بایگانی مطالب نشریه

خبر

سفر حمید رسایی به فنلاند برای تبلیغ اسلام
حمید رسایی باز هم برای تبلیغ دین اسلام به اروپا رفت! او ساعت 5:15 دقیقه بامداد 14 تیر ، با پرواز شماره 873 هواپیمایی ترکیش ایر، راهی استانبول شد و بلافاصله با پرواز بعدی به هلسینکی رفت. او اینک در پایتخت فنلاند حضور دارد تا اسلام را تبلیغ کند. به گزارش عصر ایران، رسایی که گویا علاقه زیادی به تبلیغ اسلام در اروپا دارد پیشتر چندین بار به دعوت نهادهای عمومی مانند سازمان تبلیغات اسلامی به کشور آلمان رفته است. وی قبل از سفر به آلمان، انگشت نگاری شد و در توضیح این ماجرا اعلام کرد که به طور عزتمندانه انگشت نگاری شده است! در جریان جام جهانی فوتبال 2014 برزیل نیز، رسایی قصد سفر به برزیل با هزینه مجلس شورای اسلامی را داشت که با رسانه ای شدن موضوع ، این سفر منتفی شد. گفتنی است در سایت حمید رسایی، اساساً اشاره ای به این سفر نشده و آخرین پست های وی قبل از این سفر این دو تیتر هستند: «در توافق پیش رو، غیرت یا بی غیرتی؛ کدام امضاء می شود؟» و «ملت دست امضاکنندگان توافق بد را می‌شکند».

مخابرات پرونده مزایده را بست!
مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران گفت: درخواستی از ناحیه شاتل برای خرید سهام شرکت مخابرات اعلام نشده است. داوود زارعیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در خراسان، بیان کرد: شرکت توسعه اعتماد مبین 30 خرداد ماه آگهی مزایده‌ای را منتشر کرد که طی این آگهی متقاضیان می‌توانستند از چهارشنبه سه تیر ماه تا دوشنبه 8 تیر ماه مراجعه و اسناد مزایده را خریداری کنند و سپس با شرکت در فرآیند مزایده سهام را خریداری کنند اما تا تاریخ تعیین شده کسی مراجعه نکرد و پرونده مزایده موقتا بسته شد. زارعیان تصریح کرد: خرید سهام مخابرات توسط شاتل خبری بود که شاتل اعلام کرده و ما هم از طریق رسانه‌ها خبردار شدیم وگرنه ما درخواستی از ناحیه شاتل نداشتیم. وی تاکید کرد: تا تاریخ تعیین شده هیچ مراجعه کننده‌ای برای خرید سهام اعلام آمادگی نکرد. این در حالی است که طی روزهای گذشته رئیس هیات مدیره شاتل در گفت‌وگو با برخی رسانه‌ها از اعلام آمادگی «شاتل» برای خرید سهام مالک مخابرات و مکاتبه رسمی با وزارت ارتباطات خبر داده بود.

برنامه ای برای افزایش سقف وام مسکن نداریم
مدیر کل طرح و برنامه بانک مسکن با بیان اینکه افزایش سقف وام خرید مسکن برای سال آینده فعلا در دستور کار بانک نیست،‌ گفت: ‌نمی توان پیش بینی درستی از وضعیت بازار مسکن در این شرایط اقتصادی داشت. محمد حسن مرادی در گفت و گو با ایلنا با اشاره به لزوم افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن،‌ اظهار کرد:‌ هر چند برنامه مشخصی برای افزایش سقف وام خرید مسکن نداریم اما به هر حال سقف های تسهیلاتی تا یک مقطعی جوابگو است و بعد از مدتی با افزایش قیمت ها عدد این تسهیلات دیگر کارایی لازم را ندارد و باید به روز شود . وی با اشاره به پیش بینی از تغییر قیمت مسکن تا یک سال آینده و تغییر سقف وام مسکن متناسب با آن،‌ گفت: در شرایط حاضر نمی توان درباره حوزه های مختلف اقتصادی پیش بینی کرد چراکه نتیجه مذاکرات در فضای اقتصاد کشورمان تاثیر گذار خواهد بود. مردای ادامه داد:‌ معتقدم نتیجه مذاکرات هسته ای تاثیر و بازتاب قابل توجهی در حوزه مسکن ندارد و روند حال حاضر تا پایان سال ادامه خواهد داشت اما در سال آینده احتمالا شاهد اتفاقاتی در حوزه مسکن باشیم.

توقف باران مصنوعی به دلیل سرطان زا بودن

توقف باران مصنوعی به دلیل سرطان زا بودن
درحالی‌که بحران کم‌آبی کشور را به صورت جدی در بر گرفته، برخی طرح‌ها برای ایجاد باران مصنوعی هم با مشکل مواجه شده است. کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در این‌باره توضیح داده است که به واسطه نتیجه برخی بررسی‌ها این باران‌ها سرطان‌زا هستند و به توصیه وزارت نیرو این طرح مسکوت شد. به گزارش شهروند، او که در شاهرود صحبت می‌کرد، با اشاره به مطالعات طرح بارور ساختن ابرهای باران‌زا در استان سمنان، گفت: درست است که در کار خداوند نمی‌توان دست برد اما برخی تحقیقات نشان می‌دادند که می‌توان با فرستادن یون‌های مثبت و منفی به آسمان باران ایجاد کرد لذا برخی موارد مطالعاتی نیز برای انجام این پروژه انجام شده بود، اما این طرح موقتا مسکوت ماند. جلالی درباره علل عدم انجام این طرح گفت: استان سمنان به‌عنوان پایلوت انجام این طرح پذیرفته شده بود لیکن به واسطه نتیجه برخی بررسی‌ها که از سرطان‌زا بودن این باران‌ها حکایت می‌کرد و به توصیه وزارت نیرو این طرح مسکوت شد. وی افزود: پس از اعلام شرایط توسط وزارت نیرو این طرح در مرحله تحقیقات باقی ماند او با اشاره به جلسه هم‌اندیشی مرکز پژوهش‌های مجلس با فعالان بخش‌های آب و محیط‌زیست کشور گفت: از شنیدن گزارش وضع آب در کشور وحشت‌زده شدم. او با اشاره به بحران آبی در کشور گفت: باید این حقیقت را بپذیریم که وضع آب در شهرستان ما بسیار بد است. وی با یادآوری این‌که زمانی در منطقه بسطام، با حفاری در عمق ۴۵متری به آب مناسب دست پیدا می‌کردیم، افزود: اما امروز باید همین مناطق را ۲۵۰متر حفر کنیم و این شرایط تنها مختص به شاهرود نیست لیکن در واپسین روزهای ماه شعبان میزبان فعالان بخش آب کشور در مرکز پژوهش‌های مجلس بودم که به واقع از گزارش‌های آنها وحشت‌زده شدم.

زمان اعلام توافق هسته ای؛ چهارشنبه یا پنجشنبه

زمان اعلام توافق هسته ای؛ چهارشنبه یا پنجشنبه
قطار مذاکرات هسته ای در آستانه ورود به ایستگاه پایانی است. قطاری که از 18 ماه پیش با سوخت گیری و تغییر لوکوموتیوران، جان تازه و سرعت دوچندانی برای رسیدن به مقصد گرفت، فاصله زیادی تا ایستگاه پایانی ندارد؛ فردا نشد حداکثر تا آخر هفته این قطار به مقصد می رسد. به گزارش فرارو، روزشمار مذاکرات هسته ای خبر از نزدیک شدن به آخرین روزها و آخرین دقایق تمدید می دهد. امروز شاید آخرین فرصت برای رسیدن به توافق هسته ای باشد. تلاش برای رسیدن به این توافق از صبح امروز (به وقت وین) با دیدارهای دوجانبه و چند جانبه در هتل پله کوبورگ شهر وین آغاز می شود. امروز، روز جمع بندی است. وزرای خارجه کشورهای عضو گروه 1+5 یک به یک خود را به وین رساندند تا محصول نزدیک به ده روز گفت و گو و چانه زنی در سطوح کارشناسی، معاونان و وزرای خارجه ایران و آمریکا را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند. جدول زمانی تحریم ها، نظام بازرسی ها از برنامه هسته ای ایران و چگونگی اجرای پروتکل الحاقی پس از توافق جامع و متناظر بودن اقدامات ایران و گروه 1+5 یعنی هم گام و هم وزن بودن اقدامات ایران پس از توافق جامع،R&D یا تحقیق و توسعه و… از جمله موضوعات مورد اختلافی بود که در متن پیش نویس برجام داخل پرانتزها قرار داشتند. یک عضو تیم مذاکره کننده هسته ای که نخواست نامی از وی برده شود درباره متن برجام با بیان اینکه « توافق نهایی جامع هسته‌ای یک ضمیمه فنی خواهد داشت که حدود ۳۰ صفحه خواهد بود و این ضمیمه فنی بر روی مسائل فوردو، اراک، تحقیق و توسعه، نظنز و یک سری مسائل راجع به ماشین‌های تولید ایزوتوپ‌های پایدار استوار است» گفت: «در خصوص بسیاری از جزئیات این ضمیمه فنی به نتیجه رسیده ایم اما هنوز جزئیاتی است که امیدوار هستیم بتوانیم ظرف آن را نهایی کنیم.» اظهاراتی که تاکنون وزرای خارجه در جمع خبرنگاران مقابل هتل کوبورگ بیان کردند حکایت از آن داشت که فضای حاکم بر مذاکرات فضای مثبت و سازنده ای و اراده حاکم بر طرفین دستیابی قطعی به توافق جامع در این مرحله است. به گفته منبع نزدیک به مذاکرات ممکن است مذاکرات نه به طور رسمی بلکه غیر رسمی بازهم تمدید شود و عملا مذاکرات تا اواخر چهارشنبه یا بامداد پنجشنبه به طول انجامد. منتظر ماندن برای رسیدن قطار مذاکرات هسته ای پس از نزدیک به یک دهه، ارزش دو روز صبر کردن اضافه را دارد. مهم رسیدن به توافق جامع و نهایی و پایان دادن به تحریم و فشار علیه مردم ایران است که این توافق نهایی شده است اعلام دو روز با تاخیر این توافق چیزی از ارزش های آن کم نخواهد کرد.

