهم که مدعی بود بحران واکسن کرونا را برطرف کرده کارش به آنجا رسیده که با واردات آنتیبیوتیک و سرم هم نتوانسته مشکلات این میدان را حل و فصل کند.
فقط ۱۳ روز و جابهجایی ۳ مدیر. محمولههای وارداتی «سرم» و «آنتیبیوتیک» هم نتوانست نسخه درمان معضل دارویی ایران در این روزها باشد. کشور در حالی یک تابستان سخت دارویی را پشت سر گذاشته بود که با شروع پاییز و آغاز اپیدمی شدن ویروسهایی چون آنفولانزا ان.یک اچ.یک باید مراقب شیوع بیماریهای ویروسی تنفسی میبودیم. اما گویا بیماری دیگری صنعت دارو را از نفس انداخته بود. بیماریای که مسئولان دولت سیزدهم یا آن را پنهان کرده بودند یا نسخهای برای درمانش نداشتند. آن هم دولتی که وقتی بر سر کار آمد مدعی بود بحران واکسن کرونا را آنها برطرف کردند. خاطرتان هست؟ یکسال قبل وقتی هنوز دولت سیزدهم مستقر نشده بود ولی سیزدهمیها ادعا کردند که کار آنها موجب آرامش خاطر مردم در مورد واکسیناسیون کرونا شد.
مطالبات داروخانهها از بیمهها بعد از اجرای طرح دارویار 2 برابر شده است. پوشش بیمهای داروها بعد از افزایش قیمت، کمتر شده است. بدهی کنونی سازمان بیمه به داروخانهها حدود 2000 میلیارد تومان است که سال گذشته کمتر از نصف این مبلغ بود! مسئله ما با تأمین اجتماعی عدم تعهد به پرداخت بدهیهایشان است
یکی از همان مدیرانی که در بحران آنتیبیوتیک و سرم مجبور به استعفا شد چندی قبل سعی کرده بود با به رخ کشیدن میزان ثبت سفارش واکسن کرونا بگوید که چقدر دولت سیزدهم کارآمد است. «بهرام دارایی» که ۴ آبان امسال و در پی مشکلاتی که پیش آمده بود استعفا کرد تابستان ۱۴۰۱ به ایرنا گفته بود: در دولت گذشته تعداد ثبت سفارش واکسن کرونا تا قبل از ۱۴ مردادماه ۱۴۰۰ و تشکیل دولت سیزدهم فقط ۲۶ میلیون و ۵۲۴ هزار و ۶۱۰ دُز واکسن بوده، این در حالی است که پس از ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ و با تشکیل دولت سیزدهم اقدامات موثری انجام شد و در این راستا ۱۳۵ میلیون و ۴۷۵ هزار و ۳۹۰ دز واکسن ثبت سفارش شده که این رقم با اقدامات دولت دوازدهم فاصله زیادی دارد.
پس از استعفای «بهرام دارایی» با دستور وزیر بهداشت «محمود بیگلر» به عنوان سرپرست سازمان غذا و دارو انتخاب شد. هنوز ۱۳ روز از این انتصاب سپری نشده بود که وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی هفدهم آبان، «سید حیدر محمدی» را به سمت ریاست سازمان غذا و دارو منصوب کرد؛ محمدی در دولت دوازدهم، مدیرکل امور داروی سازمان و در دولت فعلی، دبیر قرارگاه اصلاح سیاستهای ارزی دارو در زمان اجرای طرح دارویار بوده است.
تغییرات مدیریتی سازمان غذا و دارو تنها به تغییر ریاست این سازمان ختم نمیشود و از زمان آغاز به کار دولت سیزدهم و تنها در طول یکسال گذشته، مدیرکل امور دارو نیز سه بار تغییر کرده است؛ «محمد پیکانپور» نیز که اخیراً به عنوان مدیرکل امور داروی سازمان منصوب شد؛ پیش از این از سوی رئیس جمهور به عنوان سیاستگذار طرح دارویار، نشان ملی خدمت دریافت کرده بود. در چنین شرایطی وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی همچنان مشغول خبر دادن از ورود محمولههای آنتیبیوتیک و سرم از خارج از کشور است.
گرچه اینک انگشتهای اتهام به سوی طرح «دارویار» کشیده شده است اما دولت مدیر همین طرح را به عنوان مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو منصوب کرده است. اما پرسش این است چطور شد دولت سیزدهم که مدعی بود بحران واکسن کرونا را برطرف کرده کارش به آنجا رسیده که با واردات آنتیبیوتیک و سرم هم نتوانسته مشکلات این میدان را حل و فصل کند
وزیر بهداشت گفته است علاوه بر افزایش ماهانه ۷ میلیون آنتیبیوتیک و ۱۶ میلیون واحد سرم در کشور، ۳ میلیون آنتیبیوتیک و ۶۰۰ هزار واحد سرم نیز برای رفع نیاز کنونی وارد کشور میشود.
شاید بیش از هر زمان دیگری باید پرسید که اگر ما تا همین دو سال قبل از جمله قدرتهای نوظهور صنعت داروسازی بودیم و در بحرانی چون شیوع کرونا به سرعت به ساخت واکسن کرونا مشغول شدیم اینک چرا نتوانستیم از پس بحران کمبود آنتیبیوتیک برآییم. آیا این وضعیت ناشی از سوءمدیریت بوده؟ اگر چنین است چرا وزیر بهداشت باید فردی را به عنوان مدیر بخش دارو منصوب کند که پیشتر طرحش شکست خورده است.
طرح شکست خورده و مدیری که تشویق شد
خبرگزاری تسنیم در گزارشی به طرح این پرسش پرداخته است که آیا مشکل دارو که گریبان جامعه را گرفته است ناشی از سوءمدیریت است؟ در این گزارش آمده است: «سازمان غذا و دارو در ماههای گذشته شاهد تغییرات مدیریتی متعددی بوده است؛ تغییراتی که میتوان ریشه آن را در نبود برنامه لازم برای تولید و نظارت بر تولید داروها، بروز کمبودهای دارویی و بیتوجهی به زیرساختهای اجرای طرح دارویار دانست. براساس این گزارش در ساعات پایانی 23 تیرماه سال جاری، دقیقا یک ماه پس از آن که وزیر بهداشت در حاشیه جلسهای با نمایندگان مجلس اعلام کرد تأمین دارو با ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی ادامه خواهد داشت، خبر آغاز طرحی به نام «دارویار» از سوی وزارت بهداشت منتشر شد که میتوان آن را یکی از بزرگترین تغییرات در حوزه دارویی در سالهای اخیر به شمار آورد.»
اما این طرح شکست خورد. به گفته خبرگزاری تسنیم مشکلات تأمین ارز دولتی و ایجاد صفهای طولانی تخصیص ارز از سویی و به وجود آمدن اشکال مختلف رانت و قاچاق معکوس دارو از ایران به کشورهای همسایه در پی تخصیص ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی به صنعت دارویی کشور از سوی دیگر، موجب شد تا سیاستگذاران به فکر تغییر نرخ ارز تولید دارو از دولتی به نیمایی بیفتند.
در این طرح قرار شد که معادل ریالی یارانهای که در قالب ارز دولتی به تولیدکنندگان دارو داده میشود، به سازمانهای بیمهگر انتقال پیدا کند تا قیمت دارو واقعی شده و جلوی قاچاق معکوس آن گرفته شود اما مردم متحمل هزینههای بیشتر نشوند.
تسنیم درباره اینکه چرا طرح دارویار شکست خورد نوشته است: پرداخت دیرهنگام مطالبات داروخانهها از سوی سازمانهای بیمهگر بود. در این باره نایب رئیس انجمن داروسازان ایران در خصوص مطالبات داروخانهها از سازمان تأمین اجتماعی گفته بود: «مطالبات داروخانهها از بیمهها بعد از اجرای طرح دارویار 2 برابر شده است. پوشش بیمهای داروها بعد از افزایش قیمت، کمتر شده است. بدهی کنونی سازمان بیمه به داروخانهها حدود 2000 میلیارد تومان است که سال گذشته کمتر از نصف این مبلغ بود! مسئله ما با تأمین اجتماعی عدم تعهد به پرداخت بدهیهایشان است.»
در آن زمان دبیر قرارگاه اصلاح سیاستهای ارزی، مزایای تبدیل ارز دولتی داروها به ارز نیمایی را «کاهش کمبودهای دارویی و جلوگیری از قاچاق معکوس داروها» عنوان و تصریح کرد: «یکی از مشکلات ما این بود که تأمین ارز دولتی به سختی صورت میگرفت برای مثال از مهر ماه سال 99 روپیه تأمین نشده بود در حالی که بسیاری از داروهای تولید داخل برای تأمین مواد اولیه از هندوستان، وابستگی مستقیم به روپیه دارند و بنابراین دچار کمبود میشدند همچنین زمانی که ارز ترجیحی به صنعت دارویی کشور تخصیص داده میشد، تنها مردم ایران از آن منتفع نمیشدند بلکه به دلیل ارزانتر بودن قیمت دارو در ایران و قاچاق دارو از ایران به کشورهای همسایه، مردم کشورهای دیگر نیز به نوعی از این یارانه سود میبردند و این باعث بروز کمبود دارو میشد.»
در ابتدا عنوان شد که طرح دارویار کمبودهای دارویی را طی چند ماه رفع خواهد کرد و وزیر بهداشت نیز تأکید کرد که هیچ تغییری در هزینه دارویی بیماران رخ نمیدهد و امسال کمبود دارو نخواهیم داشت اما در مدتی کوتاه، گرانی و کمبود داروها باعث بلند شدن صدای اعتراض نمایندگان مجلس و اعلام وصول سؤال نمایندگان از وزیر بهداشت درباره گرانی و کمبود دارو شد.
در حالی که مواد اولیه ساخت آنتیبیوتیک در انبارها دپو شده بود و پنج شرکت تولیدکننده آنتیبیوتیک در کشور وجود داشت، وزارت بهداشت برای رفع معضل کمبود آنتیبیوتیک، اقدام به واردات فوریتی این داروها آن هم با تأخیر فراوان کرد و همزمان نیز مجبور شد برای ادامه دادن تولید داخلی این دارو، افزایش قیمت جدیدی برای تولیدکنندگان داخلی اعمال کند.
در همین راستا فاطمی، نایب رئیس انجمن داروسازان به تسنیم گفت: «از حدود تیرماه سال جاری، تولیدکنندگان آنتیبیوتیک تولید خود را کم کرده بودند و بروز کمبود آنتیبیوتیک در ماه جاری، کاملاً قابل پیشبینی بود. با وجود این، وزارت بهداشت آن زمان به اظهارات تولیدکنندگان آنتیبیوتیک توجهی نکرد و در نهایت سازمان غذا و دارو در مهرماه افزایش قیمت جدیدی به این تولیدکنندگان داد که این مسئله اقدام دیرهنگامی بود و در نهایت نیز منجر به این شد که مجبور به واردات فوریتی آنتیبیوتیکها شویم.»
به عبارت دیگر، در نتیجه بیتدبیری سازمان غذا و دارو در مدیریت تولید داروها منجر به این شد که این سازمان در نهایت، هم زیر بار افزایش قیمت بیشتر آنتیبیوتیکهای تولید داخل برود و هم به دلیل اقدام دیرهنگام در افزایش قیمت برای کسب رضایت تولیدکنندگان داخلی، مجبور به واردات فوریتی آنتیبیوتیکها شود، البته در این میان تولیدکنندگان آنتیبیوتیک نیز با بهانهجویی سعی در افزایش بیشتر قیمت داروهایشان داشتند که این مسئله نیز از عوامل اصلی کمبود این داروها بوده است.
فروشندگان گوشت حیات وحش مشکل مالی ندارند
بعد از مدتها تازه به روستا آمده، از ماشین که پیاده میشود به یکی از اهالی سلام میکند، جوری رویش را برمیگرداند که انگار ندیده است. این تازه برخورد خوبشان است. گروهی هستند که زیر لب ناسزا هم میگویند. در فاصله زمانی که به خانه یکی از اقوام برود و بازگردد، روی ماشینش خط هم انداختهاند، آینهاش را هم شکستهاند. «احمد درویش» رئیس پارک ملی «صیدوا» بارها و بارها چنین برخوردهایی را در روستای اجدادیاش یعنی «تم» از توابع سنگسر یا مهدیشهر دیده است. در این روستا هم مانند سایر مناطق گروهی هستند که تفنگ دارند و شکار جزئی از زندگیشان است. آنها توقع دارند احمد درباره آنها اغماض داشته باشد و زمانی که برخورد قانونی او را میبینند دلخوریشان را با این کارها نشان میدهند. با این حال احمد درویش معتقد است باید زمان بگذرد، بارها دیدهام خودشان متوجه شدهاند مقصرند و نباید خلاف کنند.
سال 1387 احمد درویش 19 سال داشت که در منطقه حفاظت شده پرور به عنوان سرباز شروع به خدمت کرد. آنقدر به کارش علاقهمند بود که بعد از سربازی به عنوان نیروی سازمان به پارک ملی توران اعزام شد. آن سالها علیاکبر قربانلو که اکنون رئیس اداره محیط زیست شاهرود است، ریاست پارک را به عهده داشت. احمد را به سایت یوز در پاسگاه محیطبانی دلبر اعزام کردند، دلبر را به تازگی از متخلف گرفته و احمد و یک محیطبان دیگر مسئول نگهداری از این توله یوز بودند. احمد درویش از این هشت ماه خدمتش در «توران» به یک خاطر اشاره میکند. همکار سربازش دست خالی برای دادن آب به توله یوز رفت و «دلبر» یک ساله برای ترساندنش به سمت او آمد. آنقدر همکار احمد ترسیده بود که روی فنس پرید تا او برسد و نجاتش دهد، این را که میگوید یاد آن سال و چهره نگران همکارش میافتد و لبخندی گوشه چشمهایش را جمع میکند. مدت زمان خدمت احمد در «توران» هشت ماه بود و بعد به منطقه حفاظت شده پرور منتقل شد.
پرور سال 1355 طی مصوبه شماره ۷۰ شورای عالی شکاربانی و نظارت بر صید (شورای عالی محیط زیست) به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد. نزدیک به 40 سال بعد یعنی در سال 1394 زون امن این منطقه که در واقع یکی از غنیترین زیستگاههای آن است به پارک ملی صیدوا ارتقا یافت. احمد درویش سال 1398 سرپرست منطقه حفاظت شده پرور بود و از اول فروردین 1401 در دوازدهمین سالی که در لباس محیطبانی به طبیعت و سرزمین ایران خدمت میکند، به عنوان رئیس پارک ملی صیدوا انتخاب شد.
