بایگانی مطالب نشریه

پهلوان حیدرذاکری، کهن کسوت و پیر ورزش باستانی ایران و کرمان: پهلوانان نمی میرند

پهلوان حیدرذاکری، کهن کسوت و پیر ورزش باستانی ایران و کرمان:
پهلوانان نمی میرند
فرشته بهره دار.نازنین سعید
گزنفون می‌نویسد: «ایرانیان اقسام دانستنی‌های ورزشی را فرا می‌گرفتند و چون تمام این مراحل را می‌گذراندند به خصال پهلوانی متمایز می‌گشتند و آنان را گُردَک یعنی جوان گُرد می‌نامیدند»
زورخانه، که مکان ورزشی باستانی مقدس ایرانیان و جایگاه زور و قدرت است، عنوان محلی تاریخی است که در آن کشتی گیران ایرانی تحت تعلیم و تعلم قرار می گیرند. این ورزش در نگاه اول شبیه حرکات نامتعارف بدن سازی و آئروبیک به نظر می رسد. اما حرکات باستانی کاران، ترکیبی از حرکات چرخشی دراویش همراه با ضربات آهنگین و وزنه های چوبی سنگینی است که آن را در داخل گود چرخانده و به هوا پرتاب می کنند.
در یکی از زورخانه های شمال تهران با ورزشکاری برخورد کردم که می گفت: این ورزش برای ما بسیار مقدس است و ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک می کند. او می گفت: برای این که بتوانی وارد گود هشت گوشه ی زورخانه که درست در نقطه ی مرکزی زورخانه واقع شده بشوی باید یک سری مراسم مشترک را به اتفاق دیگر ورزشکاران انجام دهی.
به اعتقاد او این ورزش باستانی و این زورخانه است که نیروی کشتی گیران ایرانی و رشته کشتی را تامین میکند و در واقع کشتی ایران هر چه دارد از همین ورزش زورخانه ای است. با وجودی که رشته ی ورزشی کشتی، یکی از ورزشهایی است که از جایگاه بین المللی برخوردار است اما در مقایسه با ورزش باستانی رشته ای خسته کننده و کسل کننده است.
ورزش و انجام حرکات پهلوانی جز فعالیتهای اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بوده‌است. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل می‌شد که برای قدرت بدنی و شجاعت روحی که دراختیار داشتند، شکرگزار بوده‌اند.بر پایه تاریخ، زورخانه در حدود هفتصد سال پیش (قرن 7خورشیدی) بوسیله محمود معروف به پوریای ولی به صورت امروزی بازسازماندهی شد. با این حال بر پایه رفتار و منش تاریخی و اسطوره‌های ایران زورخانه می‌تواند حداقل در ایران تاریخی بسیار کهن‌تر داشته باشد.
پیدایش زورخانه بر می گردد به زمانهای خیلی قدیم که جنگ های تن به تن انجام می شد و تعلیم فنون جنگی در آن عصر به سبک و شیوه مخصوص انجام می گرفت زیرا عملیات جنگی آن روز عبارت بود از اسب سواری ، چوگان بازی، تیر اندازی و کشتی که تعلیمات آن برای هر مملکتی ضروری بود.
در ورزش باستانی، اداوات کاربردی، الهام گرفته شده از ادوات جنگی است، مثلاً «میل» صورت تغییر یافته گرز است، «کباده» همان «کمان» است، «سنگ زورخانه» همان «سپر» است و «طبل زورخانه» یادآور طبل جنگی یا همان کوس است و گود زورخونه محلی برای پرورش تن و روح اما در این میان خواندن اشعار هم حکم همان رجزخوانی میادین جنگی را به خوبی ایفا کرده است با این تفاوت که در اشعار رجزخوانی هدف ترساندن حریف و غلبه بر او بوده، اما در اشعار زورخانه ها هدف القای توان و نیرو به ورزش کاران است که در این میان اشعار مورد نظر را با چاشنی پند و اندرز در مسیر غلبه بر نفس در نظر گرفتند.
مرشد در زورخانه حکم صوفی یا عارفی را دارد که با خواندن اشعاری حماسی هدفش القای توان و نیروی ورزش است. یکی از این پهلوانان نامی و قدیمی ایران، حیدر ذاکری است.
او که اصالتش ازعشایر فارس وایل بصیری,قشقایی است و به گفته خودش، این ایل مردان بزن بهادرزیادی داشت که هروقت ایران در تنگنا قرار میگرفت این ایل بصیری بود,که به کمک آنها می شتافت.از 10 سالگی ورزش را در اصفهان شروع کرد و خیلی زود جذب گود زورخانه و ورزش باستانی شد. وی دارای دو لیسانس ادبیات فارسی وتربیت بدنی هست و به دو زبان روسی وفارسی تسلط کامل دارد ضمن اینکه کتاب شعری را در دست چاپ دارد.وی که از قدیمی ترین باستان کاران ایران محسوب می شود، با 105 سال سن، هنوز هم خیلی سرحال و قبراق است و ورزش را کنار نگذاشته است. همین همت والا و اخلاق خوبش دلیلی شد تا پای صحبت های این پهلوان نامی بنشینیم و تا اززیر و خم ورزش باستانی برای ما بگوید،
ابتدا برایمان از چگونگی ورودش به این ورزش این چنین گفت: به وسیله پدرم که خان بود به اصفهان آمدیم، برای درس خواندن و درآنجا ساکن شدیم و همان جا کم کم با گود زورخانه آشنا شدم.زورخانه ای در اصفهان که از انجا شروع کردم و هنوز هم به نام خودم است(زورخانه دروازه حسن آباد) و اکثراصفهانی ها با نام و نشان بنده آشنایی دارند,کارهای بسیار زیادی را با عنوان پهلوانی و به صورت خیریه انجام می دادم، برنامه هایی مختلف مثل: نگه داشتن ماشینهای سنگین, خم کردن آهن با چشم و…. که درآمد همه اینها صرف امور خیریه و مردم می شد. به دلیل اینکه همه زندگیم را صرف مردم کردم بسیار دیر ازدواج کردم,در مدارس بسیاری بصورت رایگان تدریس کردم به علت قدرت جسمانی بسیار زیاد و خدادای که دارم هیچ وقت به خودم مغرور نشدم چون این یک قدرت الهی است.
در ادامه از دلیل مهاجرتش به کرمان و ساکن شدنش در این استان می گوید که دررفسنجان دو کارخانه سنگ بری و سنگ کوبی داشتم برای رسیدگی به امورات آنها به رفسنجان آمدم و با دست خالی همانجا ازدواج کردم و خدا 10 فرزند (5دختر و5پسر)به من بخشید که همگی به ورزش علاقه دارند ولی ورزش پهلوانی را ادامه ندادند. به جوان های امروزی توصیه میکنم که به زور و بازوی جوانی خود غره نشوند و اخلاق و منش را از پهلوانان نامی و قدیمی یاد بگیرند.
وقتی از پهلوان حیدر پرسیدیم که چندسال است وارد گود زورخانه شده و ازپهلوانان کرمان چه کسانی را میشناسد؟ او در پاسخ می گوید:105سال سن دارم و تقریبا 90سال است که ورزش پهلوانی میکنم. خدا رحمت کند همه پهلوانان قدیم کرمان را.من خیلی دیربه کرمان آمدم اما تعریف پهلوان عطایی را زیاد شنیده ام.اینها که می گویم لاف و منم کردن نیست، ورزش در زمانهای قدیم به این صورت توسعه نداشت این رسانه ها وجود نداشتند مثلا یک نفر یک میله بلند میکرد و آوازه پهلوانی اش در دنیا می پیچید.یکی از کارهایی که من در سن 25 سالگی انجام دادم و باعث شد آوازه ام در دنیا بپیچد این بود,که سنگ آسیاب را مثل النگو در دستم کردم و به ته قنات رفتم و بادست دیگرم آب خوردم و بالا آمدم .اینها همه نیروهای خدادادی و الهی است یا در سرعین اردبیل به صورت پل شدم و 4تن وزنه را روی سینه ام تحمل کردم.
به نظر شما افرادی که می خواهند وارد این ورزش شوند چه خصوصیاتی باید داشته باشند؟ این ورزش مانند دریایی است. مردانگی ز لذت دنیا گذشتن است/نامرد و مرد را بحدی که میتوان شناخت. اگرما و جوانان ما که مسلمان هستیم، طبق قرآن عمل کنیم چون قران کلام خداست و بی حکمت نیست، حتما در این رشته موفق خواهند شد. من معتقدم که این یک بخش الهی است,خداوند به یکی زیبایی می دهد و به یکی قدرت و به دیگری ثروت، اگرمن کمرم را به دیوار تکیه میزدم دیوار می افتاد با اینکه قدرت بدنی,زیادی داشتم ولی,هیچ وقت منم منم نکردم و همیشه تواضع را پیش گرفتم. بازهم میگویم همه اینها نیروهای الهی هستند در این ورزش باید فروتنی زیادی داشته باشی.
او اخلاق و منش را در پهلوانی حرف اول می داند و معتقد است: کسانی که در این رشته فعالیت می کنند مرام و معرفت و منش جوانمردی,باید در آنها وجود داشته باشد و این یک امر ذاتی است.صفات پهلوانی را صفاتی بس نکو باشد/به عزت زندگانی کن که حفظ آبرو باشد. زبان گر می گشایی سعی کن که از دل سخن گویی/زبان بی خبرازدل، زمردان دورو باشد.انسان نمی تواند بگوید که من ازهر گناهی مبری هستم و اگر به موقع به خودش تکانی بدهد، می تواند توبه کند وبرگردد. انسان جایزالخطاست و یک زمانی,بیدار خواهد شد.من تا اکنون چند بار، تا حد مرگ رفتم که خداوند مرا نجات داد من هرچه دارم از این اخلاق و منش پهلوانی دارم ، برای اینکه هرچه را که برای خودم بد می دانم برای دیگران هم بد است وآنچه که برای خودم خوب وپسندیده می بینم برای دیگران هم همینطوراست.این خصلت ها باید در خون و ذات انسان وجود داشته باشد.
به نظر او آداب ورود و خروج به گود زورخانه خیلی مهم است و هر مقامی به طریقی واردش می شود، پهلوان یک جور وارد گود میشود,پیش کسوت به شکل دیگر,کهن کسوت یک جور وارد میشودو تازه کار به طریق دیگر باید وارد شود,مثلا پهلوان که فقط پهلوان نیست و خوی پهلونی هم دارد با 3 زنگ وارد گود میشود,یعنی در اصل، ثابت مرد است که پهلوان است.پهلوانان دیگر با زنگ و ضرب وارد گود میشوند,برای کهن کسوت که خیلی سال در ورزش زحمت کشیده است، زنگ و ضرب با هم زده میشود و خوش آمد هم گفته میشود,تازه کار هم که به اسم نوچه یا نو خواسته وارد شوند میگویند خوش آمدیدوسپس برای پهلوان صلوات فرستاده میشود.در اصل عنوان پهلوانی را خدا باید بدهدمن وقتی که به خیابان میروم و مردم دورم را میگیرند با خودم میگویم این زنگی است که در دل مردم زده میشود و برای من ارزشش از,زنگ زورخانه خیلی بیشتر است این یعنی من از طرف مردم به عنوان یک پهلوان واقعی شناخته شده ام واین جای شکر دارد.
از او درباره مراسم هایی مانند گل ریزان که در گودزورخانه انجام میشوند می گوید:در مراسم گلریزان اگر می خواستند کسی را که منش پهلوانی دارد در خفا و بدون اینکه شخص بفهمد کمک ازطرف چه کسی است، انجام می شد، مخصوصا برای زندانیان نیازمند,خداوند هم سمیع است و هم بصیر,اگر کمکی از ته دل باشد و ریا نباشد خداوند همه را می بیند و می شنود.خودنمایی نباید در این گونه مراسم ها باشد.کمک نباید,به طریقی باشد که آبروی طرف و خانواده اش برود.همچنین مراسم هایی مانند تقدیر ازپهلوان – تقدیر از مرشد و دهها مراسم دیگرکه با گذشت زمان کم کم منسوخ شده اند.
پهلوان حیدر معتقد است که رعایت ادب در این ورزش سخت تر از سنگ و میل و کباده زدن است واین قطعه شعر را می خواند:ای خوشا در زور خانه پاس حرمت داشتن/مهره کذب و ریا بیرون در بگذاشتن.به گفته وی: پهلوان قبل ازبرداشتن میل و کباده وسنگ باید اصالت و ادب داشته باشند، اداب پهلوانی, بسیار سخت و سنگین است.
این پیش کسوت ورزش باستانی اضافه می کند: این رتبه بندی جدیدا آمده ودر قدیم به این صورت نبود، عنوان پهلوانی به این شکل داده میشد که در میدان مبارزه وقتی حق به حقدار می رسید و برنده مشخص می شد به آن شخص عنوان پهلوانی میدادند و این عنوان، خواه ناخواه بر دل مردم اثر می کردو توقعاتی که مردم از یک پهلوان داشتند باعث می شد که آن شخص کم کم خوی و منش پهلوانی در او رشد کند وشکل بگیرد.