رتبه ۱۸۹ ایران در میان ۱۹۰ کشور در تصادفات جاده ای

رتبه ۱۸۹ ایران در میان ۱۹۰ کشور در تصادفات جاده ای
آمارها نشان می دهد در دنیا به ازای هر ۱۰ هزار خودرو حدود ۹ نفر کشته می‌شوند، در حالی که در ایران به ازای این تعداد خودرو، ۳۷ تن کشته می شوند. به گزارش مهر، اگر میانگین ۲۳ تا ۲۷ هزار کشته در حوادث رانندگی در طول سال را همراه با میانگین ۲۵۰ هزار زخمی این حوادث در نظر بگیریم، گویی هر سال در ایران یک زلزله بزرگ با این مقدار کشته و زخمی اتفاق می‌افتد. هم‌چنین تعداد تلفات جاده‌ای کشور در سال با تلفات یک جنگ تمام عیار برابری ‌می‌کند. در ۷ ماهه اول سال ۹۲ روزانه حدود ۵۴ نفر در ایران بر اثر حوادث جاده‌ای جان خود را از دست داده‌اند. طبق اعلام سازمان پزشکی قانونی در ۷ ماهه اول ۹۲ در حدود ۱۱ هزار نفر بر اثر حوادث جاده‌ای فوت و ۲۰۴ هزار و ۷۴۱ نفر مصدوم شده‌اند. وضعیت نامناسب حوادث جاده‌ای کشور ما باعث شده بانک جهانی در بررسی و مطالعات خود، وضعیت حوادث جاده‌ای ایران را بحرانی عنوان کند. بر اساس اعلام پژوهشکده بیمه مرکزی ایران، کشور ما از نظر تصادفات ناایمن رانندگی در بین ۱۹۰ کشور جهان، رتبه ۱۸۹ را به‌ خود اختصاص داده و از این جهت، تنها کشور سیرالئون در غرب قاره آفریقا است که وضعیت نامناسب‌تری نسبت به ایران دارد. در مقایسه با برخی از کشورهای آسیایی می‌توان گفت میزان تلفات تصادفات رانندگی در ایران ۲۵ برابر ژاپن و ۲ برابر ترکیه است. بر اساس آمارهای موجود، خودروهای سبک و سنگین در ایران تا ۱۰۰ برابر بیش‌تر از برخی کشورهای دنیا با یکدیگر برخورد می‌کنند. به عنوان مثال در انگلستان با وجود اینکه تا سه برابر بیشتر از ایران خودرو وجود دارد، میزان بروز تصادفات تا ۳۲ برابر کمتر است. یعنی می‌توان گفت به نسبت خودروهای موجود در ایران، حدود ۱۰۰ برابر بیش‌تر از انگلستان تصادفات رانندگی رخ می‌دهد. بر اساس اعلام عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، طی ده سال گذشته سرمایه‌گذاری بسیار کمی در بخش نگهداری جاده‌های کشور انجام شده است. به همین خاطر امروز بیش از ۴۰ درصد از جاده‌های کشور در وضعیت نامناسبی قرار دارند و برای روکش آسفالت آنها به طور یک‌جا، هزاران میلیارد تومان بودجه لازم است. تجربه کشورهای موفق از جمله سوئد نشان می‌دهد که اگر می‌خواهیم در کاهش تصادفات ترافیکی موفق باشیم باید سرعت ارتقای ایمنی راه و خودرو به طور همزمان و با یک سرعت افزایش پیدا کند. ان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ را دهه اقدام برای ایمنی جاده‌ها به منظور نجات جان پنج میلیون نفر در جهان عنوان کرده است که در طول سال بر اثر تصادف‌ها و حوادث رانندگی کشته می‌شوند.

ظریف در اینستاگرام صفحه ندارد

ظریف در اینستاگرام صفحه ندارد
این روزها با نزدیک شدن به ضرب الاجل تعیین شده برای رسیدن به توافق در مذاکرات هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک بازهم بازار نقل قول های مشکوک و بی اعتبار قوت گرفته است. به گزارش خبرآنلاین، درحالیکه دکتر ظریف در فروردین ماه امسال رسما از طریق اداره کل دیپلماسی رسانه ای وزارت خارجه اعلام کرده بود هیچ صفحه ای در اینستاگرام ندارد، بازهم برخی از وب سایت های خبری با اغراض و اهداف خاص به مطالب مندرج در این صفحات نامعتبر استناد می کنند که آخرین آن نقل قول از طرف وی از صفحه اینستاگرام او است. در بیانیه اداره کل دیپلماسی رسانه‌ای وزارت امور خارجه آمده بود با توجه به فعالیت برخی افراد در اینستاگرام به نام محمد ظریف و معرفی خود بعنوان نزدیکان وزیر امور خارجه کشورمان هرگونه ارتباط این صفحات با دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان ادعا و نادرست می‌باشد و این صفحات جعلی است. وزارت امور خارجه ضمن اعلام اینکه صفحه و یا صفحات مشابه ادعایی جعلی می‌باشد نسبت به اهداف دایر کنندگان نیز ابراز تردید می‌نماید. داغ شدن مجدد نقل قول از ظریف با استناد به صفحات نامعتبر در شبکه های مجازی در حالی است که دکتر ظریف تنها دو صفحه در شبکه های اجتماعی فیس بوک و توئیتر دارد و بارها نیز آنها را اعلام کرده است. از این رو به نظر می رسد با توجه به اعلام رسمی قبلی از سوی وزارت خارجه مبنی بر اینکه ایشان هیچ صفحه دیگری بغیر از این دو صفحه در هیچ شبکه اجتماعی دیگر ندارد، انتشار مطالب خبری و تحلیلی با استناد به اینستاگرام ریشه در بداخلاقی رسانه ای و یا اصرار بر غرض ورزی داشته باشد. این روزها بازار نقل قول از وزیر خارجه از صفحات او در فضای مجازی داغ است و در حالی که ظریف تنها دو صفحه رسمی در فضای مجازی دارددر حالی که مذاکرات هسته‌ای میان ایران و 5+1 به لحظات حساس خود نزدیک می‌شود، برخی اقدامات تخریبی و مشکوک در حال شکل‌گیری است. چند ماه پیش در زمان توافق لوزان نیز برخی رسانه ها به این صفحات نامعتبر در اینستاگرام استناد کرده بودند که یک منبع نزدیک به دکتر ظریف با بیان این که این گونه حرکات مشکوک است گفته بود آقای دکتر ظریف وزیر امور خاجه هیچ گونه صفحه‌ای در اینستاگرام ندارد و هرگونه ادعایی در مورد ارتباط یا نزدیکی به ایشان در صفحات اینستاگرام کذب محض است.

اگر گرفتاری مردم زیادتر شود در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟

اگر گرفتاری مردم زیادتر شود در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟

حسن روحانی در مراسم ضیافت افطار رییس جمهور با خانواده معظم شهدا و ایثارگران با اشاره به اینکه شب نوزدهم ماه رمضان شب قدر و شب امیرالمؤمنین (ع) است گفت: ماه رمضان هم ماه قرآن و هم ماه قرآن ناطق یعنی آن‌که زندگی، سخن و راهش قرآن بود، است. گزیده صحبت های روحانی را به نقل از انتخاب در زیر می خوانید:
امیرالمؤمنین (ع) جایگاهی دارد که جز پیامبر هیچ کس با او قابل مقایسه نیست. حتی خود پیامبر به او فرمود تو ویژگی هایی داری که من ندارم. تو پدرزنی داری که من ندارم. همسری با این جایگاه و دو عزیز و دردانه یعنی حسن و حسین داری که من ندارم.
همه افتخار این نظام این است که در مسیر و خط حکومت امیرالمؤمنین (ع) باشد. البته رسیدن به حکومت امیرالمؤمنین و ویژگی‌های ایشان کار آسانی نیست.
امام (ره) هرچه داشت شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) بود و مقام معظم رهبری نیز هرچه دارد شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) است. همه ما شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) هستیم اما تلاش ما باید این باشد که آن مسیر را ادامه دهیم.
شهدای ما و شما حاضرند. آن‌ها در پیشگاه حق حاضرند و از روزی حق استفاده می‌کنند. آنها ما را می‌بینند و ما در این دنیا نباید در انجام وظایف‌مان شرمنده باشیم.
وظیفه ما در برابر شهدا فقط این نیست که دولت در حد توانش به خانواده های آن‌ها خدمت می‌کند بلکه وظایف ما این است که ببینیم شهدا چه چیزی می‌خواستند.
اگر خدای نکرده جوانان ما بیکار باشند، گرفتاری‌های مردم هر روز بیشتر باشد، خدای نکرده عده‌ای از جوان‌های ما معتاد باشند، یا آسیب های اجتماعی کاری کند که شیرازه خانواده‌ها از هم بپاشد آیا ما در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟

وینگو وارد می‌شود

وینگو وارد می‌شود

وصال روحیان
وینگو بگوویچ، متولد دهم مهر 1327 در کشور کرواسی میباشد که حالا در سن 67 سالگی سرمربیگری تیم فوتبال مس کرمان را بر عهده گرفته است. وی که تقریبا شانزده سالی میشود مربیگری خود را در ایران آغاز کرده پیش از این بار مربیگری تیم هایی چون پی‌ان‌کی اسپلیت، فولاد خوزستان، پرسپولیس، الوصل، پگاه گیلان، امید ایران، پاس همدان، آلومینیوم هرمزگان، پاس همدان را بر دوش خود داشته است و به خوبی میدانیم شانزده سال مربیگری در ایران کار هرکسی نیست. در فضایی که بزرگترین مربیان وطنی و حتی مربیان غیر وطنی نمی توانند به راحتی دوام بیاورند ، شانزده سال ماندن کار سختی است. یا باید خیلی پوست کلفت باشی و بتوانی با همه حاشیه ها بسازی یا توانا باشی و بتوانی با نتایج دهان همه را ببندی. کارنامه وینگو اما نشان می دهد که او از جنس دسته اولی هاست. وینگو بگویچ در سال 1378 به عنوان سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان منصوب شد. او زمانی به ایران آمد که همه در حسرت از دست دادن ایویچ و در یاد نتایج درخشان استانکو پکله‌پویچ در پرسپولیس بودند. آن زمان بهشت کروات ها در ایران بود. وینگو بگویچ هرچند در فولاد به مقامی بهتر از پنجمی نرسید اما اغلب کارشناسان قهرمانی فولاد در لیگ برتر را حاصل زحمات او می دانند. بگویچ آنقدر در فولاد بازیکن ساخت و تحویل رده های مختلف تیم ملی داد که هنوز هم برخی او را به عنوان یکی از مربیان سازنده در فوتبال ایران می شناسند. یکی از خبرنگاران ورزشی در مورد او می نویسد:«به گفته خودش به محض ورود به محل تمرین باشگاه فولاد که در آن زمان اصغر باقریان بر صندلی مدیریتش تکیه زده بود، با یک مخروبه واقعی مواجه شد و پس از چند ماه در حالی که از کار کردن با تیم بزرگسالان مأیوس شده بود به پیشنهاد مدیرعامل سری هم به تمرینات تیم‌های پایه زد. آنجا بود که استعدادهای نوجوان خوزستانی امید از دست رفته را به او بازگرداندند و وینگو با «نناد نیکولیچ» مربی تیم‌های پایه باشگاه سوگند یاد کرد از بچه‌های پابرهنه جنوب یک تیم بزرگ بسازد که مبعلی،‌ کعبی، بداوی، کاملی، علوی ستاره‌هایش باشند. این سوگند چهار سال تمام او را در شرایطی طاقت‌فرسا ماندگار کرد و هرچند در زمان او فولاد به مقامی بهتر از پنجم لیگ برتر نرسید ولی وقتی وینگو به دعوت سرخ‌های تهران،‌ سرخ‌های اهواز را ترک می‌گفت فولاد حقیقتا یک باشگاه بزرگ بود که تیم‌های ملی در تمام سطوح وامدار پدیده‌های آن بودند. این عملکرد درخشان او را روانه پرسپولیس کرد. اکبر غمخوار که پس از سال ها علی پروین را از پرسپولیس به دلیل سنتی بودن کنار گذاشت با آوردن وینگو که نامی برای خود دست و پا کرده بود و همچنین خریدهای بزرگی چون دایی و کاظمیان خواست نام پروین را از پرسپولیس دور کند. اما نه غمخوار سیاست چنین کاری را داشت و نه وینگو چنین توانایی را.هرچند بگویچ با سه پیروزی مقتدرانه لیگ را آغاز کرد اما تا پایان فصل برخی چنان بلایی سر پرسپولیس و وینگو آوردند که این مربی کروات قید ایران را زد و به الوصل امارات پیوست. وینگو در امارات آنقدر بد نتیجه گرفت که به نیم فصل نرسیده اخراج شد و در آن سال تمایلش را برای بازگشت به ایران و بخصوص فولاد ابراز کرد اما سر از پگاه گیلان درآورد. وینگو تا لیگ برتری شدن با پگاه گیلان یک قدم کم آورد و در روزهایی که با رفتن برانکو ایوانکویچ از تیم ملی همراه بود و مربیان کروات دیگر خواهان زیادی در ایران نداشتند به ناگه سر از تیم ملی امید در آورد.پس از ناکامی با تیم امید ایران در راهیابی به المپیک وینگو در دو مرحله سرمربی پاس همدان شد و توفیقی نیافت.وینگو همچنین یک تجربه ناکام دیگر را در آلومینیوم هرمزگان دارد. وینگو فصل پیش سکان تیم فوتبال مس رفسنجان را در دست گرفت و نهایت تلاشش را برای صعود به لیگ برتر کرد و گفتنی است با وجود امکانات کمی که در اختیارش بود نتایج مطلوبی را هم به دست آورد اما مس کرمان، تیم سابقش که تنها حدود یک ماه در آن فعالیت کرد به رهبری اکبر میثاقیان فاتحه صعود تیمش را به لیگ برتر خواند و پرونده مس رفسنجان در همان لیگ یک بسته شد. پس از صعود مس کرمان به مرحله بعدی مسابقات پلی آف، کری خوانی ها و تعریف کردن از خاطرات شش بار صعود اکبر میثاقیان به لیگ برتر آغاز شد اما میثاقیان نتوانست سرودهایش را در مستطیل سبز سر دهد و با باخت یک بر صفر مقابل استقلال خوزستان آن هم در خانه با یک تیر سه نشان را به اشتباه زد. اول اینکه نتوانست موجبات صعود مس کرمان را به لیگ برتر فراهم کند و از رسیدن به رکورد صعود با هفت تیم به لیگ باز ماند. دوم خشم بسیاری از طرفداران را شعله ور کرد. خشمی که آتشش دامن ورزشگاه را هم گرفت و خشک و تر را با هم سوزاند که شاید این عمل نشان دهنده این بود که صبر هواداران این تیم سر آمده و از ناکامی های عجیب خسته هستند. و اما آخرین تیری که میثاقیان به اشتباه پرتاب کرد صلب اعتماد سران مس و دلسرد کردن هواداران بود. کمتر تیمی در لیگ یک دیده میشود که مشکل مالی نداشته باشد و برای تمریناتش زمین خود را داشته باشد و حتی گاها برای سفر به شهر های دیگر در خرید بلیط هواپیما دست دست نکند، اینها درحالی بود که اکبر میثاقیان با تیمی در لیگ یک ظهور کرده بود که دستمزد تمام بازیکنانش را سر موقع پرداخت میکرد و تمام سفرهایش با هواپیما بود و همیشه در بهترین هتل ها اقامت میکرد. در وهله اول سقوت چنین تیمی به لیگ یک امری عجیب بود اما عجیب تر از آن ناکامی این تیم از صعود به لیگ برتر با وجود چنین امکاناتی بود. شاید همین گونه مسائل بود که باعث شد اکبر میثاقیان به مزاق سران مس کرمان به عنوان سرمربی سال آینده این تیم خوش نیاید و وینگو بگوویچ را با وای جایگزین کنند. در سوی دیگر نباید فراموش کرد که مس کرمان هنوز منتظر رای کمیته استیناف سازمان لیگ برای برگزاری مجدد بازی پلی آف است و ممکن است هیات مدیره مس کرمان به این نتیجه رسیده است که اگر قرار باشد با این رای موافقت شود و قرار به برگزاری این بازی بین مس و پیکان شود یک تیم بدون مربی شانسی برای صعود ندارد، درنتیجه به سراغ نزذیک ترین گزینه میروند و بگوویچ را انتخاب میکنند. بگوویچی که کارنامه قابل قبولی چه در تیم های لیگ برتری و چه مس رفسنجان به نمایش گذاشته بود. نیم فصل اول لیگ دسته اول هنوز به پایان نرسیده بود اما در گروه ب این مسابقات که تیم های بزرگی مثل نفت آبادان، داماش، سیاه جامگان و شهرداری تبریز در آن حضور داشتند، تیمی مثل رفسنجان با اقتدار صدرنشین شده بود، اتفاقی که کمتر کسی آن را باور داشت. در نتیجه انتخاب این فرد برای رهبری مس کرمان به دور از منطق نیست اما بعد دیگر این ماجرا این است که امکان دارد هیات مدیره باشگاه مس کرمان باز هم در ابتدای شروع فصل وی را برکنار کند، کاری که قبلا هم کرده اند و شاید حالا فقط نگران رای کمیته استیناف سازمان لیگ درباره بازی پلی آف باشند و به نوعی از وینگو فقط برای درمان موقت استفاده کنند.
حرکت وینگو
همواره شایعات زیادی در ارتباط با وینگو بگویچ مطرح بوده است. با آمدن بلاژویچ و در ادامه برانکو ایوانکویچ به فوتبال ایران تعداد بازیکنان اهوازی و البته به نوعی فولادی در تیم ملی فوتبال کشورمان زیاد شد. البته افرادی همچون مبعلی و یا کعبی قطعا جزو خوبان فوتبال کشور بوده اند اما بازیکنانی مثل محمد علوی و ناجی بداوی فقط در زمان حضور بلاژ و برانکو به تیم ملی فوتبال ایران دعوت می شدند. در آن زمان با دعوت شدن بازیکنان زیادی از فولاد به تیم های ملی، نمایانگر سازنده بودن و استعدادیاب بودن بگویچ بود اما او هیچگاه نتوانست در تیم های دیگر این نقش را ایفا کند. بخصوص که با رفتن برانکو از تیم ملی به طور ناگهانی تعداد بازیکنانی که به نوعی کشف وینگو محسوب می شدند از تیم ملی کم شد. اوضاع وقتی مشکوک تر شد که رضا چلنگر مترجم وینگو بگویچ در پرسپولیس، درباره او به سایت فوتبال مدیا گفته بود:«وینگو بگویچ حرکت واقعی خود در فولاد را زمانی آغاز کرد که نناد نیکولیچ هدایت سیستم پایه را برعهده گرفت و سپس وینگو زمانی با فولاد نتیجه گرفت که بلاژویچ و برانکو به ایران آمدند و او به طور مرتب به منزل خیابان آفریقا رفت و آمد داشت.»
این مسئله وقتی مشکوک تر می شود که پس از رفتن بلاژویچ از تیم ملی ایران، بگویچ در مصاحبه ای با روزنامه جام جم ادعا می کند بلاژویچ از صفایی فراهانی خواسته او را به عنوان کمک انتخاب کند اما رئیس وقت فدراسیون فوتبال با این موضوع مخالفت می کند.موضوعی که هیچگاه از سوی برانکو ایوانکویچ تکذیب نشد. اوضاع وقتی جالب تر می شود که وینگو در مصاحبه ای دیگر ادعا کرده بود تا قبل از آمدن بلاژویچ به ایران هیچگونه آشنایی با او نداشت. در همه جای دنیا رسم بر این است سرمربی کمک های خود را از بین کسانی انتخاب می کند که قبلا با آن ها همکاری کرده و یا آشنایی دارد که هیچکدام ازین دو در مورد وینگو و بلاژ صدق نمی کند.
کشفیات وینگو
ستاره شدند اما با رابطه!
وینگو بگویچ در تیم فوتبال فولاد بازیکنان زیادی را تحویل تیم ملی تحت هدایت بلاژویچ و به خصوص در سال های بعد برانکو ایوانکویچ داد.همین عملکرد از او چهره یک مربی سازنده در فوتبال ایران ساخت.در زیر نگاهی به بازیکنانی که به نوعی کشف وینگو محسوب شده اند انداخته ایم.از نکات جالب توجه این لیست می توان به حضور این بازیکنان در تیم ملی تحت هدایت برانکو و عدم حضور این بازیکنان در تیم ملی پس از برانکو اشاره کرد!
علی بداوی
علی بداوی (زاده ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ – اهواز) سابقه بازی در تیم‌های فولاد،استقلال اهواز و نفت آبادان را دارد.وی سابقه ۲۴ بازی ملی نیز در کارنامه دارد.او پس از رفتن برانکو ایوانکویچ از تیم ملی از فوتبال ایران هم محو شد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان-کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
محمد علوی
سید محمد علوی (۹ بهمن ۱۳۶۰ در کاشان) هم اکنون عضو باشگاه فوتبال پاس همدان است. محمد علوی از جمله بازیکنان ساخته شده در باشگاه فولاد خوزستان است. علوی همراه با تیم جوان فولاد در لیگ برتر ۸۴-۱۳۸۳ به مقام قهرمانی دست یافت. علوی تا زمانی که فولاد به لیگ آزادگان سقوط کرد در این تیم ماند و سپس به تیم پاس همدان پیوست. علوی در فصل ۸۸-۱۳۸۷ به تیم فوتبال پرسپولیس پیوست ولی بدلیل اختلافاتی که با افشین قطبی سرمربی وقت تیم پیدا کرد نتوانست در این تیم جایی را برای خود پیدا کند و تنها در دوبازی به زمین رفت. علوی دوباره در نیم فصل بطور قرضی به پاس همدان پیوست و پس از اتمام قرارداد خود با پرسپولیس قرارداد خود را با پاس برای بار دیگر ثبت کرد. او سپس به گسترش فولاد تبریز در لیگ دسته اول پیوست و دو سال در تبریز ماندگار شد و در آغاز فصل ۱۳۹۲ – ۱۳۹۱ لیگ آزادگان مجددا به همدان و تیم پاس این شهر بازگشت و بازوبند کاپیتانی این تیم را هم به بازو بست. او ۴۶ بار پیراهن تیم ملی را بر تن کرد که تمام آن در دوران حضور برانکو ایوانکوویچ بود. شاخص ترین بازیهای او حضور چند دقیقه‌ای در دیدار دوستانه برابر تیم ملی آلمان در تهران بتاریخ ۱۸ مهر ۱۳۸۳ بود. وی همچنین یکی از اعضای تیم ملی حاضر در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴ چین بود.او هم پس از رفتن برانکو دیگر رنگ تیم ملی را ندید و از سطح اول فوتبال ایران نیز به سرعت دور شد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان- کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
ایمان مبعلی
ایمان مبعلی (زاده ۱ شهریور ۱۳۶۱ – ایذه) سابقه بازی در تیم‌های فولاد خوزستان، نیروی زمینی، الشباب امارات، الوصل امارات، النصر امارات، استقلال تهران و الشارجه امارات و همچنین تیم ملی و تیم ملی زیر ۲۳ سال ایران و قهرمانی در بوسان کره را دارد.ایمان مبعلی انصافا یکی از بهترین کشفیات وینگو بگویچ بود اما وی هیچگاه نتوانست به حقش در فوتبال ایران برسد.او همواره از تیم ملی تحت نظر برانکو دور بود و خیلی ها دلیل این دوری را اختلاف مبعلی با علی دایی می دانستند.اختلافی که از تکل خشنی که مبعلی در بازی سوپر کاپ ایران بین صباباطری و فولاد روی پای دایی رفت، بوجود آمد.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان
جلال کاملی‌مفرد
جلال کاملی‌مفرد (زاده ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ در شادگان) هم‌اکنون در باشگاه فوتبال پیکان تهران بازی می‌کند. کاملی سالها برای فولاد بازی کرده و سابقه کاپیتانی این تیم را در کارنامه دارد. گفتنی است این بازیکن توانایی بازی در پست های دفاع وسط ، دفاع راست و دفاع چپ را دارا می‌باشد.او از سال 1381 به عضویت تیم ملی ایران در آمد و تا سال 1386 همواره به تیم ملی دعوت می شد.او هم مثل دیگر بازیکنان کشف شده توسط وینگو پس از رفتن برانکو از تیم ملی فوتبال ایران به سرعت از سطح اول ایران دور شد.
مقام ها: قهرمانی در مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۴ به همراه تیم ملی فوتبال ایران-قهرمانی در بازی های آسیایی ۲۰۰۲ به همراه تیم ملی فوتبال امید ایران-قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان-نایب قهرمانی در جام حذفی ۸۶-۸۵ به همراه تیم استقلال اهواز-کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004
عادل کلاه کج
عادل کلاه‌کج (متولد ۲ اسفند ۱۳۶۴ – رامهرمز) سابقه بازی در تیم‌های فولاد خوزستان،صباباتری، پرسپولیس تهران، مس کرمان، سپاهان اصفهان و استقلال خوزستان را دارد.او در تمامی رده های سنی فوتبال ایران جز بزرگسالان بازی کرده است.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان
حسین کعبی
حسین کعبی (متولد ۱ مهر ۱۳۶۴ در شهر اهواز) بازیکن فوتبال باشگاه فوتبال استقلال صنعتی خوزستان است. او بعد از عضویت در باشگاه پرسپولیس تهران و انجام فقط ۹ بازی، به تیم باشگاه فوتبال لستر سیتی انگلستان پیوست. این بازیکن از سوی باشگاه لسترسیتی و در پی اختلاف مدیر برنامه‌هایش با مربی و سران باشگاه، در لیست مازاد قرار گرفت و سرانجام به پرسپولیس بازگشت و پس از قهرمانی با پرسپولیس تهران در لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۸۶-۸۷ در فصل نقل و انتقالات به تیم سایپا کرج پیوست. وی در بین نیم فصل ۹۲-۹۱ از تیم راه آهن تهران به تیم صنعت نفت آبادان پیوست.درباره کعبی همواره شایعات زیادی در ارتباط با صغر سنی بودن او وجود دارد.او که هم اکنون طبق شناسنامه اش 29 سال دارد چنان از سطح اول فوتبال ایران دور شده که گویی بیش از 35 سال سن دارد.علی پروین سال ها پیش در مصاحبه ای با اشاره به حضور برخی بازیکنان با سن 40 سال در پرسپولیس از حسین کعبی انتقاد کرده بود.
مقام ها: قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴-۸۳ به همراه تیم فولاد خوزستان- قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران 86-87به همراه تیم پرسپولیس تهران – کسب مقام سومی در رقابت های جام ملت های آسیا 2004- قهرمانی در بازی های آسیایی ۲۰۰۲ به همراه تیم ملی فوتبال امید ایران- حضور در جام جهانی 2006
پی نوشت: وینگو بگویچ در مصاحبه ای علاوه بر بازیکنان فوق ادعا کرده بود خسرو حیدری و پژمان منتظری را نیز از بازیکنان کشف شده توسط خود نام برده بود که با کمی جستجو می توان فهمید که پژمان منتظری پس از رفتن وینگو از فولاد به تیم اصلی اضافه شده و او را باید از بازیکنان رشد یافته توسط آکادمی جوانان فولاد خوزستان که تحت نظر نناد نیکولیچ بود به حساب آورد.خسرو حیدری هم قبل از رفتن به پاس همدان و بازی کردن زیر نظر وینگو عضو پاس تهران بود و توانسته بود بازی های قابل قبولی از خود به نمایش بگذارد.

