بایگانی مطالب نشریه

کتاب

بی سایگان در بازار کتاب ایران
«بی‌سایگان» رمانی از فرانسواز ساگان با ترجمه علیرضا دوراندیش توسط نشر نون به پیشخوان کتابفروشی‌ها راه یافت. این رمان که یکی از رمان‌های پرفروش فرانسه بوده است به زندگی عاطفی چند خانواده هنرمند در پاریس می‌پردازد و فضایی خاص از روابط این طبقه اجتماعی به دست می‌دهد.لایه‌های روانشناختی این اثر ژرفای هولناک تنهایی انسان‌ها را نشان می‌دهد. بسیاری شخصیت های این رمان را با شخصیت‌های داستان‌های سالینجر مقایسه کرده‌اند.

وینگو وارد می‌شود

وینگو وارد می‌شود

وصال روحیان
وینگو بگوویچ، متولد دهم مهر 1327 در کشور کرواسی میباشد که حالا در سن 67 سالگی سرمربیگری تیم فوتبال مس کرمان را بر عهده گرفته است. وی که تقریبا شانزده سالی میشود مربیگری خود را در ایران آغاز کرده پیش از این بار مربیگری تیم هایی چون پی‌ان‌کی اسپلیت، فولاد خوزستان، پرسپولیس، الوصل، پگاه گیلان، امید ایران، پاس همدان، آلومینیوم هرمزگان، پاس همدان را بر دوش خود داشته است و به خوبی میدانیم شانزده سال مربیگری در ایران کار هرکسی نیست. در فضایی که بزرگترین مربیان وطنی و حتی مربیان غیر وطنی نمی توانند به راحتی دوام بیاورند ، شانزده سال ماندن کار سختی است. یا باید خیلی پوست کلفت باشی و بتوانی با همه حاشیه ها بسازی یا توانا باشی و بتوانی با نتایج دهان همه را ببندی. کارنامه وینگو اما نشان می دهد که او از جنس دسته اولی هاست. وینگو بگویچ در سال 1378 به عنوان سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان منصوب شد. او زمانی به ایران آمد که همه در حسرت از دست دادن ایویچ و در یاد نتایج درخشان استانکو پکله‌پویچ در پرسپولیس بودند. آن زمان بهشت کروات ها در ایران بود. وینگو بگویچ هرچند در فولاد به مقامی بهتر از پنجمی نرسید اما اغلب کارشناسان قهرمانی فولاد در لیگ برتر را حاصل زحمات او می دانند. بگویچ آنقدر در فولاد بازیکن ساخت و تحویل رده های مختلف تیم ملی داد که هنوز هم برخی او را به عنوان یکی از مربیان سازنده در فوتبال ایران می شناسند. یکی از خبرنگاران ورزشی در مورد او می نویسد:«به گفته خودش به محض ورود به محل تمرین باشگاه فولاد که در آن زمان اصغر باقریان بر صندلی مدیریتش تکیه زده بود، با یک مخروبه واقعی مواجه شد و پس از چند ماه در حالی که از کار کردن با تیم بزرگسالان مأیوس شده بود به پیشنهاد مدیرعامل سری هم به تمرینات تیم‌های پایه زد. آنجا بود که استعدادهای نوجوان خوزستانی امید از دست رفته را به او بازگرداندند و وینگو با «نناد نیکولیچ» مربی تیم‌های پایه باشگاه سوگند یاد کرد از بچه‌های پابرهنه جنوب یک تیم بزرگ بسازد که مبعلی،‌ کعبی، بداوی، کاملی، علوی ستاره‌هایش باشند. این سوگند چهار سال تمام او را در شرایطی طاقت‌فرسا ماندگار کرد و هرچند در زمان او فولاد به مقامی بهتر از پنجم لیگ برتر نرسید ولی وقتی وینگو به دعوت سرخ‌های تهران،‌ سرخ‌های اهواز را ترک می‌گفت فولاد حقیقتا یک باشگاه بزرگ بود که تیم‌های ملی در تمام سطوح وامدار پدیده‌های آن بودند. این عملکرد درخشان او را روانه پرسپولیس کرد. اکبر غمخوار که پس از سال ها علی پروین را از پرسپولیس به دلیل سنتی بودن کنار گذاشت با آوردن وینگو که نامی برای خود دست و پا کرده بود و همچنین خریدهای بزرگی چون دایی و کاظمیان خواست نام پروین را از پرسپولیس دور کند. اما نه غمخوار سیاست چنین کاری را داشت و نه وینگو چنین توانایی را.هرچند بگویچ با سه پیروزی مقتدرانه لیگ را آغاز کرد اما تا پایان فصل برخی چنان بلایی سر پرسپولیس و وینگو آوردند که این مربی کروات قید ایران را زد و به الوصل امارات پیوست. وینگو در امارات آنقدر بد نتیجه گرفت که به نیم فصل نرسیده اخراج شد و در آن سال تمایلش را برای بازگشت به ایران و بخصوص فولاد ابراز کرد اما سر از پگاه گیلان درآورد. وینگو تا لیگ برتری شدن با پگاه گیلان یک قدم کم آورد و در روزهایی که با رفتن برانکو ایوانکویچ از تیم ملی همراه بود و مربیان کروات دیگر خواهان زیادی در ایران نداشتند به ناگه سر از تیم ملی امید در آورد.پس از ناکامی با تیم امید ایران در راهیابی به المپیک وینگو در دو مرحله سرمربی پاس همدان شد و توفیقی نیافت.وینگو همچنین یک تجربه ناکام دیگر را در آلومینیوم هرمزگان دارد. وینگو فصل پیش سکان تیم فوتبال مس رفسنجان را در دست گرفت و نهایت تلاشش را برای صعود به لیگ برتر کرد و گفتنی است با وجود امکانات کمی که در اختیارش بود نتایج مطلوبی را هم به دست آورد اما مس کرمان، تیم سابقش که تنها حدود یک ماه در آن فعالیت کرد به رهبری اکبر میثاقیان فاتحه صعود تیمش را به لیگ برتر خواند و پرونده مس رفسنجان در همان لیگ یک بسته شد. پس از صعود مس کرمان به مرحله بعدی مسابقات پلی آف، کری خوانی ها و تعریف کردن از خاطرات شش بار صعود اکبر میثاقیان به لیگ برتر آغاز شد اما میثاقیان نتوانست سرودهایش را در مستطیل سبز سر دهد و با باخت یک بر صفر مقابل استقلال خوزستان آن هم در خانه با یک تیر سه نشان را به اشتباه زد. اول اینکه نتوانست موجبات صعود مس کرمان را به لیگ برتر فراهم کند و از رسیدن به رکورد صعود با هفت تیم به لیگ باز ماند. دوم خشم بسیاری از طرفداران را شعله ور کرد. خشمی که آتشش دامن ورزشگاه را هم گرفت و خشک و تر را با هم سوزاند که شاید این عمل نشان دهنده این بود که صبر هواداران این تیم سر آمده و از ناکامی های عجیب خسته هستند. و اما آخرین تیری که میثاقیان به اشتباه پرتاب کرد صلب اعتماد سران مس و دلسرد کردن هواداران بود. کمتر تیمی در لیگ یک دیده میشود که مشکل مالی نداشته باشد و برای تمریناتش زمین خود را داشته باشد و حتی گاها برای سفر به شهر های دیگر در خرید بلیط هواپیما دست دست نکند، اینها درحالی بود که اکبر میثاقیان با تیمی در لیگ یک ظهور کرده بود که دستمزد تمام بازیکنانش را سر موقع پرداخت میکرد و تمام سفرهایش با هواپیما بود و همیشه در بهترین هتل ها اقامت میکرد. در وهله اول سقوت چنین تیمی به لیگ یک امری عجیب بود اما عجیب تر از آن ناکامی این تیم از صعود به لیگ برتر با وجود چنین امکاناتی بود. شاید همین گونه مسائل بود که باعث شد اکبر میثاقیان به مزاق سران مس کرمان به عنوان سرمربی سال آینده این تیم خوش نیاید و وینگو بگوویچ را با وای جایگزین کنند. در سوی دیگر نباید فراموش کرد که مس کرمان هنوز منتظر رای کمیته استیناف سازمان لیگ برای برگزاری مجدد بازی پلی آف است و ممکن است هیات مدیره مس کرمان به این نتیجه رسیده است که اگر قرار باشد با این رای موافقت شود و قرار به برگزاری این بازی بین مس و پیکان شود یک تیم بدون مربی شانسی برای صعود ندارد، درنتیجه به سراغ نزذیک ترین گزینه میروند و بگوویچ را انتخاب میکنند. بگوویچی که کارنامه قابل قبولی چه در تیم های لیگ برتری و چه مس رفسنجان به نمایش گذاشته بود. نیم فصل اول لیگ دسته اول هنوز به پایان نرسیده بود اما در گروه ب این مسابقات که تیم های بزرگی مثل نفت آبادان، داماش، سیاه جامگان و شهرداری تبریز در آن حضور داشتند، تیمی مثل رفسنجان با اقتدار صدرنشین شده بود، اتفاقی که کمتر کسی آن را باور داشت. در نتیجه انتخاب این فرد برای رهبری مس کرمان به دور از منطق نیست اما بعد دیگر این ماجرا این است که امکان دارد هیات مدیره باشگاه مس کرمان باز هم در ابتدای شروع فصل وی را برکنار کند، کاری که قبلا هم کرده اند و شاید حالا فقط نگران رای کمیته استیناف سازمان لیگ درباره بازی پلی آف باشند و به نوعی از وینگو فقط برای درمان موقت استفاده کنند.
حرکت وینگو
همواره شایعات زیادی در ارتباط با وینگو بگویچ مطرح بوده است. با آمدن بلاژویچ و در ادامه برانکو ایوانکویچ به فوتبال ایران تعداد بازیکنان اهوازی و البته به نوعی فولادی در تیم ملی فوتبال کشورمان زیاد شد. البته افرادی همچون مبعلی و یا کعبی قطعا جزو خوبان فوتبال کشور بوده اند اما بازیکنانی مثل محمد علوی و ناجی بداوی فقط در زمان حضور بلاژ و برانکو به تیم ملی فوتبال ایران دعوت می شدند. در آن زمان با دعوت شدن بازیکنان زیادی از فولاد به تیم های ملی، نمایانگر سازنده بودن و استعدادیاب بودن بگویچ بود اما او هیچگاه نتوانست در تیم های دیگر این نقش را ایفا کند. بخصوص که با رفتن برانکو از تیم ملی به طور ناگهانی تعداد بازیکنانی که به نوعی کشف وینگو محسوب می شدند از تیم ملی کم شد. اوضاع وقتی مشکوک تر شد که رضا چلنگر مترجم وینگو بگویچ در پرسپولیس، درباره او به سایت فوتبال مدیا گفته بود:«وینگو بگویچ حرکت واقعی خود در فولاد را زمانی آغاز کرد که نناد نیکولیچ هدایت سیستم پایه را برعهده گرفت و سپس وینگو زمانی با فولاد نتیجه گرفت که بلاژویچ و برانکو به ایران آمدند و او به طور مرتب به منزل خیابان آفریقا رفت و آمد داشت.»
این مسئله وقتی مشکوک تر می شود که پس از رفتن بلاژویچ از تیم ملی ایران، بگویچ در مصاحبه ای با روزنامه جام جم ادعا می کند بلاژویچ از صفایی فراهانی خواسته او را به عنوان کمک انتخاب کند اما رئیس وقت فدراسیون فوتبال با این موضوع مخالفت می کند.موضوعی که هیچگاه از سوی برانکو ایوانکویچ تکذیب نشد. اوضاع وقتی جالب تر می شود که وینگو در مصاحبه ای دیگر ادعا کرده بود تا قبل از آمدن بلاژویچ به ایران هیچگونه آشنایی با او نداشت. در همه جای دنیا رسم بر این است سرمربی کمک های خود را از بین کسانی انتخاب می کند که قبلا با آن ها همکاری کرده و یا آشنایی دارد که هیچکدام ازین دو در مورد وینگو و بلاژ صدق نمی کند.
کشفیات وینگو
ستاره شدند اما با رابطه!
وینگو بگویچ در تیم فوتبال فولاد بازیکنان زیادی را تحویل تیم ملی تحت هدایت بلاژویچ و به خصوص در سال های بعد برانکو ایوانکویچ داد.همین عملکرد از او چهره یک مربی سازنده در فوتبال ایران ساخت.در زیر نگاهی به بازیکنانی که به نوعی کشف وینگو محسوب شده اند انداخته ایم.از نکات جالب توجه این لیست می توان به حضور این بازیکنان در تیم ملی تحت هدایت برانکو و عدم حضور این بازیکنان در تیم ملی پس از برانکو اشاره کرد!
علی بداوی
علی بداوی (زاده ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ – اهواز) سابقه بازی در تیم‌های فولاد،استقلال اهواز و نفت آبادان را دارد.وی سابقه ۲۴ بازی ملی نیز در کارنامه دارد.او پس از رفتن برانکو ایوانکویچ از تیم ملی از فوتبال ایران هم محو شد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان-کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
محمد علوی
سید محمد علوی (۹ بهمن ۱۳۶۰ در کاشان) هم اکنون عضو باشگاه فوتبال پاس همدان است. محمد علوی از جمله بازیکنان ساخته شده در باشگاه فولاد خوزستان است. علوی همراه با تیم جوان فولاد در لیگ برتر ۸۴-۱۳۸۳ به مقام قهرمانی دست یافت. علوی تا زمانی که فولاد به لیگ آزادگان سقوط کرد در این تیم ماند و سپس به تیم پاس همدان پیوست. علوی در فصل ۸۸-۱۳۸۷ به تیم فوتبال پرسپولیس پیوست ولی بدلیل اختلافاتی که با افشین قطبی سرمربی وقت تیم پیدا کرد نتوانست در این تیم جایی را برای خود پیدا کند و تنها در دوبازی به زمین رفت. علوی دوباره در نیم فصل بطور قرضی به پاس همدان پیوست و پس از اتمام قرارداد خود با پرسپولیس قرارداد خود را با پاس برای بار دیگر ثبت کرد. او سپس به گسترش فولاد تبریز در لیگ دسته اول پیوست و دو سال در تبریز ماندگار شد و در آغاز فصل ۱۳۹۲ – ۱۳۹۱ لیگ آزادگان مجددا به همدان و تیم پاس این شهر بازگشت و بازوبند کاپیتانی این تیم را هم به بازو بست. او ۴۶ بار پیراهن تیم ملی را بر تن کرد که تمام آن در دوران حضور برانکو ایوانکوویچ بود. شاخص ترین بازیهای او حضور چند دقیقه‌ای در دیدار دوستانه برابر تیم ملی آلمان در تهران بتاریخ ۱۸ مهر ۱۳۸۳ بود. وی همچنین یکی از اعضای تیم ملی حاضر در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ چین بود.او هم پس از رفتن برانکو دیگر رنگ تیم ملی را ندید و از سطح اول فوتبال ایران نیز به سرعت دور شد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان- کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
ایمان مبعلی
ایمان مبعلی (زاده ۱ شهریور ۱۳۶۱ – ایذه) سابقه بازی در تیم‌های فولاد خوزستان، نیروی زمینی، الشباب امارات، الوصل امارات، النصر امارات، استقلال تهران و الشارجه امارات و همچنین تیم ملی و تیم ملی زیر ۲۳ سال ایران و قهرمانی در بوسان کره را دارد.ایمان مبعلی انصافا یکی از بهترین کشفیات وینگو بگویچ بود اما وی هیچگاه نتوانست به حقش در فوتبال ایران برسد.او همواره از تیم ملی تحت نظر برانکو دور بود و خیلی ها دلیل این دوری را اختلاف مبعلی با علی دایی می دانستند.اختلافی که از تکل خشنی که مبعلی در بازی سوپر کاپ ایران بین صباباطری و فولاد روی پای دایی رفت، بوجود آمد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان
جلال کاملی‌مفرد
جلال کاملی‌مفرد (زاده ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ در شادگان) هم‌اکنون در باشگاه فوتبال پیکان تهران بازی می‌کند. کاملی سالها برای فولاد بازی کرده و سابقه کاپیتانی این تیم را در کارنامه دارد. گفتنی است این بازیکن توانایی بازی در پست های دفاع وسط ، دفاع راست و دفاع چپ را دارا می‌باشد.او از سال 1381 به عضویت تیم ملی ایران در آمد و تا سال 1386 همواره به تیم ملی دعوت می شد.او هم مثل دیگر بازیکنان کشف شده توسط وینگو پس از رفتن برانکو از تیم ملی فوتبال ایران به سرعت از سطح اول ایران دور شد.
مقام ها: قهرمانی در مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۴ به همراه تیم ملی فوتبال ایران-قهرمانی در بازی های آسیایی ۲۰۰۲ به همراه تیم ملی فوتبال امید ایران-قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان-نایب قهرمانی در جام حذفی ۸۶-۸۵ به همراه تیم استقلال اهواز-کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
عادل کلاه کج
عادل کلاه‌کج (متولد ۲ اسفند ۱۳۶۴ – رامهرمز) سابقه بازی در تیم‌های فولاد خوزستان،صباباتری، پرسپولیس تهران، مس کرمان، سپاهان اصفهان و استقلال خوزستان را دارد.او در تمامی رده های سنی فوتبال ایران جز بزرگسالان بازی کرده است.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان
حسین کعبی
حسین کعبی (متولد ۱ مهر ۱۳۶۴ در شهر اهواز) بازیکن فوتبال باشگاه فوتبال استقلال صنعتی خوزستان است. او بعد از عضویت در باشگاه پرسپولیس تهران و انجام فقط ۹ بازی، به تیم باشگاه فوتبال لستر سیتی انگلستان پیوست. این بازیکن از سوی باشگاه لسترسیتی و در پی اختلاف مدیر برنامه‌هایش با مربی و سران باشگاه، در لیست مازاد قرار گرفت و سرانجام به پرسپولیس بازگشت و پس از قهرمانی با پرسپولیس تهران در لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۸۶-۸۷ در فصل نقل و انتقالات به تیم سایپا کرج پیوست. وی در بین نیم فصل ۹۲-۹۱ از تیم راه آهن تهران به تیم صنعت نفت آبادان پیوست.درباره کعبی همواره شایعات زیادی در ارتباط با صغر سنی بودن او وجود دارد.او که هم اکنون طبق شناسنامه اش 29 سال دارد چنان از سطح اول فوتبال ایران دور شده که گویی بیش از 35 سال سن دارد.علی پروین سال ها پیش در مصاحبه ای با اشاره به حضور برخی بازیکنان با سن 40 سال در پرسپولیس از حسین کعبی انتقاد کرده بود.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان- قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران 86-87به همراه تیم پرسپولیس تهران – کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004- قهرمانی در بازی های آسیایی ۲۰۰۲ به همراه تیم ملی فوتبال امید ایران- حضور در جام جهانی 2006
پی نوشت: وینگو بگویچ در مصاحبه ای علاوه بر بازیکنان فوق ادعا کرده بود خسرو حیدری و پژمان منتظری را نیز از بازیکنان کشف شده توسط خود نام برده بود که با کمی جستجو می توان فهمید که پژمان منتظری پس از رفتن وینگو از فولاد به تیم اصلی اضافه شده و او را باید از بازیکنان رشد یافته توسط آکادمی جوانان فولاد خوزستان که تحت نظر نناد نیکولیچ بود به حساب آورد.خسرو حیدری هم قبل از رفتن به پاس همدان و بازی کردن زیر نظر وینگو عضو پاس تهران بود و توانسته بود بازی های قابل قبولی از خود به نمایش بگذارد.

