بایگانی مطالب نشریه
به مناسبت ۱۶ خرداد سالروز در گذشت خالق «شازده احتجاب» مرگ هوشنگ گلشیری، مرگ هرکسی نیست
به مناسبت ۱۶ خرداد سالروز در گذشت خالق «شازده احتجاب»
مرگ هوشنگ گلشیری، مرگ هرکسی نیست
رضا براهنی در رثای گلشیری نوشت: « مرگ هوشنگ گلشیری، مرگ هرکسی نیست… مرگ او مرگ یگانهایست از میان سه یا چهار یگانهی این زمان، این زبان، و این نثر. در قصهی کوتاه، تالی نداشت، ندارد. همقامتهایش هدایت و چوبکاند، و شاید ـمیگوییم شاید، بهرام صادقی و علایی و ساعدی. در قصهی بلند کار بدیع کرده اند. گلشیری نوع ادبی را به هم ریخته است… مرگ گلشیری مرگ هر کسی نیست، موت نویسنده است، موت الاکبر است».
هوشنگ گلشیری نویسنده ی بزرگ، در سال ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. در کودکی همراه با خانواده اش به آبادان رفت و تحصیلات خود را تا کلاس دهم در آنجا گذراند. از آن پس مجددا در شهر اصفهان به تحصیلات ادامه داد و در سال ۱۳۳۸ در دانشگاه اصفهان به تحصیل در رشته ادبیات فارسی مشغول شد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره، اتفاقی مهم در زندگی او بود. هوشنگ گلشیری کار ادبی خود را با جمع آوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. مدتی شعر سرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابراین سرودن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت. بعد از مدتی همراه با تعدادی از نویسندگان نواندیش جلسات یا حلقه ادبی «جنگ اصفهان» را پایه گذاری کرد.
او برخی آثار خود را در نشریاتی مانند پیام نوین، کیهان هفته و فردوسی به چاپ رساند. پس از راه اندازی جنگ اصفهان نیز گلشیری شاخص ترین چهره آن بود. در سال های ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ داستان بلند شازده احتجاب را نوشت. این کتاب در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسید.
گلشیری بعدها نیز فعالیت روزنامه نگاری را ادامه داد. از جمله اینکه سردبیری ماهنامه ادبی کارنامه را در تابستان ۱۳۷۷ بر عهده گرفت و نخستین شماره آن را در دی ماه همین سال منتشر کرد. یازدهمین شماره کارنامه پس از مرگش در خرداد ۱۳۷۹ منتشر شد. سال ۱۳۵۸ با فرزانه طاهری (مترجم) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند است.
هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۷۹ در سن ۶۱ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری مننژیت در بیمارستان ایران مهر درگذشت. او را در امامزاده طاهر شهر کرج به خاک سپردند.
مجموعههای داستانهای کوتاه مثل همیشه (۱۳۴۷)، نمازخانه کوچک من(۱۳۵۴)، جُبّهخانه (۱۳۶۲)، پنج گنج (۱۳۶۸)، دست تاریک دست روشن (۱۳۷۴) ، نیمه تاریک ماه (برگزیده آثارکتاب اول ۱۳۸۰) و داستانهای بلند، شاه سیاهپوشان، حدیث ماهیگیر و دیو ( 1363)، رمانهای شازده احتجاب (۱۳۴۸)، کریستین و کید (۱۳۵۰)، بره گمشده راعی (1356)، معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد (۱۳۵۸)، در ولایت هوا، تفننی در طنز (۱۳۷۰، در سوئد) ،آینههای دردار (۱۳۷۰)، جِننامه (۱۳۷۶، نشر باران، سوئد)، فیلم نامهی دوازده رخ (۱۳۶۷، انتشارات نیلوفر) و ویرایش گلستان سعدی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی، باغ در باغ مجموعه مقالات، در ستایش شعر سکوت، (دو مقالهُ بلند در بارهُ شعر)، جدال نقش با نقاش و بررسی آثار سیمین دانشور (از آتش خاموش تا سووشون) از جمله آثار او می باشند.
مهدی عباسی پویا شاعر کرمانی:
سپید شد، موهای شعر
شهرام پارسا مطلق – مهدی عباسی پویا متولد 1364 کرمان و دانش آموخته مهندسی صنایع است او شعر کلاسیک و آزاد را چندین سال قبل و با حضور در انجمن های ادبی دانشجویی آغاز کرده است شعرهای آزاد عباسی نشان از ذات شاعرانه او دارند و عمدتا کوتاه و حاوی دقایقی شاعرانه اند عشق، تنهایی، انسان و طبیعت در این شعرها از بسامد بالایی برخوردارند شاعر این شعرها با گسترش دایره واژگانی، تکنیک، به کارگیری بازی های زبانی و کسب تجربه های بیشتر در فضاهای متنوع و متفاوت شعر امروز خواهد توانست با استقلال زبان و بیان سطح آثارش را ارتقا بخشد.
چند شعرکوتاه را از او می خوانیم:
1
مُهر دلم را بردی،
پیش از آنکه سجده برم خدایم را..
2
خاطره ات در بسترم خزید
خاکسترم متولد شد..
3
بی نسخه خوردم
قرص کلماتت را
دلم آشوب شد
4
رسمیّت می دهند
به شب
جیرجیرک ها
و به زندگی..
غم
5
گلویم را چنگ می زند..
خاطراتت
مثل سرفه های خشک یک بیمار
6
دارم می زدند
کلمات
شعر اگر وساطت نمی کرد..
7
قافیه کم آورد،
شعر، آزاد شد.
8
خیالم در پی تو
گشت،
کمی ارشادش کن
9
روزه های ی نبودنت را گرفته ام،
چرا اذان نمی گویند؟
10
دزدانه چشمک می زنند،
چراغ های خیابان
ستاره ام را
ربوده اند
11
سپید شد
موهای شعر
بس که نیامدی
گزارش «پیام ما» از وضعیت ایمنی کار بگذارید ایمنی سرتان کلاه بگذارد
گزارش «پیام ما» از وضعیت ایمنی کار
بگذارید ایمنی سرتان کلاه بگذارد
تلفن که زنگ خورد انگار همهی مردم دنیا توی گوش مریم فریاد زدند، که اتفاقی بدی افتاده است. از پشت خط، مردی آدرس بیمارستان را برایش گفت و از او خواست که دفترچه بیمه ی شوهرش را باخود بیاورد. وقتی از پشت تلفن شنید که انگشت های همسرش بین دستگاه گیر کرده و از کارخانه به بیمارستان منتقل شده است، نگاهش به دیوار خیره ماند. حوادث حین کار واقعیت دردآوری است که بسیاری از کارگران را در مشاغل مختلف درگیر خود کرده است و دلایل زیادی را در بر میگیرد. و امکان دارد کارگر آسیب دیده و خانواده ی وی گاهی سال ها و شاید تا پایان عمر دچار عوارض مالی و جانی آن شوند.
استانداردسازی
به گزارش «خبرنگاران جوان» علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با انتقاد از بالا بودن آمار حوادث کار می گوید: «برای کاهش حوادث ناشی از کار و ایجاد امنیت روحی، روانی و جسمی در نیروی کار باید استانداردسازی و برنامه ریزی لازم صورت گیرد.امنیت شغلی در کارهای سخت و زیان آور باید افزایش یابد. بی تردید نقش آموزش و اطلاع رسانی در پیشگیری از وقوع سوانح و حوادث کار موثر و غیرقابل انکار است، آموزش مستمر و توجه به نکات ایمنی، تامین تجهیزات حفاظتی و امنیتی در محیط کار، افزایش بازرسی ها و نظارت مستمر، رعایت قوانین و مقررات کاربردی، همه از عوامل پیشگیری از حوادث ناشی از کار به شمار می روند.»
بیماری های شغلی
سیدحسن هفده تن؛ معاون روابط کار وزارت کار در این رابطه به «فارس» گفت: «سالانه بیش از یک هزار و ۴۰۰ تن در کشور بر اثر حوادث فیزیکی ناشی از کار جان خود را از دست می دهند. شش برابر این رقم نیز آمار مرگ های ناشی از بیماری های شغلی است که گریبان نیروی کار را گرفته است. ۴۳/۸ درصد موارد مرگ و میر ناشی از حوادث کار در بخش صنعت ساختمان اتفاق می افتد.»
مهدی شاهمرادی کارشناس ارشد امور بیمه شدگان تامین اجتماعی کرمان در این رابطه به «پیام ما» گفت: «دلایل متعددی برای حوادث حین کار وجود دارد که تعدادی از آنها به شرح زیر است:
الف.عدم تطابق شغل مرجوعه با توانایی کارگر
ب. عدم دقت در انجام وظایف محوله
ج. عدم آموزش
د.عدم نظارت کارفرما در حین انجام کار
ه. عدم آشنایی کارگران با قوانین کار و ضوابط اجرایی آن
م. عدم استفاده از وسایل حفاظتی وایمنی
ل. عوامل محیطی، فیزیکی و روحی و روانی و….