جملات قصار وینگو
من بیشتر از هر مربی دیگری در 10 سال اخیر به فوتبال ایران خدمت کرده‌ام. زمانی که در تیم فولاد خوزستان مربیگری می‌کردم بازیکنان بسیار خوبی همچون جلال کاملی‌مفرد، ایمان مبعلی، علوی، کلاه‌کج،بداوی، پژمان منتظری و … را به فوتبال ایران و تیم ملی معرفی کردم. در تیم پاس هم بازیکنانی چون خسرو حیدری، حنیف عمران‌زاده، محمد غلامی و … را به فوتبال ایران معرفی کردم و دوست دارم باز هم به فوتبال ایران خدمت کنم. من حتی در موفقیت‌های برانکو ایوانکوویچ زمان ریاست دکتر دادکان در تیم ملی نقش داشتم هر چند برخی قدر کارهای مرا ندانستند.
زمان غمخوار هم من با شخص علی پروین مشکلی نداشتم. او مربی بزرگ و باتجربه‌ای است و اسطوره پرسپولیسی‌ها به شمار می‌رود. وقتی یک مربی با تیمی به چندین عنوان قهرمانی دست می‌یابد در قلب هواداران جا می‌گیرد که این موضوع ساده‌ای نیست و هرکسی نمی‌تواند به این راحتی‌ها به قلب مردم نفوذ کند. زمان مدیریت اکبر غمخوار هم ما دوست داشتیم از تجربیات پروین استفاده کنیم اما آن زمان خود پروین با برخی مدیران جدید پرسپولیس مشکل داشت.
پرسپولیس بازیکنان شایسته‌ای دارد و هر کسی بگوید پرسپولیس بازیکنان خوبی ندارد، فوتبال نمی‌فهمد! داشتن بازیکنانی چون انصاری‌فرد، نوروزی،نوری،پولادی، مهدوی‌کیا، کریمی و… آرزوی هر مربی به شمار می‌رود و هر کسی که بگوید پرسپولیس تیم خوبی ندارد اصلا فوتبال نمی‌فهمد و بحث کردن با او اشتباه است. چه اتفاقا پرسپولیس ملی‌پوشان خوب و شایسته‌ای دارد. پرسپولیس در خط دفاعی هم مدافعان فوق‌العاده‌ای دارد و هر تیمی اگر یک مدافع همچون سیدجلال، بنگر و ماهینی داشته باشد می‌تواند به خوبی به مشکلات دفاعی‌اش سر و سامان بدهد. / اشاره به صحبت های کیروش در ارتباط با ضعف بازیکنان پرسپولیس در تیم ملی.کارلوس کیروش در مصاحبه ای با بی بی سی گفته بود پرسپولیس بازیکنان خوبی ندارد.
هنوز هم آن شال قرمز پرسپولیس را دارم و شروع طوفانی‌ام در پرسپولیس را هرگز فراموش نمی‌کنم.
در زمان هخامنشیان عده ای از اهالی خاف در استان خراسان رضوی از آن منطقه کوچ کرده و به اروپا رفته و در منطقه ای از اروپا که کرواسی فعلی است، اسکان یافته و زندگی خود را بنا کرده اند که همان افراد اجداد طایفه ای هستند که بسیاری از کروات ها هم از آن هستند.پس به نوعی اصلیت من ایرانیست.