جملات قصار وینگو
من بیشتر از هر مربی دیگری در 10 سال اخیر به فوتبال ایران خدمت کرده‌ام. زمانی که در تیم فولاد خوزستان مربیگری می‌کردم بازیکنان بسیار خوبی همچون جلال کاملی‌مفرد، ایمان مبعلی، علوی، کلاه‌کج،بداوی، پژمان منتظری و … را به فوتبال ایران و تیم ملی معرفی کردم. در تیم پاس هم بازیکنانی چون خسرو حیدری، حنیف عمران‌زاده، محمد غلامی و … را به فوتبال ایران معرفی کردم و دوست دارم باز هم به فوتبال ایران خدمت کنم. من حتی در موفقیت‌های برانکو ایوانکوویچ زمان ریاست دکتر دادکان در تیم ملی نقش داشتم هر چند برخی قدر کارهای مرا ندانستند.
زمان غمخوار هم من با شخص علی پروین مشکلی نداشتم. او مربی بزرگ و باتجربه‌ای است و اسطوره پرسپولیسی‌ها به شمار می‌رود. وقتی یک مربی با تیمی به چندین عنوان قهرمانی دست می‌یابد در قلب هواداران جا می‌گیرد که این موضوع ساده‌ای نیست و هرکسی نمی‌تواند به این راحتی‌ها به قلب مردم نفوذ کند. زمان مدیریت اکبر غمخوار هم ما دوست داشتیم از تجربیات پروین استفاده کنیم اما آن زمان خود پروین با برخی مدیران جدید پرسپولیس مشکل داشت.
پرسپولیس بازیکنان شایسته‌ای دارد و هر کسی بگوید پرسپولیس بازیکنان خوبی ندارد، فوتبال نمی‌فهمد! داشتن بازیکنانی چون انصاری‌فرد، نوروزی،نوری،پولادی، مهدوی‌کیا، کریمی و… آرزوی هر مربی به شمار می‌رود و هر کسی که بگوید پرسپولیس تیم خوبی ندارد اصلا فوتبال نمی‌فهمد و بحث کردن با او اشتباه است. چه اتفاقا پرسپولیس ملی‌پوشان خوب و شایسته‌ای دارد. پرسپولیس در خط دفاعی هم مدافعان فوق‌العاده‌ای دارد و هر تیمی اگر یک مدافع همچون سیدجلال، بنگر و ماهینی داشته باشد می‌تواند به خوبی به مشکلات دفاعی‌اش سر و سامان بدهد. / اشاره به صحبت های کیروش در ارتباط با ضعف بازیکنان پرسپولیس در تیم ملی.کارلوس کیروش در مصاحبه ای با بی بی سی گفته بود پرسپولیس بازیکنان خوبی ندارد.
هنوز هم آن شال قرمز پرسپولیس را دارم و شروع طوفانی‌ام در پرسپولیس را هرگز فراموش نمی‌کنم.
در زمان هخامنشیان عده ای از اهالی خاف در استان خراسان رضوی از آن منطقه کوچ کرده و به اروپا رفته و در منطقه ای از اروپا که کرواسی فعلی است، اسکان یافته و زندگی خود را بنا کرده اند که همان افراد اجداد طایفه ای هستند که بسیاری از کروات ها هم از آن هستند.پس به نوعی اصلیت من ایرانیست.