خود مراقبتی
آموزش در پیشگیری نقش موثری دارد. با آموزش موثر و درست بسیاری از کارگران می آموزند تا از خود در مقابل خطرات احتمالی که در بسیاری موارد فقط برای شغل خاصی است که به آن اشتغال دارند از خود مراقبت کنند. خود مراقبتی در هر جامعه ای یکی از راه های سلامتی است. ایمنی شرایط کار هم در کاهش حوادث نقش به سزایی دارد. پنجاه و پنج درصد حوادث اتفاق افتاده در محیط کار به علت نبود وسایل ایمنی و یا عدم استفاده از آن می باشد. نبود وسایل ایمنی بیشتر مربوط به کوتاهی کارفرما و عدم استفاده از آن به دلیل نداشتن دانش لازم در این زمینه است.»
محمد حسن زاده،معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی در این باره گفت:«بخشی از افراد و کارگرانی که در حین کار دچار حادثه می شوند جز مستمری بگیران تامین اجتماعی هستند و از کارافتاده به شمار می روند؛ اما کم نیستند کارگرانی که بدون پوشش بیمه ای، در محیط کار دچار حادثه می شوند. کارگرانی که اکثریت قریب به اتفاق آنها نان آور خانواده هستند و به تبع آسیب دیدگی و از کارافتادگی آن ها خانواده را به سمت فقر و شاید فقر هر چه بیشتر سوق دهد.»
شرایط کار معیوب
شاهمرادی در این رابطه افزود: «بسیاری از کارگران آسیب دیده حتی برای گرفتن غرامت از بیمه ی تامین اجتماعی اقدام نمی کنند؛ که می تواند دلیل آن ترس از اخراج باشد و این هم نشانه ای از شرایط کار معیوب است. در صورت بیمه بودن، سازمان تامین اجتماعی در صورت بروز حوادث ناشی از کار، تمامی مزایای قانونی شامل غرامت دستمزد، از کار افتادگی و استفاده از وسایل کمک پزشکی هزینه ی درمان رایگان در هنگام وقوع حادثه و کفن و دفن و … را تحت پوشش قرار می دهد. درصورتی که کارگر تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی باشد و دچار حادثه ناشی از کار شود دیگر نیازی به بیمه های خصوصی ندارد؛ لیکن کارفرما می تواند بیمه خصوصی داشته باشد تا در صورت مقصر بودن و پرداخت هزینه های ایجاد شده به نسبت درصد تقصیر؛ به عنوان مثال بیمه مسولیت بشود.»
بیمه ی مسئولیت
او تاکید کرد: «در صورت وقوع حوادث حین کار، سازمان تامین اجتماعی خدمات درمانی و بیمه ای را به افراد حادثه دیده ارایه می نماید . در صورتی که کارفرما در بروز حادثه مقصر باشد به میزان درصد تقصیر باید هزینه های سازمان در ارایه ی خدمات که به بیمه شده پرداخت می گردد را بپردازد. چنانچه کارفرما تحت پوشش بیمهی مسئولیت باشد می تواند این هزینه را جبران نماید. در ضمن ادارهی تعاون کار و رفاه اجتماعی اختلاف بین کارگر و کارفرما را حل و فصل می نماید و در صورت قصور طرفین در حوادث، بازرس آن اداره تعیین کننده مقصر و درصد تقصیر خواهد بود. گزارش حادثه ظرف مدت ۳ روز اداری باید توسط کارفرما و یا نماینده وی به سازمان و ادارات کار گزارش گردد.»
کلاه ایمنی
مهران کارگر ساختمانی ۲۲ ساله ای است که در حین کار دچار حادثه شده است. او در حالی که مشغول رنگ کردن اتاقک آسانسور بود پرت می شود، دو طبقه سقوط می کند و به شدت آسیب می بیند. او بعد از سه عمل جراحی هنوز نمی تواند راه برود. او می گوید: «پیمانکار شوهر عمه ام است. نمی توانم از او شکایت کنم. او حتی برای کارگرانش کلاه ایمنی نخریده است .روز حادثه من مهار ایمنی نداشتم. پایم از روی فلز سر خورد. من همیشه این کار را می کردم. ساختمان چندمی بود که اتاقک را رنگ می زدم. نمی دانم چه شد. پاهایم به شدت آسیب دیده اند. چند پلاتین کار گذاشته شد. پزشکان می گویند احتمال این که نتوانم دیگر راه بروم هم وجود دارد. من چون بیمه نبودم حتی غرامت هم نگرفته ام و همه ی هزینه های درمان را هم خانواده ام پرداخته اند. اصلا نمی توانم به آینده فکر کنم زیرا نمی دانم سلامتی ام را به دست می آورم یا نه! »
خصوصی سازی های غیراصولی
شیخ اسدی کارشناس روابط عمومی فنی و حرفه ای کرمان و یکی از مدرسین سازمان فنی و حرفه ای در این باره به «پیام ما» گفت:« دلیل آمار بالای حوادث کار اولا خصوصی سازی های غیر اصولی در معادن و کم توجهی به موضوع مهم ایمنی و بهداشت در صنایع و کارخانجات و به ویژه معادنی مانند زغال سنگ است که تلفات زیادی را در استان به همراه داشته است. از سوی دیگر عدم توجه به حفظ سلامتی جسمی و روانی کارگران و هزینه کردن در این زمینه باعث افزایش راندمان کاری هم خواهد شد؛ ولی عدم آینده نگری و توقع کسب سود سریع، هم سبب افزایش حوادث کار و هم افزایش بیماری ها و نهایتا از کارافتادگی کارگران می شود.اولا این برخلاف ماده ۸۵ قانون کار در زمینه ی لزوم حفظ سلامت کارگران است،ثانیا کم توجهی به ارتقای مهارت های خود مراقبتی کارگران و آموزش قبل و حین کار در زمینه ایمنی و بهداشت و نیز عدم اختصاص ملزومات ایمنی نیز نقش موثری در حوادث کار دارند.
وظایف کارفرما
ایمنی محیط کار به صورت شناسایی عوامل مختلف شیمیایی، فیزیکی، ارگونومی و… زیان آور در محیط کار از وظایف کارفرما است و بایستی پس از شناسایی در زمینهی رفع این عوامل خطرآفرین اقدام شود. اگر چه این عوامل کاملا رفع نخواهند شد ؛ ولی کاهش این خطرات در افزایش درصد سلامت کارگران و ارتقای بهرهوری هم موثر خواهد بود. آخرین مرحلهی ایمنی تهیه ی لوازم و ملزومات کاری مانند دستکش، کلاه، کفش، کارف گوشی، عینک مخصوص و… است.»
او با تاکید بر آموزش برای کاهش حوادث ناشی از کار گفت:«سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور نیز در راستای وظیفه ی خود به عنوان تنها متولی آموزش های مهارتی کوتاه مدت غیر رسمی طبق قانون در گروه خدمات و شاخه ی بهداشت و ایمنی استانداردهای مهارتی زیر را در اختیار واحدهای صنعتی و معدنی مختلف قرار می دهد:
آتش نشان صنعتی – ارزیاب ریسک ایمنی و بهداشت شغلی – ارزیابی سوانح و کنترل صحنه – ارگونومی- اطفاء حریق – اطفاء حریق مقدماتی- اقدامات اولیه در حوادث و حریق- امداد و کمک های اولیه – امدادگر حوادث- ایمنی انبار- ایمنی برق- ایمنی جوشکاری- ایمنی و بهداشت صنعتی – ایمنی کارگاه – بازرسی و کنترل ایمنی و بهداشتی در محیط کار- بهداشت و ایمنی در صنایع.»
بررسی عوامل و توجه ویژه به ناایمنی کار و محیط کاری موردی بسیار مهم است. قطعا وقتی محیط کار حداکثر ایمنی را داشته باشد و یا کارگر، دانش خود مراقبتی را داشته باشد بازده کاری و احساس مثبت به کار افزایش خواهد یافت و میان همه ی کم محبتی هایی که به این قشر می شود با افزایش ایمنی می توان کمترین تسکین را برای دردهای بی شمار کارگر باشد.
کارگران
چه میخواهند
نمایندگان کارگران در کانون شوراهای اسلامی کار در نامه ای به معاون روابط کار وزارت کار (معاونتی که مسئول پیگیری امور مربوط به ساماندهی قراردادهای کار و همچنین تعیین دستمزدها است)، برخی خواسته ها و مسائل مرتبط با بازارکار کشور را مطرح و در ادامه خواستار اجرای تکالیف وزارت کار در مباحث مطروحه شدند.
در بخشی از نامه نمایندگان کارگران آمده است: وظیفه مهم و کلیدی وزارت کار تنظیم روابط کار، حمایت و صیانت از نیروی کار در مقابل زیاده خواهی های کارفرمایان متخلف و سرمایه داران است؛ حال اگر وزارت کار و عوامل زیرمجموعه بر خلاف رسالت شان عمل کرده و نیروی کاررا به انحای مختلف در فشارهای مادی و معنی قرار داده تا کارفرمایان متخلف و سرمایه داران در حاشیه امن با خیال آسوده کارگران را مورد آزارو اذیت خود قرار دهند چه باید کرد؟
کارگران در نامه خود به معاون روابط کار وزارت کار به این موضوعات نیز اشاره کردند که با وجود اجرایی شدن توافقات هسته ای و قرار داشتن در دوران پسابرجام، اخراج ها و تعدیل نیروی کار ادامه دارد، قراردادهای موقت کار دچار نابسامانی است، شرکت های پیمانکاری نیروی انسانی افزایش یافته، قدرت خرید و معیشت کارگران بدتر شده و بیکاری نیز افزایش نشان می دهد.