افتادن شاخه درخت روی متخلفان
12 سال کار به عنوان محیطبان یعنی بارها و بارها با متخلف روبهرو شدن. کسی که برای شکار و تخلف میرود راحت خود را به مامور قانون تحویل نمیدهد، در شرایطی که متخلف سلاح دارد، این درگیریها خونبار میشود، به ویژه که اغلب تعداد شکارچیان از محیطبانان بیشتر است. آنها تلاش میکنند تا آخرین لحظه مقاومت کنند. «یک بار به سمت من تیراندازی شده و خودم هم سه بار تیراندازی کردهام که یک بار به متخلف برخورد کرد». تنها دفعهای که به سمت او به شکل مستقیم تیراندازی شد در منطقه حفاظت شده پرور بود. آن سال محمدرضا گیلان صباغ رئیس منطقه بود.در گشت پیاده صدای تیر شنیدند و دو نفر را دیدند که به سرعت از دیدرس نگاهشان گم شدند. با احمد درویش و محیطبان همراهش تماس گرفتند. آنها به سرعت به سمت جاده آسفالت رفتند و صباغ و همکارش هم از سمت دیگر تا بتوانند متخلفان را گیر بیندازند. شکارچیان غیرمجاز در پشت یک درخت پنهان شده بودند، احمد درویش اخطار داد و از آنها خواست بیرون بیایند. این لحظه بود که متخلفان شروع به تیراندازی به سمت آنها کردند. درویش که سرش را بار دیگر از پشت سنگ بالا آورد دوباره به سمتش تیری شلیک شد. همین وقت بود که محیطبان صباغ به سمت درخت تیراندازی کرد، شاخهای جدا شد و روی شکارچیان افتاد. آنها که دیگر فشنگی نداشتند گلنگدن تفنگ را بین سنگها مخفی کردند. «آن روز چون تعداد ما زیاد بود و فشنگی برایشان نمانده بود توانستیم دستگیرشان کنیم والا باز هم تیراندازی میکردند» منظور از تعداد زیاد غیر از این چهار نفر ماموران کلانتری و پرور بود که با شنیدن خبر درگیری خودشان را به آنها رسانده بودند.
با کمبود نیروی انسانی مواجهیم
پارک ملی صیدوا هفت هزار و 300 هکتار مساحت دارد. گرچه مساحت این پارک نسبت به سایر پارکهای ملی مانند توران و کویر که آنها هم در استان سمنان واقع شدهاند زیاد نیست، اما غنی بودن این زیستگاه به واسطه جمعیت بالای گوشتخوارانی مانند پلنگ، خرس و .. آن را دارای اهمیتی دو چندان برای حفاظت کرده است. با این حال «صیدوا» هم مانند سایر مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست با چالش کمبود نیرو مواجه است. محیطبانان این پارک ملی 5 نفر هستند که سه نفر دو نفر در شیفتهای 5 روز 5 روز خدمت میکنند. صیدوا سه پاسگاه و دو جانپناه دارد. یکی از جانپناهها تقریبا قابل سکونت نیست. دو پاسگاه شهید جعفری و آب شرف بین سالهای 97 و 98 تاسیس شدند و پاسگاه صیدوا هم که از قبل وجود داشت. جانپناهها هم سیرکوه و عرب چشم هستند. به گفته درویش «کل سازمان حفاظت محیط زیست نیروی اجرایی کم دارد و همین باعث شده محیطبانها به خودشان فشار بیاورند تا مناطق را پوشش دهند». خوشبختانه در صیدوا مانند بسیاری از مناطق مشکل تجهیزات و کمبود آنها وجود ندارد که خودش نکته مثبتی است.
زمانی که به ما نیاز دارند در دسترس نیستیم
زندگی محیطبانها با زندگی بسیاری از مردم فرق دارد. مثل اداره نیست که صبح بروند و عصر برگردند و بخشی از کارهای خانه را به عهده داشته باشند. احمد درویش هم از این قاعده مستثنا نیست. قبلتر شفیتهایش 9 روز و 6 روز بود. 9 روز در منطقه میماند و شش روز در خانه. در این 9 روز تمام مسئولیت خانه گردن همسرش میافتاد، خرید کردن، رسیدگی به امور منزل، تربیت تنها پسرشان که امسال سه ساله شده است. «زمانهایی میشود که در خانه به ما نیاز دارند اما دسترس نیستیم و حتی اگر در دسترس هم باشیم به خاطر کمبود نیرو نمیتوانیم خودمان را برسانیم».
پلنگ در ایوان
27 آبان 1397 فیلمی از حضور پلنگ در محیطبانی صیدوا منتشر شد که از کنار ماشین محیطبانان گذشته و با ورود به ایوان دمپایی محیطبانان را با خود میبرد. این فیلم بارها و بارها مشاهده شد. یک سال قبلتر در سال 96 احمد درویش به همراه محیطبان عربشاهی از یک پلنگ با سه تولهاش فیلمبرداری کرد. او باز هم به دفعات تصاویری از پلنگ با دوربین ثبت کرد. محیطبانان دیگری هم که در این منطقه هستند در گوشی موبایل و دوربینهایشان تصاویر زیادی از گوشتخواران دارند که غنی بودن این زیستگاه را نشان میدهد. تنها گربهسانی که آنها موفق به ثبت تصویرش نشدهاند یوز است. البته گلهداران و دامداران به محیط بانان خبر دادهاند یوز در این منطقه وجود دارد. از آنجا که صیدوا به چاه شیرین که سه سال پیش در آن یوز دیده شده نزدیک است، این احتمال بعید نیست که صیدوا، زیستگاه یوزهایی باشد که هنوز در تله دوربین محیطبانان ثبت نشدهاند. به لحاظ علفخوار هم وضعیت این پارک ملی بد نیست، عدد سرشماریها به 800 تا 900 فرد میرسد، با این حال صیدوا با یک چالش اساسی هم مواجه است؛ تخریب زیستگاه به واسطه تردد دام. «ما اطلاعات کامل و کافی از تعداد دام منطقه نداریم. 12 آغل در صیدوا وجود دارد. سال 1370 برای دو هزار واحد دامی پروانه گرفته شد این در حالی است که سال به سال توان طبیعت کاهش پیدا کرد اما تعداد پروانهها ثابت ماند و در مواردی حتی برخی دامداران دام مازاد وارد کردند.»
حیات وحش مهم است اما زیستگاه نه
حل چالش دام نیازمند همکاری بینبخشی میان ادارات منابع طبیعی و محیط زیست به شکل همزمان است. با این حال این همکاری به ندرت اتفاق میافتد.در حالی که محیطبان برای حفاظت از حیات وحش با جامعه محلی و متخلفان درگیر میشود، این انتظار وجود دارد که ادارات منابع طبیعی هم در این زمینه دقیقتر عمل کنند و حتی اگر قرار بر حفاظت مشارکتی باشد باز آمار و دادههایشان با واقعیت منطق بوده و طبق پروانه، اجازه ورود دام داده شود. اما چرا این اتفاق در اغلب مناطق کمتر میافتد؟ «یک بار به همکارم میگفتم چطور برای ما شکار مهم است اما بوته که بخشی از زیستگاه است، اهمیت ندارد؟ گفت: نان مردم در بوته و گیاه است و دامدار بر اساس آن معیشت خود را تامین میکند. برای همین نمیتوان درباره آن کار زیادی انجام داد.»
اغلب گوشتفروشها مشکل مالی ندارند
احمد درویش بارها برای ضبط گوشت شکار به خانه مردم رفته است. گروهی از آنها حجم گوشت محدودی داشتند و به سرعت آن را در هر جایی حتی در زیر کود مخفی میکردند. در مواردی هم یخچالهای بزرگ را کشف کرده است. طیف گوشتفروش چرا به این کار روی آورده؟ آیا میشود گفت که آنها با نیاز مالی مواجهند؟ پاسخ درویش این است که «80 درصد گوشت فروشها مشکل مالی ندارند». لااقل این گفته درباره منطقهای که او از آن حفاظت میکند کاربرد دارد. شده یک نفر را با 5 لاشه دستگیر کند اما روند قضایی در این باره چندان سریع نیست. این در حالی است که به گفته او «کسی که با 5 لاشه دستگیر میشود باید یکراست زندان برود و الا در حق طبیعت ستم میشود». خوشبختانه در صیدوا ترددها به اندازه پرور زیاد نیست. در این منطقه حفاظت شده شکارچیان ایدههایشان برای دور زدن محیطبانان را بهروز رسانی میکنند. «گاهی دو نفر در دو نقطه منطقه پیاده میشوند، قوچ یا میش و … را که زدند، لاشه را مخفی میکنند و از منطقه خارج میشوند بعد گروه دیگری برای آوردن گوشت با ماشینهای دیگری میروند. گوشتفروشها این کار را به شکل یک کسب و کار میبینند که هر روز باید ترفندهای جدیدشان را محیطبانان کشف و از کارشان کنند.»
در شرایطی که به واسطه مسائل اقتصادی بر تعداد شکارچیان غیرمجاز افزوده میشود، در صیدوا که تجهیزات هم به اندازه کافی هست، جای یک چیز خالی است. نیروی انسانی! درخواست احمد درویش این است که بتواند برای منطقهاش یک همیار جذب کند تا کمبود نیرو برای گشتزنی جبران شود. به گفته او با کمبود محیطبان کنترل منطقه سخت شده و همین امر جولان متخلفان را برایشان راحت میکند. «احمد درویش» صحبتهایش را با تشکر از کسانی پایان میدهد که در حفاظت و تامین تجهیزات به او کمک کرده و میکنند. «ما ممنون موسسه رمیاران حیات وحش هستیم. ورود به مناطق هزینهبر است. باید از آنها و دیگرانی تقدیر و تشکر کرد که بدون چشمداشت در امر حفاظت به ما کمک کرده و میکنند.»
دانش آموزان مهاجر و بیشناسنامهها بیکتاب ماندهاند
با وجود سپری شدن دو ماه از سال تحصیلی جدید، هزاران کودک از دریافت کتابهای درسیشان محروم ماندهاند. این کودکان یا از جمله مهاجران بدون کد اتباع هستند یا کودکان بدون شناسنامهاند که کد ملی ندارند. سامانه فروش و توزیع مواد آموزشی یا کتابهای درسی آموزش و پرورش که با هدف بهبود فرایند توزیع و جلوگیری از اتلاف منابع علم شد، دسترسی به منابع درسی را برای دانشآموزان دشوار کرده و حق تحصیل را از آنها گرفته است. تا سالهای گذشته سایت این سازمان از اوایل آبان برای دسترسی دانشآموزان به خرید تک جلدی کتب درسی فراهم بود اما امسال در حالی در آستانه شروع آخرین ماه فصل پاییز به سر میبریم، هنوز پای کتابهای درسی نو به کیف دانشآموزان باز نشده است. کودکان در سن تحصیل در همه پایهها اگر مدارک کافی برای احراز هویت نداشته باشند، یا به دلیل مهاجرت ظرف یک سال اخیر به ایران آمده باشند، برای دریافت کتاب درسی به مشکل خوردهاند.
برخلاف گفتههای علیرضا کریمیان، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران که هفته گذشته ادعا کرده بود: «تمامی مدارس در تمامی پایههای تحصیلی در شهر تهران کتابهای خود را دریافت کردهاند و چنین چیزی وجود ندارد که دانشآموزی به دلیل نبود کتاب درسی از تحصیل جا بماند»؛ بررسیهای «پیام ما» نشان میدهد که مدارس غیررسمی و مردم نهاد در تهیه کتب درسی با مشکل مواجه بودهاند. از طرفی محمد علویتبار، معاون سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی نیز سال گذشته وعده داده بود که «سامانه فروش و توزیع مواد آموزشی متصل به سامانه ثبتنام دانشآموزی (سیدا) است، بنابراین نداشتن کد ملی به هیچ عنوان مانعی برای ثبتنام این دانشآموزان در سامانه کتاب نیست و پس از ثبتنام در سامانه سیدا و دریافت کد دانشآموزی به راحتی میتوانند برای سفارش کتاب درسی اقدام کنند.» اما امسال از این خبرها نیست. سال که عوض شد، مدیران هم تصمیمهای تازه گرفتند و به گفته فعالان سازمانهای مردمنهاد بخشنامههای تازه این امکان را از دانش آموزان گرفته است. در حالی که در سال گذشته با ثبت هر کد ملی امکان دریافت کتاب درسی فراهم بود، اما امسال احراز هویت دانشآموز تنها از سوی مدیران مدرسه و معرفی آنها به سامانه توزیع کتاب ممکن است و اگر دانشآموزی در مدارس خودگردان و دولتی و رسمی حضور نداشته باشد از این حق محروم است.
رودابه اکبری، مدیر داخلی کانون توانمندسازی مادران و نوجوانان آینده که یکی از موسساتی است که برای آموزش کودکان افغان، بیسرپرست و بدسرپرست نیز فعالیت میکند، در این رابطه میگوید: این مشکل برای بچههای افغانستانی وجود دارد. گروههای مهاجری که ظرف یک سال اخیر به ایران آمدهاند چون کد سرشماری و اتباع نداشتند، نتوانستند در مدارس رسمی ثبت نام کنند، حالا در دسترسی به کتابهای درسی نیز مشکل دارند
کتابهای درسی چند برابر قیمت کف خیابان
قمر تکاوران، پژوهشگر حوزه مهاجرت و فعال اجتماعی با انتقاد از اظهار نظر معاون سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و امکان دریافت کتب درسی بدون کد ملی، به «پیام ما» میگوید: «18 مدرسه غیردولتی به من مراجعه و اعلام کردند که کودکانی که کد اتباع یا کدملی ندارند، در دریافت کتابهای درسی مشکل دارند.» این فعال اجتماعی توضیح میدهد که کتابهای درسی آموزش و پرورش از سوی شرکت چاپ و نشر آفست منتشر میشوند که سالهای گذشته همکاری خوبی با سازمانهای مردم نهاد داشتند اما امسال چنین نیست. به علاوه در خیابانهایی که بورس فروش کتاب است، کتب درسی از پایگاه کتابهای درسی پرینت گرفته میشود و تا پایه ششم 24 برابر قیمت در بازار آزاد به فروش میرسد. به گفته این فعال اجتماعی، این نوع خرید و فروش و هزینههای آن البته مورد تایید رسمی آموزش و پرورش نیست.
غیر رسمیها نمیتوانند کتاب بگیرند
این پژوهشگر اجتماعی در ادامه میگوید که کسانی که امکان ثبت سفارش کتاب به صورت تک جلد برای کودکان بازمانده از تحصیل را دارند، باید معلمان رسمی آموزش و پرورش باشند یا کد پرسنلی داشته باشند. در غیر این صورت افرادی کد پرسنلی نداشته باشند و یا معلم رسمی نباشند، نمیتوانند برای دانشآموزان کتاب سفارش دهند. رودابه اکبری، مدیر داخلی کانون توانمندسازی مادران و نوجوانان آینده (یکی از موسساتی که برای آموزش کودکان افغان، بیسرپرست و بدسرپرست نیز فعالیت میکند)، در این رابطه میگوید: «این مشکل برای بچههای افغان وجود دارد. گروههای مهاجری که ظرف یک سال اخیر به ایران آمدهاند چون کد سرشماری و اتباع نداشتندو تعیین سطح نشده بودند و همچنین خانوادهها به دلیل مشکلات کمبود مدارک نتوانستند کودکان را در مدارس رسمی ثبتنام کنند، حالا در دسترسی به کتابهای درسی نیز مشکل دارند.» مدیر این موسسه اضافه میکند: «ما کتابهای کودکان را خودمان با همراهی خیرین از کتابهای دست دوم سال گذشته تامین کردیم و از سامانه آموزش و پرورش نگرفتیم. بخشنامهی جدید آموزش و پرورش نیز دسترسی به کتب را منوط به معرفی مدارس رسمی کرده که این کار را برای کسانی که در مدارس رسمی نیستند، مشکلتر میکند.» تکاوران نیز در این رابطه میگوید که کد ملی غیر معلمان امسال غیرفعال شده است.