نگاهی به جایگاه زن در شاهنامه/ خردمند و هوشیار و با رای و شرم

نگاهی به جایگاه زن در شاهنامه/ خردمند و هوشیار و با رای و شرم

حدیث کریمی فر
برخی شاهنامه شناسان از جمله نولد معتقدند زن ها در شاهنامه مقام مهمی را حایز نیستند. حتی بعضی از مردم شناسان هم وطن، فردوسی را به زن ستیز بودن متهم می کنند. گو اینکه نقش و توصیف بانوانی مانند فرانک، سیندخت، رودابه، تهمینه، گردآفرید، جریره، منیژه، کتایون و شیرین…را نادیده می گیرند؟! زنانی که یکی چون فرانک برای رهانیدن جان فرزند از گزند ضحاک به جان می کوشد و آن دیگری سیندخت هنگامی که همسرش مهراب در مورد عشق دخترش رودابه به زال خشمگین است با تدبیر به نزد سام می رود و کار را به سامان می کند… فرنگیس همسر وفادار سیاوش و مادر کیخسرو در راه مهر همسر و فرزند، زادگاه خویش توران را رها می کند و به ایران می آید… منیژه و کتایون در راه عشق خویش از شاهزادگی به دریوزگی و درویشی می افتند…آیا با این همه وفاداری و عشق و دلیری زنان در شاهنامه باز می توان پذیرفت که زنان در شاهنامه جایگاه شایسته ای ندارند!؟
درباره عشق و ازدواج در شاهنامه و این که ازدواج های امروز تا چه میزان با شاهنامه -این کتاب ملی- پیوند دارند، با محمد احمدی موسوی دبیر ادبیات به گفتگو نشستیم.
عشق در شاهنامه به مردانگی زنان ختم می شود.
محمد احمدی موسوی با این ابیات فردوسی سخن آغاز کرد: اگر پارسا باشد و رای زن/ یکی گنج باشد پر آگنده زن / به ویژه که باشد به بالا بلند/ فروهشته تا پای مشکین کمند/ خردمند و هوشیار و بارای و شرم/ سخن گفتنش خوب و آوای نرم.
در نظر فردوسی اگر یک زن پارسا، خوب روی، خردمند و نرم خوی باشد سزاوار ستایش و احترام است، آیا گوینده این اشعار می تواند زن ستیز باشد؟!
موضوعی در شاهنامه مطرح می شود به نام عشق که همراه است با ازدواج و زناشویی و زن را از پشت پرده وناشناختگی بیرون می آورد و به مرتبه بالاتری می فرستد. مثلاً فرانک با مادر فریدون شدن و تهمینه با همسر رستم شدن بزرگی پیدا می کنند.عشق در شاهنامه به مردانگی زنان ختم می شود و زنان دوشادوش مردان به پاک دلی و بلند نظری می رسند.
موسوی می گوید: کسانی که فردوسی را زن ستیز می دانند باید از خود شاهنامه دلیل بیاورند!
زن در شاهنامه در مقام حضیض و پایینی نیست. در دوران پهلوانی هیچ زن پتیاره ای را نمی بینیم. زنان زیبایی درونی و بیرونی را به همراه هم دارند. تنها سودابه است که صورتی زیبا اما سیرتی زشت دارد و با مکر و دسیسه باعث مرگ سیاوش می شود. شخصیت زنان بسیار بی همال و یکتا ست. فرنگیس زجر کشیده ترین زن شخصیت شاهنامه است. در وفاداری با همسر خودش در کین خواهی سیاوش با ایرانیان همراه می شود.
نکته ای که باید یادآور شوم این است که اغلب زنان نام آور در شاهنامه ایرانی نیستند و در همنشینی با مردان ایرانی شیفته فرهنگ، آداب و رسوم ایرانی می شوند و در نبرد کشورشان با ایران جانب ایران را می گیرند. تهمینه مادر سهراب تورانی است. سیندخت و رودابه کابلی اند. کتایون زن گشتاسب هم رومی است. تنها کسی که باعث بد نامی زنان است، سودابه است که او هم از یمن است. او تنها زنی است که در شاهنامه شخصیت منفی دارد و عشقش به هوس آلوده است. اگر بخواهند نظر فردوسی درباره زنان را تنها از منظرسودابه بسنجند راه به جایی نخواهند برد!
جناب فردوسی سه شرط برای عشق زنان برشمرد: به سه چیز باشد زنان را بهی/ که باشند زیبای گاه مهی/ یکی آنکه با شرم و باخواسته است/ که جفتش بدو خانه آراسته است.
موسوی افزود در شاهنامه شماری بیت اصلی وجود دارد که شخصیت های داستان به سبب موضوعی که در روند روایت پیش آمده، زنان را نکوهیده اند. مثلاً رستم پس از آگاه شدن از کشته شدن سیاوش بر اثر دسیسه سودابه می گوید: کسی کو بود مهتر انجمن/ کفن بهتر او را ز فرمان زن/ سیاوش ز گفتار زن شد به باد/خجسته زنی کو ز مادر نزاد.
اینجا کلمه زن تنها خطاب به سودابه است، نه موجودیتی به نام زن! در ابیاتی که گمان می برند به زن توهین شده است ابیات الحاقی است که به احتمال زیاد از فردوسی نیست.
موسوی مثال های بیشتری از زنان شاهنامه می آورد. رودابه می داند که پدرش با خانواده زال مشکل دارد؛ اما در راه عشق با دلبری بی نظیری گیسوان بافته خودش را مثل زنجیر به پای زال می اندازد. در خلوت این دو هیچ حرکتی بر خلاف عفت زن نیست. کسی که عفیف است بی باکانه عشق می ورزد و از عفاف سپری می سازد که از هر نوع هوسی به دور است.
تهمینه نمونه جسورتری است که خود پنهانی به سمت رستم می رود و می گوید: تورایم کنون گر بخواهی مرا… ازدواج در گذشته با خرد و فلسفه همراه بوده است. او می داند اگر از رستم بارور شود پهلوانی به دنیا تقدیم می کند. همین تهمینه از جمله پارساترین ومحروم ترین زنان تاریخ حماسی دنیاست. چرا که تنها یک شب با همسرش بوده است. وفاداری تهمینه مثال زدنی است. تراژدی رستم و سهراب که عظیم ترین تراژدی است ،بی حضور تهمینه شکل نمی گرفت.
فردوسی برخلاف همه شاعران درباره عشق و زناشویی با واقع بینی و صراحت صحبت کرده است؛ اما دیگران در پرده می گویند. در شاهنامه این پنهان کاری نیست. ضمن این که غالب عشق ها کام جویانه و هوس آلود نیست و محبتی که به هم می ورزند به فرمان خرد و از سر صدق است. این گونه محبت ها پیدایش فرزندانی پهلوان و گردمنش به دنبال دارند.
موسوی ادامه می دهد: گرچه آفرینش وهستی دو جفت را بر اساس فاکتورهای فیزیکی و ظاهری به هم نزدیک می کند و شاید این شروع کار باشد؛ اما متاسفانه جوان ما به همین بسنده می کند. نتیجه ازدواج های امروزی بیشتر کامجویی در اثر عشق های زود گذر است و دوامی هم ندارد. شما درخواست امروز بعضی از زنان از همسرانشان را ببینید! من فقط یک مثال می زنم. دختر خانمی نامزدش را به این دلایل انتخاب کرده بود که تک فرزند و ثروتمند است و چون سرطان دارد چند وقت بیشتر زنده نیست! از آرشیو روزنامه ها آمار طلاق را بیرون بیاورید تا بفهمید معیارها چگونه رنگ باخته اند.
اما از دیدگاه فردسی عشق به چه معناست ؟عشق فردوسی برخلاف شاعران مثل سنایی، مولانا، حافظ، فخرالدین عراقی و هاتف اصفهانی و…از نوع عارفانه و خانقاهی نیست! عشق های فردوسی از زمین شروع می شوند ولی پست و ناپاک نیستند. دو جوان از روی صفا و معرفت هم دیگر را دوست دارند. عشق؛ معقول و از روی خرد است. عشق در آن مخلصانه و دو جانبه ودور از هوس است. زنان با پهلوانان ازدواج می کنند و دلاورانی قهرمان پرورش می دهند. عشق فردوسی به ارزش های والا و تاریخ و فرهنگ و زبان فارسی است. همین عشق است که او را سی سال با همه سختی ها به تکاپو وا می دارد و کتابی ملی و سترگ برای ما به یادگار می گذارد.