خبر

درختان کهنسال استان شناسنامه دار می شوند
به گزارش فارس محمد علی کدوری، با بیان اینکه درختان استان کرمان اغلب از نوع سرو، چنار و گردو بوده و از قدمتی بیش از 3 هزار سال برخوردار هستند، اظهار کرد: بر همین اساس و به‌منظور حفظ این آثار طبیعی ارزشمند، اداره کل میراث فرهنگی استان نسبت به مستندسازی این درختان قدیمی اقدام کرده است. کدوری با اشاره به اینکه درختان کهنسال این استان باید مورد توجه و حفاظت بیشتری قرار گیرند، تصریح کرد: تمام مراحل مستندسازی در مورد این درختان در حال انجام و پس از این مرحله درختان شناسنامه‌دار می‌شوند. سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان خاطرنشان کرد: این اقدام از سوی واحد پژوهش معاونت حفظ و احیای اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان در حال انجام است.

سومین نشست همکاری‌های تخصصی برگزار می‌شود
در حالی که قرار بود سومین نشست منطقه‌ای همکاری‌های تخصصی و شبکه‌ای سازمان‌ های غیر دولتی و دستگاه‌های اجرایی مرتبط با امور زنان و خانواده فروردین ماه سال جاری برگزار شود، اکنون اعلام شده این نشست ۴ تا ۶ مرداد در کرمان برپا می‌شود. معاون برنامه‌ریزی و هماهنگی معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری به ایسنا گفت: سومین نشست منطقه‌ای با حضور 80 نفر از سازمان‌های مردم نهاد استان‌های کرمان و هرمزگان برگزار می‌شود و جغرافیای این استان‌ها به گونه‌ای است که برای سهولت در رفت و آمد، این دو استان با هم انتخاب شدند. وی درباره موضوع سومین نشست منطقه‌ای همکاری‌های تخصصی و شبکه‌ای سازمان‌های غیردولتی و دستگاه‌های اجرایی مرتبط با امور زنان و خانواده گفت: هدف از آموزش‌ سمن‌های زنان ایجاد هم افزایی بین سمن‌ها در راستای بهره‌وری بیشتر از منابع مالی و انسانی در جهت حل مسائل جامعه است و با استفاده از تجربه به دست آمده از برگزاری نشست‌های قبلی سعی می کنیم مصادیق کار شبکه را هم به سمن‌ها آموزش دهیم؛ چرا که برای فعال‌سازی سمن‌ها، آموزش مفاهیم شبکه و هم‌افزایی تخصص‌ها و منابع، ضروری است.

اجرای طرح تولید نان سالم در کرمان
مجید نژادبیگلری در جلسه بررسی مشکلات آرد و نام شهرستان بم اظهار داشت: مشکلات حوزه آرد و نان در استان کرمان زیاد است، حتی این مسئله در کل کشور نیز مشاهده می‌شود.
به گزارش فارس وی با اشاره به تصویب طرح تولید نان سالم در استان کرمان بیان داشت: استاندار کرمان طرح تولید نان سالم را به تصویب رسانده است که این طرح جامع و کامل توسط اداره‌کل غله و با همکاری فرمانداران از هفته آینده اجرایی می‌شود. نژادبیگلری عنوان کرد: این طرح اهدافی همچون بهینه‌سازی کاشت و برداشت گندم، استانداردسازی و اختصاصی شدن ناوگان حمل و نقل آرد، استانداردسازی فضای ذخیره گندم، بروزرسانی و افزایش کیفیت کارخانه‌های آرد و بهینه‌سازی و مدرن شدن نانوایی را در نظر دارد.
مدیرکل غله استان کرمان گفت: در این طرح با هماهنگی دستگاه‌های متولی از جمله فرمانداری‌ها، بخشداری‌ها و اتحادیه نانوایی‌ها، همه مشکلات موجود رفع می‌شود.

افزایش مصرف بنزین در استان
مدیر شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه کرمان از کاهش 12.8 درصد مصرف انواع فرآورده های نفتی در خرداد ماه امسال نسبت به سال 93 خبر داد.جعفر سالاری نسب با اعلام این خبر به ایسنا گفت:در خرداد ماه امسال 263 میلیون و 308 هزار لیتر فرآورده نفتی در استان مصرف شده است که نسبت به ماه مشابه سال قبل این میزان 12.8 درصد کاهش داشته است.وی در خصوص مصرف سی ان جی گفت: با توجه به تک نرخی شدن بنزین و سهمیه ذخیره شده در کارتهای سوخت و اعلام ابطال این سهمیه تا شهریور ماه ،همانگونه که پیش بینی می شد تمایل به استفاده از C.N.G کاهش پیدا کرد و در خرداد ماه سال 94 در منطقه کرمان 10میلیون و 849 هزار و 430 متر مکعب C.N.G مصرف شده که این میزان نسبت به ایام مشابه سال قبل 4.71 درصد کاهش را نشان می دهد. مدیرشرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه کرمان گفت: در این مدت 94 میلیون و 481 هزار لیتر بنزین معمولی توزیع شد که این میزان 5.3 درصد نسبت به خرداد 93 افزایش داشته است.

مرگ تدریجی یک بازار

مرگ تدریجی یک بازار

عکس و گزارش از مهدی نوروز
ساعت از پنج بعد از ظهر گذشته است. هوای پخته و گرم تابستانِ کرمان در این ساعات قابل تحمل تر شده و کم کم از برندگی آفتاب کاسته می شود. زیر پل احمدی را به ست میدان فابریک پیش می گیرم. هنوز کمی از سه راه دور نشده ام که کوچه ای پهن توجهم را جلب می کند، وارد کوچه می شوم و کمی که جلوتر می روم کوچه سرپوشیده می شود کناره هایش مغازه ها دیده می شوند و می شود چیزی مثل بازار با این تفاوت که درب تمام حجره ها بسته است. اینجا یکی از بازارهای قدیمی کرمان است که امتدادش پس از خیابان امام می شود بازار قلعه و امتداد بازار قلعه نیز از چهارسوقی در کنار مجموعه گنجعلی خان سر در می آورد.
چند بچه به ظاهر اهل کشور همسایه، افغانستان، در ابتدای بازار مشغول بازی اند. درب تمامی حجره ها بسته است، بسته بودنشان با تعطیل بودن به قصد استراحت متفاوت است، شیشه های بعضی شکسته است، بعضی درب ها میله هایشان بر اثر روشن شدن آتش کنارشان تکه تکه سیاه شده است. از لا به لای بعضی نیز نخاله های روی هم تلنبار شده داخلشان پیداست. به سختی خودم را بالای درب چندتای آنها می کشانم و با فلاش دوربین سعی در روشن کردن داخلشان دارم. لحاف دوزی، نانوایی، بقالی اینها از چیزایی که در برخی از این مغازه ها بر جای مانده اند تشخیص کاربری آن ها را برایم ممکن می کند. جلوتر می روم تا ببینم وضع و اوضاع در ادامه بازار به چه صورت است.
بر کف تاریک بازار نور چراغی افتاده، انگار در میان تمام این درهای بسته جایی هنوز هست که زنده باشد. حدسم درست است؛ با یک بقالی رو به رو هستم که البته شکل و شمایلش با آنچه در شهر می بینیم فرق دارد انگار این مغازه در چند دهه قبل تر گیر کرده است. دیوارهایش از کاشی های سفید هست. صندوق های زرد رنگ نوشابه روی هم چیده شده، یخچالی زهوار در رفته نیز کناریست. از مردی که آنجاست می پرسم چه به سر اینجا آمده؟ چند مدت هست اینطور شده است؟ مرد که سن و سال دار به نظر می رسد می گوید حدود سی و چند سالی می شود، کسبه مردند بعد وارثانشان دیگر دنبال کار را نگرفتند و در نهایت می بینی که چه شده! چندباری میراث فرهنگی مرمت کرد، به کف بازار اشاره می کند، مثلا این کاشی ها را عوض کردند ولی خب مغازه ها متروک شده است.
جلوتر می روم که یک چهار سوق هست، روی دیوارهایش نوشته شده است «مرگ بر شاه»، «درود بر خمینی»، «مرگ بر منافق». اینجا در دهه شصت شمسی متوقف شده است. ابتدا فکر کردم شاید شعارها را بعدا نوشته اند اما درها و دیوارهای رنگ نشده و کهنه خط بطلانی بر فکرم کشید، اینها ناب ناب هستند، دست نخورده و باقی مانده از گذشته. چندین خانه نیز تک و توک هستند. خانمی در حال رفتن به داخل یکی از این خانه هاست. می گوید از میراث فرهنگی هستید؟ می گویم خیر برای دیدن آمده ام. می گوید می بینید که! سالیان سال هست متروک افتاده، به نظرتان حیف نیست؟ و بعد او هم حرف مردی را که اول بازار دیدم تکرار می کند؛ کسبه مردند و مغازه ها متروک شد.
مغازه ها اما شاید تحملشان از انتظار کشیدن برای مشخص شدن تکلیفشان به سر آمده است، طاق چندتایی از آن ها فرو ریخته به گونه ای که چون کوه از کف تا سقفی که حالا نیست خاک تلنبار شده است.
جلوتر میروم، یک متروکه ای دیگر نظرم را جلب می کند، جای دودکشی بر دیوار مانده. دفعه قبل که از اینجا عبور می کردم شاید یک سال و چندی پیش، اینجا دود کشی وجود داشت و روی دیوار نیز یک روپوش آویزان بود. درب هم قفل بود اما حالا دری در کار نبود و دود کش را کنده بودند و حتی اثری از روپوشی که چند سانت خاک روی آن بود دیده نمی شد شاید اگر قبلا عکسی نگرفته بودم فکر می کردم دچار اشتباه شده ام!
جلوتر یک تکیه است، تکیه نیز متروک شده، هرچه جلوتر می روم می گویم نکند ناگهان زمان در اینجا ایستاده است و آدم هایش محو شده اند! درب تکیه قفل است. پلاکاردهایی مندرس شده با عناوین «یا مهدی ادرکنی» از دبوارها آویزان مانده. باز هم از بالای یکی از درها داخل حیاط تکیه را وارسی می کنم، برگ هایی بر زمین ریخته و درهایی قفل شده است.
تاریکی بازار کم کم دارد تمام می شود. نور از دهانه انتهایی آن پیداست، کمی قبل تر از خروجی یک بقالی و جلوترش یک آهنگری باز است که کوره اش خاموش و داخلش پر شده از ضایعات آهن. صاحبانشان اینقدر پیر و فرتوت شده اند که حتی نتوانستند جواب سوالاتم را بدهند. شاید اگر این ها هم بروند بازار برای همیشه خاموش شود.
ادامه دارد….