با روابط میشود کتاب سفارش داد
یکی دیگر از موسسههای مردمنهاد نیز در پاسخ به این پرسش که آیا مشکلی در دریافت کتاب داشتند یا خیر، میگوید: «ما مشکلی نداشتیم چون رابطه خوبی با آموزش و پرورش داریم. البته نمیگویم این خبر کذب است. حدس میزنم چون رابطه شخصی ما با آموزش و پرورش خوب است، این مشکل برای ما پیش نیامده است.» افخم صباغ، مدیر موسسه مهر و ماه نیز در رابطه با این موضوع میگوید که مشکلی در دریافت کتاب نداشتند و اضافه میکند: «ما در سامانه توزیع و نشر کتب درسی ثبت نام کردیم و کتابها را دریافت کردیم. البته لازم است بگویم که کتابها با تاخیر به دستمان رسید. اما ما چون معرفینامه موسسه را داشتیم، به اعتبار اینکه موسسه در جایی ثبت شده است؛ توانستیم بدون مشکل کتب را دریافت کنیم.» صباغ این مشکل را به فوت و فن کار مردم نهاد مرتبط میداند: «ما طبق تجربه یاد گرفتهایم که زودتر از زمان اعلامی آموزش و پرورش، ثبتنام برای دریافت کتاب را آغاز کنیم. مثلا ما امسال از شهریور بیشتر از نیازمان، برای دریافت کتاب، اقدام به ثبتنام کردیم که این مشکلات برای ما پیش نیاید.»
با وجود تلاشهای ما برای دریافت پاسخ رسمی از آموزش و پرورش و روشن کردن این گره که در کار مدارس مردمنهاد و غیردولتی افتاده است، احمدرضا امینی، مدیرکل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی، پاسخگو نبود. همچنین علیرضا کریمیان، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران، نیز درباره این پرسش سکوت کرد و مشخص نشد که سازمانهای مردمی که در آنها خبری از روابط خوب با آموزش و پرورش نیست، برای تامین نیازهای درسی کودکان در سن تحصیل باید چه کنند؟
۱۵۰۰ شهر با تنش آبی روبهرو هستند
همدان معاون وزیر نیرو و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کشور از وجود ۲۰ هزار روستا در سطح کشور خبر داد که آبرسانی نشدند و با تنش آبی روبهرو هستند. وی گفت: از این تعداد آبرسانی ۱۰ هزار روستا در قالب طرح محرومیت زدایی در حال انجام است.
اتابک جعفریلور افزود: از این تعداد، هفت هزار روستا توسط سپاه پاسداران و سه هزار روستا با کمک و همت خیران ظرف دو سال آینده آبرسانی خواهند شد.
جعفریلور با بیان اینکه سال آینده آبرسانی ۱۰ هزار روستای دیگر نیز آغاز می شود، ادامه داد: آبرسانی به روستاهای ملایر را نیز در قالب جهاد آبرسانی انجام می دهیم و تا پایان دولت در فازهای مختلف آبرسانی خواهند شد.
او با عذرخواهی از مردم استان همدان بابت مشکلات ایجاد شده برای آب شرب در ماههای اخیر، گفت: تلاش کردیم با وجود خشکسالی ها و کمبود بارش ها، با یک برنامه ریزی منسجم، از قطعی آب در شهرها و روستاها جلوگیری کنیم.
جعفریلور تنش آبی ایجاد شده در همدان را خارج از اراده شرکت آب و فاضلاب کشور دانست و با تاکید بر اینکه تلاش کردیم پروژه انتقال آب به همدان در کمترین زمان ممکن انجام شود، گفت: یکی از نگرانی های امروز مردم، همین پروژه های بر زمین مانده است.
او با بیان اینکه در طول سال حدود ۱۵۰۰ شهر کشور با تنش آبی مواجه هستند، ادامه داد: در این شهرها تلاش میکنیم با جلوگیری از قطعی آب، با کیفیتترین آب را به مردم تحویل دهیم.
جعفریلور تاکید کرد: همه ما مدیون شهدایی چون شهید «علی نظری» هستیم که ریشه نظام را با خون خود آبیاری کردند پس شایسته نیست که با کم کاری، فرصت خدمتگزاری را از دست دهیم.
معاون وزیر نیرو به ضرورت جهاد تبیین توسط مدیران به موازات انجام وظایف اداری و سازمانی اشاره و بیان کرد: تعداد اندکی با برنامه ریزی منسجم استکبار، در خیابان ها اغتشاش می کنند و ممکن است عده ای از مردم تحت تاثیر این افراد قرار گیرند بنابراین جهاد تبیین ضروری است.
وی با اشاره به تعریف پروژه های ویژه ای در سراسر کشور، اظهار کرد: این پروژه ها در برخی استان ها مانند همدان به علت شرایط خاص، ویژهتر تعریف شدند تا سریعتر به نتیجه برسند.
جعفریلور ادامه داد: پروژه انتقال آب از سد کلان به ملایر که فاز نخست آن اجرا شده است نیز جزء پروژه های ویژه شرکت آب و فاضلاب است.
او پروژه فاضلاب های شهری را یکی از بحث های جدی در شهرها دانست و مطرح کرد: در تمام کشور برنامه منسجمی برای اجرای پروژه فاضلاب های شهری تعریف کردیم. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کشور افزود: یکی از این برنامه ها تخصیص اعتبار برای جایگزین کردن آب در اختیار سرمایه گذاران بخش خصوصی با منابع آبی جایگزین مانند پساب فاضلاب ها و آب شور است.
او از پیشبینی اعتبار مناسب در این راستا برای شهرستان ملایر خبر داد و بیان کرد: از محل ماده ۵۶، ۷۵ میلیارد تومان اعتبار برای این حوزه پیش بینی شده است که تلاش می کنیم این اعتبار را به ۱۵۰ میلیارد تومان برسانیم.
جعفریلور با بیان اینکه ۲۵ میلیارد تومان ردیف اعتباری نیز برای استفاده از پساب فاضلاب ها پیش بینی شده است که با همت نمایندگان مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی تخصیص مییابد، افزود: با تخصیص این اعتبارات میتوانیم ظرف دو سال پروژه فاضلاب ملایر را به جاهای خوبی برسانیم.
معاون وزیر نیرو استفاده از پساب فاضلاب را فرصت خوبی برای توسعه شهرستان دانست و خاطرنشان کرد: در حال حاضر شرایط آبی کشور، شرایط خوبی نیست پس ضروری است با کمک و همکاری مردم و همه دستگاه ها، از شرایط کم آبی به بهترین وجه عبور کنیم.
بازگشت به میز مذاکره؛ امید به احیای برجام
در حالی که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از «ادامه گفتوگوها با تهران در هفتههای آتی» خبر داد، خبرگزاری رویترز با استناد به دو گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، موافقت جمهوری اسلامی با سفر مقامات دیدهبان هستهای سازمان ملل برای پاسخگویی به پرسشهای آژانس و شورای حکام درباره ذرات اورانیوم کشف شده در ۳ نقطه از این کشور را «تلاشی برای کاهش حمایت از صدور قطعنامه» عنوان کرده است. این خبرگزاری همچنین به نقل از چند دیپلمات آمریکایی و اروپایی نوشت: «انتظار میرود قدرتهای غربی قطعنامهای علیه ایران صادر کنند و خواستار همکاری ایران در راستای نظارتهای آژانس شوند.»
چند هفته پس از بروز اعتراضها در کشور و تمرکز اخبار بر وقایع ناشی از آن، در حالی باید بار دیگر از برجام و مذاکراتی صحبت کنیم که کم کم به روزهای پایانی آبانماه نزدیک میشویم. حدود سه ماه پس از آخرین تحول مهم و عملی در مسیر این مذاکرات که زمانی رقم خورد که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، متن پیشنویسی را در اختیار طرفین قرارداد تا مگر این پیشنویس پیشنهادی، محور مذاکرات و توافق نهایی شود. این ابتکار جوزف بورل که پس از چند ماه وقفه و بلاتکلیفی مذاکرات وین و یک ماه پس از شکست مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی و ایالات متحده در دوحه پیشنهاد شد اما حالا پس از سه ماه همچنان بینتیجه مانده است. آن هم در حالی که ایران روز ۲۵ مردادماه و آمریکا نیز چند روز بعد، در دوم شهریور ماه به این پیشنهاد پاسخ دادند.
بعدا روایتهایی گوناگون و البته در مواردی در تناقض با یکدیگر بهعنوان محتوا و جزئیات پاسخ تهران و واشنگتن به آنچه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیشنهاد کرده بود، روی خروجی خبرگزاریها رفت که نمیتوان بهطور مستقل، هیچیک را تایید کرد. آنچه اما در آن تردیدی نیست، این است که حتی این ابتکار اروپایی هم راه به جایی نبرد. ابتکاری که میخواست رابطه شکرآب ایران و آمریکا را دستکم در بحث پرونده و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی از بنبست خارج کند اما در نهایت کار به آنجا رسید که جوزف بورل حدود دو ماه پس از رونمایی از پیشنویس پیشنهادی خود، در نیمه دوم شهریورماه گفت: «موضع طرفهای مشارکتکننده در گفتوگوها از هم دور شده است.»
خبرگزاری رویترز با استناد به دو گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از موافقت جمهوری اسلامی با سفر مقامات دیدهبان هستهای سازمان ملل برای پاسخگویی به پرسشهای آژانس و شورای حکام درباره ذرات اورانیوم کشف شده در سه نقطه از این کشور خبر داد
اما در حالی که وزارت خارجه ایران بارها -پیش و پس از رونمایی و شکست این آخرین ابتکار برای خروج برجام از بنبست- تاکید کرده که جمهوری اسلامی از «اراده کافی» و «حسن نیت لازم» برای رسیدن به «گام نهایی توافق خوب، قوی و پایدار» برخوردار است و تنها مانع پیش روی توافق، عدم واقعبینی کاخ سفید و نبود اراده لازم در مقامهای آمریکایی است، حالا بار دیگر خبرهایی از احتمال از سرگیری گفتوگوها و بازگشت طرفین به میز مذاکرات به گوش میرسد. زمزمههایی که روز به روز تقویت میشوند. پیشتر برخی طرفین برجام، این روزهای پاییزی را زمان احتمالی از سرگیری مذاکرات پیشبینی کرده بودند. چنانکه نماینده روسیه در مذاکرات رفع تحریمها در وین، نیمه مهرماه امسال در گفتوگویی مطبوعاتی با شبکه الجزیره در این رابطه اظهارنظر کرده بود و جورف بورل همان زمان، در گفتوگویی که با حسین امیرعبداللهیان داشت، بار دیگر از امید به احیای برجام سخن گفته بود.
روزنه امید به احیای برجام بهویژه وقتی مورد توجه افکار عمومی و رسانهها قرار گرفت که با نزدیک شدن به واپسین دقایق شامگاه چهارشنبه و نخستین دقایق بامداد پنجشنبه به وقت تهران، برخی اظهارات و تحرکات دیپلماتهای برجامی در فضای رسانهای بازتاب یافت و روی خروجی خبرگزاریها رفت. اخباری که شاید معتبرترینش همان باشد که خبرگزاری رویترز به نقل از مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتشر و اعلام کرد که «گفتوگوها با تهران در هفتههای آتی ادامه خواهد داشت.» این خبرگزاری که در حاشیه کنفرانس آب و هوایی در مصر با رافائل گروسی گفتوگو کرده، البته به نقل از مقام ارشد در آژانس مدعی شد هیئت ایرانی هیچ چیز جدیدی در خصوص برنامه هستهای این کشور ارائه نکردهاند اما سفیر و نماینده ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک، نگاهی دیگر دارد. امیر سعید ایروانی که شامگاه چهارشنبه در نشستی که با حضور دبیرکل، سفیران و نمایندگان دائم کشورهای عضو سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار شد، در سخنانی از «سفر هیئت فنی ایران برای پاسخ به سوالات آژانس به وین» خبر داد، همچنین از «همکاری نزدیک جمهوری اسلامی و آژانس» گفت و خاطرنشان کرد: «هیچ مسئلهای درباره اجرای توافقات پادمانی ایران وجود ندارد و این امر در آخرین گزارش مدیرکل آژانس نیز تایید شده است.» ایروانی گفته سفر هیئت فنی ایران به وین نیز در ادامه همین همکاری نزدیک و مشخصاً بهمنظور پاسخگویی به پرسشهای آژانس درباره پرونده هستهای جمهوری اسلامی است.
شاید مهمترین تحولی که در ۲۴ تا ۴۸ ساعت گذشته، بار دیگر بحث برجام را به بحث روز رسانهها تبدیل کرده، وقتی رقم خورد که خبرگزاری رویترز با استناد به دو گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اطلاعاتی تازه از فعالیتهای هستهای ایران را در اختیار مخاطبان قرار داد. این خبرگزاری از موافقت جمهوری اسلامی با سفر مقامات دیدهبان هستهای سازمان ملل برای پاسخگویی به پرسشهای آژانس و شورای حکام درباره ذرات اورانیوم کشف شده در ۳ نقطه از این کشور خبر داده و تاکید کرده ایران هنوز اطلاعات جدیدی در این باره ارائه نکرده است. بنا بر این گزارش و به نقل از دیپلماتها «انتظار میرود قدرتهای غربی در این نشست تلاش کنند قطعنامهای علیه ایران صادر کنند که خواستار همکاری ایران در این زمینه باشد.» دیپلماتهایی که بنابر ادعای این خبرگزاری، موافقت تهران با سفر ناظران آژانس را «تلاشی برای کاهش حمایت از صدور قطعنامهای میدانند که مشابه آن در ماه ژوئن صادر شد» میدانند. حال آنکه رویترز تاکید دارد «بدون پیشرفتی محسوس، احتمال اینکه این اقدام تهران بتواند مانع از انتقاد رسمی شورای حکام شود، کم است.» بنابر گزارش رویترز که پس از رویت دو گزارش محرمانه آژانس تهیه شده، مدیرکل آژانس پیشنهاد ایران برای نشستی فنی با مقامات ارشد آژانس در تهران و پیش از پایان این ماه را مورد توجه قرار داده، اما تاکید دارد که این نشست باید بر شفافسازی و حل و فصل موثر مسائل معطوف باشد. این در حالی است که بنابر آنچه گروهی از دیگر دیپلماتها مدعی شدهاند، انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا سعی دارند در شورای حکام، قطعنامه دیگری علیه ایران صادر کنند. رویترز همچنین به نقل از دو دیپلمات دیگر نوشته «آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان روز دوشنبه آینده و پیش از نشست شورای حکام در پاریس در این باره گفتوگو خواهند کرد.» این خبرگزاری همچنین با استناد به گزارش محرمانه دیگر آژانس که به رویت خبرنگار رویترز رسیده، مدعی است: «ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به مقدار کمی کاهش پیدا کرده و از حدود ۲۶۷ کیلوگرم به مقدار تخمینی ۳,۶۷۳.۷ کیلوگرم کاهش پیدا کرده که هنوز فراتر از مقدار ۲۰۲.۸ کیلوگرم مجاز در توافق هستهای است.» همچنین بنابر این گزارش، «ذخایر اورانیوم غنیشده ایران با خلوص ۶۰ درصد که نزدیک به خلوص ۹۰ درصدی حد تسلیحاتی است، ۶.۷ کیلوگرم افزایش داشته و بیشتر از ۶۲ کیلوگرم شده است.»