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ داستان تبعید مظفر بقایی به جزیره هرمز

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ داستان تبعید مظفر بقایی به جزیره هرمز

بخش شانزدهم
همان گونه که در شماره‌های قبل ذکر شد، یکی از مقاطع جنجالی و پر هیاهوی کرمان در دوره معاصر، انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی است. این مهم به دلایلی که در خاطرات آقای محمد صنعتی آمده است، بسیار حساس بوده است. در این شماره روزنامه به ادامه این رخداد در کرمان می‌پردازیم.
دستگیری دکتر بقایی و تبعید به جزیره هرمز
دکتر بقایی نیز پس از ذکر بیان ممانعت دولت از مسافرت وی به کرمان و چگونگی ورود مخفیانه‌اش، در مورد نحوه بازداشت و تبعیدش آورده است:
«… من رفتم کرمان و همان موقع ورود من به کرمان، سرتیپ شمس ملک‌آرا، یادم نیست به چه سمتی آمده بود کرمان (1)، آنجا بود. من منزل مرحوم [محمد] ارجمند بودم. چون من به کرمان که می‌رفتم یا منزل مرحوم ارجمند بودم یا منزل مرحوم محمدعلی یاسایی. خانه مرحوم ارجمند این طرف شهر بود و خانه مرحوم یاسایی آن طرف شهر (2). یک یا چند روز اینجا می‌ماندم و چند روز آنجا. هنوز یعنی روز اول ورود من بود، عرض کنم که، صبح ما وارد شدیم و با چه اوضاعی، چه استقبال خوبی هم شده بود. آمدیم منزل مرحوم ارجمند و خوب، همه طبقات می‌آمدند دیدن. آقای ملک‌آرا هم آمد دیدن من و صحبت کردیم. سر شب که توی تراس نشسته بودیم و عده زیادی هم بودند، بعضی‌ها جلو نشسته بودند بعضی توی محوطه ایستاده بودند، از منزل آقای آگاه آمدند گفتند که تیمسار ملک‌آرا می‌خواهند ملاقات خصوصی بکنند و صحبتی دارد، تشریف بیاورید آنجا منزل آقای آگاه. من همین جور که آنجا نشسته بودم با پیراهن و شلوار به اصطلاح، گفتیم، خوب، نیم ساعت صحبت می‌کنیم برای شام برمی‌گردیم. رفتیم آنجا و ایشان مقداری صحبت کرد، صحبت‌های متفرقه راجع به اوضاع روز و این‌ها، دیدیم هیچ صحبتی که مستلزم تقاضای ملاقات خصوصی باشد و این‌ها نشد. البته آقای آگاه که منزلشان بود، مرحوم ارجمند و مرحوم هرندی هم با من آمده بودند. خوب آن‌ها محرم بودند به اصطلاح. بعد هم یک وقتی من دیدم این ساعتش را نگاه می‌کند و دارد راجع به رنگ‌رزی قالی و نقش قالی و این‌ها صحبت می‌کند که من خیلی تعجب کردم که موضوع چیست؟ در این موقع صدای رفت و آمد زیادی از بیرون آمد. ملک‌آرا گفت این شاید این دهاتی‌ها با الاغ‌هایشان بر می‌گردند از توی خیابان می‌روند. بعد دیدم که نخیر الاغ‌ها تبدیل شدند به سربازها و ژاندارم و حدود سی نفر سرباز بودند نه ژاندارم، فرمانده آن‌ها کی بود؟ سرهنگ، اسمش خاطرم نیست، او آمد و رأی کمیسیون امنیت را، که معلوم شد همان روز کمیسیون تشکیل شده،
ـ بقایی: در کرمان رأی صادر کردند که من تبعید بشوم به جزیره هرمز و این‌ها آمدند برای اجرای حکم. البته یک کمیسیون قلابی تشکیل داده بودند از فرمانداری و معاون دارایی، چون باید رییس دارایی باشد توی کمیسیون، معاون دادگستری، و نمی‌دانم کی، خود کمیسیونش هم قلابی بود …
موقعی هم که پا شدیم برویم من اصلاًٌ نگاه هم به او (ملک‌آرا) نکردم. بعد هم معلوم شد که همان شبانه که ما را بردند توی ژاندارمری نگه داشتند، ریخته بودند توی خانه یک عده از دوستان من، آن‌ها را هم دستگیر کردند و آوردند که جمعاًٌ یازده نفر می‌شدیم. مرحوم «سید محمود شجاع» (3) بوده، مرحوم «علی‌اکبر مقیمی» (4) و سه نفر از خانواده هنرمند (5) بودند. آقای «محمدی» (6) دوست عزیز من بود. آقای «مبشر» (7) که دبیر فرهنگ بود. عرض کنم که «حاج قاسم محرابی» بود. این یازده نفر را با کامیون بردند. البته تعارفی که به من کردند مرا جلوی کامیون نشاندند، رفقایمان را هم دستبند زدند و هر دو نفری یک دستبند زدند سوار کامیون کردند و با مأمورین مسلح اسکورت، ما را بردند به طرف بندرعباس … ما عصر پنجشنبه رسیدیم. این جریان گمان می‌کنم روز چهارشنبه بود، چون عصر پنجشنبه ما رسیدیم بندرعباس … بعد صبح ما را آوردند دو اسکله، یک موتور لنج بزرگی که دو تا عرشه داشت. یک طبقه بالا، یک طبقه پایین. آن بالا فرماندار بندرعباس و رییس شهربانی و رییس ژاندارمری و یکی دو تا دیگر از مقامات محلی و من ایستاده بودیم. رفقایمان هم آن عرشه پایین بودند، که حرکت کردیم به طرف جزیره هرمز …» (8).
همان گونه که دکتر بقایی نیز مطرح نمود، وی پس از آن سخنرانی در مسجد جامع؛ طبق نظر کمیسیون امنیت کرمان با تعدادی از دوستانش به جزیره هرمز تبعید شدند.
«بنا به رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، بقایی به اتهام اغتشاش و تهدید به قتل، به یک سال تبعید به جزیره هرمز محکوم شد. برادران علی اصغر، محمد و احمد هنرمند که کارگاه قالی‌بافی مشهوری در کرمان داشتند، همراه با محمد محمدی و علی‌اکبر مقیمی، راننده، و حاج قاسم مهرابی، سقط فروش، به همین اتهام دستگیر شدند. به زودی خبر مزبور به تهران مخابره شد.
سلطان محمد فریدونی، از یاران نزدیک بقایی، بلافاصله با پیغامی از زاهدی وارد کرمان شد. دستور تبعید به هرمز لغو گردید و مقرر گردید متهمین به اراک تبعید شوند اما از بقایی نامی به میان نیامد. چند روز بعد از ماجرای سخنرانی کرمان، دکتر بقایی تلگرافی از زاهدی نخست وزیر توسط فرماندار بندرعباس دریافت کرد. در تلگراف فوق، که از کاخ قیطریه مخابره شده، چنین آمده است: جناب آقای دکتر بقایی ـ نظر به سوابق و زحمات جناب عالی، از تصمیمی که مأمورین روی انجام وظیفه گرفته بودند، متأسف شدم و به همان دلیل دستور دادم تجدید نظر کنند و موافقت نمودم جناب عالی آزاد هستید تا به هر نقطه که مایل باشید بروید …» (9).
هر چند حسین آبادیان معتقد است: «… اسناد موجود گواه بر آن است که به محض اعلام رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، قبل از این که اساساًٌ تبعیدی انجام گیرد، دستور آزادی بقایی صادر شده بود.
در روز هفدهم خرداد ماه، سه روز بعد از اعلام رأی کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان، یکی از عوامل بقایی که در اداره‌ی پست کرمان به کار مشغول بود اطلاع داد که آقای مهینی، دوست بقایی، به فرمانده لشکر و فرماندار بندرعباس دستور زاهدی را ابلاغ کرده است. همین فرد که هویت او مشخص نیست بعد از صدور حکم در کرمان با فردی به اسم رمز «رفیق مشترک» و در تهران با رییس اداره تلگراف تهران تماس حاصل کرد و شرح ماوقع را گفت و بلافاصله دستور آزادی بقایی صادر شد …
اگر چه تبعید بقایی مقوله‌ای فرمایشی بیش نبود و اساساًٌ قبل از این که حکم اجرا شود، با مساعی دربار و [حسین] خطیبی دستور آزادی او داده شده، لیکن مثل همیشه بقایی درصدد برآمد آب را بیش از پیش گل آلوده کند و مظلوم‌نمایی نماید. دستور داده شده بود بقایی به تهران و همراهانش به جمال‌آباد اراک فرستاده شوند. همین امر باعث گردید که بقایی از مرکز توطئه یعنی کرمان خارج شود.
زاهدی می‌دانست که عمده‌ترین بستر فعالیت او در کرمان است، به همین دلیل تلاش کرد پایگاه او را از دستش خارج کند …» (10).
اما همان گونه که بقایی نیز در خاطرات خویش نیز آورده، وی آزادی خود را مقید به آزادی دیگر همراهانش می‌نماید. وی همچنین در تلگرافی به مجلس شورای ملی در این مورد می‌گوید: «… با وجود اظهارات آقای نخست وزیر در مجلس سنا و بیانات سخنگوی دولت راجع به آزادی این جانب، به فرمانده‌‍‌ی منطقه بندرعباس ابلاغ شده بود که این جانب آزاد هستم به هر نقطه از کشور به استثنای کرمان مسافرت نمایم.
کمیسیون امنیت اجتماعی کرمان برای سومین مرتبه بر خلاف همان قانون ظالمانه‌ی آقای دکتر مصدق در تاریخ بیستم خرداد در رأی خود تجدید نظر نموده و همراهان مرا محکوم به تبعید به تهران نموده است.