گفت‌وگوی اختصاصی پیام‌ما با عطیه مرکزی هنرمند تصویرگر کتاب کودک تبدیل به کالایی لوکس شده

گفت‌وگوی اختصاصی پیام‌ما با عطیه مرکزی هنرمند تصویرگر
کتاب کودک
تبدیل به کالایی لوکس شده

عطیه مرکزی، متولد: ۱۳۳۴ تهران است و مدرک کارشناسی هنرهای تجسمی را از دانشگاه تهران اخذ نموده، وی عضویت پیوسته‌ی انجمن نقاشان ایران،عضویت پیوسته انجمن تصویرگران ایران،حضور در سه دوره هیئت مدیره انجمن تصویرگران، حضور در داوری تصویر سازی جشنواره های : مولانا،فجر،کتاب های درسی و… تصویر گری درحدود ۳۰ جلد کتاب چاپ شده، حضوردر بینال های داخلی و خارجی بولونیا، سایتریکون، ژاپن، براتیسلاوا، پرتقال، شرکت در نمایشگاه های گروهی تصویر سازی و نقاشی، حضور در دو دوره کارشناسی هنرهای شهری تهران و همکاری با نشرهای: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، صابرین، نار، افق، امیرکبیر، مدرسه، چکه و… را در کارنامه‌ی خود دارد.
او تصویرگری کتاب‌های مختلفی را از داستان‌های شاهنامه گرفته تا زندگی‌نامه امام حسین(ع) به عهده‌ داشته و روز گذشته با کوله‌باری از تجربه‌ی سال‌ها تصویر‌گری و نفس‌کشیدن در دنیای هنر، نمایشگاهی‌ را در نگارخانه‌ی دیبای کرمان برگزار کرد و به عکس بسیاری از هنرمندان که دیگر به قول معروف با شاه هم فالوده نمی‌خورند به غایت صمیمی و مهربان است و پس از تنها چند دقیقه کنار او نشستن احساس می‌کنید سالهاست که با او آشنا هستید و از نظر دیدگاهش به هنر هم چون هنر را برای جامعه می‌خواهد و نگاهی اجتماعی به هنرش دارد ادا و اصول‌های هنربندی را در کار و سبک‌زندگی او نمی‌بینید زنی‌است که سالها واقعا کار کرده و فقط تصویر گر نبوده بلکه مادری هم هست دلسوز و غمخوار نسل‌جوان، که تمام بچه‌های ایران را فرزندان خودش می‌داند و وقتی که از سیستم آموزشی سخن می‌گوید کاملا نگرانی از آینده‌ی بچه‌ها در چهره و گفتارش پدیدار می‌شود متن زیر خلاصه‌ای از گپ و گفت طولانی پیام‌ماست با یکی دیگر از مفاخر استان:
پدر من کرمانی‌الاصل هستند و من هم هرچند تهران به‌دنیا آمدم و چند سالی هم مدرسه را در همان شهر تجربه کردم اما از سال پنجم دبستان به کرمان برگشتیم و تا زمانی که دانشجوی دانشگاه تهران شدم در همین کرمان ساکن بودم و دیپلم را هم همین‌جا گرفتم،هرچند معلمی نبود که آنقدرها در هنر نقاشی مشوق هم‌سالان من باشد اما قبل از ترک کردن کرمان مدتی خدمت استادی به نام عماد بودم و چند کار عالی هم در آن کلاس‌ها با گچ انجام دادم و این تمام آموزش پیش از دانشگاه و کلاس کنکور من بود و ۱۵ روز قبل از کنکور که به تهران رفتم همه می‌گفتند تو قبول نمی‌شوی و امکان ندارد که کسی از شهرستان و بدون آمادگی بیاید و در دانشگاه تهران پذیرفته شود که خوب پیش‌بینی آن دوستان غلط از کار درآمد.
نمایشگاه چطور بود و ارتباط مردم با کارها چگونه بود؟
نمایشگاه خیلی خوب و در واقع من توقع نداشتم که استقبال اینقدر خوب باشد، اما خیلی‌ها به دیدن این آثار آمدند و خیلی هم فیدبک‌های خوبی گرفتم و تقریبا همه خوش‌شان آمده بود. چرا که معمولا نمایشگاه تصویرسازی با نمایشگاه نقاشی خیلی متفاوت است اما اینجا به نظر من استقبال خیلی خوبی بود و امیدوارم همینطور هم بماند و دید مردم نسبت به تصویر سازی بهتر هم بشود متاسفانه در بسیاری از موارد تصویرسازی به اندازه‌ی نقاشی جدی گرفته نمی‌شود و هر چند الآن خیلی وضعیت بهتر شده اما مثلا از نظر قیمت‌هایی که برای اثر قائل می‌شوند تصویرسازی از نقاشی عقب‌تر است شاید چون فکر می کنند کار کوچک است و یا چون معمولا برای کتاب آماده می‌شوند فکر می‌کنند این کار به تنهایی ارزش خاصی ندارد و باید چیزی به آن سنجاق بشود، هر چند که هنرمند تصویرساز بواسطه‌ی اثری که تولید می‌کند معمولا مطالعه‌ی زیادی قبل از تولید اثر انجام می‌دهد و از تاریخ تا اسطوره‌های مختلف را درباره‌ی سوژه‌ی خود مطالعه می‌کنند و کارهم نیازمند دانش و تمرین و تلاش زیادی است ، در نتیجه اگر بخواهم قیمت گذاری کنم دقیقا همان قیمتی که روی تابلوی نقاشی می‌گذارم روی اثر تصویر سازی هم خواهم گذاشت.
وقتی که کتابی در مقابل مخاطب باز می‌شود داستان مکمل تصاویر است یا تصویر مکمل داستان؟
در تولید اثر برای یک کتاب همیشه یک مثلث وجود دارد با اضلاع: نویسنده، تصویرگر و ناشر یا مدیر هنری انتشارت که خوب به اثر بستگی دارد گاهی آنقدر تصویرگری خوب انجام می‌شود که وقتی که کتاب را باز می‌کنید بیشتر آن تصاویر شما را جذب می‌کنند و این‌ها برای سنین مختلف مختصات مختلفی دارد مثلا برای سنین پائین سعی می‌کنیم که از تصاویر بیشتری استفاده کنیم چرا که بچه‌ها با تصاویر ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و همین‌طور که سن بالا‌تر می‌رود این رابطه بر عکس می‌شود و برای مثال پسرهای ۱۵ یا ۱۶ ساله‌ی نوجوان علاقه‌ای به کتاب با تصاویر زیاد ندارند و ترجیح می‌دهند که بیشتر با کلمات و جملات مواجه باشند چرا که احساس می‌کنند دیگر بزرگ‌شده‌اند و می‌خواهند شبیه بزرگ‌ترها باشند.