اما در حالی که کاخ سفید نیز به انتشار این گزارش رویترز واکنش نشان داده و مشخصاً خواستار «همکاری کامل ایران در تحقیقات پادمانی آژانس» شده، تحولی دیگر در تهران، نشان از احتمال بازگشت مذاکرهکنندگان برجامی به میز مذاکرات هستهای است. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از طریق حساب کاربریاش در توییتر از آن خبر داد. آنجا که حسین امیرعبداللهیان با انتشار تصویری نوشت: «در نشستی صمیمی میزبان برادرانم، آقایان خرازی، متکی، صالحی و ظریف، وزیران خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران بودم.» او که این توییت را با هشتگ «ایران مقتدر» منتشر کرده، همچنین نوشته است: «مصممیم با تکیه بر خرد جمعی، اهداف دستگاه دیپلماسی را در تحقق منافع عالی ملت به خوبی عملیاتی کنیم.» امیرعبداللهیان همچنین در این مدت با وزیر امور خارجه سلطنت عمان بهطور تلفنی در خصوص آخرین وضعیت مذاکره برای لغو تحریمها به گفتوگو نشسته است. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی از تلاشهای بدر بن حمد بوسعیدی برای رسیدن به توافقی خوب، قوی و پایدار قدردانی کرده که این کشور همواره بهعنوان یکی از مهمترین میانجیهای سیاسی بهویژه میان تهران و واشنگتن فعالیت داشته است.
حال در شرایطی که کمی بیش از یک هفته تا پایان ماه جاری باقی است، باید دید آیا از سرگیری مذاکرات احیای برجام آنطور که میخائیل اولیانوف روس در نیمه مهرماه پیشبینی کرده بود، تا پیش از پایان آبانماه محقق خواهد شد یا برای رهایی از تحریمها و احیای برجام باید تا پایان پاییز و حتی زمستان و پس از آن منتظر بمانیم.
|پیام ما| برای محدود کردن گرمایش زمین، هیچ نشانهای از کاهش مورد نیاز گازهای گلخانهای نیست. محققان این را با ناامیدی میگویند و نتایج مطالعه جدید درباره میزان انتشار کربن را «مایوسکننده» و «تاریک» میخوانند. آنها با این گفتهها به دنبال افزایش فشار بر کشورهایی هستند که نمایندگان آنها در اجلاس آب و هوایی سازمان ملل در مصر گرد هم آمدهاند تا اقدامی فوری و واقعی انجام دهند.
تحلیلی جامع نشان میدهد که انتشار کربن حاصل استفاده از سوختهای فسیلی، امسال رکوردهای همیشگی را میشکند. این یافتهها با نیاز کاهش انتشار گازهای گلخانهای به نصف تا سال 2030 تضاد فاحشی دارد. هدف اصلی این بود که انتشار کاهش یابد تا گرمایش جهانی به 1.5 درجه سانتیگراد محدود شود اما دادههای تازه نشان میدهد اقدامات انجام شده برای جلوگیری از مخربترین آثار بحران اقلیمی کافی نبوده و نتیجه دلخواه را نداشته است. گاردین در گزارشی از یافتههای جدید نوشته است: اگرچه ارزیابی انتشار کربن ناشی از نابودی جنگلها، با بارقهای از امید همراه بوده است. چرا که با کاشت درختان بیشتر به جای قطع، میزان انتشار کربن در این بخش در دو دهه گذشته به آرامی در حال کاهش بود. با در نظر گرفتن این کاهش، میزان انتشار جهانی از سال 2015 ثابت بوده است. اما تا آن زمان که میزان انتشار گازهای گلخانهای شروع به کاهش کند، همچنان مقادیر عظیمی از دیاکسید کربن -که گرما را به دام میاندازد- هر ساله به جو پمپ میشود.
پیر فریدلینگشتاین: امسال شاهد افزایش دیگری در انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی در جهان هستیم؛ آن هم در زمانی که به کاهش سریع نیاز داریم. اگر قرار است برای محدود کردن گرمایش زمین نزدیک به 1.5 درجه سانتی گراد شانسی داشته باشیم، سران کشورهای حاضر در COP27 باید اقدامات معناداری انجام دهند
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، این هفته در اجلاس کاپ27 معنی این جملات را برای رهبران جهان روشن کرد: «در جنگی که برای زندگی در جریان است، در حال باختیم. سیاره ما بهسرعت به نقاط اوج نزدیک میشود و این روند آشفتگی اقلیمی را غیرقابل برگشت میکند. ما در بزرگراهی به سوی جهنم اقلیمی در حال حرکتیم و پایمان را روی پدال گاز گذاشتهایم.» بررسی پروژه جهانی کربن (GCP) از تخمین انتشار گازهای گلخانهای در سال 2022 نشان میدهد که دیاکسید کربن ناشی از احتراق سوختهای فسیلی در مسیر افزایشی یک درصدی از 36.6 میلیارد تن است. یعنی طبق پیشبینی این تحلیل، انتشار دیاکسید کربن جهانی از سوختهای فسیلی در سال 2022 یک درصد افزایش مییابد و به رکورد جدید 37.5 میلیارد تن میرسد؛ این بالاترین میزان انتشار در طول تاریخ این سیاره است. سوزاندن فرآوردههای نفتی، مهمترین عامل این روند است که پس از همهگیری کرونا، با تداوم یافتن سفرهای هوایی شدت یافت.
به گفته محققان، ادامه انتشار گازهای گلخانهای در این سطح باعث میشود افزایش 1.5 درجه سانتیگرادی گرمایش جهانی در دهه آینده محتملتر شود. اکنون رسیدن به هدف صفر خالص انتشار کربن تا سال 2050 -که بسیاری از کشورها به آن متعهد شدهاند- به کاهش سالانه انتشار تا حد زمان قرنطینه در سال 2020 نیاز دارد.
گلن پیترز: این یک یادآوری بدیهی است که با وجود همه این لفاظیها، انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی در جهان بیش از 5 درصد بیشتر از سال 2015 است که توافق پاریس انجام شد. به وضوح هیچ نشانهای از کاهش مورد نیاز برای محدود کردن دما نزدیک به 1.5 درجه سانتیگراد وجود ندارد
سهم بزرگترین کشورهای آلاینده از انتشار کربن
این تجزیه و تحلیل نشان میدهد که انتشار کربن ناشی از سوخت زغالسنگ بار دیگر به اوج خود در سال 2014 باز خواهد گشت. اما مثل آن زمان، عامل این افزایش چین نیست، بلکه هند و اتحادیه اروپا هدایتگر این روند هستند. از سوی دیگر میزان سوزاندن گاز در همان سطح رکوردی که در سال 2021 مشاهده شد، باقی میماند. طبق یافتههای GCP انتشار کربن از سوی چین که بزرگترین آلودهکننده جهان است، به دلیل محدودیتهای سخت مرتبط با همهگیری کرونا و همینطور سقوط صنعت ساخت و ساز، در سال 2022 به میزان یک درصد کاهش خواهد یافت. اتحادیه اروپا نیز شاهد کاهش مشابهی خواهد بود زیرا افزایش 7 درصدی انتشار ناشی از زغالسنگ با کاهش 10 درصدی دیاکسید کربن، به دلیل حمله روسیه به اوکراین و جایگزینی گاز، جبران شده است. در مقابل، انتشار گازهای گلخانهای ایالات متحده 1.5 درصد افزایش خواهد یافت که علت اصلی آن افزایش پروازها است. کشور هند هم بهدلیل استفاده بیشتر از زغالسنگ و نفت، با 6 درصد، بیشترین افزایش انتشار را خواهد داشت. میزان انتشار گازهای گلخانهای این کشور اکنون بیشتر از کل کشورهای عضو اتحادیه اروپاست.
پروفسور پیر فریدلینگشتاین، دانشمند آب و هوا در دانشگاه اکستر که این مطالعه را رهبری کرده، میگوید: «امسال شاهد افزایش دیگری در انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی در جهان هستیم؛ آن هم در زمانی که به کاهش سریع نیاز داریم. اگر قرار است برای محدود کردن گرمایش زمین نزدیک به 1.5 درجه سانتی گراد شانسی داشته باشیم، سران کشورهای حاضر در COP27 باید اقدامات معناداری انجام دهند.» دکتر گلن پیترز، یکی از اعضای GCP در مرکز بینالمللی تحقیقات آب و هوا (سیسرو) در نروژ هم میگوید: «تا مقصد فاصله زیادی داریم. بسیاری از کشورها، شهرها، شرکتها و افراد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای متعهد شدهاند. این یک یادآوری بدیهی است که با وجود همه این لفاظیها، انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی در جهان بیش از 5 درصد بیشتر از سال 2015 است که توافق پاریس انجام شد.» به گفته او «به وضوح هیچ نشانهای از کاهش مورد نیاز برای محدود کردن تغییرات آب و هوایی نزدیک به 1.5 درجه سانتیگراد وجود ندارد».
اشاره پروفسور کورین لو کوئره، در دانشگاه آنگلیای شرقی، که در این مطالعه شرکت داشته، هم بر این است که میانگین افزایش سالانه انتشار در طول دهه 2000 به اندازه 3 درصد بود، اما در دهه گذشته به 0.5 درصد افزایش یافت: «ما نشان دادیم که سیاست اقلیمی کار میکند. اگر دولت ها با سرمایهگذاری در انرژی پاک و کاشت درختان و نه قطع درختان پاسخ دهند، انتشار گازهای گلخانهای جهانی به سرعت شروع به کاهش میکند.
حرکت در مسیر فاجعه اقلیمی
مجموعهای از گزارشهای منتشر شده قبل از نشست اقلیمی Cop27 نشان میدهد که این سیاره تا چه حد به فاجعه اقلیمی نزدیک است؛ آن هم بدون اینکه «مسیر معتبری» برای کاهش کربن به 1.5 درجه سانتیگراد وجود داشته باشد. COP27 امیدوار است با توجه به اهدافی که در اجلاسهای قبلی میان کشورها به توافق رسیده، اقداماتی را انجام دهد اما اختلاف نظر در مورد تامین مالی توسط کشورهای ثروتمند مانع بزرگی است.
تجزیه و تحلیل 2022 GCP در مجله Earth System Science Data منتشر شده و توسط بیش از 100 دانشمند از 80 سازمان در سراسر جهان تهیه شده است. بر اساس این تحلیل اقیانوسها و خشکیها حدود نیمی از انتشار کربن ناشی از فعالیتهای انسان را جذب میکنند. با این حال، پروژه جهانی کربن دریافت که این توانایی اقیانوسها و خشکیها در روند گرمایش جهانی به طور فزایندهای توسط آسیب میبیند؛ جذب دیاکسید کربن توسط خشکی و اقیانوس در دهه گذشته به ترتیب 17 و 5 درصد کاهش یافته است. دانشمندان GCP نگران انتشار گازهای گلخانهای در آینده نیز هستند. رابی اندرو، دانشمند ارشد در سیسرو میگوید: «با توجه به اینکه در سال 2023 بهبود بیشتری در استفاده از نفت انتظار میرود، اگر استفاده از زغالسنگ یا گاز ثابت بماند یا افزایش یابد، این احتمال وجود دارد که انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی جهان در سال 2023 بدون سیاستهای هماهنگ کشورها، باز هم به افزایش خود ادامه دهد.» پروفسور ونسا کاستان بروتو، از دانشگاه شفیلد هم نتایج این تحلیل را «تاریک» میخواند. او میگوید: «انتشار کربن همچنان در حال افزایش است و اگر این روند ادامه یابد، تغییر اقلیم در یک دهه آینده به مرحله بسیار ویرانگری خواهد رسید.» پروفسور مارک ماسلین از دانشگاه کالج لندن هم این گزارش را «عمیقاً مایوسکننده» توصیف کرده و گفته است: «نتایج این مطالعه، پیام روشنی برای رهبران شرکتکننده در اجلاس اقلیمی سازمان ملل دارد: اگر قرار است برای محدود کردن گرمایش زمین نزدیک به 1.5 درجه سانتی گراد شانسی داشته باشیم، سران کشورهای حاضر باید اقدامات معناداری برای کاهش قابل توجه انتشار کربن انجام دهند.»
مازوتسوزی واحدهای تولیدی کاهش یافت
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: در حالی که مازوتسوزی واحدهای تولیدی کشور در سال قبل از شهریور ماه آغاز شده بود، امسال میزان مازوتسوزی و استفاده از سوخت مایع در واحدهای تولیدی تاکنون ۲۹.۵ درصد کمتر شده است. به گزارش ایرنا، علی سلاجقه چهارشنبه شب در نشست دومین دوره آموزشی مدیران کل ستادی و استانی سازمان حفاظت محیط زیست در مشهد افزود: برای حال ناخوش محیط زیست کشور باید راهکارهای جدی اتخاذ کرد و در این راستا باید حفظ محیط زیست به یک مسئله درجه یک برای جامعه تبدیل شود. او با تاکید بر برخورد جدی و قاطعانه با مخربان محیط زیست گفت: مسئولان ادارات حفاظت محیط زیست در استانها باید به عنوان ناظر و حاکم مطالبه جبران خسارت و غرامت را از مخربان محیط زیست داشته باشند، بهزودی غربالگری پروژهها آغاز شده و در این راستا دستورالعملی نیز برای ادارات محیط زیست در استانها ابلاغ میشود. رئیس سازمان محیط زیست راهاندازی مانیتورینگ ایستگاههای پایش را در تمام استانها ضروری دانست و افزود: همه ادارات کل حفاظت محیط زیست در استانها وظیفه دارند ایستگاههای پایش در تالاب ها، پسماندها، آلایندگیها، خروجی دودکشها، پساب و مناطق محیط زیستی راهاندازی کنند، دادههای آن را تعیین و مورد ارزیابی و راستیآزمایی قرار دهند. سلاجقه هدف سازمان حفاظت محیط زیست را ارتقای شاخصهای محیط زیستی ذکر و بیان کرد: خوشبختانه لایحه «حفاظت از محیط زیست» در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است، موارد مربوط به لایحه «ارزیابی» نیز باید هر چه سریعتر جمعبندی و تکمیل شود.