مرگ تدریجی یک بازار

مرگ تدریجی یک بازار

عکس و گزارش از مهدی نوروز
ساعت از پنج بعد از ظهر گذشته است. هوای پخته و گرم تابستانِ کرمان در این ساعات قابل تحمل تر شده و کم کم از برندگی آفتاب کاسته می شود. زیر پل احمدی را به ست میدان فابریک پیش می گیرم. هنوز کمی از سه راه دور نشده ام که کوچه ای پهن توجهم را جلب می کند، وارد کوچه می شوم و کمی که جلوتر می روم کوچه سرپوشیده می شود کناره هایش مغازه ها دیده می شوند و می شود چیزی مثل بازار با این تفاوت که درب تمام حجره ها بسته است. اینجا یکی از بازارهای قدیمی کرمان است که امتدادش پس از خیابان امام می شود بازار قلعه و امتداد بازار قلعه نیز از چهارسوقی در کنار مجموعه گنجعلی خان سر در می آورد.
چند بچه به ظاهر اهل کشور همسایه، افغانستان، در ابتدای بازار مشغول بازی اند. درب تمامی حجره ها بسته است، بسته بودنشان با تعطیل بودن به قصد استراحت متفاوت است، شیشه های بعضی شکسته است، بعضی درب ها میله هایشان بر اثر روشن شدن آتش کنارشان تکه تکه سیاه شده است. از لا به لای بعضی نیز نخاله های روی هم تلنبار شده داخلشان پیداست. به سختی خودم را بالای درب چندتای آنها می کشانم و با فلاش دوربین سعی در روشن کردن داخلشان دارم. لحاف دوزی، نانوایی، بقالی اینها از چیزایی که در برخی از این مغازه ها بر جای مانده اند تشخیص کاربری آن ها را برایم ممکن می کند. جلوتر می روم تا ببینم وضع و اوضاع در ادامه بازار به چه صورت است.
بر کف تاریک بازار نور چراغی افتاده، انگار در میان تمام این درهای بسته جایی هنوز هست که زنده باشد. حدسم درست است؛ با یک بقالی رو به رو هستم که البته شکل و شمایلش با آنچه در شهر می بینیم فرق دارد انگار این مغازه در چند دهه قبل تر گیر کرده است. دیوارهایش از کاشی های سفید هست. صندوق های زرد رنگ نوشابه روی هم چیده شده، یخچالی زهوار در رفته نیز کناریست. از مردی که آنجاست می پرسم چه به سر اینجا آمده؟ چند مدت هست اینطور شده است؟ مرد که سن و سال دار به نظر می رسد می گوید حدود سی و چند سالی می شود، کسبه مردند بعد وارثانشان دیگر دنبال کار را نگرفتند و در نهایت می بینی که چه شده! چندباری میراث فرهنگی مرمت کرد، به کف بازار اشاره می کند، مثلا این کاشی ها را عوض کردند ولی خب مغازه ها متروک شده است.
جلوتر می روم که یک چهار سوق هست، روی دیوارهایش نوشته شده است «مرگ بر شاه»، «درود بر خمینی»، «مرگ بر منافق». اینجا در دهه شصت شمسی متوقف شده است. ابتدا فکر کردم شاید شعارها را بعدا نوشته اند اما درها و دیوارهای رنگ نشده و کهنه خط بطلانی بر فکرم کشید، اینها ناب ناب هستند، دست نخورده و باقی مانده از گذشته. چندین خانه نیز تک و توک هستند. خانمی در حال رفتن به داخل یکی از این خانه هاست. می گوید از میراث فرهنگی هستید؟ می گویم خیر برای دیدن آمده ام. می گوید می بینید که! سالیان سال هست متروک افتاده، به نظرتان حیف نیست؟ و بعد او هم حرف مردی را که اول بازار دیدم تکرار می کند؛ کسبه مردند و مغازه ها متروک شد.
مغازه ها اما شاید تحملشان از انتظار کشیدن برای مشخص شدن تکلیفشان به سر آمده است، طاق چندتایی از آن ها فرو ریخته به گونه ای که چون کوه از کف تا سقفی که حالا نیست خاک تلنبار شده است.
جلوتر میروم، یک متروکه ای دیگر نظرم را جلب می کند، جای دودکشی بر دیوار مانده. دفعه قبل که از اینجا عبور می کردم شاید یک سال و چندی پیش، اینجا دود کشی وجود داشت و روی دیوار نیز یک روپوش آویزان بود. درب هم قفل بود اما حالا دری در کار نبود و دود کش را کنده بودند و حتی اثری از روپوشی که چند سانت خاک روی آن بود دیده نمی شد شاید اگر قبلا عکسی نگرفته بودم فکر می کردم دچار اشتباه شده ام!
جلوتر یک تکیه است، تکیه نیز متروک شده، هرچه جلوتر می روم می گویم نکند ناگهان زمان در اینجا ایستاده است و آدم هایش محو شده اند! درب تکیه قفل است. پلاکاردهایی مندرس شده با عناوین «یا مهدی ادرکنی» از دبوارها آویزان مانده. باز هم از بالای یکی از درها داخل حیاط تکیه را وارسی می کنم، برگ هایی بر زمین ریخته و درهایی قفل شده است.
تاریکی بازار کم کم دارد تمام می شود. نور از دهانه انتهایی آن پیداست، کمی قبل تر از خروجی یک بقالی و جلوترش یک آهنگری باز است که کوره اش خاموش و داخلش پر شده از ضایعات آهن. صاحبانشان اینقدر پیر و فرتوت شده اند که حتی نتوانستند جواب سوالاتم را بدهند. شاید اگر این ها هم بروند بازار برای همیشه خاموش شود.
ادامه دارد….

خبر

حق آلایندگی پرداختی به
شهربابک مناسب نیست
فرماندار شهربابک در گفت‌وگو با «فارس» با بیان اینکه در زمینه حق آلایندگی در حق شهرستان شهربابک اجحاف شده است، اظهار داشت: با توجه به وجود آلایندگی زیاد معادن در شهربابک حق آلایندگی مناسبی به شهربابک پرداخت نمی‌شود.
محمدرضا شریفی همچنین از آغاز طرح مطالعاتی یکی از دانشگاه‌های کرمان در ارتباط با میزان آلایندگی شهرستان‌های مختلف استان در زمینه دریافت حق آلایندگی خبر داد و افزود: با انجام این طرح حق آلایندگی به‌طور عادلانه بین شهرستان‌های استان تقسیم می‌شود.
فرماندار شهربابک گفت: در سال گذشته میزان دریافت حق آلایندگی این شهرستان، 14 میلیارد تومان بوده است که این میزان در مقایسه با میزان آلایندگی ناچیز است.
وی همچنین با اشاره به معادن غنی و فراوان شهربابک عنوان کرد: شهرستان شهربابک ظرفیت احداث دو نیروگاه برقی کوچک و بزرگ را دارد که در زمینه احداث نیروگاه کوچک اقدامات اولیه آن انجام شده است.

برخورد با تجویز کنندگان
غیرمجاز دارو
معاون غذا و داروی دانشکده علوم پزشکی رفسنجان اظهار داشت: فروش مواد نیروزا در باشگاه‌های ورزشی ممنوع است و با برخی مکان‌ها مانند داروخانه، لوازم آرایشی، سوپری‌ها و عطاری‌ها که اقدام به فروش این نوع مواد می‌کنند، برخورد می‌شود.
به گزارش فارس، لیلا چیت چی بیان داشت: در سال 94 برخورد قاطع با باشگاه‌های ورزشی در برنامه عملیاتی ما در دستور کار است و در هر دوره‌ای برای یکی از واحدها کار انجام می‌گیرد.
معاون غذا و داروی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان تصریح کرد: عطاری‌ها که تعداد زیادی نیز در شهر هستند داروهای غیرمجاز تجویز می‌کنند و در درمان و تجویز دارو دخالت می‌کنند.
وی گفت: در عطاری‌ها بیشتر داروهای صنعتی غیرمجاز که به عنوان داروهای چاق یا لاغر کننده تجویز می‌شوند، قاچاق هستند و با آن‌ها برخورد قانونی می‌شود.
چیت‌چی خاطرنشان کرد: با همکاری نیروی انتظامی در زمینه توزیع متادون غیرمجاز نیز برخورد شده است.

ریزگرد در ریگان 60 نفر را راهی بیمارستان کرد
ظهر روز یکشنبه به دلیل تشدید غلظت ریزگردها در ریگان و مشکلات تنفسی برای شهروندان ستاد بحران در محل فرمانداری این شهرستان تشکیل شد.
فرماندار ریگان به فارس گفت: بر اثر غلظت ریزگردها در شهرستان ریگان امروز 60 نفر راهی مراکز درمانی شهرستان شدند که به دلیل تعدد مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی ستاد بحران در فرمانداری ریگان تشکیل و همه اعضای ستاد بحران در مراکز درمانی در حالت آماده‌باش قرار گرفتند.
باقری با بیان اینکه در شهرستان ریگان اداره محیط زیست وجود ندارد، بیان داشت: به دلیل نبود دستگاه میزان سنجی غلظت، میزان دقیق غلظت ریزگردها در این شهرستان مشخص نیست.‌
باقری تصریح کرد: تشدید ریزگردها در این شهرستان باعث طغیان آفت کنه تارتن در نخلستان‌های شهرستان شده و تعدادی از روستاهایی که در کانون بحران قرار دارند را دچار خسارت کرده است.

گسترش سایه تهدید بیماری های انتقالی بین انسان و حیوان

گسترش سایه تهدید بیماری های انتقالی بین انسان و حیوان
دکتر جواد نگارستانی کارشناس دامپزشکی استان کرمان گفت: در شرایط حساس کنونی جهان و همچنین تغییرات بوم‌شناختی ناشی از خشکسالی و بروز دگرگونی‌های اقلیمی و آب و هوایی، خطر گسترش بیماری‌های قابل انتقال بین انسان و حیوان بیش از هر زمان دیگری جامعه بشری را تهدید می‌کند.
این کارشناس دامپزشکی در رابطه با تاریخچه نامگذاری روز مبارزه با بیماری‌های قابل انتقال بین انسان و حیوان به ایسنا گفت: حدود 130 سال پیش یعنی ششم ژولیه 1185 میلادی پسربچه‌ای 9 ساله توسط یک سگ هار مجروح و از 14 نقطه بدن دچار جراحات می‌شود که او را نزد لویی پاستور برده و وی هم با واکسیناسیون ابداعی خود این کودک را از ابتلا به هاری نجات می‌دهد.
نگارستانی گفت: در تقویم کشور ما نیز روز ملی مبارزه با بیماری‌های قابل انتقال بین انسان و حیوان نامگذاری شد اما متاسفانه علی‌رغم حساسیت و اهمیت این روز از تقویم برداشته شد که امیدواریم بار دیگر این روز مهم در تقویم رسمی کشور و جهت یادآوری به مردم و توجه به این بیماری‌ها گنجانده شود.
کارشناس دامپزشکی استان کرمان با بیان اینکه در حال حاضر خطر ابتلا به زئونوزهای نوپدید نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده است گفت: از بین 1709 عامل عفونی شناخته شده انسان، تعداد 832 مورد یعنی حدود 49 درصد آن‌ها زئونوزها بوده و 156 مورد نیز عواملی که برای نخستین بار ظاهر و نوپدید گفته می‌شوند.
نگارستانی با یادآوری اینکه تعداد 114 مورد یعنی میزان 73 درصد از عوامل نوپدید به عنوان زئونوزها شناخته می‌شوند تصریح کرد: براساس تعریف سازمان جهانی بهداشت WHO، هرگونه بیماری یا عفونتی که بین حیوان و انسان انتقال می‌یابد به عنوان بیماری قابل انتقال بین انسان و حیوان و زئونوز شناخته می‌شود.
دامپزشکان سربازان خط مقدم مبارزه
با زئونوزها
وی همچنین به اهمیت نقش دامپزشکان در حوزه بهداشت عمومی به عنوان سربازان خط مقدم مبارزه با زئونوزها اشاره و تصریح کرد: اهمیت زئونوزها برکسی پوشیده نیست چراکه گاهی خسارات جبران‌ناپذیری وارد کرده‌اند به طور مثال شیوع زئونوزها موجب ایجاد چالش‌هایی حتی در صنعت گردشگری کشورها شده است.
این کارشناس دامپزشکی بیماری‌هایی همچون جنون گاوی، آنفلوآنزای مرغی، سارس، مشمشه، لیشمانیوز (سالک)، سل، هاری، تب مالت (بروسلزو)، شاربن (سیاه‌زخم)، مرس(سندرم تنفسی خاورمیانه)، تب کریمه‌کنگو و… را از جمله بیماری‌های مشترک بین انسان و حیوان نام برد.
نگارستانی اظهار کرد: در حقیقت در شرایط حساس کنونی جهان به ویژه شرایط خاص منطقه که متاثر از جنگ‌های فرقه‌ای و تروریسم بین‌المللی، فقر، مهاجرت، سوء تغذیه‌ و اختلالات روانی ناشی از آنها است و از سوی دیگر تغییرات بوم‌شناختی ناشی از خشکسالی و بروز دگرگونی‌های اقلیمی و آب و هوایی جدی می‌باشد، خطر گسترش بیماری‌های قابل انتقال بین انسان و حیوان بیش از هر زمان دیگری جامعه بشری را تهدید می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: سلامت انسان، حیوان و محیط زیست همچون شبکه‌ای به هم پوسته‌اند که هر گونه اختلالی در هریک از آنها عوارض جدی و پیش‌بینی نشده‌ای را به همراه خواهد داشت.