البته مشکل دیگری هم هست و آن اینکه تعدادی از نویسنده‌های کودک و نوجوان ما بسیار بی‌دقت می‌نویسند و تصویر سازی در داستان اتفاق نمی‌افتد که فضای کار به تصویرگر بدهد، مثلا چندی پیش با کاری مواجه شدم که ده شعر برای کودک و نوجوان در آن مجموعه بود و من نمی‌توانستم تصویر در این ده شعر پیدا کنم که بتوانم آن را به تصویر بکشم، این واقعا دردناک است و از آن بدتر نقد ناپذیری است چرا که حالا فلانی صاحب نام هم هست و اصلا نمی‌پذیرد که شما بگویید این کار تصویری در خود ندارد، یا در زمان تدریس برای نسل جوان اجازه‌ی بروز استعدادها و خلاقیت‌های این جوانان باید داده شود و نباید توقع داشت که این‌ها هم تبدیل به کپی‌هایی از اساتیدشان بشوند چرا که دنیای هنر این استاد را تجربه کرده و حالا دیگر نیاز به خلاقیت‌های جدیدتری دارد، باید این مسائل آسیب شناسی بشود و یا در زمینه‌ی تدریس تصویر‌گری نیز ما مشکلات زیادی داریم و اساتید زیادی را نمی‌بینم که بدون خساست تدریس کنند. خوشبختانه در حال حاضر با تشکلی صنفی که برای تصویرگران سامان داده ایم هم در انجمن صنفی و هم در کمیته‌های داوری همیشه تلاش کرده‌ام که جوانان نقش داشته باشند و بتوانند هم بیاموزند و هم خلاقیت‌شان شکوفاتر بشود.
من در اوائل کارم شاید بتوان گفت خیلی ناشیانه عمل می‌کردم چون خیلی از مسائل را نمی‌دانستم و کسی هم نبود که به من بگوید خیلی از اختیارات را در قرارداد نباید به ناشر بدهی و یا حتی بگویند که با دقت قرارداد را بخوانید مثلا ناشر اجازه‌ی چاپ تصویر شما را روی لیوان و یا پوستر را در قرارداد ذکر می‌کند اما پس از چاپ و انتشار اثر شما می‌بینید که فیلم‌هم با تصویر سازی شما ساخته شده و از تیشرت تا نمونه‌ی بزرگ‌شده‌ی کار شما به فروش می‌رسد و ناشر هم کماکان خودش را صاحب تمام و کمال حقوق مادی و معنوی اثری از شما می‌داند که شما آن را صرفا برای استفاده‌در یک کتاب به ناشر داده‌اید. خوشبختانه هم اکنون تشکل‌ صنفی ما هنرمندان را از حقوق خود آگاه می‌کند و حتی هر هنرمند آماتوری که می‌خواهد تصویرسازی برای یک مجله را انجام بدهد دفترچه‌ی نرخ‌نامه‌ی ما را دارد.
تصویرسازی برای مطبوعات محدودیت بیشتری دارد و یا در زمینه‌ی کتاب؟
من برای مجلاتی مثل آدینه و زنان هم کار می‌کردم که مثلا مجله‌ی زنان دغدغه‌ی زنان را داشت و برای حقوق ایشان قلم می‌زدند و در نتیجه من باید قبل از هرکار مقالات زیادی را می‌خواندم و یا گاهی مجبور می‌شدم برای یک اثر بروم و توضیحاتی را ارائه بدهم که سوتفاهم ها را برطرف کنم اما آزادی که در مطبوعات هست از کتاب بیشتر است چرا که شتاب‌زدگی خاصی در کار مطبوعات هست و شاید به اندازه‌ی کار کتاب به اثر پرداخته نشود اما همین شتاب‌زدگی کار را جذاب می‌کند.
وضعیت نسل جوان و نظام آموزشی را در زمنیه‌ی هنر چطور می‌بینید؟
من جزو انجمن نقاشان هستم ولی به راحتی می‌توانم بگویم که خیلی از بچه‌ها کارشان را بلد نیستند و متاسفانه الآن خیلی کارها مد شده‌اند که بچه‌های ما انجام می‌دهند ولی نمی‌دانند که چرا این کار را انجام می‌دهند مثلا ویدئو آرت(video art) و یا هنر چیدمان(instalition) که خوب اگر کسی پله پله برسد به مرحله‌ای که حالا با استفاده از دانش و تجربه و سوادبصری کاری اینچنینی را انجام بدهد دستش هم درد نکند و آن کار ارزشمند است اما وقتی که کسی هنوز نمی‌داند سیاه و سفید چیست و فضای مثبت و منفی چیست اما می‌خواهد زیر نظر استادش کولاژ کند و با استفاده از تصاویری از این‌سو و آن سو کاری را جمع و جور کند و بعد هم اصلا هیچ نقدی را نپذیرد و حس کند که دیگر ره ۱۰۰ ساله را یک‌شبه رفته است و مطرح شده‌است و با گفتن اینکه فلان گالری دار مرا دعوت کرده فلان اقا برای نمایشگاه آثار مرا خواسته اجازه‌ی نقد را هم به کسی نمی‌دهند به نظر من با چنین شاگردی باید برخورد بسیار جدی کرد و با تند‌ترین برخوردها جلوی آلوده شدن آن بچه را گرفت امروزه‌ خیلی ها فقط یادگرفته‌اند که با استفاده از کانال‌های ارتباطی مناسب نمایشگاه‌های زیادی بگذارند و به هر حربه‌ای که شده مطرح بشوند. اما هنر باید طوری باشد که به شما توان بدهد تا از این چیزی که هستید برخیزید و نگاه تازه‌ای داشته باشید و واقعا چیزی به شما اضافه کند نه اینکه حتی خود هنرمند هم توضیحی بر آنچه که ارائه داده ندارد.
زمانی که دانشجو بودم همه‌ی همکلاسی‌های من با کمال عشق و علاقه کار می‌کردند و بسیار هم حرفه‌ای عمل می کردند و حالا هم خوشبختانه جاهایی ایستاده‌اند که لیاقتش را دارند و همه در رشته‌ی تخصصی که برای خود برگزیده‌اند بهترین هستند اما متاسفانه در حال حاضر … بگذارید اینگونه مطرح کنم، اگر بچه‌های ما کتاب خوب بخوانند و فیلم‌خوب ببینند و موسیقی خوب گوش بکنند هنر در سبد زندگی آن‌ها خواهد بود همانطور که نان می‌خرد اما با وجود این‌همه کتاب خوبی که تولید می‌شود و تصویرسازی‌های خوبی که در بازار هست والدین کتاب‌های دکه‌ای را با تصویرسازی ضعیف و دست چندمی را انتخاب می‌کنند و گران بودن قیمت کتاب هم بی تقصیر نیست و کتاب کودک تبدیل به کالایی لوکس شده، و اما پس آیند این ماجرا تربیت نشدن سلیقه‌ی کودک است و متاسفانه از این بدتر استخدام نشدن فارغ‌التحصیلان نقاشی در آموزش و پرورش است و بارها شاهد این بوده‌ایم که معلم علوم کلاس هنر را برگزار می‌کند ما مشغول تلاش در این راستا هستیم که نقاشی را از گالری‌ها بیرون بکشیم و در بینال‌ها و نمایشگاه‌ها برای بچه‌ها مواد لازم را فراهم می‌کنیم و در همان مکان هم آثارشان را قاب می‌گیریم و برای فروش می‌گذاریم تا بچه‌ها انگیزه پیدا کنند و به نقاشی علاقمند بشوند اما همه‌ی این کارها کارهای کوچکی هستند و سیر حرکتی کندی هم دارند چرا که هنر نیازمند ساپورت و پشتیبانی بدون توقع دولتی است.