اصرار زاکانی به انکار ابر «متان»
«چیزی که ناسا اعلام کرده است، برای ما اعتبار ندارد. ما هیچ قرینهای برای درستی حرف ناسا نداریم.» این دومین بار است که علیرضا زاکانی، شهردار تهران گزارش ناسا درباره تشکیل ابر متان 5 کیلومتر در جنوب تهران را زیر سوال میبرد. او دیروز، 18 آبان در جمع خبرنگاران اعلام کرد که باوجود اینکه قرینهای برای درستی حرف ناسا پیدا نکرده است اما چون شائبهای برای مردم ایجاد شده، یک تیم دانشگاهی قرار است موضوع را بررسی کند. زاکانی پیشتر یعنی 14 آبان نیز در جمع خبرنگاران درباره تشکیل ابری از گاز متان در جنوب تهران گفته بود: «هنوز از سوی دستگاههای بالادستی چیزی به ما اعلام نشده است و البته ناسا همه چیزش دروغ است و این هم دروغ است.» شهردار تهران درحالی زیر بار تصاویر ناسا نرفته است که سایت بلومبرگ تصویر ابر متان دیگری بر فراز استان فارس را هم منتشر کرده است. تصاویر ناسا چه چیزی را نشان میدهند و با چه ساز و کاری تصاویر ابر متان را منتشر کردهاند؟
براساس آخرین آمارهای بانک جهانی، متان سه تولیدکننده اصلی در جهان دارد. انتشار حدود 41 درصد از گاز متان در دنیا بر عهده بخش کشاورزی است. کشت برنج، سوزاندن ضایعات کشاورزی و تولید کودهای حیوانی در زمره فعالیتهایی هستند که منجر به تولید گاز متان در دنیا میشود. استخراج نفت و گاز و زغالسنگ و حمل و نقل زغالسنگ نیز حدود 35 درصد از حجم تولید متان در دنیا را شامل میشود. حدود 20 درصد از متان تولید شده در دنیا نیز در محل تولید و دفن زباله و تصفیه فاضلاب تشکیل میشود.
مسئولیت 30 درصد از گرمایش زمین اما برعهده گاز متان است. بلومبرگ در این راستا نوشته است که آژانس بینالمللی انرژی از تولیدکنندگان نفت و گاز در دنیا خواسته تا تخلیه غیرضروری و غیراورژانسی متان را متوقف کنند. ناسا برای تشخیص ابرهای متان در سراسر دنیا دست به کار شده است. آنطور که رویترز نوشته است، دستگاههای طیفسنج ناسا تصویربرداری از 50 ابر منتشرکننده متان در دنیا که عموما در آسیای مرکزی، خاورمیانه و جنوب غرب ایالات متحده هستند را بر عهده گرفتند.
در گذشته ما در آرادکوه دفن مطلق داشتیم که از دهه 80 میزان دفن مطلق کاهش داشته و در حال حاضر بیشتر زبالههایی که به آراد کوه میرسد پردازش میشود و بخش آلی زباله نیز به صورت هوازی تبدیل به co2 میشود و تولید متان به اندازهای نیست که ابری ایجاد کند
براساس آماری که رویترز چندی پیش اعلام کرد، یکی از این تودهها در ترکمنستان است، تودهای که در هر ساعت حدود 50 هزار کیلوگرم گاز متان به جو پرتاب میکند. دو ابر متان دیگری که رویترز از آنها یاد میکند، یکی در مرکز زباله ایران است و دیگری در نیومکزیکو. دو ابری که پیشتر برای دانشمندان شناخته شده نبودند و در هر ساعت حدود 29 هزار کیلوگرم متان وارد جو میکنند. رد تصویری که ناسا از ابر متان ایران منتشر کرده است به مرکز دفن پسماند آرادکوه میرسد. مرکزی که بنا به گفته معاون سابق امور اجتماعی و فرهنگی سازمان پسماند شهرداری تهران به طور متوسط تهرانیها در 24 روز به اندازه وزن برج میلاد پسماند تولید میکنند.
آنها که ابر متان را باور کردند، آنها که ابر متان را باور نکردند
مسئولان اما زیر بار وجود ابر متان 5 کیلومتری که رویترز و ناسا از آن حرف میزنند، نمیروند. غیر از شهردار تهران محمدمهدی عزیزی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند تهران به خبرنگاران گفته بود: این موضوع صرفا در حد یک گزارش خبری منتشر شده و پرسش ما از دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران و اداره محیط زیست تهران با این پاسخ مواجه شد که هنوز به صورت مکتوب از دستگاههای بالادستی در این زمینه چیزی منتشر نشده و این مسئله تنها در حد یک خبر است که نیاز به بررسی دارد.
او تاکید کرده بود: ما اقدامی که در کهریزک موجب تولید گاز متان شود انجام ندادهایم. البته بحث پسماند تر در مجموعه آرادکوه وجود دارد که هوادهی برای آن انجام میشود؛ اما اقدامی که گاز متان در این مجموعه تولید کند، نداشتهایم.
شهرداری تهران در دوران آقای علیپور اقدام کرده بود که از مکانیزمهای بینالمللی مبنی بر کاهش گازهای گلخانهای استفاده کنند. یعنی خودشان میگفتند که ما گاز گلخانهای، متان داریم و میخواهیم آن را کاهش دهیم و برای کاهش دادن آن از مکانیزمهای بینالمللی استفاده کنیم اما چون دیر اقدام کردند، این حمایتها به آنها تعلق نگرفت. یعنی یک دورهای اقدام کردند و میگفتند به ما پول بدهید که ما این گاز گلخانهای را کم کنیم، اکنون میگویند ما اصلا نداریم
حسین حیدریان، معاون پردازش و دفع سازمان پسماند شهرداری تهران هم مدتی پیش درباره طریقه دفن زباله به اکو ایران گفته بود: در گذشته ما در آرادکوه دفن مطلق داشتیم که از دهه 80 میزان دفن مطلق کاهش داشته و در حال حاضر بیشتر زبالههایی که به آرادکوه میرسد پردازش میشود و بخش آلی زباله نیز به صورت هوازی تبدیل به co2 میشود و تولید متان به اندازهای نیست که ابری ایجاد کند. اگر متان به تراکم 15 درصد برسد منفجر میشود و به همین دلیل تراکم این گاز همیشه زیر 5 درصد است که ابری در این میزان تراکم ایجاد نمیشود.
اما از سازمان محیط زیست نیز داریوش گل علیزاده، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگو با خبرگزاری فارس وجود گاز متان را دور از انتظار نمیداند. او گفته بود: گازهای گلخانهای نباید وارد محیط شود و سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران وظیفه دارد این گازها را استحصال کند. این گازها باید تبدیل به بیوگاز شده و به صورت انرژی تولیدی مورد استفاده قرار گیرد.
او که به حجم تولید روزانه هفت تا هفت و نیم تن زباله در شهر تهران و انتقال آن به مرکز آرادکوه نیز اشاره کرده است، نیز گفته بود: بخش درخور توجهی از این زبالهها در آرادکوه دفن میشود که تولید متان دارند. متان از جمله گازهای گلخانهای است که باید میزان انتشار آن کنترل شود، اما در محدوده ذکرشده، علاوه بر مرکز آرادکوه، برخی دامداریهای آن اطراف نیز در تولید گاز متان مؤثر هستند.
انگشت اتهام تولید متان
«ابوعلی گلزاری»، مدرس محیط زیست دانشگاه تربیت مدرس، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» اما سناریوی تشکیل گاز متان در تهران را کاملا واضح و بدون ابهام تلقی میکند. او میگوید: این موضوع خیلی به گشتن و مطالعه خاصی نیازی ندارد. در حدود 50 سال زباله در کهریزک دفن شده است، حدود 75 درصد از پسماند فسادپذیر از مواد آلی است ما تفکیک پسماند هم نداریم و همه را آنجا دفن میکنیم. وقتی همه را آنجا دفن میکنیم پیشتر از کهریزک که رد میشدید دریاچه شیرابه داشتید، مدیرعامل وقت سازمان پسماند، بازچرخانی شیرابه را راهاندازی کرد. یعنی شیرابه را در محل دفنهای قدیمی ریخت. چون تصفیهخانه شیرابه کهریزک کار نمیکند، مجبورند شیرابه را در محل دفنهای قدیمی بریزند یعنی تمام مواد آلی که در آنجا هستند شروع به فعالیت مجدد میکنند و شروع میکنند به تشدید کردن تولید متان. او ادامه میدهد: اگر اکسیژن وجود داشته باشد، دی اکسید کربن تولید میشود و اگر اکسیژن وجود نداشته باشد متان تولید میشود و از آنجایی که آنجا اکسیژن نداریم چون سربسته است، متان تولید میکند و خیلی هم مشخص است که این متان در هوای آنجا منتشر میشود.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تحقیقاتی که پیشتر در کهریزک و آرادکوه در اینباره انجام شده است نیز میگوید: کارگروه ملی بوی بد اطراف فرودگاه امام وجود داشت. ما هم در این کارگروه بودیم، آب منطقهای، آب فاضلاب، دامداریها و شهرداری تهران در این کارگروه دخیل بودند اما موضوعی که مربوط به متان بود مربوط به شهرداری تهران و محل دفن است. شهرداری تهران در دوران آقای علیپور اقدام کرده بود که از مکانیزمهای بینالمللی مبنی بر کاهش گازهای گلخانهای استفاده کند. یعنی خودشان میگفتند که ما گاز گلخانهای، متان داریم و میخواهیم آن را کاهش دهیم و برای کاهش دادن آن از مکانیزمهای بینالمللی استفاده کنیم اما چون دیر اقدام کردند، این حمایتها به آنها تعلق نگرفت.
او تاکید میکند: یک دورهای اقدام کردند و میگفتند به ما پول بدهید که ما این گاز گلخانهای را کم کنیم، اکنون میگویند ما اصلا نداریم.
گلزاری معتقد است که تولید متان تنها معطوف به تهران نیست: در محل دفن سراوان هم متان تولید میشود، در محل دفن مازندران، محمدآباد و حلقهدره کرج و حتی قزوین هم متان تولید میشود اما چون غلظت آن کم است و با هوا رقیق میشود هنوز خودشان را نشان ندادند.
به تازگی اما بلومبرگ در گزارشی تایید کرده که ابر متان دیگری اینبار بر فراز استان فارس شناسایی شده است. در نزدیکی یک تاسیسات سوخت فسیلی در جنوب استان که تخمین زده میشود در هر ساعت حدود 795 کیلوگرم گاز متان به هوا پرتاب میکند. باید دید اینبار مسئولان استان فارس زیر بار حضور ابر متان میروند یا نه!
استهلاک دستگاههای تنها مرکز بذر جنگلی موجود ایران
| پیام ما | رویشگاههای جنگلی، به عنوان یکی از ارزشمندترین داراییهای بشر بر کره خاکی، با سرعت بسیار بالایی در حال تخریب هستند. در این ارتباط، طرحهای کنترل و توقف بهرهبرداری از رویشگاههای جنگلی نیز کمتر توانسته است روند رو به رشد تخریب را کاهش دهد. براساس شاخصها و آمارهای موجود، هر ساله سطح وسیعی از رویشگاههای جنگلی، برای برداشت چوب و تغییر کاربری، تخریب میشود و تلاش درخوری هم برای جبران آن انجام نمیشود. در این خصوص، آمارهای جهانی نشان میدهند، تنها در مدت 40 سال، یک منطقه جنگلی، به اندازه سطح قاره اروپا از بین رفته است. این وضعیت در حالی است که آمارهای ارائه شده توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور پیرامون مساحت جنگلکاریها و تولید نهالهای جنگلی طی سالهای 1370 تا 1397، بیانگر کاهش بسیار محسوس تولید نهال جنگلی و سطح جنگلکاریها، در بخش خصوصی و دولتی است. روحالله رحیمی استادیار پژوهش، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور ، خلیل کریمزاده اصل استادیار پژوهش، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، عباس گرجی چاکسپاری محقق بخش تحقیقات مکانیزاسیون، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و بهرام ناصری مسئول مرکز بذر جنگلی دفتر جنگلکاری، پارکها و ذخیرهگاههای جنگلی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در پژوهشی با عنوان «مقایسه روند کاهش تولید بذر و نهال جنگلی در بخش خصوصی و دولتی» ضمن تاکید بر کاهش تولید و نهال جنگلی نسبت به تبعات این امر هشدار دادند.
«از حدود 50 سال پیش، جغرافیدانان خزرشناس، هشدار داده بودند که نطفههای تشکیل یک ابرشهر 700 کیلومتری، از آستارا تا بندر ترکمن در حال شکلگیری است. فشار جمعیت بر نواحی ساحلی، از سال 1365 تاکنون، بهطوری افزایش یافته است که از دیدگاه سند توسعه، ازدحام و ازدیاد جمعیت، به عنوان نخستین تنگنا و محدودیت برای حفظ، احیا و توسعه جنگلهای هیرکانی خواهد بود. آنچه مسلم است، همیشه و در همه جوامع انسانی، عوامل متعدد طبیعی و غیرطبیعی از جمله سیل، آفت، آتشسوزی، منفعتطلبی انسانی و غیره، سبب تخریب منابع طبیعی و از همه مهمتر، عرصههای جنگلی شده است. در این رابطه، دولتها و نهادهای ذیربط، همواره سعی بر این داشتهاند که با اصلاح، ترمیم و احیای سریع و جایگزینی منابع ضایع شده، آسیب واردشده را کاهش دهند، اما تاکنون، موفقیت کمتری حاصل شده است.» این پژوهش در ادامه به آمارهای ارائه شده توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور پیرامون مساحت جنگلکاریها و تولید نهالهای جنگلی طی سالهای 1370 تا1397 اشاره میکند که بر اساس آن کاهش محسوسی در این زمینه رخ داده است. بر اساس یافتههای این پژوهش «در طول سه دهه گذشته، تمایل بخش خصوصی نسبت به جنگلکاری و احیای اراضی جنگلی، سال به سال کمتر شده است. به نحوی که جنگلکاری در سال 1397، در کمترین سطح انجام شده است. در بخش دولتی هم در طول این سه دهه، جنگلکاری تقریباً کاهش پیدا کرده است ولی به شدت روند نزولی بخش خصوصی نبوده است.» با وجود این کاهش از نظر نگارندگان این پژوهش «آمارها، حاکی از آن است که سازمانهای مرتبط، نه تنها هیچگونه خطری را احساس نکرده، بلکه سال به سال از شدت دفع خطر زوال رویشگاههای جنگلی نیز کاستهاند. اگرچه بخش دولتی، بنا به مأموریتی که بر عهده دارد، موظف به احیای عرصههای جنگلی و جنگلکاری است اما به نظر میرسد در همین مسئولیت محوله نیز، کم کاری شده است و نوعی شلختگی و بیانگیزگی در نهادهای مربوطه، نسبت به حفظ، احیا و توسعه عرصههای جنگلی به چشم میخورد».