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ داستان تبعید مظفر بقایی به جزیره هرمز

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ داستان تبعید مظفر بقایی به جزیره هرمز

بخش شانزدهم
همان گونه که در شماره‌های قبل ذکر شد، یکی از مقاطع جنجالی و پر هیاهوی کرمان در دوره معاصر، انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی است. این مهم به دلایلی که در خاطرات آقای محمد صنعتی آمده است، بسیار حساس بوده است. در این شماره روزنامه به ادامه این رخداد در کرمان می‌پردازیم.
دستگیری دکتر بقایی و تبعید به جزیره هرمز
دکتر بقایی نیز پس از ذکر بیان ممانعت دولت از مسافرت وی به کرمان و چگونگی ورود مخفیانه‌اش، در مورد نحوه بازداشت و تبعیدش آورده است:
«… من رفتم کرمان و همان موقع ورود من به کرمان، سرتیپ شمس ملک‌آرا، یادم نیست به چه سمتی آمده بود کرمان (1)، آنجا بود. من منزل مرحوم [محمد] ارجمند بودم. چون من به کرمان که می‌رفتم یا منزل مرحوم ارجمند بودم یا منزل مرحوم محمدعلی یاسایی. خانه مرحوم ارجمند این طرف شهر بود و خانه مرحوم یاسایی آن طرف شهر (2). یک یا چند روز اینجا می‌ماندم و چند روز آنجا. هنوز یعنی روز اول ورود من بود، عرض کنم که، صبح ما وارد شدیم و با چه اوضاعی، چه استقبال خوبی هم شده بود. آمدیم منزل مرحوم ارجمند و خوب، همه طبقات می‌آمدند دیدن. آقای ملک‌آرا هم آمد دیدن من و صحبت کردیم. سر شب که توی تراس نشسته بودیم و عده زیادی هم بودند، بعضی‌ها جلو نشسته بودند بعضی توی محوطه ایستاده بودند، از منزل آقای آگاه آمدند گفتند که تیمسار ملک‌آرا می‌خواهند ملاقات خصوصی بکنند و صحبتی دارد، تشریف بیاورید آنجا منزل آقای آگاه. من همین جور که آنجا نشسته بودم با پیراهن و شلوار به اصطلاح، گفتیم، خوب، نیم ساعت صحبت می‌کنیم برای شام برمی‌گردیم. رفتیم آنجا و ایشان مقداری صحبت کرد، صحبت‌های متفرقه راجع به اوضاع روز و این‌ها، دیدیم هیچ صحبتی که مستلزم تقاضای ملاقات خصوصی باشد و این‌ها نشد. البته آقای آگاه که منزلشان بود، مرحوم ارجمند و مرحوم هرندی هم با من آمده بودند. خوب آن‌ها محرم بودند به اصطلاح. بعد هم یک وقتی من دیدم این ساعتش را نگاه می‌کند و دارد راجع به رنگ‌رزی قالی و نقش قالی و این‌ها صحبت می‌کند که من خیلی تعجب کردم که موضوع چیست؟ در این موقع صدای رفت و آمد زیادی از بیرون آمد. ملک‌آرا گفت این شاید این دهاتی‌ها با الاغ‌هایشان بر می‌گردند از توی خیابان می‌روند. بعد دیدم که نخیر الاغ‌ها تبدیل شدند به سربازها و ژاندارم و حدود سی نفر سرباز بودند نه ژاندارم، فرمانده آن‌ها کی بود؟ سرهنگ، اسمش خاطرم نیست، او آمد و رأی کمیسیون امنیت را، که معلوم شد همان روز کمیسیون تشکیل شده،
ـ بقایی: در کرمان رأی صادر کردند که من تبعید بشوم به جزیره هرمز و این‌ها آمدند برای اجرای حکم. البته یک کمیسیون قلابی تشکیل داده بودند از فرمانداری و معاون دارایی، چون باید رییس دارایی باشد توی کمیسیون، معاون دادگستری، و نمی‌دانم کی، خود کمیسیونش هم قلابی بود …
موقعی هم که پا شدیم برویم من اصلاًٌ نگاه هم به او (ملک‌آرا) نکردم. بعد هم معلوم شد که همان شبانه که ما را بردند توی ژاندارمری نگه داشتند، ریخته بودند توی خانه یک عده از دوستان من، آن‌ها را هم دستگیر کردند و آوردند که جمعاًٌ یازده نفر می‌شدیم. مرحوم «سید محمود شجاع» (3) بوده، مرحوم «علی‌اکبر مقیمی» (4) و سه نفر از خانواده هنرمند (5) بودند. آقای «محمدی» (6) دوست عزیز من بود. آقای «مبشر» (7) که دبیر فرهنگ بود. عرض کنم که «حاج قاسم محرابی» بود. این یازده نفر را با کامیون بردند. البته تعارفی که به من کردند مرا جلوی کامیون نشاندند، رفقایمان را هم دستبند زدند و هر دو نفری یک دستبند زدند سوار کامیون کردند و با مأمورین مسلح اسکورت، ما را بردند به طرف بندرعباس … ما عصر پنجشنبه رسیدیم. این جریان گمان می‌کنم روز چهارشنبه بود، چون عصر پنجشنبه ما رسیدیم بندرعباس … بعد صبح ما را آوردند دو اسکله، یک موتور لنج بزرگی که دو تا عرشه داشت. یک طبقه بالا، یک طبقه پایین. آن بالا فرماندار بندرعباس و رییس شهربانی و رییس ژاندارمری و یکی دو تا دیگر از مقامات محلی و من ایستاده بودیم. رفقایمان هم آن عرشه پایین بودند، که حرکت کردیم به طرف جزیره هرمز …» (8).
همان گونه که دکتر بقایی نیز مطرح نمود، وی پس از آن سخنرانی در مسجد جامع؛ طبق نظر کمیسیون امنیت کرمان با تعدادی از دوستانش به جزیره هرمز تبعید شدند.
«بنا به رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، بقایی به اتهام اغتشاش و تهدید به قتل، به یک سال تبعید به جزیره هرمز محکوم شد. برادران علی اصغر، محمد و احمد هنرمند که کارگاه قالی‌بافی مشهوری در کرمان داشتند، همراه با محمد محمدی و علی‌اکبر مقیمی، راننده، و حاج قاسم مهرابی، سقط فروش، به همین اتهام دستگیر شدند. به زودی خبر مزبور به تهران مخابره شد.
سلطان محمد فریدونی، از یاران نزدیک بقایی، بلافاصله با پیغامی از زاهدی وارد کرمان شد. دستور تبعید به هرمز لغو گردید و مقرر گردید متهمین به اراک تبعید شوند اما از بقایی نامی به میان نیامد. چند روز بعد از ماجرای سخنرانی کرمان، دکتر بقایی تلگرافی از زاهدی نخست وزیر توسط فرماندار بندرعباس دریافت کرد. در تلگراف فوق، که از کاخ قیطریه مخابره شده، چنین آمده است: جناب آقای دکتر بقایی ـ نظر به سوابق و زحمات جناب عالی، از تصمیمی که مأمورین روی انجام وظیفه گرفته بودند، متأسف شدم و به همان دلیل دستور دادم تجدید نظر کنند و موافقت نمودم جناب عالی آزاد هستید تا به هر نقطه که مایل باشید بروید …» (9).
هر چند حسین آبادیان معتقد است: «… اسناد موجود گواه بر آن است که به محض اعلام رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، قبل از این که اساساًٌ تبعیدی انجام گیرد، دستور آزادی بقایی صادر شده بود.
در روز هفدهم خرداد ماه، سه روز بعد از اعلام رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، یکی از عوامل بقایی که در اداره‌ی پست کرمان به کار مشغول بود اطلاع داد که آقای مهینی، دوست بقایی، به فرمانده لشکر و فرماندار بندرعباس دستور زاهدی را ابلاغ کرده است. همین فرد که هویت او مشخص نیست بعد از صدور حکم در کرمان با فردی به اسم رمز «رفیق مشترک» و در تهران با رییس اداره تلگراف تهران تماس حاصل کرد و شرح ماوقع را گفت و بلافاصله دستور آزادی بقایی صادر شد …
اگر چه تبعید بقایی مقوله‌ای فرمایشی بیش نبود و اساساًٌ قبل از این که حکم اجرا شود، با مساعی دربار و [حسین] خطیبی دستور آزادی او داده شده، لیکن مثل همیشه بقایی درصدد برآمد آب را بیش از پیش گل آلوده کند و مظلوم‌نمایی نماید. دستور داده شده بود بقایی به تهران و همراهانش به جمال‌آباد اراک فرستاده شوند. همین امر باعث گردید که بقایی از مرکز توطئه یعنی کرمان خارج شود.
زاهدی می‌دانست که عمده‌ترین بستر فعالیت او در کرمان است، به همین دلیل تلاش کرد پایگاه او را از دستش خارج کند …» (10).
اما همان گونه که بقایی نیز در خاطرات خویش نیز آورده، وی آزادی خود را مقید به آزادی دیگر همراهانش می‌نماید. وی همچنین در تلگرافی به مجلس شورای ملی در این مورد می‌گوید: «… با وجود اظهارات آقای نخست وزیر در مجلس سنا و بیانات سخنگوی دولت راجع به آزادی این جانب، به فرمانده‌‍‌ی منطقه بندرعباس ابلاغ شده بود که این جانب آزاد هستم به هر نقطه از کشور به استثنای کرمان مسافرت نمایم.
کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان برای سومین مرتبه بر خلاف همان قانون ظالمانه‌ی آقای دکتر مصدق در تاریخ بیستم خرداد در رأی خود تجدید نظر نموده و همراهان مرا محکوم به تبعید به تهران نموده است.
با در نظر گرفتن این که در تاریخ بیست و دوم خرداد دستور جناب آقای نخست‌وزیر به وسیله ریاست ژاندارمری کل کشور، با توجه به تجدید نظر کمیسیون مزبوره، تقاضا دارم اقدام لازم عمل آید که در این مدت محکومیت ظالمانه و تبعید غیر قانونی مرا از کسانی که فقط و فقط به جرم دوستی و هم‌فکری با من مجازات می‌شوند، جدا ننمایند و همه ما را به اراک یا هر نقطه دیگری که مقتضی بدانید تبعید نمایند. زیرا با این حکم ظالمانه که مرا از اقامت در موطن عزیزم منع سازد، هر نقطه‌ای که باشم برایم به منزله‌ی حبس و تبعید خواهد بود و به این جهت خوش‌تر دارم که این ایام محکومیت را با این دوستان ستم کشیده‌ی خود به سر برم». (11).
اعتکاف در مسجد جامع کرمان
به هر حال، با تبعید دکتر بقایی و دوستانش، قضیه‌ی انتخابات در کرمان به پایان نرسید و بروز این جریان دوباره باعث ایجاد هیاهو و جنجالی جدید در شهر کرمان شد.
«… ولی تبعید دکتر بقایی و اعوان و انصار او فوری برای آن‌ها که باقی مانده بودند پیراهن عثمان شد و روز پنجشنبه با آن که روز عید فطر و روز شادی مسلمانان بود، مسجد را سیاه پوش کردند و عده زیادی با خود برداشته و در مسجد متحصن شدند و این‌ها که دیروز و امروز در مسجد جامع دیدی که نان و پنیر و خیار می‌خوردند و اسم معتکف به خود داده‌اند، همان‌ها هستند که به ظاهر به تبعید دکتر بقایی و دار و دسته اعتراض کرده و در مسجد مقیم شده‌اند.
این‌ها هم باز تلگراف‌هایی به مرکز کردند، از فرمانداری و لشکر هم گزارش‌هایی به مرکز رفته است، در تهران هم قضیه را بزرگ کردند و بدون آن که بدانند دکتر بقایی در مسجد چه حرف‌هایی زده، به تبعید او اعتراض کردند و در نتیجه یک تلگراف از تهران آمد که فعلاً تا آمدن بازرس عالی‌ رتبه کارهای انجمن متوقف باشد و اقدامی به عمل نیاورید. در نتیجه انجمنی که انتخاب شده بود، عاطل و باطل شد؛ اعضای انجمن بدون اثر شده‌اند، معتکفین هم در مسجد برای خود هیئت مدیره (12) و سخنگویی ترتیب داده‌اند و کماکان به خوردن نان و پنیر و خیار که خرجش از طرف ارجمندها و هرندی‌ها می‌رسد مشغول شده‌اند و همگی منتظرند که بازرس عالی‌رتبه از تهران بیاید و ببینند چه خواهند کرد». (13).
دکتر بقایی نیز در خاطرات خویش از این عمل طرف‌دارانش در کرمان، با ذکر این که؛ مردم در مسجد جامع تجمع کردند، گل‌دسته‌های مسجد را سیاه ‌پوش کردند و سیل تلگراف و اعتراضات به تهران ارسال نمودند، یاد نموده است (14).
معتکفین در مسجد جامع همچنان حضور داشتند، تا این که بازرس عالی به کرمان آمد. این شخص که «احمد فریدونی» نام داشت، با بررسی اوضاع، توانست با دادن وعده و وعیدهایی به معتکفین، آنان را راضی نموده و به جریان اعتکاف سیاسی کرمان پایان دهد اما چون وضعیت کرمان را مناسب نمی‌دید، در گزارشی به تهران، تقاضای انحلال انجمن نظّار انتخابات دوره هیجدهم کرمان را نمود
«… خلاصه چند روزی بود که معتکفین در مسجد بودند که آقای فریدونی بازرس عالی‌رتبه دولت آمد و شروع کرد به صحبت با این و آن و اول از معتکفین مسجد تقاضا کرد که به تحصن خود خاتمه بدهند و سر کارهای خود بروند. عده‌ای آمدند فریدونی را بردند مسجد و آنجا نطق‌های فراوانی کردند و برای او شعر خواندند که:
گفته بودم که جان جانانی چون بدیدم هزار چندانی
فریدونی هم خوشش آمد و وعده و وعید فراوانی داد و معتکفین از مسجد پراکنده شدند. تقاضاهای که معتکفین داشتند زیاد بود از جمله انحلال انجمنی که انتخاب شده بود، استخلاص تبعیدی‌ها و چند چیز دیگر و آقای فریدونی هم قول داد که همه‌ی این کارها را انجام بدهد.
یکی دو روز گذشت و آقای فریدونی ابتدا مدتی فکر کرد و سپس برداشت یک گزارش به تهران داد که این انجمن مخدوش است و بهتر است منحل شود و حال آن که انتخاب آن‌ها را آقای غفاری به تهران گزارش داده و مورد تایید مرکز واقع شده بود. سر این کار، اختلاف نظر شدیدی بین آقای غفاری و آقای فریدونی حاصل شد و باز کارها دچار دردسر شد …» (15).
سومین استاندار قربانی انتخابات دوره هیجدهم مجلس در کرمان
کرمان که پس از عزل و عزیمت سید مصطفی کاظمی، در این زمان توسط غفاری به عنوان کفیل استانداری و فرماندار اداره می‌شد، از طرف دیگر، فریدونی نیز پس از تلاش‌های زیاد در جهت حل نمودن اختلافات در کرمان، با یاس از به دست آوردن نتیجه مثبت، از کرمان خارج شده و ناگهان پس از چند روز به عنوان استاندار، به کرمان بر می‌گردد و غفاری به تهران احضار شد.
«… یک دفعه یک روز صبح همه خبر شدند که فریدونی قهر کرد و رفت تهران. خبر حرکت او فوری به تهران مخابره شد. از مرکز که ارزشی برای آقای فریدونی و اقدامات او قابل بودند و دیگر خبر نداشتند که رنود خیراندیش قاب او را دزدیده، فوری در اصفهان او را متوقف کردند و ضمناً برای آن که تشویق و دل گرم باشد، حکم استانداری او را در اصفهان برایش فرستادند و نتیجه این شد که آقای فریدونی که با سمت بازرس از کرمان خارج شده بود، با سمت استاندار از اصفهان به کرمان بازگشت و البته لازم به گفتن نیست که از مرکز آقای غفاری فرماندار را هم فوری احضار کردند زیرا دیگر با حکم جدید آقای فریدونی صلاح نبود که آقای غفاری آنجا باشد. اول کاری که آقای فریدونی کرد این بود که چون دید نمی‌تواند انجمن را منحل کند، اعضای انجمن را وادار کرد استعفا بدهند و در نتیجه به این نحو بدون هیچ اشکال قانونی انجمن منحل شد. سپس آقای فریدونی حکم فرمانداری کرمان را به نام پسرش آقای اسفندیار فریدونی گرفت و به محض آن که این حکم رسید، آقای فرماندار جدید شروع کرد به انتخاب اعضای جدید یک انجمن دیگر، که دومین انجمن انتخابات کرمان شد.
از اول قرار بود که اعضای انجمن را طوری انتخاب کنند که 4 نفر از طرف‌داران ابراهیمی‌ها باشند و 4 نفر از دار و دسته هرندی و ارجمند و یک نفر هم بی طرف باشد ولی وقتی انجمن انتخاب شد، معلوم شد 6 نفر از آن‌ها هستند و دو نفر از ابراهیمی‌ها، در نتیجه سر انتخاب رییس که مثل دفعه قبل قرار بود لقمان نفیسی باشد، جارو جنجال فراوانی در گرفت و دکتر ایرانی به نفیسی پرید، یاسایی و اوحدی نزاع کردند و کلمات زننده‌ای رد و بدل شد. عاقبت آقای فریدونی ریش گرو گذاشت و هزار خواهش و تمنا کرد تا بالاخره آقای لقمان نفیسی به ریاست انجمن انتخاب شد ولی از همان ابتدای کار از بشره این انجمن معلوم شد که او هم قادر به انجام کاری نخواهد شد. ناچار باز این دفعه هم آقای فریدونی نقشه کشید که پای خود را از معرکه بیرون بکشد و چون نمی‌توانست قهر بکند، به بهانه این که گزارش محل را حضوراً در تهران بدهد، اجازه گرفت آمد مرکز و دیگر برنگشت …» (16).
دکتر بقایی در مورد علت کناره گیری احمد فریدونی از استانداری کرمان آورده است: «… با او (فریدونی) هم مطلقاً سابقه آشنایی نداشتم و فقط خوب، به مناسبت این که تقریباً دائماً معاون وزارت کشور بود و من چند بار در وزارت کشور یا توی کمیسیون مجلس دیده بودیم، یک سلام و علیکی داشتیم. هیچ دوستی و معارفه‌ای با هم نداشتیم. دوباره مقدمات انتخابات داشت شروع می‌شد که من راه افتادم بروم کرمان. البته در اصفهان دو سه روزی ماندم. در این ضمن خبر شدم که آقای فریدونی هم اصفهان است. اقدام کردیم و یادم نیست منزل کسی بود یا توی هتل بود، رفتم دیدنش. گفتم اینجا چه می‌کنی؟ گفت هیچی من استعفا دادم از استانداری …
ـ بقایی: کرمان. (فریدونی گفت): برای این که دیدم با این روحیه مردم انتخابات دولتی به هیچ صورتی عملی نمی‌شود و این تویش بوی خون می‌آید. او (فریدونی) آدم درویشی بود، در ضمن گفت با این که به من وعده سناتوری دادند بعد از انتخابات، مع‌هذا قبول نکردم، و رفت …» (17).