تنبیه بدنی در مدارس بررسی می شود قربانیان زمزمه‌ی محبت

تنبیه بدنی در مدارس بررسی می شود
قربانیان زمزمه‌ی محبت
خط کش های چوبی و خودکار لای انگشتان و لگد و مشت هایی که جای مطالب مفید به سرو صورت دانش آموزان می خورد! تنبیه بدنی دانش آموزان جرم است؟ قانون برای تنبیه دانش آموزان توسط معلمان چه راهکارها و حکم هایی در نظر می گیرد؟ نظارت بر سلامت روانی معلمان کجای دایره آموزش و پرورش قرار دارد؟نظام آموزشی کشور همیشه با مشکلات متعددی روبه رو بوده است. حمله به دانش آموزان بحثی است که در این بین بسیار مورد توجه بوده! حقوق یک دانش آموز چیست؟ معلمانی که مشکلات زندگی خود را به کلاس می آورند و با کوچکترین شیطنت دانش آموزان آن ها را زیر بار کتک می گیرند. کتک هایی که به شدت روی دانش آموزان که آمده اند به مدرسه تا یاد بگیرند، تاثیر گذار است.
تحت پیگیری قانونی قرار می گیرد
حکم معلمی که دانش آموزان را مورد ضرب و شتم قرار می دهد، چیست؟معلمانی که دانش آموزان را به هر دلیلی تنبیه بدنی می کنند، مرتکب تخلف شده اند و باید مجازاتی برای آن ها در نظر گرفته شود، به گفته مسئولان: تحت پیگیری قانونی قرار می گیرد. اما این پیگیری قانونی چیست؟ در شهرستان شوش، واقع در شمال استان خوزستان درماه اخیر یک فیلم از تنبیه بدنی دانش آموز توسط معلم منتشر شد. این کتک خوردن که آوردن واژه «شدید» پیش از آن به هیچ وجه نمادین نیست، معلم مورد نظر با کتاب ضربات سنگینی را به صورت و سر دانش آموز وارد می کند، ضرباتی که با فریاد های دانش آموز همراه است. به گزارش تسنیم، مجتبی دیناروند، رئیس آموزش و پرورش شهرستان شوش این تنبیه را تایید کرده است. وی گفته بود:متاسفانه این خبر صحت دارد و یکی از همکاران ما سر کلاس به واسطه شیطنت یکی از دانش آموزان عصبانی شده و کنترل خودش را از دست می دهد و اقدام به تنبیه بدنی وی می کند. پرونده این معلم تکمیل و به هیئت تخلفات استان ارسال شده است تا پیگیری قانونی ازطریق هیئت تخلفات انجام شود.
نگرانی جامعه
عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان و وکیل دادگاه در گفت و گو با«ابتکار» می گوید: مجازات ها به تناسب شغل افراد یا موقعیت آن ها تغییرپیدا نمی کند و قانون ثابت است. مسئله ای که در تمام کشورها در نظام کیفری حساسیت دارند این است که برخی مشاغل که مورد اعتماد و امین مردم هستند حساس تر بوده به گونه ای که اگر شخص مرتکب جرم شود موجبات نگرانی جامعه را به وجود می آورد. وی می افزاید: معلمین جزو همین افراد هستند . این افراد عهده دار آموزش و پرورش جامعه بوده و از لحاظ اخلاقی اگر اهمالی صورت گیرد.
جامعه روی آن ها حساس می شود. خرمشاهی می افزاید: بنابراین دراین گونه موارد زمانی که عمل مجرمانه ای مانند ضرب و شتم دانش آموزان انجام می شود درکنار مجازات بر اساس قانون نوعی مجازات تکمیلی نیز در جهت اصلاح رفتاری شخص مجرم در جهت جبران منافات عمل ارتکابی نامناسبی که از وی سر زده در نظرگرفته می شود.
این حقوقدان با اشاره به اینکه این مجازات تکمیلی می تواند «محرومیت از حقوق اجتماعی»، «عدم اشتغال به شغل» و «انفصال چندساله از شغل» باشد، می گوید: با انجام برخی مجازات های تکمیلی برای شخص مجرم، سایر افراد که در آن صنف ها هستند و مورداعتماد مردم قرار دارند، متوجه موقعیت حساس خودشان می شوند. این فقط شامل معلمان نمی شود بلکه ناظمان و مدیران مدارس نیز جزومعتمدان مردم هستند. خرمشاهی در پاسخ به این سوال که ضرب و شتم یک دانش آموز توسط معلم چه حکم قانونی دارد می گوید:هرگونه خلاف و مجازات این افراد بر اساس ماده 614 قانون مجازات اسلامی بوده و مانند سایر جرایم با آن ها برخورد می شود. گفتنی است اگر این اتفاق به نقص عضو دانش آموز و یا با سلاح سرد انجام شود مجازات سنگین ترخواهد شد. برای برخی مشاغل چون مورد اعتماد مردم هستند، بر اساس ماده 23 قانون مجازات اسلامی مجازات تکمیلی یا طبعی در نظر گرفته می شود.
آسیب ناحیه تناسلی
در مورد دیگری در بجنورد یک معلم دانش آموز 10 ساله خود را که در کلاس چهارم مشغول به تحصیل بود مورد ضرب وشتم قرار می دهد. این دانش آموز دچار آسیب دیدگی می شوند آن هم از ناحیه اندام تناسلی و سه روز است که در بیمارستان بستری شده است. داستان از این قرار است که این دانش‌آموزان به دلیل زنگ ورزش با خود یک توپ به مدرسه می برد و در کلاس درس یکی ازدانش آموزان شیطنت کرده و توپ او را شوت می کند. پدراین دانش آموز گفته بود: فرزندم برای گرفتن توپ پیش معلمش می رود که معلم از او می خواهد تا پایان ساعت کلاس صبر کند هنگامی که «علیرضا» برمی گردد که سرجایش بنشیند معلم با عصبانیت لگدی ازپشت به وی می زند که ضربه شدید پا به آلت تناسلی وی برخورد می کند و نقش بر زمین می شود. به گزارش تسنیم، پدرعلیرضا گفت:فرزند 10 ساله اش در حین ورزش و با لگدی که از پشت به او وارد شده از ناحیه اندام تناسلی دچار آسیب شده است و از 19 اردیبهشت ماه در بخش جراحی 2 بیمارستان امام علی (ع) بجنورد براثر شدت جراحت وارده بستری است و طی این مدت به جز مدیر مدرسه ازآموزش وپرورش کسی برای خبرگیری به سراغشان نرفته است.
ضربه کابل، کودک را روانه بیمارستان کرد
دانش آموزی 8 ساله با چوب و کابل کتک می خورد. دانش آموزی 8 ساله به دلیل بدخط نوشتن مشق توسط معلمش با خطکش فلزی کتک می خورد. به گزارش تسنیم این دانش آموز گفته بود: «به خاطر بد نوشتن مشق هایم معلم مرا با چوب، کابل و خط‌کش فلزی کتک زد.معلم با کابل به دستانم، و با سیم و خط‌کش فلزی بر پشتم ضربه زد که اکنون دو روزاست در بیمارستان هستم.» ایوب محمدی عموی این دانش آموز کوه دشتی می گویید: این معلم همیشه بچه ها را کتک زده به طوری که بارها پدر علی به مدرسه رفته و به معلمش هشدار داده که فرزندش را اذیت نکند. عموی این دانش آموز عنوان می کند: وقتی معلم علی را تا حد مرگ کتک می زند در کلاس را می بندد و از دانش آموزان می خواهد تا همگی او را کتک بزنند و می گوید اگر دانش آموزی هم کتک نزند خود تنبیه می شود. پس از اینکه همکلاسی های علی را کتک می زنند معلم به دلیل اینکه ضربه زدن دانش آموزان محکم نبوده می رود و یک دانش آموز دوم ابتدایی را برای کتک زدن علی به کلاس می آورد.
علی قربانی مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش استان لرستان در رابطه با این اتفاق گفت: این قضیه مقداری مبهم است چون تصاویر منتشرشده ظاهر قضیه را نشان می دهد و در آنچه افراد عادی در نگاه نخست تشخیص می دهند نشانه ضرب و شتم نیست به هر حال چون این موضوع پزشکی است نمی شود به راحتی قضاوت کرد پس باید مراجع پزشکی بررسی کنند.
تاثیرات منفی
نظارت برسلامت روانی معلمان پس از گزینش وجود ندارد. آذردخت داوری، روانشناس بالینی در ارتباط با تاثیرات ضرب و شتم دانش آموزان و تاثیرات آن در آینده این افراد می گوید: تمام رفتارهایی که اطرافیان ما می کنند روی دانش آموزان تاثیر دارد. این تاثیرات هم می تواند مثبت بوده و هم منفی.
مقوله ضرب و شتم دانش آموزان کاملا تاثیرات منفی روی آنها و آینده این افراد می گذارد. فرقی نمی کند در خانه یا مدرسه اتفاق بیفتد این رفتارهای ناشایست به صورت خشم فروخورده در دانش آموز وکودک ذخیره می شود و در آینده به شکل معضلات اجتماعی بروز می کند.
وی می افزاید: دانش آموزان 5 تا 7 سال بیشتر تحت تاثیر قرار دارند. آن ها آسیب پذیر هستند و چون توان مقابله با مقوله مانند تنبیه را ندارند وبه شکل خشم درآن ها ذخیره می شود. داوری می افزاید: طبیعی است که در تنفر دانش آموز از درس و مدرسه تاثیر بگذارد.
روزنامه ابتکار