از سال 1392 تا 1398، رقم قابلتوجهی معادل بیش از ۸ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان در حوزه مکانیزاسیون کشاورزی سرمایهگذاری شده است، اما در حوزه منابع طبیعی کشور، که متاسفانه سال به سال با سرعت بیشتری به سمت زوال و نابودی پیش میرود، شاهد سرمایهگذاری چندانی در به کارگیری مکانیزاسیون برای احیا و توسعه آن (به ویژه در بخش جنگل) نبودهایم
استهلاک دستگاههای تنها مرکز بذر جنگلی ایران
«در حال حاضر، تنها مرکز بذر جنگلی موجود در کشور، مرکز بذر جنگلی خزر، واقع در شهرستان آمل است. این مرکز، درواقع بانک ذخیره بذرهای جنگلی در کشور است و در مواقع لزوم، با تأمین به موقع بذرهای مورد نیاز سازمانهای مختلف از جمله سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، ادارات منابع طبیعی تابعه و نیز بخشهای خصوصی، کمک شایانی به احیای رویشگاههای جنگلی میکند و از انقراض گونههای مختلف جنگلی، جلوگیری خواهد کرد.» بنا به این پژوهش این مرکز در سال 1372، شروع به کار کرده و دستگاههای آن همان سال از سوئد خریداری شدند. این در حالی است که با گذشت حدود 30 سال از عمر این دستگاهها، تقریباً همگی مستهلک شده و همچنان با دستگاههای جدید جایگزین نشدهاند. بر اساس این پژوهش «از دیگر مشکلات موجود در این مرکز بذر، نبود دستگاههای آزمایشگاهی مختص بذرهای جنگلی و استفاده از دستگاههای آزمایشگاهی بذرهای کشاورزی است. در صورتی که بذرهای جنگلی، از نظر صفات ساختاری و عملکردی (اندازه، چگالی، درصد رطوبت و …)، تفاوتهای اساسی با بذرهای کشاورزی دارند.»
وضعیت نگهداری از بذرها در مرکز آمل در حالی است که در این پژوهش آمده است: «به دلیل ضرورت حفاظت از ذخایر ژنتیکی و اهمیت مراکز بذر در ذخیرهسازی و نگهداری از این گوهرهای گرانبها و نقش آنها در احیا و توسعه جنگلها، امروزه بیشتر مراکز بذر دنیا، مجهز به سیستمهای هوشمند کنترل و مراقبت هستند. توسعه مکانیزاسیون در این مراکز، همه مراحل و فرایندهای موجود را از جمله جمعآوری و انتقال بذر، کنترل، خالصسازی و درجهبندی بذرها، ذخیره و نگهداری و در نهایت پایش و مراقبت از انبار بذر دربرمیگیرد و سبب افزایش دقت، کیفیت و سرعت کار میشود».از همین روست که نگارندگان بر لزوم توسعه مراکز بذر و نهالستانهای جنگلی و توجه به توسعه مکانیزاسیون تاکید میکنند. آنها مینویسند: «مکانیزاسیون منابع طبیعی، به معنای به کارگیری هر گونه ماشین و ابزار برای پیادهسازی یک مدیریت دقیق و پایدار با هدف کاهش هزینه، کاهش سختی کار، افزایش جذابیت و رغبت به کار، مدیریت مصرف نهاده، یکنواختی و تسریع عملیات، انجام به موقع کار و بهبود دقت و کیفیت در افزایش کارایی و بهرهوری است و یکی از دلایل عدم توسعه جنگلکاری و حتی کاهش احیای جنگل در سالهای اخیر نسبت به گذشته، بیتوجهی به مکانیزاسیون جنگل است».
اهمیت توسعه و به روزرسانی مرکز بذرهای جنگلی، زمانی بهتر آشکار میشود که بدانیم در مواقع ضروری مانند شرایط پس از آتشسوزی، ضروری است برای احیای دوباره جنگلها و مراتع از بین رفته، به میزان کافی بذر سالم و سازگار با شرایط هر منطقه در اختیار داشته باشیم
نگارندگان «مقایسه روند کاهش تولید بذر و نهال جنگلی در بخش خصوصی و دولتی» مینویسند: «مطابق با پژوهشهای انجام شده پیرامون بررسی وضعیت مکانیزاسیون نهالستانهای جنگلی کشور، ضریب مکانیزاسیون نهالستانهای جنگلی برای نهالستانهای واقع در خارج از شمال و شمال، به ترتیب 59/1 و 51/0 است. یکی از دلیل کاهش رغبت نهالستانها به تولید نهال جنگلی، میتواند به دلیل پایین بودن ضریب مکانیزاسیون و در نتیجه پایین آمدن کیفیت کار و افزایش سختی کار باشد. توسعه ماشینآلات و ادوات کشاورزی و منابع طبیعی، به عنوان یکی از موضوعات مهم در بحث کشاورزی و منابع طبیعی کشور، تأثیر بسزایی در کاهش هزینههای تولید، افزایش کیفیت و ارتقای درآمد تولیدکنندگان داشته است که متاسفانه عوامل مختلفی همچون خرد بودن اراضی، قیمت بالای تراکتور و ماشینآلات کشاورزی و نبود امنیت خاطر برای سرمایهگذار سبب ایجاد فاصله زیاد ما با کشورهای توسعهیافته دنیا شده است. به دلیل حضور فعال بخش خصوصی در حوزه کشاورزی و درک اهمیت توسعه مکانیزاسیون در این بخش، بیشتر سرمایهگذاریهای مکانیزاسیون در بخش کشاورزی انجام شده و بخش منابع طبیعی از این قافله جا مانده است. در این ارتباط، از سال 1392 تا 1398، رقم قابلتوجهی معادل بیش از ۸ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان در حوزه مکانیزاسیون کشاورزی سرمایهگذاری شده است، اما در حوزه منابع طبیعی کشور، که متاسفانه سال به سال با سرعت بیشتری به سمت زوال و نابودی پیش میرود، شاهد سرمایهگذاری چندانی در به کارگیری مکانیزاسیون برای احیا و توسعه آن (به ویژه در بخش جنگل) نبودهایم.
بحران را نپذیرفتهایم
احیای جنگل، کاری دشوار و هزینهبر است این در حالی است که تورم و تحریم از نظر نگارندگان این پژوهش باعث شده سیاست سازمانهای اجرایی از جمله سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، خودبهخود به سوی کاهش هزینهها سوق پیدا کند و همین امر سبب افول تدریجی منابع طبیعی شود. این در حالی است که از دیدگاه نگارندگان این پژوهش «اهمیت توسعه و بهروزرسانی مرکز بذرهای جنگلی، زمانی بهتر آشکار میشود که بدانیم در مواقع ضروری مانند شرایط پس از آتشسوزی، ضروری است برای احیای دوباره جنگلها و مراتع از بین رفته، به میزان کافی بذر سالم و سازگار با شرایط هر منطقه در اختیار داشته باشیم».
«ساختن آینده، به تصمیمات امروز بستگی دارد. بیشک، همه ما باید در برابر نسل آینده پاسخگو باشیم. وقتی پای سلامتی جامعه در میان باشد، هیچ برنامهای نباید اولیتر از آن باشد. تأثیر جنگلها در تولید اکسیژن و ایجاد هوای پاک و سالم و تعبیر رگهای حیات به آن توسط فعالان و دلسوزان محیط زیست، نقش پررنگ جنگل را در سلامتی جسم و روان بیش از پیش هویدا میکند.» این در حالی است که نگارندگان این پژوهش با تاکید بر مسائل اقتصادی کشور نتیجه گرفتهاند: «اولویت مسائل اقتصادی و مبارزه با تحریم، سبب شده است که توجه به محیط زیست و اهمیت نقش جنگل در سلامتی جامعه، به فراموشی سپرده شود. نبود احساس خطر نسبت به معضل زوال تدریجی جنگلهای کشور، همچنین نپذیرفتن آن به عنوان مسئله استراتژیک و حیاتی از سوی مسئولان مربوطه، زوال تدریجی اکوسیستمهای جنگلی را در پی خواهد داشت. همان طور که آمارها نشان میدهند، در طول چند سال اخیر، جمعآوری، ذخیرهسازی و ارائه بذرهای جنگلی در مرکز بذر جنگلی خزر (تنها مرکز بذر جنگلی کشور) و تولید نهال جنگلی در نهالستانهای کشور، همچنین وسعت جنگلکاری توسط سازمانهای خصوصی و دولتی، سال به سال رو به کاهش بوده است. درحالیکه تخریب جنگل در طول این سالها نسبت به سالهای پیش افزایش یافته است. از دلایل اصلی بیتوجهی به منابع طبیعی و به خصوص رویشگاههای جنگلی، نبود درک و پذیرش وجود بحران در این بخش است.»
دولت مسکن میسازد بدون آب و برق و گاز
دولت سیزدهم در حالی بر ساخت واحدهای مسکونی نهضت مسکن پافشاری میکند که فعالان صنعت آب بارها بر این نکته پافشاری کرده بودند که ادعای مورد نظر این دولت در ساخت یک میلیون مسکن در سال قرار است با کدام منابع آب محقق شود، حال آنکه معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان تهران گفته است که آب و برق برای خانههای ساخته شده نداریم. جالب اینجاست که حتی فعالیتهای این چنینی دولت نتوانسته افزایش بهای مسکن را محدود یا موجب کاهش آن شود. این در حالی است که گفته میشود سازندگان مسکن راهی کشورهای عربی و همینطور ترکیه شدهاند.
حسن شافعی معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان تهران گفت: پروژه نهضت ملی مسکن در ۶ شهر استان تهران به متوسط پیشرفت فیزیکی ۴۵ درصد رسیده و برخی در مرحله نازککاری قرار دارد اما هنوز در هیچیک از شهرها انشعابات آب و فاضلاب، گاز، برق و مخابرات به پروژههای ما نرسیده است. شهرهای مورد نظر این مقام مسئول یعنی شهریار، اسلامشهر، رباطکریم، قرچک و پاکدشت شهرهایی هستند که در دشتهای بحرانزده استان تهران واقع شدهاند. پرسش اینجاست که با وجود پیشرفت ۴۵ درصدی حتی اگر انشعابات مورد نظر برای این واحدها عملیاتی شود منابع انرژی آن به ویژه آب از کجا باید تامین شود. این درحالی است که میدانیم آب برای شهر تهران آن هم در همین پاییز خشک به سختی در حال تامین است و در همین ۶ هفته سپری شده از سال آبی بارها مسئولان آب وزارت نیرو در این باره هشدار دادهاند. اما دولت سیزدهم به تنها موضوعی که میاندیشد چگونگی تامین انرژی آن هم تامین آب برای مسکنهایی است که ادعا کرده بود میخواهد ظرف ۴ سال بسازد.
برای طرح نهضت ملی مسکن در شهرهای زیر ۱۰۰ هزار نفر، ۲۶۰ هزار متقاضی ثبتنام کردهاند که با بررسیهای انجام شده حدود ۱۱۰ هزار نفر معرفی شدهاند و از این تعداد هم برای ۶هزار و۲۰۰ واحد زمین در نظر گرفته نشده است و به محض تامین زمین عملیات اجرایی پروژه آغاز میشود
به نازککاری رسیدهایم ولی آب و برق نداریم
معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان تهران گفت: پروژه نهضت ملی مسکن در ۶ شهر استان تهران به متوسط پیشرفت فیزیکی ۴۵ درصد رسیده و برخی در مرحله نازککاری قرار دارد، اما با موانعی مثل عدم واریز آورده از سوی متقاضیان، پرداخت نشدن وام ۴۵۰ میلیون تومانی توسط سیستم بانکی و همراهی نکردن دستگاههای خدماترسان در تامین انشعابات مواجهیم.
حسن شافعی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: حدود ۴ هزار واحد نهضت ملی مسکن توسط اداره کل راه و شهرسازی استان تهران در دست اجرا است که به صورت میانگین ۴۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد. پروژهها در تهرانسر، شهریار، اسلامشهر، رباطکریم، قرچک و پاکدشت قرار دارد.
او برخی مشکلات پروژهها را نوسان قیمت مصالح ساختمانی و عدم همراهی دستگاههای خدماترسان در تامین انشعابات دانست و گفت: نوسانات قیمت مصالح ساختمانی میتواند پروژهها را دچار چالش کند. این موانع را در جلسات شورای مسکن به وزارت راه و شهرسازی منعکس کردیم و پیشنهاد دادهایم تا واسطهها حذف شود و مصالح به صورت مستقیم از کارخانهها به پروژهها برسد که باید وزارت صمت همکاری کند.
معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان تهران تاکید کرد: بحمدالله هیچیک از پروژههای نهضت ملی مسکن در استان تهران متوقف نشده بلکه ممکن است کند شده باشد. این کندی به چند دلیل میتواند باشد؛ یکی از موضوعات به آورده متقاضیان مربوط میشود که برخی افراد بهموقع نسبت به پرداخت وجه اقدام نمیکنند. مسئله دیگر عدم تخصیص تسهیلات متمم ۴۵۰ میلیون تومانی است. شخص رئیسجمهور به پرداخت وام ۴۵۰ میلیون تومانی تاکید دارد و امیدواریم سیستم بانکی همراهی لازم را داشته باشد.
شافعی با بیان اینکه برخی بلوکهای پروژه ۶۳۰ واحدی پاکدشت به مرحله نازککاری رسیده است گفت: اسکلت تمامی بلوکها به اتمام رسیده و هماکنون در مرحله سفتکاری هستند. برخی نیز در مرحلهی نازککاری قرار دارند. اما هنوز در هیچیک از شهرها انشعابات آب و فاضلاب، گاز، برق و مخابرات به پروژههای ما نرسیده است. در بعضی از پروژهها از برق کارگاهی استفاده میکنیم و پروژهای داریم که با ژنراتور کار میکند.
شهرهای محل اجرای نهضت ملی مسکن در استان تهران یعنی شهریار، اسلامشهر، رباطکریم، قرچک و پاکدشت شهرهایی هستند که در دشتهای بحرانزده استان تهران واقع شدهاند. پرسش اینجاست که با وجود پیشرفت ۴۵ درصدی حتی اگر انشعابات مورد نظر برای این واحدها عملیاتی شود منابع انرژی آن به ویژه آب از کجا باید تامین شود
او درباره میزان پرداخت آورده از سوی متقاضیان بیان کرد: به طور متوسط متقاضیان چهار مرحله آورده ۴۰ میلیون تومانی را واریز کردهاند. این مسئله برای همه افراد به یک صورت نیست، مثلا در برخی پروژهها پیامک پنجم را فرستادهایم اما هنوز تعدادی از متقاضیان واریز سوم را انجام ندادهاند. این میتواند پیشرفت کارها را دچار اختلال کند.