با در نظر گرفتن این که در تاریخ بیست و دوم خرداد دستور جناب آقای نخست‌وزیر به وسیله ریاست ژاندارمری کل کشور، با توجه به تجدید نظر کمیسیون مزبوره، تقاضا دارم اقدام لازم عمل آید که در این مدت محکومیت ظالمانه و تبعید غیر قانونی مرا از کسانی که فقط و فقط به جرم دوستی و هم‌فکری با من مجازات می‌شوند، جدا ننمایند و همه ما را به اراک یا هر نقطه دیگری که مقتضی بدانید تبعید نمایند. زیرا با این حکم ظالمانه که مرا از اقامت در موطن عزیزم منع سازد، هر نقطه‌ای که باشم برایم به منزله‌ی حبس و تبعید خواهد بود و به این جهت خوش‌تر دارم که این ایام محکومیت را با این دوستان ستم کشیده‌ی خود به سر برم». (11).
اعتکاف در مسجد جامع کرمان
به هر حال، با تبعید دکتر بقایی و دوستانش، قضیه‌ی انتخابات در کرمان به پایان نرسید و بروز این جریان دوباره باعث ایجاد هیاهو و جنجالی جدید در شهر کرمان شد.
«… ولی تبعید دکتر بقایی و اعوان و انصار او فوری برای آن‌ها که باقی مانده بودند پیراهن عثمان شد و روز پنجشنبه با آن که روز عید فطر و روز شادی مسلمانان بود، مسجد را سیاه پوش کردند و عده زیادی با خود برداشته و در مسجد متحصن شدند و این‌ها که دیروز و امروز در مسجد جامع دیدی که نان و پنیر و خیار می‌خوردند و اسم معتکف به خود داده‌اند، همان‌ها هستند که به ظاهر به تبعید دکتر بقایی و دار و دسته اعتراض کرده و در مسجد مقیم شده‌اند.
این‌ها هم باز تلگراف‌هایی به مرکز کردند، از فرمانداری و لشکر هم گزارش‌هایی به مرکز رفته است، در تهران هم قضیه را بزرگ کردند و بدون آن که بدانند دکتر بقایی در مسجد چه حرف‌هایی زده، به تبعید او اعتراض کردند و در نتیجه یک تلگراف از تهران آمد که فعلاً تا آمدن بازرس عالی‌ رتبه کارهای انجمن متوقف باشد و اقدامی به عمل نیاورید. در نتیجه انجمنی که انتخاب شده بود، عاطل و باطل شد؛ اعضای انجمن بدون اثر شده‌اند، معتکفین هم در مسجد برای خود هیئت مدیره (12) و سخنگویی ترتیب داده‌اند و کماکان به خوردن نان و پنیر و خیار که خرجش از طرف ارجمندها و هرندی‌ها می‌رسد مشغول شده‌اند و همگی منتظرند که بازرس عالی‌رتبه از تهران بیاید و ببینند چه خواهند کرد». (13).
دکتر بقایی نیز در خاطرات خویش از این عمل طرف‌دارانش در کرمان، با ذکر این که؛ مردم در مسجد جامع تجمع کردند، گل‌دسته‌های مسجد را سیاه ‌پوش کردند و سیل تلگراف و اعتراضات به تهران ارسال نمودند، یاد نموده است (14).
معتکفین در مسجد جامع همچنان حضور داشتند، تا این که بازرس عالی به کرمان آمد. این شخص که «احمد فریدونی» نام داشت، با بررسی اوضاع، توانست با دادن وعده و وعیدهایی به معتکفین، آنان را راضی نموده و به جریان اعتکاف سیاسی کرمان پایان دهد اما چون وضعیت کرمان را مناسب نمی‌دید، در گزارشی به تهران، تقاضای انحلال انجمن نظّار انتخابات دوره هیجدهم کرمان را نمود
«… خلاصه چند روزی بود که معتکفین در مسجد بودند که آقای فریدونی بازرس عالی‌رتبه دولت آمد و شروع کرد به صحبت با این و آن و اول از معتکفین مسجد تقاضا کرد که به تحصن خود خاتمه بدهند و سر کارهای خود بروند. عده‌ای آمدند فریدونی را بردند مسجد و آنجا نطق‌های فراوانی کردند و برای او شعر خواندند که:
گفته بودم که جان جانانی چون بدیدم هزار چندانی
فریدونی هم خوشش آمد و وعده و وعید فراوانی داد و معتکفین از مسجد پراکنده شدند. تقاضاهای که معتکفین داشتند زیاد بود از جمله انحلال انجمنی که انتخاب شده بود، استخلاص تبعیدی‌ها و چند چیز دیگر و آقای فریدونی هم قول داد که همه‌ی این کارها را انجام بدهد.
یکی دو روز گذشت و آقای فریدونی ابتدا مدتی فکر کرد و سپس برداشت یک گزارش به تهران داد که این انجمن مخدوش است و بهتر است منحل شود و حال آن که انتخاب آن‌ها را آقای غفاری به تهران گزارش داده و مورد تایید مرکز واقع شده بود. سر این کار، اختلاف نظر شدیدی بین آقای غفاری و آقای فریدونی حاصل شد و باز کارها دچار دردسر شد …» (15).
سومین استاندار قربانی انتخابات دوره هیجدهم مجلس در کرمان
کرمان که پس از عزل و عزیمت سید مصطفی کاظمی، در این زمان توسط غفاری به عنوان کفیل استانداری و فرماندار اداره می‌شد، از طرف دیگر، فریدونی نیز پس از تلاش‌های زیاد در جهت حل نمودن اختلافات در کرمان، با یاس از به دست آوردن نتیجه مثبت، از کرمان خارج شده و ناگهان پس از چند روز به عنوان استاندار، به کرمان بر می‌گردد و غفاری به تهران احضار شد.
«… یک دفعه یک روز صبح همه خبر شدند که فریدونی قهر کرد و رفت تهران. خبر حرکت او فوری به تهران مخابره شد. از مرکز که ارزشی برای آقای فریدونی و اقدامات او قابل بودند و دیگر خبر نداشتند که رنود خیراندیش قاب او را دزدیده، فوری در اصفهان او را متوقف کردند و ضمناً برای آن که تشویق و دل گرم باشد، حکم استانداری او را در اصفهان برایش فرستادند و نتیجه این شد که آقای فریدونی که با سمت بازرس از کرمان خارج شده بود، با سمت استاندار از اصفهان به کرمان بازگشت و البته لازم به گفتن نیست که از مرکز آقای غفاری فرماندار را هم فوری احضار کردند زیرا دیگر با حکم جدید آقای فریدونی صلاح نبود که آقای غفاری آنجا باشد. اول کاری که آقای فریدونی کرد این بود که چون دید نمی‌تواند انجمن را منحل کند، اعضای انجمن را وادار کرد استعفا بدهند و در نتیجه به این نحو بدون هیچ اشکال قانونی انجمن منحل شد. سپس آقای فریدونی حکم فرمانداری کرمان را به نام پسرش آقای اسفندیار فریدونی گرفت و به محض آن که این حکم رسید، آقای فرماندار جدید شروع کرد به انتخاب اعضای جدید یک انجمن دیگر، که دومین انجمن انتخابات کرمان شد.
از اول قرار بود که اعضای انجمن را طوری انتخاب کنند که 4 نفر از طرف‌داران ابراهیمی‌ها باشند و 4 نفر از دار و دسته هرندی و ارجمند و یک نفر هم بی طرف باشد ولی وقتی انجمن انتخاب شد، معلوم شد 6 نفر از آن‌ها هستند و دو نفر از ابراهیمی‌ها، در نتیجه سر انتخاب رییس که مثل دفعه قبل قرار بود لقمان نفیسی باشد، جارو جنجال فراوانی در گرفت و دکتر ایرانی به نفیسی پرید، یاسایی و اوحدی نزاع کردند و کلمات زننده‌ای رد و بدل شد. عاقبت آقای فریدونی ریش گرو گذاشت و هزار خواهش و تمنا کرد تا بالاخره آقای لقمان نفیسی به ریاست انجمن انتخاب شد ولی از همان ابتدای کار از بشره این انجمن معلوم شد که او هم قادر به انجام کاری نخواهد شد. ناچار باز این دفعه هم آقای فریدونی نقشه کشید که پای خود را از معرکه بیرون بکشد و چون نمی‌توانست قهر بکند، به بهانه این که گزارش محل را حضوراً در تهران بدهد، اجازه گرفت آمد مرکز و دیگر برنگشت …» (16).
دکتر بقایی در مورد علت کناره گیری احمد فریدونی از استانداری کرمان آورده است: «… با او (فریدونی) هم مطلقاً سابقه آشنایی نداشتم و فقط خوب، به مناسبت این که تقریباً دائماً معاون وزارت کشور بود و من چند بار در وزارت کشور یا توی کمیسیون مجلس دیده بودیم، یک سلام و علیکی داشتیم. هیچ دوستی و معارفه‌ای با هم نداشتیم. دوباره مقدمات انتخابات داشت شروع می‌شد که من راه افتادم بروم کرمان. البته در اصفهان دو سه روزی ماندم. در این ضمن خبر شدم که آقای فریدونی هم اصفهان است. اقدام کردیم و یادم نیست منزل کسی بود یا توی هتل بود، رفتم دیدنش. گفتم اینجا چه می‌کنی؟ گفت هیچی من استعفا دادم از استانداری …
ـ بقایی: کرمان. (فریدونی گفت): برای این که دیدم با این روحیه مردم انتخابات دولتی به هیچ صورتی عملی نمی‌شود و این تویش بوی خون می‌آید. او (فریدونی) آدم درویشی بود، در ضمن گفت با این که به من وعده سناتوری دادند بعد از انتخابات، مع‌هذا قبول نکردم، و رفت …» (17).