نماینده مردم سیرجان و بردسیر درخانه ملت: سهم استان کرمان از صنعت و معدن فقط خام فروشی است

نماینده مردم سیرجان و بردسیر درخانه ملت:
سهم استان کرمان از صنعت و معدن فقط خام فروشی است
نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه به رییس جمهور اعلام کردیم دولت شما در صنعت و معدن کارهای خوبی انجام داده اما سهم استان کرمان فقط خام فروشی است، تصریح کرد: 200 میلیارد تومان تسهیلات در این حوزه نیاز داریم تا هزاران میلیارد ارزش افزوده برای کشور به همراه داشته باشد. به گزرش ایسنا شهباز حسن پور با تقدیر از مردم استان کرمان در استقبال از کاروان تدبیر و امید اظهار کرد: از ریاست جمهوری و هیئت دولت به خاطر توجه به مشکلات استان به ویژه پایلوت شدن کرمان برای اقتصاد مقاومتی تشکر می کنم. وی با اشاره به بیان مسائل و مشکلات استان در سفر رییس جمهور به کرمان افزود: در جلسه شورای اداری استان با حضور رییس جمهور اعلام کردم که وظیفه هر حکومت و دولتی تامین امنیت است و در زمینه کمبود تجهیزات و امکانات دستگاه های امنیتی به ویژه نیروی انتظامی و بسیج تذکر دادم. حسن پور تصریح کرد: شرمنده هستیم که استان کرمان بیش از 500 شهید در مبارزه با مواد مخدر تقدیم کرده، تا کی باید این وضعیت ادامه داشته باشد؟ وی با اشاره به اینکه بیشترین تلفات جاده ای مربوط به استان کرمان است، بیان کرد: چرا نباید همه جاده های به دوربین مجهز شوند؟ نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی گفت: در این نشست به رییس جمهور اعلام کردیم که 300 هزار میهمان ناخوانده اتباع کشورهای دیگر در استان کرمان چه می کنند؟ عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی افزود: در این سفر از همه چیز گفته شد، اما راجع به 25 درصد از ولی نعمتانی که تحت پوشش کمیته امداد، بهزیستی و نهادهای حمایتی هستند، هیچ کس سخنی به میان نیاورد و دولت در آستانه ماه رمضان باید برای این عزیزان چاره اندیشی کند.
حسن پور اظهار کرد: از رییس جمهور سئوال کردم برای 2 هزار پروژه نیمه تمام استان کرمان چه برنامه ای دارند؟ استخر بردسیر، ساختمان اداره کل آموزش و پرورش، صدا و سیمای کرمان، تعزیرات و سایر مجموعه ها از جمله این طرح های نیمه تمام است. وی با اشاره به مطرح کردن مشکل کمبود آب کرمان و اینکه حدود یک هزار روستای استان کرمان با تانکر آبرسانی می شوند، بیان کرد: بیکاری یک معضل جدی در کشور است و به رییس جمهور اعلام کردیم دولت شما در صنعت و معدن کارهای خوبی انجام داده اما سهم استان کرمان فقط خام فروشی است. حسن پور تصریح کرد: 200 میلیارد تومان تسهیلات نیاز داریم تا هزاران میلیارد ارزش افزوده برای کشور به همراه داشته باشد. نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: در بحث بهداشت و درمان و سلامت کارهای خوب و بزرگی در این دولت انجام شده اما سهم استان کرمان فقط اعزام بیمار به یزد، تهران و شیراز شده و 3 هزار تخت بیمارستانی کم داریم. وی در ادامه با اشاره به انتخاب استان کرمان به عنوان پایلوت در اقتصاد مقاومتی اظهار کرد: از مزایای این امر، افزایش اختیارارت استانداران، بهانه گرفتن از دست مدیران ترسو، ناکارآمد و منفی نگر است.
حسن پور تصریح کرد: با این کار، مدیران شجاع و مدبر می توانند مشکلات مردم را حل کرده و سرمایه گذاران و کارآفرینان بیشتری به کرمان خواهند آمد. وی بیان کرد: امیدواریم با استفاده از ظرفیت کرمانی های عزیز در داخل و خارج کشور بتوانیم زمینه توسعه و پیشرفت استان را با سرعت بیشتر به پیش ببریم. نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی در پایان تاکید کرد: چرا برای صنعت پسته استان چاره اندیشی نمی شود؟ چگونه سازمان چای در کشور داریم اما نباید بورس، بازار و یا سازمان پسته نداشته باشیم.