نمایندگان کارگران در بخش دوم نامه خود به معاون روابط کار وزارت کار در ۱۰ بند خواسته های خود را به این شرح مطرح کردند:1-وزارت کار درصدد تنظیم روابط کار و برقراری شرایط کار عادلانه و حمایت از نیروی کار باشد ۲- اجرایی کردن درست قوانین کار سال ۱۳۶۹ به خصوص فصل یازدهم (جرایم و مجازات ها) و ابطال آیین نامه ها و بخشنامه های غیرقانونی روابط کار و تامین اجتماعی۳- (اجرایی کردن تبصره ۱ ماده ۷ قانون کار)تهیه و تصویب حداکثر مدت موقت برای کارهایی که طبیعت آنها جنبه غیرمستمر دارد.۴- نظارت بر انعقاد درست و قانونی قراردادهای کار و واگذاری یک نسخه از آن به تشکل کارگری واحد و ادارات کار ۵ – حذف شرکت های پیمانکاری نیروی کار ۶ – اجرایی کردن بندهای ۱ و ۲ ماده ۴۱ قانون کار افزایش حداقل مزد با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی اعلام می شود. چرا که افزایش قانونی دستمزد بر اساس ماده ۴۱ باعث افزایش قدرت خرید و رضایت مندی کارگران و افزایش بهره وری می شود ۷ – اجرای صحیح و قانونی طرح طبقه بندی مشاغل و بازنگری آن وفق مواد ۴۸ و ۴۹ قانون کار ۸- افزایش و نظارت بازرسی های کار به منظور اجرای صحیح قانون و ضوابط حفاظت فنی و بهداشت کار۹- حق داشتن تشکل های مستقل کارگری و حق اعتراضات و اعتصابات صنفی و جلوگیری از دخالت دولت و کارفرمایان در امور تشکل های کارگری انتخاب اعضای هیات های تشخیص و حل اختلاف و مصوبه ۲۳۷ شورای عالی کار را ابطال نمایید چرا که حق تعیین نماینده به انتخاب کانون شوراهای اسلامی کار استان از مصادیق قوانین آمره بوده و طرح آن در شورای عالی کار و رای گیری در خصوص آن فاقد وجاهت قانونی می باشد؛ دلسوزی و داعیه دلسوزتر از مادر وزارت کار و ادارات کار خود نیز حکایت از این موضوع دارد./مهر
آیین«الله رمضونی» در کرمان صندوق اعلا
آیین«الله رمضونی» در کرمان
صندوق اعلا
«همیشه شعبون؛ یه بار هم رمضون». رمضان تنها یکی از دوازده ماه سال است. اما به اندازه همه سال برای مسلمانان سراسر جهان اهمیت دارد. آداب و رسوم خاص مردم مناطق مختلف دنیا در ماه رمضان، آیین احیای شب های قدر، دعای جوشن کبیر، سحری، افطار، ختم قرآن، ، شب آخر ماه رمضان و انتظار برای اعلام رؤیت هلال ماه شوال و اقامه نماز فطر هر کدام به تنهایی کافی است تا حال و هوای رمضان مبارک تر از باقی ماه های سال باشد.
ماهی که روز و روزه اش با سحر خوانی آغاز می شود و با «ربنای شجریان» و گلبانگ «اذان موذن زاده اردبیلی» انجام می یابد.
و هر روز این برنامه ها تَکرار می شود و تا «فطر» ادامه دارد. و آن گاه است که با آمدن عید فطر جمله«عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت» مصداق عینی می یابد.
علاوه بر مراسم های مذهبی و عبادی که خاص دین اسلام و مذهب تشیع است، آداب و رسوم محلی نیز که زاده ذوق مردم هر منطقه است بر زیبایی و تنوع در ماه مبارک رمضان می افزاید. رسم هایی مانند «الله رمضونی»،«کلید زنی» و «چهل منبرون» و… که در کرمان انجام می گرفته است.
در این نوشتار به آیین«الله رمضونی» نگاهی گذرا شده است. این رسم، امروز هم به ندرت دیده می شود.
در این رسم، پسران نوجوان به صورت گروهی به در خانه های اهل محله رفته و سرودی مذهبی و عامیانه میخوانند و بر پیامبر اسلام و خاندان او صلوات می فرستند. صاحب خانه نیز به مقدار توانایی و کرم خود هدایایی از قبیل پول، خرما، بادام، نخود و کشمش و دیگر خوراکی ها به آن ها می دهند. نوجوانان هم پول ها و خوراکی هایی را که از طریق سرود خوانی جمع آوری کرده اند بین خود تقسیم می کنند.
یک از سرودهایی که نوجوانان در مراسم «الله رمضونی» می خوانند این است:
سلام کردم که سلامت باشید/ زیر علم سبز محمد باشید/ گو یا محمد، یاعلی
ما از اون بالای بالا اومدیم / ما از اون صندوق اعلا اومدیم / گو یا محمد، یاعلی
یا؛
ما از اون بالای بالا اومدیم/ ما از اون صندوق اعلا اومدیم/ توی صندوق پر از نقش و نگاره/ کبوتر پر میزنه فصل بهاره/ عطر گل و یاسمن/ یه چیزی بیار واسه من
یا؛
بله، بله/ سلام کردم که سلامت باشید/ زیر عَلَم سبز محمد باشید/ شیر علی، شیر علی، یا صاحب شیران علی/ ما از اون بالای بالا اومدیم/ ما از اون صندوق اعلا اومدیم/ داره می باره دانه دانه/ اول اومدیم ز دولت خانه/ یا ثوابی، یا گناهی، یا کاسه آبی
وقتی هم که صاحب خانه پس از شنیدن سرودهای نوجوانان، هدیه ای به آن ها می دهد. نوجوانان هدیه را دریافت کرده و این گونه از صاحب خانه سپاسگزاری می کنند:
تو که خیر دادی با ناز و نیاز/ پیش پیغمبر باشی سرفراز/ این در خانه رو وَر روزه/ صاحب این خونه مخمل دوزه
… و رمضان از آغاز تا پایانش همه خیر است و برکت.
فاصله وفا و جفا!
بخش دوم
علیجان غضنفری
[فاطمه از کئدکی نامزد پسر دایی خود است اما دل به پسر عمه شهرنشن خود بسته است]
تابستان کم کم جای خود را به پاییز برگ ریز داد. فاطمه و احمد خان که با شور جوانی و گرمای عشق شان زمان را به فراموشی سپرده بودند، کم کم به واقعیت بازگشته و سایه بختکی به نام کوهزاد را که بر روی عشق شان افتاده بود کاملا حس میکردند، دل توی دل فاطمه نبود و بیشتر از او پدر و مادرش نگران بودند که جواب دایی بچههایشان را چه باید بدهند. از فاطمه که دلشان گرم نمیشد. او حاضر بود بمیرد و زن کوهزاد نشود. شرمندگی هفت سال قول و قرار که میبایست بشکنند آنها را در جامعه سر به تک1 کرده بود.
بالاخره کوچ قشلاق آغاز شد. احمد خان وقت وداع با فاطمه گفت: دختر عمو! من میدانم که از این پس تو در این جنگ و جدال تنها هستی و یک نفره باید در برابر لشکری از اقوام و مصلحت اندیشان بایستی و من میدانم که آن جا حتی پدر و مادرت فقط تو را مخالف این وصلت معرفی میکنند و چاره ای هم جز این ندارند. توکل بر خدا کن، عهد و پیما ن مان را به یاد بیاور و مقاومت کن. من هم آرزو میکنم موفق شوی و از خدا میخواهم روزی برسد که من و تو بتوانیم بهار آینده بی مدعی کنار یکدیگر باشیم.
فاطمه با ایل رفت. احمد خان به اقرار خودش تا بهار رنگ آسایش و خواب راحت به خود ندید. وی میگفت:
– در تمام زمستان سرد و پربرف گوغر فکر و خیال خواب را از چشمانم گرفته بود. شبها در برف سنگین مثل دیوانهها ازآبادی بیرون میزدم و به مسیری که ایل رفته بود خیره میشدم و در آن روزگار که وسیلههای امروزی و رفت و آمد جدید وجود نداشت، هیچ کس نمیتوانست خبر تسلی بخشی برای من بیاورد.