خبر

کرمان، رتبه اول شیوع مصرف مواد مخدر در کشور
معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان کرمان گفت: مطالعاتی که اخیرا انجام شده است، متاسفانه نشان می دهد استان کرمان در بحث شیوع به مصرف مواد مخدر رتبه اول کشور را دارا می باشد. به گزارش ایسنا سرهنگ علیرضا پریور درباره دلایل افزایش اعتیاد در کشور گفت:ما یکی از کشور های در حال گذار هستیم که یکی از ویژگی های کشورهای در حال گذار مواجهه با بحران ها و آسیب های اجتماعی است. وی با بیان اینکه یکی از این آسیب ها که با آن مواجه‌ایم مسئله اعتیاد به مواد مخدر است تصریح کرد: اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر اینکه خود یک معذل برای فرد است در عین حال تبعات مختلفی برای نیز فرد دارد.این معضل بزرگ می تواند باعث بحران های اجتماعی از قبیل سرقت،فرزند آزاری،از هم پاشیدگی خانواده،طلاق…..را داشته باشد به همین دلیل است که حساسیت نسبت به اعتیاد بسیار بالاست. معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان کرمان ادامه داد: متاسفانه در جامعه ی ما به نوعی با افزایش اعتیاد و کاهش سن ابتلا به مواد مخدر روبه رو هستیم و دلایل مختلفی نیز برای افزایش اعتیاد وجود دارد.