وقتی هیچ آرامشی نیست
در شرایطی که از اواخر شهریور امسال بسیاری از شهرهای کشور دستخوش اعتراضهایی هستند و هیچ اقدامی از سوی دولت برای ایجاد آرامش در جامعه صورت نگرفته و عموم حرکتهای انجام شده نیز التهابات را تشدید کرده مسئولان وزارت راه و شهرسازی میگویند تسریع در ساخت و ساز آنها به آورده متقاضیان و تامین تسهیلات توسط بانکها بستگی دارد.
این در حالی است که اقتصادنیوز در گزارشی نوشته است در سال جاری یک سری افزایشهای جدی در نهادههای ساختمانی و دستمزدها وجود داشته که قیمت تمام شده مسکن را بالا برده و در همین حال گروهی از سازندگان مسکن هم میگویند برخی از فعالان صنعت ساختمان به مناطق متوسط شهر و بسیاری هم به ترکیه و کشورهای عربی رفتهاند و در آنجا اقدام به ساخت و ساز میکنند. با این حال دولت در ابتدا اعلام کرده بود که سالانه یک میلیون واحد مسکونی را به متقاضیان تحویل خواهد داد اما بعد از گذشت مدتی تحویل یک میلیون واحد مسکونی سالانه را به دو سال تغییر داد و اعلام کرد که هر دو سال یک بار ۲ میلیون واحد مسکونی به بهره برداری میرسد چراکه زمان ساخت هر پروژه دو سال به طول میانجامد. در صورتی که اراضی توسط دستگاهها تامین شود از سوی دیگر همکاری بانکها در پرداخت تسهیلات به صورت کامل اجرایی شود شاهد افزایش سرعت اجرای پروژه ها خواهیم بود.
براساس این گزارش هم اکنون اجرای پروژهها در بسیاری از شهرها آغاز شده که بخش عمدهای از آنها مربوط به پروژه مسکن ملی است که ۴۰۰ هزار واحد در قالب طرح جهش تولید مسکن به پروژههای نهضت ملی مسکن الحاق شده است. تعدادی از آنها به مرحله بهرهبرداری رسیده است و بخشی از این واحدها در شهرهای زیر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت به پیشرفت چشمگیری رسیده است.
در همین رابطه حمیدرضا سهرابی معاون مسکن شهری بنیاد مسکن گفت: برای طرح نهضت ملی مسکن در شهرهای زیر ۱۰۰ هزار نفر، ۲۶۰ هزار متقاضی ثبت نام کردهاند که با بررسیهای انجام شده حدود ۱۱۰ هزار نفر معرفی شدهاند و از این تعداد هم برای ۶ هزار و۲۰۰ واحد زمین در نظر گرفته نشده است و به محض تامین زمین عملیات اجرایی پروژه آغاز میشود.
به گفته معاون مسکن شهری بنیاد مسکن از این تعداد عملیات اجرایی ۸۹ هزار واحد مسکونی آغاز شده و بسیاری از این واحدها در مرحله آمادهسازی و فونداسیون هستند.
او می گوید: حدود ۵۰۰ واحد مسکونی در مرحله نازککاری قرار دارد و تعداد زیادی از این واحدها هم در مرحله نهایی و بهرهبرداری قرار دارند.
سهرابی همچنین دراینباره گفت: در شهر قم هم حدود ۱۸۰ واحد مسکونی در آستانه بهرهبرداری هستند و در تعدادی از استانها هم تعدادی از واحدها واگذار شده است.
از ابتدای امسال دولت اعلام کرده بود که در پایان نیمه اول سال ۱۰۰ هزار واحد مسکونی در شهرهای مختلف به بهرهبرداری میرساند اما در آخرین اظهارنظرها اعلام شده که به زودی بخشی از پروژههای نهضت ملی مسکن که با همکاری بخش خصوصی ساخته شده به بهرهبرداری میرسد و هماکنون دولت بیشتر برنامه خود را به اعطای زمین به متقاضیان متمرکز کرده تا افراد در قالب گروههای سه تا ۴ نفر به صورت تعاونی اقدام به ساخت کنند.
به گفته مسئولان این حوزه، سرعت اجرای پروژههای نهضت ملی مسکن در گروی تکمیل آورده متقاضیان است و در صورت تکمیل آورده روند اجرای پروژهها در بخش و شهرهای مختلف افزایش چشمگیری خواهد یافت.
پیش از این خلیل محبتخواه مدیرکل راه و شهرسازی استان تهران گفته بود که اگر متقاضیان آورده خود را پرداخت کنند سرعت اجرای پروژهها افزایش خواهد یافت اما هنوز تعداد زیادی از متقاضیان آورده خود را پرداخت نکردهاند و تاکنون هم از طریق پیامک چندین بار به متقاضیانی که آورده خود را تکمیل نکردهاند اعلام کردهایم و در صورت عدم پرداخت حذف خواهند شد.
براساس این گزارش سرعت اجرای پروژهها در حال حاضر نیاز به تأمین مالی دارد که بخش زیادی از آن از طریق آورده متقاضیان تامین میشود بنابراین برای تسریع در طرح نهضت ملی مسکن متقاضیان باید آوردههای خود را تکمیل کنند.
با توجه به آنچه در بازار مسکن ملموس است به نظر میرسد حتی اگر فقدان برنامهریزی منطقی دولت سیزدهم را هم لحاظ نکنیم آنچه بر بازار مسکن تاثیری ندارد ساخت و سازهایی از این دست است و خرید و فروش مسکن بیش از آنکه به سیاستهای دولت واکنش نشان دهد به تغییرات بازار ارز و مشخصا دلار توجه دارد.
|پیام ما| در یک سال گذشته بیش از ۲۷ میلیون کودک در جهان در معرض سیلهای ویرانگر قرار گرفته و با عواقب پدیدههای اقلیمی جانشان به خطر افتاده است؛ کودکانی که بسیاریشان در همسایگی ما در پاکستاناند و بسیاری دورتر، در آفریقا. تعهد به حفظ جان کودکان و تامین مالی سازگاری با تغییر اقلیم، موضوع هشدار و درخواست اخیر صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) است که همزمان با برگزاری نشست اقلیمی COP27 در شرمالشیخ، خطاب به طرفین مذاکرات میگوید: وقوع سیل شدید و ویرانگر زندگی دست کم ۲۷.۷ میلیون کودک را در ۲۷ کشور سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده و تعداد کودکانی که در کشورهای چاد، گامبیا، پاکستان و شمال شرق بنگلادش تحت تاثیر سیل قرار گرفتهاند، بالاترین میزان طی ۳۰ سال گذشته بوده است.
در پاکستان، از هر 9 کودک زیر پنج سال، بیش از یک کودک در مراکز بهداشتی مناطق سیلزده سند و بلوچستان بستری شدهاند و از سوءتغذیه حاد رنج میبرند. در کشور چاد، 465 هزار و 30 هکتار از زمینهای کشاورزی نابود شد و وضعیت وخیم ناامنی غذایی را بدتر از پیش کرد. در مالاوی، توفان استوایی «آنا» در ژانویه 2022، بارانهای سهمگین و سیلآسایی رقم زد و سبب خسارت گسترده به سیستم فاضلاب بهداشتی شد و این روند شرایط را برای شیوع وبا آماده کرد. شیوع این بیماری جان 203 نفر را گرفته است که از این تعداد 28 نفر کودک هستند. تا امروز 1631 کودک به وبا مبتلا شدهاند. در سودان جنوبی، همراهی سیل با دیگر شوکها و پدیدههای اقلیمی، سبب شده که شمار کودکانی که با ناامنی شدید غذایی مواجه بودهاند، از زمان جنگ در سالهای 2013 و 2016 فراتر رود. سازمان ملل بهتازگی هشدار داده بود که اگر کمکهای بشردوستانه پایدار نباشد و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم جدیتر دنبال نشود، احتمالا برخی جوامع با گرسنگی مواجه خواهند شد و آمارهای جدید یونیسف از مواجهه کودکان با سیلهای کشنده، با هشدارهای تازهای همراه است.
بر اساس گزارش صندوق کودکان ملل متحد اکثریت قابلتوجهی از این کودکان آسیبدیده از سیلابهای سال 2022، از آسیبپذیرترین افراد هستند و در معرض بسیاری از تهدیدها از جمله مرگ بر اثر غرق شدن، شیوع بیماری، کمبود آب آشامیدنی سالم، سوءتغذیه، اختلال در یادگیری و همچنین خشونت قرار دارند.
در پاکستان، از هر 9 کودک زیر پنج سال، بیش از یک کودک در مراکز بهداشتی مناطق سیل زده سند و بلوچستان بستری شدهاند و از سوءتغذیه حاد رنج میبرند. در کشور چاد، 465 هزار و 30 هکتار از زمینهای کشاورزی نابود شد و وضعیت وخیم ناامنی غذایی را بدتر از پیش کرد. در سودان جنوبی، همراهی سیل با دیگر پدیدههای اقلیمی، سبب شده که شمار کودکانی که با ناامنی شدید غذایی مواجه بودهاند، از زمان جنگ در سالهای 2013 و 2016 فراتر رود
عواقب سیل، کشندهتر از وقایع آب و هوایی
پالوما اسکودرو، رئیس هیئت یونیسف خطاب به COP27 میگوید: «امسال شاهد سطوح بیسابقهای از سیل در جهان هستیم و همراه با آن، تهدید بزرگی برای کودکان وجود دارد.» او اضافه کرد: «بحران اقلیمی فرا رسیده است. در بسیاری از نقاط شدیدترین سیلهای تاریخ رخ داده است. اکنون کودکان ما در حال تجربه رنجی هستند که والدینشان هرگز نظیر آن را ندیده بودند.» بر اساس گزارش یونیسف، برای کودکان، عواقب سیل کشندهتر از وقایع شدید آب و هوایی است که خود عامل وقوع سیلاند. سیلهای سال 2022 به افزایش قاتلان عمده کودکان انجامیده است؛ قاتلانی همچون سوءتغذیه، مالاریا، وبا و اسهال.
در پاکستان، از هر 9 کودک زیر پنج سال، بیش از یک کودک در مراکز بهداشتی مناطق سیلزده سند و بلوچستان بستری شدهاند و از سوءتغذیه حاد رنج میبرند. در کشور چاد، 465 هزار و 30 هکتار از زمینهای کشاورزی نابود شد و وضعیت وخیم ناامنی غذایی را بدتر از پیش کرد. در مالاوی، توفان استوایی «آنا» در ژانویه 2022، بارانهای سهمگین و سیلآسایی رقم زد و سبب خسارت گسترده به سیستم فاضلاب بهداشتی شد و این روند شرایط را برای شیوع وبا آماده کرد. شیوع این بیماری جان 203 نفر را گرفته است که از این تعداد 28 نفر کودک هستند. تا امروز 1631 کودک به وبا مبتلا شدهاند. در سودان جنوبی، همراهی سیل با دیگر شوکها و پدیدههای اقلیمی، سبب شده که شمار کودکانی که با ناامنی شدید غذایی مواجه بودهاند، از زمان جنگ در سالهای 2013 و 2016 فراتر رود. علاوه بر این، سازمان ملل به تازگی هشدار داده است که اگر کمکهای بشردوستانه پایدار نباشد و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم جدیتر دنبال نشود، احتمالا برخی جوامع با گرسنگی مواجه خواهند شد. سیل علاوه بر تهدید زندگی میلیونها کودک، خدمات ضروری را مختل و خانوادههای بیشماری را آواره کرد: سیل اخیر پاکستان به حدود 27 هزار مدرسه آسیب رساند یا ویرانشان کرد و این ویرانی 2 میلیون کودک را مجبور به ترک تحصیل کرد؛
در مالاوی، توفان استوایی «آنا»، بارانهای سهمگین و سیلآسایی رقم زد و سبب خسارت گسترده به سیستم فاضلاب بهداشتی شد و این روند شرایط را برای شیوع وبا آماده کرد. شیوع این بیماری جان 203 نفر را گرفته است که از این تعداد 28 نفر کودک هستند. تا امروز 1631 کودک به وبا مبتلا شدهاند
در سودان جنوبی، 95 مرکز تغذیه تحت حمایت یونیسف از سیل خسارت دید و ارائه خدمات نجاتدهنده و پیشگیری از سوءتغذیه را برای 92 هزار کودک ناممکن کرد؛ 126 مدرسه در کامرون از سیلها آسیب دیدند و 38 هزار کودک از دسترسی به آموزش محروم شدند، همچنین بارشهای سهمگینی که به وقوع سیل در یمن انجامید؛ در محل اسکان آوارگان، خسارت گستردهای به پناهگاهها وارد کرد. بهطوری که بیش از 73 هزار و 857 خانوار تحت تاثیر این ویرانی قرار گرفتند و 24 هزار خانوار آواره شدند. پالوما اسکودر میگوید: «کنفرانس کاپ27 فرصتی برای ترسیم یک نقشه راه معتبر با نقاط عطف روشن برای تامین مالی در راستای سازگاری با تغییر اقلیم فراهم میکند و راهحلهایی برای رسیدگی به ضرر و زیان این وقایع مییابد.» این در حالی است که به گفته او «کودکان ساکن مناطقی که از بلایای طبیعی بیشترین آسیب را میبینند، در این بیعملی نسبت به تغییر اقلیم، در حال غرق شدن هستند». پالوما اسکودر اضافه میکند: «دیگر بس است. اکنون کودکان نیاز به اقدام فوری دارند.»
سرانجام وعده کمک 40 میلیارد دلاری
یونیسف علاوه بر فشار بر دولتها و غولهای تجاری برای کاهش سریع انتشار گازهای گلخانهای، از رهبران جهان میخواهد تا با تامین خدمات اجتماعی حیاتی سازگار، برای محافظت از کودکان در برابر ویرانی اقلیمی، اقدامی فوری انجام دهند؛ اقدامات سازگار مانند ایجاد سیستمهای آب، بهداشت و آموزش که در برابر سیل و خشکسالی مقاومت میکنند، جان انسانها را نجات میدهند.
یک سال پیش، کشورهای توسعهیافته پذیرفتند که تا سال 2025، حمایت از برنامههای سازگاری با تغییر اقلیم را دو برابر کنند و به رقم 40 میلیارد دلار در سال برسانند. یونیسف در پیام تازه خود میگوید این کشورها باید در کاپ27، درباره چگونگی پرداخت این کمک، نقشه راه معتبری با نقاط عطف روشن ارائه دهند. حداقل نیمی از کل بودجه آب و هوایی باید به سازگاری اختصاص داده شود.
یونیسف همچنین از طرفهای مذاکره میخواهد راهحلهایی برای حمایت از افرادی که با خسارتها و آسیبهای شدید اقلیمی مواجه میشوند، بیابند. یونیسف از دولتها میخواهد که شکاف مالی را برای رسیدگی به این تغییرات برگشتناپذیر برای کودکان برطرف کنند.