از آن سو فاطمه از همان ابتدای ورود به وکیل آباد زیر بار نگاههای دل شکسته و متوقع کوهزاد و اصرار و ابرامهای مادر و پدرش که وانمود میکردند، اتفاقی نیفتاده میخواستند بساط عقد را راه انداخته و سر و ته قضیه را هم بیاورند، به کلی از پا در آمده بود. روزها به گوشه چادرشان پناه میبرد و میگریست. از خورد و خوراک افتاده بود و از آن رنگ و روی زیبا اثری نمانده بود. روز به روز زرد تر و ناتوان تر میشد. به طوری که مادر فاطمه احساس خطر کرد و ناچار، واقعیت مطلب را به برادرش – پدر کوهزاد – گفت و از آنها خواست که هر گونه خرج و خسارتی که متحمل شده اند از آنها وصول کرده و دست از سر آنها بردارند و گرنه فاطمه خود را خواهد کشت و تازه این آغاز فتنه بود. کوهزاد میرفت،پدرش میآمد. پدرش میرفت، مادرش میآمد. یکی خواهش میکرد. یکی تهدید میکرد. دیگری ادعای خسارت مینمود. فاطمه هم ناچار تمام قد در برابر خواست آن ایستاده دو پا را توی یک کفش کرد:
– روزی که کوهزاد سراغ من آمده من دست چپم را از دست راست تشخیص نمیدادم. تازه آن وقتها هم خودتان بریدید و دوختید و از من نپرسیدید که آیا او را میخواهم یا نه. حالا که بزرگتر شده ام، همین قدر میدانم که حتی یک ساعت هم نمیتوانم با کوهزاد زیر یک سقف زندگی کنم. بنابراین دایی عزیز و بزرگوارم اگر به زندگی و آینده فرزند خودت و من میاندیشی، فکر این ازدواج را از سرش بدر کنید، چون باعث و بانی جوانمرگی من و بدبختی پسرت خواهی شد.
دایی کوتاه نمیآمد و میگفت :
– کور خوندی فاطی خانوم! بعد از هفت سال قایم موشک با پسر من تازه زیر سرت بلند شدههان؟ مگه تو مملکت قانون نیس؟ حق با توست، شایدم نیس. پیشترا، دخترایی مثل تو رو دست و پا شون رو میبستن و میفرستادن دنبال عاقد. یک ریال میکردن تو مشتش، اونم در جا صیقه عقد رو جاری میکرد و طرف، دختر رو دست و پا بسته میبرد تو اتاق بغلی و تصرفش میکرد. حالام راه حلش همینه، ببین کی دارم بهت میگم، بعد گله ای از من نداشته باشیها.
فاطمه از تصور این فاجعه بدنش به لرزه میافتاد و به طوری که خودش بعدها تعریف میکرد، پس از تهدید دایی مقداری تریاک تهیه کرد که اگر کار به آنجا کشید خودش را خلاص کند.
از لحاظ سیاسی هم آن سالها پر از نا امنی و گردن کشی قدرتهای محلی بود. حکومت مرکزی کوچک ترین قدرتی در نواحی دور افتاده نداشت. سالهای پس از1320، سقوط رضاخان واشغال کشور توسط نیروهای متفقین بود. هر ماجراجویی چهار نفر را دور خود جمع کرده بود و به دزدی و گردنه بندی مشغول بود. عده ای هم بودند که با باج دادن به آنها کارشان را پبش میبردند. دایی فاطمه هم ناچار به سردسته یکی از همین دزدان مسلح متوسل شد. در آن روزگار دامنه ارزوییه تحت سیطره یکی ازاشرار محلی بود، معروف به «بهمن مد حسن» این مرد و طایفهاش جلگه را ناامن کرده و هیچ قانونی هم مانع کارش نبود. مردم دزد زده ناچار به خودش متوسل شده، بخشی از مال و احشام ربوده شده را با صلح و ظاهر قانونی به عنوان حق الکشف به خودش میبخشیدند تا بتوانند به مقداری ازمال ربوده شده دست پیدا کنند. منزل «بهمن ممد حسن» در یکی از دهات نزدیک وکیل آباد بود و برای خودش برو بیایی پیدا کرده بود.
فاطمه میگفت چند روز مانده به عید نوروز، دایی دست به آخرین تقلای خود زد، بلکه مرا تسلیم کرده و برای عید نوروز سر سفره عقد بنشاند. وقتی دید موفق نمیشود، رفت و برای چند روزی پیدایش نشد. یک روز جلوی سیاه چادر نشسته بودم و به روزگار سیاهی که درگیر آن بودم میاندیشیدم. ناگهان چشمم به دو تفنگچی اسب سوار افتاد که به تاخت رو به چادر ما پیش میآیند. پدرم خانه نبود. مادرم از وحشت نزدیک بود قالب تهی کند؛ اما مثل همه زنان عشایر که سختی زندگی آنها را برای مقابله با خطرات فراوان پرورش داده، در یک واکنش دفاعی مرا به سمت ته چادر کشاند و زیر پشته بارها و وسایل که چادر را معمولا به دو نیم میکرد و عشایر به آن «گمو»میگفتند، مخفی کرده و جاجیمیرویم انداخت و خودش چوبی در دست گرفته به حالت دفاع جلوی درب چادر ایستاد. سواران سرعت را کم کرده، جلوی چادر ایستادند و یکی از آنها با مشاهده چهره و حالت مصمم مادرم به آرامیگفت:
– باجی نترس! ما قصد آزار شما را نداریم. آمدیم پیغام خان را به شما بدیم و بریم. بهمن خان دستور داده روز جمعه، خودت و شوهرت و دخترتون را برداشته، بیارین روستای بهمن خان توی خانهاش در ضمن دستور داده. لباس مجلسی بپوشین. چون اونجا عروسی در پیش دارین. ساعت ده باید اونجا باشین. دیرم نکنینها! اینا فرمایش خان است. خان را که میشناسین. دستورش باید اجرا بشه. بی چون و چرا. شوخی ام با کسی نداره. ما وظیفه داریم پیغام را برسونیم که رسوندیم. فعلا هم کار دیگه ای نداریم. اما اگه فرمان رو نادیده بگیرین،عواقبش دیگه به عهده خودتونه.
و سپس به تاخت از چادر دور شدند.
دو روز باقی مانده بود به روز موعود. سخت ترین روزهای زندگی من بود. دیگر بحث اصرار خانواده دایی و انکار من مطرح نبود. موضوع حیثیت و آبروی خانواده ام در میان بود. پدرو مادرم که تا حالا تلاش میکردند فشارهای روحی وارده بر من را کاهش دهند. این بار در جبهه مخالف من قرار گرفته بودند. حق هم داشتند. با داستانهایی که از قانون شکنیها و بی رحمیهای این دزد سر گردنه شنیده میشد خود و مرا بازنده اصلی این بازی میدیدند. آن هم به شکل زننده و بی رحمانه ای! اما من تصمیم خود را گرفته بودم و به پدر و مادرم اطمینان دادم که من هم یک عشایرم و بیشتر از خودم به فکر خانواده، ایل و عشیره خودم هستم. ایمان داشته باشید که نه دست کوهزاد به من خواهد رسید و نه دست ایناشرار زور گو که این قدر از او ترسیده اید.
مادرم که از آرامش عجیب و غریب من در چنان موقعیتی ترس برش داشته بود، فریاد زد:
-آخه دختر، تو به چه اطمینانی این طور کله شقی میکنی، این بابا دزده،اشراره، گردنه بند و بی قانونه، میفهمییعنی چی؟ قصه قساوت و بیرحمیش همه جا رو پر کرده، کی میخواد نجاتت بده، اون احمدخانت ام که سی فرسخ ازت دوره که به دادت برسه. تازه اگر اینجا هم بود، این مردکه بی رحم مثل مورچه زیر پا لهش میکرد. والله این اطمینان تو داره بیشتر منو میترسونه. بگو چی تو اون کله بی مغزته ؟!
-: نترس مادر، من جمعه با شما میآم. بالا خره یکی اون بالا هم هس که به من کمک کنه؟
فوری دست به کار شدم و نامه بلند بالا و پرسوز و گدازی به عشقم نوشتم و یاد آور شدم که:
من تا الان که این نامه را مینویسم بر عهد و پیمانی که با هم بستیم وفادار مانده ام و فردا که مرا به وعده گاه میبرند ممکن است آخرین روز زندگی من باشد و دیگر نتوانم تو را ببینم. پس همین جا تو را به خدا سپرده و امیدوارم خدا به من قدرتی بدهد که بتوانم چند ساعت باقی مانده را نیز همچنان بر وفای به عهد با تو پایدار باقی بمانم.
ادامه دارد …
1- سر به تک: سر به زیر، شرمنده
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش شصت و هفت
همین که قوای پلیس جنوب ترتیبی گرفت دیگر کسی به حضور اقدس والا[شاهزاده نصرت الدوله] اهمیتی نمی داد. چه برسد به این که در جلویش به خاک بیفتند. عاقبت با وضعیتی که پیش آمده بود، دیگر در کرمان حنایش رنگی نداشت و نمی دانم آیا برای آن که نمی توانست اوضاع را تحمل نماید خودش تقاضا کرد یا از مرکز او را خواستند و عازم تهران گردید. و پس از اندکی به جایش حشمت الدوله والاتبار انتخاب گردید. و با این تغییر و تبدیل ها دیگر به کلی از آن چه اشخاص تعهد کرده بودند به دار الایتام ماهیانه بدهند سرباز زدند و آمد و رفت فراش دارالایتام بی نتیجه بود.