از دست رفتن اصالت بازار کرمان
معاون بازرگانی داخلی سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان با اشاره به اشتغال 210 هزار نفر در بازار کرمان گفت: این تعداد اشتغال سه برابر نیاز بازار است و بخشی از بازار بزرگ کرمان در دست بیرجندی‌ها و غیرکرمانی هاست که اصالت خود را از دست داده است. به گزارش ایسنا مصطفی زریسفی در دیدار رییس و معاونان سازمان صنعت، معدن و تجارت استان با نماینده ولی فقیه در کرمان با بیان اینکه بازرگانی و بازار دو بخش می باشند، اظهار کرد: 622 تاجر خارجی داریم که یک میلیارد و 666 میلیون دلار صادرات کالا از استان به خارج از کشور داشته اند. وی با اشاره رتبه ششم استان کرمان در صادرات کشور افزود: صادرات ما نسبت به سال 92 به میزان 47 درصد افزایش داشته است. زریسفی تصریح کرد: در بخش بازرگانی داخلی که اصناف را شامل می شود، 70 هزارر واحد صنفی در استان کرمان داریم که 26 هزار واحد صنفی در شهر کرمان هستند. زریسفی در پایان با اشاره به درآمد کم قالی بافی خاطرنشان کرد: 70 هزار قالی باف در استان کرمان وجود دارد، که 26 هزار نفر در این زمینه بیمه شده‌اند که سهم ما از بیمه قالی بافی کم است.

توسعه کشت گیاهان دارویی در جنوب کرمان
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان رودبار جنوب با بیان این که توسعه کشت گیاهان دارویی در دستور کار سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان قرار دارد، گفت: در قالب مشاغل خانگی و توسعه کشت گیاهان دارویی، 50 هکتار از اراضی این شهرستان به کشت چای ترش اختصاص یافت. به گزارش ایرنا، محسن سعیدی افزود: کشت چای ترش به صورت مستقیم در اردیبهشت ماه و با میزان بذر 15 کیلوگرم در هر هکتار انجام می‎گیرد. وی با اشاره به اینکه این نوع چای به وسیله بذر تکثیر می‎شود، بیان کرد: برداشت چای ترش دراوایل مهر ماه انجام می‎شود. سعیدی متوسط عملکرد این محصول را 250 کیلوگرم در هر هکتار به صورت برگ خشک ذکر و اظهار داشت: تصفیه‎کنندگی خون، کنترل‎کنندگی فشار خون و درمان اختلالات کبدی و صفرایی از جمله خواص دارویی چای ترش محسوب می‎شوند. مدیر جهاد کشاورزی شهرستان رودبار جنوب این نوع چای را از منابع غنی آهن خواند و گفت: چای ترش به گیاه ضد دیابتی نیز شهرت دارد و دارای آنتی‎اکسیدان‎های فراوان بوده و ضد چربی خون است.

فرهنگ سازی مالیات، بسیج عمومی را می طلبد
فرماندار جیرفت با تاکید بر فرهنگ سازی مالیات در سطح جامعه گفت: برای نهادینه کردن فرهنگ مالیات، بسیج عمومی نیاز است. به گزارش روابط عمومی مدیریت امور مالیاتی جیرفت، احمد امینی روش در دیدار با مدیر امور مالیاتی جیرفت افزود: مهمترین موضوعی که باید مورد توجه اداره امور مالیاتی باشد، اطلاع رسانی در سطح جامعه است. وی بیان کرد: ممکن است اقشار آسیب پذیر و کم درآمد به دلیل عدم اطلاع رسانی دقیق متوجه قوانین جدید امور مالیاتی نشوند که این موضوع خساراتی را برای آنها به همراه خواهد داشت. فرماندار جیرفت با بیان اینکه در برخی مواقع به دلیل عدم مشارکت مردم، شاهد بروز برخی مشکلات هستیم، تصریح کرد: بارها دیده ایم که هرجا خود مردم مشارکت و همکاری داشته اند مشکلات کمتر بوده است که باید در این حوزه هم برای مشارکت مردم فرهنگ سازی شود. امینی روش با اشاره به اهمیت اطلاع رسانی در حوزه مالیاتی خاطرنشان کرد: باید در زمینه اطلاع رسانی و فرهنگ سازی مالیاتی از تمام ظرفیت ها بویژه رسانه های نوشتاری و صدا و سیما استفاده شود.

خبر

کمبود اعتبار و نیروی انسانی دو چالش اصلی منابع طبیعی استان
معاون پشتیبانی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری کرمان کمبود اعتبار و نیروی انسانی را دو چالش اساسی منابع طبیعی کرمان دانست. علی زنگی آبادی معاون پشتیبانی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان گفت: علی رغم مساحت ده و نیم میلیون هکتاری عرصه های منابع طبیعی شمال استان و همچنین وجود حداکثر اجزاء منابع طبیعی مثل جنگل، مرتع، آبخیز و بیابان در استان و مضافاً تهدید تقریبا تمام بلایای طبیعی مثل طوفانهای شن و تهدید تاسیسات و زیر بنایی از این طریق، افت شدید منابع آبی، و وجود آفت در جنگل های بعضا منحصر بفرد استان، پر شدن مخازن سدها بوسیله رسوب، زمین خواری و طمع زیاده خواهان و متعدیان به منابع ملی در اقصی نقاط استان پهناور کرمان متاسفانه اعتبارات بسیار محدود فصل منابع طبیعی کار را برای اجرای برنامه های مصوب در منابع طبیعی با دشواری مواجه ساخته است. وی کمبود نیروی انسانی را نیز چالش دیگر عنوان کرد و افزود: مثلاً کل نیروهای یگان که وظیفه حفاظت از عرصه های منابع طبیعی را بر عهده دارند 75 نفر در کل استان آن هم با حداقل امکانات می باشند در صورتیکه براساس استانداردهای حفاظت این نیروها بایستی به حدود 200 نفر افزایش یابند. یعنی در حال حاضر هر 110 هزار هکتار عرصه منابع طبیعی بوسیله یک نفر حفاظت می شود. زنگی آبادی با اشاره به اینکه آتش سوزی مراتع و جنگل ها خصوصا در مناطق گردشگری اخیرا بعنوان یک معضل خودنمایی می کند از مسئولین استان توجه بیش از پیش را طلب نمود. وی که در حاشیه جلسه جشنواره کرمان در تهران سخن می گفت ادامه داد: امروزه در دنیای مدرن توجه به منابع طبیعی و حفاظت از عرصه های ارزشمند آن، بعنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای فرآیند توسعه همه جانبه بوده و تمامی برنامه ریزیها در همین راستا است و به همین جهت از مسئولین استان و خصوصا نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی درخواست نمود تا با نگاهی واقع بینانه تر و عمیق تر به حوزه منابع طبیعی یاری رسان بخش منابع طبیعی استان باشند که شاید فردا برای اینکار دیر باشد.

حمل روزانه 15 تن شیر تولیدی در بم به کارخانه‌ها
رئیس شبکه دامپزشکی بم گفت: روزانه بیش از 15 تن شیر توسط خودروهای ویژه حمل شیر از سطح دامداری‌های این شهرستان به مقصد کارخانه‌های شیر ارسال می‌شود. به گزارش فارس مسعود اسدی‌پور اظهار داشت: از آنجا که شیر در سبد غذایی انسان‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند و با توجه به فسادپذیری سریع این ماده غذایی و احتمال انتقال بسیاری از بیماری‌های مشترک بین انسان و دام از طریق شیر، رعایت بهداشت مناسب آن در کنار به‌کارگیری کامل روش‌های آماده‌سازی برای مصرف نقش اساسی در حفظ بهداشت و سلامت جامعه دارد. رئیس شبکه دامپزشکی بم با بیان اینکه این شهرستان دارای دام با فنوتیپ شیردهی از جمله گاو جرسی، هلشتاین و تولید شیر با کیفیت مطلوب است، بیان کرد: روزانه بیش از 15 تن شیر توسط خودروهای ویژه حمل شیر از سطح دامداری‌های شهرستان به مقصد کارخانه‌های شیر ارسال می‌شود. اسدی‌پور تصریح کرد: به صورت مرتب آزمایش‌های تشخیصی بر روی شیر جمع‌آوری شده انجام و در مواقع لزوم برای آزمایش‌های تکمیلی به آزمایشگاه اداره کل دامپزشکی استان ارجاع و از تانکر و خودروهای حمل شیر نیز بازدیدهای روزانه به عمل می‌آید. وی گفت: به منظور جلوگیری از آلودگی‌های میکروبی و زیست محیطی شیر، از ابتدای سال‌ جاری تاکنون سه مورد کلاس آموزشی ویژه متصدیان این صنف برای آشنایی با اصول بهداشتی برگزار شده است. رئیس شبکه دامپزشکی بم عنوان کرد: شبکه دامپزشکی بم در راستای ساماندهی ایستگاه‌های جمع‌آوری شیر خام به صورت ماهانه از تانکرهای حمل و ایستگاه‌های جمع‌آوری شیر بازدید و تمام نواقص موجود را بررسی و برای رفع به مسئولان ایستگاه ابلاغ می‌کند. اسدی‌پور افزود: با توجه به گرم شدن هوا و فساد‌پذیر بودن شیر، طرح تشدید کنترل و نظارت روزانه بر این مراکز در دستور کار قرار دارد و از متصدیان درخواست می‌شود بدون هماهنگی و اخذ مجوز حمل بهداشتی اقدام به جابه‌جایی این محصول نکنند.