اختصاص اعتبار برای فعال سازی واحدهای تولیدی راکد در کرمان

اختصاص اعتبار برای فعال سازی واحدهای تولیدی راکد در کرمان
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان گفت: هشت هزار میلیارد ریال تسهیلات برای فعال سازی واحدهای تولیدی راکد و نیمه فعال این استان تخصیص یافت.
به گزارش ایرنا محمود سلطانی زاده دیروز افزود: سهم استان کرمان از نقدینگی فعال سازی واحدهای راکد، هفت درصد معادل هشت هزار میلیارد ریال است. وی ادامه داد: 120 هزار میلیارد ریال نقدینگی برای فعال سازی واحدهای مشکل دار و راکد کشور در نظر گرفته شده تا واحدهای متقاضی تسهیلات بتوانند تولید و اشتغالزایی را افزایش دهند. سلطانی زاده عنوان کرد: متقاضیان دارای شرایط می توانند با مراجعه به سایت www.behinyab.ir نسبت به استفاده از تسهیلات واحدهای صنعتی راکد و غیرفعال اقدام کنند. وی گفت: متقاضیان بعد از ثبت نام در سایت باید به معاونت تولید سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان مراجعه و نسبت به تکمیل اوراق خود اقدام کنند. وی اضافه کرد: 330 واحد تولیدی غیرفعال و همچنین 400 واحد تولیدی نیمه فعال که با ظرفیت کامل فعالیت نمی کنند در استان کرمان وجود دارد.
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان تصریح کرد: واحدهای راکد و مشکل دار صنعتی با در نظر گرفتن ملاحظات حتی با بدهی بانکی می توانند از این تسهیلات استفاده کنند.
وی با بیان اینکه سقف تسهیلات دریافتی برای هر واحد تولیدی بستگی به میزان متقاضیان دارد گفت: مقدار تسهیلات در کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید، برای هر واحد مشخص می شود. وی ادامه داد: امکان تشکیل کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید به صورت روزانه وجود دارد.
وی همچنین عنوان کرد: واحدهایی که زیر یکصد نفر اشتغال دارند در اولویت استفاده از تسهیلات بانکب قرار دارند. سلطانی زاده گفت: سازمان صنعت، معدن و تجارت با واگذاری تسهیلات بانکی توانسته 11 درصد از 730 واحد صنعتی مشکل دار استان کرمان را به چرخه تولید برگرداند.
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان با اشاره به وجود 352 مصوبه در نشست های کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید گفت: بیش از 30 درصد از این مصوبات تاکنون اجرایی شده و مابقی در دست اجراست. وی با اشاره به حمایت از واحدهای تولیدی راکد و نیمه فعال استان کرمان بیان کرد: سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان در سال گذشته هفت میلیارد و 100 میلیون ریال یارانه سود تسهیلات در اختیار واحدهای تولیدی گذاشته است. مصوبه تعیین تکلیف هفت هزار و 500 واحد تولیدی غیرفعال و مشکل دار کشور بعد از راه اندازی ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در سال ‹اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل› به ریاست معاون اول رئیس جمهوری در اردیبهشت سال جاری اعلام شد.

نگاهی به جایگاه زن در شاهنامه/ خردمند و هوشیار و با رای و شرم

نگاهی به جایگاه زن در شاهنامه/ خردمند و هوشیار و با رای و شرم

حدیث کریمی فر
برخی شاهنامه شناسان از جمله نولد معتقدند زن ها در شاهنامه مقام مهمی را حایز نیستند. حتی بعضی از مردم شناسان هم وطن، فردوسی را به زن ستیز بودن متهم می کنند. گو اینکه نقش و توصیف بانوانی مانند فرانک، سیندخت، رودابه، تهمینه، گردآفرید، جریره، منیژه، کتایون و شیرین…را نادیده می گیرند؟! زنانی که یکی چون فرانک برای رهانیدن جان فرزند از گزند ضحاک به جان می کوشد و آن دیگری سیندخت هنگامی که همسرش مهراب در مورد عشق دخترش رودابه به زال خشمگین است با تدبیر به نزد سام می رود و کار را به سامان می کند… فرنگیس همسر وفادار سیاوش و مادر کیخسرو در راه مهر همسر و فرزند، زادگاه خویش توران را رها می کند و به ایران می آید… منیژه و کتایون در راه عشق خویش از شاهزادگی به دریوزگی و درویشی می افتند…آیا با این همه وفاداری و عشق و دلیری زنان در شاهنامه باز می توان پذیرفت که زنان در شاهنامه جایگاه شایسته ای ندارند!؟
درباره عشق و ازدواج در شاهنامه و این که ازدواج های امروز تا چه میزان با شاهنامه -این کتاب ملی- پیوند دارند، با محمد احمدی موسوی دبیر ادبیات به گفتگو نشستیم.
عشق در شاهنامه به مردانگی زنان ختم می شود.
محمد احمدی موسوی با این ابیات فردوسی سخن آغاز کرد: اگر پارسا باشد و رای زن/ یکی گنج باشد پر آگنده زن / به ویژه که باشد به بالا بلند/ فروهشته تا پای مشکین کمند/ خردمند و هوشیار و بارای و شرم/ سخن گفتنش خوب و آوای نرم.
در نظر فردوسی اگر یک زن پارسا، خوب روی، خردمند و نرم خوی باشد سزاوار ستایش و احترام است، آیا گوینده این اشعار می تواند زن ستیز باشد؟!
موضوعی در شاهنامه مطرح می شود به نام عشق که همراه است با ازدواج و زناشویی و زن را از پشت پرده وناشناختگی بیرون می آورد و به مرتبه بالاتری می فرستد. مثلاً فرانک با مادر فریدون شدن و تهمینه با همسر رستم شدن بزرگی پیدا می کنند.عشق در شاهنامه به مردانگی زنان ختم می شود و زنان دوشادوش مردان به پاک دلی و بلند نظری می رسند.
موسوی می گوید: کسانی که فردوسی را زن ستیز می دانند باید از خود شاهنامه دلیل بیاورند!
زن در شاهنامه در مقام حضیض و پایینی نیست. در دوران پهلوانی هیچ زن پتیاره ای را نمی بینیم. زنان زیبایی درونی و بیرونی را به همراه هم دارند. تنها سودابه است که صورتی زیبا اما سیرتی زشت دارد و با مکر و دسیسه باعث مرگ سیاوش می شود. شخصیت زنان بسیار بی همال و یکتا ست. فرنگیس زجر کشیده ترین زن شخصیت شاهنامه است. در وفاداری با همسر خودش در کین خواهی سیاوش با ایرانیان همراه می شود.
نکته ای که باید یادآور شوم این است که اغلب زنان نام آور در شاهنامه ایرانی نیستند و در همنشینی با مردان ایرانی شیفته فرهنگ، آداب و رسوم ایرانی می شوند و در نبرد کشورشان با ایران جانب ایران را می گیرند. تهمینه مادر سهراب تورانی است. سیندخت و رودابه کابلی اند. کتایون زن گشتاسب هم رومی است. تنها کسی که باعث بد نامی زنان است، سودابه است که او هم از یمن است. او تنها زنی است که در شاهنامه شخصیت منفی دارد و عشقش به هوس آلوده است. اگر بخواهند نظر فردوسی درباره زنان را تنها از منظرسودابه بسنجند راه به جایی نخواهند برد!
جناب فردوسی سه شرط برای عشق زنان برشمرد: به سه چیز باشد زنان را بهی/ که باشند زیبای گاه مهی/ یکی آنکه با شرم و باخواسته است/ که جفتش بدو خانه آراسته است.
موسوی افزود در شاهنامه شماری بیت اصلی وجود دارد که شخصیت های داستان به سبب موضوعی که در روند روایت پیش آمده، زنان را نکوهیده اند. مثلاً رستم پس از آگاه شدن از کشته شدن سیاوش بر اثر دسیسه سودابه می گوید: کسی کو بود مهتر انجمن/ کفن بهتر او را ز فرمان زن/ سیاوش ز گفتار زن شد به باد/خجسته زنی کو ز مادر نزاد.
اینجا کلمه زن تنها خطاب به سودابه است، نه موجودیتی به نام زن! در ابیاتی که گمان می برند به زن توهین شده است ابیات الحاقی است که به احتمال زیاد از فردوسی نیست.
موسوی مثال های بیشتری از زنان شاهنامه می آورد. رودابه می داند که پدرش با خانواده زال مشکل دارد؛ اما در راه عشق با دلبری بی نظیری گیسوان بافته خودش را مثل زنجیر به پای زال می اندازد. در خلوت این دو هیچ حرکتی بر خلاف عفت زن نیست. کسی که عفیف است بی باکانه عشق می ورزد و از عفاف سپری می سازد که از هر نوع هوسی به دور است.
تهمینه نمونه جسورتری است که خود پنهانی به سمت رستم می رود و می گوید: تورایم کنون گر بخواهی مرا… ازدواج در گذشته با خرد و فلسفه همراه بوده است. او می داند اگر از رستم بارور شود پهلوانی به دنیا تقدیم می کند. همین تهمینه از جمله پارساترین ومحروم ترین زنان تاریخ حماسی دنیاست. چرا که تنها یک شب با همسرش بوده است. وفاداری تهمینه مثال زدنی است. تراژدی رستم و سهراب که عظیم ترین تراژدی است ،بی حضور تهمینه شکل نمی گرفت.
فردوسی برخلاف همه شاعران درباره عشق و زناشویی با واقع بینی و صراحت صحبت کرده است؛ اما دیگران در پرده می گویند. در شاهنامه این پنهان کاری نیست. ضمن این که غالب عشق ها کام جویانه و هوس آلود نیست و محبتی که به هم می ورزند به فرمان خرد و از سر صدق است. این گونه محبت ها پیدایش فرزندانی پهلوان و گردمنش به دنبال دارند.
موسوی ادامه می دهد: گرچه آفرینش وهستی دو جفت را بر اساس فاکتورهای فیزیکی و ظاهری به هم نزدیک می کند و شاید این شروع کار باشد؛ اما متاسفانه جوان ما به همین بسنده می کند. نتیجه ازدواج های امروزی بیشتر کامجویی در اثر عشق های زود گذر است و دوامی هم ندارد. شما درخواست امروز بعضی از زنان از همسرانشان را ببینید! من فقط یک مثال می زنم. دختر خانمی نامزدش را به این دلایل انتخاب کرده بود که تک فرزند و ثروتمند است و چون سرطان دارد چند وقت بیشتر زنده نیست! از آرشیو روزنامه ها آمار طلاق را بیرون بیاورید تا بفهمید معیارها چگونه رنگ باخته اند.
اما از دیدگاه فردسی عشق به چه معناست ؟عشق فردوسی برخلاف شاعران مثل سنایی، مولانا، حافظ، فخرالدین عراقی و هاتف اصفهانی و…از نوع عارفانه و خانقاهی نیست! عشق های فردوسی از زمین شروع می شوند ولی پست و ناپاک نیستند. دو جوان از روی صفا و معرفت هم دیگر را دوست دارند. عشق؛ معقول و از روی خرد است. عشق در آن مخلصانه و دو جانبه ودور از هوس است. زنان با پهلوانان ازدواج می کنند و دلاورانی قهرمان پرورش می دهند. عشق فردوسی به ارزش های والا و تاریخ و فرهنگ و زبان فارسی است. همین عشق است که او را سی سال با همه سختی ها به تکاپو وا می دارد و کتابی ملی و سترگ برای ما به یادگار می گذارد.