مشکل بی پولی و مسوولیت نگاهداری یک عده طفل که گذشته ار تهیه خورد و خوراک، مخارج دیگری هم داشتند طاقت فرسا بود. حاکم جدید مطابق معمول که هر چه حاکم سابق ساخته باید خراب کند، گوشش به این حرف ها آشنا نبود و کارهای همکار سابق خود را تمام لغو و بیهوده می دانست و بر عکس چنان که بعداً بیان خواهد شد کارشکنی هایی هم کرد.
اگر دیگری به جای پدرم بود، بدون معطلی اطفال را مرخص و خود را از دردسر راحت می کرد. اما از آن جایی که از روز اول با صمیمیت و دلسوزی انجام این خدمت را محض رضای خدا افتخاراً بر عهده گرفته بود. خداوند متعال به او توفیق عنایت فرمود و در رحمتی به رویش گشوده گشت. او به این خیال افتاد که کارگاه های کوچکی به طور نمونه ترتیب دهد و کاری نماید که اطفال به اندازه مخارج خودشان از بافتن پارچه ای که شبیه به پوست بره باشد امورشان بگذرد و پس از چند روز بچه ها توانستند در هر روز هر کدام یک قواره پارچه به اندازه روار یک کلاه از دستگاه در آورند. مشتری کلاه هایی که بچه ها می بافتند تنها همان اداره پلیس جنوب بایستی باشد. اما در وهله اول رؤسای پلیس جنوب پارچه های پوست نما را نپسندیدند ولی پدرم رسماً به آن ها نامه ای نگاشته و از این که همه ساله تعداد زیادی بره را برای پوست آن ها کشته و این عمل به آذوقه مردم ایران لطمه می زند اعتراض کرد و به علاوه به آنان تذکر داد که پوست های بره به علت آن که شسته نمی شود مطابق بهداشت نیست. در صورتی کلاه هایی که به آن ها عرضه شده ممکن است همه هفته شست و شو شود. و بالاخره با دلایل دیگری حضرات حاضر شدند کلیه کلاه های افراد پلیس جنوب را به پارچه های پوست نما اختصاص دهند. این موفقیت سبب شد که گذشته از آن که مخارج کلیه موسسه ایتام از راه کلاه بافی عاید گردد وجوهی هم به نام پس انداز در بانک ذخیره شود و آن موسسه به خودی خود از عوایدش با آن که عده ای به نفرات آن جا افزوده شده بود اداره گردد.
مخروبه بودن محل سکونت اطفال و موجودی وجوه نقدی پس انداز پدرم را بر این داشت که در صدد افتد از زمین خندقی که از سال های قبل با فروش خانه خود مسطح و هموار کرده بود استفاده کند. یعنی در آن جا بنایی ساختمان نماید با شوق و امیدواری شروع به کار شد. کارگران مشغول کندن جای پی های عمارت شدند.
ولی پس از دو روز از طرف اداره نظمیه مامورینی آمدند و کار ساختمان را به عنوان آن که این محل را دولت می خواهد زندان بسازد لنگ کردند. بیچاره نوشته ای را که حسام الملک روزی به او داده بود، برداشته به اتفاق به اداره نظمیه رفتیم. متأسفانه شخصی که نامش سید احمدخان و معروف به معاون نظمیه بود، به جای آن که کمک نماید بنای گربه رقصانی را گذارد گفت: این زمین که شما می گویید دولتی است و اگر هم مخارجی در تسطیح آن کرده اید از جیب شما رفته و این جا باید زندان شود.
اختلاف استاندار و شورای شهر کرمان در جلسات علنی به
همدلی در جلسه غیرعلنی تبدیل شد
ماه عسل پشت درهای بسته
شامگاه یکشنبه جلسه شورای شهر کرمان در حالی با حضور استاندار کرمان و بدون حضور خبرنگاران برگزار شد که سایت استانداری کرمان از همدلی استاندار و اعضای شورای شهر در این جلسه خبر داد. این در حالی است که پیش از این بارها اختلافات مقام عالی دولت در استان و شورای شهر کرمان علنی شده بود. همین موضوع این سوال را پیش می آورد که چه اتفاقی رخ داده که اختلافات در جلسات علنی به همدلی در جلسه غیرعلنی تبدیل شده است؟
«از اعضای شورای اسلامی شهر کرمان به منظور همراهی در پیشبرد پروژه های عمرانی شهر قدردانی می کنم. استان کرمان برای بازیابی به نقش تاریخی خود نیازمند این همدلی و همزبانی است.» «از پشتیبانی های استاندار کرمان قدردانی می کنم.» عبارت اول را علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان و عبارت دوم را علی اکبر مشرفی رییس شورای شهر کرمان در جلسه شامگاه یکشنبه شورای شهر کرمان گفته است. جلسه ای که برخلاف هفته های پیشین شورای شهر کرمان، غیرعلنی و بدون حضور خبرنگاران برگزار شد. دلیل این غیرعلنی بودن هم البته به حضور مهمانان شورای شهر برمی گشت. استاندار کرمان به همراه ذکااسدی معاون سیاسی امنیتی، سیف الهی معاون عمرانی، حجت الاسلام عرب پور مشاور و توحیدی فرماندار کرمان مهمان شورای شهر کرمان شد تا عید دیدنی اعضای شورا را پس دهد. در آن جلسه که فروردین ماه 95 برگزار شده بود، گلایه های زیادی از هر دو طرف مطرح شد اما در جلسه شامگاه یکشنبه، طبق گزارش سایت استانداری، خبری از گلایه نبود و استاندار و اعضای شورای شهر بر همدلی و همزبانی تاکید کردند. نکته جالب در این میان، تبدیل شدن اختلافات در جلسات علنی به همدلی در جلسه غیرعلنی است. در جلسه شامگاه یکشنبه، زمان هفتگی برگزاری جلسات عمومی شورای شهر کرمان، به جز خبرنگار روابط عمومی استانداری کرمان، هیچ خبرنگاری (از جمله خبرنگار سایت کرمان شهر آنلاین وابسته به شورای شهر و شهرداری کرمان) را به جلسه راه ندادند و درست در همین جلسه که هیچ خبرنگاری حضور نداشت، تمامی اختلافات استاندار کرمان و اعضای شورای شهر جای خود را به تعامل و همدلی و همزبانی داد. همدلی و همزبانی که البته پیش از این و در جلسات علنی دیده نمی شد.
تهدید به افشای ناگفته ها از سوی استاندار
شهریور ماه سال گذشته بود که برای اولین بار اختلافات بین استاندار و شورای شهر کرمان علنی شد. در جلسه پیگیری پروژه های شهری، رزم حسینی به تندی از برخی اعضای شورا انتقاد کرد. او در آن جلسه خطاب به گیلانی یکی از اعضای شورای شهر کرمان گفت: این شهر دارد متحول می شود و اعضای شورای شهر هر کدام بازی در می آورند. این کار را بخواهی بکنی من یک سری مطالب ناگفته ای هست که به مردم می گویم. گفته باشم ها. این صحبت های استاندار کرمان در حالی بیان شد که اعضای شورای شهر کرمان در گیر و دار انتخاب هیات رییسه بودند.
تشدید اختلافات بر سر اجرای پروژه بام
پروژه هتل بام کرمان باعث شد تا اختلاف استانداری و شورای شهر بیش از پیش شود. استاندار کرمان در چندین جلسه بدون نام بردن از اعضای شورای شهر، به طور غیرمستقیم از مخالفان پروژه هتل بام انتقاد کرد. مخالفانی که چندتایشان عضو شورای شهر بودند. رزم حسینی دی ماه 94 در جلسه شورای اداری گفت که متاسفانه عده ای کارهایی میکنند که شایسته نیست، اطلاعات آن موجود است اما نمی خواهیم آبروریزی کنیم، ولی اگر لازم باشد شفاف سازی خواهیم کرد. چندی بعد هم سیف الهی معاون استاندار کرمان هم از سلب صلاحیت یکی از اعضای شورای شهر کرمان خبر داد.
باندبازی در شورای شهر؟
اسفندماه 94 بود که اختلافات اعضای شورای شهر و استاندار کرمان به اوج رسید. این بار هم رزم حسینی بود که به طور مستقیم از شورا انتقاد می کرد. او در جلسه پیگیری پروژه های شهری به طور مستقیم از باندبازی در شورای شهر کرمان خبر داد. وی گفت که خواهشم این است که اعضای شورای شهر همکاری کنند و اگر طرح میدان مشتاقیه اجرا نشود، تمام جزئیات کار را به مردم خواهم گفت تا مردم بدانند چه وضعیتی در این شهر وجود دارد. استاندار کرمان افزود: من اجازه نخواهم داد که عده ای مانع توسعه و پیشرفت شهر شوند. اسم کسانی را که در مسیر اجرای پروژه ها مانع ایجاد می کنند اعلام خواهم کرد. وی با اشاره به عدم حضور رئیس شورا در جلسه پیگیری پروژه های شهری افزود: اگر آقای مشرفی مسئولیت پذیر بودند در این جلسه حضور پیدا می کردند. رئیس شورا باید برای اجرای این پروژه رای گیری می کرد و آنچه که نظر اکثریت اعضای شورای شهر بود را انجام می داد. من از فردا اسامی کسانی را که مخالفت می کنند خواهم گفت. استاندار کرمان در ادامه گفت: من نوار تمامی جلسات شورا را گوش می کنم و می دانم در شورا چه می گذرد. وی که هر لحظه عصبانی تر می شد خطاب به جعفری و منصوری دو عضو شورای شهر که در جلسه حاضر بودند گفت: کارها را پیگیری می کنم و اگر قرار باشد کارشکنی شود استان ساخته نمی شود، یک روز یک خانم قهر می کند و از جلسه می رود بیرون و روز دیگر یک آقا قهر می کند. در شورای شهر کرمان باند بازی شده 8 نفر یک طرف اند و 7 نفر در طرف دیگر.