عنوان «پیام ما» گزارش می دهد/ سونامی طلاق در کرمان

«پیام ما» گزارش می دهد/ سونامی طلاق در کرمان

الهام پی پر
ازدواج یکی از مهمترین مسائلی است که در دین اسلام و سایر ادیان به آن تاکید فراوان شده و یکی از مهمترین اتفاقات زندگی هر فرد است اما متاسفانه این روزها خبرها حاکی از بالا رفتن آمار طلاق در کشور به‌ویژه در کرمان است که این مساله بسیار تاسف‌باربوده و زنگ خطری برای جامعه محسوب می‌شود.
عاقبت‌هایی که به‌خیر نشد
در فرهنگ ما برای دختر و پسر آرزوی عاقبت ‌به ‌خیری می کنند اما متاسفانه امروز آمار زندگی‌هایی که عاقبتشان خیر نیست و به جدایی منجر می‌شوند و طرفین به‌خصوص زنان را با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌کنند بالا رفته است.
یک روانشناس در این خصوص ابراز داشت: زنان پس از طلاق مجبور به بازگشت به خانه پدری می‌شوند که این‌بار با مارک بیوه‌گی رفتاری که در گذشته با آنان می‌شد را احساس نمی‌کنند، اغلب زنان برای گریز از این فضا مجبور به ازدواج‌های مجددی می‌شوند که تا آخر عمر برای آنان عذاب‌آور است.
اکرم طاحونی به پیام ما گفت: نارضایتی جنسی یکی از مهمترین علل طلاق‌ها بوده و شاید این مساله به سبب نداشتن اطلاعات دقیق و لازم افراد در این خصوص است.
این روانشناس ادامه داد: متاسفانه در کشور ما آموزش‌های لازم در خصوص ارتباطات جنسی به جوانان داده نمی‌شود و افراد پس از ازدواج و دچار شدن به مشکلات روحی و جسمی در زمینه جنسی به طلاق روی می‌آورند.
وی اذعان داشت: بهره گیری غیر اصولی و کنترل نشده از شبکه‌های اجتماعی نیز یکی دیگر از دلایل طلاق است زیرا به سبب حریم شکنی‌هایی که در این شبکه‌ها اتفاق می‌افتد سوءظن در خانواده‌ها افزایش پیدا کرده و به دنبال آن طلاق رخ می‌دهد.
این کارشناس خاطرنشان کرد: نبود فرهنگ مشاوره در جامعه باعث شده تا بسیاری از اختلافات خانوادگی به گره کوری تبدیل شود که سرانجامی تلخ دارد .
طاحونی گران بودن هزینه‌های مشاوره را نیز مشکلی بر سر راه خانواده‌ها عنوان کرد و افزود: شلوغی و گران بودن این مراکز نیز یک معضل غیرقابل انکار است که نمی توان به‌راحتی از آن گذشت.
وی اضافه کرد: متاسفانه این مراکز تاکنون نتوانسته اند عملکرد موفقی از خود ارائه دهند و این مساله باید از سوی مسئولین مورد بررسی قرار گیرد.
این روانشناس افزود: پیش از آنکه خانواده ها تشویق به استفاده از مشاوره های روانشناسی شوند باید فکری به حال تعرفه های روانشناسان و پوشش بیمه ای این خدمات شود ،علاوه بر این با توسعه و افزایش تعداد مراکز مشاوره دولتی و بهبود کیفیت این مراکز باید برای نهادینه کردن فرهنگ مشاوره در میان خانواده‌ها تلاش شود.
رشد 7 درصدی طلاق در کرمان
حمید خالقی بیان می‌کند: در نیمه نخست سال گذشته ۱۶ هزار و ۳۴۸ مورد ازدواج در استان کرمان انجام شده، اما این آمار در شش ماهه نخست سال جاری با 9 درصد کاهش به ۱۴ هزار و ۹۸۰ مورد رسیده است و هر ساله این سیر نزولی را داریم.
وی در حالی از کاهش آمار ازدواج‌ها در استان کرمان خبر داد که آمار طلاق‌ در این استان همچنان رو به افزایش است.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان کرمان افزود: هزار و ۳۴۷ مورد طلاق در شش ماهه نخست سال جاری در کرمان رخ داده و با توجه به وقوع ۲ هزار و ۲۰۸ مورد طلاق در شش ماهه نخست سال گذشته شاهد افزایش 7 درصدی نرخ طلاق هستیم.
خالقی تصریح می‌کند: آمار پنج ساله اخیر کرمان نشان می‌دهد طلاق‌ها در این استان ۷ درصد افزایش یافته است در حالی که شاهد کاهش ۲۵ درصدی ازدواج طی این مدت پنج ساله نیز هستیم.
وی با اشاره به اینکه بیشترین طلاق‌ها در کرمان در سال‌های اول و دوم ازدواج است، عنوان کرد: بیشترین آمار ازدواج در استان کرمان در سال‌های ۲۰ تا ۲۴ سالگی ثبت شده و بیشترین طلاق‌ها نیز بین افراد ۲۵ تا ۲۹ ساله اتفاق می‌افتد
معاون دادگستری استان کرمان اظهار کرد: ورودی پرونده‌های عدم تمکین با هزار و 894 فقره پرونده و تشکیل 67 فقره پرونده به ازای هر 100هزار نفر جمعیت حاکی از آن است که استان در این زمینه جایگاه 28 کشوری را دارا است.
مراکز مشاوره ضعیف عمل کرده‌اند
یک مشاور حقوقی نداشتن اعتماد زوجین به یکدیگر، گرانی، مادی‌گرایی، تجمل‌گرایی و بیکاری، نداشتن ثبات شغلی، شغل‌های ناپایدار و ترس از شکست در زندگی و عدم توانایی در تامین هزینه‌ها را از عوامل کاهش ازدواج در کرمان عنوان کرد.
محمد غزنوی بیکاری و مادی‌گرایی، بالا بودن هزینه‌های زندگی و ازدواج، بالا بودن توقع و مشکلات و دلایل غیرمنطقی در انتخاب همسر را از دلایل کاهش ازدواج‌ در کرمان برشمرد.
این کارشناس اثرات منفی ماهواره و افزایش ارتباطات نامشروع اجتماعی، فاصله گرفتن از ارزش‌های دینی و نفوذ فرهنگ غربی در سبک زندگی جوانان را از دیگر علت‌های کاهش ازدواج‌ها عنوان و افزود: در خانواده‌های مذهبی و جوانان متدین آمار طلاق کمتر مشاهده می‌شود و اصول صحیح زندگی نیز باید به جوانان آموخته شود.
وی با اشاره به مراکز مشاوره خانواده در کرمان یاداور شد: متاسفانه مراکز مشاوره با هزینه بالایی که دریافت می‌کنند و عملکرد ضعیفی که دارند نتوانسته اند در این زمینه موفق عمل کنند.
رشد 30 درصدی طلاق‌های توافقی در کرمان
معاون دادگستری کرمان در این خصوص ابراز داشت: از هر ۵ ازدواج در کرمان، یک مورد منجر به طلاق می‌شود.
حمید خالقی اذعان کرد:بیشترین درخواست طلاق‌ها مربوط به طلاق توافقی است، در سال ۹۱ سه هزار و ۷۸۵ پرونده درخواست طلاق توافقی در شعبه خانواده دادگستری تشکیل شده که نسبت به سال ۹۰ که سه هزار و ۳۵۰ مورد بوده، ۱۲٫۹ درصد رشد داشته است.
وی افزود: ۳۱ درصد درخواست‌های طلاق‌ در سال گذشته از سوی زوجه و ۳۲ درصد از سوی زوج بوده و مطالبه نفقه نیز ۱۹ درصد پرونده‌های دعاوی خانواده را به خود اختصاص داده است.
خالقی نرخ رشد طلاق توافقی در کرمان را ۲۰ درصد عنوان و تصریح کرد: آمار تشکیل پرونده‌های دعاوی خانواده در حال افزایش است.
خانم‎ها باید به میزان درآمد
همسرانشان توجه داشته باشند
رئیس کل دادگستری دادگاههای عمومی و انقلاب شهرستان کرمان نیز گفت: در 4ماهه نخست سال جاری 370مورد صدور حکم طلاق به در خواست زوجه در کرمان صورت گرفته که این میزان د ر 4 ماهه نخست سال گذشته 266مورد بوده است که این رشد 39 در صدی آمار طلاق را در سال جاری نشان می دهد.
ماشا… ابراهیمی خاطر نشان کرد: صدور حکم طلاق به در خواست زوج در شهر کرمان در 4ماهه نخست سال گذشته 48 مورد بوده که این آمار در 4ماهه نخست سال جاری به 69 مورد رسیده است که ننشان از رشد 44 درصدی دارد.
وی میزان طلاق‌های توافقی در کرمان را در 4ماهه نخست سال گذشته را359مورد عنوان کرد و افزود: این آمار در سال جاری به 387مورد رسیده است.
ابراهیمی همچنین میزان ورودی پرونده‌های خانواده رادر 4ماهه نخست سال جاری را 2 هزارو 606 مورد عنوان کردکه این میزان نسبت به سال گذشته 4درصد رشد داشته است .
رئیس کل دادگستری دادگاههای عمومی و انقلاب شهرستان کرمان با بیان اینکه 30 درصدپرونده های خانواده که به واحدهای مشاوره ارجاع می شوند به صلح وسازش منتهی می شوند.
ابراهیمی علت اصلی اختلاف در خانواده ها و طلاق را نارضایتی جنسی ، اعتیاد و تورم عنوان کرد و اظهار داشت:70درصد طلاقها به دلیل نارضایتی جنسی و30درصد به دلیل مشکلات دیگر نظیر تورم و اعتیاد اتفاق می‌افتد.
ابراهیمی با اشاره به اینکه در حال حاظر هیچ زوجی به دلیل نپرداختن مهریه به زندان نمی روند یادآور شد: خانم ها باید توجه ویژه ای به سرمایه گذاری و درآمد و دارایی همسرانشان داشته باشند که زوج اموال خود را به نام دیگری سرمایه گذاری ننماید.
لازم به ذکر است که برای بررسی بیشتر این مساله و آگاهی از وضعیت زنان مطلقه و میزان آمار این قشر از زنان تحت پوشش بهزیستی پس از هماهنگی با روابط عمومی ین سازمان و هماهنگی ایشان با مسئول این بخش و تماس‌های مکرر با ایشان بالاخره موفق به مصاحبه با ایشان نشدیم.

زاهدی خواستار برخورد با افشاکنندگان پرونده بورسیه شد

زاهدی خواستار برخورد با افشاکنندگان پرونده بورسیه شد

نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی به سایت دقیانوس گفته: بزودی با حضور وزیر علوم تحقیقات و فناوری جلسه فوق العاده کمیسیون آموزش مجلس در راستای اجرایی کردن منویات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه و توضیحات وزیر در خصوص مسائل و گلایه های مطرح شده برگزار خواهد شد.رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس همچنین خواستار برخورد با کسانی شد که به گفته او به طور غیرقانونی بورسیه ها را افشا کرده اند. زاهدی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در جمع اساتید دانشگاهها و گلایه وی در مورد ضایع شدن حق تعدادی از افراد در پرونده ای موسوم به بورسیه ها گفت: مطالبه جدی دانشگاهیان کشور از وزیر علوم این است که کسانی که این حاشیه سازی ها و سیاست بازی ها را ظرف دو سال گذشته در وزارت علوم ایجاد کرده اند که موجب کاهش نرخ رشد علمی کشور شده اند برخورد نمایند به ویژه کسانی که با حیثیت علمی دانشگاه ها از باب همین بورسیه ها بازی کردند.
وی ضمن اینکه عذرخواهی جدی خاطیان از بورسیه ها و جامعه دانشگاهی را خواستار شد گفت: وزارت علوم و دستگاه های نظارتی باید با کسانی که اینگونه افشای غیر قانونی و غیرمدبرانه و غیر اخلاقی را ترویج دادند برخورد نمایند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود:وزیر علوم با این حرکت نشان دهد که این وزارت علوم، وزارتخانه ای علمی ، اخلاقی ، عقلایی و معنوی است که این انتظار جامعه دانشگاهی هم از وزارت علوم است. وی در خصوص گوشه ای دیگر از بیانات رهبر انقلاب در مقایسه اساتید دانشگاه با فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس بیان داشت:مقام معظم رهبری با این مقایسه که وظیفه اساتید را سنگین می کند نقش و جایگاه مهم اساتید و اعضای هیئت علمی را مشخص و یادآوری کردند. وزیر علوم ، تحقیقات و فن اوری در دولت نهم بیان کرد: در یک جنگ فکری و در میادین نبرد مدیریت و رهبری جنگ بسیار نقش تعیین کننده ای دارد ، یعنی این مدیران و رهبران هدایت جنگ هستند که می توانند سرنوشت آن را رقم بزنند و افسران و سربازان در واقع مجریان منویات رهبران هستند.
نماینده مردم شهرستان های کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد:حال در فضای جنگ نرم ، سایبری، فضای مجازی، ماهواره و نیروی انسانی غربی که شامل مراکز علمی و دانشگاه ها هم می شود و برای مقابله با حملات و تاثیرگزاری مثبت آن بر جامعه بویژه نسل جوان حتما نیاز است یک مدیریت و یک رهبری آکادمیک، دقیق و علمی به صحنه بیاید سپس دانشجویان و جوانها آن منویات را اجرا کنند و اینجاست که اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها نقش موثر خود را نشان می دهد. وی خاطر نشان کرد:رهبر انقلاب در نکته جالبی بیان داشتند که لازم نیست این اساتید در سر کلاس ها درس اخلاق بدهند بلکه باید رفتار، منش و صحبت خود فرد به گونه ای باشد که این تاثیر لازم را بر نسل جوان و دانشجو بگذارد.