پورابراهیمی خبر داد: 80 درصد تخلف 1800 میلیارد تومانی صنایع مس در کرمان

پورابراهیمی خبر داد: 80 درصد تخلف 1800 میلیارد تومانی صنایع مس در کرمان

رضا عبادی زاده
صبح دیروز لینک خبری با عنوان تخلف 1800 میلیارد تومانی شبکه های اجتماعی را درنوردید. با مراجعه به لینک با صحبت های دکتر پورابراهیمی نماینده مردم کرمان درباره این تخلف مواجه شدیم و با توجه به حضور گسترده پهنه های معدنی و شرکت های مربوط به صنایع مس در کرمان بگونه ای که حدود 80 درصد معادن مس در کرمان است، برآن شدیم تا داستان این تخلف را بنا به وظیفه مطبوعاتی خود در جهت روشنگری افکار عمومی پیگیری کنیم. در همین راستا با دفاتر مختلف شرکت صنایع مس ایران و سایر مطلعین تماس گرفتیم که گزارش زیر ماحصل اسن پیگیری است.
شهریور ماه 92 و در حالی که هنوز چند ماهی از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری ایران و دو سال از تخلف 3 هزار میلیاردی خاوری نگذشته بود، . برخی نمایندگان بعد از آنکه از تخلفات مدیران دولت دهم در شرکت ملی صنایع مس ایران مطلع شدند، تحقیق و تفحص از آن را در دستور کار قرار دادند. مدیرعامل سابق صنایع مس ایران در حالی که می خواست از کشور خارج و به ارمنستان وارد شود متوجه ممنوع الخروجی خود شد و بعدا توسط مقامات قضایی احضار و بازداشت شد.
ادامه در همین صفحه
«ن.پ» که سابقه مدیرعاملی در شرکت سایپا را هم داشت، یک سال مانده به پایان دولت دهم به صنایع مس آمد. در همان زمان در رسانه ها از یک ایرانی با تابعیت اسپانیایی به عنوان همدست «ن.پ» نام برده می شد که بعدا مشخص شد این فرد تبعیت ایتالیایی داشته است. وزارت اطلاعات و قوه قضاییه در زمینه تخلفات شرکت ملی صنایع مس ایران نیز ورود کردند. چرا که با رسانه‌ای شدن تخلفات کلان در شرکت ملی مس ایران با بازداشت مدیرعامل این شرکت که از یاران نزدیک احمدی نژاد و مشایی بود رنگ واقعیت به خود گرفت. ظاهرا علت ممنوع الخروج بودن این مدیر، موضوع جابه جایی وجوه نقدی زیاد بوده و وی به دلیل ناموفق بودن در ارائه مستندات مناسب، راهی زندان شد. محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه نیز در پنجاهمین نشست خبری بازداشت مدیرعامل متخلف احمدی‌نژاد را تایید کرد. وی درباره تخلفات شرکت ملی مس گفته بود: براساس بررسی‌های انجام شده مشخص شد که آقای «پ»، معاونش و همدستانش اقدام به خروج مقدار زیادی پول، آن هم به صورت غیرقانونی به خارج از کشور کرده‌اند. سخنگوی قوه‌قضاییه تاکید کرد که اگر دستگاه قضایی در این پرونده ورود پیدا نمی‌کرد چه بسا امکان بازگرداندن مبالغ خارج شده از کشور فراهم نمی‌شد و این سرمایه‌ها تلف می‌شد.
تخلف چگونه انجام شد؟
از آنجا که یکی از معادن تامین کننده خوراک شرکت ملی صنایع مس ایران در آذربایجان شرقی قرار دارد، نماینده مردم ورزقان نیز پیگیر تحقیق و تفحص از این شرکت و شفاف‌ کردن تخلفات مالی مدیر عامل اسبق شرکت ملی مس بود. ا…‌‌وردی دهقانی با بیان اینکه متوجه تخلفات این شرکت در مسائل مالی، صادرات، میزان تولید و کاهش طرح‌های توسعه‌ای شده و پیگیر تفحص است به «قانون» گفته بود: بر اساس گزارش‌های رسیده نزدیک به 600 میلیون دلار، معادل 1800 میلیارد تومان (با ارز مرجع 3000 تومان) تخلف مالی در این شرکت اتفاق افتاده است. به گفته این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، مدیر عامل متخلف و سابق شرکت ملی صنایع مس ایران، با همکاری خواهر و دو برادر که تبعه اسپانیا هستند، با طرح برنامه‌ای توانستند این مبلغ را از کشور خارج کنند. مدیر عامل شرکت ملی مس ایران برای اینکه بتواند دست به چنین تخلفی بزند، شرکت ITC که برای صندوق بازنشستگی مس و با حمایت بانک صادرات ایجاد شده بود را منحل کرد و با کمک مشاور تبعه اسپانیایی، شرکت EP که شرکتی شخصی بود را تاسیس کرد. دهقانی در این باره گفته بود: مدیرعامل سابق شرکت ملی مس، تمام موجودی شرکت ITC را به حساب شخصی مشاورش در دوبی واریز کرد. البته این بار قوه قضاییه و وزارت اطلاعات به موقع وارد عمل شدند و هنگامی که وی قصد داشت ایران را ترک کند او را دستگیر کردند. به گفته این نماینده، مدیرعامل متخلف و مشاور اسپانیایی او هم دستگیر و زندانی شدند.
پرونده هنوز باز است
در حالی که بیش از دو سال از رسانه ای شدن تخلفات در صنایع مس می گذرد، هنوز این پرونده در دستگاه قضا باز است. چندی پیش مراد علیزاده مدیر صنایع مس ایران به پایگاه خبری صنایع معدنی گفته بود: هیات تحقیق و تفحص گزارش خود را تقریبا تمام کرده و در حال جمع‌بندی و آماده‌سازی برای عرضه گزارش است. تحقیق و تفحص شرکت مس تقریبا مربوط به عملکرد این شرکت از سال 89 تا 92 می‌شود و تخلفی که لازم است از آن اسم ببریم عمدتا در بحث صادرات بود. شرکتی که متولی نقل و انتقال منابع مالی حاصل از صادرات بود از پرداخت پول در برهه زمانی کوتاهی استنکاف کرد و با پیگیری دستگاه‌های نظارتی و عواملی که در درون شرکت مس هستند، پیگیری‌های لازم انجام شد و وجوهی که خارج از کشور باقی مانده بود و نقل و انتقالش با مشکل مواجه شده بود، عمدتا به داخل کشور منتقل شد و بخش خیلی کمی از آن وجوه باقی مانده که الان پرونده مربوط به آن در دادگاه مفتوح است و دادگاه باید رسیدگی کند و منتظر هستیم دادگاه مراحل نهایی خود را طی کند.
80 درصد این تخلف به کرمان مربوط است
نماینده مردم کرمان و راور در پاسخ به سوال خبرنگار «پیام ما» درباره این تخلف گفت: «ن. پ» به زندان رفت، اما حالا با قید وثیقه آزاد شده است. محمدرضا پورابراهیمی افزود: دلال ایرانی که تابعیت اروپایی را داشته نیز بازداشت شده‌ است. می‌توان گفت نزدیکان ایشان و کسانی که در این اختلاس‌ها با او همکاری می‌کردند، همگی بازداشت شده‌اند. این دلال البته الان به قید وثیقه آزاد است ولی حداقل سه ماه در زندان بوده است. پورابراهیمی درباره اینکه ایا تخلف دیگری هم در کار بوده است، گفت: موضوع همان هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان است؛ اما داخل مجموعه مسائل دیگری مبنی بر پیمانکاری و خاک‌برداری و… بوده است که باید در این باره به دقت بررسی شود تا بدانیم دقیقا چه چیزی اتفاق افتاده است. بدون‌شک در این باره مسائلی وجود دارد، اما در این باره هنوز تحقیقی صورت نگرفته است. وی در پاسخ به این سوال که چه مقدار از این تخلف به کرمان مربوط می شود گفت: 80 درصد معادن مس در کرمان است و همانطور که 80 درصد اشتغال شرکت ملی صنایع مس ایران برای کرمان است، پس در تخلفات هم همین رابطه برقرار است و 80 درصد تخلف هزار و 800 میلیاردی نیز به کرمان مربوط است. نماینده کرمان در مجلس تصریح کرد: البته تحقیق و تفحص مجلس از صنایع مس پس از سال 92 هم ادامه دارد و متاسفانه تخلف برخی از مدیران فعلی مس هم کم از تخلف «ن.پ» مدیر سابق ندارند.
هیچ مدیری از کرمان
بازداشت نشده؟
مسئول روابط عمومی شرکت صنایع ملی مس ایران به «پیام ما» گفت: این تخلف مربوط به مدیریت قبلی بوده است و جدید نیست. صادقی نژاد افزود: نمایندگان مجلس و قوه قضائیه در حال بررسی موضوع هستند. یک منبع آگاه نزدیک به شرکت صنایع مس ایران هم به «پیام ما» گفت: تخلف صورت گرفته در صنایع مس ایران، مختص کرمان نبوده است. وی افزود: هیچ یک از مدیران مربوط یه مس کرمان در بین دستگیرشدگان وجود نداشتند.

اگر گرفتاری مردم زیادتر شود در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟

اگر گرفتاری مردم زیادتر شود در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟

حسن روحانی در مراسم ضیافت افطار رییس جمهور با خانواده معظم شهدا و ایثارگران با اشاره به اینکه شب نوزدهم ماه رمضان شب قدر و شب امیرالمؤمنین (ع) است گفت: ماه رمضان هم ماه قرآن و هم ماه قرآن ناطق یعنی آن‌که زندگی، سخن و راهش قرآن بود، است. گزیده صحبت های روحانی را به نقل از انتخاب در زیر می خوانید:
امیرالمؤمنین (ع) جایگاهی دارد که جز پیامبر هیچ کس با او قابل مقایسه نیست. حتی خود پیامبر به او فرمود تو ویژگی هایی داری که من ندارم. تو پدرزنی داری که من ندارم. همسری با این جایگاه و دو عزیز و دردانه یعنی حسن و حسین داری که من ندارم.
همه افتخار این نظام این است که در مسیر و خط حکومت امیرالمؤمنین (ع) باشد. البته رسیدن به حکومت امیرالمؤمنین و ویژگی‌های ایشان کار آسانی نیست.
امام (ره) هرچه داشت شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) بود و مقام معظم رهبری نیز هرچه دارد شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) است. همه ما شاگرد مکتب امیرالمؤمنین (ع) هستیم اما تلاش ما باید این باشد که آن مسیر را ادامه دهیم.
شهدای ما و شما حاضرند. آن‌ها در پیشگاه حق حاضرند و از روزی حق استفاده می‌کنند. آنها ما را می‌بینند و ما در این دنیا نباید در انجام وظایف‌مان شرمنده باشیم.
وظیفه ما در برابر شهدا فقط این نیست که دولت در حد توانش به خانواده های آن‌ها خدمت می‌کند بلکه وظایف ما این است که ببینیم شهدا چه چیزی می‌خواستند.
اگر خدای نکرده جوانان ما بیکار باشند، گرفتاری‌های مردم هر روز بیشتر باشد، خدای نکرده عده‌ای از جوان‌های ما معتاد باشند، یا آسیب های اجتماعی کاری کند که شیرازه خانواده‌ها از هم بپاشد آیا ما در برابر شهدا شرمنده نیستیم؟