پاسخ شورا به استاندار: آقای استاندار سعی کند حرمت رای مردم را نگه دارد
بالاخره پس از چندین بار انتقاد صریح استاندار کرمان از عملکرد شورای شهر کرمان، حجت الاسلام ربانی زاده سخنگوی شورای شهر کرمان با صدور بیانیه ای جواب استاندار را داد. این بیانیه دو روز بعد از جلسه پیگیری پروژه های شهری صادر شد. در بخشی از این بیانیه تند و صریح آمده بود: خواهشمند است آقای استاندار به جای جوسازی رسانه ای علیه شورا که قطعا به مصلحت شهر و شخص آقای استاندار نیست و ایجاد تقابل خواهد کرد به طور واضح و کاملا مصداقی- مصادیق باند بازی را در شورای شهر کرمان بیان کند. این بیانیه ادامه داده بود: چه بخواهید و چه نخواهید شورا انتخاب مردم است و جناب عالی به عنوان مدیر اجرایی شهر کرمان سعی کنید حرمت رای مردم را نگه دارید و موجبات تضعیف شورا را فراهم نفرمائید. همچنین در این بیانیه خطاب به استاندار گفته شده بود که زبان تهدید دور از شان و جایگاه شماست و جناب آقای رزم حسینی خوب می داند که شورا یک نهاد فرمایشی نیست که هر چه دیگران دیکته کند بدون مطالعه و چشم بسته عمل نماید.
عید دیدنی با طعم گلایه
سال 95 در حالی آغاز شد که اختلاف اعضای شورای شهر کرمان و استاندار نه تنها کم نشد که بیشتر هم شده بود. اعضای شورای شهر 21 فروردین ماه جاری برای عید دیدنی به استانداری رفتند. این جلسه اما نه تنها فضایش شبیه به عید دیدنی نبود که گلایه های زیادی از هر دو طرف عنوان شد. استاندار کرمان از شورای شهر انتقاد کرد که اگر بیشتر همکاری می کردند سرعت پروژه ها بیشتر می شد. در طرف مقابل رییس شورای شهر کرمان هم مدعی شد که اطلاعات داده شده به رزم حسینی درباره شورای شهر، اشتباه است. این عید دیدنی با این گلایه ها تمام شد تا شیرینی عید هم نتواند از اختلافات بکاهد.
در غیاب رسانه ها بهار آمد!
در حالی که اختلافات بین مقام عالی دولت و اعضای شورای شهر چندین بار در رسانه ها منتشر شده بود، در جلسه دو روز پیش بدون حضور رسانه ها به یکباره اختلافات تمام شد و بهار آمد. در گزارشی که سایت استانداری کرمان منتشر کرده در این جلسه بر ادامه! همدلی و همزبانی شورای شهر و استانداری تاکید شد و هیچ خبری از گلایه و تنش نبود. همین موضوع این سوال را پیش می آورد که چه اتفاقی رخ داده که اختلافات در جلسات علنی به همدلی در جلسه غیرعلنی تبدیل شده است؟ و اینکه آیا واقعا اختلافات استانداری و شورای شهر تمام شده است؟ اگر اینگونه است و اختلافی در کار نبوده و خروجی جلسه اینقدر مثبت می شد، چرا از حضور خبرنگاران در این جلسه جلوگیری شد؟
رییس شورای شهر کرمان: غیرعلنی بودن جلسه تصمیم مشترک شورا و استانداری بود
رییس شورای شهر کرمان در ارتباط با جلسه غیرعلنی استاندار و شورای شهر کرمان به «پیام ما» گفت: جلسه شامگاه یکشنبه یک جلسه خصوصی بود و آقای استاندار برای بازدید به شورا آمدند. علی اکبر مشرفی افزود: این جلسه غیرعلنی نبود بلکه خواستیم شلوغ نباشد. وی در پاسخ به این سوال که چه کسی تصمیم گرفت جلسه غیرعلنی باشد، اظهار داشت: تصمیم مشترک شورای شهر و استانداری بود. مشرفی در پایان گفت: همدلی خوبی بین استانداری و شورای شهر وجود دارد.
سخنگوی شورای شهر: رییس شورا گفت که استاندار خواست جلسه غیرعلنی باشد
سخنگوی شورای شهر کرمان هم در این رابطه به «پیام ما» گفت: من از غیرعلنی بودن جلسه خبر نداشتم. حجت الاسلام ربانی زاده افزود: وقتی به جلسه آمدم دیدم که خبرنگاران حضور ندارند. از رییس شورا پرسیدم و ایشان گفتند که استاندار خواسته جلسه غیرعلنی باشد. وی تصریح کرد: از نظر من غیرعلنی بودن جلسه قابل قبول نیست و خبرنگاران باید به جلسات بیایند. وی در پاسخ به این پرسش که چگونه اختلافات در این جلسه غیرعلنی به همدلی تبدیل شد، اظهار داشت: در هر صورت می خواستند که اینطور عنوان شود که بین استانداری و شورا تعامل وجود دارد. ربانی زاده اضافه کرد: جلسه شامگاه یکشنبه بدون تنش بود اما باید بگویم که همچنان در خصوص برخی پروژه ها دیدگاه ما با استاندار متفاوت است و حرف هایی داریم. ما به مردم تعهد دادیم و در مقابل هیچ کس حاضر به زیرپا گذاشتن منافع مردم نیستیم.
مدیر روابط عمومی استانداری: شورای شهر میزبان بود، از خودشان بپرسید
مدیر روابط عمومی استانداری کرمان هم در این رابطه به «پیام ما» گفت: ما دعوت شورای شهر کرمان بودیم و آن ها میزبان استاندار بودند. عظیم زاده افزود: بهتر است از خودشان بپرسید که چرا جلسه غیرعلنی بود زیرا ما میزبان نبودیم.
معاون استاندار: این جلسه غیررسمی بود
نه غیرعلنی
معاون عمرانی استاندار کرمان هم در این خصوص به «پیام ما» گفت: این یک جلسه غیررسمی بود و جلسه کاری محسوب نمی شد. ابوالقاسم سیف الهی افزود: ما مهمان بودیم. جلسه چون غیررسمی بود خبرنگاری را دعوت نکردند. وی در پاسخ به این سوال که چگونه اختلافات در جلسات علنی به همدلی در جلسه غیرعلنی تبدیل شد، اظهار داشت: برگزاری این جلسات به همدلی بیشتر کمک می کند. همانطور که تاکنون این همدلی وجود داشته است.
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان خبر داد اجرای طرح مفتاح الجنه در ماه مبارک رمضان
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان خبر داد
اجرای طرح مفتاح الجنه در ماه مبارک رمضان
فاطمه پورمرادی
وحید میرزایی مدیر کل کمیته امداد امام خمینی استان کرمان در نشست خبری در جمع خبرنگاران ضمن تبرک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان اظهار داشت: شما اصحاب رسانه یار صدیق و یار پنهان بخش آسیب پذیرجامعه و نیازمندان بوده اید.
وی افزود: در طول سال فعالیت های ما در بخش های مختلف بوده اما این یکماه یکبار رمضان بسیار مهم است و می تواند.
وی تصریح کرد: در سال گذشته 10 هزار خانواده را در طرح مفتاح یاری دادیم و حدود 6 هزار آن در ماه مبارک رمضان صورت گرفت. این مسئول گفت: بخشی از نیاز های ضروری این خانواده ها را ما در با حضور خیرین تامین کردیم و حدود 15 میلیارد و 900 میلیون ریال در قالب طرح مفتاح کسب در آمد شد . وی ادامه داد: امسال نیز 600 خانوار در طرح مفتاح در دستور کار داریم و طرح شفا نیز از دیگر طرح های ما است که در قالب کمک به بیماران و پیدا کردن حامی برای این بیماران صعب العلاج است.
وی بیان داشت: طرح اطعام و افطار نیازمندان را در طول ماه مبارک رمضان داریم، در سال گذشته بیش از 23 میلیارد ریال برای افطار برای نیازمندان کمک داشتیم.
مدیر کل کمیته امداد امام خمینی بیان کرد:6هزار و 700 نفر از فرزندان محسنین را حامی قرار دادیم و حدود 23 هزار نفر را داریم که فاقد حامی هستند و لازم به ذکر است که مبلغ دریافتی فرزندان محسنین ماهیانه 315 هزار ریال است.