ورزشکاران قهرمان و جوانان نخبه کرمان در تهران معرفی می شوند

ورزشکاران قهرمان و جوانان نخبه کرمان در تهران معرفی می شوند
مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمان گفت: ورزشکاران قهرمان و جوانان نخبه استان کرمان در جشنواره فرهنگی و اقتصادی کرمان در تهران معرفی می شوند. محمود محمودی نیا در گفت و گو با ایرنا افزود: اسامی قهرمانان المپیکی، پارالمپیکی، آسیایی و بین الملی و همچنین جوانان نخبه استان که مقام هایی در سطح بین المللی داشتند را لیست کرده ایم. وی با اشاره به معرفی دستاوردهای ورزشی استان در این جشنواره گفت: ارائه طرح توسعه ورزش همگانی و قهرمانی و ارائه گزارش عملیاتی و آماری از اجرای آن از دیگر برنامه های ما در هفته فرهنگی و اقتصادی کرمان در تهران است. محمودی نیا تصریح کرد: در این جشنواره مجموعه های ورزشی مطرح در سطح استان نیز معرفی خواهند شد. مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمان ادامه داد: ساخت مستندی را آغاز کردیم که در آن در حوزه ورزش و جوانان، قهرمانان، مسوولان کشوری و استانی و پیشکسوتان حضور دارند که در همایش ویژه ورزش و جوانان در این جشنواره پخش خواهد شد. وی افزود: همچنین در این جشنواره مسابقه ویژه در تهران بین ورزشکاران کرمان و هنرمندان کشوری هم خواهیم داشت.

ظرفیت های استان در جشنواره کرمان معرفی می شود
دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان که قرار است در تهران برگزار شود گفت: تلاش شده در این جشنواره ۱۳ سمینار و همایش با موضوعات مختلف به منظور معرفی ظرفیت های استان کرمان برگزار شود. یاسر سلیمانی در جمع خبرنگاران جنوب استان کرمان در جیرفت افزود: از سال ۹۳ شهرداری تهران در قالب سال اقتصاد و فرهنگ، عزم ملی و مدیریت جهادی با هدف معرفی فرهنگ سایر استان ها زمینه برگزاری جشنواره های فرهنگی استان ها را فراهم کرد. وی بیان کرد: یکی از بحث های مهم این جشنواره ظرفیت رسانه هاست که سه شبکه تلویزیونی جشنواره هفته فرهنگی کرمان را پوشش می دهند. وی گفت: در خصوص تبلیغات قبل از جشنواره فضای محیطی شهرها از طریق شهرداری ها بکار گرفته و در فضای محیطی شهر تهران نیز تمام اتوبان ها و فضای مترو تبلیغات جشنواره انجام می شود. دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان در تهران افزود: در کنار این رسانه ها از رسانه های مکتوب هم استفاده می شود که فضای بسیار خوبی برای معرفی ظرفیت های فرهنگی استان است. وی اظهار کرد: اولین خودروی برقی که در استان کرمان ساخته شده در این جشنواره رونمایی خواهد شد. سلیمانی گفت: به منظور هماهنگی هرچه بیشتر تاکنون ۱۳۰ نشست با مسوولان استانی برگزار شده است. وی ادامه داد: انتقال مجسمه های تاریخی جیرفت به تهران انجام می شود و بعد از جشنواره این تندیس ها در پارک ها و میادین شهر تهران نصب خواهند شد. وی گفت: با توجه به نگاه مدیریتی استان که یک نگاه اقتصادی است یکهزار و ۲۰۰ شرکت و ۱۰۰ سفیر و اقتصاددان از سایر کشورها دعوت شده اند که فرصتی برای جذب سرمایه گذار است. دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان افزود: ۱۴ کارگروه را برای توسعه سرمایه گذاری تشکیل داده ایم و سعی شده تا طرح های سرمایه گذاری توسط این کارگروه ها در همایش های این جشنواره ارایه شود. وی اظهار کرد: در این جشنواره با توجه به ظرفیت های جنوب کرمان سعی شده تمام برنامه های جنوب و شمال از هم تفکیک شده و نمایشگاه های آنها هم از یکدیگر جداست که فرصت خوبی برای معرفی جنوب استان می باشد. سلیمانی گفت: برای معرفی ظرفیت های هر شهرستان برای هر فرمانداری یک غرفه اختصاص داده شده است. وی ادامه داد: تمدن هلیل که مهترین بحث در حوزه تاریخ شناسی است نیاز دارد تا در این زمنیه کار بیشتری صورت گیرد.