در COP27، یونیسف از همه طرفها میخواهد که برنامههای ملی کاهش شدید و فوری انتشار گازهای گلخانهای در راستای جلوگیری از یک فاجعه اقلیمی را دوباره بررسی کنند. درخواست دیگر صندوق کودکان ملل متحد این است که کشورها در راستای سازگاری و برای محافظت از کودکان در برابر تاثیرات شتابان تغییر اقلیم، از طریق ذخیره جهانی و هدف جهانی سازگاری اقدامی شفاف و ایمن انجام دهند. سومین درخواست یونیسف پیشبرد آموزش تغییر اقلیم و مشارکت معنادار برای آمادهسازی کودکان و جوانان از طریق برنامه اقدام برای توانمندسازی اقلیمی (ACE) است
واکنش بشردوستانه و فوری یونیسف به کشورهای سیلزده بخشها مختلفی را در بر میگیرد؛ سلامت، تغذیه، آب، سیستم فاضلاب بهداشتی، حفاظت از کودک و آموزش. با این حال کمبود بودجه، پیگیری این اقدامات در بسیاری از کشورها را با مشکل مواجه کرده است. به عنوان مثال، شکاف بودجه برای واکنش بشردوستانه در پاکستان در حال حاضر 85 درصد است.
دولتمردان دیروز به آنچه رئیس و شماری از نمایندگان در انتقاد نسبتبه عملکرد دولت در تخصیص اعتبارات اشتغالزایی مطرح کرده بودند، واکنش نشان داده و خواستار نگاه کارشناسی از سوی نمایندگان و پیشبینی واقعبینانه در تصویب بودجه شدند.
دو روز پیش، مجلسیها در جریان نشست علنی نوبت صبح روز سهشنبه، روبهروی دولت ایستادند و بهشدت نسبتبه عدم تخصیص اعتبارات بودجه سال جاری در حوزه اشتغال انتقاد کردند. دولت هم البته عقب نرفت و یک روز بعد، در جریان برگزاری نشست روز چهارشنبه هیئت وزیران، مقابل انتقادهای مجلسیها ایستادگی کرد و متقابلاً به عملکرد مجلس در تصویب لایحه بودجه ایراد گرفت. انتقادهایی که برخی دولتمردان در تیم اقتصادی دولت، نهتنها در جریان نشست روز گذشته هیئت وزیران، بلکه همچنین پس از پایان این جلسه، وقتی با حضور در حیاط کاخ ریاستجمهوری، به پرسش برخی خبرنگاران پاسخ میگفتند، نسبتبه عملکرد مجلس وارد کردند.
وزیر اقتصاد اظهارات اخیر رئیس مجلس را «تعجببرانگیز» توصیف کرد و با لحنی کنایهآمیز گفت: امیدوارم دوستان برای جلو بردن کارهای عقبمانده کمک کنند تا بر زبان آوردن عباراتی که تفرقه و دوگانگی بین قوا را القاء میکند
حال آنکه صحن علنی مجلس در ساختمان هرمیشکل میدان بهارستان و کاخ ریاستجمهوری واقع در میدان پاستور تهران، تنها یکی از میادین رویارویی دولت و مجلس بود. چنانکه بجز این مواجهه رو در رو و چشم در چشم اعضای دولت و مجلس، این دو نهاد و روسا و اعضایش در این حدود ۴۸ ساعت گذشته، در میدان رسانه نیز به مصاف هم رفتند. تا جایی که ابتدا ایرنا، بهعنوان خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی به آنچه در جریان نشست علنی روز سهشنبه مجلس با حضور وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه رقم خورد، واکنش نشان داد و تاکید کرد که «منابع و درآمدهای دولت در بودجه محقق نشده است.» حال آنکه ساعاتی بعد، همین واکنش رسانهای و البته انتقادی خبرگزاری دولت علیه مجلس، خبرگزاری خانه ملت را بهعنوان خبرگزاری قوه مقننه جمهوری اسلامی به دفاع از نمایندگان و انتقاد نسبتبه عملکرد دولت و البته عملکرد رسانه رسمی دولت واداشت. واکنشی رسانهای از جانب مجلس که در آن، دولت و خبرگزاری رسمی دولت به خلافگویی متهم شدهاند. رویارویی رسانهای دولت و مجلس که بهویژه وقتی علنیتر و شدیدتر دنبال شد که با آغاز روز چهارشنبه، روزنامههای بهنسبت پرشمار حامی دولت روی پیشخوان کیوسک مطبوعات قرار گرفت و روشن شد که مطبوعات حامی دولت نیز ابایی از علنی کردن انتقادشان از عملکرد مجلس ندارند و البته متعاقباً روزنامههای اصولگرای نزدیکتر به مجلس، با همین عدسی انتقادی به عملکرد دولت مینگرند. تا جایی که روزنامه خراسان رسماً از لزوم «تغییر در ترکیب تیم اقتصادی دولت» نوشت و فراتر از این، دولت را به «بیبرنامگی»، «روزمرگی»، «تکیه به اقدامات کوچک و کماثر» و در نهایت «عدم درک شرایط خطیر اقتصاد ایران» متهم کرد.
اما این مواجهه رسانهای از ساعات اولیه روز گذشته و آغاز نشست هفتگی هیئت وزیران، این بار از سوی شخص رئیس دولت مورد پیگیری قرار گرفت. آنجا که ابراهیم رئیسی نشست روز گذشته را به فرصتی برای بحث و گفتوگو درباره انتقادهای روز سهشنبه شماری از نمایندگان و بهویژه رئیس مجلس اختصاص داد. فرصتی تا یکی از معاونانش در قامت رئیس سازمان برنامه و بودجه، از «اختلافنظر دولت و مجلس درباره اجرای تبصره ۱۸ قانون بودجه» به رئیس و اعضای دولت گزارش دهد. آنجا که مسعود میرکاظمی اعلام کرد: «عملکرد سال گذشته تبصره ۱۴ قانون بودجه در زمینه هدفمندی یارانهها حدود ۳۴۰ هزار میلیارد تومان بود که دولت در لایحه بودجه امسال پیشنهاد کرد این رقم به ۴۷۰ هزار میلیارد تومان برسد اما مجلس در نهایت آن را به ۶۶۰ هزار میلیارد تومان رساند که مورد اعتراض سازمان برنامه و بودجه قرار گرفت و همان زمان هم اعلام شد که این منابع قابلوصول نیست؛ زیرا دولت برنامهای برای افزایش قیمت حاملهای انرژی و آب، برق و گاز ندارد.» او همچنین با ابراز مخالفت سازمان برنامه و بودجه با ناترازی ایجاد شده، تاکید کرد که علت ناترازی بودجهای در حوزه اشتغال، تکلیف ۶۶۰ هزار میلیارد تومانی مجلس برای هدفمندی یارانهها بوده است. او گفت: «در جلسات مشترک دولت و مجلس برای هدفمندی یارانهها هم رئیس مجلس بر این نکته تاکید داشت که دولت ابتدا معیشت را در نظر بگیرد و اشتغال در اولویتهای بعدی است.» گزارشی که رئیسی نیز در سخنانی کوتاه، ضمن تایید آن، از رئیس سازمان برنامه و بودجه خواست که درباره تغییرات ایجاد شده در بودجه توسط مجلس و عواقب آن یعنی عدم تحقق برنامههای دولت در زمینه اشتغال و همچنین مخالفت خود با ناترازی ایجاد شده به مجلس، نخبگان و مردم اطلاعرسانی کند. این در حالی بود که ایرنا در پوشش نشست روز گذشته هیئت دولت و آنچه دولتمردان در حاشیه این نشست به خبرنگاران گفتند، در گزارشی نوشت: «دستکاری منابع اشتغال در قانون بودجه و ناترازی منابع و مصارف، محور سخنان دولتمردان در حیاط دولت بود و آنان با انتقاد از تحمیل منابع موهوم به دولت در زمان بررسی بودجههای سنواتی در مجلس، عملکرد دولت در تخصیص منابع اشتغال در تبصره ۱۸ قانون بودجه امسال را قابلدفاع دانستند.» خبرنگار ایرنا همچنین به آنچه شماری از دولتمردان «در انتقاد از رویکرد مجلس در تحمیل ارقام غیرواقعی به بودجه» مطرح کردند، پرداخت و نوشت: «مشکل «پیشبینی منابع موهوم» در مجلس که منجر به «عدم تخصیص بودجه» میشود، همچنان باقی است.»
هنوز اما این گزارش روی خروجی ایرنا نرفته بود که برخی اعضای کابینه با حضور در حیاط کاخ پاستور در این رابطه با خبرنگاران به گفتوگو نشستند. این در حالی بود که نهتنها وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه بهعنوان دو عضو دولت که در نشست روز سهشنبه مجلس، با انتقاد کمسابقه و تند قالیباف مواجه شده بودند، بلکه چند نفر دیگر از کابینه نیز در اظهاراتی مطبوعاتی به دفاع از عملکرد بودجهای دولت پرداختند. تا جایی که سید صولت مرتضوی با اشاره به استجازه از رهبری برای برداشت ۱۰۰ درصدی از صندوق توسعه ملی، برای اجرای طرحهای عمرانی و اشتغالزایی، از «اختلاف بین پیشنهادهای دولت و مصوبات مجلس» سخن گفت و تاکید کرد: «در سال ۱۴۰۱ پیشنهادهای دولت در لایحه بودجه در بخش منابع و مصارف، در جریان بررسی لایحه در مجلس با افزایش فراوانی مواجه شد.» او که چند صباحی است در قامت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت فعال است و پیش از آن، در قامت معاون اجرایی رئیس دولت فعالیت میکرد، همچنین از مخالفت شدید دولت نسبتبه افزایش قیمت برخی کالاها سخن گفت.
اما شاید یکی از مهمترین انتقادهای دولتمردان نسبتبه نوع برخورد روز سهشنبه رئیس مجلس، از زبان کسی مطرح شد که پیش از آغاز به کار دولت، از جمله نمایندگان همین مجلس بود. احسان خاندوزی که حالا وزیر اقتصاد دولت رئیسی است اما اسفندماه ۹۸، کنار قالیباف و چند چهره اصولگرای دیگر و در همکاری با آنان، وارد رقابت انتخابات مجلس شده بود و تا نیمه نخست سال گذشته نیز به همکاری با آنان در مجلس ادامه داد، اظهارات اخیر قالیباف را «تعجبانگیز» توصیف کرد و با لحنی کنایهآمیز گفت: «امیدوارم دوستان برای جلو بردن کارهای عقبمانده کمک کنند تا بر زبان آوردن عباراتی که تفرقه و دوگانگی بین قوا را القاء میکند.» خاندوزی به بخشی از اظهارات روز سهشنبه قالیباف که او را به خستگی و تعارف در کار متهم کرده بود نیز واکنش نشان داد و با بیان اینکه «بیش از یک سال است آقایانی که اهل خستگی و رودربایستی بودند، رفتهاند»، گفت: «من از موضعگیری آقای رئیس مجلس هم تعجب کردم چون دیوان محاسبات مجلس رسماً اعلام کرده در حالی که تا سال ۹۹ عملکرد تسهیلات تبصره ۱۸ قریب ۱۰ درصد بوده، ما در یک سال گذشته ۱۰۲ درصد عملکرد تسهیلات تبصره ۱۸ داشتهایم.» وزیر اقتصاد گفت: «بجای اینکه حرف از اختلاف بین قوا گفته شود، باید کمک شود تا لایحه دوفوریتی که در آذر ماه سال ۱۴۰۰ در خصوص اموال تملیکی از دولت به مجلس ارسال شد، اعلام وصول شود.» لایحهای با قید دو فوریت که خاندوزی تاکید کرده «باید ظرف ۷۲ ساعت بررسی میشد اما ۳۰۰ روز گذشته و هنوز اعلام وصول نشده است.»
اما دیگر دولتمرد حاضر در نشست علنی روز سهشنبه مجلس نیز دیروز در حیاط کاخ ریاستجمهوری به حواشی آن نشست پرداخت و با تکرار برخی از مواردی که در گزارشی به هیئت دولت مطرح کرده بود، همچنین گفت: «افزودن ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به منابع هدفمندی یارانهها با توجه به عدم افزایش قیمت حاملهای انرژی در سال جاری و همچنین سال آینده، منابع موهوم است.» همچنین در حالی که پس از نشست علنی روز سهشنبه مجلس و البته از چند روز پیش از آن، زمزمههایی در خصوص تمایل مسعود میرکاظمی به جدایی از دولت شنیده شده، او استعفایش از ریاست سازمان برنامه و بودجه را «شایعه» خواند و آن را تکذیب کرد.
همچنین سخنگوی دولت که در بخشی از سخنانش، برخلاف آنچه رئیس سازمان برنامه و بودجه درباره تقدم ارسال لایحه بودجه ۱۴۰۲ به مجلس، نسبت به لایحه برنامه هفتم توسعه مطرح کرده بود، از «ارسال همزمان لوایح بودجه ۱۴۰۲ و برنامه هفتم توسعه به مجلس در آینده نزدیک» خبر داد و در توضیح آنچه «مشکل دولت با مجلس در خصوص فرایند تصویب لایحه بودجه» خواند، گفت: «دولت با کار کارشناسی، منابع واقعی را در نظر گرفته و متناسب با آن هزینهها را پیش بینی میکند اما معمولاً مجلس هزینههای بیشتری به حوزه عمومی و اجرایی تحمیل و منابعی پیشبینی میکند که از ابتدا معلوم است که قابلیت تحقق ندارد.» علی بهادری جهرمی با تاکید بر مشخص بودن منابع دو حوزه «اشتغال» و «هدفمندی یارانهها» در سال گذشته، گفت: «امسال منابع هدفمندی یارانهها حدود دوبرابر شد؛ در حالی که از ابتدا مشخص بود این منابع قابلتحقق نیست و بعد که امکان تخصیص پیدا نمیکند، میپرسند چرا تخصیص نیافت.» او خواسته دولت از مجلس را «کار کارشناسیشدهتر» و «واقعبینی در پیشبینیها» عنوان کرد و محل اختلاف دیگر دولت و مجلس را عدم تحقق منابع خواند. سخنگوی دولت یادآورد شد: «در قانون بودجه تاکید شده منابع حاصل از حاملهای انرژی بهویژه در حوزه گاز، خوراک پتروشیمی و مصرف خانوارها باید افزایش یابد تا از محل آن منابع اشتغال تأمین شود اما دولت در این حوزه با مجلس اختلاف دیدگاه دارد.» او گفت: «دولت در مورد افزایش قیمت گاز مصرف خانوار هم بحث دارد که آیا امکان اجراییشدن دارد و مردم میپذیرند یا نه؟ ما میخواهیم با افزایش قیمت گاز اشتغال جدیدی ایجاد کنیم، اما به نظر میرسد همین اشتغال موجود را ممکن است خیلی وقتها با زیر سوال بردن درآمدهای جدی شرکتهای فعال در بورس، تحت تاثیر قرار دهیم.»