وی اذعان داشت:13 هزار و 800 یتیم نیازمند تحت پوشش در استان کرمان داریم ، در سال گذشته 181 میلیارد 510 میون ریال کمک برای این ایتام جمع آوری شده است.
وی گفت: در طی سال های اخیر توجه عموم مردم به ایتام بیشتر شده است . این مسئول خاطر نشان کرد: هر چند که مشکلات اقتصادی زیاد شده است اما ما به یاری مردم و با تدابیری توانستیم همچنان یاری خود را به نیازمندان ادامه دهیم.
وی اضافه کرد: ما اگر زکات را به کار نکیریم یاری خیرین را نداشته باشیم صدقات نباشد به تنهایی نمی توانیم به تمامی این نیازمندان کمک کنیم.
حجت الاسلام والمسلمین مصطفی طاهری، معاون توسعه مشارکت های مردمی هم بیان کرد: در کرمان برای اولین بار صدقه به صورت الکترونیکی پرداخت می شود و با ارسال عدد 1 به 8887 می توانند صدقه را به صورت الکترونیکی پرداخت کنند.
سیدحسن خمینی در دیدار با ظریف: مسیر عزت از هورا کشیدن نمیگذرد
سیدحسن خمینی در دیدار با ظریف:
مسیر عزت از
هورا کشیدن نمیگذرد
حجت الاسلام سیدحسن خمینی در وزارت امور خارجه حضور یافت تا با وزیر امور خارجه، معاونان، مدیران و کارکنان این وزارتخانه دیدار کند. به گزارش خبرآنلاین محمدجواد ظریف، پس از اقامه نماز ظهر و عصر به امامت یادگار امام، پیش از سخنرانی حجتالاسلام و المسلمین سید حسن خمینی ، طی سخنان کوتاهی به وی خیر مقدم گفت و اظهار کرد: دیدگاههای حضرت امام سرمایه گرانسنگ دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی است. در ادامه این دیدار سیدحسن خمینی در جمع پرسنل وزارت خارجه گفت: باید استقامت داشت، استقامت توام با خوف و رجا.
اهم اظهارات یادگار امام را به نقل از خبرگزاریها بخوانید؛
مگر امام عزیز ما کم سختی دید؟ اگر کسی فکر کند مسیر عزت از طریق هورا کشیدن و آفرین شنیدن می گذرد، در اشتباه است.
باید روی عقیده ایستاد و استقامت کرد. کارشناس در هر حوزه ای باید نظر کارشناسی خود را بدهد و نه برای خوشایند دیگری نظرش را عوض کند.
آقای ظریف را جامعه ما به عنوان یک فرد زلال در داخل و در برابر بیگانگان با وقار، مقتدر و مودب می شناسد.
اگر کسی برای نام نیک زندگی می کند باید بداند که استقامت رمز بقاء نام نیک است؛ گرچه زندگی کردن با چنین هدفی اشکال دارد؛ «در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست/ درقید نام ماند اگر از نشان گذشت». اما اگر برای پیمودن یک راه و روش صحیح زندگی می کنیم نباید به سخن دیگران توجه کنیم و باید استقامت کنیم. تن دادن به غوغاسالاری و تسلیم شدن در مقابل هیجانات مقطعی کار اکثریت افراد است، اما بزرگان از این مسیر به بزرگی نرسیدند.
بدانید که ماندن نام پیامبر(ص) بر سر مأذنه ها به خاطر استقامت ایشان است و چنین راهی گرچه سنگ و دشنام و فحش دارد اما عزت دارد.
در روزگار ما کسانی که عزیز هستند کم آزار ندیده اند، مگر امام نفرمود ظرف فرزندم مصطفی را در فیضیه آب کشیدند؟ ایشان انواع و اقسام دشنام ها را شنیدند، حتی ملیت ایرانی ایشان را زیر سوال بردند، در تبعید لباس روحانیت را از ایشان گرفتند اما استقامت کردند. بنابراین اگر فکر کرده اید که مسیر پیروزی از خوشی و هورا شنیدن و تشویق می گذرد اشتباه کرده اید.
البته برای به دست آوردن عزت کار نکنید زیرا هدف گرفتن چنین مقصدی از ابتدای کار، ایراد است؛ اما حتی اگر چنین نتیجه ای را مدنظر دارید راه آن همین است؛ خصوصا اگر کارشناس باشید.
کسی که وجاهت ملی را با خود به درون قبر می برد اشتباه می کند، البته خداوند اجر چنین افرادی ررا می دهد اما باید روی عقیده ولو به قیمت وجاهت و آبرو ایستاد؛ همانگونه که در امور نظامی تعبیر رایجی می گوید نظامی ها یک عمر نان می خورند تا در روز مبادا جان دهند.، اما اگر یک فرد نظامی در آن روز خاص جان خود را ندهد تمام نانی که یک عمر خورده است حرام خواهد بود. کارشناسان نیز در هر حوزه ای عمری نان می خورند که نظر خود را در هنگام لزوم بیان کنند.
ارتشی که ریشه هایش در خانه های مردم نباشد ممکن است فقط چند دقیقه دوام بیاورد اما اگر ریشه های مردمی داشته باشد می تواند 8 سال مقاومت کند. دنیا فراز و فرود دارد اما به رغم مشکلات باید دل خویش را قوی داریم.
آنگونه که از متن جامعه حس می کنم و نظرسنجی ها نیز این واقعیت را تایید کرده اند، امروز اعتماد ملی در مقیاس بالایی نسبت به دستگاه دیپلماسی وجود دارد و اعتماد مردم به صداقت شخص آقای ظریف و دوستان ایشان در سطح بالایی است که این اعتماد هم یک سرمایه است و هم امر مسئولیت ساز.
از دعوت از نوه امام تا کنایههای عضوجبهه پایداری
در صدا و سیما
خبرآنلاین نوشت: دو شب بعد از حضور سیدحسن خمینی در تلوزیون، وحید یامینپور مجری محبوب جریان پایداری بر گرایشات سیاسی صدا و سیما در قاب تلویزیون حاضر شد. او در اولین حضور خود بعد از سالها ممنوع التصویری علاوه بر توهین به مردم تهران با بکار بردن لفظ «جناح شکست خورده در انتخابات7 اسفند»، دولت و نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی را هم در اهانت بی نصیب نگذاشت. یامین پور در این برنامه زنده با بکار بردن الفاظی که شایسته یک مجری تلوزیونی در برنامهای زنده و جدی نیست، فرزندان خمینی را رزمندگانی خواند که در جبهه های نبرد با داعش می جنگند، نه کسانی که به گفته او با امام عکس یادگاری دارند و از قبل ایشان گردن کلفت کرده و نعره میکشند! وی که حتی سعی نکرد خشم خود و جریان متبوعش از شکست 7 اسفند را پنهان کند، در مورد لیستی رای دادن مردم تهران در انتخابات مجلس دهم گفت: «کوفه شهر حامیان امیرالمومنین بود اما در گذر تاریخ، شهر غافلان شد و امیرالمومنین و فرزندانش را تنها گذاشت، هر شهری می تواند کوفه باشد و هر شهری می تواند کوفه بشود»! شاید آنچه در فاصله بین 12 تا 14 خرداد از صدا و سیما پخش شد، بیانگر سیاستی باشد که علی عسگری به عبارتی ناگزیر است در دوران ریاست خود در صدا و سیما بکار گیرد. «یکی به نعل بزند و یکی به میخ». سیاستی که بعید است سبب شود تا مردم این رسانه را «ملی» بدانند نه «میلی».
آیت الله هاشم زاده هریسی: کسانی که حرمت بیت امام را
می شکنند و می گویند انقلابی اند، دروغ می گویند
انتخاب نوشت: آیت الله هاشم زاده هریسی اظهار داشت: اگر تلویزیون واقعا علیه یادگار امام کاری کرده، باید بگویم واقعا اقدام بسیار زشت و ناپسندی بوده است. وی ادامه داد: حرمت بیت امام باید حفظ شود. به این زودی ها حرمت ها نباید شکسته شود.
هر کسی که حرمت خانواده امام را می شکند و و با کنایه و طعنه های تند به بیت امام و بالاخص سیدحسن خمینی، ادعا می کنند انقلابی و ولایتی هستند، شعار دروغ سر می دهد. عضو مجلس خبرگان با اشاره به تغییر و تحولات در صداوسیما گفت: ما شاهد بودیم که سید حسن آقا اخیرا به تلویزیون دعوت شدند، این اقدام خوبی بود، ولی اینکه چرا هنوز از این دست طعنه ها علیه ایشان روی انتن می رود جای سوال دارد؟
قالیباف: آنهایی که از حرفهای سیاسی من انتقاد میکنند، سیاسی کاری می کنند
ایسنا نوشت: شهردار تهران در پاسخ به سوالی مبنی بر سخنان سیاسی وی و برخی از معاونانش گفت: اینکه برخی از حرفهای سیاسی من انتقاد میکنند، خود یک کار سیاسی است. قالیباف با بیان اینکه من در شهرداری مشغول به خدمت به مردم هستم، افزود: هرکجا که کار کردم، اعم از نیروی انتظامی، شهرداری هیچگاه کار سیاسی نکرده و نه کاری را با نگاه سیاسی انجام دادم.