مجوز فعالیت رسمی موسسه اعتباری نور صادر شد!

مجوز فعالیت رسمی موسسه اعتباری نور صادر شد!
بانک مرکزی نهایتا وپس از قریب به دو دهه !؟کش و قوس فرسایشی و در حالیکه شاگردان محمد حسین اسکندری زاده در مشیز و استان اینک سالهاست که با افتخار چندین بانک خصوصی وشرکت سرمایه گذاری بین المللی را با افتخار اداره می کنند و با کار افرینی و اقدامات مستقیم خیر در صحنه استان کرمان وکشور خوش میدرخشند.
مجوز نهایی موسسه اعتباری نور را صادر کرد!
مدیر عامل ان را با تنی رنجور وزخم خورده از سالیان رنج وسختی و تنش که تاوان پا فشاری براصول و ارزشهاست در برابر امتحانی دیگر واینبار در صحنه ای به وسعت ایران وجهان قرار داد مردی از دیار کریمان که ارزویش ساختن پلی است به نام زهرای اطهر برای عبور همه محرومین والام ودردهایشان.
بنیان گذار ورئیس هیت مدیره خیریه کوثر مشیز و صندوق های قرض الحسنه مشیز وریحانه گستر که در اقدامی شگفت انگیز ودر اغاز ریاست جمهوری سید محمد خاتمی از مسئولیت معا ونت استانداری استعفا و به گفته خودش وزیر دولت عشق شد!!و همه پیشنهادهای ریاست وحل مشکلاتش و در راس ان مجوز رسمی موسسه اعتباری وبانک و….رد و خود وخانواده و پدر و مادر و برادران و خواهر وحتی در مقطعی زندگی وحیات اقتصادی بیش از ۵۰۰۰ هزار نفر خانواده بزرگ مشیزیان و توانخواهان بی سر پناه و روشن دل و معلول و خلاصه همه عشق و وجود خود را برای پا فشاری بر اصول و کسب رضای خدا به جان خرید ودر جنگی نا برابر در صحنه اقتصاد و خدمت به محرومین بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اینک با نور به صحنه امده است
مرد سالهای خون واتش وفرمانده دلیر وپر شور سرداران اقتصادی، سیاسی و نظامی استان کرمان اینک می رود تا به وعده خود در بکارگیری همه این ظرفیت بزرگ اقتصادی در خدمت به محرومین و توسعه وپیشرفت استان و کشورجامه عمل بپو شاند مردی که دیروز با دستهای خالی ودر محاصره همه جانبه !!؟
نه تنها در استان کرمان که در سیستان وبلوچستان،فارس بوشهر هرمزگان خراسان، تهران! و… جای جای وطن اسلامی با تأسیس مراکز خیریه و حمایت پیدا وپنهان از خیرینی که با همه وجود در خدمت محرومین هستند الگویی جدید از خدمت را آرائه کرده است
اینک گام مهم خود را در رو نمایی و بنیان گذاری اولین بانک اجتماعی کشور بر داشته است گامی که می توانست قریب به بیست سال پیش برداشته شود!؟ اگر اشتباه بزرک اختلاف خانگی و تنک نظری های حزبی و…روی نداده بود.
هنوز هم دیر نیست ، هنوز هم میشود با درس گرفتن از تجربیات تلخ گذشته وبا تکیه بر وحدت وبرادری و حرکت در خط پر افتخار و إلهی امام ورهبری و به کار گیری همه سلائق و تحمل نظرات متفاوت ابتدا استان کرمان و در گام بعدی ایران اسلامی را صحنه زیبای خدمت به محرومین و توسعه و پیشرفت نسلی مهتابی کنیم که هیج چیز جز صداقت و پاکی و أمانت داری و خدمت خالصانه از مسئولینشان نمی خواهند. به همین سادگی!
فرصت ها را از دست ندهیم ،فردا دیر است
یا زهرا یا زهرا ….
۱۴ تیر ماه سال یاس ۱۳۹۴

خبر

سالانه عکس کرمان دو ساله شد
دومین سالانه عکس کرمان با حمایت انجمن عکاسان ایران و همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، معاونت فرهنگی و هنری شهرداری و حوزه هنری کرمان از یکم تا پنجم شهریور ماه در موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان برگزار خواهد شد. به گزارش روابط عمومی سالانه عکس کرمان؛ مسعود زنده روح کرمانی دبیر دومین سالانه عکس کرمان ضمن اعلام این خبر، محور این دوره سالانه را با توجه ضرورت پرداختن همه جانبه به وجوه مختلف عکاسی مستند اجتماعی در سال های اخیر از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. تحولات اجتماعی، اقتصادی و طرح‌های توسعه ملی جوامع رو به رشد را به شدت مورد تاثیر قرار داده است و نمود آن در امر اجتماعی قابل مشاهده و واکاوی است، از این منظر پژوهش‌گران علوم اجتماعی و عکاسان مستند با شواهدی روبرو هستند که آنان را بر آن داشته تا با بررسی تحولات اجتماعی در زمینه تاثیرات متقابل فعالیت های انسان بر فرد و جامعه با آگاهی به بازنگری بپردازند. بنابر این محور اصلی گرایش این دوره از سالانه عکس کرمان: «مستند اجتماعی» با درون مایه‌ی نمایشگاهی»شهر من» ( زندگی شهری)می باشد. وی افزود: این سالانه شامل سه بخش اصلی مقالات علمی پژوهشی ، نشست های تخصصی و نمایشگاه عکس می باشد. رییس هیأت مدیره انجمن عکاسان ایران و دبیر دومین سالانه عکس کرمان هدف از برگزاری این سالانه را افزایش سطح علمی، آموزشی و پژوهشی عکاسان استان کرمان در تعامل با کارشناسان، پژوهش‌گران، عکاسان و هنرمندان کشورعنوان کرد و افزود: این سالانه برای نخستین بار در سطح شهر و استان کرمان نسبت به برگزاری یک همایش تخصصی متنوع شامل نمایشگاه عکس و مباحث میان رشته ای اقدام خواهد کرد که این فعالیت ها متمرکز بر ارایه‌ی مقالات پژوهشی، برگزاری نشست های تخصصی با موضوع مستند اجتماعی خواهد بود. کلیه عکاسان برای دریافت فراخوان شرکت در سالانه میتوانند به آدرس اینترنتی http://kermanphotoannual.blogfa.com/ یا به آدرس دبیرخانه آدرس دبیرخانه:کرمان خیابان شهید بهشتی، نرسیده به چهارراه ولیعصر(باغملی)، موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان ، دبیرخانه دائمی سالانه عکس کرمان. مراجعه نمایند و از طریق ثبت نام در وب سایت www.kerman2020 از آخرین اخبار سالانه اطلاع کسب نمایند.

چهره

اشک های ظریف، صالحی و فریدون در مراسم احیای شب نوزدهم رمضان در وین/تسنیم

جلوه

کنار صندل جیرفت
روستای کنارصندل در فاصله‌ حدود پنج کیلومتری غرب شهر عنبرآباد و ۳۰ کیلومتری جنوب شهر جیرفت واقع شده است. تمدن ۷ هزار ساله “ارت” به گواه باستان شناسان از نخستین تمدنهای بشری است سرمنشاء کشف خط در جهان است. در صورت آشکار شده رمزها و لوحهای گلی که در کنارصندل کشف شده تاریخدانان می توانند بسیاری از کتابهای تاریخ دانشگاههای معتبر دنیا را تغییر دهد که نشان از غنای این تمدن کهن دارد.

چهره

ابوعزراییل
شنیده شده مبارز عراقی در مقابل داعش معروف «ابوعزراییل» که همچون نام مستعارش برای داعشی ها مامور مرگ بشمار می‌رود و لرزه بر اندام آنها میاندازد در حرم رضوی بوده است. که از تصاویر منتشر شده با استقبال گرم مردم هم مواجه شده است./خبرآنلاین