باهنر: منتقدان دوست دارند روحانی تک دوره ای شود، اما معلوم نیست اینگونه شود
انتخاب نوشت: محمدرضا باهنر گفت: اینکه آقای روحانی یا هر رئیسجمهور دیگر توقع داشته باشند مخالف نداشته باشند، شدنی نیست. به هر حال منتقدان علاقه دارند دولت آقای روحانی یک دورهای شود؛ البته معلوم نیست که علاقه آنها به کرسی بنشیند، به هر حال در سیاست هیچ اتفاق غیرممکنی وجود ندارد.
آیت الله لاریجانی: عده ای گمان می کردند مسئله برجام که تمام شود آمریکایی ها کوتاه می آیند
آیت الله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی گفت: اصرار و تاکید مقام معظم رهبری، بر حفظ وحدت و هماهنگی در مواجهه با دشمنان سرسخت نظام است؛ چرا که عده ای گمان می کردند مسئله برجام که تمام شود آمریکایی ها کوتاه می آیند اما اکنون می بینیم که آنها بدتر عمل می کنند./ روابط عمومی قوه قضاییه
احمد خاتمی: روزی که رهبر انقلاب ایده می دهند، فردای آن روز نباید کسانی که تربیون در دست دارند، ضد آن سخن را بگویند
انتخاب نوشت: آیت الله احمد خاتمی روزی که رهبر معظم انقلاب ایده، آرمان یا فریادی می دهند، فردای آن روز مردم نباید از کسانی که تربیون در دست دارند، ضد آن سخن را بشنوند که این جامعه را دو قطبی می کند، یعنی اجانب حس کنند در ایران دو حرف تأثیر گذار است که این خلاف حقیقت است، این کشور تنها یک رهبر دارد بلکه همه گوش به فرمان این رهبر واحد هستند.
آیتالله هاشمی: اقتصادمقاومتی به معنی ریاضت
کشیدن نیست
خبرآنلاین نوشت: آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: اقتصاد مقاومتی بهترین راه حل توسعه است، خیلیها تصور میکنند منظور از اقتصاد مقاومتی، ریاضت و سختی کشیدن است. در حالی که اقتصاد مقاومتی به ما میگوید با نگاه درون زا و بروننگر، رقابتگرا، تولید و تجارت و استفاده از تجربیات و تکنولوژی دنیا، در راه توسعه و پیشرفت کشور گام برداریم.
رفیقدوست: ایران به تشکیل «سپاه پاسداران عراق»
کمک میکند
باشگاه خبرنگاران نوشت: فرمانده اسبق سپاه گفت: اگر سپاه پاسداران عراق تشکیل شود ما حاضریم با تمام توان در تشکیل آن کمک کنیم. سردار سرتیپ «محسن رفیق دوست» فرمانده اسبق سپاه پاسداران با اشاره به تشکیل سپاه پاسداران عراق اظهار داشت: اگر عراق بخواهد سپاه پاسداران تشکیل دهد ایران حاضر است تجربیات خود را در تشکیل سپاه پاسداران عراق به این کشور انتقال دهد.
توصیه آیتالله سبحانی به دولت: اداره یارانهها را به
کمیته امداد واگذار کنید
ایسنا نوشت: آیتالله سبحانی، مرجع تقلید، گفت: دولت اداره یارانهها را به کمیته امداد واگذار کند، کمیته امداد میتواند یارانهها را به افرادی که مستحق آن هستند برساند.
پیشنهاد زیباکلام به روحانی: نامزد ریاست جمهوری نشوید
تا چهره ملی شوید
تسنیم نوشت: صادق زیباکلام استاد دانشگاه به روحانی پیشنهاد داد: از کاندیداتوری مجدد صرفنظر کنید تا در این صورت به یک چهره ملی تبدیل شوید.ما چهره و شخصیتی را میخواهیم که مقداری کاریزمای ملی و عمومی داشته باشد که در شرایط کنونی، هم آقای عارف و هم آقای ظریف از چنین کاریزمایی برخوردار هستند. هیچکدام از چهرهها و شخصیتهای اصلاحطلب و اعتدالگرا نمیتوانند به اندازه عارف و ظریف با احمدینژاد دهانبهدهان شوند. هیچکدام از شخصیتهای اصلاحطلب یا چهرهها و شخصیتهای معتدل و میانهرو اعم از آقایان هاشمیرفسنجانی و یا روحانی، آن صفاتی را که آقای احمدینژاد از آن برخوردار است؛ ندارند.
اقدامات اطلاعاتی سپاه برای آزادی احمد متوسلیان و ۳ دیپلمات ایرانی در بند
تسنیم نوشت: دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه احمد متوسلیان و ۳ دیپلمات دیگر زنده هستند، از اقدامات خوب امنیتی و اطلاعاتی سپاه پاسداران برای آزادی حاج احمد متوسلیان و ۳ دیپلمات دیگر خبرداد. سرلشکر محسن رضایی در حاشیه اختتامیه نخستین کنگره جهانی اقتدار در جمع خبرنگاران در پاسخ به این پرسش که آیا برای آزادی حاج احمد متوسلیان و 3 دیپلمات دیگر اقداماتی از سوی ایران انجام شده است یا خیر، خاطرنشان کرد: از همان ابتدای دستگیری 4 دیپلمات توسط رژیم غاصب اسرائیل، اقداماتی برای کسب اطلاع از سرنوشت این عزیزان آغاز شد. در حال حاضر هم با اطلاعاتی که از سوی مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور انجام شده، متوجه شدیم آن عزیزان زنده هستند.
ابلاغ قانون الزام دولت به پیگیری خسارات ناشی از اقدامات و جنایات آمریکا از سوی رییسجمهور
رییس جمهوری، قانون الزام دولت به پیگیری جبران خسارات ناشی از اقدامات و جنایات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران و اتباع ایرانی را برای اجرا به وزارت امور خارجه ابلاغ کرد.
به گزارش خبرآنلاین این قانون در جلسه علنی روز سهشنبه مورخ بیست و هشتم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 29/2/1395 به تأیید شورای نگهبان رسیده است.
راور جزو سه منطقه بزرگ سکونت یوزپلنگ آسیایی در ایران
راور جزو سه منطقه بزرگ سکونت یوزپلنگ آسیایی در ایران
مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی سازمان محیط زیست کشور گفت: شهرستان راور جزو 3 منطقه بزرگ سکونت یوزپلنگ آسیایی در کشور است. به گزارش ایسنا جوکار در نخستین همایش آموزشی و توجیهی پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در شهرستان راور گفت: به دلیل سال ها تهدید و تلف شدن یوزپلنگ آسیایی در مناطق مختلف کشور و برای عدم انقراض این موجود، تفاهمنامه پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی از سال 80 بین سازمان ملل متحد و سازمان محیط زیست کشور منعقد شد.
وی با اشاره به اینکه تنها این گونه در حال انقراض در بخش کوچکی در ایران مشاهده شده است، تصریح کرد: این مدل یوزپلنگ در هیچ جای جهان شناسایی و یافت نشده و در شهرستان راور چندین قلاده از یوزپلنگ آسیایی مشاهده شده است و برای حفاظت و نگهداری از آنان برنامه ریزی های خاصی صورت گرفته است . مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی گفت: در ایران به تنهایی 10 مدل گربه سان وجود دارد که در جهان بی نظیر است و یوزپلنگ آسیایی حیوانی نجیب و بی آزار بوده و پناهگاه این حیوان فقط در ایران می باشد و شهرستان راور جزو 3 منطقه بزرگ سکونت یوزپلنگ آسیایی در کشور است و چشم دنیا به این سمت کشیده شده و باید جهت حفظ و نگهداری و احیای آن برنامه ریزی کنیم.
وی در زمینه خسارت پوزپلنگ به احشام اهلی و دامداران مناطق اظهار کرد: به جهت نگهداری از این گونه در حال انقراض در سال 87 بیمه دانا طی قراردادی که با محیط زیست کشور منعقد کرده که در صورت خسارت دامداران از تهدید یوزپلنگ آسیایی به دام های سبک و سنگین خسارات آنان را تضمین و جبران نماید و در این خصوص از دامداران و ساکنین روستاها خواست تا در صورت مشاهده یوزپلنگ هیچ عکس العملی را نشان نداده و از انقراض و تلف کردن یوز جلوگیری کنند .
فرماندار راور هم گفت: حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در شهرستان به عنوان یک مرکز و پایلوت در کشور طراحی شده است و یک برند برای شهرستان محروم راور محسوب می شود.
سیدحسن میرصادقی اظهار کرد: امروزه اهمیت محیط زیست و مشکلات موجود در این حوزه بر همه آشکار است که همه برای زیستن و زندگی بهتر به آن نیاز و توجه دارند و متاسفانه شاهد هستیم چه خسارت های جبران ناپذیری توسط انسان بوجود می آید که غیر قابل جبران است .وی توسعه و پیشرفت عمرانی امروز را در گرو حفاظت از محیط زیست دانست و افزود: اگر به محیط زیست اهمیت ندهیم در آینده نزدیک با شرایط دشواری روبه رو خواهیم بود.
